خاطرi شوهر خاله کثیف

0 بازدید
0%

سلام دوستان من نه کونی هستم نه گی فقط خاطره تلخی برام افتاد گفتم بزار بگم من الان ۲۷ سالمه تو ایران نیستم ۵ سالی میشه مهاجرت کردم به انگلیس اسمم جاوید اسم شوهر خاله من امیر که هم شوهر خاله من میشه هم پسر عموی بابام ما تو یکی از شهرستانهای غرب کشور زندگی میکردیم اسم شهر نمیگم من اون زمان ۱۸ سالم بود و شوهر خالم ۲۷ سال داشت ما تازه خونه ساخته بودیم همیشه خاله من خونه ما بود روزا و شب ها موقع خواب با شوهرش میرفتن خونشون۱ شب خاله من خسته بود و تو خونه ما بودن شام که خوردیم چایی خوردیم شوهر خالم گفت پاشو بریم خالم خیلی خسته که مامانم گفت همین جا بمونید که شوهر خالم قبول نکرد به خالم گفت تو بمون من میرم که خالم ۱ دفعه به من گفت تو باهاش برو تنها نباشه تو صبح خواستی بیای زنگ بزن بگم ۱ چیزی بیار من قبول کردم رفتیم ۲ تا جا کنار هم انداخت امیر ما خوابیدیم حدودا ۱ ساعت بعد دیدم ۱ چیزی به کونم چسبیده دیدم کیر امیر خودم زدم به خواب گفتگو الان بیخیال میشه چند دقیقه گذشت دیدم شلوار منو داره می کشه پایین کوشید پایین با کونم بازی میکرد بعد با کیرم خودم زده بودم به خواب ولی اون میدونست بیدارم یواش یواش کیروشو میزاشت لای پام داشت با سوراخ کونم ور میرفت توف زد به انگشتش داشت فرو میکرد من خودمو صفت کردم نزدیک نیم ساعت باهام ور رفت بعد نیم ساعت خودش ارضا کرد وسط پاهای من رفت اون ور خوابید ازش نفرت پیدا کردم الانم که الان هیچ وقت از یادم نمیره چرا پا نشدم همون لحظه از اون خونه بیا بیرون پشیمونم اگه بد نوشتم ببخشید دوستان نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.