چطور علی کونی ام کرد

0 بازدید
0%

با سلام این خاطره واقعیتی از کون دادن من به دوستم علی اسم من نیماست من الان ۲۵ و علی ۲۸ سال داره الانم باهم رابطه داریم من و علی حدودا ۷ ساله دوستیم باهم میرفتیم میگشتیم دختر بازی اینا اولا من با خیارو کیر مصنوعی حال میکردم اینو بگم کونم بزرگ بی مو و عکسش تو پروفایلم هست فیلم نگا میکردم با خودم میگفتم وقتی کیر واقعی میره تو کون چه حسی داره دوستیمون ۳سال اینا گذشت علی دوستم کیر کلفت ۱۹ داشت از روی شلوار دیده میشد خیلی دوست داشتم کیرش تو کونم حس کنم بلخره تصمیم گرفتم دلم در یا بزنم و یه راه واسه کون دادنم به علی پیدا کنم اون خیلی میخواست کون بکنه به من میگفت البته بعضی وقت ها دست به کونم میزد منم دستش رد میکردم یه روز بهش گفتم علی گفت جانم گفتم واست دوست دختر گیر اوردم گفت خیلی خوبه کجاست گفتم شمارت دادم بعد از ظهر بزنگه این دوست دختره کیه خودم من صدای دختر خوب در میارم اصلا معلوم نیست بلاخره بعد از ظهر تماس گرفتم با صدای دختر گفتم سلام گفت سلام گفتم اسمم نگینه نیما معرفیت کرده خوشحال شد و کلی حرف زدیم گفت کی ببینمت گفتم بابام تعقیبم میکنه عکس میدم نیما بهت بده یه عکس از نت پیدا کردم کمیاب دادم بهش خیلی کیف کرد منو برد نهار یه هفته گذشت من همون پریسا زنگ زدم البته روشو باز کرده بودم حرف های سکسی اینا گفتم سکس داشتی گفت نه ولی بلدم گفتم اینطور نه باید سکس کنی یاد بگیری بعد باهم حال کنیم گفت چکار کنم گفتم یه نفر پیدا کن واسه سکس گفت ندارم گفتم پسرم نداری گفت نه گفتم پس نیما چیه شوکه شد گفت اون قبول نمیکنه گفتم من بگم میکنه میخوای گفت کونش بزرگه خوبه گفتم راضیش میکنم گفت باشه بعد ز یه روز تماس گرفتم گفتم حله ت هم بزنگ الان بگو واسه جمعه قرار گذاشتیم برین مسافر خونه قطع کردم دیدم بعد ۱۰ دقیقه زنگید گفتم سلام علی گفت سلام نیما گفت نیما نگین تماس گرفت گفتم اره بابا منم نتونستم روش روزمین بندازم خندید گفت باشه جمعه مسافر خونه منم کل موهامو بااسپری زدم صاف وصاف و همش فکر میکردم جمعه کی میاد بلاخره جمعه شد صبح زنگ زد گفت اماده ای گفتم اره رفتیم خ امام مسافر خونه اون گرفت چون شناسنامش شهرستانه گرفت و رفتیم اتاق نشستیم گفتیم چکار کنیم گفت شروع کنیم دستش رو زد به کونم از روشلوار مالش داد دستم هم گذاشت روکیرش منم اروم مالش میدادم بعد دستش رو کرد از پشت شلوارم گرمای دستش حال دیگه میداد یکم مالید کمرم رو باز کرد و لباس زیرم که در اورد دیدم هنگ کرد گفتم چی شد گفت پسر تو همچین کونی داشتی اخ جون کونم سوراخم رو لیس میزد اخ اوه میکردم بعد کمرش رو باز کردم کیر بزرگ از زیر شلوارش زد بیرون خیلی حالم عوض شد کیرش داد دهنم گفت بخور ساک زدم طعمش یه جوری بود ولی عادت شد اون کونم میخورد من کیرش رو یه نیم ساعت خوردیم و گفت بشین رو کیرم من هر چقدر فشار اوردم نرفت تو وازلین اورده بودم زدم کونم و کیرش اروم نشستم دیدم سره کیرش رفت تو یکم فشار همش رو تو کونم اونم میگفت اخ چه کونی با دستش به کونم میزد یه چند دقیقه به همین حال موندیمو اره اروم عقب و جلو کردم حال حسابی میکردم میگفتم علی پارش کن اون گفت دولا شو دولا شدم کریش کرد دوباره کونم شروع به تلنبه زدن کون میلرزید و گرم شده بود میگفتم بکن بکن تند بکن بعد گفت بخواب خوابیدم بالش گذاشت زیر شکمم بازم تلمبه کرد بدم حال دیگه ای داشت و بعد گفت حالت سگی میکنمت گفتم مال خودته پارش کن جرم بده بعد ۳۰ دقیقه دیدم گرمای شدیدی وارد کونم شد گفت ارزا شدم همین موقع منم ارزا شدم یه ساعتی همین طور موندیم و بعد تا ساعت ۵ عصر دو بار ارزا شد و از اون موقع هفته ای دویا سه بار منو میکنه تو حموم عمومی و خونه خودشون و تو کوه خلاصه خیلی حال کردم این داستان خودم بود نظر یادتون نره ممنون نوشته نیما کاربر

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.