همجنس گرایی

0 بازدید
0%

اولا اسم ها واقعی نیستند دوما داستان سکسی نوشته نشده سوما گی هست و اینکه با فحش دادن مادر کسی جنده نشده که مادر من دومیش باشه البته فروید گفته فحش به سلامت روانی کمک میکنه اما اخلاقیاتم مهمه هرجور میدونین اسمم ارمانه 17 سالمه از راهنمایی متوجه شدم تمایلات همجنسگرایانه دارم و البته فک میکردم همه اینطورن و همه مثلا از سینه بزرگ زنونه بدشون میاد تا یه بار که با یکی از دوستام حرف میزدم اون فهمیدو عکس العملی نشون داد که فهمیدم براش غیر عادی بوده یه جای کار میلنگه و منم کابلو گرفتم خودمو زدم به اون راه که نه برادر من دخترامرا رم دوست دارم اما پسرام جالبن مگه نه برادر الکی بعدا فهمیدم که نه انگار ماجرا جدیه همه از دختر خوششون میاد اا این وسط انگار ما اینطوریم بعد همین طوری گذشت البته رفتار ضد نقیض میدیدم که بشتر گیجم میکرد مثلا بچه ها میمالوندن و البته من بعضی ها لب میگرفتن نه جلوی همه تو دستشویی مدرسه بعدم میگفتن میخدیدن و خلاصه ما حسابی ایستگاه شده بودیم که اگه گین پس قربون صدقه رفتن دخترا چیه اگه گی نیستن پس این حرکات چیه منم ادم اب زیر کاه نه دروغگو و درونگرایی بودم و از این بچه اروما عواطف و تمایلاتمو تو جمع اینا نمیگفتم و حسابی حواسمو جمع کرده بودم یه بغل دستی هم داشتم خیلی خوب بود هم گوشت بود همه وقتی شق میکرد کیرش زیر اون پارچه لباس فرم راهنمایی وقتی ضایع میشد خیلی جذاب میشد و ما هم از نعمت های الهی از اونجا استفاده میکردیم و داعم مل شق بودیم هم من هم اون اما مشکل اینجا بود که من وابستگی عاطفی پیدا میکردم و یا مثلا کمی احساسای تر بودم بروز نمیدادم خارجی ها یه اصطلاح دارن ما معادلشو نداریم میگن یعنی یارو تو گلوت گیر کرده جنسی و عاطفی اما با عشق فرق داره و چون اکثرا میمالوندن و کسی هم لو نمیداد کسی هم میفهمید ملاک گی بودن نمیشد کم کم راهنمایی و شیرینیاش تموم شد اما خب بزرگ تر شدم و البته جذب مذهب شدم و تمام تمایلات جنسی و عاطفی من توسط خودم سرکوب میشد که این تمیلات خودشو توی عواطف دینی نشون میداد عشق تصعید شده ی شهوته البته فشار های وجدان مذهبی و کلی عاطفه و تمیلات جنسی و نگاه جامعه نپذیرفته بودن این تمایلات و عدم بروز اینها به هر دلیلی کیر شقو و عذاب وجدا ن هم زمان بوی گند عرق جق شهوت با احساس گناه گریه بعد از خود ارضایی و نگاه به لب های برجسته دوستام سفیدیه بدنشون تو زنگ ورزش و تحمل اینها تو طولانی مدت نتیجش شد تجربه های جنون امیز و از دست دادن سلامت روانی نه به طور کامل من توی اول و دوم دبیرستان نه اینکه یه ادم روانی مثل فیلما شده باشم من کاملا عادی بودم کنار بقیه توی مدرسه توی اتوبوس با دوستام کص شر میگفتم اما مثلا اگه یهو میخندیدم سریع بدش میزدم زیر گریه خواب های خیلی طولانی میدیدم تعبیر خواب فروید رو بخونید اگه نمیفهمید خلاصه گدشت و من دست پام جمع کردم بین عواطف دینی و همجنسگرایی هم جنسگرایی انتخاب کردم من شرمنده نیستم که یه همجنسگرام اما افتخارم نمیکنم به فرض همجنس گرایی مریضیه که نیست روانیه این چه طرز برخورد با میرضه از نظر بعضی هام خاتمی اعدام درمان این مریضه شما حتی اخلاقیات نسبت به مریضم به جا نمیارید مطمعنا همجنسگرایی یه معضله از نظر جامعه شناسی فلسفه دین و و اما نیازی به انقدر نفرت توهین نیست نمیخوایم که با باباتونو بکنیم والا اروم بگیرید یکاریش میکنیم دیگه اگه این داستان منتشر شد بعدا خاطره اولین گی و گیم تو استخر براتون میگم که چطور به صورت متمدنانه با نصب گی پیدا کردم نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.