سامان و سبحان

0 views
0%

سلام من اسمم سامانه و بیست سالمه و البته اینم بگم که اسما مستعار هستش چون آشناهام زیاد اینجا میان و ماجرا برای 4 سال پیشه من یه پسر سفید با قد 1 87 و وزن 79 در ضمن ورزشکار هم بوده و کیرم 18 سانت بود اما سبحان یه پسر خوشگل سفید با کون قلمبه و برجسته که دو سال از من کوچیکتره و از 15 سالگی تو کفش بودم که تو حدودا 16 سالگی به آرزوم رسیدم من به سبب داشتن فامیلای کصکش خیلی زود تر از زمانش با سکس و فیلم سوپر آشنا شدم و چند باری هم منو کرده بودن سبحان دوست داداشمه که از دوران ابتدایی رفیق بودن خونه ما خیلی میومد با هم خودمونی بودیمو فیلم سوپر هم خیلی میدیم تا اینکه خونشونو عوض کردنو یه کمی از ما دور شدن من تا قبل از این که به بلوغ برسم به فکر کردنش نبودم و به وجود اومدن این فکر تو ذهنم همزمان شد با دور شدنش از ما و من کاری جز جق زدن به یادش نمی کردم خجالت میکشیدم که بهش پیشنهادو بدم ولی رفته رفته که ماهی یبار خونه ما میومد من همزمان دستم رو پاهاش بود و با رونای گندش بازی میکردم که بیشتر از این راه نمیداد ولی کم کم با سوراخش بازی میکردم و همزمان جق میزدم یروز تو تلگرام باهاش شروع به صحبت کردن کردم و حرفای دلمو زدم و فهمیدم اونم از دادن بدش نمیاد به چند نفری داده خلاصه بعد دو هفته خونشون خالی شد و با هم قرار بیرون هم گذاشتیم من اول دم داروخونه رفتمو بهش گفتم که دم در واسته رفتم یه کاندوم با تاخیری گرفتمو بعدش رفتیم معجون خوردیمو اومدیم خونه که حدودا ساعت 7 بود و بهم گفت بیا بریم حموم اول اون رفت تو حمومو لخت شد بعدشم من تو اتاق لخت شدمو رفتم تو حموم وای چی میدیدم اون کونی که همش به یادش جق میزدم حالا درست رویروم بود ولی خودم رو کنترل کردم با شامپو و صابون بدن نرمشو شستم بعد خودم هم دوش گرفتمو باهام افتادیم رو تختش و شروع به خوردن لباش کردمو کیرم شق شق شده بود بعد چند دیقه لب گرفتن گردنشو خوردمو خواستم که واسم ساک بزنه اونم کیرمو تو دستش گرفتو یه تف سرش انداخت و شروع به خوردن کرد و گرمای دهنش تموم حونمو گرفنه بود منم اولین باری بود که کیرم خورده میشد واسه همین حس خوشایندی داشتم و بعد چند دیقه بهش گفتم روی شکم دراز بکشه و منم واسه این که سوراخشو وا کنم اول با یک انگشت بعدم دو انگشتی انگشتش کردمو کون تمیزی هم داشت خلاصه سولاخش که وا شد کاندومو رو کیرم کشیدم و کل کیرمو با یه فشار توی کونش جا کردم و گفتم که لبه تخت حالت داگی استایل بگیره اونم به گفته خودش اینطوری راحت تر بود منم شروع به تلنبه زدن کردم که سبحانم ناله هاش شروع کرد و عین جنده ها ناله میکرد و منم بعد نیم ساعت داشتم ارضا میشدم که کاندومو از رو کیرم برداشتمو گفتم کجا بریزم اونم گفتم بریز تو دهنم آبمو با فشار تو دهنش ریختمو همشو با ولع خورد بعد بیحال شدمو روش دراز کشیدمو ازش لب گرفتم و دوباره حموم رفتیمو بعد بیرون شامم زدیمو ازش تشکر کردمو رفتیم بعد از اون ماجرا هر وقت مکان گیر بیاد میکنمشو اونم هی تو دادن حرفه ای تر که بعدن حتی واسم زنانه پوشی و آرایشم میکرد با تشکر که این خاطره من و سبحان رو خوندید نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.