به گی علاقه ندارم ولی شدنی شد ۱

0 بازدید
0%

قسمت اول سلام اسم من حمید است و از افغانستان هستم و خاطره خوردا برایتان شریک میسازم هر چند باید نا گفته نماند که برای اینکه شما بیشتر با اصطلاحات افغانی آشنا نیستین از اصطلاحات ایرانی هم مینوسیم و اگر فحش ندهید خوب میشود برای اینکه وقتی در شهوانی وارد میشی هر چند چیزی متوجه میشوی از قبیل سکس با محارم گی سکس های و غیره که باید قابل تحمل شد من حمیدم ۱۵ سالمه یک پسر خوشکل با قد ۱ ۷۵ وزن ۵۰کیلو و یک فایتر رشته فری فایت قصه از اونجای آغاز شد که توی مسابقات ۵۰ کیلو باید شرکت میکردم و برای مسابقات بعضا آمادگی ها رو میگرفتم و رفتم به مغازه که همه چیمو از همانجا تهیه کنم رفتم که توی مغازه یک مرد که با سن تقریبا ۳۸ ساله قد ۱ ۹۰ آنجا تنهایی نشسته بود رفتم بعد از حوال پرسی بعضی اجناس رو که میخواستم برداشتم و قیمت هاشون رو پرسیدم و کلی توی قیمت هاشون دعوا کردیم هی و هو که متوجه شدم که به بهانه ها به سینم و شانم و پشتم دست میکشه و خودشو میماله بهم منم نادیده گرفتم و بکارم ادامه دادیم و تو قیمت ها جور اومدیم و تمام اجناس و برداشتم پولشو دادم و خواستم برم که گفت وایسا اینم یک تحفه نا چیز بابت این همه خریداری ها منم قبول کردم گرفتم که یک دستکش بود و کلی تشکر کردم که گفت میشه شماره واتسپتو بدی گفتم باشه اما چرا گفت هیچی بعدا احوالتو میگیرم منم بهش دادم که رفتم یک هفته گذشته بود که هنوز از مسابقات خبری نبود که سر کله این پیدا شد و بهم اس داد بعد کلی احوال پرسی و این و آن خداحافظی کرد و هر شب اس میداد که یک شب بهش گفتم که فردا مسابقه دارم که گفت منم میام منم آدرس و بهش گفتم فردا تو مسابقه پیداش شد بعد احوال پرسی نشستیم روی مبل که نچندان خوب بود اونجا بود که من بعدا رفتم لباس مسابقه رو تنم کردم که یک شورت بود که سینه هام رو دید که دیدم حسابی حشری شده و کلی به هر بهانه یی دست میکشید رو سینه هام منم کم کم خوشم اومده بود که نوبت من شد و مسابقه دادم که پیروز شدم بعدا اومدم رفتم که لباسامو تنم کنم وقتی شورت رو از تنم کشیدم متوجه شدم یکی دیدم میزنه بلی همون آقا بود یادم رفته که اسمش علی بود خود علی پشت در منو نگاه میکنم به من گفت عجب کون گنده یی هستی منم سریع شلوارمو تنم کردم و لباسمو پوشیدم و بیرون شدم که گفت بریم مغازه من قبول نمیکردم و هی التماس میکرد که گفتم باشه میریم اونجا رفتیم که مغازه رو باز کرد که هیچکی نبود و رفتیم شربت آورد و خوردیم منو گفت که تا حالا سکس داشتی گفتم نه گفت به چی دلیل گفتم اصلا خودم نخواستم گفت درسته و هی دستشو به رونام میمالوند منم حشری شده بودم چون من تو فری فایت بودم تو کل زندگیم بیش از ۷ یا ۸ بار جرق نزدم چون کمرم سفت باشه که مسابقاتو باید برنده شم خوب گفتم من دیگه میرم گفت باش هنوز وقته گفتم نه میرم گفت پس یک لب بده برو گفتم نه اصلا دلم بد میشه گفت نمیشه هنوز کجا شو دیدی خیلی کیف هم داره منم حشرم زده بود بالا ولی اصلا دلم نمیخواست که لب بدم گفتم ولی به خاطر که حشریم بود گفتم باشه که مثل حیولا رفت در مغازه رو قفل کرد و اومد لبامو هی میبوسید اولش دلم بد میشد ولی بعدا هی خیلی خواستنی بود دیدم که آروم آروم گردنمو میخوره منم رو مبل نشستم اومد لباسمو از تنم کشید و سینه ها مو هی خورد گه دیگه راحت تو کف دادن بودم و بعدش شلوار و شورتمو کشید و هی کون گنده مو نگاه میکرد و مثل حیولا ها کونمو میخورد بعدش یک انگشتشگو کرد تو که خیلی دردم گرفت که چند لحظه بعد دومش رو کرد که دیگه سومی شو که کرد جر میخوردم دیگه سوراخم باز شده بود هی کیرشو بیرون آورد که مثل برق سه فاز سرم خورده باشه برق از چشام پرید یک کیر کلفت ۲۵ سانتی که دیگه از همین الان فهمیدم که جر خوردم گفت ساک بزن سرشو که تو دهنم میکردم دهنم پر میشد یک ربع ساک زدم که گفت بسه و منو به حالت سگی کرد و یک تف تو سوراخم کرد و کله کیرشو تو کونم برابر کرد و هی فشار میداد که کونم پاره میشد که با یک تلمبه تا تخماش کرد توم که دیگه دادم به هوا رسید و هی میگفت اینقدر سر و صدا نکن که تلمبه میزد و کونم جر میخورد ۴۵ وقیقه تو هر حالت منو میکرد و هی لبامو گاز میگرفت چون کمر خیلی خوب سفت داشت توی ۴۵ دقیقه آبش اومد و تمامشو ریخت تو کونم بعد منم خودمو تمیز کردم و رفتم خونه ادامه دارد نوشته حمید

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.