عباس آقا و کون تپل من

0 بازدید
0%

سلام اسم من نیلوفر بیست چهار سالمه از اصفهان خیلی حشری و داغم خب بزلرین از قیافه و هیکلم بگم موهام بلند و مشکی تا کمرم چشای درشت مشکی دارم و یه لب گوشتی که هر کسیو به هوس میندازه اما هیکلم اونقدا خوب نیس قدم صدو شصت و پنجه و هشتاد کیلو وزنمه و چاقم بدنم سفید ه یه کون تپل و بزرگ ژله ای سینه های سایز نود دارم عاشق سکسم و مخصوصا با مردای سن بالا از قضا یه چند ماهی بود مغازه زیر خونمونو یکی به اسم عباس آقا اجاره کرده بود و نونوایی راه انداخته بود عباس آقا یه مرد شکم گنده با حدودا پنجاه سال سن که موهای سرشم یکم خلوت بود و یه سیبیل شاه عباسی هم داشت که قیافشو خیلی مردونه تر کرده بود نمیدونم چرا ولی خیلی به فکرش بودم همیشه تو تخیلاتم سکس با اونو تصور میکردم یه چن باری هم تو سلام احوال پرسی کرم ریخته بودم و اونم دوهزاری دستش افتاده بود یه چند ماه گذشت یه شب که خونواده مهمونی دعوت بودن و منم به بهانه اینکه حالم خوب نیس نرفتم و میدونستم این بهترین موقعیته که عباس آقارو بکشم خونه البته از رفتاراش معلوم بود اونم بدش نمیومد واس همین رفتم پایین تو نونوایی گفتم عباس آقا شب مغازه رو میبندین دوتا نون تازه لطف کنین بیارین دم خونه اونم چشمی گفت و منم زود رفتم خونه یه دوش اساسی گرفتم و حسابی ترو تمیز کردم منتظر شدن تا حدود ساعت نه بودکه زنگ خونه به صدا درومد درو باز کردم پشت آیفون گفتم بفرمایید بالا من حالم خوب نیساگه زحمتتون نیس تا بالا بیاین بعدش تو آینه خودمو مرتب کردم یه تاپ بدن نما صورتی و یه دامن کوتاه تنگ سفید تنم کردم و موهامو ریختم دورم تا در خونه صدا کرد پریدم و درو باز کردم عباس آقا چشاش برق زد و نون داد و گفت بفرما خانمی مامان بابا تشریف ندارن_نخیر رفتن مهمونی شما بفرما تو و یه چشمک زدم سریع اومد و تو و یهو قیافش جدی و حشری شد و اومد طرفم محکم منو چسبوند به دیوارمحکم لبامو میبوسیدو قربون صدقم میرفت و کونمو میمالوند وحشیانه تاپو دامنمو در اورد زیرش هیچی نبود خودشمتند تند لخت شد حتی شرتشم سریع دراورد باورم نیشد یه شکم گنده با یه کیر کلفت دراز و پشمالو دستشو گزاشت بین پاهام کسمو میمالوند آه و نالمون کل خونه رو گرفته بود گردنمو میبوسید و دم گوشم میگفت جرت میدم جرت میدم جنده جون تپلم تو مال منی مادرجنده بهت نشون میدم گاییدن ینی چی خیلی خشن بود دستمو گرفت و منو برد اتاق خوابو پرتم کرد رو تخت جای اسپری و کاندومو بهش نشون دادم اسپری رو کیرش خالی کرد و کاندومو پرتاپ کرد اونور و گفت این سوسول بازیا به ما نیومده به شکم دراز کشیدم کون تپلم جلوش بود افتاد روم محکم خودشو بهم فشار میداد از پشت بغلم کرده بودو محکم بوسم میکرد منم دیگه صدام کل خونه رو ورداشته بود بلند شدو اونم بلند شدو روم نشست محکم میزد به کونم که عین ژله میلرزید سیلی پشت سیلی کونم سرخ شده بود و اونم قربون صدقم میرفت_جووووووون کونتو قربون جیگر خودم جرش میدم خودم پارش میکنم کون تپلتو جنده کوچولوی من مال منی زیر خواب خودمی جنده خانم تپلی تو دیگه زن منی هر شب زیرمی کونده مادرجنده بازم محکم میزد رو کفلای کونممنم دیگه گریم در اومده بود ترسیده بودم از وحشی بازیاش صدام در نمیومد فقط گریه میکردم دوتا کفلامو محکم از هم باز کرد در حالی که از شعوت لرزش دستاشو حس میکردم سرشو گزاشت بین کفلامو محکم فشار داد سوراخمو میخورد و میبوسید گهگاهیم کفلامو گاز میگرفت و سیلی میزد بعدش بلند شد کیرشو اورد جلو دهنمو بدون اینکه چیزی بگه محکم کرد ش تو دهنمو خودشو بهم فشار دادو تو دهنم تلمبه زد نفسم بالا نمیومد میخواستم پاشم ولی با دستش و سیلی هایی که بهم میزد مانع میشد_بخورش جووووووون دوسش داری دیدی چقد بزرگه همین تا چن دقیقه دیگه تو کوس و کونته خانمم بعد پنج شیش دقیقا کیرشو از دهنم دراورد و دوباره رفت پشتم پاهامو باز کرد و از پشت یه راست کیرشو تا ته کرد تو کسم یه جیغ بلند زدمو خودمو کشیدم جلو و لی عباس عصبانی شد و محکم زد به پهلوهام و با همه زورش تو کسم تلمبه میزد کیرشو میکوبوند به ته کسم بزرگی کیرشو تو کسم حس میکردم حس میکردم دیواره های کسم دارن پاره میشن با هر ضربه یه جیغ کوتاه میکشیدم دیگه نای دست و پا زدن نداشتم بهد ده دقیقه تلمبه پاشد منو به پشت خوابوند و گفت خب خانم کوچولوی تپل من کست حسابی آماده شده هنوز کجاشو دیدی درد اصلیت مونده ببینم میتونی زیر فانتزی های سکسیم دووم بیاری یا نه بعدش رفت شیشه مشروبو از رو میز ورداشت فقط یه گیلاس تهش موند بود تو لیوان خالیش کرد و یه مقدار کمی هم تهش گزاشت تا دیدم داره با شیشه مشروب میاد سراغم ترس ورش داشت میدونستم قراره چیکار کنه چشام از وحشت گرد شد به التماس افتادم تورووووخدا توووووروووخدا عباس آقا اینکارو نکن ولی جواب التماسام چیزی جز سیلی نبود_خوب گوش کن جنده جون تکون بخوری کوس و کون برات نمیزارم منم از ترس ساکت موندم چشامو بستم عباس پاهامو باز کرد سر بطری مشروبو گزاشت دم دهانه کسم محکم چشامو بهم فشار میدادم و ملحفه رو تو چنگم فشار میدادم یک آن محکم سر شیشه مشروبو فرو کرد تو کسم یه ده سانت از بطری درون کسم رفت بقیش چون پهن بود دیگه داخل نمیرفت یه چن ثانیه نگه داشت آروم شروع به تلمبه زدن کرد یه دو دقیقه تلمبه زدو بعد آروم آروم شدتشو بیشتر کرد خودشم از دیدن این صحنه از حشر زیاد نعره میزدبعد ده دقیقه بیخیال شد منم این وسط برای بار دوم ارضا شدم دیگه بی حال شده بودم دوباره منو به شکم خوابوند و افتاد رومو کیرشو کرد تو کسم یه پنج دقیقه تو کسم تلمبه زد که در گوشم گفت تپل خانم جنده شاشم میاد آماده ای تو کست خالیش کنم منم دیگه نای حرف زدن نداشتم فقط از چشام اشک میومد کیرشو محکم تا ته فشار دادو تو عمق کسم شاششو خالی کرد شاشش از بغلای کسم زد بیرون و میریخت رو تخت کسم داغ شده بود از شاشش ولی اون دوباره شرو کرد تلمبه زد یه بیست دقیقه دیگه هم تلمبه زدو بالاخره آبش اوندو تو کسم خالیش کردو بیحال شدو تا صبح رو هم بیحال دراز کشیده بودیم نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.