<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>آنجاییکه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%A2%D9%86%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C%DA%A9%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:56:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>آنجاییکه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ببینم کوچولو چی لای پاهات داری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%86%db%8c-%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%86%db%8c-%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 May 2019 06:42:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایان]]></category>
		<category><![CDATA[آنجاییکه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[امتیاز]]></category>
		<category><![CDATA[اومدید]]></category>
		<category><![CDATA[بازکنم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بچگانه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بیاورم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[توانست]]></category>
		<category><![CDATA[توانستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیت]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[درخشید]]></category>
		<category><![CDATA[دستهایم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوزناک]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرارها]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتماون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتالویی]]></category>
		<category><![CDATA[لبهایم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[یکباره]]></category>
		<category><![CDATA[یکدیگر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/E4RbwXk6IYA3_xv7QsmHnw/007/886/804/1280x720.2.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="ببینم کوچولو چی لای پاهات داری" title="ببینم کوچولو چی لای پاهات داری" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>بودم . دانشجو بودن در فیلم سکسی آن زمان خودش امتیاز بزرگی بود نه مثل الان که مدرک دکتری هم حتی به درد پاک کردن کیر و سکسی کوس هم نمی خورد. یه روز مامانم شاه کس که از جشن عروسی بازگشته بود از دختر زیبایی صحبت می کرد که از آشنایان کونی دور ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/E4RbwXk6IYA3_xv7QsmHnw/007/886/804/1280x720.2.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="ببینم کوچولو چی لای پاهات داری" title="ببینم کوچولو چی لای پاهات داری" decoding="async" /></p><br />
<h2>بودم . دانشجو بودن در فیلم سکسی آن زمان خودش امتیاز بزرگی بود</h2>
<p>نه مثل الان که مدرک دکتری هم حتی به درد پاک کردن کیر و سکسی کوس هم نمی خورد. یه روز</p>
<h3>مامانم شاه کس که از جشن عروسی بازگشته بود از دختر زیبایی</h3>
<p>صحبت می کرد که از آشنایان کونی دور ما بود. اون زمان ها هم دختر بلند کردن خیلی سختر از فرستادن</p>
<h4>آپولو جنده به فضا بود نه مثل امروز که کیر و</h4>
<p>کوس مثل مدرک دکتری ریخته تو پستون خیابونا.بهرحال من به سختی توانستم شماره تلفن خونشون را بدست بیاورم و زنگ بزنم</p>
<h5>و بعد کوس از چند روز پلیس بازی و سین جین</h5>
<p>کردن ، باب صحبت باز شد و از عاشقتم و دوستت دارم و میخوام باهات ازدواج کنم شروع به صاف کردن جاده سکس داستان کردم. یه روز</p>
<h6>گفت بیا جلوی خونه ما تا ببینم . ایران سکس اون موقع</h6>
<p>حتی موبایل هم نبود چه برسد به تلگرام و ایمو و &#8230; از آنجاییکه خودم قیافه درست حسابی ندارم با یکی از دوستانم که قیافه خیلی زشت و قد و قواره نامناسبی دارد راهی محل ماموریت شدم . قرار بود از جلوی خونشان رد بشوم و اون از طبقه دوم خونشون منو ببینه.بالاخره با ترس و اضطراب ماموریت تمام شد و فرداش ساعت ۱۱ زنگ زدم .گفت کدوم یکی تو بودی ؟ اول مشخصات دوستم را گفتم .خواستم از روش حساسیت زدایی استفاده کنم ، دوستان روانشناس می دانند منظورم چیست؟ البته شما دوستان شهوانی هم خودتان یه پا روانشناسید.بالاخره دنیا دیده هستید ، کلی دنیا را گشتید و آخرش متوجه شدید که همه چیز به کیر و کوس ختم میشه و اومدید اینجا. وقتی که مشخصات دوستم را دادم کمی مِن و مِن کرد و متوجه شدم که از قیافه نکره دوستم خوشش نیومده. اگر اول هم به یکباره خودم را می گفتم قبول نمی کرد .دوستم واقعا از نظر قیافه زیر خط فقر مطلق بود ؛ ولی من کمی از او بالاتر بودم یعنی در حد چسبیده به خط فقر ! گفتم :شوخی کردم من اون یکی بودم . احساس کردم کمی حالش بهتر شد . بهرحال این پلیس بازی ها ادامه داشت و دیدارها توی اتوبوس و تاکسی انجام می گرفت . یقینا اگر از این صحنه های کسشعربازی فیلم گرفته می شد حتما جایزه اسکار می گرفت . واقعا جدایی نادر از سیمین در حد یه جوک بچگانه است در مقابل صحنه های بلندکردن دختر در دهه هفتاد.بالاخره جوانی و فشار هورمون ها و بالا و پایین رفتن آدرنالین و تستوسترون ، منجر به این شد که قرارها را بکشیم به خونه . قرار عاشقی ساعت ۱۲ شب ، طبقه دوم خونه عشقم با همکاری خواهر بزرگتر عشقم که اون هم مجرد بود.البته قبل آن چندبار قرار چند دقیقه ای جلوی درب خونشون در ساعت یک شب و در حد بوسه و بغل داشتیم. شب موعود فرا رسید من از اینکه میرم پیشش و چند ساعت می مانم ، در استرس و اضطراب می سوختم . بارها اتفاقاتی که ممکن است برامون بیفته در ذهن مرور می کردم . عقل می گفت :دیوونه چکار می خواهی بکنی ! اگر پدر و مادرش متوجه بشوند ؛ چه غلطی می خواهی بکنی ! اگر پلیس بگیرد می خواهی چه جوابی بدهی و دهها سوال دیگر. ولی نیروی عشق و دوست داشتن و شاید هم شهوت عقل را کنار می زد. بهرحال اون لحظه حساس فرا رسید و عشق بر عقل غالب گردید. تا چشمم را بازکنم دیدم در کنار عشقم هستم . چهره ای بغایت زیبا و لب هایی برجسته داشت . یک تاپ خوش رنگ قرمز و یک دامن کوتاه پوشیده بود. آه این بغل کردن چقدر می چسبه به آدم . وقتی که عشقم را در آغوش گرفتم ، از شدت هیجان و علاقه گریه کردم . اون هم در حالیکه اشک های چشمام را پاک می کرد گریه کرد. کمی که آرام گرفتم متوجه شدم چه جیگری را تور کردم ، خودم خبر نداشتم.گردن مثل بلور می درخشید ، سینه ها برجسته ،سفت و خوش استیل .گویی هیکل را از یک قالب مجسمه سازی در آورده اند آنقدر یکدست و زیبا بود . در حالیکه که دستهایم تو دستش بود ، لبانش را گذاشت روی لبهایم . خیلی شیرین و خوردنی بود .در حالیکه در بغل همدیگر بودیم لب می گرفتیم و بیشتر همدیگر را تو آغوش یکدیگر می فشردیم . سوتینش را برایم باز کرد ممه هایش را گرفتم توی دستم .آخ اولین باری بود ممه به این زیبایی را تو دستام می گرفتم.اون هم از پایین کوسش را به کیرم می مالوند. ممه هایش را می خوردم و در اوج لذت بودم. تا اینکه دستم را بردم از زیر دامن به کوسش. کوس نرم و گوشتالویی داشت ، دستم کاملا پر شده بود ، می مالوندم و او چشماش را از شدت لذت می بست .نمی توانست بخاطر ترس صدای آه و ناله اش را رها کنه.دامن را زدم بالا ، چه کون سفید و خوش فرمی داشت .دستام را می مالیدم به باسن زیباش و به سمت خودم می فشردم. یک لحظه محکم بغلم کرد احساس کردم ارضا شد و من هم کل بدنم می لرزید اولین بارم بود که احساس می کردم یک لذت متفاوت را تجربه می کنم . خیلی دیروقت شده بود باید بر می گشتم خونه ، حدودا نیم ساعت باید از کوچه پس کوچه بر می گشتم خونه. تصمیم خودم را گرفته بودم من باید با او ازدواج کنم .اومدم گرفتم خوابیدم ساعت ۱۰ صبح از خواب بیدار شدم ، به مادرم گفتم :من به یه دختری علاقه مند شدم می خواهم باهاش ازدواج کنم. گفت :تو که کار و شغل حسابی نداری ، هنوز دانشجویی ! گفتم اگر من ازدواج نکنم و اون را به کس دیگری بدهند من می میرم. بالاخره پدر و مادر راضی شدند و رفتند خواستگاری . متاسفانه جواب خانوادشون منفی بود و من ماندم و حسرت جدایی . الان اون ازدواج کرده و رفته صاحب فرزند هم شده است و من در حسرت عشقی سوزناک مانده ام.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%86%db%8c-%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>6</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/E4RbwXk6IYA3_xv7QsmHnw/007/886/804/1280x720.2.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173630</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس عمه ام</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%b9%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%b9%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:52:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایان]]></category>
		<category><![CDATA[آنجاییکه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[امتیاز]]></category>
		<category><![CDATA[اومدید]]></category>
		<category><![CDATA[بازکنم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بچگانه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بیاورم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[توانست]]></category>
		<category><![CDATA[توانستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیت]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[درخشید]]></category>
		<category><![CDATA[دستهایم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوزناک]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[قرارها]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتماون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتالویی]]></category>
		<category><![CDATA[لبهایم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[یکباره]]></category>
		<category><![CDATA[یکدیگر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بودم . دانشجو بودن در فیلم سکسی آن زمان خودش امتیاز بزرگی بود نه مثل الان که مدرک دکتری هم حتی به درد پاک کردن کیر و سکسی کوس هم نمی خورد. یه روز مامانم شاه کس که از جشن عروسی بازگشته بود از دختر زیبایی صحبت می کرد که از آشنایان کونی دور ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بودم . دانشجو بودن در فیلم سکسی آن زمان خودش امتیاز بزرگی بود</h2>
<p>نه مثل الان که مدرک دکتری هم حتی به درد پاک کردن کیر و سکسی کوس هم نمی خورد. یه روز</p>
<h3>مامانم شاه کس که از جشن عروسی بازگشته بود از دختر زیبایی</h3>
<p>صحبت می کرد که از آشنایان کونی دور ما بود. اون زمان ها هم دختر بلند کردن خیلی سختر از فرستادن</p>
<h4>آپولو جنده به فضا بود نه مثل امروز که کیر و</h4>
<p>کوس مثل مدرک دکتری ریخته تو پستون خیابونا.بهرحال من به سختی توانستم شماره تلفن خونشون را بدست بیاورم و زنگ بزنم</p>
<h5>و بعد کوس از چند روز پلیس بازی و سین جین</h5>
<p>کردن ، باب صحبت باز شد و از عاشقتم و دوستت دارم و میخوام باهات ازدواج کنم شروع به صاف کردن جاده سکس داستان کردم. یه روز</p>
<h6>گفت بیا جلوی خونه ما تا ببینم . ایران سکس اون موقع</h6>
<p>حتی موبایل هم نبود چه برسد به تلگرام و ایمو و &#8230; از آنجاییکه خودم قیافه درست حسابی ندارم با یکی از دوستانم که قیافه خیلی زشت و قد و قواره نامناسبی دارد راهی محل ماموریت شدم . قرار بود از جلوی خونشان رد بشوم و اون از طبقه دوم خونشون منو ببینه.بالاخره با ترس و اضطراب ماموریت تمام شد و فرداش ساعت ۱۱ زنگ زدم .گفت کدوم یکی تو بودی ؟ اول مشخصات دوستم را گفتم .خواستم از روش حساسیت زدایی استفاده کنم ، دوستان روانشناس می دانند منظورم چیست؟ البته شما دوستان شهوانی هم خودتان یه پا روانشناسید.بالاخره دنیا دیده هستید ، کلی دنیا را گشتید و آخرش متوجه شدید که همه چیز به کیر و کوس ختم میشه و اومدید اینجا. وقتی که مشخصات دوستم را دادم کمی مِن و مِن کرد و متوجه شدم که از قیافه نکره دوستم خوشش نیومده. اگر اول هم به یکباره خودم را می گفتم قبول نمی کرد .دوستم واقعا از نظر قیافه زیر خط فقر مطلق بود ؛ ولی من کمی از او بالاتر بودم یعنی در حد چسبیده به خط فقر ! گفتم :شوخی کردم من اون یکی بودم . احساس کردم کمی حالش بهتر شد . بهرحال این پلیس بازی ها ادامه داشت و دیدارها توی اتوبوس و تاکسی انجام می گرفت . یقینا اگر از این صحنه های کسشعربازی فیلم گرفته می شد حتما جایزه اسکار می گرفت . واقعا جدایی نادر از سیمین در حد یه جوک بچگانه است در مقابل صحنه های بلندکردن دختر در دهه هفتاد.بالاخره جوانی و فشار هورمون ها و بالا و پایین رفتن آدرنالین و تستوسترون ، منجر به این شد که قرارها را بکشیم به خونه . قرار عاشقی ساعت ۱۲ شب ، طبقه دوم خونه عشقم با همکاری خواهر بزرگتر عشقم که اون هم مجرد بود.البته قبل آن چندبار قرار چند دقیقه ای جلوی درب خونشون در ساعت یک شب و در حد بوسه و بغل داشتیم. شب موعود فرا رسید من از اینکه میرم پیشش و چند ساعت می مانم ، در استرس و اضطراب می سوختم . بارها اتفاقاتی که ممکن است برامون بیفته در ذهن مرور می کردم . عقل می گفت :دیوونه چکار می خواهی بکنی ! اگر پدر و مادرش متوجه بشوند ؛ چه غلطی می خواهی بکنی ! اگر پلیس بگیرد می خواهی چه جوابی بدهی و دهها سوال دیگر. ولی نیروی عشق و دوست داشتن و شاید هم شهوت عقل را کنار می زد. بهرحال اون لحظه حساس فرا رسید و عشق بر عقل غالب گردید. تا چشمم را بازکنم دیدم در کنار عشقم هستم . چهره ای بغایت زیبا و لب هایی برجسته داشت . یک تاپ خوش رنگ قرمز و یک دامن کوتاه پوشیده بود. آه این بغل کردن چقدر می چسبه به آدم . وقتی که عشقم را در آغوش گرفتم ، از شدت هیجان و علاقه گریه کردم . اون هم در حالیکه اشک های چشمام را پاک می کرد گریه کرد. کمی که آرام گرفتم متوجه شدم چه جیگری را تور کردم ، خودم خبر نداشتم.گردن مثل بلور می درخشید ، سینه ها برجسته ،سفت و خوش استیل .گویی هیکل را از یک قالب مجسمه سازی در آورده اند آنقدر یکدست و زیبا بود . در حالیکه که دستهایم تو دستش بود ، لبانش را گذاشت روی لبهایم . خیلی شیرین و خوردنی بود .در حالیکه در بغل همدیگر بودیم لب می گرفتیم و بیشتر همدیگر را تو آغوش یکدیگر می فشردیم . سوتینش را برایم باز کرد ممه هایش را گرفتم توی دستم .آخ اولین باری بود ممه به این زیبایی را تو دستام می گرفتم.اون هم از پایین کوسش را به کیرم می مالوند. ممه هایش را می خوردم و در اوج لذت بودم. تا اینکه دستم را بردم از زیر دامن به کوسش. کوس نرم و گوشتالویی داشت ، دستم کاملا پر شده بود ، می مالوندم و او چشماش را از شدت لذت می بست .نمی توانست بخاطر ترس صدای آه و ناله اش را رها کنه.دامن را زدم بالا ، چه کون سفید و خوش فرمی داشت .دستام را می مالیدم به باسن زیباش و به سمت خودم می فشردم. یک لحظه محکم بغلم کرد احساس کردم ارضا شد و من هم کل بدنم می لرزید اولین بارم بود که احساس می کردم یک لذت متفاوت را تجربه می کنم . خیلی دیروقت شده بود باید بر می گشتم خونه ، حدودا نیم ساعت باید از کوچه پس کوچه بر می گشتم خونه. تصمیم خودم را گرفته بودم من باید با او ازدواج کنم .اومدم گرفتم خوابیدم ساعت ۱۰ صبح از خواب بیدار شدم ، به مادرم گفتم :من به یه دختری علاقه مند شدم می خواهم باهاش ازدواج کنم. گفت :تو که کار و شغل حسابی نداری ، هنوز دانشجویی ! گفتم اگر من ازدواج نکنم و اون را به کس دیگری بدهند من می میرم. بالاخره پدر و مادر راضی شدند و رفتند خواستگاری . متاسفانه جواب خانوادشون منفی بود و من ماندم و حسرت جدایی . الان اون ازدواج کرده و رفته صاحب فرزند هم شده است و من در حسرت عشقی سوزناک مانده ام.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%b9%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173579</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جاری های خواهر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 23:20:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجاییکه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برایتان]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بطوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بواسطه]]></category>
		<category><![CDATA[تفریحی]]></category>
		<category><![CDATA[تقاضای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستند]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشان]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سرپایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیکی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گهگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[محتوای]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میکنند]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/bc1zDt514F5RhHYJbtC5FA/024/336/540/v2/1280x720.229.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جاری های خواهر" title="جاری های خواهر" decoding="async" /></p>جاری های خواهر دوست دختر َسلام خدمت همه اعضاو سکس دوستان شهوانی عرشیا هستم و چند سالی هست که به این سایت میام و زیر سکس و رو میکنم و از لحظه به لحظه و یک به یک سکس صفحات و محتوای آن بازدید میکنم سکس صفحات و محتوای آن بازدید میکنم قبلا چند تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/bc1zDt514F5RhHYJbtC5FA/024/336/540/v2/1280x720.229.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جاری های خواهر" title="جاری های خواهر" decoding="async" loading="lazy" /></p><br />
<h2>جاری های خواهر دوست دختر<br />
َسلام خدمت همه اعضاو سکس دوستان شهوانی عرشیا هستم و چند</h2>
<p>سالی هست که به این سایت میام و زیر سکس و رو میکنم و از لحظه</p>
<h3>به لحظه و یک به یک سکس صفحات و محتوای آن بازدید میکنم</h3>
<p>سکس صفحات و محتوای آن بازدید میکنم قبلا چند تا خاطره سکسی واقعی که برایم</p>
<h4>قبلا چند تا خاطره سکسی واقعی که برایم اتفاق افتاده بود را</h4>
<p>این سایت میام و زیر و رو میکنم و از لحظه به لحظه و یک به یک صفحات و محتوای سکس آن بازدید میکنم قبلا چند تا خاطره سکسی واقعی که برایم اتفاق افتاده بود را برایتان ارسال کردم</p>
<h5>جاری های خواهر دوستان شهوانی عرشیا هستم و فیلم سکسی چند سالی هست که به این</h5>
<p>لحظه به لحظه و یک به یک صفحات سکس داستان و محتوای آن بازدید میکنم قبلا چند تا خاطره</p>
<h6>جاری های خواهر آن بازدید میکنم قبلا چند تا خاطره سکسی واقعی که برایم اتفاق افتاده</h6>
<p>آن بازدید میکنم قبلا چند تا خاطره سکسی واقعی که برایم اتفاق افتاده بود را برایتان ارسال کردم مثل سکس بازندایی و دخترخالش و غیره &#8230; . ولی الان خدمت آن دسته از دوستان که تازه عضو شدن یا بازدید میکنند خودم را معرفی میکنم اسمم عرشیا و 45 ساله و شغلم هم بواسطه علاقه و سرمایه پدری و همچنین شم اقتصادی خودم فروشگاه بزرگ مخصوص بانوان شیک و به روز میباشد که تشکیل شده از چند غرفه از جمله کیف و کفش برند خارجی – مزون لباس عقد و عروسی – طلا و جواهرات – لباس مجلسی و غیره که مدیریت داخلی فروشگاه را به خواهرزنم واگذار کردم و خودم مشغول امور دیگه مثل اجرای تور سیاحتی و تفریحی ترکیه و دبی و واردات مایحتاج فروشگاه بوده و گهگاهی هم در طول هفته به فروشگاه سر میزنم . اما از لحاظ فیزیکی خدمتتان عرض کنم که به لطف نعمت الطاف خداوندی از شانس بسیار بالایی در زمینه مخ زنی و ایجاد رابطه با زنان و دختران داشته و از همه مهمتر شاید باور نکنید از الت تنالسی قابل توجهی که همیشه موجب خوشی و حتی ناراحتی هم بوده برخوردار می باشم که موجب جلب توجه بوده و همه زنان جوان و یادختران ، عاشق به دست آوردن یا بهره بردن از چنین چیزی می باشند و خیلی ها هم بهره مند شده اند</p>
<p>و اما توصیف خاطره :<br />
این خاطره مربوط به 8 سال پیش می باشد با توجه به متن بالا یکروز از دفتر تور تماس گرفتند که دو تا خانم جوان با دادن آشنایی و نسبت فامیلی تقاضای ثبت نام در تور شش روزه ترکیه را در ایام سال نوی شمسی را دارند و از آنجاییکه ظرفیت تکمیل و جا نداشتیم با اصرار این خانمها با من تماس گرفتند و تعیین تکلیف میخواستند خوشبختانه در طی روزهای بعد چهار نفر که عضو یک خانواده بودند بدلیل مشکلات خروجی کنسل کرده و بلافاصله این دو خانم را جاریهای خواهرم بوده و برای خودشان شاه کس بوده و همیشه آرزوی حتی یک سکس سرپایی را داشتم جایگزین کردیم و خودم شخصا باهاشون تماس گرفتم و هماهنگی لازم را انجام دادیم . زیاد طول نمیدم و مستقیم به متن خاطره رجوع میکنم دقیقا یک روز بعد از رسیدن به استانبول زن برادر بزرگ دامادمون مهین خانم میخواست یه حرفهایی بزنه ولی نمیتونست و من من میکرد و من هم بنا به تجربه کاری فهمیدم که میخوان راحت باشن ولی روشون نمیشد ولی خب من با دادن اطمینان و جلب اعتماد آنانبهشون گفتم که راحت باشن و هر کاری دلشان خواست انجام بدن که شاید ماهم از قبل این اعتماد بهره ای گرفتیم مهین و پریسا اجازه جداشدن از تور را جهت رفتن به کلوپ شبانه و رقص و دانس و تخلیه حس درون خود را خواستند که با توجه به وجود چند زن جوان و دختر در تور و حتی زوج عروس و داماد و ایجاد شک و شبهه و آبروریزی انها را با هماهنگی رزویشن و مدیر داخلی هتل طبقه دیگر هتل جا دادم و به شوخی گفتم که هرجا رفتن و یا خواستن یه کارای زیرآبی برن به من اطمینان کنند و من را در جریان قرار بدن که در این کشور غریب و گرگ صفت حواسم بهشون باشه شب شد ودر پاوین هتل مشغول هماهنگی برنامه فردای تور بودم که یه دفعه چیزی دیدم که همیشه آرزو و مشتاق دیدنش بودم مهین با یه دامن تنگ بالای زانو با جوراب بلند بسیار نازک مشکی با کفش ورنی پاشنه بلند10 سانتی بطوریکه کاسه زانوهاش جلوه خاصی به بدن نیمه لختش داده و یه		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/bc1zDt514F5RhHYJbtC5FA/024/336/540/v2/1280x720.229.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173442</post-id>	</item>
		<item>
		<title>قربانعلی در تایلند</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 23:20:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجاییکه]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اقیانوس]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بسیاری]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[پاییزی]]></category>
		<category><![CDATA[پنهانی]]></category>
		<category><![CDATA[تایلند]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توانستم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[رایگان]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مسافران]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[نادرست]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[قربانعلی در تایلند همان روانشناس معروف و صاحب نظریه سکس روانکاوی چند مرحله رشد برای انسان مطرح کرده است. میگه انسان وقتی از مادر متولد سکس میشه از تولدش لذت می بره ! [احتمالا منظورش عبور کردن از سکس کوسه _ صاحب نظران در املای سکس کوسه _ صاحب نظران در املای کوس هم اختلاف [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>قربانعلی در تایلند همان روانشناس معروف و صاحب نظریه سکس روانکاوی چند مرحله رشد برای انسان</h2>
<p>مطرح کرده است. میگه انسان وقتی از مادر متولد سکس میشه از تولدش لذت می بره</p>
<h3>! [احتمالا منظورش عبور کردن از سکس کوسه _ صاحب نظران در املای</h3>
<p>سکس کوسه _ صاحب نظران در املای کوس هم اختلاف نظر دارند؛ در واقع یک</p>
<h4>کوس هم اختلاف نظر دارند؛ در واقع یک گروه میگن کس درسته</h4>
<p>انسان وقتی از مادر متولد میشه از تولدش لذت می بره ! [احتمالا منظورش عبور کردن از کوسه _ صاحب سکس نظران در املای کوس هم اختلاف نظر دارند؛ در واقع یک گروه میگن کس درسته و آن گروه</p>
<h5>قربانعلی در تایلند روانکاوی چند مرحله رشد برای فیلم سکسی انسان مطرح کرده است. میگه انسان</h5>
<p>بره ! [احتمالا منظورش عبور کردن از کوسه سکس داستان _ صاحب نظران در املای کوس هم اختلاف نظر</p>
<h6>قربانعلی در تایلند نظران در املای کوس هم اختلاف نظر دارند؛ در واقع یک گروه میگن</h6>
<p>نظران در املای کوس هم اختلاف نظر دارند؛ در واقع یک گروه میگن کس درسته و آن گروه دیگر معتقدند کوس از نظر نگارش صحیح می باشد، البته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی بدلیل تحریم و عدم اختصاص صد درصدی بودجه ، رسیدگی به این کلمه مهم را تعلیق کرده است ]. مرحله دوم هم موقع دستشویی کردن است که فکر میکنم فروید در این قسمت کمی بی ادبی به خرج داده است. مرحله سوم خوردن شیر مادر است ، ازنظر جناب فروید در این مرحله هم مادر و هم بچه لذت می برند و حال می کنند. مرحله چهارم مرحله سکس است که خودتان استاد این قضیه هستید لازم به تشریح نیست . مرحله پنجم را بعنوان مسابقه مطرح می کنم تا اگر جوابش را پیدا کردید به برنامه مسابقه بزرگ‌برنده باش بفروشم و عایدی آن را خرج امور خیریه کنم ، البته رضا گلزار هم گفته : اون هم در این امر خیر مشارکت خواهد کرد. حالا با این مقدمه وقتی نگاه می کنم پروسه زندگی خود ما هم بنوعی با متد جناب فروید همخوانی دارد و بنوعی ما از این مسیرها حال و حولی کرده ایم. البته جناب فروید گفته که کودکان از طریق بازی با کیر و مقعدشان لذت می برند که علم روانشناسی هم همین قضیه را ثابت کرده است و الان بسیاری از خانواده ها درگیر این مشکل هستند یعنی حتی شده بچه ۵ ساله می خواسته مادرش را بگاید ! بالاخره شرایط خیلی بغرنج شده و نگرانی همه آحاد ملت را فراگرفته است . یادم می آید که اولین بار در اول دبیرستان روز شنبه که کلاس داشتیم امیر به یکی از همکلاسی ها گفت : دیروز حمام رفتی ؟ اون هم تایید کرد و امیر پرسید : جق هم زدی ! باز تایید دوم را هم گرفت و با چهار علامت سفید داوران رفت فینال ، حتی آریا عظیمی نژاد هم رای مثبت داد. ولی واقعا برای من یک سوال و ابهام بزرگ بوجود آمده بود که این جق چیست ؟! از آنجاییکه که دانش آموز زرنگ و کنجکاوی بودم توانستم با کمی تلاش زوایای پنهانی جق را پیدا کرده و بنوعی با توجه به فرهنگ محلی بومی سازی کنم .تغذیه نادرست یعنی فقرویتامین و مواد غذایی مورد نیاز بدن و از طرفی جق های پی در پی باعث شد در اندک زمانی از یک دانش اموز زیر خط فقر به قعر اقیانوس های فقر که از دولت دوم احمدی نژاد شروع شده بود و پس از چهار سال توقف در دولت اول حسن روحانی به سرعت نور در دولت دوم دولت کیر [ببخشید کلید] به سمت پایین حرکت می کرد ، روانه شوم.یعنی زندانیان هیتلر را در اردوگاه آدم سوزی المان و زندانیان استالین در سیبری را وقتی در تلویزیون می بینم ، غبطه می خورم که انها لااقل ظاهرشان از من بهتر است . سرتان را درد نیاورم چون با نظریه علمی شروع کردم مجبورم باز برای حرف های خود به نظریات علمی رجوع کنم . جناب مزلو چند نیاز برای انسان برشمرده است که اولین آن نیاز فیزیولوژیک یعنی جسمانی مانند خوردن ، آشامیدن و سکس است[با اندکی تلخیص و تصرف] . ما در این مدت قیافه مون از کرم خالی به میمون ، به گرگ گرسنه و روباه پاییزی تغییر پیدا می کرد و آنچه که نه تنها کم نمی شد حتی بیشتر هم می شد شهوت بود.بالاخره نیاز باعث شده در طول تاریخ انسان دست به اختراعات بزرگ بزند از جمله: هواپیما ، کشتی ، موبایل و حتی خود جق. فکرم قفل شده تا اینکه شنیدم دولت برای اینکه تو دهان ترامپ بزنه به مسافران تایلند یوروی جهانگیری می دهد. تورها می گفتند فقط گذرنامه هاتون را بیارید سوار هواپیما بشوید و بروید ، همه چیز رایگان است. یعنی از اختلاف قیمت یورو و ریال براحتی و به ارزانی می رفتی به سرزمین کس ها. من که بیست سال است چهار بار گذرنامه خود را عوض کرده ام و هر وقت مامور گذرنامه برگه های آن را ورق زده ، با نگاهی بهم گفته : کیرم تو دهنت		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1522</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-14 04:20:49 by W3 Total Cache
-->