<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>آپارتمانی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:59:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>آپارتمانی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر کوچولوی خوشگل حسابی رو تخت سوراخ میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Dec 2019 07:39:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دلگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقيم]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همواره]]></category>
		<category><![CDATA[هميشگی]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از</h2>
<p>لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد</p>
<h3>ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک</h3>
<p>پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم حق را ناحق نکرد و سرمايه پدر در شرکت را مايه</p>
<h4>دلگرمی جنده و کمک زندگی ما نمود بطوری که واقعاٌ در</h4>
<p>اين سالها فقط ما در رنج پستون دوری پدر بسر برديم من تنها پسر خانواده بودم و عزم کردم تا مطابق</p>
<h5>خواسته قلبی کوس و هميشگی پدر مرحومم تحصيل کنم و با</h5>
<p>جديت تمام وارد دانشگاه شدم عمو صمد با پذيرفته شدن من در يکي ازدانشگاههای تهران اين دلگرمی را داد که حتماً شرايط سکس داستان راحتی برای استقرارم</p>
<h6>در آنجا بوجود خواهدآورد و آپارتمانی خريد به ایران سکس نام وراث</h6>
<p>که من و دو خواهرم آسوده در غربت درس بخوانيم . کار شرکت نيز توسعه و رونق بيشتری گرفته بود و عمو صمد بيشتر به تهران تردد داشت و سرکشی مدام او خيال مادر را راحت کرده بود . يک عصر که از دانشکده به منزل برمی گشتم يک خودروی شخصی مقابل پای من ايستاد راننده مسن با رويي خندان گفت که اگر مستقيم ميروم مرا تا مقداری از مسير راه مرا خواهد رساند من سوار شدم و پس از کمی طی راه نگاهی به من انداخت و پرسيد دانشجو هستيد ؟ کوتاه پاسخ دادم بله مجدد سو.ال کرد حتماً هم مجرد !! گفتم بله به نظر قصد داشت تمام راه را برايم صحبت کند با لحنی معنادار گفت دلم به حالتان ميسوزد گفتم چرا ؟-آخه ما متأهل ها که هر هفته دو سه مرتبه شبها خودمون را شارژ ميکنيم باز هم دلمون ميخواد يکی رو پيدا کنيم وای به حال شما . منظورش رو فهميدم اما شايد هول شدم که جواب دادم چه کنيم که مجبوريم بزنيم تو سر اين طفلکی و به جلوی خودم اشاره کردم خنديد و با دست به روی پای من که کنار دستش بودم زد طوری که به نزديکهای بالای رانم دستش کشيده شد و گفت چرا بزنی به سرش گناه دارد و بدون مقدمه دستش رو گذاشت جلوم من گفت زود راست ميشه ؟! حسابی ترسيده بودم گفتم مرسی پياده ميشم گفت مگه نميخوای با هم بريم خانه جواب دادم نه من سر راه کار دارم هاج و واج من را نگاه کرد و دورشد رفت وقتی اومدم خونه رنگ به رو نداشتم و داشتم از ترس ميمردم ولی فهميدم عمو صمد اومده و چون کليد داشته رفته بود حمام گرفته بود اما فکر ميکرده من ديرتر خواهم آمد با حوله دور کمرش وسط نشيمن ايستاده بود سلام کردم و عذر خواستم بدون در زدن اومدم اما البته از آنچه که شده بود ناراضی هم نبودم چون برای اولين بار ميديدم که عمو صمد چقدر بدن ورزيده ای دارد بازوهای ستبر و سينه پهنش واقعاً ديدنی بود با اين سن هنوز ماهيچه های شکمش منثل يک ورزشکار بنظر ميرسيد ولی يک تفاوت مهم بدن عمو صمد اين بود که تقريبا هيچ جايي از بدنش نبود که بدون مو نباشه . تمام اين هيکل ورزيده و زيبا از پشم سياه پوشيده شده بود و کمتر ميشد فهميد که لباس دارد يا اين بدن برهنه اش هست حتی وقتی پشتش رو به من کرد شونه ها و کتفش مثل سينه اش سياه از پشم بود. خلاصم من مبهوت بدن پشمالوش بودم و سر جا خشکم زده بود اما انگار عمو صمد متوجه چيز ديگه شده باشه سوال کرد عمو جان چرا رنگت پريده و با اصرار زيادش مجبور شدم ماجرای راه دانشگاه رو براش تعريف کنم. وقتی تمام شد کلی به من خنديد و گفت همين ! تو برای همين اينقدر ترسيدی ؟! تو که نبايد از اينچنين مطلب ساده ای بترسی . من گفتم آخه روزانه ماجراهای زيادی در روزنامه ها مينويسن که به اين شيوه کسی رو کشته اند دوباره خنديد و گفت نه بنده خدا قصد بدی نداشته ميخواسته کمی لطف در حقت کنه و سرگرمت داشته باشه . و بازوشو دور کمر من گذاشت و منو برای آرامش کشوند سمت کاناپه . کنارم نشست و پرسيد حالا بگو عمو برای اين حسی که داری چه ميکنی ؟ منو مثل يک دوست صميمی بدان و راحت بگو بهرحال شما جوانی و غريزه جنسی در همه وجود دارد چون هميشه سرم گرم درس و دانشگاه بوده اعتراف کردم که راستش از اين جهت عقب مانده از دنيا و همسن و سالان هستم منو تو بغلش محکم گرفت و به سينه برهنش چسبوند و سرم و بوسيد و کلی قربون صدقه من شد که چقدر من پسر نجيبي هستم و گفت نگران نباش عمو ميخوام امروز چيزی بهت نشون بدم که راه غلبه به ترس از اين موارد رو آموزش ببينی .بوی عطری که به سينش زده بود دلچسب بود و دوست نداشم اين کار تمام بشه و لابلای موهای سينه عمو رو بو ميکشيدم آرام آرام نوازش های عمو صمد از طرف سرم به صورت کشيده شد و سينه های منو ملايم نوازش کرد و به طرف شکمم دستش رفت از جانبی نگران شرايط بودم و از طرفی هم به اين دليل که از کودکی هميشه عمو صمد را دوست داشتم از اين کارش خوشم اومد لبش رو گذاشت روی پيشانيم و بوسيد و گونه ام رو هم بوسيد و برای اينکه وضعيت منو محک بزنه آروم با زبونش ليسيد . و به طرف لبام رفت من هم لبش رو بوسيدم و عمو صمد زبانش رو با فشار داخل دهانم کرد حسابی داغ شده بودم و احساس ميکردم قلبم دارد تاپ تاپ صدا ميکنه همين موقع عمو صمد حوله دور کمرش را باز کرد و دست منو گرفت گذاشت روی کيرش . هنوز کير عمو صمد سفت و راست نشده بود ولی حسابی کلفت و دراز بود و سر قرمزی داشت معلوم بود که يک هفته قبل کيرش رو اصلاح کرده باشد چون پشم کوتاه و زبری داشت اما الباقی بدن همچنان سياه و پشمالو بود هيچ وقت فکر نميکردم عمو صمد که سفيد پوست و تر و تميز و اصلاح کرده ديده بودمش اينقدر پشمآلو باشه با دستم کمی با کيرش ور رفتم اون هم زيپ شلوارم را پائين کشيد و بدنبال کيرم دستش رو برد لای شورتم . اين کار عمو صمد آرامشی به من داد که فقط قصدش از اين کار پاره کردن کونم نيست. خلاصه با دستم بيشتر کير و خايه هاش رو که هر کدوم اندازه يک گلابی بزرگ بودند ماليدم. حسابی کيرش بلند شده بود. کير سفيد با سر قرمزش که کلفت و گوشتی بود ديدنی بود عمو منو بلند کرد و لباسهام رو از تنم درآورد . کيرم رو که از شورت درآورد با دستش گرفت و گفت به به ! عجب خوشگله و بدون هر توضيح ديگه تمام کيرم رو برد داخل دهانش و شروع به مکيدن کرد واقعاً نميدونم اين کار چقدر من را سست کرد ولی ناخودآگاه من هم روی عمو صمد دراز کشيدم و کيرش رو به دهانم نزديک کردم تمام کيرش داخل دهانم جا نشد سرم را نگه داشت و با فشار سر کيرش رو به دهانم فرو کرد طوری که به حلقم خورد و نزديک بود بالا بيارم با زبون خايه ها و لای پاهام رو ليسيد و با حرکت سر و چشم فهموند که من هم ه<br />
مين کار را بکنم سرش را بيشتر لای پاهای من برد بطوری که زبانش را گذاشت روی سوراخ کونم و شروع کرد به ليسيدن سوراخم اينقدر اين کار شيرين و دلچسب بود که پاهام را بازتر گذاشتم و البته من هم همين کار را کردم زمان زيادی طول کشيد و ما ادامه داديم عمو صمد بلند شد و اين دفعه نشست روی سينه من و کيرش رو روی کيرم گذاشت در قبال کير کلفت و دراز اون من چيز قابلی نداشتم هر چند که هر از گاهی عمو صمد قربون همه چيز من ميشد از اندازه کيرم تا رنگ نسبتاً تيره خايه هام . چند بار بالا و پائين رفت و من زير فشار کيرش داشتم لذت ميبردم سرش رو گذاشت روی نوک سينه ام و با زبونش ليسيد و با دست هم نوک سينه ديگم رو ميماليد من هم همينکار رو کردم تازه فهميدم که ليسيدن نوک سينه های پشمالوی عمو صمد واقعا لذت وصف ناشدنی داره و اصلاً دوست نداشتم اين کار تمام بشه دوباره کيرش رو اورد جلوی صورتم آب شفاف و بی رنگ فراوانی از سر کيرش سرازير بود با شهوت تمام کيرش را محکم با دست گرفتم و شروع کردم با قدرت مکيدن سر کيرش و با دست ديگه هم زير خايه هاشو ميماليدم . عقب رفت و کيرش رو از دهانم بيرون کشيد پاهام را داد بالا و گذاشت روی شونه هاش اول با انگشت حسابی سوراخم را ماساژ داد و انگشتش رو داخل کونم فرو کرد و چرخوند حس خوبی بود و درد نداشتم اما انگشت دومی را هم که فرو کرد دردم اومد خنديد و گفت قسمت سختش همين جاست الباقی راحت انجام ميشه با چند بار چرخاندن انگشتاش اين درد تمام شد سر کيرش را با چند بار تف زدن به تمام کيرش و سر گندش خيس کرد و به آرومی کمی فشار داد سر کيرش که داخل شد ميشد تمام داغی اون رو حس کرد صبر کرد به اين کار عادت کنم و اين دفعه کمرم را هم کمی بالا داد و يک کوسن گذاشت زير کمرم بعد هم روی سينه من دراز کشيد و سر کيرش که به بهترين وضعيت داخل شده بود با فشار بيشتر هل داد تا ته رفته بود و با هر ضربه تلمبه که به من ميزد برخورد خايه هاش به زير سوراخ کونم را کامل حس ميکردم . داغ داغ شده بود و از همه بدنش عرق روان بود زير بغلم را داد بالا و با زبان ليسيد قلقلک و شهوت زيادی داشت من هم زير بغل های عمو صمد را که پشمالو بود ليسيدم و اين کار را براش عاشقانه انجام دادم احساس ميکردم دوست دارم همه کاری براش بکنم برای همين همديگر را ليسيديم و ماليديم قبل از اينکه آبش بريزد کيرش را از کونم بيرون کشيد و به پشت خوابيد و گفت حالا نوبت توست که منو بکنی سوار به پشت پر پشم عمو حتی اگر نمی کردمش هم برای من جالب بود اما مطابق کاری که ياد داده بود اونو آماده کردم و کيرم را گذاشتم تو سوراخش کمی کونش را بالا داد و من از زير کير و خايه هاش رو ماليدم خوشش آمده بود گفت هر وقت خواست آبت بياد بگو . داشتم ديگه به اوج ميرسيم که عمو فهميد برگشت و کير منو گرفت دوباره شروع کرد به مکيدن کيرم ديگه طاقت نياوردم و از سر کيرم مثل يک آتش فشان خروشان آب شروع به فوران کرد عمو صمد هم کير منو گذاشت تو دهنش و آب از کنار دهنش بيرون ميريخت وقتی تمام شد دوباره محکم کيرم را مکيد و تا آخرين قطرات آب کيرم را بيرون آورد حالا دوباره نوبت من بود کير عمو صمد را دستم گرفتم و براش مکيدم فريادش به هوا بلند شد و مثل فواره آب از کير کلفت و گوشتی عمو بيرون زد مزه خوبی داشت داغ و کمی شيرين و دهانم رو پر کرد و از صورتم ميچکيد . تمام اتاق پر شده بود از بوی آب کير عمو صمد .به نفس نفس افتاده بود و عرق فراوان از تمام بدنش سرازير بود بلند شدم و تمام بدنش رو ماليدم و ليسيدم و بعد کنارش دراز کشيدم . اون شب عمو صمد تمام ترس من از سکس و مردان غريبه ای که ممکن هست به فکر شکار پسران خوشگلی مثل من باشند را ريخت ولی شروع يک رابطه صميمی بين ما شده و الآن پس از يازده سال من هنوز ازدواج نکرده ام و هميشه عمو به بهانه های زيادی به ديدن من مياد و شب را با من ميگذراند .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177688</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان سکس پیشه خوشگل من</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%85%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%85%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Nov 2019 09:55:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقها]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوقاتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاهم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بادستش]]></category>
		<category><![CDATA[باسرعت]]></category>
		<category><![CDATA[باشیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوربعد]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیری]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمون]]></category>
		<category><![CDATA[جمعمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشممون]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتم]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصاً]]></category>
		<category><![CDATA[خطرناکه]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهبه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[درمورد]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستهاش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دهنشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راحتیم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارم]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[سراغشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات]]></category>
		<category><![CDATA[سوالهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[عاقلانه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[کلیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمنمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمه]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمباشه]]></category>
		<category><![CDATA[گوشامو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مامانا]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتی]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقابله]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردو]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتو]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندو]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[میوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میومددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندادمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهام]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[نموندم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشیدنی]]></category>
		<category><![CDATA[هزاران]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیم]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگیش]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واحساس]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[ورزیده]]></category>
		<category><![CDATA[وقتتون]]></category>
		<category><![CDATA[یواشتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[همدیگرو میدونیم &#8230;یه دوره ای فیلم سکسی هم بود که باهم خیلی شیطونی میکردیم &#8230;هر شیطونی که باعث میشد بهمون خوش بگذره ..کلی هم هوای همدیگرو داریم&#8230;بگذریم&#8230; سکسی یه روز حدود ساعت 11 ظهر بود شاه کس که داشتیم باهم حرف می زدیمصدف:برنامت چیه ؟دوست داری کجا بریم؟- نمیدونم فعلاً که برنامه کونی ای ندارممیای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>همدیگرو میدونیم &#8230;یه دوره ای فیلم سکسی هم بود که باهم خیلی شیطونی</h2>
<p>میکردیم &#8230;هر شیطونی که باعث میشد بهمون خوش بگذره ..کلی هم هوای همدیگرو داریم&#8230;بگذریم&#8230; سکسی یه روز حدود ساعت 11 ظهر</p>
<h3>بود شاه کس که داشتیم باهم حرف می زدیمصدف:برنامت چیه ؟دوست داری</h3>
<p>کجا بریم؟- نمیدونم فعلاً که برنامه کونی ای ندارممیای با شهاب اینا بریم یه مشی بزنیم؟- شهاب؟شهاب کیه؟بابا همونی که تو</p>
<h4>با جنده دوستش دوست بودی &#8230;اسمش بابک بود &#8230;و..خلاصه شروع کرد</h4>
<p>توضیح دادن تا بالاخره یادم اومد.تقریباً پستون 3-4 ماه پیش صدف با یه پسری دوست شده بود به نام شهاب منم</p>
<h5>با دوستش کوس دوست شده بودم که اسمش بابک بود.بابک پسری</h5>
<p>بود چشم و ابرو مشکی با قد بلند و هیکلی که کلی ساخته بودش ، خیلی هم از همدیگه خوشمون میومد ولی سکس داستان چون از طریق</p>
<h6>صدف با همدیگه دوست شده بودیمبه خاطر قطع ایران سکس شدن رابطه</h6>
<p>ی شهاب و صدف ،منو بابکم رابطمون خیلی کم شده بود و فقط گه گاهی باهم تلفنی حرف میزدیم. البته من این جوری می خواستم، چون کلی هوایصدفو داشتم ویه جورایی مثلاً می خواستم با این کارم شهابو تنبیه کنم که یعنی چرا صدفو ناراحت کردی و جمعمون اینجوری خراب کردی..!!؟!!پس ساعت 4 بیا دنبالم ok؟ok.بلند شدمو رفتم یه دوش گرفتم &#8230;موهامو خشک کردمو شروع کردم به لاک زدن پاها و دستام&#8230; که صدف اس ام اس داد که برنامه او کی شده ولی بابک میگه بزاریم واسهفردا چون امروز باید زود بره آخه باباش اینا دارن از استرالیا میان نظرت چیه بریم یا نه ؟داشتم به صدف اس میدادم که بابک زنگ زد و بعد از کلی احوال پرسی و قربون صدقه رفتنو دلم برات تنگ شده ، دوباره جریان و گفت و بعدم خواهش کرد برنامه رو بزاریمواسه فردا چون خیلی دلش برام تنگ شده و میخواد یه دل سیر منو ببینهمنم گفتم اگه امروزباشه بهتره و اگه میخوای بری موردی نداره منم بعد تو میام خونه ،چون هم حوصلم خیلی سر رفته هم اینکه حالا که صدفو شهاب آشتی کردن تا پشیمون نشدن بزار همدیگرو ببینن فوقش یه روز دیگه یه برنامه ی خوب می چینیم که کلیم خوش بگذره الان هدف از دوره هم جمع شدن آشتی کردن اون دوتاست و&#8230;.ازین حرفاخلاصه با توضیح دادن من اونم قانع شد و گفت اگه تونست یه کاری میکنه که دیرتر بره تا بیشتر پیشه هم باشیم.بعد از اون یه اس به صدف دادم که برنامه ok شد و رفتم یه چیزی خوردم ساعت نزدیکای 4 بود که کاملاً حاضر شده بودم و کلی خوشگل کرده بودم چون میخواستم بعد از اینهمه مدت که بابک منو میبینه خیلی خوبتر از قبل باشم خلاصه صدف اومدو باهم راهی خونه شهاب اینا شدیم&#8230;شهاب یه پسری بود با موهای قهوه ای تیره و چشمای روشن ،که چشماش تقریباً شبیه گربه بود آخه هم سبز بود هم توسی روهم رفته چهره ی بامزه ای داشت قدش یه کمی از بابک کوتاه تر بوداما هیکلش مثه بابک ورزیده بود اینو راحت میشد فهمید چون بیشتر اوقات از زیر لباسهاش شکم تیک اش معلوم بود توی راه شهاب زنگ زدو گفت مشروب چی میخوایید منو صدفم باشیطنت بهم نگاه کردیمو گفتیم هه نه سی.اونجا که رسیدیم اول کلی باهم گپ زدیمو از خاطرات گذشتمون حرف زدیم گاهی اوقاتم از شوخی یایی که شهاب میکرد از خنده ریسه می رفتیم چون باهم راحت بودیم شوخی یای سکسیزیاد میکردیمو شهاب تکنیکای خفتگیری دخترهارو که بلد بودن یکی یکی و به نوبت روی منو صدف پیاده میکردو همه میخندیدیم .باهم این حرفا رو نداشتیم لعنتی انقد حرفه ای بود که با یهحرکت جوری دستو پاتو واست گم میکرد که نمیفهمیدی از کجا خفت شدی واقعاً راه در رو نداشتی جز اینکه جیغ بزنی یه سری که صدف از درد دستش داد زدو کمک خواست شهاب لباشومحکم گذاشت رو لبای صدف.که دیکه صداشم در نمیومد یعنی یه خفت کامل و درست و حسابی &#8230;!!اینم از راه آخر دیدین فوت کوزه گریمم بتون گفتم بعد برید بگید شهاب بده..!!!بایه خنده ی شیطنت آمیز به من چشمکی زد و موقعی که داشتیم همه به سمت میز بار میرفتیم بادستش یه اسمک دت محکم به کونم زد که یه هو شوکه شدم بعدم پغیزدم زیر خندهو گفتم کثافت &#8230;.پدرتو در میارمآهای شهاب با کون زنه من شوخی نکنا که کونت میزارم.خوب توام با کون زنه من شوخی کن.دیوس مگه مثه تو بی ناموسم؟! منو بابک همش پیشه هم بودیمو بابک هی توی گوشم میگفت که دلش خیلی برام تنگ شده بوده و میخواد بعداً کلی باهام سر فرصت حرف بزنه ماچم میکرد تواین حین شهاب همش بابکومخاطب قرار میداد و حرفهایی میزد که یعنی مثلاً بسه بابا چقد میبوسیش &#8230;.بزار برسه بعد برید تو اتاق و &#8230;شهااااااب!!!!!جونم؟خیلی بی شعوریبخورمتخفه شوووووخلاصه حرفهایی میزد که باعث خندمون میشد و چون میدونستیم شوخی میکنه به دل نمیگرفتیم کلاً شهاب ازاین جور آدمهایی بود که اگه جلوت فش ناموسم میداد میمردی از خنده به جای اینکهبه دل بگیری، این وسط فقط صدف بود که گه گاهی از شوخی هاش عصبانی میشد.خلاصه بساط مشروب چیده شده بود و قرار شد من ساقی شم که دستم از همه سنگین تره.از نظر جنبه ی مشروب اول از همه شهاب خیلی دزش بالا بود بعد بابک بعد من و آخر هم صدفولی شهابو صدف معمولاً خیلی مشروب میخوردنو من بدبخت ساقی ام، باید پا به پاشون میخوردمتقریباً شیشه تموم شده بود که شروع کردیم به بازی پانتومیم. بازی میکردیمو میخندیدیم شهابو صدف تو یه گروه منو بابکم تو یه گروه تا به من میرسید شهاب چیزای سکسی می گفت که پانتومیمشواجرا کنم مثه : کوس دادن جنیفر لوپز، رقصیدن با میله و لب گرفتن از همه و&#8230;.موقعه ی اجرای آخرین حکم که لب گرفتن از همه بود اول از همه صدفو بوسیدم و بعد بابکو خیلی عاشقانه و سکسی بوسیدم چون یکمی مشروب گرفته بودتم خیلی با عشوه این کارو انجام دادموبه قول معروف لب پر سر و صدایی ازش گرفتم که صدای شهاب در اومدهو توله سگها تو اتاق نیستینا .داشتم از بابک و چشای قرمزش که فرط عشق و سکس برق می زد، به سمت شهاب می رفتم و تا بهش رسیدم خودش دستشو دوره گردنم کردو یه لب درست و حسابی و آبدار اما کوتاهازم گرفت تعجب کردم اما ازشم بعید نبود چون خیلی باهام تیک می زدچون همه مست بودیم گذاشتم به حساب مستیش فقط متعجب بودم که چرا بابک و صدف اعتراضی نمیکنند که تا نگاه کردم دیدم بابک داره به سمت دستشویی میره و صدفم داره یکمی رو مبلچرت می زنه تا شارژ شه.فهمیدم که هیچکدومشون شاهد اون صحنه نبودن وگرنه شهاب جرات نمیکرد ازین شوخیا کنه و اونجوری منو ببوسهشهاب و دیدم که داره با اون چشماش براندازم میکنه بهش اعتنایی نکردمو به سمت آشپزخونه رفتمدلم مشروب میخواست واسه این که جو عوض کنم داد زدم من بازم مشروب میخوام !!بابک گفت من تا یکی دو ساعت دیگه باید برما! بعدم فک نکنم دیگه مشروب باشهکه دیدم شهاب از سمت آشپزخونه ابسولوت به دست داره میاد و با ابرو اش اشاره میکنه که ایناهاش .باخوشحالی مشروبو ازش گرفتم و به سمت میز بار رفتم اما از چشم غره ای که بابک به شهاب رفتو شهابم با بی خیالی شونه هاشو بالا انداخت غافل نموندم. پیک هارو خیلی سنگین ریختمو بعدبلند گفتم بریم سلامتیدوتاشون اومدنو صدفم انگار شارژر بهش وصل کرده بودن چشماش و باز کردو به ما ملحق شد و انگار کمی سرحال اومده بود&#8230;2 تا پیک رفتیم بالا که نمیدونم چی شد که شروع کردیم به بطری بازی وقرار شد عملی نباشه و فقط سوال باشه اونم سوال سکسی ، سوالهایی مثه اینکه : چندبار سکس داشتی؟ با چند نفر ؟چه چیزی تو سکس بیشتر از همه ارضات میکنه ؟ با چی شل میشی میدی؟ وحشی دوست داری یا ملایم؟ میک لاو یا کردن؟ و هزاران هزار سوال سکسی و شخصی دیگه &#8230;.و قرار هم براین شد که همه صادق باشند و همه ی سوالها با جواباش همین امشب و همین جا چال شه و کسی از کسی آتو نگیره ..خلاصه از هم سوال میکردیمو میخندیدیم و از عقیده های سکسی همدیگه هم اطلاعات فراونی بدست آوردیم که این جمعمونو صمیمی تر میکردو مارو بهم نزدیکتر مخصوصاً منو بابک ، شهاب و صدفوآخه دوستی منو بابک دوستی فابریکی نبود فقط یه مدتی باهم دوست بودیم و بعدم دوستای معمولی شده بودیم و تا اونجایی که من خبر داشتم برای شهاب و صدفم همین طور بود برای همین اگه اونا از دختردیگه ای حرف می زدن یا منو صدف باهم پچ پچ میکردیم بحثی بینمون پیش نمی اومد اما بابک زیاد از دخترای دیگه حرف نمیزد و غلط نکنم تو فکر دوستی فابریک با من بود چون رفتارش اینو نشون میداد.خلاصه همین طور که مشروب میخوردیموقلیون میکشیدیمو بازی میکردیم متوجه شدم که شهاب هر چند دقیقه یه بار میره ته آشپزخونه و چند دقیقه دیگه بر میکرده اولش عادی بود ولی این کارشو 3 -4 بار تکرار کرد که حس کنجکاویم تحریک شد و با صدف درمیون گذاشتم اونم گفت تو برو دنبالش بیبین چیه بعد منم میام بابک داشت ماهواره تماشا میکرد داری کجا میری؟ الان میامچیزی نگفت و به تماشا کردنش ادامه داد. خونه ی شهاب اینا آپارتمانی بود در طبقه سوم . که هر طبقه دو واحد داشت و اونها اون دو واحد طبقه ی سوم و باهم یکی کرده بودن طوری که ته آشپزخونه ی خونه ی اول به پذیرایی خونه دوم میرسید و از اونجاهم به اتاقها، این همون مسیری بود که شهاب هی میرفتو میومد &#8230;کلی کنجکاو شده بودم و فکر میکردم موادی چیزی قایم کرده که هی میره سر میزنه میاد پیش خودم گفتم اگه کار دیگه ای داره چرا تو این اتاقای خونه اولی نمیره؟ خلاصه مسیری و که شهاب دوباره اونو طی کرده بود که بره نمی دونم چیکار کنه ؟!! پاورچین پاورچینو آروم رفتم. دیدم در یکی از اتاقها بازه آروم از لای در نگاه کردم دیدم شهاب یه پلاستیک مشکیو زیر تختشقایم کرد تا چشمش به من افتاد و دوید به سمتم اومد تا اومدم بجنبم با سرعت توی چند ثانیه منو در حالی که پشت بهش به خیال خودم در حال در رفتن بودم گرفتو چسبوند به خودش یه میک به گردنم زد که موهای تنمسیخ شد و با اون دست دیگش یکی از سینه هامو گرفت همه ی این کارارو توی چند ثانیه ای که من میخواستم در برم جلوی در اتاق انجام داد که با اومدنه بابک سریع حالت خودشو عوض کردو حالت دیگه ای به خودشگرفت که یعنی مثلاً مچ منو گرفته.هوی حرومزاده با داف من چیکار داری ولش کن ببینم .بی میل منو به دست بابک داد که داشت به زور منو از بغلش در میاوردداف شما داشت زاق سیاه ما رو چوب می زد منم مچشو گرفتمروبه من گفت :خوب کردی عشقم منواز لبام بوسید و دوتایی به سمت اون یکی خونه ،و سمت صدف رفتیم که داشت داد میزد که کجا غیبمون زده.به خاطر این رفتار شهاب موذب شده بودم ،اما نه میتونستم به صدف بگم ،نه به بابک چون اونجوری یه دعوای درست و حسابی را میافتاد خصوصاً که هممون مستم بودیمو جو دعوا بیشتر میگرفتموناز طرفی هم همش میگفتم نکنه توهم خودمه ، یا اینکه چون مست بوده شاید منو با صدف اشتباه گرفته و &#8230; ازین حرفای قانع کننده . خلاصه تصمیم عاقلانه این بود که اگرم از روی منظور این کارو کردهبهتره برای اینکه امشب به خیر بگذره ازش فاصله بگیرم تا تموم شه بعداً یه جوری این قضیه رو حلش میکردم &#8230;و درمورد کارهای مشکوک شهاب دیگه مطمئن شده بودم موادی ، چیزیه که میخواد ما نفهمیم یا شایدم میخواست ازش نپیچونیم .نمیدونستم میکشه یا نه &#8230;هر چی بود از هرچی آدم معتاد و دودی متنفر بودم از نظر من خلاف فقط مشــــــروب(که خلاف نیستفریحه) دودم فقط قلیون.خلاصه رفتم پیش صدف و ماجرارو براش گفتم البته به غیر از اون کار شهاب چون میدونستم حالا که مسته داد و قال را میندازه و شبه همرو زهره مار میکنه ترجیح دادم بزارم موقعی که حالش سر جاشه بش بگموقتی موضوع بهش گفتم قرار شد باهم بریم سراغشو به قول معروف خفتش کنیمو ته و توی قضیه رو در بیاریم که شهاب اومدشهاب جان من دیگه برم خیلی دیر شد.صبر کن منم لباس بپوشم باهات بیام.نه عشقم من خیلی دیرم شده تو با بچه ها بمون بعد برو خونه.دیگه ادامه ندادم و گفتمباشه مواظب خودت باشمنو یه عالمه بوسید و گفتفردا زنگ میزنم کارت دارم باید حتماً ببینمتباشه عزیزمشهاب داداش خدافظخدافظبابک رفتو من موندمو شهاب با یه صدف مستو پاتیل .سعی کردم خودمو با گوشیم مشغول کنمو الکی با وسایلا ور برم قلیون بکشم تا چشمم به چشش نیوفتو خاطره ی چند لحظه پیش جلوی چشممون تداعی نشه.بابا بزار پاشو از در بزاره بیرون بعد شروع کن اس دادن .در جوابش فقط خنده ای کردمو چون دیدم صدف خیلی مسته طوری که نمیدونه اصلاً کجاست و چه خبره و اینکه جلو شهابم یکمی موذبتر از قبل بودم آروم آروم به صدف گفتم که سریع لباسشو بپوشه که ماهم کم کم بریم ساعت تقریباً 11 شب بودخلاصه به زور صدفو وادار کردم که لباساشو نصفه نیمه بپوشه و عینه یه مامان حواسم بود که چیزی جا نزاره .کاش منم ازین مامانا داشتم که کلی هوامو داشت باور کن اگه یه مامان مثه تو داشتم تا 60 سالگی شیر میخوردم.از حرفش خندیدم تا فکر کنه که این حرفشو به پای شوخی های همیشگیش گذاشتم اونم لبخند شیطنت آمیزی تحویلم دادشهاب میشه ماشینم اینجا بمونه چون اصلاً نمیتونم رانندگی کنم لطفاً از آژانس واسه منو صدفم یه ماشین بگیر بی زحمت ،صبح میام ماشین و میبرمکجا حالا بشین یه گپی بزنیم بعد برو نمیخوریمت که!نه دیونه از بعدازظهر تا حالا داشتیم گپ میزدیم دیگه بسه رودل میکنیماتا عشقت رفت پیچیدی به بازی؟ ها خوشگله؟!نه . ولی هم اون هم اینکه حاله صدفو که میبینی بریم خونه بهترهدوتا ماشین بگیرم ؟نه یه دو مسیره بگیر نزدیکیماگه دیرت نشده بمون برای صدف ماشین میگیرمنه ممنون بابک گفت رسیدم خونه بهش زنگ بزنماینو گفتم که بفهمه و ازین حرفهای چرت نزنه اما بازم به خودم میگفتم تو چرا به خودت میگیری شاید بیچاره خواسته تعارف کنه.تو این فکرا بودم که دیدم دوباره داره به سمت اتاقش میرهسریع سغولمه ای به صدف زدمو باهم آروم دنبالش رفتیم.تا بهش رسیدیم دوتایی گرفتیمش و با داد و هوارو خنده، من پلاستیکو از دستش گرفتم و هر چی توش بود در آوردم2 تا آبجوی اصل با چندتا قوطی ویسکی بود بی اعتنا به التماسهای اون در آبجوهارو باز کردمو صدف مثله جنگی زده ها پریدو کف آبجوها رو نوشیدتا مبادا ذره ایش روی زمین بریزه خلاصه با کتک ازش اعتراف گرفتیم که گفت چون خیلی مستبودین میومدم ببینم که اینارو پیدا نکنین بخورین حالتون بدتر شه فقط هم برای اینکار نمیومدم کارای دیگه ای هم داشتم تو همین حین متوجه شدیم که آیفون داره خودشو میکشه از زنگ و صدا صدف که خیلی هم مست و بود، مدام باباش زنگ می زد و میگفت کجاییناونم میگفت تو راهیم برای اینکه زودتر به خونه برسه با سرعت جت به سمت در رفتو توی راهش به من گفت که خیلی دیرش شده باید زود بره،فکر کنم متوجه نشده بود که شهاب یه ماشین گرفته و باید صبر کنه تا منم بیام به ثانیه نکشید به محض بیرون رفتنه صدفتوی چند ثانیه &#8230;.نگاهم به نگاه شهاب برخورد کرد وتوی ذهنم یادم اومد که نباید با اون تنها باشم به خاطر همین درنگ نکردمو سریع به سمت در اتاق رفتم اونم انگار ذهنمو خونده باشه به سرعت خودشوبه در رسوندیعنی توی چند ثانیه یه نگاه به شهاب کردم یه نگاه به در ال فرارکه شهاب زودتر از من درو بستو پشت درو قفل کردو نمیدونم کلیدشو کجا گذاشتتنها راه چاره ام فقط داد و فریاد بود &#8230;که با التماس صدفو صدا می زدم وبه در می کوبیدم تا به کمکم بیاد ولی انگار هیچ اثری از صدف نبود و با صدای بلند موزیک صدابه صدا نمیرسید . همش صحنه های شوخیامون توی ذهنم سپری میشد که شهابچقدر حرفه ای حرکتها ی خفت کردنو روی صدف پیاده میکردو ما میخندیدیم &#8230;..با داد فریاد صدفو صدا میکردم که یه هو تنه داغشو روبه من سمت دیوار چسبوند اونقد محکم نگهم داشته بود که نمیتونستم جم بخورم فقط چون زورم یکمی از دخترهای دیگه زیادتر بود گه گاهییه وولی میخوردمبا اینکه جونی برای مقابله نداشتم و خسته و خواب آلود بودم اما از آخرین قدرتهام برای فرار کردن از دستش استفاده میکردم و میزدمش اما اون اعتنایی نمیکردلبای سوزانشو بعد از چند لیس که روی لبام زد روی لبام گذاشت اول بوسیدشو بعد کم کم زبونشو توی دهنم کرد محکم و با نفسهای پی در پی و بلند لبهامو میخوردو میمکیداصلاً نمیبوسیدمشو فقط صدای ادمهایی و میدادم که جلوی دهنشون چسب زدن اما دارن فریاد میزننبا ولع تمام، اما در حین حال سکسی لبامو میبوسید طوری که گاهی وادار میشدم همراهیش کنم تا بتونم نفس بکشمبا نفسهای تند و مردونه اش لبامو میخورد .وقتی دید که من لبهاشو نمیببوسم با زبونش از زیر گونه ام به سمت گوشم رفت و میمکیدو میخوردش گاهیم زبونشو توی گوشم میچرخوند که یه احساسی مورموری بهم دست میدادیه چند دقیقه ای گوشامو خوردو بعدم به سمت گردنم رفتوای چه غلطی کردم جواب اون سوالهای لعنتی و دادما &#8230;.خوب میدونست که چند چیز دیونه ام میکنه که باعث میشه بی حرکت بشم و اماده ی سکس.یکی خوردن زیر گوشمو گردنمه &#8230;.خوردن کمرم و خوردن اصل کاری&#8230;&#8230;..!!!!داد میزدمو همچنان کمک میخواستم همین طور که گردنمو میمکیدو میخورد به سمت گوشم اومد و نفس نفس زنون گفتبی خودی داد و قال نکن عشقه من هیچکی نیست که به دادت برسه حالا میتونم یه دل سیر بخورمتهمین طور که گردنمو میخوردو با دستهاش سینه ها مو میمالوند چشمام رو به سقف سفید شد و دهنمو باز نگه داشتم که هوا بهم برسه و بتونم نفس بکشم. وای&#8230; !داشت دیونه ام میکردمن بیشتر اوقات که مشروب میخورم خیلی دوست دارم سکس کنم و فکر کنم همه همین جورین اما من نمیتونم خودمو کنترل کنم مخصوصاً اگه طرف نقطه ضعفامم بدونهچند دقیقه ای میشد که داشت گوشو گردنمو میمکیدو لیس میزد فکر کنم منتظر بود تا کاملاً شل شم اما من هنوز کمی مقاومت میکردمبه زور زحمت تاپمو در آورد که فکر کنم یه گوشش هم پاره شده با سه شماره سوتینمو باز کردو سینه هامو میمالوندو گاهیم نکشونو با دست میگرفت و تو دستش میچرخوند وقتی کهکاملاً شل شدم دوباره شروع به لب گرفتن کرد منم همراهیش کردمنمیفهمیدم دارم چیکار میکنم ؟!!! فک کنم داشتم جوری میبوسیدمش که انگار بابک روبرومه &#8230;حرکاتش تحریکم کرده بود اما دوست نداشتم با دوست پسر دوست صمیمیم صدف این کارو بکنم حالا میخواد فاب باشن میخواد نباشن واسه همین دیگه به کارم ادامه ندادمو سعی کردم از دستش خلاص شم که شنیدم باز آروم همین طور که لبای گوشتیش رو لبام بود روی لبام زمزمه کرد خواهش میکنم عشقه من فقط ایندفعه ،بزار به آرزوم برسم .اعتنایی نکردمو همش تقلا میکردم شلوارمو به سرعت پایین کشیدو باسرعت دستشو توی شورتم برد تا انگشت داغش به کسم خورد شروع به تکون دادن کرد یه آه کوتاه کشیدم واونم با نفس نفس زدن و هر سر و صدای من میگفتجووونعشقم!!&#8230;بعدم دوباره شروع کرد به خوردن گوشو گردنم و خودشم با صدای سکسی مردونه اش آه وناله میکرد که نشون میداد از لسیدنم لذت میبره که همین بیشتر تحریکم میکرددیگه کاملاً شل شده بودمو داشتم از کنار دیوار یواش یواش آب میرفتم میوفتادم زمین دلم میخواست دراز بکشم انگار کوه کنده بودم حرکاتم خیلی کند شده بود اما انگار شهاب سرعتش یشتر از حد معمول شده بود با یه حرکت بغلم کردو منو پرت کرد روی تختش با ولو شدنم روی تخت و بالا پایین رفتم روی خوشخواب چشمامو بستم تو همین حین اون کاملاً لخت شده بودو شلوارمم در آورده بودو فقط شرت پام بودروم خوابیدو دستشو کرد توی شورتمو کسمو میمالید داشتم کمکم خیس میشدم چند دقیقه ازم لب گرفتو بعداز خوردن گردنم به سمت سینه هام اومد تا یکیشو گذاشت توی دهنش یه حس خوبی اما محکم وسنگین به بدنم وارد شد و واسه مهار کردنش کمرمو از روی تخت به سمت بالا قوس دادم خوشش اومدو گفتجووون سکسی من. مورمورت میشه؟ میدونم&#8230;.. حالا دارم واست سکسی &#8230;بعدم اون یکی دستشو برد زیر کمرم و سفت فشارم داد به سمت خودش با اون یکی دستشم سینمو گرفته بود توی دهنشو میک میزد اول یکم سرشو میک میزد و بعد ول میکردو یه هو همشو میکرد توی دهنش با این حرکت بی اختیار دستمو به سمت موهاش بردمو چنگی توی موهاش زدم که بیشتر تحریکش کردو بیشتر میک میزد که صدام در میومددیگه صدام در اومده بودو مدام آه ناله میکردم اونم مدام میگفت جووووون میخوامت&#8230;.. آره &#8230;.میخوام آبتو بیارماون یکی سینه ام هم خیلی محکم فشار میدادو میمکیدش کم کم به سمت نافم اومدو زبونشو از زیر پرسینگم کرد توش که احساس کردم یه جایی اون وسطای کسم با هر ضربه ی زبونش به نافم ذوق ذوق میکنه وای به حال اینکه به کسم برسهانگشتشو روی کسم میچرخوندو یه حس فوق العاده ای بهم دست میداد نفسهام تندتر شده بود و صدام بلندتر و با صدای نفسها و آه و ناله های مردونه ی اون قاطی شده بود دیکه دست از خوردنم برداشته بود و با اون چشمای خمار گربه ایش ذول زده بود به من که چه عکس العملی از اینکه افتاده به جونه کسم نشون میدملذت میبرد و میگفت جووووون جووووون ناله کن ناله کن عشق من عاشق این ناله کردناتمفقط برای من ناله کن جوووون (اینو میگفتو سرعتشو زیادتر میکرد که باعث میشد جیغم بره هوا)آهان همینه ناله کن چقدر منتظر این لحظه بودم بالاخره بهش رسیدماز یه طرف اوج لذت از یه طرف هم دلم میخواست تمومش کنه و این همه لذتو یه جا نبرم خیلی موقعها که به این حال میرسیدم از ادامه دادن صرف نظر میکردم اما اینجا امر امر شهاب بود و من حق انتخاب نداشتم فقط حق لذت بردن داشتمیه لحظه به خودم اومدم&#8230;.حق؟! کدوم حق ؟! به خودت بیا اون دوست پسر صدفه هر چقدر هم سکسیه به تو مربوط نیست بااین فکر دوباره شروع به تقلا کردمو اونم که زود ذهنمو خوند دستامو محکم گرفتو نا فمو خورد وقتی دید اینجوری نمیشه با یه حرکت برم گردوند و جفت دستای لاغرو ظریفمو با یه دستش که خیلی مردونه و قوی بود گرفتانگار دنبال چیزی میگشت با اون نور کم سوی چراغ خواب که روشن بود نمیتونستم ببینمش خلاصه با یه چیزی که نفهمیدم چی بود منو روبه خودش برگردوند و دستامو به تخت گره کرد با داد و فریاد لنگو لقد میخواستم که از این حالت بیرون بیام اما خیلی سفت بسته بود.خیلی عصبی شده بودم که دستامو بسته بود ولی تقصیر خودم بود یا باید به خواستش تن در میدادم یا به زور میخواست این کارو کنه یعنی به معنی واقعی خــــــفـــــــــتــــــــــــم کرد.همین طور که داد میزدم پاهامو باز کرد همش سعی میکردم با قدرتم کاری کنم که به هدفش نرسه اما انگار قدرت اون بیشتر بود از نوک پاهام میلیسید و میمکید اما به کسم که میرسید میرفت سراغ اون پا چند بار این کارو انجام داد اونقدر ساق پامو لیس میزد که تنم کمی میلرزید خلاصه کلی قلق بدنم اومده بود دستش و همین رضایتشو بیشتر جلب میکردو بیشتر تحریک میشد اینو واضح میشد از صدای آه و ناله هاشو نفسهاش و اظهار نظر های سکسیش درمورد هیکلم فهمید.پاهامو که باز کرد چند دقیقه مکث کرد انگار داشت نفسشو تو سینه حبس میکرد و نگاه میکرد برخورد نفساش به تنموحس میکردم و بعد از چند بار لیس زدن به کسمعین آدمهایی که سرشونو توی کیک تولد میکنن سرشو میون پاهام برد ویه میک محکم از کسم زد که از حال رفتمو دیگه داد و بی داد نکردم و فقط به یه آه بلند که بیشتر شبیه جیغ بود و انعکاس احساس لذتم بود بسنده کردم با دو دستش لپها ی کونمو گرفت توی دستشو میمالید با صدای من انگار که بیشتر تحریک شده باشه فشاری محکم به کونم داد و با سرعت و ولع تمام به جون کسم افتاد و شروع کردن به لیسیدنو خوردن .. صدام تا هفتا خونه اونورتر میرفت و تمام اتاق پر از گرما و صداهای ناله ی من بود . اونقدر داد میزدم که دیگه صدام در نمیومد غافل از این که با هر داد من بیشتر لذت میبره و انقدر کسمو میخوره که کسی برام نمیمونه چند لحظه اونقدر مکیدش که گفتم الانس که کسمو مثه ژله ازجا بکنه و قورتش بده بعد از کلی لیسیدن و مکیدن کسم یه هو زبونش و صاف کرد توش که این بار با یه آه بلند تر انگار که شارژ شده باشم تمام قدرمو جمع کردم و بی اختیار دستامو به سمت موهاش کشوندم که اون چیزی که دستامو باهاش بسته بود پاره شد و تونستم دستمو به موهاش برسونمو یه چنگی تو موهاش بزنم ،بی اختیار سرشو به کسم فشار میدادم اونم همراهیم میکرد و میگفت: اومممممممممممممممممم چه کسی جوووون&#8230;اونقدر میخورمش تا از حال بری&#8230;آه &#8230;&#8230;آی&#8230;..یواش&#8230;.اوووووه&#8230;..اااااااااااااااااااااااه!جووووووون عشقم &#8230;.ناله کن &#8230;&#8230;دیونم کن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..یه نیم ساعتی بود که داشت کسمو میخورد و دیگه نایی برام نمونده بود احساس میکردم سِر شده به زور و التماس ازش خواستم که ادامه نده یا حداقل یواشتر بمکه&#8230;که با لرزشی به تنم بی اختیار آبمو تو دهنش خالی کردم بعد تو یه تایم کوتاه که برای من به ثانیه هم نکشید رفت دستشویی و اومدبعد از اون کیرشو گذاشت لای پاهام خودشم افتاد روم و لبامو میخورد و یه کم لاپایی بهش دادم بعد پاهامو باز کرد و کیرشو گذاشت روی کسم و هی میمالیدش به کسم گاهیم چند ضربه بهش میزدداشتم دیونه میشدم کیر شهاب داشت رو کسم سر میخورد و احساس فوق العاده ای داشتم دیگه به هیچی فکر نمیکردم گفتم بزار هرچی میخواد بشه.. من الان دلم میخواد&#8230;&#8230;کاملاً خیس شده بودم اونقدر کیرشو سر داد روی کسم که بالاخره رفت توش یه هو دوباره یه اهی کشیدمو با هر ضربه ی اون تو کسم توهمون رده امواج جیغ میزدماول آروم کیرشو کرد تو و عقب جلو کرد موقش که شد تا ته کرد توی کسم بعد یکم میورد بیرون دوباره محکم میکوبیدش توی کسم اونقد محکم میزد که صداشو میشنیدم دو سه بار این کارو کرد بعد تند تند شروع کرد به عقب وجلو کردن منم مثله یه آهنگ نفسهام با تلمبه زدناش هماهنگ شده بود هر چند دقیقه یه باز که خسته میشد چند ضربه میزدو دوباره با سرعت تندتری منو میکرد واقعاً نمیتونم توصیف کنم چه حالی داشتم یه سکس وحشی و ایده آل&#8230;.انگار توی فیلم سوپر بازی میکردیماحساس میکردم موقعی که آبش میخواد بیاد نمی زاره تا بیشتر از با من بودن لذت ببره فک کنم قرصی چیزیم خورده بود چون فکر نمیکنم کسی تا این حد بتونه دوام بیاره &#8230;.؟!منو به پشت خوابوند و یه چندتا بالشت نرم و خنک زیر شکمم گذاشت و با دستاش کونمو قمبل کرد بعد انگشت شصتشو روی سوراخ کونم تکون داد و زبونشو باز کرد تو کسم همین جوری انگشتش توی کونم بودو کسم و میخورد از پشت بعد زبونشو توی سوراخ کونم کردو انگشتشو توی کسم وای &#8230;.. چه حالی می داد فکر کنم آب خنکی، دلستری، چیزی خورده بود چون زبونش خیلی خنک بودووقتی به کس داغم میخورد کیف میداد بعد از این که کلی انگشتم، کرد. زبونشو از روی کسم به سمت سوراخ کونم میکشد و همه جاشو میمکیدو میخورد منم سرمو بی حال به بالشت تکیه داده بودم جوری که لپام زده بود از روی بالشت بیرون بی حال آه و ناله میکردمو کوسو کونم رو هوا تو دهن شهاب داشت میلغزید&#8230;.یه هو دوباره آبمو ریختم توی دهنش که با صدای ملچ و مولوچ فهمیدم با ولع داره لیس میزنه تا همشو بخورهخیلی بی حال بودم اما در عین حال انگار رو ابرا بودم و کلی خسته گیم در رفته بود دلم میخواست بخوابم یه هو ولو شدمو استیل سکسمون بهم خورد از پشت بغلم کردو گفتعزیزم به این زودی خسته شدی من هنوز باهات کار دارم تازه گیرت آوردمبعدم همین طور که بغلم کرده بود آروم کیرشو گذاشت لای کسم که هنوز خیس بود و هی آروم عقب جلو میکرد که خیلی حس خوبی بهم میداد از طرفی دیگه هم از پشت داشت پشت گوشمو گردنمو میخورد و حرفهای عاشقونه تو گوشم زمزمه میکردزندگی من &#8230; نمیدونی چه حسه خوبیه تو رو داشتن &#8230;نمیدونی چقدر دوست دارم &#8230; کاش میدونستی !!!همین طور که تو گوشم حرف میزد یه تکونی به خودم دادم که باعث شد کیرش لیز بخوره و دوباره بره تو کسم سرمو به سمت عقب به سرش فشار دادم از ته دل آه کشیدم و دستمو بردم پشت گردنشو با ناخونام موهاشو گردنشو خیلی آروم چنگ می زدمو آخ و اوخ میکردمسرعتشو خیلی زیاد کرد &#8230;. دیگه گوشام داشت سوت می کشید از فرط لذت که یه هو دیدم صدای ناله هاش داره بلند و بلند تر میشه اه اه اههه&#8230;به سرعت برم گردوندو بعد چند ثانیه کف دستی تمام آبشو روی سینه هام خالی کرد چند ثانیه بعدم برای سومین بار ارضا شدم بعد از چند دقیقه رفت و اومد وقتی دید من بیهوش روی تخت افتادم خودش بغلم کردو برد توی وان ولوم کرد من همین طور چشام نیمه باز بود و گه گاهی میدیدمش که خیره به دستاش شده که داره آبو روی تنم سور میده و میمالونهکلاً خستگی از تنم در اومد و شارژ شدم و خودم با چشمایی خماروخواب آلود از وان بیرون اومدم وشهاب و دیدم که با یه حوله سفید آغوششو برام باز کرده به سمتش رفتم اونم حولرو دورم پیچیدو بغلم کرد و روی تخت رهام کرد و خودشم لبه تخت نشستفکر کنم یه نیم ساعتی میشد که چرت زده بودم که از سنگینی نگاه یه نفر بی اختیار چشام باز شدو شهابو دیدم که بالای سرم با یه لیوان نوشیدنی خیلی خنک نشسته و همین طور ذول زده به منو داره با موهای بلندو مشیکیم بازی میکنه &#8230;نمیدونستم بعد اون همه اتفاق که بینمون رد بدل شد چه طوری باید باهاش حرف بزنم ؟! یا اینکه صحبتمو با چی شروع کنم؟!!فحشش بدم؟ بگم واقعاً لذت بردم؟ بگم ازش متنفرم یا که عاشقشم ؟ نصیحتش کنم؟!نمیدونم &#8230;.نمی دونستم واقعاً باید چی بگم نگاهی به ساعت انداختم که داشت ساعت 3:30 صبح رو نشون میدادخوشبختانه خودش سکوت و شکست و گفت :بیا این نوشیدنی و بخوربعد از خوردن نوشیدنی که یه هو سر کشیدمو تا آخرین قطره خوردم پرسیدبازم میخوایدر جوابش فقط نگاش کردم و تو نگاهم همش این سوال موج میزد که چرا؟ چرا من ؟چرا این جوری نگام میکنی؟جوابی ندادمبه خدا از اون روزی که دیدمت دیونت شدم فکرت از سرم یه لحظه بیروون نمیرفت نمیدونی چقدر با خودم حرف زدمو کلنجار رفتم تا بفهمم این احساس واقعی یا نه؟ بعد بیام سمتت &#8230;.نمیدونی چقدر از این که به درخواست دوستی بابک او کی دادی عصبی بودم و همین باعث شد رفتارم با صدف عوض بشه و رابطمون بهم بخوره&#8230;.قربونه اون چشمای مشکی درشتت برم که آوارم کرد &#8230;تو رو خدا اونجوری نگام نکن به خدا این کارو از روی هوس نکردم همش از روی عشق بودبا عصبانیت جواب دادمعشق ؟! هه&#8230; اگه عشق بود چرا به زور اینکارو کردی ؟چون میدونستم دست رد به سینم میزنیو هیچوقت حرفهامو باور نمیکنیحالا فکر میکنی باور میکنم؟مگه به تو بد گذشت ؟سکوت کردمو جوابی ندادم تا بلند شدم که حاضر شم برای رفتن ازم خواهش کرد که تا صبح پیشش بمونم چون الان خطرناکه به خصوص اینکه من خواب آلودم هستم کلی م دهنم بو مشروب میدادحتی گفت اگه بودنش اذیتم میکنه میتونه بره توی اتاق دیگه بخوابه(توی دلم خند ه ام گرفت &#8230;.گفتم حالا که کار از کارگذشته ادای پسر مومنا رو برای من در میاره)خلاصه بعد از کلی اصرارقبول کردم که تا صبح بمونمو صبح برم خونهبه سمت تخت رفتم و پشت بهش سرمو زیر پتو کردم و طوری رو تخت خوابیدم که نتونه پیشم بخوابهاما اون پررو تر بود انگار نه انگار تا چند دقیقه پیش واسه موندنه من قول داده بود که جدا بخوابیم اومد کم کم خودشو جا کرد منم مخالفتی نکردماگه الان میخواستم مخالفت کنم خیلی خنده دار بود (از حق نگذریم ازش خوشمم اومده بود و حرفاش روم تاثیر گذاشته بود واحساس میکردم یه حس تازه ای نسبت بهش پیدا کردم) زیر پتو از پشت بغلم کرد و تو گوشم زمزمه کرد قربونت برم که من عاشق همین غد بازیاتم خانومی&#8230;کاش میدونستی چقدر دوستت دارمچشمامو روی هم گذاشتمو به حرفهای قشنگش که با اون صدای جذاب توی گوشم زمزمه میشد گوش میدادمکم کم صداش توی گوشم کمرنگ و کمرنگتر میشدو داشتم به این فکر میکردم که آیا این اتفاقا واقعاً از روی عشق بوده یا هوس؟!!&#8230;.. سوالات و نظر سنجیدوستای خوبم ضمن تشکر ازاین که وقتتون رو برای خوندن مطلبم گذاشتیدخواستم که لطفاً نظرتون هم راجع به داستانم بدونموبعد لطفاً به این سوالاتم جواب بدید&#8230;پیشاپیش ممنون 1.به نظرت آیا واقعاً این عشق بوده یا هوس؟از کجا اینو فهمیدی؟2.سبک نوشتنمو دوست داری؟3.دوستداری ادامه شو بنویسم؟4.آیا تفسیر کردن داستانم طوری بوده که روت تاثیری بزاره؟یعنی از هر صحنهویا شخصیت تو داستان یه تصویرخیالی با همون مشخصات تو ذهنت ساخته میشد یا نه؟5. قسمتهای سکسی داستان روت تاثیر داشت؟تحریک شدی؟6.دوست داری بازم این نوع اتفاقاتی که توزندگیم افتاده رو بنویسم؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176904</post-id>	</item>
		<item>
		<title>داره آرایش میکنه که کیر صاف میره تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Aug 2019 05:37:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرد]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودفرداش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[سالشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[راستش منم یه بار با فیلم سکسی زن عموم سکس داشتم ولی‌ حوصله تعریف کردنشو نداشتم۲-اینکه داستان واقعیه لطفا فوش ندین۳-اینکه من آدم فراموش کاری هستم شاید سکسی تو داستان بعضی جاهاش درست یادم نیاد شاه کس پس در این مورد ازتون معذرت می‌خوام۴-اینکه من بلد نیستم داستانو با ابو تاب بگم کونی اونی که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>راستش منم یه بار با فیلم سکسی زن عموم سکس داشتم ولی‌ حوصله</h2>
<p>تعریف کردنشو نداشتم۲-اینکه داستان واقعیه لطفا فوش ندین۳-اینکه من آدم فراموش کاری هستم شاید سکسی تو داستان بعضی جاهاش درست یادم</p>
<h3>نیاد شاه کس پس در این مورد ازتون معذرت می‌خوام۴-اینکه من بلد</h3>
<p>نیستم داستانو با ابو تاب بگم کونی اونی که اتفاق افتاده رو میگم من اسمم جلیل الان۲۳ سالمه دانشجوی کامپیوترم.داستان برمیگرد</p>
<h4>به جنده 2سال پیش من یه زن عمو داشتم که اسمش</h4>
<p>زهره هست و ۲۲ سالشه عموم پستون هم 31 سالشه،من قبلا موبایل فروشی داشتم اون موقع خط داثمی حدودا قیمتش دورو</p>
<h5>ور400 تومن کوس بود واقتی‌ عموم با زن عموم نامزد کردن</h5>
<p>زهره بهش گیر داده بود واسش موبایل بخره بالاخره بد یه مدت عموم رو راضی‌ کرده بود اونم اومد به من گفت سکس داستان منم برداشتم یه</p>
<h6>خط قسطتی دادم بهش اینم بگم که زهره ایران سکس یه کوسیه</h6>
<p>واای نگو قد بلند اندامش نجیب پوستشم سفید سفید ماه خلاصه از اون اولشم یه جوری نگام میکرد نگاش خیلی‌ شهوت انگیز بود منم همینطور نگاش می‌کردم راستی‌ من قدم۱۷۸ وزنم هم ۷۰ چشممم سبز تعریف از خود نباشه قیافم در حد تیم ملی‌ نیست ولی‌ خوبه بد اون هر هفته یه بار به یه بهانه بهم اس‌ام‌اس میداد یا زنگ میزد مثلا میگفت بیا خونه ما رم گوشی رو بدم برام آهنگ بریز یا گوشی فلا ن جاش خرابه بیا درستش کن منم میرفتم اما خجالت می‌کشیدم گوشی رو میگرفتمو چون عموم هم خونه نبود سر کار بود جرات نمیکردم داخل خونه بشم آخه عموم از همون اول قلبش مشکی‌ بود بده چن ماه که گذشت یه روز بهم زنگ زد گفت آهنگ یکی‌ از خواننده‌های ترکیه رو می‌خوام بیا رمو بگیر برام پرش کن منم رفتم گرفتم وقتی‌ آوردم خونه دیدم از قصد از خودش چن تا عکس جیگر گرفته تا من ببینم اون فقط می‌خواست من بهش پیشنهاد بدم ولی‌ می‌ترسیدم با اون کارش مطمئ شدم منظورش دوستی هست.ولی‌ بازم بهش چیزی نگفتم.من یه خط دائمی داشتم که به دلایلی فرختمش به دوستم بد ۲ماه دوستم بهم گفت جلیل یه شماره‌ای هست هی‌ بهم اس میده منم اصلا فکرم به اونجا نرفت که این زن عموم زهره باشه آخه اون ۲-۳ماه یکبار اس‌ام‌اس میداد فک کردم از دوس دختری قدیمیم هست با یه ایرانسل زنگ زده! شمارشو از دوستم گرفتم بهش زنگ زدم برنداشت اس دادم من صاحب فلان خطم خودمو معرفی‌ کردم اون منو شناخت ولی‌ من نه خلاصه فقط با اس‌ام‌اس حال میکردیم منم به خیال خودم فک میکردم یه دوس دختر پیدا کردم بد۱۰ روز قرار گذشتیم منم ماشینو برداشتم رفتم سر قرار جلو آپارتمانی که گفت بود وایسادم گفتم بیا ببینمت بد اون گفت نمیاد بد جوری جوش آوردم می‌خواستم فحشش بدم که گفت باشه بیا داخل کوچه رفتم یه دفعه دیدم زن عموم از خجالت سرخ شدم دیگه نمیدونستم چیکار کنم ولی‌ از یه طرف دیگه خوشحال بودم که همین روزاست که بکنمش بد اون روز ۲ بار قرار گذشتیم با ماشین رفتیم بیرون راستش از همون اول زهره از عموم خوشه نمیومد به زور باهاش زندگی‌ میکرد چون از لحاظ قیافه و سنّ خیکی با هم تفاوت داشتند.بده ۴ روز باهاش از سکس و این حرفا گفتم بده هزار کلک راضی‌ شد یه روز که عموم سر کاره من برم خونه حال کنیم اون از خداش بود ولی‌ ناز میکرد که اینم طبیعی بود.فرداش زنگ زد گفت بیا با ۱۰۰۰جور ترس و فکری که تو مغزم میومد رفتم شهوت جلو چشمم رو گرفته بود رفتم ولی‌ نداد فقط یه لب داد اونام به زور من شاکی‌ شدم باهاش قهر کردم بعدا خودش زنگ زد گفت بیا رو که نیست سنگ پای قزوینه پا شدم رفتم با خودم قرصو اسپری نبردم الانم که الانه پشیمونم میگم چرا اون روز حتی یه قرصم نخوردم که جرش بدم.زنگو زدم رفتم بالا نشستم رو مبل نمیشد وقتو هدر داد عجله داشتم اومد جلوم وایساد گفت از جونم چی‌ می‌خوای منم برا این که ضایع نشه نازشو کشیدم گفتم تو زیباترین دختری هستی‌ که تا حالا باهاش دوس بودمو از این حرفا با شدم رفتم همینجور ایستاده بغلش کردم وای لبش چه خوردنی بود همینجور که داشتم ازش لب می‌گرفتم دستمو گذشتم رو کوسش از قبل هماهنگ کرده بودیم یه دامن بپوشه لباس زیرم نپوشه من زود کارمو بکنمو برم بعده این که لب گرفتیم دستمو گرفت برد اتاق خواب قبلا بهش گفته بودم قراره کسشو بلیسم یه کم سینه شو خوردم بد رفتم پایین چه کوسی‌ داشت کوچولو لبش داخل بودن اصلاح کرده بود شروع کردم به خوردم بد ۵دقیقه شروع کرد به خودش پیچیدنو اه اه کردن بلند منم از ترس صاحب خونشون با یه دستم دهنشو گرفته بودم باور نمیکنید اگه بگم انقد آب از کوسش اومد که ملافه خیسه آب شد انگار عموم سالی یه بارم نمیکردش بد گفت جلیل جون بکن منم بلا فاصله جلیل کوچولو(کیرم)دراوردم آروم گذشتم توش کیرم از شدت تنگی و حرارت داخل کوسش داشت میترکید اه آهش بلندتر شد منم که بدبختانه کمرم شلو وله بد ۱ دقیقه آبم اومد ریختم تو کوسدش بعدن هم ازم شاکی‌ شده بود چرا ریختی تو کوسم. یه بوس ازش گرفتمو زدم بیرون معلوم بود بازم تو کف بود سر کوچه که رسیدم زنگ زد گفت بیا بالا کارت دارم می‌دونم می‌خواست بازم سکس کنیم ولی‌ من دیگه از ترس نمیتونستم برم داخل بی‌خیال شدم اومدم خونه.یه هفته دیگه ۱میلیون ازم پول خواست که من مخالفت کردم سر همین قضیه رابطمون سرد شد تا الان که این داستانو نوشتم حتی اس‌ام‌اس‌هم به هم نزدیم.الانم داره از عموم طلاق میگیره،ای‌ کاش بازم باهاش سکس کنم آرزوم اینه.اگه داستانم جالب نبود شرمنده به بزرگی‌ خودتون ببخشید.یه بار دیگه میگم به قرآن حتی یک کلمه از این داستان دروغ نبود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b5%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175682</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوب سوراخ میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jul 2019 09:22:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاده]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییشم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمچند]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[روزمون]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرداشم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمش]]></category>
		<category><![CDATA[کرمانشاه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خوششون اومد شاید واسه همینه فیلم سکسی که برای بار دوم می خوام بنویسم!!!اسمم بهزاده و26 سالمه نه لاغرم نه چاق اما بر عکس 99% بچه ها سکسی که داستان مینویسن نه مانکنم نه قدم شاه کس 190!!! کارم جوریه که با زن و دخترا کلا زیاد سر و کار داریم واسه کونی همین از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خوششون اومد شاید واسه همینه فیلم سکسی که برای بار دوم می خوام</h2>
<p>بنویسم!!!اسمم بهزاده و26 سالمه نه لاغرم نه چاق اما بر عکس 99% بچه ها سکسی که داستان مینویسن نه مانکنم نه</p>
<h3>قدم شاه کس 190!!! کارم جوریه که با زن و دخترا کلا</h3>
<p>زیاد سر و کار داریم واسه کونی همین از برکت همین کار بیشتر وقتا کسی رو واسه دوستی مخصوصا سکس داشتم.چند</p>
<h4>ماه جنده پیش بود که یه خانومی زیاد میومد سر کارم</h4>
<p>مشتری هر روزمون بود با یه پستون دختره کوچیک خیلی خوب بود خیلی (البته از نظره من) خوشگل بود، آروم با</p>
<h5>شخصیت خوش کوس هیکل. به دسته چپش خوب نگاه کردم خدا</h5>
<p>رو شکر حلقه نداشت پس یه کم خیالم راحت شد بعد یه مدت باهاش هم صحبت شدم از کار و زندگی و&#8230;. سکس داستان گفت با دخترم</p>
<h6>زندگی می کنک منم خر کیف شدم بالاخره ایران سکس دلمو زدم</h6>
<p>به دریا و ازش شماره خواستم اونم اون روز شمارشو نداد خیلی بهم بر خورد فرداش که اومد سر سنگین بر خورد کردم تا گذشت&#8230;. یه روز اومد و خودش شمارمو خواست گفت یه مشکل پیش اومده باید باهات حرف بزنم. منم این بار یه کم ناز کردم اما از خدام بود. فرداش که رفتم سر کلاس دیدم زنگ زد اومدم بیرون گفت یه مزاحم دارم که می خواد اذیتم کنه از کرمانشاه می خواد بیاد دنبالم&#8230; بهش گفتم کرج کجا کرمانشاه کجا یه کم چرت و پرت گفتم اونم گفت سبک شدم باهات حرف زدم!!!! خلاصه زنگ و اس ام اس ادامه داشت تا بحث کشید به دیداره حضوری&#8230;.. راستی اون 29سالش بود تقریبا 3سال از من بزرگ تر&#8230; گفتم بیام خونت گفت: نمیشه صاحب خونه طبقه پایین زندگی میکنه آخه خونش آپارتمانی نبود. گفتم باشه بعد از ظهرا خونه ما خالیه تو بیا&#8230; تا روز موعود رسید!!!!اومد و منم در وا کردم وایییییییییی چه تیریپی!!! باورم نمی شد خودش باشه چه خوش تیپ کرده بود من که می دونستم واسه چی دعوتش کردم سر و ته قصیه رو با دو تا رانی حل کردمو دستشو گرفتم بردمش تو اتاقم استرس داشت باید آرومش می کردم رو تخت خوابیدم و ازش خواستم بهم اطمینان کنه&#8230; خداییشم قصدم دوستی بو البته همراه با سکس&#8230; از لباش شرو کردم خیلی سرد بر خورد کرد می خواستم بگم جمع کن برو اما دلم نیومد لباساشو در آوردم به جونه خودم کف کردم قسم می خورم تو عمرم به جز تو فیلما همچین بدنی ندیده بودم چه سینه هایی چه کسی&#8230; پیش خودم گفتم این چه قدر خره که اومده زیره من بخوابهانصافا کف کردم شرو کردم به خوردن سینه هاش چه حالی می داد دیدم اونم کم کم داره همراهی می کنه (یخش وا شد) کیرمو گرفته بود تو دستاشو بازی میکرد منم داشتم سینه هاشو می خوردم یه کم بدنشو لیس زدمو اومدم پایین چه کسی داره این بشر سفید و تپل انگار نه انگار یه دختره 7ساله داره شروع کردم به خوردن اونم داشت آه، اوووووووه می کرد!!! دیدم کاری نمیکنه خودم برگشتم کیرمو گذاشتم لب دهنشو خودمم دوباره کس وکونش و می خوردم وقتی سوراخ کونشو می خوردم اونم کیرمو گاز می گرفت انگار که خیلی حساس بود بعد چند دقیقه یه کاندوم از زیره تخت برداشتمو کشیدم رو کیرم اومدم رو تخت خوابیدمو گفتم بیا بشین روش تا اومد نشست حس کردم کیرم داره میشکنه واقعا کیرم درد گرفت گفتم چفدر تنگه گفت 2سال بیشتره که سکس نکردم در ضمن کیر شوهرم کوچیک بود (کیر منم بزرگ نیستا ام کوچیکم نیست) خلاصه شروع کردم به کردنه سمیه خانوم اونم قربون صدقمون میرفت مثلا&#8230; کاندوم تاخیری بودو منم بدون استرس یه 15دقیقه ای کردیمش هر مدلی به ذهنم رسید کردمش بعد یه ربع که گذشت کاندوم رو کشیدمو برش گردوندم فهمید گفت نه اما مگه می شه آقا بهزاد سکس بکنه اما از کون نکنه ما پسرا کارمون رو خوب بلدیم!!!یه تف زدمو تا دسته کردم تو اصلا دیگه حاله اینو نداشتم که یواش بفرستم اونم درد می کشید اما جیکش در نیومد. خلاصه من نامردی نکردمو با تمامه قدرت می کوبیدم تا آبم اومدو همشو تو کونه اون بد بخت خالی کردم. بوسش کردمو گفتم دیرم شده حاضر شدیم رسوندمش تا نزدیکای خونشونو خودم رفتم سرکار&#8230;.اما وقتی رفت گفتم نباید اینو از دست بدم باید نگهش دارم ساعت طرفای 10شب بود هیچ وقت اینجور موقع ها بهش زنگ نزده بودم چون تازه کارم تموم می شد و با دوستام میرفتیم بیرون. اما این بار فرق داشت باید بهش نشون می دادم که فقط واسه سکس نمی خوامش!!! (آره جونه عمم) زنگ زدم بهش شروع کردم به تشکر کردن بابته اینکه امروز اومده پیشم و معذرت خواهی که واسه اولین بار که اومد بهش رحم نکردم که یه دفعه صداش قطع شد و به یکی سلام کرد بعد 1دقیقه گوشی رو گرفت دستشو گفت شوهرم اومد!!!!! فعلا بای گفتم چی شوهرت؟؟؟ که دیدم قطع کرده&#8230; اعصبم خورد شد عذاب وجدان بود چه کوفتی بود اومد سراغم حاله هیچی رو نداشتم. از فرداشم دیگه جوابشو اصلا ندادم&#8230;. ببخشید بد تموم شدId: Behzad_ronaldinho</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175209</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل دوست داره از کون گایده بشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:34:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استمنا]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجانب]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتنه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابونه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایی]]></category>
		<category><![CDATA[پسربچه]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جاروبرقی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خدادادی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خوانده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دسترسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینمایی]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعیه]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نباشید]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارید]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتا]]></category>
		<category><![CDATA[نوجوان]]></category>
		<category><![CDATA[نوجوانی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته:]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بجق خودم رو براتون بنویسم. فیلم سکسی اینکه همه ی نوجوان ها سوژه های جلق دارند یک چیز شناخته شده ایه و این هم شناخته شده است سکسی که مردم خیلی اکراه دارند از اینکه شاه کس فانتزی های سکسی شون رو لو بدهند ولی خب من اینجا قصد دارم تا جایی کونی که حافظه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بجق خودم رو براتون بنویسم. فیلم سکسی اینکه همه ی نوجوان ها سوژه</h2>
<p>های جلق دارند یک چیز شناخته شده ایه و این هم شناخته شده است سکسی که مردم خیلی اکراه دارند از</p>
<h3>اینکه شاه کس فانتزی های سکسی شون رو لو بدهند ولی خب</h3>
<p>من اینجا قصد دارم تا جایی کونی که حافظه ام یاری می ده براتون اعتراف کنم. امیدوارم بقیه هم از این</p>
<h4>سنت جنده حسنه ی اعتراف پیروی کنند :) یکی از اولین</h4>
<p>رخدادهای سکسی فراموش نشدنی من وقتی پستون ایجاد شد که یک پسربچه ۴ یا ۵ ساله بودم و روی کف اتاق</p>
<h5>خانه ی کوس شلوغ یکی از اقوام به پشت خوابیده بودم</h5>
<p>و به سقف نگاه می کردم که ناگهان آسمان سیاه و قرمز شد! نمی دونم اتفاقا یا عمدا دختر خوشگل ۱۸ ساله سکس داستان ای که بعدها</p>
<h6>تبدیل به زن عموی من (و البته یکی ایران سکس از سوژه</h6>
<p>های جلق اینجانب) شد آمد و به آرامی از بالای سرم رد شد و من شرت ملکوتی قرمز این دختر لوند رو از زیر دامن سیاه اش زیارت کردم. البته بعدها یعنی حدود ۱۰ سال بعد فهمیدم که این می تونه یک سوژه ی جلق باشه! یکی از سوژه های جلق بعدی من (اگر بشه اسمش رو سوژه جلق گذاشت) دیدن مرغ ها بود. یعنی اوایل که بچه بودم حدود ۵-۶ سال و دودول علیه سلام رو به قالی می مالیدم و لذت می بردم دستام رو هم مثل مرغ گل باقلی به اطراف تکون می دادم و احساس می کردم دارم همون کاری رو می کنم که مرغ ها می کنند وقتی تخم هاشون رو زیر پر و بال شون می گیرند (اگر بچه آپارتمانی باشید از دیدن این صحنه ی سکسی محروم بوده اید. براتون متأسفم!) خب بیایم جلوتر. در ایام نوجوانی به برکت وجود امام راحل سوژه ی جلق هم مثل همه چیز دیگه کمیاب بود ولی کوپنی نبود. این بود که یک مجله ی سینمایی مثل ((ستاره ی سینما)) یک نعمت خدادادی محسوب می شد حتی بزرگ تر از جنگ! برای کسی مثل من که دختر دور و برم نبود حتی به کتاب های مصور کارتونی با یک دختر دامن کوتاه هم راضی بودم. حتی کتاب های دینی درباره ی امام زمان و لخت شدن یا حتی چرندیات داستان راستان هم کافی بود تا سوژه ی گناه و شنیع استمنا رو فراهم کنه. اینها هم البته از برکات جنگ و سانسور ناب محمدی بود. بعد که ویدئوهای عهد بوق سونی تی ۷ و تی ۲۰ اومد اوضاع یک کم بهتر شد. دیگه لنگ و پاچه ی رقاصه های فیلم های آبگوشتی زمان شاه و خانم های هفت قلم آرایش لوس آنجلسی هم به جعبه ابزار جلق اینجانب اضافه شد. یادمه یکی از بهترین اوقات زندگی ام این بود که کسی خونه نباشه و بتونم یک فیلم با کیفیت داغون بگذارم یک فست جلق (بر وزن فست فود!) بزنم. جلق زدن من هم به سبک ((تجاوز به زمین)) بود. یعنی روی زمین دمرو می خوابیدم و مقام معظم کیر رو به قالی می میمالیدم در حالی که معمولا آرنج ها تکیه گاه بالاتنه بود. و دست ها گره کرده در هم. کلاس اول که بودم می خواستم با گره کردن دست ها در حین دمرو خوابیدن مثلا ادای کارشناسان میزگردهای تلویزیونی رو در بیارم تا کسی متوجه نشه که دارم حال می کنم، ولی مادرم یک بار متلکی انداخت و من متوجه شدم که دیگه نباید در حضور جمع مبادرت به این عمل قبیح بکنم. اما سوژه ی جلق ((سازمانی)) من رو در دوره ی نوجوانی زن دایی عزیزم فراهم کرد که اسمش رو افسون می گذارم. افسون خیلی جوان و تپل و درشت هیکل بود با کونی عظیم و پاهایی چاق. بنابراین مثل یک نعمت الاهی برای این نوجوان در کف. من در دوره ی دبیرستان مدتی خانه ی این دایی زندگی می کردم و بزرگ ترین لذت من دید زدن ساق های چاق افسون از زیر دامن بود. به خصوص دو تا دامن (یکی آلبالویی و یکی کرم) داشت که ظاهرا با هم خریده بود و چاک بزرگ در عقب داشتند. وقتی که جاروبرقی می کشید عروسی من بود. یک صحنه ای که هیچ وقت فراموش نمی کنم و کلی باهاش جلق زدم وقتی بود که آمده بود بچه کوچک اش رو بخوابونه و من از فاصله ی تقریبا ۲۰ سانتی از پشت زیر دامن اش رو دیدم. عجب ساق های عضلانی داشت! یک صحنه ی جلق افکن دیگه یک بار بود که داشت حیاط می شست و من از پشت کرکره اتاق دید می زدم و شرت سفید و کل پروپاچه مبارک اش رو زیارت کردم. یک صحنه ی سوژه دیگه که خیلی دوست داشتم وقتی بود که توی هال دمرو می خوابید (با همون دامن آلبالویی) و بچه کوچک اش روی کونش می گذاشت و مثلا سواری می داد و خودش هم حال می کرد و در همین حالت پاهای لختش رو توی هوا بازی می داد. غافل از اینکه من هم به جای درس خواندن از درز در اتاق دیگه دارم از پشت نگاه می کنم و مشغول سواری گرفتن از کیرم هستم! :) البته بگم که من به خاطر احترام فوق العاده ای که برای داییم داشتم (یا شاید هم بی عرضگی و ترسو بودن) هیچ وقت نخواستم از این جلوتر برم و به همین دید زدن خشکه اکتفا می کردم. یکی دو بار افسون بهم نخ داده بود مثلا یک شب که داییم خواب بود و من و افسون داشتیم فیلم سینمایی نگاه می کردیم ازم خواست که برم پیشش بشینم تا ((بهتر ببینم)) ولی خب من از ترس اینکه دایی بیدار بشه و ما رو کنار هم ببینه نرفتم و در عوض اش شب توی تخت ام به یاد افسون جلق زدم! اوایل یک کم از جلق زدن به یاد افسون عذاب وجدان داشتم ولی خب ضرری در این کار برای هیچ کس نمی دیدم. یادم نمی ره بیچاره افسون سر سفره (آن زمان روی زمین غذا می خوریم و هنوز غربزده نشده بودیم!) چه عذابی می کشید تا مثلا روی زانوهای چاقش رو بپوشونه و من هم چه تلاشی می کردم که در عین حفظ خونسردی و انگار که هیچ توجه ام رو جلب نکرده این صحنه ها رو ضبط کنم و بعدا در پروژه ی جلق استفاده کنم. یک از فانتزی های من دیدن این زندایی توی حمام بود که متاسفانه ممکن نشد. یک فانتزی دیگه ی من این بود که مثل بچه ی کس مغزش روی کونش بشینم و سواری بگیرم (که البته این هم تحقق پیدا نکرد). یک سوژه ی جلق دیگه ی من در دوران دبیرستان وست همکلاسی ام بود که خیلی خوشگل بود کون نرمی هم داشت. سوژه ی دیگه زن عموی لوندم بود که ذکر خیر شرت قرمزش رو در بالا کردم. این زن اینقدر با ناز و عشوه حرف می زنه که آب آدم میاد. هنوز هم گاهی به یاد کون عظیم اش که در شلوار استرچ برام قنبل کرده بود می زنم و آرزوی خوابیدن باهاش به دلم مونده هر چند که با دخترهای خیلی جوان تر خوابیدم اما هنوز جاذبه ی فانتزی این زن یک چیز دیگه است. امیدوارم قبل از مرگ یک بار بکنم اش :) خب این هم یک ذره از فانتزی ها و زندگی جلقی دوران نوجوانی اینجانب. اینها رو گفتم که اگر نوجوان و جلقو هستید نگران نباشید. این یک قضیه کاملا طبیعیه و اتفاقا خیلی هم خوبه اگر دسترسی<br />
به سکس واقعی ندارید جلق هم برای اعصاب و روان و هم برای تمرکز و درس خواندن خوبه. من گاهی روزی ۳-۴ بار جلق می زدم. یک کتاب تخمی تخیلی هست به اسم شبیه ((طبیب خانواده)) که آن زمان مثل پشکل توی بازار ریخته بود و به اسم کتاب پزشکی به خورد مردم می دادند. توش هر مزخرفی که فکر کنید در مورد جلق نوشته:‌ مثلا اینکه چشم رو ضعیف و نهایتا کور می کنه (من چون عینکی شدم همه اش نگران بودم که به خاطر جلق زدن باشه و بالاخره کور بشم!) و حتی نوشته بود آدم رو اینقدر بی اراده می کنه که با دیدن سگ و گربه هم به فکر جلق زدن می افته. خوشبختانه من نه کور شدم و نه هنوز فانتزی سکسی به سگ و گربه پیدا کردم. هرچند که گربه ها رو خیلی دوست دارم :)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174183</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بخور حال کن عزیزم که کم گیر میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 May 2019 15:57:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[آنجلینا]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینوری]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودالان]]></category>
		<category><![CDATA[بوددلم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[توصیفش]]></category>
		<category><![CDATA[توضیحات]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهایی]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دومرتبه]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[معروفم]]></category>
		<category><![CDATA[مودبانه]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میارمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نامردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[وایستا]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[می سکسی خوام یه داستان سکسی از خودم رو شاه کس که تابستان همین امسال(85) برام رخ داد رو براتون تعریف کنم. امیدوارم خوشتون بیاد.تابستون بود کونی و هوا داغ و من مثل همیشه حشری و تو کف. یکی از دخترهای آشناهامون جنده چند وقتی بود که به خاطر مسائل کلاس کامپیوتر به پر و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				می سکسی خوام یه داستان سکسی از خودم</p>
<h3>رو شاه کس که تابستان همین امسال(85) برام رخ داد رو براتون</h3>
<p>تعریف کنم. امیدوارم خوشتون بیاد.تابستون بود کونی و هوا داغ و من مثل همیشه حشری و تو کف. یکی از دخترهای</p>
<h4>آشناهامون جنده چند وقتی بود که به خاطر مسائل کلاس کامپیوتر</h4>
<p>به پر و پای من پیچیده پستون بود. البته ناگفته نمونه که من هم مثله خیلی ها خیلی وقت بود که</p>
<h5>تو کفش کوس بودم. حتی چند دفعه تا نزدیکی های گا</h5>
<p>بردمش ولی آخرش نگرفت. واسه توصیفش همین رو بگم که یک بار که یک چیزی رو که مادرم داده بود تا من سکس داستان بهشون بدم رو</p>
<h6>بردم از قضا اون تنها بود وقتی داشتم ایران سکس چایی می</h6>
<p>خوردم صدام کرد ومن رفتم پیشش و دیدم که با دامن کوتاه و سوتین جلو روم وایستاده نفهمیدم که چی شد ولی یک لحظه حس کردم تو شلوارم یک چیزی سنگینی می کنه نگو که حاج عبدالله بیدار شده و می خواد بیاد بیرون( آخه مهشید هیکلش خیلی توپ بود بر خلاف آنچه فکر می کردم اصلا لاغر نبود واسه خودش یک پا جنیفر بود سینه هاشم که خیلی توپ بود پوستش هم برنزه و بدون هیچ مویی موهای سرش هم که مثل آبشار می موند مشکی و لخت بود و آدم حال می کرد باهاشون بازی کنه) به من گفت این تیپی واسه عروسی سمیه خوبم یا نه!من دیدم موقعیت جوره خواستم بکشونمش طرف سکس بهش گفتم تو هر طوری باشی خوبی که یک دفعه مامانش رسید من داشتم سرخ می شدم که خودم رو کنترل کردم و خیلی مودبانه بهش سلام کردم و قضیه اومدنم رو گفتم.اونهم جواب سلامم رو داد و هیچ چیزی نگفت آخه من تو فامیل به یه بچه خفن مثبت معروفم ( فقط دوست دارم هنگامی که تو جمع فامیل ها از من تعریف می کنند قیافه دخترهایی که از زیر من رد شدند رو ببینید شرط می بندم اگه اون موقع چاقو داشته باشن در جا منو میکشن آخه من عادت دارم بعد از اینکه از یکی سیر شدم دیگه ولش می کنم البته فکر نکنید من نامردم ها نه من از اول به همشون می گم فقط واسه ارضا شدن اول خودم و بعد تو این کار رو می کنم. یک بار از یکی ازاین دخترها پرسیدم چرا با اینکه من خوشگل نیستم با من دوست می شید گفت به خاطر اینکه تو یک جذابیت خاصی داری.) خوب زیاده گویی نمی کنم. خلاصه اونروز گذشت تا اینکه اواخر تابستون یک بار به من گفت می خوام بیام تا با من کامپیوتر کار کنی . من هم چون اونروز حوصله نداشتم جواب درست و سرمون بهش ندادم. تا اینکه یک هفته بعد وقتی کسی خونمون نبود زنگ زد که من می خوام بیام تا با من کامپیوتر کار کنی. من هم تو کونم عروسی بود گفت کی خونتون؟ گفتم پدرم سر کار و مادرم هم رفته بیرون گفته شاید یک سر بیاد خونه شما. اونهم خداحافظی کرد و گفت که میاد. ولی ای کاش من لال می شدم و اون حرف رو نمی زدم. یک 3 چهار ساعتی گذشت نیومد زنگ زدم گفتم چیه؟ چرا من رو علاف کردی؟ گفت مادرم گفته وایستا وقتی مادر مهدی اومد با اون برو خونشون ولی مادر من هم وقت نکرده بود که بره اونجا. من واسه این که لو نره با لحن تندی گفتم خداحافظ و گوشی رو گذاشتم. بعدش هزار بار به خودم لعنت گفتم به خاطر حرف نا بجایی که زدم. اون شب حسابی رفتم تو کف می خواستم خودم رو خالی کنم که به زور جلو خودم رو نگه داشتم. و عوضش به امید اینکه دوباره بیاد کلی برنامه ریختم.هنوز یک هفته از اون روز نگذشته بود که دومرتبه زنگ زد و گفت که می خواد بیاد بهش گفتم این دفعه که علافم نمی کنی و دیگه هیچ حرف اضافی نزدم. اونهم گفت نه حتما میام و خداحافظی کرد.خیلی خوشحال شدم چون مادر و پدرم رفته بودن شمال و تا پس فرداش نمیومدن.من هم وقت رو غنیمت شمردم و خواستم تمام برنامه هایی که قبلا واسه خودم ساخته بودم رو اجرا کنم. سریع رفتم و اسپری رو آماده کردم و بعد از معذرت خواهی از حاج عبدالله رو سرش خالیش کردم. بعد هم کامپیوتر رو روشن کردم و یه عکس حشری کننده توپ از آنجلینا جولی انداختم رو دسکتاپ بعد تو جت ائودیو یک فیلم سوپر ایرانی توپ باز کردم گذاشتم رو دقیقه حساس و بستمش چو می دونستم وقتی بازش کنم از همون دقیقه شروع می شه. بعد تو مدیا پلیر هم یک آهنگ رپ به نام سکس پارتی رو گذاشتم تا همه چیز جور بشه. کرم رو هم اوردم گذاشتم رو کمدم تا دمه دست باشه. بعد هم رفتم نشستم تو هال تا که بیاد با اینکه اون همه اسپری زده بودم ولی حاج عبدالله دست بردار نبود و داشت بیدار می شد می ترسیدم ضایع بشه واسه همین بازم اسپری بهش زدم( آخه حاج عبدالله خیلی وقت بود که تو کف بود) دیدم که یک صدایی میاد از پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم که داداشش باهاش اومده(یعنی با ماشین داداشش اومد) کیرم که داشت دوباره راست می شد یک دفعه به یک خواب سنگین فرو رفت. خلاصه امدن تو خونه و من واسشون شربت آوردم و اونها خوردن داشتم تو دلم به مانی فحش می دادم که یک دفعه گفت راستی شما کارتون کی تموم میشه تا من بیام دنبال مهشید. من که داشتم از خوشحالی می ترکیدم نمیدونستم چی بگم. گفتم که بستگی به خود مهشید داره و مانی هم چیزی نگفت من هم بهش گفتم که خودم میارمش و بعد مانی رفت. بعد من هم به مهشید گفتم خوب بریم و شروع کنیم و بعد رفتیم و مهشد مانتوش رو در آورد و با یک تاپ یقه گرد باز و یک شلوار لی تنگ سفید نشست روبروم.مانیتور رو که خاموش بود روشن کردم تا عکس رو دید یه طوری شد معلوم بود که می خواد این حالتش رو نفهمم. دستش رو گذاشت رو دسکتاپ(درس رو همون قسمت سینه هاش که بیشتر معلوم بود) گفت چه عکس قشنگیه. ای همون بازیگره است؟ خیلی باحاله؟ عکسش رو از کجا گرفتی؟ گفتم از اینترنت و اگر بخوای بازم دارم بعدا بهت نشون می دم.مثلا شروع کردم به توضیح دادن بهش که یاد آهنگ افتادم گفتم بزار یک آهنگ هم گوش کنیم. سریع آهنگ رو پخش کردم رسید به این قسمتش &#8221; دختر یه دیقه برگرد / وای&#8230;&#8230;&#8230; / شدم سر درد / می بینیش دوباره این شق کرد / بدو بیا بخورش که دیگه یخ کرد &#8221; تا اینو شنید خندش گرفت گفت که چه آهنگ با حالی این چیه بهش گفتم که آهنگ رپ. گفت چندتا از این ها داری که من بهش گفتم خیلی و اگه بخوای می تونم بهت بدم. گفت بزار چندتاشو تا گوش کنیم من هم چند تا آهنگ تو این مایه ها واسش گذاشتم. و شروع کردم به بقیه توضیحات وقتی که حرف میزد صورتش رو می آورد نزدیک صورت من و نفسش می خورد به صورتم و من حشری می شدم همین باعث شد که دستم رو بزارم رو شونش و سعی کنم دستم رو<br />
به طرف سینه هاش هل بدم. یک کم که گذشت دیدم ریتم نفسش عوض شده. خیلی خوشحال شدم با این کار می خواست دستم راحتتر به طرف سینه هاش سر بخوره من هم فرصت رو مناسب دیدم و گفتم چطوره که یکم استراحت کنیم اونهم قبول کرد. همش منتظر بودم از عکس ها بگه سریع دسکتاپ رو آوردم اونهم تا عکس رو دید گفت که راستی عکسهات رو بیار تا ببینیم من هم معطل نکردم و اونها رو اوردم در تمام این مدت دستم رو شونش بود. من قبلا که عکس ها رو ریخته بودم همشون رو قاطی با عکس های سکسیم کرده بودم. تازه بین اونها عکس های سکسی رو هم که از آویزون گرفته بودم نیز وجود داشت. چند تا عکس اول درست بود از آنجلینا و جنیفر وقتی که چندتا جلوتر رفتم به یک عکس رسیدیم که یک مرد داشت تو کون یه دختر می کردم. من گفتم که ببخشید و خواستم پنجره رو ببندم که اون گفت نه بزار لطفا نگاه کنم.(دفعه اولم نبود ولی نمیدونم چرا از مهشید خجالت می کشیدم و نمیتونستم خودم رو کنترل کنم) بهش گفتم پس خودت بزن بعدی. بعد دستم رو از روی صفحه کلید برداشتم و اون شروع کرد به جلو بردن عکس ها میشد خیلی راحت شهوت رو تو چشاش دید. من هم بیکار نشستم ودستم رو به سریع به سمت گلو و بالای سینه هاش بردم . در یک آن جا خورد ولی بعدش شروع به دیدن بقیه عکس ها کرد. گرمای گلوش من رو حسابی حشری کرده بود. دستم رو بردم زیر بلیزش و از روی کرستش داشتم سینه هاش رو می مالیدم و اصلان حواسم به کامپیوتر نبود که یک دفعه گفت اه اینها که تموم شد. بهش گفتم که جت آئودیو رو باز کنه و پلی کنه و اونهم همین کارو کرد دیگه نمی تونست خودش رو کنترل کنه شهوت از سر و روش می بارید یک ده دقیقه ای گذشت ومن هنوز داشتم سینه هاش رو می مالیدم. که یک دفعه اون یکی دست من رو گرفت و کشید سمت کسش. بعد هم دست خودش رو برد تو شلوارک من و کیرم رو محکم گرفت. من هم دیگه تحمل نداشتم بغلش کردم و گذاشتمش رو مبل. و شروع کردم به در آوردن لباس هاش اون هم تا دید من این کار رو می کنم شروع کرد به در آوردن لباسهای من. یک شرت و کرست ست سفید و توری داشت وای که داشتم می مردم. مهلت ندادم و کرستش رو باز کردم تا سینه هاش رو دیدم پریدم روش و یک گاز کوچولو از نوک سینه های لیموییش گرفتم. بعد شروع کردم به خوردن اون شیرین عسل ها وای.. که چه مزه ای داشت. بعد رفتم بالا و شروع کردم به لب گرفتن ازش رفتم سراغ لاله های گوشش و جند تا لیس کوچک زدم وای موهاش ریخته بود تو صورتم و من هم شروع کردم به خوردن گوش و گردنش که صدای ناله هاش رفت بالا فهمیدم که خیلی تو کف. بعد از اینکه یک بار دیگه مزه سینه هاش رو چشیدم رفتم سراغ کسش و با یک حرکت شرتش رو در آوردم. خیلی سفید بود من دهنم باز بود و ازش آب میومد پریدم جلو و شروع کردم به خوردن و گاز زدن کسش که خیلی هم خوشمزه بود(الان که مینویسم مزش یادم میاد و دهنم آب می افته) هنوز خیلی نخورده بودم که یک جیغ زد و کلی آب ازش اومد بیرون چقدر خوشمزه بود.(دلم میخواست بزنم تو سرم که چرا تا حالا روی مهشید کار نکرده بودم.) خلاصه اون ارضا شد و من میخواستم مخش رو بزنم تا واسم ساک بزنه. ولی من تا کیرم رو بردم جلو دهنش خودش یک نگاه کرد و شروع کرد به ساک زدن خیلی ماهر نبود ولی بازم خیلی بهم فاز می داد دستم رو انداخته بودم تو موهاش و داشتم با اون ها بازی می کردم یکدفعه احساس کردم که داره آبم میاد چیزی بهش نگفتم و آبم رو تو دهنش خالی کردم. گفتم الان که کونم رو پاره می کنه ولی اون تمام آب رو قورت داد. من افتادم کنارش و شروع کردم به خوردن کسش بعد هم رفتم بالا و شروع کردم به خوردن سینه هاش. اون کیرم رو گرفت تو دستش و بعد هم شروع کرد به ساک زدن تا اینکه دوباره حاج عبدالله بیدار شد من هم کیرم رو از تو دهنش درآوردم و دستش رو گرفتم و برش گردوندم و رو تخت خوابوندمش. یک بالش هم گذاشتم زیر شکمش گفت میخوای چکار کنی؟ گفتم می خوام برم سراغ اصل کار گفت پس چرا اینوری گفتم حالا اونوری هم میشیم. سریع کرم رو آوردم و زدم دم کونش و کیرم رو هم چرب کردم. سر حاج عبدالله رو گذاشتم دم کونش که یکدفعه گفت مهدی تو رو خدا مواظب باش گفتم چشم عزیزم. من عادت ندارم زیاد منت بکشم و یا طرف رو پوف پوف کنم واسه همین یکدفعه یک هل محکم دادم و نصف کیرم رفت تو کونش که یک دفعه دادش رفت هوا ولی خوشبختانه ما خونمون آپارتمانی نیست و خیالم از بابت همسایه ها راحت بود. من هم سریع افتادم روش تا دیگه هیچ عکس العملی نشون نده و یکم آروم بشه یکم که گذاشت شروع کرد به قربون صدقه رفتن واسه من &#8221; مهدی جون هر کاری می کنی فقط آروم فدات شم آرومتر همش ماله تو عزیزم&#8230;&#8221; من هم فهمیدم شرایط مساعده کم کم کیرم رو هل دادم تا کلش رفت تو و بعد یواش یواش شروع به تلمبه زدن کردم کونش خیلی تنگ بود و حاج عبدالله در عذاب می خواست بیاد بیرون و یک نفس بگیره ولی من نذاشتم و کمر مهشید رو گرفتم و بلندش کردم و آروم به تلمبه زدنم ادامه دادم حالا یکم جا باز شده بود ولی هنوزم تنگ بود من که یک بار آبم اومده بود دیگه به این زودی ها آبم نمیومد ولی مهشید یک بار دیگه ارضا شد دهنم وا مونده بود که این دختر انقدر آب داشت معلوم بود خیلی وقت که تو کف. کیرم رو درآوردم و مهشید رو به پشت بر گردوندم. یک لیس از کسش زدم و بقیه آب کسش رو مالیدم به دم سوراخ کونش. بعد پاهاش رو انداختم رو دوشم و کیرم رو کردم تو کونش دوباره یک جیغ خیلی بلند زد که من ترسیدم نگاه کردم دیدم که نه اتفاق خاصی نیفتاده و ادامه دادم یک 5 دقیقه از این حالت گذشته بود که فهمیدم براش عادی شده من هم سریع رفتم زیر و از اون خواستم که بشین پاشو کنه اون اول سختش<br />
بود و با کمک من شروع کرد بعد از چند بار که این حالتی رفت تو واسش عادی شد و خیلی به سرعت این کار رو میکرد که من احساس کردم آبم داره میاد سریع کشیدمش زیر و افتادم روش و آب با فشار زیادی رفت تو کونش اونهم یک داد زد و گفت:&#8221; سوختم. با اینکه تو کونم کردی ولی من تو کسم هم احساسش می کنم.&#8221; چند لحظه نگذشت که اون باز هم ارضا شد. و ما کنار هم دیگه خوابمون برد.بعد از حدود نیم ساعت بیدار شدیم و بهش گفتم بهتره بریم یک دوش بگیریم تا سر حال بیایم وقتی پاشد دیدم کلی سوراخ کونش باز شده و ازش آب بیرون میاد انگار نه انگار که این همون کون تنگ و دست نخورده یک ساعت پیش. بعد با هم رفتیم حموم ولی مهشید اصلا حال نداشت واسه همین آب سرد رو باز کردم و شروع کردم به لاس زدن با مهشید تا اینکه حالش جا اومد ما اومدیم بیرون.بعد از اینکه یک چیزی به بدن زدیم خواستم مهشد رو ببرم خونشون. در تمام این مدت دستم لا پاهای مهشید بود نمیتونستم خودم رو کنترل کنم حتی تو خیابون نزدیک بود چند بار انگشتش کنم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174021</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به به چه باس منی بهم زدی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2019 06:19:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمت]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[‫البته]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اناریش]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اووووه]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجای]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بتونید]]></category>
		<category><![CDATA[بخونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[‫برادر]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[پایین‬]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تجربگی]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جاخالی]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[‫خجالت]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[‫خوردشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[‫دستورات]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[ذهنتون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[‫عزیزم]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[كارمند]]></category>
		<category><![CDATA[كیرمو‬]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫گفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسش‬]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانیش‬]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مكالمه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[‫میكرد]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردن]]></category>
		<category><![CDATA[‫میكردیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میووردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایمون]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/KrF3QMrBJc7Jvk27deFwnw/023/057/328/v2/1280x720.202.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="به به چه باس منی بهم زدی" title="به به چه باس منی بهم زدی" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>سکسی ‫سلام، من اسمم امیره. اینكه گفتم شاه کس یه دوجنسم فكر نكنید منظورم دوجنسه های برزیلیه كه هم كیر دارن و هم‬ ‫كس! کونی نه عزیزم من یه پسر ۲۲ سالم و مثل همه ی پسرای دیگه یه كیر جنده دارم كه در اوج رزمایش بیش از ۱۵ ‫سانته!!! اما خوب من در كنار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/KrF3QMrBJc7Jvk27deFwnw/023/057/328/v2/1280x720.202.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="به به چه باس منی بهم زدی" title="به به چه باس منی بهم زدی" decoding="async" /></p><p>				سکسی ‫سلام، من اسمم امیره. اینكه</p>
<h3>گفتم شاه کس یه دوجنسم فكر نكنید منظورم دوجنسه های برزیلیه كه</h3>
<p>هم كیر دارن و هم‬ ‫كس! کونی نه عزیزم من یه پسر ۲۲ سالم و مثل همه ی پسرای دیگه یه</p>
<h4>كیر جنده دارم كه در اوج رزمایش بیش از ۱۵ ‫سانته!!!</h4>
<p>اما خوب من در كنار این پستون كیر طویل و همیشه شق یه كون درست و حسابی هم دارم با كمی</p>
<h5>احساسات زنانه! کوس یكی از دلایلش رو كه من انتخاب كردم</h5>
<p>به عنوان خاطره براتون تعریف كنم برمیگرده به تقریبا اولین سكس كاملا موفق من‬ ! ‫من اون زمان هجده سالم بود. در سکس داستان آپارتمانی زندگی میكردیم</p>
<h6>كه در هر طبقه سه واحد بود. در ایران سکس طبقه ی</h6>
<p>ما یكی ‫از واحدها كه مال یه زن و شوهر بود كه همیشه ی خدا اونور آب حال میكردن! اما واحد بغلی مال خانواده ای ‫بود محترم! كه ما باهاشون خیلی رفت و آمد داشتیم . خانواده ی همسایه ی ما یه دختر و یه پسر داشتن به نامهای سینا و مینا!!! ـ(من چقدر با اسم این دو تا حال میكردم!) سینا فیكس همسن خودم بود و با هم در یه دبیرستان درس میخوندیم و مینا دو سال از ما كوچیكتر بود. منم كه خوشبختانه یا متاسفانه تنها فرزند خانواده بودم (و هستم‬ !) ‫خانواده های ما خیلی با هم رفت و آمد داشتن. پدرم مثل پدر سینا و مینا كارمند بود و مادرامون واسه هم جون میدادن! (و اكثر شبها ما خونه ی هم مهمونی تلپ بودیم ) یادش بخیر. ‫از این جهت من و سینا خیلی با هم شیش بودیم و اون خیلی خوب منو میشناخت. سینا یه پسر بلند قد دائم الجق‬ ‫بود! كه همچی بفهمی نفهمی درسش از من بهتر بود و خواهرش مینا یه دختره ساده اما تپل مپل و تو دل برو‬ بود. خوب شلغم كه نیستم با این وضعیت خانواده هامون خوب معلومه كه واسش تیز كرده بودم‬ . ‫اما از طرفی هنوز خیلی بچه بودم و روم نمی شد به مینا نزدیك بشم از طرفی این حس لعنتی هم جنس خواهی‬ (كون دادن و میگم!) دست از سرم ور نمی داشت. تا اینكه یه شب كه حشرم حسابی زده بود بالا و داشتم خیار‬ تو كونم میكردم و از جلو واسه خودم جق میزدم! یه فكر اساسی خورد به كله ام. ‫روز بعد تو راه برگشت از مدرسه اینقدر برای سینا حرفا و خاطرات سكسی از این و اون تعریف كردم كه‬ ‫سینا حشری شد (و طبق سنوات گذشته ی حشرگیش!) گفت: ای امیر كیرم تو كونت كه دست از سر ما‬ ورنمیداری، بزاری درسمونو بخونیم‬ ! ‫!منم با بی تفاوتی بهش گفتم: فكر بدیم نیستا‬ ! یه خورده چپ چپ نگاهم كرد گفت: بچه كونی چی میگی؟‬ ! ‫گفتم : هیچی همینجوری گفتم‬ ! گفت: تو همینجوری خیلی چیزا میگی اما اینبار یه چیزیت میشه‬ ! ‫گفتم: احمق من واسه خودت گفتم. ما كه بدبختیم و بی عرضه نمی تونیم كس تور كنیم پس چه بهتر كه به فكر‬ از اونجا كه سینا یه خورده زیرك بود برگشت و گفت: نفهمیدم نكنه افتادی طمعه كون صاحب مرده ی من‬ ‫؟! من فریاد كشیدم: نه به خدا! من كون تو رو می خوام چیكار كنم! من دوست توام! من می خوام به تو حال بدم‬ . ‫ای كاش اونجا بودید و قیافه ی جوشو و لاغر سینا رو می دید كه چطور به یكباره آتیش. دیدم این حرفش هم بدلم نشست و هم ننشست‬ . ‫بهش گفتم: میل خودته! تو كه منو میشناسی من واسه رفاقت هركاری میكنم و از اونجایی كه تو با این جق‬ زدنات داری خودتو هلاك می كنی می خوام این لطف بزرگو در حقت بكنم. اما‬ سینا همینجوری بر و بر نیگام میكرد‬ . گفتم: اما من در عوضش یه خواهشی ازت دارم‬ . ‫سینا تته پته كنان گفت: جانم؟‬ ‫یه چند ماهی رو كله ی آقا سینا كار كردم (اینقدر كه انرژی صرف كردم واسه مخ زدن سینا میزاشتم واسه‬ ‫كس دیگه ای فكر كنم اسپرز و تور میكردم!) آخرش یه روز تو اتاق خودم كه مثلا برای درس خوندن خلوت‬ كرده بودیم‬ ‫سینا گفت: پای خودت من كاریش ندارم اگه تونستی مخشو بزن! با شنیدن این حرف داشتم از خوشحالی پر در‬ میووردم! مجوز خواهر رو كه از برادره گرفتم مسیر پروژه رو عوض كردم و رفتم رو مخ خانوم! با تمام بی‬ عرضگی و بی تجربگی در كمتر از سه روز آنچنان مخ مینا جونمو زدم كه چیزی نمونده بود در یكی از‬ مهمونیا بیاد بغلم بشینه‬ ! ‫القصه ما مخ دوتایشون و زدیم اونم چه زدنی! قرار شد بنده سكان این عملیات رو در دست بگیرم. روز‬ ‫موعود فرا رسید. و این روز مصادف بود با بیرون رفتن پدر مادرامون دسته جمعی به كوه برای یك نیمروز! ‫خوب طبق معمول منو سینا كه امتحان داشتیم مینا جونم هم موند مثلا پهلو برادرش كه تنها نباشه! ساعت ده و‬ ‫نیم صبح بود كه با هم در اتاق من زل زده بودیم تو چشای همدیگه! یادمه سینا بدجوری از خواهرش خجالت‬ ‫می كشید و حتی جرات نداشت بهش نیگا كنه (خوب حق داره طفلكی!) بالاخره من مجبور شدم یخ جلسه رو‬ ‫ذوب كنم اونم با یه فیلم نیمه! صحنه ها كه شروع شد به پخش شدن یه برق خاص رو در چشمای خواهر و‬ ‫برادر دیدم. بعد از نیم ساعت كم كم رفتم رو فول! براشون یه سوپر اعلای آمریكایی گذاشتم طوریكه چیز‬ نمونده بود جلو من ترتیب همدیگر رو بدن‬ !!! ‫بعد از مساعد دیدن اوضاع فرمان حمله رو صادر كردم و از اونجایی كه از قبل به صورت فیس تو فیس برای ‫سینا و به صورت مكالمه ی تلفنی چهل و پنج دقیقه ای! برای مینا توضیح داده بودم هركدوممون نقش خودمون‬ ‫رو خوب بلد بودیم! رفتم سراغ لخت كردن مینا كه یه تاپ صورتی تنگ پوشیده بود با یه شلوار آبی تنگ تر!‬ ‫لباسش رو به زور درآوردم دیدم یه كرست كوچیك گل منگولی بسته با یه شرت صورتی كه عكس میكی موس‬ ‫روشه!!! یه لحظه خندم گرفت اما خوب سفیدی و تپل بودن بدن این لعبت اونچنان چشمامو خیره كرد كه بی‬ ‫مهابا رفتم سراغ لبش. حالا لب نگیر كی بگیر. بعد خواستم برم پایین سراغ سیناهای كوچیك اناریش كه‬ ‫برگشتم دیدم ای دل غافل! سینا نشسته و داره ما رو نیگاه میكنه و از روی شلوار جق میزنه! بهش گفتم:‬ پوفیوس داری چیكار میكنی؟! من آوردمت اینجا كه مشغول شی! د یالا منو لخت كن‬. ‫همینو كه گفتم سینا افتاد به جون من! تمام لباسامو در آورد و دست آخر رسید به شرتم بهش گفتم نكش پایین!‬ ‫اول خودت هم لخت شو بعد. سینا با یه نیم نگاه به خواهرش لخت شد. از شدت خجالت دوباره كیرش خوابیده‬ ‫بود! برای اینكه بهش جون بدم بهش گفتم: آخ جون كیر!!! و سریع شورتوش كشیدنم پایین. حدسم درست بود .‬ ‫كیر اون (البته سرش!) از كیر من بزرگتر بود. خوابوندمش و شروع كردم ساك زدن. سینا آهی كرد و چشاشو‬ ‫بستو خفه شد. مینا كه داشت این صحنه رو نیگا میكرد دست برد از پشت شرتمو در آورد. خوابوندمش و‬ ‫كیرمو كردم تو دهنش! جون كه چه لذتی داشت! تا اینجای كار كه همه چی به خوبی خوشی داشت میگذشت. و‬ ‫از اونجاییكه اسپری نداشتیم برای حال بیشتر یه بار آب سینا رو درآوردم! آبشو ریختم رو شكم خودش و یه‬ ‫خوردشو خوردم. (شور بود مثل مزه ی آب كیر خودم!) سینا ولو شد رو زمین و من با خیال راحت رفتم سراغ‬ ‫خواهرش! به حال 96 خوابیدیدم. شرتشو در آوردم و آروم شروع كردم به خوردن كس خوشكل و مامانیش.‬ ‫هم پف كرده بود بی پدر و هم خیس خیس بود؛ با اون پشم كم پشتش! سینا نیمه جون! نالید كس كش مواظب ‫باش دختره ها! با حركت دست خفش كردم! آخ كه چه لذتی داشت خوردن كس خواهر جلو برادر (البته‬ ‫زمانیكه كیرت تا ته تو دهنش باشه!). دیدم آب منم داره میاد. نشستم رو سرش و آبمو ریختم تو صورتش. بنده ‫خدا رو حسابی كثیف كردم طوریكه پاشد رفت حموم خودشو تمیز كنه. حالا از اینجا به بعد نوبت قسمت دوم بود‬ . ‫بعد از برگشتن مینا از حموم دیدم دست و روشو خوب شسته و داره می خنده. بنده خدا كیر می خواست! گفتم‬ ‫حالا تا چند دقیقه آهنگ میزارم لخت لخت با هم میرقصیم. آهنگو كه گذاشتم فقط دو تا كیر نیمه شل بود كه تو‬ ‫آسمون آزاد و به دور یه كس چرخ می خوردن! از قیافه ی هم در اون لحظه خندمون گرفته بود. آهنگو‬ ‫ملایمش كردم و بعد مینا رو بغل كردم و روی تخت دمر خوابوندمش. قمبل كرد رو به بالا و از اونجایی كه‬ ‫بردارش تو گوشش خونده بو كه بپا قاطی نكنی و بدبختمون كنی خودش كونشو مهیا كرد واسم! بنده هم رفتمو‬ ‫كرم مرطوب كننده ی مادرمو از تو یخچال آوردم&#8230; سرد بود مالیدم در كون مینا خندید جاخالی داد! گرفتم و‬ ‫یه خورده با انگشت چرب كردم تو كونش. به سینا گفتم: خوب نیگا كن چه جوری كونو آماده ی گاییدن میكنم. یاد بگیر كون منو هم اینجوری بسازی‬ ! ‫بعد دو انگشتی كردم تو كون مینا. قشنگ باز میشد. پیدا بود این چند شبه خوب رو كون خودش و طبق‬ ‫دستورات تلفنی من كار كرده! بعد پاشدم و كیرمو حسابی چرب كردم. به مینا گفتم: آماده ای عزیزم؟‬ ‫سرشو تكون داد و من (زیر نظر مستقیم برادرش!) گذاشتم كون مینا. اول كلاهكم رفت كونش. خیلی راحت! اما‬ ‫همینكه خواستم بقیشو بزارم دیدم داره جاخالی میده و میناله. كمرشو حلقه كردم و بهش گفتم: آروم عزیزم!‬ ‫نترس! درد نداره الان خود منم به داداشت كون میدم! با گفتن این حرف سینا اومد پشت سرم. و كیرشو چرب‬ كرد. داد زد: بده بالا! عصبی شده بود‬ . ‫گفتم بزار مینا ریلكس بشه بعد. كیرمو تا ته ولی آروم كردم كونش و الحق و الانصاف هم خوب را اومد با هم.‬ ‫هی میگفت: یواش! تو رو خدا یواش! یه چند لحظه وایسادم و اولین تلمبه ی زندگیمو زدم! آخ كه چه حالی داد‬ ‫اون كون داغ و تنگ! تلمبه بعد رو كه زدم آه و ناله ی مینا در اومد. هی كسشو میمالید می نالید! كونمو دادم‬ ‫بالا و سینا گفت: یالا، بزار توم! سینا كونم و چرب كرد و سرش كیرشو (مثل خودم) آروم گذاشت تو كونم. یه‬ ‫لحظه خون هجوم آورد تو سرم! قلبم داشت از قفسه ی سینم درمیومد! همیشه آرزوی چنین لحظه ای رو داشتم‬ ‫اما فكرشو نكرده بود كه كیر سینا خیلی كلفتر از یه خیاره!!! تازه دیر شده بود تا ما اومدیم بگیم مادر جنده‬ یواش، سینا تا ته گذاشت تو كونم‬. ‫اووووه داشتم می سوختم! هم از جلو هم از عقب! نفس كم آوردم. داد زدم : كونی نزن! نكن! وایساد یه خورده‬ ‫صبر كردیم و بعد شروع كردیم. بعد از چند تا تلمبه بالاخره درد كم شد! اما خیلی می سوخت. محكمتر گذاشتم‬ كون مینا‬ . ‫مینا یه جیغ بلند كشید. سینا كه انگار غیرتو حشریتش با هم مخلوط شده بود داد زد: ناراحت نباش آبجی خودم‬ ‫می گامش!)اگه بتونید در ذهنتون این تصویر رو تجسم كنید می فهمید من اون وسط چی می كشیدم!( كارخدا‬ ‫آب سینا زود اومد و تا آخرین قطرشو خالی كرد تو كونم. كونم داغ شد! قشنگ احساسش میكردم ولی وای‬ ‫مصیبتا از اون لحظه ای كه این كیر خر و از كون بدبخت من كشید بیرون. آتیش گرفتم. داد زدم: كونی خم شو‬ ‫كونمو بلیس كه سوختم! لیسیدن سوراخ جرخورده ی كون بنده همانا و ریختن آبم تا آخرین قطره در كون سرخ‬ و پاره ی مینا همان‬ !!! بعد از سكس سه تا جنازه ولو شدیم كف اتاق‬ . ‫خوب بعد از اون روز مثل اینكه زیاد به مینا خوش نگذشته بود چون دعوت منو چند بار رد كردن و سینا هم‬ ‫كه انگار كون بنده متعلق به ارث باباشون بود دم دقیقه می خواست بزاره تو كونم. منم گفتم یا كس مینا یا كون‬ بی كون! چند ماه بعد بالاخره همسایمون انتقالی گرفت به زادگاهش! اونا رفتن و من موندم این خاطره‬ .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87%d9%85-%d8%b2%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/KrF3QMrBJc7Jvk27deFwnw/023/057/328/v2/1280x720.202.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173832</post-id>	</item>
		<item>
		<title>من و شاه کس بلوند  حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Apr 2019 06:34:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگرای]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بدمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینمن]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکه]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تجربیات]]></category>
		<category><![CDATA[تنگارو]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جمعمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونفره]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتتو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنهولی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمون]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[لامبادا]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردنش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فوق العاده سکسی (البته بعدش فهمیدم چون قبلش با خیلی ها سکس داشته حشری بوده و ب من نیاز داشت)مهسا دوستش ی دختر خوب و خوشگل ک تو قرارهامون دیده بودمششب ماجرا:مائده اکثرا خونشون خالی میشد و چون بحساب کنکور داشت و خانوادش اکثرا باغ بودن این ب هوای کنکور و درس خواندن خونه میموند،سابقه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h6></h6>
<p>فوق العاده سکسی (البته بعدش فهمیدم چون قبلش با خیلی ها سکس داشته حشری بوده و ب من نیاز داشت)مهسا دوستش ی دختر خوب و خوشگل ک تو قرارهامون دیده بودمششب ماجرا:مائده اکثرا خونشون خالی میشد و چون بحساب کنکور داشت و خانوادش اکثرا باغ بودن این ب هوای کنکور و درس خواندن خونه میموند،سابقه داشت ک چند باری تنها باشه و ب من بگه بیا تنهام و برم اونجا سکس کنیم ولی ایندفعه فرق میکردشب جمعه بود من از سالن اومده بودم خیلی خسته بودم ساعت ۱۰شب بود ک زنگ زد بهم،بعد از کلی صحبت و اینا گفت آره مامان بابا رفتن باغ تا فردا شب ،منم ک درس داشتنم نرفتم موندم خونه،میای پیشم آخه خیلی میترسممن ک شستم خبر دار شده بود ولی نمیدونم چرا اونشب واقعا اصلا حوصله نداشتم برم پیشش،یا تمرین بودم انرژی نداشتم یا اینکه ازش خوشم نمیومد چون میدونستم بجز من با کسی دیگ هم هست ولی خوب واسه همین روزا نگهش داشته بودمخلاصه کلی اصرار و پافشاری منم ک خودمو چس کرده بودم ک نه نمیام حوصله ندارم تا اینکه گفت مهسا هم هست ما خیلی میترسیم بیا دیگهمون لحظه چندتا پوزیشن دونفره اومد جلو چشام و کیرم یکم راست شدولی بازم یهو قبول نکردم گفتم ای بابا از دست تو باشه توله سگ الان ی ماشین میگیرم میامکلی ذوغ کرد و معلوم بود حشرشون بیشتر شده بود و کسشون مور مور میشدتو تاکسی ب این فکر کردم ک مهسا دختره با حیایی هست عمرا اون یکی بکنه ،و نکنه مائده واقعا بخاطر اینک میترسیدن گفته برم پیششون و نگهبانی بدم؟!؟خلاصه کلی فکر کردم تا رسیدم دم خونشونخونه اونا آپارتمانی ۸واحدی بود زنگ زدم ب گوشیش ک طبق معمول آیفون رو زد و در باز شد منم یواشکی از پله ها رفتم بالا،همیشه اول ایفون رو میزنه بعد یواش در واحد باز میزاره ک سریع با کفش برم تو کسی نفهمهخلاصه رسیدم تو دیدم مائده جلو در واستاده،ولی اولین چیزی که دیدم این بود ک مهسا با روسری و ی لباس پوشیده کنارش اومد سلام کرد اینو ک دیدم با خودم گفتم خاک بر سرت این عمرا بهت بده سکس سه نفری رو باید تو جق زدنت فقط دنبال کنیخلاصه در بستم اومد تو ک مائده گفت باز ناز می‌کنی میگم بیامنم گفتم اره دیگ دوره آخر زمونه پسرا باس ناز کنن،وقتی ک اونم سهم هر پسر دوتا دخترهاینو ک گفتم مائده اومد بشوخی بغلم کرد چندتا مشت زد تو سینم ک بیخود تو سهم خودمی و فقط بامنی و ازین حرفاهمینطور ک می‌گفت الکی باهام کشتی هم میگرفت ک بحساب داره شوخی میکنهمنم یکم پهلوهاشو گرفتم قلقلک دادم ک هی میگفتم نکن نکن الان غش میکنم منم بیشتر میمالیدمش و بیشتر درگیر میکردم خودمو باهاش و لا ب لای کشتی گرفتنمون ی دستی ب کسش و سینهاش میرسوندمک ی باره مائده گفت:مهسا بگیرش الان منو می‌کنهاینو ک گفت دیدم مهسا یکم قرمز شد منم یکم وا موندم ک این جلو مهسا این حرف زد،اخه من و مهسا یکم رودروایسی داشتیم دوباره مائده گفت مهسا توله مگه با تونیستم بگیرش الان جرم میده از بس قلقکم میدهک یهو مهسا با خنده ب خودش اومد و اومد دستشو دور کمرم قلاب کنه از پایین ترین قسمت کمرم گرفت جوری ک دستش خورد ب کیرم(اینجا دیگ کیرم سریع سیخ شد و آب تو کیرم داشت موج میزد،اخه دست ی نفر جدید اونم کسی ک فکرشو نمی‌کردم خورد بهش)خلاصه گفتم صلح صلح،باشه کارت ندارم نشستم رو مبل مهسا یکم خجالت کشیده بود ب چشمای هم نگاه نمی‌کردیم،ولی خوب نمیشد اینهمه راه اومده باشم و فکری ک تو سرم بود رو اجرایی نکنمک یهو مائده گفت بیاین بازی کنیم،سه تا ورق آورد یکی سرباز دوتا دیگ پادشاه بود گفت ورق میچینیم هرکس سرباز داشت اون دوتا حاکم باید بهش دستور بدن و اجرا کنه اگ هم اجرا نکنه باید سی ضربه شلاق بخورهمن قبول کردم مهسا هم با سر پایین از خجالت قبول کرد مائده هم خودش پیشنهاد داده بود غلط میکرد قبول نکنهخلاصه نشستیم و بازی رو شروع کردیم دست اول مهسا سرباز شد قرار شد من و مائده حکم دیم بهش من گفتم نمی‌دونم هنوز یخ من آب نشده مائده تو بگوک یهو مائده روسری مهسا رو کشید و گفت حکمم اینه،روسریت رو دربیار غریبه ک نیست اینجامنم گفتم:جان دیگ حکم کندن لباس شدمائده گفت مرگ حالا بزار تو سرباز بشی میگم شورتتو دربیاریدیگ هوا حشری شده بود شهوت موج میزد بینمون من ک کیرم سیخ شده بود اونا هم نوک سینهاشون کاملا شق کرده بود کامل میشد از روی لباس دیدشون زد و خط کسشون رو از روی شلوارشون دید میزدمدست بعدی همینطور ک مائده گفته بود من سرباز شدم مهسا ی لبخندی زد و سرشو اورد پایین از خجالت ولی مائده گفت جان جان حالا نوبت تویه مائده رفت در گوش مهسا ی چیزی گفت بعد اومده کنارم نشست آروم دکمه های تیشرتم باز کرد و دست میکشید رو شونه هام دقیقا مثل این بازیگرای پورن ک دارن طرف رو لخت میکنممنم گفتم توله سگ چیکار میکنی؟گفت میخوام سینهات نشون مهسا بدم ک چقدر سفت و ورزشکارینگفتم گمشو خودم درمیارم تو یجوری درمیاری ک کار دستم میدی دیگ اونجا استارت سکس گروهی خورده بود ولی خوب باید شیک و باکلاس و کم کم جلو می‌رفتیم و یوقتی سوتی ندیم بگن چقدر هول بوددست بعدی هم بازم ب من افتاد،مائده بدون مکس گفت شورتتو باید سر این گلدون آویزون کنی بزاری باشهمن ک داشتم آب میشدم از خجالت آخه فکر نمی‌کردم اینقدر سریع لختم کنن،اون دوتا هنوز لباس داشتن ولی من با دوتا دست داشتم لخت میشدم،دلو زدم ب دریا گفتم من بلد نیستم دربیارم خودت بیا دربیار مائده گفت مهسا تو برو کمکش کن بچمون بلد نیست دربیاره،مهسا همونجا ی نیشگونی از مائده گرفت و گفت خفه شو و کلی خندیدن دیگ الان زوده یهو لختم کنین شما ب من نظر دارید(ب شوخی گفتم تو قول دادی دست بهم نزنی فقط بیایم بازی کنیم)مائده گفت نترس ما کیر نداریم ک بهت تجاوز کنیماینو ک گفت دیگ کلا یخ جمعمون باز شدمهسا گفت شاید من داشته باشم از کجا میدونی؟منم ک دیگ موقعیت رو سکسی میدیدم بلند شدم شلوار درآوردم و شورتمو آویزون کردم و با دستم جلو کیرم گرفتم مهسا سرشو انداخت پایین ولی مائده می‌گفت جون جون چ چیزی تو لامصب مال خودمی اومد نزدیکم شد ی گازی از سینم گرفت ک ردش روش مونددست بعدی مائده سرباز شد و منو مهسا حاکم بهش گفتم من نمیتونم همش دستمو جلو انتنم بگیرم بیا بشین روش پوشش بده دیده نشهاونم از خدا خواسته ی جونییییی گفت و اومد نشست رو کیرم،ی جوری نیست ک قشنگ از رو شلوارش فهمیدم لامبادا پاش کرده آخه میدونست من چ لباس زیری دوسدارمدست بعدی افتاد ب مهسامهسا سرباز شده بود ک مائده ازم خواست ک چی بگیم بهش منم گفتم بگو کیرشو نشون بده آخه دست قبلی گفته بود شاید من داشته باشممائده بی هوا از رو کیرم بلند شد گفت مهسا مهسا باید کیرتو نشون بدی مائده ک بی هوا از رو کیرم بلند شد مهسا یهو خشکش زد آخه کیرم کلفت و نسبتا بلنده سریع شلوارم انداختم رو کیرم و سرم انداختم پایینازونجایی ک مائده از حال جفتمون خبر داشت شلوارم از رو کیرم کشید گفت و غلطا حالا ادا تنگارو در میاریدمهسا پاشو کیرتو نشون بدهمهسا گفت من ک خره ندارم من مثل مائده دست مهسا رو گرفت بلندی کرد گفت نشون بده بچمون خیالش راحت بشهمهسا بلند شد واستاد شلوارش رو یکم کشید پایین گفت ببین صافه ندارم چیزیشورتش رو ک دیدم دیونه شدم ی شورت سفید جلو گیپور پوشیده بود ک سفیدی پوستش رو چند برابر میکردمائده دستشو برد تو شلوار مهسا گفت:اره طفلک بچمون صافه چیزی ندارهمنم ک دیگ یخم باز شده بود گفتم خوب بگرد دست بزن شاید لایه پاش نگه داشته ک حس نشهیهو مائده دست مهسا رو گرفت آورد جلوم گفت راست میگی تو بیا برگرد ببینم چیزی پیدا می‌کنیمنم با پرویی دست کردم تو شلوار مهسا ولی با کف دستم از پایین تا بالای کسشو مالیدم ک مهسا چشاشو بست و ی آه یواشی کشیدمائده گفت من فقط ب چشام اعتماد دارم تا نبینم باور نمیکنم ک یهو دست انداخت دور کمر مهسا جوری ک شلوار و شورتشو باهم کشید پایینمن خشکم زد یهو چون مهسا جلوم واستاده بود ک دست بزنم با این حرکت مائده کس لخت مهسا جلو صورتم اومد مهسا یهو جیغ زد و گفت احمق چیکار می‌کنی اومد خم بشه ک شلوارشو بکشه از دهن مائده در اومد ک مگ خودت همینو نمخواستیمنم سریع گل گرفتم و فهمیدم ک جفتشون میخواندست گذاشتم رو شلوار مهسا و گفتم چیزه جدیدی نیست راحت باش بزار لخت باشه اونحات یکم هوا بخورهدیگ من ک لخت لخت بودم مهسا هم شورت و شلوار نداشت ولی مائده هنوز لباس تنش بود ک گفتیم این دست من و مهسا باید حکم بدیم تو هنوز لباس تنتهمائده هم از خدا خواسته گفت شما دوتا توله سگ ک لخت منو دیدین پ از چی باید خجالت بکشم سریع لباساشو درآورد و فقط با شورت بود آخه سوتین نبسته بود سینه هاش خیلی خوشگل بودن بر عکس کسش ک لبه داشت ولی سینهاش خوش فرم بودنمهسا گفت چراغ خاموش کنیم ادامه بازی تو تاریکی باشه بهترهبعداز فهمیدم ک نمی‌خواسته از نگاهم خجالت بکشهمائده چراغارو خاموش کرد و رفتیم تو اتاق مامان باباش رو تختشونمائده گفت مهسا اینجا مامان بابام لخت میان توهم باید لخت باشی سوتین و بلوزتو رو دربیار بیا رو تخت الان ک دیگ تاریکه کسی چیزی نمیبینه دربیارمن گفتم خوب آقا الان ک تاریکه بیاین ی بازی جدیدالان ک تاریکه ی جایی از بدن طرف رو باید لمس کنیم و حدس بزنیم ک کجاستقبول کردننقشه کشیدم ک اول مائده بخوابه مائده خوابید و من گفتم مهسا دستت بده میزارم ی جایی از مائده باید حدس بزنی کجاشه(هدفم فقط این بود ک دست بزنم ب مهسا ک یخش باز بشه و اون پوست سفیدشو لمس کنم)مائده ک خوابیده بود پاهاشو باز کرد و دستمو گرفت گذاشت رو کسش یعنی اینجارو بهش بگو لمس کنهولی من دست مهسا رو گرفتم گذاشتم رو شکمم مهسا هم انگار فهمیده بود آروم آروم دست کشید رو شکمم تا رسید ب کیرم کیرم تو دستش گرفته بود و میمالیدمش ولی اون دستش رو گذاشت رو بدن مائده ک مائده نفهمه مهسا داره کیر منو میمالهمن ک داشتم لذت میبردم چشامو بسته بودم و آروم آه میکشیدمی مثلث شهوتی خیلی خوبی درست شده بود دستای مهسا رو کیر من اون دستش رو کس مائده و دست مائده هم تو دست منآروم س تایی آه شهوتی میکشیدیمتو اون تاریکی گرمای لبای یکی داشت نزدیک کیرم میشد ک آروم لبای داغش کشیده شد رو کیرم و شروع کرد ب ساک زدن از روی تجربه فهمیدم ک مائده نیست آخه مائده میدونست من ساک قوی دوسدارم حدس زدم مهسا باشه درستم حدس زدم آروم با زبون رو رگ کیرم میکشید و مک میزد یکی هولم داد رو تخت و منو خوابوند مائده بود ک سینهاشو تو دستش گرفته بود آورد جلو صورتم جفت سینهاشو فشار میداد ب صورت و ب بیام میکشیدمهسا رو هدایت کرد باید پاهام ک ساک بزنه خودشم اومد نشست رو شکمم ک سینهاشو بخورماصلا ی حال خاصی بود رو زمین نبودم مهسا خیلی رومانتیک ساک میزد و آب کمرو تو کیرم هدایت میکرد مائده هم سینهاش داشت مستم میکرد و قشنگ خیسی کسشو رو شکمم احساس میکردممائده ب مهسا گفت:مهسا آروم آروم بکن توشیهو جا خوردمبعد فهمیدم همینطور ک ساک میزنم انگشتشو مهسا داره می‌کنه تو کون مائده (اونجا فهمیدم ک اینا از قبل مثل من کلی برنامه و پوزیشن چیندن)مائده بلند شد و مهسا رو خوابوند بجای من خودش رفت برای پای مهسا و شروع کرد ب خوردن لب و سینه و در نهایت کس سفید و نقلی مهسا منم ک طبق عادت همیشه وقتی مائده داگی میشد میرفتم پشتش و از کون میکردنش آخه دختر بود ولی با اینک دختر بود هر روز از کون میداد حالا یا ب من یا یکی مثل منرفتم پشتش و آروم کیزم کردم تو خونش شروع کردم ب تلمبه زدن و وحشیانه کونشو پر از کیرم میکردم مائده هم بجای ناله های حشری بدن مهسا رو محکم‌تر میخورد ک نشون بده حشرش زده بالا و من دارم وحشی میکنمشمهسا هم چنگ انداخته بود باید موهای مائده رو سرش رو محکم فشار میداد سمت کسش ک مائده بخورهمنم دستام بردم لایه موهای مائده با دستای مهسا بازی میکردم همینطور ک مائده رو از کون میکردم مهسا هم انگشت منو میمالیدمائده با چندبار کردن ارضا شد و ناله بلندی زد و پاهاش جوری لرزید ک افتاد رو بدن مهسا مهسا ی جونییییی گفت و سینهای مائده رو فشار میداد ک معلوم بود خودشم میخوادمهسا بلند شد مائده رو زد کنار منو چسبوند ب دیوار خودش جلوم نشست و ی ساک اساسی زد و کیرم کامل خیس کرد بعد دستشو کرد بهم و خم کرد کیرمو تو دستش گرفت گذاشت رو سوراخ کونش منو چسبوند بود ب دیوار ک تکون نخورم و بعد کونش داد عقب کیرم رفت کامل نوششششش پاهاشو یکم باز کرد ک کیرم کامل تا آخر بره داخلش خیلیییییی پوزیشن جذابی بود من ثابت بودم و اون محکم خودشو عقب جلو میکرد ک کیرم کامل بره توشچنان محکم میزد ک کمرم میخورد ب دیوار اونجا فهمیدم چقدر حشری بودهمی‌رفت جلو با تمام شدن میومد عقب سوراخ کونش دیگ می‌چسبید ب بدنم و تخمام میخورد ب کسش جوری میزد ک دیگ داشت این میومد فقط هی با دستم تخم چپمو فشار میدادم ک این دیرتر بیادتا اینکه حرکاتش تندتر شد و ناله هاش تبدیل ب جیغ شده بود و می‌گفت جر بده جرم بده کونمو جر بده لعنتیمنم کمکش میکردم ک بیشتر بره توش یهو پاهاش لرزید و افتاد زمین و آب زیادی از کسش زد بیرون مثل فیلما منم ک دیگ داشت این میومد کیرم داشتم میمالیدمش ک تو همون حالت مهسا کیرم گرفت گفت:دستش نزن مال خودمه زد پشت دستم و همون‌طور م رو زمین بود منو هول داد سمت دیوار و کیرم گرفت دستش کرد تو دهنش و شروع کرد ب ساک زدن من ک نزدیک ارضا شدنم بود با دوتا مک زدن مهسا این اومد و همشو تو دهنش خالی کردم و مهسا هم همشو خورد و کلی قربون صدقتم شدو کرمو تند تند می‌بوسیدبعدش س تایی افتادیم رو تخت و ولو شدیم تا نزدیک صبح صبح بلند شدم دیدم مهسا نیست رفته خونشون آخه خونشون تو همون آپارتمان بود و بعدش منم ی دست دیگ مائده رو از کون کردم و رفتم خونه اونام قرار شد برن باغببخشید زیاد شد ولی خوب خاص ترین سکسم بود ک واستون گفتم و سعی کردم تجربیات رو بهتون بگمخاطرات بعدی هم خدمتتون ارسال میکنم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173488</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 34/44 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 10:31:25 by W3 Total Cache
-->