<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>آیفونو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%A2%DB%8C%D9%81%D9%88%D9%86%D9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:25:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>آیفونو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چه ناز کسش رو معمله وقتی داره از کون میکنتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوهام]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبله]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سیستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[مأموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده</h2>
<p>تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم</p>
<h3>اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که</h3>
<p>رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت و داستان های بچه ها رو خوندم که چجوری خواهراشونو واسه خودشون</p>
<h4>کردن.ما جنده هم هی داشتیم فکر میکردیم چیکار کنیم که خواهرم</h4>
<p>این کوس رو بده ما تا پستون ما هم فیض ببریم. بالاخره شب اول گذشت و من با هزار تا فکر</p>
<h5>و نقشه کوس خوابم برد.روز دوم که شد دیدم خواهرم نیست.رفتم</h5>
<p>نگاه کردم دیدم خانوم خوشگله رفته حمام.ما هم سریع از فرصت سوء استفاده کردیم و کامپیوتر را روشن کردیم و فیلم هایی سکس داستان رو که آورده</p>
<h6>بودم تا باهاشون جق بزنم رو گذاشتم داخل ایران سکس سیستم.و کیرمو</h6>
<p>درآوردم و داشتم جق میزدم صدای آه و ناله این دختر تو فیلم سوپر حواسم و پرت کرده بود که داشت آبم میومد منم همینطور داشتم جق میزدم که یکدفعه میخواستم پشت سرمو ببینم تا مطمئن بشم هنوز خواهرم نیومده که یکدفعه دیدم پشتم وایساده و بهم زل زده و تعجب کرده.ما هم که داشتیم جق میزدیم یکدفعه آبم اومد.و خواهرم همینطور داشت به من نگاه میکرد.ما هم سریع شال و کلاه کردیم و سریع رفتم خونمون و هی میگفتم گوه خوردم.و هی دعا میکردم خدای خواهرمونو که ندادی بکنیم حداقل آبروی ما رو حفظ کن.هی میترسیدم خواهرم زنگ بزنه خونمونو به مامانم بگه. مامانم هی میپرسید چرا از خونه خواهرتاومدی بیرون گفتم با کامپیوتر کار دارم. ساعت حدودای ۶ بود که یکدفعه دیدم گوشیم داره زنگ میخوره دیدم خواهرم هستش. اول کار که برنداشتم.اس ام اسم زد و گفت گوشیتو بردار.ما هم که ریده بودیم تو خودمون یکدفعه دیدم دوباره داره زنگ میزنه.تو دلم گفتم تو هم ما رو گاییدی اگه میخوای به مامان بگی سریع بگو دیگه.گوشی رو برداشتم گفت سلام.ما هم گفتیم سلام.گفت یکدفعه کجا رفتی؟منم گفتم اومدم خونه.گفت چرا؟گفتم به خاطر کار بدی که کردم.اونم گفت پاشو پاشو بیا اینجا کارت دارم.گفتم چیکار؟گفتش خودت میفهمی.بعدش تلفونو قطع کرد.ما هم شک کردیم و گفتم نکنه بابام الآن اونجاست جفتشون میخوان کونم بزارن.با هزار تا ترس و لرز عازم خونه خواهرم شدم.با ترس زنگ زدم اونم بدون این که آیفونو برداره درو باز کرد.ریده بودم تو خودم.رفتم بالا و درو باز کردم.دیدم کسی نیست که.گفتم الوووووو.کسی خونه نیست؟صدایی اومد و صدای آه و ناله خواهرم از اتاق بود.ترسیدم نکنه حالش بد شده باشه سریع رفتم تو اتاق.اومدم که برم تو اتاق یکدفعه انگار برق۳۰۰۰ولت بهم وصل کردن.دهن باز مونده بود.بله خواهرم لخت مادر زاد تو تخت خوابیده و داره خودشو میمالونه.وای شکه شده بودم.ولی خیلی خوشحال بودم و خودم و زدم به اون راه.سریع رفتم بیرون که خواهرم گفت آرش جان کجا میری؟گفتم حواسم نبود ببخشید نفهمیدم که تو اتاقی اونم بلند گفت نمیخوای خواهرتو جر بدی.منم مات و مبهوت نیشم را باز کردم و گفتم چرا خواهرم الآن میام دوباره رفتم تو اتق خودش بلند شد و امد جلوم.ولبای داغشو گذاشت تو لبام.وای داشتم میسخوتم تنش داغ بود.کیرم از رو شلوار میخورد تو کسش و داشت کیرم میترکید.همینطوری که در حال لب گرفتن بودم لباسام و شلوارمو داشت در میاورد.که منم با یک شرت جلوش وایسادم بعد از لب گرفتن یک کاندوم با طعم توت فرنگی واسم آورد و شرتم را کشید پایین.و کاندومو گذاشت تو کیرم.یک اسپری تأخیری هم بهم زد.و شروع کرد به خوردن کیرم.وای سر کیرم را لیس میزد خوایه هام رو میخورد.منم بهش گفتم تو کاری نکن میخوام تو دهنت تلمبه بزنم.و شروع کردم به تلمبه زدن وای چه حالی میداد.سر کیرم میخورد تو لبای داغش.بعد کیرم رو از دهنش درآوردم و گذاشتم لای پستوناش و هی بالا پایین میکردمو تلمبه میزدم اونم سینه هاشو محکم گرفته بود.چه سینه نرمی داشت وای الآن که دارم مینویسم کیرم داره منفجر میشه شما رو نمیدونم.گفتم مگه میشه سینه به این نرمیو نخورم و شروع کردم به مکیدن سینش و سر پوستوناشو گاز میگرفتم.اونم به جاش داد و فریاد میزد و میگفت کسمو بخور منم رفتم سراغ کویش یک ذره مو نداشت شروع کردم به لیس زدن کوسش چچولشو پیدا کردم و میمکیدم اونم داشت فقط آه ون اله میکرد.بعدش گفت نمیخوای منو جر بدی.منم کیرمو گذاشتم تو کسش و هی میکردمش دیدم فاز نمیده گفتم بیا بشین رو کیرم اونم کیرمو تو کسش جاسازی کرد و فرو کرد چه کس داغی.دیگه منم صدام در اومد و آه آه میکردم.اونم که داشت میمرد.یکدفعه نگام افتاد به کونش گفتم میخوام کونتو بکنم اونم با کمال میل قبول کرد.کرم برداشتم و مالیدم به کونش و چندتا سیلی محکم به کونش زدم که کونش قرمز شد.قمبلاش قشنگ در زده بود.منم کیرمو به حالت سگی کمی فرو کردم تو کونش وای چقدر داغ بود یک آخ بلند کشید.منم یک ذره صبر کردم و یکدفعه کیرمو تا ته کونش گذاشتم و داشتم تلمبه میزدم اونم میگفت جرم بده جرم بده داداشی&#8230;.وای کونش داغ داغ بود و سینه هاشم داشت مثل ژله میلرزید.داشت دیگه آبم میومد کیرمو در آوردم و کاندوم را هن در آوردم و کیرمو گذاشتم لای سینه هاش و شروع کردم به تلمبه زدن بعذ از یک دقیقه آبم اومد و ریختم تو دهنش اونم همشو جار کرد و کیرمو میمکید.بعد باهم رفتیم حمام اونجا هم هی برام ساک میزد و میخورد که بازم آبم اومد.امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه اگه دیدم راضی هستید داستان های بعدیمم برای این سایت مینویسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177697</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق سکس آنال  هستش ونام با پسر خجالتی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2019 08:49:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[باکیرش]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دربارش]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونات]]></category>
		<category><![CDATA[زمینیه]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکترم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میداشت]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میگردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و واستون تو چند سری فیلم سکسی مینویسممحله خاله ام _ ماجرا من وخواهرم :سلام سعیدم 22 ساله مقیم خارج از کشور 2 سال خونوادمو دوستارو پیچوندم سکسی و زدم بیرون داستان زندگی خودمو خونوادم شاه کس و واستون تو چند سری مینویسم: یه خواهر به نام &#8230; دارم ولی از بچگی کونی غزاله صداش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و واستون تو چند سری فیلم سکسی مینویسممحله خاله ام _ ماجرا من</h2>
<p>وخواهرم :سلام سعیدم 22 ساله مقیم خارج از کشور 2 سال خونوادمو دوستارو پیچوندم سکسی و زدم بیرون داستان زندگی خودمو</p>
<h3>خونوادم شاه کس و واستون تو چند سری مینویسم: یه خواهر به</h3>
<p>نام &#8230; دارم ولی از بچگی کونی غزاله صداش می کردیم 24 سالشه منم 2 سال ازش کوچیکترم مجرا بر میگرده</p>
<h4>به جنده 3 ساله پیش که 19 سالش بود &#x200d; اما</h4>
<p>قبل از هر چیز اینو بگم پستون که اون از همون بچگی زمینیه خراب شدن و داشت همیشه پسرای فامیل و</p>
<h5>در همسایه کوس در حال ور رفتن بهش بوند . چیزای</h5>
<p>زیادی از اون قدیما هست که بگم یکی از بد ترین چیزایی که ازش دیدم و بهتون میگم:6 سال پیش غزاله 16 سکس داستان سال داشت قد</p>
<h6>بلند مو هاشم همیشه رنگ میکرد جز اولین ایران سکس دخترای فامیل</h6>
<p>بود که ابروهاشو ور میداشت همه ارزوی کردنشو داشتن یه با خونه خاله بزرگم اینا مهمونی بودیم همه مشغول بودن یکی غذا میپخت می شوست یکی سبزی پاک میکرد منم داشتم با بچه ها تو کوچه با یه توپ پنچر نابود فوتبال بازی می کردیم . غزاله ام از همون اول دورو بر عباس (پسر همسایه خاله مامانم که یه 22 23 سالی داشت) میچرخید یه کم دربارش توضیح بدم تا بیشتر باهش آشنا بشید عباس تازه از سربازی اومده بود همیشه در حال کفتر بازی بود یه آدم کس کش معتاد سیاه زشت همشم موهاشم زل میزد و با همم گرم میگرفت جوریم بود که همه بزرگا بهش اعتماد داشتن که من تعجب میکردم از هیچکسم نمی گذشت همه فامیلای مامانم که میرفتن تو محلشونو کرده بود ساله بعد این جریانم منو تو لونه کفتری خودش با دوستش که ساقی جنسشو سورو ساتشم بود از شب تا صبح کردند .خوب بریم به روز مهمونی اون روز بعد تموم شدن فوتبال رفتم خونه و دیدم خواهرم نیست گفتم صد در صد رفته کفتر های عباس و ببینه رفتم ناهارو جلو جلو خوردم مامانم هم بهم میگفت برو غزاله رو صدا بزن فکر کنم رفته خونه مریم اینا باز (مریم خواهر عباس) منم رفتم دم خونشون مریم امد دم در گفتم غزاله این جاست گفت نه نیومده اینجا رفتم خونه خاله به مامانم گفتم اونم گفت حتمی رفته خونه یه 1 ساعتی گذشت رفتم تو کوچه بازی همون اون سعید رفیقم کشید زیر توپ رفت بالا پشته بم منم رفتم بیارمش رفتم تو راه پله دیدم در پشته بم بازه رفتم توپرو اندختم تو کوچه که بچه ها ساکت بشنو بازی کنن منم امدم برم پایین که صدای کفتره عباس از بالای پشته بومشون امد رفتم طرف لونه کفترا که دیدم صدایه ناله داره میاد رفتم جلو تر پشت کولر آبی قایم شدم و کلم اورد جلو صحنه تکون دهندهای دیدم که هنوزم باورم نمیشه : عباس و 2 تا از دستاش غزاله رو لخت روش خوابیدن اون وقت که من رسیدم اون یکیم اسمش رضا بود و فکر کنم سر باز بود چون کچل بود به نظرم تازه رسیده بودن هنوز با غزاله کاری نکرده بودن . غزاله به شکم خوابیده بود ودوست عباس علی هم همون ساقیش کیر شو داشت به زور می کرد تو دهن ناله میکرد به عباس گغت این مالو از کجا قاپ رفتی کس کش غزاله عباس هم داشت با دستمال کونشو پاک میکرد به اون یکی میگفت اگه بدونی چه کونی داره از 2 ساعت پیش تا حالا 3 بار ابمو اوردهرضا به عباس گفت اینو که گایدی کونش بازه بازه زود باش این کثافتا رو از روش پاک کن بعد ش عباسم خوب کون و کمر غزاله رو که پر آب منی های خودش بود و پاک کرد و رفیقش که خیلی شهوتی بود داشت از خماری می مرد کیر شو تنظیم کرد وکرد تو کون غزاله غزاله خواست جیغ بکشه اما کیر علی که داشت تو دهنش تلنبه میزد نزاشت به زور یه صدا کوچیک میتونست در بیاره رضا داشت کم کم روش می خوابید بعد یه چند دقیقه خوب کون غزاله رو دو دستی گرفت و با شدت تلنبه میزد اون یکیم که غزاله داشت براش ساک می زد به رضا گفت بسته دگه بده من بگامش . عباسم بهشون گفت زود باشین الان 3 ساعت این جاست الان دارن دنبالش میگردن علی هم بهش گفت به تخمم من هنوز نکردمش اینم دیگه گیرت نمیاد بزار خوب بگام این جنده رو تو کوچه که رد میشه منو جز آدم حساب نمی کنه الان این سگ داره زیر من میده جنده خانوم اف , آه &#8230;.جلب بود غزاله اصلا حرف نمیزد سرشم زیر بود فقط هر وقط رفیقای عباس کیرشون خشک می شود یه ساک براشون میزد سعی میکرد خوب بخوره تا اونام راضی باشند زود تر آبشون بیادو اون ول کنند , رضا و علی سیاه نوبتی غزاله رو از کون میکردند این آخری دیگه کیراشونو تا ته میکردند تو کونش و همش از کون و هیکل غزاله تعریف میکردن عباس هم داشت باکیرش ور میرفت که یه دفعه بلند شد و رفت طرف غزاله رضا که داشت عین وحشیا کیرشو میکرد تو دهن غزاله برد کنارو کیرشو کرد تو دهن غزاله گفت بخور خوشکل خوانوم آبم داره میاد هیف و میلش نکن غزاله هم فکر کنم از آب خوردن حالش به هم میخورد سرشو کشید کنار و نزاشت , عباسم سرسو به زور گرفت کیرشو چپوند تو دهنش گفت بخور لاشی اگه یه قطرش ریخت برون دندونات و میشکنم غزاله هم ناچار در هالی که داشت گریه میکرد کیر شو با سرعت میخورد عباسم بعد چند لحظه آبش پاشید تودهن غزاله انقدر آبش زیاد بو که از کوشه لب غزاله زد بیرون بیچارد 4 5 بار قورد داد تا تموم شد به گمونم عباس از صحنه 2 نفر گایدن غزاله خیلی تحریک شده بود من که داداشش بودو 3 -4 بار تو این مدت بدون دست زدن به کیرم آبم آمده بود شلوارم خیس خیس بود رضا علی سیاه هم 2-3 بارشون آمده بودو این عباس آباشونو دادن بخورد غزاله من هم دیدم که کارشون داره تموم میشه سینه خیز از پشت کولر رفتم رو پشت بوم خونه خاله ام اینا و در رفتم دیگه حوسله فوتبا ل و نداشتم رفتم تو خونه دیدم مامانم رفته خونه دم دم ایه ازون بود که منم با واحد و تاکسی رسدم خونه دلم واسه غزاله میسوخت که کاری واسش نکردم حتی یه لحظه هم از فکرش بیرون نمیومدم ؛ ساعت 6.30 اینا بود که مامانم که رفته بود نون بگیره امد خونه وگفت خواهرت کجاست چرا دیر امده منم که می خواستم واسش شر نشه گفتم با مریم . بعد یه ساعت زنگ خونه خورد و رفتم آیفونو دیدم که غزاله ست . من زود باز کردم و رفتم پشت پنجره انگار یکی هم پهلوش بود آره درست میدیدم عباس بود غزاله رفت طرفش گفت برو گم شو دیگه خیلی پستی عباسم رفت به زور بغلش کردو یه لب زوری ازش گرفتو رفت .ادامه دارد &#8230;هومن از مشهد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2415</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حال کردن با دختر چشم بادومی و خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Sep 2019 05:18:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانش]]></category>
		<category><![CDATA[آرزومه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دلنشین]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[عکساشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[متاهلم]]></category>
		<category><![CDATA[مرتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشید‌]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود واسه یه کیر کلفت فیلم سکسی آخه منی که هر شب کیر داشتم حالا واسم خیلی سخت بود سعی میکردم یکیو واسه خودم گیر بیارم که سکسی بعد هم واسم مشکل ساز نباشه تا شاه کس دلی از عزا در بیارم تو دانشگاه یه پسر ترم بالایی بود که یکی از کونی کلاساش با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود واسه یه کیر کلفت فیلم سکسی آخه منی که هر شب کیر</h2>
<p>داشتم حالا واسم خیلی سخت بود سعی میکردم یکیو واسه خودم گیر بیارم که سکسی بعد هم واسم مشکل ساز نباشه</p>
<h3>تا شاه کس دلی از عزا در بیارم تو دانشگاه یه پسر</h3>
<p>ترم بالایی بود که یکی از کونی کلاساش با من افتاده بود جنوبی بود چهره برنزه و جذابی داشت تن صداشم</p>
<h4>خیلی جنده دلنشین بود به هر وقت تو کلاس میدیدمش چشمام</h4>
<p>فقط به کیرش میخ کوب میشد پستون آخه تو شلوار جین تنگی که میپوشید کمی مشخص بود به نظر میرسید کیر</p>
<h5>بزرگی داشته کوس باشه همیشه منتظر دوشنبه ها بودم تا اونو</h5>
<p>تو کلاس ببینم از اول تا اخر که کلاس تمام میشد من شورتمو خیس میکردم دلو زدم به دریا رفتم جلو و سکس داستان به بهونه جزوه</p>
<h6>خواستم بهش نزدیک بشم ازش جزوه گرفتم و ایران سکس گفتم که</h6>
<p>چطور اونو برگردونم اونم شماره مبایلشو داد و گفت که بهش تک بزنم تا شمارم بیفته آخه شماره ناآشنا جواب نمیده شمارمو تو گوشیش سیو کرد منم خوشحال برگشتم خونه حدود ساعت 5 عصر بود که گوشیم زنگ خود دیدم بله علی آقاست سریع گوشیو برداشتم و با صدای سکسی جواب دادم ازم پرسید که مشکلی تو جزوه ندارم منم از فرصت استفاده کردمو گفتم که بعضی جاها دست خطشو نمیتونم بخونم اونم واسه فردا ساعت 3 تو دانشکاه قرار گذاشت که بهم کمک کنه منم فردای اونروز به خودم رسیدمو رفتم دانشگاه تو حیاط همدیگرو دیدیمو سلام و احوال پرسی کردیم بعد از مدتی حرفاش شکل عاشقانه به خودش گرفت و کلی هم ازم عذرخواهی میکردو میگفت که منظور خواصی نداره فقط از من خوشش میادو از این مزخرفا من که داشتم از فکر کیرش دیونه میشدم تو دلم میگفتم مرتیکه الاغ عشق کیلو چنده من تو کف کیرتم مرتیکه کیر کلفت اون فکر میکرد که هنوز متاهلم و شوهر دارم واسه همین با احتیاط حرف میزدو همش میگفت که منظور بدی نداره بعد از چند روز دیدو باز دید ما بیشتر شد و چون فکر میکرد شوهر دارم میترسید کسی مارو با هم ببینه و واسه من بد بشه واسه همین ایندفعه گفت که بریم خونه مجردی اون از شنیدن این حرف کلی ذوق کردم فردای اون روز صبح زود به خودم رسیدمو تر گل ور گل کردمو ساعت 9 رفتم در آپارتمانش آیفونو زدمو درو باز کرد رفتم بالا از قبل هم کلی سفارش کرده بود که کسی منو نبینه واسش بد میشه و از این حرفا خلاصه بعد مدتها داشتم به آرزوم میرسیدم خیلی ذوق زده بودم رفتم تو یه خونه مجردی کوچیک ولی ترو تمیز داشت بعد از دست دادن و سلام احوال پرسی روزانه تعارف کرد که بشینم و راحت باشم خودشم رفت تو آشپزخونه شربت و میوه بیاره یه تیشرت سورمه ای با شلوارک همرنگ تنش بود بعد از خوردن شربتو میوه رفتیم جلو کامپیوترش و عکسای شخصی خودشو نشونم میداد وای داشتم از دستش کلافه میدشم این گاگول انگار نه انگار یه کس جلو روشه به بهونه دیدن بهتر عکس کمی خم شدم طوری که بهش میخوردم بعد از کمی گفتم علی جون گرممه با این لباسا راحت نیستم اگه تا عصر تنم باشه که کلافه میشم اونم گفت که اگه راحتی میتونی مانتوتو در بیاری رفتم اطاق بغل لباسمو عوض کردم سوتینمو هم در اوردمو با یه تاپ سفید و شلوارک سفید که نوک سینه هامم زده بود بیرون رفتم پیشش تا چشمش به من افتاد شکه شد یه دقیقه مثه برق گرفته ها خشکش زد بعد رفتم جلو گفتم اگه بدت میاد برم لباسمو بپوشم اونم گفت نه عزیزم من که آرزومه میترسیدم تو راحت نباشی خلاصه دوباره شروع کرد تو کامپیوتر که عکساشو نشون بده منم این دفعه گفتم علی خسته شدم از واسادن اونم به شوخی گفت بیا بشین رو پام منم از این شوخی استفاده کردم و نشستم رو پاش طوری که دقیقا رو کیرش بودم تازه فهمیدم که اونم کیرش شق شده ولی به رو خودش نمیاره با ترس دستشو گذاشت رو سینه هام و از پشت گردنمو میبوسید و همش میگفت سارینا جون نمیخوام فکر کنی دارم ازت سو استفاده میکنم ولی همیشه آرزوی من این بوده که تو رو تو بغل بگیرمو واسه خودم داشته باشم و از این کس شعر ها میگفت من دیگه داغ کرده بودم برگشتم نگاش کردمو اونم شروع به لب گرفتن کرد لبای گرمی داشت خیلی خوب بود کل زبونشو کرده بودم تو دهنمو میمکیدم منو بلند کردو گذاشت رو تخت و همین طور روم خوابیده بود و لب میگرفت صدای ما تو کل فضا میپیچید یواش یواش دستشو برد زیر تاپ و سینه هامو میمالید من که دیگه حشرم زده بود بالا داشتم آخ واوخ میکردم سریع تاپ منو در آورد و مشغول خوردن سینه هام شده بود یواش یواش رفت پایین سراغ کسم از رو شلوارک کمی مالوند واسم و بوسیدشون وقتی دید که بوی خوبی میده و از بوش مست شده بود شلوارکو در آورد و پاهامو از هم باز کردو مثل قحطی زده ها افتاد به جون کسمو شروع به خوردنو لیسیدن کرد کل زبونشو تو کسم میچرخوند منم از شدت لذت جیغ میکشیدم زبونشو میکرد تا ته تو سوراخ کسمو بیرون میکشید دیگه طاقتم تموم شده بود بلند شدم اونو لخت کردمو شلوارکشو کشیدم پایین باورم نمیشد چی میبینم تا حالا کیر به کلفتی اون ندیده بودم کمی بهش دقت کردم که به شوخی گفت که ترسیدی؟ولی دیگه واسه ترس دیر شده سارینا جونم دوست دارم حسابی امروز بکنمت میخوام بگاهمت از شنیدن این حرفا بیشتر حشری شدم و با ولع تمام کیرشو خوردم تا جای که جا داشت تو دهنم میکردم گاهی هم حس میکردم که به ته گلوم میخوره به زور کیرشو تونسته بودم تو دهنم جا بدم خیلی لذت داشت علی هم صداش بلند شده بود نامرد کلی داشت با دهن من حال میکرد گاهی هم میگفت تو تکون نخور و تو دهنم تلمبه میزد از ترسی که زود ارضا نشه کیرشو کشید از تو دهنم بیرون و دوباره رفت سراغ کسم یه بالش گذاشت زیر کمرم تا راحت کون و کسم بالا بیاد وشروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم کل صورتش از آب کسم خیس شده بود ولی دست نمیکشید انگار تو عمرش کس و کون ندیده بود بعد از کلی خوردن کیرشو آورد جلو سوراخ کسم گذاشت با یه فشار خواست بکنه تو ولی کیرش واسه سوراخم خیلی بزرگ بود کشید بیرون و تف زد تا کمی لیز بشه راحت بره تو دوباره کیرشو رو سوراخ کسم تنظیم کرد و گفت سارینا جون اگه دردت گرفت تحمل کن تا بره تو این بار با فشار بیشتری کیرشو زد تو سوراخ که صدای جیغ من کل خونه رو ور داشت که اونم گفت آروم تر ممکنه کسی صدای جیغتو بشنوه گفتم آخه علی جون کیرت خیلی کلفته دردم میاد تازه تا ختنه گاه رفته بود تو و با یه فشار دیگه کیرشو تا ته به زور چپوند تو از درد به خودم پیچیدم خیلی کیرش کلفت بود احساس میکردم دارم پاره میشم بار اول که پردمو شوهرم پاره کرد اینقد درد نداشتم بعد که تا ته کرد تو خودشو خوابوند روم که کسم جا باز کنه اشک تو چشمم حلقه بسته بود بعد از چند دقیقه دردش کم شده بود اون یه زره دردی هم که داشت باعث لذتم میشد پاهامو باز کرد و شروع کرد به تلمبه زدن خیلی کیف داشت گاهی هم کیرشو سریع میکشید بیرون از ترسی که ارضا نشه من گفتم که تو کیفم یه کرم تخیری هست بیارم که دیدم خودش رفت سراغ کیفمو گفت ای شیطون فکر اینجاشو هم کرده بودی خنده ریزی زدمو انگشتمو به دهن گرفتم بعد دوبار بعد از زدن کرم مشغول شدیم کیرش از قبل شق تر شده بود و تند تند تلمبه میزد گاهی هم دردم میگرفت منو بلند کرد و سگی خوابوند و زد تو کسم کمرو گرفته بود و محکم تلمبه میزد خیلی داشتم حال میکردم بعد از ده دقیقه خوابید و ازم خواست بشینم رو کیرش و بالا پایین کنم منم از خدا خواسته تا ته نشستم رو کیرش و تند تند خودمو بالا پایین میکردم صداش بلند شده بود و میگفت سارینا جون بکن تند تر خیلی حال میده دوباره بلند شدم نشستم لبه تخت اونم زانو زدو محکم کرد تو و تلمبه میزدو میگفت میخوام جرت بدم سارینا امروز میخوام تا جا داره جرت بدم طوری که تا یک هفته نتونی از درد بشینی با حرفاش بیشتر حشری شدم و یهو تمام بدنم سست شد و در حالی که رونام میلرزید جیغ کوتاهی کشیدمو آبم اومد بعد علی گفت که سارینا نظرت راجه به کون چیه میخوای از کون جرت بدم گفتم بدم نمیاد ولی کیرت خیلی بزرگه میترسم دردم بگیره که گفت نترس من چون با دوست دخترام از کون میکنم بلدم چکار کنم دردت کم باشه بعد از تو کمد دوتا کرم در آورد میگفت یکی واسه بیحس کردن کون منه که کم درد بگیره دومی هم واسه کیره خودشه که لیز و نرم بشه بعد از مالیدن کرما کونمو قنبل کرد و با انگشت اول بازیش داد و بعد سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم آروم فشار داد کمی درد داشت گفتم تو که این کرمو داشتی چرا به کسم نزدی که دردم نگیره در جوابم گفت که فکر نمیکرده که کسم اینقد تنگ باشه و لذتش به دردشه کمی نگه داشت تا کونم باز بشه و دوباره بقیه کیرشو چپوند تا ته تو کونم جیغی کشیدم شروع کرد به تلمبه زدن و میگفت سارینا میخوام کونتو جر بدم اولش کمی درد داشت بعد دردش کم شدو لذت داشت هر دو داشتیم حال میکردیم تقریبا 2 ساعتی میشد وسط حال کردن بودیم که علی آبش اومدو با فشار تمام ریخت رو کمرم من که باز حشری شده بودم علی شروع کرد به خوردن کسم و با خوردن یه بار دیگه منو ارضا کرد بعد هم دوتایی رفتیم حمام و بعد از حمام نهار سفارش دادیم اونروز تا عصر سه بار دیگه علی از کس و کون منو کرد و واقعا منو جر داد اونروز خیلی حال کردم و بعد امتحانات قبل از رفتن علی به شهرشون باز با هم سکس کردیم ولی این بار شب پیشش موندم و تا صبح فقط منو میکرد و سیر مونی نداشت بعد از هر بار کردن به کسم که نگاه میکردم قرمز قرمز شده بود من به عنوان یه داستان بهش نگاه نمیکنم. چون اینها خاطرات منه . من خاطراتم رو یادداشت میکنم تا بعدها با خوندنش لذت ببرم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2592</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم میلف  کسش لیس میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 May 2019 07:43:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستونات]]></category>
		<category><![CDATA[پستونام]]></category>
		<category><![CDATA[پستونامو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمم]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نمیاد. من عاشق سکسم اونم فیلم سکسی با مردای هات . اما شوهرم زیاد هات نیست .. خلاصه بعد از دو سال یه روز بهم گفت یکی سکسی از دوستاش که آلمان بوده اومده ایران شاه کس و میخواد یه شب دعوتش کنه .(یادم اومد کیو میگه چون قبلا عکسشو بهم نشون کونی داده بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>نمیاد. من عاشق سکسم اونم فیلم سکسی با مردای هات . اما شوهرم</h2>
<p>زیاد هات نیست .. خلاصه بعد از دو سال یه روز بهم گفت یکی سکسی از دوستاش که آلمان بوده اومده</p>
<h3>ایران شاه کس و میخواد یه شب دعوتش کنه .(یادم اومد کیو</h3>
<p>میگه چون قبلا عکسشو بهم نشون کونی داده بود .خیلی خوش تیپ بود). منم گفتم باشه. برای شب جمعه دعوتش کن.</p>
<h4>شب جنده جمعه شد و منم حسابی به خودم رسیده بودم.</h4>
<p>یه بلوز یقه باز تنگ و پستون کوتاه قرمز با یه کرست که سینه های درشتمو به هم نزدیک کرده بود</p>
<h5>و از کوس زیر یقه باز لباسم نشون میداد. با یه</h5>
<p>شلوار تنگ مشکی که باسنمو به خوبی نمایش میداد و حتی خط شورتمم دیده میشد. زنگ در به صدا در اومد و سکس داستان مجید (شوهرم) رفت</p>
<h6>آیفونو برداشت و تعارف کرد که بیاد تو. ایران سکس وای خدا</h6>
<p>در که باز شد بهرام (دوستش) وارد خونه شد اب دهنم حسابی راه افتاد عجب قیافه ای عجب تیپی.سلام علیک کردیم و نشست. منم شروع کردم به پذیرایی وقتی میخواستم بهش چیزی تعارف کنم طوری خم میشدم که سینه هام دیده بشه. اولش حواسش نبود اما کم کم متوجه شد. یکی دو بار که از کنارش رد میشدم اونقدر نزدیکش میشدم که کنار رون پام به دستش میخورد. بعد به مجید گفتم بساط مشروبو راه بندازم؟ اونا هم از خدا خواسته قبول کردند. وقتی گیلاسو به سلامتی هم بالا میبردیم بهم زل میزد و منم با عشوه بهش نگاه میکردم. سر میز شام از زیر میز پاهامو بهش میمالیدم اونم نامردی نمیکرد و خوب حال میداد حتی یه بار پاشو اورد جلوی کسم و با شصتش با کسم ور میرفت. وای خدا چه حالی داشتم دلم میخواست همونجا بپرم بغلش.بعد از شام به هوای کمک به من تو سفره جمع کردن چند باری تو اشپزخونه به من نزدیک شد و منم مثلا میخواستم خم شم چیزی از تو کشو ور دارم کونمو قلمبه میکردم طرفش اونم یه لحظه کیرشو که حسابی هم راست شده بود و داشت شلوارشو پاره میکرد مالید به کونم. دوباره اومدیم نشستیم به مشروب خوری که مجید رفت دستشویی. میدونستم ده دقیقه ای کارش طول میکشه یه پرتقالو عمدا انداختم زمین روبروی بهرام دولا شدم طوری که تمام پستونم وکرستم معلوم میشد کمی طولش دادم یهو دیدم نوک یکی از پستونام از تو کرست در اومده دست کردم درستش کنم که دیگه طاقت نیاورد و اومد جلو دستشو کرد تو کرستم و کامل پستونمو از تو کرست کشید بیرونو شروع کرد به لیس زدن و مکیدنش منم که اخ و اوخم در اومده بودم شروع کردم از روی شلوارش کیرشو میمالیدم. دو سه دقیقه ای که گذشت سرشو از لای پستونام در اوردم و گفتم الان مجید میاد بعد خودمونو مرتب کردیمو نشستیم.گفت کی میتونم ببینمت گفتم پس فردا شب مجید شب کاره میتونی بیا؟گفت اره! گفتم پس ساعت 10 شب منتظرتم.مجید اومد و چند دقیقه بعد بهرام که دیگه از شدت شهوت نمیتونست طاقت بیاره بهونه اورد که خونوادش منتظرشن و باید بره و رفت.اون دو روز برای من مثل دو سال گذشت اما بالاخره اون شب رسید مجید ساعت 8 شب از خونه رفت بیرونو منم سریع پریدم تو حموم و شروع کردم به زدن موهای کسم و خلاصه حسابی تنمو برق انداختم و بعدهم اومدم بیرون و یه تاپ نازک بدون کرست پوشیدم که نوک سینه هام و حتی گردیشون به خوبی معلوم میشد. یه شورت طوری که پشتش فقط یه نخ داشت و اونم لای باسنم گم میشد پوشیدم با یه دامن کوتاه یه وجبی. راس ده شب زنگ خونه به صدا دراومد و بهرام اومد. وارد خونه شد و نشست روی مبل و گفت تو با من چیکار کردی که از اون شب خواب ندارم. گفتم عوضش امشب و خوب میخوابی. گفت امشب که اصلا نمیخوابیم باهات کار دارم خوشگل خانوم. گفتم مشروب میخوری گفت نه میخوام اون پستونات و بخورم که دارن از زیر تاپت منو میکشن. پاشدم رفتم طرفش اونم پاشد وایساد لبمو گرفت تو دهنشو دستشو برد تو لباسم گفتم بیا بریم تو اتاق خواب!گفتم چقدر عجله داری؟گفت دارم میمیرم زود باش.رفتیم تو اتاق خواب و من دراز کشیدم رو تخت و شروع کردم به عشوه گری اونم بلوز شلوارشو در اورد و اومد سراغمو شروع کرد به در اوردن لباسامو لیسیدن بدنو منم مدام اخ و اوخ میکردم.شورتشو در اوردم وای که چه کیری داشت با دستم اروم هولش دادم رو تخت و شروع کردم به ساک زدنش داد که میزد کسم یه جوری میشد حسابی خیس شده بودم بعد اون اومد و شروع کرد به لیس زدن کسم با دستاشم پستونامو میمالید وای دیگه بلند اخ و اوخ میکردمو میگفتم اوففففففف بهراماااااا جون بخورش ااه ه ه ه. اونم میگفت جونم نازی جون میخورم کس قشنگتو.بعد بهش گفتم دراز بکش بعد کسمو گذاشتم رودهنشو خودم هم شروع کردم به ساک زدنش(مدل 69) اونقدر ادامه دادیم که داشتیم ارضا میشدیم. بعد دوباره من دراز کشیدم و پاهامو داد بالا و کیرشو کرد تو کسم وای که چه حالی میداد من داد میزدم و میگفتم بهرام جون محکمتر عزیزم!!اونم محکم و محکمتر منو میکرد تا اینکه دیگه ارضای من شروع شد و من داد میزدم و ناله میکردمو تنشو گاز میگرفتمو میمکیدم. اونم حسابی منو میکرد و قربون صدقم میرفت .بعد ارضای اون شروع شد و ناله هاش تموم خونرو پر کرد. بعد افتاد روم گفت تا حالا سکس به این خوبی نداشته منم گفتم اره منم همینطور .اونشب تا صبح 4 بار دیگه هم با همون ابو تاب منو کرد. ساعت 6 صبح هم رفت چون بهرام ساعت 8 صبح میومد خونه. تموم مدتی که ایران بود شبهایی که بهرام شیفت بود با هم بودیم و حسابی حال کردیم یه روز صبح 1 ساعت قبل از رفتنش موقع خوردن صبحونه مربا رو ریخت لای کسمو شروع کرد به لیسیدنش اوف که وقتی زبونشو میرد تو کسم چه حالی میشدممیگفت این بهترین صبحونه عمرمه بعد با هم رفتیم حمومو تو واونجاهم حسابی با هم حال کردیم.الان دو سالی هست که از آلمان نیومده ولی حتما وقتی بیاد بازم با هم حال میکنیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174191</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 25/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-16 10:14:50 by W3 Total Cache
-->