<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ابتدایی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ابتدایی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میلف  خوشگل حسابی از کون کرده میشه تا تربیت شده باشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Nov 2019 05:23:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوشو]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایتالیا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرونی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگشون]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پشتشون]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دندانپزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[دوبلکس]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[ریاضیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سفارشی]]></category>
		<category><![CDATA[شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتالو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتالویی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزوند]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[هیپنوتیزم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خاله جونم به شوهرش رو فیلم سکسی براتون تعریف کنم، اتفاق مسرت بخشی که من سعادت اینو داشتم تا شاهد اون باشم. خاله ی من هم تو سکسی تبریز زندگی میکنه بارز ترین خصوصیات ظاهری شاه کس که می تونم از خاله ام بهتون بگم اینه که یه زن حدوداً 36 ساله کونی قد بلند [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خاله جونم به شوهرش رو فیلم سکسی براتون تعریف کنم، اتفاق مسرت بخشی</h2>
<p>که من سعادت اینو داشتم تا شاهد اون باشم. خاله ی من هم تو سکسی تبریز زندگی میکنه بارز ترین خصوصیات</p>
<h3>ظاهری شاه کس که می تونم از خاله ام بهتون بگم اینه</h3>
<p>که یه زن حدوداً 36 ساله کونی قد بلند و خیلی خوش استیله، قدش ار 180 سانت بیشتره و کمر باریک</p>
<h4>ولی جنده باسن بزرگ و گوشتالویی داره، هروقت خونشون میرم پاهای</h4>
<p>تپل و سفیدش رو که میبینم پستون حسابی داغ میکنم و کیرم مثل یه فنر فوراً میاد بالا بخصوص وقتی که</p>
<h5>دامن کوتاه کوس میپوشه و جلوم اینورو اون ور میره منو</h5>
<p>هیپنوتیزم می کنه همیشه هم خط شرتش از روی دامن کاملاً مشخصه، ولی من هیچ وقت جرات نکردم که اون کون تپلشو سکس داستان لمس کنم خلاصه</p>
<h6>چند سالی بود که با این وضع می ایران سکس سوختم ومی</h6>
<p>ساختم…خاله ام یه شوهر مایه دار داره که ازاون خرپول های زبر و زرنگه البته خیلی هم آدم باحالیه و اهل خرج کردنه چند بار از خارج برام هدیه های گرون قیمت آورده، کارش تجارته یعنی از ترکیه و ایتالیا لوازم یدکی ماشین آلات سنگین وارد میکنه. به خاطر همین اکثر وقتها یا خارج از کشوره یا اینکه تو تهران توی دفتر فروشش مشغوله.دوتا بچه دارن، بچه بزرگشون دختره و توی دندانپزشکی می خونه همون جا هم از قرار عاشق یه پسر ترک شده و هی خبرهای ضد و نقیضی به گوش می رسه که نامزد کردن. بچه کوچیکشون هم اسمش یاشاره که دبیرستان می خونه، یاشار از اون پسرهای سوسول و بچه ننه ای که از اول ابتدایی تا حالا همش تو مدارس غیر انتفاعی درس خونده، ولی زبانش خیلی خوبه چون از بچگی میرفت کلاس زبان، مدرک تافل هم داره ولی در کل از نظر زرنگی اصلاً به باباش نرفته.ماجرا همین شهریور امسال اتفاق افتاد، وقتی که خاله ام به من زنگ زد و ازم خواست برم خونشون و با یاشار یه کم ریاضی کار کنم، چند روز دیگه امتحان داشت، خیلی هم اصرار داشت که قبل از ظهر بیام که ناهار رو باهم بخوریم منهم صبح روز بعدش رفتم خونشون آخه من ریاضیم خیلی خوبه و الان هم دانشجوی رشته برق الکترونیک هستم. البته من زیاد به خونه اونا رفت آمد میکنم، هم به خاطر دیدن خاله سکسی خودم و هم به خاطر ADSL یاشار که حسابی میتونستم فیلم و موزیک دانلود کنم…بابای یاشار تهران بود و قرار بود که امشب برگرده. اون روز تا غروب داشتم بهش ریاضی یاد میدادم، ولی مطمئن بودم چیزی تو کله پوکش نرفته فکر میکنم آی کیوش در حد جلبک بود شاید هم کمی بیشتر!!! شام که خوردیم خاله جونم رفت سراغ ماهواره تا سریال مورد علاقه خودش رو که از شبکه Lider آذربایجان هرشب میبینه تماشا کنه ماهم نشستم و سه نفری نگاه کردیم. بعد از سریال خاله ظرفهارو شست و رفت خوابید ماهم فوراً زدیم یه کانال سکسی و تا نصف شب فیلم سوپر نگاه کردیم. فیلم یه مرده بود که دخترا رو می دزدید و میکردشون. در طول فیلم همش به این فکر می کردم که کاش میشد منهم خاله ام رو بدزدم و دل سیر جرش بدم… بعد از فیلم منو یاشار رفتیم طبقه بالا تا بخوابیم، خونشون یه خونه دوبلکس بزرگه که اتاق یاشار طبقه بالاش بود.نصف شب نزدیکی های ساعت 3 از خواب بیدار شدم، وحشتناک تشنه ام بود، بنابراین آروم رفتم پایین تا از آشپزخونه آب بخورم، تو پله ها بودم که یه دفعه صدای خالم رو شنیدم که آروم داشت ناله میکرد، اولش فکر کردم داره گریه میکنه!!! ولی وقتی رفتم پشت در شنیدم که می گفت:«آخ… آخ … بکن محکم تر بکن… پارم کن …» همه چیز دستم اومد. بلافاصله رفتم بالا ببینم شوهرش اومده یا نه؟ دیدم بههههلهماشینش تو حیات بود از تهرون برگشته و بی معطلی پریده روی خاله جونم، انگار که یه لامپ گنده بالای سرم روشن شده بود با خودم گفتم فری جون صحنه رو از دست نده که وقت فیلم دیدنه اونهم یه فیلم مستند بکن بکن. یه نگاه انداختم به یاشار دیدم مثل اسب خوابه طفلک نمی دونست پاپا جونش داره مامان جونشو جر میده….بی سر و صدا مثل کاماندوهای جنگ ویتنام رفتم پائین دنبال یه روزنه میگشتم تا ماجرا رو دید بزنم. خیلی هیجان داشتم، صدای خاله هنوز میومد و معلوم بود که حسابی تو حاله «بکن بکن» گفتن های خالم منو دیوونه میکرد به هیچ وجه نمی تونستم بی خیال بشم… در بسته بود ولی بالای درشون یه قسمت شیشه ای بود که میشد ازش سرک کشید مبل توی هال رو یه کم جابجا کردم و رفتم روش، آخه چراغ اتاق اونا روشن بود و هال تاریک . بنابراین از طرف اونا هال دیده نمی شد ولی از طرف من خیلی واضح میشد اونا رو دید…. وای… خدای من… خالم به حالت سجده روی تخت قمبل کرده بود و سرشو گذاشته بود بین دوتا بالش، شوهرش هم داشت تلمبه میزالبته الان پشتشون رو به من بود و تنها چیزی که میتونستم ببینم کون پشمالوی شوهر خالم بود( شانس که نداشتم) شش دانگ حواسم به صحنه بود . شوهر خالم همچین داشت تلمبه می زد که صدای خوردن شکمش یه کون سفید و پرگوشت خالم تو حال می پیچید آه و اوه خالهم هم که رفته بود هوا… چند دقیقه بعد شوهر خالم، خالمو گرفت و مثل علیرضا حیدری با یه بارانداز جانانه به پشت خوابوند روی تخت ؛ از کشو یه اسپری برداشت و زد به کیرش، حالا دیگه خالم به پشت خوابیده بود و پاهاشو باز کرده بود داشت با دستش ماساژ میداد میتونستم حتی چوچولش رو هم ببینم، نامرد کسش خیلی ناز بود یه کس بزرگ گوشتی ، روی کسس اینقدر گوشتالو بود که قلمبه اومده بود بالا… یکم مو داشت، انگار کسشو برنزی کرده بود خلاصه بگم از اون چیزهای ایرونی پسند که من همیشه آرزوشو دارم. کیرم شده بود مثل یه باطوم و داشت تیک میزد، شورتم یکم خیش شده بود ولی در برابر کیر شوهر خالم تقریباً حرفی برای گفتن نداشت، بی شرف چه کیری داشت!!! کلفت و با صلابت، انگار این کیر رو سفارشی یرای هیکل خالم ساخته بودن. خوب معلومه کوسی که چنین کیری ازش پذیرایی میکنه دیگه کیر امثال منو میخواد چیکار.شوهر خالم رفت روی تخت و یه بالش گذاشت زیر باسن زنش و کیر کلفتشو گرفتو گذاشت دم کوس خال جون، خاله جون هم دستاشو دور کمر شوهرش حلقه زده بود و منتظر بود دوای دردش بره توش. شوهر خالم مثل اسب کرد تو کسش، طوری که خایه هاش چسبیده بود به کون خالم و هی داشت عقب و جلو میکرد. خالم داشت به معنای واقعی قاعیده میشد . سرعت تلمبه ها که بیشتر میشد صدای خاله ام هم بلند تر میشد در این حالت خاله هردو دستش رو گذاشته بود رو کمر شوهرش و هی میگفت: پاره شدم …پاره شدم… جرم بده عزیزم … این کیر مال خودمه …. مال خودمه.بعد از چند لحظه خالم محکم به شوهرش چسبید و یه آه بزرک کشید و هی کونشو می لرزوند و دیگه زیاد تقلا نکرد، فکر کنم اون لحظه ارضا شد. ولی شوهرش همچنان داشت با شدت تمام ادامه میداد تا اینکه با یه تقه ی محکم کیرشو تو کس خاله ام نگه داشت و همه آبشو ریخت تو کسش. منهم که فکر کردم کارشون تموم شده فوراً از روی مبل پریدم پائین و رفتم بالا گرفتم خوابیدم، باور کنید تا صبح همش کابوس هاس سکسی میدیدم و اصلاً خوب نخوابیدم.ساعت 9 صبح که از خواب بیدار شدم دیدم یاشارداره با دوست دخترش صحبت میکنه و خالم صبحونه می خوره،تا منو دید با لبخند بهم سلام کرد و گفت سریع بیام باهاش صبحونه بخورم منهم بهش سلام کردم و رفتم دستشویی. الان هروقت که خالو مببینم یاد اون شب می افتم و بیشتر از قبل حشری تر میشم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176809</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر خانوم چه کسی میده به دوست پسرش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Oct 2019 09:58:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بافشار]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[تووقتی]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[وسوراخ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[موی طلایی و&#8230;.سکسیه کامل. بگذریم.ی فیلم سکسی روز ساعت 1 بعدظهر بیتاباگوشیم تماس گرفت که من برم خونشون حدود ساعت 2 بود که رسیدم درب خونشون که سکسی زنگ زدم بیتا درو باز کرد ومن شاه کس رفتم بالا مادربیتا رفت بود خونه خالش و تاشب برنمی گشت،پدرش هم چند سالی بود کونی که فوت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>موی طلایی و&#8230;.سکسیه کامل. بگذریم.ی فیلم سکسی روز ساعت 1 بعدظهر بیتاباگوشیم تماس</h2>
<p>گرفت که من برم خونشون حدود ساعت 2 بود که رسیدم درب خونشون که سکسی زنگ زدم بیتا درو باز کرد</p>
<h3>ومن شاه کس رفتم بالا مادربیتا رفت بود خونه خالش و تاشب</h3>
<p>برنمی گشت،پدرش هم چند سالی بود کونی که فوت کرده یه برادر داشت که اونم توی شهر دیگه دانشجو بود که</p>
<h4>من جنده تو کونم عروسی بود که امروز یک کون حسابی</h4>
<p>افتادیم. وقتی داخل منزل شدم دیدم پستون که بیتا بایه تاب قرمز و یه شلوارک مشکی ایستاده بود جلوم که تا</p>
<h5>این صحنه کوس رو دیدم کیر راست شد که بدجور از</h5>
<p>زیر شلوارم ضایع بود رفتم جلو یه لب جانانه ازش گرفتم و بعد بیتا منو دعوت کرد که برم تو،وقتی نشستم بیتا سکس داستان گفت عرق میخوری</p>
<h6>یا ویسکی ماهم کم نیاوردیم گفتیم سگی بیار، ایران سکس بعد چند</h6>
<p>دقیقه بیتا با بطری پرعرق و دوتالیوان اومد تعارف کرد من یه پیک برای اون و یک پیک برای خودم ریختم یه پنج پیکی خوردیم دیدم داره بد جوری گرممو ن میشه برای همین لباسامو در آوردم و فقط بایه شورت نشستم جلو بیتا و به اونم گفتم که لباساشو دربیاره که اونم قبول کردو لباساشو وکرست زرشکیشو هم در آورد و بایه شورت مشکی توری جلو بود منم آقا کیرم دوباره راست شد دیدم بیتا طاقت نیاورد پرید روی کیرم و شورتم یه دفه از پام درآورد وشروع کرد به ساک زدن اینقدر ماهرانه ساک میزد که تو سه چهار دقیقه تمام آب بدن کشید توی دهنش و بعد رفت دهنشو شست و اومد گفت حالا نوبت تویه منم مثل قحطی زده پریدم و یه لب دو دقیقه ازش گرفتم و بعد رفتم سراغ گردنش و بعد سینه های گندش یه ده دقیقه سینه هاشو میک زدم که دیگه قرمز شده بودن بعد رسیدم به دربهشت و شروع کردم به خورد کوس بیتا ،دیگه ناله های بیتا تبدیل شدن به جیغ و داد میزد بخور همشو ب ب ب خور بعد از اینکه دیگه سیر شدم گفتم برگرد که بزار تو کونت دیدم بیتا هیچ مخالفتی نکرد و فهمیدم که دوباره از کردنش خودش میگفت خودم که حشری میشم باخیار خودم ارضا میکنم بگذریم بهش گفتم جای کرم و بهم نشون بده وگفت که روی میزه.رفتم کرم و آوردم وسوراخ کونشو کرم مالی کردم وبعد کیر خودم با یه فشار سریع کردم توی کونش جیغ بیتارفت تاهفتا خونه اونور تر که درش بیار سوختم ولی من اهمیتی ندادم وروش خوابیدم یه چند لحظه ای صبر کردم تا آروم شد و شروع کردم به تلمبه زدن دیگه درد بیتا تبدیل شده لذت و همش میگفت بکون تند تر بکن کونم پاره آی دارم کون میدم عجب کیر گنده ای داری جان کیرت مال خودمه ،بعد از یه ده دقیقه دیدم تمام بدن بیتا داره میلرزه فهمیدم داره ارضا میشه منم کم کم آبم داشت دوباره میومد وتموم آبمو بافشار تو کون بیتا خالی کردم و چند دقیقه بی حال افتادیم تو بغل هم بعد رفتیم ی دوش گرفتیم ومن برگشتم خونه از اون روز به بعد ما هفته 3بار باهم سکس داریم ببخشید اگه یکم ابتدایی بود</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176513</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان خیلی سکسی خوب گایده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Sep 2019 06:03:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیشون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خاطره از خودم رو بهتون فیلم سکسی بگم . ببخشید اگه زیاد ابتدایی نوشتم. از اونجایی شروع می شه که من اهل هیچی نبودم یه ظاهر ساده سکسی اما همه می گفتن خیلی خوشگلی اگه شاه کس فکر می کنید این خاطره دوروغیه من عکس خودمو می ذارم که ببیند حالا .. کونی امان از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خاطره از خودم رو بهتون فیلم سکسی بگم . ببخشید اگه زیاد ابتدایی</h2>
<p>نوشتم. از اونجایی شروع می شه که من اهل هیچی نبودم یه ظاهر ساده سکسی اما همه می گفتن خیلی خوشگلی</p>
<h3>اگه شاه کس فکر می کنید این خاطره دوروغیه من عکس خودمو</h3>
<p>می ذارم که ببیند حالا .. کونی امان از رفیق بد &#8230; یه دوست داشتم که خیلی هوس باز بود همیشه</p>
<h4>جلو جنده من می گفت : من دوست دخترامو می کنم</h4>
<p>و از این حرفا تا اینکه پستون چشم و گوش منو باز کرد. یه روز دمه یه چهار راه سره یه</p>
<h5>پیچ تو کوس پیاده رو من تو حالو هوای خودم بودم</h5>
<p>که سر پیچ یهو با یه دختر خانوم بر خورد کردم بر خورد به قدری شدید بود که دختره (اسمشو نمی گم سکس داستان چون هنوزم که</p>
<h6>هنوزه دوسش دارم) تو بغلم افتاد . سریع ایران سکس بلند شد</h6>
<p>معذرت خواهی کرد منم فقط نگاش می کردم چون تا حالا دختر به اون خوشگلی ندیده بودم.خیلی ماه بود همون اول منو عاشق خودش کرد . گفت ببخشید من می تونم برم ؟ منم گفتم خسارت تصادف چی ؟ خندید و گفت : یعنی چی ؟ گفتم:قلبم سر جاش نیست دوباره خندیدو گفت من باید برم کلاس دارم گفتم میشه شمارتونو داشته باشم یه کم مکث کرد و بعد شمارشو داد بعد رفت . من اون شب دیونه شده بودم یه حس خوبی داشتم. فردا قضیه رو به دوستم گفتم اون حرومزاده هم منو وسوسه می کرد تا اینکه همش تو فکر کردنش بودم. خلاصه 2و3 هفته ای زنگ می زدم و اس ام اس می دادم تا اینکه راضیش کردم بیاد پیشم . اون روز هیچکس خونمون نبود تا شب هم نمی اومدن. ساعت 11 شد که دیدم زنگ می زنن رفتم در رو باز کردم دیدم خودشه با ترس اومد تو . رفتیم تو اتاق 20 دقیقه فقط نگاش می کردم و اون هم از وضع زندگیشون می گفت.یهو گفت راستی قلبتو پیدا کردی ؟من هیچی نگفتم اومد جلو دستشو گذاشت رو قلبم وای دستش چه گرم بود چقد نحیف و کوچولو بود. اتنگار دست خودم نبود که یه هو اروم دستشو گرفتم و بوسیدم و چسبوندم به صورتم &#8230; که یهو به فکر حرفای دوستم افتادم که کم کم کیرم راست کرد دست سفیدشو که دیدم بدتر شدم . اروم رفتم جلو و لپشو بوس کردم اونم هیچ مقاومتی نمیکرد مو هامو زدم کنار (اخه مو هام بلنده مثل emo boyها اما emo یا همون gay نیستم) اروم لبشو بوسیدم دیدم چیزی نمیکه گفتم میای توبغلم؟ بازم مکث کرد گفتم من عاشقت شدم دستشو گرفتمو اروم اوردمش تو بغلم وای چقد گرم بود شالشو در اوردم مو هاشو ریخت رو دوشش چقد این دختر نازه و خوشگله دیدم دستشو رو بدنم می کشه طبق چیزایی که دوستم می گفت لباساشو اروم اروم در اوردم اونم مقاومتی نمی کرد انگار راضی بود کاملا لخت شده بود منم لباسامو در اوردم لخت لخت تو بغل هم دراز کشیدیم فکر کنم یه 1 ساعتی می شد که دیدم نمی شه من اینو نکنم دستمو گذاشتم رو کسش گفت پرده دارما ! منم گفتم اگه نداشتی مینداختمت بیرون با هم خندیدیم و من می تونستم خیلی راحت بکنمش اون کاملا تسلیم من بود اما من این کارو نکردم به خودم گفتم اگه منم مثه اون دوسته احمقم باشم و یا رفتار کنم دیگه فرقی بین منو اون نیست واسه همین اروم کیرمو گذاشتم لای پاهاش و لباشو می خوردم دیدم ابم داره میاد . ابمو ریختم تو دستشویی اومدم دوباره پیشش گفت چرا نکردی منو ؟ گفت از عقب می تونی اما من یه کم اذیت می شم گفتم تو واسه من مثه فرشته ای یه موجود دست نخوردنی حتی دلم نمی اد بکنمت ارو درازش دادم رو تخت و کنارش تا 7 شب خوابیدم که یهو مامانش زنگ زد بهش و منم تا در خونشون رسوندمش دمه خونشون که رسیدیم ازش یه لب گرفتم و فرستادمش خونشون .. اون روز بهترین روز زندگیم بود&#8230;&#8230;&#8230; ببخشید اگه زیاد از بدنش تعریف نکردم چون روش حساسمو دوس ندارم کسی جز من محرماتشو ببینه. با تشکر : Ye Ashegh</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2594</post-id>	</item>
		<item>
		<title>داره به خودش میرسه که به کیر حال بده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b3%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b3%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 Aug 2019 07:19:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتممن]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تو یه تماس تلفنی آشنا فیلم سکسی شدیم که بعد از کمی آشنایی بیشتر فهمیدیم که الناز خواهر دوست خودم تو دوران ابتدایی بوده. البته داستانی که سکسی می خوام براتون تعریف کنم از بین شاه کس تمام سکس هایی که من با الناز داشتم یکی از بهترین سکس هایی هست که کونی من با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تو یه تماس تلفنی آشنا فیلم سکسی شدیم که بعد از کمی آشنایی</h2>
<p>بیشتر فهمیدیم که الناز خواهر دوست خودم تو دوران ابتدایی بوده. البته داستانی که سکسی می خوام براتون تعریف کنم از</p>
<h3>بین شاه کس تمام سکس هایی که من با الناز داشتم یکی</h3>
<p>از بهترین سکس هایی هست که کونی من با الناز داشتم.من تو خونه بودم داشتم با کامپیوتر کار می کردم که</p>
<h4>هوایی جنده شده بودم و دوست داشتم یه کس سیر می</h4>
<p>کردم.رفتم برای اینکه به حس و پستون حالم یه حال دیگه ای بدم یه فیلم سوپر گذاشتم . خوب رفتم تو</p>
<h5>حس فیلم کوس و خودمو جای اونا تصور می کردم که</h5>
<p>دارم یه کس تپل و باحال می کنن. دیگه حسابی شهوتی شده بودم &#8230;تلفن زدم به الناز که کمی با اون سکس سکس داستان تلفنی بکنم. الناز</p>
<h6>گفت که شب بابام اینا خونه نیستن و ایران سکس یادم نیست</h6>
<p>دقیقا که کجا رفته بودن . اگه برنامه جوره پاشو بیا اینجا منم تنها هستم.حدود ساعت 11 شب بود منم از خدا خواسته پاشدم و لباسامو پوشیدم و زدم بیرون.زمستان بود و هوا هم سرد شده بود. یه مه جالبی فضا رو پر کرده بود. از خونه ما تا خونه اونا تقریبا 10 دقیقه پیاده را بود. الناز درو باز گذاشته بود من رفتم کمی منتظر شدم دیدم که الناز اشاره کرد به من که همه چی ردیفه بیا تو.جاتون خالی من به اتاق خواب خودش برد و در بست.برق و خاموش کردو فضا تاریک شد و من و الناز تنها ی تنها توی تاریکی به سر می بردیم که پردیم بغلش کردم . چند تا لب سیر ازش گرفتم. کمی با هم صحبت کردیم.که من بهش گفتم دیگه بسه من که نیومدم اینجا واسه صحبت کردن واسه صحبت تلفنم هم هست.من که قبل از اومدنم پیش الناز داشت فیلم سوپر می دیدم حسابی حال به حالی شده بودم اصلا نمی خواستم زمان و از دست بدم.خوابیدم روش شروع کردم به لب گرفتم همین جور که لب می گرفتم و با دستم هم سینه هاشو می مالیدم اومدم پایین پیراهنشو دادم بالا دستم رسید به سینه هاش سینه های نسبتاً کوچیکی داشت. ادامه دادم رسیدم کسش از روی شلوار یه بوسه به کسش زدم و شلوارشو هم کشیدم پایین .تاثیر فیلم سوپر و من دیگه اینجا کاملا روی خودم حس کردم . اصلا فکر نمی کردم هیچ وقت کس بخورم یا کس لیسی کنم ولی اینبار دیگه اصلا دست خودم نبود و پردیم کس شو با انچنان شهوتی می خورم که از من پرسید که الناز هم از کار من متعجب شده بود حسابی سرحالش آوردم اونم دیگه هوس کیر کرده بودو از من خواست که پاشم لباسامو در بیارم من ازش خواستم که من لباسهای تو رو در آوردم توهم باید لباس های منو در بیاری اونم قبول کرد بعد از اینکه لباسامو در آورد من جلوش روی زمین لخت لخت دراز کشیده بودم . اصلا فکرشو نمی کردم که یه دفعه الناز تمام کیرمو کرد توی دهنش و شروع کرد به ساک زدن با دستاش هم با تخمام بازی می کرد که اینکارش خیلی بهم حال می داد گاهی هم تخمامو می کرد تو دهنش و اونارو یه حالی میداد دیگه کیرم حسابی راست شده بود و دیگه وقتش بود که یه کون سیری بکنم.الناز دختر بودو نمی شده که بزنم تو کسش . ولی افسوس که گذشت. الناز برگشت و مدل 69 شدیم اون کیر منو می خورد و من کس اونومن رفتم پشت الناز خوابیدم و کیرم و گذاشتم لای پاش و کمی سکس لاپایی کردیم و الناز گفتش که می خوای بکنی تو کونم من که منتظر این حرف بودم گفته اره چرا که نه اگه اشکال نداره و دردت نمی یاد. گفت که نه یه پماد بی حس کننده دارم. رفت و لی از شانس بد پیداش نکرد.برگشت و گفت بیا همین جوری بکش توش. اما من هنوز تجربه سکس از کون و نداشتم نمی دونستم چه جوری بکنم که کیرم که حسابی بلند شده بود بره تو کون صفر الناز. هرچی سر کیرم و فشار دادم که بره توشو یواش یواش عادت کنه و بعد همشو بفرستم تو نشده که نشد. الان که به اون لحظه فکر می کنم حسرت می خورم.گفتم ولش کن نمی خواد بره و برگشت و به پشت خوابید منم رفتم روی سینش نشستم طوری که بتونم کیرم لای سینه های حرکت بدم وقتی که جلو می رفتم کیرم می خورد به لبای الناز و انقدر این کارو انجام دادم که دیگه اب داشت میومد کمی از سینه الناز فاصله گرفتم. الناز کیرم و گرفت دستش و شروع کرد به جلق زدن که آب پاشید رو صورتش وای که چه لحظه ای بود .اونم اب کیرم و با لباس زیر ش پاک کرد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b3%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2617</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اینا تو تورم هستن نه ما , ببین چجوری کیر رو میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%85-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%85-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Aug 2019 08:12:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرارسید]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتری]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتره]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگایید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[مینوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سعید گردی دلیلش رو نمیدونم فیلم سکسی ولی خیلی واسم جالب بود هر کی یه روز میومد مدرسه میگفت دیروز سعید رو گاییده من خیلی کنجکاو شده سکسی بودم که بکنمش ولی اثلا به من شاه کس نمیداد دلیلش هم به خاطر ترسش بود که از اون دوستام داشت ولی از من کونی بد بخت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سعید گردی دلیلش رو نمیدونم فیلم سکسی ولی خیلی واسم جالب بود هر</h2>
<p>کی یه روز میومد مدرسه میگفت دیروز سعید رو گاییده من خیلی کنجکاو شده سکسی بودم که بکنمش ولی اثلا به</p>
<h3>من شاه کس نمیداد دلیلش هم به خاطر ترسش بود که از</h3>
<p>اون دوستام داشت ولی از من کونی بد بخت حتی یه پشه هم نمیترسیداین قضیه اینقدر تکرار شد تا رسیدیم به</p>
<h4>دوران جنده راهنمایی که همه دوستامون از هم جدا شدیم تا</h4>
<p>هر کی یه مدرسه راهنمایی بره پستون من با یکی از دوستام که اونو خیلی گایید تو یک مدرسه بودیم همش</p>
<h5>ازش سوال کوس میکردم که تو چه جوری اونو راضی میکنی</h5>
<p>و اونم یه کسشرهایی تحویل من میداد من میرفتم سمت اون سعید ولی بازم پانمیداد این قضیه سه سالی که من با سکس داستان اون دوستم تو</p>
<h6>یک مدرسه بودیم گذشت تا این که دوستم ایران سکس مدرسه رو</h6>
<p>ول کرد و یه کار تعمیراتی انجام میداد(شاگردی میرفت)من به درسم ادامه دادم تا اینکه یک رشته انتخاب کردمو رفتم پی درسم اون دوستم اینقدر با آدمای مختلف از هر لحاظ گشت که دیگه غیر از کس چیز دیگه نمیکرد.خلاصه داستان به جایی کشیده شد که من دوباره رفتم سمت سعید و باهاش دوست سمیمی شدم من تو یه سالی که پشت کنکور موندم با پول پدرش رفتو تودانشگاه علمی کاربردی ثبت نام کرد و بعضی اوقات واسه سوال کامپیوتری میومد پیش من منم هر موقع بحث کون میاوردم پیشش اخم میکرد میگفت از این حرفا نزن من دیگه واقعا اعصابم به هم ریخت که چرا به من نمیده خلاصه بعد از یک سال منم رفتم دانشگاه وشروع به درس خوندن کردم بعضی اوقات میدیدمش باهاش گرم میگرفتم تا اینکه یک روز به من گفت پدرومادرم میخوان برن مسافرت و منم خونه تنهام گفتش بیا یک شب خونمون باهم باشیم تا صبح منم از خدا خواسته حرفشو دو تا نکردم و قبول کردم این بین که بهتون نگفتم من یک دوست سمیمی دارم که یک سال ازم کوچیکتره و رشته ریاضی فیزیک میخونه تو مشکلات ریاضی میرم سراغش و ازش کمک میگیرم اسم اون دوستم شهرام هستش خلاصه اون شب فرارسید منو شهرام با سعید رفتیم خونشون با هزار درد سر یک قلیان جور کردیم که اون شب بی خود نشینیم همدیگرو نگاه کنیم بعد از چند سر کشیدن من گفتم هر کی امشب اول بخوابه اونو میکنم اون دوستم که بهم اطمینان داشت با این موضوع مشکل نداشت چون میدونست من اونو نمیکنم و میمونه سعید که از ترس کونش تا ساعت 2 شب بیدار بوداز قدیم گفتن که میخوای بچه رو راضی کنی با چوچولش بازی کن من هم اون شب اولای شب با کیرش چند بار ور رفتم و میدونستم دیگه حشری شده و کارش تمومه خلاصه آخر شب شد دیدم اونا نمیخوابن منم باید صبح زود میومدم خونه و مغازمونو باز کنم من خودمو زدم به خواب دیدم بعد از چند دقیقه اون دوستم (شهرام) خوابید و صدایی ازش در نمیاد و سعید یواش یواش با کیرم داره ور میره که کیرم دیگه سیخ شده بود در حد تیم ملی بعد از ده دقیقه از روی شلوارم ور رفتن دستشو برد تو شرتم و شروع به مالیدن کیرم کرد دیگه کیرم داشت میترکید بعد از نیم ساعت دیدم خودش کارو تموم کرد وروشو اون طرف کرد وکونش طرف من شد منم دیگه وقت تلف نکردم سریع کیرمو در آوردم و نزدیک کونش کردم و با کیرم به کونش نوازش میدادم یواش یواش شلوارشو کشیدم پایین و از روی شرت مالش حسابی دادمش دیگه داش حال میکرد منم قشنگ درازش دادم و شروع کردم به کشیدن شرتش از پاش یه خورده پا فشاری کرد ولی به زور کشیدمش پایین وای که چه کون گونده ای جلوم بود اوش گفت داخل کونش نزارم ولاپاش بزارم من قبول کردم ولی بعد از کشیدن شورتش دیگه طاقت نیاوردم و شروع کردم به نوازش سوراخ کونش با کیرم اونم هی میگفت داخل کونم نزار درد میگیره منم میگفتم باشه داخل نمیزارم بعد از چند دقیقه به خودم گفتم که شورتشو که کشیدم پایین کیرم که دم سوراخشه الانه که باید کلکشو بکنم و سر کیرمو یه خورده خیس کردم وشروع کردم به لاپایی کردن که دیگه دم سوراخشم خیس شد و منم عقده چند سالمو یه شبه میخواستم خالی کنم هر چی نازشو کشیدم گفت تو کونم نذار انگار که دختر برای اولین بار میخواد کس بده منم گفتم اینجور نمیشه چند بار که لای پاش تلمبه زدم یه دفعه با تمام زورم کیرمو دادم توکونش بهتون بگم که کیرم هم کلفته هم یه خورده بزرگ وقتی دادم تو کونش دیگه نفسش بالا نمیومد منم از ترس اینکه جیغ نزنه و این دوستم بیدار نشه جلوی دهنشو گرفتم و چند بار که تو حالت دراز کشیده بود تو کونش کردم دیگه از حال رفت آخه طاقت کیرمو نداشت منم که عقده دوران کودکی تو دلم بود همشو یه شبه خواستم خالی کنم روش که بعد از ده دقیقه تلمبه زدن آبم داشت میومد تو خونه هم نزدیکم دسمال نبود که پاکش کنم مجبور بودم بریزم تو کونش آبمو اون دیگه نفسش بالا نمیومد من که کارم تمام شد و آبمو تمام و کمال ریختم تو کونش از فرط بی حالی افتادم کنارش و بعد از ده دقیقه دیدم داره نفس نفس زنان میره تو دستشویی که خودشو تمیز کنه خلاصه ما اون شب یه دل سیر گاییدیمش و از دلمون در اومد.الان که دارم این قضیه رو واستون تعریف میکنم تقریبا یک ماه از قضیه میگذره که سعید دیگه طرفم نمیاد از کیرم خیلی ترسیده و منم دیگه در پی اینم که یه دختره که مشتری ثابت مغازمونه و هیکل درست و سکسی هم داره بکنم و یک دل سیرم سر دختره خالی کنم و اون دوستم که میگفتم تو دوران ابتدایی زیاد سعید رو میگایید الان نامزد کرده نمیدونم نامزدش چی میکشه از دستش ولی بچه باحالیه.در کل اگه سرتونو درد آوردم شرمنده آخه من دیدم هر کی داستانشو اینجا میگه ما هم گفتیم بگیم شاید ادمین قضیه مارو هم تو سایت بزاره اگه غلط تایپی داشتم هم شرمنده چون اولین بارم بود داستان مینوشتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%85-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2646</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق دادن شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکامو]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بلهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوباره]]></category>
		<category><![CDATA[بودفرداش]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بودمثل]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمم]]></category>
		<category><![CDATA[خونهبه]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شدرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدماول]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میدارم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزن]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نازشون]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداز]]></category>
		<category><![CDATA[نبودولی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستبا]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نمیخوام سکسمو با جزییات تعریف فیلم سکسی کنم.وگرنه هیشکس با پشت کردنش ارضا نمیشه&#8230;در آخرم اینکه من بازم میگم منم گناهکار بودم.بریم ادامه داستان&#8230;&#8230;وقتی برگشتم خونه خیلی سکسی خسته بودم.ناهار نخورده خوابیدم.شب حواسم به هیچکس شاه کس نبود همش به اونروز فکر میکردم.به خواهرمم چیزی نگفتم&#8230;صب شد.رفتم مدرسه.تو کلاس اصلا حواسم به کونی معلم نبود.از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نمیخوام سکسمو با جزییات تعریف فیلم سکسی کنم.وگرنه هیشکس با پشت کردنش ارضا</h2>
<p>نمیشه&#8230;در آخرم اینکه من بازم میگم منم گناهکار بودم.بریم ادامه داستان&#8230;&#8230;وقتی برگشتم خونه خیلی سکسی خسته بودم.ناهار نخورده خوابیدم.شب حواسم به</p>
<h3>هیچکس شاه کس نبود همش به اونروز فکر میکردم.به خواهرمم چیزی نگفتم&#8230;صب</h3>
<p>شد.رفتم مدرسه.تو کلاس اصلا حواسم به کونی معلم نبود.از یه طرف به لذت دیروز فکر میکردم از طرفی گناهی که کردم.بیچاره</p>
<h4>خواهرم!!ظهر جنده کلاس نداشتم.با سرویس برگشتم خونه.ناهار خوردم.داشتم درسامو میخوندم که</h4>
<p>لیلا آماده شده بود بره بیرون.پرسیدم پستون کجا میری؟گفت با علی قرار دارم میریم بگردیم.همون لحظه مامانم اومد گفت کجا میری</p>
<h5>لیلاجان؟لیلا گفت کوس میرم خونه دوستم مامان&#8230;نمیدونم چرا بهش حسودیم شد!!!احساس</h5>
<p>خیلی بدی بود..درسمو که تموم کردم رفتم حموم.یه حسی بهم میگفت قراره فردا چه اتفاقی بیفته اونلحظه خیلی دوس داشتم لذت گذشته سکس داستان رو بچشم&#8230;حسابی خودمو</p>
<h6>اصلاح کردم.تمیزه تمیز شدم..از حموم که اومدم بیرون ایران سکس یه شرت</h6>
<p>و سوتین بنفشه توری پوشیدم. یه تاب سفید که نازکم بود تنم کردم&#8230;صب دوباره رفتم مدرسه اونروزم کلاسه فوق العاده داشتم.از مدرسه که برگشتم دیدم بعللللله آقا وایساده جلو در منتظره بنده.من اولش خودمو زدم به اونراه که مثلا ندیدمش!!وقتی بوق زد برگشتم نگاش کردم.یکم با تردید سوار ماشین شدم.اول اون سلام کرد :سلاام عزیزم حالت خوبه؟بهتری؟!گفتم مرسی لیلا کجاست؟گفت تا عصر کلاس داره(لیلا دانشجویه)گفتم چیزی که بهش نگفتی؟!خندید گفت اگه میگفتم که الان نه من زنده بودم نه تو!!بازم رفتم تو فکر کااااملا میدونستم کارم اشتباهه ولی شیطون بهم غلبه کرده بود&#8230;دوباره رفتیم خونشون.ایندفعه واسم قهوه آورد!با خنده پرسیدم خواب آور نداره توش؟؟اونم با خنده گفت نه عزیزم دیگه نیازی نیست&#8230;با این حرفش یکم دلخور شدم.باورم نمیشد به این راحتی تسخیرم کرده باشه..ولی بهرحال دیگه فرقی نمیکرد چون من تو خونش بودم&#8230;20 دقیقه گفتیمو خندیدیم.تا اینکه بهم گفت روسریتو در بیار هوا گرمه(میدونستم چی تو سرشه)خودمو زده بودم به اون راه.(آخه میدونین من خیلی دوس دارم تو سکس طرفم منتمو بکشه.با اینکار واقعا لذت میبرم)واسه همین اومد طرفم تو چشام خیره شد گفت:کاش چشای همسره آیندم(منظورش لیلا بود.)مثل تو خمااار بود&#8230;واقعا عاشقه لیلا بود ولی نمیدونم چرا اینکارارو میکرد.تقصیره لیلا بود که هیچوقت تامینش نکرد.هربار میپرسیدم لیلا چرا تو ارضا شدنش بهش کمک نمیکنی؟چرا تامینش نمیکنی؟لیلا همیشه تو جواب بهم میگفت:چون تا قبل از عقد تعهدی نسبت بهش ندارم.میگفت همین لبیم که بهش میدم از سرش زیادیه!!بعد از اینکه علی اون جملشو گفت.یه لبخنده شیطنت آمیزی زدمو سرمو انداختم پایین!با اینکه 2 روز پیش باهاش سکس داشتم ولی بازم ازش خجالت میکشیدم..یکم دیگه نزدیک شد گفت رها؟گفتم بله؟گفت تو اندامت واقعا قشنگه چرا نمیری مانکن بشی؟؟هیچی نگفتم.دستشو گذاشت رو سرم روسریرو با کف دستش کشید عقب.روسری افتاد رو شونم.البته گره خورده افتاد رو شونم!!بعد آروم آروم دستشو میکرد تو موهام نازشون میکرد.دهنشو نزدیکه گوشم کردو تو گوشم نفس میکشید.یواش یواش حرف میزدو از طرفی دستشو برد زیر کمرم منو خوابوند زمین.همونطود خودشم خوابید روم.هنوز تو گوشم نفس میکشید.من تحریک شده بودم!سرشو آورد بالا پیشونیمو بوس کرد.بعد بترتیب چشامو بوسای ریز میکرد.رو دماغمو.لپامو.رسید به لبام.یکم نگام کرد بعدش لباشو گذاشت رو لبام.با تمام قدرت داشت میک میزد.ولی من هیچ حرکتی نمیکردم.لباشم نمیخوردم.فقط دراز کشیده بودم!با یه دستش گره روسریرو باز کردو پرتش کرد اونور.بعدش شروع کرد که گردنمو بخوره یهو نمیدونم چی شد گفتم علی بسه من نمیخوام.!تعجب کرد گفت قول میدم بهت خوش بگذزه نگران چیزی نباش.گفتم لیلا!!گفت اااااااااااااه لیلا نمیفهمه!هیچی نگفتم چشاش یکم قرمز شده بود.با خشونت عجیبی نگام میکرد.یکم ترسیده بودم!گردنمو خور د رسید به سینه هام که سایزش 80.(همیشه تو مدرسه به اندامم حسودی میکردن.دوستم مریم همیشه میگه کاش من پسر بودمو تورو میگرفتم!!)بازم نمیخوام با جزییات بگم.بعد از اینکه مانتو شلوارمو در آورد.شلوار خودشم در اورد.با شرت بود.کیرش زیاد بزرگ نبود.ولی معلوم بود تحریک شده.چون به طرفه بالا اومده بود!!!!بگذریم شرتمم با اکراه من در آوردو باهام بازی میکرد.با جلوییم.با سوراخه پشتیم..ولی هربار بعد از این کاراش دوباره سینه هامو میخورد.انگار میخواست از فرصت استفاده کنه&#8230;!بگذرم بازم مثل اونروز کیرشو گذاشت توسوراخه پشتیم آروم فشار داد.یکم دردم اومد.بعدش یهویی همشو کرد تو من از درد یه جیغ بلندی کشیدم.گفت یواااااااااش الان همسایه ها میریزن اینجا.منم دیدم نمیتونم داد بکشم گریه کردم گفتم علی جونه لیلا درش بیار.با عصبانیت گفت جونه اونو قسم نده من کارمو میکنم.ولی تکونش نمیداد همونجوری انگار که مرض داشت نگهش داشته بود تو پشتم&#8230;.با گریه گفتم تروخدا دارم میسوزم قبلن اینجوری نبود.درد نداشت 2 روز پیش..!هیچی نگفت شروع کرد به تلمبه زدن.داشتم میمردم.که ارضا شد نامردی نکردو آبشو ریخت تو پشتم..من تا اونموقع دوبار ارضا شده بودم بعد از اینکه درش آورد با بیحالی دراز کشید کنارم اشکامو پاک کرد گفت ببخشید.هیچی نگفتمو با شدت بیشتری گریه کردم.گفت تروخدا ببخشید غلط کردم.!بازم هیچی نگفتم.اخلاقم اومده بود دستش.بالاخره دوسال با لیلا بود!!!!!بعدش یه دسمال کاغذی آوردو پاکم کرد لباسامو پوشیدمو اماده برگشتن شدیم..باورم نمیشد 2 ساعت اونجا بودم..لذت عجیبی بود انگار تخلیه شده بودمو بیماریهامو دور ریخته بودم.ولی هنوزم میترسیدم لیلا بفهمه.!علی تو راه نگه داشت یه رانی خرید گفت بخور جون بگیری(باخنده) مم گفتم نگه میدارم تو خونه میخورم زود باش راه بیفت که دیره.گفت اااااااای به چشم خواهرزن خودم!!!رسیدیم سره کوچه پیاده شدم خدافظی کردیم رفتم خونه.کسی خونه نبود&#8230;شب وقتی گوشیه لیلا زنگ خورد دیدم شماره علیه.جواب دادم گفتم لیلا دسشوییه صب کن الان میاد.گفت چشم عزیزه دلم&#8230;لیلا اومد گوشیو دادم بهش گفتم علیه.خودمم رفتم اتاقم تا بخوابم.نباید مشکوک رفتار میکردم..شب خوابیدم.چن هفته بعدش شد.علی دیگه نیومده بود جلو مدرسه&#8230;لیلا میگفت علی هفته بعد میخواد با خونوادش بیاد خواستگاریه رسمی.هرررری دلم ریخت.سر درد گرفتم ولی با آرامش بهش گفتم ایول.مبارکه عروس خانم&#8230;دیگه علی رو فراموش کرده بودم.شبش خوابیدم تو خواب دبدم بابام(وقتی چهارم ابتدایی بودم از دستش دادم)اومد و یه سیلیه محکم بهم زد.بهم گفت برای خودم متاسفم که همچین دختری دارم.از خواب پریدم میدونستم چرا اون سیلیو بهم زد.حقم بود!!فرداش تو کلاس همش به خواب دیشبم فکر میکردم.برگشتم خونه.به همه سلام کردم(2 تا داداشام.مامانم.لیلا)روزه تعطیلی بود که همشون خونه بودن..اون شب شبه لیله الرغایب بود.ینی شب آرزوهاااا&#8230;سر نماز کلی دعا کردم.توبه کردم.اشکام مثل سیل میریخت رو گونه هام.تو بهار خواب بودم کسی نبود که مزاحمم بشه..از بابام معذرتخواهی کردم.انقد گریه کردم که مطمئن شدم خدا بخشیدتم&#8230;از اون شب به بعد دیگه با هیشکی نبودم که بخوام سکس داشته باشم!!هفته ی بعدش که علی با داداشم دوباره حرف زد که بیاد واسه خواستگاری ولی داداشم قبول نکردو گفت اصلا.!لیلا اولش ناراحت بود ولی به طرزه خیلیییییییییی عجیبی علی و فراموش کردو همه یادگاریاشو پس داد و قسمش داد از زندگیش بره بیرون&#8230;علی حرفی راجع به من نزدو بعداز چن هفته که دید لیلا جوابشو نمیده گورشو گم کرد&#8230;منم تازگیا خواب دیدم که بابام داره میخنده و خوشحاله&#8230;از خدا واقعا ممنونم که علی واسه همیشه از زندگیمون رفت بیرون و لیلا هم هیچوقت چیزی از موضوعه منو علی نفهمید..بازم خدارو شکر میکنمو به همتون میگم:صدبار اگر توبه شکستی باز آی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175016</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل از صورت کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Jun 2019 06:56:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آلبالو]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[پسرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تشویقم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[شرمندم]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صداهایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسها]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[هرچیزی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سلام من سکسی مجید دانشجوی رشته کامپیوتر با 18 سال شاه کس سن از تهران هستم (asl plz !) من یه زندایی دارم که معلمه و خیلی کونی شاسی بلند و گوشششششششت . همین الان که دارم بهش فکر می کنم تا ماجرا جنده یادم بیاد از شق درد دارم میمیرم ! بگذریم ، من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سلام من سکسی مجید دانشجوی رشته کامپیوتر با 18</p>
<h3>سال شاه کس سن از تهران هستم (asl plz !) من یه</h3>
<p>زندایی دارم که معلمه و خیلی کونی شاسی بلند و گوشششششششت . همین الان که دارم بهش فکر می کنم تا</p>
<h4>ماجرا جنده یادم بیاد از شق درد دارم میمیرم ! بگذریم</h4>
<p>، من یه مدت بود ( پستون فکر کنم از دوران دبیرستان ) تو نخ این خانم خوشگل بودم و یادش</p>
<h5>بخیر چقدر کوس به یادش اون موقع ها می جقیدم .</h5>
<p>خیلی وقتا دیدش می زدم ولی با این کارا فقط و فقط حشر بیشتر می شد و مجبور می شدم دوباره به سکس داستان جق رو بیارم</p>
<h6>. برای کنکور من خونشون تلپ بودم برای ایران سکس اینکه سوالهام</h6>
<p>رو ازش بپرسم . راستی من یه دختر دایی 9 ساله هم دارم که مدرسه بغلی مامانش درس می خوند ( آخه زن داییم معلم پسرونه بود اونم از نوع ابتدایی ) داییم همم که صبح می رفت سر کار و شب میومد و من هم چون تو خونمون سکوت و آرامش کمتر حکم فرما بود ( به دلایلی ) مخ مامانم رو زدم که به دایی بگه که من برم اونجا و تازه اینجوری می تونم سوالهام رو هم از زن داییم بپرسم . انقدر مخ مامانم رو حوردم که گفت باشه و قرار شد من قردا صبح برم خونه دایی جونم ! اون شب هرچی کتاب کس شعر داشتم رو ورداشتم که صبح وقتی با بابام می خواستیم بچینیمشون تو ماشین بابام خندش گرفته بود .( خوب چی کار کنم می خواستم درس بخونم دیگه ! ) وقتی رسیدیم به خونه داییمینا فقط زن داییم خونه بود و اون هم مونده بود تا کلید رو به من بده و خودشم زود رفت مدرسه . من که بعد از تخلیه کتب درسی و غیر درسی از بابا خداحافظی کردم و اومدم تو رفتم سر یخچال و با یه ظرف آلبالو رفتم پای ماهواره ( خیر سرم دارم درس می خونم ) و زدم کانالهای مختلف که یهو به فکرم کانالهای -18 افتاد . بعد از یه سرچ جانانه رفتم روی کانال مورد علاقم یعنی Spice Platinum که اون موقع ها هنوز کارتی نشده بود ( ولی من هنوز هم اون رو نگاه می کنم ) بعد از حدود دیدن 5 سکس مختلف حشر داشت از چشام می زد بیرون که شروع کردم به تجسس توی اتاق خواب دایی و زن دایی جونم . بعد از گذشت زمانی کوتاه به کمد لباسها رسیدم و شروع کردم به دستمالی کردن لباسهای زیر زن دایی . دیگه داشتم دیونه می شدم که دیدم ساعت نزدیک 12 هست آخه زن داییم ساعت 12 تعطیل میشد . پاشدم و یه آبی به دست و صورتم زدم و با تلقین به خودم شهوتم رو پایین آوردم و رفتم پای درس و مشقم . ساعت 12:30 بود که زنگ زدم در رو باز کردم دیدم که زن دایی هست و داره از گرما هلاک میشه زود اومد تو و من رفتم براش یه لیوان آب خنک آوردم ، بعد از اینکه آب رو خورد شروع کرد به لخت شدن &#8230; نه بابا بهم فحش ندین داشت مانتوش رو در می آورد خوب نمی تونست که با مانتو و روسری جلوی من بشیه ! ( می تونست ؟ ) سارا (اسم زن دایی منه !) رفت تو اتاقش و لباساش رو عوض کرد اومد نشست رو مبل یه دامن پوشیده بود با یه تی شرت حدودا گشاد ، بعد از یک استراحت مختصر رفت سراغ درست کردن ناهار منم که طبق معمول تو نخش بودم . پیش خودم فکر کردم که چجوری می تونم بهش نزدیک بشم و بتونم خداقل دست مالیش کنم که یهو یه فکر خوب به سرم زد . من به علت درس خوندن و رفع اشکال از سارا رفته بودم اونجا خوب این بهترین راه نزدیک شدن بهش بود . من و سارا خیلی با هم خوب بودیم و اون خیلی من رو دوست داشت و به من احترام می گذاشت و من هم همین طور ولی خوب من تو فامیل یه پسر خوب و مودب هستم ( خواهش می کنم تشویقم نکنید ، شرمندم نکنید ) پس نمیشد برم بچسبم به خانم . رفتم تو آشپزحونه بعد از یکمی شوخی و صحبت و تشکر و پاچه خواری به خاطر رفتن به خونشون بهش گفتم زن دایی بعد از غذا وقت داری یکم با من ریاضی کار کنی ؟ که گفت باشه من هر کمکی که از دستم بر بیاد برات می کنم ریاضی که چیزی نیست ( همونجا می خواستم بهش بگم پس هرچه سریع تر پشت کن ببینم ! بئو خانم محترم ) منم بعد از تشکر رفتم تو چیدن میز غذا کمکش کنم . بعد از اومدن دختر داییم ناهارو زدیم تو عروغ و من رفتم پای درسام که بعد از حدودا یه 15 دقیقه سارا اومد پهلوم نشست و گفت کتابتو بده ببینم چی داره توش . منم کتاب رو بهش دادم و شروع کردم دید زدنش ولی کس کش هیچ جاش معلوم نبود با اون تریپ بچه مثبتیش مثلا می خواست جلوی من لباس چسب نپوشه ولی اون همیشه تو خونه لباساش تنگ و چسب بود ( به ما که رسید وا رسید ) ماجرا گذشت تا شب شد و بعد از خوردن شام من که خیلی خسته بودم می خواستم بخوابم که سارا جای من رو توی هال انداخت و خودشون هم به اتاقاشون رفتن و من هم تا سرم رو روی بالش گذاشتم خوابم برد . یهو از خواب پریدم دور و برم رو دیدم ساعت 1:10 بود می خواستم بخوابم که دیدم یه صداهایی می یاد ، گوش تیز کردم خوب شنیدم و فهمیدم که بله توی اتاق داییم اینا پارتی برگزاره . رفتم پشت در و فقط صدا میشنیدم . از صداها معلوم بود که سخت مشغول هستم من هم که داشت اعصابم خورد میشد رففتم و با هر بدبختی که بود خوابیدم صبح که پاشدم هیشکی خونه نبود ولی من هنوز از ماجرای دیشب اعصابم خورد بود بعد از خوردن صبحانه به خودم گفتم که من امروز باید سارا رو بکنم و به فکر و پیدا کردن راهی برای کردن این خانم با شخصیت فرو رفتم ولی مگه این مغز من به چیزی به جز کردن هم فکر می کرد . سارا اومد و مثل دیروز همچی گذشت تا سارا بعد ار شستن ظرفها رفت تو اطاقش استراحت کنه دختر داییم هم که چون آخر ترم بود و زمان امتحانا تو اتاقش مشغول درس خوندن بود . بعد از این که سارا رفت منم رفتم به اتاقش ، آروم وارد شدم ( اول ورود به خودم گفتم که مرگ یه بار شیون یه بار ) رو تخت خوابیده بود و به بغل آروم رفتم پشتش و منم خوابیدم کنارش و با ترس و لرز شروع کردم کیرم رو مالیدن به کون سارا جونم . کیرم رو انداخته بودم لای چاک کونش و مشغول بالا و پایین کردن بودم دستم هم برده بودم روی کسش و داشتم با کسش بازی می کردم سارا خواب بود که یهو از خواب پرید و &#8230; وقتی منو تو اون وضعیت دید با ناراحتی بهم نگاه کرد که منم پاچه خواری رو شروع کردم ( آخه کاره دیگه ای نمی تونستم بکنم ) و گفتم که دوست دارم و به سکس با تو خیلی نیاز دارم و این جریان بین من و خودت باقی می مونه و از این حرفا حدود نیم ساعتی رو مخش بودم که با اکراه گفت باشه و من شروع کردم رفتم تو لباش و حالا بخور کی نخور یکم که لب گرفتم دیدم<br />
که نه بابا این هنوز حشرش پایینه و فاز نمیده رفتم سراغ لاله گوشش و با زبون زدن بهش احساس کردم که ریتم نفساش عوض شد دوباره رفتم رو لباش و شروع کردم لبای داغی داشت و خوب هم جواب کارای منو می داد در همین حین دستم رو بردم تو پیرهنش و شروع کردم با سینه هاش بازی کردن ، یه چند دقیقه ای مشغول بودم یهو یاد دختر داییم افتادم رفتم در رو از تو قفل کردم اومدم با خیال راحت دوباره مشغول شدم ، پیرهنش رو در آوردم و از رو سوتین شروع کردم خوردن سینه هاش خودش سوتین رو باز کرد و سر منو به سینش فشار داد ( انگار خودشم حشرش زده بود بالا ) و منم که از خدا خواسته شروع کردم خوردن و گاز گرفتن سینه هاش صداش کل اتاق رو گرفته بود ، دیدم خیلی داره جیغ جیغ میکنه گفته ساکت باش الان دخترت میاد تو گفت باشه و آروم تر آه و اوه می کرد من دوباره رفتم رو لبش بعد دو سه حرکت رفتم پایین و دامنش رو کشیدم پایین و از رو شرت شروع کردم لیس زدن کس خانم خیلی خوشش می اومد شرتش رو در آوردم و چی می دیدم یعنی باورم نمی شد که من به این موفقیت دست یافتم ( خوب دیگه ما اینیم ! ) اول با دست روش می کشیدم و نازش می کردم مثل هلو بود و خیلی خیس با لبام بوسش می کردم ( کس خانم رو ) و با زبون شروع کردم لیس زدنش طعم جالبی نداشت یا شایدم که من خوشم نیومد ولی چیز توپ بود چیزی بود که من خیلی وقت بود تو کفش بودم زبونم رو انداختم لای کسش و هی فشار می دادم تو ، بعدش با کلتوریس بازی کردم و هی زبونش می زدم که خیلی حال می کرد از رفتاراش معلوم بود بعد این که کس خوری ما تموم شد یعنی بهتره بگم خودش تمومش کرد منو از رو خودش انداخت پایین و شروع کرد مثل وحشی ها شلوار منو در بیاره داشت منو بگا میداد خودم لباسم رو در آوردم و فقط موند شورتم که اونم سارا امونش نداد و سریع درش آورد کس کش شرته گیر کرد به کیرم و خیلی دردم اومد ولی بعدش خوب بود چون سارا کیر منو تا دسته یهو کرد تو دهنش که با یه عق جانانه اونو پس زد . خندم گرفته بود گفتم چی کار می کنی ؟ گفت برای داییت همیشه این کارو می کنم ولی چون کیر تو از اون بزرگتره این جوری شده یه لب ازش گرفتم و دوباره کیرم رو سپردم بهش . خیلی جالب ساک میزد کارایی می کرد که خیلی بهم حال می داد . این ماجرا حدود 10 دقیقه ادامه داشت که دیدم اگه این دو تا میک دیگه بزنه کارم تمومه و سریع کیرم رو از دهنش کشیدم بیرون که یهو دهنش یه صدای باحال داد که از خنده روده بر شدم . با کمر خوابوندمش لبه تخت و یه کم با کسش بازی کردم که گفت بکن دیگه دارم میمیرم با شنیدن این حرف خیلی حال کردم اونی که من این همه تو فکرش بودم بهم می گفت منو بکن ! ( حسودی نکن ! ) خواستم برم کاندوم بیارم که گفت نه اونجوری حال نمیده بدون کاندوم بکن فقط بپا توش نریزی ، گفتم چشم و کیرم رو یه تف زدم و گذاشتم در کس خانم و آروم هل دادم تو ووووووی چه حالی میداد آروم تا دسته کردم تو که دیدم قرمز کرده گفتم چیزی شده بدبخت نفسش بند اومده بود نفسش که جا اومد گفت احمق من که گفتم کیر تو از داییت بزرگتره من بهش عادت ندارم ( از این به بعد عادت می کنی ! ) تو هم یهو تا دسته کردی تو شانس آوردم دادم هوا نرفت . من شروع کردم تلنبه زدن وای که چه حالی می داد ، یه 5 دقیقه ای تلم ردم دیدم جون تو تنم نمونده خودشم فهمیده بود من خودم رو کشیدم عقب و کیرم رو در آوردم و گرفتم رو تخت خوابیدم سارا هم اومد نشست رو کیرم و شروع کرد به بالا و پایین پریدن وای سینه هاش می پریدن اینور می پریدن اونور هی خودشو می چرخوند وای کیرم رو انگار کردم تو یه چیزی که ویبراتور داره یه کم هم اینجوری بودیم دیدم طفلی نا نداره بهش گفتم پاشو مدل سگی می خوام بکنمت رفت رو زمین و سگی نشست منم رففتم از پشت و کیرم رو تا دسته چپوندم تو کس سارا جونم ، کیرم رو تا آخر در می آوردم و تا دسته می کردم تو یهو سارا گفت می خوای تخماتم بکن تو کسم که گفتم نه همین جوری خوبه آخه راست می گفت کم مونده بود من تخمام رو هم بکنم تو کسش موقع تلم زدن یهو چشمم افتاد به سوراخ کونش و شروع کردم باهاش ور رفتن که یهو گفت با پشتم کاری نداشته باش گفتم اصل ماجرا که هنوز مونده گفت بچه جون من به داییت کون ندادم اون موقع تو می خوام منو از مون بکنی ؟ گفتم بالاخره هرچیزی اولی و شروعی داره منم کون شما رو افتتاح می کنم که گفت نه و هیچ جوری نتونستم راضیش کنم ولی برای دفعه اول سکسم با سارا تا همین جاشم پیش روی خوب بود . سرعتم رو زیاد کردم و موقعی که کیرم رو می کردم یه صدا میداد که من عاشق این صدا هستم دیگه داشت آبم میومد که به سارا گفتم ، گفت بریز زوی سینم سریع برگشت و منم شروع کردم جق زدن و تو لحظه آخر سر کیرم رو گرفتم به طرف صورتش و 3 &#8211; 2 -1 &#8211; آتش ! ضرب اول آبم پاشید روی لبش و بقیش هم ریخت روی سینه و شکمش . چشاش رو انقدر باز کرده بود که فکر نکنم کسش انقدر باز شده بود ازش معذرت خواهی کردم و بوسیدمش . « سارا جون مرسی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174619</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم چشم بادومی خوب کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 May 2019 08:10:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازخجالت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوار]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونجات]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اینجانب]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باسینه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاپایین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چهارده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرجوابش]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[نخندید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یهدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مدرسه بود و برادر کوچیکه فیلم سکسی منم کلاس چهارم ابتدایی بود. منم حدودا چهارده سالم بود یه روز که داداش بزرگم رفته بود مدرسه داداش کوچیکه سکسی منم رفته بود دبستان. من مونده بودمو شاه کس مامانموخواهر کوچیکم. یادمه خواهرم یه یکی دوماهه بود که من تو این فکر بودم که کونی بچه از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>مدرسه بود و برادر کوچیکه فیلم سکسی منم کلاس چهارم ابتدایی بود. منم</h2>
<p>حدودا چهارده سالم بود یه روز که داداش بزرگم رفته بود مدرسه داداش کوچیکه سکسی منم رفته بود دبستان. من مونده</p>
<h3>بودمو شاه کس مامانموخواهر کوچیکم. یادمه خواهرم یه یکی دوماهه بود که</h3>
<p>من تو این فکر بودم که کونی بچه از کون مادر در میاد یا نه. خیلی دراین مورد فکر میکردم خلاصه</p>
<h4>سردر جنده نمی اوردمو بی خیال میشدم. یه روز صبح که</h4>
<p>از خواب بیدار شدم دیدم مامانم پستون خوابیده (به من نخندید اون موقع بچه های تو سن من کمتر به این</p>
<h5>چیزا فکر کوس میکردن )مخصوصا تو خونه ما من کلا از</h5>
<p>اول منحرف بودم خلاصه داشتم میگفتم تازه از خواب بیدار شده بودم که چشمم به کون قنبل شده مامانم افتاد یواش یواش سکس داستان رفتم جلو اروم</p>
<h6>چسبوندم به مامانم. حس عجیبی داشتم نمیدونستم باید ایران سکس چکار کنم</h6>
<p>خلاصه فشارو بیشتر کردم دیدم واقعا ازدستم خارجه. آخر ترسیدم که مامانم بیدار بشه. رفتم دستشویی که وضع کیرمو ببینم. خلاصه وقتی از دستشویی اومدم حس کردم کیرم داره درد میگیره ویواش یواش دردش شدید شد و دیگه طاقتم تموم شد یواش یواش شروع کردم به ناله کردن که مامانم بیدار شد و گفت چی شده؟ من هم گفتم اونجام درد میکنه به خودم میپیچیدم. خلاصه گفت ببینم چی شده یه ذره خندش گرفته بود. خلاصه گفت اروم باش تا ببینم یواش یواش شلوارو شورت منو کشید پایینو دید کیرم رنگش شده قرمز و سیخ رفته بود هوا. گفت بچه من با این چه کار کنم؟ شروع کرد به فشار اوردن کیرم که من فریادم رفت آسمون. دید اینجوری نمیشه اروم اروم شروع کرد به دلداری دادن منو گفت خوب میشه گریه نکن! منم امیدوار شدم میخواستم اعتراف کنم که چه غلطی کردم که دیدم رفت از آشپزخانه کرم افسون آورد و شروع کرد به مالیدن کیر اینجانب. گفتم چیکار میکنی؟ گفت خفه شو تو بالا سرتو نگاه کنو حرف نزن به منم نگاه نکن! منم اروم شدمو بالا سرمو نگاه میکردمو بعضی وقتا زیرزیرکی مامانمو نگاه میکردم خلاصه کرمو مالید رو کیرمو شروع کرد مالیدن. مالیدومالید دید من اروم شدمو چشامو بستم. صدام کرد فکر کرد ازحال رفتم منم جوابشو دادمو گفت بد که نمیگذره؟ منم ازخجالت هیچی نگفتم. گفت دیگه درد نمیکنه؟ منم حس کردم دردش بهترشده گفتم دردش کم شده اونم گفت پس شلوارتو بکش بالا. منم تازه داشتم حال میکردم گفتم اخه ..یه ذره دیگه بمال. گفت دیگه بسه پرو میشی هر روز کارت میشه. این خلاصه شلوارمو دادم بالا و رفتم پیش مامانم دراز کشیدم. ازش در مورد درد کیرم سوال کردم وگفت بعدها خودت میفهمی. منم شروع کردم از رو لباس باسینه مامانم بازی کردن. البته چیزی نمیفهمیدم. خلاصه همین جور که باهم حرف میزدیم ازش خواستم به من ممه بده که با خنده گفت خاک تو سرت زشته بزرگ شدی! دید من اصرار میکنم یکی از سینهاشو دراورد و گفت بیا به تو تو بچگی شیر ندادم بیا بخور ولی چشاتو ببند منم ازرو ناچاری چشامو بستمو شروع کردم به خوردن. همین که داشتم سینههاشو میخوردم دوباره کیرم شروع کرد به راست شدن منم تو اون لحظه یه فکری به سرم زدو یواش یواش خودمو چسبوندم بهش. اروم اروم خودمو مالیدم بهش. دیدم چیزی نمیگه بعد بهم گفت دوباره درد میگیرها! بهش گفتم برام میمالی اول مخالفت کرد ولی دید دیگه چاره نداره گفت خیلی خوب شلوارتو بکش پایین منم کشیدمو اروم اروم کیرمو مالید. منم دستمو گذاشتم رو پهلو مامانمو یواش پیراهن یکسره مامانمو کشیدم بالا وفکر میکردم نمیفهمه درصورتیکه کاملا حواسش به من بود ولی چیزی نمیگفت خلاصه اینقدر کشیدم بالا که دستم یهدفعه خورد به شورتش حس کردم خودشو کشید به سمت منو کیرمو گذاشت لای پاهاش. بعد از یه مدت گفت بلند شو که من فکر کردم بازم میخواد ضدحال بزنه اعصابم داشت خورد میشد. یه لحظه تصمیم گرفتم که بپرم روشو حسابی بکنمش که دیدم به پشت خوابیدوگفت بیا روم منم کلی حال کردمو رفتم روش بعد از یه مدت سرکیرم میخورد به شورتشو اعصابمو خورد میکرد بهش گفتم اونم چون شاید حشری شده بودشرتشو تا زانو کشید پایینو منم شروع کردم بالا پایین کردن همینجور که بالاپایین میکردم یه دفعه سر کیرم رفت تویه جای گرمو تنگ یکدفعه خودشو جمع کردو گفت بکش بیرون پدرسگ! منم چون از هیچ جا خبر نداشتمو نمیدونستم اصلا چی شده ترسیدمو ازجام پریدم گفتم چی شد؟! گفت فقط بزار لای پام. منم گذاشتم لای پاهاشو شروع کردم به تلمبه زدن خلاصه بعد از چند دقیقه حس کردم تمام ماهیچه هام دارن منفجر میشن گفتم مامان چرا دارم اینجوری میشم دیگه منتظرجوابش نشدم خودمو گم کرده بودم که این چیه از سر کیرم با فشار داره میزنه بیرون که بیحال شدمو افتادم رومامانم وقتی به حال اومدم دیدم داره منو صدا میزنه و یه لیوان شربت که بوی بیشتر گلاب میداد بهم خوروند و بعد گفت چطوری دیگه اونجات درد نمیکنه؟ منم تازه سرحال شده بودم وگفتم نه ولی اون چی بود ازم ریخت روت اونم با خنده گفت بعدا خودت میفهمی این تنها سکسی بود که با مادرم داشتم و دیگه تکرار نشد امیدوارم از خاطره من خوشتون اومده باشه ممنون		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174103</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فیلمی دیگر از جنده خانوم وحشت ناک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2019 06:19:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[‫اولین]]></category>
		<category><![CDATA[‫اونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواست‬]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستمون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستش‌]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخِ]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاس]]></category>
		<category><![CDATA[‫همیشه]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[وتقریبا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی ‫اسم من آرش است. من و شاه کس افشین همسن بودیم و اون تابستون هر دو پازده ساله شده بودیم و تازه بالغ کونی شده بودیم‬ . ‫در ضمن از اول ابتدایی همکلاس هم بودیم و چند سالی می جنده شد که دوستی ما گرم تر از سابق شده بود یک‬ ‫روز با افشین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی ‫اسم من آرش است. من</p>
<h3>و شاه کس افشین همسن بودیم و اون تابستون هر دو پازده</h3>
<p>ساله شده بودیم و تازه بالغ کونی شده بودیم‬ . ‫در ضمن از اول ابتدایی همکلاس هم بودیم و چند سالی</p>
<h4>می جنده شد که دوستی ما گرم تر از سابق شده</h4>
<p>بود یک‬ ‫روز با افشین از پستون مدرسه که تعطیل شدیم رفتیم به باغ هایی که در چند کیلو متری خونه</p>
<h5>هامون بود کوس من با افشین‬ ‫تنها در باغ پرسه می</h5>
<p>زدیم و از داستان های عشقی که قب ً شنیده بودیم برای هم می گفتیم بیشتر از پسر بچه‬ ‫هایی که توانسته سکس داستان بودن با یک</p>
<h6>پسر دیگر سکس بکنن حرف می زدیم و ایران سکس در مورد</h6>
<p>پسر هایی که احتما ً با هم‬ سکس دو نفره داشتن وتقریباً همه وقت با هم می گشتن و با هم دعوا نمی کردند. البته من از همومن اول دلم می‬ ‫خواست ما هم با هم سکس داشته باشیم ولی جرات اینکه به او بگم و او راضی نباشه منو حسابی می ترسند،‬ ‫شاید اون هم همین فکرو داشت. هر دوی ما شق کرده بودیم و دستمون روی کیرمون گذاشته بودیم کم کم‬ ‫شروع کردیم جلق خشکه زدن بعد کیرمون جلو هم در آوردیم و باز ادامه دادیم کنار هم ایستاده بودیم افشین‬ ‫گفت بیا برای هم جلق بزنیم من هم منتظر همین فرصت بودم وکیر افشین را تو دستم گرفتم کیر افشین یک‬ ‫کمی از کیر من کوچکتر بود افشین هم کیر منو دست گرفت من سرتاپای لذت شده بودم از دست های افشین‬ ‫که داشت برام جلق می زد تا حالا اینقدر لذت نبرده بودم دست هایمون را با آب دهنمون خیس کردیم و برای‬ ‫هم بالا وپایین می کردیم که ناگهان آب من اومد من خودم را کنار کشیدم و افشین چند دقیقه ی دیگر برای‬ ‫خودش جلق زد تا آبش آمد. دیگر هر وقت باهم تفریح می رفتیم و تنها می شدیم سریع کیرمون را در می‬ آوردیم و برای هم جلق می زدیم. ‬ ‫همیشه هم من زودتر از افشین آبم می آمد وبعد از چند دقیقه که من و افشین ادامه می دادیم آب اون هم می آمد.‬ ‫یک روز سر کلاس کنار هم که نشسته بودیم و حسابی هم تو کف بودیم دست روی رون هم گذاشتیم و حسابی‬ ‫شق کرده بودیم و داشتیم زیر رون هم را لمس می کردیم بعد از تمام شدن کلاس رفتیم به سمت سرویس تا‬ ‫اونجا دستامون نوبتی به باسن هم می خود ودر مورد سکس دو نفره حرف می زدیم وقرار گذاشتیم ما هم‬ ‫همدیگر و بکنیم بعد تو یک کوچه خلوت همدیگر و نوبتی از عقب بغل کردیم. چه حسی جالبی داشت کیر‬ سفت شده افشین را روی لمبه های خودم حس می کردم.بعد کیرم را روی لمبه های اسفنجی اون فشار می داد.‬ ‫سوار ماشین شدیم و به سمت خونه آمدیم تو راه قرار گذاشتیم ساعت دوعصر باهم برویم توی باغ وهمدیگر را‬ ‫بکنیم. افشین دو کوچه زودتر از من پیاده شد از وقتی که من رسیدم خانه تا وقتی نهار خوردم وساعت دو شد‬ ‫کیرم شق ایستاده بود حتی می خواستم برم جای خلوتی جلق بزنم ولی به عشق کون افشین صبر کردم تا‬ ‫ساعت دو شد. زنگ خونه ما به صدا در امد من سریع رفتم پشت در افشین اومده بود دنبالم باهم رفتیم به سمت‬ ‫باغ تو راه من گفتم بیضه هام درد می کند افشین هم مثل من شده بود از شق درد بیضه درد گرفته بود به اولین‬ ‫جای پناه که رسیدیم شروع کردیم باهم ور رفتن سریع شلوار هامون را پایین کشیدیم کون هم دیگر را مالش‬ دادیم بعد نوبتی کیرمون را‬ ‫در کون همدیگر کشیدیم افشین گفت زود باش شروع کنیم بعد گفت کی اول می خوابه من گفتم تو آخه اون یکم‬ ‫ناقلا بود گفتم آبش که اومد نمی گذارد که من بکنمش ولی به انصاف خودم شک نداشتم. افشین چهار زانو شد‬ ‫من کیرم را خیس کردم گذاشتم در کونش یک فشار دادم ناله اش رفت به آسمون بعد خود را به بغل انداخت‬ ‫گفت آخ&#8230; پاره شدم&#8230; یک دقیقه بعد دوباره چهار زانو شد برای بار دوم با فشار های کمی کیرم را فرستادم‬ ‫داخل سفت وتنگ بود بعد از چند دقیقه آبم رخت داخلش. بعد نوبت اون شد من چهار زانو شدم افشین سوراخ‬ ‫کون من و کیرش با آب دهان خیس کرد کیرش را گذاشت در کون من وبه داخل فشار داد درد خیلی زیادی‬ ‫حس کردم خودم را جلو کشیدم گفتم آخ &#8230;داخل نمی ره&#8230; پاره میشه&#8230; گفت بخواب در کونت مالش می دهم و‬ ‫آنقدر در کون من مالش داد تا آبش آمد ولی لذتی که می خواستیم نبردیم وهردو درد کشیده بودیم افشین گفت‬ ‫راستش بار دوم کیرت رفت لای پام که من داد نزدم قرار گذاشتیم دفعه دیگر هر جوری شده بکنیم تو کون‬ ‫همدیگر و بعد از اون.هر دو مو های کون وکیر مون را هم می زدیم وبه علت درد تا مدت ها با لای لمبه ها‬ ‫ودر سوراخ کون هم حال می کردیم. یک روز خونه افشین خالی شده بود سریع به من زنگ زد من سریع رفتم‬ فورً لخت شدیم اول افشین خوابید به طوری که کیرش را گذاشت روی دو تا بالشت کونش هم بالا قرار گرفت‬ ‫من حدود نیم ساعت کونش را با انگشت مالش دادم و با آب دهانم خیس خیس کردم انگشتام را دانه دانه توی‬ ‫کونش می کردم انگشت شستم که داخل کردم گفت کیرت است گفتم نه.داشت لذت می برد کیرم را خیس کردم‬ . گذاشتم در کونش و خوابیدم روی او. سریع و راحت رفت توی کونش‬ ‫باورم نمی شد. دستم از پشت کون خودم رسندم به کیرم و کون افشین هم لمس کردم دیدم کیر هیجده سانتی و‬ ‫کلفتم تا آخر توی کون افشین است از خوشحالی لذت می بردم چند دقیقه ای تلمبه زدم آبم ریختم توکون افشین.‬ ‫افشین هم داشت حسابی لذت می برد من هم دوست داشتم کیر هفده سانتی و کلفت افشین توی کونم برود. بلند‬ ‫شدم توی اتاق نگاه کردم چشمم به وازلین افتاد اون را برداشتم و زدم به سوراخ کونم و کمی مالش دادم به‬ ‫پشت خوابیدم به افشین گفتم انگشتت را بکن توی کونم. افشین انگشتش را کرد توی کونم خیلی حشری شده‬ ‫بودم و لذت می بردم دلم می خواست کیرش را بکنه توی کونم افشین آمد روی من خوابید . کیرش را گرفتم‬ ‫یواش یواش خودم کردم توی کونم خیلی لذت می بردم افشین گفت چهار زانو شو.کمی بلند و چهار زانو شدم. ‬ افشین شروع کرد به تلمبه زد و او همیشه آبش خیلی دیر می آمد کیرش را کشید بیرون‬ ‫دوباره راحت کرد داخل کونم. دوباره شروع به تلمبه زدن کرد. تلمبه زدن هاش تند و تند شد گفتم بریز تو‬ ‫کونم. بریز تو کونم. ولی افشین کیرش را بیرون کشید وآبش را ریخت بیرون و کیرش را با دستمال کاغذی‬ ‫پاک کرد‬ . بعد لباس هامون را پوشیدیم و با هم رفتیم تو خیابان به پرسه زدن‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173837</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 01:44:25 by W3 Total Cache
-->