<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ابتدای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:37:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ابتدای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ساک زدن کس همدیگه چیزی هستش که ما رو ها حشری میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%a7-%d8%ad/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%a7-%d8%ad/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 09:26:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بتوانم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برایتان]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشانی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دکترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[روزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[زمستان]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شباهتی]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[علاقمند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لحظاتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[متمرکز]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمانده]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[از همین ابتدای مطلب بگویم فیلم سکسی که این خاطره شباهتی با داستان و خاطراتی که اینجا می نویسند ندارد، حتی می توانم بگویم سکس به آن سکسی معنا در این نوشته رخ نمی دهد شاه کس اما چون با خودم در تعارض بودم به نظرم رسید اینجا بنویسم شاید بتوانم از کونی نظرات دوستان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>از همین ابتدای مطلب بگویم فیلم سکسی که این خاطره شباهتی با داستان</h2>
<p>و خاطراتی که اینجا می نویسند ندارد، حتی می توانم بگویم سکس به آن سکسی معنا در این نوشته رخ نمی</p>
<h3>دهد شاه کس اما چون با خودم در تعارض بودم به نظرم</h3>
<p>رسید اینجا بنویسم شاید بتوانم از کونی نظرات دوستان استفاده کنم. کمی از خودم بگویم: 29 ساله، اهل یکی از شهرهای</p>
<h4>آذربایجان جنده غربی دانشجوی دکترای یکی از دانشگاه های تهران و</h4>
<p>داستان نویس هستم. در خانواده ای پستون سنتی به دنیا آمدم و حدود ده سالی می شود که برای تحصیل در</p>
<h5>تهران هستم. کوس ظاهر معمولی اندام ریزنقش و استخوانی و لاغر</h5>
<p>دارم. بگذریم&#8230; ماجرایی که تعریف می کنم مربوط به اوایل ترم دوم این دوره است. زمستان سال 87. پیشتر با جنس مخالف سکس داستان رابطه داشتم اما</p>
<h6>همه در سطح دوستی های دانشگاهی صحبت و ایران سکس گپ و</h6>
<p>گفت و درددل های دوستانه بود و نه هیچ چیز دیگر. ترم دوم بود که یکی از دانشجویان سال بالایی به نام مهدی پیشنهاد آشنایی به من داد و من هم پذیرفتم. اهل یکی از استان های غربی کشور بود. اوایل همه چیز عادی و مثل روابط دوستانه قبلی رفاقتی ساده بود. مهدی برایم جالب و فردی دوست داشتنی بود. یکی دو ماهی گذشت، داشتم به او عادت می کردم و هر چند نمی خواستم وابسته شوم کار از دست من خارج شده و دلم را برده بود. تقریبا هر روز همدیگر را می دیدیم. بهار آمده بود و انگار هوا هم می طلبید کسی را بخواهی و کنارش باشی. هر روز عصر باهم از دانشگاه می آمدیم و تا وقتی که من برای رفتن به خوابگاه فرصت داشتم بیرون بودیم، قدم می زدیم، از همه چیز می گفتیم، می خندیدیم، در کوچه ها و خیابان های خلوت آواز می خواندیم، گاهی هم شیطنت می کردیم و زنگ خانه مردم را می زدیم و فرار می کردیم. سر به سر بچه کوچولوهای توی پارک می گذاشتیم ، ا لبته دورازچشم ما درانشان ،برایشا ن شکلک در می آوردیم. خوابگاه هر دو مان نزدیک پارک لاله بود. گاهی من و گاهی او شام درست می کردیم و می رفتیم پارک. مهدی همیشه کوکو می پخت آخر فقط همان را بلد بود و انصافاخوشمزه درست می کرد. روزهای خوبی بود حتی می توانم بگویم اولین بار بود که در عمرم به من خوش می گذشت. کم کم شروع کرد به گرفتن دست هایم. من بابعضی از دوستان جنس مخالفم گاهی دست می دهم و چون برایم سخت نبود دستم را از دستش در نمی آوردم، دست های گرمی داشت&#8230; بعد شروع کرد به نوازش کردن و در آغوش کشیدنم. می دانستم این آغاز راهی بود که آخرش به چیزی که نمی خواستم ختم می شد&#8230; سکس&#8230; هیچ وقت به آن فکر نکره بودم یعنی هرگز فرصتش را پیدا نکرده بودم و با توجه به خانواده ای سنتی که داشتم هیچ گاه برایم مطرح نشده بود&#8230; مقاومت می کردم اما او می خواست و نوازشم می کرد و چرا دروغ بگویم نوازش هایش را دوست داشتم وحتی خوشم می آمد که من هم اورا ببوسم وبغل کنم&#8230;صورتم، دست هایم، گونه هایم و پیشانی ام را اغلب می بوسید اما اولین بار که لب هایم را بوسید&#8230; داغ شدم. بوسه تند و سریعی بود اما تا همیشه یادم می ماند&#8230;. اول بار بود که کسی مرا می بوسید. یک بار رفتیم درکه. از ساعت2 تا 7 عصر فقط و فقط همدیگر را بوسیدیم.مثل قحطی زده ها پشت یک سنگ بزرگ&#8230; و اولین بار همان جا بود که اندامم را لمس کرد، همه تنم را، دستش که به بالا تنه ام رسید مانعش شدم و او هم قبول کرد. بعد از آن دیگر هر روز و هر روز همدیگر را می بوسیدیم. گاهی هم سینما می رفتیم&#8230; آخر هر دو در خوابگاه زندگی می کردیم و جایی نداشتیم که برویم و اوضاع مالی مهدی هم خوب نبود که خانه اجاره کند و این وضعیت خیلی ناراحتم می کرد که در خیابان دست همدیگر را می بوسیم یا می رویم درکه و دربند و چه می دانم هر کجا که خلوت بود&#8230;. هر شب که می رفتم خوابگاه سردرد شدیدی می گرفتم&#8230; احساس گناه می کردم، به قول یکی از دوستانم آن هیولای درونم بیدار شده بود و با تمام آموزه ها و اعتقاداتم در تضاد بود. وقتی نماز می خواندم از خودم خجالت می کشیدم که چطور با این اوضاع نماز هم می خوانم &#8230;. اما نمی دانم چرا نمی توانستم نماز نخوانم.اولین بار که سینه ام را نوازش داد در تاریکی سالن سینما فردوسی بود، فیلم چشمک بر پرده بود و دستهایش بود که از زیر مانتو لباس زیر آن سینه ام را لمس می کرد هم درد داشت و هم حس عجیبی بود. بعدها فهمیدم که داشتم لذت می بردم و خودم نمی دانستم یعنی این حس را نمی شناختم. البته ناگفته نماند که مهدی میل جنسی شدیدی داشت و همیشه این موضوع را می گفت. در طی یک سال رابطه ما همیشه اصرار به سکس داشت&#8230;. اما من هرگز نتوانستم&#8230; به شدت وابسته اش شده بودم می خواستمش نه به خاطر رابطه جسمی مان &#8230; نه واقعا به او علاقمند شده بودم فرد مستقلی بود و من دوستش داشتم. وادارم می کرد اندام جنسی اش را برایش آنقدر مالش بدهم تا ارضا بشود هر بار که همدیگر را می دیدیم مجبورم می کرد این کا را برایش بکنم.گاهی با چند نفر از دوستانش به خانه خانمی می رفتند و در آن یک سال رابطه ما با چند نفر خوابید و بعدش هم همه اش را برایم تعریف می کرد. اعصابم خرد می شد ،به هم می ریختم اما کاری از دستم بر نمی آمد و هنوز آمادگی سکس را پیدا نکرده بودم. نمی دانم شما هم به این نتیجه رسیده اید که در رابطه عاطفی میان دو نفر نباید به چیزی اصرار کرد تا خودش پیش بیاید. بوسیدن&#8230; نوازش&#8230; هماغوشی&#8230; همخوابگی&#8230;. هر گاه به وقت و در لحظه خود پدید آید رنگ واقعیت و اصالت می یابد. دوستان نظرشما چیست؟&#8230; القصه&#8230;. نمی خواستم از دستش بدهم اما خب کسی را هم به اجبار نمی توان در چهار چوب رابطه ای محدود کرد. مهدی تغییر کرده بود؛ برخورد های شدید و جنجالی با من داشت ، هر روز دعوا و بددهنی می کرد و هرچه دلش می خواست حواله ام می کرد. نمی دانم چرا هرگز نتوانستم حرف بد یا فحشی به او بگویم حتی یک بار&#8230; دلم نمی آمد. دیوانه اش بودم اما نمی دانم چرا چیزی مانعم می شد تا سکس داشته باشم در کل تمنایی به این کار نداشتم. هر دو خسته شده بودیم، روزهای سختی بود و مهدی بالاخره رابطه را در بدترین شرایط ممکن تمام کرد&#8230; در روزهایی که بیش از همیشه نیاز به حضورش داشتم تنهایم گداشت؛ خواهرم را از دست دادم، در یک تصادف از دنیا رفت. چه روزی بود روزی که زنگ زدند گفتند هر چه زودتر برگرد خانه، بدترین لحظه ها شبی بود که رفتم خانه و تمام راه مردم و زنده شدم، خدا برای دشمن کسی هم نخواهد چنان روزی را، وقتی رسیدم لاله (خواهرم) در کما بود و اولین چیزی که دیوانه وار به ذهنم رسید این بو<br />
د که او بی گناه کفاره گناه مرا داده است. چند ساعت بعد برای همیشه رفت. وقتی گذاشتندش توی قبر&#8230;. من باید جای او می بودم&#8230;.حدود یک سال از آن روزها می گذرد و یکی دو هفته دیگر سالگرد لاله است، شاید خنده تان بگیرد اما این فکر مثل خوره به جانم افتاده است و به قول صادق هدایت زخمی است که روحم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. گاهی مهدی را در دانشگاه می بینم ، من دیگر برایش وجود ندارم و بدتر اینکه من این را هنوز باور نکرده ام. نمی دانم شما هم چنین لحظاتی داشته اید؟که دیگر هیچ کاری از شما برنیاید &#8230;.. انگار فلج شده اید و نفسی برایتان نمانده است. عزیزی که زیر خاک رفت و چرا من به جای او نمردم و این گناه من دامن او را گرفت شاید هم دیوانه شده ام&#8230; شرایط بدی پیش آمد مشکلات تحصیلی آموزشی که هنوز هم ادامه دارد، نمره های پایین، معدل افتضاح، حواسی که دیگر بر هیچ کتابی متمرکز نیست و مردود شدن از آزمون جامع.حسابی سرتان را درد آوردم، ببخشید که طولانی شد و شبیه خاطره های دیگر نیست و ممنون از اینکه این مطلب را تحمل کردید . اینها را به هیچ مشاوری نتوانستم بگویم &#8230; تنها اینجا به نطرم رسید. دوست دارم نظرتان را درباره این جریان بدانم&#8230; نمی دانم چکار کنم و این خاطره ها ویرانم کرده اند. تردید و دودلی آزارم می دهد&#8230; کار درستی کردم؟ کار اشتباهی کردم؟ چه باید می کردم؟ منتظر خواندن نظرات شما دوستان عزیز می مانم .همیشه شاد باشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%a7-%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177693</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم از خوشگلی خودش حشری میشه و اون رو به اشتراک میزاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Nov 2019 08:06:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدروم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودممن]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تودستم]]></category>
		<category><![CDATA[توکونم]]></category>
		<category><![CDATA[جاااااان]]></category>
		<category><![CDATA[جاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دردسرتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستموبردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[فشارداد]]></category>
		<category><![CDATA[فکرمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کرددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمفردا]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وبرگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<category><![CDATA[ودستشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<category><![CDATA[ومیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ولی با خوندن چند تا فیلم سکسی از این داستانها که بعضیاش خوب بودن و بعضیام تخیلی گفتم منم بنویسم تا اظهار نظر هارو ارزیابی کنم.من 19 سکسی سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس اول شاه کس تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی از اداراته وتویکی از هتل های کونی بی ستاره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ولی با خوندن چند تا فیلم سکسی از این داستانها که بعضیاش خوب</h2>
<p>بودن و بعضیام تخیلی گفتم منم بنویسم تا اظهار نظر هارو ارزیابی کنم.من 19 سکسی سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس</p>
<h3>اول شاه کس تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی</h3>
<p>از اداراته وتویکی از هتل های کونی بی ستاره نزدیک حرم که از قبل رزرو شده بود ساکن شدیم. وای نمی</p>
<h4>دونید جنده چقدر مشهد تو اون فصل شلوغه . منم خیلی</h4>
<p>دلم میخواست بریم خرید و تفریح پستون ولی بابام ومامانم همش میخواستن برن حرم. البته منم چند باری باهاشون رفتم ولی</p>
<h5>یه بار کوس از بابام اجازه گرفتم که تنها برم بازاررضا</h5>
<p>. من خیلی از محیط های شلوغ اونجوری خوشم میومد.داشتم مغازه ها رونگاه میکردم که یه هو تواون شلوغی احساس کردم یکی سکس داستان بهم نزدیک شد</p>
<h6>ودستشو از پشت به من زد اما خیلی ایران سکس آروم این</h6>
<p>کارو کرد. من خیلی ترسیدم وبه خودم اومدم به خاطر همین زود رفتم تو یه مغازه ومشغول خریدن مهروسجاده شدم که اون مزاحمم بره . یه دفعه دیدم کنارمه ویواش دوباره خودشو به سمت من کج کرده وداره خودشو به من میماله البته به هوای دیدن ویترین مغازه، من هم خیلی ترسیده بودم واونم فهمیده بود که من خیلی ترسو هستم خلاصه دردسرتون ندم من تاخودموبه هتل رسوندم سه چهارمرتبه دیگه اذیتم کرد، بار آخرش که نزدیک هتل بودم یه دفعه احساس کردم دستشو چنان کرد لای پام که از ترس پریدم وبرگشتم یه نگاهی بهش کردم ،از ترس رنگم کاملا پریده بود همین که نگاش کردم با پررویی کامل گفت: جونننننننم. شهوتش میخواست چشاشو بترکونه.واردهتل که شدم رفتم تواتاقم و یه لیوان آب خوردم وپریدم روتختم. داشتم بهش فکرمیکردم که دستمو گذاشته بودم روی کونم ودیدم دارم خودمومیمالم..برای اولین بار داشتم باخودم حال میکردم. یواش یواش احساس کردم باید باخودم بیشترحال کنم ، لباسامو کامل درآوردم حسابی یه حالی باخودم کردم&#8230;..فردا صبح موقع نماز مامان وبابا که طبق معمول رفتند نماز ،من خواب بودم دیدم در اتاقمون دارن درمیزنن، فکر کردم مامان یا باباس، خواب آلوده پاشدم رفتم درو باز کردم وسریع برگشتم .نمیدونید ازبس گیج بودم واقعا نیگاه نکردم دررو اسه کی دارم باز میکنم.اومدم مثله یه جنازه افتادم روتخت که به جای مامان وبابا اون پسره بود( نگو نامرد کارمند همون هتل بوده واز اول منوزیر نظر داشته) به خصوصیات مظلوم وساکت بودنم هم پی برده بود.. یه دفعه دیدم اونم اومد روتختم، برگشتم ، وقتی دیدم اونه داشتم از ترس میمردم، نفسم داشت بند میومد، اونم مدام منودعوت به آرامش میکرد ومیگفت باهات کاری ندارم ، دست وپام به لرز اومده بودو هیچی نمیفهمیدم. یواش گفتم برو تو رو خدا میگفت باشه الان میرم فقط توآروم باش.. یکم آرومم کرد بعدشم آرومکی منو کرد.دیدم یواش یواش داره منو بغل میکنه واومد ازم لب گرفت وگردنمو داره میخوره وسینمو بادستاش گرفته بود،م داشت حالم عوض میشد ولی نگرانم بودم،من باشلوارک وتاپ بودم که درآوردنش واسش کاری نداشت. منم اصلا مقاومت نمیکردم فقط بش التماس میکردم که زود منو ول کنه &#8230; بهم گفت دختری؟ معلومم بود که دخترم خودشم میدونست ولی نمیدونم چرا پرسید. گفتم آره گفت پس اگه بهم ضد حال نزنی منم هوای همه چیزو دارم.شلوارکمو تانصفه درآورد ، دستشو کرد لای دوتا پام، منوچرخوند ، برگشتم سریع اومد بالام. من واسه اولین باربود که داشتم سکس میکردم اونم بازور .ابتدای کیرشو گذاشت روی سوراخم که منم حالی به حال شده بودم وباخودم گفتم اگه کسی هم بیاد بالاخره من که مقصر نیستم این بازور اومده. یکم کیرشو فشارداد از دردی که بهم وارد شد ناخودآگاه دستموبردم پشتم کیرشو گرفتم ، مثله یه دسته هاونگ سفت بود خودمو به تخت فشار دادم که کمتر کیرش بره تو . اونم گردنمو اونقدر میخورد که از گردنم تا بالای کونم خیس شده بود مثله اینکه یه بطری آب ریخته بود روم وقتی فهمید خیلی دردم میاد کیرشو گرفت تودستشو گفت زود بخورش، آورده بود جلودهنم منم امرشو اطاعت کردم یکم خوردمش اونم سینمو میمالیدواز جایی که من بادندونام ناشیانه کیرشو میخوردم بعد از یکئ دودقیقه از دهنم درآورد گفت بخواب ، خودمم حسابی حال کرده بودم خوابیدم اومدروم شروع کردبه مالوندن وخوردن من ،سرشو از گردنم آورد روسینه هام حسابی مک میزد، بعد اومد رو کسم وشروع کرد به خوردنش دیگه صدام یواش یواش داشت در میومدوآه وناله میکردم اونم فقط میگفت جوووووونم عجب کس وکونی داری عزیزم. تو یه چش بهم زدن دوباره منو چرخوندوشروع به خوردن کونم کرد وقتی داشت کونم رو میخورد دیگه تو فکر هیچی نبودم جز سکس .کیرشوگذاشت روی کونم یکم دیگه هم باآب دهنش خیس کرد ویواش یواش کرد تو. شروع کرد عقب جلو کردن . یه درد توام با حال رو داشتم تجربه میکردم. هر دفعه که کیرشو عقب جلو میکرد سینه هاموبیشتر فشار میدادومیمالید تا اینکه دیدم همزمان هم داره به سرعت عقب جلو میکنه وهم سینه هاموحسابی میماله وهم گردنمو محکم داره مک میزنه ، میگفت: عجب کون سفیدی، جاااااان. صداش کاملا دورگه بود وداشت ارضا میشد که کیرشو از کونم درآورد دوباره آورد جلودهنم گفت بجُم دیگه بخورش . اومدم بخورم گفت تخمام آروم بخور ، داشتم تخماشو نوش جان میکردم گفت دستتو بیار بالا(جلودهنش) دستم بردم تُف کرد تودستم گفت کیرمو بمال. منم انجام وظیفه میکردم بعدش جاشونو عوض فرمودندو گفتند خب حالا کیرموبخور ، تخمامو بمال، خودشم شروع به مالیدن سینه هام کردودستشو از روی پشتم برد تا روی کونم ویواش دوتا از انگشتاشو فشار داد توکونم ، هینجور که کونمو با انگشتاش داشت سرویس میکرد منو چرخوندو بادست دیگش تا نصفه انگشتش کرد تو جلوم. دوباره ترسیدم زود فهمید گفت نگران نباش مواظب همه چی هستم .پنج دقیقه با کس وکونم حال کرد وبعدشم دوباره کیرشو به هردوشون مالید ودوباره هوس کون فرمود. کیرشو چنان تا ته میکردتوکونم که تخماش قشنگ دم کونم رو نوازش میکرد.خیلی حال کرده بودم ودیگه نمیخواستم ولم کنه که یهو چنان کشید بیرون که میخواستم مثله یه جوراب که دستتو میکنی توش وراسته یا چپ میکنیش ،داشتم چپه میشدم همه آبشو خالی کرد روپشتم و اولین باری بود که ارضا شدن یه مرد رو دیدم بعدشم یه بوسم کردو زود خودشو جمع وجور کرد و رفت&#8230;.من از این قضیه به هیچ کس ،هیچ وقت وهیچ چی نگفتم&#8230; ولی تا سه روز دیگه که مشهد بودیم هرصبح از مامان و بابا زود تر پا میشدم ومیرفتم باهاشون حرم<br />
ودیگه اونو ندیدم ، الان فکر میکنم خیلی دلم واسش تنگ شده&#8230;.ببخشید خیلی پرحرفی کردم، موفق باشید &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177199</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن خونه با خدمتکار خونه به شوهرش خیانت میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2019 08:49:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[ابمیوه]]></category>
		<category><![CDATA[اشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نداشتیم اما کم کم وقتی فیلم سکسی در خلوت قرار میگرفتیم هوس حال کردن با همدیگه میزد به سرمون. تا اینکه اون روز خاص رسید&#8221;ساعت 6عصراز تمرین سکسی بر میگشتیم گفتمم سعید جان بیا خونه شاه کس ما یه ابمیوه بخوریم لبعد برو خونه قبول کرد چون خونمون کسی نبوددر همان لحظه کونی اول حضورمون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نداشتیم اما کم کم وقتی فیلم سکسی در خلوت قرار میگرفتیم هوس حال</h2>
<p>کردن با همدیگه میزد به سرمون. تا اینکه اون روز خاص رسید&#8221;ساعت 6عصراز تمرین سکسی بر میگشتیم گفتمم سعید جان بیا</p>
<h3>خونه شاه کس ما یه ابمیوه بخوریم لبعد برو خونه قبول کرد</h3>
<p>چون خونمون کسی نبوددر همان لحظه کونی اول حضورمون فکر سکس افتادیم لباسمو که در اوردم سعید با یه شوخی عادی</p>
<h4>یه جنده لب ازم گرفت منم لبمو رو لبش نگه داشتم</h4>
<p>همونجور ایستاده وسط اتاق&#8221;دست خودمو از پستون پایین اوردم رو قارچ کونش و فشار میدادم&#8221;خیلی لذت برد&#8221;بغلم کردوکشان کشان برد تو</p>
<h5>اتاق خواب کوس خونه ما شلوارمو کشید پایین و کیرمو گرفت</h5>
<p>دستش و شروع کردبه لیسیدن&#8221;منم شهوت وجودمو گرفته بود هولش دادم زمین کنار تخت کرم داروگر سرمیز بود مالیدم سر کیرم یه سکس داستان مقدار زیاد هم</p>
<h6>مالیدم لب سوراخ کون سعید همین کیرمو گذاشتم ایران سکس لب سوراخش</h6>
<p>فشار دادم جیغ کشید اما تا ته رفت تو نمیگفت در بیار نم نم میگفت جان جان جان تا ته بکن تند تند بکن منم اینقدر سریع میکردم که ابم پاشید داخل نگه داشتم گفت بده یه کم بخورم گذاشتم دهنش میخوردو می گفت من دیگه مال تو شدم&#8221;بعدش یه مقدار از ابمیوه که مانده بود خورد وتشکر کرد ورفت&#8221;بعدازاون ما نزدیک 50بار دیگه با هم لواط کردیم که دیگه این دفعات اخریش اینقدر سوراخ کونش گشاد شده بود که بدون کرم راحت میرفت البته ناگفته نمونه خودم هم به سعید چندبار کون دادم روز خوش</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2414</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی دو دستی بیس بال بازی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Sep 2019 01:02:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دوستام دنباله کردنم بودن تا فیلم سکسی یک روز قلدر کلاس که اسمش علی اقا جاویدان بود یک انگشت کرد تو کونم ولی چون زورم بهش نمیرسید سکسی نتونستم جوابش رو بدم تا اینکه یک شاه کس روز که ورزش داشتیم من رفتم اب خوری اب بخورم که دیدم اونم دنبالم امد کونی و از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دوستام دنباله کردنم بودن تا فیلم سکسی یک روز قلدر کلاس که اسمش</h2>
<p>علی اقا جاویدان بود یک انگشت کرد تو کونم ولی چون زورم بهش نمیرسید سکسی نتونستم جوابش رو بدم تا اینکه</p>
<h3>یک شاه کس روز که ورزش داشتیم من رفتم اب خوری اب</h3>
<p>بخورم که دیدم اونم دنبالم امد کونی و از پشت بهم چسبید منم زود برگشتم و یک فحش بهش دادم که</p>
<h4>زد جنده تو گوشم گفت برگرد کهیک دفعه یکی از بچه</h4>
<p>های کلاس امد اون دیگه نتونست پستون کاری بکنه.گذشت تا یک روز که داشتم میرفتم خونه که یهو دیدم این علی</p>
<h5>اقا جاویدان کوس که سر راهم وایساده من زوددویدم از یک</h5>
<p>کوچه دیگه برم که دنبالم افتاد وبعد از چند دقیقه منو گرفت و من گریم گرفته بود که دیدم گفت کاریت ندارم سکس داستان فقط میخوام باهات</p>
<h6>حرف بزنم خیلی خسته بودم همون جا نشستم ایران سکس که دیدم</h6>
<p>اونم نشست کنارم گفت که میخوام با هم دوست بشیم منم حرفاش رو باور نکردم بعد گفت که میخواد تو کلاس نذاره که کسی برای من گردن کلفتی کنه خلاصه مخم رو زد بعد رسیدم دم در خونه ما من تو پارکینگ یک فوتبال دستی داشتم که بهش گفتم بیاد با هم بازی کنیم اونم امد.بعد از چند روز من چون با اون تو مدرسه میگشتم دیگه کسی جرات نداشت بهم حرفی بزنه اونم هر روز میومد خونه ما فوتبال دستی بازی میکردیم.یک روز بهم گفت که که بازی کنیم هرکی باخت اون یکی رو سواری بده منم قبول کردم بار اول من بردم و اون منو سواری داد ولی بار دوم بهش باختم من که خم شدم تا سوار بشه دیدم چسبید به کونم و شروع کرد به حال کردن من خودم رو کنار کشیدم که دیدم به خواهش کردن افتاد و این که منو اون باهم دوست هستم ولی من قبول نکردم اونم رفت من شب وقتی که میخواستم بخوابم با کیرم ور رفتم که دیدم چه حالی میده بعد دستم رو به کونم میمالیدم که دیدم حالش بیشتر شد چند شب تکرار کردم تا اینکه عادت کردم یک روز دیگه که با علی جاویدان از مدرسه امدیم بیرون گفتم بریم فوتبال دستی بازی کنیم اون قبول کرد رفتیم من گفتم که هرکی باخت به اون یکی سواری بده.باز من بردم اون که خم شد من چسبیدم به کونش که زود کنار رفت و بهم فحش داد من گفتم که من حاظرم بهش کون بدم ولی اون هم بده که قبول نکرد من که اسرار کردم گفت باشه ولی اول من میکنم منم گفتم باشه بعد شلوارم رو دراوردم کونم کیر کوچیکش رو بیرون اورد چسبید به کونم داشت لاپای میزد من دیدم هس خوبی داره شروع کردم با کیرم ور رفتن بعد شش یا هفت دقیقه ارضا شدیم بعد از اون رو تا الان که سی سال دارم به افراد مختلف کون دادم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176353</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زیاد حرف نزن ااا کن  میخوام بزارم تو دهنت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%86%d8%b2%d9%86-%d8%a7%d8%a7%d8%a7-%da%a9%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%86%d8%b2%d9%86-%d8%a7%d8%a7%d8%a7-%da%a9%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Aug 2019 06:37:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازکنه]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارش]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خاله بگیر تا دخترای همسایه فیلم سکسی و همکار و &#8230; ولی این داستان یک چیز دیگه است .داستان از اینجا شروع می کنم که با یکی سکسی از دخترای فامیل(به اسم مستعار مریم)چند سالی شاه کس دوست بودم از اون دخترایی بود که اولش دهن من رو سرویس کرد تا بده کونی ولی بعدش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خاله بگیر تا دخترای همسایه فیلم سکسی و همکار و &#8230; ولی این</h2>
<p>داستان یک چیز دیگه است .داستان از اینجا شروع می کنم که با یکی سکسی از دخترای فامیل(به اسم مستعار مریم)چند</p>
<h3>سالی شاه کس دوست بودم از اون دخترایی بود که اولش دهن</h3>
<p>من رو سرویس کرد تا بده کونی ولی بعدش رام من شد هرجا بگید من با اون سکس داشتم خیلی حشری</p>
<h4>بودمخصوصاً جنده وقتی مشروب می خورد که دیگه وحشت ناک می</h4>
<p>شد. از خودم هم بگم خیلی پستون معمولیم ولی خوب بخاطر کارم که فروش هست خیلی حراف با روابط عمومی خیلی</p>
<h5>قوی(کارشناس ارشد کوس MBA)، خلاصه از مریم گفتم ما چند سالی</h5>
<p>با هم بودیم بعد فاصله ای افتاد بین من و مریم ولی جسته گریخته سکس داشتیم تا زمانی که من داشتم برای سکس داستان مراسم ازدواجم حاضر</p>
<h6>می شدم ، تلفنی با هم در تماس ایران سکس بودیم که</h6>
<p>می گفت باید آخرین سکس رو باهم داشته باشیم تا تو زن نگرفتی و از این حرفا که من همیشه به مسخره می گفتم زن گرفتم ایدز که نگرفتم&#8230;خلاصه هر کار کردیم تواین مدت نشد که بشه با هم باشیم. تا شب عروسیمعروسیم تو یک باغ تو کرج بود که خیلی باغ بزرگی بودخود من که دوماد بودم ته مست و پاتیل بودم ، وسط رقص تو سن رقص این خانم هی خودشو به من می مالوند، با اینکه خیلی مست بودم چند بار بهش گفتم که نکن من رو همه دارن نگاه می کنن ولی اون حس زنونگی (حسودی یا شهوت) نفهمدیم که کدومش بود. من خودمو جمع جور کردم و رفتم نشستم ولی همش داشتم به مریم فکر می کردم به لحظه لحظه سکس هامون چون تو فامیل بود ما سکس های هیجانی زیادی با هم داشتیم(تو مسافرت ها با وجود همه فامیل)، یک لحظه اولین سکس مون رو یادا آوری کردم که خیلی بچه بودیم خیلی حشری شده بودم از یک طرف هم داشتم فکر می کردم که لاشی تو زن گرفتی شب عروسیت داری با یکی لاس می زنی که یک هو برام SMS امود. SMS که باز کردم از مریم بود که نوشته بود خواهش می کنم بیا تو پارکنیگ(پارکینگ باغ ابتدای باغ سمت راست بود و یک زمین بزرگ و خاکی که دورش پر درخت و شمشاد بود) این جا رو بگم که اون باغ یک مامور نگهبان داشت به نام امیر که از اون لاتو لووت های قدر بود.که وظیفه داشت جلوی در ورودی و پارکینگ نزاره کسی مشروب بخوره و از این کارا ولی من سیبیل این آقا رو حوب چرب کرده بودم که خرم بود.من با کلی بدبختی که من گرمم شده و از این حرفا پیچوندم و رفتم طرف پارکینگ امیر اونجا بود گفتم من دارم می مشروب بخورم مواظب باش کسی نیاد دوباره شاباش دادم بهش و خلاصه رفتم سمت محوطه پارکینگ که موبایلم زنگ زد دیدم خودشه که بیا این طرف خلاصه پیداش کردم دیدم دره ماشین خودشون بازه نشسته روی صندلی راننده و سیگار می کشه. رسیدم بهش تو اون تاریکی با هر با پک زدن به سیگارش چشمای خومار و حشری شو می شد به وضوخ دید. یک لباس تنگ کوتاه طلایی زیبا هم تنش بود که اندام قشنگش شو جذاب تر می کرد . تا رسیدم به ماشین گفتم مریم اینجا اگه ما رو ببینن که آبرو برام نمی مونه از این حرفا ساکت بود. یک لحظه از جاش بلند شد و گفت خواهش می کنم و لب شو گذاست رو لب من تو همون لحظه اول با چشیدن لبش مزه و بازدم های گرم و طولانیش می شد فهمید که خیلی مسته من که می دونستم و قتی مست میشه غیر قابل کنترله چنه لحظه ای به لب گیری مشغول بودیم که گفتم اینجا ضایع است بریم یک جای دیگه گوچه اونجا یک حالت خرابه بود که جلوش ماشین پارک کرده بود و از تاریکی نمی شد جایی رو ببینی ،پیش خودم گفتم بهترین جاس برای کار.دست شو گرفتم و با دست دیگم دور کمرشو رفتیم پشت درختای قسمت خرابه چسبودمش به دیوار دستم از زیر لباس کوتاش خیلی راخت رسوندم به کسش که خیس خیس بود داشت دیونه می شد لبای من رو گاز می گرفت جوری که گفتم الان که باد کنه همه بعداً بفهمند، لبام نجات دادم و شروع کردم به کس مالی اینقدر خیس بود که انگشتم خیس خیس شده بود اون بیکار نبود زیپ شلواروم باز کرد تا کمربند من خواست بازکنه من نزاشتم گفتم دیگه اگه کسی بیاد نمی تونم جمع جور کنم ،تو اون حال خیلی فکر از ذهنم می گذشت که باعث شد به خودم بیام و هرچی خوره بودم بپره و لی از یک طرف خیلی خیلی حشری بودم تو این فکر را بودم که دیدیم بله کیرم تو دهن مریم و داره با ولع می خوره داشت آبم می امد بهش گفتم آب من داره می باد که سرعت ساک زدنشو بیشتر کرد و آب من با فشار زیاد ریخت تو دهنش چون چند وقتی بود بخاطر هیجان های شب عروسی وقت فکر کردن هم نداشتم چه برسه به سکس آب من خیلی زیاد بود فضای دهنش پر شده بود و کمی از آبم روی گردن و لباس ریخت بلندش کردم و گفتم من چکار کنم نمیشه الان سکس کنیم گفت با دست ،من هم نامردی نکردم انگشتم کردم تو دهن خودش خیس شد و شروع کردم بارش جق زدن بالا و پایین سریع روی چوجولشو دستمو می چرخوندم تا یک لحظه آه بلندی کشد و ارضاء شد داشت از سستی عظلات می افتاد که گرفتمش تو بغلم و چنتا لب گرفتم که مزره مشروب با آب خودم درهم بود تمام این داستان کمتر از 15 دقیقه طول کشید ولی برای من خیلی بیشتر طول کشیدخلاصه به اوضاع سرو سامون دادم خودم خودشو جمع جور کرئم یک لب خفنی گرفتم بو خودم سزیع رفتم به سمت سالن عروسی ، یک رب بعد مریم هم امو تو سالن من که شارژ شارژ بودم داشتم اون وسط با عروس می رقصیدم که چشم خورد به مریم یک بوس ریز برام فرستاد من هم با یک چشمک جوابش و دادمعزیزان این خاطره برای خودم که خیلی تجربه سکس داشتم با اینکه قسمت سکسیش خیلی زیاد نبود ولی یک چیز دیگه بود که لحظه به لحظه اون رو هیچ وقت فراموش نمی کنم.وقت همگی خوش امیدوارم که از خاطره من رازی باشد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%86%d8%b2%d9%86-%d8%a7%d8%a7%d8%a7-%da%a9%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2615</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سفید برفی جنده شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 May 2019 06:51:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمبا]]></category>
		<category><![CDATA[محتوای]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هامون با هم مماس شدهر فیلم سکسی قدر جلو تر رفتیمبیشتر تو هم فرو می رفتیممعمولا دیر به دیر تحریک میشماما دیروز بد جوری تحریک شده بودماندازه سکسی آلتم دو برابر شده بودکارم به اون شاه کس خانم که چندان هم زیبا نبود به جایی رسید کهبهش به طور منظم با قسمت کونی چپ بدنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هامون با هم مماس شدهر فیلم سکسی قدر جلو تر رفتیمبیشتر تو هم</h2>
<p>فرو می رفتیممعمولا دیر به دیر تحریک میشماما دیروز بد جوری تحریک شده بودماندازه سکسی آلتم دو برابر شده بودکارم به</p>
<h3>اون شاه کس خانم که چندان هم زیبا نبود به جایی رسید</h3>
<p>کهبهش به طور منظم با قسمت کونی چپ بدنم فشار می آوردمنهایتا به مجرد اینکه دست راستمو از زیر دست چپم</p>
<h4>روی جنده رونش گذاشتمبا فشار همه آنچه که در چنته داشتم</h4>
<p>ازم بیرون ریختبه طوری که برای پستون راحت خارج شدن اون همه آب منی از دست چپم کمک گرفتمبا هر فشار</p>
<h5>لذتی وصف کوس نشدنی مرا فرا می گرفتبه مجرد اینکه کل</h5>
<p>محتوای آب داخل آلتم خارج شدجمع و جور نشستم. </h6>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174105</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون دادن در کنار اتوبان</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 23:20:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانپارس]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میشدند]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کون دادن در کنار اتوبان اتوبان گی وقتی میخام داستان بنویسم نمیدونم سکس از کجا شروع کنم در مورد کی بنویسم و از کجا بنویسم در مورد کون دادن سکس و کون کردن مورد اینجاست خیلیا در مورد گی مینویسند بابا گی سکس چه بکنی چه نکنی منظورم چه سکس چه بکنی چه نکنی منظورم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کون دادن در کنار اتوبان اتوبان<br />
گی<br />
وقتی میخام داستان بنویسم نمیدونم سکس از کجا شروع کنم در مورد</h2>
<p>کی بنویسم و از کجا بنویسم<br />
در مورد کون دادن سکس و کون کردن<br />
مورد اینجاست خیلیا</p>
<h3>در مورد گی مینویسند<br />
بابا گی سکس چه بکنی چه نکنی منظورم چه</h3>
<p>سکس چه بکنی چه نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز</p>
<h4>فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه اتوبوس در</h4>
<p>کجا بنویسم<br />
در مورد کون دادن و کون کردن<br />
مورد اینجاست خیلیا در مورد گی مینویسند<br />
بابا گی چه بکنی چه سکس نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه اتوبوس در مسیر تهرانپارس سوار</p>
<h5>کون دادن در کنار اتوبان از کجا شروع کنم در فیلم سکسی مورد کی بنویسم و از کجا</h5>
<p>خیلیا در مورد گی مینویسند<br />
بابا گی چه سکس داستان بکنی چه نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی</p>
<h6>کون دادن در کنار اتوبان نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه</h6>
<p>نکنی منظورم چه فاعل یا مفعول باشی بازم گی هستی<br />
یه روز داخل ایستگاه اتوبوس در مسیر تهرانپارس سوار بی آر تی شدم ُ خیلی شلوغ بود و از طرفی یک پسر 17 ساله هم کنارم ایستاده بود و در همون شلوغی با کیرش ور رفتم ُ اولش نمیشد خیلی سریع بهش دست بزنم<br />
دو یا سه بار دستمو انگار متوجه نشدم به کیرش زدم<br />
هیچ عکس العملی از خودش نشون نداد و خیالم راحت شد و یواش یواش باهاش ور رفتم تا راست کرد ایستگاه وحیدیه پیاده شدم و بهش اشاره کردم اونم پیاده شد<br />
یکم و سریع باهم حرف زدیم و بهش گفتم اهل حالی اونم چراغ سبز و نشون داد و از طرفی هوا هم داشت تاریک میشد و من مکانی هم برای رابطه نداشتم<br />
یک آن به ذهنم خطور کرد که کجا خلوته که بشه راحت و بدون هیچ مزاحمی حال کرد<br />
مسیر و برگشتیم با همون بی آر تی تا دروازه دولت و دوباره با کیرش قلمی 17 سانتیش ور رفتم از اتوبوس پیاده شدیم<br />
رفتیم داخل مترو و بعدش ایستگاه همت پیاده شدیم<br />
ایستگاه همت خروجی به پارک طالقانی میخوره و خیلی هم خلوته و بعد از خروج از مترو و داشتیم از روی پل عابر رد میشدیم و ساعت حدود 8 که هوا هم کاملا تاریک شده بود همون جا در حین حرکت با کونم ور میرفت و من بهش میگفتم یکی میبینه و اونم حشرش زده بود بالا و دست خودشم نبود<br />
و از طرفی هم منم بدم نمیومد<br />
رفتیم داخل پارک طالقانی که اینو بگم پارک طالقانی نگهبان زیاد داره و هرچی گشتیم دیدم نمیشه کاری کرد خلاصه به انتهای پارک که فکر کنم ابتدای پارک از سمت بالا رسیدیم<br />
و اونایی که از این مسیر رفت و آمد کردن میدونند کجارو میگم یه پل فلزی که پله هایی مانند نردبان و سیخ مانند داره و بعد از گذشت پل یه راه باریک داره که میخوره به خیابان میرداماد<br />
وقتی داشتیم از مسیر باریک میگذشتیم دیدم کنار خیابان شمشادهای بلند داره و هیچکسی هم نیست ساعت حدود نه شده بود<br />
گفتم بریم بشینیم روی چمن ُ یه مقدار دور و برمون و نگاه کردیم هیچ خبری نبود فقط ماشین ها با سرعت رد میشدند و در اوون تاریکی من بودم و علی جوون که یه کیر قلمی داشت و لامپ گوشیمو و انداختم روی کیرش همون طوری فکر میکردم یه کیر قلمی که یک کمی تابدار به سمت راست بود<br />
و کاملا سیاه بود مثل این فیلم پورن های سیاپوست سریع از کولم یه بطری آب درآوردم و کیرشو شستم عجب کیری بود و یه کاندوم زدم سریع کیرش ُ اول قبول نمیکرد که کاندوم بزنم اما متقاعدش کردم برای سلامتی لازمه ُ		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1524</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-14 15:41:55 by W3 Total Cache
-->