<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ابوالفضل &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%81%d8%b6%d9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:03:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ابوالفضل &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس زیبای پورنستار شرقی اسی آکیرا و  کیر کلفته دوست داشتنیش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2019 10:17:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بگیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترشون]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردماومد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[معرفیش]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من آرش 25سالمه و تیپ فیلم سکسی دختر کشی دارم.یک مامان دارم اسمش سمیراست با یک کون گوشتی و بزرگ که هروقت راه میره مثل ژله بالا سکسی و پایین میره.داستان من با مادرم بر شاه کس میگرده به دو سال پیش.و برای دومین بار داشتم سکس رو تجربه میکردم که بار کونی قبلیش با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من آرش 25سالمه و تیپ فیلم سکسی دختر کشی دارم.یک مامان دارم اسمش</h2>
<p>سمیراست با یک کون گوشتی و بزرگ که هروقت راه میره مثل ژله بالا سکسی و پایین میره.داستان من با مادرم</p>
<h3>بر شاه کس میگرده به دو سال پیش.و برای دومین بار داشتم</h3>
<p>سکس رو تجربه میکردم که بار کونی قبلیش با دوست دخترم بود که ترکم کرد.من اصلا به فکر سکس با مامانم</p>
<h4>نبودم جنده که اومدم تو این سایت و وقتی که داستان</h4>
<p>بچه ها رو خوندم کم کم پستون به فکر این افتادم که یک جوری کون مامانمو بکنم.اول کار بگم که من</p>
<h5>۲تا خواهرم کوس دارم که هردوشون به مرحمت الهی رفتن خونه</h5>
<p>بخت.بابام هم که یک شرکت داره و بیشتر مواقع خونه نیست.راستی سن مامانم و نگفتم مامانم ۴۲ سالشه ولی خدا شاهد مثل سکس داستان زنای ۲۴ ساله</p>
<h6>میمونه.داستان سکس من با مادرم از اونجایی شروع ایران سکس شد که</h6>
<p>بابام میخواست به سفر خارج بره و دستگاه بخره.شب اولی که بابام رفت من تو این سایت بودم و دوباره داستان بچه ها رو خوندم تا ببینم با چه ترفندی مادراشونو به گا دادن.که بیشترشون از طریق زور بود که من اصلا خوشم نمیومد.من شب اولی که بابام رفت نتونستم بخوابم و داشتم واسه کردن اون کون گنده مامانم نقشه میکشیدم.وای همینطور که داشتم فکر میکردم کیرمو که آقا پرویز صداش میکردم را میمالیدم که یکدفعه دیدم داره آبم میاد و ولش کردم.آقا من نقشه کشیدم که هر وقت میرم حمام به مامانم بگم بیاد پشتم را لیف بزنه و بعد ببینم تنش میخاره یا نه که بعدا عملیاتو شروع کنم.دو روز بعدش که به اندازه دو سال گذشت مادرم بهم گفت آرش بو گرفتی برو حموم.منم از خدا خواسته رفتم حموم.در ضمن اینم بگم تو این دو روز مادرم یک جوری من نگاه میکرد و همیشه میخواست اون کون و سینش را به من نشون بده که کم کم باورم شد که مادرم تنش میخواره.بنده خدا حق داره شوهرش ۱۲ روز نیست و اونم کیر میخواد.سرتونو درد نیارم رفتم حمام یک ۵ دقیقه ای گذشت من داشتم واجبی میزدم که هر وقت مامانم کیرمو دید نترسه.کیرم هم بزرگه و هم کلفت و حالا پشماشم اگه بود بنده خدا سکته میکرد.واجبیمو که زدم داشتم قشنگ خودمو لیف میزدم و کیرمو قشنگ میشستم.که پیش خودم گفتم حالا وقتشه.بلند صدا زدم ماااااماااان.اونم گفت جون مامانم.(با لحن خاصی این جمله رو گفت که حشریم کنه)گفتم میای پشتم رو لیف بزنی.گفت چرا نمیشه عزیزم.منم که تو کونم عروسی بود.نقشه اول که به خوبی گذشت.بعد دو دقیقه اومد و در حمام و زد و گفت آرش جان در و باز کن میخوام بیام تو.به مامانم عمدا گفتم بزار شرتم را بپوشم تا شاید بتونم حشریش کنم.شرت سفیدمو پا کردم تا کیرم یک ذره معلوم بشه و در رو باز کردم.اومد تو حمام و گفت:بخواب رو زمین تا قشنگ پشت تو لیف بزنم.منم گفتم چشم مامانیم.خوابیدم و اونم شامپو بدنو ریخت تو لیف و شروع کرد به لیف زدن.من که کیرم شق شده بود و میخواستم کاری کنم کیرم رو ببینه و حشری بشه.بهش گفتم مامان سینم درد گرفت بزار وایسم و شما لیف بزن.اونم قبول کرد.من بلند شدم و اومدم که پشت کنم کیرم و دید و بشوخی گفت یا ابوالفضل این چیه که داره شرت را جر میده.منم که اصلا انتظار همچین حرفیو نداشتم و از طرف دیگه از خدام بود که همچین حرفی بهم بزنه گفتم شما که بیشتر میدونی این چیه.و بشوخی گفتم مه بابا از اینا نداره؟اونم خندی و گفت پشتتو بکن به من واست لیف بزنم.آخ چقدر قشنگ لیف میزد.لیف زدنشم مثل خودش قشنگ بود.بعد رفتم آب رو باز کردم و از عمد سر دوش حمامو طرف مامانم گرفتم و فشار آب و کردم تا آخر که دیدم مامانم مثل موش آب کشیده شده.وای اون کونش داشت از اون شلوار تنگش میومد بیرون.تازه یک چیز دیگه رو هم دیدم سینه هاش.سوتین نپوشیده بود.من که کیرم شق شده بود که با دیدن این صحنه میخواست قد علم کنه ولی نمیتونست.سرتون را درد نیارم به مامانم گفتم ببخشید حواسم نبود اونم گفت اشکال نداره.گفتم مامان برو بیرون و لباساتو عوض کن که گفت نه منم احساس میکنم کثیفم که یکدفعه از دهنم پرید چه بهتر.گفت چی؟گفتم هیچی میم عجب کار خوبی کردم که خیستون کردم.به جای این که حرف قبلیم را درست کنم ریدم توش.مامانم هیچی نگفت و خندید منم همراش خندیدم.بعدش گفت اینی که تو شورتت هست و نمیتونی بخوابونی.منم با کمال پررویی گفتم تا شما هستید که نمیخوابه که یکدفعه دیدم گفت نمیخوای به ما معرفیش کنی.منم که مات و مبهوت بودم نمیدونستم چی بگم.که وقتی که از اون حالت بیرون اومدم دیدم مامانم داره لباساشو در میاره.لخت مادر زاد اومد جلوم و گفت تو نمیخوای این بدبخت و از سلولت در بیاری من که هنوز باورم نشده بود گفتم چرا چرا.گفت پس چرا ول معطلی در بیار دیگه.منم در اوردم.وقتی به خودم اومدم اون کون گندش رو دیدم که میگفت بیا منو بکن منم بهش میگفتم صبرکن صبرکن یک طوری بکنمت تا به گوه خوردن بیافتی.بعد مامانم گفت نمیخوای منو لیف بزنی گفتم صددرصد.رفتم لیفشو برداشتم و شامپو بدنم برداشتم و اول کار شروع کردم پستوناش و شستن وای چه حالی میداد انگار داری به پنبه دست میزنی.نوک قهوه ای رنگ پستوناش منو تا حد جنون رسوند که یکم آب اولیم اومد ولی کم بود.بعد شروع کردم نافشو لیف زدن و بعدش رسیدم به کسش که رنگ صورتی داشت.وای چه بویی داشت.اصلا فکرشم نمیکردم من کس مامانمو بشورم داشتم کسشو همرا با لیف میمالیدم که یکدفعه دیدم داره میلرزه نگاه به بالا کردم دیدم خانوم چشاشو بسته و انگشتشو گذاشته تو دهنش منم که حشری تر هی کسشو میمالوندم برای بار دوم ارگراسم شده بود.بعد رفتم سراغ پاهاش و اونا رو هم شستم بعد بردمش زیر دوش حمام.من دوست نداشتم تو حمام کارشو بسازم گفتم مامان هروقت سرتو شستم بریم بیرون تا من دوباره بهت حال بدم اونم که هنوز تو فضا بود با صدای شهوت انگیزی گفت هرچی تو بگی.منم سرشو شستم و بدون این که سر خودمو بشورم اومدیم بیرون.من سریع خشکش کردم اونم منو قشنگ خشک کرد.بعد بردمش تو اتاق خودشون که تخت دو نفره فنری داشت.انداختمش رو تخت و شروع کردم به خوردن سینه هاش اونم که از خالی بودن خونه استفاده میکرد و هی آه و ناله میکرد.سر پستوناشو میخوردم وای چه حالی بهم داد.رفتم سراغ کسش و هی کسشو لیس میزدم اونم میگفت سر زبونتو بکن تو کسم و هی میگفت آه آه آه آرش جون ننتو بگا.منم که حشری شده بود. بیشتر لیس زدم و چچلشو پیدا کردمو میمکیدم که یکدفعه دیدم آب غلیظی اومد بیرون که من سرم را از کسش بیرون آوردم.بعد من بدون مقدمه کیرمو گذاشتم لاکسش و یک<br />
دفعه کردم تو که آه و نالش کوچه رو برداشته بود.بعد داشتم تلمبه میزدم که دیدم داره آبم میاد بعد رفتم سراغ کونش و یک تف زدمو کیر رو کردم تو کونش ویک آخ کرد.بعد ۴دقیقه تلمبه زدن آبم اومد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177568</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خوب و دوست داشتنی با دوست پسرش سکس میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2019 17:01:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بکناونم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کسشبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اون اینه که اگه دختری فیلم سکسی نبود باید به حمام رفت و یک سکس انفرادی داشت.البته این بشر اینقدر بی عرضه است که اکثرا سکس انفرادی سکسی می کنه.یک شب که داشت از گوهردشت شاه کس کرج به سمت خونشون می رفت یک زنی رو سوار می کنه. بهش میگه کجا کونی میرید؟ میگه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اون اینه که اگه دختری فیلم سکسی نبود باید به حمام رفت و</h2>
<p>یک سکس انفرادی داشت.البته این بشر اینقدر بی عرضه است که اکثرا سکس انفرادی سکسی می کنه.یک شب که داشت از</p>
<h3>گوهردشت شاه کس کرج به سمت خونشون می رفت یک زنی رو</h3>
<p>سوار می کنه. بهش میگه کجا کونی میرید؟ میگه هر جا که بطلبه.. اون زن تازه از زندان آزاد شده بود</p>
<h4>بعد جنده از 10 سال. بعد از یه نیم ساعتی چرخ</h4>
<p>زدن به ابوالفضل میگه میشه بری پستون یه جای خلوت؟ اونم قبول می کنه و میره زیر پل ماموت تو اتوبان</p>
<h5>قزوین. بعد کوس زنه دستشو می اندازه روی کیر ابوالفضل و</h5>
<p>با شور خاصی شروع به خوردن می کنه. در این حین یه ماشین می خواسته از زیر پل رد بشه که ابوالفضل سکس داستان ماشین و میذاره</p>
<h6>دنده عقب و با سرعت به سمت اون ایران سکس حرکت می</h6>
<p>کنه بد بخت از ترسش فرار می کنه ماشین رو می گم.زن بعد نیم ساعت ساک زدن به ابوالفضل میگه میشه خواهش کنم منو هارد سکس بکنی؟ میگه باشه اما چرا اینقدر حشری هستی؟ میگه 10 سالی که تو زندان بودم هیچ مردی دستش بهم نخورده احساس سکس و هم یادم رفته فقط منو محکم بکن.اونم نامردی نمی کنه و تو ماشین لختش می کنه و کیرشو سر میده تو کس اون. و شروع به تلمبه زدن می کنه. می گفت بیچاره از درد بی کیری داشت می مرد. همش داد می زد آخ جوون کیر داشتم می مردم. خلاصه ابوالفضل حسابی می کنتش و آبشو می ریزه تو کسش.بعد تا صبح با هم بودن و حال کردن و ساعت های 10 از هم جدا شدن.ابوالفضل دیوانه ما هم تا یک ماه با یاد اون سکس انفرادی داشته و هر بار که این کار رو می کرد می اومد و برای ما هم تعریف می کرد.تا بعد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2961</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آبدار شدن کس جنده خانوم به خاطر کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jul 2019 09:22:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخوندا]]></category>
		<category><![CDATA[آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امنیتی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انشاالله]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تهدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادت]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتیم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[سربازای]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[هدایتش]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همکارش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه خاطره بد افتادم که فیلم سکسی براتون بنویسم من باور می کنم چنین اتفاقاتی که می افته هرکه سربازی رفته هم باور میکنه هرکی هم باور سکسی نمی کنه بره بمیره یا وقتی آخوند شاه کس کونش گذاشت خودش باورش میشه گرچه من بر این باورم که آخوندا تا دسته کردن کونی تو کوون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه خاطره بد افتادم که فیلم سکسی براتون بنویسم من باور می کنم</h2>
<p>چنین اتفاقاتی که می افته هرکه سربازی رفته هم باور میکنه هرکی هم باور سکسی نمی کنه بره بمیره یا وقتی</p>
<h3>آخوند شاه کس کونش گذاشت خودش باورش میشه گرچه من بر این</h3>
<p>باورم که آخوندا تا دسته کردن کونی تو کوون مردم ایران ولی خبر ندارن و هرکی از این کشور فرار کرده</p>
<h4>نجات جنده پیدا کرده از دست کیرشون.سال 88 من رفتم خدمت</h4>
<p>حالا مکانش به دلایل امنیتی بماند پستون من تو قسمت عقیدتی مشغول یه خدمت بودم یه حاج آقایی هم بودش فکر</p>
<h5>کنم 28 کوس یا 30 سالی میزد جوان بودش از آخوندای</h5>
<p>سرخ و سفید که شبیه روسا شایدم تخم روووس بود کس کش ، متاسفانه جای از کشور هم افتاده بودم که از سکس داستان شهرم مایلها فاصله</p>
<h6>داشتم. خوب راستش خوش گلی هم بد دردسریه ایران سکس اونای که</h6>
<p>سربازی رفتن و انشاالله وقتی رفتن میدونن که آدمای خوشگل چه دردسرای دارن البته از اینکه مورد توجه اند هم خودش یه امتیازه خوبیه مخصوصا برای مرخصی گرفتن خلاصه این حاجی کس مشنگ ما توی دفتر که بودیم اینقدر منو دوست داشت که دوست داشتنش بخوره تو سرش کاش صد سال سیاه دوست نداشت مادر قعبه همیشه بهم توجه داشت از هفت دولت آزادم کرد بود حتی یه بارم نه پست دادم نه هم &#8230;&#8230; و این از یه نظر خوب بود دوری غربت و خدای برام آسون کرده بود طوری که سربازا به من حسودیشون میشد ولی خدا رو شکر زیاد تو دید سربازای آسایش گاه نبودم همش پیش حاج آقا بودم توی مهمان سرا حاجی جووون ما اونجا میخوابیدم پیشش از وقتی باهم بودیم برام گپ از امام زمان و امام حسین و ابوالفضل میزد که الهی ابوالفضل بزنه به کمرش که دلو جونمو می خورد و فکر می کردم خدایش واقعا آدمه خوبیه گرچه من همیشه از آخوند جماعت بدم میومد ولی بخدا باور کنید اون موقع فکر می کردم ایتا بهترین آدمای زمین هستن تو سربازی هم خدایش همه از خداشونه که پیش آخوند یا قسمت عقیدتی باشن چون بهترین جایی هست که میشه خدمت کرد اونجا زیاد مسولیت نظامی نداری خصوصا اگه از پست دادن معاف باشی.بریم سر سکسمون تقریبا 1 ماهی بود بعد از آموزشی که رفته بودم سر یگان خدمتیم یه شب تو مهمان سرا حاجی جون مثل همیشه سر بحث فتوای اسلامی رو باز کرد البته قبلشم گفتم اینجوری هم نبود که همش حرف از دین بزنه شوخی هم می کردش مثلا در مورد زنا دوتایی حرفای سکسی میزدیم می خندیدم گه گاهی هم حرف از بچه بازی میزد خدای من تو بهر این چیزا هم نبودم همش فکر می کردم شوخیه و باهاش را ه میومدم تا بهمون خوش بگذره شدیم مثل دوتا دوست صمیمی تو فکر اینم نبودم که بخواد ازم سوء استفاده کنه خلاصه شب اومد تو اتاقی که من می خوابیدم واونشب گپ از ظهور امام زمان زدشوو از این کس شعرا بعدش رفتیم سر بحث سکس یه مشت کس شعر نصار هم کردیم من بهش گفتم حاجی چرا یه زن صیغه نمی کنی تو این شهر از تنهای در بیایی بهم گفت اگه اینکارو بکنم تو تنها میشی من به شوخی گفتم خوب پس منو صیغه کن ای خاک بر سر من که کاش این حرف به زبون نمی آوردم اونم از خدا خواسته منتظر این حرف بود که سر مساله رو باز کنه گفتش که خیلی وقته که تو فکر اینه که منو صیغه کنه منم باز با شوخی گفتم حاجی مگه میشه گفتش نشد نداره! منم گفتم باشه من صیغه شما و خندیدم بعدش حاجی رفت بیرون من تو فکر این بودم که به به چه شبی بود چقدر خندیدم چه باحاله که پس از 5 دقیقه دیدم یه نفر لخت وارد اتاق شد اول فکر کردم جن هستش چنان وحشت زده شدم که توفکر حاجی هم نبودم خوب هرکی بود بهت زده میشد شایدم غش می کرد یعنی می خواستم داد بزنم از ترس قلبم داشت بیرون میزد بله این حاجی جووون ما بود آنچنان کیر کشیده بود کیر نگو. کیر خر بگو شنیده بودم آخوندا تنها چیزی که دارن خودشونو کیرشونه ولی نه دیگه این کیر. روبروم ایستاد و گفت آقا سیتا لباستو در بیار منم مثل کسی که واقعا خر شده گفتم واسه چی انگاری می خواستم گریه کنم خودش اومد و لباسمو در آورد و گفتش باید خودم تمام کاراتو بکنم و منو لخت مادر زاد کردش بعدم به پشت منو خوابوند زبونم قفل شده بود بخدا هر کی جای من بود شاید ایست قلبی هم می کردش منو به شکم خوابوند خوابید روم و کیرشو گذاشت لای کونم تنها حرفی که زدن گفتم حاج آقا توروخدا اینکارو با من نکن گفتش چرا نکنم از چی می ترسی تو صیغه منی تو زنمی بهت هرچه هم بخوای میدم نترس خلاصه اینکه آنچنان تف چربو نرمی انداخت در کونم و با کیرش داشت هدایتش می کرد به سمت سوراخم اولی تیری که زد تو کونم انچنان تکونی بخودم خوردم و آخ کشیدم که زدم زیر گریه و گفتم کاش نمیومدم سربازی یاد صحبت دوستم افتادم که می گفت آدم تو خدمت باید مواظب باشه یا معتاد نشه یا کونی نشه و بیشتر باید مواظب کونش باشه. خلاصه نه توجه به دردم کرد نه توجه به گریه ام و سخت زیر بغلم رو گرفت و کیرشو از تو کونم در نیاورد و تکون نمی خورد شاید می خواست درد من خوب شه و همین طور هم شد کمی از درد اولیه ام کم شد ولی بازم سوزش داشت خلاصه آبشم ریخت تو کونم و همچنان حدود 10 دقیقه ای تو کونم نگه داشت بعد باورتو ن میشه شروع به تهدیدم کرد اگه در مورد این سکس پیش کسی بگم کلمو میکنه که از اینکه کون دادم هم بدتر باشه واقعا هم راست می گفت زور دست خودش بود می چلید براش هر کاری که بخواد بکنه همش تو فکر این بودم که از خدمت فرار کنم خلاصه این که تا صبح بیدار موندم از فکر کردن اصلا و ابدا باورم نمیشد حاج آقا چنین بلای سرم آورده اونم آخوند کسی که تو جامعه ما به چه دیدی بهش نگاه می کنن صبح اصلا از درد کیرش که رفته بود تو کونم اصلا نمیشد راه برم. پشت فرمان هم می نشستم درد داشتم آخه بار اولم بود کون داده بودم. تو دفتر عقیدتی هم که بودم واقعا ناراحت بودم برا همه هم واضح بود. یه پاسدار هم تو دفتر ما بودش براش تعجب بود که من چرا گرفته ام. شاید اونم مثل حاجی جون ما بودش از ظاهر مهربونش نمی فهمیدم چه خریه از همشون بدم میاد.باورتون میشه حاجی از این رو به او ن رو شده بود اخلاقش سگی شده بود اصلا محل نمی زاشت یه چیزی هم طلب کار شده بود به همکارش گفته بود که من بی ادبی کردم حتی پاسدار از خدا بی خبر اونم باهم دعوا کردش و خواست بهم اضافه خدمت بزنه ولی حداقل اینجا رو به لطف و مرحمت حاج آقا مارو بخشیدن بدترین روز عمرم بود شاید بعضیاتون بگین چرا گزارششو ندادم بخدا تو فکر این بودم ولی نمیشد اون کله گنده تر از اینا بودش. تازه یکی از دوستام هم میگفت که یکی هم مثل من تو خدمت کونش می زارن و بعد هم گزارش رد می کنه ولی بجای کسی که کونش گذاشته خودشو می فرصتن دادسرای نظامی و تبعیدش می کنن. تازه صد تهمت دیگه هم نثارش می کنن. خلاصه ساعات کاری که تموم شد با ماشین حاج آقا رفتیم مهمان سرا ظهرم باز روز از نو و روزی از نو. باز کونم گذاشت اینبار دیگه حرف نزدم بزار کارشو بکنه. خلاصه اون هوای منو هم داشت سه هفته بعدش یه مرخصی 20 روزه بهم داد وای خیلی خوشحال شدم واقعا تنها چیزی بود که لازم داشتم انگاری حاجی کوس کشه نقطه ضعفمو تو مرخصی فهمید چون واقعا خوشحال شدم وقتی برگه مرخصی رو بهم داد اونم 20 روز که محاله تو خدمت به کسی اینقدر مرخصی بدن بعد از کلی نصیحت و گوش زد و تهدید حاجی کونی ما رفتیم مرخصی تو مرخصی که بودم با یکی از دوستم یه بار که داشتیم مشروب میزدیم. از بس دلم درد می کرد بهش گفتم و گفتم که دیگه نمی خوام خدمت برم. اونم کلی نصیحتم کرد گفت مگه دیونه شدی شاید بلای سر خودت و خانوادت بیارن. گفت من اگه جای تو بودم ازش استفاده می کردم اینجاروو. باورتون نمیشه اونشب دوستم هم کونم گذاشت گفت می خوام کونتو ببینم چه بلای سرش اومده و با اصرار زیاد گذاشتم. مست هم کرده بودیم هی دست می کشیدو یخ می کشید لای کونم بعدشم اومد منو کرد. بخدا اصلا برام دیگه مهم نبود حتی خودشم بهم پیشنهاد داد که بکنمش ولی من نکردمش حالا پشیمونم که چرا نکردمش تا فردا نقطه ضعفی ازم داشته باشه ولی اون پسر خوبیه بابت اینکه اون منو کرد اصلا ناراحت نیستم. خلاصه اینکه من تو خدمت سعی کردم با حاجی کونی کنار بیامو بهش کون بدم در عوض اونم منو تامین کنه از هر لحاظ باور کنید تو این مدت من حدود 5 ملیون بابت کوون دادن کار کردم تشویقی گرفتم و حتی چندین بار باهم جنده آوردیم تو مهمان سرا ولی راحت نمی شد اینکارو کرد حاج آقا کونی نژاد یه بچه باز به تمام معنا بود کون منو به جنده ترجیح میداد. حالا هرکی باور میکنه که هیچ و هر کس کشی که می گه آخوند اینکارو نمیکنه بره خدمت حضورا سکس از کون با کیر آخوند و تجربه کنه. اگه کم و کسری تو نوشتم بود به دلیل بعضی مسائله که نباید گفته میشد خلاصه از حقیقتی بود که براتون گفتم امیدوارم که مواظب خودتون باشین و دچار چنین سرنوشتی نشین گرچه اگه گیر آخوند یا امثال اونا افتادین دیگه خودتونو بسپرین دست تقدیر چون نمیشه کاریش کرد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175208</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 02:31:46 by W3 Total Cache
-->