<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ارباب و برده &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 May 2024 18:15:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ارباب و برده &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ارباب پستون گنده حسابی کونی رو از کون با کیر مصنوعی میکنه 4k</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Aug 2020 09:22:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارباب و برده]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://files.avizoone.com/?p=5906</guid>

					<description><![CDATA[جنده خانوم حشری بعد از یک عمر کس و کون دادن حالا هوس کرده تا یکی رو بکنه]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جنده خانوم حشری بعد از یک عمر کس و کون دادن حالا هوس کرده تا یکی رو بکنه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">5906</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بردگی برای 10 تا زن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-10-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-10-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 09:53:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ارباب و برده]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=160098</guid>

					<description><![CDATA[استرس فراوان داشتم ارباب شبنم بهم دلداری میداد نترس توله ی من امیر هیچیت نمیشه گفتم ارباب من که اون خانمارو نمیشناسم نمیدونم چیکارم میکنن گفت عیب نداره نترس برده ی کوچولو دستامو بست به تخته و پاهامم داد بالا و بست طوری که سوراخ کونم باز بود و پاهام هوا به هم بسته و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>استرس فراوان داشتم ارباب شبنم بهم دلداری میداد نترس توله ی من امیر هیچیت نمیشه گفتم ارباب من که اون خانمارو نمیشناسم نمیدونم چیکارم میکنن گفت عیب نداره نترس برده ی کوچولو دستامو بست به تخته و پاهامم داد بالا و بست طوری که سوراخ کونم باز بود و پاهام هوا به هم بسته و وطوری وصل بود به تخته ی بالا سرم که پاهام رو هوا معلق بود زنگ در زده شد صدا احوال پرسی میسترس ها بلند شد میدیدم خانم های مختلفی میومدن تو و اهوال پرسی میکردن در عرض نیم ساعت تمام میسترس ها رسیدن میسترس شهین ۴۰ ساله اومد انگشتشو گذاشت روسوراخم جوووون عجب پسری چن سالته کونی گفتم ۱۹ سالمه ارباب گفت وووییییی من عاشق برده های کوچولوام تف انداخت تو کونم و انگشتتشو کرد تو زیر خواب ارباب شبنم زیاد شده بودم کونم باز بود کم کم چهار تا انگشتش تو کونم بود و تن تن میکرد میسترس ها چنتاشون مشغول صحبت و نوشیدنی خوردن بودن ارباب نسرین ۳۳ ساله اومد بالا سرم وکسشو گذاشت تو دهنم و گفت بخووووررر مادر جنده ی بی ارزش بخورررر کسشو لیس میزدم و اونم موهامو گرفته بود میسترس شهین انگشتاشو از کونم در آورد و میسترس ساغر که ۲۴ سالش بود با دیلدو آماده به خودش بسته بود کرد تو کونممممم نسرین بلند شد و شهین با کس نشست رو دهنم کس شهین سفید و پر مو بود لیس میزدم و ساغر منو از کون میکرد میکوبید تو کونم تا ته میرفت تو کونم و میگفت کون بده امیر کون بده جنده کون بده کونییییییی چنتا میسترس اومدن میسترس سودابه که تقریبا ۴۳ سال داشت با یه دیدو کلفت اومد و کرد تو کونم تا ته خیلی درد داشت جیغ زدم و گریم گرفت گفتن سودابه جرش دادی که نکنش اونجوری ما با این کون کار داریم تا ته میکرد توم و به چشمام نگاه میکرد و میگفت چیه چته درد داری جرت میدم درد بکش سه تا میسترس جوون اومدن بالاسرم یکیشون یه دختر چادری بود شلوارشو کشید پایین یه کس سیاه پشمالورو کرد تو دهنم و گفت بخووور توله سگ حقیر بخخخخور بدبخت کوووونی و من لیس میزدم یه تف انداخت رو کسش و گفت بخورش تف سفید و غلیظه میسترس چادریرو میخوردم گفت بخوووور تا آدم شی میخوردم کیرمو گرفت و نیشگون گرفت میسترس سارا اومد و با تسمه میزد رو بدنم هم کس میخوردم هم تسمه هم کون میدادم و هم کیرمو نیشگون میگرفتن همشون با دیلدو های مختلف صف شدن هرکدوم منو ۲ دقیقه میکرد میسترس فرزانه که یه دختر بد دهن و مست بود و قیافشم مثه مدونا بود ۳۷ ساله بود بایه دیلدو به کلفتی قوطی رانی تو کونممممم کرد و محکم جرم میداد که کونم خونین و مالین بود اشک میریختم و اون لذت میبرد و تا ته تو کونم میکرد و میگفت جرررررتتتتتت میدم کوووونیییییی بعد از چن ساعت کون دادن نوبتی میومدن کف پاشونو رو صورتم میذاشتن و من لیس میزدم کف پای هر میسترس رو ۳ دقیقه با زبونم میشستم فقط میسترس چادریه اذیتم کرد جوراب سیاهشو تا ته کرد تو حلقم انگشتای پاش به ته حلقم میخورد و بعدشم رو صورتم وایساد و گفت پسره ی کثافت بدبخت تورو باید له کنم زیر پاهام تو باید زیر پام زجر بکشی دهنم طعم پاهای مختلف زنان و دخترارو گرفته بود ارباب خودم میسترس شبنم اومد و با ارباب نسیم که مهندس بود و ارباب سایه که همسن خودم بود سه تایی شاشیدن تو دهن و صورتم شاش هرکدوم یه طعم داشت میسترس ها سه تایی تو دهنم میشاشیدن و من نصف شاشونو میخوردمو میسترس نسیم چادریه و ساغر هر کدوم یه لیتر تو دهنم شاشیدن و من خوردم من وسط اتاق افتاده بودم و تمام بدنم خیس بود و بوی خاصی میداد بوی شاش میسترس ها قاطی بود هر کدام یه شلاق برداشتن و نفری ده ضربه میزدن از همه مهربون تر میسترس مهوش بود یه زن ۳۰ ساله مو مشکی که تو موهام شاشد تو دهنم نریخت از کون منو آروم کرد و موقع زدن میگفت ببخشید برده ی کوچولو میزنمت چون لذت داره و میسترس بودن بهم اعتماد به نفس میده منو خوابوندن وسط اتاق و میسترس چادریه تو دهنم جلوی همه رید و اونا میخندیدن اما کم رید و بعد من عنه بد مزشو قورت دادم منو انداخت وسط و از دور با چوب میزدنم و با هم شرط بندی میکردن که کدوم ضربه اشکمو در میاره که میسترس سمیه یه جوری زد تو کمرم که افتادم وسط و زار زار گریه میکردم شبنم گفت زدن بسته مسابقه گذاشتن من دهنم باز بود و اونا تف میکردن و هرکی تفش تو دهنم میفتاد یک امتیاز میگرفت هر کدوم چن امتیاز داشتن دهنم پر تف بود و مقداری هم رو صورتم اما میسترس سوسن ۲۶ ساله برنده شد پنج تفش افتاد تو دهنم رفتن میسترس ها تو اتاق ها و من به دستو میسترس ها با بخار شور و طی مخصوص خونرو تمیز کردم و بعد رفتم حموم وقتی از حموم اومدم بیرون میسترس ها باهام مهربون بودن و بوسم میکردنو باهام شوخی میکردن اون شب بهترین شب زندگیه من بود شاید باورتون نشه اما پول سه تا آیفون ۶ دست مزد بهشون دادم با اون پول میشد یه پراید دست دوم خرید من برای یه شب دادم به میسترس ها تقریبا نفری یه تومن کاش میسترس های بیشتری بودن تا برای خوردن شاشون بیشتر پول میدادم اما متاسفانه با این همه در آمد میسترس تو ایران کمه اینم بگم وضع مالی ما بد نیست خداروشکر بابام پارکینگ داره و به منم خوب پول میده و منم تمام پولمو خرج میسترس هام میکنم حتی لباسامم از مغازه های معمولی میخرم و تمام پولامو به میسترس ها میدم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-10-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">160098</post-id>	</item>
		<item>
		<title>من برده سحر بودم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%ad%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%ad%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 09:10:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ارباب و برده]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=158544</guid>

					<description><![CDATA[باسلام خدمت شهوانیهای عزیز من محمدم 33ساله نویسنده داستان محبوبه کوس تپل قدم 186و زنم74 پوست سبزه و اندام ترکه ای دارم تو داستان قبلی گفتم که سحر دوست محبوبه رو بالای ده بارکردم القصه بعد از دو بار سکس با محبوبه اون برا امتحان کردنم شمارم به دوستش داده بعد از چندبار اس دادن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام خدمت شهوانیهای عزیز من محمدم 33ساله نویسنده داستان محبوبه کوس تپل قدم 186و زنم74 پوست سبزه و اندام ترکه ای دارم تو داستان قبلی گفتم که سحر دوست محبوبه رو بالای ده بارکردم القصه بعد از دو بار سکس با محبوبه اون برا امتحان کردنم شمارم به دوستش داده بعد از چندبار اس دادن تو واتس اپ کار به تماس تلفنی کشیده شد ولی من ترس اینو داشتم که اشنا باشه خلاصه بعداز چندبار قرار گذاشتن و اون میرفت سرقرار ومن نمیرفتم ی شب که باهمکارم از کارخونه میرفتیم خونه سحر زنگ زد من کنارتخت بابام هستم بیا بیمارستان ببینمت منم دل زدم به دریا ورفتم وقتی رسیدم تو محوطه بیمارستان شمارش گرفتم دیدم چندقدم جلوترازمن وایساده اومدجلو باهاش احوالپرسی کردم یه خانم شوهردار هم قد وقیافه خودم ولی باپوستی سفید اونشب تموم شد رفت و فرداش باباش فوت شد بعداز دوعفته پیام دادمیخوام بیام پیشت منم خونه رو خالی کردم بهش ادرس دادم بادختر داییش اومد ولی دخترداییش داخل نیومد و توماشین منتظر موند همینکه در و باز کردم باهام دست دادو تعارفش کردم داخل اومد نشست و براش میوه اوردم باهم مشغول صحبت شدیم بدجوری بهم نکاه میکرد با چشماش داشت منو میخورد به گفته دوستام من قیافه جذابی دارم بهش نزدیک شدم و بوسش کردم انگارمنتظر بود و مثل کشیدن کبریت تو انبار باروت بود که منفجر میشه لبامون تو هم گره خورد همینجوری لب می گرفتیم خوابوندمش و روش دراز کشیدم با دست ممهای سایز 65 ماساژ میدادم حسابی داغ شده بودیم خواستم لباسش دربیارم قبول نکرد و فقط میگفت تا همین حد کافیه شروع کردن بخوردن لباش وسعی کردم باز حشریش کنم زیرگوشش گفتم سحراذیتم نکن بذار حال کنم باهات باصدایی که پرازشهوت بود گفت میخوای چکارکنی میخوام بکنمت سحر میخوای کجام بکنی محمد فهمیدم طرف ازاوناس که حرف زدن حشری میشه همونطور روش دراز کشیده بودم گفتم میخوام کوست بکنم اینوکه گفتم بی شرف لبام ازجا کند اونقد محکم میک میزد و میگفت کجام منم نقطه صعفش تودستم اومده بود فقط کوسش میگفتم اونم کش دارو حشری بعداز چنددقیقه گفت بریم اتاق وزیرپتو چراغارو هم خاموش کن نمیخوام بدنم ببینی قبول کردم رفتیم توحین رفتن دستش روکیرم بودوباهاش ورمی رفت رسیدیم پتو اوردم رفت زیرپتوچراغاروخاموش کردم خودمم لخت شدم اونم زیرپتو لخت شدازممهاش شروع کردم بخوردن خیلی حشری بود کیرم تودستش بودباهاش بازی میکردقربون کیرقشنگت بشم محمد چقدگنده ونازه بذارش توکوسم بیتابه براش سحردوستت دارم عشقمی محمدمحکم تربخور دیوث جووون الان جرت میدم جنده سریع خودم رسوندم بین پاهاش زیرپتو سرکیرم گرفتم رو چچولش مالید دیگه ازخودبیخودشده بودفقط کیرم میخواست تو کوسش کمرم ازپشت سربادستاش فشاردادکیرم تااخر رفت توش وای چقد داغ و خیس بود شروع کردبه جلوعقب کردن کوسش هی سرعتش بیشترمیکردبااینکه شوهرداشت ولی خیلی تو کف کیربودهمش قربون صدقم میرفت بدن سفیدی داشت که واقعاتوتاریکی اتاق میدرخشید البته فقط سینش میدیدم اونم چون ممهاش میخوردم من عاشق سکس از پشت بودم ینی بیفتم رو کونش وبذارم داخل کسش بحالت سکی خوابوندمش اومدم پشتش پتورو ازروش کنارزدم یه کون نسبتا کوچک ولی سفید و بی مو داشت شروع کردم به تلمبه زدن و اونم خودش همزمان با من جلو عقب میکرد صدای رفتن کیرم تو کوسش همه اتاق پرکرده بود سحرم عاشق سکس حرفی بود یریزحرف میزد محمد کجام میکنی تو کوست سحرم عجب کوسی داری بزن کوسم جر بده محمد کیرتو با خایهات بکن تو کوسم درتعجب بودم از این زن با اینکه شوهرداشت ولی تشنه سکس بود بعد از 5 دقیقه تلمبه زدن گفتم بیابالاروم اومدو سریع همه کیرم توکوسش جاکردم کیرم 22سانته که سرش خیلی کلفته درضمن سحراهل ساک زدن نبودو وضع مالی توپی داشت جنده خودش ازمن بالاتر میدونست وخیلی وقتازندگیم مسخره میکرد اومد بالا و شروع به کردن کرد ی لحظه ی جیق کوچکی زد و پاهاش سفت کرد فهمیدم ارضاشده اومد پایین گفت زود ابت بریز برم به شکم خوابوندمش و کیرمو گذاشتم تو کسش و شروع کردم به کردن تو حالت معمولی کمرم 25دقیقه راحت جواب میده بعد از 7 یا 8دقیقه دیدم ابم داره میاد پرسیدم کجا بریزم گفت بریز رو کونم کشیدم بیرون و ابم پرفشار ریختم رو کونش با دستمال پاکش کردم و بلند شد لباس پوشید و خداحافظی کردو رفت بعد از اون بالای ده بار سکس داشتیم هر وقت هوس میکرد زنگ میزد زود خونه رو خالی کن دارم میام بیشرف انگار با نوکرش حرف میزد منم چون ازش عقده داشتم بدجوری میکردمش عاشق سینه بدون موم بود میرسید شروع به مالیدنش میکرد حتی یدفه وادارم کرد تو پریودی بکنمش بعدم محبوبه همچی رو فهمید و من هرجفتشون ازدست دادم همش عین واقعیت بود فحش دادن شما نشانه شخصیتتون هست تاداستانهای بعدیم خداحافظ نوشته ممل</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%ad%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">158544</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 07:06:02 by W3 Total Cache
-->