<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ازدواج &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:55:24 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ازدواج &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده وحشی تا به ارگاسم نرسه وحشیانه کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Dec 2019 07:58:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دردودل]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سواستفاده]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرخالم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:پس]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه</h2>
<p>داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا</p>
<h3>از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز</h3>
<p>عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی در منزل دوست مشترک پدرم و شوهرخالم همدیگرو ملاقات کردیم و در</p>
<h4>اونجا جنده خاله و شوهرش کلی از من پوزش خواستن و</h4>
<p>فرمالیته اشتی کردیم.درست 1 هفته بعد پستون اون ماجرا من تصمیم گرفتم برم خونه سارا و مسعود!!!شب جمعه همراه مهسا جونم</p>
<h5>رفتیم منزل کوس سارا خانم و شوهرش و در بدو ورود</h5>
<p>کلی قربون صدقه ما رفتن و در اونجا من فقط با خواهش مهسا جونم آشتی کردم! ولی دم سارا گرم که از سکس داستان سکس منو خودش</p>
<h6>تو اتاق دایی چیزی نگفت! بعد این جریان ایران سکس رابطه من</h6>
<p>با سارا بهترو بهتر شد تا درست 1 ماه پیش به من زنگ زد گفت دلم خیلی درد میکنه و مسعود هم شهرستانه(مسعود در ابهر سربازه) و چون خاله با سارا قهر بود اون به من زنگ زده.منم سریع از فرصت استفاده کردم و چون همه خواب بودن و فرداش کلاس نداشتم رفتم خونش و رنگ زدم درو باز کرد رفتم بالا دیدم خیلی درد میکشه و سرسع بردمش بیمارستان ایرانهر و اونا سریع بردنش اتاق عمل بعد 2 ساعت دکتر اومد و گفت:شما همسرشی؟-نه دکتر پسر خالشم شوهرش تهران نیست.-حال مادر خوبه اما بچه&#8230;-بچه چی شده؟-بچش مرد.دیر رسوندینش بیمارستان.متاسفم&#8230;نمیدونستم چیکار کنم.شوکه شده بودم و اولین کاری که کردم این بود که به خاله و مامان زنگ زدم.خاله بعد 1 ساعت با مامان و بابام اومد و منم کل جریانو گفتم.بعد 3 روز سارا مرخص شد ولی خاله بردش خونه مسعود و گفت باید خونه شوهرش باشه.خاله هم رفت خونه خودش.اما من دلم براش سوخت و به مهسا زنگ زدم و بردمش خونه سارا تا 3 روز تعطیلات پیش سارا باشیم چون به مسعود مرخصی ندادن.بعد 3 روز که حالش بهتر شد ما دیگه گفتیم بهتره 3 یا 4 روز تنها باشه منم هرچی لازم داشت خریدم و یخچالو پر کردم رفتم خونه.2 روز بعد سارا پیامک زد که اگه کار نداری میای پیشم تنهایی میترسم.اول دودل بودم اما دلم سوخت و رفتم.وارد خونه که شدم دیدم لباسای قشنگی پوشیده و ارایش مختصری کرده که واقعا قشنگ شده بود.منم گفتم:اماده شو بریم بیرون تو خونه دلت میپوسه بیا شام بریم بیرون.اول کمی ناز کرد اما وقتی اصرار کردم اماده شد رفتیم بیرون.تو ماشین ساکت بود منم بردمش هایپراستار تا تو جمعیت دلش واشه.تو فروشگاه قدم میزدیم که وقتی جلو قفسه لباس بچه رسیدیم چشماش پر اشک شد گفت بریم خونه.منم دیدم ناراحته حرفی نزدم.سر راه 2 تا ساندویچ خریدم و راه افتادم سمت پارک لاله.تو پارک که قدم میزدیم گفت:-منو ببخش سعید من فکر میکردم دوستت دارم و عاشقتم اما زندگی جفتمون رو خراب کردم من خیلی اشتباه کردم اما به جون سارا تو قضیه سکسم با مسعود اون نامرد گولم زد.چون فهمیده بود دوستت دارم میخواست نذاره من با تو ازدواج کنم.من ازش متنفرم.اما هنوز دوستت دارم.حلالم کن..-درسته زیاد اشتباه کردی اما تقصیر منم بود منم کارم زشت بود که از عالقت به خودم سواستفاده کردم تو هم منو ببخش.اون شب کلی دردودل کردیم و حرف زدیم و از خاطرات کودکی گفتیم.منم دیگه کینه نداشتم بلکه دوستش هم داشتم.ساعت 11 بود که بردم برسونمش که اصرار کرد من تنهام بیا بالا منم قبول کردم و نخواستم دلش بشکنه. اون تو اتاق خواب خوابید منم تو پذیرایی.ساعت 2 رفتم اب بخورم دیدم از اتاق صدای گریه میاد.رفتم تو دیدم سرشو گذاشته رو لبه تخت داره گریه میکنه.از پشت رفتم بغلش کردم گفتم:-میدونم تو این 1 سال کلی سختی کشیدی اما باید محکم باشی سارا.بغلش کردم گذاشتمش رو تخت خودمم بغلش دراز کشیدم.با هق هق گفت:-تو درک نمی کنی وقتی ادم مجبوره با کسی که ازش متنفره زندگی کنه چه سخته.راست میگفت نه من نه شما نمیتونیم درکش کنیم.بعد چند لحظه سرشو گذاشت رو شونم منم اروم نوازشش میکردم.که اون لبشو اورد نزدیک لبم منم بوسش کردم و شروع کردیم لبای همو مکیدن من زبونمو تو دهنش میچرخومدم اونم لب منو میمکید.اروم اروم حرارت بدنش بالا میرفت و زیاد میشد.هر این حین رفتم پایین تر و گردنشو اروم میخوردم و اونم چشماشو بسته بود.اروم تاپشو در اوردم و سوتینشو باز کردم و شروع کردم به مالیدن و خوردن سینه هاش.اون شب تصمیم گرفتم هرکاری کنم تا اون بهش خوش بگذره و ارضا بشه.بعد سینه هاش رفتم پایین تر و شروع به لیسیدن شکمش کردم اما مواظب بودم به بخیه هاش دست نزنم تا دردش نیاد.و بعد اروم شلوار و شرتشو در اوردن و شروع به مالوندن کس و چوچولش کردم که صدای اه اه سارا بلند شد.بعد که کسش حوب خیس شد کلمو بردم لای پاش و شروع به خوردن و لیسیدن کسش کردم در این حین که چوچولشو میخوردم یهو کل بدنش لرزید و بعد فهمیدم ارضا شده و من انقدر کسشو خوردم که دوباره ارضا شد.بعد کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم و بوسش کردم و لباشو مکیدم.در گوشم گفت:هنوزم عاشقتم.منم گونه سارا رو بوس کردم و پتو رو کشیدم روش پا شدم برم که گفت:پس خودت چی؟-همین که بتو خوش گذشت برام کافیه و اروم اومدم بیرون.حالا به نظر شما کار من بد بود یا خوب؟در صورت استقبال شما و دادن نظراتون خاطره دیگری براتون میزارم.بای تا بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177780</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پرستار خرآب و کس دادن به بیماران سیخ کرده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%d8%a2%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%d8%a2%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Dec 2019 09:00:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[فرمانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورمو]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همسرتون]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[21 سالم بودیک روز تو فیلم سکسی خانه روبروی ما یک همسایه جدید اومد یک زن و شوهر با یک دختر ولی از اونجایی که زنه زود سکسی ازدواج کرده بود و زودم بچه دار شاه کس شده بود وقتی با دخترش بیرون میومدن فکر میکردی 2تا خواهرن البته اینم بگم که کونی مینا خانم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>21 سالم بودیک روز تو فیلم سکسی خانه روبروی ما یک همسایه جدید</h2>
<p>اومد یک زن و شوهر با یک دختر ولی از اونجایی که زنه زود سکسی ازدواج کرده بود و زودم بچه</p>
<h3>دار شاه کس شده بود وقتی با دخترش بیرون میومدن فکر میکردی</h3>
<p>2تا خواهرن البته اینم بگم که کونی مینا خانم بیبی فیس بود و خیلی خوشگل و خوش هیکل بود راستی من</p>
<h4>بچه جنده فرمانیه هستم و خونمون ویلایی ولی خونه اینا آپارتمان</h4>
<p>بود بگزریم همونطور که گفتم اوایل پستون که اومدن تو محل ما من فکر میکردم با دخترش 2تا خواهرن ولی بعد</p>
<h5>از یک کوس ماه فهمیدم که مادر دخترن و اینم بگم</h5>
<p>که من عاشق این خانم شده بودم و روزهایی که تو کوچه به پست هم میخوردیم من خیلی سلام علیک گرم با سکس داستان خودشو خانوادش میکردم</p>
<h6>جوری شد که من با شوهر این خانم ایران سکس بعد از</h6>
<p>یک ماه دوست صمیمی شدیم و هر وقت تنها میشد زنگ میزد به من تا برم خونشون با هم مشروب بخوریم. رابطه ما همین جوری ادامه پیدا کرد و منم از خیر این خانم گزشتم و دیگه بهش فکر نمیکردم راستی اینم بگم من هم قیافم خوبه هم قدم187 و وزنمم 87 و یک کیر 20 سانتی خیلی کلفت دارم چند ماهی گذشت یک روز من سگم رو بردم پشت بام و یک صحنه جالب دیدم پشت بام ما روبروی اتاق خواب مینا خانم بود و راحت میشد دید و بعد دیدم خانم داره در حمام اتاق خواب رو باز میکنه و لخت شده کامل میره تو همونجوری بغل کولر نشستم و نگاه کردم جوری که کسی منو نبینه 10 دقیقه ای تو حمام بود و منم از جام بلند نمیشدم تا بیاد بیرون همونجور لخت ببینمش تا اخر اومد وای واقعا هیکلش از قیافش چیزی کم نداشت قدش 170 بود بدن سفیدی داشت سینه هاش 75 بودولی کسش خوب معلوم نبود باستن پری هم داشت وای کیرم سیخ شده بود و میخواستم برم همونجا ترتیبشو بدم ولی نمیشد با لاخره یواش یواش لباساشو پوشید منم محو تماشا بودم که یک دفعه دیدم جلوی پنجره واستاده و منو داره میبینه زود دولا شدم که منو نبینه ولی فایده نداشت اون منو دید و با حرص پرده اتاق رو کشید خیلی ترسیدم با خودم گفتم حتما شب به شوهرش میگه و یه دعوایی راه میوفته ولی شب شد و هیچ اتفاقی نیوفتاد. بعد از اون دیگه پشت بام نمیرفتم و وقتی هم تو کوچه میدیدمش از خجالت سرمو مینداختم پایین تا یک یا دو هفته ای گذشت مینا خانم تو محل با مادر من فقط دوست شده بود و با هم سلام علیک داشتن یک روز اومدم خونه و دیدم خونه ماست رنگم پرید وقتی دیدمش و با هم سلام احوال پرسی کردیم و من رفتم تو اتاقم بعد از چند دقیقه اومدم پایین تو حال دیدم هنوز نشسته و از مادر من بافتنی داره یاد میگیره وقتی من اومدم پایین نشستم مادرم رفت واسم چایی بیاره که یک دفعه مینا خانم گفت دیگه پشت بام نمیری منو میگی سرخ شدم و معذرت خواهی کردم و گفتم که سو تفاهم شده و بعد اون خندید و گفت عیبی نداره ولی دیگه سعی کن نشه چون که خوشم نمیاد کسی منو دید بزنه و بعد مادرم اومد و حرفشو قطع کرد اونشب من خوابم نمیبرد و همش تو فکر بودم که چرا خندید ایا خودشم خوشش اومده بود تا دو روز بعد که دخترش اومد در خونمون و به من گفت که کامپیوتر خونشون خراب شده و مادرش گفته اگه میتونید بیایید ببینید منم بلند شدم و باهاش رفتم وقتی رسیدم خونشون دیدم مینا خانم یه تاپ پوشیده با یه دامن کوتاه که بالای زانوشه و یک چادر انداخته رو سرش جلوی دخترش شروع کرد به معذرت خواهی و ببخشید وقتتونو گرفتیم و از این حرفها شوهرش همیشه 6 عصر میومد خونه و از 7 صبح نبود دخترشم داشت اماده میشد بره دبیرستان اخه شیفت بعد از ظهر بود درست سر ناهار من رفته بودم اونجا بعد نشستم سر پی سی و روشن کردم دیدم مشکل ویندوز داره و بهش گفتم و ازم خواست درستش کنم منم رفتم خونه تا سی دی هامو بیارم بعد که اومدم دیدم دخترش داره از در میره بیرون و ما 2تا تنها میمونیم بهش گفتم حالا که کسی نیست میخواهید برم شب بیام که همسرتون هست ولی اون نزاشت و گفت ایرادی نداره و منو رفتم مشغول به کارم شدم بعد مینا خانم با یک صندلی و 2فش شربت اومد و نشست بغل من منم تشکر کردم و شروع کردم شربت رو خوردم بعد بازم شروع کرد درباره اونروز صحبت کرد که چرا داشتم نگاش میکردم منم از خجالت خیس عرق شده بودم و گفتم که منظوری نداشتم و بعد کل ماجرا رو بهش گفتم که دوسش دارمو و اولین روز که دیدمش عاشقش شدم بعد پا شد لیوان شربت رو برد با خودم گفتم حتما ناراحت شد ولی یک دفعه دیدم اومد و دیگه چادر سرش نیست و مستقیم اومد نشست رو پام دستش رو انداخت دور گردنم و شروع کرد به لب گرفتن اصلا باورم نمیشد که به ارزوم رسیده باشم منم مثل قحطی زده ها شروع کردم به لب گرفتن و با دستمم سینشو مالوندم چند دقیقه ای تو همین حال بودیم و من دستمو گزاشتم رو پاش و رفتم لای پاهاش همن که دستم داشت میرسید به کسش دستمو کشید و گفت بسته و دیگه نزاشت کاری بکنم بلند شد نشست رو صندلی و تا وقتی که برم با هم حرف زدیم و هر از گاهی کیرمو میمالید تا کارم تموم شد و رفتم بعد از 3 روز خانوادم واسه مجلس ختم رفتن شهرستان و من تنها موندم از اونجایی که مامان به مینا خانم گفته بود که میرن اونم میدونست من تنها موندم فردای انروز سر ظهر زنگ در خورد منم درو باز کردم و دیدم مینا خانمه اومد و یک ظرف غذا اوورد و گفت که مامانینا نیستن واست ناهار اوردم منم دعوت کردم بیاد تو و همونجا تصمیم گرفتم کارو یکسره کنم اومد نشست و منم رفتم 2تا رانی با یک شیشه ویسکی اوردم ولی مشروب نخورد و گفت فقط با همسرش مشروب میخوره و رانی باز کرد و شروع کرد به خوردن منم نشستم بغلش رو مبل بعد بهش نگاه کردم انگار منظورمو فهمید و لباشو اورد جلو و من شروع کردم به خوردن اونم همینطور تاپشو در اوردم بعدشم سوتین رو و شروع کردم به لیسیدن گردن ولاله گوشش بعد بلندش کردم بردم تو اتاق و وقتی رفت رو تخت پریدم روش و باز شروع به خوردن کردم در همین حال مینا خانم زیپ منو باز کرد و کیر سیخ شده منو در اورد وقتی دید یک جیغی زد و گفت جون عجب چیزیه منم تعجب کردم نه به اونروز که نزاشت دست به کسش بزنم نه به امروز که هیچ مقاومتی نمیکنه البته بعدا که ازش پرسیدم گفت دلیلش این بود که تو سکس خیلی سرو صدا میکنه و وقتی دست به کیر من زده بود و دیده بود کلفته ترسیده بود بلند جیغ بزنه و نزاشته بود که بیشتر پیش بریم خلاصه جفتمون لخت شدیم و مینا خانم به سختی کیرمو میکرد تو دهنش و ساک میزد بعد از 1 یا 2 دقیقه دیدم همچین حرفه ای می<br />
خوره و میماله که داره ابم میاد زود از دهنش در اوردم و خابوندم و شروع کردم از لباش وسینه هاش تا کل بدنشو لیسیدمو خوردم وقتی با زبونم چوچولشو میلیسیدم داد میزد که بکن بسه بکن منم بلند شدم و یک کانوم کشیدم رو کیرم بعد مینا رو دمر کردم واز پشت کردم تو کسش خیلی تنگ بود انگار که دختر بود تا کیرمو فرو کردم یک جیغ بلند کشید و منم شروع کردم به تلمبه زدن 5دقیقه ای تلمبه زدم ومینا هم صداش کل خونرو برداشته بود جوری اه ناله میکرد که منو حشری تر میکرد و سرعت تلمبه هام بیشتر میشد بعد دیدم بدنش لرزید و یه اهی کشید و بی حال افتاد منم بغلش دراز کشیدمو و شروع کردم به نوازش کردنو و بوسیدنش بعد گفت که تا به حال اینقدر سکس لذت بخشی نداشته و کلی ازم تشکر کرد و ازم قول گرفت که همیشه با هم باشیم و سکس کنیم بعد بلند شد و چون من ارضا نشده بودم باز شروع کرد به ساک زدن و دوباره کیرم سیخ شد و بعد نشست روش و کیرمو تا ته کرد تو کسش و شروع به بالا پایین شدن کرد جوری بهم حال میداد که الان یادش میفتم ابم راه میفته بعد منم همونطور با دستم چوچولشو میمالیدم به کیرم اینقدر بالا پایین شد و منم چوچولشو مالیدم که بازم ابش اومد و همونطور دراز کشید رو من منم که انگار نه انگار که ابم میخواد بیاد بعد خوابوندمش دمر رو تخت و یه تف به در کونش زدم و با انگشتم شروع کردم به مالیدن ولی اون نمیزاشت و میترسید میگفت تا حالا از عقب به شوهرشم نداده به خاطر دردش ولی با اصرار و مالیدن سوراخش راضی شد که بکنم بعد از کلی مالید کیرمم خیس شده بود کیرمو گزاشتم در کونش و با فشار کردم تو جوری که احساس میکردم کیر خودم داره جر میخوره و مینا هم شروع به جیغ و داد کرد که در بیار دردم میاد ولی من محکم بغلش کردم و اجازه ندادم تکون بخوره و اروم اروم عقب جلو کردم اینقدر تنگ بود که به یک دقیقه نکشید بعد از 10 تا تلمبه ابم اومد و زود کاندومو در اووردم و ریختم رو سینه هاش بعد همدیگرو بغل کردیم و دراز کشیدیم و تا عصر 2 بار دیگه با هم سکس کردیم و از اون روز به بعد ما هفته ای 2 یا 3 بار با هم سکس میکنیم و تا همین الانم ادامه داره و ما هنوزم مثل روز اول عاشق هم هستیم دوستان این یکی از داستانهای سکس منه و کاملا واقعی از بس داستانهای تخیلی دیدم اینجا تصمیم گرفتم اینو بنویسم و اولین داستان منه اگه خوب نبود معذرت میخوام ولی سعی کنید واقعی بنویسید راستی دفعه بعد داستان سکسم با دکترمو مینویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%d8%a2%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177682</post-id>	</item>
		<item>
		<title>این دختران قابل گایده شدن هستن و عاشق رقص و آواز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باجناقم]]></category>
		<category><![CDATA[بببینم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[پستونات]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتاییمون‬]]></category>
		<category><![CDATA[حمومرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[رودرواسی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنیه]]></category>
		<category><![CDATA[ریختیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدن]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هرچهار]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یکنواخت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فیلم سکسی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در سکسی این میان داشت. اون از اول دوستی شاه کس ما رو می دونست و به ما کمک می کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و کونی با هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فیلم سکسی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو</h2>
<p>دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در سکسی این میان داشت. اون از اول</p>
<h3>دوستی شاه کس ما رو می دونست و به ما کمک می</h3>
<p>کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و کونی با هم باشیم.خونه یکی از دوستاشو بعضی از وقتا برامون خلوت می کرد تا</p>
<h4>ما جنده دوتا با هم باشیم. البته وقتی فهمید ما دو</h4>
<p>تا کار رو تموم کردیم دیگه پستون اینکار رو نکرد. اخه خیلی ترسیده بود خواهرش (زنم ) حامله بشه. البته اون</p>
<h5>شب رو کوس هیچ وقت از یادم نمی ره. یک سکس</h5>
<p>واقعی داشتیم خلاصه ما دو تا با هم ازدواج کردیم.روزها داشت می گذشت و ما دوتا بیشتر روز ها به خونه باجناقم سکس داستان می رفتیم و</p>
<h6>با اونا بودیم. کمی در مورد خانواده زنم ایران سکس بگم. خواهر</h6>
<p>و خودش و مادرش از خانواده های با فرهنگ بودن.هیچ احساس رودرواسی از هم ندارن. خواهر زنم همیشه پیشم با دامن کوتاه و سینه باز هستش. البته شوهرش از اون فهمیده هاس ادم روشنیه. زیاد اهل بسته بودن و اینا نیست. منم به زنم گفتم قبلا هرجوری تو خونه بودی اونجوری باش و اونم مثل خواهرش سروسینه و پاهاش جلوی باجناقم باز هستش بعضی وقتها دیدم که باجاناقم داره از روی شهوت نیگاه می کنه.یه شب تا دیروقت خونه باجاناقم بودیم داشتیم فیلم می دیدیم فیلمه کمی باز بود تقربیا نیمه بود هر چهارتامون بدجوری شهوتی شده بودیم.نصف شب شده بود می خواستیم که بخوابیم یهو گفتم بایید با هم اینجا بخوابیم. همین که اینوگفتم نگو همگی منتظر این برنامه بودن موافقت کردن. دوتا پتو انداختیم زمین و دوتا لحاف هم آوردیم و خواستیم بخوابیم.شهوت داشت تو اتاق موج می زد. خواهر زنم طوری نشسته بود که دستش رو گذاشته بود روی کیر شوهرش و شوهرش هم با دستش کونش رو بازی می داد. زنم این موقعیت رو بهم نشون داد. من کیرم باد کرده بود رفتیم آشپزخونه و وحشیانه همدیگرو بغل کردیم و بوسیدیم. بهش گفتم کاش می شد امشب با هم سکس داشتیم گفتش چطوری ؟ گفتم میشه با اونا و پیش اونا این کار رو بکنیم. با تعجب گفت مگه میشه ؟ گفتم چرا نشه می دونم اونام این رو می خوان. باید یه جوری این موضوع را باز کنیم. گفتم که من نقشه اش رو کشیدم. خلاصه رفتیم پیش اونا.من شبها عادت دارم فقط با یه شورت بخوابم بعضی از وقتها اونو هم در می اروم.رفتم زیر لحاف و شروع کردم لباس هامو در اوردن. زنم هم متوجه این موضوع شد. خندید و گفت عزیزم تو خونه خودمون نیستیم هابواشکی گفتم زیر لحاف تو این تاریکی کی می فهمه. مطمئن بودم که اون دوتا متوجه این موضوع بودن. زنم هم پیرهنشو در اورد و با یه کرست منو بغل کرد. ما بی خیال نقشه شدیم شروع کردیم با هم حال کردن. یهو باجناقم گفت ببینم شما دارین چکار می کنید لحاف رو بلند کردم و گفتم هیچ داریم بهم قصه می گیم. گفتش به ما هم بگین.با خودم گفتم دیگه جای خجالت کشیدن نیست بهش گفتم بیایین با هم راحت باشیم می دونیم که هر چهارتاییمون چقدر دلمون می خواد با هم این کار رو بکنیم پس بیایید از هم خجالت نکشیم.باجناقم گفت : من از خدا می خوام. خواهر زنم یه صدای شهوتناکی کرد و گفت عزیزم بیا بغلم.شوهرش رو بغل کرد. باجناقم گفت فقط یه شرط داره. گفتم چه شرطی؟گفتم بیایین فقط با همسرهای خودمون فقط باشیم با دیگری کاری نداشته باشیم. با هم گفتیم باشه. خلاصه اروم کارها شروع شد. زنم شلوارش رو در آورد با شرت وکرست افتاد بغلم. من هم که با شرت بودم کرست زنم رو کمی دادم پایین نوک پستونش اومد بیرون. داشتم می خوردم یهو دیدم صدای اونا بلند شد برگشتیم دیدم خواهر زنم کیر شوهرش رو گرفته و داره براش ساک می زنه. باجناقم لخت شده بود از سرعت عمل اونا تعجب کردم. از این که با یه زوج دیگه داشتیم سکس می کردیم بدجوری تحریک شده بود برگشتم سراغ زنم کرست و شرتش رو در اوردم و اون هم شرت منو در اورد به حالت 69 قرارگرفتیم. مال همدیگر رو شروع کردیم خوردن.وسط کار برگشتم دیدم خواهرزنم لخت شده. یه بدن سکسی کامل بدون هیچ گونه نقصی پستونهای گرد و برچسته و یه کس طلایی. گفتم که باید اونو هم بکنم. برگشتم و به زنم گفنم بیا کار اصلی رو بکنیم اون هم قبول کرد. خوابید و پاهاش رو باز کرد از کسش داشت اب شهوت می اومد کیرم رو دستم گرفتم خواستم برم روش که خواهرش یهو اومد گفت می خوام بببینم کیرت چطور کس خواهرم رو می خواهد تصاحب کنه. گفتم بیا و ببین باجناقم هم اومد خلاصه اروم سرکیرم رو گذاشتم جلوی کس زنم اون دوتا هم خم شده بودن وداشتن اونو می دیدن که اروم کیرم رو فشار دادم دیدم خیلی خیلی اروم لغزید رفت تو همین که تمامش رفت تو زنم لرزید فهمیدم گه بخاطر دیدن اونا زود ارضا شده خلاصه داشتم با تمام وجود عقب وجلو می کردم اونا هم رفتم بغل هم. ابم داشت می اومد گفتم حیفه یه لحظه دیدم اونا هم می خوان کار رو تموم کنن. به زنم گفتم ما هم بریم مال اونا رو نگاه کنیم. گفت باشه. بلند شدیم رفتیم کنار اونا دیدم کس خواهرزنم داره از شهوت میترکه. باجناقم کیرشو گرفته دستش می خواد بکنه اون تو. رفتم جلو کمی از اب دهنم رو زدم به کیرش. این کارم باعث شد خواهرزنم بلرزه. داد زد : زود باش کیر تو بذار تو دارم می میرم تا ته بکن. جلو خواهرم من بکن بعدش گفت خواهر سکسی من بیا ببین چطور کسم می خواد باز شه. خلاصه باجناقم هم نامردی نکرد و کیرش و تا ته گذاشت تو کسش. هردو تاشون داشتن داد می زدن. ما هم کنار اونا شروع کردیم به کار. هر دوتا جفت داشتیم یکنواخت کار می کردیم داشت ابم می اومد داد زدم دارم می ام زنم گفت همشو بریز تو خواهرش هم گفت تو هم بریز تو ما دوتا هرچی اب داشتیم ریختیم تو کس زنامون.هرچهارتامون سست شده بودیم. گفتیم بریم حموم.رفتیم حموم. تصمیم گرفتیم همه با هم همدیگر رو بغل کنیم. وقتی بدن خواهرزنم رو گرفتم کیرم بلند شد. شوهرش گفت اوهوی چه خبره؟گفتم مگه تو حالت بهتر از منه همه خندیم اخه کیرش تو دست زنم راست شده بود و داشت با اون بازی می کرد.خواهرزنم گفت یه چیزی بگم من دوست دارم جفت ها عوض بشه. موندیم چه بگیم زنم گفت راست میگه من هم می خوام. من هم گفتم راستش رو بخواین من هم می خوام. باجناقم هم قبول کرد تو همون حموم شروع کردیم به کار. خواهرزنم چقدر شهوتی بود. زنم تو بغل باجناقم داشت از شهوت می مرد. سرو صدایی می کرد که تعجب کردم. پستونهای خواهرزنم رو شروع کردم به خوردن. زنم داشت کیر باجناقم رو می خورد.گفتم بریم اتاق او<br />
مدیم بیرون و همدیگر رو خشک کردیم و کار رو ادامه دادیم. وسط کار دیدم زنم پاهاش رو دور کمر باجناقم قفل کرد و اون داره تلمبه میزنه. با دیدن این وضعیت ما دو تا بیشتر شهوتی شده چنان کیرم را ته کردم تو کس خواهرزنم که داشت بال بال میزد. گفتم می خوام ابم رو بریزم رو پستونات. گفت بیا بیا همین که کیرم رو در اوردم چنان اب منی رو پاشید رو صورتش که از خودم تعجب کردم. باجناقم هم خودش رو شکم زنم خالی کرده بود. خلاصه هرچهار تامون سست افتادیم کنار هم بوی عرق و شهوت می اومد.بعد از یه ساعت بلند شدم دیدم اونا خوابیدن. رفتم دستشویی و اومدم و خواهرزنم رو بیدار کردم و اون هم بعد از دستشویی اومد و ما باز هم شروع کردیم. با صدای تلمبه زدن ما اوناهم بیدار شدن. زنم داشت تعجب می کرد گفت خوبه افرین چشم رو دور دیدی گفتم برای بار اخر می خوام خواهرت رو بکنم. توهم بیا ببین خلاصه زنم کنارمون نشست و کردن خواهرش رو نگاه می کرد و پستونای خواهرش رو لیس می زد. و از پشت باجناقم داشت کسش رو می گایید.بعداز نیم ساعت دیگه از هرچی کس وکیر بود خسته شدیم. خوابیدیم.صبح دیدم خواهرزنم لخت داره تو اشپزخونه صبحانه درست می کنه. زنم هم لخت کنارم خوابیده بود. همه بلند شدیم. خواستیم لباس بپوشیم بهم نگاه کردیم وهمگی با هم خندیدیم چون لباس پوشیدن دیگه معنی نداشت. تا عصر که اونجا بودیم چندین بار با هم سکس کردیم دیگه این مسئله بین ما حل شد ولی اینو هم بگم تا الان هم با هم هستیم ولی هیچ وقت تنهایی با زنای هم کاری نکردیم چون قول دادیم که فقط وقتی با هم چمع باشیم از این کار ها بکنیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177678</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ بیرون از شهر وسط  پیکنیک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%db%8c%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%db%8c%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Dec 2019 07:39:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[توکونم]]></category>
		<category><![CDATA[چسباندم]]></category>
		<category><![CDATA[خانمها]]></category>
		<category><![CDATA[خواباندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتها]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیرموخیس]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[منم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[از من بزرگتره پنج سال فیلم سکسی پیش ازدواج کرده. رابطه ما از روز عروسی دائیم شروع شد البته از چند سال قبل هم من هر فرستی سکسی پیدا میکردم خاله مریمو دید میزدم چه شاه کس کون باحالی داشت. سینه هاش تو یه مشت جا میگرفت وقتی شلوار تنگ می پوشید کونی رونای گوشتیش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>از من بزرگتره پنج سال فیلم سکسی پیش ازدواج کرده. رابطه ما از</h2>
<p>روز عروسی دائیم شروع شد البته از چند سال قبل هم من هر فرستی سکسی پیدا میکردم خاله مریمو دید میزدم</p>
<h3>چه شاه کس کون باحالی داشت. سینه هاش تو یه مشت جا</h3>
<p>میگرفت وقتی شلوار تنگ می پوشید کونی رونای گوشتیش ادمو میکشت.همه چی از عروسی دائی رضا شروع شد.چند روز قبل از</p>
<h4>عروسی جنده منزل دائی بودیم و داشتیم تدارکات عروسی را می</h4>
<p>چیدیم. خانمها هم داشتند مقدمات پختن پستون غذا را برای ظهر میچیدند که مامانم صدام کرد وگفت بیا خالتو برسون تا</p>
<h5>خونه شون کوس لباس هاش کثیف شده میخواد تعویض کنه منم</h5>
<p>از خدا خواسته گفتم چشم مامان جون.با خاله مریم سوار ماشین شدیم وراه افتادیم خاله کنار من نشسته بود وداشت در مورد سکس داستان عروسی دائی صحبت</p>
<h6>میکرد منم زیر چشمی اونو دید میزدم وای ایران سکس چه بدن</h6>
<p>سکسیی داشت.رسیدیم خونه خاله. توی حیاط ایستادم وخاله هم رفت داخل که لباس هاشو بپوشه.منم این فکر به سرم زد که از جا کلید. خاله را دید بزنم یواش یواش رفتم داخل واز سوراخ جا کلید نگاه کردم وای من داشتم چه می دیدم خاله پیراهنشو از تنش در اورد بود چه سینه هایی بدنش سفید مثل برف بود. حالا داشت شلوارشو در می اورد پشتش طرف من بود خم شد که شلوارو بیاره بیرون عجب کون باحالی چاک کونشو که دیدم دیگه کنترلمو از دست دادم. کیرم شق شق شده بود درو باز کردم رفتم تو خاله تا منو دید جا خورد. گفت تو اینجا چکار میکنی ولی من دیگه حشری شده بودم رفتم به طرفش وگرفتمش تو بغل وای چه بدن گرمی داشت میخواست مقاومت کنه که من سینه هاشو گرفتم وشروع کردم به خوردن همین جور که داشتم سینه هاشو میمکید با دستهام با کونش ور رفتم خاله دیگه نتونست مقاومت کنه اخه او هم داشت حشری می شد. لیس زدنو به طرف پائین ادامه میدادم به شکم .رون تا انگشتهاش. خاله را رو شکم خواباندم و کونشو شروع کردم به لیسیدن کون سفیدشو گاهی گاز می گرفتم.میبوسیدم .میخوردم وای چه طعم خوبی داشت لای کونشو باز کردم و سوراخشو لیس میزدم.انگشتمو خیس کردم اروم اروم کردم تو کونش اولش خودشو جمع میکرد ولی بعد از چند بار عقب وجلو خوشش اومد . به خاله جونم گفتم برگرده و رو به جلو بخوابه. چند لب گرفتیم بعد من با چشمام اشاره کردم به کیرم .خاله هم متوجه شد که باید برام ساک بزنه شلوارمو کشید پائین وشروع کرد به ساک زدن کیرمو تا ته میکرد تو دهنش وچنان می لیسید که انگار چند سالی گرسنه بوده من هم موهاشو توی دستهام گرفته بودم و صدای ناله هام بلند شده بود. کیرمو از دهنش اوردم بیرون ورفتم به طرف کسش وای کس خاله چه بوی خوشی می داد زبونمو کردم تو کس خاله مریم و شروع کردم به لیسیدن همین جور که داشتم کسشو می خوردم با دستمهام سینه هاشو می مالیدم کم کم صدای اخ اخش شروع شد من کسشو می خوردم خاله هم ناله می کرد.همین جور میگفت خاله قربونت بره بخور.بخور خوب میخوری عزیزم من هم زبونمو کرده بودم بین لبهای کسش و میمکیدم. خاله گفت دیگه طاقت ندارم زود باش کیرتو بکن تو کسم منم سر کیرمو با تف خیس کردم وگذاشتم در کس خاله جونم وای چه کس گرمی هر چه بیشر کیرم میرفت داخل حرارت کسشو بیشتر احساس میکردم .شروع کردم به تلمبه زدن همین جور که عقب وجلو می کردم پاهای خاله هم می رفت بالا تر.با مو هام بازی میکرد ونا له میداد.بهش گفتم برگرد از پشت میخوام بکنمت حالت فرغونی(سجده)شد و منم کیرموخیس کردم و گذاشتم در کونش یواش یواش کردم تو کونش اولش میگفت در می کنه ولی بعد از چند لحظه دیگه چیزی نگفت متوجه شدم داره خوشش میاد. مشخص بود شوهرش هم از عقب اونو میکرده چون خیلی دردش نگرفت.شروع کردم به تلمبه زدن چنان تلمبه میزدم که وقتی به کون خاله می خوردم موج تو لمبه هاش می افتاد دپگه داشت منیم می امد به خاله گفتم داره می یاد بریزم تو کونت گفت اره همشو بریز توکونم گفتم امد.امد&#8230;..وتا اخر خودمو چسباندم به خاله جونم جوری که کیرم تا ته رفته بود تو کونش . خاله اروم اروم خوابید من هم روش خوابیدم دوست داشتم ساعتها همین جور رو خاله بخوابم. این اولین سکسی بود که من وخاله باهم داشتیم .ولی دیگه هر وقت دوست داشتیم با یه زنگ همه چی حل بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%be%db%8c%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177681</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر کوچولوی خوشگل حسابی رو تخت سوراخ میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Dec 2019 07:39:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دلگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقيم]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همواره]]></category>
		<category><![CDATA[هميشگی]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از</h2>
<p>لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد</p>
<h3>ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک</h3>
<p>پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم حق را ناحق نکرد و سرمايه پدر در شرکت را مايه</p>
<h4>دلگرمی جنده و کمک زندگی ما نمود بطوری که واقعاٌ در</h4>
<p>اين سالها فقط ما در رنج پستون دوری پدر بسر برديم من تنها پسر خانواده بودم و عزم کردم تا مطابق</p>
<h5>خواسته قلبی کوس و هميشگی پدر مرحومم تحصيل کنم و با</h5>
<p>جديت تمام وارد دانشگاه شدم عمو صمد با پذيرفته شدن من در يکي ازدانشگاههای تهران اين دلگرمی را داد که حتماً شرايط سکس داستان راحتی برای استقرارم</p>
<h6>در آنجا بوجود خواهدآورد و آپارتمانی خريد به ایران سکس نام وراث</h6>
<p>که من و دو خواهرم آسوده در غربت درس بخوانيم . کار شرکت نيز توسعه و رونق بيشتری گرفته بود و عمو صمد بيشتر به تهران تردد داشت و سرکشی مدام او خيال مادر را راحت کرده بود . يک عصر که از دانشکده به منزل برمی گشتم يک خودروی شخصی مقابل پای من ايستاد راننده مسن با رويي خندان گفت که اگر مستقيم ميروم مرا تا مقداری از مسير راه مرا خواهد رساند من سوار شدم و پس از کمی طی راه نگاهی به من انداخت و پرسيد دانشجو هستيد ؟ کوتاه پاسخ دادم بله مجدد سو.ال کرد حتماً هم مجرد !! گفتم بله به نظر قصد داشت تمام راه را برايم صحبت کند با لحنی معنادار گفت دلم به حالتان ميسوزد گفتم چرا ؟-آخه ما متأهل ها که هر هفته دو سه مرتبه شبها خودمون را شارژ ميکنيم باز هم دلمون ميخواد يکی رو پيدا کنيم وای به حال شما . منظورش رو فهميدم اما شايد هول شدم که جواب دادم چه کنيم که مجبوريم بزنيم تو سر اين طفلکی و به جلوی خودم اشاره کردم خنديد و با دست به روی پای من که کنار دستش بودم زد طوری که به نزديکهای بالای رانم دستش کشيده شد و گفت چرا بزنی به سرش گناه دارد و بدون مقدمه دستش رو گذاشت جلوم من گفت زود راست ميشه ؟! حسابی ترسيده بودم گفتم مرسی پياده ميشم گفت مگه نميخوای با هم بريم خانه جواب دادم نه من سر راه کار دارم هاج و واج من را نگاه کرد و دورشد رفت وقتی اومدم خونه رنگ به رو نداشتم و داشتم از ترس ميمردم ولی فهميدم عمو صمد اومده و چون کليد داشته رفته بود حمام گرفته بود اما فکر ميکرده من ديرتر خواهم آمد با حوله دور کمرش وسط نشيمن ايستاده بود سلام کردم و عذر خواستم بدون در زدن اومدم اما البته از آنچه که شده بود ناراضی هم نبودم چون برای اولين بار ميديدم که عمو صمد چقدر بدن ورزيده ای دارد بازوهای ستبر و سينه پهنش واقعاً ديدنی بود با اين سن هنوز ماهيچه های شکمش منثل يک ورزشکار بنظر ميرسيد ولی يک تفاوت مهم بدن عمو صمد اين بود که تقريبا هيچ جايي از بدنش نبود که بدون مو نباشه . تمام اين هيکل ورزيده و زيبا از پشم سياه پوشيده شده بود و کمتر ميشد فهميد که لباس دارد يا اين بدن برهنه اش هست حتی وقتی پشتش رو به من کرد شونه ها و کتفش مثل سينه اش سياه از پشم بود. خلاصم من مبهوت بدن پشمالوش بودم و سر جا خشکم زده بود اما انگار عمو صمد متوجه چيز ديگه شده باشه سوال کرد عمو جان چرا رنگت پريده و با اصرار زيادش مجبور شدم ماجرای راه دانشگاه رو براش تعريف کنم. وقتی تمام شد کلی به من خنديد و گفت همين ! تو برای همين اينقدر ترسيدی ؟! تو که نبايد از اينچنين مطلب ساده ای بترسی . من گفتم آخه روزانه ماجراهای زيادی در روزنامه ها مينويسن که به اين شيوه کسی رو کشته اند دوباره خنديد و گفت نه بنده خدا قصد بدی نداشته ميخواسته کمی لطف در حقت کنه و سرگرمت داشته باشه . و بازوشو دور کمر من گذاشت و منو برای آرامش کشوند سمت کاناپه . کنارم نشست و پرسيد حالا بگو عمو برای اين حسی که داری چه ميکنی ؟ منو مثل يک دوست صميمی بدان و راحت بگو بهرحال شما جوانی و غريزه جنسی در همه وجود دارد چون هميشه سرم گرم درس و دانشگاه بوده اعتراف کردم که راستش از اين جهت عقب مانده از دنيا و همسن و سالان هستم منو تو بغلش محکم گرفت و به سينه برهنش چسبوند و سرم و بوسيد و کلی قربون صدقه من شد که چقدر من پسر نجيبي هستم و گفت نگران نباش عمو ميخوام امروز چيزی بهت نشون بدم که راه غلبه به ترس از اين موارد رو آموزش ببينی .بوی عطری که به سينش زده بود دلچسب بود و دوست نداشم اين کار تمام بشه و لابلای موهای سينه عمو رو بو ميکشيدم آرام آرام نوازش های عمو صمد از طرف سرم به صورت کشيده شد و سينه های منو ملايم نوازش کرد و به طرف شکمم دستش رفت از جانبی نگران شرايط بودم و از طرفی هم به اين دليل که از کودکی هميشه عمو صمد را دوست داشتم از اين کارش خوشم اومد لبش رو گذاشت روی پيشانيم و بوسيد و گونه ام رو هم بوسيد و برای اينکه وضعيت منو محک بزنه آروم با زبونش ليسيد . و به طرف لبام رفت من هم لبش رو بوسيدم و عمو صمد زبانش رو با فشار داخل دهانم کرد حسابی داغ شده بودم و احساس ميکردم قلبم دارد تاپ تاپ صدا ميکنه همين موقع عمو صمد حوله دور کمرش را باز کرد و دست منو گرفت گذاشت روی کيرش . هنوز کير عمو صمد سفت و راست نشده بود ولی حسابی کلفت و دراز بود و سر قرمزی داشت معلوم بود که يک هفته قبل کيرش رو اصلاح کرده باشد چون پشم کوتاه و زبری داشت اما الباقی بدن همچنان سياه و پشمالو بود هيچ وقت فکر نميکردم عمو صمد که سفيد پوست و تر و تميز و اصلاح کرده ديده بودمش اينقدر پشمآلو باشه با دستم کمی با کيرش ور رفتم اون هم زيپ شلوارم را پائين کشيد و بدنبال کيرم دستش رو برد لای شورتم . اين کار عمو صمد آرامشی به من داد که فقط قصدش از اين کار پاره کردن کونم نيست. خلاصه با دستم بيشتر کير و خايه هاش رو که هر کدوم اندازه يک گلابی بزرگ بودند ماليدم. حسابی کيرش بلند شده بود. کير سفيد با سر قرمزش که کلفت و گوشتی بود ديدنی بود عمو منو بلند کرد و لباسهام رو از تنم درآورد . کيرم رو که از شورت درآورد با دستش گرفت و گفت به به ! عجب خوشگله و بدون هر توضيح ديگه تمام کيرم رو برد داخل دهانش و شروع به مکيدن کرد واقعاً نميدونم اين کار چقدر من را سست کرد ولی ناخودآگاه من هم روی عمو صمد دراز کشيدم و کيرش رو به دهانم نزديک کردم تمام کيرش داخل دهانم جا نشد سرم را نگه داشت و با فشار سر کيرش رو به دهانم فرو کرد طوری که به حلقم خورد و نزديک بود بالا بيارم با زبون خايه ها و لای پاهام رو ليسيد و با حرکت سر و چشم فهموند که من هم ه<br />
مين کار را بکنم سرش را بيشتر لای پاهای من برد بطوری که زبانش را گذاشت روی سوراخ کونم و شروع کرد به ليسيدن سوراخم اينقدر اين کار شيرين و دلچسب بود که پاهام را بازتر گذاشتم و البته من هم همين کار را کردم زمان زيادی طول کشيد و ما ادامه داديم عمو صمد بلند شد و اين دفعه نشست روی سينه من و کيرش رو روی کيرم گذاشت در قبال کير کلفت و دراز اون من چيز قابلی نداشتم هر چند که هر از گاهی عمو صمد قربون همه چيز من ميشد از اندازه کيرم تا رنگ نسبتاً تيره خايه هام . چند بار بالا و پائين رفت و من زير فشار کيرش داشتم لذت ميبردم سرش رو گذاشت روی نوک سينه ام و با زبونش ليسيد و با دست هم نوک سينه ديگم رو ميماليد من هم همينکار رو کردم تازه فهميدم که ليسيدن نوک سينه های پشمالوی عمو صمد واقعا لذت وصف ناشدنی داره و اصلاً دوست نداشتم اين کار تمام بشه دوباره کيرش رو اورد جلوی صورتم آب شفاف و بی رنگ فراوانی از سر کيرش سرازير بود با شهوت تمام کيرش را محکم با دست گرفتم و شروع کردم با قدرت مکيدن سر کيرش و با دست ديگه هم زير خايه هاشو ميماليدم . عقب رفت و کيرش رو از دهانم بيرون کشيد پاهام را داد بالا و گذاشت روی شونه هاش اول با انگشت حسابی سوراخم را ماساژ داد و انگشتش رو داخل کونم فرو کرد و چرخوند حس خوبی بود و درد نداشتم اما انگشت دومی را هم که فرو کرد دردم اومد خنديد و گفت قسمت سختش همين جاست الباقی راحت انجام ميشه با چند بار چرخاندن انگشتاش اين درد تمام شد سر کيرش را با چند بار تف زدن به تمام کيرش و سر گندش خيس کرد و به آرومی کمی فشار داد سر کيرش که داخل شد ميشد تمام داغی اون رو حس کرد صبر کرد به اين کار عادت کنم و اين دفعه کمرم را هم کمی بالا داد و يک کوسن گذاشت زير کمرم بعد هم روی سينه من دراز کشيد و سر کيرش که به بهترين وضعيت داخل شده بود با فشار بيشتر هل داد تا ته رفته بود و با هر ضربه تلمبه که به من ميزد برخورد خايه هاش به زير سوراخ کونم را کامل حس ميکردم . داغ داغ شده بود و از همه بدنش عرق روان بود زير بغلم را داد بالا و با زبان ليسيد قلقلک و شهوت زيادی داشت من هم زير بغل های عمو صمد را که پشمالو بود ليسيدم و اين کار را براش عاشقانه انجام دادم احساس ميکردم دوست دارم همه کاری براش بکنم برای همين همديگر را ليسيديم و ماليديم قبل از اينکه آبش بريزد کيرش را از کونم بيرون کشيد و به پشت خوابيد و گفت حالا نوبت توست که منو بکنی سوار به پشت پر پشم عمو حتی اگر نمی کردمش هم برای من جالب بود اما مطابق کاری که ياد داده بود اونو آماده کردم و کيرم را گذاشتم تو سوراخش کمی کونش را بالا داد و من از زير کير و خايه هاش رو ماليدم خوشش آمده بود گفت هر وقت خواست آبت بياد بگو . داشتم ديگه به اوج ميرسيم که عمو فهميد برگشت و کير منو گرفت دوباره شروع کرد به مکيدن کيرم ديگه طاقت نياوردم و از سر کيرم مثل يک آتش فشان خروشان آب شروع به فوران کرد عمو صمد هم کير منو گذاشت تو دهنش و آب از کنار دهنش بيرون ميريخت وقتی تمام شد دوباره محکم کيرم را مکيد و تا آخرين قطرات آب کيرم را بيرون آورد حالا دوباره نوبت من بود کير عمو صمد را دستم گرفتم و براش مکيدم فريادش به هوا بلند شد و مثل فواره آب از کير کلفت و گوشتی عمو بيرون زد مزه خوبی داشت داغ و کمی شيرين و دهانم رو پر کرد و از صورتم ميچکيد . تمام اتاق پر شده بود از بوی آب کير عمو صمد .به نفس نفس افتاده بود و عرق فراوان از تمام بدنش سرازير بود بلند شدم و تمام بدنش رو ماليدم و ليسيدم و بعد کنارش دراز کشيدم . اون شب عمو صمد تمام ترس من از سکس و مردان غريبه ای که ممکن هست به فکر شکار پسران خوشگلی مثل من باشند را ريخت ولی شروع يک رابطه صميمی بين ما شده و الآن پس از يازده سال من هنوز ازدواج نکرده ام و هميشه عمو به بهانه های زيادی به ديدن من مياد و شب را با من ميگذراند .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177688</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پرستار خواهرم رو خوب گاییدم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 09:26:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اونجامو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازاينكه]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودولم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[شانزده]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسها]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنين]]></category>
		<category><![CDATA[نبودند]]></category>
		<category><![CDATA[هركاري]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/pSWGjroSzjzUNra1Q_NZeA/023/572/225/1280x720.c.jpg.v1689772809" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پرستار خواهرم رو خوب گاییدم" title="پرستار خواهرم رو خوب گاییدم" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>دومي اسمش نسترنه و ٢ فیلم سکسی سال از من كوجكتره و اخري هم نيلوفره كه ٦ سال ازم كوجيكتره. دنياي سكس من از وقتي نه سالم سکسی بودشروع شد ،نازنين شانزده سالش بودو معلوم شاه کس بودخيلي حشريه(بخاطرهيكلي كه داشت خيليا دنبالش بودن) اولين جايي كه توي بدنش جلب توجه ميكرد کونی سينه هاي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/pSWGjroSzjzUNra1Q_NZeA/023/572/225/1280x720.c.jpg.v1689772809" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پرستار خواهرم رو خوب گاییدم" title="پرستار خواهرم رو خوب گاییدم" decoding="async" /></p><h2>دومي اسمش نسترنه و ٢ فیلم سکسی سال از من كوجكتره و اخري</h2>
<p>هم نيلوفره كه ٦ سال ازم كوجيكتره. دنياي سكس من از وقتي نه سالم سکسی بودشروع شد ،نازنين شانزده سالش بودو</p>
<h3>معلوم شاه کس بودخيلي حشريه(بخاطرهيكلي كه داشت خيليا دنبالش بودن) اولين جايي</h3>
<p>كه توي بدنش جلب توجه ميكرد کونی سينه هاي درشتش بود و هميشه لباسهاي يقه باز تنش ميكرد كه بيشتر دلبري</p>
<h4>كنه، جنده يه بار كه بابامو مامانم خونه نبودند و من</h4>
<p>مشغول مشق نوشتن بودم ، نازنين پستون ازتوي حموم صدام كرد ،رفتم ديدم درحموم بازه داد زدم باهام كاري داشتي ،</p>
<h5>نازنين هم کوس كفت بيا تو سردمه منم رفتم تو حموم</h5>
<p>وديدم يه سري لباس ريخته كف حموم و خودش هم لخت لخت بود. شبيه علامت سوال شده بودم كه ديدم نازنين خوابيد سکس داستان روي لباسها و</p>
<h6>من كه بالاي سرش وايساده بودمو اروم كشوند ایران سکس روي خودش</h6>
<p>بعد همونطور كه روش خوابيده بودم شلواروشرتمو كشيد بايين و بادستاش كه روي كونم بود منو به خودش فشار ميدادو مداوم اينكارو تكرار ميكردو تندتند نفس ميكشيد بالاخره بعدازدقايقي فشارشو بيشتر كردو احساس كردم از حال رفته . من بلندشدمو از حموم اومدم بيرون با يه دنيا سوال كه توي سرم بود ،البته درهمان لحظات حس خوبي داشتم دلم ميخواست بيشتر روي بدن لخت نازنين ميخوابيدم بااينكه دودولم كمي خراش برداشته بود(بخاطراينكه كسش خيلي مو داشت) امادوسه روز بعد كه هوا برفي هم بودو بجز منو نازنين كسي خونمون نبود، دوباره نازنين از توي اتاقش صدام كردو منهم رفتم توي اتاقش ديدم لخت لخت خوابيده روي زمين وبااشاره نازنين لباسهامو دراوردمو رفتم روش خوابيدم ،ايندفعه سرمو روي ممه هاش بردو بهم ياد داد كه بايد اينجوري فشارش بدي و بخوريش منهم هركاري كه ميخواست براش باكمال ميل انجام ميدادم بعد كفت اونجامو ليس ميزني منهم ازروش بلند شدمو صورتموبردم روبروي كسش كه خيس خيس بود بعد نازنين لاي كسشو باز كردو كفت بيااينجارو ليس بزن خلاصه اونقدر ليسش زدم كه نفسم بنداومده بودونازنين هم مثل دفعه قبل بيهوش شده بود&#8230; اين شروع سكس من باخواهربزركم بود كه تا هجده سالكي ادامه داشت و بعدازاينكه نازنين ازدواج كرد،بخاطر عادتي كه به سكس خانوادكي داشتم رفتم سراغ نسترن و نيلوفر. البته بهترين سكسهامو با نازنين داشتم مخصوصااز وقتي كه ابم ميومد ، دفعه بعد ازبهترين سكسم با نازنين براتون مينويسم تا برسم به نسترن ونيلوفر كه بادنيايي ازتجربه كردمشون&#8230;بدرود</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/pSWGjroSzjzUNra1Q_NZeA/023/572/225/1280x720.c.jpg.v1689772809" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177707</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه ناز کسش رو معمله وقتی داره از کون میکنتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوهام]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبله]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سیستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[مأموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده</h2>
<p>تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم</p>
<h3>اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که</h3>
<p>رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت و داستان های بچه ها رو خوندم که چجوری خواهراشونو واسه خودشون</p>
<h4>کردن.ما جنده هم هی داشتیم فکر میکردیم چیکار کنیم که خواهرم</h4>
<p>این کوس رو بده ما تا پستون ما هم فیض ببریم. بالاخره شب اول گذشت و من با هزار تا فکر</p>
<h5>و نقشه کوس خوابم برد.روز دوم که شد دیدم خواهرم نیست.رفتم</h5>
<p>نگاه کردم دیدم خانوم خوشگله رفته حمام.ما هم سریع از فرصت سوء استفاده کردیم و کامپیوتر را روشن کردیم و فیلم هایی سکس داستان رو که آورده</p>
<h6>بودم تا باهاشون جق بزنم رو گذاشتم داخل ایران سکس سیستم.و کیرمو</h6>
<p>درآوردم و داشتم جق میزدم صدای آه و ناله این دختر تو فیلم سوپر حواسم و پرت کرده بود که داشت آبم میومد منم همینطور داشتم جق میزدم که یکدفعه میخواستم پشت سرمو ببینم تا مطمئن بشم هنوز خواهرم نیومده که یکدفعه دیدم پشتم وایساده و بهم زل زده و تعجب کرده.ما هم که داشتیم جق میزدیم یکدفعه آبم اومد.و خواهرم همینطور داشت به من نگاه میکرد.ما هم سریع شال و کلاه کردیم و سریع رفتم خونمون و هی میگفتم گوه خوردم.و هی دعا میکردم خدای خواهرمونو که ندادی بکنیم حداقل آبروی ما رو حفظ کن.هی میترسیدم خواهرم زنگ بزنه خونمونو به مامانم بگه. مامانم هی میپرسید چرا از خونه خواهرتاومدی بیرون گفتم با کامپیوتر کار دارم. ساعت حدودای ۶ بود که یکدفعه دیدم گوشیم داره زنگ میخوره دیدم خواهرم هستش. اول کار که برنداشتم.اس ام اسم زد و گفت گوشیتو بردار.ما هم که ریده بودیم تو خودمون یکدفعه دیدم دوباره داره زنگ میزنه.تو دلم گفتم تو هم ما رو گاییدی اگه میخوای به مامان بگی سریع بگو دیگه.گوشی رو برداشتم گفت سلام.ما هم گفتیم سلام.گفت یکدفعه کجا رفتی؟منم گفتم اومدم خونه.گفت چرا؟گفتم به خاطر کار بدی که کردم.اونم گفت پاشو پاشو بیا اینجا کارت دارم.گفتم چیکار؟گفتش خودت میفهمی.بعدش تلفونو قطع کرد.ما هم شک کردیم و گفتم نکنه بابام الآن اونجاست جفتشون میخوان کونم بزارن.با هزار تا ترس و لرز عازم خونه خواهرم شدم.با ترس زنگ زدم اونم بدون این که آیفونو برداره درو باز کرد.ریده بودم تو خودم.رفتم بالا و درو باز کردم.دیدم کسی نیست که.گفتم الوووووو.کسی خونه نیست؟صدایی اومد و صدای آه و ناله خواهرم از اتاق بود.ترسیدم نکنه حالش بد شده باشه سریع رفتم تو اتاق.اومدم که برم تو اتاق یکدفعه انگار برق۳۰۰۰ولت بهم وصل کردن.دهن باز مونده بود.بله خواهرم لخت مادر زاد تو تخت خوابیده و داره خودشو میمالونه.وای شکه شده بودم.ولی خیلی خوشحال بودم و خودم و زدم به اون راه.سریع رفتم بیرون که خواهرم گفت آرش جان کجا میری؟گفتم حواسم نبود ببخشید نفهمیدم که تو اتاقی اونم بلند گفت نمیخوای خواهرتو جر بدی.منم مات و مبهوت نیشم را باز کردم و گفتم چرا خواهرم الآن میام دوباره رفتم تو اتق خودش بلند شد و امد جلوم.ولبای داغشو گذاشت تو لبام.وای داشتم میسخوتم تنش داغ بود.کیرم از رو شلوار میخورد تو کسش و داشت کیرم میترکید.همینطوری که در حال لب گرفتن بودم لباسام و شلوارمو داشت در میاورد.که منم با یک شرت جلوش وایسادم بعد از لب گرفتن یک کاندوم با طعم توت فرنگی واسم آورد و شرتم را کشید پایین.و کاندومو گذاشت تو کیرم.یک اسپری تأخیری هم بهم زد.و شروع کرد به خوردن کیرم.وای سر کیرم را لیس میزد خوایه هام رو میخورد.منم بهش گفتم تو کاری نکن میخوام تو دهنت تلمبه بزنم.و شروع کردم به تلمبه زدن وای چه حالی میداد.سر کیرم میخورد تو لبای داغش.بعد کیرم رو از دهنش درآوردم و گذاشتم لای پستوناش و هی بالا پایین میکردمو تلمبه میزدم اونم سینه هاشو محکم گرفته بود.چه سینه نرمی داشت وای الآن که دارم مینویسم کیرم داره منفجر میشه شما رو نمیدونم.گفتم مگه میشه سینه به این نرمیو نخورم و شروع کردم به مکیدن سینش و سر پوستوناشو گاز میگرفتم.اونم به جاش داد و فریاد میزد و میگفت کسمو بخور منم رفتم سراغ کویش یک ذره مو نداشت شروع کردم به لیس زدن کوسش چچولشو پیدا کردم و میمکیدم اونم داشت فقط آه ون اله میکرد.بعدش گفت نمیخوای منو جر بدی.منم کیرمو گذاشتم تو کسش و هی میکردمش دیدم فاز نمیده گفتم بیا بشین رو کیرم اونم کیرمو تو کسش جاسازی کرد و فرو کرد چه کس داغی.دیگه منم صدام در اومد و آه آه میکردم.اونم که داشت میمرد.یکدفعه نگام افتاد به کونش گفتم میخوام کونتو بکنم اونم با کمال میل قبول کرد.کرم برداشتم و مالیدم به کونش و چندتا سیلی محکم به کونش زدم که کونش قرمز شد.قمبلاش قشنگ در زده بود.منم کیرمو به حالت سگی کمی فرو کردم تو کونش وای چقدر داغ بود یک آخ بلند کشید.منم یک ذره صبر کردم و یکدفعه کیرمو تا ته کونش گذاشتم و داشتم تلمبه میزدم اونم میگفت جرم بده جرم بده داداشی&#8230;.وای کونش داغ داغ بود و سینه هاشم داشت مثل ژله میلرزید.داشت دیگه آبم میومد کیرمو در آوردم و کاندوم را هن در آوردم و کیرمو گذاشتم لای سینه هاش و شروع کردم به تلمبه زدن بعذ از یک دقیقه آبم اومد و ریختم تو دهنش اونم همشو جار کرد و کیرمو میمکید.بعد باهم رفتیم حمام اونجا هم هی برام ساک میزد و میخورد که بازم آبم اومد.امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه اگه دیدم راضی هستید داستان های بعدیمم برای این سایت مینویسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177697</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس تراشیده جنده خانوم از بزرگی کیر گشاد میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:29:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشته]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوبلکس]]></category>
		<category><![CDATA[دونفری]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخو]]></category>
		<category><![CDATA[شددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس]]></category>
		<category><![CDATA[کنمنمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوبوند]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[میاوورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفته]]></category>
		<category><![CDATA[میزدچند]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردنش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو خوندم تصمیم گرفتم رازمو فیلم سکسی بر ملا کنم .من اسمم سهرابه . 15 سالمه.من با مامانم زندگی میکنم.بابام اعتیاد داشت و از مادرم سالها بود سکسی که جدا شده بود.ما وضع خوبی نداشتیم.مامانم شاه کس 6 ماه بود که سرپرست باشگاه ورزشی پرورش اندام زنان شده بود.یعنی از همون روز کونی اول که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو خوندم تصمیم گرفتم رازمو فیلم سکسی بر ملا کنم .من اسمم سهرابه</h2>
<p>. 15 سالمه.من با مامانم زندگی میکنم.بابام اعتیاد داشت و از مادرم سالها بود سکسی که جدا شده بود.ما وضع خوبی</p>
<h3>نداشتیم.مامانم شاه کس 6 ماه بود که سرپرست باشگاه ورزشی پرورش اندام</h3>
<p>زنان شده بود.یعنی از همون روز کونی اول که برا کار رفته بود اونجا شد سرپرست.برای من خیلی عجیب بود که</p>
<h4>روز جنده اول استخدام شد و همون روز شد سرپرست.ناگفته نمونه</h4>
<p>کسی که مامانمو استخدام کرد (اسمش پستون بهرام بود)و اونو گذاشت سرپرسته قسمت زنان دنبال یه خانومه خوش اندام و خوش</p>
<h5>چهره میگشت کوس تا مشتریاش زیاد شن.خیلی ها میومدن و میرفتن</h5>
<p>و اونجا زیاد دووم نمی اووردن.یادم رفت بگم مامانم چهره زیبا و جذابی داشت.اندامه خیلی تراشیده و شیکی داشت فکر کنم همین سکس داستان باعث استخدامه مامانم</p>
<h6>شد.به چهرش بین 22 تا 24 میخورد در ایران سکس حالی که</h6>
<p>34 سال سن داشت زود ازدواج کرده بود که به مشگل بر خورد. خلاصه از وقتی که تو اون باشگاه کار کرد وضع ما خوب شد.دیگه دغدغه مالی نداشتیم.مامانم چند بار تو کنفرانسها و جلساتی که در مورد بدنسازی بود که تو کیش و رامسر برگزار شده بود رفته بود.داستان از اینجا شروع میشه که من امتحان داشتم و شب تادیر وقت بیدار بودم صبح که امتحان دادم اومدو خونه.انقدر خسته بودم که خوابیدم حول وحوشه عصر بیدار شدم خورشید داشت یواش یواش غروب میکرد من دیگه خوابم تموم شده بود .مامانم از باشگاه اومدو رفت یه دوش گرفت و به من گفت امتحانتو خوب دادی.منم گفتم اره بد نبود.شام و درست کرد و خوردیم.بعد تلویزیون نگاه کردم .مامانم هم داشت تو اتاقش با تلفن حرف میزد.چند وقتی میشد که تو این خونه اومده بودیم.از وقتی که مامانم تو اون باشگاه کار کرد ما تونستیم این خونه رو اجاره کنیم .خونه دوبلکس بود.پله داشت که دوتا اتاق طبقه بالا داشت.من هم تو یکی از این اتاقای پایین میخوابیدم.مامانم اومد و گفت سهراب دیر وقته برو بخواب.بعد رفت طبقه بالا تو اتاق خودش.چیزی که توجه منو جلب کرد لباسش بود.یه لباس مجلسی قشنگ که چسبیده بود به بدنش برجستگیه کونش وقتی از پله ها بالا میرفت با اون خط شورتش معلوم بود کمر باریک کون عقب ران هاش هم توپر. وقتی از پله ها بالا میرفت قمبلهای کونش اروم بالا پایین میرفت.من فکر کردم یادم قدیما کرده .رفتم تو اتاقمو خوابیدم. به هزار مکافات خوابیدم ولی یه ساعت بعد بیدار شدم.دیگه خوابم نیومد.اومدم بیرون تا اب بخورم.خونه تقریبا تاریک بود و صدای مامانمو آروم شنیدم .اروم رفتم بالا تا ببینم خوابه یا داره با تلفن حرف میزنه.در اتاق بسته بود ولی فقط یه بار صدای خنده مامانمو اروم شنیدم.نور کمی از زیر در معلوم بود فهمیدم احتمالا رفته حموم.داشتم برمیگشتم که کنجکاو شدم مامانمو دید بزنم.تصمیم گرفتم از اتاق بغلی که بالکن یا تراسش با اتاق مامانم مشترک بود برم و دید بزنم.رفتم در بالکن اتاق بغلی رو باز کردم و پشت شیشه پنجره اتاق مامانم رسیدم.چند تا رخت اویزون بود که باعث میشد کسی منو نبینه.شانسی که اووردم یه کم از پرده اتاق کنار رفته بود که باعث میشد دقیق داخل اتاقو ببینم.یهو چشمم به در باز حموم داخل اتاق افتاد.باورم نمیشد مامانم با شرت و سوتین داخل حموم ایستاده بود وای اب دهنم خشک شده بود.کیرم راست راست شده بود تا حالا زنی و اینجوری لخت ندیده بودم.شکم مامانم داخل بود سینه ها به اندازه سیب کونش عقب هر کدوم از قمبلاش به اندازه توپه هندبال.باورم نمیشد عجب اندامی خیلی قشنگ بود تقریبا قدش به 180 س م میرسد و ران های توپری هم داشت.منم ایستاده بودم با کیره راست.لحظه حساسی بود همینطور که داشتم نگاه میکردم چیزی رو دیدم که باورم نمیشد یهو یه دست تیره رنگی از پشت در که من دید نداشتم اومدو مامانمو از پشت بغل کردو از جلو سینه های مامانمو گرفت قلبم داشت تند تند میزد سینه های نقلی مامانمو گرفت و فشار داد مامانمم جیغ زد و گفت آی یواش البته با خنده.مامانم تا زیر گردنش میشد.یه کم که زیر نور اومد دیدم آقا بهرامه صاحب باشگاه شوکه شده بودم هیکل آقا بهرام درشت بازو هاش به اندازه ران مامانم میشو تمامه بدنش عضله بود. یعنی اگه مامانمو بغل میکرد مثل این بود که یه بچه 7 سال رو من بغل کنم.دو تا دستشو انداخت بغل سوتین مامانم وقتی کشید سوتین مامانم 4 یا 5 تیکه شدسینه های مامانم افتاد بیرون با دو تا دستش که از پشت انداخته بود سینه های مامانمو چنان فشار میدادو میکشید که درد و توچهره مامانم میدیدم.خیلی حشری بود بهرام.یه کم که جلوتر اومد کیر بهرام و دیدم باورم نمیشد 18 سانتی میشد کلفتیشم به اندازه مچ دست مامانم.یه لحظه وحشت کردم اب دهنم و نمیتونستم قورت بدم. خم کرد کون مامانم رو قمبل قمبل شد بعد نشستو از روی شورت سفید مامانم شروع کرد به لیسیدن که یهو شورت مامانمو پاره کرد زبونشو دیدم که برد لای کون مامانم صدای ملچ ملوچ کل اتاقو گرفته بود مامانم داشت یواش یواش جیغ میزد صورت تیره بهرام لای کون سفید مامانم خیلی شهوت برانگیز بودمامانم دستاش رو سکوی کنار حموم بود. داشتم نگاه میکردم که یهو چیزی رو دیدم که داشتم دیوونه میشدم یه نفر دیگه تو حموم بود.هم هیکل بهرام.وقتی رو سکو روبروی مامانم نشست دیدم پدرام دوست اقا بهرام.25 سالش بود 9 سال از مامانم کوچیکتر بود ولی هیکلش مثل بهرام بود.بچه پول دار محل بود.یه بی ام و گرون قیمت زیره پاشه.حالا فهمیدم که مامانم یه بار که تلویزیون نگاه میکردیم گفت که این بی ام و ها میگن فرمونه نرمی داره ضد سرقته و رانندگی باهاش میگن خیلی راحته.حالا فهمیدم که سوار ماشین پدرام شده ای داد بیداد.نشست جلوی مامانم کیرشو گذاشت تو دهنه مامانم.مامانم هم خیلی قشنگ براش ساک میزد باورم نمیشد انگار این بهرام و خیلی قبول داشت گه گداری میگفت اقا پدرام اینجوری خوبه حال میکنی اگه حال نمیکنی طوره دیگه ای بخورم.اعصابم داشت خورد میشددستاشو تو موهای مامانم کرده بودو محکم به طرف کیرش فشار میداد مامانم انگار که مجبور بود این کار و بکنه.یه دفعه بهرامو دیدم که بلند شد پاهای مامانمو از پایین جمع کرد و بلندش کرد مپل مامانی که بچشو میگیره که جیش بکنه ران های مامانمو از پشت گرفت و بلند کرد و از هم بازشون کرو مامانم رو هوا بود اقا بهرام مثل این بود که داره یه وزنه سبک رو بلند میکنهاومد که جاشو درست کنه برگشت و من کسه مامانمو دیدم وای چقدر کوچولو بود از بالای چوچولاش تا سوراخه کونش فقط 6 سانت بود خیلی<br />
خیلی تنگ بود الان میفهمم چرا پدرام بچه پولدار محل چرا داره با مامانه من حال میکنه کسه تنگ و اندامه منحصر به فرده مامانم.بهرام کس مامانمو اروم رو کیره پدرام تنظیم کرد پدرام هم کیرشو اروم تو دستش سیخ نگه داشت تا کس مامانم رو کیرش بیادسره کیرش که به کس مامانم رسید تقریبا کس مامانم دیده نمیشد کیره کلفتی داشت بهرام داشت مامانمو به سمت پایین فشار میداد تا کیره پدرام بره تو کس مامانم ولی چون خیلی تنگ بود به چپ و راست سر میخورد و تو نمیرففت. دو سه بار که اینجوری شد پدرام شهوتیه شهوتی شده بود عصبانی هم شده بود از چهرش معلوم بود نشست پایین دو تا از انگشتاشو خیس کرد با دهنش بعد کرد تو کس مامانم. مامانم یه دفعه جیغ کشید ولی پدرام توجهی نکرد و با عصبانیت تمام انگشتشو میکرد تو و در میاوورد مامانم هم لباشو گاز میگرفت.بعد از چند دقیقه پدرام بلند شد به بهرام گفت بیار تا دمه کیرم تنظیم کنمامانم همینجوری رو هوا بود پاهاشم که بهرام باز باز کرده بود تا کس تنگش باز شه.پدرام کیرشو گرفت تو دستش کوبوند دمه کس مامانم بعد اروم سرشو داد تو که دوباره سر خورد به بالا و پایینبعد از یکی دوبار تلاش بالاخره تونست سر کیره کلفتشو جاکنه تو کس مامانم .مامانم داشت داد میزد میگفت اقا پدرام اقا پدرام.ولی پدرام کیرش شق شق بودو توجهی نمیکرد منم راست راست کردم نمیتونستم برم جلو زورم به اونها نمیرسید.پدرام اروم کیرشو داد جلو به سختی تا نصفه کیرش رفت تو مامانم صدای نفسش تا بیرون میومد بعد از چند دقیقه فشار بالاخره کیر کلفته پدرام تا ته تو کسه مامانم رفت شروع کرد به عقب وجلو کردن که مامانم دستاشو گذاشت دمه سینه های بهرام و گفت اروم تر پدرام اروم تر دردم میاد.پدرام شهوتی تر شد و گفت جووون شروع کرد به تلمبه زدن صدای شالاپ شولوپ تا بیرون میومد کس مامانم شده بو یه سوراخ به قطر کیره پدرام همینطور که کیره پدرام تو کس مامانم بود رو سکوی حموم نشستو بهرام مامانمو گذاشت رو پدرامو بعد پدرام دستاشو حاقه کرد دوره کمره مامانم تا بلند نشه.یهو پدرام به مامانم گفت کیشو که یادت میاد .مامانم انگار برق سه فاز گرفتش.گفت نه نه اقا پدرام خواهش میکنم بزار بلند شم.هر چی تقلا کرد بلند شه نتونست پدرام در حالی که کیرش تو کس مامانم بود محکم گرفته بودش.مامانم دقیقا رو ران پدرام نشسته بود پدرام هم که کیرش پیدا نبود معلوم بود تا ته تو کس مامانمه.نمیدونم چرا مامانم التماس پدرام و میکرد یا به بهرام میگفت اقا بهرام تورو خدا.تو همین میان بود که پدرام دستشو روی گمر مامانم فشار داد این باعث شد کون مامانم از هم باز شه اقا بهرام هم یه تف بزرگ در کون مامانم انداخت وای وای میخواد کیرشو تو کونه مامانم کنه.الان میفهمم که مامانم که کیش میرفته برا کنفرانس برا دادن و تفریح میبردنش.میبردنش باهاش حال کنن تا بهشون تمامو کمال خوش بگذره.در واقع مامانمو میبردن اونجا با یه ارایشگر تا مامانمو براشون ارایش کنه تا بعد از دریا و عشق و حال بیان مامانمو بکنن تا تفریحشون کامل بشه.و دونفری میکردنش چیزی که مامانم ازش وحشت داره اینه بهرام سر کیره کلفتشو در کونه مامانم سر میداد سوراخه کونه مامانم اندازه یه نخود بود چه جوری میخواد کیرشو تو اون سوراخ کنه.وای انگشتشو خیس کرد اقابهرام اروم تو کون مامانم فشار داد رفت تو ولی مامانم گفت اووووف یواش ااایییی.دوباره اینبار با دو انگشت فشار داد تو مامانم داشتبه سینه پدرام فشار میاوورد تا بلند شه ولی نمیتونست وقتی انگشتشو در اوورد سوراخه کونه مامانم به اندازه انگشته بهرام شده بود بلافاصله سرکیرشو گذاشت دمه سوراخو فشار داد تو نمیرفت یه قوطی شبیه شامپو رو سکو بود گرفت و رو ی کونه مامانم ریخت روی سر کیره خودشم مالوند یه جور روغن بود دوباره که فشار داد یهو رفت ت ومامانم داشت تند تند اینورو اونور میکرد تا از دستشون فرار کنه ولی نمیتونست بهرام کیرشو اروم اروم تو کون مامانم میکرد و میگفت جوووون چه کونه تنگی جون .بعد به پدرام گفت من اماده ام.تا این و گفت مامانم دوباره گفت نه نه نه توروخدا نه.دونفری شروع کردن مامانمو به سمته بالا بردنو بعد ولش میکردن مامانمو تا سر کیرشو بالا میاووردنو بعد ولش میکردن تا اینکه تا ته کیرشو بره تو کسو کون مامانم.مامانم که زورش بهشون نمیرسید فقط داد میزد ای وای یواش ااییی بعد از 2 دقیقه پدرام مامانمو گرفت بهرامشروع کرد به تلمبه زد تو کونه مامانم اوووف اووووف مامانم در اومده دوباره دونفری چنان مامانمو میکردن که مثل این میموند که یه بچه اهو زیره چنگاله دوتا شیره قدرتمنده.بعد از یک دقیقه دونفری ارضا شدن و ابشونو تو کس کون مامانم ریختن.مامانم از حال رفته بود تقریبا .بعدش اروم مامانمو گذاشتن رو تخت و لباساشونو پوشیدن و اروم پایین و نگاه کردن یواش یواش در پایین و باز کردن و رفتن مامانم رو تخت بودو داشت خوابش میبرد.دیدم کنارش 4 یا 5 تا تراوله نمیدونم صدی بود یا پنجاهی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177703</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خوشگل و ناز و ورزشکار کس و کونش تو کلاس یکی میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:28:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخون]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبله]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بودیکم]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تایلند]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلش]]></category>
		<category><![CDATA[توهنوز]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانتو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[زهرماری]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارمو]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشواره]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مردیکه]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلش]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بنویسم بهرحال همه ما یه فیلم سکسی زمانی بچه بودیم و یه غلطهایی هم کردیم خجالت نکشید یا دادیم یا کسی رو دید زدیم . جونم بگه سکسی براتون که من حدود 15 شاید کمی شاه کس کمتر یا بیشتر داشتم هنوز یه جورایی موهای دور کیرمون تازه رشد کرده بود بگی کونی نگی بعضی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بنویسم بهرحال همه ما یه فیلم سکسی زمانی بچه بودیم و یه غلطهایی</h2>
<p>هم کردیم خجالت نکشید یا دادیم یا کسی رو دید زدیم . جونم بگه سکسی براتون که من حدود 15 شاید</p>
<h3>کمی شاه کس کمتر یا بیشتر داشتم هنوز یه جورایی موهای دور</h3>
<p>کیرمون تازه رشد کرده بود بگی کونی نگی بعضی وقتها هم به خاطر زنهای تو کلیپهای ایرانی راست میشد. یه دختر</p>
<h4>خاله جنده دارم که اون موقع هنوز مجرد بود. خب زیاد</h4>
<p>رفت اومد داشتیم . این بی پستون شرف خیلی شر بود شیطون حدودا 5 سالی هم از من بزرگتر بود. همچین</p>
<h5>استخون درشت کوس کون طاقچه بالا سر سینه هم ردیف جون</h5>
<p>داداش بگی نگی هلو برو تو گلو بود. دست نخورده هم بود چون میدونستم با اخلاق سگی که داره شمر هم حاضر سکس داستان نیست بیاد طرفش.</p>
<h6>بله من تازگی ها فهیده بودم تو رساله ایران سکس اون پیر</h6>
<p>جماران یه چیزهایی راجب زن و مردها و اینکه چطوری باید بکنی کی باید بکنی اصلا چرا باید بکنی نوشته اند. برای همین هر وقت فرصتی پیش میومد میرفتم سر وقت اون رساله.نخندید دیگه بابا ادم تو اون سن سال با سکس سگ گربه هم کف میکنه. بله یه گوشه نشسته بودم همچین مثل این فیلسوفها داشتم قسمت زنا این کس شعرها رو میخندم با چه اب تابی هم که یه دفعه سنگینی سایه کسی رو حس کردم. تف به ذات بی شرفش بیاد همین دختر خاله عزیز بود. اسمش پریسا هست. کتاب رو از دستم گرفت و فهمید داشتم چه قسمتی رو میخوندم. خلاصه تا بیام بگم اه او خوابوند تو گوش من. راستش روبخواهی اشک تو چشم جمع شده بود اما ترس از اینکه کسی بفهمه من چی خوندم و به چی فکر میکردم نمیذاشت صدام در بیاد.بهش گفتم چرا میزنی ؟ گفت پدر سگ این چیه میخونی .. کی بهت این کتاب رو داده این چرندیات؟ بعدش هم شروع کرد به کسشعر گفتن که توهنوز زوده تو این چیزها روبفهمی.جونم بگه که اخرش هم یه پس گردنی زد به منو از اتاق رفت بیرون. اقایی که شما باشی شاید هم خانمی که شما باشی من از اون موقع از این ولد زنا کینه به دل گرفتم. حالا لطفا کونتون روتنگ کنید و بریم به چند سال بعد&#8230;ارش که من باشم بزرگ شدم حدود 27 سال بگی نگی هیکلی به هم زدیم کیرمون کلفتر شده چندتا شورت هم پاره کردیم خلاصه ادعاییی داریم در باب گاییدن و گاییده شدن. پریسا خانم جریان ما هم ازدواج کرده یه پسر تخس کاملا بی ریخت داره شوهر هم که صد رحمت به احمدی نژاد خدمون در مقابلش براد پیته.اون کینه بود که گفتم هنوز هم همراه من بود و خیلی دوست داشتم یه روزی اون چک و پس گردنی رو جبران کنم. حالا فهمیده بودم که تنها راه حلش جلب اطمینانه ( اهایی پسرهای کس خل میخواهی کسی رو بکنی باید اطمینان جلب کنید )منم که پسر خوبه فامیل خلاصه این پریسا خانم با به خاطر کار شوهر پفیوزش مجبور بودن تو یکی از شهرکهای اطراف شهر زندگی کنن منم یه شب داشتم از تهران با قطار برمیگشتم که قطار نزدیکی همین شهرک &#8230;. مشکل فنی پیدا کرد. هیچی چهله زمستون تواون برف تنها راهی که داشتم برم خونه همین افریطه.. یه زنگ به گوشی شوهرش زدم که بله اقایی فلانی من اینجا گیر کردم این حرفها گفت وایسا میام میبرمت. کس کش نیم ساعتی تو سرما بندری رقصیدم تا اومد منورسوند در خونه گفت که شیفت شبه و باید برگرده سرکار. ما هم حواله اش کردیم یه تخم چپ حافظ و رفتیم داخل خونه. خیلی وقت بود ندیده بودمش. خودش درشت هیکل که بود اما انگاری شب کاری هم بهش ساخته بود. استقبال گرمش شامل بغل کردن ویه ماچه بوسه ابدار بود راستش چون سردم بودم گرمای تنش خیلی بهم چسبید. موهاش رو های لایت کرده بود در کل کلی رفته بود روی قمیتش. هنوز هم شر شیطونیش رو میشد تو اخلاقش فهمید. یه دامن بلند پوشیده بود و یه بلوز استریچ. نمیدونستم به کون گنده اش نگاه کنم یا به سینه هاش که میخواهستن بلوزشو پاره کنن. این وسط فکر کنید بچه تخم سگش مثل وزغ به من زل زده بود که این مردیکه کیه تو خونه ما داره مامانمو دید میزنه. حروم زاده&#8230;بله تقریبا من حدود 11 شب بود که رسیده بودم خونه اشون پذیرایی رو با چایی گرم و شیرینی و میو شروع کرد. فهمیدم که چون شوهرش نیست جلوی من راحت پوشیده. بهم گفت وقتی که احمد گفت تو داری میایی تعجب کرده بود از این چرت پرتهای تعارفی.راستش تمام مدتی که حرف میزد اصلا حواسم به صحبتهاش نبود فقط به خط سینه اش زل زده بودم که خودشو از یقه بلوزش انداخته بود بیرون گردبندش هم رفته بود لای خط سینه اش و بگی نگی منم که ادعایی دارم در این که به این راحتی حشری نمیشم نمیدونم چرا با دیدن همچین صحنه ایی داشت یه چیزایی تو شورتم ول میخورد.. بخواب پدرسگ خبری نیست&#8230;.دیدم اگه همینطوری ادامه بدم ضایع میشم با یه ببخشید بلند شدم تپیدم تو دستشویی. تا درو بستم سریع شلوار شورتو کشیدم بیرون حاجی رو ازاد کردم از مبحس. یکم اب سرد ریختم روش که ابرو ریزی نکنه راستش میخواهستم کف دستیه روبرم که گفتی بی خیال حالا شب درازه کیر منم بیدار.برگشتم تو پذیرایی موقع برگشتن حواسش به من نبود از بالای سرش که رد شدم یکم مکث کردم مطمعنم با من هم عقیده هستن که منظره دو تا سینه نسبتا بزرگ از بالا سر همون شخص واقعا دیدنیه. دیدن گردن سفید و گوشیش و زیبایی گوشواره اش که به گوشهاش هم میومد. خیلی دلم میخواهست پوستشو لمس کنم. اما خب من یکی از این تخمها ندارم. بهش گفتم پریسا جون م برم تو تراس یه سیگار بکشم.. لااقل اینطوری شاید یکم اروم تر میشدم.گفت : بیرون چرا تو این سرما همینجا بکش &#8230;. گفتم اخه خونه یکم کوچیکه در ضمنن نمیخواهم دودش شماروهم اذیت کنه.. گفت : یعنی تو اینقدر فکر دختر خاله ات هستی نمیخواهد بچه رومیبرم میخوابونم خودمم میخواهم بکشم..ایول دخترمون هم اهلش هست . این که میگن منبع فساده راسته. من خودم کلی ادم رو با همین سیگار کردم. حالا به تو ربطی نداره که راسته یا دورغه داستانتو بخون..نشستم رومبل سیگارمو اتیش زدمو منتظر موندم تا اونم بیاد تقریبا سیگارم تموم شده بود که اومد.. چه اومدنییی ای وایی من..پریسا خانم ما لباسشو عوض کرده یه لباس راحتر نازک نمیشه گفت لباس خواب دو تیکه بود ..رونگ روشن من که میتونستم رنگ شورت سوتینش که تقریبا قرمز هم بود تشخیص بدم کوتاهیش هم تا سر زانوش بود اما دیگه یقه اش تقریبا بسته بود من مثل قبل نمیتوستم راحت خط سینه هاشو ببینم.اومد دقیقا کنار من نشست یکم جا خوردم انتظار نداشتم موهاشم که قبلا از پشت بسته بود حالا بازشون کرده بود در کل خانم خودشو ریلکس راحت کرده بود. حالا یا<br />
با من احساس راحتی میکرد یا کلا منو به موی گندیده لای پاشم حساب نکرده بود.بله سیگار از دستم گرفت و سیگاری رو که روی لبهاش بود روشن کرد. بلد بود پس دفعه اولش نبود. بهش گفتم احمد هم میدونه؟برگشت نگام کرد گفت: چی سیگار ؟ اره بعضی وقتها که خبر مرگش کارش تموم میشه میکشم&#8230;گفتم : کارش تموم میشه؟ مگه تو خونه هم کار میکنه&#8230;نیشخندی که زد فهمیدم که من کسخلم وگرنه اون منظورش سکس شبونه بوده.. جو ساکتی بینمون بود.یکم راجب فک فامیل کس شعر گفتیم. بلند شد رفت سمت اشپزخونه از اونجا داد زد&#8230; ابکی داریم میخوری ؟منم که جون شما اهل این زهرماری نیستم اما گفتم حالا که اینجا هستم میخواهم بخورم بذار با پریسا شروع کنم. جوابی از من نگرفته بد اما سینی به دست اومد. من که از این چیزها سر درنمیارم اما خودش گفت که شرابش خوبه. منم فقط سعی میکردم زیاد در مورد حرف نزنم که نفهمه من توعمرم نخورم.جای رفقای شهوانی من خالی پیک اول نه دوم دنیا داشت دور سر من میچرخید. سیگار هم کون به کون&#8230;فکر کنم فهمیده من اهل این گوه خوری ها نبودم چون دیگه داشتم چرت پرت هم میگفتم..سرم بدجوری گیج میرفت و همش میخوردم به اون عمدی نبود اما ناخواسته میفتادم تو بغلش اما بی شرف اون عادی عادی بودهمینطور که داشتم چرت میگفتم جاتون خالی هر چی که خورده بودم اوردم بالا اونم کجا؟ روی پریسای بیچاره..بنده خدا مونده بودم منو جمع کنه یا خودشو.. فقط تنها کاری که تونست بکنه این بود که من با هر بدبختی ببره تو حموم. سرمو کرد زیر شیر اب سرد و ماساژ میداد سرمو. همیچین یکم حالم جا اومد. چشم به چشم خورد. نمیدوستم که زیبایی چشماش از مستی شراب بود یا واقعا خودشون اینطوری بودن. گفتم ببخشید راستش من تا حالا نخورده بود.. گفت : میدونم فهمید که داشتی خالی میبستی اما بی شرف گند زدی به لباسم و خودم. تازه چشمم به لباسش افتاد حسابی خراب کرده بودم. اما پاهای خوشگلش که از زیر لباسش زده بود بیرون بیشتر جلب توجه میکرد. همچین که خواهست بلندم کنه عمدا خودمو انداختم توبغلش و با هم افتادم رو زمین من که خیس بودم کف حموم هم خیس اونم افتاد کف حموم. خنده هامون تمام فضای حموم رو برداشته بود. همش میگفت خیسس پدرسگ الان بچه بیدار میشه اما همچین که قیافه اش رو اونطوری میکرد خنده ام بیشتر میشد و اونم از خنده من میخندید.دلم نمیخواهست بلند شم حالا وقتش بود. وقت انتقام &#8230; نامردیه؟ اره نامردیه منم تو اون لحظه ادعای مردی نداشتم. ساکت شدم اونم ساکت شد. با دست زد رو شونه هام که یعنی بلند بشم اما من که کمی حالم سر جاش اومده بود سنگینی بدنمو بیشتر کردمگفت : ارش جات راحته ؟ بلند شو دیگه باید لباسمو عوض کنم.. زل زده بود به چشمام درست مثل من.دستمو همونطور که روش خوابیده بودم بردم سمت رونش و لباسشو اروم اروم کشید بالا. حالت چشمهاش که عوض شد فهمیدم که متوجه شده منظورم چیه..با تماس دستم به پاهاش گفت: ارش تو حالت خوب نیست بلند شو. ببرمت تواتاق ..گفتم : هیچ وقت به این خوبی نبودم کجا نرم تر از بغل تو.. و لبهامو گذاشتم رولبهاش&#8230; وقتی سرمو بلند کردم که بی پدر لبمو گاز گرفت. نای داد زدن هم نداشتم. خشم ترس رو میشد توچشمهاش ببینم.خودمو وسط پاهاش جاساز کردم میدونستم ممکنه اخرین فرصت من باشه من واسه لذت بردن این کارو نمیکردم فقط برای انتقام.با هر بدبختی بود از زیر لباسش شورتش رو دراوردم . حالا دیگه اشکهاش از کنار چشمش سرازیر شده بود . زیاد سعی نمیکرد جلمو بگیره. نمیدونم چراا&#8230;با هر بدبختی بود شلوار خودمو هم با شورتم کشیدم پایین. ای بخشکی شانس. اینم که خوابیده بود.فکرم قفل کرده بود به زمین زمان فحش میدادم. بدتر از همه سکوت پریسا ازارم میداد. روش کرده بود اونطرف و اروم وبی صدا گریه میکرد. باید یه کار میکردم من نصف راه رو اومده بودم نمیتونستم دیگه بی خیال بشم یه کمی کیرمو مالوندم روی کسش گفتم شاید اینطوری گرمای تنش به منم جون بده. حالا لباسشو اورده بودم بالا لباس خودموم رو هم دراوردم میتونستم اگه تنم به تنش بخوره یعنی پوست تن هم دیگه رو لمس کنیم شاید فرجی بشه. ااون هیچ مقاومتی نکرد. سینه ام که به سینه اش خورد رعشه ایی تو جونم افتاد. جون گرفتم. راست شدن کیرمو حس میکردم یکم خودمو تکون دادم باسنمو بالا پایین میکردم. تمام سعی خودمو میکردم اون لذتی نبره. وقتی مطمعن شدم کیرم به حد خودش رسیده تمام توانمو جمع کردم یدفعه کردمش داخل کسش. اصلا به کسش هم نگاه نکردم نمیدونم تمیز بود نبود چه رنگی بود. اما ازرنگ نوک سینه هاش خوشم اومده بود. سینه های که همونجور فکر میکردم سفید و بزرگ و سفت. در هر صورت با تمام قوایی که داشتم فرو میکردم در میاوردم نمیدونم ده دقیقه نشده بود که احساس کردم شیره جونم داره درمیاد. و همش رو داخل کسش خالی کردم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.چیزی دیگه ایی یادم نمیاد.. فقط وقتی چشمم رو باز کردم خودمو تو یه رخت خواب دیدم . احمد شوهر پریسا رو که دیدم فکر کردم همه اینها که بر من گذشت خواب بود&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177706</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عزیزم یواش زبونتو بزن رو چوچولم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b4-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%b2%d9%86-%d8%b1%d9%88-%da%86%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b4-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%b2%d9%86-%d8%b1%d9%88-%da%86%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:17:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمادست]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیافته]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دیدم از هیکلش خیلی خوشم فیلم سکسی اومد تپل سفید با سینه های بزرگبا اینکه سال سوم دبیرستان بود ولی ازنظرسینه دست همه رو از پشت بسته سکسی بود میشه گفت سایز سینه هاش80_85بود ولی شاه کس قدش 160 بیشتر نبود البته اینو بگم ایناخانوادگی همینطورین بعد ازدواج سایز سینشون میره بالا کونی بار اول [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دیدم از هیکلش خیلی خوشم فیلم سکسی اومد تپل سفید با سینه های</h2>
<p>بزرگبا اینکه سال سوم دبیرستان بود ولی ازنظرسینه دست همه رو از پشت بسته سکسی بود میشه گفت سایز سینه هاش80_85بود</p>
<h3>ولی شاه کس قدش 160 بیشتر نبود البته اینو بگم ایناخانوادگی همینطورین</h3>
<p>بعد ازدواج سایز سینشون میره بالا کونی بار اول که دیدمش زیاد تو بهرش نرفتم ولی روزای بعد دیدم نه عجب</p>
<h4>جیگریه جنده همیشه خط سینش مشخص بود بلوزش یقه باز بود</h4>
<p>برا همین همیشه دنبال فرصت بودم پستون یه سرک بکشم و چون تو عید بود برا همین هر روز میدیدمش تا</p>
<h5>یه شب کوس دیگه طاقت نیاوردم و شبی که خونه اونا</h5>
<p>خوابیده بودیم نصف شب پا شدم دیدم نصف بیسشتر سینه هاش معلومه راستی فراموش کردم بگم عموم تو یه شهر دیگه زندگی سکس داستان میکنه و همه</p>
<h6>دست جمعی رفته بودیم خونه عموم و چون ایران سکس جا کوچیکه</h6>
<p>همه با هم توی یه اتاق بزرگ میخوابیممن دیگه طاقت نیاوردم و چون نمیتونستم نزدیکش شم خودمو به دستشویی رسوندم و داشتم اونو تجسم میکردم فراموش کردم درو ببندم که یهو احساس کردم یکی جلوی دره. دستشویی عموم هم تو حیات خونه بود نگاه کردم دیدم خودشه برا یه لحظه به هم زل زدیم.خواست بره ناخوداگاه چیزی بهم گفت بهترین فرصته دستشو گرفتم و چون نمیتونست جیغ بزنه برا همین فقط مقاومت میکرد منم که دیگه هیچی حالیم نبود شروع کردم با سینه هاش بازی کردن و تو یه چشم به هم زدن شلوارشو کشیدم پایین یه 5 دقیقه تو همین حال و هوا بودم که یهو یه فکری به ذهنم رسید .زود جوری که نفهمه دوربین گوشی رو آماده کردمو یه فیلم کوتاه ازش گرفتم و ولش کردم روز بعد به گوشیم اس داد که اگه فیلمو پاک نکنم به عموم میگه باهاش چیکار کردم منم اس دادم میخوام باهاش حرف بزنم هر طوری شد خودشو بهم رسوند و چون تو فامیل میدونن من با همه راحتم پس کسی شک نمیکرد منو اون درباره چی با هم صحبت میکنیم.و هیچکس کاری به من نداشت بهش گفتم اگه بخواد دردسر درست کنه منم فیلمشو بلوتوث میکنم تا اونم تو دردسر بیافته و به اون پیشنهاد یه سکس دادم و مجبورش کردم قبول کنه آخه دیگه طاقت نداشتم که اون سینه هاش رو نخورم روز موعود فرا رسید منو اون تونستیم یه جای خوب برا سکس پیدا کنیموقتی اومد معلوم بود ترسیده و بهم گفت چون هنوز با پسر عموم تو عقدن نمیتونم از جلو بکنم منم چاره ای جز قبول کردن نداشتم در یه چشم به هم زدن هر دو لخت شدیم و من اول رفتم سروقت سینه هاش وای نمیدونید چه حالی میداد بعد کم کم رفتم پایین اون فقط دوس داشت کار تموم بشه منم دیدم همکاری نمیکنه رفتم سر وقت کسش که مثل ماه میدرخشید و با چوچولش بازی کردم و اونو حشری کردم و دیگه نتونست طاقت بیاره و همش میگفت بخورتو رو خدا بخور منم دیدم فرصت کمه و اونم آمادست رفتم سراغ کونش ویکم کرم که از قبل آورده بودم رو رو سوراخ کونش کشیدم آخه هر کاری کردم برام ساک نزد بعد کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش که آک آک بود کم کم کیرمو دادم تو که دیدم داشت از درد دیوونه میشد و دوست داشت جیغ بزنه ولی نمیتونست بزور کیرمو فرستادم تو و یکم مکث کردم تا جا باز کنه زمانی که دیدم جا باز کرد شروع کردم به تلمبه زدن و دستامو مشغول بازیبا سینه هاش کردم که یهو دیدم ارضا شد کیرمو در آوردم و کشیدم به کسش یواش یواش داشت آبم میومد برا همین کیرمو دوباره فرستادم تو کونش و آبمو با فشار ریختم داخل کونش. یه بوسش کردم و لباسمو پوشیدم داشتم میرفتم که منو صدا کرد و ازم تشکر کرد فهمیدم خوشش اومده و چون روزای آخر عید بود دیگه نتونستم باهاش سکس کنم امثال هم عید مراسم عروسیشونه و قول داده بعد اینکه اپن شد از جلو هم سکس داشته باشیم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b4-%d8%b2%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%b2%d9%86-%d8%b1%d9%88-%da%86%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177661</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 22/48 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-05-31 10:04:22 by W3 Total Cache
-->