<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>استخاره &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:23:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>استخاره &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میلف  در آشپزخانه و کس داغ شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 Aug 2019 07:06:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[ارضاشد]]></category>
		<category><![CDATA[استخاره]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[ايشالا]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تحريکم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[چارشاخ]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[‫خرمشهر]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتي]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازي]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[کامرانم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کفشهام]]></category>
		<category><![CDATA[کلاهکش]]></category>
		<category><![CDATA[کناونم]]></category>
		<category><![CDATA[کنهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[معارفه]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخنديد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[نامردي]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نام آرش با هم شريک فیلم سکسی بوديم و کار کامپيوتر ميکرديم.اين آقا آرش ما از اون آدمهاي لانتوري اما بچه خوشگله.خلاصه يه روز گرم تابستان بود سکسی و 4 شنبه من در مغازه نشسته شاه کس بودم که آرش هم اومد يکم کارامون رو رله کرديم سرمون که خلوت شد آرش کونی گفت : [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نام آرش با هم شريک فیلم سکسی بوديم و کار کامپيوتر ميکرديم.اين آقا</h2>
<p>آرش ما از اون آدمهاي لانتوري اما بچه خوشگله.خلاصه يه روز گرم تابستان بود سکسی و 4 شنبه من در مغازه</p>
<h3>نشسته شاه کس بودم که آرش هم اومد يکم کارامون رو رله</h3>
<p>کرديم سرمون که خلوت شد آرش کونی گفت : راستي کامي ديشب داشتم ميرفتم خونه سر راه 2 تا دختر سوار</p>
<h4>کردم جنده و با هاشون دوست شدم بعد شم بردم در</h4>
<p>خونشون تو فرمانيه پيادشون کردم. قرار پستون شده که زنگ بزنن. من هم به شوخي بر گشتم گفتم : بد بخت</p>
<h5>اسکولت کردن کوس فقط تو براشون جنبه يه راننده آژانس و</h5>
<p>داشتي عمرن زنگ نزنن. اونم شاکي شد. من خنديدم و گفتم شوخي کردم ايشالا زنگ ميزنن. فقط يادت باشه دوستش رو هم سکس داستان با من دوست</p>
<h6>کن.اونم گفت : حتما. اين تو فکر خودمم ایران سکس بود. خلاصه</h6>
<p>مشتري اومد و ديگه نتونستيم حرف بزنيم. حوالي ظهر بود که تلفن زنگ زد و من گوشيو برداشتم:بفرماييد.- سلام ببخشيد ميتونم با آرش صحبت کنم ؟- بله حتما شما ؟- من الهه دوستش هستم- گوشي چند لحظه( اونطرف گوشي يه صداي ناز و مسخ کننده شنيده ميشد عجب صداي نازي داشت يه مقدار هم با عشوه صحبت ميکرد )گوشيو دادم آرش و گفتم : کونده اين ديگه کيه؟گفت : نمي دونمخلاصه آرش شروع کرد صحبت کردن و من يه دفعه ديدم انگار به آرش دنيا رو دادن نيشش تا بنا گوشش باز شد. من قشنگ ميتونستم حس کنم که آرش حسابي خر کيف شده.بعد از حدود نيم ساعت تلفن رو قطع کرد و يه بيلخ اساسي به من نشون داد. گفت ديدي زنگ زد؟گفتم خوب زد که زد چه فايده ؟گفت: ديوونه برا فردا شب باهاش قرار گذاشتم. تو هم بايد بياي.گفتم: من براي چي. بيام سر خر شم.گفت: با دوستش مياد ديگه. اسمش سميراس. تقريبا 2 سال هم از تو کوچيکتره.منم کلي ذوق کردم و گفتم ايول.اونروز گذشت و قرار شد اگر بشه وقتي رفتيم سر قرار اونارو ببريم دفتر باباي آرش و اگر تونستيم يه حالي بکنيم.5 شنبه بعد از ظهر مغازه رو بستيم رفتيم در خونه آرش اينا.با هزار زحمت کليد دفتر رو از باباش گرفته بود و بالاخره سرو کلش با 2 تا قوطي ويسکي و کليدها پيدا شدسوار شديم و رفتيم سر قرار ميدان توحيد. ما که رسيديم دختره هم داشت از يه آژانس پياده ميشد.آرش گفت: داش کامي نگاه کن ببين چي تور کردم.گفتم: پس اون يکي کجاس ؟ گفت : نمي دونم. دختره اومد تو ماشين و بعد از معارفه آرش پرسيد پس سميرا کجاس ؟گفت که مهمون داشتن و نتونسته بيادمنم که حسابي خورد تو برجکم با زبون مطربي به آرش گفتم: پس من ميرم خونه شما هم بريد به عشق و حالتون برسيد.آرش گفت : لوس نشو ميريم يه مشروبي ميخوريم بعد برو گفتم: باشه فقط چون نمي خوام ضد حال بزنم ميام. رفتيم سمت دفتر باباي آرش. اونجا که رسيديم من رفتم يه کم خرت و پرت خريد مو رفتم تو دفتر.ديدم نشستن پهلوي هم و دارن حرف ميزنن.خلاصه نشستيم و بساط و پهن کرديم.تو حال خودم بودم که با صداي آرش به خودم اومدم. کامران چته حالا که چيزي نشده دفعه بعد سميرا هم مياد با هم جمع ميشيم حالا يه چند تا سلامتي آس بده حال کنيم منم که کونم سوخته بود پيکم رو گرفتم دستم و گفتم : ميخوريم به سلامتي ديوار که هر مرد و نامردي روش ميشاشه پيکمو که رفتم بالا يه دفعه به خودم اومدم ديدم الهه ترکيده از خنده آنقدر قشنگ ميخنديد که من و آرش هم با خنده هاي اون خند يد يم خلاصه يواش يواش داشتيم داغ ميشديم که الهه به آرش گفت : ميتونم يه نخ گرس بزنم من که چارشاخ بريدم يه نگاهي به آرش کردم ديدم اونم بدش نمياد و جواب مثبت داد من که اصلا از اين چيزا خوشم نمياد و فقط سيگار ميکشم خلاصه يه سيگار برداشت و شروع کرد درست کردن و با هم شروع کردن کام زدن يه دفعه الهه رو به من کردو تعارف زد!يه نگاه بهش کردم که آرش زرد کرد واي به حال دختره آرش سريع توضيح داد که من اهل اين چيزا نيستم و فقط با مشروب و سيگار حال ميکنم.خلاصه بعد ازمدتي قرار شد که من برم و به آرش هم يه نگاهي کردم و تو دلم گفتم کوفتت بشه!خداحافظي کردم و اومدم تو حال شرکت گفتم يه دستشويي برم بعد برم از دستشويي که اومدم بيرون ديدم در اتاق بستس صداي آرش رو شنيدم ميگفت بشين کامي بره برات برنامه دارم من هم يه آن يه فکري زد به سرم تا جلو در شرکت رفتم و در و بازو بسته کردم کفشهام رو هم از پام در آوردم گذاشتم کنار تو اون لحظه فقط فکرم اين بود ببينم ارش ميتونه کاري کنه يا نه ؟ رفتم از سوراخ کليد تو اتاق و ديد زدم ديدم دارن با هم عشقبازي ميکنن يه مدتي که گذشت ديدم الهه کير آرشو از جاش کشيد بيرون و شروع کرد به ساک زدن از صداي آرش ميشد فهميد که الهه خانم تو کارشون استادن يواش يواش آرش شروع به لخت کردن الهه کردو شروع کرد به ليسيدن تمام بدن الهه از مغز سر تا کف پا. بعد رفت سراغ اون کس خوشگلي که بهتون ميگم از کجا خوشگليش رو ديدمجفتشون حسابي حشري شده بودن يه دفعه الهه گفت : آرش کير ميخوامآرش هم گفت : کجات بزارم ؟گفت بزار تو کسمآرش گفت مگه اوپني ؟الهه با سر جواب داد آره.آرش هم که اينگار تو کونش عروسي بود( اگر انگشتش ميکردم شايد داماد کور ميشد )سريع پوزيشنش رو درست کرد و مشغول حال دادن به کير خودشو کس الهه شدتو اين حين منم که حسابي حشري شده بودم يه فکر بکر کردم سريع ليدوکائيني که تدارک ديده بودم رو ماليدم به کيرم و داشتم استخاره ميکردم که برم تو يا نه.از يه طرف الهه خيلي کس بود و نميشد ازش گذشت از يه طرف هم با آرش دوست بودم نميخواستم ضد حال بزنمتو 2 راهي بودم که صداي آرش رو شنيدم ديدم که ارضا شده و داره سعي ميکنه الهه رو هم با دست ارضا کنهزدم دنده خريت و در و باز کردم و رفتم توجفتشون تا منو ديدن کپ کردن منم که زده بودم رو دنده پر رو بازي و ديگه راه برگشت هم نداشتم رفتم سمت الهه و آرش رو کشيدم اينورگفتم من ارضاش ميکنم شما زحمت نکشخلاصه يکم با سرو سينه الهه ور رفتم تا از اين جو حاکم بياد بيرون آرش هم پاشد از اتاق رفت بيرون و جو يکم آروم شدرو کردم به الهه و گفتم : اگر اشکالي داره ميتونم برمگلوش رو صاف کردو گفت : نميدونم( البته اگر ميگفت اشکال داره بازم ميکردمش ) خلاصه شروع کردم به عشقبازي و ليسيدنش داشت دوباره به اون حالت قبلش بر ميگشت و دو باره حشري شده بود ديدم دستش اومد سمت کيرم و شروع کرد با هاش بازي کردنگفتم : ميخوريش ؟با سر جواب داد آرهکيرم رو بردم جلو دهنشاونم شروع کرد به ساک زدنجاي همتون خالي لا مصب چه قدر حرفه اي اين کارو ميکرد يه کم که گذشت خوابوندمش و خودم رفتم روش پاهاشو باز کرد و من هم اروم اروم سر کيرم رو روانه کسش کردم وقتي به آخرش رسيدم ديدم داره نگام ميکنه گفتم : چيه ؟ بزرگه ؟گفت آره از براي آرش هم بزرگترهگفتم حال ميکني ؟گفت : خيليگفتم : قشنگ پرت کرده ؟گفت : آره دارم حال ميکنمگفتم : حالشو ببرشروع کردم به تلمبه زدنجاتون خالي عجب کسي داشت عين جارو برقي مکنده بود و عين شومينه داغ يه چند دقيقه اي که گذشت پا هاش رو دادم بالا به هم چسبوندم کسش از اون وسط زد بيرون شروع کردم به تلمبه زدن ديگه داشت رو آسمونها پرواز ميکرد يه دفعه ديدم يه لرزش تو بدنش افتاد و سست شد فهميدم که پريده ولي من هنوز تا ارضاشد نم زياد مونده بود برش گردوندم و از پشت گذاشتم تو کسش همونطور که داشتم تلمبه ميزدم شروع کردم با سوراخ کونش بازي کردن عجب کوني بود لا مصب سفت و خوش فرم و کير شکن يه کم که گذشت اومدم انگشتم رو بکنم تو سوراخش با دستش دستم و زد کنار زدم رو دستش و گفتم حا لا که داري حال ميدي پس ضد حال نزن گفت آخه تا حالا از عقب ندادم گفتم خوب حالا ميدي عيبي نداره که گفت : آخه درد داره.گفتم تو که از عقب ندادي پس از کجا ميدوني درد داره ديگه چيزي نگفت يواش يواش انگشت دوم رو هم اضافه کردم و بعدش هم سر کيرم رو گذاشتم دم سوراخش گفتم : شايد درد داشته باشه ولي به حالي که ميکني ميارزه آروم سر کيرم رو فشار دادم تو لعنتي نميرفت يه تف توپول انداختم رو کيرم و يه دونه هم در سوراخش و دوباره سعي کردم کلاهکش که وارد شد کونشو سفت کرد يه سيلي زدم به کپلش تا شل کنهگفت درد داره.گفتم چند ثانيه تحمل کن دوباره يه کم ديگه پيشروي کردم و بهش وقت دادم تا استراحت کنه بعد از مدتي تمام کير 27 سانتي من داخلش بود يواش يواش شروع کردم به تلمبه زدن نميدونيد چه حالي ميداد فکر نکمنم بيشتر از 2 يا 3 بار کير رفته بود تو کونش ( خوش به حال اون کسي که افتتاح کرده بود )بعد از چند دقيقه تلمبه زدن ديدم که صداش دوباره رفت هوا دوباره داشت ارضا ميشد منهم تندتر تلمبه ميزدم اونهم مدام ميگفت : آهان اينجوري خوبه دوست دارم جرم بده دارم حال ميکنم اين حرفها بيشتر تحريکم ميکرد ديگه من هم داشتم ارضا ميشدم ديدم لرزه افتاد رو تنش تو همون حين من هم ارضا شدم و همونجا خالي شدم ديگه رمق نداشتيم تکو ن بخوريم. همونجا يه لب اساسي ازش گرفتم که واقعا مکمل اون سکس زيبا بود هر دومون راضي بوديم چون با هم ديگه و هم زمان ارضا شديم بعد از چند دقيقه ديدم آرش اومد تو اتاق گفت بچه ها دير شده گفتم : بريم رفتيم الهه رو برديم دم خونشون و من با آرش رفتيم فري کثافت توخ خرمشهر تا يه غذاي خفن بخوريمبه آرش گفتم : آرش اگه از دستم ناراحتي بگو گفت : نه ناراحت نيستم اما خوب تيکه اي رو پر دادي گفتم : فکر نکنم بپره گفت : نمي دونم شايدوقتي رسيدم خونه يه دوش گرفتم و ميخواستم يه قهوه درست کنم بخورم ديدم که تلفن زنگ زد برداشتم آرش بود ميگفت که الهه زنگ زده و بابت همه چي تشکر کرده و گفته که خيلي حال کرده من هم خيالم راحت شد که حد اقل دختر نپريده بعد از اون من و آرش و الهه در حدود 7 ماه هفته اي دو بار با هم سکس داشتيم البته من هم با سميرا دوست شدم اما نذاشتم آرش بکندش اميدوارم خوشتون اومده باشه اوچيکه همه شما ! ========توضيح: مصرف سيگار و مواد مخدر به شدت ضرر داره و شديدا قواي جنسي رو کم ميکنه اگه ميخوايد زندگي خوب و سکس باحال داشته باشيد ورزش کنيد و طرف دود و دم و مواد مخدر نريد!قربون همتون</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2637</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه جفت کون داغ برای سکس</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2019 08:14:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخاره]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بابابزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[بابابزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[بازنشسته]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[چندماه]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داریمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمباشه]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردکه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وبادست]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنه.البته من فقط باعمه ام فیلم سکسی سکس داشتم؛تا یه سال پیش من یه عمه دارم اسمش آتناست که فوق العاده سکسی و خوشکله و26سالشه و مهندسی سکسی صنایع داره؛من و اون بدجوری همدیگه رو شاه کس دوس داریم.و چندساله که درسال حدأقل 5بار هدیه به مناسبتای مختلف واسش میخرم؛هرچنددوس پسرداره وباهاش کونی سکس هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنه.البته من فقط باعمه ام فیلم سکسی سکس داشتم؛تا یه سال پیش من</h2>
<p>یه عمه دارم اسمش آتناست که فوق العاده سکسی و خوشکله و26سالشه و مهندسی سکسی صنایع داره؛من و اون بدجوری همدیگه</p>
<h3>رو شاه کس دوس داریم.و چندساله که درسال حدأقل 5بار هدیه به</h3>
<p>مناسبتای مختلف واسش میخرم؛هرچنددوس پسرداره وباهاش کونی سکس هم میکنه ومن اطلاع دارم؛شایدبگیدبی غیرت؛امادرشرف ازدواج بادوست پسرشه ومن فقط میدونم باهاش</p>
<h4>سکس جنده داره؛وتازه واسش شرایط روردیف میکنم تاراحت بتونه بره پیش</h4>
<p>دوستش؛عمه ام بابابابزرگ ومامان بزرگ زندگی پستون میکنه؛پدربزرگم سرهنگ بازنشسته شاه خدابیامرزبوده ومامان بزرگم هم دبیرریاضی بوده؛خلاصه خیلی روشن فکراندومن روهم</p>
<h5>خیلی دوس کوس دارندومن همیشه خونشون پلاسم؛واکثرشباهمونجامیخوابم؛من وعمه خیلی راحتیم؛عمه تایه</h5>
<p>سال پیش جلوی من اگه کسی خونشون نبودباست سکسی هم راه میره؛امااگه بابابزرگم باشه باتاپ شلوارک؛شباکه اونجامیخوابیدم یه تشک کنارتخت پهن میکردامامیگفت سکس داستان تاصبح توتخت باخودم</p>
<h6>بخواب؛وصبح برو رو تشک؛واینم بگم که شبافقط باسوتین ایران سکس شرت میخوابه؛البته</h6>
<p>جلوی من اینطوریه؛تااینکه چندماه پیش یه شب گفت امشب بمون من حالم خوب نیست منم گفتم:باشه عزیزکم؛گفت:مرسی؛شب که بابابزرگ مامان بزرگ خوابیدندرفتیم طبقه بالا تواتاق عمه گفت:سهند بیا تاپ وشلوارم رو در بیار؛باتعجب گفتم:من در بیارم?گفت:آره عزیزم اصلا حالم خوب نیست؛آخه هیچوقت اینکاروواسش نکرده بودم؛من درآوردم که بعدش خودشم سوتین روهم درآوردبعدگفت:توهم تیشرت وشلوارک رودریارهواگرمه؛منم ازخداخواسته؛گفتم:آره هواخیلی گرمه اماازنظرتوعیبی نداره؛گفت:خره اگه عیب داشت که جلوت باشرت راه نمیرفتم؛بعدپاشدویه آرایش غلیظ کردواومدکنارم روتخت درازکشید؛گفتم:عمه ازپارسا(دوست پسرش)چه خبر?گفت:2هفته است رفته ازآلمان واسه شرکت اش دستگاه بخره؛فهمیدم پس واسه همینه که خانوم کیرمیخواد؛گفتم:چه بد!گفت سهند جون میدونم پسرباجنبه ای هستی واسه همین امشب میخوام کمکم کنی؛تاحالم بهتربشه؛گفتم:شماجون بخواه؛باشه عزیزم؛گفت مرسی فقط یادت باشه که من امشب تاصبح فقط آتناهستم؛منم گفتم باشه آتناجون حالااجازه هست من لبای آتناجونم روببوسم?که خودش لباشوگذاشت رولبام گفت:الهی آتنافدای خواهرزاده خوشکلش بره که اینطوری لبای عمه شو میخورم؛حسابی لب داد؛بعدگفتم:آتناجون میشه امشب واست پارساباشم?گفت:عزیزدلم من امشب زن سهندم نه پارسا؛پس واسم شوهرداغی باش؛هیچکدوم نمیفهمیدیم چی میگیم:تااینکه یخورده جابجاشدم وکیرم رفت لای پاهای عمه؛گفتم ببخشید؛گفت چی میگی بذارباشه جاش خوبه؛منم بیشترفشاردادمش وخودموحسابی چسبوندم به عمه؛وگفتم چه سینه هایی داری خوش بحال پارساگفت:خوب توهم مثل پارسااگه مردشدی بایدبدونی چیکاربگنی؛تااینوگفت:یکی ازسینه هاش روکردم تودهنم؛وای خداهمیشه آرزوی سینه های عمه روداشتم اصلاباورم نمیشد؛صداش بلندشده بوداماخوشبختانه اصلاصداپایین نمیرفت؛میگفت:بخورررر؛بمککککک جونننننن ؛گفتم عمه شرتم اذیت میکنه؛گفت:بیاعزیزم خودم واست درمیارم؛گفت پاشوکنارتخت واستا؛منم پاشدم یدفه بادستای لاک زده صورتی اش شرتمو کشیدپایین؛کیرم افتادبیرون وخوردبه دست چپش گفت:وای سهنداین چیه?گفتم هیچی گفت دیونه توکیربه این کلفتی داشتی به من ندادی?سهندخیلی بدی؛آخه کیرکلفتی دارم.گفتم:عزیزم قبلأتوبغل ات میخوابیدم که حس اش کنی؛کیرمواول بادستاش یخورده مالیدبعدش من آروم گفتم:عمه جون واسم میخوری؛اونم دیددرکارخیرحاجت هیچ استخاره نیست واسم ساک زد؛اینقدحرفه ای میزد؛گفتم خاله شرت اذیتت نمیکنه؛گفت:چرا؛هم هواگرمه هم زبره درش بیارمنم سریع کشیدم پایین وای خداحتی یه دونه مو نداشت واول واسش مالیدم وبعدشروع کردم به خوردن دوباره صداش بلندشده بودمیگفت:سهندبکن تو بکن تو؛گفتم:دیونه جرمیخوری؛گفت چندماهه پارساجرم داده بکن تو توروخدابکن تومنم باخیال راحت اول کیرم روبادهنش خیس کردبعدکردم تو کسش برای اولین بودتوآسمونابودم تلمبه میزدم وبادست سینه هاشومیمالوندم ففظ آه وناله میکردکه آبم داشت میمومدترسیدم گفتم:آتناداره میادوسریع کشیدم بیرون وتمام آبموخوردبعدش یخورده دیگه کسش روخوردم واونم ارضاشدویه لب اساسی ازش گرفتم؛وتاصبح توبغل هم خوابیدیم اماساعت6من روتشک خوابیدم؛ازاون دفه به بعدتقریبأهر2هفته یه بارسکس میکنیم وهردفه ازقبل بهتر؛خیلی دوست دارم نظرات تون روبگیدمن دفه اول که داستانم رونوشتم پس نقص هاش روجدی نگیریدممنون که تحمل کردیدحتمأنظرات تون روخوب یابدبگیدشایدعکسش رو هم بزارم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175484</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خنوم کارمند خوشگل و بلون حسابی کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 May 2019 07:39:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آدمهای]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[ارضاشد]]></category>
		<category><![CDATA[استخاره]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالا]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشروی]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چارشاخ]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[‫خرمشهر]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلیش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فرمانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامرانم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کفشهام]]></category>
		<category><![CDATA[کلاهکش]]></category>
		<category><![CDATA[کناونم]]></category>
		<category><![CDATA[کنهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتره]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبی]]></category>
		<category><![CDATA[معارفه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[به نام آرمین با هم فیلم سکسی شریک بودیم و کار کامپیوتر میکردیم.این آقا آرمین ما از اون آدمهای لانتوری اما بچه خوشگله. خلاصه یه روز گرم سکسی تابستان بود و 4 شنبه من در شاه کس مغازه نشسته بودم که آرمین هم اومد یکم کارامون رو رله کردیم سرمون که خلوت کونی شد آرمین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>به نام آرمین با هم فیلم سکسی شریک بودیم و کار کامپیوتر میکردیم.این</h2>
<p>آقا آرمین ما از اون آدمهای لانتوری اما بچه خوشگله. خلاصه یه روز گرم سکسی تابستان بود و 4 شنبه من</p>
<h3>در شاه کس مغازه نشسته بودم که آرمین هم اومد یکم کارامون</h3>
<p>رو رله کردیم سرمون که خلوت کونی شد آرمین گفت : راستی کامی دیشب داشتم میرفتم خونه سر راه 2 تا</p>
<h4>دختر جنده سوار کردم و با هاشون دوست شدم بعد شم</h4>
<p>بردم در خونشون تو فرمانیه پیادشون پستون کردم. قرار شده که زنگ بزنن. من هم به شوخی بر گشتم گفتم :</p>
<h5>بد بخت کوس اسکولت کردن فقط تو براشون جنبه یه راننده</h5>
<p>آژانس و داشتی عمرن زنگ نزنن. اونم شاکی شد. من خندیدم و گفتم شوخی کردم ایشالا زنگ میزنن. فقط یادت باشه دوستش سکس داستان رو هم با</p>
<h6>من دوست کن.اونم گفت : حتما. این تو ایران سکس فکر خودمم</h6>
<p>بود. خلاصه مشتری اومد و دیگه نتونستیم حرف بزنیم. حوالی ظهر بود که تلفن زنگ زد و من گوشیو برداشتم: بفرمایید.- سلام ببخشید میتونم با آرمین صحبت کنم ؟ &#8211; بله حتما شما ؟ &#8211; من مهسا دوستش هستم &#8211; گوشی چند لحظه ( اونطرف گوشی یه صدای ناز و مسخ کننده شنیده میشد عجب صدای نازی داشت یه مقدار هم با عشوه صحبت میکرد ) گوشیو دادم آرمین و گفتم : کونده این دیگه کیه؟گفت : نمی دونم خلاصه آرمین شروع کرد صحبت کردن و من یه دفعه دیدم اینگار به آرمین دنیا رو دادن نیشش تا بنا گوشش باز شد. من قشنگ میتونستم حس کنم که آرمین حسابی خر کیف شده. بعد از حدود نیم ساعت تلفن رو قطع کرد و یه بیلخ اساسی به من نشون داد. گفت دیدی زنگ زد؟گفتم خوب زد که زد چه فایده ؟ گفت: دیوونه برا فردا شب باهاش قرار گذاشتم. تو هم باید بیای. گفتم: من برای چی. بیام سر خر شم.گفت: با دوستش میاد دیگه. اسمش تاراس. تقریبا 2 سال هم از تو کوچیکتره. منم کلی ذوق کردم و گفتم ایول. اونروز گذشت و قرار شد اگر بشه وقتی رفتیم سر قرار اونارو ببریم دفتر بابای آرمین و اگر تونستیم یه حالی بکنیم. 5 شنبه بعد از ظهر مغازه رو بستیم رفتیم در خونه آرمین اینا.با هزار زحمت کلید دفتر رو از باباش گرفته بود و بالاخره سرو کلش با 2 تا قوطی ویسکی و کلیدها پیدا شد سوار شدیم و رفتیم سر قرار میدان توحید. ما که رسیدیم دختره هم داشت از یه آژانس پیاده میشد.آرمین گفت: داش کامی نگاه کن ببین چی تور کردم.گفتم: پس اون یکی کجاس ؟ گفت : نمی دونم دختره اومد تو ماشین و بعد از معارفه آرمین پرسید پس تارا کجاس ؟گفت که مهمون داشتن و نتونسته بیاد منم که حسابی خورد تو برجکم با زبون مطربی به آرمین گفتم: پس من میرم خونه شما هم برید به عشق و حالتون برسید.آرمین گفت : لوس نشو میریم یه مشروبی میخوریم بعد بروگفتم: باشه فقط چون نمی خوام ضد حال بزنم میام رفتیم سمت دفتر بابای آرمین. اونجا که رسیدیم من رفتم یه کم خرت و پرت خرید مو رفتم تو دفتر. دیدم نشستن پهلوی هم و دارن حرف میزنن. خلاصه نشستیم و بساط و پهن کردیم.تو حال خودم بودم که با صدای آرمین به خودم اومدمکامران چته حالا که چیزی نشده د فعه بعد تارا هم میاد با هم جمع میشیم حالا یه چند تا سلامتی آس بده حال کنیم منم که کونم سوخته بود پیکم رو گرفتم دستم و گفتم : میخوریم به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی روش میشاشه پیکمو که رفتم بالا یه دفعه به خودم اومدم دیدم مهسا ترکیده از خنده آنقدر قشنگ میخندید که من و آرمین هم با خنده های اون خند ید یم خلاصه یواش یواش داشتیم داغ میشدیم که مهسا به آرمین گفت : میتونم یه نخ گرس بزنم من که چارشاخ بریدم یه نگاهی به آرمین کردم دیدم اونم بدش نمیاد و جواب مثبت داد من که اصلا از این چیزا خوشم نمیاد و فقط سیگار میکشم خلاصه یه سیگار برداشت و شروع کرد درست کردن و با هم شروع کردن کام زدن یه دفعه مهسا رو به من کردو تعارف زد!یه نگاه بهش کردم که آرمین زرد کرد وای به حال دختره آرمین سریع توضیح داد که من اهل این چیزا نیستم و فقط با مشروب و سیگار حال میکنم. خلاصه بعد ازمدتی قرار شد که من برم و به آرمین هم یه نگاهی کردم و تو دلم گفتم کوفتت بشه! خداحافظی کردم و اومدم تو حال شرکت گفتم یه دستشویی برم بعد برم از دستشویی که اومدم بیرون دیدم در اتاق بستس صدای آرمین رو شنیدم میگفت بشین کامی بره برات برنامه دارم من هم یه آن یه فکری زد به سرم تا جلو در شرکت رفتم و در و بازو بسته کردم کفشهام رو هم از پام در آوردم گذاشتم کنار تو اون لحظه فقط فکرم این بود ببینم ارش میتونه کاری کنه یا نه ؟رفتم از سوراخ کلید تو اتاق و دید زدم دید م دارن با هم عشقبازی میکنن یه مدتی که گذشت دیدم مهسا کیر آرمینو از جاش کشید بیرون و شروع کرد به ساک زدن از صدای آرمین میشد فهمید که مهسا خانم تو کارشون استادن یواش یواش آرمین شروع به لخت کردن مهسا کردو شروع کرد به لیسیدن تمام بدن مهسا از مغز سر تا کف پا بعد رفت سراغ اون کس خوشگلی که بهتون میگم از کجا خوشگلیش رو دیدم جفتشون حسابی حشری شده بودن یه دفعه مهسا گفت : آرمین کیر میخوام آرمین هم گفت : کجات بزارم ؟ گفت بزار تو کسمآرمین گفت مگه اوپنی ؟مهسا با سر جواب داد آره.آرمین هم که اینگار تو کونش عروسی بود( اگر انگشتش میکردم شاید داماد کور میشد ) سریع پوزیشنش رو درست کرد و مشغول حال دادن به کیر خودشو کس مهسا شد تو این حین منم که حسابی حشری شده بودم یه فکر بکر کردم سریع لیدوکائینی که تدارک دیده بودم رو مالیدم به کیرم و داشتم استخاره میکردم که برم تو یا نه.از یه طرف مهسا خیلی کس بود و نمیشد ازش گذشت از یه طرف هم با آرمین دوست بودم نمیخواستم ضد حال بزنم تو 2 راهی بودم که صدای آرمین رو شنیدم دیدم که ارضا شده و داره سعی میکنه مهسا رو هم با دست ارضا کنه زدم دنده خریت و در و باز کردم و رفتم توجفتشون تا منو دیدن کپ کردن منم که زده بودم رو دنده پر رو بازی و دیگه راه برگشت هم نداشتم رفتم سمت مهسا و آرمین رو کشیدم اینور گفتم من ارضاش میکنم شما زحمت نکش خلاصه یکم با سرو سینه مهسا ور رفتم تا از این جو حاکم بیاد بیرون آرمین هم پاشد از اتاق رفت بیرون و جو یکم آروم شد رو کردم به مهسا و گفتم : اگر اشکالی داره میتونم برم گلوش رو صاف کردو گفت : نمیدونم ( البته اگر میگفت اشکال داره بازم میکردمش ) خلاصه شروع کردم به عشقبازی و لیسیدنش داشت دوباره به اون حالت قبلش بر میگشت و دو باره حشری شده بود دیدم دستش اومد سمت کیرم و شروع کرد با هاش بازی کردن گفتم : میخوریش ؟با سر جواب داد آره کیرم رو بردم جلو دهنش اونم شروع کرد ب<br />
ه ساک زدن جای همتون خالی لا مصب چه قدر حرفه ای این کارو میکرد یه کم که گذشت خوابوندمش و خودم رفتم روش پاهاشو باز کرد و من هم اروم اروم سر کیرم رو روانه کسش کردم وقتی به آخرش رسیدم دیدم داره نگام میکنه گفتم : چیه ؟ بزرگه ؟گفت آره از برای آرمین هم بزرگتره گفتم حال میکنی ؟گفت : خیلی گفتم : قشنگ پرت کرده ؟ گفت : آره دارم حال میکنم گفتم : حالشو ببر شروع کردم به تلمبه زدن جاتون خالی عجب کسی داشت عین جارو برقی مکنده بود و عین شومینه داغ یه چند دقیقه ای که گذشت پا هاش رو دادم بالا به هم چسبوندم کسش از اون وسط زد بیرون شروع کردم به تلمبه زدن دیگه داشت رو آسمونها پرواز میکرد یه دفعه دیدم یه لرزش تو بدنش افتاد و سست شد فهمیدم که پریده ولی من هنوز تا ارضاشد نم زیاد مونده بود برش گردوندم و از پشت گذاشتم تو کسش همونطور که داشتم تلمبه میزدم شروع کردم با سوراخ کونش بازی کردن عجب کونی بود لا مصب سفت و خوش فرم و کیر شکن یه کم که گذشت اومدم انگشتم رو بکنم تو سوراخش با دستش دستم و زد کنار زدم رو دستش و گفتم حا لا که داری حال میدی پس ضد حال نزن گفت آخه تا حالا از عقب ندادم گفتم خوب حالا میدی عیبی نداره که گفت : آخه درد داره.گفتم تو که از عقب ندادی پس از کجا میدونی درد داره دیگه چیزی نگفت یواش یواش انگشت دوم رو هم اضافه کردم و بعدش هم سر کیرم رو گذاشتم دم سوراخش گفتم : شاید درد داشته باشه ولی به حالی که میکنی میارزه آروم سر کیرم رو فشار دادم تو لعنتی نمیرفت یه تف توپول انداختم رو کیرم و یه دونه هم در سوراخش و دوباره سعی کردم کلاهکش که وارد شد کونشو سفت کرد یه سیلی زدم به کپلش تا شل کنهگفت درد داره.گفتم چند ثانیه تحمل کن دوباره یه کم دیگه پیشروی کردم و بهش وقت دادم تا استراحت کنه بعد از مدتی تمام کیر 27 سانتی من داخلش بود یواش یواش شروع کردم به تلمبه زدن نمیدونید چه حالی میداد فکر نکمنم بیشتر از 2 یا 3 بار کیر رفته بود تو کونش ( خوش به حال اون کسی که افتتاح کرده بود )بعد از چند دقیقه تلمبه زدن دیدم که صداش دوباره رفت هوا دوباره داشت ارضا میشد منهم تندتر تلمبه میزدم اونهم مدام میگفت : آهان اینجوری خوبه دوست دارم جرم بده دارم حال میکنم این حرفها بیشتر تحریکم میکرد دیگه من هم داشتم ارضا میشدم دیدم لرزه افتاد رو تنش تو همون حین من هم ارضا شدم و همونجا خالی شدم دیگه رمق نداشتیم تکو ن بخوریم همونجا یه لب اساسی ازش گرفتم که واقعا مکمل اون سکس زیبا بود هر دومون راضی بودیم چون با هم دیگه و هم زمان ارضا شدیم بعد از چند دقیقه دیدم آرمین اومد تو اتاق گفت بچه ها دیر شده گفتم : بریم رفتیم مهسا رو بردیم دم خونشون و من با آرمین رفتیم فری کثافت توخ خرمشهر تا یه غذای خفن بخوریمبه آرمین گفتم : آرمین اگه از دستم ناراحتی بگو گفت : نه ناراحت نیستم اما خوب تیکه ای رو پر دادی گفتم : فکر نکنم بپره گفت : نمی دونم شاید وقتی رسیدم خونه یه دوش گرفتم و میخواستم یه قهوه درست کنم بخورم دیدم که تلفن زنگ زد برداشتم آرمین بود میگفت که مهسا زنگ زده و بابت همه چی تشکر کرده و گفته که خیلی حال کرده من هم خیالم راحت شد که حد اقل دختر نپریده بعد از اون من و آرمین و مهسا در حدود 7 ماه هفته ای دو بار با هم سکس داشتیم البته من هم با تارا دوست شدم اما نذاشتم آرمین بکندش امیدوارم خوشتون اومده باشه اوچیکه همه شما داش کامی!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174328</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 11:19:26 by W3 Total Cache
-->