<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>اصرارش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>اصرارش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم عروسک سکس میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Jun 2019 07:21:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اصرارش]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[امانتی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫اینكار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشانم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتون]]></category>
		<category><![CDATA[معناست]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میرسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگهدار]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نوكشون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعشون]]></category>
		<category><![CDATA[وقتتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفتم لباسم رو پوشیدم و فیلم سکسی آماده شدم از خونه زدم بیرون تو راه چند نفری بهم تیكه انداختن. تو تاكسی یه جوونی بغلم نشسته بود سکسی و خودش رو چسبونده بود به من شاه کس برگشتم یه چپ چپ نگاش كردم خودش رو جمع وجور كرد. رسیدم پست دیدم وای کونی چه خبره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>رفتم لباسم رو پوشیدم و فیلم سکسی آماده شدم از خونه زدم بیرون</h2>
<p>تو راه چند نفری بهم تیكه انداختن. تو تاكسی یه جوونی بغلم نشسته بود سکسی و خودش رو چسبونده بود به</p>
<h3>من شاه کس برگشتم یه چپ چپ نگاش كردم خودش رو جمع</h3>
<p>وجور كرد. رسیدم پست دیدم وای کونی چه خبره انگار همه میخواستن انصراف بدن نزدیك هزار نفر آدم اونجا بود. پرسون</p>
<h4>پرسون جنده نفر آخر رو پیدا كردم و ایستادم تو صف.</h4>
<p>چند دقیقه نگذشته بود كه یه پستون آقای 24 / 25 ساله اومد پشت سرم اولش خیلی عادی برخورد میكرد بعد</p>
<h5>از ده کوس دقیقه كه یه كم نفرات جلو تر جابه</h5>
<p>جا شدن و از پشت سر هم یه سری اضافه شدن و شروع كردن به هل دادن. نفر جلویی من یه زن سکس داستان 40 / 45</p>
<h6>ساله بود منم حسابی چسبیده بودم بهش كه ایران سکس احساس كردم</h6>
<p>از پشت یه نفر چسبید بهم. برگشتم نگاه كردم دیدم همون آقاست تا دید نگاهش میكنم با لبخند یه معذرت خواهی كرد و پشت سرش رو نشون داد كه اونا داشتن به جلو فشار می آوردن. منم نمیتونستم چیزی بگم. یه كم دیگه خودم رو چسبوندم به اون زنه اما فشار از عقب همچنان ادامه داشت تا اینكه احساس كردم یه چیزی داره روی باسنم تكون میخوره. باز حس شهوت اومد سراغم یه كم خودم رو جا به جا كردم كه اون چیز گرم و داغ قشنگ افتاد روی خط باسنم. یه كم هم خودم رو عقب هل دادم كه بیشتر حسش كنم كه دیدم اون آقا هم فشارش رو بیشتر كرد. تنها شانسی كه داشتیم این بود كه از بس شلوغ بود كسی حواسش به ما نبود. با تكون خوردن اون آقا حسابی خوش خوشانم شده بود. كم كم حس میكردم نوك سینه هام داره صفت میشه و ترشحاتم داره شروع میشه. مخصوصا از پشت سر باهام حرف میزد و گرمای نفسش از روی روسری نازكم میخورد به گردنم یه عطری هم به خودش زده بود كه انگار شهوت رو زیاد میكرد. دلم میخوست برگردم كیرش رو بگیرم لای پام و بمالم به كسم. با مكافات تحمل كردم تا اینكه یه نفر دیگه مونده بود به من كه بهم گفت كارتون تموم شد یه چند دقیقه وقتتون رو به من میدین? بدون اینكه جواب بدم كارم رو انجام دادم و از ساختمون پست بیرون اومدم جلوی در تو پیاده رو ایستادم. چند دقیقه بعد برگشت دیدم داره به اطرافش نگاه میكنه تا من رو دید با لبخند یه دستی برام تكون داد و اومد سمتم تازه متوجه شده بودم كه هم صورت قشنگی داره هم خوش تیپه. رسید جلوم ازم تشكر كرد كه منتظرش موندم بعد گفت شما ماشین دارین؟ گفتم نه خیر گفت خوب شد. گفتم چطور؟ گفت چون من ماشین دارم هم شما رو میرسونم هم تو ماشین با هم صحبت میكنیم. گفتم مرسی من مزاحمتون نمیشم شما هم اگر امری دارین بفرمائین چون من باید برم به كارام برسم. یه كم اخم كرد گفت فكر كنید من آژانس هستم؟ امروز میخوام تا هر موقع كه كار دارین در خدمتتون باشم بعد بدون اینكه من چیزی بگم گفت یه خیابون پائین تر ماشین رو گذاشتم تو پاركینگ. بعد با دستش من رو به سمت جلو هدایت كرد. نمیدونستم چی بگم دنبالش راه افتادم من یه قدم عقب تر ازش میرفتم. رسیدیم دم ماشین یا زانتیا مشكی اسپرت بود. در رو برام باز كرد نشستم روی صندلی تو ماشینش هم بوی عطر میومد خودش هم نشست پشت فرمان دستش رو دراز كرد سمت من گفت فرزین هستم. منم بهش دست دادم و خودم رو نادیا معرفی كردم. یه سری تكون داد گفت به به چه اسم قشنگی نادیا خانم گفتم همون نادیا یا نادی بگو كافیه. با لبخند دستم رو فشار داد و گفت نادی عزیز. استارت زد و حركت كرد از پاركینگ بیرون اومد تو خیابون اصلی برگشت سمت من گفت خوب نادی جان كجا باید برم؟ گفتم شما كارتون رو به من بگین من رفع زحمت میكنم. گفت من امروز میخوام در خدمت شما باشم همین و بس. با خنده بهش گفتم بهت نمیاد آدم بیكار و سرگردون باشی پس نه خودت رو بذار سر كار نه من رو. خندید گفت خوشم اومد آدم زرنگی هستی. گفتم مرسی حالا بگو كارت چیه؟ گفت میخوام امروز بهم افتخار بدی كارت كه تموم شد با هم ناهار بخوریم و بعد من شما رو میرسونم تا منزلتون. گفتم من هیچ كاری ندارم. بهت دروغ گفتم برای ناهار هم الان خیلی زوده پس اگر میشه من رو برسون و بعد هم برو به كارت برس یه كم اخماش رفت تو هم گفت چقدر بد اخلاقی .گفتم شاید گفت نادی جان میشه افتخار بدی با هم بریم خونه ما ناهار با هم باشیم یه نگاهی بهش كردم گفتم تو در مورد من چی فكر كردی آقای &#8230; خندید گفت فرزین گفتم بله گفت هیچی فقط ازتون خوشم اومده گفتم پس اون فشارهای تو صف هم برای این بود كه ازم خوشت اومده بود؟ سكوت كرد و چیزی نگفت. گفتم خوب الان چرا نمیگی چی میخوای گفت شما تشریف بیارین منزل من از خجالتتون در میام. بهش گفتم وایسا پیاده میشم. برگشت نگاهم كرد گفت قصد جسارت نداشتم. گفتم خوب پس نگهدار پیاده شم. نگه داشت دستش رو گذاشت روی پام گفت نادی جان خواهش میكنم اذیتم نكن من ازت خوشم اومده باور كن من خودم هم آدم علافی نیستم ولی &#8230; گفتم ولی چی؟ گفت اجازه میدی بریم خونه؟ چیزی بهش نگفتم. چند ثانیه به من نگاه كرد و بعد با سرعت حركت كرد. تو راه دیگه هیچ حرفی نزدیم فقط صدای موزیك تو ماشین بود. خونشون بالا شهر بود یه خونه بزرگ و با كلاس از توی ماشین با ریموت در رو باز كرد با ماشین رفتیم تو. حیاط و بعد در بسته شد یه پیر مرد داشت با گل و درختهای باغچه سر و كله میزد دوید اومد سمت ماشین دستش رو بلند كرد و سلام كرد فرزین هم بهش سلام كرد بعد من سلام كردم فرزین بهش گفت من امروز مهمون دارم فقط برای ظهر از بیرون غذا میخوام. مرده هم سرش رو به علامت تائید تكون داد و رفت. از ماشین پیاده شدیم و با راهنمایی فرزین رفتیم داخل ساختمون فرزین تعارفم كرد كه مانتوم رو دربیارم و راحت بشینم. تو دلم گفت خوب شد صبح حموم رفتم و لباس مرتب تنم كردم. مانتو روسری رو در آوردم با یه تاپ زرشكی و یه شلوار جین نشستم. روی مبل كه دیدم فرزین داره از آشپزخونه با یه ظرف میوه میاد سمتم. ازش تشكر كردم نشست كنارم گفت خوب نادی جان خوش آمدی گفتم خواهش میكنم گفت خوب حالا یه كم از خودت تعریف ك.ن گفتم چی باید بگم هر چی میخوای بدونی بپرس تا جواب بدم با لبخند سرش رو تكون داد گفت منظورم وضعیتته شوهرت چیكاره است خودت چیكار میكنی گفتم شوهر ندارم لبخند نشست روی لباش گفتم همین رو میخواستی؟ گفت ای. گفتم خودم هم زندگی میكنم فقط همین. گفت چه كوتاه و مختصر و مفید! گفتم خوب دیگه حالا شما بفرمائین. گفت منم هنوز ازدواج نكردم. گفتم این رو توی صف متوجه شدم! خندید گفت تقصیر<br />
من نبود هر كسی جای من بود همین كار رو میكرد. گفتم چرا؟ سرش رو پائین انداخت. گفتم پرسیدم چرا؟ آروم گفت آخه باسنتون خیلی قشنگه بعد دیگه هیچی نگفت. گفتم خوب چیكار میكنی؟ گفت تو شركت بابا مشغولم. گفتم پس چرا الان اینجایی؟ گفت مشكلی نیست. بابا خودش مسافرته. منم با تلفن كارم رو هماهنگ میكنم. عصری میرم شركت. گفتم شركت چی دارین؟ گفت كار واردات و صادرات انجام میدیم. از وضع خونه و زندگی و ماشینش هم معلوم بود وضعشون باید خوب باشه. گفتم خوب حالا با من چیكار داشتی این همه اصرار كردی؟ گفت هیچی دلم میخواست بیشتر باهات باشم. گفتم برای چی؟ گفت برای اینكه با هم حرف بزنیم. گفتم فقط حرف زدن؟ یه كم سكوت كرد گفت میتونم باهات راحت باشم. گفتم از چه نوعش؟ گفت از همون نوع تو صف. گفتم یعنی میخوای بازم بچسبی؟ بهم گفت آره گفتم خوب بیا بچسب ببینم آروم میشی. لبخندی زد و گفت میوه بخور بریم تو اتاقم. گفتم میوه نمیخورم بلند شو بریم. لبخندش بیشتر شد. بلند شد دستم رو گرفت بلندم كرد تقریبا بغلم كرد و من رو برد تو اتاقش اونجا كه رسیدیم بغلم كرد و و محكم فشارم داد به خودش اول رو پیشونیم رو بوس كرد و بعد یه كم از خودش جدام كرد یه كم تو چشم هم نگاه كردیم و سرش رو جلو آورد و شروع كردیم از هم لب گرفتن زبونش رو كرده بود تو دهن من و میچرخوند بعد زبونم رو كشید تو دهنش و شروع كرد به مكیدن دستشم از بالای لباسم كرده بود تو داشت سینه هام رو از روی سوتین میمالید یه كم گذشت تاپم رو از تنم درآورد و سوتینم رو باز كرد من رو خوابوند روی تخت خودش. بعد هم خوابید كنارم از گوشم شروع به خوردن كرد گوش و گردن بعد اومد پائین تر تا رسید به بالای سینه هام یكی یكی لیسشون میزد و نوكشون رو می خورد. دستشم از روی شلوار گذاشته بود روی كسم داشت میمالیدش یه كم سینه هام رو خورد و بلند شد گفت نادی جون اجازه میدی؟ با سر بهش گفتم آره. دكمه شلوارم رو باز كرد و اون رو از پام بیرون كشید یه كم از روی شرت كسم رو مالید و خورد بعد شرتم رو در آورد. یه بالشت گذاشت زیر كمرم از دم سوراخ كونم زبونش رو میكشید بالا وسط كسم رو یه كم بیشتر زبون میزد و زبونش رو فشار میداد تو كسم و بعد با لباش تاجكم رو میگرفت تكون تكون میداد و میكشید بعد باز برمیگشت سمت پائین من حسابی تحریك شده بودم دستم رو كرده بود لای موهاش و سرش رو به كسم فشار میدادم ناله میكردم و آروم بهش میگفتم جوووووونننننن بخووووورررررر آیییییییی بخخخخخووووررررر. اونم ادامه داد تا دیگه صدای من بلند شد و با یه لرزش شدید و یه آیییییییییییییییییییییی بلند اورگاسم شدم سرش رو از كسم بلند كردم داشت لبخند میزد بهش گفتم لخت شو سریع لخت شد دیدم چه كیر بزرگی داره كلفت و دراز حسابی باد كرده بود شرتش رو كه درآورد مثل فنر تكون میخورد بلند شدم نشستم لب تخت اومد جلو با دستم كیرش رو گرفتم یه كم مالیدم بعد آروم و با احتیاط كردمش تو دهنم كیرش هم بوی عطر میداد خوشش اومده بود شروع كردم به ساك زدن با دستم تخماش رو میمالیدم اونم فقط آه میكشید و با دست سینه هام رو میمالید حسابی سرعتم زیاد شده بود كه كیرش رو از دهنم بیرون كشید اومد خوابید روی تخت و من رو كشید روی خودش به حالت 69 شدیم باز شروع كرد به خوردن كسم ولی به من اجازه نمیداد ساك بزنم حسابی تحریكم كرد بعد بلندم كرد گفت بیا بشین روی كیرم پاهم رو كنارش گذاشتم خودش كیرش رو با كسم میزون كرد و من رو نشوند روی كیرش حسابی كسم پر شده بود یه كم نشستم بعد با كمك فرزین شروع كردم بالا پائین كردن فرزین هم خودش رو بالا پائین میكرد با كیرش تو كسم ضربه میزد بعد بلندم كرد به حالت سگی خوابوند و از پشت كیرش رو گذاشت جلوی سوراخ كونم برگشتم نگاش كردم و دستم رو دراز كردم كیرش رو یه كم پائین دادم تا رفت جلوی كسم گفتم حالا درست شد گفت نادی جون گفتم اصرار نكن فایده نداره یه كم خودم رو عقب دادم كیرش رفت تو كسم شروع كردم خودم رو عقب جلو كردن از قصد سرعتم رو زیاد كردم كه زود تر ارضاء بشه فكر كونم به سرش نزنه اونم با دستش سینه و تاجكم رو میمالید منم براش حرفهای خوب خوب زدم كه زود تر ارضاء بشه بهش میگفتم بكن كسم داره حال میكنه تموم كسم پر شده كسم سرعت میخواد اونم فقط ناله میكرد و كیرش رو تو كسم میكرد دیگه آخرش بود منم داشتم اورگاسم میشدم یه كم خودم تكون رو بیشتر كردم تا به اورگاسم رسیدم همون موقع فرزین كیرش رو از كسم بیرون آورد و تموم آبش رو روی كمرم خالی كرد بعد بی حال افتاد روم چند دقیقه بعد بلند شدیم به اصرارش با هم رفتیم حموم اونجا هم من رو قشنگ شست و بعد اومدیم با هم ناهار خوردیم بعد از ناهار یه كم با هم حرف زدیم و شماره خودم رو بهش دادم اونم شماره داد بعد بهش گفتم من باید برم برام یه آژانس بگیر هر كاری كرد كه خودم میرسونمت قبول نكردم زنگ زد ماشین اومد بعد خودش اومد تا جلوی در كرایه آژانس رو حساب كرد و من اومدم خونه شب ساعت 10 بود بهم زنگ زد بعد كلی تشكر گفت توی كیفت یه امانتی هست دیدیش گفتم نه همونطوری كه باهاش حرف میزدم رفتم سر كیفم دیدم یه دستبند طلای خیلی قشنگ توی كیفمه بهش گفتم كی اینكار رو كردی معذرت خواهی كرد كه بی اجازه رفته سر كیفم بعد گفت موقعی كه رفتی دستشوئی گذاشتم منم ازش تشكر كردم گفت دوست نداشتم بهت پول بدم اما دلم هم نیومد دست خالی بری. این شد دوستی من و فرزین كه واقعا برای من یه دوست به تموم معناست.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174542</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده سگ سینه کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%af-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%af-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 May 2019 06:51:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اصرارش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینصورت]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینكارو]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حركاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستانی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[، ( به خاطر برخی فیلم سکسی مسائل، روابط دو تا خانواده كمی به هم خورده بود و بزرگای خانواده با هم صحبت نمی كردن. البته شنیده سکسی بودم كه مقدمات سفر دائمیشون به اروپا شاه کس هم جور شده و همین روزهاست كه برای همیشه از ایران برن .) در این کونی مدت بد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>، ( به خاطر برخی فیلم سکسی مسائل، روابط دو تا خانواده كمی</h2>
<p>به هم خورده بود و بزرگای خانواده با هم صحبت نمی كردن. البته شنیده سکسی بودم كه مقدمات سفر دائمیشون به</p>
<h3>اروپا شاه کس هم جور شده و همین روزهاست كه برای همیشه</h3>
<p>از ایران برن .) در این کونی مدت بد جوری تو كف یه سكس با جمال مونده بودم ، ولی اصلا</p>
<h4>دوست جنده نداشتم خودم پا پیش بزارم و باهاش تماس بگیرم</h4>
<p>. در هر صورت بعد از پستون چند روز كه به این شكل گذشت دل به دریا زدم و بهش زنگ</p>
<h5>زدم . کوس از شنیدن صدای من خیلی خوشحال شد و</h5>
<p>بدون اینكه من چیزی بگم خودش گفت : كامی جون كجائی ، كوچولو حسابی تو لك رفته و با من اصلا حرف سکس داستان نمیزنه و همش</p>
<h6>بهانه تورو میگیره . جمال به كیرش كوچولو ایران سکس میگفت. من</h6>
<p>از شنیدن این حرف خوشحال شدم و خوشحال تر اینكه خود جمال حرفو پیش كشید و ازم خواست كه حتما به خونشون برم و گفت : كه اگه نیای دیگه نمیتونیم همدیگرو ببینیم ، چون ما یه مدت كوتاه ایران هستیم و برای همیشه از اینجا میریم .از شنیدن این حرف حسابی ناراحت شدم ولی خودمو كنترل كردم و با یه حالت تقریبا بی تفاوت گفتم : باشه سعی میكنم قبل از رفتنتون یه سر بهت بزنم، ولی اون اصرار كرد و گفت : امروز ، فردا هیچكی خونه نیست و میتونیم حسابی باهم حال كنیم ، همین امروز راه بیفت بیا چون میخوام اینبار دیگه كونتو جر بدم. من هم كه منتظر اصرارش بودم گفتم باشه همین الان راه می فتم…خونه ما یك شهرستان و خونه خالم شهرستانی دیگه بود با فاصله سه ساعت ، حدود ساعت 4 بعد از ظهر به اونجا رسیدم ، وقتی به در خونشون رسیدم ، دیدم دم در اییستاده و منتظر منه از دیدن همدیگه خیلی خوشحال شدیم ، و حسابی همو بغل كردیم و بوسیدیم … حدود نیم ساعتی كه از اومدنم گذشت ، جمال ازم خواست برم و یه دوش بگیرم و كمی به خودم برسم ، از جام بلند شدم و رفتم سامسونتمو كه یه گوشه ای بود باز كردم كه وسائل حمومو بردارم ، در این وقت جمال اومد كنارم نشست و آروم دستشو از روی شلواركی كه پوشیده بودم روی كونم كشید كمی كه این كارو انجام داد دستشو برد توی شرتم و با نوك انگشتاش شروع كرد به نوازش سوراخ كونم و با دست دیگش كیرشو از روی شلوارش می مالید، ازش خواستم كه بزاره واسه بعد از حموم، اونم گفت: باشه زیاد ادامه نمیدم ،فقط قبلش یه ذره كوچولو رو بخور ، بلافاصله بلند شد كیرشو در آورد و نزدیك دهنم گرفت ،كیرش كاملا راست شده بود منم كیرشو كمی تو دستم گرفتم و بعد تا آخر اونو توی دهنم كردم و شروع كردم به لیسیدن ، چند لحظه بعد خواستم بلند شم كه دستشو روی شونه هام گذاشت و خواست كه ادامه بدم بعدشم دستاشو پشت سرم حلقه كرد و شروع به تلمبه زدن توی دهنم كرد با هر بار فشار دادن، كیرش تا ته گلوم میرسید به شكلی كه پیشونیم به شكمش می چسپید . بعد از اینكه تقریبا 2 دقیقه ای این كارو انجام داد خودش كیرشو از دهنم درآورد و گفت : كافیه بزاریم واسه بعد از حموم و شام.من رفتم دوش گرفتم و بعد ز من هم جمال رفت و دوش گرفت .بعد از اینكه شامو خوردیم ویه استراحت كوتاه كردیم جمال از روی كاناپه بلند شد و روی زمین نشست ، پشتشو به كاناپه تكیه داد ، پاهاشو دراز كرد و از من خواست كه دست به كار شم ، منم رفتم وسط پاهاش نشستم ، گرمكنشو از پاش درآوردم كیرشو كه كمی راست شده بود تو دهنم گرفتم و شروع به ساك زدن كردم چند لحظه بعد كیرش حسابی شق شده بود، همینطور كه داشتم كیرشو ساك می زدم ، كونمو به طرفش چرخوندم كه اونم كارشو شروع كنه ، بعد از ینكه كمی از روی شلوارك كونمو دست زد به آرومی شلوار و شرتمو پایین كشید و شروع كرد به مالیدن كونم ، انگار اولین باری بود كه كونمو میدید همش از خوشگلی كونم تعریف می كرد ، و با صدایی لرزان و شهوت آلود می گفت : من این همه دختر و پسر رو گائیدم ولی تو یه چیز دیگه ای و… با شنیدن حرفاش و حركاتش منم حسابی تحریك شده بودم، از ساك زدن دست كشدم ، بلند شدم لباسامو در آوردم و جلوش روی زمین دراز كشیدم ، یه متكا زیر كونم گذاشت منم پاهامو بالا دادم ، یه كم پماد به انگشتش زد و اونو توی كونم كرد ، ازش خواستم كه اروم اینكارو انجام بده و با یه انگشت، چون درغیر اینصورت كونم گشاد می شد و وقت كردن اصلا بهم حال نمی داد وحتی خودشم بعدا معترض می شد كه چرا كونم اینقدر گشاد شده ؟با شنیدن این حرف تازه یادش اومد كه راسم میگم و این چند سال گذشته كونم بدجوری باز شده و نمیشه زیاد دستكاریش كرد به همین خاطر منو به پهلو خوابوند ، خودشم اومد كنارم دراز كشید . یه پاشو زیر پام گذاشت و كیرشو دم سوراخ كونم، با یه فشار كیرش تا خایه تو كونم فرو رفت ، كیر جمال چندان بزرگ نبود و فقط سر كیرش بود كه یه مقدار بزرگتر بود و با كمی درد وارد كونم میشد بعدش هم كه یه كم تلمبه میزد ، كونم درست و حسابی باز می شد و راحت كیرشو تو خودش جا می داد .اون شب جمال وقت كردن بیشتر از دفعات قبل از گشادی كونم معترض بود و همش غر میزد به هر حال بعد از اینكه به شكلهای مختلف كونمو گائید ، منو سرپا کرد و بعد از چند بار تلمبه زدن آبشو با فشار توی كونم خالی كرد… اون شب تا صبح دو بار دیگه هم با هم سكس داشتیم &#8230;ادامه&#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%af-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174108</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ تو شرکت حشری ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%aa%d9%88-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%aa%d9%88-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 May 2019 06:42:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[اصرارش]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهام]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مراعات]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که 26 سالمه و 5 فیلم سکسی ساله جدا شدم و سکس هم با دوست پسرای فابم داشتماین موضوعی که میخوام بگم برای اواخر اسفنده که من سکسی بیرون بودم و یه ماشینی افتاده بود شاه کس دنبالمخلاصه با اصرارش زدم کنار و بعد از یکم زبون بازیش , شمارشو گرفتم .چند کونی باری رفتیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>که 26 سالمه و 5 فیلم سکسی ساله جدا شدم و سکس هم</h2>
<p>با دوست پسرای فابم داشتماین موضوعی که میخوام بگم برای اواخر اسفنده که من سکسی بیرون بودم و یه ماشینی افتاده</p>
<h3>بود شاه کس دنبالمخلاصه با اصرارش زدم کنار و بعد از یکم</h3>
<p>زبون بازیش , شمارشو گرفتم .چند کونی باری رفتیم بیرون و هی پیشنهاد خونه داد و من قبول نکردم , اما</p>
<h4>فردای جنده روزی که خیلی اصرار کرد , دیگه قبول کردم</h4>
<p>چون گفت از من نترس من پستون کاری باهات ندارم , تا خودت نخوایی من هیچ کاری نمیکنم.ساعت 9 بود که</p>
<h5>رسیدم خونش کوس , خونش خیلی کوچیک بود در حدی که</h5>
<p>تختش تو سالن بود و اتاق نداشت , تا کفشمو در اوردم وارد شدم سریع منو بغل کرد و انداخت رو تخت سکس داستان و شروع کرد</p>
<h6>لب گرفتن , منم خندم گرفته بود میگفتم ایران سکس ولم کن</h6>
<p>بذار برسم حالاسریع لختم کرد و شروع کرد به خوردن , جوری لبامو میخورد که سر شده بود بعدش رفت پایین تر سراغ سینه هام , دو تاشو گرفته بود و فشار میداد , واقعا دردم میومد جوری که دیگه لذت نمیبردم , اما رفت پایین تر و دهنشو گذاشت رو کصمو شروع به خوردن کرد , اخ که چقدر لذت بردم , خیلی حرفه ای میخورد , منم که خیلی وقت بود ارضا نشده بودم بعد از چند مین ارضا شدم (اصلا هم نلرزیدم و ابم نیومد , بعضیا میگن اینجوری ارضا میشن) بعد از ارضا شدنم سرشو گرفتم و بلندش کردم اونم اول رفت برق و خاموش کرد و لباساشو در اورد اومد روم , دستمو بردم سمت کیرش که یهو انگار برق 2000 ولت بهم وصل کردن , خیییییلیی ییی بزرگ بود , دختر کیر ندیده نبودم اما این یکی واقعا بزرگ بود جوری که ترسیدم و عقب کشیدم , گفت چی شد دوسش نداریگفتم لعنتی اینو از کجا اوردی , این منو جر میده , که گفت نه من مواظبمخلاصه یکم بهم ور رفت تا بتونم سایزشو حضم کنم , گرفتم دستم که بخورمش , فقط سرش رفت تو دهنم , اصلا جا نمیشد , اونم دید جا نمیشه بیخیال ساک شد و گفت بیا رومکیرشو گرفتم دستم و خودم رفتم روش که بکنم توم , نمیرفت , هرکار کردم نرفت , یهو از بغل پهلوهام گرفت و منو هل داد پایین که یهو رفت توم , دردی پیچید تو رحمم که هنوز حسش میکنم , یکم تلنبه زد و پوزیشن و عوض کرد , درختی , داگ استایل , بغل , ایستاده , خلاصه هرجوری تونست منو کرد منم واقعا درد کشیدم و صدام در اومد گفتم بسه دیگه نمیتونم , اونم مراعات کرد مثلا و چند تا تلنبه دیگه زد و ابش اومد و ریخت تو دستمالبعد از یکم دراز کشیدن تو بغلش سریع خدافظی کردم برگشتم خونه , دیگه هم جوابشو ندادم . مدام پیام میفرسته که تو خیلی خوش سکس بودی , بازم بیا , اما واقعا نمیتونم سایزشو تحمل کنم. من که هنوز تو شک سایزشم , اما شماها قبل از خونه رفتن آمار بگیرید ببینید چه اندازه ایهامیدوارم دوست داشته باشید.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%aa%d9%88-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173628</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.165 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-22 16:14:13 by W3 Total Cache
-->