<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>اعتراض &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:38:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>اعتراض &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>شاه کس لاغر و خوشگل کسش توانایی گرفتن کیر خیلی کلفت رو داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a7%d8%ba%d8%b1-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%da%a9%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a7%d8%ba%d8%b1-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%da%a9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[التماساش]]></category>
		<category><![CDATA[التماسم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتي]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روشلوار]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيريني]]></category>
		<category><![CDATA[عصباني]]></category>
		<category><![CDATA[عليرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[ميافتم]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[نميگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ولم كن اما من ول فیلم سکسی كن نبودم حسابي ليسيده بودم شروع كردم نرم نرمك گاز گرفتنش چقدر شيرين بود شيريني شربت رو سينه هاش خيلي سکسی مزه دار شده بود اونم التماس ميكرد شاه کس و جيغ ميزد اما فايده نداشت بيشتر گاز ميگرفتم كم كم ساكت شد فقط با کونی دستاش به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ولم كن اما من ول فیلم سکسی كن نبودم حسابي ليسيده بودم شروع</h2>
<p>كردم نرم نرمك گاز گرفتنش چقدر شيرين بود شيريني شربت رو سينه هاش خيلي سکسی مزه دار شده بود اونم التماس</p>
<h3>ميكرد شاه کس و جيغ ميزد اما فايده نداشت بيشتر گاز ميگرفتم</h3>
<p>كم كم ساكت شد فقط با کونی دستاش به سرم فشار مياورد كه ولش كنم دست انداختم سينه راستش كشيدم بيرون</p>
<h4>با جنده حرصو و ولع سينه شو ميخوردم كم كم دستاش</h4>
<p>بي جون شده بود كم كم پستون كل دكمه هاي مانتوشو باز كردم و دستمو از روشلوار كشيدم به كسش سرمو</p>
<h5>بلند كردم کوس ديدم چشماشو بسته فقط نفس ميكشه دوباره شروع</h5>
<p>كردم به خوردنش دكمه شلوارشو باز كردم همينجور بدنشو ميخوردم اومدم پايين ميخواستم شلوارشو بكشم پايين مقاومت ميكرد به زور شلوار و سکس داستان شرتشو با هم</p>
<h6>كشيدم پايين ، چه كسي بود تميز تميز ایران سکس تميز و</h6>
<p>خوش فرم و سفيد پاهاشو رو هم انداخت و التماسم ميكرد و قسمم ميداد به زور تونستم پاهاشو باز كنم خودمو انداختم وسطش سريع با زبون افتادم جون كسش پاهاش شل شد صداي اعتراضش بند اومد منم بيشتر مي خوردم ، چند تايي گاز از چوچولش گرفتم صداي آخ و اوفش در اومد گفت نيما بخور جون من بخور اگه دوستم داري بيشتر بخور ، من از اين حرفاش راضي و خشنود و حشري تر شدم بيشتر مي خوردم ديدم اومد به زور زير كتفم زد گفت ديگه بسه بيا سينه هامو بخور رفتم كرستش باز كردمو سينهاشو ميخوردم كه اعتراض كرد چرا لباساتو در نمياري بلند شدم سه سوت لباسامو در آوردم. ميخواستم دوباره روش بخوابم كه نذاشت افتاد جون كيرم گفت چه خوشكله چه بزرگه و كرد تو دهنش و ميخورد نامرد چقدر خوب ليس ميزد ديدم داره آبم مياد سريع كشيدم بيرون گفت چي شد گفتم نميخوام به اين زودي آبم بياد بلندكردم بردمش وسط تخت از سينهاش شروع كردم خوردن همينجور اومدم پايين به كسش كه رسيدم چرخيدم طوري كه كيرم راست دهنش بود كمي كه كيرمو خورد دست انداختم دور كمرش محكم گرفتمش وچرخوندمش طوري كه اون بالا اومد و من پايين كسش خيس خيس بود انگشتم فرستادم تو تكوني خورد و آهي كشيد با انگشتم تو كسش بازي ميكردم بعد دو انگشتي كردم تو بيرون اوردم كم كم رفتم جايي كه دلم رو برده بود بله كون خوشگل و تراشيده اش انگشتمو آروم فرستادم تو يهو پريد بالا گفت نه كون نه بيا بكن تو كسم گفتم باشه خوابيد پاهاشو آورد بالا كاملا حشري بود كيرم آوردم جلو كسش ولي نميكردم تو ميماليدم درش ميگفت بكن تو من نميكردم و ميماليدم و ميخنديدم عصباني بلند شد كمرمو محكم گرفت فشار داد به طرف خودش كيرم كامل رفت توش يه جيغي كشيد ندونستم جيغ از هوسش بود يا دردش گرفته بود خلاصه التماسم ميكرد محكم تر بكنمش منم تندتند ميكردمش ، شونمو گرفت چسپوندم بخودش يه غلطي زد من رفتم پايين اون اومد بالا خودشو بلند ميكرد محكم ميزد رو من گفتم الانه كه تخمام بره تو كسش خيلي حال ميكرد منم برا بيشتر حال كنه كشوندمش روخودم و سينه چپش رو ميخوردم با دست راستم سينه راستش ميمالوندم و انگشت دست چپمو كم كم كردم تو كونش كيرم هم تو كسش واقعا لذت ميبرد منم تنها فكرم آماده كردن كونش بودم كه يهو جيغي زد و تكون شديدي خورد فهميدم آبش اومده بهش گفتم فاطي حالت سگي بگير دوس دارم اونجوري بكنمت گفت نيما جان خودت بيحالم نميتونم ازش خواهش كردم راضي شد و سگي نشست واي برا اولين بار كون لختشو ميديدم واي چقدر سفيد خوشتراش بود نقص نداشت خشكم زده بود فاطي گفت چرا نميكني گفتم باشه دو كف دستم رو بوسيدم گذاشتم رو كونش كيرمو كردم تو كسش عقب و جلو ميكردم ميگفت تمومش كنه سرعتمو بيشتر كردم كه اونم دوباره هوسي شد ميگفت بكن تا ته بكن منم بيشتر ميكرد گفتم حالا نوبتي هم باشه نوبت كون خوشكلت هست يهويي مث برق گرفته ها پريد جلو گفت نه نيما جان خودت جان هر كي ميپرستي رفتم تو بغلش گرفتم گفتم ببين فاطي جونم مگه چي شده تو نه نفر اولي هستي كه ميخواي از كون بدى نه نفر آخرى امتحان ميكنيم اگه درد داشت بيخيالش ميشيم گفت نه درد داره گفتم من طوري ميكنم كه دردت نگيره به هزار بدبختي راضيش كرديم بخوابه كلي نوازشش و ليس و بوس كمي گاز زدم واقعا كه خوش بو و خوش طعم بود رفتم كرم آوردم كلي زدم به سوراخ كون خوشكلش و كمي هم زدم به كيرم آروم فرستادم تو از آخ گفتنش شروع شد از ختنه گاه كه رد شد گفت ديگه طاقت ندارم ميخواست بره جلو كه محكم گرفتمش ميدونستم اگه در بره ديگه نميزاره بكنمش با يه دست بالش كشيدم جلوگذاشتم زير شكمش طوري كه كونش خوش حالت تر شديه بار ديگه فرستادم تو محكم گرفته بودمش كه نميتونست تكون بخوره از نصف كه رد شد انگار با التماساش گريه مي كرد ميگفت خواهش ميكنم درش بيار دارم پاره ميشم فكر كنم داره خون مياد ولي من آروم آروم ميكردم تا رسيد به ته ديگه چيزي نميگفت فكر كنم از حال رفته بود شروع كردم به تلمبه زدنم به هوش اومد صداي آخ اوخش بلند شد گفتم طاقت بيار جا باز كنه ديگه درد نداره كمي نيم خيز شدم نگاه ميكردم كيرم كه تا ته ميخورد كون خوشكلت موج ميافتاد اينقدر خوشكل بود كه اصلا حواسم نبود فاطي تو چه حالي بود وقتي متوجه شدم كه ميگفت نيما دوست دارم جرم بدي جر بده و من داشت كم كم آبم ميومد كه فاطي يه تكون ديگه خورد و آبش اومد همون لحظه منم كمرم سفت شد كيرم كامل كشيدم عقب محكم زدم تو كونش كه آخ دلخراشي گفت و آبم با فشار ريخت تو اون كون خوشكل رمق نداشتم افتادم روش بي حال بي حال ازش كلي تشكر كردم اونم ازم تشكر كرد گفت اين اولين سكس دوست داشتنيمه كه داشتم و ساكت شد 5 دقيقه اي همينجور رو هم بوديم كه گفت نيما خيلي تشنه ام آب مياري برام رفتم اينبار هم بجاي آب كمپوت گيلاس آوردم براش تا كه كمپوتو ديد فرياد زد نه خدايا ديگه چه خوابي ديدي برام.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a7%d8%ba%d8%b1-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177575</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زوج حشری رو مبل هم دیگرو میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d9%87%d9%85-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d9%87%d9%85-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:04:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آلبالو]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ازخودم]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالي]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارشو]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[اونطور]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينكاره]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بازكردم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبا]]></category>
		<category><![CDATA[برادرت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودآخه]]></category>
		<category><![CDATA[بوداومد]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بودواسه]]></category>
		<category><![CDATA[بيرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چهاردست]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[حركاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبا]]></category>
		<category><![CDATA[‫خوردشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوسالي]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زدنبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صداهاي]]></category>
		<category><![CDATA[عصباني]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمها]]></category>
		<category><![CDATA[كردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[كردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[كنجكاو]]></category>
		<category><![CDATA[كنمبهش]]></category>
		<category><![CDATA[كنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتره]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندي]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردي]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتش]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسيده]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[هركاري]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<category><![CDATA[وبيشتر]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازبچه هاي كلاس و استاد فیلم سکسی روپيچونديم تا بريم خونه.وقتي به خونه رسيدم پشت در يه جفت كفش دخترونه بود.فهميدم كه دخترعمه ام شيما اومده.(اينم بگم سکسی كه من يه خواهر دارم كه دوسال شاه کس ازخودم كوچيكتره واز اونجايي كه با شيما خيلي رفيقن،بيشتر روزا شيما خونه ماست.) واسه اينكه کونی اونا رو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ازبچه هاي كلاس و استاد فیلم سکسی روپيچونديم تا بريم خونه.وقتي به خونه</h2>
<p>رسيدم پشت در يه جفت كفش دخترونه بود.فهميدم كه دخترعمه ام شيما اومده.(اينم بگم سکسی كه من يه خواهر دارم كه</p>
<h3>دوسال شاه کس ازخودم كوچيكتره واز اونجايي كه با شيما خيلي رفيقن،بيشتر</h3>
<p>روزا شيما خونه ماست.) واسه اينكه کونی اونا رو بترسونم يواشكي وارد هال شدم ولي خبري از اونا نبود يواش يواش</p>
<h4>خودمو جنده به پشت در اتاق سحر (خواهرم)رسوندم.وقتي به پشت در</h4>
<p>رسيدم صداهاي آه وناله خواهرم ميومد.خيلي پستون كنجكاو شدم.آروم در وباز كردم .از لايه در عجيب ترين صحنه عمرم رو ديدم.خواهرم</p>
<h5>لخت مادر کوس زاد روي تختش نشسته بود وشيما كله اش</h5>
<p>رو وسط پاهاي او گذاشته بود وداشت كسش رو ميخورد.باورم نمي شد اونا اين كاره باشند.خواستم برگردم اما اين بهترين فرصت بود سکس داستان تا باشيما سكس</p>
<h6>داشته باشم.آخه يه دوسالي ميشد دنبالش بودم وهيچوقت ایران سکس نتونسته بودم</h6>
<p>كاري كنم والان لخت جلوي چشمام بود. سريع رفتم تو اتاق ودر اتاق را قفل كردم.سحر وشيما با ديدن من جيغي كشيدن وسريع ملافه را روي خودشون كشيدن وبه من گفتن برو بيرون.ولي من كه حشري شده بود ميخواستم هرجور شده باشيما حال كنم.بهش گفتم يا خودت مياي جلو يا به زورميارمت.سحرگفت ميخواي چيكار كني.بهشون گفتم منم آدمم.من بايد يه حالي ببرم.شيما گفت من ديگه ديرم شده بايد برم،باشه يه بار ديگه.(كي حاضره نقدوبا نسيه عوض كنه)بهش گفتم اصلا فكرشو نكن.شيما وقتي فهميد راه فرارنداره بهم گفت به شرطي قبول مي كنم كه سحر هم باشه.(فكر مي كرد من جلوي خواهرم كاري نخوام كرد،ولي كور خونده بود)سحر همينطور هاج وواج نگاه مي كرد.منم كه ديگه آب از سرم گذشته بود قبول كرده ورفتم سمت شيما.بغلش كردم و روي تخت خوابوندمش.اول يه ماچ گنده ازش گرفتم وشروع كردم به خوردن لباش.بعد از لب سراغ سينه هاش رفتم.واي عجب سينه هايي داشت.انگاري با قالب درست كرده بودن.خيلي گرد وقشنگ بود.بعد از چند دقيقه شيما سرم رو كنار زد وگفت اينطوري نميشه.گفت پس سحرچي؟نگاهي به سحر كردم.سرش رو از خجالت پايين انداخته بود وحرفي نميزد.راستش منم خجالت كشيدم ولي ميدونستم اگه او نباشه،شيما بهونه ميگيره و&#8230;از جام بلند شدم وبه سمت سحر رفتم.بهش گفتم بيا،اشكالي نداره،فقط همين يه باره.ولي قبول نكرد.اما وقتي بهش گفتم تو كه با شيماحال ميكردي حالا با منه برادرت غريبي مي كني؛يه لبخندي زد وحاضر شد باما باشه.واسه همين دستشو گرفتم وروي تخت خوابوندمش. شيما گفت حالا چيكار كنيم؟من كه دلم نميومد به خواهرم بد بگذره،بهش گفت حالت چهاردست وپا بشه(مثه چهارپايان)بعد يه بالشت برداشتم زيره سرم گذاشتم تا بالا باشه وشروع به خوردن كسش كردم وبه شيما گفتم تو ساك بزن.(اين صحنه رو تو يه فيلم سوپرديده بودم)شيما كه چاره اي جز اين نميديد دكمه هاي شلوارمو باز كرد وبه زور شلوار وشرتمو كمي پايين كشيد ودست بكار شد.با اينكه بار اولي بود كه سكس داشتم ولي از روي فيلمهايي كه ديده بودم يه تجاربي داشتم.بعد از پنج دقيقه چون گردنم كمي بالا بود؛كمي گردن درد گرفتم.ازجام بلند شدم و سحر رو به پشت خوابوندمش وشروع به خوردن لباش گرفتم وكم كم به سينه هاش رسيدم.بعد از سينه هاش رفتم سراغ شكمش وشروع به ليسيدن بندنافش.از اين كار خوشش اومد واسه همين يه بند به نافش زبون ميزدم واو هم بلند بلند مي خنديد.تو همين اوصاف بودكه شيما گفت پس من چي؟من كه به كل از ياد شيمارفته بودم بهشون گفتم هردوتون كناره هم و رو شكم بخوابيد تا يه حال حسابي به هردوتون بدم.واي چه صحنه اي بود.دوتا كونه سفيده خوشگل كناره هم خوابيده بودند.تا عمردارم اون صحنه را فراموش نمي كنم.بعد شروع به خوردن كس شيما كردم.گاهي كس سحر وگاهي هم كس شيمارو ميخوردم ومواقعي كه كس اون يكي روميخوردم انگشت اشارموبايد تو كون اون يكي مي كردم.نميدونم چرا ولي هرچي بود خداييش كس سحر خوشمزه تر بود.واسه همين بيشتر روي سحركار ميكردم.بعد از يه ربع سحركمي لرزيد وآبي از كسش اومد.فهميدم ارضا شده.براي اينكه بيشترحال كنه تندتر كسش رو ليس زدم وتموم آبشو خوردم.شيما كه همين جور نگاه ميكرد از روي حسودي گفت آره ديگه پارتي بازيه،هرچي نباشه خواهرشه. با اين حرف شيما كمي ازش بدم اومد.منم كه كيرم يكمي خوابيده بود وميخواستم يه حاله اساسي ازشيما بگيرم بهشون گفتم حالا نوبته شماست.بازم شيماگفت هركي حالشو مي كنه بايد جورشو بكشه.منم كه دلم نميومد خواهرم واسم ساك بزنه،گفتم نه سحر ارضا شده وبهتره اون بره دوش بگيره تا ماكارمون تموم ميشه.شيما گفت اصلا منم ارضا شدم،واسه منم كافيه.اما من كاره اصليم هنوزمونده بود واسه همين دره اتاق را بازكردم و به سحر گفتم تو برو دوش بگير ويه شربتي درست كن تا ما بياييم.فكركنم سحرترسيده بود بلايي سره شيمابيارم واسه همين گفت نه شما كارتون رو بكنيد بعد با هم بريم.اما من دسته سحر وگرفتم واز اتاق بيرونش انداختم و در رو دوباره قفل كردم.شيماخيلي ترسيده بود واسه همين هيچي نمي گفت.شلوار و پيراهنمو كامل در آوردم.ورفتم روي تخت دراز كشيدم.كيرم ديگه خواب خواب بود.به شيماگفتم يالا هنر خودتو بايد نشونم بدي.اونم خودشو به كوچه علي چپ زد وگفت چه كنم؟ كيره خوابيده ام رو نشونش دادم وبهش گفتم اينو به مرز آمادگيش برسون.و اونم دوباره شروع به ساك زدن كرد.از روي حركاتش معلوم بود داره از روي بي ميلي اين كارو ميكنه چون چندبار دندوناشو به كيرم كشيد.منم چون مي دونستم كاره اصليم هنوز مونده چيزيش نگفتم.بعد از چنددقيقه كيرم ديگه همون كيري شده بود كه هر دختري انتظارشو ميكشه.واسه همين بلند شدم به شيما گفتم روي شكم بخوابه.شيما كه اصلن انتظاره كون دادن رو نداشت به شدت مخالفت كرد.اما وقتي جديت منو ديد بازم بهونه سحر رو گرفت وگفت كه بايد اول باسحراينكاروبكني.منم كه كاملا حشري شده شده بود محكم دستشو كشيدم وروي تخت خوابوندمش ودوتا بالشتي كه اونجابود رو زيره شكمش گذاشتم تا كونش قشنگ در دسترس باشه.با اينكاره من شيماجيغي كشيد.سحر ازترس اينكه من آسيبي به شيمابرسونم پشت درمونده بود وبه قوله خودش مواظب بود.آخه وقتي منو اونطور حشري ميديد ترسيده بود من پرده بكارت شيماروپاره كنم.همونطور كه گفتم شيماجيغي كشيد وسحر ازترس محكم به در ميزد تا درو باز كنم.منم از ترسه اينكه همسايه ها بويي ببرن درو باز كردم.سحر اومد تو و رفت گوشه اي ايستاد وگفت هركاري ميخواي بكني بايد جلوي چشماي من بكني.شيماوقتي اين صحنه رو ديد عصباني شد وگفت<br />
دختره پررو.برادره خودته،خودت بايد بهش كون بدي.منم ديگه آخره عصبانيت،دوباره شيمارو به حالت قبل بازگردوندم.كيرمو سره سوراخ كونش گذاشتم وبا اولين فشار هرچي زور داشتم زدم اونم باكون وكيره خشكه(ببين چي شد)(همونطور كه گفته بودم من باره اولم بود كه سكس داشتم وفقط تو فيلمها يه چيزايي ديده بودم كه اونارو هم از اونجايي كه هول كون كردن بودم كاملا فراموش كرده بودم)با اينكاره من شيما دادي زدو شروع كرد به فحش دادن كه چرا عوضي چرا خشكه اين كارو مي كني.منو سحر كه اين صحنه روديديم شروع كرديم به خنديدن.بعد سحر رفت ازتوي كشو يه كرم آورد و گفت بيا اينو درش بمال.منم يه ذره به كيرم زدم ويه خوردشو سره سوراخ.بعد كيرمو آروم آروم وارد كردم.با اينكه قبلش يه سره انگشت توش كرده بودم بازم خيلي تنگ بود.بعداز چندبار عقب وجلو رفتن ديگه جا باز كرد وشروع كردم به تلمبه زدن.بعد از دوسه دقيقه تلمبه زدن آه وناله هاي شهوتي شيما در اومده بود.بعد نگام به سحر خورد.با حسرت به محل تقاطع كير وكون نگاه مي كرد.بهش گفتم سحر خيلي دوست داري هااااا.سحرگفت جون داداش بامنم يه ذره بكن.با اينكه دلم نمي خواست تو كون خواهرم بكنم ولي براي خوشحالي اش راضي شدم.شيمارو بلند كردم وسحر رو جاش خوابوندم.هرچي كرم مونده بود دره سوراخش ماليدم و كارم رو شروع كردم.شيما با ديدن اين صحنه بهمون گفت خيلي پستيد.مي گفت تازه بعد اون همه درد حالا تازه داشت لذت مي برد.ولي من به حرفاش محل نذاشتم وبيشتر حواسم به اين بود كه خواهرم بيشتر لذت ببره.در توصيف كونش بگم كه معركه بود.با اينكه خيلي تنگ بود ولي بازم لذتش بيشتر بود وقتي اه وناله هاي سحر در اومد بيشتر كيف كردم.بالا خره بعد از چند دقيقه آبم ديگه داشت ميومد.خواستم به سحرچيزي نگم وتموم آبمو توش خالي كنم ولي ترسيدم ناراحت بشه.آخه خيلي دوستش دارم ونميخواستم ناراحتش كنم.واسه همين يه نگاه به شيما انداختم كه گوشه تخت نشسته بود.بهش گفتم ميخواي با تو ادامه بدم.فكركنم ميدونست اومدن آبم نزديكه.واسه همين بهم گفت به شرطي كه آبتو رو سينه هام بريزي وبعد اونا رو بمكي.منم بيخودي قبول كردم ورفتم رو شيما.هنوز به يه دقيقه نرسيده بود كه ديگه وقتش رسيد.دوسه تا تلمبه محكم زدم وكيرمو تا ته جا كردم بعدش ازپشت سينه هاي شيمارو گرفتم تافرار نكنه بعد با تموم قوا همه آبمو توكونه شيما خالي كردم و دوباره او شروع به فحش دادن كرد.وقتي آبم خالي شد از جايم بلند شدم.سحر نگاهي به كيرم كرد،گفت تموم شد؟؟؟شيما گفت آره خره.نديدي چه جور منو چسبيد.سحر خيلي ناراحت شد آخه خيلي دلش ميخواست اومدن آب از كيرمو ببينه.منم بغلش كردم وبهش گفتم كه اشكالي نداره،دفعه بعد مي ذارم ببيني.با اين حرف من هر سه تامون خندمون گرفت.بعد از كلي خنديدن سحرشروع كرد به سربه سر گذاشتن شيما.بهش مي گفت آبي كه خوردي شيرين بود.بهش مي گفت باشه اشكالي نداره آبي كه خوردي باعث رشد كردنت ميشه.ازطرف ديگه شيما مي گفت اتفاقا من خيلي خوشم اومد كه ابشو تو ريخت.بالاخره بعد از اتمام كري هاي اوناهرسه تا به حمام رفتيم كه به زور تونستيم دوش بگيريم.توي حمام هم چندتا لب اساسي از سحر گرفتم كه تا عمردارم فراموش نخواهم كرد.وقتي ازحمام بيرون اومديم سحروشيمابه اتاق سحررفتن وبه من گفتن تو واسمون شربت بيار.وقتي شربتو درست كرد به اتاق بردم.واي چه صحنه اي.هردوتاشون روي زمين خوابيده بودن وپاهاشونو از روي كون درد تا جايي كه امكان داشت باز كرده بودن.خيلي دلم ميخواست كيرم دوباره راست بشه ودوباره&#8230;ولي نشد.ولي يه فكره بكر.شربت ها رو به اونا دادم وسريع به آشپزخونه برگشتم شيشه شربت آلبالو را برداشتم وبايه سفره به اتاق پذيرايي اومدم.بعد صدا سحر زدم.وقتي سحر اومد،سفره را پهن كردم وبه سحر گفتم روش بخوابه.سحرخنديدوگفت ميخواي چه كني؟بهش گفتم نترس بهت خوش مي گذره.سحر رو ازشكم روي سفره خوابوندم وبيشتر شيشه شربت رو رو درز كونش وهمينطور درز كسش خالي كردم وشروع كردم به ليسيدنش.واي سحر رو بگيد كه چقدر كيف كرده بود.همونطور با صداي بلند آه وناله مي كرد ومنم ازسوراخ كونش گرفته تاروي شكم وكسش همه روليسيدم.كه دوباره سحر ارضا شد وآب از كسش اومد.باقيمانده شربت رو دوباره روي آب كسش ريختم ومشغول خوردن شدم.نميدونيد چه لذتي داشت.وقتي شيماازاتاق بيرون اومد بهم اعتراض كردوگفت واسه منم بايد اينكارو بكني اما من به طرز فيلم هاي هندي سحررو بغل گرفتم ودوباره واسه دوش گرفتن بردمش تو حمام.شيما كه به شدت عصباني شده بود،اومد پشت در ويه سره لقد به در ميزد.ولي مافقط مي خنديديم.فقط شانس داشتيم كه خونمون بزرگه واگه خونه ماهم مثله خونه هاي شصت هفتادمتري تهرون بود اون موقع همه همسايه ها و بروبچ محل مي فهميدند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d9%87%d9%85-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177145</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میرقصه سیگار میزنه و از همه بهتر کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Oct 2019 04:27:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگاري]]></category>
		<category><![CDATA[اونايي]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگي]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بگذريم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاي]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[چرخيدم]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشمتون]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[چيزهاي]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتين]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دودستم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زيبايي]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طوريكه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[معامله]]></category>
		<category><![CDATA[معصومانه]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكي]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نيفتاده]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[وخودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وسوتين]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوار]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هيكل توپ كه اغلب شما فیلم سکسی با اين نوع دخترا سر وكار داشتين وميدونيد من چي ميگم والبته اين رو هم بگم كه اون چيزايي كه سکسی من رو نسبت به اون علاقه مند شاه کس ساخته بيشتر رابطه واخلاق خوبشه نه سر ودست وپا وخلاصه خيلي چيزهاي ديگه . بگذريم کونی سروناز بعضي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هيكل توپ كه اغلب شما فیلم سکسی با اين نوع دخترا سر وكار</h2>
<p>داشتين وميدونيد من چي ميگم والبته اين رو هم بگم كه اون چيزايي كه سکسی من رو نسبت به اون علاقه</p>
<h3>مند شاه کس ساخته بيشتر رابطه واخلاق خوبشه نه سر ودست وپا</h3>
<p>وخلاصه خيلي چيزهاي ديگه . بگذريم کونی سروناز بعضي اوقات كه درس ومشق دانشگاه بذاره مياد خونه ما البته تنهايي وبدون</p>
<h4>مزاحم جنده وشب رو پيش ما ميمونه وبا هم مياييم رو</h4>
<p>نت يه وقت هايي چت ميكنيم پستون يه روزهايي فيلم نگاه ميكنيم وبعضي وقتها هم يه سايت خوب مثل اينجا پيدا</p>
<h5>ميكنيم وبا کوس هم ميشينيم ومطالبشو ميبينيم. بگذريم البته قبلا كه</h5>
<p>كوچيكتر بود من يه شيطوني هايي مي كردم ولي اين با توجه به سن وسال وموقعيت اون زمان بود ولي حالا بيشتر سکس داستان رابطه ما دوستانه</p>
<h6>است وصميمي &#8230; علاقه من به سروناز از ایران سکس زماني كه</h6>
<p>اون يه دختر نورسيده شده بود ومن اوايل جوانيم بودو بقول بعضي ها تازه پشت لبم سبز شده بود شروع ميشه ومن بدون توجه به اينكه دودول ادم براي هر جنبندهاي بلند نميشه گاهي دور وبرش مي چرخيدم واين ور واونورش ميكردم وبعضي وقت ها هم يه كم زياده روي ميكردم تو انگولك سرونازم نميتونست اعتراض بكنه اخه بره به ابجيه چي بگه داداشت داره يه كارهايي با من ميكنه . قبلا ما زياد رفت وامد داشتيم نسبت به الان وهمش يه جا بوديم اكثرا يا من خونه ابجي تلپ مي شدم وچند هفته اي مي موندم يا اينكه اونا خونه ما بودند طبيعيه كه سرو ناز هم اغلب اوقات با من بود وقتي كه ميخواستم جايي برم . القصه سرو ناز داشت كم كم خانوم ميشد برا خودش سينه هاي كو چولوش برجسته ميشدند و با سن خوشگلش بزرگ ميشدند و من هم مثل نديد بديد ها هر چند وقتي كه تنها ميشديم يه دستي از روي محبت به سر وگوشش ميكشيدم آبجي ما هم از اون تيز هاي سمجه مثل اينكه چيزهايي بو برده بود ما دوتا رو خيلي تنها نميذاشت يا اگه كاري هم داشت يكي رو پيدا ميكرد كه بپاي من باشه ولي من محو هيكل سروناز بوده و هستم نه اينكه تعريف بكنم ازش چون خواهر زادمه نه خداييش الانه هم كه خانوميه برا خودش دوستش دارم البته الان كه تنها ميشيم ومن به اون نگاه ميكنم از كارهايي كه تو بچگي ازم سر زده ميشم (الكي)ولي خب چيكار كنم اين خر يته محضه بگذريم يه كم از سرو ناز بگم از پستون هاي كوچيكش كه اونا رو توي يه سوتين خوش رنگ مخفي كرده واز پاهاي خوش تراشش كه از زير شلوار پيداست كه من خيلي وقته اونا رونديدم لذت ميبرم قربونت برم خدا چي خلق كردي البته اين رو بگم كه يه وقت هايي كه يواشكي ديدش ميزنم از برجستگي هاي خطوط شورت وسوتينش كه به شكل تحريك كننده اي از تيشرت وشلوارش بيرون زده ديوونه ميشم شايد بگيد چه ابلهي هستي تو &#8230; اتفاقي كه الان ميخوام بگم مربوطه به چند ماه پيش بعد از ظهر تو خونه همراه با ننمون نشسته بوديم كه تلفن زنگ زد سروناز بود ميخواست بگه اگه وقت داشته باشم مزاحمم بشه برا يه سري كارهايي كه ميخواست تو كامپيوتر م انجام بده اخه تو خونشون گير بازاره ابجي ما با اين كه دخترش بزرگ شده از اون چشم بر نمي داره وحتي استفاده از سيستم هم شامل مقررات خاصيه خلاصه من هم گفتم خواهش ميكنم من كار بخصوصي ندارم وخوش حال هم ميشم سروناز هم بعد دو ساعت اومد ومشغول كار با كامپيوتر شد . نميدونم از خوش شانسي ما بود يا از بد شانسي كه بخاطر فوت يكي از فاميل هاي نزديك مادرم خاله زنگ زد به ننه ورفتند مراسم و اينطوري بود كه تو خونه علي موند وحوضش شب ساعت 9 مادر زنگ زد خونه وگفت كه امشب رو نمياد ومن مواظب سروناز باشم من رو ميگي از يه طرف شوق تنها شدن با سروناز واز طرف ديگه دلشوره ابجي وننه خيلي كنفم كرده بود &#8230; من توي پذيزايي دراز كشيده بودم وفيلم نيگاه مي كردم سرو ناز هم با كامپيوتر مشغول بود يه دفه گفت دايي حوصله من سر رفت مي ايي يه كم بريم چت كنيم وبخنديم من هم از خدا خواسته با يه كم من ومن رفتم پيشش وبا يه ايدي مسخره رفتيم تو روم وبا هم مردم رو الكي سر كار ميذاشتيم تا اينكه دل رو به دريا زدم وبهش گفتم با يكي دوتا از اينا ميخوايي سكس چت كنيم سروناز اولش جا خورد وبعدش با صحبت هاي من قبول كرد مورد اول يه كم چرت وپرت وكس شعر تحويل داد وخستمون كرد بالاخره يكي پيدا شد كه حرفهاي باشه به سروناز گفتم هر چي دوست داري بنويس وبا من راحت باش انگاري من اينجا نيستم و نگاه هم نمي كنم (الكي )ولي عجب چيزايي رو مينوشت سروناز ادم كيرش بلند ميشد منم گاهي وقتها راهنمايي ميكردم ودزدكي هم حركات سروناز رو زير نظر داشتم اولش مطالبي كه من ميگفتم مينوشت براي اينكه بگه من چيزي نمي دونم ولي همون طوريكه گفتم واقعا وارد بود راسيتش از ديدن اون با چهرهاي كه معلوم بود نوشته ها وگفته هاي يارو روش تاثير گذاشته وسرخ شده بود من هم داشتم حشري ميشدم اون شب سروناز يه بلوز فيروزهاي رنگ با يه شلوار گرمكن پوشيده بود از سر شانه هاي بلوز ميشد ديد كه يه سوتين آبي خوشگل تنشه ونوك پستوناش رو ميشد از زيراون ديد وخط شرتش كه از شلوار پيدا بود منو ديوونه ميكرد ميخواستم دستمو بزارم پشتش اما خجالت كشيدم دستمو بردم گذاشتم رو دستش سردي خاصي رو احساس كردم گفتم سروناز با اين حرف هايي كه داري به يارو ميزني اون كه به جهنم حال منو خراب ميكني يه دفه به خودش اومد وگفت يعني چي ومي خواست قطع كنه كه نذاشتم وگفتم ادامه بده بيچاره كسي كه اون طرف بود آبش هم در اومده بود البته اينو از حرف هايي كه ميزد فهميدم كار به اينجا تموم نشد ما بعد چت در رابطه دختر وپسر ا صحبت كرديم وساعت 2 شب شد سرو ناز رفت بخوابه و من هم تو فكر بودم لا مصب خوابم نمي اومد تا ساعت 4 بيدار بودم وفكر مي كردم چطور علاقه مو بهش نشون بدم رابطه اي كه هيچ كس ديگه به غير از من واون نبايد خبر دار مي شد از يه طرف دوستش داشتم از يه طرف خواهر زاده ام بود واز طرف ديگه خدا و خا نواده ام . سر و ناز در رابطه با من چي فكر ميكرد نمي گفت من بهت اعتماد كردم جواب اعتمادم شهوت بود و سكس خلاصه اين از مورد ها يي بود كه نمي شد از خدا هم كمك خواست ولي شيطون اين جا ها بيكار نمي شينه. القصه دل رو به دريا زدم ورفتم اتاقي كه سروناز خوابيده بود با يك چهره اروم ومن با يه فكر خراب آروم رفتم پيشش دراز كشيدم داشتم خفه ميشدم صداي نفس هاي خودمو مي شنيدم اما خوب كار ه ديگه &#8230; كم كم دستمو كشيدم رو صورتش گرمي صورتش با سردي دست من تماس پيدا كرد مور مور شدم رفتم جلو يه بوس كردم از لبش وچشم هاي خو شگلش يك دفعه سروناز بيدار شد وبا كمي ترس خودش رو جمع كرد وگفت دايي چيكار ميكني منم خودم رو زدم به خريت وگفتم سر وناز جونم تا حالا دوست پسر داشتي با هاش تا حالا حال هم كردي راستشو بگو سروناز گفت وسط معامله نرخ تعيين ميكني دايي آخه اين وقت شب موقع پرسيدن اين چيزاست گفتم جون دايي فقط ميخوام بدونم وكم كم دستمو بردم پشتش وبا يه حركت صورتمو جلو بردم ويه لب ازش گرفتم سروناز گفت نكن دايي بده گفتم من كاري با هات ندارم فقط ميخوام بدنتو ببينم ولمسش كنم گناه من اينه كه دوستت دارم چي ميشه منو هم اون پسره تو چت حساب كني وبعد يه بوس گنده از پشت گردنش گرفتم يه دستمو بردم از رو بلوز پستوناشو ميماليدم واونم فقط تند تند نفس ميكشيد كم كم پر رو شدم گفتم سرو ناز اجازه ميدي پستوناتو لمسش كنم و سوتينتو در بيارم اون هم غر غري كرد وجواب نداد من هم دستمو بردم و پستونشو از زير بلوز وسوتين محكم مثل نديد بديدا گرفتم تو دستم آخ كه چقدر سفت شده بودند و نوك پستوناش رو به طرف بالا شكل خوبي پيدا كرده بود بلوز وسوتين رو از تنش در اوردم ودر حالي كه با سينه اش ور مي رفتم ازش لبم ميگرفتم وزبون اونو تقريبا ميمكيدم از اين كار زياد خوشش نيومده بود من هم بي خيالش شدم و اومدم نوك پستون هاشو تو دهنم كردم وبا قدرت هر چه تمام تر مي مكيدم اونم گاهي جيغ ريزي ميزد و يك احساس شرم همراه با احساس ترس در وجودش ميفهميدم راسيتش من خودم هم ميترسيدم و اين مانع ميشد كه لذت زيادي ببرم من اون لحظه هر طور كه بود مي خواستم بدن لخت سروناز رو ببينم ولي قدرت شهوت از احساس گناه وشرم بيشتر بود من هم چنان كه داشتم رو سينه سروناز ويراژ ميدادم با زبونم يه دستم رو هم از پشت شلوار به كون سرو ناز حواله كرده بودم وكپل هايي كه مثل ژله دودستم مي لرزيد رو ا نگولك مي كردم خواستم همه چيزايي كهبين منو وسروناز فاصله مي انداخت رو از بدنش جدا كنم ولي سروناز نذاشت و فقط شلوارشو از پاش در اورد يه شورت ابي رنگ توري كه اصلا با اون همه دست كاري من لازم نبود درش بياره چون با اب كسش قشنگ بر امدگي كسش معلوم بود حتي خط وسط اون من يه لحظه محو تماشاي اون بدنخوش فرمش شدم قربونت برم خدا چي خلق كردي . بعد از شيطنت هاي ايام بچگي ديگه اون رو لخت نديده بودم حيف از اين بدن كه كس ديگه اي صاحب ميشد و خرابش ميكرد . من از انگشت هاي پاش شروع كردم به خوردن و ميومدم بالا همراه با ليسيدن پا دست هاي من بيكار نبود وهي رون هاي خوش تراش سروناز رو انگولك ميكردم اولش هيچ كاري نمي كرد ولي بعد چند دقيقه يواش يواش بدنش شل شد واه واه اون در اومد ومنم راحت تر داشتم كارمو مي كردم يه كم اومدم بالاتر واز روي شرت خيسش چو چول سرو ناز رو ليس زدم ديدم خيلي ديگه خواهر زاده ما حالش بده وخودشو بالا وپايين ميكشه گفتم سروناز جون يه كاري ميكني برام گفت جونم دايي گفتم يه دفه اين كارو به زور من كردي حالا دلم ميخواد با ميلت ين كارو برام بكني گفتش چي گفتم برام ساك بزن اون گفت دايي بدم مياد از اين كار آخه اصرار كردم اين دفعه وبرا اخرين بار براي اين كه راحت تر كارشو انجام بده شورت وشلوار م رو در اوردم رو پشتم خوابيدم وسرو ناز رو به حالت 69 روم خوابوندم حالا اون داشت كير منو ميخورد ومن هم يه دستم تو سوراخ كونش بود واز طرفي كس اون رو ميخوردم اخ كه چه حالي ميداد جاي شما خالي قسمت شما هم بشه اين كار ادامه داشت تا ايسنكه ديدم سروناز ميلرزه با ريشتر 6 من بيشتر زبونم رو تو كسش ميكردم ملي مواظب هم بودم كاري دستم ندم تا اينكه ترشحات كس سرو ناز زيادتر شد وبعد اروم گرفت منم خر نبودم كه ارضا شدنش رو فهميدم اب من هم داشت ميومد بعد چند بار تلمبه زدن لا پاي سروناز اب منم اومد وبا تموم نيرو رو چاك كون نرمش ريختم و يه نفس راحت كشيدم واز پشت بغلش كردم وسينه هاي بلورينشو ميمالوندم ولي ديگه خجالت ميكشيدم به روي سروناز نگاه كنم از شرمندگي بوي عرق وسكس واب كير همه جا رو گرفته بود نزديكي هاي صبح بود وبعد دو سه ساعت مامان از راه ميرسد وما بايد خودمون رو جمع وجور مي كرديم با خجالت به سروناز گفتم من ميرم حموم نمي خوايي با دايي حموم كني با بي حالي ويك نگاه عاقل اندر سفيه به من خيره شد من شهوت رو از چشمش ميخوندم و به خاطر اين كه از دلش در بيارم اونو بغل كردم وبا خودم بردم حموم واونجا از خجالتش در اومدم وحسابي با ليف تموم بدنش رو شستم وخوشگلش كردم زيبايي اون بعد اب تني دو چندان شده بود مخصوصا موهاي پريشان وپستوناش بالاخره خودم هم حموم كردم بيرون اومدم سروناز هم همه جا رو مرتب كرد وجمع وجور كرد رختخوابو كه يه دفعه صداي زنگ خونه اومد ومن با صداي زنگ سراسيمه از خواب بلند شدم و چشمتون روز بد نبينه ديدم جا تره وبچه نيست يعني خودمو تو خواب خراب كرده بودم وهمه اونايي كه ديده بودم تو خواب بود . قبل از هر چيز خدا رو شكر كردم كه همچين اتفاقي بين من وسروناز نيفتاده واون هم با قيافه اي معصومانه تو اتاق خوابيده بود ومامان با دو تا سنگك داغ واون زنگ زدن كيري اومده بود خونه حالا معلوم نبود چرا كليد رو با خودش نبرده .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176510</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل و سکس زیبا از کس و کونش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 07:57:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[آههههههه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاما]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارت]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چراغها]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتی]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیواره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[روتختی]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتها]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونه]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[طاقباز]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگترین]]></category>
		<category><![CDATA[کادویی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزوند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه جورایی اون خاطراتی که فیلم سکسی باعث سوپرایز ما میشن&#8230;&#8230;توی آشپزخونه مشغول شستن ظرفها بودم اما فکر و حواسم جای دیگه&#8230;.حدود دو هفته ای بود که سکسی واسه امروز نقشه کشیده بودم. از صبح شاه کس کلی مصیبت و بدبختی و بدو بدو اینم از آخرش&#8230; خیر سرم امروز تولدم بود، کونی ساعت 11 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه جورایی اون خاطراتی که فیلم سکسی باعث سوپرایز ما میشن&#8230;&#8230;توی آشپزخونه مشغول</h2>
<p>شستن ظرفها بودم اما فکر و حواسم جای دیگه&#8230;.حدود دو هفته ای بود که سکسی واسه امروز نقشه کشیده بودم. از</p>
<h3>صبح شاه کس کلی مصیبت و بدبختی و بدو بدو اینم از</h3>
<p>آخرش&#8230; خیر سرم امروز تولدم بود، کونی ساعت 11 شبه و مهدی رفته خوابیده. کارم با ظرفها تموم شد، یه کم</p>
<h4>کرم جنده به دستم مالیدم و بعد از خاموش کردن چراغها</h4>
<p>به سمت اتاق خواب رفتم. آروم پستون لباسهامو عوض کردم و کنارش دراز کشیدم، لجم گرفته بود یه آهی از ته</p>
<h5>دل کشیدم:م- کوس اوه اوه سوختم بابا، چه آه سینه سوزی!ن-</h5>
<p>ببخشید بیدارت کردم؟م- خواب نبودم، تا تو نیای که خوابم نمی بره، بیا بغلمن- خوبه راحتمم- خودتو واسم لوس نکن منو مایوس سکس داستان نکنن- ای بابا</p>
<h6>لوس چیه؟ راحتم، خسته م&#8230;.م- بیا بوست کنم، ایران سکس نازت کنم،</h6>
<p>خستگیت در میرهمنو بزور کشید توی بغلش و محکم فشارم داد به خودش، یه بغض عجیبی راه گلوم رو بسته بود. خودمو توی بغلش &#8211; بین بازوهاش &#8211; قایم کردم. صورتم رو به تنش فشار میدادم تا مبادا اشکم سر بخوره و بیاد پایین، دلم گرفته بود از این که روز تولدم رو یادش رفته بود. بر خلاف میلم از بغلش اومدم بیرون:م- چی شد پس؟ن- تشنمه، برم آب بخورمم- بیا خودم بهت آب میدمن- تو اگه آب داشتی من دو هفته از بی آبی تلف نمیشدم.م- برو انقدر خودتو لوس نکن واسه من، داری میای اون شیشه منم بیارن- الان؟ این وقت شب؟م- آره الان این وقت شب میخوام مشروب بخورمن- مزه چی بیارم؟م- مزه نمیخواد سینه هات هستبا این حرف زبونش رو بیرون آورد و تکون داد، بعد از خوردن یه لیوان آببا شیشه ودکا و یه کم چیپس فلفلی برگشتم توی اتاق&#8230;.ن- بفرمائید حضرت اشرف اینم سفارش شمااومدم سمتم و بغلم کرد، دو تا بوس از گردنم کرد:م- من تک خور نیستم، دوست دارم با هم بریم بالان- نه من نمی خورم، کاری که نمیخوای بکنی پس فقط خوابم میریزه بهم.لباش روی صورتم حرکت میکرد، نفسهاش پوست گردنم رو میسوزوند، دستش رو آروم برد سمت کونم:م- برگرد بداخلاق، بزار یه کم پشتت رو بمالمن- باز چه خوابی واسه من دیدی؟م- من که الان بیدارم عزیز دلم، دوست دارم وقتی پیشمی و توی بغلمی ماساژت بدم. مممممممم &#8230;.. جوووووووووووووووون&#8230;&#8230;&#8230; بخورمتدستش رو میکشید روی تنم و آروم آروم با موهام بازی میکرد. شیشه رو برداشت و یه کم توی گیلاس ریخت، توی چشمام نگاه کرد:م- اول به سلامتی خودت و خودم&#8230;. بعد به سلامتی عمو جغد شاخدار که با وجود گشنگی بنر رو نخوردلبام رو غنچه کردم و توی چشماش زل زدم:ن- نوووووووووووشگیلاسش رو یه نفس رفت بالا و لباش رو گذاشت روی لبام. لباش رو میک میزدم، آروم روم خوابید و با دستاش سینه هامو می مالید و نوکشون رو نیشگون میگرفت. چشام خمار شده بود، تمام سلولهای تنم سکس رو تمنا میکرد، داغ شده بودم و حالم خیلی بد بود:م- ممممممممم بیخود دلت رو صابون نزن ندا، فقط دارم میمالمتن- پس نمیخواد تحریکم کنی، نکن مهدیییییییییم- این نکن یعنی بکن دیگه؟؟؟ واسه من ادای تنگا رو در نیار. آروم برم گردوند، با دستاش سرشونه هام و کمرم رو می مالید. توی حس و حال خودم غرق بودم که گرمای انگشتش رو توی کونم احساس کردم. سرم رو بلند کردم و خواستم اعتراض کنم&#8230; آروم لبام رو بوسید.م- آروم شل کن و حالشو ببر.انگشتش رو آروم عقب و جلو میکرد و با دست دیگه اش کونم رو ماساژ میداد.م- میگما ما که جا داریم چرا مهمون دعوت نکنیم؟!ن- هووووووووم، هان؟؟؟م- منظورم یه انگشت دیگه ست، راه که باز شده.دو تا انگشتش رو کرد توی کونم و با شصتش چوچولم رو می مالید. دوست داشتم ساعتها توی همین حالت بمونم. کیرش از پشت به پاهام میخورد، سفت و محکم شده بود. دستم رو آروم بردم توی شورتش و کیرش رو بیرون آوردم:ن- الهی بمیرم&#8230; یه ذره دیگه اون تو مونده بود خفه میشدکیرش توی دستم بود و باهاش بازی میکردم، اونم مشغول کار خودش بود. بعد از 10 دقیقه فیلش یاد هندوستان کرد:م- پاشو جیگر&#8230; پاشو dog styleجای هیچ اعتراضی نبود، دو هفته بود که بخاطر مشغله کاری هر دو صبح زود میرفتیم و شب دیر وقت میامدیم. حالتی رو که میخواست گرفتم (چهار دست و پا)، یه کم روغن به کناره های سوراخ کونم مالید، کیرش رو جلوی سوراخ گذاشت و با دستاش کمرم رو گرفت، با ضربه تقریبا محکمی منو کشید سمت خودش، کیرش تا ته رفت توی کونم و دردی توی شکمم پیچید:ن- آییییییییییم- جووووووووون، الان درست میشه، بار اولت که نیست.آروم عقب و جلو میکرد و کمرم رو می مالید. (به نظر من سکس مقعدی لذت خاصی داره، شاید چند لحظه اول درد داشته باشهاما بعدش همه اش میشه لذت) خم شد روی کمرم و گازم گرفت، موهام رو دور دستش پیچیده بود و هماهنگ با حرکاتش منم عقب و جلو می رفتم. فکر کنم 10 دقیقه ای گذشت، تنم داغ شده بود و با هر ضربه اش سینه هام به هوا می پرید، نمی تونستم نفس بکشم. دستم رو به علامت تسلیم بالا بردم:م- هان چیه؟ خسته شدی؟؟؟؟ن- خسته که نه، گفتم تو یه کم استراحت کنی.م- آره خوب از نفس زدنت معلومه بچه پرروبه محض اینکه کیرش رو از توی کونم در آورد، روی تخت ولو شدم. با موهام بازی میکرد و کمرم رو می مالید:م- پیر شدی ندا&#8230; زود خسته میشیسرم رو بلند کردم و واسش شکلکی در آوردم. همیشه همین بود، آشناییمون هم با کل کل و رو کم کنی شروع شد. روی پهلو خوابیدم و مهدی هم رفت پشتم، یه کم با لباش پشتم رو بوسید و آروم کیرش رو فرستاد توی کسم:م- وای اینجا رو ببین&#8230;.. چقدر خیس شدهضربه هاش محکم بود، کیرش همینطور داشت جرم میداد و جلو میرفت. تکون خوردم و کیرش لیز خورد و اومد بیرون، منو کشید توی بغلش:م- داری فرار میکنی؟ بهتر از این کجا گیرت میاد؟پای راستمو با دست برد بالا و با دست دیگه اش شروع به مالیدن چوچولم کرد. مسیر کیرش رو توی شکمم احساس میکردم. بعد از یه مدتی حالتش رو عوض کرد: طاقباز خوابیدم و خودش رفت وسط پاهام، هر دو پام رو باز کرد و با دستاش نگه داشت. سرش رو برد پائین و یه لیس محکم به چاک کسم زد، از شدت خوشی آه بلندی کشیدم. با دستاش لبه های کسم رو باز کرد و با زبون شروع به تحریک چوچولم کرد.با دستام به روتختی چنگ میزدم، صدای آه و ناله ام کل خونه رو برداشته بود. دستم رو روی کسم گذاشتم، سرش رو بالا آورد و با اخم نگام کرد. دستم رو برداشت و دوباره شروع به خوردن کسم کرد، چوچول و لبه های کسم رو گازهای کوچیک میگرفت، دیگه نمیتونستم خودمو کنترل کنم:ن- آههههههه مهدی بسه&#8230;.. بکن توشگرمی کیرش رو توی کسم احساس کردم، کیرش دیواره های کسم رو لمس میکرد و دستش به مالیدن چوچولم گرم بود. احساس کردم آب تمام سلولهام جمع شدن و دارن با سرعت به طرف پائین حرکت میکنن، کمرم رو از روی تخت بلند کردم. مثل تب و لرزیها تنم با قدرت 5/8 ریشتر میلرزید، کیرش رو بیرون آورد و آروم خوابید روم. لبامو میخورد و با دستش کسم رو میمالید، لرزشهای بدنم بعد از یه اوج خوابید و منم یه نفس محکم کشیدم.م- راحت شدی خانومی؟ اومد؟!ن- اوهوم&#8230; یه ذره استراحت کنم و بعدش نوبت تو.م- نمیخواد من خوبم&#8230;.ن- واسه من فردین بازی در نیار، نکنه دیگه نمیکشی؟؟؟م- ترو خدا بچه پررو رو ببین&#8230; حالا که اینجوری شد بلایی سرت میارم که نتونی درست راه بری، خودت خواستیروی تخت خوابید و به من اشاره کرد. کیرش رو توی دستم گرفتم و بعد چند دقیقه که باهاش بازی کردم، توی دهنم کردم. کیرش کل دهنم رو پر کرده بود، شروع به ساک زدن کردم و با دستام هم با تخمهاش بازی میکردم. صدای آه و ناله اش در اومده بود، یه گاز کوچولو از سر کیرش گرفتم و کیرش رو با سوراخم هماهنگ کردم و نشستم روش. دستاش رو زیر کونم گذاشت و توی بالا و پائین شدن کمکم میکرد. چشماش رو بسته بود و دستاش آروم از پشتم به سمت سینه هام حرکت کردن، سینه هام رو گرفته بود و چنگ میزد. محکمتر خودم رو تکون میدادم، به معنای واقعی کلمه داشتم جر میخوردم:م- ندا پاشو داره میاداز روی کیرش بلند شدم،کیرش رو توی دهنم کردم و مشغول خوردن شدم. یه لرزشی کرد و آبش با شدت توی دهنم خالی شد. ذره ذره آبش رو قورت دادم، چشماشو باز کرد:م- ببخشید دست خودم نبود!!! &#8230;. تو چیکار کردی دختر؟؟؟؟؟توی این 4 سالی که با هم هستیم تا حالا این کار رو نکرده بودم، یعنی راستش میترسیدم اگه آبش رو بخورم ممکنه کلا از سکس بدم بیاد. ولی امشب فرق میکرد:م- بیا بغلم عزیزکم&#8230;. ندا هیچی انرژی واسم نمونده، تو اون روحت؟؟؟؟ن- به من چه؟ تو یهو راست کردیم- اگه توام این کونو میدیدی راست میکردی که بکنی تووووشن- آخخخخخخ گفتی کون کردی کبابم&#8230;.. مهدی کونم درد میکنهم- دقیقا چه جور دردی؟ درد خارش، درد سوزش یا درد لذت؟ن- درد دیگه درد&#8230; مثل دل درد و سر دردم- بیا بخواب برم حوله داغ بیارم و بزار روشن- نه من ترجیح میدم کیر تو بکنی تووووووووووووشتوی چشمام نگاه کرد :م- فکر کردی تولدت یادم رفته؟!!!!! از سر شب اخم و تخم و بد اخلاقی.لباش رو روی لبم گذاشت و مشغول خوردن لبهای هم شدیم.م- دوستت دارم دیوونه&#8230;.. تولدت مبارکن- این قشنگترین کادویی بود که میتونستی بهم بدی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2647</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس و سواری بر سر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 07:55:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[انفجار]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینایی]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسن]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[تکرارش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپی]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیها]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«چرا]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندادمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فرمودند که خالی بندیه و فیلم سکسی دروغه.ولی وجدانآ نمام اینایی که نوشتم براتون عین واقعیته و برام اتفاق افتاده.من هم از کردن لذت میبرم هم از سکسی دادن دست خودمم نیست هر کدومش تو شاه کس شرایت خاص خودش حال میده.بگذریم:قبلآ هم گفته بودم که چهره و اندامم جوریه که اطرافیانمو کونی جذب میکنه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فرمودند که خالی بندیه و فیلم سکسی دروغه.ولی وجدانآ نمام اینایی که نوشتم</h2>
<p>براتون عین واقعیته و برام اتفاق افتاده.من هم از کردن لذت میبرم هم از سکسی دادن دست خودمم نیست هر کدومش</p>
<h3>تو شاه کس شرایت خاص خودش حال میده.بگذریم:قبلآ هم گفته بودم که</h3>
<p>چهره و اندامم جوریه که اطرافیانمو کونی جذب میکنه اینو از نگاه و حرفاشون می قهمم.تقریبآ 2 یا3 هفته پیش بود</p>
<h4>شب جنده خونه یکی از دوستام دعوت بودم بعد از مهمونی</h4>
<p>خدا حافظی کردم و راه افتادم پستون ساعتای 1 شب بود گفتم قبل از خونه رفتن یه چرخی تو خیابون بزنم</p>
<h5>بعد برم کوس خونه.تو مسیر یه کافه بستنی رو دیدم که</h5>
<p>باز بود ماشینو پارک کردم و رفتم یه ژله بستنی سفارش دادم همینجور که وایساده بودم تا بستنیمو بگیرم یه پسره اومدو سکس داستان سفارش داد و</p>
<h6>وایساد کنارم.یه نکاهی بهم انداخت و لبخند زد.قیافش ایران سکس با مزه</h6>
<p>بود هیکلشم خوب بود.بستنیشو زود تر از من گرفتو برگشت که بره منم زورم گرفت وبهش پروندم:خدا شانس بده دیر اومدی زودم رفتی اونم برگشتو گفت خوشتیپی همینه دیگه.بستنیمو گرفتم رفتم بیرون پیش ماشین داشتم میخوردم که اومد پیشم و گفت:چرا عصبی هستی؟ناراحتی من زودتر گرفتم؟گفتم نه بابا بی خیال یه چیزی گفتم تو هم که خوب چیزی گفتی.خندید و گفت:خوب چیزی هم هستم نه؟گفتم:گفتم به شرطی که مو نداشته باشی بدک نیستی.خوشش اومد و گفت :نا قلا تو هم خوب مالی هستیا.خلاصه خندیدیمو بستنیمون که تموم شد خدافظی کردیم و سوار ماشین شدم.حرکت که کردم دیدم داره پشت سرم میاد یه کم جلو تر اشاره کرد وایسا منم زدم کنار اومد کنارم و گفت:می خوای بهت ثابت کنم از اون چیزی که فکر میکنی مال ترم؟پیش خودم گفتم حالش خوب نیست بزار ردش کنم بره گفتم: ارهگفت شمارتو بده منم دادم و حرکت کردم.نزدیکای خونه بودم که زنگ زد .گفت:من حاظرم الان نشونت بدم خالی نمیبندم.میای؟خونه هستم تنها هم هستم میای؟منم کرمم گرفته بودو دل به دریا زدمو گفتم باشه میام.ادرسش دور نبود زود رسیدم بهش زنگ زدم اومد دم در و تعارف کرد رفتم تو همچین یه مقدار استرس هم داشتم که اونم فهمیده بود و گفت: راحت باش اینجا هیچ خبری نیست من تنهامو ناراحت نباش کسی کاریت نداره اومدی بکنی نهایتشم یه دست هم میدی با خنده گفت.وقتی اینو گفت تو دلم هری ریختوگفتم :مگه تو از این کارا هم بلدی؟گفت:کدوم کارا؟گفتم:کون کردن.گفت:به اختیار داری یه دست کشید به کونش و گفت:همینطور که کون توپی دارم چرخید و کیرشو از رو شلوارکش گرفت و گفت:کیر با حالیم دارم.منم که دیگه داشتم قاطی میکردم مونده بودم انجا اومده بودم بدم یا بکنم؟البته با هر دوتاش موافق بودم.ولی وقتی شورتشو در اورد و اومد نزدیکم و کونشوکرد بهم فهمیدم که باید چیکار کنم.راست راستی عجب کونی بود قلمبه و صافو و بدون مو .منو بلند کردو شروع کرد به در اوردن لباسام منم داغ داغ شده بودم زود لخت شدیم سریع رفت پایین و کیرمو کرد تو دهنش و وااااااااای همچین میمکیدش که گفتم الان کنده میشه. ولی انصافآ عالی ساک میرد بدنش کاملآ بی مو بود و صاف.من نشستم رو مبل اونم رفت چراغو خاموش کنه که دیدم نه بابا کیرشم توپه.وقتی برگشت قبل از اینکه بشینه و ادامه ساکشو بزنه کیرشو گرفتم تو دستم هنوز نیمه شق بود دیگه دست خودم نبود سرمو بردم جلو دهنمو باز کردم &#8230;&#8230;&#8230;..کیرش تو دهنم بود .حال میداد اونم خیلی خوشش اومده بود با کیرش همه دهنم پر شده بود یه کم مکیدمش و با زبونم باهاش بازی کردم صداش در اومد و می گفت:جوووون بوخور بوخوریواش یواش سفت شدن کیرشو تو دهنم حس میکردم داشت بلند میشد دیگه نصفش بیشتر تو دهنم جا نمیشد کلفت شده بود و سفت مثل سنگ.هی عقب و جلو میبردش تو حلقم.دستمو گرفت و رفتیم رو تخت کیرمو گرفت مال منم دست کمی از اون نداشت از جریان خون توش داشت میترکید.خوابوندمش رو تخت تا اومد به خودش بیاد یه تف زدم به سوراخ کونم و نشستم رو کیرش .سر کیر گرم و با حالشو رو سوراخ کونم حس میکردم .هم شکه شده بود هم خر کیف.یه کم خودمو فشار دادم پایین رو کیرش اونم فشار داد بالا که یه درد امیخته با شهوت و لذت همه بدنمو فرا گرفت.کیرش تو کونم بود تا ته .دیگه خودش به تنهایی بالا و پایین میکرد و منو میکرد .کیرش سنگ سنگ شده بود و سوراخ من باز باز .جوری که کیرش به راحتی تا ته ته میرفت تو کونم و میومد بیرون خیس خیس بود .از رو کیرش بلند شدم و دمرو خوابیدم بهش گفتم یه کم لای پایی بکن اونم نه نگفت و یه تف گنده انداخت لای کونم و با دستش پخشش کرد و کیر محشرشو گذاشت لای پام .منم واقعآ لذت میبردم از اینکه کیرشو لای پام حس میکردم .میرفتو میومد و میخورد به تخمام واقعآ لذت داشت.گفت:حالا بکنم تو کونت؟گفتم:اره.بادستاش لای کونمو باز باز کرد کیرشو گذاشت رو سوراخم فقط یه کم فشار داد و تمام کیرش رفت نو کونم لیز لیز بود.خوابید رومو شروع کرد به کردن کونم همچین محکم میزد که صدای برخوردش با باسنم بلند شده بود بعدش دست انداخت زیر لگنم و کشید رو به بالا و منو چار دستو پا کردو تلمبه زد محکم میزد جوری که تخماش میخورد به سوراخم و بیشتر حشریم میکرد.کیرشو کشید بیرونو گفت:حیفه بذارم ابم به این زودی بیاد .حالا پاشو ببینم تو چیکارا بلدی؟منم که کیرم در حال انفجار بودامونش ندادمو خوابوندمش و کیرمو گذاشتم دم سوراخشو فشار دادم تو.منتطر اعتراض یا دادش بودم که دیدم نه سوراخش خوب شل هست و دردی براش نداشته.خوب این مدلی که کردمش برگشتو پاشد سر پا و خم شد گفت ایستاده بکن حال میده منم چشم گفتم و کردم راست میگفت حال میداد من زیاد خودمو نگه نداشتمو تمام ابمو خالی کردم تو کونش که کمم نبود اخه من معمولآ ابم زیاد میاد.حالا دوباره نوبت اون بود که منو بکنه که نیازی به گفتنش نبود و سریع منو چرخوندو گفت :تو هم ایستاده کون بده منم گفتم بکن.دوباره کیرش رفت تو کونم با این تفاوت که چون ابم اومده بود یه کم لذتم کمتر شده بود .اونم این موضوع رو فهمید و خیلی کشش نداد و ابشو تمام و کمال ریخت رو کونم و کمرم وااااای که چه گرم و با حال بود.بعدشم با حم رفتیم حمام و تو حمام هم باز من کیرشو خوردم وحالشو بردیم.بیرون که اومدیم میخواستم لباس بپوشم که گفت بذار یه کم دیگه کیرتو بخورم منم گفتم بیا بوخور .لا مصب عجب ساکی میزد خوب که خوردش و مکیدش دیدم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد ولی گوشش بدهکار نبود منم خودمو ول کردمو همه ابمو ریختم تو دهنش اونم دیگه بیرونش نریخت و همه رو خورد وااااااااای که چه حس توپی بود.اونشب سکس خوبی بود و به هر دومون حال داد از هم قول گرفتیم که بازم تکرارش کنیم.تا فرداش که راه میرفتم تو سوراخم هنوز کیرشو حس میکردم البته درد هم داشت ولی خوب بود.از دوستای عزیز که وقت میذارنو خاطرات منو میخونن خواهش میکنم نظرشونو حتمآ بنویسن ولی لطف کنن فحش و نا سزا ننویسن.اخه فحش دادن تو هر شرایطی کار نا درستیه و توهین به شخصیت دیگرانه.اینم بدونین که میل به هم جنس تو وجود خیلیها هست و خیلیها این کارو میکنن ولی باز گو نمیکنن امامن میگم.و یقین داشته باشین اینایی که نوشتم خالی بندی و داستان نیست و واقعآ برام اتفاق افتاده در اینده خاطرات سکس با غیر همجنسامم مینویسم تا فکر نکنین من صرفآ همجنسباز یا کونیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175828</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم حشری کس و کونش رو نشون میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Aug 2019 06:41:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[آمادست]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اردنگی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التحصیل]]></category>
		<category><![CDATA[امروزه]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجای]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادن]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجای]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهام]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایین]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودتازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدر]]></category>
		<category><![CDATA[بودممن]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بیخودی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاییزی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینیه]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرزنه]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تخمهام]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفش]]></category>
		<category><![CDATA[تفریحی]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تنقلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توجهمو]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[حسابداری]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادت]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خریدارانه]]></category>
		<category><![CDATA[خریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خشکیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابتو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبهش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم؛]]></category>
		<category><![CDATA[داشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درندشت]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوییدم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتماز]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[رودخونه]]></category>
		<category><![CDATA[روزایی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[شدحالا]]></category>
		<category><![CDATA[شدشروع]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبابا]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینیش]]></category>
		<category><![CDATA[صندلیش]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کرددستم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنمی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنبا]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوانه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:چه]]></category>
		<category><![CDATA[گوسفند]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورت]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیک]]></category>
		<category><![CDATA[ملتمسانه]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینم]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیازمند]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیرویی]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیه]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[همبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناکی]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[باش نیوفته رو سینش منم فیلم سکسی دستاش رو می گیرم.-چشمام و باز کردم و دیدم فرید و مرتضی بالا سرم ایستادن و دارن سعی میکنن هالتر سکسی و از دستم بگیرن!هالتر رو دادم دست شاه کس فرید و بلند شدم،در حالی که نفسم به سختی بالا میومد و صورتم خیس عرق کونی بود گفتم: [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>باش نیوفته رو سینش منم فیلم سکسی دستاش رو می گیرم.-چشمام و باز</h2>
<p>کردم و دیدم فرید و مرتضی بالا سرم ایستادن و دارن سعی میکنن هالتر سکسی و از دستم بگیرن!هالتر رو دادم</p>
<h3>دست شاه کس فرید و بلند شدم،در حالی که نفسم به سختی</h3>
<p>بالا میومد و صورتم خیس عرق کونی بود گفتم: ولم کنین تو رو خدا، اینجا هم نمی ذارین تو حال خودم</p>
<h4>باشم؟یهو جنده احساس کردم گوشم داره زنگ می زنه و صورتم</h4>
<p>رفته رفته داغ تر میشه.سرم رو پستون چرخوندم و مرتضی رو دیدم،در حالی که داشت دستش رو پایین میاورد گفت:هر غلطی</p>
<h5>می خوای کوس بکنی بکن فقط بیرون از در اینجا؛ می</h5>
<p>خوای اول جوونی بدبختم کنی؟بار اولت که نیست،اگه باهات نون و نمک نخورده بودم که الان با اردنگی انداخته بودمت بیرون.فرید:بسه دیگه سکس داستان مرتضی تو هم</p>
<h6>زیادی تند رفتی!حتما بنده خدا باز یاد قضیۀ ایران سکس لیلا افتاده!مرتضی:افتاده</h6>
<p>که افتاده!آدم یاد کسی می افته خودش رو به کشتن میده؟- سرم و انداختم پایین و آروم گفتم:شرمنده دست خودم نبود،یهو یادم رفت کجام و چیکار میکنم!مرتضی روش رو بر گردوند و غرغر کنان رفت نشست پشت میزش.مرتضی مربی باشگاهمون بود؛با هیکلی درشت و اندامی ورزیده؛خب بیخودی مربی پرورش اندام نبود که!سوای این ،از قبل با هم دوست بودیم و گه گداری برا پیک نیک بیرون می رفتیم. یادمه یه بار که رفته بودیم پیک نیک سر یه شرط بندی مرتضی باخت و مجبورش کردیم بره بالای درخت و برامون ادای میمون رو در بیاره!منم رفتم روی تخته سنگ کنار رودخونه نشستم تا بتونم فیلمش رو بگیرم.غافل از اینکه شاخه خشکیده درخت تاب وزن آقا رو نداره!اون وقت دیدیم مرتضی با کله اومد تو زمین و گرد و خاک همه جا رو گرفت!منم که داشتم فیلمش رو می گرفتم با دیدن این صحنه تا اومدم بخندم گوشیم از دستم سر خورد رفت تو آب!دیگه همه از خنده ولو شده بودن رو زمین ،حالا تصور کنین من به مرتضی می خندیدم و مرتضی به من،بچه ها هم به هر دوتامون!خلاصه با اینکه دو مورد تلفات داشتیم ولی اون روز خیلی خوش گذشت…….هی! یادش بخیر! دوران خوشی چه زود میگذره&#8230;فرید:خوبی بابک؟بابک با توام کجایی باز؟بابـ&#8230;-هوم!فرید:تو امروز معلومه چت شده؟اون قضیه که خیلی وقته تموم شده.-کدوم قضیه!؟فرید:قضیۀ لیلا دیگه!-خب!فرید:خب به جمالت،دیگه اتفاقیه که افتاده؛نمیشه کاریش کرد.آدم بهتره بعضی جاها بیخیالی طی کنه.آخه اینجوری نابود میشی.یکم فکر خانوادت باش.هر بار میام در خونتون مامانت سین جیمم می کنه،می گه تو می دونی بابک چرا چند وقته اینجوری شده؟بابا من چقدر دست به سرشون کنم آخه؟اصلا اینبار اگه پرسید همه چی رو می گم بهش!-تو بیخود می کنی.اصلا دیگه نمی خواد بیای در خونمون،اینجوری از کسی هم سین جیم نمی شی!فرید:ما رو باش به خاطر کی داریم خودمون رو به آب و آتیش می زنیم!پاشو لباساتو بپوش بریم یه چرخی تو این خراب شده بزنیم شاید دلت وا شه.-من حوصلشو ندارم،خودت بروفرید:بازم این زد رو دندۀ لجبازی،تو پاشو بریم وا کردن دلت با من!پشیمون نمی شی ها!-گفتم که حسش نیست.می خوام یکم تنها باشم.خوب می دونی که من از اصرار خوشم نمیاد،پس بیخود خودتو خسته نکن.فرید:باشه هر جور راحتی!پس من برم لباسامو عوض کنم.-تو برو من فعلا می شینم تا کمی عرقم خشک بشه.فرید بهترین دوستم بود.با اینکه همش سر به سرش میذاشتم ولی ته دلم خیلی دوستش داشتم.از بچگی با هم همبازی بودیم.تا سال آخر دبیرستان هم توی یه نیمکت درس خوندیم،تا اینکه من مکانیک قبول شدم و اون عمران.یادش به خیر اون روزی که نتایج کنکور رو گرفتیم.چون سعید کامپیوتر نداشت قرار شد نتیجه اونم من چک کنم.ساعت 8:30 بود که نتایج اومد رو سایت سازمان سنجش؛با اینکه وضع و اوضام تو کنکور بد نبود ولی باز دلشوره داشتم.اول یوزر پسورد سعید رو وارد کردم؛دیدم مهندسی عمران شهر خودمون قبول شده.لبخندی از رضایت تو صورتم نشست.حالا نوبت خودم بود؛تا دیدم که مکانیک قبول شدم از خوشحالی همچین پریدم هوا که زانوم به لبۀ میز گرفت،درد وحشتناکی تو زانوم پیچید و فکر کنم صدای آی گفتنم رو تا 7تا کوچه اونور تر هم شنیدن!حالا خوب بود کسی خونه نبود و الا زهر ترک می شد از صدای نکرم!(مامان و بابام هر دو شاغل بودن).با خودم گفتم سالی که نکوست از بهارش پیداست!احتمالا تو جشن فارغ التحصیلی هم باید تو تابوت حملمون کنن!از فکر خودم خندم گرفت!تو این گیر و دار هم صدای زنگ تلفن بلند شد.غرغر کنان رفتم سمت تلفن.فرید بود،با لحنی که حاکی از اعصاب به هم ریختم بود جواب دادم!-الوفرید:سلام بابک جان،با زحمت های ما؟-اولا صد بار گفتم که آدم باباش رو با اسم کوچیک صدا نمی کنه،دوما از اون روزی که نطفۀ نحست ازکاندوم جر خوردم ریخت اونجای ننت فهمیدم که دردسر سازی و چیزی جز زحمت برام نداری،سوما برا اینکه ضایع نشی سلام!فرید:باز تو بی تربیت شدی و پاچه گرفتی آقا سگه؟مگه سهمیۀ استخونت رو نگرفتی که باز صدای پارست همه جا رو ورداشته؟-سگ تویی و اون پدر سگ مصبت.مگر اینکه دستم بهت نرسه.بچه هم بچه های قدیم!حالا بنال ببینم چی می خواستی بگی؟فرید:الان تو تلوزیون گفتن نتایج رو گذاشتن تو سایت.جون من زود برو نگاه کن خبرشو به منم بده.-اشتباه گرفتی جناب!به جای 8 آخرش 2 بگیری میشه شماره کافی نت سر کوچه!منتظر جواب نشدم و زود قطع کردم.نمی دونم چرا باز کرمم گرفته بود و می خواستم اذیتش کنم.دوباره زنگ زد.به زور جلوی خندم رو گرفته بودم و جوابش رو دادم:-الو بفرمایید؟فرید:تو آدم بشو نیستی بابک؟-تخم سگ بازم که تویی!مگه نگفتـ&#8230;فرید:جون مادرت اذیت نکن بابک.دیشب نتونستم از استرس بخوابم.-اه اه اه!حالم بهم می خوره از این سوسول بازیا!استرس کیلو چنده؟من خواب نازنینم رو با هیچی تو دنیا عوض نمی کنم.بَسِته دیگه!نمی خوام به گریه بیفتی. عمران همین جا قبول شدی!برا شیرینیش هم باید 2 سِت کون مارو مهمون کنی!فرید با صدای بلندی که خوشحالی توش موج می زد گفت:جدی میگی بابک؟-آره دروغم چیه؟فقط شیرینیه ما یادت نره!آخه باید روحیه بگیرم که تا سال بعد حسابی درس بخونم!فرید که انگار پنچر شده باشه با لحنی پر از سوال گفت:یعنی چی؟مگه تو قبول نشدی؟-نه دیگه!کنکور 99% شانسه که اونم بر می گرده به بچگی آدم!اگه به کسی داده باشی حتما سال اول قبول میشی وگرنه باید مثل من بمونی کونت رو پاره کنی برا سال بعد که اونم شاید یه جای درندشت قبول شی!فرید:الهی برات بمیرم.الان خیلی ناراحتی؟-نه!باید باشم؟فرید:اصلا منم باهات میشینم میخونم که سال بعد دوتایی یه رشته بهتر قبول بشیم!من دلم نمیاد بدون تو برم دانشگاه.-بابا جمع کن این کاسه کوزتو!کسی ندونه خیال می کنه لیلی و مجنونیم.فرید:بابک،جون مادرت راست میگی که قبول نشدی؟قَسمِت دادم ها!نقطه ضعفم رو خوب می دونست،هر جا کم میاورد جون مادرم و قسم میداد.-آره بابا،یعنی نه!راست نگفتم که قبول نشدم!فرید:پاک گیجمون کردی.بالاخره قبول شدی یا نه؟- تو هم کشتی ما رو با این آیکیوت!برو یه تست بده حتما؛فکر می کنم جلبک بیشتر از تو حالیشه!مکانیک همینجا قبول شدم.فرید:جون می کندی همون اولش بگی؟همیشه آدم و نصفه جون می کنی تـ&#8230;-جووون!تو بده،من قول میدم تموم جون بکنمت!اصلا با جون و دل میکنمت.فرید:کیرم دهنت با این صحبت کردنت.اصلا انگار یه رودۀ راست تو شکمت نیست.-چرا اتفاقا یکی داشتم؛ کندمش گذاشتم لای پام!فرید:بابا تمومش کن.اونقدر کس شعر گفتی که یادم رفت اصلا واسه چی زنگ زده بودم!من برم به مامانم خبرشو بدم،حتما خیلی خوشحال میشه.-الهی قربونش برم من!از عوض منم یه بوس از لباش بکن بگو شب در و باز بزاره برا&#8230;فرید:آدم بشو نیستی تو!عصر می بینمت،خداحافظ این وگفت و گوشی رو قطع کرد.لبخندی از رو رضایت رو لبم نشته بود.حال می کردم وقتی حرص یکی رو در میاوردم! بابک!بابک باز خل شدی؟صدای فرید بود که من رو به خودم آورد.-با من بودی؟فرید:نه پس با عمت بودم! 10 دقیقه پیش داشتی خودتو به کشتن می دادی الانم که نشستی اینجا داری خود به خود می خندی!هر چی هم صدات می کنم جواب نمیدی.-اه بابا گیر دادی تو هم ها!جون من یه امروزه رو بی خیال ما شو.فرید:اکی، من دارم میرم،مطمئنی که نمی خوای با من بیای؟-نه گفتم که! تو برو من می خوام یکم پیاده روی کنم.با هم خداحافظی کردیم و من رفتم سمت رختکن.عضلات بازوم گرفته بودن.به سختی لباسام رو عوض کردم و اومدم بیرون که با مرتضی خداحافظی کنم.-خسته نباشی داداش،شرمندتم،دیگه از این اتفاقا نمی افته.از رو صندلی باند شد و اومد طرفم.بغلم کرد و گفت: اونی که باید ببخشه تویی.من زیاده روی کردم.بابک من نگرانتم.ببین چی به روز خودت آوردی!؟تو اون بابکی که من می شناختم نیستی.نذاشتم ادامه بده.از بغلش اومدم بیرون و در حالی که به زور جلوی اشکام رو گرفته بودم که تابلو نشه بهش گفتم:دیرم شده مرتضی،باید برم.مرتضی:از دستم دلگیر نباش!به سلامت داداش.مواظب خودت باش. ساک ورزشیم رو از شونم آویزون کردم و از پله ها بالا رفتم.از در که اومدم بیرون لرزشی تو تنم از سرما احساس کردم که حاکی از فطرت غروب سرد پاییزی بود.به ناچار زیپ سوییشرتم(sweat shirt (رو تا آخر کشیدم بالا،دست هام رو گذاشتم تو جیبم و به راه افتادم.هنوز دو قدم نرفته بودم که خروشی از آسمون نگاه من رو به سمت خودش ربود.انگار دل آسمون هم مثل دل من پر بود،یاد ترانه ای از همدم تنهایی هام افتادم و زیر لب زمزمه کردم:آسمون سنگی شدهخدا انگار خوابیدهانگار از اون بالا هاگریه ها مو ندیدهبه اینجای شعر که رسیدم سدی که برای اشک هام ساخته بودم شکست و سیل اشکم جاری شد.دلم پر بود از گلایه ها،ناله ها و چراها.چرا این بلا باید سر من میومد؟ای خدا مگه من چیکار کرده بودم؟چه بدی در حق کسی کرده بودم؟تنها پاسخم برا این سوالا قطره های اشکم بودن که بی پروا ریخته می شدن. بالاخره بغض آسمون هم شکست و مونس چشمام شد.قبلا از بارون متنفر بودم ولی الان نمیدونم چرا دوستش دارم.شاید حس سبکی بهم میده،یا سرپوشی هست برای گریه هام،شاید هم من و یاد چیزی میندازه&#8230; درست 6ماه پیش بود!تازه 2 روز بود که پروژم رو ارائه داده بودم و دیگه فارغ التحصیل محسوب می شدم.احساس سبکی میکردم.انگار که یه بار سنگین و از رو دوشم برداشته باشن.می خواستم چند روزی رو برم مسافرت که کمی دلم وا شه بیام بشینم برا ارشد بخونم.آخر سر تصمیم گرفتم که با فرید یه سر بریم نمایشگاه کتاب تهران و چند روزی هم اونجا خونۀ دانشجویی یکی از دوستامون سر کنیم و برگردیم.هم فال بود هم تماشا!اینجوری هم یه آب وهوایی عوض می کردیم و هم اینکه کتابای مورد نیاز کنکورمون رو تهیه می کردیم.روز موعود فرا رسید.مامان:عزیزم مواظب خودتون باشین.رسیدی حتما زنگ بزن.-باشه مامان جان حتما.مامان: این میوه و آجیله.برا راحتون گذاشتم.- مگه می خوایم بریم سفر قندهار که اینهمه گذاشتی؟یا نکنه قراره مسافرای اتوبوس رو هم به صرف دسر مهمون کنیم؟مامان:دو قلم میوه که این حرفا رو نداره مادر.تازه دوتاتونم جوونین و نیازمند انرژی!بابام:خانوم کم لوسش کن این بچه رو،الان اتوبوس میره جا می مونن ها!با این حرف بابام چاره ای جز خداحافظی و سوار شدن به ماشین نداشتم.فرید قبل از من رسیده بود.با هم خوش و بشی کردیم و رفتیم سوار اتوبوس شدیم. -کیرم دهنت با این بلیط گرفتنت.یهو می گفتی اگه جا ندارین می تونیم دنبال اتوبوس هم بدوییم!آخه اینجا کلاس اخلاق اسلامیه که برام لــژ نگه داشتی؟فرید:خب چیکار کنم!جا نداشتن.-لابد اگه بهت تاکید نمی کردم که می رفتی از این بنز لاک پشتی ها می گرفتی!اینو گفتم و پاهام رو انداختم رو پشتی صندلی جلویی،هدفونم رو گوشم کردم،چشمامو بستم و رفتم تو فاز متالیکا:So close, no matter how farCouldn’t bi much more from my heartForever trusting who we areAnd nothing else mattersاینجای آهنگ که رسید احساس کردم یه چیزی داره به پام فشار میاره!چشامو باز کردم دیدم نفر جلویی می خواد صندلیش رو بخوابونه ولی چون پام و گذاشته بودم پشت صندلیش نمی تونست تکونش بده!قیافش به سپاهی ها می خورد.دوباره سادیسمم عود کرد.منتظر شدم تا وقتی دوباره دسته رو کشید و خواست با کمرش به پشتی فشار بیره یهو پام رو آوردم پایین!صندلی با سرعت اومد عقب و دیدم یه صدای تقی اومد و یارو همراه صندلیش ولو شد رو پام!با صدای شکستن صندلی همه سر ها به طرف عقب برگشت و کله کچل جناب شوفر هم از این قاعده مستثنی نبود.فرید که فهمیده بود من عمدا این کار رو کردم رنگ به صورتش نموند!با همکاری گروه امداد(مسافرای اتوبوس)یارو رو بلند کردن و صندلی از رو پام برداشته شد.جناب شوفر که کله و صورتش عین لبو شده بود(شبیه اون شکلک عصبانی یاهو مسنجر شده بود!) تشریف فرما شدن.کلی با برادر سپاهیمون جر و بحث کردن که دست آخر برادر مجبور به ترک اتوبوس شدن!!منم که خودم و زده بودم به موش مردگی(مثلا پام درد گرفته بود خب!) لطف جناب شوفر شامل حالمون شد وبه همراه فرید از لژ اتوبوس به صندلی مهمان ویژه راننده(ردیف اول) نقل مکان کردیم وتا خود تهران با چای و سیگار ومیوه و آجیلی که مامانم داده بود از خودمون پذیرایی کردیم.خلاصه 3 روزی رو هم تو تهران سر کردیم و با بچه ها کلی خوش گذروندیم و موعد برگشت فرا رسید.تو ترمینال جلوی گیشه بلیط فروشی دو تا دختر ناز رو دیدم که داشتن بلیط می خریدن .یکیشون مانتوی کوتاه مشکی با شلوار جین تنگ آبی و کفش all star پوشیده بود که با گونه های برجسته، پوست برنزه و موهای های لایتش که از جلوی شالش زده بود بیرون دل هر جوون و پیری رو اسیر خودش می کرد.اون یکی کمی ساده تر و در عین حال با کلاس تر به نظر می رسید. مانتوی کرم با شلوار قهوه ای و یه روسری با رنگ های شاد که زمینۀ کرمش با مانتوش کاملا هم خونی داشت دورنمای زیبایی ازش ساخته بود.صورتی که سفیدی توش موج می زد با چشمای براق عسلی و موهای قهوه ای با فر ریز که حسابی هم با ژل برقشون انداخته بود به جذابیت چهرش اضافه می کرد.یه لحظه برگشتتم سمت فرید تا اشاره ای بهش بدم که از دیدن این موهبت الهی بی نصیب نمونه که دیدم آقا با لب و لوچه ای آویزون محو تماشا شده و اصلا حواسش به من نیست!یه ابروم رو انداختم بالا و با لحنی کنجکاوانه و کاملا جدی بهش گفتم:ببخشید جناب الان تو چه مرحله ای هستین!؟فرید که با صدای من کمی به خودش اومده بود گفت:یعنی چی تو چه مرحله ای هستم؟-یعنی داری لختش می کنی،می مالی،می کنی،یا آبت اومده داری لباساشو میپوشونی؟تخم سگ تو که با چشات اونو حامله ش کردی!فرید:خدایی عجب چیزای ردیفین بابک.کاش کی کمی شانس داشتیم تو اتوبوس ما هم دو تا از اینا سوار می شدن!اومدنی که از بوی داشّاق نتونستیم نفس بکشیم!-زر نزن بدو بریم زود بلیط بگیریم،اون موقع دیدی جا تموم شد و مجبورت کردم خودِ داشّاق رو بخوری!فرید:باز تو ادب یادت رفت؟مثلا مهندس مملکتی آخه!بی توجه به حرفش راه افتادم سمت باجه و دو تا بلیط گرفتم.هنوز یه ربع به حرکت مونده بود.رفتیم بوفه و کمی آت آشغال خریدیم که تو اتوبوس بخوریم تا شاید این شیکم صاب مرده یکم آروم بگیره!آخه خونه دانشجویی که جز نیمرو و املت چیزی نصیب آدم نمیشه!اونم تا بیای یه لقمه بزنی می بینی ده تا دست یجا رفت تو ظرف و نصف ظرف خالی شد!حالا بیا با این دو لقمه غذایی بهت دادن تا وعده بعدی سر کن! :آقا ساری؟مشهد؟تبریز؟اهواز؟کجا می رین شما داداش؟ارزون حساب میکنم ها!محوطه ترمینال پر بود از این جارچی ها.سرم و انداختم پایین و بی توجه به سمت اتوبوس حرکت کردم.فرید هم مثل گوسفند دنبالم میومد. کناراتوبوس که رسیدیم یه بار دیگه بلیط رو چک کردم که یهو اشتباهی سوار نشیم.خودش بود!صندلی 9و10!در حین اینکه سوار می شدیم یه حساب کتاب کردم ببینم ردیف چندم میشه.اممممم ردیف سوم سمت شاگرد.سه ردیف شمردم و با کمال نا باوری دیدم که همون دوتا دختری که تو سالن دیدم جای ما نشستن!یه قیافۀ حق به جانب گرفتم و به دختره گفتم:خانوم ظاهرا شما اشتباه نشستین.من برا این صندلی بلیط دارم.دختره (مانتو مشکیه)یه نگاه به بلیط توی دستش انداخت و گفت:بلیط من شمارش 9و10!اینجا هم که نوشته 9و10.پس ظاهرا شما اشتباه می کنین!یه نگاه به بلیطش کردم،ساعت،تاریخ،تعاونی و حتی شماره صندلیش با مال من یکی بود!شاگرد راننده که متوجه قضیه شده بود اومد جلو و گفت:داداش بده منم یه چک کنم.بلیط ها رو دادم دستش و منتظر شدم ببینم که تکلیفمون چی میشه!سری تکون داد و گفت: ظاهرا اشتباهی صادر کردن،حالا موردی نداره شما این ردیف بغل بشینین،فکر میکنم خالی باشه.دیگه معطل نکردم و رفتم نشستم کنار پنجره،فرید هم نشست بغل دستم.فرید یه نگاه به دخترا انداخت و زیر لب گفت:ای کاش از خدا یه چیز دیگه می خواستم.-ای خاک بر سر بی جنبت کنم!آخه اینا نشستن اینجا چیزی به تو رسید جز اینکه آوارمون کردن!؟فرید:از سبیل کلفت که بهتره!باز چشم آدم یه تفریحی می کنه!خواستم یه نگاه خریدارانه بهشون بندازم که با مانتو کرمی چشم تو چشم شدیم.چشاش برق خاصی داشت.بهش می خورد 25 سال رو داشته باشه.برا اینکه تابلو نشه سرمو چرخوندم سمت شیشه و بی هدف به بیرون نگاه کردم.پیره مردی که گوشه ای زنبیل به دست نشسته بود توجهمو جلب کرد.راحت 70 سال رو داشت!تو زنبیل قرمزش چند تایی دستمال کاغذی داشت که ظاهرا سعی میکرد بفروشه!صداش تو ماشین نمیومد ولی از نگاه ملتمسانه ای که به مردم میکرد معلوم بود که برا کاسبی اونجا نشسته؛آهی کشیدم و زیر لب گفتم :هی خدا یکی در عرش و یکی در فرش!آخه اینم شد زندگی؟تصویر پیره مرد هر لحظه داشت دور تر می شد و این نشون دهنده این بود که اتوبوس شروع به حرکت کرده!فرید:نه بابا این چه حرفیه؟تقصیر شما که نبوده.از این چیزا پیش میاد.طبیعیه!-:آخه دوستتون انگار خیلی دلخور شده!راستی بفرمایین از این پسته ها میل کنین به دوستتون هم تعارف کنین،شاید کمی حرصش بخوابه!این رو با یک حالت مسخره گفت.برگشتم دیدم دختر مانتو مشکیه ست که داره با فرید صحبت می کنه.فرید:مرسی زحمت نکشین من میل ندارم!منم که از رفتار دختره حرصم گرفته بود دستم و دراز کردم وکل پاکت رو از دستش گرفتم.-حالا که اصرار می کنین چند تایی برمیدارم!دختره با صدایی آروم گفت: خواهش میکنم.یهو دردی رو بغل شکمم احساس کردم!فرید بود که با آرنج زد به پهلوم. مثلا خواست به پررو بازی من اعتراض کرده باشه!منم درجا یه آیـــــــــــــــــــی با صدای بلند گفتم و رو به فرید:چرا می زنی خب؟آدم مگه به تعارف یه همچین دختر خوشگلی دست رد می زنه؟فرید که کلی پیش دختره تریپ شخصیت ریخته بود با این حرکت من همه باد فنا شد.از حرص سرش رو انداخت پایین و مثل لبو سرخ شد!منم عین دهاتی ها دو سه تا مشت پر کردم ریختم تو جیب هام و پاکت رو برگردوندم سمت دختره.(نصف کمترش مونده بود!)-دست شما درد نکنه،دو سه تا بیشتر بر نداشتم!دختره یه نگاه به داخل پاکت انداخت و با کنایه گفت:کاش می دونستم چهار نفریم؛بیشتر می خریدم!-من زیاد میل ندارم!اول اینا رو بخورم، یه بار دیگه بردارم کافیمه!فرید سرش رو بلند کرد و یه چشم غره بهم کرد!منم برگشتم سمت دختره وگفتم:خانوم شرمنده این دوست ما اشاره میکنه برا من هم برداشتی!؟اجازه بدید دو سه تا هم برا ایشون بردارم.کارد می زدی خون فرید در نمیومد!دختره که از پررویی من کفری شده بود، پاکت رو گرفت سمت فرید و با لحن عصبی گفت:بفرمایید.تا فرید بیاد چیزی بگه دستم رو دراز کردم و یه مشت دیگه پر کردم و گفتم:این دوستم کمی خجالتیه!به من گفت تو بردار!دختره در حالی که داشت پاکت پسته رو پس میکشید طوری که من بشنوم گفت خجالت هم خوب چیزیه!به روی خودم نیاوردم و شروع کردم به شکستن پسته!فرید هم که انگار لال شده باشه اصلا صحبت نمی کرد! کمی به جلو خم شدم یه نگاه به ردیف بغل انداختم ببینم چه خبره!دیدم دختره روش رو برگردونده سمت دوستش و داره غرغر میکنه.دوستش هم داره من رو نگاه میکنه و میخنده!من هم یه لبخند تحویلش دادم و تکیه دادم به صندلی.وای خدا!چه چهرۀ جذابی داره.وقتی هم که میخنده دل آدم رو می لرزونه.فرید:تموم شد دهاتی بازارتون!؟من دیگه غلط کنم با تو جایی برم.آبرو واسه آدم نمی ذاری.تکیه دادم به صندلی وگفتم:من که کاری نکردم!تعارف کرد و منم برداشتم!دوتا پسته گرفتم سمتش و گفتم: حرص نخور پسته بخور!فرید یه نگاه غضبناک بهم کرد و هندزفریش رو کرد تو گوشش و چشماش رو بست.یه نیرویی داشت بهم می گفت که چشمای دختره الان منتظر نگاهته!برگشتم سمتش. باز نگاهامون تو هم قفل شد.تمام تنم لرزید؛انگار که جادو شده باشم.هر دو می دونستیم که چی می خوایم!لفتش ندادم.شمارمو نوشتم گذاشتم داخل پلاستیک تنقلاتی که خریده بودیم.هرچی پسته برداشته بودم خالی کردم تو پلاستیک.فقط یه بیسکوییت از داخلش برداشتم که فرید بعدا غر نزنه!پلاستیک رو گرفتم سمت مانتو مشکیه و گفتم:-ظاهرا اینجا رسم شده که هرکی بخواد چیزی رو از دل کسی در بیاره باید خوردنی تعارفش کنه؛بفرمایید!برگشت یه نگاه به پلاستیک پر از تنقلات انداخت و گفت::ممنون ما میل نداریم.یه نگاه پر از خواهش به مانتو کرمیه انداختم و گفتم:شما بگیرین خانوم انگار ایشون اشتهاشون نابینا تشریف دارن!دختره خندید و دستش رو دراز کرد که بگیره که مانتو مشکیه گفت:واااااا!لیلا!!تو هم که شدی عین اینا!!خجالت هم خوب چیزیه!لیلا بدون توجه به حرف دوستش پلاستیک رو از دستم گرفت و یه نگاهی توش انداخت و گفت:نسرین اینم اون پسته هایی که کلی حرصش رو می خوردی!گفتم که شوخی می کنه!نسرین:من حرص پسته رو می خوردم!؟فقط از آدم پررو خوشم نمیاد.(اینو مثلا طوری گفت که من نشنوم)لیلا چشمش به کارت ویزیتی خورد که پشتش شمارم رو نوشته بودم.در حالی که برش می داشت یه نگاه زیر چشمی به من انداخت و لبخندی تحویلم داد.هنوز 5 دقیقه از اون ماجرا نگذشته بود که دیدم یه اس ام اس از یه شماره ناشناس اومد. متنش این بود:همیشه اینقدر بانمکی؟یه نگاه به لیلا انداختم دیدم گوشی دستشه و داره میخنده! جواب اس ام اس رو دادم.-نه!تقریبا یک روز در میون!!لیلا:چطور؟-آخه سال اصلاح الگوی مصرفه!منم یک روز در میون میرم حموم!اون روزایی که حموم نمی رم از بس عرق میکنم بدنم شوره میبنده!لیلا:لوس!حالم به هم خورد!-پس الان آمادست که بذاریمش تو فر!لیلا:یعنی چی؟!!!-آخه همچین گفتی به هم خورد یاد برنامه های آشپزی افتادم!لیلا:لووووس!چند سالته؟اسمت چیه؟-عشقعلی هستم.72 سال دارم!!!لیلا:لوووووس!راستشو بگو- تا این لوستون تبدیل به ملوس نشده راستش رو میگم! بابک،22لیلا:پس بچه ای!!من 26 سالمه.-آره بچم و نیازمند مراقبت!به یه مامان خوشگلی مثل تو هم نیاز دارم!لیلا:لووووس!فرید که تازه از خواب بیدار شد یه نگاهی به اطراف انداخت و گفت کجاییم؟-ساعت خواب!تو اتوبوسیم دیگه یادت رفته بود؟فرید:در حالی که چشماشو می مالید و این ور اونور و نگاه میکرد گفت: شد یه بار یه سوالی بپرسم که بچه آدم جواب بدی؟- اینا رو بیخیال! کجایی آقا سوسماره که دنیا رو آب برد و تو رو خواب!قضیۀ شماره دادنم رو تعریف کردم براش،کلی کف کرد،قرار شد که نسرین رو هم برا اون حلش کنم. دو ماه از آشنایی من و لیلا گذشته بود.توتخت خواب داشتم وول میخوردم که یهو صدای زنگ موبایل من و به از جا پروند!ای تف تو ذاتت خروس بی محل!اگه دستم بهت برسه کونت رو گریس میمالم که دیگه وقت و بی وقت برام ننالی!!!در حالی که چشام و میمالیدم نگاه به ال سی دی گوشیم انداختم دیدم لیلاست!-سلام گلم!!!چطوری؟لیلا:سللااااام!خوبی عشق من-اتفاقا الان داشتم خواب بدی میدیدم.خوب شد که بیدارم کردی!لیلا:راست می گی؟چه خوابی؟-خواب دیدم که داشتن دنبالم میکردن ،منم می دوییدم که رسیدم به یه پرتگاه؛ چاره ای جز پریدن نداشتم که زنگ زدی!منم گفتم این کسی نیست جز فرشته نجات من!!!لیلا:راس میگی؟-آره جون مادر زنم که اینقدر برام عزیزه!لیلا:اولا جون مادرم رو قسم نخور!دوما که پاشو بیا در خونه بریم بیرون.من امروز دلم خیلی گرفته.-اولا که کی گفته مادر زن من میشه مامان جنابعالی!؟دوما که صبح خروس خون هم مگه دل آدم می گیره که دل تو گرفته؟سوما که&#8230;.همون دوتا کافیته!لیلا:خیلی هم دلت بخواد من زنت بشم!پاشو بیا که دلم برات تنگ شده!یه آب به دست و صورتم زدم،موهامو درست کردم.رفتم سر کمدم،حالا چی بپوشم!؟این سوالی بود که هر بار که می خواستم برم بیرون از خودم می پرسیدم!شلوار جین آبی روشن دیزل با تی شرت مغز پسته ای رو انتخاب کردم.لیلا این تی شرتم رو خیلی دوست داشت.می گفت به رنگ چشات خیلی میاد!کفشای آدیداس سفیدم رو هم پام کردم.یه نگاه به خودم تو شیشه های رفلکس در خروجی انداختم و خودم رو سر تا پا بر انداز کردم.حالا وقتش بود که سوار ماشین بشم و راه بیافتم. سر کوچه که رسیدم سیگارم رو گذاشتم رو لبم و با فندک زیپو که لیلا برام خریده بود روشنش کردم.عادت داشتم که هر صبح ناشتا یه سیگار بکشم.برام به اندازه یه بسته لذت داشت!آخه کل نیکوتینش جذب میشد.رسیدم جلو در لیلا اینا و یه میس انداختم که بیاد پایین.پشت سرش یه اس ام اس اومد که: ماشین رو پارک کن بیا بالا!مثل یه بچه حرف گوش کن ماشین رو پارک کردم و رفتم تو خونه.لیلا 2سالی می شد که از شوهر سابقش طلاق گرفته بود. به علت اختلافی که با باباش داشت خونۀ اونا زندگی نمی کرد.یه آپارتمان نقلی گرفته بود و تنها زندگی میکرد.پول مهریه اش رو گذاشته بود بانک و خرج زندگیش رو از سود اون تامین میکرد.روز آشنایی هم به خاطر نسرین (دختر خالش) رفته بود تهران.(نسرین تو دانشگاه تهران حسابداری می خوند)در ورودی رو پشت سرم بستم.همیشه اولین چیزی که به چشمم می خورد تابلو نقاشی یه پیر زن روستایی بود که داشت بافتنی می بافت،بالا سر پیرزنه توی طاقچه یه کوزۀ سفالی آبی رنگ بود و بغل دستش یه سماور که داشت ازش بخار خارج میشد.لیلا خودش اون رو کشیده بود و واقعا ماهرانه از پسش بر اومده بود.خونۀ شیکی داشت. دیوارهاش رو با تابلوهای نقاشیش تزئین کرده بود.مبلمان راحتی یاسمنی با فرش پیازی که به حالت اریب وسط سالن پهن بود نمای خونه رو از حالت کلاسیک خارج میکرد.دست راست در ورودی آشپز خونه بود. سمت چپ هم دو تا اتاق خواب و سرویس بهداشتی بودن که با یک راهرو خصوصی از سالن پذیرایی جدا میشدن.اومدی عزیزم؟بیا اینجا.دارم حاضر می شم.صدای لیلا بود که از تو اتاق خواب میومد.بدون اینکه جوابی بدم رفتم سمت اتاق خواب.دیدم جلو میز آرایش داره به خودش می رسه!یه تاپ مشکی با شلوار جین تنگ آبی پوشیده بود.-سلام جیگرم!کجایی پس؟دو ساعته من رو کاشتی جلو در!لیلا:نمی بینی مگه؟دارم حاضر میشم.الان تموم میشه.نشستم لبۀ تخت و بهش از تو آینه خیره شدم.با اینکه مدت زیادی نبود که میشناختمش ،با تمام وجودم دوستش داشتم.خیلی ماه بود،آرایش هم که می کرد دل من براش قش می رفت. وای به حال بقیه!-لیلا یه سوال ازت بپرسم؟لیلا:بپرس عزیزم.10 تا بپرس!-می دونی چرا به میز آرایش میگن میز توالت!؟لیلا:نه!تا حالا بهش فکر نکردم.- هه! چون خانوما میرن جلوش و میرینن به صورتشون!!! این وگفتم و با صدای بلند خندیدم.لیلا:لوووووووس!(تکیه کلامش بود!)خیلی بی مزه ای! این رو گفت و دست از آرایش کردن برداشت و از توآینه تو چشام نگاه کرد.-یادمه اون اوایل بهم می گفتی خیلی با نمکی!الان چی شد که شدیم بی مزه؟لیلا:برا اینکه بی مزه ای.اصلا من باهات قهرم.با گفتن این کلمه مثل دختر بچه ها چشماشو بست و سرش رو به طرف دیگه چرخوند.همیشه وقتی می خواست نازش رو بکشم این کارو می کرد!-اوکی!حالا که قهری دیگه اون حرفی رو که می خواستم بهت بگم دیگه نمیگم!چشماشو باز کرد و برگشت روبروی من ایستاد و گفت:چه حرفی!!!!؟؟-تو که با من قهری دیگه نمی تونم که بگم!لیلا:لوس نشو دیگه!یالا بگو&#8230;از لبۀ تخت بلند شدم و تو چشاش نگاه کردم.برق چشاش دیوونم کرد.دستم رو دور گردنش حلقه کردم و کشیدمش سمت خودم.لبامو گذاشتم رو لباش و خیلی آروم میک زدم.با تمام احساسم لباش رو می بوسیدم.طوری جذب چشاش شده بودم که حتی پلک هم نمی زدم. انگار که لبهام و چشمام جای زبونم حرف میزدن و بهش می گفتن عاشقتم.ضربان قلبم داشت تند تر می شد.دست راستم و از پشت سرش کشیدم پایین و کمرش رو نوازش می کردم.عشق و شهوت با هم قاطی شده بودن.لبهام رو جدا کردم و بهش گفتم :لیلا خیلی دوستت دارم؛ می خوام که تا آخر دنیا کنارم باشی،تنهام نذار&#8230;.اون حرفی که هم می خواستم بگم این بود.لیلا چشماش رو بست و یه قطره اشک از کنار چشمش سر خورد اومد رو گونش.زبونم رو کشیدم رو گونش و رد اشکش رو پاک کردم.چشماش رو باز کرد و اینبار اون بود که لباش رو گذاشت رو لبام.زبونم رو فرو کردم تو دهنش و لباش رو میک میزدم.یه دست چپم رو گذاشتم زیر باسنش و دست راستم و زیر گردنش.بلندش کردم و انداختمش رو تخت.زبونم رو کشیدم رو لباش.خواست بکشه تو دهنش که نذاشتم.اینبار زبونم رو گذاشتم زیر گلوش و لیس زدم.با لبام پوست گلوش رو گاز می گرفتم.دستم رو گذاشتم روی سینش و مشتش کردم.چشماش رو بست و نفسش رو داد بیرون و آه کشید.تاپش رو دادم بالا.گره سوتینش رو از پشت گردنش باز کردم.سوتینش رو در آوردم و زبونم رو گذاشتم رو سینش.دور نوکش رو لیس زدم.سرم و فشار داد رو سینش به نشانه اینکه براش بخورم. دوتا دستاش رو با یه دستم گرفتم و بالا سرش نگه داشتم.دوباره زبونم رو گذاشتم رو نوک سینش.با ریتم ثابتی زبونم رو میکشیدم رو نوکش و بر میداشتم.داشت دیوونه میشد.نوک سینش رو با لبم گرفتم و با تمام وجودم میکش زدم.نوک اون یکی سینش رو هم با دوتا انگشتام گرفتم و به چپ و راست تکونش میدادم.دیگه اشکش در اومده بود. دستاشو ول کردم.زبونم رو گذاشتم وسط سینه هاش و لیسش زدم.با یک خط صاف زبونم رو کشیدم پایین رو نافش.دور نافش رو یک گردی کشیدم و میکش زدم.دکمه های شلوارش رو باز کرد.دستام رو گذاشتم دو طرف باسنش و شلوارش رو با کمک خودش کشیدم پایین.یه شورت بنفش سکسی پاش بود. یه بالش گذاشتم زیر کمرش.زبونم رو از رو شورت کشیدم رو کسش .با لبام کسش رو گاز گرفتم .گرمای نفسم رو دادم رو کسش.طاقت نیاورد؛من و پس زد و خودش شورتش رو در آورد.زبونم رو از پایین به بالا کشیدم لای کسش.تنش لرزید.بعد رفتم رو چوچولش و یه گاز آروم از چوچولش گرفتم.صدای نفس هاش به وضوح شنیده می شد.شروع کردم به میک زدن چوچولش.دوتا انگشتم رو کردم تو کوسش و با ریتم تندی شروع به جلو عقب کردن کردم!صداش در اومده بود و میگفت:اومممممممم بابـــــــــــک تندتر،داره میااااااااااااااااااااااااااااااااااد.یه لحظه باز سادیسمم عود کرد!دستم رو کشیدم بیرون،سرپا ایستادم!تو چشمام نگاه کرد.التماس رو می شد تو چشاش دید!ولی دوست داشتم اذیتش کنم.خیلی با حوصله لباس هام رو در آوردم! اومدم جلو. بدون معطلی کیرم رو گرفت تو دستش،سرش رو آورد جلو و شروع به ساک زدن کرد.دستش رو آورد پایین و تخمهام رو گرفت تو دستش و خیلی با احتیاط برام می مالید.کیرم رو از دهنش در آورد. با زبونش رو تخمهام میکشید.بعد یکی از تخمهام رو کرد تو دهنش و آروم میک زد.کمی درد داشت ولی به تجربۀ لذتش میارزید.تخمم رو از دهنش در آورد و یه لیس از پایین به بالای کیرم زد.بلندش کردم طاق باز خوابوندمش رو تخت و کیرم رو آروم فشار دادم تو.با ورود کیرم تو کسش کل نفسش رو داد بیرون و بازوهام رو چنگ انداخت.شروع کردم به تلنبه زدن.هر چی زمان بیشتر می گذشت سرعتم رو بیشتر میکردم.پاهاش رو دور کمرم قلاب کرد و من رو کشید سمت خودش.می دونستم که لبام رو میخاد.لبام رو گذاشتم رو لباش و به تلنبه زدنم ادامه دادم.ناخن هاش رو فرو کرد تو کمرم.لبام رو بردم سمت گوشش و شروع به میک زدن کردن.با بلند شدن صدای جیغش فهمیدم که کارم رو خوب انجام دادم.لرزه های تنش داشت بیشتر میشد و صداش میلرزید.فهمیدم که اومدنش نزدیکه.با سرعت به کارم ادامه دادم و با چند تا تکون همزمان با هم ارضا شدیم.آبم رو تو کسش خالی کردم و روش دراز کشیدم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175676</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  پستون گنده کرده میشه و حال میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 May 2019 08:10:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[احتياط]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پستونام]]></category>
		<category><![CDATA[پستونم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پيچيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيچيده]]></category>
		<category><![CDATA[جاهامون]]></category>
		<category><![CDATA[جلومون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[حاليکه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوي]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهایی]]></category>
		<category><![CDATA[درحاليکه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[مادربزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعه]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديکاي]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خوب بود پدربزرگ و مادر فیلم سکسی بزرگم نزديكم بودن&#8230; به بابام گفتم که مي خوام يه طبقه آپارتمان داشته باشم تا خوب درس بخونم آخه ميدوني سکسی که تو پزشکي حسابي بايد درس خوند شاه کس و تو خونه مادربزرگ هم نميشه و بابام هم قبول کرد اما تا اومديم يه کونی طبقه آپارتمان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>خوب بود پدربزرگ و مادر فیلم سکسی بزرگم نزديكم بودن&#8230; به بابام گفتم</h2>
<p>که مي خوام يه طبقه آپارتمان داشته باشم تا خوب درس بخونم آخه ميدوني سکسی که تو پزشکي حسابي بايد درس</p>
<h3>خوند شاه کس و تو خونه مادربزرگ هم نميشه و بابام هم</h3>
<p>قبول کرد اما تا اومديم يه کونی طبقه آپارتمان بخريم من ترم اولم رو تو خوابگاه بودم. زندگي من تو خوابگاه</p>
<h4>يه جنده تجربه جديد بود که اگه تا اون سال هنوز</h4>
<p>نمي دونستم کجام رو مي مالونم پستون و اون حس چيه و اصلا چه شکليه؟! دنياي شناخت بدنم به رويم باز</p>
<h5>شد و کوس چه قدر اون لحظات شيرين بود ، ديگه</h5>
<p>لازم نبود برا اون حس برم دوش بگيرم. حس کنجکاوي من و هم اتاقيام که همشون بچه هاي خوبي بودند اين امکان سکس داستان را بهم داد</p>
<h6>که ذهنم نسبت به بدنم بازتر بشه &#8230; ایران سکس تو اون</h6>
<p>اتاق سه نفر بوديم: من ، ستاره و ريحانه که هر سه دانشجوي پزشکي بوديم و هر سه هم ترمي. اون روز رو يادم نميره ، تازه از حموم بيرون اومده بودم و حوله رو دورم پيچيده بودم ، وقتي تو اتاق رفتم ستاره تنها تو اتاق نشسته بود و داشت درس مي خوند. ستاره بلند شد و گفت سرما نخوري و سشوار رو برام آماده کرد تا موهام رو خشک کنم. اومد جلو تا حوله رو ازم بگيره که گفتم: نه! بهتره حوله دورم باشه. گفت: نکنه لباسات رو نپوشيدي دختر! سرما مي خوري &#8230; بيا لباسات رو تنت کن تا سرما نخوردي &#8230; ستاره لباسام رو که رو تخت بود برداشت و برام اورد و به زور حوله رو از دور تنم برداشت. دستم رو رو سينه هام گذاشتم که نبينه و خجالت کشيدم که ستاره گفت: مريم! چه تن خوشگلي داري ، چقدر سفيدي و خنده اي کرد و کرستم رو داد دستم تا دستم رو از رو سينه هام برداشتم تا کرستم رو بگيرم با انگشتاش يه نشگون کوچيک از نوک پستونم گرفت و شروع کرد با اون دستش اون يکي پستونم رو ماليد و دهنش رو اورد جلو و شروع به خوردن پستونم کرد. حس خوبي بود. نتونستم اعتراض بکنم و آروم انداختم رو تخت و کنارم خوابيد و آروم پستون هام رو مي خورد ، ديگه داشت آبم از وسط پام بيرون مي ريخت ، آهم بلند شده بود، آروم بين دو پستونام رو ليس زد و اومد پايين و آروم آروم تا نافم رو ليس ميزد به نافم که رسيد همينطور که با دو تا دستاش سينه هام رو مي ماليد و وسط پاهام دراز کشيده بود زبونش رو تو نافم مي تاپوند و من هم تو احساسم به اوج رفته بودم که اومد پايين و شروع کرد با دستش کسم رو مالوندن و من هم به خودم مي پيچيدم که ستاره گفت: مريم جون اينقدر حرکت نکن تا يه حال اساسي بهت بدم که زبونش رو گذاشت رو کسم و از پايين به بالا مي ليسيد. ستاره خوب مي دونست کجا رو بايد بماله &#8230; اون روز برا اولين بار بود که اسم چوچول رو ياد گرفتم و بهم گفت اينجا رو وقتي ميمالي خيلي حال ميده و کلي برام ليس زد که ناگهان اون احساس به اوج خودش رسيد و من هم آه بلندي کشيدم ، وقتي فهميد خوب ارضا شدم ، گفت حالا نوبت توست و لخت شد و خوابيد رو تخت ، من هم که تا حالا کس نديده بودم! و هنوز هم نسبت به بدن خودم آگاهي نداشتم فوري رفتم وسط پاهاش و با دقت نگاه کردم. واي کس اين شکليه! يادمه قبلا وقتي تو آينه به وسط پام نگاه کرده بودم به اين خوبي نديده بودم. و من هم شروع کردم همون کارهايي که ستاره باهام کرد ، کردم. اولش وقتي آبش رفت تو دهنم يه حالي شدم ، خوشم نيومد ولي ازم خواست ادامه بدم و کم کم عادت کردم و اونقدر برام خوشمزه شد که الان هم که پزشکم اگه تشنه ام بشه ، دلم ميخواد يه آب کس حسابي بخورم . وقتي ستاره هم ارضا شد شروع کرديم با هم لب گرفتن ، لب هاي آبداري که بعد از اون سکس حسابي سر حالمون اورد و دلمون خواست دوباره ارضا بشيم. من همينطور که لب تخت خوابيده بودم ، ستاره دو تا پاهام رو از هم باز کرد و نشست وسط پاهام جوري که کسامون روبروي هم قرار گرفت و شروع کرديم که کسامون رو بهم بماليم. صداي آه هر دومون بلند شده بود و من تازه اون موقع لذت واقعي سکس رو فهميدم. به ستاره گفتم: من فکر مي کردم تا دخترم و ازدواج نکردم نمي تونم لذت سکس رو بفهمم ولي تو امروز به من ياد دادي که چطور مي تونم از زندگي لذت ببرم. ديگه دلمون نمي خواست لباسامون رو بپوشيم که ستاره به من گفت: اگه بخواهيم راحت باشيم بايد اين موضوع رو با ريحانه هم در ميان بگذاريم که بهش گفتم: من مي ترسم ، چون ريحانه يه دختر چادري بود و همين هم من و ستاره رو به وحشت مي انداخت ولي ستاره گفت که بايد با احتياط عمل کنيم ولي ريحانه چه چادري باشه چه نباشه بالاخره يه دختره و اونم احساس داره و به نظر ستاره ، ريحانه هم ميتونست از سکس لذت ببره. آره! اون روز تا عصر تا قبل از اومدن ريحانه ، من و ستاره چندين بار به اوج لذت جنسي رسيديم که بعدها فهميدم به اين اوج لذت ميگن ارگاسم. من و ستاره به نوبت خوابيديم و اطلس آناتومي را جلومون باز کرديم و تک تک اعضاي کسمون رو که جزء مهمي از بدنمون بود و هيچکس به ما ياد نداده بود که اينها چيه ، تک تک ياد گرفتيم. فهميديم چوچول همون کليتوريس است و قسمت حساس کس همينه و با ماليدن کليتورس ميشه به ارگاسم رسيد. اون شب وقتي ريحانه اومد ، من و ستاره مرتب در مورد آناتومي دستگاه تناسلي زن صحبت کرديم و با اطلس اون رو دقيق مطالعه کرديم و ريحانه هم توي بحث ما شريک شد. من و ستاره هم مرتب با جکامون سعي مي کرديم ريحانه رو هم تحريک کنيم که در همين حين ستاره از پشت سر ، دستاش رو رو پستونهاي ريحانه مايد و او رو تحريک کرد و ريحانه هم که انگار بعد از تمام اين بحث ها کلي حشري شده بود راحت خودش را در اختيار ستاره قرار داد و ستاره آروم ريحانه رو لخت کرد و شروع کرد به ماليدن بدن ريحانه و آروم آروم شرتش رو هم در اورد و شروع به خوردن کس ريحانه کرد. صداي آه ريحانه هم بلند شده بود و ديگه شبيه به جيغ بود تا آه! من هم نشسته بودم و درحاليکه با يه دستم پستونم رو و با يه دست ديگم چوچولم رو مي ماليدم ، نگاهشون مي کردم. راستش نگاه کردن به يه سکس هم کلي حال ميداد. اون شب ستاره به من و ريحانه گفت ، به دخترهایی که با هم حال کنند ميگن لزبين يا هم جنس بازي زن با زن. راستش من و ريحانه از لزبين کلي خوشمون اومد ، چون هم خطري برامون نداشت و هم به اوج لذت جنسي مي رسيديم. اون شب تجربه يه سکس سه نفره رو هم کرديم. من وسط اتاق در حاليکه دوتا پام از هم باز بود خوابيدم و ستاره هم وسط دو تا پام نشست و شروع به خوردن کسم کرد و ريحانه هم به حالت نيمه نشسته روي صورتم قرار گرفت و در<br />
همون حال من هم کس ريحانه رو مي خوردم. واقعا با شکوه بود ، ديگه صداي آه بگوش نمي رسيد ، فقط جيغ هاي کوتاه من و ريحانه بود. اون شب تا نزديکاي سحر مرتب جاهامون رو عوض کرديم و بارها و بارها به ارگاسم رسيديم &#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174104</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس جنده خانوم خوشگل و شاه کس با کیر  دوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 May 2019 03:46:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جندهای]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانه]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موذیانه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیكای]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هدایتش]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واحدشون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود</h2>
<p>ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا</p>
<h3>تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه</h3>
<p>حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای شیرازی ك بعد از فوت همسرش با دخترش ب تهرون اومده بود</p>
<h4>نگاه جنده كردم دخترش قشنگ طبق فانتزیای من بود یعنی قد</h4>
<p>متوسط كمر باریك و دارای ی پستون كون كوچیك و خوشفرم و سینه های گردو خوردنی طبق همون چیزی ك از</p>
<h5>بچگی با کوس خودم فكر میكردم ك حتمن با ی همچین</h5>
<p>ادمی ازدواج میكنم مرجانه خودش از دخترش مرسده قد بلند تر تو پر و كون نسبتا بزرگی داشت و هم خودش و سکس داستان هم دخترش بسیار</p>
<h6>زیبا بودن و هر مردیو ب زانو در ایران سکس میوردن.با صدای</h6>
<p>بسته شدن در از تو توهماتم بیرون اومدم پیاده شدم درو باز كردم و رفتم تو واحد خودم نیم ساعت وقت داشتم از دودو الكل همیشه متنفر بودم دودو نمیدونم ولی الكلو اولین نفر بابام بهم داد تو بچگی و من چقد ازش ممنونم چون تو همون بچگی ازش متنفر بودم با بابام خیلی خوب بود رابطم و هیچوقت منو نزد و منم همیشه ازش خجالت میكشیدم تا ترس برا همین كلی كارارو نمیكردم ی لیوان اب واسه خودم ریختم و نشستم رو مبل ب فكر كردن ك زندگی روی خوششو داره بهم نشون میده منی ك توی ی خانواده از نظر عقاید معمولی و پایبند با درامد خانوادگی بالا یعنی ایقدی بود ك بابام بتونه توی ی محله ی خوب تهران واسه من خونه اجاره كنه تا من راحت ب درسم برسم و خودشون هم تو كرمان زندگی خیلی خوبی داشته باشن.كمی بیام جلوتر تو این چندوقت اخیر اولین بار ك اومدم توی واحد مرجانه صاحب خونم درست بعد راهی كردن مامان و بابام ب كرمان بود دخترش مرسده رو فرستاد دنبال تا واسه شام دعوتم كنه ما كرمانی ها هم ك خودتون بهتر میدونید ادمای تعارفی حالا مگه قبول میكردم بالاخره ب هر زوری بود قبول كردم و رفتم تو واحدشون درو ك برام باز كردن واقعا تعجب كردم مادر دختر هر دوتا تاپ شلوارك بودن و مرجانه بهم دست داد و روبوسی كرد مرسده رو درك میكردم ومث مرسده تو مهمونی هایی ك توی كرمان بچها میگرفتن زیاد دیده بودم ولی تا حالا زن نا محرم جلوم تاپ شلوارك نبود تازه اون هم شلوارمش تا نزدیكای شرتش از بغل چاك داشت و من ازادانه میتونستم رونش هم ببینم خب من ك باهام راحتن منم باهاشون زود صمیمی شدم ولی بی جنبه بازی در نیوردم مرجانه راجب زندگیم پرسید و منم همه چیو واسش گفتم یعنی اول خودش از خودش صحبت كرد و اطلاعات كاملو راجب خودش گفت گفت ك پدرش اهل اهواز بوده و مادرش شیرازی و تك فرزند بوده تو سن كم ب اسرار باباش با پسر عموش ك اون هم عرب بوده ازدواج میكنه و بعد مرگ پسر عموش یعنی سیو چهار سالگی ی ارثی بهش میرسه و بخاطر اینكه وقتشو پر كنه توی ی شركت خصوصی ی پست خیلی بالایی میگیره ك الان یادم نیس و ازم خواست توی درس دخترش كمكش كنم و یه طورایی مشاورش باشم چون وقتی مرجانه داشت ازم پذیرایی میكرد سر بحثو راجب درس با مرسده باز كردم و همش سعی میكردم بهش نزدیكتر شم توی این مشاوره ها یكی دوتا راهكار خوب بهش دادم مرجانه واسه همین خواهش كرد كمك دخترش باشم ك منم با كمال میل قبول كردم بعد تموم شدن شب منم هفته ی بعد اونارو ب یكی از رستوران های خوب تهران دعوت كردم و كلی پیاده شدم اشكالی هم برام پیش نیومد چون مرجانه ازم بخاطر كمك ب دخترش كرایه خونه رو نصفه حساب كرد و منم ب خانواده نگفتم باقی پول كرایه خونه رو ب عشق و حالم میپرداختم همین طوری رفت و اومد ها شروع شد و اكثر مواقع بدون مرسده بود چون بهش برنامه میدادم و مشغول بود و من به یكی دیگه از بزرگترین ارزوهام رسیدم اونم این بود ك مرسده با چهارتا از دوستاش صحبت كرده بود و هم بهشون درس میدادم همم برنامه پول خوبی هم از اینا گرفتم بالاخره رتبه برتر كنكور بودم و هركاری خودمو مشاور خودم بهم گفته بودن با رو اینا انجام میدادموقتم داشت تموم میشد میدونستم ك جلوی این همه زیبایی نمیتونم تحمل كنم واسه همین از اسپرم استفاده كردم و تا موقع اثر كردنش وایسادم درست چهل دقیقه بود ك بهش وقت داده بودم رفتم پایین درو ك باز كرد دهنم باز موند با ی تاپ دامن طوسی ك خیلی بهش میومد اومد تو بغلم میدونست از لب گرفتن بدم میاد حتی از همچین فرشته ای اومد تو بغلم و دستشو گذاشت رو كیرم و سرشو اورد دم گوشم گفت اگه روز اول تو املاكی از رو شلوار ندیده بودمش اصن قبولت نمیكردم منم گفتم اون روز رو تو سیخ بود ك یك خنده موذیانه كرد دستمو گذاشتم رو شونه هاش و ب پایین هدایتش كردم خودش فهمید سریع دكمه و تسمه رو باز كرد سر كیرمو گذاش رو لباش ك گفتم صبر كن با اون چشای ابیش ك توش رگای سفید بود و اگه بخوام تشبیه هش كنم فقط میتونم ب حوض اب مسجد ك كفش با سرامیكای كوچیك ابی پوشیده شده و ال زلالی هم توی حوض است و با تابش نور رگای سفیدی درست میشه نگام كرد گفتم میدونی سكس ی عمل حیوانیه پس هرچی خشن تر و كثیف تر انجام شه لذتش بیشتره ك چشاشو ب نشونه ی باشه رو هم گذاشت و باز خندید دستاشو برد پشتش دبونشو اورد بیرون و كیرمو با زبونش یكم اورد بالا و یك دفعه دهنشو باز كرد و تا جایی ك میتونست كیرمو كرد تو دهنش و نگه داشت بعد تو چشام خیره شد و با حركت دورانی سرشو برد عقب همینطوری ك داشت اروم كیرمو از دهنش میورد بیرون پاهای منم شروع كردن ب لرزیدن اصن نمیتونستم رو زانو وایسم نه اینكه قبلا سكس نداشته باشم ن چون تو زمان پیش دانشگاهی هر دو هفته یبار سكس میكردم تا خالی شم و بهتر بتونم درس بخونم و با جنده های مختلفی هم بودم ولی هیچكدوم ب اندازه ی مرجانه ساك زدنش حال نداده بود بهم بالاخره قبل من سواركار عربش خوب تربیتش كرده بود و پایبند هر نوع رابطه ای هم بود بهش گفتم كامل لباساتو درار و بیا تو اتاق خودت زودتر از اون لباسامو در اوردم و رفتم تو اتاق وقتی اومد سرش پایین بود یكم خجالت میكشید اولین باری بود كامل جلوم لخت شده بود مگه میشد ازش لب نگیرم دستمو اوردم زیر چونش و سرشو اوردم بالا دستمو كردم تو موهای نسكافه ایش ك دم اسبی بسته بودشون و سرش نزدیك لبام كردم خوشال شد و سریع خودش شرو كرد ب خوردن یكم ك خورد باز نشوندمش دوتا دستمو گذاشتم پشت سرش و كیرمو تا جایی ك میشد كردم دهنش و نگه داشتم ایقدی نگه داشتم ك دستاشو ك روی رونم صاف نگه داشته بودو مشت كرد ولش كردم میخواست اعتراض كنه ك باز كیرمو كردم تو بهش گفتم هیچ اعتراضی نداریم من سكس خشن دوست دارم و تو هم قبول كردی پس باید تا اخرش باشی فهمیدی ك سرش تكون داد و این حرفا رو داشتم در كمال ارومی میگفتم حرفام كه تموم شد ولش كردم قرمز شده بود رو دوزانو بود اب دهنش ریخت بیرون ك ریختن رو سینه هاش و به پشت خم شد و دستاشو گذاشت رو زمین و نفس نفس میزدو سینه هاش بالا پایین میشدن و بزرگتر ب نظر میرسیدن منظره ی عالیی بود ی چند بار دیگه این كارو كردم و اون هر بار اب دهناشو رو سینه هاش میریخت و كل سینش پر شده بود میخواستم اینارو بریزه رو صورتش واسه همین رو تخت خوابوندمش طوری ك سرش اویزون بود بعد كیرمو كردم تو دهنش هی میرفتم جلو تر تا جایی ك بیضه هام دیقن رو بینیش بودن كشیدم بیرون میخواست بلند شه چون مجبور بود اول اب دهنش خالی كنه بعد نفس بگیره گرفتمش و نزاشتم باز كیرو كردم تو از رزاق همسرش ممنون بودم ك ی همچین چیزیو تربیت كرده بود ك در هر حال مطیع همسرش باشه ایندفعه خیلی سریع تر از دفعات قبل كشیدم بیرون سریع اب دهنش ریخت بیرون و نفس گرفت ایقد این كارو انجام دادم تا كل اون صورت نازو خوردنیش كاملا خیس شده بود ولش كردم رفت صورتشو شست و برگشت یكم متورم شده بود موهاش بهم ریخته بود و سرخ شده بود من حالم كردم حالا نوبت اون بود ك حالشو بكنه برنامم این بود یكم واسش سخت بگیرم و یكم بهش حال بدم رفتم طرفش و ازش لب گرفتم خودمم متعجب بودم چرا از مرجانه ایقد لب میگرفتم حتی بعد اینكه كیرمم تو دهنش كردم و باز انداختمش رو تخت و خودشو لوس كردو گفت دوباره نه فكم درد گرفت عوضی بغل تخت رو دوزانو نشستم فهمید ك میخوام واسش بخورم و گفت حالا شدی پسر خوبی از روناش گرفتم و كشوندمش سمت خودم شروع كردم خوردن سوراخ كونش و زبونمو میكردم توش كس كون صورتی خوشكلی داشت از خط كونش تا كسش لیس زدم كسش لبه هاش بیرون افتاده بود یعنی مث ساندویچ كالباسی ك از نون بزنه بیرون هیچ كسیو ب قشنگی كس مرجانه ندیدم اول شروع كردم لیس زدن شیارش و بعد هر كودوم از لبه هاشو خوردم بین پاهاش اب زیادی راه افتاده بود حق هم داشت بعد دوسال سكس ازش پرسیدم كس مرسده هم مث مال خودته ك چون خیلی حشری بود گفت اره هر دوتامون جندهای تویم ك منم جری تر شدم و بهتر خوردم فهمید ك دوس دارم ب خودش فوش بده و خودشو دخترشو تحقیر كنه دوتا از ناخون هامم كردم تو كونش و خیلی سریع تكون دادم ك تو دهنم ارضا شد موهاشو باز كرد و سرش دباره از تخت اویزون كرد چون ما از عرض رو تخت بودیم منم ب پ شت رو زمین جلو كسش بودم و ارنجامو ستون خودم كردم هی میگفت خنك شدم مرسی و اه و ناله میكرد پامو گذاشتم رو كسش و یكم با پام كسش مالیدم بعد ناخون شصت پامو كردم تو كسش ك اهو ناله هاش باز شروع شد بعد ناخونم اوردم بیرون پامو از كسش فاصله دادم اون حال خودشو كرده بود نوبت من بود محكم زدم رو كسش ك از حالت خوابیده مث فنر پریدو نشست دوتا دستاشو گذاش رو كسش و ب حالت سجده افتاد رو زمین رفتم بالا سرش دوتا لمبراشو باز كردم و سوراخ صورتیه كونش ی تف انداختم كیرم گذاشتم دم سوراخ و هل دادم تو صدای دادش بیشتر شد دستاشو از رو كسش برداشتم و گذاشتم رو لمبراش خودش بازشون نگه داشت و منم زور میزدم و ب پایین هل میدادم از شدت درد نمیدونم چش شد پاهاشو ك تو شكمش جمع بودنو صاف كرد ولی هنوز كونش بالا بودو من فشار میدادم دیگه اخراش بود ك كامل بره تو ك میخواست از دیر دستم در بره خودش داد بالا تر و كیرم بدتر بیشتر رفت تو كونش ك داد زد و كامل خوابید صبر كردم تا جا باز كنه.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173631</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آوا جنده آرزو ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 May 2019 06:42:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جاهارو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوراکی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخت]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلمبگی]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتین]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچوند]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ویلاشون]]></category>
		<category><![CDATA[یکجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یکهفته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بخوانند نیازی به دنبال کردن فیلم سکسی آن نیست با یه دختر سی ساله آشنا شده بودم و مدتی گذشته بود اما اون اصلا پیشنهاد سکس من سکسی رو قبول نکرد منم آخرا دیگه خسته شاه کس شدم و در نهایت یک شرط گذاشت که اگر میخواید باهات سکس داشته باشم باید کونی هر کاری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بخوانند نیازی به دنبال کردن فیلم سکسی آن نیست با یه دختر سی</h2>
<p>ساله آشنا شده بودم و مدتی گذشته بود اما اون اصلا پیشنهاد سکس من سکسی رو قبول نکرد منم آخرا دیگه</p>
<h3>خسته شاه کس شدم و در نهایت یک شرط گذاشت که اگر</h3>
<p>میخواید باهات سکس داشته باشم باید کونی هر کاری من میگم کنی منم از نیتی که داشت خبر نداشتم و قبول</p>
<h4>کردم جنده ، اون یه دختر 27 ساله جا افتاده و</h4>
<p>بسیار زیبا بود موهای مشکی و پستون بدن مثل برف سفید که اب هر پسری رو میاره من رو دعوت کرد</p>
<h5>به ویلاشون کوس از اونجا که بچه پولدار بود یک ویلا</h5>
<p>تو کردان تهران داشتن و از اونجایی که دانشگاهش نزدیک هشتگرد بود برای خواب تو ویلای خودشون میخوابید ، یکروز زنگ زد سکس داستان گفت من ساعت</p>
<h6>6 میرم ویلا تو اونجا باش تا صبح ایران سکس کلی کار</h6>
<p>داریم ، من رفتم و تماس گرفتم گفتم مهسا پشت درم اونم باز کرد رفتم تو دیدم تنها نیست و دو تا دختر هم پیشش هست و تقریبا نیمه برهنه دارن میزنن میرقصن منم حشرم بالا بود و دلم میخواست هر سه شونو بکنم ، مهسا به بچه ها گفت یه لحظه ساکت میخوام با مهرداد حرف بزنم ، گفت مهرداد من میخوام برده ما سه تا باشی هر چی بخوای بهت میدم برای امروز کلی برنامه چیدم از قبل تا تونستم یاسمن و شیدا رو بیارم ، گفتم رسمش نبودا اینهمه راه منو کشوندی که حرف منو قطع کرد گفت تو هم بدت نمیاد خلاصه که شروع کردن به لخت شدن مهسا اومد کوسش رو گذاشت دهنم چه کون گنده و سفیدی داشت کوس و کونشو میلیسیدم و مهسا غرق در لذت بود که مهسا گفت برو خودتو تو دستشویی خالی کن میخوام خیار بکونم تو کونت گفتم عزیزم این کارارو نکن زشته پیش اینا گفت برو پشیمون نمیشی منم پشمامو تازه زده بودم گفتم یعنی چی گفت برو برین بعد شلنگو در سوراخت نگه دار و ابو باز کن چند بار این کارو تکرار کن تا آب شفاف از مقعدت بیاد بیرون منم رفتم و برگشتم مهسا کوسشو گذاشت دهنم و یکم روغن زد در سوراخم بعد دیدم خیار رو داده دست شیدا و شیدا کم کم با انگشت کون منو باز کرد و در نهایت خیار رو کرد تو همینطور که داشتم کوسای مهسا رو میلیسیدم احساس کردم با اونا پچ پچ میکنه یکدفعه دیدم خیار رو کشیدن بیرون یه چیز گرم و نرم رفته تو کونم منم نمیدونستم چیه و فعلا محو تماشای کوس مهسا بودم یکدفعه دیدم تا ته یه چیزی رفته تو کونم و تهش یه حالت قلمبگی بود مهسارو زدم کنار دیدم شیدا شیمل یا همون دوجنسست و داره منو میکنه چنان شوکه شدم که مهسا گفت چیه بده ؟ منم حقیقت خوشم اومده بود شیدا سینه های 85 داشت چطور ممکن بود کیر داشته باشه درسته کیرش کوچیک بود اما دراز بود منم حشرم زده بود بالا و میگفت بکن شیدا بکن اونم میگفت جون چاقال کونی ، همینطور که داشت منو میکرد منم میمالید که حشری تر شم که از اونور یاسمن هم فهمیدم دو جنسست یکدفعه بلند شدم گفتم مهسا اینجا چه خبره اینا با تو چه نسبتی دارن، که گفت اینا دوستام هستن با اینا سکس دارم هفته ای دو بار و خیلی دوسشون دارم اما اینا پسر میکنن و دختر بهشون مثل پسر حال نمیده منم مجبور شدم با تو اینکارو کنم ، گفت حالا بی خیال به خاطر من گفتم اوکی منم بدم نمیاد یاسمن اومد جلو دیدم کلفتی کیرش از کلفتی کیر من کلفت تره و دراز یکجورایی شک کردم بتونه منو بکنه اومد جلو گفت ساک بزن منم شروع کردم ساک زدن اما دهنم یکم کش میومد کیرش خیلی کلفت بود از اونور شیدا رفت دوباره سراغ کونم و منو میکرد ، حدود پنج دقیقه گذشت که یاسمن گفت شیدا بیا جاها عوض گفتم یاسمن کیرت کلفته کون درد میگیرم ، گفت عزیزم هیچی نمیشه شیدا زحمت کشیده بازش کرده خلاصه رفت پشتم شیدا اومد جلو و شروع کردم ساک زدن یاسمن داشت کیرش رو چرب میکرد و یکم روغن زد در کون من ، کیرش رو گذاشت روی سوراخ مقعد من احساس کردم یه حجمی وسیعی میخواد وارد من بشه ، یکم فشار آورد من مغزم تیر کشید گفتم درد داره گفت وایسا درست میشه ، دوباره یاسمن فشار داد منم به زور خودمو نگه داشتم داشت مغزم از درد تیر میکشید اما لذتی که داشت مانع اعتراض من میشد ، یاسمن با کلی زحمت سر کیرشو کرد تو سه چهار دقیقه سرش رو به همون صورت نگه داشت بعد دوسانت دیگه کرد تو دوباره نگه داشت بعد کم کم کرد به من گفت مهرداد ببین تا کجا کردم تو کونت منم دیدم تا خایه کرده تو کونم خایش خورده بود به مقعدم ، شروع کرد کم کم عقب جلو کردن دور مقعد من انقدر تنگ بود با کیر اون جلو عقب میرفت ، کم کم مقعد من گشاد شده بود و یاسمن به راحتی داشت تلمبه میزد دیدم داره نفس نفس میزنه منم از اینور داشتم شیدا رو ساک میزدم مهسا از رو مبل نظاره گر بود و داشت کوسشو میمالید ، که یکدفعه یاسمن کیرشو تا خایه کرد تو کونم و تو کونم دیدم یه چیز گرم از سر کیرش میریزه تو مقعدم بهترین لحظه سکسم همین لحظه بود که یاسمن ارضا شده بود ، یاسمن رفت کنار مهسا نشست و شیدا رفت پشتم ، کیرشو یک ضرب کرد تو کونم با خنده به یاسمن گفت با این مهرداد چیکار کردی چقدر گشاد شده بیچاره همه خندیدن شیدا تا ته میکرد چون کیرش باریک بود اصلا احساس نمیکردم نزدیک یک ربع شیدا ول کن من نبود تا اینکه دیدم اونم تا ته کرد تو کونم و آبش اومد کونم پر آب شده بود ، جفتشون بیحال افتادن و منم بیحال شده بودم به مهسا گفتم حالا اجازه هست گفت وایسا تا آخر شب ، منم رفتم بیرون یکم تنباکو ، زغال و کلی خوراکی خریدم و برگشتم یکم قلیون کشیدیم و فیلم دیدیم و کلی گفتیم و خندیدیم تا آخر شب که ساعت 11 شب بود مهسا گفت بچه ها شروع کنیم ، گفتم بچه ها ؟ گفت آره دیگه اصل داستان الانه باید نقش یک برده باشی هر کاری میگیم کنی از الان هم به ما میگی چشم ارباب منم که حشری بودم قبول کردم ، گفت برو دستشویی دوباره خودتو خالی کن بیا ، رفتم و برگشتم طبق معمول دوباره شیدا اومد شروع کرد چرب کردن و گذاشت در کونم دوباره یکم دردم گرفت اما سریع باز شد و شروع کرد به تلمبه زدن همینطور یاسمن اومد جلو که ساک بزنم شیدا گفت ، ایندفعه آبمونو تو دهنت خالی میکنیم منم گفتم چشم ارباب ، جاهارو عوض کردن شیدا اومد جلو گفت کیرمو بکن دهنت و تا حلقت ببر تو طوری که من سر کیرمو تو گلوت حس کنم نه دهنت منم متوجه نشدم چی میگه کیرشو تا ته میکردم گفت نه از گلوت رد کن طوری که فرض کن داری یه چیزی میخوری منم یکم بالا پایین فهمیدم چی میگه کیرشو تا حلقومم کردم تو دهنم ، دماغم میخورد به زیر شکمش ، از بغل کسی میدید باورش نمیشد که شیدا کیر داره چون تا فی خالدون تو دهنم بود از اونورم که یاسمن داشت حسابی تلمبه میزد ، شیدا دیدم کیرشو تا ته کرده دهنم و نگه داشته نگو داره آبش میاد ، چند ثانیه ای طول کشید و کشید بیرون ، ته گلو من یه حالت لجز شده بود ، یاسمن اومد جلو ساک بزنم شیدا رفت کنار و نشست ، کیر یاسمن کلفت بود و به سخته کردم تو حلقومم یاسمن گفت دستتو دور من حلقو کن و منو به سمت خودت فشار بده ، یاسمن هم دستاشو پشت سرم برده بود و داشت به زور کیرشو میکرد دهنم ، کیرش تا ته تو دهنم بود یک حدود 7 8 دقیقه تو دهنم من تلمبه زد و تا ته فشار داد تو که از تکون خوردن تخماش فهمیده داره آبش رو خالی میکنه تو گلوم بعد که تموم شد ، کیرشو کامل کشید بیرون و رفت نشست منم آبشون رو کامل دادم بره پایین ، به مهسا گفتم حالا میدی بهم؟ الکی شرط میزاشت و همش داشت میپیچوند گفت باید یاسمن و شیدا بشاشن تو حلقت، که یاسمن گفت گناه داره بسشه دیگه ، گفت نه همین که گفتم ، شیدا با کیر نیمه خوابیده اومد ، کیرشو دوباره کرد دهنم و یکم که گذشت دوباره سیخ شد کرد تا دسته تو دهنم و شروع کرد شاشیدن گفت هر وقت پرید گلوت بگو ، منم شاش گرمش رو داشتم کم کم قورت میدادم نزدیک دو لیوان تو گلوم شاشید بعد کشید بیرون باز یاسمن اومد اونم کرد تو دهنم و شروع کرد شاشید حتی یک قطره به بیرون نریخت ، همش رو قورت میدادم ، و در آخر کشید بیرون از اونور مهسا اومد کوسش رو گذاشت دم دهنم و گفت هر چی شاشیدم باید بخوری ، منم که کار از کار گذشته بود و فهمیدم برای سکس نیومده بودم اینجا ، لبامو چسبوندم به کوسش شروع کرد شاشیدن ، چقدر شاش داشت منم خوردم ، گفت مهرداد دوست داری برینم دهنت ، گفتم چشم ارباب عنتو بخورم ، به سوراخش فشار داشت میاورد ، عنش داشت در میومد گفت دهنتو باز کن باز کردم اونم شروع کرد ریدن ، یکم رید وایساد تا من عنشو قورت بدم ، دوباره شروع کرد و من خوردم تا اینکه بعد از چند دقیقه هر چی ریده بود رو خوردم ، رفتم حموم یه دوش گرفتم برگشتم اتاق از من همه لب گرفتن و تشکر کردن و گفتن اگر بخوای میتونیم برنامه بچینیم که من قبول نکردم ، دو سه روز گذشت من به یاد اون روز جق زدم ، یاد کیرایی که تو دهن و کونم بود ، بعد از یکهفته به مهسا گفتم هستم ، الان هفته ای دو بار همین برنامه هست انقدر لذت میبرم که دلم میخواد بیشتر بود اما مهسا نمیتونه خونرو بپیچونه ، اون دو تا هم که پدر مادر کاریشون نداشتن سری های بعد میرفتم دیگه کیر یاسمن کیب کونم شده بود انگار این کون برای کیر یاسمن ساخته شده . ممنون از وقتی که گذاشتین دوستار شما مهرداد		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173626</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گندمزار طلایی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d9%86%d8%af%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d9%86%d8%af%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Apr 2019 19:22:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشاید]]></category>
		<category><![CDATA[بیتابی]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقال]]></category>
		<category><![CDATA[پریشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[چارچوب]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[درخشان]]></category>
		<category><![CDATA[درنهایت]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[راستش‌]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسونده]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روتختی]]></category>
		<category><![CDATA[زیباتر]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لالایی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشید‌]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[هرلحظه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[گندمزار طلایی نیلا توی چارچوب در ایستاده بود و سکس محو صحنه ی زبیای روبروم شده بودم. نور خورشید پنجره رو کنار زده بود و سکس خودشو به تن نیمه عریانش رسونده بود و روتختی سفید رو درخشان سکس کرده بود ولی بازم درخشش اون سکس کرده بود ولی بازم درخشش اون به بازتاب نورانی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>
<h2>گندمزار طلایی نیلا<br />
توی چارچوب در ایستاده بود و  سکس محو صحنه ی زبیای روبروم شده </h2>
<p> بودم. نور خورشید پنجره رو کنار زده بود و  سکس خودشو به تن نیمه عریانش رسونده </p>
<h3> بود و روتختی سفید رو درخشان  سکس کرده بود ولی بازم درخشش اون </h3>
<p>  سکس کرده بود ولی بازم درخشش اون به بازتاب نورانی پوست سفیدش نمیرسید. دمر خوابیده </p>
<h4>به بازتاب نورانی پوست سفیدش نمیرسید. دمر خوابیده بود و پارچه ی </h4>
<p>رو کنار زده بود و خودشو به تن نیمه عریانش رسونده بود و روتختی سفید رو درخشان کرده بود ولی  سکس بازم درخشش اون به بازتاب نورانی پوست سفیدش نمیرسید. دمر خوابیده بود و پارچه ی سفید به طرز </p>
<h5>گندمزار طلایی محو صحنه ی زبیای روبروم  فیلم سکسی شده بودم. نور خورشید پنجره رو </h5>
<p>رسونده بود و روتختی سفید رو درخشان کرده  سکس داستان بود ولی بازم درخشش اون به بازتاب نورانی پوست </p>
<h6>گندمزار طلایی بازم درخشش اون به بازتاب نورانی پوست سفیدش نمیرسید. دمر خوابیده بود و </h6>
<p> بازم درخشش اون به بازتاب نورانی پوست سفیدش نمیرسید. دمر خوابیده بود و پارچه ی سفید به طرز خیره کننده ای بین پاهاش پیچ خورده بود و نیمی از کمرش رو پوشونده بود و ساق پای کشیده اش رو به نمایش گذاشته بود. موهای طلایی و بلندش روی بالش و تخت پریشون شده بود و نمیتونستم ازش چشم بردارم زیبای لعنتی رو&#8230;<br />
اما بیدار که میشد حتما گرسنه بود،‌ پس رفتم توی آشپزخونه و دوتا تخم مرغ گذاشتم بپزه. سه تا پرتقال برداشتم و آب گرفتم و توی دو تا لیوان خالی کردم. همیشه عاشق نون تست و شکلات صبحونه بود؛‌ اونا رو هم روی میز چیدم. میدونستم این میز رو ببینه میگه:‌ چه خبرههههههه!!!؟؟؟؟‌ مگه من گاوم این همه رو بخورم آخــــــــــــــه؟؟؟؟<br />
‌ولی این منم که همه رو به خوردش میدم و به اعتراض هاش لبخند میزنم..ـ<br />
همه چی آماده شده،‌ میرم روی تخت کنارش میشینم. موهای زیباش رو نوازش میکنم. همونی که حالا آفتاب خودشو بالاتر کشیده تا دستش رو روی خوشه های گندم رنگش بکشه ولی این منم که دست آفتاب رو پس میزنم و خودم لذت نوازش اون همه زیبایی رو به لذت دیدن این تنِ زیباتر اضافه میکنم.<br />
با هر نوازش این گندمزار یاد نوازش دستاش روی صورتم میفتم. یاد لبهای لطیف تر از پوست دستش که روی لبام مینشست و من رو تا خود صبح مست میکرد. یاد نوازشهای من روی سینه های کوچیک و خوردنیش. یاد شراب ناب گردنش و مستی و لایعقلی من بعد از هر بوسه ازش. یار سُر دادن انگشتام روی پوست شکمش و رد بی نشون ناخن هام از گردن تا تافش و موج کوتاه و دیدنی بدنش از بیتابی درونش. یاد لیسیدن های من روی بدن لاغرش و دستاش که سینه های خودش رو توی مشت فشار میدادن و کنار زدن دستاش با صورتم و کشیدن زبونم روی نوک کوچیک سینه های دلفریبش. یاد صدای نفس هاش و ناله های بی حالش و انگشتای باریک و کشیده اش لا به لای موهام و فشردن سر من بین پاهاش و بیشتر شدن ولع من برای لیسیدن و بازی زبونم و یاد فشار پاهاش دور سرم و دستام که مانع فشردن پاهاش میشدن و هرلحظه لذت رو بیشتر بهش دادن تا شنیدن صدای ناله هاش که با نفس نفس قاطی میشدن و درنهایت خواب آلودگیش&#8230; ولی ن فعلا زود بود،‌ هنوز به اوج نرسیده بود،‌ هنوز بلند ناله نمیکرد پس تند تر زبون میزدم. داشت نفساش منقطع میشد که رفتم پایین تر و ساق پاش رو بوسیدم.<br />
میدونست دلم نمیخواد زود تمومش کنم پس از بوسه هام لذت میبرد. اینو از بسته شدن چشماش فهمیدم. خوب فهمیده بود که از حرف زدن بین عشق بازی خوشم نمیاد پس سکوت میکرد و این من بودم که از نگاهش هجا به هجا حرفاشو میخوندم.<br />
دیگه آروم گرفته بود،‌ رفتم بالاتر. یه دستم روی سینه ی راستش،‌ یه دستم روی اندام دخترونه ی برآمدش و لبام هم روی گردن بلند و صافش.<br />
نفس نمیکشید،‌ سرشو به پشت خم کرد. حالت هاش رو میشناختم. داشت به اوج میرسید.<br />
به پهلو خوابوندمش و خودم رفتم پشتش.<br />
دست چپم رو از زیر گردنش به سینه اش رسوندم و دست راستمو از پشت و بین پاهاش به اندام دخترونش. پای راستش روی پاهام بود و راه دستمو آزاد میذاشت.<br />
کمی به سمتم برگشت چشم تو چشمای خمارش دوختم،‌ دست راستشو به صورتم رسوند فهمیدم لبامو میخواد. پس خواسته اش رو براش عملی کردم و ناله ها و آه های کوتاهشو بین لبام خفه کردم.<br />
کم کم ناله هاش ساکت شدم. کمرش از حرکت ایستاد. دستش از روی صورتم شل شد و توی همون حال و مماس با لبام چشماشو بست و یه لبخند زد و یه بوسه ریز روی لبام کاشت.<br />
روتختی سفید رو روی هردومون کشیدم و توی آغوشم گرفتمش و عطر تنش رو بو کشیدم. انقد به زیبایی صورتش توی خواب خیره شدم تا صدای نفس هاش لالایی شبم شد<br />
.<br />
.<br />
.<br />
سنگینی نگاهی رو حس کردم. من کی به پنجره خیره شده بودم؟<br />
‌سرم رو آوردم پایین که نگاهش کنم&#8230; اه لعنتی بازم نور خورشید با مردمک چشمم دست به یکی کرده بودن که من بازم لبخند مهربون اول صبحشو نبینم حتی همین واپسین فرصت من ازش محروم شدم.<br />
چشمام رو بستم و بعد چند ثانیه باز کردم دیدم روبروم نشسته. دستامو توی دستش گرفت،‌ پیشونیشو بوسیدم<br />
سرش رو روی سینم گذاشت<br />
آهسته خم شدم و برس رو از کشوی پاتختی کنارم برداشتم. خودش بهم پشت کرد. موهاش رو شونه میکردم و و لبخند میزدم ولی بغض داشت امونم رو میبرید.<br />
میدونستم روز آخریه که کنارمه. میدونستم داره میره که توی دل یکی دیگه جا بگیره&#8230;یکی از جنس مرد&#8230;<br />
شاید از هم آغوشی با دختر ریزنقشی مثل من خسته شده بود و دلش گرمای دستای قوی یه مرد رو میخواست&#8230;<br />
شاید مجبور بود&#8230;<br />
شاید من اشتباه بودم&#8230;شاید این عشق اشتباه بود</p>
</h2>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d9%86%d8%af%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1498</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/41 queries in 0.125 seconds using Disk (Request-wide modification query)

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 05:41:49 by W3 Total Cache
-->