<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>انتقال &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:51:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>انتقال &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی عاشق لز با دختر های نو جوون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2019 17:00:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بابامه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[‫برگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بینشون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیتم]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برای درس من اومدیم به فیلم سکسی شهرستان &#8230; . من اون موقع اول دبیرستان بودم. پدرم اون موقع 60 سالش بود. یه دختری که من فکر سکسی می کردم فقط منشی بابامه , گاهی شاه کس اوقات می اومد خونمون رو جمع و جور می کرد. من که اون موقع عقلم کونی قد نمی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برای درس من اومدیم به فیلم سکسی شهرستان &#8230; . من اون موقع</h2>
<p>اول دبیرستان بودم. پدرم اون موقع 60 سالش بود. یه دختری که من فکر سکسی می کردم فقط منشی بابامه ,</p>
<h3>گاهی شاه کس اوقات می اومد خونمون رو جمع و جور می</h3>
<p>کرد. من که اون موقع عقلم کونی قد نمی داد. ولی بعد ها متوجه شدم که صیغه ی بابام بود. عمم</p>
<h4>و جنده دختر عمم همیشه تو هر کاری , چه درست</h4>
<p>چه غلط , از پدرم طرفداری پستون میکردن و میکنن. این مورد هم یکی از همون موارد بود. شوخی شوخی پای</p>
<h5>این خانوم کوس به خونه ی ما باز شد و به</h5>
<p>جای نشایت پدرم , بر حوزه ی ریاست خونه ی ما نشست. من اولا مثل خواهرم دوسش داشتم. ولی وقتی دیدم که سکس داستان چه آدم پر</p>
<h6>روییه, حالم ازش به هم خورد. این رو ایران سکس هم می</h6>
<p>دونستم که فقط به خاطر پول بابام داره دنبالش موس موس میکنه. ولی چجوری می تونستم ثابت کنم.یکی از دوستاش که خیلی چیز توپی بود و قضیه اش رو بعداً براتون تعریف میکنم, زیاد می اومد خونه ی ما. خودش متولد 64 بود و دوستش 66. حس کرده بودم که حرفای خاصی بینشون رد و دل میشه, ولی نمی دونستم چی بود و خیلی هم دلم میخواست بدونم. یه ام پی تری پلیر داشتم که صدا رو خیلی واضح و رسا و توووپ ضبط میکرد. یه روز که با دوستش اومدن خونه ی ما, قبل از اینکه بشینن دستگاه رو گذاشتم جایی که همیشه میشستن و خودم هم به بهونه ای رفتم بیرون تا بتونن راحت با هم صحبت کنن و صداشون ضبط بشه. بعد از 3-4 ساعت اومدم خونه و دیدم رفتن بیرون. داستگاه رو بردم و وصل کردم به کامپیوتر. هنوز 5 دقیقه نگذشته بود که دیدم صحبتشون شروع شد. تا آخرش نزدیک دو ساعت و نیم بود. تمام این دو ساعت و نیم نقشه ی پول بابای بدبخت منو میکشیدن. هیچ جا رو نمیدیدم. خون جلوی چشمام رو گرفته بود. دلم میخواست هر زودتر بذارم بابام هم گوش بده. سوم دبیرستان بودم. بعد از این که عصبانیتم خوابید یه فکر بهتر به سرم زد. اون صذا رو تو تمام فلش ها , هارد ها و هر جای دیگه ای که داشتم کپی کردم. شب که اومدن خونه, خیلی عادی رفتار کردم. روز بعد وقتی فاطمه (زن بابام) از دانشگاهش برگشت, مستقیم رفت تا ناهار درست کنه. از محل کار بابام تا خونه نزدیک 2 ساعت راه بود. به همین خاطر بابام همیشه صبح میرفت سر کار و شب می اومد. به همین خاطر فاطمه همیشه فقط واسه من و خودش غذا درست میکرد. غذا رو گذاشته بود دم بکشه و خودش جلوی تلوزیون بود. دستش رو گذاشته بود روی مبل و کونش رو قمبل کرده بود بالا. لازم به ذکره که بگم هم قیافش تخمی بود هم هیکلش, ولی صورتش یه جوری بود که انگار همیشه حشر داره توش موج میزنه و این بدتر آدمو حشری میکنه. کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد. دلم میخواست تلافی تمام چیزا رو سرش در بیارم. رفتم جلو و از پشت چسبیدم بهش. خواست برگرده که نذاشتم و با دو دست از پشت سینه هاشو گرفتم. ترسیده بود, گفت: چیکار میکنی کثافت ولم کن. ولی این حرفش بیشتر حشریم کرد و گفتم : می خوام جرت بدم جنده. با این حرفم حسابی ترسیده بود و شروع کرد به جیغ و ناله. منم سریع شرت و شلوار خودم و اونو کشیدم پایین. با ناله و زاری میگفت: اگه همینجا تمومش کنی قول میدم که به بابات هیچی نگم. منم گفتم : آره جون عمت. تازه اون موقعی که واس بابای من نقشه میکشیدی باید فکر اینجا ها رو میکردی. برق از سرش پرید. ترسش دو برابر شد. تمام اینا منو اونقد حشری کرده بود که تو عمرم کیرم رو به اون گندگی ندیده بودم. مستقیم گذاشتم دم کونش و خواستم فشار بدم که خودش رو جمع کرد.منم چون کیرم خشک خشک بود نمی تونستم بیشتر فشار بدم. یه تف جانانه زدم رو کیرم و گذاشتم دم کسش. وقتی فکر کرد میخوام بکنم تو کسش خودشو ول کرد. به محض این که ول کرد دوباره آوردم دم کونش و سریع تا ته فشار دادم تو. جیغ و گریش رفت هوا. چه کون داغی داشت. من تا اون موقع کسی رو نکرده بودم. یه حس عالی بود، مخصوصاً این که شهوت با نفرت قاطی شده بود. با تمام وجودم ازش نفرت داشتم. شروع کردم به تلمبه زدن. با تمام قدرتم میکردمش. دستمو از زیر لباسش کردم تو و سینه هاش رو گرفتم. حالا با سینه هاش میکشیدمش به سمت خودم و با ضربه های کیرم دورش میکردم. اونم فقط داشت گریه و زاری میکرد. دلم داشت خنک میشد. کمتر از یک دقیقه آبم اومد و تلافی کاراشو خالی کردم تو کونش. ولی دست بر نداشتم. همون جوری دوباره داشتم تلمبه میزدم. ابم هم از بغلای کیرم میزد بیرون که هم منو حشری تر میکرد و هم را کردن رو راحت تر. بعد از یک ربع دوباره داشت آبم میومد. صدای گریش هم دیگه خفه شده بود و فقط هق هق میکرد. در آوردم، نشوندمش و تمام آبم رو زورکی ریختم تو دهنش. دو سه تا کشیده زدم تو صورتش و مجبورش کردم بخوردش. بعد رفتم تو اتاق و فاطمه هم همونجا نشست و شروع کرد به گریه کردن. موبالم رو آوردم و صدای ضبط شده اش رو براش گذاشتم. بهش هم گفتم که اگه به کسی چیزی بگه، کونش پاره میشه. البته باید گفت پاره تر. از اون به بعد هر وقت دلم میخواست یه کونی میکرم. بعداً مجبورش کردم که برام ساک هم بزنه. ولی هیچ وقت از کس نکردمش. چون دوست نداشتم لذت ببره. بعد از اینکه دانشگاهش تموم شد، برگشت به شهر خودش ؛ همون شهری که ما قبلاً زندگی میکردیم. تمام نقشه هاش هم نقش بر آب شد؛ چون یک سال و نیم بعد کی هجده سالم تموم شد، از بابام خواستم که تمام از اموالش به من وکالت تام بده. اونم این کارو کرد که در این صورت این اموال فقط قابل انتقال به من بود. اینم ماجرای زن بابام بود. ماجرای دوستش و دختر عمه ی خایه مالم رو بعداً با همین تاپیک وارد سایت میکنم. اگه شماها هم زن بابا دارین؛ یه آتو مثل من گیر بیارین و حالشو بگیرین. چون واقعاً شهوتناکه.امیدوارم خوشتون اومده باشه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177325</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شاه کس با کون باز دارنده و سکس با پسر حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبدارش]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بوداسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[بیادوای]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترامادول]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینه]]></category>
		<category><![CDATA[شدماول]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتیم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کردممن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[معاینه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال پیش،وقتی من برا اولین فیلم سکسی بار کیرمو وارد کس دوس دخترم کردم(من به دلایلی اسمو تغییر دادم،دوست دخترم &#8220;هستی&#8221; من 2 سال باش بودم،به معنی سکسی واقعیه کلمه عاشقش بودم،ماه رمضون 86 باش شاه کس آشنا شدم و رمضون 88 ازش جدا شدم)اول از اندامش بگم خدایی برا من واقعا کونی فرشته بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال پیش،وقتی من برا اولین فیلم سکسی بار کیرمو وارد کس دوس دخترم</h2>
<p>کردم(من به دلایلی اسمو تغییر دادم،دوست دخترم &#8220;هستی&#8221; من 2 سال باش بودم،به معنی سکسی واقعیه کلمه عاشقش بودم،ماه رمضون 86</p>
<h3>باش شاه کس آشنا شدم و رمضون 88 ازش جدا شدم)اول از</h3>
<p>اندامش بگم خدایی برا من واقعا کونی فرشته بود قد تقریبا 170 وزنش 55 کمر باریک،رون تو پر،صورت مث ماه خلاصه</p>
<h4>واقعا جنده جذاب و سکسی بود.من . هستی 1 ساله اول</h4>
<p>با هم سکس داشتیم اما نه پستون داخل کنم فقط به قول معروف عشق بازی،اما اون روز من کیرمو وارد کس</p>
<h5>نرم و کوس تنگ و گرمش کردمقضیه ا این قرار بود</h5>
<p>که اون روز طبق معمول هستی اومد خونمون و ما مث همیشه شروع کردیم ا هم لب گرفتنو همدیگرو کم کم لخت سکس داستان کردنو عشق بازی.من</p>
<h6>همیشه فقط سر کیرمو تو کسش که اسمشم ایران سکس وفا بود</h6>
<p>میکردم(اینم بگم که اسم کیر من &#8220;صفا پشت مو&#8221; بود که بش &#8220;صفا&#8221; میگفت . اسم کس هستی &#8220;وفا&#8221; بود،اسم کون ناز و تنگش &#8220;جفا&#8221; و اسم سینه هاش &#8220;موش موشی&#8221;)اون روزم طبق معمول یکم ا کیرمو کردم تو کسش که یهو ندونسته یکم بیشتر رفت تو که هستی یه ااااااااااااخ بلند گفت،گفتم چی شد؟گفت نویدی فک کنم تا ته رفت تو،گفتم پس چرا خون نیومد؟که بش شک کردم،خلاصه بعد کلی دعوا و مرافه بش گفتم که تو به من دروغ گفتی و قبل من رابطه داشتی و قبلا پاره شدی،که با صدای لرزون و گریه گفت: نه به خدا نویدی،آخه چرا اینطور شد؟چرا من اینقد بدبختم؟(آخی فدا اون صداش بشم الان دلم براش تنگ شد ای خداااااااا)بعد کلی حرف زدن بش گفتم پس فردا میریم دکتر که معاینه شی.من تو دانشگاه یه استاد تنظیم خانواده داشتم به اسم دکتر امیری که زنشم دکترامامایی داشت،رفتیم پیش زن دکتر امیری برا معاینه که دکتر بعد معاینه گفت آقا این دختر پردش ارتجاعیه و تا وقتی زایمان نکنه،اونم زایمان طبیعی پردش پاره نمیشه اما یه پایه داره که اون پایه پاره شده که از نظر پزشکی الان ایشون زن هستن و گفت که اون پایه هم همین تازگیا پاره شده،خلاصه از اصل مطلب دور نشیم بعد اومدن بیرون از مطب دکتر رفتیم خونه ما که هر روز ا ساعت 8 صبح تا 2.30 خالی بود،همین که وارد خونه شدیم هستی اومد جلو و دستشو گذاشت رو شونمو صورت ماهشو آورد جلو و لب نرمشو گذاشت رو لبم،واااااااای که چه آرامشی بم داد،میمردم براش،بعد گفت نویدی حالا خیالت راحت شد؟من دیگه برا همیشه مال توام،گفتم آره فدات شم آرهبعد طبق معمول پشت در رو انداختیمو رفتیم تو اتاق من،من رفتم یه گوشه نشستمو هستی هم رفت مانتو و روسریشو در آورد و با شلوار لی و یه تاپ قهوه ای که خودم براش گرفته بودم اومد بغل دستم نیشست،بعد با دو دست یه دستمو گرفت و نوازش میکرد و لبمو می خورد(به خدا عاشقش بودم،راستی یادم رفت اینو بگم من ماه رمضون 87 رفتم خواستگاریش،درست بعد 1 سال آشنایی که پدرش خیلی آدم منطقی بود و تنها شرطی که گذاشت کار من بود که من باید کار پیدا میکردم)بعد کلی لب گرفتن آروم منو خوابوند و اومد روم خوابید،وای که چه سینه های نرمی داشت،نرمیه موش موشی رو کاملا احساس میکردم،بعد خیلی آرومو یواش تاپ خودشو بلوزو آستین رکابیه منو درآوردو اومد بخوابه روم که من گفتم یه لحظه واسا،بعد شلوار دوتامونو سوتینه هستی رو درآوردمو(فقط شرت پامون بود) هستی رو خوابوندمو خودم خوابیدم روش،وااااااااااااای کیرمو که شق شده بود ار رو شرت به کسش می مالوندم،دیوونه کننده بود(همیشه تو سکس این حرکات ا خود سکس بیشتر حال میده،برا من که اینطوره)کیرم لا کس خیس و واقعا تپلش گیر میکرد بهد یهو ول میشد،هستی عزیز دیوونه میشد با این حرکات.بعد آرومو خیلی با ملایمت شرت هستی بعد شرت خودمو در آوردم،دوباره خوابیدم روش به محض اینکه کیر شقم بین کس آبدارش گیر کرد یه موج پر شهوت سرتا پامو فرا گرفت،(راستی من اون روز چون میدونستم حتما با هم سکس میکنیم دو تا ترتمادول انداخته بودم بالا تا آبم دیر بیاد)وای که چه حالی میداد می خواستم سریع کیرمو تو کسش کنم اما میدونستم هستی عاشق این حرکاته باز خودمو نیگه میداشتم،بعد هستی خوشگل یه نیگاه تو چشم کرد که بیا بخواب من رفتم زیرو اون ا لبو صورتم شروع کرد به لیس زدن و رفت تا پایین که به &#8220;صفا&#8221; رسید.وای سینه هاش که وحشتناک گوشتی بود میخورد به رونم و شهوتیم میکرد واااای یهو یه لیس کوچیک ا کیرم زد وای داشتم میمردم بعد سرشو کرد تو دهنشو کم کم شروع کرد به لیس زدن،حدود یه 5 دقیقه که ساک زد اونم حرفه ای گفتم همه کس بیا بخواب می خوام وفا (کسش) رو بخورم،(زیاد با خوردن کسش موافق نبود چون میگفت حشریم میکنه منم اون لحظه می خوام که صفا بره توش به خاطره همین اذیت میشم)که گفت نه نویدی می خوام بذاری تو وفا وای دیوونم کرد خابیدم روش در گوشش گفتم چشم نفس نوید همین که خوابیدم روش با دستش کیرم و می مالوند،وای منم دست گذاشتم رو کسش خیس خیس بود (همیشه ا اینکه دستم رو، رو کس خیسش میذاشتم خیلی حال میکردم)دیدم مث همیشه خیسه خیسه،برا کیرمم که ساک زده بود اونم خیسو سر بود،وااااااااااااای کیرمو آروم گذاشتم رو کس نازش که یهو گفت نویدی آروم آروم بکن تو،سر کیرمو آروم کردم تو(که این کارو همیشه انجام میدادیم اما امروز میخواستم تا ته بکنم تو)بعد یکم دیگه کردم تو که چشماشو بستو یه اه بلند کشید،گفت همه کس آییی درد داره،بکن بکن&#8230;&#8230; با اینکه 2تا ترامادول خورده بودم اما میخواست آبم بیاد از بس کسش تنگ و گرمو لیز بود،خلاصه کم کم کردم تو تا اینکه دردش براش کمتر شدو میگفت آآآآآآآآآآآآآآآآآآی نویدی کشتیم فدات بشم آیییی .واقعا این حرفاش خیلی روم تاثیر میذاشت،حدود 5 دقیقه که به این حالت کردمش گفت نویدی میخای بیام روت؟با سر گفتم آره،من رفتم زیر اومد روم نشست بعد با دست چپش کیرمو تنظیم کردو کردش تو &#8220;وفا&#8221; جونم آآآآآآآآآی که این پوزیشن چه حالی میداد بالا پایین میکردو دستشو گذاشته بود رو سینم،منم با دستام داشتم موش موشی رو میمالوندم،(از چهرش میفهمیدم که داره درد میکشه اما چون اولین تجربه سکس کاملش بود دردو داشت همراه با حال تحمل میکرد)یه 3.4 دقیقه که گذشت دیدم یه لحظا ریتمشو آروم کرد و دست گذاشت رو صورتمو آآآآآآآآآآآآآآه خیلی شهوتی کشید،بهد بش گفتم خانومی بلند شو و دستاتو بذار رو دیوارو خودتو خم کن،بعد اینکه خم شد سر کیرمو با آب دهان خیس کردمو از پشت کردم تو کسش،تند تند تلمبه میزدم داشتم دیوونه میشدم آی که چه حالی میداد همینطور که داشتم میکردم یه حرکتی کرد که واقعا بهم حال داد همینطور که خم شده بود و من داشتم میکردم دستشو آورد و از پابن تخمامو گرفت و مالوند،واااااااااااای نمیدونین که چه حال میداد،بعد چند مین هستی وایساد نه کامل وایسه طوری که من دستمو گذاشته بودم رو سینه هاش و داشتم میمالوندم اونم سرشو برگشتونده بودو داشتم لباتشو میخوردم،یکم تو این حالت کردک تو کس با حال و تنگش و دوباره خوابیدیمو اون رفت زیر و تو اون حالت حال کردیم دیگه کم کم داشت آبم میومد(البته هستی تو این مدت چندین و چند بار ارضا شد،خودم از آی و اوی کردنو صداش حدس میزدم) که کیرمو سریع کشیدم بیرونو حالت گربه ای واسادم رو هستی و اونم سریع اومد کیرم گرفتو تند تند می مالوند که یهو آبم اومد . ریختم رو سینش،ووووووااااااااااااااایییییییییی هیچ وقت به این با حالی ارضا نشده بودم،بهد همینطور افتادم رو هستی،حدود 3.4 مین همینطور بی حال روش بودمو آروم و نصفه نیمه لب از هم میگرفتیم و خودمونو به هم میمالوندیم(چون آبمو ریخته بودم رو سینش خیلی حال میداد لیز شده بوده و قلمبگیه سینش که در اون حالت به سینم میخورد خیلی حااااااااااااااال میداد.بعد بلند شدیم و یه لب طولانی از هم گرفتیمو کم کم و آروم آروم شروع کردیم به لباس پوشیدن،من لباسامو کامل کردم تنم اما هستی تاپ و شلوار و کرده بود تنش و هنوز مانتو و روسریش مونده بود،رفته بود جلو آینه که صورتو موهاشو درست کنه که رفتم از پشت گرفتمش . کیرمو که بازم راست شده بود از رو شلوار میمالوندم به کونه نازش،با دستمم سینه هاشو میمالوندمو لب ازش میگرفتم که هستی گفت نویدی دیگه لب نگیر چون رژ زدم 2باره پاک میشه،خلاصه اون روز خیلی حال کردم.امیدوارم که شما دوستان از خوندن این ماجرا لذت برده باشید اما ازتون میخوام که فوش به هستی ندین چون هنوزم با اینکه 7.8 ماه هست که دیگه طعم لباشو گرمای وجودشو حس نمیکنم اما هنوز یه حس عجیبی بش دارم و دوسش دارم.دوستان من تمام تلاشمو کردم که حس و حال و بهتون انتقال داده باشم،امیدوارم که اینطور بوده باشه.بااااااااای(اگه خواستین بازم خاطره سکسی دارم،میذارم براتون،این اولین خاطره سکسی بود که تو نت گذاشتم)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176836</post-id>	</item>
		<item>
		<title>برای تولد پسرش خودش رو هدیه میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Sep 2019 05:48:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشمتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دربارش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[زیرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنمی]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکی]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دارم که تو اندام لاغرم فیلم سکسی خیلی به چشم میان واسه همین وقتی میرم بیرون خونه خیلی موذب میشم اخه همه مردا فقط دارن به من سکسی نگاه میکنن .ماجرایی که میخوام براتون تعریف شاه کس کنم واسه اولین سکس من از کون هستش که برام هم خیلی خوب بود و کونی هم خیلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دارم که تو اندام لاغرم فیلم سکسی خیلی به چشم میان واسه همین</h2>
<p>وقتی میرم بیرون خونه خیلی موذب میشم اخه همه مردا فقط دارن به من سکسی نگاه میکنن .ماجرایی که میخوام براتون</p>
<h3>تعریف شاه کس کنم واسه اولین سکس من از کون هستش که</h3>
<p>برام هم خیلی خوب بود و کونی هم خیلی سخت این اتفاق پارسال وقتی 18 سالم بود برام افتاد . پدرم</p>
<h4>زیر جنده زمین خونمونو داد به پسر عموم و برادر دقلوش</h4>
<p>که تو شیراز زندگی میکردن. اونا پستون تهران دانشگاه قبول شده بودن . امیر پسر عموم کسی بود که ماجرای من</p>
<h5>باهاش شروع کوس شد. حدود 2 ماه از اومدنشون گذشته بود</h5>
<p>که من و امیر خیلی با هم صمیمی شدیم تقریبا با هم دوست شده بودیم . امیر پسر خوش هیکل و خیلی سکس داستان شوخی بود .</p>
<h6>البته خیلی هم چاپلوس بود طوری رفتار میکرد ایران سکس تو خونه</h6>
<p>که همه دوستش داشتن . بعد چند هفته دیگه کاملا دوست دختر امیر شده بودم . شبا با امیر اس ام اس بازی میکردیمو و تو هر فرستی که دست می یومد مثل بقیه دوستا ما هم می رفتیم تو خط بغل و لب و عشق بازی تا اینکه یه روز که اومدم خونه دیدم کسی خونه نیست رفتم پایین در زیرزمین رو زدم امیر اومد بیرون پرسیدم کجان گفت یکی زنگ زد مامانت رفت به منم گفت نیم ساعته میام حواست به گاز باشه غذا روشه . راستش وقتی داشت امیر اینو میگفت من ناخوداگاه بدنم داغ شد انگار منتظر فرست بود . نمی دونم امیر چی تو چشام دید که دستمو گرفت منو کشید تو اتاق . تو اتاق امیر اومد جلو سریع لبشو گذاشت رو لبم و شروع کرد مالیدن سینه هام خیلی سریع ایکارو میکردیه دستشو برد از پشت رو باسنمو با هاش بازی میکرد منم حرارت بدنم داشت بیشتر میشد . دکمه های مانتوی مدرسه رو سریع باز کرد و دستش رو از روی تاپم کرد داخل و سینه هامو گرفت . نمی دونین چه حالی داشت وقتی انتقال حرارت سینه هامو به دستاش حس میکردم .امیر با حالتی که میدونست خیلی وقت نداره زیاد جلو نمی رفت ولی می خواست همه چیو امتحان کنه . دستشو یه حالتی که انگشتاش به سمت پائین بود گذاشت رو شکمم و آروم رفت پایین . راستش تعجت کردم که چقدر حشری شده بود تو این چند دقیقهدستشو برد زیر شلوارم . الان که میگم خندم میگیره ولی با انگشتاش سعی میکرد شرتمو بلند کنه من دیدم شلوارم تنگه خودم سریع دکمه و زیپشو باز کردم . انگار بهشتو بهش دادی یه لبخند همراه با تشکر بهم زدو شروع کرد به لب گرفتن . با دستش کسمو کامل گرفته بود و فشار میداد . انقدر محکم به سمت بالا فشار میداد که بدنمو تکون میداد .دستشو اورد بیرون و بهم گفت زیاد وقت ندارین ولی میخوام لخت ببینمت . راستش دو دل بودم ولی نمیخواستم حالشو خراب کنم . با کمک امیر مانتو و تاپ و شلوارم و در آوردم . اولین باری بود که جلوی یه پسر لخت می شدم از خجالت سرخ شدم ولی ولی وقتی امیر بدن لختمو لمس میکرد نمی خواستم هیچ وقت تموم بشه . امیر سریع سوتینمو در اورد و شروع کرد به خوردن سینه هام تو دو دقیقه چنان سینه ها مو خورد که کبودشون کرد . امیر جلوم نشست و سرشو نزدیک کسم کرد شروع کر از رو شرت کسمو زبون زدن یهو شرتمو کشید پایینو شروع کرد خوردن کسم . امیر یکی از پاهامو بلند کرد گذاشت رو میز کوچیک تلوزیون و شروع کرد به زبون زدن به کسمزبونشو میکرد تو کسم من بار اولم بود که این تجربه رو داشتم ولی بعد اون دیگه همچین حالی نکردم حدود یک دقیقه بعد بدنم لرزش گرفت و ارضا شدم . انقدر حال کردم که داشتم میخندیدم . امیر پا شد سرپا و یه لب گرفت و گفت حال کردیگفتم فدات بهترین لحظه زندگیم بود .دیگه وقت نداشتیم که یه نگاه پایین انداختم دیدم کیر امیر حسابی داره فشار میاره . دستمو بردم جلو رو شلوارش کیرشو گرفتمامیر طاقت نداشت دیگه دستمو گرفت و کرد تو شلوار راحتیش کیرش کوتاه بود ولی حسابی کلفت بود . امیر سرشو اورد جلو آروم تو گوشم گفت جیگر میخوریش واسم دارم میمیرم . نشستم جلوش و شلوارشو کشیدم پائئین باورم نمی شد دارم این کارو میکنمامیر شورتشو کشید پایین و کیرش به سمت من راست شد کمی هم به چپ انحراف داشت . کیرشو گرفتم دستم و لبامو نزدیک کردمنمی دونستم چجوری شروع کنم . لبامو چسبوندم به نوک کیرش که حسابی بزرگ بود و آروم دهنمو باز کردم . آروم عقب جلو میکردم . وقتی بالا رو نگاه کردم دیدم امیر چشاشو بسته و زیر لب میگه بخور همشو جون . امیر داشت کم کم تکون میخورد و کیرشو فشار میداد تو دهنم . کمی سرعت خوردنم بیشتر شد و با فشار های امیر تقریبا تمام کیرش میرفت تو دهنم حس خوبی داشتمامیر باری بود که کیرو تو بدنم احساس میکردم . نمی دونم همه دخترا اینجورین یا من فقط من تسلیم کیرم . چند دقیقه ای گذشته بود که امیر یهو لرزید و دهن منو پر آب کرد . امیر یهو با حالتی خاص بهم گفت ببخشید هواسم نشد ولی من خوشم اومده بود . ابشو قورت دادم . پا شدم کنارش واستادم و بهش لبخند میزدم یهو صدای زنگ اومد تا حالا اونجوری تو زندگی جا نخورده بودم انگار منو برق گرفت . هول شده بودم نمی تونستم شرتمو پام کنم . با صدای امیر به خودم اومدم که میگفت نترس تلفنه &#8230;..رنگم مثل گچ شده بود . شروع کردم به سختی لباس پوشیدن انگار دستام خشک شده بودن . هیچوقت ایجوری نترسیده بودم . امیر اومد پیشم و بقلم کرد فقط شرتمو پوشیده بودم . بهم گفت آروم باش مامانت پشت تلفن بود گفت با بابات رفتن مراسم ختم یکی ما نهار بخوریم تا ساعت 4-5 نمیرسن . کمی اروم شده بودم . امیر منو به خودش فشار میداد . لباسمو با کمک امیر پوشیدم رفتیم بالا نهار بخوریم . بعد نهار کاملا اروم بودم و یاد کارهایی که نیم ساعت پیش با امیر کردم میافتادم . امیر هم همین حالو داشت وقتی سفره نهار و جمع کردم امیر اومد تو آشپزخونه از پشت چسبوند به هم . تو گوشم گفت پایه ای دوباره شروع کنیم دیگه وقتم زیاد داریم . گفتم باید برم دوش بگیرم بعد میام صحبت کنیم دربارش &#8230;&#8230;.. تو حموم به امیر فکر میکردم که منتظر منه . همش فکرای شهوتی میومد سراغم . امیر یبار اومد صدام کرد و پرسید چیزی لازم نداشته باشم . منم زود رفتم بیرون ترسیدم امیر بیاد تو حموم .وقتی رفتم بیرون امیر تو پذیرایی منتظر من بود . ازم خواست برم کنارش بشینم . موهام خیس بود . امیر موهامو بو میکرد از این کارش خوشم اومده بود . امیر دستشو انداخت پشتمو منو به خودش چسبوند . تو گوشم میگفت من بازم میخوام .شروع کرد به حالت شیطنت گردنمو بوسیدناینکارش دوباره داشت منو شهوتی میکرد . امیر دست بردار نبود دستشو میکشید لای پام . کم کم شروع کرد به لب گرفتن . امیر تو حشری کردن دخترا وارد بود بعد حدود 10 دقیقه هم سینه هام باز بود و امیر داشت می خوردشون هم دستش تو شلوام بود و داشت با چ چ هام بازی میکرد . امیر شلوارمو در اورد و شرتمو کشید پایین . همیشه فکر میکردم اینکه دختر و پسر رو کاناپه با هم سکس کنن واسه فیلم هاستولی منم داشتم همین کارو میکردم . امیر با ولع خاصی کسم و لیس میزد و زبونشو تا جای که میشد فشار میداد داخل . دوباره بدنم داشت به لرزه می افتاد که علی حس کرد و ادامه نداد و نذاشت من ارضا بشم . علی اومد نشت کنارم و گفت رویا می خوام باهات سکس کنماز جلو که میدونم نمیشه بیا از پشت امتحان کنیم . من که هنوز تو کف ارضا شدن بودم و همیشه دلم میخواست اینکارو شروع کنم تا بتونم با دوست پسرام حسابی حال کنم . قبول کردم ولی میدونتسم امروز قراره گریه کنم نه حال . به امیر گفتم باشه ولی تو رو خدا یه کاری کن اذیت نشم با امیر رفتیم تو اتاق من و من رو تخت دراز کشیدم در حالی لخت بودم ولی ترس از درد سکس از پشت ولم نمی کرد . امیر لباس ها شو دروارود و با شرت اومد رو تخت کنارم دراز کشید . کیرشو به بدنم فشار میداد . امیر بغلم کرد . این اولین باری بود که لخت تو بدن یه پسر بودمامیر شروع کرد بوسیدن و لیس زندن بدنم . حس خیلی خوبی بود واقعا بهترین حسم بود . یه حس جدید که گرمای بدنمو زیادتر میکرد . من بعد از اون روز حس کردم که تو سکس تسلیم طرف مقابل هستم . دستمو بردم بین خودمو و امیر وکیرشو گرفتم . یه چند دقیقه ای که بازی داده بودم کل دستم چرب بود .امیر به حالت نیم خیز خودشو کشید بالا و نوک کیرشو به لبام نزدیک کرد . امیر بهم گفت وا کن دهنتو گلم . راستش نمیدونستم اینجا قراره چجوری بشه ولی نوک کیرشو بردم تو دهنم . امیر رو من بود و حرکت زیادی نمی تونستم بکنم . کم کم امیر شروع کرد عقب جلو کردن . چون کیرش کوتاه بودواسم سخت نبود و نمی رفت تو گلوم تا نفسم بند بیاد همین باعث شد امیر سرعتشو بیشتر کنه . بعد چند دقیقه امیر از رو من پا شد و منو برگردوند . یه بالش گذاشت زیر شکمم تا باسنم بیاد بالا . امیر کرم رو میز منو برداشت و با انگشتش میکرد تو سواراخ کونم . از اینکارش خوشم میومد و هم قلقلکم میومد . کم کم امیر انگشتشو میکرد تو سوراخم که درد داشت ولی میدنستم این کرد خیلی کمتر از درد کیره . امیر 5 دقیقه ای با انگشتش کونمو بازی داد . بعد کیرشو نزدیک کونم کرد . وقتی کیرشو بین شیار باسنم میکشید کلفتیشو کاملا حس میکردم . امیر نوک کیرشو آروم فشار میداد توامیر تو گوشم میگفت درد داشتی داد بزنن . درد کیرش تمام تنمو گرفته بود ولی امیر به صدای من توجه نمی کرد .بعد چند بار آروم عقب جلو کردن امبر یهو کیرشو تا ته فشار داد داخل . یه لحظه فکرکردم مردم . ولی این تازه اولش بود امیر شروع کرد عقب و جلو کردن . چشمتون روز بد نبینه . اون روز واقعا فهمیدم گائیده شدن یعنی چی . من داشتم گریه میکردم و امیر داشت تلمبه میزد . حدود 10 دقیقه امیر داشت تلمبه میزد که یهو امیر یه فشار محکم داد و تو کونم گرمای زیادی حس کردم . همین گرما کمی حالمو بهتر کرد .حس خوابیدن کیر امیر تو کونم هم خیلی خوب بود . امیر پا شد اومد بغلم کرد و مو بوس میکرد . من حال تکون خوردن نداشتم . امیر با موبایلش یه عکس از سوراخ باز شده کونم گرفت . وقتی دیدم دردم بیشتر شد . یه حس خجالت و کوچیکی بهم دست داده بود . از امیر خواستم بره بیرون . همونجوری رو تخت یه ساعت داشتم گریه میکردم .ولی میدونتستم این میتونه واسه سری های بعد خوب باشه . بعد از اون چند بار دیگه با امیر بودم که براتون تعریف میکنم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176291</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ساک زدن دو لبه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2019 04:37:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازرسی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جاخالی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دردناک]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینتو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[مستانه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونها]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کی می رقصی. اینا همش فیلم سکسی یعنی تابستون. یعنی مامان و بابا یاد مشرق و مغرب بیافتن و دائم یا جماعت الاف خونت ولو باشن یا سکسی تو خونهاشون. شمال و استخر و&#8230; یعنی شاه کس مدرسه نداری. یعنی جز آدم بزرگا شدی حالا به چه قیمتی؟ خدا می دونه!می رقصیدم کونی با یک [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کی می رقصی. اینا همش فیلم سکسی یعنی تابستون. یعنی مامان و بابا</h2>
<p>یاد مشرق و مغرب بیافتن و دائم یا جماعت الاف خونت ولو باشن یا سکسی تو خونهاشون. شمال و استخر و&#8230;</p>
<h3>یعنی شاه کس مدرسه نداری. یعنی جز آدم بزرگا شدی حالا به</h3>
<p>چه قیمتی؟ خدا می دونه!می رقصیدم کونی با یک دختره؟ کی بود نمی دونم. اونقدر مشروب خورده بودم که می تونستم</p>
<h4>خود جنده به خود آتیش بگیرم. خوب بعد از مشروب چب</h4>
<p>می چسبه سیگار. معلوم نیست اینهمه پستون سیگار از کجا اومده با طعمای مختلف؛ یکی از یکی مزخرف تر! دستای یکی</p>
<h5>که با کوس زور می دیدمش هم رقصمو ازم جدا کرد.</h5>
<p>برم بخوابم؟ اگه یکی تو اتاقم ولو نشده باشه. با نیشگون یکی تمام مستی از سرم پرید. برگشتم یک تو دهنی به سکس داستان این متجاوز بزنم.</p>
<h6>جاخالی داد. شاید منتظر بود.-هوو؟گفتم: هو به خودت ایران سکس . عمله</h6>
<p>مهمونی را با میدون اشتباه گرفتی!!(( البته خودم بارها این مهمونیها را با جاهای مختلف مقایسه کرده بودم))- تو کی هستی؟- خودت کی هستی. (( معمولا همه مهمونها را می شناختم. لااقل به اسم. ))خلاصه من که اونو نمی شناختم ولی اون منو می شناخت.- اه تو خواهر فلانی هستی . تا همین چند وقت پیش رو پامون می شستی برامون شعر می خوندی!معلوم شد آقا چند سالی در بلاد فرنگ می چریدن! و حالا اومده بودن به نیابت از خانواده املاکی را بفروشن و برگردن. یک ماهه دیگه از موندنش نمونده بود. یاد رفیق رفقای قدیم افتاده بود. برام جالب بود که سنش از برادر بزرگم خیلی بیشتر می خورد!نشستم رو پاش. دلم سکس می خواست. سکس برای دختر مثل من یک جور انتقال نفرت بود! (( اینا را گفتم بگم تا بفمین منظور بعضی کارامو ))مثلا اینکه طرف روتون بالا و پائین می ره عرق می ریزه. التماس می کنه. یک حس قدرت به دخترائی مثل من و با حال اون موقع من می داد. اینکه چقدر مرد می تونه ظعیف باشه!!! (( قراره احساسات من بره تو یخچال !!!))به هر حال سرم کم و بیش گیج می رفت. حوصله وراجیشم نداشتم. نشستم تو بغلش و سرمو گذاشتم رو شونش. دم گوشش نفس می کشیدم.گفت: خسته ای.گفتم آره؟ چیه می خوای برام لالائی بگی؟خندید. خنده عصبی.- بریم تو تختت؟- گفتم به گمانم قبلا اشغال شده. و زدم زیر خنده. شاید خنده مستانه! و شایدم حساب شده.- گفت بریم خونه من.- گفتم ماشینتو بزن بیرون . منم برم به یکی از این آقایون بگم خونه نیستم!!برادر بزرگم رو پیدا نکردم کوچیکه مشغول ور رفتن با هنگامه بود یک گوشه خونه. گفتم شب می رم خونه یکی!!! حوصلم رو نداشت گفت خوب.بعد یکدفعه انگار بهش جرقه وارد بشه نگاهم کرد. می دونستم منظورش چیه.گفتم قرصام رو می خورم. روپوش روسرمو انداختم روی تنم و رفتم تو حیاط. دم در خونه بود.- حاضری؟- آره.- گفتی بهشون .- آره!!- هیچی نگفتن؟- چی باید بگن؟ تابستونه مدرسه ها هم که تعطیله! چی دارن بگن؟سوار ماشین شدم. خوشحال بودم از اون جنگل می رم بیرون. دیگه شلوغی حالمو بهم می زد. تهران ساکت و مرده بود. حتی ایست بازرسی هم نبود. وارد پارکینگ شدیم. وارد آسانسور. طبقه چندم؟ یادم نیست. تو آسانسور خودمو انداختم تو بغلش. بغلم کرد. تو بغلش بودم که درو باز کرد و بردم تو خونه!گفت: حسابی مستیا!- تو نیستی؟- آخه تو ۱۷-۱۸ سالت بیشتر نیست!!! تو دلم خندیدم!! چیزی نگفتم. باید بود می گفتم بچه تر از اونم که فکر می کنی و با تجربه تر از بقیه اش؟ شقیقه هاش موی سفید داشت. یک راست بردم تو تخت. اول روپوشمو کند. تو بغلش وول می خوردم. روسریمو خودم در آوردم. موهامو باز کردم. دستشو گرفت زیر چونه هام. نگاهش می کردم.گفت: چشمات ترسناکن! خندیدم!!- عادت نداری نگاهت کنن؟گونه هامو بوسید. و بعد لبامو چشمامو صورتمو. بوسه هاش قاطی پاتی بود. معلوم بود حسابی زده بالا! دستمو زدم به جلوی شلوارش. کیرش داشت شلوارشو پاره می کرد. زیپشو باز کردم و دستمو بردم تو. وحشت زده پرید عقب.گفتم چیه؟گفت: دختر! خجالتی؟ چیزی؟خندیدم. گفتم باید خجالت هم بکشم؟ فعلا که تو بیشتر خجالت می کشی؟!! و باز خندیدم. قهقه می زدم. با بوسه دهانمو بست. با کیر داغش بازی می کردم. بلند شد. شلوارشو در آورد. شرتشم. از نگاهام فرار می کرد. منو به خنده می انداخت. بغلم کرد دوباره. تو بغلش نشسته بودم. از رو بلوزم سر پستانهامو گاز می گرفت. نگاهش می کردم. چشمهاش بسته بود. با کیر و بیضه هاش بازی می کردم. حسابی داغ. راست و آماده بود. حتی سرش خیس بود. دامنمو زدم بالا و نشستم رو کیرش . سورتمو زدم کنار و خودمو بهش می مالیدم. باز بهش شک وارد شده بود.یک لحظه دیگه باهام ور نمی رفت. دوباره شروع شد بوسه ها و ور رفتنها با موهام گوشام و زمزمه های آه و ناله اش. چشماش تمام مدت بسته بود. یک آن نگاهم کرد.- چشماتو ببند.- چرا؟- نگاهت داغه منو می سوزونه!گفتم دوست دارم نگاهت کنم ولی باشه.خوابوندم روی تخت. اول دامنمو در آورد و شورتمو زد کنار. با کسم بازی می کرد. شروع کردم آه کشیدن.گفت: خوبه.- آره. بلندم کرد. بلو زمو در آورد روم افتاد. شروع کرد گاز زدن بدنم. یواشکی نگاهش می کردم. از هیجان می لرزید.در گوشم گفت: برم کرم بیارم؟گفتم: کرم؟ برای چی؟- خوب از پشت بکنم. خشک درد می گیره.گفتم: چرا از پشت؟ جلوم بازه!!! دوباره ساکت شد. شاید شوک آخر!- چی؟- آقا جون باکرده نیستم. دختر نیستم. چه می دونم تو بلاد شما می گن بنده ویرجین نیستم!- آخه&#8230;- آخه داره مگه؟بعد بلند شدم.- می خواهی یا نه؟ منو کشتی که .بغلم کرد.- نه عزیزم نرو. مطمئنی.گفتم آره بابا جان. قرصم می خورم.باورش نشده بود برای همین منو که می بوسید و نوازش می کرد. انگشتم می کرد. انگشت کردن عصبیم می کنه. آخ و اوخم بلند شد. کیرشو با دست گرفتم و مالیدم به سوراخم. ایندفعه رفتم روش. کیرشو گرفتم تو دستم و نشستم روش. دردناک بود. چون اولا مدتی بود سکس نداشتم. بعدم خیلی گنده و شق بود.- آخ درد اومد. صورتم جمع شده بود. از نگاهش فهمیدم ترسیده. یعنی که من باکره بودم و &#8230; بیشتر نشستم. کمی بالا و پائین کردم. بازی. برگردوندم. تحملش تموم شده بود عرق می ریخت. افتاد روم. حالت حیوانی. بالا و پائین می رفت. منم آخ و اوخ می کردم.در گوشم گفت: تو رو خدا اون چشما رو ببند. منو کشتی. و من بستم. احساس می کردم رد کیرش تو کسم می مونه. داشت آبش در میومد. دیگه می فهمیدم. در آورد. به پهلو خوابوندم. از پهلو کرد توش. اینطوری حال برای اون بیشتر بود و درد برای من زیاد تر. آخ و ناله های جفتمون زیاد شده بود. افتاده بودم به چرت گفتن.- بریز توش دیگه آخ منو کشتی. و اونم می گفت : آخ تنگی تنگی. می خوامت با تمام وجودم. می خوامت. و بعد محکم توم نگه اش داشت. فشارم می داد. آب داغش تو کسم منفجر شد. بی حال شده بودم. تا صبح تو بغلش خوابیدم. راحت راحت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%84%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175313</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل ودوست داشتنی عاشق کس دادن هستش ولی اینجا خجالت هم میکشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3-%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 May 2019 09:07:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماسش]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[‫اینكار]]></category>
		<category><![CDATA[اینكارو]]></category>
		<category><![CDATA[باتمام]]></category>
		<category><![CDATA[بایستی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهر]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درخشان]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[عروسیش]]></category>
		<category><![CDATA[علاقمند]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كنترلم]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[كیرمو‬]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[گهگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكنه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی ‫سلام، من آرمین ۲۰ ساله از شاه کس رشت. این داستانی که براتون تعریف‬ ‫می کنم مربوط به زمستون سال قبل میشه درست کونی 2 سال قبل بود که من تو اوج درس بودم برای قبولی در ‫کنکور تازه جنده وارد رشت شده بودیم من یک روز وارد شرکت خواهرم میشم و چون کارهای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی ‫سلام، من آرمین ۲۰ ساله</p>
<h3>از شاه کس رشت. این داستانی که براتون تعریف‬ ‫می کنم مربوط</h3>
<p>به زمستون سال قبل میشه درست کونی 2 سال قبل بود که من تو اوج درس بودم برای قبولی در ‫کنکور</p>
<h4>تازه جنده وارد رشت شده بودیم من یک روز وارد شرکت</h4>
<p>خواهرم میشم و چون کارهای من پستون برای مدیر ‫عامل خواهرم جالب بود قرار شد که من در شرکت اونا شروع</p>
<h5>به کار کوس کنم البته بعد کنکور خلاصه کنکور رو ‫دادم</h5>
<p>بعد کارم رو تو شرکت شروع کردم روز بعد یک هفته یک خانومی که تازه استخدام شده بود و معلوم بود که سکس داستان از اون نوع</p>
<h6>کیر کلفتا هستش وارد شرکت ما شد مدیر ایران سکس عاملم به</h6>
<p>من گفت که خانوم رویا) البته اینجا رویا ‫میگم چون لزوم به گفتن اسم فامیل نیست (لیسانسه روانشناسی داره و از کامپیوتر سر رشته ای نداره و تو باید ‫به اون کمک کنی تا یاد بگیره. این موضوع آموزش باعث شد که رویا به من خیلی علاقه مند بشه من اون‬ ‫موقع فکر میکردم برای این هستش که به اون دارم کامپیوتر یاد میدم و به پاس زحمات من هستش ولی من‬ ‫چون مدیر داخلی سخت افزار و نرم افزار بودم نمیتونستم از حالت خودم خارج بشم (مدیراش میدوند) خلاصه‬ ‫چند روز گذشت و یک سری از کار مندای آزمایشی اخراج شدند و من و خواهرم و رویا یک خانوم منشی‬ ‫دیگه تو شرکت بودیم بعلاوه خدمت کار که یاسمن اسمش بود و یک دختر مهربون و دوست داشتنی بود.‬ ‫ساعت کاری شرکت یک فرمی در اومد که من از ساعت 1 تا 4 با رویا تنها بودم چون همه میرفتند ناهار تا‬ ‫ساعت چهار و بعد نهار میومدند ولی رویا تا ساعت 4 یک سره می موند وبجاش بعد از ظهر نمیومد من هم ‫ساعت 1 میومدم شرکت تا شب خلاصه بعد این مدت من از رویا خیلی خوشم اومد چون هم مهربون بود هم ‫خیلی زیبا بود و قدی حدود ۱۸۰ داشت که اندام رو فرم و برجسته ای که داشت منو دیونه میکرد مخصوصا ‬ اگه دختر با همچین قدی مانتو کوتاه تا باسن به پوشه .کلی با رویا حرف میزدم چون ساعت خلوتی بود مشتری ‫نداشتیم معمولا با هم صحبت می کردیم و یا گاهی اوقات فیلم می دیدیم کمک کم هوا که گرم شده بود وکولر ‫شرکت بازی در آورده بود چون شرکت پنجرش تو خیابون بود برای خاک و سرو صدا درو باز نمی کردیم ‫که یک هو رویا جلوی من دگمه های مانتشو باز کرد وقتی اون سینه های بر جستشو دیدم کلی حال کردم و ‫چشمام درشت شد. بر گشتم گفتم خانوم &#8230; گرمتون هستش راحت باشید اون هم یک نگاه با اون چشم های‬ ‫قشنگش کرد و مانتوشو درآورد که یک تاپ فسفری پوشیده بود و بعد رو سریشو برداشت مشغول کارش شد‬ ‫من هم به بدنش نگاه می کردم و چای می خوردم که ناگهان بهش گفتم تو این لباس خیلی قشنگ شدی اولین‬ ‫باری بود که از من همچین حرفی رو میشنید لپاش قرمز شد و گفت مرسی نظر لطفته من هم پرو تر فکم باز‬ ‫بشه بسته نمیشه گفتم بدنتون ماشالا خیلی زیباست و بعد با هم صحبت کردیم می گفت که ۲۷ سالشه و تصمیمه ‫ازدواج نداره و یک خونه شخصی تو منظریه داره تو خونه پدرش هم تلفن شخصی داره خلاصه می گفت که‬ ‫از نظر خودش به شوهر نیاز نداره و فقط یک شخصی باشه که به عنوان یک کیس مناسب با اون در ارتباط‬ ‫باشه کافی هستش و من رو کلی برد تو فکر رابطه منو رویا خیلی خوب شده بود تو شرکت من وقتی میرفتم‬ ‫پشت میزش کیرم به کونش مالیده میشد و اون حتی تکون نمیخورد و با هم تلفنی در ارتباط بودیم. یک روز منو ‫دعوت کرد خونه خودش یک روزه جمعه بود من رفتم با یک جعبه شیرینی دیدم بایک شلوارک و یک پیراهن ‫آستین کوتاه اومده دم در خلاصه رفتیم داخل. خونه زیبا و قشنگی داشت ماهوارو روشن کرد و با شربت‬ پذیرایی کرد و شروع کردیم به صحبت کردن من گفتم: رویا جون می تونم یک سوال بپرسم قول بدید که‬ ‫ناراحت نشیو چون خصوصی هستش .رویا گفت: خواهش میکنم بفرمایید . گفتم:شما چطور تو این سن تنها تو‬ ‫یک خونه بزرگ زندگی میکنی درسته بیشتر اوقات تو خونه مادرت هستی و خوب مادرت هم پیره این تنهایی‬ ‫ رو چطور تحمل میکنی و بحث سکس رو چطور باهاش کنار میای؟ لابد برای افکار خودت دلیلی داری‬ . ‫گفت: من که گفتم به یک کیس مناسب نیاز دارم و اینجوری تو تنهایی راحت هستم . گفتم: الان واسه خودت‬ . کیس مناسب داری که گفت ندارم ومن موندم حاجو واج گفتم این که باز همون شد گفت چی شد مگه‬ ‫گفتم تو این سن به سکس نیاز نداری البته خیلی معذرت می خوام . گفت من سعی می کنم خودم خودمو ارضاء‬ ‫کنم من دیگه کیرم داشت می ترکید و با دست رونو جابجا کردم اونم یک نگاه سریع رو شلوارم کرد و یک‬ لبخند ملیح زد‬ . ‫منو به یک اتاق راه نمایی کرد وقتی رفتم توش فکر کردم مغزم کوس تاب گرفته اینقدر این اتاق زیبا بود و‬ ‫بوی خوبی می داد گفتش من خواهرم تو کانادا هستش و برای من آلات سکسی مصنویی میاره دیدم یک جعبه‬ ‫کامل از انواع کیر مصنوئی رو گذاشت از تو کمد رو تخت من از خجالت کارم گذشته بود گفتم خیلی خوش‬ ‫خوراکیا با خنده گفت چی خیال کردی منم دستم راستم رو انداختم پشتش شروع کردم به نوازش پشتش و آروم‬ ‫اومدم رو کونش کونه سفت و بزگی داشت من تو خواب بودم انگار که داشتم کونه همکارم که از من بزرگ‬ ‫تره رو می مالیدم اونم چه کونی صورتش رو رو به من کرد یک خال زیبا گوشه سمت راسته لبش بود و لب‬ ‫بر جسته ای داشت نا گهان لبامون رفت تو هم خیلی خوب و زیبا بود اون لحظه هم زمان که دستم رو پشتش‬ ‫بود دست چپ رو بردم و سینه هاشو مالیدم وای چه سینه های بزگ و سفت بودش کا ملا ایستاده تو پور بود‬ ‫سینه هاش. رو تخت در راز کشیدیم تو همون حالت وبعد دیدم اون جعبه مزاحت ایجاد می کنه گذاشتمش پایین‬ ‫این بار یک دست رو گذاشتم رو ساقه پای زیباش شروع کردم به نوازش تا به کوسش رسیدم گفت آرمین‬ ‫سریع منم چون عادت دارم تا تو کف نمونه طرف ولکنش نیستم آرم شلوارکش رو در آوردم دیدم یک شرت‬ ‫لامبادا پوشیده آروم از بغل شرتش زبونمو کردم تو کوسش ظاهرا کسش خیلی صاف بود چون زبونم اصلا‬ ‫اذیت نمیشد طاقت نیاوردم و شورتش رو در آوردم. کوسش برنزه بود و برجسته که با اینکه پاهاش باز بود‬ ‫ولی بازم فقط یک خط می دیدی با دستام کوسش رو باز کردم و زبونم رو دادم توش و با مهارت خاص خودم‬ ‫چوچولش رو آوردم بیرون هیچ حرکتی نمیکرد رویا فقط صدای نفس های عمیقش تا گوشم میرسید کوسش آب‬ ‫انداخته بود رفتم روش دراز کشیدم و تاپشو در اوردم سوتینش از رو بندش باز میشد چون من بلد نبودم خوش‬ ‫در آورد من تا اون سینه های درشت ۷۵ رو دیدم که سفتیشو قبلا حس کرده بودم جلوم درخشش میکردند ‬ ‫روش افتادم و تا می تونستم خوردمشون دیگه رویا نفس نمیکشد بلکه ناله میکرد گفت آرمین شروع کن گفتم‬ ‫نمیخوری گفت فعلا بکن دارم میمیرم گفتم از جلو گفت آره باید تا الان فهمیده باشی که خودم بکارتم رو با ‫دست خودم از دست دادم بلند شدم پا هاشو باز کردم کیرم رو باکوسش میزون کردم خیلی سخت می رفت تو و ‫فشار عجیبی به کیرم وارد شد گفتم رو یا چقدر تنگی الان آبم میاد سریع بلند شد و رفت یک اسپری آورد و زد ‫به کیرم و گفت بکون تو. گفتم اینجوری که کس تو هم بی حس میشه گفت نترس این اسپره سریع جذب میشه ‫چیزه زیادیش برای کوسم نمی مونه فقط آروم بکن عزیزم تا جا باز کنه من هم سر کیرم رو دادم تو. چون کیرم ‬ ‫خیلی سریع بی حس شده بود نمودونستم چی کار دارم می کنم فقط سر کیرم رو حس میکردم که دیدم رو یا‬ ‫یک جیغ بلند کشید وقتی به کیرم نگاه کردم دیدم تا ته کردم تو کوس نازنینش کیرم رو در آوردم ودو باره‬ ‫کردم تو کسش با اینکه کیرم بی حس بود ولی لذت خودم رو داشتم به خاطر فشار کوسش بود همینجور تلمبه‬ ‫میزدم و با سینهای بلوریش بازی میکردم رویا یدستش روشونم بود و با یدستش منو یاری می کرد دیگه خسته‬ ‫شده بودم نای تلمبه زدن نداشتم عرق از سرو روم می بارید که بلند شدم رو یا هم بلند شد لبه تخت دراز کشیدم‬ ‫رو یا اومد پاین تخت شروع کرد به خوردن کیرم چنان ساک میزد که فکر میکردم تخمم داره از کیرم میزنه‬ بیرون دوباره بلند شد و من اومدم وسط تخت خودش اومد کیرم رو با کوسش میزون کرد و گذاشت توش روی‬ ‫من دراز کشید نمیدونید چه لذتی داشت وقتی که سینه هاش به سینه هام مالیده میشد و بدونه اینکه من از خودم‬ ‫حرکتی داشته باشم اون رو کیرم حرکت رفت و آمدی داشت (کورس) دیگه فریاد منم داشت در میومد با رویا‬ ‫هم صدا شدم و گفتش همون تو تمومش کن که یک لحظه با فشار زیاد توش خالی کردم و اومد رو در حالی که‬ ‫کیرم تو کسش بود دراز کشد و همدیگر رو بغل کردیم و من گردنش رو می بوسیدم ازش تشکر کردم بخاطر‬ ‫اینکه حاله اساسی داده بود بهم. وقتی که ساعت رو نگاه کردم دیدم حدود 1 ساعت و نیم میشد که داشتیم با هم‬ ‫سکس می کردیم بلند شدم رویا هم بلند شد یک دونه سیگار برداشتم رفتم کنج بالکن نشستم که رو یا هم اومد ‫چهار زانو جلوم نشست یک سیگارم اون داشت تعجب کردم که داره سیگار میکشه خیلی زیبا بود تو اون ‫سرمای زمستون چون بدنمون گرم بود اصلا سرما اثری نداشت اون منظره که داشت به سیگار پک میزد و از ‫لایه پاش آب کیرم داشت میومد پایین کسش در اون حالت نمای زیبایی داشت که قابل وصف نیست گفت: چرا ‫زل زدی به کسم هنوز سیر نشدی گفتم خیلی زیباست تو این حالت. نمیدونستم سیگاری هستی گفت تازه سیگار ‫چیزی نیست من تفریحی تریاک هم میکشم این واسم عادی بود چون لیلا که قبلا با بچه ها با هاش سکس می‬ ‫کردیم هم تریاکی بود هر بار هم دعوتش میکردیم پول بساتش با ما بود و خودمون هم میرفتیم با اون پک ‫میزدیم ولی جالب بود به رویا نمیومد از اینکارا. دو ظهر بود گشنم شده بود گفتم ناهاروچیکار کنیم گفت پیتزا ‫موافقی گفتم چرا که نه رفتم تل زدم تا بیارند بعد اومدیم داخل رو یا رفت یک لباس فوق العاده پوشید اومد که ‫لایه سینه هاش معلوم بود ولی دیکه شلوارک نپوشید با شورت اومد رفتیم پای ماه واره با شیر موز از من ‫پذیرایی کرد تا جون بگیرم گفت بوخور که تا شب بازم با هم هستیم رفتم یه دونه دیگه سیگار روشن کنم که ‫صدای در اومد زمان زود میگذشت پیتزارو آورده بودند نزدیک بود پیتزا فروشی رفتم آوردم با هم خوردیم‬ ‫ساعت شده بود 3 اومدم برمن دوباره سیگار بکشم که گفت الان بسات رو درست میکنیم با هم حال کنیم بعد جا‬ ‫بجا کردن میز رفتیم بسات رو درست کردیم &#8230;..)به دلایل قوانین سایت لغو میشه این قسمت ولی به جون ‫ادمین تا ایناو نگم خاطره از واقعیت می افتاد این بار رو ببخش به دوستان هم توصیه میکنم که اینکار رو ‫نکنند من خودم 3 رشته ورزشی کار میکنم و زیاد هم دنبال مشروب و سیگار نمیرم چه برسه به &#8230; چون ‫سنگ نوردی و کوهنوردی شش قوی و سالم میخواد(تو حال و هوای خودم بودم که دو باره سکس رو شروع ‫کردیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173809</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 22/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 13:28:47 by W3 Total Cache
-->