<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>انداخت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%ae%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 19:52:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>انداخت &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کردن تو گلشو و بازی با سوراخ کونش رو خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[جالبتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[متشکرم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولي]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر</h2>
<p>بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله</p>
<h3>) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش</h3>
<p>و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها !از خصوصيات اين دختره براتون بگم</p>
<h4>که جنده قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و</h4>
<p>سينه هاي بزرگ که وقتي با پستون لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات</p>
<h5>رفتاريش هم کوس بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي</h5>
<p>در مي ياورد !بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو سکس داستان ماه بعد از</p>
<h6>اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه ایران سکس شده بودم</h6>
<p>و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن !ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو !تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟!منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود !من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو !گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم !ما هم گفتيم خطريه ها !گفت اشکالي نداره مواظب باش !کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام<br />
و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين !اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177785</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چجوری جنده خانوم مو قرمز رو رو مبل دریل کاری میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%af%d8%b1%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%af%d8%b1%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بغلشون]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایی]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تنگارو]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خداخدا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانه]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرتاسری]]></category>
		<category><![CDATA[سرقرار]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینه]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لامبادا]]></category>
		<category><![CDATA[ماسازت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیره]]></category>
		<category><![CDATA[نیووردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شدم کناره مدرسه یه سوپر فیلم سکسی مارکت بود رفته بودم سیگار بگیرم که یهو دیدم 2تا داففففففففف تو مغازن سیگارمو گرفتمو خواستم از مغازه بیام بیرون سکسی برگشتم یه نگا کردم دیدم جوفتشون خیره شاه کس شدن به من داشتن پچ پچ میکردن در گوشه هم ( منم تعریف از خود کونی نباشه فیس [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شدم کناره مدرسه یه سوپر فیلم سکسی مارکت بود رفته بودم سیگار بگیرم</h2>
<p>که یهو دیدم 2تا داففففففففف تو مغازن سیگارمو گرفتمو خواستم از مغازه بیام بیرون سکسی برگشتم یه نگا کردم دیدم جوفتشون</p>
<h3>خیره شاه کس شدن به من داشتن پچ پچ میکردن در گوشه</h3>
<p>هم ( منم تعریف از خود کونی نباشه فیس خوبی دارم 180 قدمه اون موقه هم با اینکه 18 سالم بود</p>
<h4>ولی جنده خیلی بیشتر بهم میخورد ) منم زد به سرم</h4>
<p>یه تیری پرتاب کنم یا میگیره پستون با کون میپرم رو کره یا نمیگیره کیر میشم خلاصه یه سری تکون دادم</p>
<h5>دیدم اونام کوس جواب دادن منو میگی کپ کردم اصلا فکر</h5>
<p>نمیکردم آمار بدن رفتم چند متر اونوتر واستادم تا بیان بیرون بعد 2دقیقه اومدن بیرونو یه نگا بهم کردنو رفتن . چند سکس داستان متر بالاتر یه</p>
<h6>کوچه بود خداخدا میکردم برن تو کوچه که ایران سکس دیدم بللللللللله</h6>
<p>پیچیدن تو منم گوله رفتم دونبالشون رسیدم بغلشون یه خورده شروع کردم مزه ریختن اونام بلند بلند میخندیدن بی حیاها خلاصه شمارمو دادم یکیشون که اسمش سحر بودو رفتم . چند روزی گذشت خبری نشد ازش منم پیشه خودم گفتم زنگ نمیزنه دیگه یه چند روز دیگه گذشت گوشیم زنگ خورد (منم دیگه از سرم رفته بود بیرون) جواب دادمو بعده یکی دو دقیقه حرف زدنو زبون بازی کردن فهمیدم سحر جوووووووونمه یه خورده کسشر گفتیمو قطع کردیم قرار شد عصری ساعت 5 بعده باشگاه بیاد بریم بیرون آخه قوربونش برم ورزشکار بود تکواندو کار بود ساعت شد 5 رفتم سرقرار تا دیدمش فکم خورد زمین یه تیپی زده بود همه داشتن نگاش میکردن روم نمیشد برم پیشش پیشه خودم گفتم این تیپه بعده باشگاشه بخاد به خودش برسه چی میشه . دستشو گرفتمو سری رفتیم یه کافه نشستیم حرومزاده یه جوری نیگام میکرد که همون لحظه احساس میکردم شورتم داره پاره میشه حشرم زده بود بالا همون جا میخواستم بکنمش .مادرمینا رفته بودن خونه عموم برنامه ریزی کرده بودم نیم ساعت میشینیم کافه بعد به یه بهونه ای میبرمش خونه دیگه طاغت نیووردم بهش گفتم بریم خونمون قلیون بکشیم که یهو دیدم قاطی کرد مثل سگ پرید بهم که من خونه مونه نمیام و ازین کسشرا داشت به قوله یارو گفتنی ادا تنگارو در میاورد منو میگی کیرم خوابید یه خورده فکر کردم پیشه خودم گفتم شاید روزه اولی داره ادا در میاره گفتم کسه خوارش امروز نشد یه روز دیگه بلاخره میکنمش فعلا رو مخش کار کنم سمیمی تر بشم باهاش تا سریه بعد مستقیم دیگه بیاد خونه . یه 10دقیقه ای گذشت داشتم رو مخش کار میکردم که گوشیم زنگ خورد بابام بود گفت برم همین الان خونه دسته چکشو واسش ببرم مغازه منم دیدم بهونه خوبیه که بکشونمش خونه بهش گفتم بابام یه چیری از خونه میخواد باید سری به دستش برسونم گفتم بریم تا دمه خونه من ورش دارم بعد گفت میام ولی تو خونتون نمیام منم نمیخواستم ادای کفه کسارو در بیارم گفتم باشه .رسیدیم دمه در خونه بهش گفتم واستا الان میام رفتم بالا زمینو زمانو داشتم فوش می دادم راست کرده بودم بکنمش تو همین فکرا بودم یهو دیدم صدام کرد طبقه دوم بودیم اومده بود بالا دیده در بازه فهمیده همینه خونمون اومده بود تو داشت کفششو در میوورد این صحنه رو دیدمتو کونم جشنواره شد خودش اومد تو دهنه شیر . من قفل کرده بودم روش تا کفششو در آورد گفت یه قلیون بچاق بکشیم منم گفتم د چشم نگام کرد گفت چیه گل از گلت شکفت منم یه خنده ای کردمو رفتم ذغال گذاشتمو رفتم که با آزانس چکو بفرستم بره .چند دقیقه طول کشید تا آزانس بیاد .گوله رفتم بالا پله هارو 4تا 4تا میرفتم .رفتم تو خونه دیدم به به رفته تو اطاق مانتو و شالشو در اورده دراز کشیده رو تختم کیرم داشت از یغم میرد بیرون تازه هیکلش معلوم شد من تا الان به اندازه موهای سرم سکس کردم ولی هیکله به خوشتراشیه سحر ندیدم هنوز . میخواستم بپرم روش سری بزنم توش که خودش گفت ماساز بلدی امروز با استادم تمرین کردم جنده همش میزد منم گفتم دستش بشکنه خوراکم ماسازه همچین ماسازت بدم که آبت بیاد برگشت بهم یه نگاهی کردو خندید بعد گفت اگه آبم نیومد چی منم پورو پورو گفتم مگه هوشنگ مرده خلاصه یه خورده مالیدم کمرشو کیرم شق شده بود داشت شلوارمو پاره میکزد یهو گفت پاشو خودتو صافو صوف کن منم که حشرم زده بود بالا گفتم خواب کیره دیگه شق میشه چیکارش کنم بعد پیرنشو زدم بالا گفتم درش بیار راحتر بمالم در آورد یه سوتینه سفید تنش بود عجب پوستی داشت صافو بورونز یه خورده مالیدم بعد بلندش کردم تی شرتمو در آوردمو دراز کشیدم گفتم نوبته توست نشست رو کمرم گرمای کسشو حس کردم یه خوردم خیس کرده بود خودشو بهش گفتم دیدی آبتو آوردم خندید گفت این که جایمو نگرفت حالا بزار من آبتو چجوری میارم شروع کرد مالیدنه کمرم همچین حرفه ای ماساز میداد حشری میکرد آدمو یهو افتاد روم شروع کرد کمرمو خوردن خیلی خوب بود یه خورده که خورد برگشتم گردنشو گرفتم آوردم پایین شوروع کردیم لبای همدیگرو خوردن همینطور خودشم میمالید بهم کس کش بلد بود چیکار کنه کم کم برش گردوندم خوابیدم روش تا لبم به گوشش خورد یه نفسه عمیق کشید دست کرده بود لای موهام گردنشو که خوردم افتاد به ناله کردن اون ناله میکرد منو بیشتر تحریک میکرد چند دقیقه ای گوشو گردنشو خوردم رفتم سراغه سینه هاش با دندونم سوتینشو زدم بالا واییییییی عجب سینه هایی سفت سر بالا درست همون طوری که دوست داشتم افتادم به جونه سینه هاش زبون انداختم لای سینش میخوردم رفتم سراغه سینه چپش نوکشو هی زبون میزدم یهو سرمو فشار داد رو سینش گفت بوخورش عوضی منم یه دستمو گذاشته بودم رو اون یکی سینش فشارش میدادم تند تند نفس میکشید 10 دقیقه ای سینشو خوردمو رفتم سراغه شیکمش با لبام بازی میکردم دست انداختم دگمه شلوارشو باز کردمو کشیدم پایین ووووووووووووایییییییی چه پاهایی شورتش لامبادا بود خیسه خیس با دندونم همچین کشیدمش پاره شد از پاش در اومد شوروع کردم خوردنه کناره های کسش رونشو میخوردم هنوز طعمش تو دهنمه ساقه پاشو میخوردم من عاشقه ساقه پام هی میگفت بیا کسمو بوخور منم ولکنه ساقش نبودم خلاصه رفتم یه لیسه سرتاسری زدم کسشو گفت جووووووووووووووووووننننننننننن از شدت شهوت کمرشو میگرفت بالا شروع کردم مثله دیوونه ها کسشو می خوردم یهو دیدم عضلاتش سفت شد جیغ کشید واسه چند ثانیه هم نفسش بند اومد فهمیدم ارضا شده بلند شد منو انداحت رو تخت شلوارمو با کمکه خودم در آوردو عینه کیر ندیده ها شروع کرد لیسیدنو<br />
هی میگفت جووووووووووووونننننننن کیییییییییییییییییییییررررررر همچین میک میزد که احساس میکردم داره دلو رودم از سره کیرم میزنه بیرون منم یادم رفته بود اسپری بزنم احساس کردم آبم میخواد بیاد سری کشیدم بیرون با آبه کسش شروع کردم مالیدم رو سوراخ کونش که گفت من از کون نمیدم بکن تو کسم منم سره کیرمو گذاشتم رو سوراخ کسش آروم کردم تو شروع کردم تند تند تلمبه زدن سحرم پاشو قفل کرده بود پشته کمرمو جیغ میکشید میگفت جووووووووووون کیرت تووو کسسسسسمه پاره کن کسمووووووووو انقدر کمرمو چنگ انداخت که احساس کردم داره میکنه پوستمو دوباره دیدم خودشو سفت کرد ارضا شده بود دیگه نا نداشت حرف بزنه یهو حس کردم آبم داره میاد گفتم داره میاد گفت بزار دهنم منم سری در آوردم گذاشتم دهنش آبم که اومد همچین میک میزد که پاهام لمس شده بود اونم تا قطره ی آخرشو خورد .نیم ساعتی جفتمونم نای تکون خوردن نداشتیم .بعد از اون روز فکر کنم 20 بار دیگه کردمش ولی هیچ کدومش دفعه اول نشد . امیدوارم خوشتون اومده باشه دوستان &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%af%d8%b1%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177784</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقتی نوک پشمش میگیره به بالای کیر , وج لذت تجربه میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%86%d9%88%da%a9-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88%d8%ac-%d9%84%d8%b0/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%86%d9%88%da%a9-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88%d8%ac-%d9%84%d8%b0/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Dec 2019 07:58:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاي]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمها]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كيركلفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميشدم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوري]]></category>
		<category><![CDATA[هركاري]]></category>
		<category><![CDATA[همانند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وارد محل ميشد اول از فیلم سکسی همه من آمارشو داشتم و هرجوري كه بود ترتيب اون كون قلمبه را ميدادم مخصوصاً كه يك پسر سفيد و سکسی هلوئي باشه خلاصه همه مرا توي محل شاه کس بعنوان كون كن مي شناختند. يك روز من هوس كردم كه يك تجربه اي از کونی كون دادن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>وارد محل ميشد اول از فیلم سکسی همه من آمارشو داشتم و هرجوري</h2>
<p>كه بود ترتيب اون كون قلمبه را ميدادم مخصوصاً كه يك پسر سفيد و سکسی هلوئي باشه خلاصه همه مرا توي</p>
<h3>محل شاه کس بعنوان كون كن مي شناختند. يك روز من هوس</h3>
<p>كردم كه يك تجربه اي از کونی كون دادن كسب كنم تاببينم كه چه لذتي براي اون كسايي كه كون ميدن</p>
<h4>داره جنده تصميم گرفتم فردا برم واين تجربه رابه دست بيارم</h4>
<p>همان روز رفتم و5تاواجبي خريدم و پستون رفتم از زيرگردن تا نك انگشتاي پام رو واجبي گذاشتم صورتم رو هم شيش</p>
<h5>تيغ كردم کوس شده بودم مثل هلو كه دلم ميخواستن خودمو</h5>
<p>حسابي بكنم ولي افسوس كه نميشد ولي همان روز يه كفدستي خوشگل به افتخار كون خودم زدم فردا ساعت 10 صبح از سکس داستان خونه زدم بيرون</p>
<h6>چون مي خواستم كه توي محله نباشم رفتم ایران سکس بيرون از</h6>
<p>محل چون خودم كون كن بودم وميدونستم آدماي كوني را ازكجابايد شناخت مثل اونا تريپ زده بودم كنار خيابون ايستاده بودم وماشينها بوق ميزدند ولي من سوار نميشدم كه يهو يك ماشين جلوي پام ترمز زد وگفت بيابالا من يه نگاهي به قيافه يارو كردم حدود 37الي 40ساله بود آدم تقريباً هيكلي كه وسط سرش هم مونداشت ولي سيبيل خوشگلي داشت همين كه سوار شدم دست انداخت روي رون پاي من وگفت خيلي وقت اينجا ايستادي من چيزي نگفتم گفت اهل حال كه هستي گفتم آره گفت پس بزن بريم گفتم پول ميگيرم گفت باشه باهم قيمت رو توافق كرديم و رفتيم. منو برد توي يك خونه بزرگ كه همه چيزداشت باغچه بزرگ، استخر،الاچيق اومد دستشو به دست من حلقه كردو رفتيم داخل درحين رفتن كمي هم كون قلمه آماده به كيرخورده منو نوازش ميكرد رفتيم توي حموم واي عجب حمومي بودبزرگ دنج ومجلل لباسهاي منو از تنم درآورد وقتي كه منواتوكشيده ديدآب دهنش راه افتادمعطلش نكرد منوخم كرد جوري كه سرم رابه كنج ديوارگذاشت وخودش مسلط شدبه كون من طوري بود كه من كيرشرو نديدم ولي معلوم بود كه خيلي ازمن حرفه اي كمي باكون من ور رفت ويه خورده آب دهانشوانداخت روي سوراخكون من وبادستش به همه جاي كونم ماليدوكم كم احساس كردم كه انگشتشوداره ميكن توي كونم من تودلم ميگفتم عجب خري ها كون به اين خوشگلي بجاي كير انگشت ميكنه بعداز اينكه انگشت كاريش تمام شددستشو برد وزيپ شلوارشو كشيد پائين من به همان حالي كه خم شده بودم از لاي پاهام ميخواستم يه ديدي بزنم ولي نميشد يك دفعه يه چيزي همانند گرز رستم رو روي سوراخ كونم احساس كردم عجب چيزي بود من تابه حال همچين چيزي رو نه در فيلمها ونه در هيچكس نديده بودم البته تازه داشتم احساسش ميكردم كه ديدم يه چيزي داره سورخ كون مراجر ميده يك سوزشي از سورخ كونم شروع شده بود كه نگو نپرس كم كم اين سوزش به تمام وجودم كشيده شد كه اشك توي چشمام جمع شد هيچ كاري نميتونستم بكنم مردتيكه عوضي خودش ميدونست چكار داره ميكنه كه سر منو به كنج حمام تكيه داده و تا آن لحظه اون كير كه مثل گرز ميمونه رابه من نشان نداده خلاصه هركاري كردم كه از زير اون مرتيكه كيركلفت فرار كنم نميشد جلو كه نميتونستم برم عقب هم كه ميومدم پاره ميشدم ، سوراخ كونم داشت آتيش ميگرفت وچشمام مثل بارون بهاري داشت اشك ميريخت وگاهي هم التماس ميكردم يارو هي ميگفت الان تموم ميشه الان تموم ميشه بعد از يك رب ساعت احساس كردم كه توي كونم يه غوري آب داغ ريختن اون ارضا شد ومن فنا شدم وقتي كه كيرشو ازكون من كشيد بيرون ديدم همانند يه مار كلفت با يه كله اندازه سرگربه اما خوني بله سوراخ كون بنده پاره شده بود ديگه چاره اي نبود خود كرده راتدبير نيست رفتم سراغ توالت ديدم شكمم مثل مشك پر آب داره صدا ميده يه آهي كشيدم، وقتي سر كاسه توالت نشستم كه اين مشك پر از آب مني را تخليه كنم تازه فهميدم كه چه عجب غلطي كردم هر طوري كه بود خودم و جم وجور كردم مردتيكه كيركلفت منو همان جايي كه سوارم كرده بود رسوند من مثل كسايي كه توتابستون لاي پاهاشون عرق سوز ميشه داشتم به سمت دكتر ميرفتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%86%d9%88%da%a9-%d9%be%d8%b4%d9%85%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88%d8%ac-%d9%84%d8%b0/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177781</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پرستار خرآب و کس دادن به بیماران سیخ کرده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%d8%a2%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%d8%a2%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Dec 2019 09:00:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[فرمانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورمو]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همسرتون]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[21 سالم بودیک روز تو فیلم سکسی خانه روبروی ما یک همسایه جدید اومد یک زن و شوهر با یک دختر ولی از اونجایی که زنه زود سکسی ازدواج کرده بود و زودم بچه دار شاه کس شده بود وقتی با دخترش بیرون میومدن فکر میکردی 2تا خواهرن البته اینم بگم که کونی مینا خانم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>21 سالم بودیک روز تو فیلم سکسی خانه روبروی ما یک همسایه جدید</h2>
<p>اومد یک زن و شوهر با یک دختر ولی از اونجایی که زنه زود سکسی ازدواج کرده بود و زودم بچه</p>
<h3>دار شاه کس شده بود وقتی با دخترش بیرون میومدن فکر میکردی</h3>
<p>2تا خواهرن البته اینم بگم که کونی مینا خانم بیبی فیس بود و خیلی خوشگل و خوش هیکل بود راستی من</p>
<h4>بچه جنده فرمانیه هستم و خونمون ویلایی ولی خونه اینا آپارتمان</h4>
<p>بود بگزریم همونطور که گفتم اوایل پستون که اومدن تو محل ما من فکر میکردم با دخترش 2تا خواهرن ولی بعد</p>
<h5>از یک کوس ماه فهمیدم که مادر دخترن و اینم بگم</h5>
<p>که من عاشق این خانم شده بودم و روزهایی که تو کوچه به پست هم میخوردیم من خیلی سلام علیک گرم با سکس داستان خودشو خانوادش میکردم</p>
<h6>جوری شد که من با شوهر این خانم ایران سکس بعد از</h6>
<p>یک ماه دوست صمیمی شدیم و هر وقت تنها میشد زنگ میزد به من تا برم خونشون با هم مشروب بخوریم. رابطه ما همین جوری ادامه پیدا کرد و منم از خیر این خانم گزشتم و دیگه بهش فکر نمیکردم راستی اینم بگم من هم قیافم خوبه هم قدم187 و وزنمم 87 و یک کیر 20 سانتی خیلی کلفت دارم چند ماهی گذشت یک روز من سگم رو بردم پشت بام و یک صحنه جالب دیدم پشت بام ما روبروی اتاق خواب مینا خانم بود و راحت میشد دید و بعد دیدم خانم داره در حمام اتاق خواب رو باز میکنه و لخت شده کامل میره تو همونجوری بغل کولر نشستم و نگاه کردم جوری که کسی منو نبینه 10 دقیقه ای تو حمام بود و منم از جام بلند نمیشدم تا بیاد بیرون همونجور لخت ببینمش تا اخر اومد وای واقعا هیکلش از قیافش چیزی کم نداشت قدش 170 بود بدن سفیدی داشت سینه هاش 75 بودولی کسش خوب معلوم نبود باستن پری هم داشت وای کیرم سیخ شده بود و میخواستم برم همونجا ترتیبشو بدم ولی نمیشد با لاخره یواش یواش لباساشو پوشید منم محو تماشا بودم که یک دفعه دیدم جلوی پنجره واستاده و منو داره میبینه زود دولا شدم که منو نبینه ولی فایده نداشت اون منو دید و با حرص پرده اتاق رو کشید خیلی ترسیدم با خودم گفتم حتما شب به شوهرش میگه و یه دعوایی راه میوفته ولی شب شد و هیچ اتفاقی نیوفتاد. بعد از اون دیگه پشت بام نمیرفتم و وقتی هم تو کوچه میدیدمش از خجالت سرمو مینداختم پایین تا یک یا دو هفته ای گذشت مینا خانم تو محل با مادر من فقط دوست شده بود و با هم سلام علیک داشتن یک روز اومدم خونه و دیدم خونه ماست رنگم پرید وقتی دیدمش و با هم سلام احوال پرسی کردیم و من رفتم تو اتاقم بعد از چند دقیقه اومدم پایین تو حال دیدم هنوز نشسته و از مادر من بافتنی داره یاد میگیره وقتی من اومدم پایین نشستم مادرم رفت واسم چایی بیاره که یک دفعه مینا خانم گفت دیگه پشت بام نمیری منو میگی سرخ شدم و معذرت خواهی کردم و گفتم که سو تفاهم شده و بعد اون خندید و گفت عیبی نداره ولی دیگه سعی کن نشه چون که خوشم نمیاد کسی منو دید بزنه و بعد مادرم اومد و حرفشو قطع کرد اونشب من خوابم نمیبرد و همش تو فکر بودم که چرا خندید ایا خودشم خوشش اومده بود تا دو روز بعد که دخترش اومد در خونمون و به من گفت که کامپیوتر خونشون خراب شده و مادرش گفته اگه میتونید بیایید ببینید منم بلند شدم و باهاش رفتم وقتی رسیدم خونشون دیدم مینا خانم یه تاپ پوشیده با یه دامن کوتاه که بالای زانوشه و یک چادر انداخته رو سرش جلوی دخترش شروع کرد به معذرت خواهی و ببخشید وقتتونو گرفتیم و از این حرفها شوهرش همیشه 6 عصر میومد خونه و از 7 صبح نبود دخترشم داشت اماده میشد بره دبیرستان اخه شیفت بعد از ظهر بود درست سر ناهار من رفته بودم اونجا بعد نشستم سر پی سی و روشن کردم دیدم مشکل ویندوز داره و بهش گفتم و ازم خواست درستش کنم منم رفتم خونه تا سی دی هامو بیارم بعد که اومدم دیدم دخترش داره از در میره بیرون و ما 2تا تنها میمونیم بهش گفتم حالا که کسی نیست میخواهید برم شب بیام که همسرتون هست ولی اون نزاشت و گفت ایرادی نداره و منو رفتم مشغول به کارم شدم بعد مینا خانم با یک صندلی و 2فش شربت اومد و نشست بغل من منم تشکر کردم و شروع کردم شربت رو خوردم بعد بازم شروع کرد درباره اونروز صحبت کرد که چرا داشتم نگاش میکردم منم از خجالت خیس عرق شده بودم و گفتم که منظوری نداشتم و بعد کل ماجرا رو بهش گفتم که دوسش دارمو و اولین روز که دیدمش عاشقش شدم بعد پا شد لیوان شربت رو برد با خودم گفتم حتما ناراحت شد ولی یک دفعه دیدم اومد و دیگه چادر سرش نیست و مستقیم اومد نشست رو پام دستش رو انداخت دور گردنم و شروع کرد به لب گرفتن اصلا باورم نمیشد که به ارزوم رسیده باشم منم مثل قحطی زده ها شروع کردم به لب گرفتن و با دستمم سینشو مالوندم چند دقیقه ای تو همین حال بودیم و من دستمو گزاشتم رو پاش و رفتم لای پاهاش همن که دستم داشت میرسید به کسش دستمو کشید و گفت بسته و دیگه نزاشت کاری بکنم بلند شد نشست رو صندلی و تا وقتی که برم با هم حرف زدیم و هر از گاهی کیرمو میمالید تا کارم تموم شد و رفتم بعد از 3 روز خانوادم واسه مجلس ختم رفتن شهرستان و من تنها موندم از اونجایی که مامان به مینا خانم گفته بود که میرن اونم میدونست من تنها موندم فردای انروز سر ظهر زنگ در خورد منم درو باز کردم و دیدم مینا خانمه اومد و یک ظرف غذا اوورد و گفت که مامانینا نیستن واست ناهار اوردم منم دعوت کردم بیاد تو و همونجا تصمیم گرفتم کارو یکسره کنم اومد نشست و منم رفتم 2تا رانی با یک شیشه ویسکی اوردم ولی مشروب نخورد و گفت فقط با همسرش مشروب میخوره و رانی باز کرد و شروع کرد به خوردن منم نشستم بغلش رو مبل بعد بهش نگاه کردم انگار منظورمو فهمید و لباشو اورد جلو و من شروع کردم به خوردن اونم همینطور تاپشو در اوردم بعدشم سوتین رو و شروع کردم به لیسیدن گردن ولاله گوشش بعد بلندش کردم بردم تو اتاق و وقتی رفت رو تخت پریدم روش و باز شروع به خوردن کردم در همین حال مینا خانم زیپ منو باز کرد و کیر سیخ شده منو در اورد وقتی دید یک جیغی زد و گفت جون عجب چیزیه منم تعجب کردم نه به اونروز که نزاشت دست به کسش بزنم نه به امروز که هیچ مقاومتی نمیکنه البته بعدا که ازش پرسیدم گفت دلیلش این بود که تو سکس خیلی سرو صدا میکنه و وقتی دست به کیر من زده بود و دیده بود کلفته ترسیده بود بلند جیغ بزنه و نزاشته بود که بیشتر پیش بریم خلاصه جفتمون لخت شدیم و مینا خانم به سختی کیرمو میکرد تو دهنش و ساک میزد بعد از 1 یا 2 دقیقه دیدم همچین حرفه ای می<br />
خوره و میماله که داره ابم میاد زود از دهنش در اوردم و خابوندم و شروع کردم از لباش وسینه هاش تا کل بدنشو لیسیدمو خوردم وقتی با زبونم چوچولشو میلیسیدم داد میزد که بکن بسه بکن منم بلند شدم و یک کانوم کشیدم رو کیرم بعد مینا رو دمر کردم واز پشت کردم تو کسش خیلی تنگ بود انگار که دختر بود تا کیرمو فرو کردم یک جیغ بلند کشید و منم شروع کردم به تلمبه زدن 5دقیقه ای تلمبه زدم ومینا هم صداش کل خونرو برداشته بود جوری اه ناله میکرد که منو حشری تر میکرد و سرعت تلمبه هام بیشتر میشد بعد دیدم بدنش لرزید و یه اهی کشید و بی حال افتاد منم بغلش دراز کشیدمو و شروع کردم به نوازش کردنو و بوسیدنش بعد گفت که تا به حال اینقدر سکس لذت بخشی نداشته و کلی ازم تشکر کرد و ازم قول گرفت که همیشه با هم باشیم و سکس کنیم بعد بلند شد و چون من ارضا نشده بودم باز شروع کرد به ساک زدن و دوباره کیرم سیخ شد و بعد نشست روش و کیرمو تا ته کرد تو کسش و شروع به بالا پایین شدن کرد جوری بهم حال میداد که الان یادش میفتم ابم راه میفته بعد منم همونطور با دستم چوچولشو میمالیدم به کیرم اینقدر بالا پایین شد و منم چوچولشو مالیدم که بازم ابش اومد و همونطور دراز کشید رو من منم که انگار نه انگار که ابم میخواد بیاد بعد خوابوندمش دمر رو تخت و یه تف به در کونش زدم و با انگشتم شروع کردم به مالیدن ولی اون نمیزاشت و میترسید میگفت تا حالا از عقب به شوهرشم نداده به خاطر دردش ولی با اصرار و مالیدن سوراخش راضی شد که بکنم بعد از کلی مالید کیرمم خیس شده بود کیرمو گزاشتم در کونش و با فشار کردم تو جوری که احساس میکردم کیر خودم داره جر میخوره و مینا هم شروع به جیغ و داد کرد که در بیار دردم میاد ولی من محکم بغلش کردم و اجازه ندادم تکون بخوره و اروم اروم عقب جلو کردم اینقدر تنگ بود که به یک دقیقه نکشید بعد از 10 تا تلمبه ابم اومد و زود کاندومو در اووردم و ریختم رو سینه هاش بعد همدیگرو بغل کردیم و دراز کشیدیم و تا عصر 2 بار دیگه با هم سکس کردیم و از اون روز به بعد ما هفته ای 2 یا 3 بار با هم سکس میکنیم و تا همین الانم ادامه داره و ما هنوزم مثل روز اول عاشق هم هستیم دوستان این یکی از داستانهای سکس منه و کاملا واقعی از بس داستانهای تخیلی دیدم اینجا تصمیم گرفتم اینو بنویسم و اولین داستان منه اگه خوب نبود معذرت میخوام ولی سعی کنید واقعی بنویسید راستی دفعه بعد داستان سکسم با دکترمو مینویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%d8%a2%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177682</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر کوچولوی خوشگل حسابی رو تخت سوراخ میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Dec 2019 07:39:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دلگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقيم]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همواره]]></category>
		<category><![CDATA[هميشگی]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هر چند همواره پدربزرگ و فیلم سکسی مادر بزرگ پدری ما را از</h2>
<p>لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه سکسی هميشه حس ميشد و تنها اميد</p>
<h3>ما شاه کس قاب عکس پدر بود . عمو صمد شريک</h3>
<p>پدرم که او را از صميم کونی قلبم می پرستيدم حق را ناحق نکرد و سرمايه پدر در شرکت را مايه</p>
<h4>دلگرمی جنده و کمک زندگی ما نمود بطوری که واقعاٌ در</h4>
<p>اين سالها فقط ما در رنج پستون دوری پدر بسر برديم من تنها پسر خانواده بودم و عزم کردم تا مطابق</p>
<h5>خواسته قلبی کوس و هميشگی پدر مرحومم تحصيل کنم و با</h5>
<p>جديت تمام وارد دانشگاه شدم عمو صمد با پذيرفته شدن من در يکي ازدانشگاههای تهران اين دلگرمی را داد که حتماً شرايط سکس داستان راحتی برای استقرارم</p>
<h6>در آنجا بوجود خواهدآورد و آپارتمانی خريد به ایران سکس نام وراث</h6>
<p>که من و دو خواهرم آسوده در غربت درس بخوانيم . کار شرکت نيز توسعه و رونق بيشتری گرفته بود و عمو صمد بيشتر به تهران تردد داشت و سرکشی مدام او خيال مادر را راحت کرده بود . يک عصر که از دانشکده به منزل برمی گشتم يک خودروی شخصی مقابل پای من ايستاد راننده مسن با رويي خندان گفت که اگر مستقيم ميروم مرا تا مقداری از مسير راه مرا خواهد رساند من سوار شدم و پس از کمی طی راه نگاهی به من انداخت و پرسيد دانشجو هستيد ؟ کوتاه پاسخ دادم بله مجدد سو.ال کرد حتماً هم مجرد !! گفتم بله به نظر قصد داشت تمام راه را برايم صحبت کند با لحنی معنادار گفت دلم به حالتان ميسوزد گفتم چرا ؟-آخه ما متأهل ها که هر هفته دو سه مرتبه شبها خودمون را شارژ ميکنيم باز هم دلمون ميخواد يکی رو پيدا کنيم وای به حال شما . منظورش رو فهميدم اما شايد هول شدم که جواب دادم چه کنيم که مجبوريم بزنيم تو سر اين طفلکی و به جلوی خودم اشاره کردم خنديد و با دست به روی پای من که کنار دستش بودم زد طوری که به نزديکهای بالای رانم دستش کشيده شد و گفت چرا بزنی به سرش گناه دارد و بدون مقدمه دستش رو گذاشت جلوم من گفت زود راست ميشه ؟! حسابی ترسيده بودم گفتم مرسی پياده ميشم گفت مگه نميخوای با هم بريم خانه جواب دادم نه من سر راه کار دارم هاج و واج من را نگاه کرد و دورشد رفت وقتی اومدم خونه رنگ به رو نداشتم و داشتم از ترس ميمردم ولی فهميدم عمو صمد اومده و چون کليد داشته رفته بود حمام گرفته بود اما فکر ميکرده من ديرتر خواهم آمد با حوله دور کمرش وسط نشيمن ايستاده بود سلام کردم و عذر خواستم بدون در زدن اومدم اما البته از آنچه که شده بود ناراضی هم نبودم چون برای اولين بار ميديدم که عمو صمد چقدر بدن ورزيده ای دارد بازوهای ستبر و سينه پهنش واقعاً ديدنی بود با اين سن هنوز ماهيچه های شکمش منثل يک ورزشکار بنظر ميرسيد ولی يک تفاوت مهم بدن عمو صمد اين بود که تقريبا هيچ جايي از بدنش نبود که بدون مو نباشه . تمام اين هيکل ورزيده و زيبا از پشم سياه پوشيده شده بود و کمتر ميشد فهميد که لباس دارد يا اين بدن برهنه اش هست حتی وقتی پشتش رو به من کرد شونه ها و کتفش مثل سينه اش سياه از پشم بود. خلاصم من مبهوت بدن پشمالوش بودم و سر جا خشکم زده بود اما انگار عمو صمد متوجه چيز ديگه شده باشه سوال کرد عمو جان چرا رنگت پريده و با اصرار زيادش مجبور شدم ماجرای راه دانشگاه رو براش تعريف کنم. وقتی تمام شد کلی به من خنديد و گفت همين ! تو برای همين اينقدر ترسيدی ؟! تو که نبايد از اينچنين مطلب ساده ای بترسی . من گفتم آخه روزانه ماجراهای زيادی در روزنامه ها مينويسن که به اين شيوه کسی رو کشته اند دوباره خنديد و گفت نه بنده خدا قصد بدی نداشته ميخواسته کمی لطف در حقت کنه و سرگرمت داشته باشه . و بازوشو دور کمر من گذاشت و منو برای آرامش کشوند سمت کاناپه . کنارم نشست و پرسيد حالا بگو عمو برای اين حسی که داری چه ميکنی ؟ منو مثل يک دوست صميمی بدان و راحت بگو بهرحال شما جوانی و غريزه جنسی در همه وجود دارد چون هميشه سرم گرم درس و دانشگاه بوده اعتراف کردم که راستش از اين جهت عقب مانده از دنيا و همسن و سالان هستم منو تو بغلش محکم گرفت و به سينه برهنش چسبوند و سرم و بوسيد و کلی قربون صدقه من شد که چقدر من پسر نجيبي هستم و گفت نگران نباش عمو ميخوام امروز چيزی بهت نشون بدم که راه غلبه به ترس از اين موارد رو آموزش ببينی .بوی عطری که به سينش زده بود دلچسب بود و دوست نداشم اين کار تمام بشه و لابلای موهای سينه عمو رو بو ميکشيدم آرام آرام نوازش های عمو صمد از طرف سرم به صورت کشيده شد و سينه های منو ملايم نوازش کرد و به طرف شکمم دستش رفت از جانبی نگران شرايط بودم و از طرفی هم به اين دليل که از کودکی هميشه عمو صمد را دوست داشتم از اين کارش خوشم اومد لبش رو گذاشت روی پيشانيم و بوسيد و گونه ام رو هم بوسيد و برای اينکه وضعيت منو محک بزنه آروم با زبونش ليسيد . و به طرف لبام رفت من هم لبش رو بوسيدم و عمو صمد زبانش رو با فشار داخل دهانم کرد حسابی داغ شده بودم و احساس ميکردم قلبم دارد تاپ تاپ صدا ميکنه همين موقع عمو صمد حوله دور کمرش را باز کرد و دست منو گرفت گذاشت روی کيرش . هنوز کير عمو صمد سفت و راست نشده بود ولی حسابی کلفت و دراز بود و سر قرمزی داشت معلوم بود که يک هفته قبل کيرش رو اصلاح کرده باشد چون پشم کوتاه و زبری داشت اما الباقی بدن همچنان سياه و پشمالو بود هيچ وقت فکر نميکردم عمو صمد که سفيد پوست و تر و تميز و اصلاح کرده ديده بودمش اينقدر پشمآلو باشه با دستم کمی با کيرش ور رفتم اون هم زيپ شلوارم را پائين کشيد و بدنبال کيرم دستش رو برد لای شورتم . اين کار عمو صمد آرامشی به من داد که فقط قصدش از اين کار پاره کردن کونم نيست. خلاصه با دستم بيشتر کير و خايه هاش رو که هر کدوم اندازه يک گلابی بزرگ بودند ماليدم. حسابی کيرش بلند شده بود. کير سفيد با سر قرمزش که کلفت و گوشتی بود ديدنی بود عمو منو بلند کرد و لباسهام رو از تنم درآورد . کيرم رو که از شورت درآورد با دستش گرفت و گفت به به ! عجب خوشگله و بدون هر توضيح ديگه تمام کيرم رو برد داخل دهانش و شروع به مکيدن کرد واقعاً نميدونم اين کار چقدر من را سست کرد ولی ناخودآگاه من هم روی عمو صمد دراز کشيدم و کيرش رو به دهانم نزديک کردم تمام کيرش داخل دهانم جا نشد سرم را نگه داشت و با فشار سر کيرش رو به دهانم فرو کرد طوری که به حلقم خورد و نزديک بود بالا بيارم با زبون خايه ها و لای پاهام رو ليسيد و با حرکت سر و چشم فهموند که من هم ه<br />
مين کار را بکنم سرش را بيشتر لای پاهای من برد بطوری که زبانش را گذاشت روی سوراخ کونم و شروع کرد به ليسيدن سوراخم اينقدر اين کار شيرين و دلچسب بود که پاهام را بازتر گذاشتم و البته من هم همين کار را کردم زمان زيادی طول کشيد و ما ادامه داديم عمو صمد بلند شد و اين دفعه نشست روی سينه من و کيرش رو روی کيرم گذاشت در قبال کير کلفت و دراز اون من چيز قابلی نداشتم هر چند که هر از گاهی عمو صمد قربون همه چيز من ميشد از اندازه کيرم تا رنگ نسبتاً تيره خايه هام . چند بار بالا و پائين رفت و من زير فشار کيرش داشتم لذت ميبردم سرش رو گذاشت روی نوک سينه ام و با زبونش ليسيد و با دست هم نوک سينه ديگم رو ميماليد من هم همينکار رو کردم تازه فهميدم که ليسيدن نوک سينه های پشمالوی عمو صمد واقعا لذت وصف ناشدنی داره و اصلاً دوست نداشتم اين کار تمام بشه دوباره کيرش رو اورد جلوی صورتم آب شفاف و بی رنگ فراوانی از سر کيرش سرازير بود با شهوت تمام کيرش را محکم با دست گرفتم و شروع کردم با قدرت مکيدن سر کيرش و با دست ديگه هم زير خايه هاشو ميماليدم . عقب رفت و کيرش رو از دهانم بيرون کشيد پاهام را داد بالا و گذاشت روی شونه هاش اول با انگشت حسابی سوراخم را ماساژ داد و انگشتش رو داخل کونم فرو کرد و چرخوند حس خوبی بود و درد نداشتم اما انگشت دومی را هم که فرو کرد دردم اومد خنديد و گفت قسمت سختش همين جاست الباقی راحت انجام ميشه با چند بار چرخاندن انگشتاش اين درد تمام شد سر کيرش را با چند بار تف زدن به تمام کيرش و سر گندش خيس کرد و به آرومی کمی فشار داد سر کيرش که داخل شد ميشد تمام داغی اون رو حس کرد صبر کرد به اين کار عادت کنم و اين دفعه کمرم را هم کمی بالا داد و يک کوسن گذاشت زير کمرم بعد هم روی سينه من دراز کشيد و سر کيرش که به بهترين وضعيت داخل شده بود با فشار بيشتر هل داد تا ته رفته بود و با هر ضربه تلمبه که به من ميزد برخورد خايه هاش به زير سوراخ کونم را کامل حس ميکردم . داغ داغ شده بود و از همه بدنش عرق روان بود زير بغلم را داد بالا و با زبان ليسيد قلقلک و شهوت زيادی داشت من هم زير بغل های عمو صمد را که پشمالو بود ليسيدم و اين کار را براش عاشقانه انجام دادم احساس ميکردم دوست دارم همه کاری براش بکنم برای همين همديگر را ليسيديم و ماليديم قبل از اينکه آبش بريزد کيرش را از کونم بيرون کشيد و به پشت خوابيد و گفت حالا نوبت توست که منو بکنی سوار به پشت پر پشم عمو حتی اگر نمی کردمش هم برای من جالب بود اما مطابق کاری که ياد داده بود اونو آماده کردم و کيرم را گذاشتم تو سوراخش کمی کونش را بالا داد و من از زير کير و خايه هاش رو ماليدم خوشش آمده بود گفت هر وقت خواست آبت بياد بگو . داشتم ديگه به اوج ميرسيم که عمو فهميد برگشت و کير منو گرفت دوباره شروع کرد به مکيدن کيرم ديگه طاقت نياوردم و از سر کيرم مثل يک آتش فشان خروشان آب شروع به فوران کرد عمو صمد هم کير منو گذاشت تو دهنش و آب از کنار دهنش بيرون ميريخت وقتی تمام شد دوباره محکم کيرم را مکيد و تا آخرين قطرات آب کيرم را بيرون آورد حالا دوباره نوبت من بود کير عمو صمد را دستم گرفتم و براش مکيدم فريادش به هوا بلند شد و مثل فواره آب از کير کلفت و گوشتی عمو بيرون زد مزه خوبی داشت داغ و کمی شيرين و دهانم رو پر کرد و از صورتم ميچکيد . تمام اتاق پر شده بود از بوی آب کير عمو صمد .به نفس نفس افتاده بود و عرق فراوان از تمام بدنش سرازير بود بلند شدم و تمام بدنش رو ماليدم و ليسيدم و بعد کنارش دراز کشيدم . اون شب عمو صمد تمام ترس من از سکس و مردان غريبه ای که ممکن هست به فکر شکار پسران خوشگلی مثل من باشند را ريخت ولی شروع يک رابطه صميمی بين ما شده و الآن پس از يازده سال من هنوز ازدواج نکرده ام و هميشه عمو به بهانه های زيادی به ديدن من مياد و شب را با من ميگذراند .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177688</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خیانت زن جنده برای بهتر کردن حال و هواش  تو زندگی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيارش]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتي]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سيبيلو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[هستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خيلي شهوتي شده بودم حوس فیلم سکسی كردم كه بدم.يادم رفت بگم كه من يكي دو بار دادنو تجربه كرده بودم ولي چون هميشه ميترسيدم كه يكي سکسی از دوستام يا اشناها بفهمه كه من شاه کس گي هستم محتاط عمل ميكردم به هيچكس اعتماد نداشتم ولي اون شب فرق ميكرد دلمو کونی زدم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خيلي شهوتي شده بودم حوس فیلم سکسی كردم كه بدم.يادم رفت بگم كه</h2>
<p>من يكي دو بار دادنو تجربه كرده بودم ولي چون هميشه ميترسيدم كه يكي سکسی از دوستام يا اشناها بفهمه كه</p>
<h3>من شاه کس گي هستم محتاط عمل ميكردم به هيچكس اعتماد نداشتم</h3>
<p>ولي اون شب فرق ميكرد دلمو کونی زدم به دريا گفتم بايد امشب بدم.برا همين با ماشينم راه افتادم رفتم دمه</p>
<h4>چهار جنده راه كالج دور زدن البته اكثر شبا كارم بود</h4>
<p>ولي فقط ميچرخيدم.ادماي زيادي اونجا با پستون ماشين دور ميزنن كه يه پسر پيدا كنن و باهاش سكس كنن ولي من</p>
<h5>ميترسيدم.اونشب يه کوس يك ساعتي چرخيدم ادم درست حسابي پيدا نكردم.ديگه</h5>
<p>نااميد شده بودم ميخواستم برگردم خونه كه تو چهارراه وليعصر احساس كردم يه ماشينه دنبالمه.اومد كنارم ديدم يه دوو سيلوه.يه مرده تقريبا سکس داستان 36 ساله بود</p>
<h6>سيبيلو البته با كلاس به نظر ميومد.توجه نكردم ایران سکس به راهم</h6>
<p>ادامه دادم ولي حواسم بهش بود كه هي مياد كنارم نگام ميكنه.رفتم طرف خيابون ويلا شل كردم اومد كنارم شيشمو دادم پايين سلام كرد گفت پزيشنت چيه.منم خودمو زدم به اون راه گفتم يعني چي.گفت ديدم داري دمه يوني ميچرخي.پيش خودم گفتم ادم خوبي به نظر مياد .هيچي نگفتم .بهم گفت من جا دارم مياي بريم ؟گفتم كجا هست؟گفت نارمك دفتر كارمه.بيا دنبالم.بعد گازشو گرفت رفت .منم كه دنباله همچين موردي بودم دنبالش رفتم.دمه يه ساختمون نگه داشت پياده شد .منم پياده شدم.(شبايي كه مرفتم بيرون به خودم ميرسيدم تيپه سكسي ميزدم)يه شلوار جين تنگه پاره كه شورتم معلوم بود با يه تيشرت تنگ.دره ساختمونو باز كرد گفت دنبالم بيا.رفتيم طبقه 3 گفت بيا اينجاست.يه دفتر كوچيك ولي خيلي شيك.تا اومديم تو يه چراغ روشن كرد البته نورش خيلي لايت بود.يه مرد هيكل متوسط خوب بود.گفت چند سالته گفتم 21.ديدم داره لباسشو در مياره داشتم ميمردم از شهوت.اومد جلو بغلم كرد گفت لخت نميشي؟ منم تيشرتمو در اوردم (بدنم اونموقه كم مو بود كه من هميشه ميزدم)نگاه كرد به بدنم گفت خوبه بدنت سكسيه .حرفشم ديونه ترم كرد.صورتشو اورد جلو شروع كرد لب گرفتن.تا اون موقعه با مرد سن بالا سكس نداشتم اون 2 بار سكسم با يه پسر همسنم بود.وقتي ازش لب ميگرفتم حس خوبي بهم ميداد.دستاشو برده بود پشتم با كونم ور ميرفت .دكمه شلوارمو باز كرد شلوارمو كشيد پايين.ديگه در اختيارش بودم هرچي ميگفت انجام ميدادم.يه شورته سكسي پام بود دست انداخت تو شورتم با كونم ور ميرفت.بعد شلوارشو در اورد نشست رو مبل گفت بيا ساك بزن .منم تا كيرشو كردم تو دهنم حالم بد شد .ولي اون ولكن نبود ميگفت بخورش.چشامو بستم شروع كردم به خوردن كيرش.ديگه بهم مزه ميداد.بعد گفت برگرد ميخوام بكنم تو كونه قشنگت.بهش گفتم اخه كيرت گندست من فقط 2 بار دادم .كيرت تو تميره.به زور برم گردوند يه توف زد دمه سوراخم كيرشم كه با ساك زدن من خيس بود اروم گذاشت دمه سوراخم .اصلا تو نميرفت درد بدي داشتم.ازش خواهش كردم نكنه ولي اصلا گوش نميكرد .يه چند باري سعي كرد ولي كيرش تو نميرفت.گفت به حالت سجده بشين .منم نشستم يه دفعي كيرشو هول داد تو.تمام بدنم تير كشيد .ميخواستم داد بزنم از ترسم فقط گريم گرفت.نفسم بالا نميومد.اونم كيرشو همونجا نگه داشت .بهم ميگفت عزيزم يه چند ثانيه صبر كن الان دردت تموم ميشه.داشتم از درد ميمردم.كم كم دردم خوابيد اونم شروع كرد به تلنبه زدن.چند بار كه تلنبه زد خوشبختانه ابشم اومد .ابشو ريخت رو كمرم.من نميتونستم بلندشم.اومد كنارم بوسم كردازم معذرت خواهي كرد بهم گفت تاحالا كون به اين تنگي نكرده بودم .اين شمارمه هروقت دوست داشتي ميتوني بياي پيشم.بلندم كرد برد دستشويي.ابشو پاك كرد .منم يه ذره حالم اومده بود سره جاش.لباسو پوشيدم .اومدم بيرون.خيلي بهم حال داده بود .ولي اونشب از درد كونم تا صبح خوابم نبرد.داستاناي ديگه اي با مردا داشتم كه بعدا براتون مينويسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177700</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس تراشیده جنده خانوم از بزرگی کیر گشاد میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:29:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشته]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوبلکس]]></category>
		<category><![CDATA[دونفری]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخو]]></category>
		<category><![CDATA[شددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس]]></category>
		<category><![CDATA[کنمنمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوبوند]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[میاوورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفته]]></category>
		<category><![CDATA[میزدچند]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردنش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو خوندم تصمیم گرفتم رازمو فیلم سکسی بر ملا کنم .من اسمم سهرابه . 15 سالمه.من با مامانم زندگی میکنم.بابام اعتیاد داشت و از مادرم سالها بود سکسی که جدا شده بود.ما وضع خوبی نداشتیم.مامانم شاه کس 6 ماه بود که سرپرست باشگاه ورزشی پرورش اندام زنان شده بود.یعنی از همون روز کونی اول که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو خوندم تصمیم گرفتم رازمو فیلم سکسی بر ملا کنم .من اسمم سهرابه</h2>
<p>. 15 سالمه.من با مامانم زندگی میکنم.بابام اعتیاد داشت و از مادرم سالها بود سکسی که جدا شده بود.ما وضع خوبی</p>
<h3>نداشتیم.مامانم شاه کس 6 ماه بود که سرپرست باشگاه ورزشی پرورش اندام</h3>
<p>زنان شده بود.یعنی از همون روز کونی اول که برا کار رفته بود اونجا شد سرپرست.برای من خیلی عجیب بود که</p>
<h4>روز جنده اول استخدام شد و همون روز شد سرپرست.ناگفته نمونه</h4>
<p>کسی که مامانمو استخدام کرد (اسمش پستون بهرام بود)و اونو گذاشت سرپرسته قسمت زنان دنبال یه خانومه خوش اندام و خوش</p>
<h5>چهره میگشت کوس تا مشتریاش زیاد شن.خیلی ها میومدن و میرفتن</h5>
<p>و اونجا زیاد دووم نمی اووردن.یادم رفت بگم مامانم چهره زیبا و جذابی داشت.اندامه خیلی تراشیده و شیکی داشت فکر کنم همین سکس داستان باعث استخدامه مامانم</p>
<h6>شد.به چهرش بین 22 تا 24 میخورد در ایران سکس حالی که</h6>
<p>34 سال سن داشت زود ازدواج کرده بود که به مشگل بر خورد. خلاصه از وقتی که تو اون باشگاه کار کرد وضع ما خوب شد.دیگه دغدغه مالی نداشتیم.مامانم چند بار تو کنفرانسها و جلساتی که در مورد بدنسازی بود که تو کیش و رامسر برگزار شده بود رفته بود.داستان از اینجا شروع میشه که من امتحان داشتم و شب تادیر وقت بیدار بودم صبح که امتحان دادم اومدو خونه.انقدر خسته بودم که خوابیدم حول وحوشه عصر بیدار شدم خورشید داشت یواش یواش غروب میکرد من دیگه خوابم تموم شده بود .مامانم از باشگاه اومدو رفت یه دوش گرفت و به من گفت امتحانتو خوب دادی.منم گفتم اره بد نبود.شام و درست کرد و خوردیم.بعد تلویزیون نگاه کردم .مامانم هم داشت تو اتاقش با تلفن حرف میزد.چند وقتی میشد که تو این خونه اومده بودیم.از وقتی که مامانم تو اون باشگاه کار کرد ما تونستیم این خونه رو اجاره کنیم .خونه دوبلکس بود.پله داشت که دوتا اتاق طبقه بالا داشت.من هم تو یکی از این اتاقای پایین میخوابیدم.مامانم اومد و گفت سهراب دیر وقته برو بخواب.بعد رفت طبقه بالا تو اتاق خودش.چیزی که توجه منو جلب کرد لباسش بود.یه لباس مجلسی قشنگ که چسبیده بود به بدنش برجستگیه کونش وقتی از پله ها بالا میرفت با اون خط شورتش معلوم بود کمر باریک کون عقب ران هاش هم توپر. وقتی از پله ها بالا میرفت قمبلهای کونش اروم بالا پایین میرفت.من فکر کردم یادم قدیما کرده .رفتم تو اتاقمو خوابیدم. به هزار مکافات خوابیدم ولی یه ساعت بعد بیدار شدم.دیگه خوابم نیومد.اومدم بیرون تا اب بخورم.خونه تقریبا تاریک بود و صدای مامانمو آروم شنیدم .اروم رفتم بالا تا ببینم خوابه یا داره با تلفن حرف میزنه.در اتاق بسته بود ولی فقط یه بار صدای خنده مامانمو اروم شنیدم.نور کمی از زیر در معلوم بود فهمیدم احتمالا رفته حموم.داشتم برمیگشتم که کنجکاو شدم مامانمو دید بزنم.تصمیم گرفتم از اتاق بغلی که بالکن یا تراسش با اتاق مامانم مشترک بود برم و دید بزنم.رفتم در بالکن اتاق بغلی رو باز کردم و پشت شیشه پنجره اتاق مامانم رسیدم.چند تا رخت اویزون بود که باعث میشد کسی منو نبینه.شانسی که اووردم یه کم از پرده اتاق کنار رفته بود که باعث میشد دقیق داخل اتاقو ببینم.یهو چشمم به در باز حموم داخل اتاق افتاد.باورم نمیشد مامانم با شرت و سوتین داخل حموم ایستاده بود وای اب دهنم خشک شده بود.کیرم راست راست شده بود تا حالا زنی و اینجوری لخت ندیده بودم.شکم مامانم داخل بود سینه ها به اندازه سیب کونش عقب هر کدوم از قمبلاش به اندازه توپه هندبال.باورم نمیشد عجب اندامی خیلی قشنگ بود تقریبا قدش به 180 س م میرسد و ران های توپری هم داشت.منم ایستاده بودم با کیره راست.لحظه حساسی بود همینطور که داشتم نگاه میکردم چیزی رو دیدم که باورم نمیشد یهو یه دست تیره رنگی از پشت در که من دید نداشتم اومدو مامانمو از پشت بغل کردو از جلو سینه های مامانمو گرفت قلبم داشت تند تند میزد سینه های نقلی مامانمو گرفت و فشار داد مامانمم جیغ زد و گفت آی یواش البته با خنده.مامانم تا زیر گردنش میشد.یه کم که زیر نور اومد دیدم آقا بهرامه صاحب باشگاه شوکه شده بودم هیکل آقا بهرام درشت بازو هاش به اندازه ران مامانم میشو تمامه بدنش عضله بود. یعنی اگه مامانمو بغل میکرد مثل این بود که یه بچه 7 سال رو من بغل کنم.دو تا دستشو انداخت بغل سوتین مامانم وقتی کشید سوتین مامانم 4 یا 5 تیکه شدسینه های مامانم افتاد بیرون با دو تا دستش که از پشت انداخته بود سینه های مامانمو چنان فشار میدادو میکشید که درد و توچهره مامانم میدیدم.خیلی حشری بود بهرام.یه کم که جلوتر اومد کیر بهرام و دیدم باورم نمیشد 18 سانتی میشد کلفتیشم به اندازه مچ دست مامانم.یه لحظه وحشت کردم اب دهنم و نمیتونستم قورت بدم. خم کرد کون مامانم رو قمبل قمبل شد بعد نشستو از روی شورت سفید مامانم شروع کرد به لیسیدن که یهو شورت مامانمو پاره کرد زبونشو دیدم که برد لای کون مامانم صدای ملچ ملوچ کل اتاقو گرفته بود مامانم داشت یواش یواش جیغ میزد صورت تیره بهرام لای کون سفید مامانم خیلی شهوت برانگیز بودمامانم دستاش رو سکوی کنار حموم بود. داشتم نگاه میکردم که یهو چیزی رو دیدم که داشتم دیوونه میشدم یه نفر دیگه تو حموم بود.هم هیکل بهرام.وقتی رو سکو روبروی مامانم نشست دیدم پدرام دوست اقا بهرام.25 سالش بود 9 سال از مامانم کوچیکتر بود ولی هیکلش مثل بهرام بود.بچه پول دار محل بود.یه بی ام و گرون قیمت زیره پاشه.حالا فهمیدم که مامانم یه بار که تلویزیون نگاه میکردیم گفت که این بی ام و ها میگن فرمونه نرمی داره ضد سرقته و رانندگی باهاش میگن خیلی راحته.حالا فهمیدم که سوار ماشین پدرام شده ای داد بیداد.نشست جلوی مامانم کیرشو گذاشت تو دهنه مامانم.مامانم هم خیلی قشنگ براش ساک میزد باورم نمیشد انگار این بهرام و خیلی قبول داشت گه گداری میگفت اقا پدرام اینجوری خوبه حال میکنی اگه حال نمیکنی طوره دیگه ای بخورم.اعصابم داشت خورد میشددستاشو تو موهای مامانم کرده بودو محکم به طرف کیرش فشار میداد مامانم انگار که مجبور بود این کار و بکنه.یه دفعه بهرامو دیدم که بلند شد پاهای مامانمو از پایین جمع کرد و بلندش کرد مپل مامانی که بچشو میگیره که جیش بکنه ران های مامانمو از پشت گرفت و بلند کرد و از هم بازشون کرو مامانم رو هوا بود اقا بهرام مثل این بود که داره یه وزنه سبک رو بلند میکنهاومد که جاشو درست کنه برگشت و من کسه مامانمو دیدم وای چقدر کوچولو بود از بالای چوچولاش تا سوراخه کونش فقط 6 سانت بود خیلی<br />
خیلی تنگ بود الان میفهمم چرا پدرام بچه پولدار محل چرا داره با مامانه من حال میکنه کسه تنگ و اندامه منحصر به فرده مامانم.بهرام کس مامانمو اروم رو کیره پدرام تنظیم کرد پدرام هم کیرشو اروم تو دستش سیخ نگه داشت تا کس مامانم رو کیرش بیادسره کیرش که به کس مامانم رسید تقریبا کس مامانم دیده نمیشد کیره کلفتی داشت بهرام داشت مامانمو به سمت پایین فشار میداد تا کیره پدرام بره تو کس مامانم ولی چون خیلی تنگ بود به چپ و راست سر میخورد و تو نمیرففت. دو سه بار که اینجوری شد پدرام شهوتیه شهوتی شده بود عصبانی هم شده بود از چهرش معلوم بود نشست پایین دو تا از انگشتاشو خیس کرد با دهنش بعد کرد تو کس مامانم. مامانم یه دفعه جیغ کشید ولی پدرام توجهی نکرد و با عصبانیت تمام انگشتشو میکرد تو و در میاوورد مامانم هم لباشو گاز میگرفت.بعد از چند دقیقه پدرام بلند شد به بهرام گفت بیار تا دمه کیرم تنظیم کنمامانم همینجوری رو هوا بود پاهاشم که بهرام باز باز کرده بود تا کس تنگش باز شه.پدرام کیرشو گرفت تو دستش کوبوند دمه کس مامانم بعد اروم سرشو داد تو که دوباره سر خورد به بالا و پایینبعد از یکی دوبار تلاش بالاخره تونست سر کیره کلفتشو جاکنه تو کس مامانم .مامانم داشت داد میزد میگفت اقا پدرام اقا پدرام.ولی پدرام کیرش شق شق بودو توجهی نمیکرد منم راست راست کردم نمیتونستم برم جلو زورم به اونها نمیرسید.پدرام اروم کیرشو داد جلو به سختی تا نصفه کیرش رفت تو مامانم صدای نفسش تا بیرون میومد بعد از چند دقیقه فشار بالاخره کیر کلفته پدرام تا ته تو کسه مامانم رفت شروع کرد به عقب وجلو کردن که مامانم دستاشو گذاشت دمه سینه های بهرام و گفت اروم تر پدرام اروم تر دردم میاد.پدرام شهوتی تر شد و گفت جووون شروع کرد به تلمبه زدن صدای شالاپ شولوپ تا بیرون میومد کس مامانم شده بو یه سوراخ به قطر کیره پدرام همینطور که کیره پدرام تو کس مامانم بود رو سکوی حموم نشستو بهرام مامانمو گذاشت رو پدرامو بعد پدرام دستاشو حاقه کرد دوره کمره مامانم تا بلند نشه.یهو پدرام به مامانم گفت کیشو که یادت میاد .مامانم انگار برق سه فاز گرفتش.گفت نه نه اقا پدرام خواهش میکنم بزار بلند شم.هر چی تقلا کرد بلند شه نتونست پدرام در حالی که کیرش تو کس مامانم بود محکم گرفته بودش.مامانم دقیقا رو ران پدرام نشسته بود پدرام هم که کیرش پیدا نبود معلوم بود تا ته تو کس مامانمه.نمیدونم چرا مامانم التماس پدرام و میکرد یا به بهرام میگفت اقا بهرام تورو خدا.تو همین میان بود که پدرام دستشو روی گمر مامانم فشار داد این باعث شد کون مامانم از هم باز شه اقا بهرام هم یه تف بزرگ در کون مامانم انداخت وای وای میخواد کیرشو تو کونه مامانم کنه.الان میفهمم که مامانم که کیش میرفته برا کنفرانس برا دادن و تفریح میبردنش.میبردنش باهاش حال کنن تا بهشون تمامو کمال خوش بگذره.در واقع مامانمو میبردن اونجا با یه ارایشگر تا مامانمو براشون ارایش کنه تا بعد از دریا و عشق و حال بیان مامانمو بکنن تا تفریحشون کامل بشه.و دونفری میکردنش چیزی که مامانم ازش وحشت داره اینه بهرام سر کیره کلفتشو در کونه مامانم سر میداد سوراخه کونه مامانم اندازه یه نخود بود چه جوری میخواد کیرشو تو اون سوراخ کنه.وای انگشتشو خیس کرد اقابهرام اروم تو کون مامانم فشار داد رفت تو ولی مامانم گفت اووووف یواش ااایییی.دوباره اینبار با دو انگشت فشار داد تو مامانم داشتبه سینه پدرام فشار میاوورد تا بلند شه ولی نمیتونست وقتی انگشتشو در اوورد سوراخه کونه مامانم به اندازه انگشته بهرام شده بود بلافاصله سرکیرشو گذاشت دمه سوراخو فشار داد تو نمیرفت یه قوطی شبیه شامپو رو سکو بود گرفت و رو ی کونه مامانم ریخت روی سر کیره خودشم مالوند یه جور روغن بود دوباره که فشار داد یهو رفت ت ومامانم داشت تند تند اینورو اونور میکرد تا از دستشون فرار کنه ولی نمیتونست بهرام کیرشو اروم اروم تو کون مامانم میکرد و میگفت جوووون چه کونه تنگی جون .بعد به پدرام گفت من اماده ام.تا این و گفت مامانم دوباره گفت نه نه نه توروخدا نه.دونفری شروع کردن مامانمو به سمته بالا بردنو بعد ولش میکردن مامانمو تا سر کیرشو بالا میاووردنو بعد ولش میکردن تا اینکه تا ته کیرشو بره تو کسو کون مامانم.مامانم که زورش بهشون نمیرسید فقط داد میزد ای وای یواش ااییی بعد از 2 دقیقه پدرام مامانمو گرفت بهرامشروع کرد به تلمبه زد تو کونه مامانم اوووف اووووف مامانم در اومده دوباره دونفری چنان مامانمو میکردن که مثل این میموند که یه بچه اهو زیره چنگاله دوتا شیره قدرتمنده.بعد از یک دقیقه دونفری ارضا شدن و ابشونو تو کس کون مامانم ریختن.مامانم از حال رفته بود تقریبا .بعدش اروم مامانمو گذاشتن رو تخت و لباساشونو پوشیدن و اروم پایین و نگاه کردن یواش یواش در پایین و باز کردن و رفتن مامانم رو تخت بودو داشت خوابش میبرد.دیدم کنارش 4 یا 5 تا تراوله نمیدونم صدی بود یا پنجاهی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177703</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آوا جنده مامان گونه و کس به فاک رفته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:18:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایان]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیادمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرام]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نامرتب]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از</h2>
<p>آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست</p>
<h3>و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم</h3>
<p>بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش خوشم میاد در مورد اون میخام بگم دختر توپل و سفید عین</p>
<h4>برففففف جنده قد حدودآ 60 و وزنش هم 54 شاید &#8230;.خیلی</h4>
<p>هم با صلیقس خدایش وقتی میبینمش پستون دست پامو گم میکنم و تته پیته میشم نمیتونم حرف بزنم راستی اینم بگم</p>
<h5>من 19 کوس سالمه و اون 21 دوسال از من بزرگ</h5>
<p>تره&#8230;..همیشه وقتی میاد خونه ما اول دست پاچه میشم بعدآ عادت میکنم و خلاصه میتونم راحت باشم باهاش هر عید اون میاد سکس داستان خونه ما ما</p>
<h6>هم میریم خونه اونا خلاصه خیلی خونواده هامون ایران سکس باهم صمیمی</h6>
<p>هستند یه روز عید با داداش بزرگش و زند داداشش اومد خونه ما عید من خونه دوستم بودم اومدم دیدم خونه مهمونه رفتم تو حموم موهامو درست کردم یه کم ژل زدم اومد دیدم به به ببین کی اومده نزدیک بود دست پامو گم کنم رفتم با داداش دست دادم احوال پرسی کردیم با زن داداشش هم دست دادم رسیدم به خانوووم دست دادم داشتم از خجلات میر فتم تو زمین اون وقتی دید من خجلات میکشم خندید و من داشتم میممردممممم صورتم قرمزززز شده بود داشتم اینو اجساس میکردم خلاصه رفتم یه گوشه نسشتم بابام داشت با داداش حرف میزد و منم یه استکان چایی ریختم اونو که یواش یواش خوردم یه کم راحت شدم و به حالت عادی برگشتم مبایلمو در اوردم الکی مشغول شدم مامانم داشت با زن داداشش حرف میزد به خواهرام گفت برین برا نهار یه چیزی درست کنین رفتن بیرونننن خلاصه خانوووم بیکار مونده بود داشت در و دیوار رو نگاه میکرد دیدم بیکاره نگاه کردم تا چشم به چشمش خورد خندید منم خندم گرفت چون ما تو خواده ما خیلی به هم اعتماد داشتن بهم گفت رامین پاشو با هم بریم میخام از انترینت برام یه موضوع بگیری آخه دانشگاه میرفت منم گفتم باشه با هم رفتیم اتاقم خیلی نامرتب بود هه هه خجالت کشیدم رفتم سراغ کامپیوتر خلاصه کامپیوتر رو روشن کردم گفتم بیا بشین اومد نشت رو صندلی من منم نشستم پهلوشش داشتم براش در مورد استاد خوب تو اینترنت سرج میکردم هر چند ثانیه بهم نگاه میکردم و میخنید گفتم چته داشتم عصبی میشدم اینم بگم شهوتتت داشت از صورتم میریخت که یه هوووو خیلی اروووم اومد جلو دستشو گذاشت رو رونم گفت به چی فکر میکنی داشتم از شق در میمرمدممممممممممممم که گفتم به هچی دستشو خیلی اروم اورددد بالا اروم از رو شلوار کیرمو لمس کردم وایییییییییییییییییییییییییی بلهههه خانوم هم خیلی تو کف ما بود و ماهم خبر نداشتیم خلاصه اون نیم ساعت کلی براش موضوع گرفتم و پرینت کردم که اومدیم تو حال همه نشسته بودن مامانم صدا زد رامین برو با خواهرات کمک کن غذا رو بیارین دیگه خجلات نمیکشیدم راحت بودم بعد اوون لحضه نهار و خوردیم خلاصه شب شد میخاستن برن بابام نزاشت خیلی اسرار کرد خلاصه شام خوردیم و هر کی رفت بخابه داداشش با زن دادشش رفتن تو اتاق داداش بزرگم داداشم با زنش اینجان نیست لندنه واسه همین اونا رو اون شب راه دادیم مامان بابا رفتن اوتاقشوونن خواهرام هم رفتن بخابن خانوووم هم باهشوون رفت من هم رفتم تو اتاقم خابیدم صبح زووود داداشش با زن داداشش میخاستن برن به خانوم گفتن بیا بریم خواهرم خیلی اسرار کردن گفتن تو بمون فرادا رامین میرسوند&#8230;.خلاصه موندنی شد و اونروز هم دانشگاه نرفت&#8230;.خواهرام هم رفتن دانشگاه شووون بابا هم رفت سر کار من موند مامنم خانوممم&#8230;اون بهم گفت من اینجا حوصلم سر میره میشه بریم عکسای تو کامپیوتر و نگاه کنیم مامانم داشت با تلفن حرف میزد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;رفتیم دوباره نشست همون جا خییلی سریع کامپیوتر رو روشن کردم دیدم خیلی فرق کرده یه جوری شده شهوتی شده بوددد میدونست دیگه به جز مامان من دیگه هیچ کی نیست تو خونه یه هووو مامانم داد زد رامیییییییییییینن من دارم میرم خونه عموت برا دختر عموت خاستگار اومده میرم ببینم چی خبره منم گفتم باشه مامان جان خدااااااااااا از مادری کمت نمکنههه مامانم رفت درووو هم محکم پشت سرش بست و من موندم خانوووم خونههههههههههه&#8230;.اومدم خیلی سریع نشتستم کنارش قلب به سرعت داشت میزد شق کرد بودم اومد دوباره دستشوو گذاشت رو کیرم گفت ببینمش چی به روز این زبون بسته آوردی&#8230;&#8230;&#8230;.وای دیگه داشت خاب میدیدم تو حال خودم نبودم دستشو گرفتم اوردم حولش دادم رو تختم خودم هم پیردم روشششش خیلی داغ بودیم همین جور داشتم میخوررردمش لب میگرفتیم و حال میکردم پایین اودم گردننننننن داشتم خواب میدیدم اصلآ باورم نمیشد خقیقت داشته باشه نمیدونستم این غت حشری باشه من همین جور که روش بودم داشتم ماچش میکردم یه یه هوووو کف پاشووو گذاشت رو سینم حولم داد انورررررر نگران شدم داره چی کار میکنم که عین دیووننه ها لباساشو در آورد و یه کرست سفید با یه شرت سفید عین سگ بهم حمله کرد منم با زانو رو تخت نشسته بودم و اومد نزدیکم پیرهنمووو در آورد و رفت سراغ کمر بندم اونم بازش کردم منم شلوارمووو کشیدم پاینن و شرتم داشت پاره میشد که خودشو عین قلاب حلقه کرد دور گردنم خیلی داغغغ بود شرتش خیس شده بود داشت حال میکرد پاهاشو دور کمر حلق کرده بود و دستاشو هم دور گردنم منم با زوووور هر چی تمام تر باندش کردم و محمکم کوبیدمش رو تخت تخت هم خیلی نرم بوددددددددددددد صدای ملچ ملچ بلند شد حدود 13 دقیقه همیدگه رو خوردیم میگفت میخاممتتتتتتتتت کیر گنده هی داشت بهم میگفت کیر گنده داشت خندم میگرفت خیلی خیلی خوش بو هم بود لامذهب خلاصه جدا شدیم و رفتم سراغ سینه هاشش سفییییییییییییییییییییییید عین برف و نوکش هم صورتی سیخ شده بود و منم نخور که بخوررر خیس خیس شده بود سینه هاش اومدم پایننن نافشو هم لیس زدم رسیدم یه کوس شورتشو کشیدم پاین یه کس مثل هلوووووووووووووووووو سفییییییییددددد عین برف بدون حتی یه تار مووووو یه خط زیبا که وصل میشد به کوونش و خلاصه هر چی بگم کم گفتم من انتهای تخت بودم اوننن وسط بوددد دوباره حولم دا پشتم چسید به آهن عقبیه تخت من با زانو نشسته بودم همین که به پشت خابیده بود باسنش رو رونهای من بود که شورت تنش نبود کوسی که همیشه تو خاب میدیم الان جلو چشمام بود که از قسمت باسن خودشوووو بالا کرد گفتت بخووووووووووووووووووووووووو<br />
ورررررررر دست راستشو کرد تو دهشننننن و یه کم که خیس شد وباره دست چپشو کرد تو دهنش اونم خیس شد هر دوتار کشید بیرون یه کم اخخخخخخخخخخ توووف انداخت کف دستش و دستاش کاملآ با تفش خیس بودند محکم کوبید روی کسش گفت بخورررر چشمام از حدقه زده بود بیروون خیلی برام جالب بود آخه از حد بیشتر حشری شده بود منم یه لیس زدم هاااااااااااااهههههههههههه گفت و منم عین سگ خوردم گفت دارم ارضا میشم که دهنموو برداشتم شل شد گفتم الان نوبت توهههه بلند شدم کیرمو گذاشتم دهنش ساگ میزد خیلی هم رحفههههههههییییییداشت آبم میوم از دهنش در آوردم و گذاشتم لایه سینهای سفیدش خومووو از قسمت ناففف انداختم رو صورتش که همیه آبم خالی شد روی سینه هاششش شل شدم از تخت افتادم پیانننن اون که بی حال بود منمم داشت خابم میبرد جلدی بلند شدم گفتم پاشو الان همه میان بلند شد دیدم تخت خیلی نامرتبه اصلآ کلن نامرتبه رفتیم اول اون حمام کرد من لخت دم در حمام نشسته بودم خانووم بیاد بیرون اومد بیروننن دیدم لخته دوباره حشری شدم رفتم نزدیکش از در حمام که اممد بیرون حولش دادم به دیوارر حوله پوشیده بود به سینه برش گردوندم داشت میخندید کوسیییییییییی کیرمووو گذاشتم لای چاک کونش بالا پاین کردم 1 دیقیه یی ارضا همین که داشت آبم میووومد داخل حمام رفتم و دوش گرفتم وقتی اومد بیروون دیدم اتاقو مرتب کرده و خیلی ازش خوشم اومددد بعد هم ظهر شد خاهرام هم اومدند مامانم همه اومد شب که شد شام که خوردیم گفت میخام برم منم سوار ماشین کردمش بردم خونه شوننننن پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177657</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده انگلیسی وقتی بغل شوهر جدیدش هست خجالت میکشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Dec 2019 04:39:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایروبیک]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[براندازش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودباورم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمیه]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تناسلی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهاردست]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[ذهنتون]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[غافلگیر]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردناون]]></category>
		<category><![CDATA[کنمسریع]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نادیده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چهار سال پیش بود که فیلم سکسی شایان از حموم اومده بود و داشت توی اتاقش لباساش رو عوض میکرد و منم بی خبر از همه جا سکسی به هوای برداشتن یکی از سی دی شاه کس های شایان رفتم توی اتاق و اون صحنه رو دیدم.راستش خودمو معرفی نکردم.من مریم هستم کونی و 22 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چهار سال پیش بود که فیلم سکسی شایان از حموم اومده بود و</h2>
<p>داشت توی اتاقش لباساش رو عوض میکرد و منم بی خبر از همه جا سکسی به هوای برداشتن یکی از سی</p>
<h3>دی شاه کس های شایان رفتم توی اتاق و اون صحنه رو</h3>
<p>دیدم.راستش خودمو معرفی نکردم.من مریم هستم کونی و 22 سالمه.اولین رابطه ی جنسی که داشتم خوب پیش نرفت.اون موقع من18 سالم</p>
<h4>بود جنده و تازه با یه پسر دوست شده بودم و</h4>
<p>اونم سر دو هفته منو برد پستون خونشون ولی وقتی میخواست شروع کنه من ترسیدم و فرار کردم و دیگه با</p>
<h5>هیچ پسری کوس دوست نشدم تا وقتی که اون اتفاق افتاد.شایان</h5>
<p>برادر کوچیکم هست و 19 سالشه ولی چهار سال پیش و وقتی هنوز 15 سالش بود اولین تاثیر رو روی من گذاشت سکس داستان و اونم دیدن</p>
<h6>بدن لختش و از همه مهمتر آلت یا ایران سکس به قول</h6>
<p>شما پسرا کیرش بود.باورم نمیشد که یه پسر پونزده ساله کیر به این بزرگی داشته باشه.وقتی با هم روبرو شدیم هم من و هم اون غافلگیر شدیم به خاطر همین چند ثانیه فرصت پیدا کردم براندازش کنم.اویزون و شل بود و فکر کنم 10-15 سانتی میشد.با تعریفایی که از شیدا شنیده بودم اندام تناسلی پسرا موقع سکس به دو برابر حالت معمولی میرسید و نمیتونستم تصور کنم که کیر آقا شایان موقع اون کار چقدر میتونست بشه.بعد از چند لحظه شایان سریع دوید پشت میز کامپیوترش و داد زد:«حواست کجاست مریم.»من که هنوز گیج و منگ بودم سریع از اتاق شایان اومدم بیرون و رفتم توی اتاقم و شروع کردم به فکر کردن.اون موقع من یه دختر 18 ساله ی بی تجربه بودم و فکر میکردم من و برادرم شایان هیچ موقع نمیتونیم با هم رابطه ی جنسی داشته باشیم ولی اشتباه میکردم و چند سال بعد بالاخره این اتفاق افتاد.این اواخر متوجه نگاه های سنگین شایان روی خودم شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم.من از 15 سالگی کلاس ایروبیک میرفتم و حالا دیگه خودم مربی بودم و به خاطر همین هیکل خوبی داشتم و فکر کنم همین هم باعث جذب شایان شده بود.خیلی راحت میتونستم متوجه بشم که وقتی خم میشدم نگاهاش توی سینه هام بود و وقتی راه میرفتم مدام از پشت بهم نگاه میکرد و خب منم زیاد بدم نمیومد.این اتفاق ها گذشت تا اینکه یه شب اون اتفاق افتاد.من و شایان توی خونه تنها بودیم.نمیدونم چرا ولی اون شب لباس بازی پوشیده بودم.یه تاپ تنگ صورتی بندی که خیلی راحت خط سینه هام روی نشون میداد و یه دامن چین دار تا زیر زانو هام.اون شب شایان دیگه با نگاه هاش داشت منو میخورد تا اینکه حوالی ساعت 10 شب بالاخره کارش رو کرد.من توی آشپزخونه بودم و داشتم غذا میخوردم که شایان اومد و بی هوا از پشت خودشو چسبوند بهم.کاملا غافلگیر شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم.سریع گفتم:«چیکار میکنی دیوونه؟»دستمو بردم عقب تا شایان هل بدم که فهمیدم شایان هیچی تنش نیست.سریع برگشتم سمتش و دوباره خاطره ی اولین باری که کیر شایان رو دیدم برام زنده شد ولی این بار کاملا روی هوا سیخ بود و واقعا برای یه لحظه ترسیدیم.قطرش اندازه ی سه چهار سانتی بود و حدودا بیشتر از 20 سانت طول داشت.هنوز دقیقا نمیدونستم که چه اتفاقی قراره بیفته ولی با دیدن کیر بزرگ شایان یه دلهره ی خاصی توی دلم افتاد.شایان که متوجه شده بود من محو کیرش شدم دوباره اومد سمتم و این بار سریع تاپم رو داد بالا و شروع کرد با دو تا دستاش از روی سوتین سینه هام رو می مالوند.احساس میکردم قلقلکم میاد ولی اونقدر دلچسب بود که نمیخواستم تموم بشه.دیگه کامل خودمو تسلیم شایان کرده بودم.اونم کارشو خوب بلد بود.خیلی سریع تاپمو از تنم در اورد و بعد هم بند سوتینم رو باز کرد و انداختش یه گوشه و یهو شروع کرد به مکیدن سینه هام. اونقدر حس خوبی بهم دست داده بود که خودم ناخوآگاه دستم روی توی دامنم بردم و از زیر شرت شروع کردم به مالیدن کسم.شایان منو به دیوار چسبونده بود و با سرعت داشت سینه هام رو میخورد و منم هر لحظه بیشتر تحریک میشدم طوری که همینطور که شایان داشت سینه هام رو میخورد،خودم دامنم رو از پام در اوردم و انداختم گوشه ی آشپزخونه.شایان که متوجه کارم شد سریع دستش انداخت دور کمرم و بلندم کرد و بردم توی اتاق و گذاشتم روی مبل و خودش جلو نشست و دستاش رو برد که شرتمو در بیاره ولی نمیدونم چرا ناخوآگاه دستامو گذاشتم روی دستاش تا مانعش بشم.شایان تا این حرکتم رو دید دستاش رو برداشت و این دفعه زانوهام رو گرفت و پاهام رو از هم باز کرد.کسم کاملا خیس بود و شرت سفید رنگم کامل چسبیده بود بهش و شایان هم سریع از روی شرت زبونش رو گذاشت روی کسم.نمیدونستم جیغ بزنم یا ناله کنم.اونقدر به این کارش ادامه داد که وقتی میخواست شرتمو در بیاره اصلا متوجه نشدم و وقتی فهمیدم شرت پام نیست که زبونش رو روی چوچولم حس کردم.خیلی ظریف و آروم زبونش رو روی چاک کسم بالا و پایین میبرد و منم همزمان باهاش روی مبل خودمو بالا و پایین میکشیدم و غرق شهوت بودم. مطمئنا میدونست که من دختر بودم و هنوز نمیدونستم امشب قرار بود چه اتفاقی بیفته.چند دقیقه به خوردن کسم ادامه داد تا اینکه یهو از روی مبل بلندم کرد و گذاشتم روی زمین.به حدی شهوتی شده بودم که نمیدونستم داره چیکار میکنه.شایان سریع دو تا کوسن از روی مبل برداشت و منو دمر خوابوند و اون دو تا کوسن و گذاشت زیر شکمم طوری که کونم کاملا بالا اومد.اونقدری میدونم که همونطوری که دمر خوابیده بودم پاهام رو باز کرده بودم و خودم داشتم کسمو میمالوندم و منتظر بودم تا شایان دوباره بیاد.برای چند لحظه حواسم به خودم بود که احساس کردم یه چیز سرد با سوراخ کونم برخورد کرد.چشمام رو باز کردم و قوطی لوسیون بدن رو کنارم دیدم.به سختی گردنمو برگردوندم و دیدم شایان داره با لوسیون سوراخ کونم رو چرب میکنه. تازه یاد حرف دوستم شیدا افتادم که میگفت پسرا عاشق کون دخترا هستن.درسته شایان میخواست از سوراخ کون باهام سکس کنه.تصمیم گرفتم حرفای شیدا رو نادیده بگیرم و به این کار تن بدم.برای چند لحظه شایان خودشو روی من انداخته بود و کیرشو روی چاک کونم میکشید تا اینکه بلند شد و پاهام رو همونطوری باز کرد و بین پاهام نشست.سر کیرشو احساس کردم که روی سوراخ کونم گذاشته. اونقدر داغ بود که سردی لوسیونی که به سوراخ کونم مالیده بود رو حس نمیکردم.یه کم کیرشو روی سوراخ کونم تکون داد و چند تا ضربه با کف دستش به لمبرای کونم زد و آروم کیرشو فشار داد.برای یه لحظه احساس کردم میخوام منفجر بشم<br />
.نفسم بند اومد. نمی دونستم باید جیغ بزنم یا داد.اونقدر به خودم پیچیدم که به اولین ارگاسمم رسیدم.شاید دو سه سانتی کیر شایان توی کونم بود. همونطوری نگه داشته بود تا اینکه فشارو بیشتر کرد.میتونستم کیر بزرگ شایان رو حس کنم که داشت توی سوراخ کونم جلو و جلوتر میرفت و من فقط داشتم لبامو گاز میگرفتم و منتظر بودم متوقف بشه ولی اون کیر بزرگ تا کاملا توی کونم جا بشه خیلی مونده بود.شایان همینطور که جلوتر میومد بعضی موقع ها متوقف میشد و بعضی موقع ها یه کم عقب میکشید و دوباره جلو میرفت تا اینکه احساس کردم کاملا بدنش چسبیده به کونم و این یعنی کیرش رو تا انتها توی کونم کرده بود.اونقدر ها هم که شیدا میگفت سخت نبود و فقط وقتی میخواست شروع کرد درد عجیبی داشت.شاید برای دو دقیقه شایان توی همون حالت روی من خوابیده بود تا اینکه همونطوری که کیرش توی کونم بود کمرمو گرفت و کشید عقب و بلندم کرد طوری که توی حالت چهاردست و پا جلوش بودم و اونم پشتم بود.یه کم دیگه صبر کرد تا اینکه احساس کردم کیرشو داره میکشه عقب. فکر کردم میخواد در بیاره ولی وقتی کیرشو تا حدودا نصفه کشیده بود عقب دوباره با سرعت و قدرت بیشتر فرو کرد.یهو دوباره نفسم بند اومد.بازم این حرکتو تکرار کرد و یواش یواش سریع تر شد.فقط میتونستم حس کنم کیر بزرگش رو تا آخر میکشه بیرون و دوباره با شدت میفرسته تو.منم بیکار نبودم و دستم رو از زیر روی کسم گذاشته بودم و غرق شهوت بودم.دیگه دردی نداشتم و تازه داشتم اوج هم میگرفتم.شایان خیلی سریع کیرشو توی کونم جلو و عقب میکرد و صدای شالاپ شالاپ برخورد بدنش با بدن من بیشتر تحریکم میکرد.اونقدر به مالیدن کسم ادامه دادم تا به ارگاسم دوم رسیدم ولی شایان کارش تمومی نداشت.همینطوری سرمو گذاشته بودم زمین و از لای پاهام داشتم به کیر شایان نگاه میکردم که توی کونم عقب جلو میرفت.یه کم سوزش داشتم ولی به لذت نگاه کردنش می ارزید.کم کم احساس کردم سرعت شایان خیلی بیشتر شده تا اینکه یه آن شایان کیرشو تا ته کرد توی کونمو و منو محکم نگه داشت و احساس کردم برای چند لحظه کیرش کلفت تر شد و بعد شروع کرد به نرم شدن.شایان هلم داد و من دوباره افتادم روی کوسن ها و اونم روم افتاد و کیرش خیلی آروم از کونم خزید بیرون.یه کم همینطوری روم بود تا اینکه بلند شد و کنارم نشست و با دست شروع کرد به نوازش سوراخ کونم.احساس میکردم وقی انگشت شایان میره توش همینطوری باز میمونه.کوسن ها رو از زیرم برداشتم و نشستم و به شایان نگاه کردم.اونقدر غرق در لذت بودم که یه لبخند زدم و لبمو بردم جلو و شایان هم سریع لبمو بوس کرد.اون شب یه بار دیگه هم چند ساعت بعد با هم سکس کردیم و اون اتفاق اولین رابطه ی جنسی من با برادرم و کلا اولین رابطه ی جنسیم بود و حالا که دو سه ماهی میگذره شاید هفته ای یه بار یا دو هفته ای یه بار وقتی موقعیتش پیش میاد بازم به قول خود شایان بهش کون میدم.تازه متوج شده بودم که چه لذتی رو تو تمام این سالها توی خودم خفه کرده بودم و حالا برادرم داشت اون رو بهم تقدیم میکرد.لذت سکس بدون ترس.بدون واهمه از اینکه بکارتت رو ازت بگیرن و بدون ترس از اینکه بعدا بخوان ازت سو استفاده کنن.کاملا امن و مطمئن و لذت بخش.به تمام دخترایی که وبسایت شهوانی رو میخونن توصیه میکنم اگر برادری دارید و میخواید سکس رو شروع کنین بهترین کار همینه و سعی کنید یه جوری به طرف بفهمونید که راضی هستید.چمیدونم مثلا لباسای باز جلوش بپوشید یا اتفاقی بدن لختتون رو بهش نشون بدید یا هر کاری که به ذهنتون میرسه ولی این کارو بکنید و مطمئن باشید پشیمون نمی شید&#8230;.پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177636</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس ناز سه نفره با دو تا شاه کس سینه گنده خوردنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Dec 2019 04:39:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماسم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرماييد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[گوشيشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكه]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[يادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود از لحاظ درسي وضمون فیلم سکسی شبيه هم بود واسه همين باهام معلم خصوصي ميگرفتيم احمديه خواهر داشت كه 20 سالش بود ميدونستم من قيافم بد سکسی نبود اما خوبم نبود متوسط ! اما شاه کس خيلي بدنسازي كار ميكردمجونم براتون بگه ما 2تا معلم داشتيم رياضي خونه ما بود زيست کونی خونه احمدينا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود از لحاظ درسي وضمون فیلم سکسی شبيه هم بود واسه همين باهام</h2>
<p>معلم خصوصي ميگرفتيم احمديه خواهر داشت كه 20 سالش بود ميدونستم من قيافم بد سکسی نبود اما خوبم نبود متوسط !</p>
<h3>اما شاه کس خيلي بدنسازي كار ميكردمجونم براتون بگه ما 2تا معلم</h3>
<p>داشتيم رياضي خونه ما بود زيست کونی خونه احمدينا ! مامان احمد فوت كرده بود باباشم مندس بود وقتي من ميرفتم</p>
<h4>خونه جنده احمدينا خواهرش چايي اينا ميوورد خواهر احمد صدف به</h4>
<p>نظر من خوشگل بود با اين پستون كه يه كم چاق بود اما من واقعا ازش خوشم اومده بود قدش 165</p>
<h5>بود چشماي کوس مشكي ابروي كشيده صورت گرد وزنشم 75 اينا</h5>
<p>بود يه روز ما صبح كلاس داشتيم چون پيش بوديم 3 روز تطيل بوديم آقا يه صبح كه كلاس داشتيم ساعت 1 سکس داستان كلاسمون تموم شد</p>
<h6>صدف گفت آرمين جون ناهارو پيش ما بمون ایران سکس منم بابام</h6>
<p>امروز نيست گفتم منون بايد برم بعد كلي تعارف موندم جونم واستون بگه احمد رفت دستشويي منم زنگ زدم به خونه بگم آقا همين كه داشتم با تلفن حرف ميزدم چشمم به چشمه صدف افتاد يه لحظه ذوب شدم آخه واقعا خوشكل بود خلاصه ناهار خوردم شب اومدم خونه اصلا حال نداشتم بي رمق بودم ميدونستم پسري مثله منو به حساب نمياره زدم زيره گريه خلاصه 2ماه گذشت من ديوانه وار عاشق صدف شدم ديگه واقعا نميتونستم تحمل كنم از يه طرفم از احمد خجالت مي كشيدم تا اينكه يه روز تو مدرسه بوديم احمد گوشيشو داد كه آهنگ بزنم براش وسط ديدم گوشي احمد زنگ خورد احمدم آبخوري بود ديدم نوشته صدف شمارهناكس خيلي روند بود. منم فوري حفظ كردم بعد گفتم احمد خواهرت زنگ زده اون روز گذشت فرداش گذشت من به كلم زد بهش زنگ بزنم اما ترسيدم از من 2سال بزرگتر بود در ثاني منم قيافه نداشتم اما اون بدجور خوشكل بودگفتم خودتو كوچيك نكن بعد 1 هفته من رفتم خونشون احمد معلمو راه انداخت منم جزوه هامو برميداشتم يه دفعه صدف اومد تو گفت سلام من تا ديدمش 1دقيقه مات و مبحوت وايستاده بودم تا اينكه به خودم اومدم صدف گفت احمد كجاست گفتم دم دره خلاصه جونم براتون بگه رسيدم خونه داشتم ميمردم گفت زنگ ميزنم بهش مرگ يك بار شيونم يك بار زنگ زدم بهش گفتم الو سلام صدف خونوم گفت بله بفرماييد آقا جونم براتون بگه ما گفتيم صدف خانوم ميدونم من چندان قيافم خوب نيست اما بد جور ازتون خوشم مياد ميشه بامن دوست بشين يه ديگه لب تلفن خشكش زد وگفت مگه ميتونم به كسي كه دوسش دارم نه بگم اما 2تا شرط دارماولا احمد نبايد بفهمه دوم اينكه درساتو خوبه خوب بايد بخوني منم كه فكر ميكردم گفتم باشه 1ماه گذشت ما هر شب 1ساعت اينا حرف ميزديم دوشنبه شب بود كه داشتيم حرف ميزديم صدف گفت ديگه برو بخواب گلم ديره صبح بايد بري مدرسه سه شنبه ها ما كلا شيمي داشتيم نميرفتم شيميم خوب بود گفتم صدف جون نميرم بعد 15 دقيقه حرف زديم صبح ساعت 9 بود ديدم صدف ميزنگه گفت گلم احمد رفت مدرسه بابامم سر كاره مياي پيشم خوشكم زد بعد 1دقيقه گفتم چشم گلم ميام آقا ما حسابي به خودمون رسيديم موهامونو فشن كرديم عطر زديم و 9:30رسيدم خونشون ديدم صدف يه شلوار جين پوشيده با يه بلوز رفتم تو صدفمن و برد اتاقش بعد از پذيراي اومد جلوم نشت گفتم چطوري گفت خوبم گلم بعد من به چشماش خيره شدم گفتم صدف من بد جوري بهت وابسته شدم اگه تو ازدواج كني من ميرم اونم تو چشمام نگاه كرد و گفت ديوونه من فقط ماله تووم نميدونم چرا بي اختيار اشك از چشام اومد سرم و گذاشتم رو شنشو گفتم دوست دارم اونم تو چشمام نگاه كردو گفت دوست دارم بعد من لبام و نزديك لباي نازكش بردم بوسيدمش ديدم صدف دست انداخت گردنم لباشو گذاشت رو لبام يه 5 دقيقه همديگرو حسابي بوسيدم حسابي حشري شده بوديم داشتم ميمردم همين طور كه ميبوسيدمش دستمو خيلي آروم بردم رو سينش و فشارش دادم ديدم چيزي نگفت اين بار دو تا سينشو ماليدم ديدم بدجوري حشري شده بلوزيشو زدم بالا دوتا سينه تقريبا كوچولو داشت دهنمو گذاشتم رو سينشوشروع به خوردن نوك سينش شدم همين جوري داشتم ميكش ميزدم دستمو بردم اون يكي سينش اونم فشار دادم بعد دراز كشيد رو تخت و سينشو خوردم اونقدر خوردم كه نوكش قرمز قرمز شده بود ليس ميزدم آه ميكشيد نفسش تند شده بود رفتم پايين شكمشو ليس زنون رفتم پايين رسيدم دست بردم رو شلوارش كه بازش كنم دست رو دستم گذاشت گفت نه آرمين گفتم كاريت ندارم فقط ليست ميزنم گفت نه موداره نزدمش گفتم از رو شرتت بوسش ميكنم بعد دكمه و زيپشو باز كرم از رو شرتش يه بوس كردم بعد رفتم كنار روناشو ليس زدم آروم آروم اومدم بالا نزديكه شورتش شدم زبونم رو شرتش كشيدم بعد كناره شورتشو ليس ميزدم بعد شورتشو زدم كنار حدودا 2 سانتي متر كسش مو داشت آروم يه ليس از كسش زدم گفت چي كار ميكني ديوونه نگفتممو داره ليس نزن گفتم من همه جوره دوست دارم آروم زبونمو بردم رو كسش حسابي ليسش زدم با چوچولش حسابي ور رفتم حسابي خيس كرده بود خودشو اين بار پايين كوسشو يه 10 دقيقه ليس زدم ديگه التماسم ميكرد بسه بعد من لخت شدم آروم كيرمو گذاشتم لاي پاش دراز كشيدم روش بهش گفتم صدف ماله مني ديگه اونم گفت آره برا هميشه بعد شرو كرديم به لب گرفتن بعد برشگردوندم واي عجب كونه بزرگي داشت لاي كونشو باز كردم گفت آروم آرمين جان من يه تف به سر كيرم زدم سرشو بردم دم سوراخش يه كم فشار دادم گفت آي ولم كن درد داره گفتم يه كم صبر كن تموم ميشه كيرمو تو دهانه ي كونش نگه داشتم چسبيدم بمش دستمو بردم رو سينه هاش بعد پشت گردنشو آروم بوسكردم من داشتم از حال ميمردم نصف كيرمو بردم توش داد زد مردم درش بيار گفتم الان تموم ميشه گلم دستمو بردم گذاشتم رو كسش يه كم بازيش دادم 2دقيقه تو همون حال بوديم ديدم آبم مياد ميخواستم كيرمو در بيارم نتونستم آبم ريخت تو كونش بعد پا شدم يه بوس از لبش برداشتم ديدم ساعت12 گفتم گلم ديره الان احمد مياد. حدودا 7 ساله بعد من صدف باهم ازدواج كرديمنويسنده A&amp;Tنظر يادتون نره</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177640</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/37 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-21 08:20:59 by W3 Total Cache
-->