<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>اومدمن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%af%d9%85%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:36:35 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>اومدمن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم ناز دوست داره لیس و ساک و کرده بشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودماما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمعلوم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فکرشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14 سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه</h2>
<p>جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر</p>
<h3>دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14</h3>
<p>سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم یه کم خیلی دوسش دارم.اومده بودن خونمون.همه خواب بودن .رفت حموم.کمی بعد</p>
<h4>صدام جنده کرد.منم فک کردم حتما چیزی میخواد.رفتم.سرشو اورده بود بیرون.بعد</h4>
<p>با یه صدای لرزون بهم گفت: پستون سوگل میای یه کم از اون کارا بکنیم؟!منو میگی دیونه شدم&#8230;با عصبانیت نگاش کردم</p>
<h5>و رفتم کوس اتاقم.تصمیم گرفتم به خواهرش بگم..اما نگفتم.بعد با خودم</h5>
<p>گفتم دیگه باهاش حرف نمیزنم..اخه اون موقع ها زیاد از سکس و این چیزا خوشم نمیومد.خلاصه..اون چند روزی که اونجا بودن باهاش سکس داستان قهر کردم.خیلی ناراحت</p>
<h6>بود.معلوم بود هم پشیمونه و هم ترسیده از ایران سکس گفتنش.روز رفتن</h6>
<p>که شد دلم طاقت نیاورد.رفتم باهاش روبوسی کردم و با چشم گریون بدرقه اش کردم&#8230;..اینا گذشت&#8230;تا امسال عید..تو این وسط گاهی با هم اس میزدیم.چندبار هم اومد اینجا.اما چیزی نشد.فقط نگاهاش بهم تابلو شده بود.دائم زیر چشمی همه جامو دید میزد.امسال عید اومد.اون شب وقتی منو تو بغل شهاب دید..دیدم ناراحت شد..من دیونه هم هنوز عاشقش بودم.اما بهش نمیگفتم.به خیال اون که اونم منو دوس داره اما&#8230;.تصمیم گرفت بودم باهاش حرف بزنم و بدونم نظرش چیه.میخواستم تکلیفم رو روشن کنم.میدونستم با یککی دوسته..با خودم گفتم اگه بدونم منو فقط به خاطر سکس میخواد حالشو میگیرم&#8230;.از یه طرف هم چون اون شبا خیلی حشری میشدم همش دلم میخوات باهاش باشم..فقط و فقط در حدد عشق بازی.اون روز که با شهاب رفتم بیرون&#8230;وقتی برگشتیم خواب بود تو اتاق.همه خواب بودن.شهاب هم رفت خوابید.قراربود براش یه مطلب ترجمه کنم.دیدم نمیتونم بخوابم.رفتم سراغش.دیدم خوابه .چندبار خواستم بیدارش کنم اما نشد.دل و جراتم بیشتر شدده بود بعد از حال با شهاب!!دل ر زدم به دریا و رفتم جلو.تیشرت تنش نبود و یه رکابی داشتوچند بار صداش کردم..متین&#8230;متین..متین جان-تنبل نمیخوای بیدارشدی&#8230;من اومد م ها&#8230;.اما خیدر&#8230;یه لحظه صورتم رو بردم جلو.لپش رو بوسیدم اروم و شهوانی..بعد با نوک انگشتام کشیدم رو بازوهای لختش&#8230;..بیدر شد.با تعجب برگشت و وقتی منو دید&#8230;.لبخند زد.اگفتم پاشو بیا..کارت دارم..گفت باشه..وقتی خواستم برم دستمو گرفت&#8230;کشید طرف خوددش..داغ بودم..لباشو اورد جلو..منم &#8230;..و این اولین بار بود که لبای اونو لمس میکردم &#8230;واییییییییییییی&#8230;گر گرفتم&#8230;یه لب خیلی کوتاه..و زود دویدم بیرون&#8230;اصلا فکر نمیکردم که اگه کسی ببینه چی میشه..خلاصه اومدد وترجمه کردم متناشو.شب با پسرای فامیل جمع بودیم و دداشتیم پاسوربازی میکردیم..من تنها دختر تو جمع بودم..داشتیم حکم باز ی میکردیم..متین سمت چپم نشسته بود و شهاب سمت راستم.البته شهاب بازی نمیکرد.سرش رو گذاشته بود رو رون من &#8230;.و منم سرشو گاهی نوازش میکردم.متین برداشت یه بالش داد به شهاب که بیابخواب روش&#8230;شهاب گفت مگه عقلم کمه رون به این نرمی رو ول کنم رو بالش بخوابم&#8230;و هم خندیدن&#8230;موقع بازی که به جاهای حساس رسیده بودد و همه فکرشون به بردد بود&#8230;هرکدوم یه بالش بغل مونبود.منم دامن بلند پوشیده بودم.دیدم یه چزی خورد به انگشتای پام..دیدم دست متینه..کم کم دیدم داره انگشتای پا و پامو میماله که به خیال خودش منو تحریک کنه&#8230;منم ککم نمیگزید&#8230;اما خودش&#8230;&#8230;.بالاخره بازی تموم شد و رفتیم بخوابیم.اس میدادیم.بعد گفت میای تو اتاقم.خواهش میکنم&#8230;منم قبول کردم.وقتی مطمئن شدم همه خوابن-ساعت 3.5 صبح بوداخه-پا شدم اروم رفتم تو اتاقش&#8230;.فقط دلم میخواست تو بغلش باشم و لبام رو لباش..همین&#8230;.وقتی وارد اتاق شدم دیددم ایستاده&#8230;.معطل نکرد..اومد جلو &#8230;..بغل کردیم همو و لبام قفل شد رو هم&#8230;حالا نخور کی بخور..بادستم هم پشت شو ممالیدمدیدم بدجوری حشری شده&#8230;.داشت میلرزید شدید&#8230;.اصلا کنترلش دست خودش نبود&#8230;اما منوووخیلی ریلکس&#8230;دیدم اینطورینمیشه&#8230;اروم گردنشو بوسید مو لاله گوشش رو گرفتم تو دهنم &#8230;بعد در گوشش گفتم اوم..متین جان اروم باش عزیزم..من پیشتم دیگه&#8230;عجله نکن&#8230;آروم&#8230;&#8230;اروم////با لحن صدام &#8230;کمی اروم شد..محکم بغلش کرددم و نگهش داشتم..مثل اینکه یه ماددر داشت بچش رو اروم میکردد.اما تا ولش کردم باز شروع کرد&#8230;اومد رو گردنم و داشت میخورد با حرص و تند تند..بعد برم گردوند و از پشت مشغول خوردن گردنو گوشم شد&#8230;.فک کنم وقتی داشت پاهامو ومیمالید خودش حشری شده بود نه من!!!! :Dبعد یهو برم گردوند .از جلو چسید بهم و خودشو مالید بهم&#8230;کیرش رو حس کردم&#8230;میمالید رو کسم&#8230;.بدم اومد&#8230;منتظر همین یه حرکت بودم&#8230;گفتم متین ولم کن&#8230;..نمیشنید چیزی..همینطور که داشت لب و گردنو بالای سینه هامو میخورد&#8230;.خودشم میمالید..منم هی میگفتم نکن&#8230;جدا بدم اومد..من ه چی فک میکردم..اون به چیوو&#8230;..برام ثابت شد که تو تمام این سالا فقط به خاطر سکس چشش دنبال من بود&#8230;.تصمیمم رو گرفتم&#8230;. &gt;:)هنوز داشت خودش رو بهم میمالید..منم میخواستم ارومش کنم..نشد&#8230;..برم گردوند از پشت به شدت بعلم کرد..نفسم بند اومد&#8230;..دست رفت عقب..بعد گرمی یه چیزی رو روی دامنم حس کردم&#8230;وسط کونم&#8230;و بعد بوی کیر&#8230;حدس زدم که کیرشو اورده بیرون..اما اصلا نگاش هم نکردم&#8230;داشت خودش رو میمالید و کیف میکرددددددددددد پیش خودش&#8230;بعد برم گردوند و از جلو چسبید..و دوباره&#8230;.وقتی دیدم کاملا حشری شده و راست کرده&#8230;گفتم : متین&#8230;یا ولم میکنی یا داد میزنم همه بریزن اینجا میگم به زور کشید ی منو تو اتاق..!!!! &gt;:)تا اینو گفتم فک کنم&#8230;..فییییسسسسسسسسسسسسسسسسس&#8230;..کیرش خوابید!!!باورش نمیشد&#8230;زدم بیرون از اتاق!!! =))و رفتم که بخوابم.شورتم حساب یخیس شده بود!!کاش به جای اون با شهاب یه حال حسابی میکردم&#8230;.این بچه قرتی هیچی حالیش نبود&#8230;.فرداش بهم اس داد که تو خیلی ریلکس بودی..انگار نه انگار..اما من کاملا حشری شده بودم&#8230;دیوونم کرده بودی&#8230;اما بد کردی باهام!!! تا صبح از شق درد و کیر درد خوابم نبرد!!!! =))و این گونه بود که من ازش انتقام گرفتم!!!!تا عمر داره اون درد یادش نمیره..الانم محل سگم بهش نمیذارم!!!!نظر بدید..میدونم میگید اصلا سکسی نبود و از این حرفا&#8230;..به هر حال&#8230;&#8230;هرچی بود این بود&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177783</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کردن و گاییدن دو هرزه در زندان</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Nov 2019 08:43:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[–البته]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بازكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودميه]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خانومي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنين]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[جاي زنه بودم,يه دوست پسرازقبل فیلم سکسی براخودم جوركرده بودم.براش اسمس زدم سلام جوني بياكه تنهام دلمم خيلي ميخوادت.جواب دادباشه حتما.سريع پريدم حموم حسابي صافوصوف كردم .يه سکسی نيم ساعتي طول كشيد.بعدازحموم يه لباس يكدست شاه کس مشكي كه تابالاي رون كوتاهه روكه واسه خانومم خريده بودم پوشيدم به نظرخودم كه گوشت کونی خوبي شدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>جاي زنه بودم,يه دوست پسرازقبل فیلم سکسی براخودم جوركرده بودم.براش اسمس زدم سلام</h2>
<p>جوني بياكه تنهام دلمم خيلي ميخوادت.جواب دادباشه حتما.سريع پريدم حموم حسابي صافوصوف كردم .يه سکسی نيم ساعتي طول كشيد.بعدازحموم يه لباس</p>
<h3>يكدست شاه کس مشكي كه تابالاي رون كوتاهه روكه واسه خانومم خريده</h3>
<p>بودم پوشيدم به نظرخودم كه گوشت کونی خوبي شدم .لباس روكه پوشيدم بدنم حسابي ازهم وارفت,واقعن يكي روميخواستم نازموبكشه ونوازشم كنه.</p>
<h4>توخواب جنده و بيداري بودم كه دوستم زنگ زد. درو بازكردم</h4>
<p>اومد تو منو كه ديد گفت پستون سلام عزيز ببخشيد ديرشد.گفتم مرسي اومدي .ميخواي يه دوش بگيري ؟گفت آره حتما.حموم كه</p>
<h5>رفت منم کوس روكاناپه ولوشدم.يكربع بعدترتميزاومدحوله روانداخت رو دوشش نشست كنارم</h5>
<p>منم معطل نكردم درحين نگاه كردن به تلويزيون پاهاموانداختم رو پاهاش اونم كه عادتمو ميدونست شروع به نوازشم كرد. البته داشتيم راجع سکس داستان به مسائل مختلف</p>
<h6>حرف ميزديم كه پاهاموچسبوند به سينه اش و ایران سکس اينقدرنوازشم كردكه</h6>
<p>داشتم بيحال ميشدم. گفت عزيزم اگه دوست داري بخواب گفتم توكه ميدوني من چه مدلي ميخوابم .اينوكه گفتم منوبه شكم روزمين خوابونديه بالش گذاشت زيرباسنم كه يكم بالاتربياددستاشوچرب كردوشروع به ماليدن پاهام كرديه كم بعدبه آرومي شرتموكه البته توري ومال خانمم بودودرآورددامنمو كمي دادبالاتروحسابي ماساژم دادحدودده دقيقه اي همينطورادامه دادوهي قربون صدقه ام رفت منم كم كم داشتم بيهوش ميشدم ژل بيحسي هم كارخودشوكردبرگشتم يه نگاه بيحال بهش انداختم گفتم عزيزتوكه منو كشتي پس كي شروع ميكني ؟گفت راستش مال من زيادحال نداره .گفتم بده ببينم اين ديگه وظيفه ي منه يه ليس كه به كيرش زدم يكم سرحال اومديكدفعه يادعكسهاي زنم افتادم بلندشدم سي دي روروشن كردم تاچندتاازعكسهاي نيمه لخت زنمونشونش بدم بلكه سرحال بيادگفت ازنظرتومشكلي نداره.گفتم من كه مال توباشم خوب زنمم خودبخودمال توهم هست.كه ديدم بله بايكم ليس زدن حسابي سرحال اومدمن مشغول ساك زدن بودم كه گفت باباالآن آبم ميادگفتم خيلي ممنون ولي آبت واسه جاي ديگه هست يه خورده تف سركيرش باقي گذاشتموسوراخمم كه قبلش حسابي بيحس بودوژل زدمونشستم روكيرش يكم روبغلش بالاپائين رفتم كه ايندفعه منوبه شكم خوابونددامنموزدبالاوكونموروبالش گذاشتوآروم كردتو منم پاهاموحسابي براش بازكردم كه راحت باشه هرچنددفعه درمياوردودوباره فروميكرديه بارتوهمين حين يه بادي ازم خارج شدگفتم اينقدربادم نكن ,البته ته دلم خوشم ميومدكمي بعدمنوبه پشت برگردوندطوري كه رونام روسينش قرارميگرفت منم خيلي ازين حالت خوشم ميومدهردوتامون ناله ميكرديم گفتم عزيزم حالاقبول داري من زنتم؟گفت :آره خانومي .خيلي هم خانومي چه دقيقه اي به تلمبه زدن گذشت من ارضاشدم .گفتم عزيزم آبتوبريزتوش دلم ميخواد.گفت چشم.درحاليكه لنگام روهوا وتو بغلش بود آبشو تو من خالي كرد. يه ده دقيقه اي تو بغلش خوابم برد منو گذاشت زمين رفت دوش گرفت . ازحموم كه اومد منم لباسموعوض كردم و بايه تاپ ودامن كوتاه نشستم روكاناپه .گفت ديگه بايدبرم گفتم ممنونم سكس خوبي بود فقط تورو خدا من هرهفته دلم ميخوادگفت اگه وقت كنم چشم. بعدخداحافظي كرد و رفت.منم موندم منتظرتاسكس بعدي.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177327</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسر اسکل و مامانی حسابی حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بارداری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودتوی]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودسلام]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بیتابی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینی]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حوصلگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهره]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتاز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[دعواهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوچرخه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سایتها]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمهر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمن]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمباشه]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میزدچند]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نموندم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داستان مال 7 ماه پیش فیلم سکسی تا امکان داشت واقعیت نوشتم .راستش من توی یه خانواده ی معمولی تقریبا مرفه و با فرهنگ زندگی میکنم و سکسی دو تا خواهر بزرگ تر از خودم شاه کس دارم.خواهر بزرگترم نیوشا 3 سال و خواهر کوچکتریه 1 سال و نیم از من بزرگ کونی ترن و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داستان مال 7 ماه پیش فیلم سکسی تا امکان داشت واقعیت نوشتم .راستش</h2>
<p>من توی یه خانواده ی معمولی تقریبا مرفه و با فرهنگ زندگی میکنم و سکسی دو تا خواهر بزرگ تر از</p>
<h3>خودم شاه کس دارم.خواهر بزرگترم نیوشا 3 سال و خواهر کوچکتریه 1</h3>
<p>سال و نیم از من بزرگ کونی ترن و اسمش نگار هست.من و نگار از بچگی خیلی با هم عیاق نبودیم</p>
<h4>و جنده خب دعواهای نیما و نگار از بچگی ما معروف</h4>
<p>بود.دلیل این هم شاید این بود پستون که سنمون خیلی به هم نزدیک بود و نمی تونستیم حرف هم رو گوش</p>
<h5>کنیم نگارم کوس زیاد از من خوشش نمی وامد من زیاد</h5>
<p>کاری با هاش نداشتم .راستش داستان من از اونجایی شروع میشه که نگار بعد از1 سال پشت کنکور موندن دانشگاه قبول شد.اون سکس داستان موقع من دو</p>
<h6>ماهی بود که دانشگاه می رفتم ولی بر ایران سکس عکس بیشتر</h6>
<p>هم کلاسی هام هیچ نوع تجربه ی سکسی نداشتم و بیشتر فیلم سوپر نگاه می کردم و خودم رو ارضا می کردم.نگار هم مشخصا تا قبل از اینکه بره دانشگاه مطمئن بودم که تجربه ی سکس زیادی داشت.از لحاظ قیافه او توی خانواده ی ما معروف بود و خیلی خوشکل بود و خب خاطرخواه های زیادی هم داشت ولی بابام راضی نمی شد که ازدواج کنه و فکر می کرد دختر همه چی تمومی داره. هیکل روفرمی مرور زمان پیدا کرده بود به خاطر اینکه دوچرخه سواری حرفه ای هم فعالیت داشت 6 ماه واسه باشگاه &#8230; تهران رکاب زد ولی واسه اینکه هیکلش خراب نشه ادامه نداد و در کل چیزی بود که هر مردی آرزوی داشتنش رو داشت و من هم که برادرش بودم به نوعی نگاهم به اون عوض شده بود و خیلی از مواقع که حشرم بالا می زد دوست داشتم با نگار حال کنم .به هر حال اون قیافه ی زیبا و اون اندام بی نظیری داشت هر کسی رو تحریک می کرد و بیشتر از همه باعث تحریک من میشد که هر روز توی خونه نگار و می دیدم و با هم توی یه اتاق می خوابیدیم. بابام خونمون رو 3 سال پیش و از زمان که نیوشا ازدواج کرد فروخت و رفتیم یه خونه ی دو خوابه خریدیم و اون اوایل هم نگارو با اکراه قبول کرد که با من توی یه اتاق بخوابه ولی خب بالاخره هر دوی ما به این قضیه عادت کرده بودیم ولی من بعد از این همه مدت عاشق نگار شده بودم و هر شب بیشتر برای سکس کردن باهاش تحریک می شدم. خلاصه نگار دانشگاه رفتن و شروع کرد و یواش یواش با یه دختری به اسم سما دوست شد که خیابون پایین ما زندگی می کردن و اون هم دختر خوشکل و خوش اندامی بود تیکی بود که سر تر از اون وجود نداشت یه سگ پشمالو هم داشت به اسم روزا بود .خلاصه دوستی نگار با سما نزدیک و نزدیک تر می شد و رفت و آمد سما هم به خونه ی ما بیشتر می شد و روز ها برای مدت زیادی با هم پشت کامپیوتر میشستن. خرید میرفتن به قول خودشون پسر اسکل می کردند . از هر لحاظ با هم مچ بودن مدتی بود که حتی نگاه به پسرام نمیکردن چون چند باری بود هر جا میرفتند تقیبشون میکردم .این دوستی اونها گذشت تا اینکه یه روز که من از دانشگاه بر میگشتم صحنه ی خیِِِــــــــــــــــــــــلی نابودی رو توی خونمون دیدم. اون روز بابا و مامانم خونه نبودن.من داخل خونه شدم و به سمت در اتاقمون رفتم ولی درست موقعی که میخواستم در رو باز کنم صدای نگار رو از پشت در شنیدم که گفت:«آروم تر سما.درد داره.»خیلی تعجب کردم.یعنی توی اتاق چه خبر بود؟سریع رفتم و یکی از صندلی های میز آشپز خونه رو آوردم و گذاشتم پشت در و بالا رفتم و دیدم که بله.خواهر خوشکل من به پشت روی تختش نشسته و سما هم داشت یه هویج تقریبا کلفت رو می کرد توی کون نگار.سریع موبایلمو در آوردم و شروع کردم از پنجره ی بالای در فیلم گرفتن.اولش بدم اومد ولی بعد حشرم زد بالا.به هر مشقتی بود سما به کمک کردم نرم کننده ی من تونست اون هویج رو تا ته بکنه تو کون خواهرم. هم از شدت درد و هیجان داشت آه می کشید.نرگس بعد از این کار کم کم شروع کرد به تلمبه زدن و شاید حدود 10 دقیقه اون هویج که حتی از کیر من هم کلفت تر و دراز تر بود داشت توی کون خواهرم جلو و عقب می رفت.بعد هم نگار که داشت با خودش ور میرفت ارضا شدو و نوبت سما شد و هم که تحمل اون هویج کلفت و نذاشت از نگار خواهش کرد فقط با انگشت و هویج و بکن جلوش اونم برای سما خانوم حسابی مالوند تا اونم ارضا شد و بعد سما گفت وای حالش از کیر خیلی بهتر بود به من که خیلی خوش گذشت دوست دارم همیشه باهات لز کنم .بعد هم دوتایی با هم رفتن توی حموم داخل اتاق.منم سریع همه چیز رو مثل اولش کردم و از خونه زدم بیرون.این خیلی تحریک کننده بود که سما و خواهرم با هم لزبین بودن و همینطور اینکه نگار کونش انقدر گشاد شده بود بیشتر تحریکم می کرد.یه ساعتی تو خیابون گشت زدم و رفتم خونه و با سر و صدا در رو باز کردم و یه سلام بلند کردم و رفتم سمت اتاق.در رو باز کردم و دیدم نگار پشت کامپیوتر نشسته بود.سلام کردم و رفتم تا لباسم رو عوض کنم.ازش پرسیدم:«مامان و بابا کجان ؟خیلی وقته تنهایی؟» با بی حوصلگی گفت:«مامانینا امروز با نیوشا و فرهاد اینا( شوهر خواهر بزرگم) رفتن ویلای محمود(بابای دامادمون توی چالوس). گفتن امشب و فردا شب نمیان.غذا هم واسه این دو روز گذاشتن.نمیخواد نگران شکمت باشی.»سرم را تکان دادم.این که امشب با خواهر جندم تنها بودم و به یاد آوردن صحنه هایی که از لز توپ این دو تا خوشکل که مثل ستاره فیلم سکسی بودند دیده بودم،مدام تحریکم می کرد.خیلی دوست داشتم با نگار سکس کنم و خب امشب باید هر طوری شده بود این کار شو می ساختم و می کردمش .گذشت تا اینکه ساعت حدود 8 شب شد و من داشتم پای اینترنت عکس دانلود می کردم.نگار هم روی تختش نشسته بود و داشت آهنگ گوش میکرد.منتظر فرصتی بودم تا اینکه توی یکی از سایتها یه عکس هات از گروه تاتو دیدم که داشتن با هم لب می گرفتن.من یه کلکسیون کامل از عکس های تاتو توی کامپیوتر داشتم و خب رفتم سراغ اونها و این رو هم بهشون اضافه کردم و بدون مقدمه برگشتم سمت نگارو و گفتم : «نگار این گروه تاتو رو آهنگاشو گوش می کنی؟»نگار گفت:«اره.بدم نمیاد.مخصوصا از اون مو قرمزه عشق من خیلی خوشم میاد.»خندیدم و گفتم:«کلی عکس ازشون دارم.میخوای ببینی؟»نگارم سرش رو تکون داد و به سمت من اومد.من هم فولدر مربوط به عکس های تاتو رو باز کردم تا خودش بیاد ببینه.توی اون فولدر پر بود از عکس های سکسی گروه تاتو توی موقعیت های مختلف و عکس های بدون سوتین اونها.خودم رو عقب کشیدم تا پشت صندلی بشینه.اون هم نشست و شروع کرد و اولین عکس در حال لب گرفتن اونا رو دید.من هم پشت سرش وایساده بودم و نگاه می کردم.بعد هم یکی یکی عکسا رو دید و به عکسای سکسیشون رسید و مطمئن بودم حشرش زده بالا چون هیچ وقت پیش نیومده بود که من حتی یه عکس نیمه سکسی به نگار نشون بدم چه برسه به این عکسا.نوک سینه های که چون میخواست بخوابه سوتین هم نبسته بود کاملا سیخ شده بود و از زیر تی شرتش معلوم بود.مطمئن بودم الان خیلی حشری هست چون دیگه صدای نفس هاش رو هم میتونستم بشنوم بهم گفت نیما اینارو از کجا اوردی یه حال طلبت.عکس ها تموم شد ولی هنوز به عکس آخری خیره شده بود و هیچ حرکتی نمی کرد.شاید منتظر بود تا من یه حرکتی بکنم.من هم کمی فکر کردم و بالاخره خیلی آروم دستم رو روی کتف های نگار گذاشتم که به محض انجام این کار هم دستاش رو روی دستام گذاشت و صندلی رو به طرف من چرخوند و زل زد توی چشمام.میتونستم حشریت رو توی چشماش ببینم.تو دلم گفتم بلخر موقیتش پیش امد چرا من نکنمش من کمتر از اون هویج ودوست پسراشم درنگ نکردم و دستم رو زیر کمرش بردم و بقلش کردم و گفتم الان بدهیتو بده همه چی مبهم بود گیج گیج بودم مست مست , مست کردن خواهره خوشکلم داشتم دیونه میشدم از روی صندلی بلندش کردم و بعد روی تخت خودم گذاشتمش.نگار حالا چشماشو بسته بود و صورت قشنگش بیشتر منو تحریک می کرد.روش خوابیدم و لب هام رو روی لب هاش گذاشتم و شروع کردیم به خوردن لب های همدیگه.خیلی آروم دستام رو پایین بردم و تی شرتش رو در آوردم و حالا دو تا سینه ی برنزه رنگ بزرگ و باد کرده جلوی چشمام بودن.هنوز هیچ کدوم از ما هیچ حرفی نزده بود.خیلی آروم سر یکی از سینه هاش رو توی دهنم کردم که یهو بلند داد کشید داری چه غلطی میکنی من خواهرتم اشغال .به کارم ادامه دادم و یهو نگار یه آه حشری کننده ی با اون یکی سینش هم بازی کردم.زبونم رو از چاک سینه هاش کشیدم و دور نافش چرخوندم و همین موقع با دستام شلوارش رو آروم گفتم و با شرت زیر با هم تا ته کشیدم پایین و از پاش در آوردم و حالا رون های گوشتی و برنزه ی خواهرم جلوی چشمام بود و یک کس بدون موی تنگ بین رون هاش بود.پاهاش رو باز کردم و خیلی آروم زبونم رو بین چاک کسش گذاشتم و از پایین تا بالا با فشار کشیدم که این بار نگار یه آه بلند تر کشید که بیشتر منو حشری کرد.حالا دیگه با سر روی کسش بودم و زبونم رو تا نصفه توی کسش می کردم و در می آوردم.توی همین مدت شلوارم رو در آوردم و به حالت 69 روی نگار نشستم و به خوردن کسش ادامه دادم و سعی کردم کیرم رو به دهنش نزدیک کنم تا اونم کیرم رو بخوره که خب اول با نوک زبونش به سر کیرم میزد که وقت با شدت بیشتری کسش رو خوردم اون هم کیرم رو تا ته کرده بود توی دهنش و داشت برام ساک میزد.چند ثانیه گذشت تا اینکه بدن نگار به لرزه افتاد و ارضا شد و آبش روی تخت ریخت.کیرم رو از دهنش در آوردم و برگشتم و روش خوابیدم و در گوشش گفتم:«چطور بود ؟» لبخندی زد و گفت:«عالی بود داداش.»چند دقیقه ای روی هم بودیم و داشتیم از هم لب می گرفتیم و نگار دوباره حشری شده بود تا اینکه کنار گوش من گفت:«میتونم یه چیزی ازت بخوام؟»با مهربونی توی گوشش گفتم:«هر چیزی بخوای گوش می کنم عزیزم.»نگار هم گفت:«میخوام امشب منو بکنی.»خندیدم و یه لب کوچیک ازش گرفتم و گفتم:«هر چی تو بخوای عشقم.برگرد گلم.»نگار هم برگشت و کون قشنگ و خوش حالتش رو به طرف من گرفت.از روی میز توالت کرم نرم کنندم رو برداشتم و در کونش مالیدم و کیرم رو هم چرب کردم.دور سوراخ کون ش باز بود و اون هویج و سما جون حسابی کار خودش رو کرده بود.خیلی آروم کیرم رو روی سوراخ کونش گذاشتم و یواش فشار دادم.سر کیرم خیلی راحت رفت تو ولی نگار یه آه از روی حشریت کشید.با کف دستام روی کپل های کونش میزدم و کیرم رو بیشتر و بیشتر توی کونش می کردم.سوراخ کونش گشاد گشاد شده بود و کیرم تا ته کونش رفت تو.یه کم صبر کردم و شروع کردم به تلمبه زدن.نگار هم حشریتش بالا زده بود و مدام آه و اوه می کرد و می گفت:«محکم تر منو بکن عشقم.داداش کوچیکم نیما جونم منو یه جوری بکن که پاره بشم.میخوام کونم رو جر بدی.»منم به حرفش گوش می کردم و کیر نه چندان کوچیکم رو کاملا در میاوردم و با شدت میکردم تو کونش.تلمبه هام سنگین تر میشد و آه و اوه و جیغ و داد نگار هم بلند تر میشد تا اینکه اون ارضا شد و منم چند ثانیه بعد از اون ارضا شدم و آبم رو توی کونش خالی کردم.هر دومون روی هم افتادیم نگار گفت خیلی خوب بود بجاش هر کاری بخوای واست میکنم منم گفتم می خوام تو دوستت سما رو با هم بکنم نگار هم بدون هیچ حرفی در جواب من بلند شد و موبایلشو برداشت وزنگ زد به سما و گفت:« امشب بیا خونه ما به مامانت بگو من امشب تنهام و بگو میخوای پیش من بخوابی.زود خودتو برسون خونمون.»بعد هم دوباره برگشت روی تخت پیش من و کنارم خوابید و لبش رو روی لبهام گذاشت و بعدش گفت:«نیما.امشب باید تا صبح من و سما رو بکنی داداشی. خوب اینم سما»یه لب دیگه ازش گرفتم و گفتم:«باشه عزیزم.نمی ذارم بهت بد بگذره آبجی خوشکلم.» همینطوری روی تخت دراز کشیده بودیم و از هم لب می گرفتیم که ده ساعت بعد سما زنگ خونمون رو زد و اومد بالا.نگار هم لخت سریع رفت دم در و نمی دونم چیکار کردن ولی چند دقیقه ای طول کشید که تا بیان تو اتاق.منم تاق باز روی تخت خوابیده بودم که یهو نگارو سما لخت وارد اتاق شدن.خواهرم با هیکل سکسی و پوست برنزه و سما هم با پوست سفید برفی.سما اول روش نمی شد توی نگاه کنه.من هم چیزی نگفتم که نگار به سما گفت:«نیما امشب قول داده از خجالت جفتمون در بیاد. بیتابی تورو میکرد منم جنده شو اوردم»منم پر رو تر شدم و به سمت سما رفتم و جلوش وایسادم و گفتم:«امشب کسو چون گالتو میگام.» بعد هم سما رو گرفتم و پرت کردم روی تخت و سریع قوطی کرم رو برداشتم و مالیدم روی کون سما ونگار هم با انگشتش مشغول شد و کون خودش رو گرفت سمت من.من هم رفتم روی تخت و کیرم رو که با دیدن دو تا کس کردنی و ناز لخت دوباره شق شده بود خیلی راحت تا ته کردم توی کون نگار که دوباره آه و اوه نگار بلند شد.سما هم سر و صداش بلند شده بود که نگار ازم خواست کیرمو در بیارم و بکنم تو کون سما.سما هم که حشری شده بود گفت:«نیما خواهرت بسشه.منو بکن.جرم بده!»کیرم رو از کون خواهرم در اوردم و جلو تر فتم و سر کیرم روی روی سوراخ سما که پشت به من نشسته بود گذاشتم و با یه فشار کوچیک کیرم تا نصفه توی کون سما بود.بعد هم آروم آروم کیرم تا ته رفت اون تو و شروع کردم به تلمبه زدن.کون سما خیلی از کون نگار تنگ تر بود.توی همون حالت حشریت به نگار گفتم:«چرا کون سما از مال تو تنگ تره عزیزم؟»که سما حشری خندید و گفت:« چون من اوپنم از کس میدم ولی نگار از کون میده کون لاشی خودم قبل از تو هم هر روز خدمتش می رسیدن که امروز اون هم بالاخره تو منو رو جر دادی و حالا هم ت وداری.کونم و جریده شد!» نگار حالا زیر سما نشسته بود و سما همزمان که به من کون میداد داشت کس نگار رو میخورد.تو همین حال و هوا بودم که نگار کونش رو جلو کشید و گفت:«بسه.نمیخواد کونم رو بکنی.کیرتو بکن تو کسم!زود باش!» سما با تعجب به سما گفت:«چی میگی؟مطمئنی؟»سما گفت:«اره!» نگار هم حشری شد و گفت:«اصلا اگه میخوای پرده ی خواهر منو بزنی باید پرده ی منم بزنی.منم میخوام بهت کس بدم داداشی.»من که از حرف های این دو تا دختر تعجب کرده بودم حاج و واج بهشون نگار میکردم.سما روی نگار خوابید شکمش رو روی.من که حشرم بی نهایت بالا زده بود گفتم:«کدومتون میخواد اول زن من شه؟اول کس کی رو باید جر بدم؟» نگار گفت:«اول کس من رو پاره کن عشقم.»من هم به سمت سوراخ پایینی که کس نگار بود رفتم و آروم کیرم رو جلوی کسش گذاشتم. نگار با دستش کیرم رو به داخل کسش هدایت کردم.احساس خوبی داشتم و کیرم حالا توی کس تنگ خواهرم بود.یه کم که کیرم داخل شد نگار گفت:«پردم همینجاست عشقم.زود باش جرش بده.من حاضرم.»و شروع کرد به خوردن لب های سما.من هم منتظر نموندم و توی یه لحظه کیرم رو جلو بردم و نگار یه جیغ بنفش کشید و آروم شد.چند ثانیه کیرم رو همونطوری تا ته توی کس نگار نگه داشتم و به محض اینکه کیرم رو یه کم عقب کشیدم خون کس نگار از پایین کسش جاری شد.من هم منتظر نموندم و شروع کردم به تلمبه زدن و حالا نگار از روی حشریت به جای آه جیغ می کشید.سریع کیرم رو در اوردم و جلوی کس سما گرفتم.سما هم کیرم رو یه کم جلو برد و با یه حرکت دیگه کیرم تا ته رفت تو کسش.من که آبم داشت میومد کیرم رو یه بار توی کس خواهرم کردم خون کمی از کس نگار رو کیرم ریخت و یه بار توی کس سما می کردم و هر دوی اونها داشتند از شدت لذت جیغ می کشیدن و آه و اوه می کردن و ازم میخواستن که بیشتر فشار بدم.من هم چند دقیقه به کارم ادامه دادم تا اینکه آبم اومد و آبم رو پاشیدم تو دهن نگار که روی سما خوابیده بود و اونها هم ارضا شده بودن.هر سه تا مون از خستگی روی تخت من کنار هم افتاده بودیم و آه می کشیدیم. نگار میگفت:«کسم میسوزه.وای خیلی میسوزه»وسما دیگه زن داداشت شدی و من هم نمیدونستم که چه اتفاقی افتاده و گیچ و منگ بودم.تا صبح ما سه نفر با هم سکس می کردیم و و من چهار با دیگه هم ارضا شدم که بار آخر واقعا از حال رفتم شدم و صبح ساعت 12 به هوش اومدم. ما سه نفر مدت زیادی هر هفته با هم سکس داشتیم تا اینکه سما پردش رو دوخت و دیگه کس نداد و فقط از کون بهم میداد ولی نگار تقریبا یه شب در میون ازم میخواد که بکنمش و منم نمی تونم به سینه ی خوشکل ترین و خوش هیکل ترین خواهر دنیا دست رد بزنم.تا یه چند ماهی سماو نگار و با هم میکردم یه بارم ابمو تا تش تو کس نگار ریختم که سما سریع رفت وواسمون قرص زد بارداری گرفت . اما بعد مدتی سما رابطش با نگار قطع شد و دیگه نتونستم بگامش . نگارام همیشه شبا کس کونش سر کیر من بود دیگه با پسری بیرون نمیرفت . بعد این ماجرا به فکر خواهر بزرگم افتادم که من هم بکنمش شیوا که واقعا مالی بود و دامادمون از چنگ صد تا دوست پسر درش اورده بود واقعا خوشکل بود &#8230;ادامه دارد &#8230;&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2412</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.024 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 07:14:58 by W3 Total Cache
-->