<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>اونوقته &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%d9%88%d9%86%d9%88%d9%82%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:04:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>اونوقته &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی شاه کس و بلند حسابی ساک میزنه تا بتونه با تلاش آب پسرش رو بیاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 24 Oct 2019 08:51:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بيرونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خارکسه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترتون]]></category>
		<category><![CDATA[دسترسی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[کشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوي]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[يخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نکنم ولی دلم نيمد اين فیلم سکسی رابرای کسی نگم حالا بريم سر اصل مطلب:نميدونم وقتي شما از يه موضوعی ناراحت هستيد يا ضد حال ميخوريد چيکار سکسی ميکنيد حتمن بعضي هاتون يه نخ سيگار شاه کس دود ميکنيد يا ميزنيد همه چيز را داغون ميکنيد يا مثه من بی بهونه زنگ کونی ميزنيد به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نکنم ولی دلم نيمد اين فیلم سکسی رابرای کسی نگم حالا بريم سر</h2>
<p>اصل مطلب:نميدونم وقتي شما از يه موضوعی ناراحت هستيد يا ضد حال ميخوريد چيکار سکسی ميکنيد حتمن بعضي هاتون يه نخ</p>
<h3>سيگار شاه کس دود ميکنيد يا ميزنيد همه چيز را داغون ميکنيد</h3>
<p>يا مثه من بی بهونه زنگ کونی ميزنيد به دوست دخترتون وسر فحش خارومادر رابهش ميکشيد ولي اين کارها زماني موثره</p>
<h4>که جنده ابول خواب ناز باشه ودر حال قيام نباشه وای</h4>
<p>به حال اونروز که عصبانی باشيد پستون و ابول &#8230;اونوقته که برای تخليه روحي هيچ چاره ای نداری جز تخليه دروني</p>
<h5>ابوليادم مياد کوس سر يه جريانی يک ضد حال شديد و</h5>
<p>اسيدی خورده بودم که اگه ۱۰تا قرص اکس هم ميخوردم فايده نداشت از طرفي ابول هم بد جور تو صورتم قد علم سکس داستان کرده بود.واز طرفی</p>
<h6>به هيچ کس هم دسترسی نداشتم .انگار قحطی ایران سکس کس وکون</h6>
<p>اومده بود .با ماشين هم که تاب زدم حتي يه جنده دگوری هم گير نيوردم .تو اين فکرا بودم که ناگهان به ياد مريم که ۴سال پيش باهاش دوست بودم افتادم راستی اين را بگم مريم يه دخترچشم وگوش بسته بود که به خاطر اين که من کردمش با من قهر کرد و من هم که از خدا ميخواستم هفته بعد که زنگ زد که خايه مالي کنه و معذرت خواهي کنه تا باهاش آشتی کنم قبول نکردم ودوستی ما به هم خورد.با اين که با اون قهر بودم ولی آمارش را داشتم و ميدونستم که يه کوني رسمي شده و روزي چندتا پسر راه ميندازه .جالب اين که همه جا ادعا ميکرده که من اونا جنده اش کردم واسم منا همه جا ميگفته. خلاصه طبق خواست ابول به مريم زنگ زدم اول منا نشناخت ولی بعد که معرفي کردم يخورده کلاس گذاشت که با مخ زنی حساب شده رديف رديف شد و تونستم يه قرار از اون برای ساعت ۶ همانروز بگيرم خلاصه سر وعده که اومد ديدم عجب تيکه ای شده و ازبس اب اين و اونا نوش جان کرده هيکلش توپ وميزون شده بود يه صورت سفيد وسينه های شق ورو به جلو کمری باريک و کون هم که نگو &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;که همه وهمه حال ميداد واسه سکس.خلاصه بعد از يه کس چرخ زدن تو خيابون قرار شد بريم کافي شاپ من هم گاز ماشين را گرفتم ورفتم به طرف خونه مامان بزرگم که خاليه. تا رسيديم گفت اين جا کجاست من داخل نميام از ماشين پياده شديم وتا اومدم در خونه را باز کنم ديدم مريم داره ميدوه که فرار کنه من هم دويدم واز پشت مانتوشا گرفتم ودستشا گرفتم و کشيدمش به طرف خونه .بعد با کونم چسبوندمش به ديوار با يه دست با کليد در را باز ميکردم وبا يه دست ديگه هم دهن مريم را گرفته بودم تا جيغ وداد نکنه بعد که در باز شد هلش دادم داخل خونه ويه سيلی هم خرجش کردم (اخه خارکسده يه دست کون دادن که اين همه ناز نداره)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟د رهمين حين گريه ای از خوشحالي کرد به اين خاطر که حالا کونش را ميگام!!!!!!بلافاصله رفتم واسپری زدم و تا برگشتم ديدم مريم پريد تو بغلم وشروع کرد به مکيدن لبهام من مونده بودم حالا را ببينم يا يک ربع پيش را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه ابول را در اوردم ومريم شروع کرد به ساک زدن که بيچاره ابول تو دهنش جا نگرفت وبا اين که به زبون کوچيکه مريم رسيده بود ولی هنوز نصفش بيرون بود. خلاصه بعد از يه ساک مفصل نوبت گاييدن کونش شد .که تا اومدم هل بدم تو سوراخش جيغ زد (با زانو نه/ با زانو نه/ با زانو نه ../)آخه فکر ميکرد دارم با زانو ميکنمش .جای همه دوستان خالی همچين کردمش که پشتي را از بس گاز گرفت پاره کرد کم کم من هم زانوهام سرخ شده بود وبعد از نيم ساعت گايش تا اخرين قطره ابم را داخل سوراخش ريختم که حال بياد. بعد هم برای پاک کردن ابول هيچ چيز بهتر از مانتوي مريم پيدا نکردم که داد مريم در اومد من هم در جوابش گفتم خفه شو خارکسده حرف نباشه&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;حالا ديگه اعصابم راحت شده بود يه نخ سيگار کشيدم وبا يک چاک کوني از خونه بيرونش کردم وگفتم برو خارکسه که ديگه نميکنمت .بيچاره مريم هم سرش را مثه بدبختها انداخت پايين و بدون اين که حرفي بزنه رفت .حتی جواب خداحافظی اونا هم ندادم .نتيجه گيري :۱-اولا که خيلي حال داد۲-دوما که باز هم خيلي حال داد۳-سوما ْ ايا دخترا چي با خودشون فکر ميکنند .ايا اونا فکر ميکنند خيلی زرنگ تشريف دارند؟؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176813</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خواهش میلف حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jul 2019 08:23:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروتو]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[آمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[احساسو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقته]]></category>
		<category><![CDATA[اینایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشتگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیالش]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاینشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقال]]></category>
		<category><![CDATA[پسرونه]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دادمبا]]></category>
		<category><![CDATA[داریمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریش]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دولیوان]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداشم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعیه]]></category>
		<category><![CDATA[عسلمون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کاردانی]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولین]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میداری]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتت]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نریخته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بودن اون میخواسته ازت سوء فیلم سکسی استفاده کنه و آبروتو ببره ،حسابی واسه رفتن دو دل بودم ، نکنه بخواد بلایی سرم بیاره؟ با هر بدبختی سکسی بود اون شب گذشت و فردا هم شاه کس بعد امتحان منتظرش بودم که بیاد (چون سال قبل تعداد قبولیای هنرستانمون کم بود از کونی ساعت 10 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بودن اون میخواسته ازت سوء فیلم سکسی استفاده کنه و آبروتو ببره ،حسابی</h2>
<p>واسه رفتن دو دل بودم ، نکنه بخواد بلایی سرم بیاره؟ با هر بدبختی سکسی بود اون شب گذشت و فردا</p>
<h3>هم شاه کس بعد امتحان منتظرش بودم که بیاد (چون سال قبل</h3>
<p>تعداد قبولیای هنرستانمون کم بود از کونی ساعت 10 تا 7 بعدازظهر واسمون کلاس گذاشته بودن و نهار رو هم تو</p>
<h4>مدرسه جنده میخوردیم و از بابت بابا اینا خیالم راحت بود</h4>
<p>) نزدیکای 10 داشتم تو کوچه پستون مدرسه قدم میزدم که دیدم اومد، سوار شدم و حرکت کرد رفت سمت خارج</p>
<h5>شهر یه کوس نیم ساعتی که از شهر خارج شدیم یه</h5>
<p>جا وایساد و شروع کردیم به حرف زدن من از خودم واون شب و کتکایی که واسه خاطر اون خورده بودم گفتم سکس داستان و اون از</p>
<h6>شکایت داداشم و بازداشتگاه و کم شدن یه ایران سکس درجه ازش</h6>
<p>و یه توبیخ همیشگی تو پروندش گفت وقتی حرفامون تموم شد از بس گریه کرده بودیم صدامون در نمیومد اون واسه بدبختی من و من واسه سختیهایی که اون کشیده بود تازه خبر نداشتم که مکه هم رفته بود چقدر آرزومون بود با هم بریم بر اساس برنامه ریزیمون سفر مکه ماه عسلمون بود، گفت چند بار اومدم تو راه مدرسه ازت بپرسم که چرا باهام اینکارو کردی که نشد همیشه اسکرت داشتی ، اصلا بی خیال حالا که دیدم قضیه چی بوده بیا همه چی رو فراموش کنیم و از نو شروع کنیم آخه احمد جون نمیشه فکر کنم بدونی چقد محدود هستم و هیچ جایی تنهایی نمیشه برم چطور شروع کنیم گوشی رو هم که ازم گرفتن؟ &#8211; رها بیا درس بخون تنها راه چاره ما دانشگاه قبول شدنه بخدا هر جا قبول بشی میام خونه میگیرم که همیشه ببینمت تو فقط سعی کن دانشگاه قبول بشی عزیزم ، یهو یاد زمان افتادم وای ساعت 2 شده بود اصلا گذر زمان رو احساس نکردیم سریع رفتیم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم . ملاقاتای ما از اونروز شروع شد و فقط هفته ای یکبار برای اینکه به درسای من لطمه نخوره همدیگرو میدیدیم ، یه روز که رفته بودیم بیرون و داشتیم بر میگشتیم یهو زد کنار رها میشه یه خواهشی ازت کنم ؟ &#8211; تو امر کن عزیزم – میشه صندلیتو بخوابونی و خودتم بخوابی وچشاتوببندی؟ &#8211; چرا باید اینکارو کنم ؟ &#8211; همینجوری اگه دوست نداری یا شک داری انجام نده این فقط یه خواهشه ، یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش انداختم و صندلی رو خوابوندم و چشاموبستم بعد اینکه چشامو بستم تازه دوزاریم افتاد ای وای نکنه میخواد کاری بکنه ؟ ولی دیگه چشامو بسته بودم و اگه تا قبل اینکه خودش بگه بلند میشدم قاطی میکرد یه دقیقه همونجور بی صدا گذشت و گفت رها جون بسه عزیزم پاشو چشاتو باز کن – وا چکار کردی؟ &#8211; هیچی- پس چرا گفتی بخوابم ؟ خواستم ببینم وقتی میخوابی چطوری هستی – خب به چه نتیجه ای رسیدی ؟ &#8211; مثل فرشته هایی ناز و مهربون هم خواب بودنت قشنگه هم بیدار بودنت با اون چشای نازت آدمو دیونه میکنی – مرسی اینقد لوسم نکن تحملش واسه خودت سخته اونوقته که میگی خودم کردم که لعنت بر خودم باد البته دور ازجونتا – ماشینو روشن کرد و حرکت کردیم چند دقیقه ای که رفتیم باز وایساد وا احمد امروز چت شده چرا همش نگه میداری؟ دیرم میشه ها ؟!!- رها بازم میشه یه خواهشی ازت بکنم ؟- اگه مثل خواهش قبلیته آره بگو فقط زود که خیلی دیره – اجازه میدی ببوسمت؟- انگاری بهم برق سه فاز زدن ، ها ؟چی؟ نه بابا نمیشه ؟– چیزی نگفت حتی دیگه نگاهمم نکرد ماشینو روشن کرد و راه افتاد با سرعت زیاد منم دیگه حرفی نزدم تا رسیدیم تو کوچه مدرسه وقتی خواستم پیاده شم گفتم ناراحت شدی؟ نه عزیزم چرا باید ناراحت بشم من یه خواهشی کردم توام جواب رد دادی خیلی دوست داشتم ببوسمت با همه عشقی که تو وجودمه ولی دیگه ازت نمیخوام تا وقتی که خودت بخوای حرفشو که زد سریع حرکت کردو رفت بعد اون چند بار دیگه باهم رفتیم بیرون ولی دیگه این قضیه تکرار نشد در حالی که من دلم میخواست ازم بخواد که منم با تموم وجودم ببوسمش ولی نشد ،چند ماه گذشت اواخر شهریور بود جوابای کنکور کاردانی اومد و من قبول شدم همون شهری که کار احمد اونجا بود کلی کیف کردم و سریع بهش اس دادم(با گوشی زنداداشم )خیلی خوشحال شد و داشت بال در میاورد من بیشتر از اون خوشحال بودم من نیمه دوم قبول شده بودم و واسه بهمن ماه لحظه شماری میکردم ، روزها و ماهها گذشتن و بهمن ماه رسید و من رفتم برای ثبت نام گوشیمو بهم دادن که راحت تر باشم همون روز اول خوابگاه هم گرفتم و وسایلامو بردیم چیدیم توش و بعدش بابام رفت ، چند ساعت بعد احمد بهم زنگ زد و اومد دنبالم و رفتیم همه جارو گشتیم و تو راه برگشت هم رفت یه کادو واسه مسئول خوابگاهمون گرفت و گفت این مسئولین رو باید خرید تا هوامونو داشته باشن رفتیم جلو خوابگاه بامسئولمون صحبت کرد توجیحش کرد که قصد ازدواج داریمو فعلا خونواده من نباید بدونن تا وقتش برسه اونم سریع دوزاریش افتاد و گفت هواتونو دارم و این قضیه هم حل شد ، از اونروز بیشتر باهم بودیم البته چون بابام خیلی ورود خروجمو از راه دور زیر نظر داشت تقریبا فقط وقت نهار و شام میتونستیم باهم باشیم ، بهمن و اسفند رو با هم گذروندیم 15 روز فروردینم که خونه بودیم بعد تعطیلات همدیگرو که دیدیم خیلی ذوق کردیم هفته اول تقریبا هر روز باهم بودیم تا اینکه یه روز بهم گفت رها میای بریم خونه من اونجا خیلی راحت تریم ؟- منم که تو این چند وقت هیچی ازش ندیده بودم و خیلی بهش اعتماد داشتم گفتم بریم راه افتاد سمت خونش وقتی رسیدیم خیلی ریلکس رفتیم تو ، رفت تو اتاق لباساشو درآورد و لباس راحتی پوشید به منم گفت توام راحت باش – چشم عزیزم دستور بفرمائید اطاعت امر میکنم مانتو و روسریمو درآوردم &#8211; من میرم یه چیزی بیارم بخوریم ، اون رفت و منم مشغول وارسی خونش شدم رفتم تو اتاق خواب و دیدم یه تخت دو نفره توشه یه میز با کلی کتابو کلا یه اتاق پسرونه شلخته یهو اومد تو اتاق و گفت ببخشید قصد نداشتم دعوتت کنم والا آدم بی ادبی نیستم یه خرده خونمو مرتب میکردم – بی خیال بابا طبیعیه ، دولیوان آب پرتقال دستش بود یکیشو داد دست من و یکیشو خودش یه نفس سر کشید خیلی دلهره ای داشتم نکنه بی هوش کننده ای چیزی توشه اصلاهم نمیشد که نخورم یه لب به لیوان زدم گفتم اه مارکش چیه چه بدمزس ، لیوانو گرفت و اونم سرکشید و گفت نترس چیزی توش نریخته بودم کلی خجالت کشیدم که چرا اینطورشد و گفتم نخیر اینطورا نیست اگه بهت اعتماد نداشتم تو خونت نمیومدم چیزی نگفت و رو تخت دراز کشید و منم رو لبه تخت نشستم و با موهام بازی میکرد یه غلت خورد و گفت توام دراز بکش – نه مرسی راحتم– یه چند دقیقه باهم حرف زدیم و با موهام بازی کرد بعدش گفت لطفا دراز بکش اینجوری احساس خوبی ندارم –منم دراز کشیدم ولی به بغل روی آرنجم معلوم بود داره احساساتی میشه چشاش خمار شده بود وهمش بهم خیره بود هرچی هم که من حرف میزدم انگار که اصلا نمیشنوه یهو پرید تو حرفم وگفت رها یادته پارسال میخواستم ببوسمت نذاشتی منم سرمو انداختم پایین و گفتم آره گفت خواهش میکنم الان اجازه بده قبل اینکه من حرف بزنم منو خوابوند و لبشوگذاشت رو لبم چندتا بوس با احساس کرد و بعدش زبونشو کشید رو لبم ، منم دوست داشتم ببوسمش و لب و زبونشو بخورم پس منم باهاش همکاری کردم بعدش کامل اومد روم خوابید اینطور بیشتر تسلط داشت و بهتر کارشو انجام میداد زبونشو تو دهنم میچرخوند و لبامو با شدت میخورد و خیلی هم تند تند نفس میکشید بعد اینکه چند دقیقه لبای همدیگرو خوردیم رفت سراغ گوشم با دستش با نرمی گوشم بازی میکرد ، یه خرده که اینکارو کردنشست رو شکمم و گفت: رها بلوزتو دربیارم ؟– نمی دونم دوست داری دربیار – بلوز و سوتین منو با بلوز خودشو درآورد و دراز کشید روم دو تا دستشو گذاشت رو سینمو لبشم رو لبم بود خیلی آروم با سینم بازی میکرد و با انگشت نوکشو فشار میداد، زبونشواز تو دهنم درآورد یواش یواش از کنار لبم رفت پایین و رسید لای گردنم ،گردنمو کمی بو کشید و یه گازکوچولو ازم گرفت و جای گازشو گذاشت تو دهنشو شروع کرد به مکیدن و لیسیدن از گردنم زبون می کشیدو می رفت پایین تا رسید به وسط سینم بین سینمو زبون زد بعد سینمو گذاشت تو دهنشو با دستشم با اون یکی بازی میکرد یه جوری برام میک می زد که حس می کردم الان جونم از نوک سینه ام در میاد ، منم دستمو تو موهاش برده بودم و باهاشون بازی میکردم و وقتی که محکم میک میزد آه آی میگفتم که اونم میگفت جونم فدای آه کشیدنت و آروم کمر به پاینشو بهم میمالید یه چیزه سفتی میخوره به پام ولی شلوارم جین بود خیلی احساسش نمی کردم – رها شلوارامونم دربیاریم؟؟- نه دیگه تا اینجاشم خیلی پیش رفتیم – رها خواهش &#8211; اگه دوست داری باشه میدونی که من دوست ندارم ناراحتت کنم ، بلند شد نشست رو شکمم تو چشام نگاه کرد اصلا بی خیال چون خیلی راضی نیستی منم زیاد اصرار نمیکنم عزیزم یه بوس بده برم یه دوش بگیرم بیام بریم که توام دیرت نشه اوممممم فدای تو عشقم – پاشد رفت حموم منم لباسامو تنم کردم و تو فکر بودم یعنی کارمون درست بود چرا وسوسه شدیم ؟؟؟ احمد از حموم اومد بیرون و حاضر شد و رفتیم به سمت خوابگاه، تو راه هر دومون تو فکر بودیم و عذاب وجدان داشتیم وقتی دمه خوابگاه خواستم پیاده بشم گفت رها جونم بابت کاری که پیش اومد دیگه فکر نکن و غصه نخور ما همدیگرو دوست داریم کارمونم اشتباه نبود – تو چشاش نگاه کردمو گفتم چشم سعی میکنم بهش فکر نکنم یه لب از هم گرفتیم و خداحافظی کردیم بعد اون روز دیگه با هم راحت شده بودیم و تو هر فرصتی که پیش میومد لبامون بهم گره میخورد ولی دیگه هیچوقت خونش نرفتم فقط وقتایی که فامیلایی که تو اون شهر داشت مهمونی دعوتمون میکردن بعد نهار به بهانه چرت زدن یه ساعتی تو بغل همدیگه بودیم و حرف میزدیم واقعا تو بغلش بودن بهم آرامش میداد همینجوری دوستیمون ادامه داشت تا وسطای ترم 2 بودم که همش واسم خواستگار میمود ،منم احساس خطر میکردم و هر خواستگاری رو به احمد میگفتم اونم هیچ عکس العملی نشون نمیداد اگه طرفو میشناخت یه آماری میداد اگه هم نه که هیچی دیگه اینقد واسه خواستگاری تا شهر خودم رفته بودم و برگشته بودم خسته شده بودم ، همه هم سر تا پای یه کرباس بودن یا کارمند یا نظامی که با پول بابایی خونه ماشین گرفته بودن و قرار بود تا آخر عمر با حقوق بخور و نمیر کارمندی زندگی کنن منم همه رو رد میکردم چون فقط مشکل کارشون نبود با قیافشون هم مشکل داشتم تا اینکه سر و کله یکی پیدا شد که برخلاف بقیه شغل آزاد داشت و تقریبا نشون میداد وضع مالیش خوبه هر چند اصلا از قیافش خوشم نیومد یه پسر با قد خیلی بلند 210 سانت و هیکلی از اینایی بود که بدنسازی حرفه ای کار میکرد منم همیشه از این تیپ تنفر داشتم با اصرار مامانم که خیلی ازش خوشش اومده بود باهاش صحبت کردم تقریبا از صحبتا و وضع مالیش خوشم اومد ولی قیافه واقعا برام مهم بود نمیشد بیخیالش شد ، به احمد زنگ زدم و گفتم که خیلی تحت فشارم شاید مجبور به ازدواج بشم ، اصلا غرورم بهم اجازه نمیداد منی که خواستگارام واسم سر و کله میشکستن بیام به این بگم بیا خواستگاریم هر چند خیلی دوسش داشتم ولی مگه خودش نباید میفهمید ؟ اسم و فامیل پسره رو گرفت و بعد یه ساعت زنگ زد گفت آمارشو درآوردم اصلا پسر خوبی نیست تازه معتادم هست دیدم میگه معتاده گفتم داره حسودیش میشه تنها چیزی که به این آدم نمی خوره اعتیاده بهش گفتم مامان اینا تحقیق کردن و ظاهرا جواب مثبت بدن اونم چیزی نگفت و قطع کردیم، منم وقتی بی تفاوتی احمد رو دیدم خیلی حرصم گرفت و به اصرار خونوادم بهش جواب دادم چون تنها کسی بود که میدیدم میتونه به رویاهای من جامعه عمل بپوشونه ، شبی که جواب رو دادیم و قرار شد فرداش بریم برای آزمایش به احمد زنگ زدم و جریان رو بهش گفتم ، گفت رها اشتباه نکن تو ارزشت بیشتراز ایناس ولی لج کرده بودم و این حرفا حالیم نبود، فرداش رفتیم واسه آزمایش و شب هم با فامیلاشون اومدن و نشون کردیم ، آخر شب که مهمونا رفتن احمد زنگ زد خیلی سرد باهاش صحبت کردم بین حرفاش گفت رها بعد اینکه ازدواج کردی هم باهام صحبت میکنی؟؟- وا احمد این چه انتظاریه ازم داری؟ دوست داری وقتی زن گرفتی زنت با دوست پسر قبلیش صحبت کنه؟ &#8211; آخه رها من خیلی دوست دارم نمیتونم دوریتو تحمل کنم – نخیر عزیزم تو منو دوست نداری اونی که اسمشو دوست داشتن میذاری هوسی بیش نیست ، با بغض گفت رها خجالت بکش واقعا برداشتت از من اینه ؟ &#8211; تو جای من بودی چه برداشتی داشتی؟ &#8211; آخه واسه چی این احساسو داری؟ &#8211; واسه اینکه من دمه دستت بودم خودم میخواستم زنت بشم ولی تو انگار نه انگار اگه میدیدم شرایطشو نداری چیزی نمیگفتم ولی وقتی میدونم از هر لحاظ تامین هستی واسم زور داره چرا چند سال از عمرمو واسه تو هدر دادم هر دو دیگه داشتیم با گریه حرف میزدیم چند تا دلیل مسخره واسه توجیح کارش آورد ولی واسه من قابل قبول نبود ازش خواستم دوستیمون واسه همیشه تموم بشه قبول نکرد گفت زنگ میزنه منم قبول نکردم و قطع کردم ، فرداش با نامزدم رفتیم واسه خرید و رزرو تالار چون میخواستیم مراسم 10 روز دیگه که عیدغدیر بود برگزار بشه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2807</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عاشق چندین کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%86%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%86%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Jul 2019 09:06:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استوار]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقته]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونین]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سفتی کیر راست شده ی فیلم سکسی پسر به همه دخترا .اول از همه بگم پسرم . آخه بدم میاد ازین داستان هایی که باید تا تهشو سکسی بخونی تا بفهمی طرف دختر بود یا شاه کس پسر . بدون حاشیه بریم سر اصل مطلب ، دوران دبیرستان بود و من یه کونی بچه مثبت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سفتی کیر راست شده ی فیلم سکسی پسر به همه دخترا .اول از</h2>
<p>همه بگم پسرم . آخه بدم میاد ازین داستان هایی که باید تا تهشو سکسی بخونی تا بفهمی طرف دختر بود</p>
<h3>یا شاه کس پسر . بدون حاشیه بریم سر اصل مطلب ،</h3>
<p>دوران دبیرستان بود و من یه کونی بچه مثبت بودم که همیشه ته کلاس مینشستم و کار به کار هیچکس نداشتم</p>
<h4>. جنده حتی دبیرا هم کاری به کارم نداشتن . سر</h4>
<p>یکی از کلاسا هم با چندتا پستون از بچه ها ته کلاس شطرنج بازی می کردیم و دبیر می گفت هرکار</p>
<h5>می کنین کوس بکنین فقط شلوغ نکنین . خلاصه سرم توکار</h5>
<p>خودم بود و به کار هیچکس کاری نداشتم . یکی بود به اسم مصطفی که همیشه سر کلاس کسشعر میگفت . دیگه سکس داستان عادت کره بودیم</p>
<h6>. اگه یه روز نبود حوصلمون سر میرفت ایران سکس . اونروزم</h6>
<p>مثل همیشه ماهیتابش دستش بود و داشت تف میداد (منظورم همون کسشعره) یدفه یه موضوع جدیدرو مطرح کرد . کونده با صدای بلند گفت &#8220;انواع روش های جلق زدن&#8221;منم حواسم ناخواسته جلبش شد . حالا ببینین کونده لاشی کسکش چقدر حرفه ای توضیح داد :&#8221;اول از همه لخت میشین و کونتونو میندازین بیرون کلی باهاش حال میکنین . بعد ازینکه کیرتون راست شد یه تف قشنگ به سرش میزنین و اگه هم نخواستین میتونین از شامپو استفاده کنین . یه وقت کسخلی نکنین از صابون استفاده کنین که بگا میرینو کیرتون تا دوروز میسوزه . خب ، فرض خلف : از شامپو استفاده می کنین . حالا کیرتونو اینجوری ( با حالت انگشتش کیر و نشون داد و با دست دیگش حالتی که میشد کار رو انجام داد نشون داد) از بالا به پایین ماساژ میدین . خیلی آروم و باحال . اگه محکم بکشین کیرتون مثل مار پوست میندازه و اونوقته که باید خیلی آروم آروم راه برین و شرت و شلوار لی پاتون نکنین تا کیرتون حالش خوب شه و مرخص شه . حالا از بالا به پایین ، دوباره ، آها ، یه بار دیگه ، آه ، دوباره ، بازم ، بازم ، آه ، آه ، آه ، آه ، اومد ، اومد کاستو بگیر ، کاسه نیست بمال به دیوار حروم نشه . چه حالی داد ، حالا آبتون اومده ، پس فرض خلف درست بود و حکم اثبات است &#8220;منم باخودم میگفتم کونده فکر کرده ریاضیاته که فرض خلف میده و اثباتشم میکنه ، بعدشم مگه همچین چیزیم میشه؟ گذشت و چند روز بعد رفتم حموم . لباسامو کمکم درآوردمو رسیدم به شورتم . نمیدونم چرا کیرم مثل چوب سیخ شده بود . گفتم بیخیال و رفتم تو حموم . دوش رو واکردم و داشتم آب رو اندازه میکردم که دوباره دیدم مثل سربازایه وظیفه شناس راست و استوار وایستاده . یه بیخیال گفتمو شروع کردم به شستن . کله ی مو فرفریم ، شونه ها ، دستا ، شکم ، پشت ، اومدم پایینو بشورم که باز چشم تو چشاش افتاد . هنوز ژست خدمت گرفته بود و سیخ بود . بدنمو داشتم صابون مالی میکردم که دستم خورد بهش ، هیچ حسی نداشتم ، فقط یه تکون کوچیک خوردم . بدنمو شستم و داشتم شرتمو تو حموم میشستم که دوباره چشم افتاد بهش که داشت تلو تلو میخورد ، البته محیط چرخشش از بیخ اتصال به خایه بود . با خودم گفتم مگه تو چجوری کار میکنی که بچه ها اینهمه کسشعر میگن؟ یدفعه یاد حرفای مصطفی افتادم و گفتم یعنی میشه؟ دلم آشوب شده بود ، بقول مصطفی فرض خلف رو اجرا کردم و یکم شامپو زدم کف دستم و شروع کردم درس استاد رو عملی اجرا کردن . اولش هیچ حس خاصی نداشتم ولی بعد دوسه بار تکرارهمون حرکات استاد دیدم یه حس تازه ای داره بهم دست میده (منم بهش دست دادم) وااااای !کمکم داشتم داغ میشدم ، چه حال خوبی داشتم اما نمیدونستم چرا . اینقدر تو حس خودم بودم که نفهمیدم چه مدت داشتم میمالوندمش که یه دفعه تمام بدنم آتیش گرفت و بیحال شدم و دیدم آبم اومد (دیگه گاو که نبودم و آب رو میشناختم چون تا حالا خیلی فیلم سوپر دیده بودم) .آخ که چه حس قشنگی داشت . سرشار از شادی و شور و حیجان و لذت و زندگی . حتما میفهمین چی میگم . کارم تموم شده بود ،اما استوار هنوز بیخیال نشده بود ، زدم تو سرشو گفتم بخواب کونده میخوام برم بیرون تابلو میشه ، مگه میفهمید لاشی ، دوش گرفتم و شرتمو برداشتم و رفتم بیرون . توی رختکن واسه امتحان کردن مقاومت در برابر بار حوله رو جمع کردم و انداختم روش، چه مقاومتی ! تمام وزن حوله رو یه تنه تحمل می کرد . خلاصه اینقدر باهاش بازی کردمو زدم تو سرش که خوابید ، رفتم بیرون حمومو تا چشم افتاد به اهالی خونه دلم حررررری ریخت پایین ! فکر می کردم همه دارن منو نگاه می کنن . نفهمیدم چجوری رفتم تو اتاق . آقا تو اتاق دوباره یاد جلقه افتادم سرباز وظیفه دوباره به ادای احترام سیخ وایستاد و دوباره اعلام وجود کرد ، اما ایندفه نزدم تو سرش و گذاشتم آزاد باشه و با یاد اون کلی حال کردم ، اولین دفعه بود که از بچگی تاحالا اینقدر خوشتیپ و خوشقیافه شده بود .بله ، اینجوری بود که اولین جلق رو زدم و هنوز مزش یادم نرفته . راستیتش الانم دوباره راست کرده بودم آخه حس و حال اونروز برام فراموش نشدنیه!کاش میشد دوباره همون حس رو داشته باشم !پیشاپیش (عیدرو تبریک بگم؟ نه گول خوردین ) از نظراتون ممنونم .کستون داغ و کیرتون راست .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%86%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175217</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 17:58:01 by W3 Total Cache
-->