<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>اینجان &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:28:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>اینجان &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>آوا جنده مامان گونه و کس به فاک رفته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:18:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایان]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیادمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرام]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نامرتب]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از</h2>
<p>آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست</p>
<h3>و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم</h3>
<p>بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش خوشم میاد در مورد اون میخام بگم دختر توپل و سفید عین</p>
<h4>برففففف جنده قد حدودآ 60 و وزنش هم 54 شاید &#8230;.خیلی</h4>
<p>هم با صلیقس خدایش وقتی میبینمش پستون دست پامو گم میکنم و تته پیته میشم نمیتونم حرف بزنم راستی اینم بگم</p>
<h5>من 19 کوس سالمه و اون 21 دوسال از من بزرگ</h5>
<p>تره&#8230;..همیشه وقتی میاد خونه ما اول دست پاچه میشم بعدآ عادت میکنم و خلاصه میتونم راحت باشم باهاش هر عید اون میاد سکس داستان خونه ما ما</p>
<h6>هم میریم خونه اونا خلاصه خیلی خونواده هامون ایران سکس باهم صمیمی</h6>
<p>هستند یه روز عید با داداش بزرگش و زند داداشش اومد خونه ما عید من خونه دوستم بودم اومدم دیدم خونه مهمونه رفتم تو حموم موهامو درست کردم یه کم ژل زدم اومد دیدم به به ببین کی اومده نزدیک بود دست پامو گم کنم رفتم با داداش دست دادم احوال پرسی کردیم با زن داداشش هم دست دادم رسیدم به خانوووم دست دادم داشتم از خجلات میر فتم تو زمین اون وقتی دید من خجلات میکشم خندید و من داشتم میممردممممم صورتم قرمزززز شده بود داشتم اینو اجساس میکردم خلاصه رفتم یه گوشه نسشتم بابام داشت با داداش حرف میزد و منم یه استکان چایی ریختم اونو که یواش یواش خوردم یه کم راحت شدم و به حالت عادی برگشتم مبایلمو در اوردم الکی مشغول شدم مامانم داشت با زن داداشش حرف میزد به خواهرام گفت برین برا نهار یه چیزی درست کنین رفتن بیرونننن خلاصه خانوووم بیکار مونده بود داشت در و دیوار رو نگاه میکرد دیدم بیکاره نگاه کردم تا چشم به چشمش خورد خندید منم خندم گرفت چون ما تو خواده ما خیلی به هم اعتماد داشتن بهم گفت رامین پاشو با هم بریم میخام از انترینت برام یه موضوع بگیری آخه دانشگاه میرفت منم گفتم باشه با هم رفتیم اتاقم خیلی نامرتب بود هه هه خجالت کشیدم رفتم سراغ کامپیوتر خلاصه کامپیوتر رو روشن کردم گفتم بیا بشین اومد نشت رو صندلی من منم نشستم پهلوشش داشتم براش در مورد استاد خوب تو اینترنت سرج میکردم هر چند ثانیه بهم نگاه میکردم و میخنید گفتم چته داشتم عصبی میشدم اینم بگم شهوتتت داشت از صورتم میریخت که یه هوووو خیلی اروووم اومد جلو دستشو گذاشت رو رونم گفت به چی فکر میکنی داشتم از شق در میمرمدممممممممممممم که گفتم به هچی دستشو خیلی اروم اورددد بالا اروم از رو شلوار کیرمو لمس کردم وایییییییییییییییییییییییییی بلهههه خانوم هم خیلی تو کف ما بود و ماهم خبر نداشتیم خلاصه اون نیم ساعت کلی براش موضوع گرفتم و پرینت کردم که اومدیم تو حال همه نشسته بودن مامانم صدا زد رامین برو با خواهرات کمک کن غذا رو بیارین دیگه خجلات نمیکشیدم راحت بودم بعد اوون لحضه نهار و خوردیم خلاصه شب شد میخاستن برن بابام نزاشت خیلی اسرار کرد خلاصه شام خوردیم و هر کی رفت بخابه داداشش با زن دادشش رفتن تو اتاق داداش بزرگم داداشم با زنش اینجان نیست لندنه واسه همین اونا رو اون شب راه دادیم مامان بابا رفتن اوتاقشوونن خواهرام هم رفتن بخابن خانوووم هم باهشوون رفت من هم رفتم تو اتاقم خابیدم صبح زووود داداشش با زن داداشش میخاستن برن به خانوم گفتن بیا بریم خواهرم خیلی اسرار کردن گفتن تو بمون فرادا رامین میرسوند&#8230;.خلاصه موندنی شد و اونروز هم دانشگاه نرفت&#8230;.خواهرام هم رفتن دانشگاه شووون بابا هم رفت سر کار من موند مامنم خانوممم&#8230;اون بهم گفت من اینجا حوصلم سر میره میشه بریم عکسای تو کامپیوتر و نگاه کنیم مامانم داشت با تلفن حرف میزد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;رفتیم دوباره نشست همون جا خییلی سریع کامپیوتر رو روشن کردم دیدم خیلی فرق کرده یه جوری شده شهوتی شده بوددد میدونست دیگه به جز مامان من دیگه هیچ کی نیست تو خونه یه هووو مامانم داد زد رامیییییییییییینن من دارم میرم خونه عموت برا دختر عموت خاستگار اومده میرم ببینم چی خبره منم گفتم باشه مامان جان خدااااااااااا از مادری کمت نمکنههه مامانم رفت درووو هم محکم پشت سرش بست و من موندم خانوووم خونههههههههههه&#8230;.اومدم خیلی سریع نشتستم کنارش قلب به سرعت داشت میزد شق کرد بودم اومد دوباره دستشوو گذاشت رو کیرم گفت ببینمش چی به روز این زبون بسته آوردی&#8230;&#8230;&#8230;.وای دیگه داشت خاب میدیدم تو حال خودم نبودم دستشو گرفتم اوردم حولش دادم رو تختم خودم هم پیردم روشششش خیلی داغ بودیم همین جور داشتم میخوررردمش لب میگرفتیم و حال میکردم پایین اودم گردننننننن داشتم خواب میدیدم اصلآ باورم نمیشد خقیقت داشته باشه نمیدونستم این غت حشری باشه من همین جور که روش بودم داشتم ماچش میکردم یه یه هوووو کف پاشووو گذاشت رو سینم حولم داد انورررررر نگران شدم داره چی کار میکنم که عین دیووننه ها لباساشو در آورد و یه کرست سفید با یه شرت سفید عین سگ بهم حمله کرد منم با زانو رو تخت نشسته بودم و اومد نزدیکم پیرهنمووو در آورد و رفت سراغ کمر بندم اونم بازش کردم منم شلوارمووو کشیدم پاینن و شرتم داشت پاره میشد که خودشو عین قلاب حلقه کرد دور گردنم خیلی داغغغ بود شرتش خیس شده بود داشت حال میکرد پاهاشو دور کمر حلق کرده بود و دستاشو هم دور گردنم منم با زوووور هر چی تمام تر باندش کردم و محمکم کوبیدمش رو تخت تخت هم خیلی نرم بوددددددددددددد صدای ملچ ملچ بلند شد حدود 13 دقیقه همیدگه رو خوردیم میگفت میخاممتتتتتتتتت کیر گنده هی داشت بهم میگفت کیر گنده داشت خندم میگرفت خیلی خیلی خوش بو هم بود لامذهب خلاصه جدا شدیم و رفتم سراغ سینه هاشش سفییییییییییییییییییییییید عین برف و نوکش هم صورتی سیخ شده بود و منم نخور که بخوررر خیس خیس شده بود سینه هاش اومدم پایننن نافشو هم لیس زدم رسیدم یه کوس شورتشو کشیدم پاین یه کس مثل هلوووووووووووووووووو سفییییییییددددد عین برف بدون حتی یه تار مووووو یه خط زیبا که وصل میشد به کوونش و خلاصه هر چی بگم کم گفتم من انتهای تخت بودم اوننن وسط بوددد دوباره حولم دا پشتم چسید به آهن عقبیه تخت من با زانو نشسته بودم همین که به پشت خابیده بود باسنش رو رونهای من بود که شورت تنش نبود کوسی که همیشه تو خاب میدیم الان جلو چشمام بود که از قسمت باسن خودشوووو بالا کرد گفتت بخووووووووووووووووووووووووو<br />
ورررررررر دست راستشو کرد تو دهشننننن و یه کم که خیس شد وباره دست چپشو کرد تو دهنش اونم خیس شد هر دوتار کشید بیرون یه کم اخخخخخخخخخخ توووف انداخت کف دستش و دستاش کاملآ با تفش خیس بودند محکم کوبید روی کسش گفت بخورررر چشمام از حدقه زده بود بیروون خیلی برام جالب بود آخه از حد بیشتر حشری شده بود منم یه لیس زدم هاااااااااااااهههههههههههه گفت و منم عین سگ خوردم گفت دارم ارضا میشم که دهنموو برداشتم شل شد گفتم الان نوبت توهههه بلند شدم کیرمو گذاشتم دهنش ساگ میزد خیلی هم رحفههههههههییییییداشت آبم میوم از دهنش در آوردم و گذاشتم لایه سینهای سفیدش خومووو از قسمت ناففف انداختم رو صورتش که همیه آبم خالی شد روی سینه هاششش شل شدم از تخت افتادم پیانننن اون که بی حال بود منمم داشت خابم میبرد جلدی بلند شدم گفتم پاشو الان همه میان بلند شد دیدم تخت خیلی نامرتبه اصلآ کلن نامرتبه رفتیم اول اون حمام کرد من لخت دم در حمام نشسته بودم خانووم بیاد بیرون اومد بیروننن دیدم لخته دوباره حشری شدم رفتم نزدیکش از در حمام که اممد بیرون حولش دادم به دیوارر حوله پوشیده بود به سینه برش گردوندم داشت میخندید کوسیییییییییی کیرمووو گذاشتم لای چاک کونش بالا پاین کردم 1 دیقیه یی ارضا همین که داشت آبم میووومد داخل حمام رفتم و دوش گرفتم وقتی اومد بیروون دیدم اتاقو مرتب کرده و خیلی ازش خوشم اومددد بعد هم ظهر شد خاهرام هم اومدند مامانم همه اومد شب که شد شام که خوردیم گفت میخام برم منم سوار ماشین کردمش بردم خونه شوننننن پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177657</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ممنون برای گایدن مامانت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Sep 2019 06:13:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[امروزی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرائی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووونم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دکترها]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشون]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کیراشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[لیمویی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[مرموزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نباشیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلو]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[براتون تعریف کنم خلاصه ای فیلم سکسی از وضعیت خانواده ام و براتون تعریف کنم من عرفان در حال حاضر 23 سالمه ، پدرم رو از 15 سکسی سالگی از دست دادم و من موندم شاه کس و یه مادر 43 ساله و یه خواهرم که اونم تو یه شهرستان دانشجو هست کونی . ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>براتون تعریف کنم خلاصه ای فیلم سکسی از وضعیت خانواده ام و براتون</h2>
<p>تعریف کنم من عرفان در حال حاضر 23 سالمه ، پدرم رو از 15 سکسی سالگی از دست دادم و من</p>
<h3>موندم شاه کس و یه مادر 43 ساله و یه خواهرم که</h3>
<p>اونم تو یه شهرستان دانشجو هست کونی . ما یه شش ماهی میشد خونمون رو عوض کرده بودیم و منم از</p>
<h4>دوستای جنده قدیمم خیلی وقت بود خبری نداشتم ، اینم بگم</h4>
<p>مامانم یه زن سفید و قد پستون بلند هست که اگه از پشت نگاش کنید مثل دخترهای جوون میمونه ، مامان</p>
<h5>از محله کوس قدیم که جابه جا شدیم چادرشو کنار گذاشت</h5>
<p>و به مانتو و کم کم به مدل های امروزی (تنگ و کوتاه ) جوون پسند عوض کرده بود و آرایش غلیظی سکس داستان هم میکرد چند</p>
<h6>بار ازش پرسیدم چرا اینجوری لباس میپوشی و ایران سکس تیپت عوض</h6>
<p>کردی که تو جواب گفت دیگه کسی اینجا مارو که نمیشناسه در ضمن تا کی کلفتی کنم منم میخوام راحت زندگی کنم منم واسه زحمتایی که برای ما میکشید بهش کلید نمیکردم ، قضیه از اونجا شروع شد که یه روز حمید و سعید از بچه محل های قدیمیم بهم زنگ زدن و گفتن دارن میان منو ببینن خلاصه آدرس دادم و قرار شد روز بعد بیان خونمون ، سعید از لحاظ هیکل حرف نداشت و همه دوستام به اندامش حسودی میکردن موضوع رو به مامان گفتم و اونم با یه لحن مرموزانه گفت اشکالی نداره قدمشون روی چشم تشریف بیارن . فردای اون روز ساعت حدوداً 10 بود حمید به من زنگ زد و گفت واسه نیم ساعت دیگه در خونتونیم مامان بعد از تموم شدن صحبتم پرسید کی بود ؟ گفتم حمید بود گفتش تا یه ینم ساعت دیگه میرسن منم رفتم وسایل پذیرائی رو آماده کنم که دیدم مامان داره میره حمام راستی حمام ما درش رو به پذیراییه و اتاق خوابم سمت راستشه خلاصه گذشت تا اینکه دوستام رسیدن و نشستیم در حال گپ زدن بودیم که دیدم یهو رنگ دوستام قرمز شد من که پشتم به حمام بود حواسم نبود برگشتم دیدم مامانم یه حوله از روی سینه هاش که راحت خط پستوناش معلوم بود تا چهار انگشت زیر کونش دور خودش پیچیده بود و از حمام آمد بیرون قلبم داشت وایمستاد انگار داشتم خواب میدیدم سفیدی پروپاچه های مامان چشامونو گرفته بود که تا روشو کرد به ما ترسید و دوباره رفت تو حمام ، داشتم سکته میکردم تا به حال مامانو اینجوری ندیده بودم ، چند لحظه گذشت که دیدم دوباره درب حمام باز شد و مامانم با یه لبخند با همون سرو وضع رفت به سمت اتاق خواب ، دوستام از دیدن این وضع کیراشون از شلوارشون ورم کرده بود . رفتم سمت اتاق بهش گفتم مگه نگفتم دوستام رسیدن این چه وضعی بود ؟ مامانم گفت ببخش عرفانم عزیزم اصلاً حواسم نبود اشکالی نداره دوستاتم جای پسرای منن برو پیششون ازشون پذیرائی کن تا منم چای بیارم . تو همین حال بود که شنیدم حمید به سعید میگفت این همون پری خانمه که تا چشمش به مرد میافتاد راهشو عوض میکرد ؟ رفتم کنار حمید نشستم و شروع کردم به پذیرائی داشتیم از قدیما صحبت میکردیم که بعد از چند دقیقه دیدم مامانم با یه کفش پاشنه دار مجلسی و یه دامن کوتاه مشکی با یه پیراهن نازک چسبون لیمویی که سینه هاش از حرکت داشتن داد میزدن که سوتین نبسته اومد تو آشپزخونه داشتم دیوونه میشدم سریع رفتم کنارش گفتم اینا دیگه چیه که پوشیدی ؟ با لحن نسبتاً بلند جواب داد پسرم لباسامو شسته بودم همینارو فقط داشتمم ، منم از ترس اینکه آبروریزی نکنه ادامه ندادم رفتم مثل بهت زده ها نشستم و کیرای شق شده دوستام که لای پاهاشون قایم کرده بودن نگاه میکردم . بعد از چند لحظه مامان با یه سینی چای اومد به سمت منو حمید بی شرف واسه یه تعارف کردن چای 90درجه دولاشد و اون سینه های گردو سفیدشو که آویزون شده بودن به نمایش گذاشت حمیدم چشماش به سینه های بلوری مامانم خیره شده بود راستشو بخاید منم از این صحنه بدجوری راست کرده بودم ، سعیدم که پشت مامان نشسته بود چشاش تو کون و کس مامان غلت میزد چایمون و که برداشتیم تا رفت سمت سعید ، بطور خیلی عادی سینی رو کج کرد سمت سعید و 2 تا لیوان چای که انصافاً خیلی داغ بود ریخت روکیرش سعید که داشت از شق درد میمرد کیرش رو از رو شلوار از شدت سوختن گرفت دستش و بالا و پایین می پرید من که تو فکر این بودم چی شد سینی چای رو سعید ریخت دیدم مامان دست سعید و گرفت برد سمت اتاقش در اتاقم بست آمدم برم تو اتاق که مامان آمد بیرون گفت نرو بذار شلوارشو در بیاره خنک شه تو برو وسایلو جمع کن و دوباره چای بریز ، رفتم تا کف پذیرائی رو تمیز کنم چشم افتاد به مامان که دستش یه کرم و رفت تو اتاقش به بهونه اینکه وسایلو ببرم آشپزخانه رفتم دم در اتاق مامان که صدای سعید می آمد که میگفت پری خانوم آخه من خجالت میکشم و مامانم میگفت تو جای پسر منی ، از کنجکاوی داشتم هلاک میشدم که در نیمه بسته رو آروم هل دادم دیدم مامان شلوار سعیدو کشید پایین وااااااای چه کیری داشت فکر کنم 20سانتی میشد سعیدم سوزش از یادش رفته بود خیره شده بود به مامان که میخاد چی کا کنه ! دیدم مامان کل کرم رو کیر سعید خالی کرد و شروع کرد به مالوندن کیرش ، سعیدم از شدت شهوت کیرش متورم شده بود هی میگفت پری خانوم بسه چقدر میمالی کافیه خودش خوب میشه انگار داشت ارزا میشد مامانم رو کرد بهش گفت از چی ناراحتی بزار کارمو بکنم که سعیدم از خدا خواسته با یه لبخند ملیحی گفت من تو کار خانوم دکترها دخالت نمیکنم ، اینقدر مالوند که سعید یهو گفت داره میااااااد مامانم کیرشو برد جلو صورتش پاچید رو سرو صورت مامان ، سعید پرسید چرا اینکارو کردی مامان گفت میگن واسه ورزشکارا پروتئین داره واسه پوست خوبه سعید که شکه شده بود مامان بهش گفت بریم که زیاد طول کشید الان شک میکنن رفتم توآشپزخانه و اصلاً به روم نیاوردم تا مامان آمد از شدت بوی منی برگشتم دیدم صورتش داره برق میزنه رفتم جلو بهش گفتم سعید چطوره گفت بهتره چند تا قرص دادم بخوره تقویت بشه تو دلم گفتم آره ارواح عمت . نزدیکای ناهار شد که مامان گفت عرفان جان ناهار دوستات اینجان دیگه زیاد تدارک دیدم ، رو کردم بهشون که تعارف کنم که بدون معطلی دوستام گفتن اگه مزاحم نباشیم ، با حمید رفتیم تو حیاط خلوت که حمید موتورمو نگاه کنه برگشتم دوتا لیوان شربت ببرم دیدم سعید از دستشویی آمد سمت آشپزخانه مامان داشت ظرف میشست منم صبر کردم ببینم چه اتفاقی میافته دیدم سعید رفت از پشت کیرشو چسبوند به مامان کیرم یهو راست شد مامان اصلا عکسلعملی نشون نداد سعیدم دید وضعیت سفیده کم کم دستاشو برد از زیر پستونای مامان چنان فشار میداد که اونم از شدت درد خودشو بیشتر به سعید چسبوند و داشت کلی حال میکرد یکدفعه دوستم حمید از حیاط منو صدا زد مامانم و سعید خودشون و جم و جور کردن و مامانم رو کرد به سعید گفت بعد ناهار عرفان و میفرستم دنبال نخود ساه تا ببینم چند مرده حلاجی سعیدم که از لبخندش میشد فهمید تو کونش عروسی بود گفت چشم خانوم دکتر روتخم کیرم هرچی توبگی . ناهار و که خوردیم مامان از تو اتاقش آمد بیرون و الکی گوشیو گرفت دستش و گفت باشه عرفان پسرم و میفرستم بیاد بگیره تا کی هستی تا 5 ؟ باشه الان سریع را میافته اومد تو پذیرائی گفت عرفان جان عزیزم برو کرج به آدرسی که میدم میترا دوستم یه سری وسایل از کیش واسم آورده بگیر که تا 5 بیشتر نیست دارن میرن مسافرت که گفتم آخه مامان دوستام بعد از چند ماه دیدم و . . . تا حرفم تموم نشده بود دوستام بلند شدند گفتن راستشو بخای ما هم داشتیم میرفتیم زیاد زحمت دادیم (حرومزاده ها کیراشون و تیز کرده بودن زود برن تا زمان بیشتری داشته باشن) بعد از خدافظی اونا منم آماده شدم و حرکت کردم تا کمی از محل دور شدم چند دقیقه ای وایستادم و برگشتم سمت خونه (خونه ما آپارتمانیه ) آروم از پله ها رفتم بالا دیدم دوستام از حول حلیم یادشون رفته بود کفشاشون و ببرن تو خونه ، آروم در و باز کردم دیدم کسی تو پذیرائی نیست گوشیو خاموش کردم رفتم سمت اتاق خواب دیدم به به چه ضیافتیه همه لخت لخت مامان رو تخت دراز کشیده و سعید رفته بالای تخت کیرشو آویزون کرده مامانم تخمای سعید رو تو دهنش مثل یه حرفه ای میخوره ، حمیدم کیرشو گذاشته تو کسش داره از جلو میکنه و سینه های بلوری مامان و تو دستاش گرفته و محکم فشار میده . لذت و میشد تو چشای مامان ببینم با تمام ولع کیر سعیدو تو دهنش تلمبه میزد حمید که معلوم بود خسته شده کیرشو با شدت تو کسش فشار میداد، سعید گفت بسه حالا نوبت منه که جرت بدم حمید اومد جای سعید و سعیدم مامانو به سینه خابوند کونشو قلمبه داد بالا بی انصاف با همون خیسی دهن مامان که رو کیرش مونده بود یهو کرد تو کسش ، اینقدر کیرش کلفت بود که مامان از شدت درد کیر حمید و گاز گرفت ، حمیدم عصبانی شد و چند تا چک زد تو صورت سفید مامانم یهو دیدم موهاشو از پشت جمع کرده و بطور وحشیانه کیرشو تو دهنش عقب جلو میکرد ، مامان که دیگه مست شهوت شده بود از خودش اختیاری نداشت دوستام بدنش رو مثل جنازه ها هر کاری دوست داشتن باهاش میکردن تا اینکه سعید گفت آخراشه پروتئین ها میخوان بیان بیرون اما پری جووووون میخوام قبلش جرت بدم نظرت چیه ؟ مامانم که چشماشو بسته بود و هرچی میگفتن انجام میداد با لباش گفت جووووووووووون کی بهتر از تو بکووون سعید جوووونم دیگه تحمل ندارم سعیدم مامانو بصورت دولا رو زانوهاش قرارداد و بالش و گذاشت جلو دهنش و آروم کیرشو گذاشت در کون مامانم و تا جایی که تونست محکم فشار داد مامان یهو از اون حالتی که بود رو تخت دراز کشید و متکا رو مثل سگ گاز گرفت سعید با دو سه بار تلمبه زدن کشید بیرون گذاشت رو لبای پروته مامانم و هرچی تو کمر داشت خالی کرد تو صورتش انگار یه لیوان شیر موز خالی کرده حمیدم بلافاصله آبشو تو دهنش خالی کرد و مامان هم مجبور شد قورتش بده، مامان بعد از یه سکس خشن سعید رو بغل کرد و بهش گفت سعید جون خیلی دوست دارم میخوام سری بعد تو وان حموم تو آب داغ جرم بدی حمیدم از پشت کیر خوابیدشو گذاشت لای پاهای مامان و گفت تا ساعت 5 قبل اینکه عرفان بیاد یه چرت بزنیم . امیدوارم حداقل لذت رو برده باشین</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176449</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم بی حوصله کیر کلفت پیدا میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Jul 2019 05:35:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بادیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخاله]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[کردرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:نه]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبی]]></category>
		<category><![CDATA[معناست]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هرچیزی]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دختر چشم و گوش بسته فیلم سکسی ای نبودم ولی ادمی هم نبودم که دنبال پسر و دوست پسر و کیر پسر و خود پسر و یا سکسی هرچیزی که مربوط به پسرها میشه باشم شاه کس راستش و بخواین نه واسه اینکه حشری نبودم یا از سکس خوشم نمیومد واسه اینکه کونی وقتش و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دختر چشم و گوش بسته فیلم سکسی ای نبودم ولی ادمی هم نبودم</h2>
<p>که دنبال پسر و دوست پسر و کیر پسر و خود پسر و یا سکسی هرچیزی که مربوط به پسرها میشه</p>
<h3>باشم شاه کس راستش و بخواین نه واسه اینکه حشری نبودم یا</h3>
<p>از سکس خوشم نمیومد واسه اینکه کونی وقتش و نداشتم، هم درس میخوندم و هم توی یه شرکت طراحی میکردم.توسط پسرخاله</p>
<h4>م جنده وارد این دم و دستگاه شده بودم. سرم به</h4>
<p>کار خودم بود و زیاد با پستون کسی دم خور نمیشدم مدیرمون خیلی جوون و خیلی خوش تیپ و صد البته</p>
<h5>خیلی مغرور کوس بود به طوری که ادم جرئت نمیکرد حتی</h5>
<p>باهاش حرف بزنه اما از طریق همون پسرخاله م میدونستم که اینطورم که تظاهر میکنه خشک نیست و تقریبا همه کاری میکنه سکس داستان فقط سرکار انقدر</p>
<h6>بداخلاقه و نمیشه رفت طرفش.چند ماه گذشت و ایران سکس واسه تولدش</h6>
<p>من و پسرخاله م و هم دعوت کرد البته به خاطر اون من و دعوت کردرفتیم و اونجا بود که دیدم تولد نیست بلکه یه پارتی به تمام معناست از هرنوع مشروبی و وسایل خوش گذرنی که میخواستی اونجا پیدا میشد. دخترا چنان ارایشی کرده بودن و نیم تنه ها و دکلته هایی پوشیده بودن که من روشون زوم میشدم وای به حال پسرای بدبخت. یه کم که گذشت و دختر و پسرا تا اونجا که میتونستم توی هم لول خوردن کم کم هی جفت جفت از دختر پسرا کم میشد میدونستم قطعا یا تو حیاط یا یکی از اتاق های بالا جایی برای خودشون گیر اوردن و مشغول هستن تا اینکه پسر خاله م هم ناپدید شد دیگه من مونده بودم و یه مشت دختر و پسر و یه موسیقی سرسام اور که سامان(مدیر شرکت)اومد کنارم نشست و گفت:- تنها موندید خانم فرهادی؟ این همه ادم اینجان شما چرا مشغول نمیشید؟یه کم سرد نگاش کردم که زیاد بهم نزدیگ نشه و گفتم:- من عادت ندارم اینطوری سرگرم بشمدستش و انداخت دور گردنم و گفت و یه بار امتحان کنید مطمئن باشید میشید پای ثابت اینطور سرگرمی هاسعی کردم دستم و کنار بزنم که محکم من و چسبید و گفت:- اروم باش فقط میخوایم یه کم با هم حال کنیم حیفه سرت بی کلاه بمونهو سرش و خم کرد لباش و رو لبام چفت کرد. باید اعتراف کنم که از قبل ازش خوشم میومد و چند باری به یادش خود ارضایی کرده بودم اما هیچ وقت فکر نمیکردم واقعی بشه. هنوزم نمیخواستم خودم و بسپارم دستش و سعی میکردم همچنان عقلم بروجودم حاکم باشه اما تقریبا غیر ممکن بود خیلی قشنگ لبم و میخورد از لبم هی مبرفت روی گردنم و گوشم و دوباره میومد روی لبام دیگه کنترلم و از دست داده بودم و من لباش و میخوردم که گفت پاشو بریم تو اتاق. رفتیم تو اتاقش و من و خوابوند رو تختش و خودش اومد روم هم حشری شده بودم و هم میترسیدم میدونستم کاری که میخوام بکنم درست نیست اما دیگه نمیتونستم بگم نه کم کم از گردنم اومد پایین و دکمه های پیرهنم و باز کرد و بادیدن سینه هام یه جون گفت و سوتینم و باز کرد و شروع کرد به خوردن کم کم اهم در اومده بود هر ازگاهی از خوردن دست میکشید و یه فشاری به سینه هام میداد که اهم و صد برابر در میاورد و هرچه بیشتر حشریم میکرد کم کم رفت پایین پاشد شلوار و شورت من و لباس های خودش و در اورد و شروع کرد از ساق پام دوباره خوردن تا رسیدن به رونام. خیلی قنشگ میخورد حسابی اه و اوهم دراومده تو همین حین گفت چیه چی میخوای؟ با اه گفتم: بکن تو کونم یه خنده ی حشری کرد و گفت نه هنوز زوده الان فقط وقت خوردنه و شروع کرد به کسم و خوردن و لیس زدن یه کم که گذشت گفت برام ساک بزن گفتم دوست ندارم بدم میاد یه جوری رو تخت تنظیمم کرد که سرم بیرون بود بعد گفت ضد حال نزن من این همه تو رو خوردم و تو هم حالا باید برام ساک بزنی و بدون اینکه به من مهلت بده کیرش و کرد تو دهنم داشتم خفه میشدم و با دستام سعی میکرد کیرش و از تو دهنم بیارم بیرون که غیر ممکن بود و با هر تقلای من بیشتر کیرش و تو دهنم عقب جلو میکرد و میگفت میخوام دهنت و بگام. تا اینکه بعد از چند دقیقه دید واقعا حالم داره بد میشه به خاطر همین دراورد و به پشت خوابوندم و بالش و گذاشت زیر شکمم و داشت با کرم دور سوراخ کونم و چرب میکرد که یه دفعه یه ترسی بر وجودم مستولی شد با ترس گفتمخیلی درد داره؟من از دردش میترسم ولش کن نمیخوامبا صدای حشری گفت:نه عزیز من درد نداره اروم میکنم فقط خودت وشل بگیراین و که گفت یه دفعه با تمام قدرت کرد تو کونم از شدت درد داشتم غش میکردم اشکم دراومد و گفتم تو رو خدا در ار دارم جر میخورمگفت: لذتش و به درد و جر خوردنشه دنیا به همین جر خوردناش خوبه و بعد اروم اروم شروع کرد به عقب جلو کردن داشتم از درد میمردم اما کم کم درد جای خودش و به لذت داد تا ایکه بعد از چند دقیقه لرزیدم و ارضا شدم و با ازضا شدنم دوباره درد بر وجودم حاکم شد دوست داشتم اونم زود ابش بیاد و تموم شه و دوباره اشکم دراومد و ازش خواهش کرد که کیرش و در بیاره اما تو حال خودش نبود و با اشک های من انگار بیشتر حشری میشد و سرعتش و بیشتر میکرد تا اینکه سرعتش جنون امیز شد بعد یه دفعه کیرش و ازت وکونم در اورد و ابش و ریخت رو تخت بعد هم بیحال افتاد کنارم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175477</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه حالی میده یه کس خوب پیدا کنی لیس بزنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2019 07:28:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[ارایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازاینکه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اومده‬]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫اونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشمتون]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوچندان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستها]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کامبیز]]></category>
		<category><![CDATA[‫کشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[‫گرفته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫ماجرا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[محترمانه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردیکه]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونها]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میندازن]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیک‬]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی سلام‬ ، ‫این خاطره ای که شاه کس میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حدود ۱۶ سال پیش .‬ ‫ماجرا کونی از اونجا شروع شد که ساعت ۴ عقد کنانم بود با همین مریم خانم خودمون جنده که فداش بشم . بعداز مراسم‬ ‫معمول و خطبه و پذیرایی و عکس پستون با فامیل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی سلام‬ ، ‫این خاطره ای</p>
<h3>که شاه کس میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حدود ۱۶</h3>
<p>سال پیش .‬ ‫ماجرا کونی از اونجا شروع شد که ساعت ۴ عقد کنانم بود با همین مریم خانم</p>
<h4>خودمون جنده که فداش بشم . بعداز مراسم‬ ‫معمول</h4>
<p>و خطبه و پذیرایی و عکس پستون با فامیل ها و دوستها و کلی کسشعر دیگه بلند شدیم از اتاق عقد</p>
<h5>بریم بیرون‬ کوس ‫پیش مهمونها . وقتی که خانمم</h5>
<p>بلند شد یه خانمی سریع نشست جاش به مریم گفتم چی شد گفت این طیبه است‬ ‫از فامیل های زن سکس داستان عموم / توی</p>
<h6>اینجا رسمه هر کی جای عروش بشینه بختش ایران سکس سریع باز</h6>
<p>میشه . نگاش کردم دیدم‬ ‫چشمتون روز بد نبینه یه دختر حدود ۲۶ سال چاق ولی قد متوسط سبزه رو که صورتش پر لک بود موهای‬ ‫بلند دماغ گنده با سینه های بزرگ که تو چشم میومد و حسابی افساید بود. به مریم گفتم حالا کی میخواد اینو‬ ‫اومدیم پهلوی مهمونا و رقص و بزن بکوب و &#8230; ‫سرتون رو درد نیارم حدود ساعت ۱.۵ بود که مهمونا کم کم خداحافظی میکردند و میرفتند . بهتون گفته بودم‬ ‫که ما فقط عقد کرده بودیم چون خانمم دانشگاه میرفت و باید درسش تموم میشد و بعد ازدواج میکردیم شرط‬ ‫ازدواجش بود .‬ ‫مریم اومد پهلوی گوشم گفت مهمونا دارن میرن منم خستم نمیخوای بری؟ گفتم چی؟ گفت مگه نمیبینی عمه‬ ‫بزرگه امشب میخواد اینجا بخوابه تازه فامیل های بزرگ هم اینجان نمیشه باید بری خونه (من خونه جدا داشتم‬ ‫و از پدر و مادرم جدا بودم) گفتم شوخی میکنی؟ گفت مردیکه کله خر مگه رو حرف عمه خانم میشه حرف‬ ‫زد . گفتم عمه تو گاییدم . گفت چی گفتی اگه میتونی بلندتر بگو تا فامیلها بریزن سرت بکننت . من با خانمم ۱‬ ‫چاره ای نبود دستور صادر شده بود . با اکراه فراوان با بقیه خداحافظی کردم و خانمم هم توی این فاصله یکم‬ ‫کیک توی ظرف گذاشته بود و بوسم کرد گفت کیک برای مامانت ایناس بهشون برسون گفتم باشه فردا امشب‬ ‫که حوصله ندارم . خداحافظی کردمو و بوسیدمش و رفتم ماشینو روشن کردمو بسوی خونه روونه شدم.‬ ‫حسابی حالم گرفته بود کوچه رو که رد کردم یه تاکسی تلفنی سر کوچه خانم اینا بود که دیدم طیبه خانم اونجا‬ ‫ایستاده جلوی پاش ترمز کردم گفتم برسونمتون گفت آژانس ها همه رفتند سرویس منتظر میمونم وقتی که از‬ ‫سرویس اومدن با اون میرم . منکه فامیل بازیم گل کرده بود گفتم نمیشه میرسونمتون.‬ ‫اومد سوار بشه مونده بود باید جلو بشینه یا عقب .گفتم چرا سوار نمیشی گفت باشه سوار میشم .‬ ‫بهش گفتم شما که سر جای عروس خانم نشستین خوب جای عروس خانم جلویه .اونم با خجالت در جلو رو‬ ‫باز کرد و نشست . یه تور سفید که میندازن رو سر عروس و از ارایشگاه عروس رو میارن رو صندلی جلو‬ ‫بود گفت اینو کجا بگذارم . منم به شوخی گفتم رو سرتون اونم تور رو گذاشت رو سرش حالادیگه قیافه اش‬ معلوم نبود فقط سینه هاش رو میشد دید و لباس الحق قشنگی هم که پوشیده بود . آخه وضع مالیشون بد نبود.‬ ‫منکه ازاینکه محترمانه بیرونم کرده بودند کفری بودم بهش گفتم میشه امشب تو عروس من بشی گفت چی‬ ؟ گفتم لئوناردوداوینچی! بعد خندیدم و گفتم میشه امشب تو عروسم بشی گفت آخه شما&#8230; گفتم شما نداره ‫ماشین گلکاری بود یه چند تا بوق هم زدم و گفتم عروس خانم داره میاد همه برن کنار اونم خیلی خوشش اومده‬ ‫بود و همش میخندید .‬ ‫وقتی که میخندید دندوناش رو نگاه کردم دیدم مث صدف میمونه یکدست و تمیز .‬ ‫دیگه به خونه رسیده بودیم از ماشین اومدم و در خونه رو باز کردم (خونه من ویلایی بود) ماشین رو بردم‬ ‫داخل بعد رفتم در رو براش باز کردمو کلید خونه رو داده بهش گفت واسه چی؟ گفتم قرار شد سوال نکنی‬ ! ‫یکدفعه خم شدمو طیبه رو بغل کردمو با اینکه چاق بود ولی منم جوون بودم رسیدیم پشت در خونه که در رو‬ ‫با کلید باز کرد وهمینطوری که بغلم بود بردمش توی اتاق خواب و انداختمش رو تخت کمرم حسابی درد‬ ‫گرفته بود رفتم کیک رو از تو ماشین در اوردم و توی یخچال گذاشتم و در خونه رو قفل کردم و رفتم سراغش‬ همونجوری که رو تخت انداخته بودم خوابیده بود و تکون نخورده بود چراغ رو خاموش کردمو پرده ها رو‬ ‫کشیدم و رفتم سراغش اول کفشش رو در اوردم بعد آروم آروم تور رو پس زدم لبهای قشنگی داشت دیگه اتاق‬ ‫تاریک تاریک بود و هیچ چی رو نمیدیدم آروم یه لب گرفتم اونم که ناشی بود همه لبمو تف مالی کرد کم کم‬ ‫بهش گفتم اینجوریه و بهش یاد دادم حدود ۵ دقیقه ای از همدیگه لب گرفتیم توی این مدت هم دستم بیکار نبود‬ ‫و دگمه های پیرهنش رو باز کرده بودم دیگه حسابی از همدیگه که لب گرفتیم لباساشو دراوردمو فقط با شرت‬ ‫آروم دستمو بردم پشتش و بند کرستش رو باز کردم سینه هاش قلپی زد بیرون . دیگه دست خودم نبود سینه‬ ‫هاشو شروع کردم به مک زدن دستم هم بردم طرف شرتش که مانع شد گفتم چرا گفت آخه موهاشو نزدم منکه‬ ‫این حرفو شنیدم راغبتر شدم آخه هر چی ادم کس میبینه همه از قبل خودشون رو آماده میکنن و اون موها که‬ ‫زیبایی کس رو دوچندان میکنه میزنن گفتم اشکال نداره بعد دستم رو بردم تو شرتش و همزمان که سینه هاش‬ ‫رو میخوردم با کسش بازی میکردم . اونم دستش توی شلوارم بود و با کیرم بازی میکرد .‬ ‫پس از یه مدتی که دیگه اب از کسش راه افتاده بود بهش گفتم اگه میخوای حال کنی از عقب بزارمت ولی اگه‬ ‫اونم با خجالت که تو لحن صداش بود و با شهوت قاطی شده بود گفت مگه قرار نبود من عروست بشم .‬ ‫دیگه ‪ ok‬رو داده بود رفتم سراغ کسش و شروع کردم به لیس زدن کسش دیگه داشت دیوونه میشد بگذریم که‬ ‫همش سرمو داخل کسش فشار میداد و هرچی مو بود تو دهنمون کرد ولی خیلی حال داد چون میدونستم که‬ ‫نمیتونه ساک بزنه بدتر ممکنه گاز بگیره و زخمیش کنه لای پاش رو باز کردمو آروم کیرمو داخل کسش‬ ‫کردم. یه جیغی کشید رفتم در بیارم گفت نه تورو خدا نه .‬ ‫آروم آروم بقیه شو هم داخل کسش کر دمو شروع کردم به تلمبه زدن که پس از مدتی جیغش که تمام خونه رو‬ ‫گرفته بود آروم شد و فهمیدم ارگاسم شده . بعد گفت تو هنوز نشدی گفتم از صدقه سری شما نه گفت بگذار تو‬ ‫کونم منم معطل نکردم ولی چون میدونستم کیرم بزرگه و طیبه طاقت نداره با یکم در مالی دم کونش دیگه ابم‬ ‫نزدیک بود بیاد گفتم چکار کنم گفت بریز رو صورتم آخه میگن مقویه و چین و چروک صورتو خوب میکنه‬ ! ‫بعد بیحال افتادم طیبه رفت سر و صورتشو شست و اومد بغلم خوابید و شروع کرد به بوسیدن من ازم تشکر‬ ‫کرد و هی منو میبوسید یکدفعه دیدم بوسیدنش قطع شد و صدای گریشو شنیدم بلند شدم گفتم چرا گریه میکنی‬ ؟ ‫دیگه گریش قطع نمیشد گفت نمیدونم فقط میدونم خیلی دوست دارم .‬ ‫توی اتاقمون بادبادک بود و یکیش که سبز بود بادش در رفته بود گرفتمش بادشو خالی کردم و اون حلقه دور‬ بادکنک رو کندم و توی دست طیبه کردم . بهش گفتم بابت همه چی ممنون .‬ ‫اونم در حالی که داشت حلقه شو کامل تو دستش میکرد گفت منم ممنون .‬ ‫دیگه هیچی نفهمیدم و خوابیدم صبح دیدم یکی داره به سرم دست میکشه میگه اقای خونه نمیخواد صبحانه‬ ‫بخوره یکدفعه بیدار شدم دیدم ساعت ۱۰.۵ شده گفتم چرا میام . رفتم سریع یه دوش گرفتم و اومدم اشپزخونه‬ ‫دیدم صبحانه حاضره کیک هم هست گفت اینم کیک عروسی .‬ ‫صبحانه رو که خوردیم حاضر شدم که ببرم برسونمش گفت خودش میره ممکنه همسایه ها ببینن برات بد بشه‬ ‫دیگه قیافش برام مطرح نبود اون معصوم بودنش رو دوست داشتم .‬ ‫موقعی که داشت میرفت آدرس خواهرم رو که فوق تخصص زیبایی و متخصص زنان بود بهش دادم گفتم من‬ ‫سفارشتو میکنم اونم منو بوسید و رفت. ‫سه سال بعد که اومده بودم شهرستان خبر خونواده رو بگیرم دیدم یکی از پشت منو صدا میکنه طیبه بود اصلا‬ ‫باورو نمیشد . دماغش رو عمل کرده بود ۲۵ کیلو هم لاغر شده بود سینه هاش رو هم زیبایی عمل کرده بود و‬ ‫کوچک کرده بود لک های صورتش روهم با دکتری که خواهرم سفارششو کرده بود لیزیک کرده بود. موهاش‬ ‫هم های لایت کرده بود یه مانتو شلوار با شال خوشگل هم سرش بود گفتم چکار میکنی؟ گفت دارم امریکا. با‬ ‫یه استاد دانشگاه ازدواج کرده بود وهفته دیگه پرواز داشت .‬ ازش خداحافظی کردمو ارزوی خوشبختی .‬ ‫بعدها که خونه زن عموی خانمم داشتیم البوم رو ورق میزدیم مریم به زن عموم گفت این کیه گفت این طیبه‬ ‫است اینم شوهرش داود که استاد دانشگاه است اینم کامبیز پسرشونه .‬ ‫خانمم رو کرد به مامانش گفت طیبه چی شد که این کادوی گرون رو برای ما آورد؟ مادرش گفت نمیدونم‬. راست میگفت نمیدونست هیشکی نمیدونست فقط من میدونستم وطیبه و خدا .‬ ‫البوم رو خواهر زنم نگاه میکرد به زن عموم گفت این حلقه سبز تو انگشت طیبه چیه زن عمو خیلی ها ازش‬ ‫سوال میکنن اونم میگه یه رازه مال یه فرشتس که یه شب اومد به خوابم . خوب شد کسی منو ندید اگه کسی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173803</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 16:15:20 by W3 Total Cache
-->