<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>اینجایی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:36:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>اینجایی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی یکم از این کیر بزرگ سیاه میخواد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Nov 2019 07:37:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستانی]]></category>
		<category><![CDATA[پولداری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من پدرم ایرانیه ولی مادرم فیلم سکسی ترکیه ای من بعد از 8 سال اومدم ایران چون ما ایران زندگی میکنیم و من در استانبول دانشجو بودم سکسی و مقیم اونجا هستم. خلاصه بخاطر برگشتن شاه کس من یک جشن مفصلی در ویلامون در لواسان مادرم گرفته بود و همه فامیل بابام کونی دعوت بودن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من پدرم ایرانیه ولی مادرم فیلم سکسی ترکیه ای من بعد از 8</h2>
<p>سال اومدم ایران چون ما ایران زندگی میکنیم و من در استانبول دانشجو بودم سکسی و مقیم اونجا هستم. خلاصه بخاطر</p>
<h3>برگشتن شاه کس من یک جشن مفصلی در ویلامون در لواسان مادرم</h3>
<p>گرفته بود و همه فامیل بابام کونی دعوت بودن اونجا بود که من همه دختر های فامیل رو دید میزدم و</p>
<h4>مامانم جنده دوست نداشت من از ایران ازدواج کنم ولی بابام</h4>
<p>می گفت هر دختریو دوست داری پستون بگو واست بگیرم . چون پدرم خیلی آدم پولداری هست اکثر دخترای فامیل می</p>
<h5>خواستن خودشونو کوس به من قالب کنن. تا اینکه من</h5>
<p>زن عمو زیبا رو دیدم اولش نشناختم چون خیلی خوشگل کرده بود خودشو من باهاش دست دادم و روبوسی کردیم و همچنین سکس داستان با عموم .</p>
<h6>من تا آخر جشن لباس کوتاه و اندام ایران سکس سکسی زیبا</h6>
<p>جان را تماشا می کردم. خلاصه بعداز 2 هفته که گذشت و من همش تو فکر سکس با زن عمو بودم تا اینکه زن عمو به من زنگ زد و گفت شام بیا خونه ما و شب هم من رفتم . در خونه عمو رو زدم که عموم در رو باز کرد و رفتم تو دیدم زن عمو با یک دامن کوتاه و تاپ قرمز جلوم ظاهر شد&#8230;&#8230;.. وای خدای من خیلی خوشگل شده بود( در ضمن زیبا جان 38 سالش بود در ان تاریخ) بعد از شام عموم به من گفت از ترکیه واسش تعریف کنم که منم شروع کردم به تعریف تا اینکه عمو زد به کلش که آخر هفته میره استانبول و منم بهش گفتم هر موقع خواستی بری کلید خونمو بهش بدم و زن عمو جونمم چون پزشک بود نمی تونست بره و کار داشت.آخر هفته شد و عمو با پسر عموم رفتن . همون روز ظهر من تو پارک جمشیدیه بودم که فکری به سرم زد و رفتم جلوی بیمارستانی که زن عمو اونجا کار میکرد منتظرش ماندم تا اومد تا منو دید تعجب کرد و شروع کرد به سوال وجواب منم بهش گفتم چون می دونستم تنهایی اومدم ببرمت خونه ما اونم قبول کرد. تو راه من حرفایی در مورد زن های ترکیه و اینکه عمو رفته حالی عوض بکنه زدم و دیدم خوشش نیومد و هی در مورد اونا از من سوال می کرد بعد یهویی گفت بریم خونه ما تا من لباس عوض کنم . رفتیم خونه عموینا زن عمو رفت اتاق لباس عوض بکنه که من بعد از 2 دیقه پشته سرش رفتم اتاق خواب دیدم لخت شده و داره دنباله لباس می گرده از پشت آروم به طرفش رفتم تا بغلش کنم که یهو برگشت نمی دونم چی برداره که منو دید و هول شد گفت آراز تو اینجایی چرا بی صدا اومدی تو منم ترسیده بودم گفتم شاید کمک لازم دارین . من که داشتم زن عمو رو با سوتین صورتی و شورت سفید می دیدم از خود بیخود می شدم که اروم رفتم پیشش و دستهاشو گرفتم و به چشمایه هم خیره شدیم که من به زبان ترکی بهش گفتم ( sani seviyorum) معنیش یعنی دوست دارم بعدش شروع کردم به لب گرفتن اونم دیدم خوشش اومد وشروع کرد به لب خوردن بعدش بغلش کردم و گذاشتم رو تخت و آروم از زیر گوشش شروع کردم به خوردن و اونم با صدای اروم آه آه میکرد رفتم سراغ سینه هاش و بعد کوسش وای نمیدونین خوردن کوس زیبا جان اونم اصلاح شده و سفید و تپل چه حالی میداد داشت حال میکرد و کم کم ابش میومد . بلند شدم لباسامو در اوردم و 69 خوابیدم و اونم کیرمو ساک میزد ومنم کوسو کونشو می خوردم بعد که خوب حشرش زده بود بالا بلند شدم و کیرمو گذاشتم رو کوسش آروم فشار دادم وشروع کردم به تلمبه زدن جوری محکم میکردمش که جیغش در اومد کیرمو از کوسش در اوردم و گفتم برگرده واییییییییییییییییی یک کون سفید خوشگل با یه سوراخ قرمز خانم دکتر زیبا جلوم ظاهر شد کیرمو گذاشتم سوراخ کونش اروم اروم فشار دادم همش می گفت آراز جان بکن منو تو خیلی خوب میکنی منم شروع کردم به تلبه زدن بعد از چند بار تلمبه زدن داشت آبم میاومد که سریع از کون زن عمو در اوردم و اونم فهمید برگشت و کیرمو گرفت به طرف صورتش منم با فشار خالی شدم رو صورتش اونم می گفت جوووووووونم همشو بریز بعدش با انگشتاش آبمو می خورد. بلند شدیم و حمومی که تو اتاق خوابشون بود رفتیم ودوش گرفتیم . بعد از این ماجرا من زود زود میام ایران و با هم هماهنگ می شیم زیبا جان را می برم ویلا و دوتایی سکس می کنیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176999</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایدن مادر و دختر حشری تو اتاق خواب</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Sep 2019 06:03:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[امکانات]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[تصویری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[جفتتون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوانها]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوانندگان]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دریافت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[شدوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[کردوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[ندارند]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نیگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همخونه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اوونها نگذشته رو برای دوستان فیلم سکسی حشری و خوانندگان این سایت کیر شق کن بنویسم.. من شخصا به سکس خیلی علاقه دارم و به دلیل موقعیت سکسی شغلی ، قیافه کس پسند و افکار شاه کس نیمچه کثیفم مشکلی برای پیدا کردن کس نداشته ام. بعد از سالها ( الان سی کونی و سه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اوونها نگذشته رو برای دوستان فیلم سکسی حشری و خوانندگان این سایت کیر</h2>
<p>شق کن بنویسم.. من شخصا به سکس خیلی علاقه دارم و به دلیل موقعیت سکسی شغلی ، قیافه کس پسند و</p>
<h3>افکار شاه کس نیمچه کثیفم مشکلی برای پیدا کردن کس نداشته ام.</h3>
<p>بعد از سالها ( الان سی کونی و سه سالمه) مسافرت برای کار و تجارت به چند تا کشور خوب دنیا</p>
<h4>با جنده مردم استرالیا در سیدنی آشنا شدم. توی وبلاگ های</h4>
<p>جوانان غیور سیدنی متوجه شدم که پستون دختران استرالیا اول به کس دادن فکر می کنند و بعد به چیزای دیگه.</p>
<h5>یه چیز کوس دیگه هم که متوجه شدم اینه که مرد</h5>
<p>هایی که خیلی مشروب و آبجو می خورند بعد از یه سنی دچار اختلالات هرمونی و ناتوانی های جنسی می شوند و سکس داستان توانایی ارضای زنشون</p>
<h6>رو ندارند. یه چیز دیگه هم که متوجه ایران سکس شدم اینه</h6>
<p>که در سایت های دوست یابی از شما می پرسه که وضعیت شما از نظر علاقه به جنس موافق چی هست و جالبه که دخترایی هستند که یا براشون فرقی نداره که طرفشون با پسر هم بوده یا اینکه حال می کنند ببیند که شوهر یا دوست پسر یا (پارتنرشون) زیر یه مرد دیگه بخوابه یا اینکه وقتی به یه مرد دیگه کس دادند شوهرشون یا دوست پسرشون هم با کردن اوون پسر دلی از عزا در بیارند.خلاصه اگر آدمی هستید که دنبال تجربه های جدید سکسی و به واقعیت رسوندن فانتزی های معمول بین افکار جوانها هستید می تونید در کشور هایی مثل استرالیا و آلمان و آمریکا با خیال راحت اقدام کنید. داستان من از اوونجا شروع شد که در سایت دوست یابی که تقریبا در تمام کشور ها شعبه داره عضو شدم و البته سالی هم تا دویست هزار تومان حق عضویت دادم. در این سایت امکانات خوبی برای اعضا فراهم می کنند والبته سالی هم یکی دوتا پارتی سکسی با تخفیف زیاد ویژه اعضا هستش که من هیچ وقت شرکت نکردم و یا اینکه برنامه های ویژه سکسی رو در کلاب ها و بارهای نزیدیک محلتون رو به شما خبر می دهند.من از این سایت بیشتر جهت آشنایی با زوج های سکسی و بعضی موقع ها با پسر ها استفاده می کردم.یه روز که خیلی حشری بودم یه سری به سایت زدم دیدم که یه مردی به اسم جان برام نوشته که زن من از عکس های کیر تو خوشش اوومده چنانچه تو هم بپسندی و ما هم قیافه تو رو بپسندیم می تونیم یه برنامه تو خونه ما داشته باشیم. در ایمیل بعدی که به من زده بود نوشته بود که زن من تو رو پسندیده و این هم عکس من و زنم با هم و یه چند تا عکس دیگه. بعد از دیدن عکس ها که از هیکل لخت و کف صابون زده تو حموم تا کنار شومینه نشستن و کیر جان رو در دست داشتن که البته همه عکس ها بدون سر بودند مطمئن شدم که دارم با زوج خوشبختی آشنا می شم که فقط مشکل کیر در زندگی دارند که اوون هم جان براش راه حل داشت. در همون ایمیل از من پرسیده بود که اگر مایل هستم شماره موبایلم رو بهش بدم تا با اس ام اس با هم صحبت کنیم و اینکه دوباره پرسیده بود اگر عکس هایی که گذاشتی از کیرت مال خودت نیست لطفا به ما بگو که من هم شماره موبایل و با سه تا عکس دیگه که همون موقع از کنار کامپیوتر با زمینه عکس های لخت زنش براش فرستادم. بعد از چند ساعت اس ام اسی از جان دریافت کردم که از قول زنش نوشته بود:I can’t wait until grab your cock in my hand and kiss its big head.&#8221;لحظه شماری می کنم تا کیرت رو تو دستام بگیرم و سر گنده اوون رو ببوسم&#8221; من توی پروفایلم نوشته بودم که من دوست دارم در اولین برخوردم با زنها کیرم رو از تو شلوار درارم و خانم جلوی شوهرش کیرم رو ببوسه در حال که زانو زده و چشم تو چشم شوهرش نیگاه می کنه و من هم با موهای سرش بازی می کنم. من هم جواب دادم که:I slide my cock just a little bit into your waiting and open mouth, getting you ready for what is to come.&#8221;من یه ذره از کیرم رو می کنم تو دهن باز و منتظرت و تو رو برای قدم های بعدی آماده می کنم.&#8221; در اس ام اس های بعدی باز هم شرایط رو مرور کردیم و خواسته هامون رو گفتیم و چک و چونه هامون رو زدیم.من گفتم که دوست دارم بعد از اینکه زنت رو لخت کردم و اوون هم من رو لخت کرد تو از اتاق بری بیرون و بعد از چند دقیقه بیا تو چون من تا به حال با زوج سکس نداشتم و نمی دونم چه جوی بین ما برقرار بشه ولی نمی خوام که از هم لذت نبریم اوونجوری که دلمون می خواد. اوون هم گفت که زن من می گه من از ساک زدن بدم می یاد ولی دوست دارم کیر تو رو هم ببوسم و اینکه ساک بزنم ولی شرطش اینه که موهای جلو و عقب رو کاملا تمیز کنی. و از قول خودش گفت که زن من فقط دوست داره گاییده بشه اوون هم به روش سگی یا اینکه پاهاش رو بندازی رو شونه هات و تا دسته فرو کنی تو. سکس ما با کاندوم و تمیز و مخفی باید باشه. که من هم همین خواسته ها رو داشتم. خلاصه قرار ما این بود که من ماشین نبرم و با قطار تا یه ایستگاهی نزدیک خونشون برم و جان بیاد دنبال من.ساعت هشت شب رسیدم ایستگاه و بعد از چند دقیقه جان رو با مکالمه مستقیم با موبایل شنخاتم و پریدم تو ماشین.یه مرد چهل و دو سه ساله اهل کوئینزلند که می گفت زنش اهل سیدنی هست و خیلی حشری. به من گفت که ما از الان با هم دوستیم و از من خواست که راحت باشم. ازش سوال کردم که تو چرا این کار رو می کنی و اینکه من ممکنه وقتی که ازدواج می کنم این برنامه ها تو فکرمم خطور نکنه. جواب داد که زن من خیلی حشری هست و فقط برای لذتش این کار رو می کنیم شاید سالی یه بار یا دو بار. گفتش که دوست داره زنش رو با این کار خوشحال کنه و در عوض هم اوون هم یه جور دیگه به این حال می ده. تقریبا نزدیک خونشون رسیده بودیم چون معلوم بود که خودش هم استرس داره. گفتش که اگر از همسایه ها کسی تو رو دید وانمود کن که برای اجاره اینجا اوومدی ( توی استرالیا رسم هستش که همخونه می گیرند). خوشبختانه کسی ما رو ندید و صاف رفت توی پارکینگ خونه که فقط جای یه ماشین داشت و کرکره رو برقی کشید پایین. بعد که پیاده شدم گفت تو یه چند دقیقه طبقه پایین بمون تا ببینم زنم در چه وضعی هستش. بهم گفت که چی می نوش یکهمن هم گفتم فقط آب. ( برای احتیاط). آب اورد و نشستم روی مبل و به در و دیوار و تابلو ها و مجسمه ها نیگاه می کردم و سیستم تلویزوین و صوتی و تصویری با سلیقه ای که داشت. بعد از سه چهار دقیقه گفت بیا بالا و رفتم پیشش توی اتاقی که کامپیوتر توش بود که گفتم این عکس کیه؟ گفت این عکس من و زن و دخترم هستش که گفت دخترش رو امشب فرستاده خونه باباش اینا که آخر شب بره دنبالش. بعد عکس های کیر من رو آورد و یکی یکی نشون می داد مثل البوم و من هم نیگاه می کردم و می گفتم که عکس های زنت رو نشون بده که گفتش بیا اینه هاشون. یه چند تا عکس از کس و کون زنش رو نشون داد و بعد آروم گفت که الان میادش خودش. خوشحالش کن این دختر رو. که من هم گفتم من بلدم چطور یه زن رو خوشحال کنم فقط قرارمون یادت نره . بعد گفتش ممکنه که من به شما ملحق بشم از نظر تو اشکالی نداره که من هم گفتم که اتفاقا من خیلی دوست دارم کیر شق تو رو ببینم( با یه چشمک) که گفتش من تا حالا کون پسر نذاشتم ولی دوست دارم بدن و کیر و خایه هات دست بزنم اگر اشکالی نداره. من هم گفتم نکنه دوست داری که تو هم گاییده بشی؟ گفتش نه من فقط از دیدن بدن لخت یه مرد لذت می برم. هم از کیر و هم از کون لخت. توی همین موقع ها بود که ما جفتمون سر پا وایستاده بودیم که سر و کله خانوم با حوله حموم پیدا شد و البته یه آرایش سبکی هم کرده بود. بعد از سلام و یه خوش بش نیم دقیقه ای من که سرم پایین بود به جان گفتم تو مدیر برنامه من نمی دونم چیکار کنم . Hey john, it is you the manager, I really don’t have any idea about this. جان هم گفتش اگر موافق باشید یه چند دقیقه تو همون سایت دوستیابی با هم بگردیم. که من گفتم به شرط اینکه بگید چند نفر رو کاندید کرده بودید و قرعه با نام افتاد. که گفتند قبوله. خلاصه از آدم های مختلف که عکس هایی با قایق های و ماشین های جور واجورشون فرستاده بودند تا سیاه و سفید و آسیایی و هندی. به من گفت خیلی ها دوست داشتند با ما باشند ولی تو رو انتخاب کردیم چون اولا صاف رفتی سر اصل مطلب ( خصلت ما ایرانی ها) و اینکه خیلی من منم هم نکردی که من هم گفتم چیزهایی رو که باید می گفتم تو عکس هام بود ( با خنده)I said what I wanted to say in my pics.ااشاره من به کیر کلفت و درازم بود( که بعضی ها می گفتند تو مثل اسب می مونی هم از نظر قدرت بدنی و هم تو سکس. این کیر رو همچین با مهارت تو هر سوراخی جا میکنی که طرف باورش نمی شه که چطوراین کیر رو تونسته تو کس یا کونش جا بده). که جان خندید و گفت تو راست می گی. که همه خندیدیم . من هم فرصت رو غنیمت شمردم در حالی که جان رو بروی کامپیوتر نسته بود و ما دو تا پست سرش ایستاده بودیم. دستی به دست خانم زدم و به کیرم اشاره کردم. که انگار یه کمی بهش برخورد تو ایم موقع کیر من شروع کرد به شق شدن. در حالی که با جان صحبت می کردم دستم رو کیرم بود و با یه دست دیگه کلفتیش رو به رخ خانم می کشیدم و با سر اشاره کردم ( ایرانی بازی) که تا دسته می کنمش تو کونت. که اوون با لبخند و کج کردن سر و بالا بردن شونه هاش و خیره شدن به کیر شق شده من زیر شلوار به من فهموند که تو برای گاییدن من اینجایی اوون کیر رو در بیار.من هم با سر اشاره کردم به شوهرت گوش کن داره با ما حرف می زنه. و بعد آروم دستش رو گرفتم تو دستم و کشوندمش کنمار خودم در همین حال هم با جان صحبت می کردیم. به هم که نزدیک شدیم دستم رو انداختم رو کمرش و زیپ شلوار رو آروم آروم می کشیدم پایین و با جان هم حرف می زدیم. کیر من دیگه داشت می ترکید و جان رفته بود تو کف سایت و عکس هایی که براشون فرستاده بودند.دستم رو از زیر حوله ای که تا پشت زانو رو پشونده بود رو به رونهای خانوم مالوندم و از لحظات لذت می بردم. تقریبا دستم به چاک کونش رسیده بود که به جان گفتم می شه یه لیوان آب برای من بیاری که به دفعه برگشت و دید که دست من تو کون زنش هست و من دارم کیرم رو در میارم. اوون هم یه نیگاهی به من و یه نیگاهی به زنش انداخت و گفت حتما الان می یارم.به محض اینکه از اتاق رفت بیرون زنش رو انداختم رو تخت و سرم رفت تو کسش اینقدر کسش رو بوسیدم و لیس زدم که آخ و اووخش بلند شد.من تازه شرایط رو تو دستم گرفته بودم و فهمیدم که اینها دنبال یکی هستن که بهشون بگه چیکار کنید. به زنش گفتم که حالا نوبت تو هست که بخوری که گفت دوست دارم ولی ممکنه حالش بد بشه که گفتم پس چی دوست داری؟ که گفتش کیر تو خیلی گنده است و من گفتم من تازه سوراخ کونت رو دیدم دوست داری بعد از اینکه از کس کردمت یه کمی از کیرم رو بکنم تو اوون کون قشنگت که گفت نه اصلا نمی تونه. گفتم باشه فعلا کس رو باید بچسبیم. داشتم پستون هاش رو می خوردم و همزمان کیرم رو می مالوندم به پستون های خانوم که جان با لیوان آب اوومدش. زنش صورتش رو با دستاش پوشاند و خودش رو به اوون راه زد. برقی تو چشم های جان بود که از حالتی که ما رو دیده بود داشت لذت می برد. زنش با کس لخت زیر یه مرد کیر کلفت خوابیده بود و من حالتی بودم که یه زانو کنار کمرش داشتم و کف پای دیگه اوونطرفش و در این حالت با کیر شق خایه هام تقریبا بالای کس زنش رو لمس می کرد.نگاه جان به کیر من بود شاید باور نمی کرد که در واقعیت از تو عکس هم بزرگتر باشه. بعد که به خودمون اوومدیم لیوان اب رو داد به دستم و گفت خیس عرق شدی بیا بخور. من هم آب رو خوردم و بهش با سر اشاره و با دو تا دست اشاره کردم که می خوام بکنم تو سوراخ تو هم ملحق شو. که در یک چشم به هم زدن جان هم که مثل اینکه قبلا شرتش رو درآورده بود و فقط شلوار پاش بود شلوار رو انداخت کنار و با کیر شق اوومد نشست کنار ما.من از دیدن کیر جان و اوون هم از دیدن کیر من لذت می بردیم و ما اوونجا متوجه شدیم که باید به هم در موقع سکس یه کمی توجه کنیم و فقط این خانوم جان نباشه که با دو تا کیر شق خوش فرم که یکی تو دستش بود و دیگری روی کسش لذت ببره. دو تایی شروع کردیم مالوندن سینه های خانوم و خانوم هر وقت خجالت می کشید یه بالش کوچولو می ذاشت رو سرش و از زیر اوون آه و ناله می کرد.خانوم رو یه وری کردم و کنارش دراز کشیدم و اوون داشت با کیر شوهرش بازی می کرد. و یه دست من زیرسرش و دست دیگری ماساژ کس بود. اوون هم دو تا دستش درگیر کیر و خایه شوهرش بود و دست های جان هم روی باسن رو سر زنش بود. من یه جوری زنش رو بغل کرده بودم و با کیرم می مالوندم لای رون هاش و پاهاش رو می آوردم بالا و کم کم در حال فرو کردن تو کسش بودم که یه چند باری کیرم با دست های جان برخورد کرد.اینقدر حشری شده بودم از این تماس ها که هیچ وقت یادم نمی ره.یه دست جان که با باسن و کمر زنش بازی می کرد حالا دیگه از وسط پاهای زنش کیر من رو لمس می کرد و با دست خودش کیر من رو به کس زنش فشار می داد و هر از گاهی هم خایه هام رو تو دستش می گرفت.راستش من خیلی دوست داشتم تو اوون لحظه که کف دستش زیر خایه هام بود و انگشتش با کونم برخورد می کرد یه کمی انگشتش رو فشار می داد رو کونم.من فرصت رو غنیمت شمرده بودم و در حالی که کیرم همزمان رو کس یه زن بود و همون موقع یه مرد دیگه داشت لمسش می کرد انگشتم رو تو دهن زنش کردم و اوون هم با چشم های بسته میک می زد.تو همین موقع بود که جان موقعیتش رو عوض کرد اوومد پشت من . در حالی که کیرش به باسن من می خورد دستش رو برد طرف دهنش و دستش رو تفی کرد. من راستش دوست داشتم اوون تف رو یا می مالوند به کیر خودش یا به کون من. ولی هیچ کدوم نبود. کیر من رو تفی کرد و گفت اگه کمه باز هم تفیش کنه که من گفتم باز هم تف بزن و خوب بمالش. باسن خودمم رو یه کمی باز کردم تا بتونه سوراخم رو ببینه که اوون هم فقط کیرش رو انداخته بود روی کمر من و داشت کیرم رو تف می زد و در اصل کیرم رو می مالوند و حال می کرد.وقتی حسابی تفیش کرد گفت که بمالش به لای پاهای زنش. که من هم این کار ور کردم . بعد از چند دقیقه که حسابی خیس عرق شده بودیم گفتم جان باز هم آب می خوام. خلاصه در حال استراحت بودیم دو تایی که زنش کشوی میزش رو باز کرد و دو سه تا کاندوم آورد بیرون گفت تا جان نیومده بکنش تو.من هم سریع کاندوم رو کشیدم رو کیر و پاهاش رو انداختم رو شونه هام و آروم آروم داشتم فرو می کردم تو که جان اوومدش و با لبخند به زنش گفت می خوایی من هم از پشت بکنمت؟ که زنش گفت فکر بدی نیست . ولی جان دید که من ولکن کس خانوم نیستم و دارم تلمبه می زنم و صدای زنش زیاد شده بود ترجیح داد که با دست جلوی دهن زنش رو بگیره که در و همسایه صدای کس دادن زنش رو نشوند. به زنش گفتم داره آبم میاد گفت بیارش . گفتم دوست داری بخوریش گفت نه حالم بد می شه. گفتم کجا بریزم؟ من متظر بودم که جان بگه تو دهن من بریز ولی دیگه دیر شده بود و آب من توی کاندوم در حالی که تو کس خانوم بود ریخته شد.وقتی که جان دید آب من اوومده به بهانه ای از اتاق رفت بیرون که احتمالا جق بزنه . تو همین موقع زنش به من گفت که تو دوست داری با مرد هم سکس کنی؟ تو این موقع می خواستم بهش بگم که ای درد و مرض این سوال رو باید اولش می پرسیدی تا اینکه یا هر جفتتون رو می کردم یا اینکه جان هم آبش رو یه جور دیگه می اورد.ها ها خیلی لذت بردم. از اولین سکس گروهی خودم که با زوج بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2596</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم عروسک سکس میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Jun 2019 07:21:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اصرارش]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[امانتی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫اینكار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشانم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتون]]></category>
		<category><![CDATA[معناست]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میرسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگهدار]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نوكشون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعشون]]></category>
		<category><![CDATA[وقتتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفتم لباسم رو پوشیدم و فیلم سکسی آماده شدم از خونه زدم بیرون تو راه چند نفری بهم تیكه انداختن. تو تاكسی یه جوونی بغلم نشسته بود سکسی و خودش رو چسبونده بود به من شاه کس برگشتم یه چپ چپ نگاش كردم خودش رو جمع وجور كرد. رسیدم پست دیدم وای کونی چه خبره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>رفتم لباسم رو پوشیدم و فیلم سکسی آماده شدم از خونه زدم بیرون</h2>
<p>تو راه چند نفری بهم تیكه انداختن. تو تاكسی یه جوونی بغلم نشسته بود سکسی و خودش رو چسبونده بود به</p>
<h3>من شاه کس برگشتم یه چپ چپ نگاش كردم خودش رو جمع</h3>
<p>وجور كرد. رسیدم پست دیدم وای کونی چه خبره انگار همه میخواستن انصراف بدن نزدیك هزار نفر آدم اونجا بود. پرسون</p>
<h4>پرسون جنده نفر آخر رو پیدا كردم و ایستادم تو صف.</h4>
<p>چند دقیقه نگذشته بود كه یه پستون آقای 24 / 25 ساله اومد پشت سرم اولش خیلی عادی برخورد میكرد بعد</p>
<h5>از ده کوس دقیقه كه یه كم نفرات جلو تر جابه</h5>
<p>جا شدن و از پشت سر هم یه سری اضافه شدن و شروع كردن به هل دادن. نفر جلویی من یه زن سکس داستان 40 / 45</p>
<h6>ساله بود منم حسابی چسبیده بودم بهش كه ایران سکس احساس كردم</h6>
<p>از پشت یه نفر چسبید بهم. برگشتم نگاه كردم دیدم همون آقاست تا دید نگاهش میكنم با لبخند یه معذرت خواهی كرد و پشت سرش رو نشون داد كه اونا داشتن به جلو فشار می آوردن. منم نمیتونستم چیزی بگم. یه كم دیگه خودم رو چسبوندم به اون زنه اما فشار از عقب همچنان ادامه داشت تا اینكه احساس كردم یه چیزی داره روی باسنم تكون میخوره. باز حس شهوت اومد سراغم یه كم خودم رو جا به جا كردم كه اون چیز گرم و داغ قشنگ افتاد روی خط باسنم. یه كم هم خودم رو عقب هل دادم كه بیشتر حسش كنم كه دیدم اون آقا هم فشارش رو بیشتر كرد. تنها شانسی كه داشتیم این بود كه از بس شلوغ بود كسی حواسش به ما نبود. با تكون خوردن اون آقا حسابی خوش خوشانم شده بود. كم كم حس میكردم نوك سینه هام داره صفت میشه و ترشحاتم داره شروع میشه. مخصوصا از پشت سر باهام حرف میزد و گرمای نفسش از روی روسری نازكم میخورد به گردنم یه عطری هم به خودش زده بود كه انگار شهوت رو زیاد میكرد. دلم میخوست برگردم كیرش رو بگیرم لای پام و بمالم به كسم. با مكافات تحمل كردم تا اینكه یه نفر دیگه مونده بود به من كه بهم گفت كارتون تموم شد یه چند دقیقه وقتتون رو به من میدین? بدون اینكه جواب بدم كارم رو انجام دادم و از ساختمون پست بیرون اومدم جلوی در تو پیاده رو ایستادم. چند دقیقه بعد برگشت دیدم داره به اطرافش نگاه میكنه تا من رو دید با لبخند یه دستی برام تكون داد و اومد سمتم تازه متوجه شده بودم كه هم صورت قشنگی داره هم خوش تیپه. رسید جلوم ازم تشكر كرد كه منتظرش موندم بعد گفت شما ماشین دارین؟ گفتم نه خیر گفت خوب شد. گفتم چطور؟ گفت چون من ماشین دارم هم شما رو میرسونم هم تو ماشین با هم صحبت میكنیم. گفتم مرسی من مزاحمتون نمیشم شما هم اگر امری دارین بفرمائین چون من باید برم به كارام برسم. یه كم اخم كرد گفت فكر كنید من آژانس هستم؟ امروز میخوام تا هر موقع كه كار دارین در خدمتتون باشم بعد بدون اینكه من چیزی بگم گفت یه خیابون پائین تر ماشین رو گذاشتم تو پاركینگ. بعد با دستش من رو به سمت جلو هدایت كرد. نمیدونستم چی بگم دنبالش راه افتادم من یه قدم عقب تر ازش میرفتم. رسیدیم دم ماشین یا زانتیا مشكی اسپرت بود. در رو برام باز كرد نشستم روی صندلی تو ماشینش هم بوی عطر میومد خودش هم نشست پشت فرمان دستش رو دراز كرد سمت من گفت فرزین هستم. منم بهش دست دادم و خودم رو نادیا معرفی كردم. یه سری تكون داد گفت به به چه اسم قشنگی نادیا خانم گفتم همون نادیا یا نادی بگو كافیه. با لبخند دستم رو فشار داد و گفت نادی عزیز. استارت زد و حركت كرد از پاركینگ بیرون اومد تو خیابون اصلی برگشت سمت من گفت خوب نادی جان كجا باید برم؟ گفتم شما كارتون رو به من بگین من رفع زحمت میكنم. گفت من امروز میخوام در خدمت شما باشم همین و بس. با خنده بهش گفتم بهت نمیاد آدم بیكار و سرگردون باشی پس نه خودت رو بذار سر كار نه من رو. خندید گفت خوشم اومد آدم زرنگی هستی. گفتم مرسی حالا بگو كارت چیه؟ گفت میخوام امروز بهم افتخار بدی كارت كه تموم شد با هم ناهار بخوریم و بعد من شما رو میرسونم تا منزلتون. گفتم من هیچ كاری ندارم. بهت دروغ گفتم برای ناهار هم الان خیلی زوده پس اگر میشه من رو برسون و بعد هم برو به كارت برس یه كم اخماش رفت تو هم گفت چقدر بد اخلاقی .گفتم شاید گفت نادی جان میشه افتخار بدی با هم بریم خونه ما ناهار با هم باشیم یه نگاهی بهش كردم گفتم تو در مورد من چی فكر كردی آقای &#8230; خندید گفت فرزین گفتم بله گفت هیچی فقط ازتون خوشم اومده گفتم پس اون فشارهای تو صف هم برای این بود كه ازم خوشت اومده بود؟ سكوت كرد و چیزی نگفت. گفتم خوب الان چرا نمیگی چی میخوای گفت شما تشریف بیارین منزل من از خجالتتون در میام. بهش گفتم وایسا پیاده میشم. برگشت نگاهم كرد گفت قصد جسارت نداشتم. گفتم خوب پس نگهدار پیاده شم. نگه داشت دستش رو گذاشت روی پام گفت نادی جان خواهش میكنم اذیتم نكن من ازت خوشم اومده باور كن من خودم هم آدم علافی نیستم ولی &#8230; گفتم ولی چی؟ گفت اجازه میدی بریم خونه؟ چیزی بهش نگفتم. چند ثانیه به من نگاه كرد و بعد با سرعت حركت كرد. تو راه دیگه هیچ حرفی نزدیم فقط صدای موزیك تو ماشین بود. خونشون بالا شهر بود یه خونه بزرگ و با كلاس از توی ماشین با ریموت در رو باز كرد با ماشین رفتیم تو. حیاط و بعد در بسته شد یه پیر مرد داشت با گل و درختهای باغچه سر و كله میزد دوید اومد سمت ماشین دستش رو بلند كرد و سلام كرد فرزین هم بهش سلام كرد بعد من سلام كردم فرزین بهش گفت من امروز مهمون دارم فقط برای ظهر از بیرون غذا میخوام. مرده هم سرش رو به علامت تائید تكون داد و رفت. از ماشین پیاده شدیم و با راهنمایی فرزین رفتیم داخل ساختمون فرزین تعارفم كرد كه مانتوم رو دربیارم و راحت بشینم. تو دلم گفت خوب شد صبح حموم رفتم و لباس مرتب تنم كردم. مانتو روسری رو در آوردم با یه تاپ زرشكی و یه شلوار جین نشستم. روی مبل كه دیدم فرزین داره از آشپزخونه با یه ظرف میوه میاد سمتم. ازش تشكر كردم نشست كنارم گفت خوب نادی جان خوش آمدی گفتم خواهش میكنم گفت خوب حالا یه كم از خودت تعریف ك.ن گفتم چی باید بگم هر چی میخوای بدونی بپرس تا جواب بدم با لبخند سرش رو تكون داد گفت منظورم وضعیتته شوهرت چیكاره است خودت چیكار میكنی گفتم شوهر ندارم لبخند نشست روی لباش گفتم همین رو میخواستی؟ گفت ای. گفتم خودم هم زندگی میكنم فقط همین. گفت چه كوتاه و مختصر و مفید! گفتم خوب دیگه حالا شما بفرمائین. گفت منم هنوز ازدواج نكردم. گفتم این رو توی صف متوجه شدم! خندید گفت تقصیر<br />
من نبود هر كسی جای من بود همین كار رو میكرد. گفتم چرا؟ سرش رو پائین انداخت. گفتم پرسیدم چرا؟ آروم گفت آخه باسنتون خیلی قشنگه بعد دیگه هیچی نگفت. گفتم خوب چیكار میكنی؟ گفت تو شركت بابا مشغولم. گفتم پس چرا الان اینجایی؟ گفت مشكلی نیست. بابا خودش مسافرته. منم با تلفن كارم رو هماهنگ میكنم. عصری میرم شركت. گفتم شركت چی دارین؟ گفت كار واردات و صادرات انجام میدیم. از وضع خونه و زندگی و ماشینش هم معلوم بود وضعشون باید خوب باشه. گفتم خوب حالا با من چیكار داشتی این همه اصرار كردی؟ گفت هیچی دلم میخواست بیشتر باهات باشم. گفتم برای چی؟ گفت برای اینكه با هم حرف بزنیم. گفتم فقط حرف زدن؟ یه كم سكوت كرد گفت میتونم باهات راحت باشم. گفتم از چه نوعش؟ گفت از همون نوع تو صف. گفتم یعنی میخوای بازم بچسبی؟ بهم گفت آره گفتم خوب بیا بچسب ببینم آروم میشی. لبخندی زد و گفت میوه بخور بریم تو اتاقم. گفتم میوه نمیخورم بلند شو بریم. لبخندش بیشتر شد. بلند شد دستم رو گرفت بلندم كرد تقریبا بغلم كرد و من رو برد تو اتاقش اونجا كه رسیدیم بغلم كرد و و محكم فشارم داد به خودش اول رو پیشونیم رو بوس كرد و بعد یه كم از خودش جدام كرد یه كم تو چشم هم نگاه كردیم و سرش رو جلو آورد و شروع كردیم از هم لب گرفتن زبونش رو كرده بود تو دهن من و میچرخوند بعد زبونم رو كشید تو دهنش و شروع كرد به مكیدن دستشم از بالای لباسم كرده بود تو داشت سینه هام رو از روی سوتین میمالید یه كم گذشت تاپم رو از تنم درآورد و سوتینم رو باز كرد من رو خوابوند روی تخت خودش. بعد هم خوابید كنارم از گوشم شروع به خوردن كرد گوش و گردن بعد اومد پائین تر تا رسید به بالای سینه هام یكی یكی لیسشون میزد و نوكشون رو می خورد. دستشم از روی شلوار گذاشته بود روی كسم داشت میمالیدش یه كم سینه هام رو خورد و بلند شد گفت نادی جون اجازه میدی؟ با سر بهش گفتم آره. دكمه شلوارم رو باز كرد و اون رو از پام بیرون كشید یه كم از روی شرت كسم رو مالید و خورد بعد شرتم رو در آورد. یه بالشت گذاشت زیر كمرم از دم سوراخ كونم زبونش رو میكشید بالا وسط كسم رو یه كم بیشتر زبون میزد و زبونش رو فشار میداد تو كسم و بعد با لباش تاجكم رو میگرفت تكون تكون میداد و میكشید بعد باز برمیگشت سمت پائین من حسابی تحریك شده بودم دستم رو كرده بود لای موهاش و سرش رو به كسم فشار میدادم ناله میكردم و آروم بهش میگفتم جوووووونننننن بخووووورررررر آیییییییی بخخخخخووووررررر. اونم ادامه داد تا دیگه صدای من بلند شد و با یه لرزش شدید و یه آیییییییییییییییییییییی بلند اورگاسم شدم سرش رو از كسم بلند كردم داشت لبخند میزد بهش گفتم لخت شو سریع لخت شد دیدم چه كیر بزرگی داره كلفت و دراز حسابی باد كرده بود شرتش رو كه درآورد مثل فنر تكون میخورد بلند شدم نشستم لب تخت اومد جلو با دستم كیرش رو گرفتم یه كم مالیدم بعد آروم و با احتیاط كردمش تو دهنم كیرش هم بوی عطر میداد خوشش اومده بود شروع كردم به ساك زدن با دستم تخماش رو میمالیدم اونم فقط آه میكشید و با دست سینه هام رو میمالید حسابی سرعتم زیاد شده بود كه كیرش رو از دهنم بیرون كشید اومد خوابید روی تخت و من رو كشید روی خودش به حالت 69 شدیم باز شروع كرد به خوردن كسم ولی به من اجازه نمیداد ساك بزنم حسابی تحریكم كرد بعد بلندم كرد گفت بیا بشین روی كیرم پاهم رو كنارش گذاشتم خودش كیرش رو با كسم میزون كرد و من رو نشوند روی كیرش حسابی كسم پر شده بود یه كم نشستم بعد با كمك فرزین شروع كردم بالا پائین كردن فرزین هم خودش رو بالا پائین میكرد با كیرش تو كسم ضربه میزد بعد بلندم كرد به حالت سگی خوابوند و از پشت كیرش رو گذاشت جلوی سوراخ كونم برگشتم نگاش كردم و دستم رو دراز كردم كیرش رو یه كم پائین دادم تا رفت جلوی كسم گفتم حالا درست شد گفت نادی جون گفتم اصرار نكن فایده نداره یه كم خودم رو عقب دادم كیرش رفت تو كسم شروع كردم خودم رو عقب جلو كردن از قصد سرعتم رو زیاد كردم كه زود تر ارضاء بشه فكر كونم به سرش نزنه اونم با دستش سینه و تاجكم رو میمالید منم براش حرفهای خوب خوب زدم كه زود تر ارضاء بشه بهش میگفتم بكن كسم داره حال میكنه تموم كسم پر شده كسم سرعت میخواد اونم فقط ناله میكرد و كیرش رو تو كسم میكرد دیگه آخرش بود منم داشتم اورگاسم میشدم یه كم خودم تكون رو بیشتر كردم تا به اورگاسم رسیدم همون موقع فرزین كیرش رو از كسم بیرون آورد و تموم آبش رو روی كمرم خالی كرد بعد بی حال افتاد روم چند دقیقه بعد بلند شدیم به اصرارش با هم رفتیم حموم اونجا هم من رو قشنگ شست و بعد اومدیم با هم ناهار خوردیم بعد از ناهار یه كم با هم حرف زدیم و شماره خودم رو بهش دادم اونم شماره داد بعد بهش گفتم من باید برم برام یه آژانس بگیر هر كاری كرد كه خودم میرسونمت قبول نكردم زنگ زد ماشین اومد بعد خودش اومد تا جلوی در كرایه آژانس رو حساب كرد و من اومدم خونه شب ساعت 10 بود بهم زنگ زد بعد كلی تشكر گفت توی كیفت یه امانتی هست دیدیش گفتم نه همونطوری كه باهاش حرف میزدم رفتم سر كیفم دیدم یه دستبند طلای خیلی قشنگ توی كیفمه بهش گفتم كی اینكار رو كردی معذرت خواهی كرد كه بی اجازه رفته سر كیفم بعد گفت موقعی كه رفتی دستشوئی گذاشتم منم ازش تشكر كردم گفت دوست نداشتم بهت پول بدم اما دلم هم نیومد دست خالی بری. این شد دوستی من و فرزین كه واقعا برای من یه دوست به تموم معناست.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174542</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده کوچولو و کیر  تا معده فرو رفته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Apr 2019 05:58:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایتالیایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترشون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تجربیات]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیها]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتممن]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دوبرابر]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[رایگان]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتها]]></category>
		<category><![CDATA[سالهای]]></category>
		<category><![CDATA[سایتهای]]></category>
		<category><![CDATA[سینمایی]]></category>
		<category><![CDATA[شرکتها]]></category>
		<category><![CDATA[شرکتهای]]></category>
		<category><![CDATA[شناسایی]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعیه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونشون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مدلهای]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونیه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[هزارتا]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[این سایت اصلا آشنا نبودم تا در سفری که کریسمس گذشته به سیدنی داشتم و دوست بسیار عزیزی میزبانم بود این سایت رو معرفی کرد. واقعیتش فکر نمیکنم چیز چندان جالبی برای نوشتن داشته باشم، تو این سایت بچه ها یا از تجربیات جنسی خودشون میگن یا حداقل از فانتزیهاشون، ولی من تجربه شخضی خاصی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h6></h6>
<p>این سایت اصلا آشنا نبودم تا در سفری که کریسمس گذشته به سیدنی داشتم و دوست بسیار عزیزی میزبانم بود این سایت رو معرفی کرد. واقعیتش فکر نمیکنم چیز چندان جالبی برای نوشتن داشته باشم، تو این سایت بچه ها یا از تجربیات جنسی خودشون میگن یا حداقل از فانتزیهاشون، ولی من تجربه شخضی خاصی ندارم و فکر هم نمیکنم آنچه ورای دوربین فیلمبرداری هست برای کسی چندان جالب باشه، اما این دوستم که خودش هم تحت عنوان همشهری کین چند تا داستان نوشته منو مجاب کرد که بیام و خاطرات کاریم رو بنویسم.من از بچگی عاشق عکاسی و فیلمبرداری بودم چون بابام یه عکاسی تو ساری داشت و عروسیها رو هم با مادرم و گاهی وقتها من عکس مینداختند و این اواخر فیلم میگرفتند. سال هفتاد و سه که پدرم مرد من دانشجوی عکاسی بودم و به از خدمت تو یکی از روزنامه های اصلاح طلب مشغول به کار شدم و همونجا هم با این دوستم که الان سیدنی هست آشنا شدم وهمکار بودیم. اون نویسنده بود و من عکاس بودم. یه مدت از این روزنامه به اون روزنامه میرفتیم تا سال هشتاد و سه که هر دومون احساس کردیم ممکنه بگیرن ما رو و با هم به ترکیه فرار کردیم و من پناهندگی کانادا رو گرفتم و سال دو هزار و شش بالاخره به کانادا رسیدم. یه مدت علاف بودم و اول تو یه شرکت کوچیک فیلمبرداری مراسم کار کردم تا توسط یه دوست الجزایری به شرکتی که الان کار میکنم در سال دو هزار هفت معرفی شدم. شرکتی که من توش کار میکنم یکی از بزرگترین تولید کننده های محصولات پورنو تو دنیاست و اگه یه کم تو اینترنت سرچ کنید راحت اسم رو پیدا میکنین. دفتر اصلی شرکت تون مونترال نزدیک اتوبان دکقی بین ایستگاه نموق و دولاسوان هست و یکی از بزرگترین سایتهای رایگان پورن(پورن هاب) هم متعلق به همین شرکت هست.برای من کار کردن در صنعت پورن نه افتخاره نه مایه خجالت. یه کاره مثل کارهای دیگه. خیلی خیلی به ندرت (شاید پنج یا شش بار) با مدلها رابطه داشتم و نگاهم کاملا حرفه ایه به کار. این حرفهایی که مدلها تو مصاحبه هاشون میگن که بعد از فیلم همه با هم سکس گروهی دارن و از این حرفا، اینا همش شر و وره. من تا به حال اون چیزی که بهش میگن (Embarrassing Erection)تو فارسی میشه شق کردن خجالت آور که گاهی اوقات برای فیلمبردارها پیش میاد نداشتم. سالهای اول از استرس انجام درست کار الانم از روی عادت.برای رسیدن به اینجایی که الان هستم هم خیلی سختی کشیدم. سالهای اول دستیار آلفردو ایتالیایی بودم. یکی از بزرگای این صنعت. اون اوایل هر کار سخیفی که بود رو به من میداد. از جابجا کردن وسایل سنگین و گرفتن بومهای نورپردازی برای ساعتها تا پاک کردن آب منی مدلها از روی مبل و تخت و حتی انما(تنقیه) کردن مدلهای بی تجربه ای که نمیدونستن قبل از آنال سکس باید کونشون رو انما بکنن.ولی خب الان میدونم هرچی یاد گرفتم بخاطر کارکردن با آلفردو بوده. آلفردو الان 80 سالشه و از دوران طلایی دهه هشتاد تا الان تو این کاره. اون این دوران حدودا 40 ساله رو به چهار دوران تقسیم میکنه. دهه 80 که صنعت در انحصار آلمانیا و ایتالیاییها بوده. دهه 90 که مدلهای شرق اروپا بخصوص مجارستان و چک به صحنه اومدن. مدلهایی مث سیلویا سینت، دورا ونترو ریتا فالتویانو و آنجل دارک و آلتا اوشن. دهه دوهزار که درانحصار آمریکاییها و کاناداییها بوده. مثل آلکسیس تگزاس، جنا هیز، شایلا استایلزو این اواخر آنیکا آلبرایت و این ده سال اخیر که روسها و برزیلیها بازار رو دست گرفتن.من تا الان تو بیشتر از دو هزارتا ویدیو نقش داشتم. بیشترشون آنال و لزبین بودن. آلفردو بخاطر تجربه زیادش بیشتر وقتها آنال میگرفت. از وقتی به عنوان فیلمبردار کار میکنم(حدود شش سال) لزبین هم خیلی گرفتم. هاردکور کم گرفتم و کاتاگوریهای خاص مثل گی و شیمیل رو تا حالا اصلا کار نکردم. تا حالا سه بار در جشن سالانه ای وی ان در لاس وگاس شرکت کردم، اما تا حالا کاندید هم نشدم چه برسه به جایزه. یه بار تو جشنواره بارسلون جایزه رو با آلفردو بردیم اما معلومه که جایزه مال اونه نه من. با پورن استارهای معروف زیادی کار کردم که از مردها میک بلو، دیوید پری، عمر گالانتی و مانویل فررا و از دخترها آدریانا چیچیک، ای جی اپلگیت، آنجل دارک، شایلا استایلز، شانل پریستون و میا مالکووا از معروفترینهاشون هستن که سه تای آخر در مقاطعی قرارداد انحصاری با کمپانی داشتن و حتی با میا مالکووا دوست(فقط دوست، نه بیشتر) هم هستم. دختر بسیار خونگرم و مهربونیه. اون اهل مونتراله و بیشتر وقتهای سال اینجاست بر خلاف تصور رابطه بسیار نزدیکی با خانوادش داره. خونه خودش تو محله وستمونت مونترال هست و خونه مادر پدرش تنها چند کوچه باهاش فاصله داره. با این همه اکثر مدلهای شرق اروپا یا لاتین توسط خانواده هاشون طرد شدن.اصولا بر خلاف فیلمهای سینمایی در فیلمهای پورن غیر از مدلها(پورن استارها) یکی دو نفر دیگه بیشتر حضور ندارن. الان من اکثر ویدیوهایی که میگیرم تنها هستم. هرچند که الان خیلی ویدیو ها بدون فیلمبردار با دوربین ثابت گرفته میشه و حتی پورن استار بزرگی مثل روکو زیفردی که دیگه آخر این کار هست هم با دوربین ثابت این اواخر ویدیو بیرون میداد. شرکتهای پورن همین جوور هزینه هاشون رو پایین میارن. اصولا مدلی که سابقه نداشته باشه باید مفتی بیاد کار کنه و باید خوشگل و خوش هیکل باشه تا کمپانی راضی بشه هزینه کنه براش. شاید بپرسین پس برای چی میان تو این کار. جوابش خیلی سادس. حضور در فیلمهای پورن ویترینه برای برنامه های خصوصی. اکثر مدلهای حرفه ای برای هارد کور 500 تا هزار دلار و برای آنال 1000 تا 2000 دلار میگیرن اما در برنامه های خصوصی گاهی اوقات تا دوبرابر میگیرن و بخصوص مدلهای معروف برنامه هر شبشون پره. سال گذشته که نمایشگاه پورنوگرافی تو مونترال بود و من هم خیلی براش زحمت کشیدم ایجنت تینا لاپولدینا، مدل روس رو دیدم. آشنا بود و برنامه کاری مدل روس رو که اون براش ردیف کرده بود نشونم داد. یک هفته اقامت در مونترال با 54 تا نوبت؟!!!!خب جوون و خوشگله و کس و کون گشادی هم داره و خواهان زیاد داره. فقط پورسانت این رفیق ما حدود 10000 دلار میشد برای اون یه هفته.البته در حالت عادی اینقدر نیست و خب طبیعیه که خیلیها منتظر بودن تا اینو بکنن. سر الکسیس تگزاس که دعوا بود. البته اون مدل فوق العاده گرونی هست. بنابراین درآمد پورن استارها از پورن نیست، پورن فقط ویترین قابلیتهاشون هست. شرکتها هم خیلی وقتا ویدیوهایی که چند هزار دلار براشون هزینه کردن رو تو سایتهای رایگان میزارن و حتی شرکت ما خودش سایت مفتی داره. درآمد شرکتها هم از تبلیغاته. بنابراین تعداد ویو های هر ویدیو بسیار مهمه و اگه ویدیوهای ما در سه ماه زیر 500000 ویو داشته باشه مواخذه میشیم. البته اکثر ویدیوهای من بالای یک میلیون ویو رو داشته، اما خب به هر حال شکست هم داشتم.من اگر ببینم که مطالبم خواننده داره چند تا از تجربه های یونیک خودم رو مینویسم، اما اگه مطلب جذاب نبود یا پراکنده نوشتم ازتون عذر خواهی میکنم. برام قابل درکه که کسیکه میاد تو این سایت میخواد یه چیزی بخونه تحریک شه. شاد و پیروز باشین.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173487</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 24/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-04-18 23:31:31 by W3 Total Cache
-->