<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>باخودم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:23:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>باخودم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم از خوشگلی خودش حشری میشه و اون رو به اشتراک میزاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Nov 2019 08:06:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدروم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودممن]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تودستم]]></category>
		<category><![CDATA[توکونم]]></category>
		<category><![CDATA[جاااااان]]></category>
		<category><![CDATA[جاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دردسرتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستموبردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[فشارداد]]></category>
		<category><![CDATA[فکرمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کرددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمفردا]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وبرگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<category><![CDATA[ودستشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<category><![CDATA[ومیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ولی با خوندن چند تا فیلم سکسی از این داستانها که بعضیاش خوب بودن و بعضیام تخیلی گفتم منم بنویسم تا اظهار نظر هارو ارزیابی کنم.من 19 سکسی سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس اول شاه کس تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی از اداراته وتویکی از هتل های کونی بی ستاره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ولی با خوندن چند تا فیلم سکسی از این داستانها که بعضیاش خوب</h2>
<p>بودن و بعضیام تخیلی گفتم منم بنویسم تا اظهار نظر هارو ارزیابی کنم.من 19 سکسی سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس</p>
<h3>اول شاه کس تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی</h3>
<p>از اداراته وتویکی از هتل های کونی بی ستاره نزدیک حرم که از قبل رزرو شده بود ساکن شدیم. وای نمی</p>
<h4>دونید جنده چقدر مشهد تو اون فصل شلوغه . منم خیلی</h4>
<p>دلم میخواست بریم خرید و تفریح پستون ولی بابام ومامانم همش میخواستن برن حرم. البته منم چند باری باهاشون رفتم ولی</p>
<h5>یه بار کوس از بابام اجازه گرفتم که تنها برم بازاررضا</h5>
<p>. من خیلی از محیط های شلوغ اونجوری خوشم میومد.داشتم مغازه ها رونگاه میکردم که یه هو تواون شلوغی احساس کردم یکی سکس داستان بهم نزدیک شد</p>
<h6>ودستشو از پشت به من زد اما خیلی ایران سکس آروم این</h6>
<p>کارو کرد. من خیلی ترسیدم وبه خودم اومدم به خاطر همین زود رفتم تو یه مغازه ومشغول خریدن مهروسجاده شدم که اون مزاحمم بره . یه دفعه دیدم کنارمه ویواش دوباره خودشو به سمت من کج کرده وداره خودشو به من میماله البته به هوای دیدن ویترین مغازه، من هم خیلی ترسیده بودم واونم فهمیده بود که من خیلی ترسو هستم خلاصه دردسرتون ندم من تاخودموبه هتل رسوندم سه چهارمرتبه دیگه اذیتم کرد، بار آخرش که نزدیک هتل بودم یه دفعه احساس کردم دستشو چنان کرد لای پام که از ترس پریدم وبرگشتم یه نگاهی بهش کردم ،از ترس رنگم کاملا پریده بود همین که نگاش کردم با پررویی کامل گفت: جونننننننم. شهوتش میخواست چشاشو بترکونه.واردهتل که شدم رفتم تواتاقم و یه لیوان آب خوردم وپریدم روتختم. داشتم بهش فکرمیکردم که دستمو گذاشته بودم روی کونم ودیدم دارم خودمومیمالم..برای اولین بار داشتم باخودم حال میکردم. یواش یواش احساس کردم باید باخودم بیشترحال کنم ، لباسامو کامل درآوردم حسابی یه حالی باخودم کردم&#8230;..فردا صبح موقع نماز مامان وبابا که طبق معمول رفتند نماز ،من خواب بودم دیدم در اتاقمون دارن درمیزنن، فکر کردم مامان یا باباس، خواب آلوده پاشدم رفتم درو باز کردم وسریع برگشتم .نمیدونید ازبس گیج بودم واقعا نیگاه نکردم دررو اسه کی دارم باز میکنم.اومدم مثله یه جنازه افتادم روتخت که به جای مامان وبابا اون پسره بود( نگو نامرد کارمند همون هتل بوده واز اول منوزیر نظر داشته) به خصوصیات مظلوم وساکت بودنم هم پی برده بود.. یه دفعه دیدم اونم اومد روتختم، برگشتم ، وقتی دیدم اونه داشتم از ترس میمردم، نفسم داشت بند میومد، اونم مدام منودعوت به آرامش میکرد ومیگفت باهات کاری ندارم ، دست وپام به لرز اومده بودو هیچی نمیفهمیدم. یواش گفتم برو تو رو خدا میگفت باشه الان میرم فقط توآروم باش.. یکم آرومم کرد بعدشم آرومکی منو کرد.دیدم یواش یواش داره منو بغل میکنه واومد ازم لب گرفت وگردنمو داره میخوره وسینمو بادستاش گرفته بود،م داشت حالم عوض میشد ولی نگرانم بودم،من باشلوارک وتاپ بودم که درآوردنش واسش کاری نداشت. منم اصلا مقاومت نمیکردم فقط بش التماس میکردم که زود منو ول کنه &#8230; بهم گفت دختری؟ معلومم بود که دخترم خودشم میدونست ولی نمیدونم چرا پرسید. گفتم آره گفت پس اگه بهم ضد حال نزنی منم هوای همه چیزو دارم.شلوارکمو تانصفه درآورد ، دستشو کرد لای دوتا پام، منوچرخوند ، برگشتم سریع اومد بالام. من واسه اولین باربود که داشتم سکس میکردم اونم بازور .ابتدای کیرشو گذاشت روی سوراخم که منم حالی به حال شده بودم وباخودم گفتم اگه کسی هم بیاد بالاخره من که مقصر نیستم این بازور اومده. یکم کیرشو فشارداد از دردی که بهم وارد شد ناخودآگاه دستموبردم پشتم کیرشو گرفتم ، مثله یه دسته هاونگ سفت بود خودمو به تخت فشار دادم که کمتر کیرش بره تو . اونم گردنمو اونقدر میخورد که از گردنم تا بالای کونم خیس شده بود مثله اینکه یه بطری آب ریخته بود روم وقتی فهمید خیلی دردم میاد کیرشو گرفت تودستشو گفت زود بخورش، آورده بود جلودهنم منم امرشو اطاعت کردم یکم خوردمش اونم سینمو میمالیدواز جایی که من بادندونام ناشیانه کیرشو میخوردم بعد از یکئ دودقیقه از دهنم درآورد گفت بخواب ، خودمم حسابی حال کرده بودم خوابیدم اومدروم شروع کردبه مالوندن وخوردن من ،سرشو از گردنم آورد روسینه هام حسابی مک میزد، بعد اومد رو کسم وشروع کرد به خوردنش دیگه صدام یواش یواش داشت در میومدوآه وناله میکردم اونم فقط میگفت جوووووونم عجب کس وکونی داری عزیزم. تو یه چش بهم زدن دوباره منو چرخوندوشروع به خوردن کونم کرد وقتی داشت کونم رو میخورد دیگه تو فکر هیچی نبودم جز سکس .کیرشوگذاشت روی کونم یکم دیگه هم باآب دهنش خیس کرد ویواش یواش کرد تو. شروع کرد عقب جلو کردن . یه درد توام با حال رو داشتم تجربه میکردم. هر دفعه که کیرشو عقب جلو میکرد سینه هاموبیشتر فشار میدادومیمالید تا اینکه دیدم همزمان هم داره به سرعت عقب جلو میکنه وهم سینه هاموحسابی میماله وهم گردنمو محکم داره مک میزنه ، میگفت: عجب کون سفیدی، جاااااان. صداش کاملا دورگه بود وداشت ارضا میشد که کیرشو از کونم درآورد دوباره آورد جلودهنم گفت بجُم دیگه بخورش . اومدم بخورم گفت تخمام آروم بخور ، داشتم تخماشو نوش جان میکردم گفت دستتو بیار بالا(جلودهنش) دستم بردم تُف کرد تودستم گفت کیرمو بمال. منم انجام وظیفه میکردم بعدش جاشونو عوض فرمودندو گفتند خب حالا کیرموبخور ، تخمامو بمال، خودشم شروع به مالیدن سینه هام کردودستشو از روی پشتم برد تا روی کونم ویواش دوتا از انگشتاشو فشار داد توکونم ، هینجور که کونمو با انگشتاش داشت سرویس میکرد منو چرخوندو بادست دیگش تا نصفه انگشتش کرد تو جلوم. دوباره ترسیدم زود فهمید گفت نگران نباش مواظب همه چی هستم .پنج دقیقه با کس وکونم حال کرد وبعدشم دوباره کیرشو به هردوشون مالید ودوباره هوس کون فرمود. کیرشو چنان تا ته میکردتوکونم که تخماش قشنگ دم کونم رو نوازش میکرد.خیلی حال کرده بودم ودیگه نمیخواستم ولم کنه که یهو چنان کشید بیرون که میخواستم مثله یه جوراب که دستتو میکنی توش وراسته یا چپ میکنیش ،داشتم چپه میشدم همه آبشو خالی کرد روپشتم و اولین باری بود که ارضا شدن یه مرد رو دیدم بعدشم یه بوسم کردو زود خودشو جمع وجور کرد و رفت&#8230;.من از این قضیه به هیچ کس ،هیچ وقت وهیچ چی نگفتم&#8230; ولی تا سه روز دیگه که مشهد بودیم هرصبح از مامان و بابا زود تر پا میشدم ومیرفتم باهاشون حرم<br />
ودیگه اونو ندیدم ، الان فکر میکنم خیلی دلم واسش تنگ شده&#8230;.ببخشید خیلی پرحرفی کردم، موفق باشید &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177199</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس دادن ناز به بکن واقعی  بعد از جق زدن با کیر مصنوعی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%82-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%82-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 09:32:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[باکمال]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمش]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانه]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شیرموز]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قیافشو]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادربزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میشنون]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیره]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چی دختره روی زمین بدم فیلم سکسی بیاد. من حسین ۲۰ساله از مشه دهستم من کلآعشق تکست نویسی ام اونم رپ. حقوق خوبی ازاین کار دارم و سکسی اصلآ دنبال جی اف بازی نیستم. نکه شاه کس بگی قیافشو ندارم خداروشکرقیافشو دارم. قضیه از اینجا شروع شد که من عاشق یک دخترشدم کونی هر روز [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چی دختره روی زمین بدم فیلم سکسی بیاد. من حسین ۲۰ساله از مشه</h2>
<p>دهستم من کلآعشق تکست نویسی ام اونم رپ. حقوق خوبی ازاین کار دارم و سکسی اصلآ دنبال جی اف بازی نیستم.</p>
<h3>نکه شاه کس بگی قیافشو ندارم خداروشکرقیافشو دارم. قضیه از اینجا شروع</h3>
<p>شد که من عاشق یک دخترشدم کونی هر روز از سر کوچمون ردمیشد میدمش. منم فقط منتظرچراغ سبزدادنش بودم که بعدازیک</p>
<h4>هفته جنده باهاش دوست شدم راستی یادم رفت من یک دوست</h4>
<p>دارم که اسمش رضاست مثل داداش پستون (بودیم) باهم بودیمش برای اتفاقه این داستانه که دیگه تف توصورتش نمیندازم حرومزاده. ببخشیدمیرم</p>
<h5>دنباله داستان کوس بعدازیک ماه دوستی واقعأعاشق هم شده بودیم اینقدرشدیدبودکه</h5>
<p>منه احمق میخواستم برم خواستگاریش که چه بهترنشدمن تصمیم گرفتم به رضا این موضوع روبگم که اینکاروکردم رضا گفت میخوادببیندش منم گفتم سکس داستان باشه وبا مهشید(جنده</p>
<h6>حرومزاده) قرارگذاشتم ورفتیم سرقرارسلام وعلیک کردیم ورفتیم یک ایران سکس جا نشستیم</h6>
<p>بعداز۱۰دقیقه من رفتم سه تا شیرموز بخرم. وقتی خریدم داشتم میومدم دیدم مهشید بارضا گل میگن گل میشنون وخندشو ن همه جاروبرداشته. منم گفتم خوش میگذره؟ که دیدم ساکت شدن من اینقدر مهشیدرودوست داشتم که اصلأ فکرنمیکردم اونم به ظاهرهمین طوربود. خلاصه بعداز ۱ساعت نشستن خداحافظی کردیمو رفتیم خونه هامون. توراه رضا بهم گفت مهشیدخانم خیلی خوشگله! بابا دم توگرم چجوری مخشوزدی ازاین حرف رضا خوشم نیومد و ناراحت شدم. رسیدم خونه که بعداز۱ساعت دیدم مهشید اس دادوگفت برای رضا یک جی اف پیداکرده منم که به رضا اطمینان داشتم (ای کاش نداشتم)شماره مهشید رو دادم که بهش بزنگه و بادوست مهشید قراربذارن و همدیگرو ببینن روز بعدش قرارو گذاشتن و همدیگرودیدن. بعداز یک هفته میخواستم برم تهران واسه خریدن چندتاوسایل برای استودیوم که دیدم مهشیدزنگ زدوگفت میخواد منو ببینه. منم آدرس استودیوموبهش دادم که دیدم بعداز۳۰دقیقه اومدگفتم خبری شده گفتش نه خبری نشده فقط میخواستم ببینمت بهش گفتم میخوام واسه استودیوم لوازم بخرم یک هفته تهرانم ازطرزنگاهش فهمیدم خوشحال شدش گفت به سلامتی مواظب خودت باشی وزودبیای که دلم واست تنگ میشه ۱ساعتی جام بود و خداحافظی کرد و رفت. بعد از نیم ساعت رضا زنگ زدو گفت شنیدم میخوای بری تهران؟ گفتم از کی شنیدی گفت ازمهشید. همون جا فهمیدم رضا و مهشید با هم رابطه دارن. گفتم آره یک هفته دیگه میام مواظب خانم ما باشی. گفتش حتمأ. بعد رضا گفت اگه خواستی بری کلیدهای استودیوتو بده به من. منم گفتم برای چی گفت میخوام امشبو اونجا بخوابم. منم فهمیدم کاسه ای زیرنیم کاسه هست باکمال میل قبول کردم وسایلموبرداشتم وکلیدهارودادم به رضا وخداحافظی کردم ورفتم خونه. فکر تهران رفتنوازسرم بیرون کردم باخودم گفتم امشب حتماخبراییه.رضا هیچوقت کلیدهاروازم نمیگیره. امشب حتمأقضیه ای هست. ساعت های ۸الی هشت ونیم بود که رفتم کوچه بغل استودیوم قایم شدم بعداز۳۰دقیقه دیدم مهشید بادوستش دوست دختررضا رفتن تواستودیو منم از بالای پشت بوم یک راه مخفی داشتم بی سروصدارفتم تو دیدم رضا نشسته بودداشت بی مقدمه از مهشیدودوست دخترش لب میگیره. اینرو که دیدم دیوونه شدم باخودم گفتم بذار وسط کارمچشونوبگیرم. بعداز۱۰دقیقه هرسه تاشون لخت شدن ورضا شروع کرد به لیسیدن کس مهشید.یک جوری شدم دیدم مهشیدداره واسه رفیقم ساک میزنه بعداز۵دقیقه رضا شروع کردبه تلمبه زدن تو کس مهشید اخخ وافشون همه جاروگرفته بود.بعدش شروع کرد از کون کرد. دوست دخترش جفتشونو به طرزفجیح میکرد.هیچوقت این حرف مهشید رو یادم نمیره. میگفت: ازاین حسین هیچ بخاری حرکت نمیکنه لااقل تو رضا جون بکن توکوسم کونموجربده بعداز۱۵دقیقه اب رضا اومدوهمشوریخت روصورت دختری که حاضربودم زندگیمو براش بدم. ببخشیداگه قسمت سکسش کم بود. ولی از این ماجرابه بعدحاظرنبودم هیچکدوم ازاون آشغالا روببینم. واسه همین اونجاروفروختم وبه اصرارمن باخونوادم رفتیم شمال جای مادربزرگم. دیگه هیچ چیزازاون قضیه واسم ارزش نداره. لطفأنظربدین ممنون</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%82-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177074</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده بدن ساز و سواری زیبا سر کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Sep 2019 06:13:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آفریده]]></category>
		<category><![CDATA[آمیخته]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اراجیف]]></category>
		<category><![CDATA[ارایشم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استاده]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودوای]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تصورات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشن]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمتا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتاز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتتا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترات]]></category>
		<category><![CDATA[دختراش]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درسمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رایگان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شناختی‬]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[شیطنتم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسها]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالونده]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانکنی]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[مونیتور]]></category>
		<category><![CDATA[میآورد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادتا]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگایید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[نادونی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سالم بود که یکی از فیلم سکسی بهترین سکس های تمام زندگیم و هر گز از یادم نمیره&#8230; من شهرستان دانشجو بودم و یک هم خونه سکسی ای داشتم به اسم احمدکه پسر بسیار شاه کس خوش قد و قامت و خو ش هیکل و خوش تیپی بود ولی خیلی شفته کونی بود و فقط [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سالم بود که یکی از فیلم سکسی بهترین سکس های تمام زندگیم و</h2>
<p>هر گز از یادم نمیره&#8230; من شهرستان دانشجو بودم و یک هم خونه سکسی ای داشتم به اسم احمدکه پسر</p>
<h3>بسیار شاه کس خوش قد و قامت و خو ش هیکل و</h3>
<p>خوش تیپی بود ولی خیلی شفته کونی بود و فقط تو کار عشق و عا شقی و از این احمق بازیا</p>
<h4>بود جنده بر خلافش من جز سکس به هیچ چیزه دیگه</h4>
<p>فکر نمیکردم و سعی میکردم هیچ پستون دختری رو بی نصیب نزارم&#8230;بطوری که این موضوع بین همه دوستان سوژه شده بود.</p>
<h5>من و کوس احمد یه آپاتمان دو خوابه داشتیم که بچه</h5>
<p>ها به اتاق من میگفتن خانه سکس و عشرت و به اتاق احمد میگفتن خانه عشق و حسرت .. داستان ما سکس داستان از انجا شروع</p>
<h6>شد که من میدیدم احمد با یه دختر ایران سکس جدید به</h6>
<p>اسم ندا دوست شده و تلفنی با هاش لاو میترکونه و من سعادت دیدار این ندا خانم هنوز پیدا نکرده بودم چون احمد احمق فقط با دوست دختراش بیرون قرار میذاشت و فقط سرویس رایگان به خانما می داد و از کیرش فقط برای شاشیدن استفاده میکرد.شب و روز این احمد با این ندا خانم تلفنی صحبت میکرد و هی میزد زیره گریه طبق معمول یه دل نه صد دل عاشق ندا خانم شده بود و بعضی وقتا هم مخ منو میگایید و برای من درد دل میکرد و دم از عشق و ازدواج و هی میگفت (بهترین دختر زندگیم پیدا کردم از این دختر پاک تر و معصوم تر و بهتر پیدا نمی شه می خوام به مامانم بگم بره برام خواسته گاری ..بدون ندا من میمیرمو&#8230;.)و از این اراجیف .. که عقم میگرفت ولی من به روش نمی زدم&#8230;. تا تولد دوست دختر فابریک من الهام شد که یه دختر شگل و خو ش هیکل و با حال و سگ حشر بود که پایه ثابت من تو سکس بود که به طروق مختلف کس و کونش خودش و حتی چند تا از دوستاشو در موقعیت های مختلف با کیر عزیزم ورز داده بودم (یادش به خیر)که بماند&#8230; الهام تودلشو توی کافی شاپ گرفته بود و همه رو دعوت کرده بود تو کافی شاپ نشسته بودیم و مشغول کس کلک بازی بودیم که احمد با یک دختر خانم.. دختر نگو &#8220;یه تیکه جواهر یه قرص ماه یه فرشته&#8230;&#8221; وارد شد و احمد معرفی کرد &#8220;ندا خانم هستن&#8230;.&#8221; و من دیگه هیچی نشنیدم همه پسرای مهمونی مات و مبهوت این نعمت بی همتای خدا شده بودن همه پسرا فکا آویزون و له له زنون&#8230;منو که دیگه نگو که با ارنج الهام که به پهلوم کوبید از هپروت پریدم بیرون ..الهام با عصبانیت و چشم قوره و با یه حالت تمسخر آمیزی به هم گفت &#8220;بسه دیگه با چشمات ندا رو حامله کردی&#8221;.. آقا نمی دونی این ندا خانم چی بود&#8230; قور بونت برم خداانگار خدا تمام آدمارو تو یک روز آفریده بود و یک هفته وقت گذاشته بود این ندا رو درست کنه این ندا خانم هیچ عیب و ایرادی تو صورت و بدنش نداشت یه دختر سفید رو چشم ها عسلی درشت یه برقی تو چشم ها بود که من تو چشم هیچ زنی تا به امروز ندیدم.مو های خرمایی هیکل مانکنی و کاملا سکسی قد 170 &#8230;پاهای ترکه ای و کشیده ..باسن قلمبه..سینهاش تقریبا سایز 70 و سر بالا..یه مانتو تنگم تنش بود که کاملا میشد حدس زد زیره این پوشش مزاحم چی داره و چه لعبتیه.تو تولد همه دخترا حسابی به سر و صورتشون مالونده بودن و برای اینکه کم نیارن حسابی ارایش خفن کرده بودن ولی ندا جون بدون آرایش از همشون سر تر بود که هیچ دختری دیگه به چشم نمیومد به طوری که همه دخترا یه جوری نگاش میکردن..خودشم فهمیده بود حسابی جو لان میداد..برای اولین بار به این احمد حسودی کردم .. تو دلم میگفتم &#8220;خاک بر سرت کیوان این احمد این جیگر و از کجا پیدا کرده که تو ندیدیش&#8221;. من کلا هنگ کرده بودم . ندا که از جاش تکون میخورد چشم من به اون باسن زیبا و پاهای خوش تراشش می افتاد اقا کیرم میچسبید زیره حلقم&#8230;کم مونده بود تو تولد شلوارم خیس کنم(خداییش الان بعد از این همه سال باز یادم میافته کیرم خبر دار وای میسه)..از تر سم تا اخر مهمونی از جام تکون نخوردم و در خیال کس و کون ندا خانم سیر میکردم&#8230;که الهام حسابی شاکی شده بود..خلاصه مهمونی تموم شد ولی فکر ندای جیگره من مگه تمومی داشت..از اون روز به بعد دیگه سکس با هیچ دختری حال نمیداد چون هم رو با ندا مقایسه میکردم .حتی الهام برای اینکه کم نیاره &#8220;انگار چیزی حس کرده باشه&#8221;بیشتر برام سنگه تموم میذاشت حتی یه بار با دو تای از دوستای جیگرش که خیلی باهاشون صمیمی بود مست کرده اومدن خونمون 3 به یک یه سکس پارتی راه انداختیم ولی نمودونم چه مرگم بود من فقط ندا رو می خواستم..یک لحظه از ذهنم بیرون نمیرفت &#8230;از این جریان خیلی گذشت و من سر ندا بیشتر به دردو دل احمد گوش میکردم و تو این زمینه بیشتر باهاش همراه بودم وحتی تو گریه های احمد(احمق..بی شعور) دل داریش می دادم و احمد تو حرفاش می گفت&#8221;ندا دختره پاکی تا حالا با هیچ پسری نبوده ..ظاهرشو نگاه نکن ندا خیلی مذهبی..نماز میخونه..روزه میگیره ..با من که دوست پسرشم دست نمیده..خیلی پاستوریزس و&#8230;&#8221;حرفای احمدو جدی بودن تصمیم احمد برای ازدواج با ندا باعث شد که من سعی کنم کار روی مخ ندا رو یواش یواش از ذهنم بیرون کنم و به خودم بقبولونم که ندا صاحب داره.تا اینکه یه چند بار ندا جون زنگ میزد خونه که با احمد صحبت کنه اتفاقی من جواب میدادم و سلام و احواپرسی میکردیم(نمی دونید چه صدای ناز و شهوت انگیزی داشت.تا صداشو میشنیدم کیرم راست میشد ) تا بیشتر با هم آشنا شدیم و صمیمی تر تا جایی که بعضی اوقات در مورد احمد و مشکلات احمد با من درد دل میکرد و باعث می شد آتیش من تند تر شه ولی من بازم سعی میکردم از فکرش فرار کنم . یواش یواش احمد آقا جرات کرد و چند بار ندا جونو آورد خونه ولی خاک بر سر هیچ کاری نمیکرد&#8221;البته حقیقش این موضوع یجوراای هم حرسمو در میآورد از بی عر ضگی احمد و هم خوش حال می شدم &#8221; تا اینکه دیگه ندا جون پاش به خونه ما باز شد و هر وقت دلش می خواست میو مد و میرفت و میونه من و ندا بهتر میشد.حتی یکی دو بار که من با دوست دخترم تو اتاق خودم بودم و مشغول سکس احمد الاغ ندا اورده بود خونه و ندا هم از اه اوه و جیغ جیغ دخترا دستش امده بود که من چیکاره ام و من دیگه مطمئن شدم که ندا رو از دست دادم.تا فصل امتحانات پایان ترم شد . معمولا دانشگاها 1-2 هفته کلاسها رو تا شروع امتحانات تعطیل (فر جه امتحانات)می کنند .احمد رفت تهران ولی من چون تنها راحت تر در س می خوندم موندم و نرفتم اواخر فرجه امتحانات بود که تلفن خونه به صدا در آمد.ای جووون ندا بود با اون صدای ملیح و شهوت انگیزش .من که طبق معمول سیخ کرده بودم . بعد از احوالپرسی گفت&#8221;آقا کیوان شنیدم شما کامپیوتر خیلی واردی من یه پروژه دارم میشه شما کمکم کنی&#8230;&#8221; من سریع گفتم &#8220;خوشحال میشم&#8221; تو دلم گفتم جیگر تو جون بخواه بعد سریع گفتم &#8220;یه کافی نت قرار بزاریم&#8221; ندا گفت:&#8221;نه کافی نت نمیشه میام خونتون&#8221; من کمی جا خوردم چون ندا بدون احمد نزدیک خونه ما نمیشد بلافاصله و با یه لهنه تنه داری گفتم&#8221;احمد هنوز نیومده ها..شما که از من بیشتر خبر دارید&#8221; گفت&#8221;می دونم چه بهتر ..احمد بود همش میخواد گیر بده و اذیت کنه.فقط خواهشن شما به احمد چیزی نگید میشناسیش که خیلی حساس&#8221; منم قبول کردم قرار شد فردا صبحش بیاد خونمون من تا خود صبح با خودم کلانجار رفتم درست مثل اولین قرار که با یه دختر داشتم ..هی افکار پلید میومد تو ذهنم و هی خودمو آروم میکردم خلاصه خیلی بی قرار بودم و تا خوده صبح دهنم صاف شد ولی دست آخر با خودم و کیرعزیزم کنار اومدم که مثل یه مرد رفتار کنم و اصلا به سکس با ندا فکر نکنم چون هم نا مردی در حق احمد بود و هم با توجه از شناختی که از ندا داشتم.بلاخره صبح شد و صدای در خونه به صدا در آمد ای جون ندا آمد تو چه تیپه نازی زده بودنامرد این بار یه کوچولو ارایشم کرده بود که نمی دونید چی شده بود ..که موقع احواپرسی من به پته پته افتادم ..ولی سریع خودم جم کردم و ژست جدی به خودم گرفتم.. و دعوتش کردم تو وای چه لعبتی بود وقتی جلوی من راه میرفت نمیتونستم چشم از اون کون خوشگلش که از زیر مانتو بالا پایین میرفت چشم بر دارم خلاصه بعد از وارد شدن به پذیرایی روی مبل نشست و شرع کرد به صحبت در مورد امتحانات وقتی از روبر دیدمش و چشمم به صورت زیبا و اون سینه های زیبا که از زیر مانتو مثل دو تاگوی بلوری بیرون زده افتاد کم بود بپرم روش ولی یاد قراری که با خودم گذاشتم افتادم در همین حین یک لحظه با هاش چشم تو چشم شدم نمیدونید تو چشماش یه برقه شهوت انگیز همراه با لطافت داشت که کم بود قالب تهی کنم یه لحظه به خودم امدم دیدم کیرم دارهراست میشه برای اینکه تابلو نشه من سریع رفتمت تو آشپزخونه از تو آشپز خونه گفتم &#8220;ندا خانم چایی یا کافی&#8221; گفت&#8221;چایی&#8221; من سریع با دست پاچگی دو تا چایی ریختم و برگشتم&#8221;توی این دو قدم راه هی به خودم میگفتم&#8221;چه مرگته کیوان..به خودت مسلط باش &#8221; تا رسیدم به پذیرایی دیدم ندا جون خودش روسری و مانتو شو در آورده و نشسته رو مبل(اینو یادم رفت بگم ندا قبلا هر وقت میومد خونمون مانتو و روسریشو جلوی من و احمد در نمی اورد)&#8221;وای نمودونی این ندا چقدر زیبا بود و بدون روسری چقدر زیبا تر مو های طلایی &#8211; خرماایشش ریخته بود روی شو نه هاش و یه بخشی رو صورتش ..این دختر واقعا مظهر زیبایی زنانه بود یه تیشرت جذب مشکی پوشیده بود با یک شلوار جین تیره که در اون زیباای بدنش کاملا مشهود بود این ندا رو انگار خدا با فتو شاپ اصلاحش کرده بود..هر چی بگم ..نمیتونید تصور کنید یک ظرافتای زنانه در رفتارش داشت که در کمتر زنی من دیدم در عین حال خودش هم خیلی زیبا بود و هم خوش هیکل.. &#8221; از نگاه خیره و شهوتی من یه چیزای فهمید و گفت&#8221;ببخشید دیگه من لباس راحت پو شیدم که راحت به پروژم برسم&#8221;من که هنوز مهو این زیبا بودم ..بی اختیار گفتم&#8221;این جوری خیلی خوشگل تری&#8221; من سریع حر فو عوض کردم و گفتم بفر مایید چایی..اونم سریع لپاش گل انداخت و خودشو جم کرد و با لحن خیلی ارومی گفت &#8220;خواهش می کنم..چشماتون خوشگل میبینه..ممنون از چا یی&#8221; و نشستم رو بروش. حصابی قاطی کرده بودم و نمیدونستم چی بگم..یه 2 دقیقه ای به سکوت گذشت و هی زیر چشمی ندا جو نو نگاه میکردم .بعد برای اینکه جو عوض کنم گفتم&#8221;چرا چایی تو نمی خوری یخ کرد گفت&#8221;با شیرینی خودم بخورم&#8221;دیدیم ای دل قافل از حولم قند نذاشتم سریع پریدم از آشپز خونه قند بیارم .توی این دو قدم راه تو آشپز خونه و برگشت نمیدونی تو ذهنم چه آشوبی بود برگشتم و گفتم&#8221; درسته شما خیلی شیرینی ولی این دفعه چایی رو با قند میل کنید&#8221; .. ندا سر شو بلند کرد دیدم یک دفعه چشماش گردشد و سریع جهت نگاهشو از من به یک سمت دیگه دزدید و سریع خودمو یه ور انداز کردم دیدم ای دل قافل کیرم مثل چماق ازتو شلوار گرمکن از خودم جلو تر زده بیرون. با یه حرکت سریع قند گذاشتم روی میز و رفتم آشپز خونه ..رفتم یه لیوان اب خوردم و با خودم گفتم&#8221;گندت بزنه&#8221; کمی صبر کردم و سعی کردم به اعصابم مسلط باشم بعد خیلی ریلکس رفتم تو پذیراای و رو به ندا کردم و گفتم&#8221;اگه چایی تو خوردی بریم سراغ پروژه شما &#8221; ندا هم با همون صدای دلنشینش گفت چایی مو باخودم میارم &#8221; منم چایی مو برداشتم و به پیشنهاده من رفتیم تو اتاق من(خانه سکس و عشرت) من نشستم پشت سیستمم و روشنش کردم و ندا هم نشست روی تخت من یه توری که بتونه مونیتورو ببینه بعد گفتم&#8221;خوب کارت چیه&#8221; ندا از اتاق رفت بیرون تا از تو کیفش که تو پذیرایی بود کا غذا شو بیاره..تو همین فاصله من به این فکر میکردم که تا حالا هر دختری وارده این اتاق شده فقط برای سکس و کس و کون دادن بوده بعد تو همین حال بودم که یه نرمی و اتر خوشی رو روی صورتم احساس کردم ..دیدم مو های ندا زمانی که از با لا سره من دو لا شده تا کا غذا شو بزاره رو میز یه بخشی از مو هاش ریخته تو صورته من. وای به بهونه اینکه مو ها رو از صورتم کنار بزنم لمسش کردم وای دوباره شهوتم زد بالا طوری که داشتم دیونه میشدم و نمیدونید مو هاش چه اتر تحریک کننده ای داشت دوباره کیرم سیخ شد دیگه نمی تونستم کنترلش کنم ندا تو همون حالت دولا دستش روی میز و باسن قمبل کرده کناره من استاده بود و به صفحه مونیتور نگاه میکرد وای خدای من نمیدونید از بغل قمبلش چه استیلی داشت اب دهنمو قورت دادم دیدم گلو از شهوت خشک خشک یه قلوب چایی خوردم .بعد چشم افتاد به گردنه سفید ندا که از لای مو های خوشگکلش پیدا بود همون جا یه لحظه خواستم دل به دریا بزنم و لبامو بزارم رو گردنشولی باز خودمو کنترل کردم.بعدندا گفت&#8221;برنامه پاور پوینت داری&#8221; با یه منگی حاصل از شهوت گفتم &#8220;نه الان برات نصب میکنم&#8221; کشومیز باز کردم تا سی دی بر نامه رو بردارم در حین نصب بر نامه دیدم ندا هی تو کشو منو نگاه میکنه و هی خنده مر مو زانه میزنه وقتی دقت کردم دیدم که ای داد بسته کاندومه تو کشو باز شدن و پخش شده تو کشو ..منم شیطنتم گل کرد و گفتم&#8221;کم این ابزاره کار منو دید بزن مگه خودت خوار ناموس نداری&#8221; ندا هم یک دفعه از خنده ترکید و با هم زدیم زیره خنده تو همون حالت خنده گفت&#8221; ما شالا چقدرم پور کاری.. یه چند بار که خودم صدای کارایا خدماتی که تو این اتاقت برای دوست دخترات میکردیو شنیدم.. تازه احمدم گفته که ما شالاه خیلی پسره پر تلاش وپر کاری هستی ..احمد زیاد از تو برام میگه&#8221; دوزاریم افتاد که احمد الاغ برای اینکه خودشو خیلی خوب و بچه پیغمبر نشون بده هم تو دل ندا بیشتر جا وا کنه بر نامه های منو برای ندا تعریف کرده ولی با این کارش خودشو بیچاره کرده چون تو همین لحظه ندا با یه حالت خواستی گفت&#8221;خوش به حال دوست دخترات.. خدا شانس بده..از احمد بخاری بلند نمیشه&#8221; من با این جمله حسابی جا خوردم.با یه لبخند تلخ رفت نشست روی تخت ..منم که شهوتم دیگه امونمو بریده بود و دیگه طاقتم طاق شده بود از فرصت استفاده کردم و رفتم کنارش روی تخت نشستم یه طوری که پاهام چسبید به اون رونای خوشگلش و آروم دستمو انداختم دور کمرش و تنمو به تنش چسبوندم ..دیدم اصلا ناراحت نشد(وای خدا باورم نمیشد دستم دوره کمره ندا جونه)و ندا یه لبخنده خیلی شیریناز سر رضایت زد .بعد گفتم&#8221;نگران نباش درست میشه&#8221; و ندا با یه لحن خیلی نا امیدان گفت&#8221;احمد درست بشو نیست یه جو رایی مشکل داره یکسری نیاز ها رو در دوستی حس نمیکنه منو درک نمیکنه..که منم به بعضی چیزا نیاز دارم احمد خیلی خنگه خوش به حاله دخترای که با تو دوست میشن&#8221; با شنیدن این حرف من قفل کردم باورم نمیشد این حرفا رو دارم از ندا میشنوم.باورم نمی شد چسبیدم به ندا جون بع نگاه کردم به صورت ندا دیدم با چشماش قفل رو کیرم که عین برج از وسطه پاهام زده بود بیرون..برای اینکه توپو بندازم تو زمین ندا و دیدم کمی زود برای رفتن تو کاره ندا البته نمیدونی دل برای کردن ندا چه تاپو تو پی میکرد..بی منظورگفتم &#8220;بیا یه کاری بکنیم از این حالو هوا غم و قصه در بیای&#8230;چیکار کنیم ندا جون؟&#8221; ندا گفت &#8220;شیطونی&#8221; که باز جا خوردم باورم نمیشد ندا همچین چیزیو بگه باز زدم خودمو به نادونی و گفتم &#8221; خوب برای شیطونی از کجا شروع کنم&#8221; ندا گفت&#8221;از لبام&#8221; که دیگه من تحمل نکردم و ندا جونه خوشگله با تما م وجود چسبوندم به خودم و لبامو گذاشتم رو لباش&#8230;.وای چه لبایی شراب ناب شیراز ..منکه از حشریت و کمی نا باوری (که ندای معصوم..خوشگل و مامانی و جیگر تو بغل منه و من دارم می بوسمش )وای ندا با اون لبای خوشگلش چه حالی میداد بی شرف خوب تا حالا با هیچ پسری نبوده..من سریع رفتم سراغ زیر گلوش و پشت گردنش نمیدونی چه پوست لطیف داشت که با اون اتر موهاش چه حال شهوانی به هم میدادتا می تونستم لیسیدم یه لحظه به خودم امدم دیدم ندا از زور شهوت محکم دست انداخت دوره کمرم و سینه های خوشگل و سفتشو میماله به من و صدای اه و اوهشم که هی داشت بلند تر میشد(وای خدا این ندا داست داره تو بغله من داره از شهوت میسوزه و این طور با شهوت بدنه منو طلب میکنه باورم نمیشد) این دختر تو همه چیز عالی &#8230;(آخ الان که تعریف میکنم دوباره شق کردم).منم با دستم شروعکردم به کار کردن روی اون بدنه زیباش اول دست کشیدم به کمر و بعد باسن یه لحظه دیدم یه قسمتی از تی شرتش بالارفته و وقتی دستم به قسمته لخته بدنش میخوره صدای اهو اوهش سنگین تر میشه منم گذاشتم حریص تر شه و همینطور دستمو به پشتش و سینه های مثل سنگش و کشا له های رونش میکشیدم و هر از چند گاهی آروم کو س نرمشو از رو شلوار لمس میکردم یواش یواش تی شر تشو در آوردم وای یه سوتین مشکیه براق تنش بود وای خدا تمام زیبا در این دختر یکجا بود و من از این همه زیباای واقعا منگ بودم..بعد با همون حالت چسبیده به هم خوابوندمش رو تخت و خودم خوابیدم روش ..شروع کردم به خوردنه سینه هاش از روی سوتینش..نمیدونید بدنش چه بوی خوش و بهشتی میداد.ندا انگار یک موجود فرا زمینی و یک حوری بهشتی بود.دیدم ندا دست کرده زیر تی شر تم و داره بدنه منو لمس میکنه و باز انگار من در خواب بودم و داشتم خواب میدیدم..ولی واقعی بود اون همه لذت نمیتونست خواب باشه..من سرع تی شر تمو در آوردم و تمنمو چسبوندم به اندام زیبای ندا و دوباره شروع کردن به خوردن این نعمت بکر و زیبای الهی و فکر میکنم ندا هم دقیقا مثل من لذت میبرد چون ضرب آهنگ معاشقمون با هم یکی شده بود و همزمان با هم اه از سر لذت میکشیدیم بعد ندا از روی شلوار کیرمو محکمو محکم گرفت و دوباره با هم یک اه کشیدیم که دیگه اهای من به نعره تبدیل شده بود از سر لذت .من آروم دستمو از روی سینه هاش بردم به سمت پهلوش و آروم رفتم پایین تا به باسنش رسیدم و بعد از مالیدن اون باسنش دستمو اروم بردم سمته دکمه شلوارش و بازش کردم ..باورتون نمیشه این دختر اینقدر زیبا بود که دوست نداشتم از هر قسمت از بدنش به این راحتی و سر سری بگذرم و کارم زود تموم کنم..می خواستم نهایت لذت ببرم.بعد آروم شلوارشو در آوردم ..شرتش با سوتینش ست بود.وای خدای من نمیدونید چه پاهای خوش تراشی داشت وقتی شلوارش در اوردم نشستم روی پاهاش و یه چند لحظه ای مات زیباای بدن ندا شدم که در همون لحظه چشم های زیبا شو باز کرد و نمدونید زیبای برق نگاهش با آمیخته شدن به شهوت و نیاز چند برابر شده بودو ترکیب با اون اندام ظریف که در برابر من روی تخت دراز کشیده بود چه چیزه خیره کنندهای بود .ندا دستشو دراز کزد و منو کشید سمت خودش وگفت &#8220;بغلم کن عزیزم&#8221; منم دوباره رو ندا دراز کشیدم دوباره شروع به خوردن لبها کردن و سینه های و تمام بدنش .درست مثل یه بره رام بود(که برای من خیلی جا تعجب داشت یه دختر در اولین تجربه سکسش اینقدر رام باشه) رو به پشت چر خوندم طوری که دمرو شد..بعد سوتینشو از پشت با زبونم باز کرد و همینطور به خوردن ادامه دادم و رفتم سمت پاهای زیبا و با زبونم تمام بدنشو لمس کردن طوری که ندا جای ناله ..زوزه میکشید بعد از روی شرت آروم کسشو بو سیدم و بو ییدم (دیگه تا الان کوس به این خوش بویی کمتر دیدم) از روی شورتش شروع کردم به لیسیدن کس خوش بو ونرمش..وقتی زبونم با کس ندا تماس میگرفت نمیدونید چه رعشه ای میگرفتو چه اهی از سر لذت میکشیدو چه جوری بالشه بد بخت منو چنگ میزد و بعد اروم شورتشو از پشت کشیدم پایین بعد دوباره چرخون برگردوندمش و به پشت خوابید و رو به آسمان وای ندا جون لخت جلوی من و رو تخت من دراز کشیده و با نگاهش چطور منو خواهش میکنه (باورم نمیشد) در این موقعیت به جای هر کاری دوست داشتم نگاهش کنم وای نمیدونید همون طور که حدس میزدم حتی شاید بهتر از تصورات من سینه های سفید سفت سر بالا با یه لکه صورتی رنگ زیبا .روی کسشم چند تار مو ی طایی رنگ از مو های سرش روشن ترولی پا هاشو به هم چسبونده بود و نمیتو نستم کسشو خوب ببینم. بدن سفید یک دست بدون هیچ خط و خشی و گوشت یا چربی اضافه در تناسب کامل دوست داشتم بلندش کنم تا وسط اتاق برام چرخ بزنه تا بیشتر نگاهش کنم ولی نگاه ندا پر التماس بود و برای اینکه حالشو خراب نکنم این کارو گذاشتم برای بعدسریع شلوار و شورتمو در اوردم ..ندا دوباره دستشو سمت من دراز کرد و من دوباره روش دراز کشیدم و دوباره شروع به خوردنش لبهاش..گردنش ..سینه های سفت و خوشگلش و ندا خودش دست دراز کرد و کیرمو تو مشتش گرفت بعد یواش رفتم پایین تا دوباره رسیدم به کوسش اروم پا هاشو از هم باز کزدم وای چه کس کو چو لو موچولوی آکبند صورتی بدون هیچ گوشت اضافی دیگه طاقت نیاوردم خواستم برم سمتش ندا دست گذاشت فکر کرد کیرمو میخوام بکنم توش بعد به آرومی گفتم&#8221;نترس عزیزم فقط می خورمش&#8221; و بعد رفتم سوراغش اول حسابی دورشو خوردم تا ندا جری تر شه .کسش ورم کرده بود و خیس خیس بود یواش یواش رفتم با زبون سراغ کسش و آروم چوچولشو میخوردم نمیدونید ندا چه کیفی میکرد..دیگه جیغ میزد ومحکم بازوهامو چنگ میزد و بعضی وقتا مو هامو میکشید..نمیدونید به بدنش چه پیچو تابی میداد و هر ازگاهی زبونمو میکردم کمی تو کوسش که دیوانش میکرد..کوس ندا دیگه سرخ شده بود و چوچوله کوچولوش ورم کرده بود ..منم به کارم ادامه دادم تا جیغای ندا ممتد شد و یک باره یک جیغه خفن کشید که فهمیدم ارضا شده و باز من ادامه دادم تا بیشتر حال کنه تا زمانی که گفت&#8221;ترو خدا بسه کشتی منو&#8221; بعد رفتم کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم به آرومی گفت&#8221;مرسی کیوان جون خیلی دوست دارم&#8221; من انجا تو ذهنم گفتم &#8220;کون لقت احمد خاک بر سر بی لیاقتت&#8221; من خودم هنوز ارضا نشده بودم ولی مثل دیونه ها دوست داشتم باز تو کف شهوتش بمونم میتونستم از کون بکونمش ولی دلم نیومد (البته چند ساعت بعد دوباره رفتیم تو کار هم که دوباره هم از خجالت ندا در امدم و هم کیر عزیزم)و این شد که ندا خوشگله شد واسهمن از احمد جدا شد و من به احمد حقیقتو گفتم و حسابی میونمون شکر اب شد و از هم خو نمونو جدا کردیم بعد دیگه من فقط با ندا جون بودم و دیکه به مراتب بعضی وقتا تو روز چند بار.. هر روز سکس داشتیم ..که البته پرده ندا جونم خودم براش اوردم پایین و حسابی دوران خوبی داشتیم و بعضی وقتا مثل زن و شو هر ها هفته باهم تو خونه هم واز هم جدا نمیشدیم تا درسمون تموم شد منم خوشی زد زیر دلمو یه چند سالی از ایران رفتم وقتی برگشتم دیگهه ندا رو پیدا نکردم..خیلی دلم براش تنگ شده..خیلی دوست دارم دوباره ببینمش&#8230;&#8230;&#8230;. &#8230;&#8230;&#8230;&#8230; امید وارم از خاطره من لذت برده باشید و همیشه قدر لحظه های خوبه زندگی رو بونید..ببخشید که سرتونو درد اوردم و خاطرم طولانی شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176450</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بکش پایین پسرم تا برات بخورمش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%da%a9%d8%b4-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%85%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%da%a9%d8%b4-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%85%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Sep 2019 07:46:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آفتابی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[ازاتاق]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باخنده]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودواسه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پایینشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینیه]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پسرداییم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تراکتور]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خرابتر]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودولتو]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سایلنت]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گوسفند]]></category>
		<category><![CDATA[لبامونو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[متمایل]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورشو]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوند]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهبا]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همسایمون]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واحساس]]></category>
		<category><![CDATA[وداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشته]]></category>
		<category><![CDATA[ومتوجه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بنویسم یا نه ولی خب&#8230;من فیلم سکسی اسمم سیاوشه و 19 سالمه و از تبریز براتون مینویسم .یه دختر خاله دارم که اسمش رویاست و دو سال سکسی ازم بزرگتره . تا چند سال پیش شاه کس همسایمون بودن ولی حالا خونشونو عوض کردن. وقتی بچه بودم یا من خونه اونا بودم کونی یا اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بنویسم یا نه ولی خب&#8230;من فیلم سکسی اسمم سیاوشه و 19 سالمه و</h2>
<p>از تبریز براتون مینویسم .یه دختر خاله دارم که اسمش رویاست و دو سال سکسی ازم بزرگتره . تا چند سال</p>
<h3>پیش شاه کس همسایمون بودن ولی حالا خونشونو عوض کردن. وقتی بچه</h3>
<p>بودم یا من خونه اونا بودم کونی یا اون خونه ما و تقریبا با هم بزرگ شدیم. یادمه طبقه دوم خونه</p>
<h4>خالم جنده یه زن با دخترش(گلی) زندگی میکردن که دختره چند</h4>
<p>سالی از من و رویا بزرگتر پستون بود و چون تربیت درستی نداشت مامانم گفته بود دورشو بخیطم.اون موقع من 10</p>
<h5>سالم بود کوس و تحت تدابیر شدید بزرگ شده بودم و</h5>
<p>همیشه چشم میگفتم ولی رویا چون با گلی تو یه آپارتمان بودن باهاش رابطه داشت و حرف میزد و اونم یه چیزایی سکس داستان یادش میداد.یه روز</p>
<h6>داشتیم باهم بازی میکردیم(من و رویا)که با هم ایران سکس حرفمون شد</h6>
<p>و رفت خونشون.من چند ساعت بعد رفتم دنبالش واسه آشتی. دیدم با گلی دارن در گوشی یه چیزایی میگن من رویا رو صدا کردم وگفتم میای آشتی؟اونم با سرش جواب رد داد ولی گلی یه چیزی در گوشش گفت که نظرش عوض شد و خندون اومد طرفم.گفت باشه آشتی منم پریدم بغلش که بوسش کنم(بدون غرض) و از دلش درارم ولی نذاشت و گفت یه شرط داره گفتم بگو. گفت باید بذاری چیزتو ببینم بعد میتونی بوسم کنی و من هم آبجیت بشم (در ضمن من چون خواهر نداشتم به اون و خواهر بزرگش آبجی میگفتم) من اول منظورشو نفهمیدم ولی بعد حالیم کرد که میخواد کیرمو ببینه در غیر این صورت آشتی بی آشتی. من قبول نکردم ولی اون هی اسرار میکرد تا من گریم گرفت و بهش گفتم اگه تمومش نکنه میرم به مامانم میگم.اونم دیگه چیزی نگفت. میدونستم که این کارو گلی یادش داده و از ترس گلی به کسی چیزی نگفتم.از این ماجرا سالها میگذره ولی من هر موقع رویا رو میبینم اون خاطره واسم زنده میشه.الان دیگه رویا 21 سالشه و هلوییه واسه خودش واقعا خوشگله.من زیاد بهش فکر نمیکردم البته واسه این بود که زیاد نمیدیدمش ولی با این حال تو عالم جق همیشه نقش اولو به اون میدادم . تا اینکه یه اتفاق عجیب افتاد. همه چی با یه جوک شروع شد.فکر کنم بعد عیدبود که با پسر عموم رفته بودیم استادیوم. تراکتور و مس بازی داشتن هنوز بازی شروع نشده بود با آرش(پسر عموم) داشتیم کس میگفتیم که واسه آرش مسیج اومد جی افش بود واسش یه جوک زده بود که متنش اینجوری بود:( یارو میره پیش خالش میگه یادته بچگیام منو مینداختی بالا میگفتی دودولتو بخورم؟خاله میگه آره یارو میگه هنوزم سرحرفت هستی!!!) اون لحظه فقط یه کس خند زدمو شروع کردم به مسخره کردن دوست دختر آرش. خلاصه بازی تموم شد و برگشتیم خونه اون شب خیلی شنگول بودم چون تراکتور برده بود و یه حال اساسی بهم داده بود. هر کاری کردم خوابم نبرد از رو تخت پاشدم و رفتم یکم درس بخونم . کتابو باز کردم جلوم و دیدم حسش نیست موبایلمو برداشتمو یه دست فیفا 11 توپ زدم وقتی بازی میکردم حرفای آرش در مورد رویا یادم اومد که میگفت با یکی از آشناها رابطه داشته من اول بی توجه بهش گفتم:به من وتو چه خودشون میدونن تو بچسب به جی اف کیرلیست. تو ذهنم داشتم به رویا فکر میکردم و تو خیالم کس چرخ میزدم که یه دفه فکرم کردم جوک آرش شامل حال منم میشه.با خودم گفتم منم برم پیش رویا و بگم یادته میگفتی اگه بذاری کیرتو ببینم میذارم بوسم کنی بعدشم ازش بپرسم ببینم هنوز سر حرفشه یا نه .بعد به خودم گفتم: آره حتما. اونم میگه زود باش بیا منو بکن . یه پس گردنی توذهنم به خودم زدم و گفتم: پاشو بخواب ساعت 2 نصف شب داری کس شعر میگی .و رفتم خوابیدمچند روزی ازون شب گذشت من دیگه نه به رویا فکر میکردم نه به کس شعرایی که اون شب میگفتم چسبیده بودم به درس و مشق و کنکور.ما هرسال 15 فروردین یه گوسفند واسه دادش کوچیکم قربونی میکنیم آخه مامانم سر زای داداشم مریض شدو ما نذر کردیم اگه بچه سالم اومد قربونی کنیم خداروشکر 2روز بعد بچه به دنیا اومدو ما هر سال 2 روز قبل تولد دادشم قربونی میکنم خلاصه گوسفندو بریدیم بعد از ظهر مامانم گفت بیا سهم خالتینا رو ببر زود بیا ماشینو برداشتمو رفتم نیم ساعت بعد دم درشون بودم خلاصه زنگ زدیم و رفتیم بالا بعد از کلی ماچ و احوالپرسی کردن با خاله دیدم بله خانوم تشریف آوردن از کلاس میومد اولش منو ندید که رو کاناپه نشسته بودم کیفشو انداخت جلو آینه و صاف رفت آشپزخونه و گفت: مامان این اعلامیه سر کوچه مال شوهر دوستت زهرا خانوم نیست؟ خاله که پیش من بود گفت آره بیا مهمون داریم.چند لحظه بعداومد تو پذیرایی من پاشدم و سلام کردم اونم اومد و دست دادو یه احوالپرسی گرم کردو نشست روبروم کنار مامانش گفت با درسا چیکار میکنی منم با چندتا حرف کلیشه ای جوابشو دادم. بعد نیم ساعت مامان زنگید که چرانمیام منم گفتم باشه اومدم. میخواستم برم که یکی در زد رویا رفت جواب داد بعد گفت آقا کریمه (شوهر خواهرش) ترشی ها رو آورده.خاله پاشد رفت پایین رویا هم اومد نشست یکم نزدیکتر من گفتم دیگه پاشم برم رویا گفت چند دقیقه صبر کن الان مامان میاد بعد اگه خواستی برو .بعدهم پاشد و رفت تو اتاقش. من گفتم: رویا تو گاج عربی داری؟ازتو اتاق بلند گفت آره ولی نمیدونم کجاست باید بگردم پیداش کنم.گفتم باشه تا خاله بیاد پیداش میکنی اونم گفت بیا تو اتاق اگه اینجا بود که هیچ اگه نبود باید برم از انباری بیارم. رفتم سمت اتاق. لای در باز بود رفتم تو یه لحظه دیدم رویا خمشده و داره کمد کتاباشو میگرده جلوی در خشکم زد یه شلوار لی شسته بایه تی شرت کرمی تنش بود کونش درست به طرف من بود عجب اندامی داشت زانو هاشو چسبونده بود به هم و بدنشو از کمرخم کرده بود یه دستشو گذاشته بود رو زانوشو با اون یکی داشت کمد رو میگشت مو لای پاچه هاش نمیرفت و خیلی کیپ بود .تی شرت کوتاهی که پوشیده بود باعث میشد موقع خم شدن کمرش معلوم بشه و ادامه خط وسط کونش قشنگ دیده بشه این صحنه ها باعث شد کیرم یواش یواش بلند شه فکر میکردم نبض کیرم داره میزنه .چون پشتش به من بودجزئیات بیشتری ندیدم محو تماشای رویا بودم که با صدای کتابی که از دستش افتاد به خودم اومدم رویا هنوز متوجه من نبود من خیلی حشری بودم ولی صحنه واقعی تر از اون بود که بپرم بغلش و لباشو ببوسم واسه همین گفتم پیدا نکردی.یه نیم نگاهی کرد و درحالی که به کارش ادامه میداد گفت: چرا، دارم دنبال یه چیز دیگه میگرم.کتابو داد به منو گفت کتاب دیگه ای نمیخوای من گفتم نه ممنون همینجور که چشمم به رویا بود رفتم رو تختش نشستمو مثلا داشتم کتابو ورق میزدم.واقعا نمیشد ازش چشم بکشم یه کون پرفکت واقعی. رفتم سمت اتاق. لای در باز بود رفتم تو یه لحظه دیدم رویا خمشده و داره کمد کتاباشو میگرده جلوی در خشکم زد یه شلوار لی شسته بایه تی شرت کرمی تنش بود کونش درست به طرف من بود عجب اندامی داشت زانو هاشو چسبونده بود به هم و بدنشو از کمرخم کرده بود یه دستشو گذاشته بود رو زانوشو با اون یکی داشت کمد رو میگشت مو لای پاچه هاش نمیرفت و خیلی کیپ بود .تی شرت کوتاهی که پوشیده بود باعث میشد موقع خم شدن کمرش معلوم بشه و ادامه خط وسط کونش قشنگ دیده بشه این صحنه ها باعث شد کیرم یواش یواش بلند شه فکر میکردم نبض کیرم داره میزنه .چون پشتش به من بودجزئیات بیشتری ندیدم محو تماشای رویا بودم که با صدای کتابی که از دستش افتاد به خودم اومدم رویا هنوز متوجه من نبود من خیلی حشری بودم ولی صحنه واقعی تر از اون بود که بپرم بغلش و لباشو ببوسم واسه همین گفتم پیدا نکردی.یه نیم نگاهی کرد و درحالی که به کارش ادامه میداد گفت: چرا، دارم دنبال یه چیز دیگه میگرم.کتابو داد به منو گفت کتاب دیگه ای نمیخوای من گفتم نه ممنون همینجور که چشمم به رویا بود رفتم رو تختش نشستمو مثلا داشتم کتابو ورق میزدم.واقعا نمیشد ازش چشم بکشم یه کون پرفکت واقعی&#8230;چند لحظه بعد گفت آهان پیداش کردم. با یه کتاب فانتزی تو دستش اومد و صندلی رو با یه متر فاصله گذاشت روبروم و نشست. باورم نمیشد کتاب قصه ای که تولد 13 سالگیش براش گرفته بودم رو هنوز نگر داشته بود.اون کتاب باعث شد یاد قدیما بیافتیم وشروع کنیم به خاطره گفتن. اون میگفت و من ادامشو میرسوندم وداشتیم بلند بلند میخندیدیمکه یه لحظه انگار منو برق گرفت دیگه نمیتونستم بخندم قلبم داشت کنده میشد. آره همون خاطره معروف و فکرای اون شب دوباره اومد به ذهنم.سرمو انداخته بودم پایین مثل احمقا داشتم الکی میخندیدم و سرمو به علامت تایید حرفای رویا بالا پایین میکردم انگار روی هوا بودم دو دل و توفکر.چشامو بستمو گفتم خدایا کمکم کن همه عواقب حرفی که میخواستم بزنم از جلوی چشمم رد میشد چند لحظه همینجوری بودم که رویا صدام کرد دلم آوار شد توی شرتم.بی اختیار شروع کردم به گفتن آخه واقعا داشتم استرس میکشیدمو اختیاری نبود کارام.همین جورکه داشتم نفس عمیق میکشیدم آب دهنمو با صروصدا قورت دادم و بدون ذره ای اعتماد بنفس گفتم: رویا یادته من دست عروسکتو کندم تو هم قهر کردی و گذاشتی رفتی؟یکم فکر کردو باخنده گفت آره همون عروسکی که بابا بزرگ از مشهد آورده بود! من گفتم: آره یادته من وقتی اومدم آشتی توچی گفتی؟هنوزم سر حرفت هستی؟ دیگه یواش یواش استرس من داشت به شیطنت تبدیل میشد و تو اوج هیجان متظر جوابش بودم که حرف دلمو بزنم .رویا دیگه نمیخندید و ساکت بود .زل زده بودم به چشماش که به طرف پایین بود از صورتش معلوم بود که داره به چیز دیگه ای فکر میکنه چون کاملا حالش گرفته بود و این باعث میشد من بیشتر به خودم شک کنم که گند زدم یا نه. بعد بایه خنده ردگم کنی گفت یادم نمیاد!چطور مگه؟ و سعی کرد چیزی بروز نده. منم که تو این 10 دقیقه 20 بار ریده بودم به خودم باخودم گفتم تا اینجا اومدم بقیشم میرم و با تمام قوا میخواستم خودمو خالی کنم که صدای خاله که داشت رویا رو صدا میکرد خلوتمونو خراب کرد و رید به جو. رویا که بهت زده منتظر جواب سوالش بود یه کس خندی زد و پاشد ازاتاق رفت بیرون منم پشت سرش رفتم و با خاله خداحافظی کردمو زدم بیرون و خواستم با رویا چش توچشم نشم.خلاصه رسیدم خونه و رفتم تو اتاقم داغون شدم رو تخت گفتم: خاک برسرت سیاوش گند زدی به خاندانت باخودم میگفتم اگه به کسی بگه آبرومون میره. دیگه نه خاله نه دایی و نه&#8230;ولی یکم که با خودم فکر کردم دیدم زیادم بد نشده چون همه حرفا غیر مستقیم بود مدرکی دستش ندادم پس نمیتونه به کسی بگه.هی میگفتم خدا کنه راست گفته باشه که یادش نیومد وگرنه بدجوری پیشش خراب میشم.ولی درکل به این نتیجه رسیدم که خواست خدا بود که حرفم نصفه موند و نتونستم کارو خرابتر از این کنم.فردای اون روز مامانم گفت برم کیک سفارش بدم واسه تولد فرشاد(داداش کوچیکم) وگفت که میخواد تولد بگیره و فکو فامیلو دعوت کنه البته فامیلای مامان چون بابام و عموم باهم حرف نمیزنن. خلاصه من تا شب تولد (17 فروردین) هزار تا متن واسه معذرت خواهی از رویا با خودم تمرین کردم که اگه اومد بهش بگمشب تولد دایی هام زودتر اومدن حدودای 7 و من داشتم با پسرداییم پلی استیشن میزدیم ومتوجه اومدن خالم و خانوادش نشدم .وقت شام رفتم دیدم بله خانوم اومدن نشستن تو پذیرایی و دارن با زن دایی میگپن .تا میتونستم دورش آفتابی نشدم سر شامم نرفتمو گفتم اشتها ندارم.ولی بعد از شام دیگه نمیشد تفره برم چون همه جمع بودنو داشتن کیک میخوردن خلاصه رفتم تو پذیرایی و بعد ازکلی متلک شنیدن از داییم سر شام نخوردنم اومدم نشستم صندلی کنار بابام که خالی بود . با رویا درست روبرو بودیم اون حواسش به فرشاد بود یه نگاه که بهش کردم دیدم اوف چه تیپی به هم زده یه مانتوی کوتاه و چسبون تیره متمایل به آبی و یه شال روشن ولی شلوارش همون شلوار لی بود.رویا با یکم آرایش ملایم خیلی خوشگل شده بود تا حالا اینقد تودل برو ندیده بودمش احساس میکردم خیلی دوسش دارم ولی فکر میکردم خودمو پیشش خیلی کوچیک کردم و دیگه ارزشی واسش ندارم. داشتم به پاهای کوچولوش که جوراب سفید پوشیده بود نگاه میکردم و باخودم میگفتم بیخیال معذرت خواهی و اینجور بچه بازیا .یه دفه متوجه شدم داره نگام میکنه منم نگاش کردم ترسی ازش نداشتم ولی ته دلم ناراحت بودم و کمی شرمم میشد نگاش کنم آخه اون یه وقتی مثل خواهرم بود.واسه همین زود سرمو انداختم پایین.یه چند باری که نگاش کردم دیدم نخیر ول کن نیست و زل زده به من. اولش نگاش نمیکردم ولی تو دلم گفتم بذار ببینم واسه چی قمیش شده و نگامو دوختم به نگاش البته خیلی جدی و بدون خنده .یکم که گذشت خندید و سرشو پایین انداخت .این کارش خیلی بدلم نشست آخه وقتی می خنده واقعا خوشگل میشه. یه اس براش فرستادم و پرسیدم ازم دلگیره یا نه. ولی انگار گوشیش رو سایلنت بود و نشنید. لحظه لحظه داشت میلم واسه حرف زدن باهاش بیشتر میشد لامصب بلد بود چجوری ناز کنه جوری که همه کاراش وحرفاش به دل مینشست.دیگه روم باز شده بود و ازشرم وخجالت خبری نبود و داشت رابطمون دورادور خوب میشدو متلک بار هم میکردیم تا اینکه وقتی در حال خنده نگام کرد یه چشمک بهش زدمو ریدم به همه چی . یه لحظه خندش قطع شدو نگاش یه جور دیگه شد.نمیدونم چرا این کارو کردم ولی مث سگ پشیمون بودم ولی چه فایده.رویا بلند شد و به باباش اشاره کرد که بیاد اونور واز جمع دور شدن. بعد از کلی گه خوردنو زبون ریختن و&#8230; حرفم تموم شد تموم این مدتی که داشتم کس شعر میگفتم رویا ساکت بودو داشت با دسبندش ور میرفت و سرشو پایین گرفته بود و خودشو نسبت به حرفای من بی توجه نشون میداد.فک زدن من تموم شده بود و منتظرجواب خانوم بودم.بعد از چند ثانیه سکوت اومد جلو و دستامو از روبرو گرفت وبا صدای خیلی ملایم و آروم گفت:ولی من هنوز سر حرفم هستم و بلافاصله خودشو یکم کش داد(آخه قدش تقریبا170 بود و یه 10 سانتی ازمن کوتاه تر بود)و یه بوس کوچولو از لبم کرد وسریع لبشو کشید و منتظر واکنش بود.داشتم سکته میکردمو صدای قلبم همه جارو ورداشته بود تو اون لحظه بیشتر از اینکه حشری باشم احساساتی بودم و رویا رو با کل دنیا عوض نمیکردم واقعا عشقشو تو دلم حس میکردم .بغض کرده بودمو نمیدونستم چیکار باید بکنم .تو عالم رویاها بودم داشتم خواب میدیدم .بی اختیار بغلش کردمو فشارش دادم به طرف خودم چند ثانیه بعد که گرمای بدنشو حس کردم دوس داشتن واحساس داره جای خودشو به هوس و شهوت میده.لبامو بردم نزدیک لبش خیلی داغ بودن لبامونو که چسبوندیم به هم رویا چشاشو بست زبونشو تو دهنم عقبو جلو میکرد منم داشتم لب پایینشو میمکیدم.هنوز طمع رژ لبش تو دهنمه. لحظه غیر قابل وصفی بود به خصوص که وقتی کیرم به بدنش میخورد احساس عجیبی بهم دست میداد .کنترلم دست خودم نبود وداشتم لپای کونشو از رو مانتو چنگ میزدم اونم داشت آروم آه میکشید. یه لحظه به خودم اومدمو دیدم وسط حیاط لب تولب وایسادیم.دستشو گرفتمو کشیدم طرف پارکینگ چراغو روشن کردم و چون پارکینگ زیر ساختمون بودکسی متوجه ما نمیشد .اومدم دوباره رویا رو بغل کنم که چشم به برجستگی کونش افتاد برش گردوندم و از پشت بغلش کردم طوری که کیرم درست چسبیده بود به لپای کونش. خیلی نرم بود .رویا داشت باسنشو حرکت میداد و این باعث میشد بیشتر حال کنم. تو دلم میگفتم اون کونی که اونروز تو اتاق رویا دیدم الان جلومه و باید لختشو ببینم.دستمو گذاشتم رو کون رویا و مانتوشو دادم بالاو صورتمو کردم لای پاهای رویا و فشار دادم .رویا به ماشین تکیه داده بود و کونشو داده بود عقب .نتونستم طاقت بیارم گفتم: شلوارتو درارم؟ گفت: هر کاری میخوای بکن فقط توروخدا زود باش الان شک میکنن. من با عجله شلوارشو دادم پایین وااااااااااااااااای چی میدیدم یه کون خوش تراش با یه شرت سفید که وسط قاچ کونش گم شده بود.وقتی شرتشو آروم میدادم پایین احساس کردم یکم خیسه البته مال عرق بدنش بود .حالا رویا بایه کون استسنائی و فوق العاده سفید جلوم بود و هرکاری که میخواستم میتونستم بکنم همین فکر کافی بود که آبم بیاد چه رسد به اینکه بکنمش .داشتم سوراخشو باانگشتم تف مالی میکردم البته اینم بگم سوراخش واقعا تمیز بود و شهوت آدمو به اوج خودش میرسوند مخصوصا وقتی با نگرانی بر میگشت و نگاه میکرد دیونه میشدم.چون کار عجله ای بود فرصت قر دادن نداشتم وباید زود سرو تهشو هم میاوردم واسه همین زود زیپمو وا کردمو کیرمو تف زدمو گذاشتم دم سوراخش دیگه رویا کاملا چسبیده بود به ماشین و منم بایه دستم کوشو ازهم باز میکردم وبا اون یکی داشتم سرکیرمو به سوراخش میمالیدم. دیدم کم کم آبم داره میاد واسه همین بایه فشار سرکیرمو فرستادم تو که رویا یه آآآآه همراه با درد کشید. دردو میشد تو صورتش دید.من یکم دیگه فشار دادم و کیرم تقریبا رفت تو وبا دومین تلمبه همه آبمو ریختم تو کون رویا .بعد درش آوردم و خودمو ولو کردم روی کاپوت ماشین . رویا هم زود خودشو جمو جور کرد و گفت :زود باش الان همه میفهمن. البته چون رویا ارضا نشده بود بهش قول یه سکس باهال دادم بعد ازش تشکر کردم و رفتیم بالا دیدیم همه چی مرتبه.تقدیم به همه هواداران تراکتور(یاشاسن تراختور) پارکینگ زیر ساختمون بودکسی متوجه ما نمیشد .اومدم دوباره رویا رو بغل کنم که چشم به برجستگی کونش افتاد برش گردوندم و از پشت بغلش کردم طوری که کیرم درست چسبیده بود به لپای کونش. خیلی نرم بود .رویا داشت باسنشو حرکت میداد و این باعث میشد بیشتر حال کنم. تو دلم میگفتم اون کونی که اونروز تو اتاق رویا دیدم الان جلومه و باید لختشو ببینم.دستمو گذاشتم رو کون رویا و مانتوشو دادم بالاو صورتمو کردم لای پاهای رویا و فشار دادم .رویا به ماشین تکیه داده بود و کونشو داده بود عقب .نتونستم طاقت بیارم گفتم: شلوارتو درارم؟ گفت: هر کاری میخوای بکن فقط توروخدا زود باش الان شک میکنن. من با عجله شلوارشو دادم پایین وااااااااااااااااای چی میدیدم یه کون خوش تراش با یه شرت سفید که وسط قاچ کونش گم شده بود.وقتی شرتشو آروم میدادم پایین احساس کردم یکم خیسه البته مال عرق بدنش بود .حالا رویا بایه کون استسنائی و فوق العاده سفید جلوم بود و هرکاری که میخواستم میتونستم بکنم همین فکر کافی بود که آبم بیاد چه رسد به اینکه بکنمش .داشتم سوراخشو باانگشتم تف مالی میکردم البته اینم بگم سوراخش واقعا تمیز بود و شهوت آدمو به اوج خودش میرسوند مخصوصا وقتی با نگرانی بر میگشت و نگاه میکرد دیونه میشدم.چون کار عجله ای بود فرصت قر دادن نداشتم وباید زود سرو تهشو هم میاوردم واسه همین زود زیپمو وا کردمو کیرمو تف زدمو گذاشتم دم سوراخش دیگه رویا کاملا چسبیده بود به ماشین و منم بایه دستم کوشو ازهم باز میکردم وبا اون یکی داشتم سرکیرمو به سوراخش میمالیدم. دیدم کم کم آبم داره میاد واسه همین بایه فشار سرکیرمو فرستادم تو که رویا یه آآآآه همراه با درد کشید. دردو میشد تو صورتش دید.من یکم دیگه فشار دادم و کیرم تقریبا رفت تو وبا دومین تلمبه همه آبمو ریختم تو کون رویا .بعد درش آوردم و خودمو ولو کردم روی کاپوت ماشین . رویا هم زود خودشو جمو جور کرد و گفت :زود باش الان همه میفهمن. البته چون رویا ارضا نشده بود بهش قول یه سکس باهال دادم بعد ازش تشکر کردم و رفتیم بالا دیدیم همه چی مرتبه.تقدیم به همه هواداران تراکتورنظر بدین</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%da%a9%d8%b4-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%85%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2521</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم حشری تنهای با خودش تو خونه حال میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Aug 2019 02:03:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافم]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانمو]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[ايرادي]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرماييد]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودكار]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[كاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[كلاسها]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[26سالمه بچه اليگودرزماين داستاني كه فیلم سکسی ميخوام براتون تعريف كنم مال دو سال پيشه .داستانو از اونجايي تعريف مي كنم كه يه روز كه اعصابم بدجور سکسی داغون شده بود اخه امتحانمو خراب كرده شاه کس بودم رو صندلي هاي دانشگاه نشسته بودم داشتم فكر مي كردم اصلا متوجه اطرافم نبودم کونی بعد از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>26سالمه بچه اليگودرزماين داستاني كه فیلم سکسی ميخوام براتون تعريف كنم مال دو</h2>
<p>سال پيشه .داستانو از اونجايي تعريف مي كنم كه يه روز كه اعصابم بدجور سکسی داغون شده بود اخه امتحانمو خراب</p>
<h3>كرده شاه کس بودم رو صندلي هاي دانشگاه نشسته بودم داشتم فكر</h3>
<p>مي كردم اصلا متوجه اطرافم نبودم کونی بعد از چند دقيقه يه صداي ناز كه ازم پرسيد : آقا ساعت چنده</p>
<h4>؟منم جنده اصلا به صورتش نگاه نكردم و بهش گفتم چه</h4>
<p>دل خوشي داري نترس ديرت نشده پستون . بيچاره سرشو انداخت پايين رفت زير زبونم فكر كنم دوسه تا فحش بهم</p>
<h5>داد . کوس يك ساعتي بود رو صندلي نشسته بودم هوا</h5>
<p>سرد بود به خودم گفتم بلند شم برم خونه .از اين ماجرا چند روز گذشت تا يه روز داخل دانشگاه جلو برد سکس داستان داشتم برنامه و</p>
<h6>كلاسهامو مينوشتم كه يه دختري اومد گفت آقا ایران سکس اگه بهتون</h6>
<p>برنميخوره خودكار داريد . يهو برگشتم نگاهش كنم ديدم زل زده تو چشام خدايش خيلي تابلوه بود منم دست كردم داخل كيفم يه خودكاري بهش دادم . كارش كه تموم شد گفت ميشه آقاي &#8230; ؟ خودكار برا خودم باشه الان كلاس دارم ! منم گفتم فاميليم (&#8230;.) اينه بعدشم قابلتونو نداره فقط پولشو بديد ! ديدم خنديد و رفت .اينو بگم رفيقام بهم ميگن ادم بد متلك هستم .گذشت تا يه روز داخل يكي از كلاسها خالي نشسته بودم داشتم نگاه كتابم مي كردم اخه كنفرانس داشتم درب رو بسته بودم كه كسي مزاحمم نشه كه ديدم يكي داره درب ميزنه . هول شده بودم باخودم گفتم اين كيه ؟ بلند شدم برم جلو در كه ديدم اومد داخل كلاس ! ديدم همون دختره هست . گفتم بفرماييد كاري داشتيد ؟ گفت اومدم پول خودكارتونو بدم . بهش گفتم بندازش صندوق صدقه ! ديدم اعصباني شد گفت : عجب ادمي هستي ! انروز نزديك بود بزنيم كه ازتون پرسيدم ساعت چنده امروزم اينطوري ميگيد ؟راست ميگفت ازش معذرت خواهي كردم دو تا جوك هم براش گفتم كلي خنديد . گفتم حالا كاري داشتيد باهام گفت اره ديگه شروع كرد به صحبت : من ازتون خوشم اومده ميدونم پسر بايد بياد دنبال دختر ولي من يه ماه ميپامت ميشه شمارتونو داشته باشم . يه دو دقيقه مكث كردم گفتم ياداشت كن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.گفتم اسمتونو چيه ؟ اسمم مريمهسريع اسمشو صداكردم و گفتم مريم يه تك زنگ بزن تا شمارتو داشته باشم اخه شماره غريبه ج نميدم . تك زنگ زد بعدش بهش گفتم كلاسم دير شده ازش خداحافظي كردمو رفتم . از اين ماجرا دو روز گذشت تا شبش ديدم اس داد : سلام رسولديگه سر صحبت باز شد . اس داد حالم خرابه گفتم خداه بد نده .-بي حسمخوشمزه ايم گل كرد گفتم بيام مالشت بدم ؟-اخ جان الان ميايباخودم گفتم اونجاش داره ميخاره شروع كردم به حرفاي سكسي تا ساعت 2شب .فرداش اس داد مرسي گفتم بابت چي ؟-ديشب دو بار ارگارسم شدممنم كه شاخ در اورده بودم خودمو به اون راه زدم گفتم نميري جبران كني-حتما رسول جون ! ميشه امروز ببينمت ؟گفتم مكان ندارم-فرستاد اونم به موقعش بهت ميگمديگه قرار گذاشتيمو همديگرو ديديم منم يه ذره شيطنت كردمو دو سه تا لب ازش گرفتم .ديگه سرتونو درد نيارم از شبش اس ام اس هاي سكسي بيشتر شد تا يه شب گفت كسم ميخواره رسول !!!!گفتم مگه بازه جلوت ؟-اره يه سالهاون شب سه بار ارضاش كردم .گذشت تا يه روز بهم گفت رسول مكان داري بريم ؟تو كونم جشنواره بود گفتم اره مريم جون !!!ادرشو ساعتشو بهش گفتم سريع رفتم بازارو يه بسته كاندوم خريدمو رفتم حموم سه تيغه كردمتو خونه نشسته بودم كه صداي درب اومد رفتم جلو در ديدم مريم جونه بهش تعارف كردم اومد داخل همون جلو در افتاد بغلم لبامو بدجور ميخورد بهش گفتم انگار حشرت خيلي بالاه .دستشو گرفتم بردمش نشوندمش رو تخت اتاق خوابم گفتم بشين تا دوتا چاي بيارم بخوريم رفتم داخل اشپزخونه سه چهار دقيقه طول كشيد وقتي اومدم ديدم با يه تاپ سفيد چسبونو يه شورتك رو تخت دراز كشيده سينه هاش داشت تاپشو پاره مي كرد منم ديدم الان موقعه چاي خوردن نيست ديگه . رفتم گرفتمش بغل شروع كردم خوردن لباش زبونشو مك ميزدم صداش اه اه بلند شد رفتم زير گلوش ليس زدم . كيربلند شده بود بلند شدم لباسامو در بيارم اومد كمك كرد منم تاپشو دراوردم يه دونه سوتين توري مشكي پوشيده بود بازش كردم يه لب ازش گرفتمو شورتشو در اوردم درازش كردم رو تختو سينه هاشو مك زدم نوكشونو با دندون فشار ميدادم صداش در اومد اخ اخ رسول يواش تر . اومدم سراغ كسش چه كس قشنگي داشت ديگه امون بهش ندادم شروع كردم به مك زدن ، ليس زدن چولچولاشو ميخوردم از شدت شهوت فقط ميگفت جون .سه چهاردقيقه اين كارو كردم بعدش گفتم بيا برام ساك بزن . واي انكار صدسال بود اين كارو انجام ميداد تا اخر كرده بود تو دهنشو مك ميزد كيرم داشت ميتركيد يه لب ازش گرفتم كاندومو بهش دادم كشيد سرش بهش گفتم بيا روش . اومد تنظيم كرد شروع كرد به بالا پايين پريدن . واي چه كس گرمي داشت صداش به ناله تبديل شده بود . دستشو گرفتم كمكش كردم چه حالي ميداد كيرم تا بيخ رفته بود داخل . گفت رسول خسته شدم تو همون حالت گرفتمش تو بغلم اوردمش پايين به پشت خوابوندمش گفتم ميخوام از عقب جرت بدم گفت رسول تورو خدا يواش ! دست كردم تو كشو كمدم كرم دراوردم ماليدن دور سوراخش چقدر تنگ بود ديگه با زحمت سرشو كردم داخل يه ذره خودشو جمع كرد منم امون بهش ندادم تا بيخ فرو كردم نفسش بند اومده بود يه جيغي كشيد شروع كردم به تلمبه زدن اخو نالش بلند شد منم از صداش تحريك شدمو شديد تر تلمبه ميزدم يه دفعه بدنش لرزيد فهميدم ارضاء شد از پشت سينه هاشو ماليدم كيرمو كشيدم بيرون كاندوم در اوردم گفتم بيا ساك بزن برام . واي چكار ميكرد چشام داشت از حلقه بيرون ميزد دو سه دقيقه طول كشيد بهش گفتم بسه . خوابوندمش رفتم وسط پاهاش كيرمو گذاشتم دم كسش فرو كردم پاهشو گرفتم بالا بد طور شهوتم بالا زده بود دست خودم نبود جوري تلمبه ميزدم كه نزديك بود از سرتخت بيفتم پايين صداش به جيغ تبديل شده بود داد ميزد رسول جون كير ميخوام سريع باش آْبتو بريز جرم بده تند باش محكمتر بكن اخ واي ميكرد. داشت آبم ميومد گفتم مريم داره مياد بلند شد كيرمو گرفت شروع كرد به خوردن مك ميزد داشتم منفجر ميشدم سرشو گرفتم فشار دادم به سمت خودم يه دفع انكار شير آب و باز كردي همشو خالي كردم داخل دهنش اونم تا قطره اخر مك زدو قورتش داد . بي حس شده بودم گرفتمش بغل ده دقيقه بي حركت مونده بودم . بلند شدم رفتم داخل اشپزخونه دو تا شيرموز اوردم باهم خورديم بعد دستشو گرفتم باهم رفتيم حموم جاتون خالي داخل حمومم يه بار ديگه كردمش .اومديم بيرون لباساشو پوشيد افتاد تو بغلم بوسم كرد گفت رسول جون دوستت دارم مرس حال دادي و رفت .ديگه هر دو هفته يك بار با هم سكس داشتيم تا سه ماه پيش درسش تموم شد و رفت شهرشون الانم هنوز به هم اس سكسي ميديم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2607</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه جفت کون داغ برای سکس</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2019 08:14:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخاره]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بابابزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[بابابزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[بازنشسته]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[چندماه]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داریمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمباشه]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردکه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وبادست]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنه.البته من فقط باعمه ام فیلم سکسی سکس داشتم؛تا یه سال پیش من یه عمه دارم اسمش آتناست که فوق العاده سکسی و خوشکله و26سالشه و مهندسی سکسی صنایع داره؛من و اون بدجوری همدیگه رو شاه کس دوس داریم.و چندساله که درسال حدأقل 5بار هدیه به مناسبتای مختلف واسش میخرم؛هرچنددوس پسرداره وباهاش کونی سکس هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنه.البته من فقط باعمه ام فیلم سکسی سکس داشتم؛تا یه سال پیش من</h2>
<p>یه عمه دارم اسمش آتناست که فوق العاده سکسی و خوشکله و26سالشه و مهندسی سکسی صنایع داره؛من و اون بدجوری همدیگه</p>
<h3>رو شاه کس دوس داریم.و چندساله که درسال حدأقل 5بار هدیه به</h3>
<p>مناسبتای مختلف واسش میخرم؛هرچنددوس پسرداره وباهاش کونی سکس هم میکنه ومن اطلاع دارم؛شایدبگیدبی غیرت؛امادرشرف ازدواج بادوست پسرشه ومن فقط میدونم باهاش</p>
<h4>سکس جنده داره؛وتازه واسش شرایط روردیف میکنم تاراحت بتونه بره پیش</h4>
<p>دوستش؛عمه ام بابابابزرگ ومامان بزرگ زندگی پستون میکنه؛پدربزرگم سرهنگ بازنشسته شاه خدابیامرزبوده ومامان بزرگم هم دبیرریاضی بوده؛خلاصه خیلی روشن فکراندومن روهم</p>
<h5>خیلی دوس کوس دارندومن همیشه خونشون پلاسم؛واکثرشباهمونجامیخوابم؛من وعمه خیلی راحتیم؛عمه تایه</h5>
<p>سال پیش جلوی من اگه کسی خونشون نبودباست سکسی هم راه میره؛امااگه بابابزرگم باشه باتاپ شلوارک؛شباکه اونجامیخوابیدم یه تشک کنارتخت پهن میکردامامیگفت سکس داستان تاصبح توتخت باخودم</p>
<h6>بخواب؛وصبح برو رو تشک؛واینم بگم که شبافقط باسوتین ایران سکس شرت میخوابه؛البته</h6>
<p>جلوی من اینطوریه؛تااینکه چندماه پیش یه شب گفت امشب بمون من حالم خوب نیست منم گفتم:باشه عزیزکم؛گفت:مرسی؛شب که بابابزرگ مامان بزرگ خوابیدندرفتیم طبقه بالا تواتاق عمه گفت:سهند بیا تاپ وشلوارم رو در بیار؛باتعجب گفتم:من در بیارم?گفت:آره عزیزم اصلا حالم خوب نیست؛آخه هیچوقت اینکاروواسش نکرده بودم؛من درآوردم که بعدش خودشم سوتین روهم درآوردبعدگفت:توهم تیشرت وشلوارک رودریارهواگرمه؛منم ازخداخواسته؛گفتم:آره هواخیلی گرمه اماازنظرتوعیبی نداره؛گفت:خره اگه عیب داشت که جلوت باشرت راه نمیرفتم؛بعدپاشدویه آرایش غلیظ کردواومدکنارم روتخت درازکشید؛گفتم:عمه ازپارسا(دوست پسرش)چه خبر?گفت:2هفته است رفته ازآلمان واسه شرکت اش دستگاه بخره؛فهمیدم پس واسه همینه که خانوم کیرمیخواد؛گفتم:چه بد!گفت سهند جون میدونم پسرباجنبه ای هستی واسه همین امشب میخوام کمکم کنی؛تاحالم بهتربشه؛گفتم:شماجون بخواه؛باشه عزیزم؛گفت مرسی فقط یادت باشه که من امشب تاصبح فقط آتناهستم؛منم گفتم باشه آتناجون حالااجازه هست من لبای آتناجونم روببوسم?که خودش لباشوگذاشت رولبام گفت:الهی آتنافدای خواهرزاده خوشکلش بره که اینطوری لبای عمه شو میخورم؛حسابی لب داد؛بعدگفتم:آتناجون میشه امشب واست پارساباشم?گفت:عزیزدلم من امشب زن سهندم نه پارسا؛پس واسم شوهرداغی باش؛هیچکدوم نمیفهمیدیم چی میگیم:تااینکه یخورده جابجاشدم وکیرم رفت لای پاهای عمه؛گفتم ببخشید؛گفت چی میگی بذارباشه جاش خوبه؛منم بیشترفشاردادمش وخودموحسابی چسبوندم به عمه؛وگفتم چه سینه هایی داری خوش بحال پارساگفت:خوب توهم مثل پارسااگه مردشدی بایدبدونی چیکاربگنی؛تااینوگفت:یکی ازسینه هاش روکردم تودهنم؛وای خداهمیشه آرزوی سینه های عمه روداشتم اصلاباورم نمیشد؛صداش بلندشده بوداماخوشبختانه اصلاصداپایین نمیرفت؛میگفت:بخورررر؛بمککککک جونننننن ؛گفتم عمه شرتم اذیت میکنه؛گفت:بیاعزیزم خودم واست درمیارم؛گفت پاشوکنارتخت واستا؛منم پاشدم یدفه بادستای لاک زده صورتی اش شرتمو کشیدپایین؛کیرم افتادبیرون وخوردبه دست چپش گفت:وای سهنداین چیه?گفتم هیچی گفت دیونه توکیربه این کلفتی داشتی به من ندادی?سهندخیلی بدی؛آخه کیرکلفتی دارم.گفتم:عزیزم قبلأتوبغل ات میخوابیدم که حس اش کنی؛کیرمواول بادستاش یخورده مالیدبعدش من آروم گفتم:عمه جون واسم میخوری؛اونم دیددرکارخیرحاجت هیچ استخاره نیست واسم ساک زد؛اینقدحرفه ای میزد؛گفتم خاله شرت اذیتت نمیکنه؛گفت:چرا؛هم هواگرمه هم زبره درش بیارمنم سریع کشیدم پایین وای خداحتی یه دونه مو نداشت واول واسش مالیدم وبعدشروع کردم به خوردن دوباره صداش بلندشده بودمیگفت:سهندبکن تو بکن تو؛گفتم:دیونه جرمیخوری؛گفت چندماهه پارساجرم داده بکن تو توروخدابکن تومنم باخیال راحت اول کیرم روبادهنش خیس کردبعدکردم تو کسش برای اولین بودتوآسمونابودم تلمبه میزدم وبادست سینه هاشومیمالوندم ففظ آه وناله میکردکه آبم داشت میمومدترسیدم گفتم:آتناداره میادوسریع کشیدم بیرون وتمام آبموخوردبعدش یخورده دیگه کسش روخوردم واونم ارضاشدویه لب اساسی ازش گرفتم؛وتاصبح توبغل هم خوابیدیم اماساعت6من روتشک خوابیدم؛ازاون دفه به بعدتقریبأهر2هفته یه بارسکس میکنیم وهردفه ازقبل بهتر؛خیلی دوست دارم نظرات تون روبگیدمن دفه اول که داستانم رونوشتم پس نقص هاش روجدی نگیریدممنون که تحمل کردیدحتمأنظرات تون روخوب یابدبگیدشایدعکسش رو هم بزارم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175484</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عاشق چندین کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%86%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%86%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Jul 2019 09:06:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استوار]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقته]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونین]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سفتی کیر راست شده ی فیلم سکسی پسر به همه دخترا .اول از همه بگم پسرم . آخه بدم میاد ازین داستان هایی که باید تا تهشو سکسی بخونی تا بفهمی طرف دختر بود یا شاه کس پسر . بدون حاشیه بریم سر اصل مطلب ، دوران دبیرستان بود و من یه کونی بچه مثبت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سفتی کیر راست شده ی فیلم سکسی پسر به همه دخترا .اول از</h2>
<p>همه بگم پسرم . آخه بدم میاد ازین داستان هایی که باید تا تهشو سکسی بخونی تا بفهمی طرف دختر بود</p>
<h3>یا شاه کس پسر . بدون حاشیه بریم سر اصل مطلب ،</h3>
<p>دوران دبیرستان بود و من یه کونی بچه مثبت بودم که همیشه ته کلاس مینشستم و کار به کار هیچکس نداشتم</p>
<h4>. جنده حتی دبیرا هم کاری به کارم نداشتن . سر</h4>
<p>یکی از کلاسا هم با چندتا پستون از بچه ها ته کلاس شطرنج بازی می کردیم و دبیر می گفت هرکار</p>
<h5>می کنین کوس بکنین فقط شلوغ نکنین . خلاصه سرم توکار</h5>
<p>خودم بود و به کار هیچکس کاری نداشتم . یکی بود به اسم مصطفی که همیشه سر کلاس کسشعر میگفت . دیگه سکس داستان عادت کره بودیم</p>
<h6>. اگه یه روز نبود حوصلمون سر میرفت ایران سکس . اونروزم</h6>
<p>مثل همیشه ماهیتابش دستش بود و داشت تف میداد (منظورم همون کسشعره) یدفه یه موضوع جدیدرو مطرح کرد . کونده با صدای بلند گفت &#8220;انواع روش های جلق زدن&#8221;منم حواسم ناخواسته جلبش شد . حالا ببینین کونده لاشی کسکش چقدر حرفه ای توضیح داد :&#8221;اول از همه لخت میشین و کونتونو میندازین بیرون کلی باهاش حال میکنین . بعد ازینکه کیرتون راست شد یه تف قشنگ به سرش میزنین و اگه هم نخواستین میتونین از شامپو استفاده کنین . یه وقت کسخلی نکنین از صابون استفاده کنین که بگا میرینو کیرتون تا دوروز میسوزه . خب ، فرض خلف : از شامپو استفاده می کنین . حالا کیرتونو اینجوری ( با حالت انگشتش کیر و نشون داد و با دست دیگش حالتی که میشد کار رو انجام داد نشون داد) از بالا به پایین ماساژ میدین . خیلی آروم و باحال . اگه محکم بکشین کیرتون مثل مار پوست میندازه و اونوقته که باید خیلی آروم آروم راه برین و شرت و شلوار لی پاتون نکنین تا کیرتون حالش خوب شه و مرخص شه . حالا از بالا به پایین ، دوباره ، آها ، یه بار دیگه ، آه ، دوباره ، بازم ، بازم ، آه ، آه ، آه ، آه ، اومد ، اومد کاستو بگیر ، کاسه نیست بمال به دیوار حروم نشه . چه حالی داد ، حالا آبتون اومده ، پس فرض خلف درست بود و حکم اثبات است &#8220;منم باخودم میگفتم کونده فکر کرده ریاضیاته که فرض خلف میده و اثباتشم میکنه ، بعدشم مگه همچین چیزیم میشه؟ گذشت و چند روز بعد رفتم حموم . لباسامو کمکم درآوردمو رسیدم به شورتم . نمیدونم چرا کیرم مثل چوب سیخ شده بود . گفتم بیخیال و رفتم تو حموم . دوش رو واکردم و داشتم آب رو اندازه میکردم که دوباره دیدم مثل سربازایه وظیفه شناس راست و استوار وایستاده . یه بیخیال گفتمو شروع کردم به شستن . کله ی مو فرفریم ، شونه ها ، دستا ، شکم ، پشت ، اومدم پایینو بشورم که باز چشم تو چشاش افتاد . هنوز ژست خدمت گرفته بود و سیخ بود . بدنمو داشتم صابون مالی میکردم که دستم خورد بهش ، هیچ حسی نداشتم ، فقط یه تکون کوچیک خوردم . بدنمو شستم و داشتم شرتمو تو حموم میشستم که دوباره چشم افتاد بهش که داشت تلو تلو میخورد ، البته محیط چرخشش از بیخ اتصال به خایه بود . با خودم گفتم مگه تو چجوری کار میکنی که بچه ها اینهمه کسشعر میگن؟ یدفعه یاد حرفای مصطفی افتادم و گفتم یعنی میشه؟ دلم آشوب شده بود ، بقول مصطفی فرض خلف رو اجرا کردم و یکم شامپو زدم کف دستم و شروع کردم درس استاد رو عملی اجرا کردن . اولش هیچ حس خاصی نداشتم ولی بعد دوسه بار تکرارهمون حرکات استاد دیدم یه حس تازه ای داره بهم دست میده (منم بهش دست دادم) وااااای !کمکم داشتم داغ میشدم ، چه حال خوبی داشتم اما نمیدونستم چرا . اینقدر تو حس خودم بودم که نفهمیدم چه مدت داشتم میمالوندمش که یه دفعه تمام بدنم آتیش گرفت و بیحال شدم و دیدم آبم اومد (دیگه گاو که نبودم و آب رو میشناختم چون تا حالا خیلی فیلم سوپر دیده بودم) .آخ که چه حس قشنگی داشت . سرشار از شادی و شور و حیجان و لذت و زندگی . حتما میفهمین چی میگم . کارم تموم شده بود ،اما استوار هنوز بیخیال نشده بود ، زدم تو سرشو گفتم بخواب کونده میخوام برم بیرون تابلو میشه ، مگه میفهمید لاشی ، دوش گرفتم و شرتمو برداشتم و رفتم بیرون . توی رختکن واسه امتحان کردن مقاومت در برابر بار حوله رو جمع کردم و انداختم روش، چه مقاومتی ! تمام وزن حوله رو یه تنه تحمل می کرد . خلاصه اینقدر باهاش بازی کردمو زدم تو سرش که خوابید ، رفتم بیرون حمومو تا چشم افتاد به اهالی خونه دلم حررررری ریخت پایین ! فکر می کردم همه دارن منو نگاه می کنن . نفهمیدم چجوری رفتم تو اتاق . آقا تو اتاق دوباره یاد جلقه افتادم سرباز وظیفه دوباره به ادای احترام سیخ وایستاد و دوباره اعلام وجود کرد ، اما ایندفه نزدم تو سرش و گذاشتم آزاد باشه و با یاد اون کلی حال کردم ، اولین دفعه بود که از بچگی تاحالا اینقدر خوشتیپ و خوشقیافه شده بود .بله ، اینجوری بود که اولین جلق رو زدم و هنوز مزش یادم نرفته . راستیتش الانم دوباره راست کرده بودم آخه حس و حال اونروز برام فراموش نشدنیه!کاش میشد دوباره همون حس رو داشته باشم !پیشاپیش (عیدرو تبریک بگم؟ نه گول خوردین ) از نظراتون ممنونم .کستون داغ و کیرتون راست .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%86%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175217</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  جوان و خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jul 2019 08:55:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشم]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازهمون]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانای]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتظاری]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونهمه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بابامم]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برادرزاده]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذرونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جراتشو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[حاملگی]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادت]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیانتی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشام]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشبورد]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتنشون]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداش]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداشم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرانجام]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتای]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[عموهام]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلامون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانا]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذروندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میموندم]]></category>
		<category><![CDATA[میموندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیره]]></category>
		<category><![CDATA[میندازن]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتا]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیشو]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[6 سال رو دارم خلاصه فیلم سکسی میکنم وقتی یه جاهایشو حذف میکنم کیفیتش پایین میاد ولی امیدوارم بتونم این قسمت رو خوب بنویسم ببخشید طولانی شد سکسی قرار بود تو سه قسمت تموم بشه شاه کس که نشد تقریبا داشتم احمد و از ذهنم بیرون میکردم اصلا دوست نداشتم وقتی میخوام کونی زندگیمو شروع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>6 سال رو دارم خلاصه فیلم سکسی میکنم وقتی یه جاهایشو حذف میکنم</h2>
<p>کیفیتش پایین میاد ولی امیدوارم بتونم این قسمت رو خوب بنویسم ببخشید طولانی شد سکسی قرار بود تو سه قسمت تموم</p>
<h3>بشه شاه کس که نشد تقریبا داشتم احمد و از ذهنم بیرون</h3>
<p>میکردم اصلا دوست نداشتم وقتی میخوام کونی زندگیمو شروع کنم افکار اون تو ذهنم باشه ، به خصوص اینکه نامزدم هم</p>
<h4>مثل جنده یه پرنسس باهام رفتار میکرد،کارامون خیلی خوب و سریع</h4>
<p>حاضر شد احمد هم همش زنگ پستون میزد و با گریه خواهش میکرد نامزدیمو بهم بزنم ولی من قبول نمیکردم خیلی</p>
<h5>واسم سخت کوس بود، روز عقد رسید کار آرایشم انجام شد</h5>
<p>و وحید(نامزدم) ساعت 5 اومد دنبالم که تا 7 بریم آتلیه و بعد 7 هم بریم تالار،در ماشینو باز کرد وسوارشدم و سکس داستان حرکت کردیم ،به</p>
<h6>اولین 4 راه که رسیدیم وحید داشت حرف ایران سکس میزد منم</h6>
<p>میخندیدم اتفاقی سرمو برگردوندم به سمت راست خودم وای چی میدیدم یخ کردم خنده رو لبم خشک شد احمد کنارم بود داشت نگاه میکرد تو چشاش اشک بود اعصابم خرد شد بغض داشت خفم میکرد ای خدا این چه تقدیریه؟ اگه قسمت هم نبودیم چرا سر راه همدیگه قرارمون دادی؟ رفتیم آتلیه و باغ و اینجور جاها واسه عکس و فیلم ، بالاخره رفتیم تالار، زمان خوندن خطبه عقد شد باخودم میگفتم رها مطمئنی این میتونه خوشبختت کنه؟ اگه نمیخوای بگو نه یهو با اشاره وحید که به پهلوم زد به خودم اومدم ،حاج آقا گفت عروس خانم بار آخره ها وکیلم ؟؟ با اجازه پدر و مادرم و بزرگترا بله با مهریه 1368 سکه بهار آزادی زنش شدم ،صدای سوت و جیغ و داد مهمونا بلند شد و حاج آقا رفت و مراسم روال خودشو ادامه داد،همش تو فکر بودم چقد مراسم برام سخت و عذاب آور بود ولی محکوم به تحملش بودم ساعت حدودای یک بود که از تالار اومدیم که بریم خونه قبلش تو شهر دور زدیم وقتی رفتیم بالا کل مهمونای دو طرف اومدن خونمون و بعد یک ساعت زدن و رقصیدن خداحافظی کردن و رفتن وحید هم اومد تو جمع جلو پام زانو زد و دستمو گرفت و بوسید و تعظیم کرد و رفت فامیلامون داشتن سکته میکردن فکر میکردن رها دیگه داره از خوشبختی میمیره که این پسره با 2 متر قد اینجور جلوش زانو زد،بالاخره مهمونای ما هم رفتن و منم رفتم وسایلامو جمع کنم فردا باید میرفتم دانشگاه ، فرداش ساعت 9 وحید اومد دنبالم ازهمون روز چهره واقعیشو نشون داد وحید اون چیزی که قبلا نشون میداد نبود و اصلا منو دوست نداشت و فقط فکر کرده بود بابای من یه آدمه خیلی پولداریه که اومده بود خواستگاریم بدبختیای من شروع شد جوری با حرف زخم زبون میزد که از صد تا شکنجه بدتر بود کلا با هم قهر بودیم فقط هفته ای یه بار میومدم خونه میومد دنبالم میرفتیم بیرون ادای آدمای خوشبختو بازی میکردیم که خودمونم باورمون نمیشد که چقد مشکل داریم اصلا زندگی بر وفق مراد نبود هر شب قبل خواب باید یک ساعت گریه میکردم تا خوابم ببره چند بار خواستم خودکشی کنم و خودمو راحت کنم ولی جراتشو نداشتم یه شب که تو خوابگاه بودمو کلی از دست وحید گریه کرده بودم احمد زنگ زد با عصبانیت گفتم چرا زنگ زدی گفت عاشقتم دوریت واسم سخته عذابه– آخه چرا دروغ میگی تو اگه عاشق بودی بی خیال عشقت نمی شدی – رها از زندگیت راضی نیستی؟- چرا خیلی راضیم خوشبختی داره خفم میکنه باید ببینی تا بفهمی اصلا به تو هیچ ربطی نداره که من خوشبختم یا نیستم ولی اگه احساس میکنی که خوشبخت نیستم تنها دلیلش تو هستی ، اینو گفتم و گوشی رو با حرص قطع کردم ،اونم دیگه زنگ نزد ،40 روز از نامزدیم میگذشت تقریبا خونوادم هم فهمیده بودن از زندگیم راضی نیستم و تموم کارامون فیلمه و از تو دارم داغون میشم ولی وقتی بهم میگفتن با انکار من مواجه میشدن نمیخواستم با طلاق گرفتن آبرو خونوادم بره و انگشت نما بشیم ،تا اینکه یه روز از خونه بهم زنگ زدن و گفتن پاشو بیا داداشم با زن و پسرش از شیراز اومده بودن و میخواست همگی بریم باغ و خوش بگذرونیم منم قبول کردم و به وحید هم زنگ زدم و دعوتش کردم با اکراه قبول کرد وگفت که میاد، فرداش رفتم خونه و وحید هم اومد به جز خونواده خودمون و داداشم و خواهرم خونواده عموهام هم بودن ،همه جمع شدیم ورفتیم بعد یه ساعت که وسایلارو پیاده کردیم قرار شد جوونا با هم برن کوه و بابا مامانا وایسن غذا رو درست کنن همه جونا جز داداشم رفتیم کوه بعد دو ساعتی برگشتیم همه خسته بودیم هر کی یه طرف ولو بود دیدم خونوادم (بابا، مامان،خواهرم و شوهرش و داداشم و زنش)دارن باهم صحبت میکنن و بین حرفاشون یه نگاه به من و یه نگاه به وحید میندازن ،بهشون مشکوک شدم و سریع رفتم پیششون تا منو دیدن بحثو عوض کردن منم گفتم قضیه چیه چرا من اومدم حرفتونو خوردین بگید ببینم گفتن که نه چیزی نبوده منم دیدم دوست ندارن بگم خودمو بی خیال نشون دادم و رفتم با برادرزاده خواهرزاده هام بازی کردن بعد چند دقیقه که دیدم پخش شدن سریع رفتم به زنداداشم گفتم قضیه چی بود چی شده چی میگفتین گفت هیچی بابا چیز خاصی نشده کلی بهش گیر دادم تا بالاخره مجبور شد بهم بگه – رها ببین من بهت میگم ولی شتر دیدی ندیدیا نگی از من شنیدی ok ؟ &#8211; باشه بابا بگو جون به لبم کردی – رها وقتی ما رفتیم کوه داداشت میره از تو داشبورد ماشین وحید سی دی ورداره که اونجا پایپ و شیشه پیدا میکنه – خب پایپ و شیشه چیه؟- ای بابا چقد تو گیجی همون شیشه که موادمخدره پایپ هم وسیله ای هست که باهاش شیشه میکشن – وای نه دروغ میگی – تابلو نکنیا بدبخت بشم گفتن بهت نگم – ازش تشکر کردم و رفتم یه گوشه نشستم، وای خدا این یعنی چی الان باید خوشحال باشم یا ناراحت؟ از طرفی دارم از این زندگی کوفتی راحت میشم از طرفی هم طلاق وای نه طلاق یعنی تا چند سال حرف من نقل و نبات مجلس مردم بودن یعنی بدبختی دوباره یعنی هزار تا چیز دیگه وای خدا بکش و راحتم کن دیگه نمی خوام تو این زندگی باشم داشتم تو دلم با خدا حرف میزدمو اشک میریختم که یهو یه دستی رو شونم اومد نگاه کردم آبجیم بود کنارم نشست &#8211; بیخیال رها غصه نخور درست میشه حتما یه مصلحتی تو کار خدا هست – کاشکی میفهمیدم مصلحت این بدبختیایی که داشتم چیه ؟ &#8211; بی خیال پاشو بریم غذا بخوریم بابا اعصابش خرده حوصله نمیکنه وایسه امروزمونم بهم خورد – نه آبجی جون امروزمونو وحید مثل زندگی من بهم زد ، رفتیم نشستیم غذا خوردیمو برخلاف همیشه که تا آخر شب اونجا میموندیم زود جمع شدیم رفتیم خونه هر کی بین راه جدا شد و رفت خونش و موند خونواده خودمون ، وقتی رسیدیم بابام و داداشم و شوهر خواهرم موندن پایین و بقیه هم رفتیم بالا ولی همه پشت پنجره بودیم و به صحبتای اونا نگاه میکردیم ، وحید مثل مرغ سرکنده آروم و قرار نداشت و همش دستشو تکون میداد بالاخره داداشام و بابام اومدن تو و شوهر خواهرم موند باهاش صحبت کرد و بعد چند دقیقه اومد و گفت که وحید گفته زنمه طلاقش نمیدم پایپ و شیشه هم مال دوستش بوده که تو ماشین این جا مونده ، بابامم بهم گفت اگه زنگ زد جوابشو نده میدونم از اینکه نامزدته اصلا راضی نیستی تو خیالت راحت باشه خودم طلاقتو میگرم، فردا رفتیم درخواست دادیم و وکیل گرفتیم و من رفتم دانشگاه یه هفته بعد زنگ زدن گفتن بیا واسه آزمایش حاملگی و گواهی بکارت ،رفتم گواهی گرفتم و آزمایشم دادم و دو روز بعد طلاق گرفتم همه مهریمو بخشیدم و کل طلاهامو دادم و خرج مراسم عقد رو هم بابام بهش داده بود که راضی به طلاق شده بود ،شبی که طلاق گرفتم آخرای شب طبق روال دوران نامزدیم داشتم اشک میریختیم و از خدا حکمتشو می پرسیدم که گوشیم زنگ خورد شماره احمد بود قلبم به تپش افتاد یعنی جوابشو بدم یا ندم تو دودلی بودم که دیدم الان که آزادم و خیانتی هم در بین نیست پس جوابشو میدم چون هنوزم دیوانه وار دوسش داشتم – الو سلام –سلام رهای من حالت خوبه؟ – مرسی خوبم تو خوبی؟- خوبم خیلی خوبم اصلا عالیم وقتی میبینم رها جونم مثل یه گنجشکی که از قفس رها شده آزاده خیلی خوشحالم، از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم یعنی این از کجا میدونست؟ &#8211; چطور فهمیدی که طلاق گرفتم ؟- یکی از دوستای مشترک من و وحید داشت حرفتو میزد شنیدم وحید همه جا میگه بهش خیانت کردی و طلاقت داده- از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم – واقعا جدی میگی ؟- آره بخدا- نظر تو چیه؟ &#8211; من حتی اگه تورو لخت تو بغل یکی دیگه ببینم اونقد بهت اعتماد دارم که بهت شک نکنم – مرسی – خواهش عزیز دلم خیلی خوشحالم که بازم مال خودم شدی- از کجا اینقد مطمئنی؟- منظورت چیه رها؟!!! – منظورم اینه که دیگه نمیخوام کسی تو زندگیم باشه دوبار شکست برام کافیه- دوبار چرا؟ &#8211; یه بار عشق تو که به سرانجام نرسید یه بار هم اون وحید احمق- بیخیال رها خب من نمردم که اومدم عشقمو به سرانجام برسونم – متاسفم قلبم اینقد پاره پاره شده که دیگه عشقی رو نمی تونه قبول کنه ، اونقد حرف زد و گریه کرد که بازم رابطمون شروع شد گرمتر و بهتر از قبل همه عشق و امیدم شده بود احمد هر روز باهم بودیم دستش که به بدنم میخورد همه بدختیامو فراموش میکردم ترم سه هم به خیر و خوشی گذشت ترم چهار بودم که کم کم میدیدم احمد داره سرد میشه هفته ای یکبار بیشتر همدیگرو نمی دیدیم اونم خیلی کوتاه ایندفعه احمد بود که از دخترایی که خونوادش براش انتخاب میکردن و اون رد میکرد میگفت، خونوادش منو دوست داشتن خواهرش مادرش زنداداشش ولی نمیدونم چرا داشتن واسش خواستگاری میرفتن؟ بازهم اون غرور لعنتی بهم اجازه نمیداد که مانع جدایی دوبارمون بشم و فقط یه کلمه بگم احمد خونوادت که از عشق ما خبر دارن علت این خواستگاری رفتنشون چیه هیچوقت حرفی نزدم و فقط بغض تو گلومو میخوردم و اینقد ساکت میموندم و تو فکر میرفتم که احمد خودش بحث رو عوض میکرد،روزها رو با ترس از دست دادن احمد میگذروندم که بالاخره اتفاقی که نباید می افتاد افتاد، تو فرجه امتحانای ترم آخر بودم و اومده بودم که مثلا خونه درس بخونم تقریبا یه هفته بود که از احمد خبر نداشتم یه روز که بیرون بودم یه نگاه سنگین رو خودم احساس کردم وقتی به اون طرف برگشتم دیدم ماشین احمد رد شد و یه دختره صندلی جلونشسته بود نمیتونستم عکس العملی نشون بدم پاهام شل شد برای اینکه نیوفتم رفتم رو یه جدول نشستم وای چی دیده بودم تقریبا مطمئن بودم که اون دختر نه زنداداش و نه خواهرش بود، تصمیم گرفتم بهش زنگ بزنم که خیالم راحت بشه وقتی زنگ زدم جواب نداد یه بار دوبار ده بار زنگ زدم ولی جواب نداد نهایتا گوشی رو خاموش کرد داشتم روانی میشدم صورتم خیس اشک بود و همش دعا میکردم اشتباه دیده باشم یه ساعتی گذشت تو راه خونه بودم که احمد زنگ زد با دعوا و گریه گفتم احمد اون کی بود ؟؟- رها ترو خدا گریه نکن زنداداشم بود – گوشام دراز شده یا پوستم مخملیه ؟ من زنداداشتو نمیشناسم بگو کیه تا خودمو ننداختم جلو این ماشینا خودت میدونی که دیونم – باشه بهت میگم آروم باش رها واقعا متاسفم نامزدم بود– متاسفی؟ تاسف تو حال خراب منو درست میکنه؟ دلیل کم محل کردنت این بود؟ چرا خودت بهم نگفتی؟ حتما باید خودم میدیدم که داغون بشم ؟- رها چه انتظاری از من داری من واقعا دوست داشتم فقط -حرفشو قطع کردم با داد گفتم تو منو دوست نداشتی بهت گفته بودم اگه باز اومدی تو زندگیم دیگه نمیتونی بری ،نفهمیدی رفتن تو یعنی مردن من ؟– رها اجازه بده برات توضیح بدم خونوادم تورو خیلی دوست داشتن ولی نمیتونستن قبول کنن که من یه دختر دست خورده رو واسه زندگیم انتخاب کنم ، وای تا اسم دست خورده اومد دنیا آوار شد تو سرم گفتم منظورت از دست خورده وحیده؟تو بهتر از هر کسی میدونی وحید حتی دستشم به دستم نخورده احمد اگه من دست خوردم دست تو بهم خورده خدایا من چه بدبختم – گفتم احمد ازت خواهش میکنم دیگه بهم نه زنگ بزن نه سرراهم سبز شواز ته دلم برات آرزوی خوشبختی میکنم حتما من لیاقت اونهمه خوبی تورو نداشتم ، دیگه نذاشتم حرف بزنه گوشیمو خاموش کردم چند ساعت تو خیابون گشتم تا حالم بهتر بشه که رفتم خونه شک نکنن ،روزهای سختی بهم میگذشت و باز هم احمد زنگ میزد که یه خط درمیون جواب میدادم اصلا از زندگیش راضی نبود ومنم سعی میکردم خیلی باهاش صحبت نکنم، بالاخره درسم تموم شد و رفتم تو یه شرکت خصوصی که مدیرعاملش پسردایی احمد بود حسابدارشدم ، زندگی عادی جریان داشت جدیدا احمد زیاد زنگ میزد و همش از زندگیش گله داشت و&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175124</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تری سام خوب از دختر چشم بادومی و جنده بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهزار]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطرش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[شورتهای]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فکرهای]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[متمایل]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مونیتور]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[یکباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دارم تو رختخواب غلت میزدم فیلم سکسی و اونوقت صب فکرهای سکسی به سرم زده بود که زنگ خونه به صدا دراومد گفتم حتما مامان یه چیزی سکسی یادش رفته اومده با خودش ببره بعد شاه کس باخودم گفتم اونکه کلید داره لابد دوره گردی گدایی یا&#8230;.که زنگ در دوباره زده شد. کونی بلندشدم از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دارم تو رختخواب غلت میزدم فیلم سکسی و اونوقت صب فکرهای سکسی به</h2>
<p>سرم زده بود که زنگ خونه به صدا دراومد گفتم حتما مامان یه چیزی سکسی یادش رفته اومده با خودش ببره</p>
<h3>بعد شاه کس باخودم گفتم اونکه کلید داره لابد دوره گردی گدایی</h3>
<p>یا&#8230;.که زنگ در دوباره زده شد. کونی بلندشدم از مونیتور آیفون دیدم گلسا دختر خالمه. گوشی رو برداشتم گفتم سلام بیا</p>
<h4>بالا. جنده گفت خاله هست گفتم بگم نه نمیاد گفتم آره</h4>
<p>دستشوییه. درو زدم اومد بالا. وقتی پستون اومد تو درو بستم گفتم نه خاله نیست دستپاچه شد. میخواست بره قبل از</p>
<h5>اینکه دستش کوس بدر برسه درو قفل کردم وکلیدو نشونش دادم.</h5>
<p>گفت می خوای چیکار کنی؟ گفتم هیچی یه لب میدی بعدا میری. گفت بخواب ببینم. رفتم طرفش درمیرفت باهزار مصیبت گرفتمش میخواستم سکس داستان ببوسمش نمیذاشت. بالاخره</p>
<h6>لبمو رو لبش قراردادم و یک بوسه طولانی ایران سکس از اون</h6>
<p>لبهای قلوه ایی گرفتم. راستی یادم رفت بگم گلسا که ما گلی صداش میکردیم 20 سالشه باقدی 168سانت و سینه های گرد و بزرگ. شماره سوتین 90 دور باسن 97. وزنی درحدود 74کیلو پوست سفید چشم آبی. ضمن بوسیدن مقاومت میکرد ولی آخرهاش نرم شده بود. زیاد درنمی رفت. روسریشو بازکردم و از روی مانتو سینه هاشو میمالیدم که چشمهاش خمار شد. دست انداخت به گردنم ایندفعه اون بودکه ازمن لب میگرفت. دگمه های مانتوش باز کردم و از تنش دراوردم. زیر مانتو یک تاپ کوتاه صورتی ناف پیدا پوشیده بود. تاپ رو دراوردم. تاپلس بود. روی کاناپه هال گذاشتمش وشروع کردم به خوردن اون سینه ها. نوک های قهوه ایی کمرنگ متمایل به صورتی. آخ چه شیرین بود چون عسل . شلوارجین سبزی هم پاش بود در آوردم ازین شورتهای که از پشت فقط یک بنده وازجلو فقط به اندازه یک کفه دسته پوشیده بود اونرو هم دراوردم حرفی نزد شروع کردم به خوردن کسش. فقط ناله میکرد و میگفت زودباش زودباش تاخاله نیومده. گفتم خیالت راحت باشه تا ظهر نمیاد که ناگهان بدنش به رعشه افتاد و بعد شل شد و نای حرف زدن هم نداشت وبه ارگاسم رسیده بود. من هم که فقط یک شورت پام بود از پا دراوردم رویش افتادم بافراز کوچیکه یک کنم بازی کرد و بعد شروع کرد به ساک زدن. مثل حرفه ایی ها ساک میزد. انقدر تند تند ساک زد که نفهمیدم آبم چطور اومد تو دهان گلی پر آب شده بود. همه رو با ولع قورت داد. بعد هم بلند شد لباس پوشید وگفت تا خاله نیومده برم که بیاد ابروم میره چون خاله خیلی تیزه. اون رفت و من رفتم حمام در حمام دوباره یکباره دیگر بخاطرش جلق مفصلی زدم. حوالی ظهر مادر به خانه امد.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174622</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جینا پستون گنده به رییسش تو آشپزخونه کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%db%8c%d9%86%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%db%8c%d9%86%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 Jun 2019 09:31:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بادستش]]></category>
		<category><![CDATA[بازكردم]]></category>
		<category><![CDATA[باصداي]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوردن]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشد]]></category>
		<category><![CDATA[بيداره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابحال]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربيارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سفيدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودن]]></category>
		<category><![CDATA[فشاردادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردي]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همكاري]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هستيم؛ خونه عموم اينها نزديك فیلم سکسی خونه ماست؛ همه ما از جمله بابام از وقتيكه داداش عزيزش افتاده زندان خيلي هواي زن عمو و بجه اش سکسی رو داريم؛ خلاصه 1روز خواهرم حالش بد شاه کس شده بود و شوهرشم نبود رفته بود ماموريت؛بخاطرهمين بابا و مامان مجبورشدن برن شهرستان نزديك کونی شهرمون كه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هستيم؛ خونه عموم اينها نزديك فیلم سکسی خونه ماست؛ همه ما از جمله</h2>
<p>بابام از وقتيكه داداش عزيزش افتاده زندان خيلي هواي زن عمو و بجه اش سکسی رو داريم؛ خلاصه 1روز خواهرم حالش</p>
<h3>بد شاه کس شده بود و شوهرشم نبود رفته بود ماموريت؛بخاطرهمين بابا</h3>
<p>و مامان مجبورشدن برن شهرستان نزديك کونی شهرمون كه خونه خواهرم اونجا بود؛داشتم از بيرون بسمت خونه ميومد كه مادرم زنك</p>
<h4>زد جنده به موبايلم و جريان رو كفت و امر فرمودن</h4>
<p>كه برم دنبال زن عمو و پستون بجه اش و شب خونه خودمون بمونن تا هم من تنها نباشم و هم</p>
<h5>اونها؛من هم کوس رفتم دنبال زن عمو كه ديدم آمادست؛آخه مادرم</h5>
<p>بهش زنك زده بود؛شب شد و شام و خورديم و بجه عمو 6 سالشه و رفت توي اتاق من با كامبيوتر بازي سکس داستان كنه؛ زن عمو</p>
<h6>هم رفت ظرفها رو بشوره. خيلي خسته بودم ایران سکس نفهميدم كي</h6>
<p>خوابم برد. يكدفعه از خواب بيدارشدم ديدم ساعت1نيمه شبه. به اطرافم نكاهي انداختم ديدم بنده خدا زن عمو كنار حال خوابش برده؛بلند شدم رفتم دستشويي و بركشتم كه برم توي اتاق خودم بخوابم؛ جراغ خواب توي حال رو روشن كردم؛ آخه تاريك بود. يكدفعه جشمم افتاد به لباس زن عموم كه تا روي سينهاش بالا رفته بود؛تعجب كردم؛بيخيال از كنارش رد شدم و رفتم توي اتاقم؛درازكشيدم اما خوابم كه نميبرد بماند همش صحنه سينه هاي زن عمو جلو جشمام بود؛از جام بلند شدم و رفتم توي حال؛ يكم خم شدم طرف زن عمو ببينم خوابه يا بيداره؟ظاهرا خواب بود؛يه نگاهي بهش انداختم و كيرم داشت كم كم راست ميشد؛نشستم كنارش و باخودم كفتم جريان جيه؟ چرا زن عمو اينطوري خوابيده؟يعني از قصد اينكارو كرده؟من تا حالا يكذره از موهاي سرشم نديده بودم اما الان سينه هاشم مشخصه؟دل رو زدم به دريا و دستمو بردم سمت سينه هاش؛ آروم سينه هاشو شروع كردم از روي لباس مالوندن؛كم كم دكمه هاي لباسشو كامل بازكردم و 2تاسينه بزرك افتاد بيرون؛دوباره شروع كردم به ماليدن سينه هاش؛جالب بودكه زن عموم اصلا تكوني نميخورد؛يكم كه بيشتر سينه هاشو ماليدم صداي نفسهاش تندتر شده بود اما بازهم تكون نميخورد؛بافشار دستم به كمرش خواستم به روي شكم بخوابونم اما تكوني خورد وخودش همكاري كرد؛ با اينكارش مطمئن شدم بيداره و دوست داره سكس كنه؛وقتي برگشت دامنشو كامل دادم بالا و شورتشو خواستم دربيارم كه خودشو كمي ازروي زمين بلندكرد تامن راحت تر بتونم شورتشودربيارم؛ وقتي كوس و كون سفيدشو ديدم بي اختيار دستمو بردم روي كونش و شروع كردم به بازي با سوراخ كونش و كوسش؛زن عمو باصداي خيلي آروم و شهوتي يه ناله كرد كه كيرم داشت منفجرميشد؛ دوباره به بشت برش گردوندم. اونم پاهاشو كامل از هم بازكرد و منم بي معطلي سرمو بردم لاي باهاش وشروع كردم بخوردن كوسش؛ وقتي با زبونم كوسشو ليس ميزدم ناله هاش بلندشد اما جشمهاش هنوز بسته بود؛سريع شلوار و شورت خودمو درآوردم و سركيرمو آروم ماليدم به اطراف كوسش كه آبش راه افتاده بود؛يكم كه اينكارو ادامه دادم زن عمو با صداي شهوتي گفت زودباش بكن توش مردم؛اما من توجه نكردم و بكارم ادامه دادم آخه نميدونستم سوراخ كوس كجاست تابحال كوس نكرده بودم؛ آب بودكه از كوسش سرازير شده بود؛خوابيدم روش وكيرم لاي باهاش بود؛شروع كردم به خوردن سينهاش؛انقدرخوردم كه كبودشده بود؛يكدفعه بادستش كيرمو كرفت و برد بطرف كوسش و سركيرمو كذاشت جلوي سوراخ كسش؛با اينكارش بمن فهموند. فشاربدم كيرمو تابره توش؛هنوزم جشمهاش بسته بود؛منم نامردي نكردم و تاجايئكه زور داشتم بخودم فشار آوردم و كيرم تا ته رفت توكوس زن عموم؛ اونم يك داد بلندي زد كه داشتم كر ميشدم؛دستشو برد جلو دهنش تا صداش درنياد؛شروع كردم تلمبه زدن؛زن عموهم اشكش دراومده بود؛هي ميگفت تندتر تندتر اما من توجه نميكردم؛يكبار كيرم از كوسش دراومد؛سركيرمو بردم سمت كوسش اما نميدونستم سوراخش كجاست؛زن عموم فهميد و بادستش كيرمو برد جلو سوراخ كوسش و منم فشاردادم تا دوباره رفت توش؛خيلي لذت داشت؛ شروع كردم تند تند تلمبه زدن؛زن عموم كه از شدت خوشي آه آه ميكرد و ميكفت جوووون بكن بيشتر بكن خايه هاتم جاكن؛ فشاربده؛ كوسم كيرتو ميخواد؛بكن بكن؛ا ما جشمهاش همانطور بسته بود؛داشت آبم ميومد حس عجيبي داشتم؛زن عموم هم ظاهرا فهميدكه آبم داره مياد و باهاشو دور كمرم حلقه كرد و فشارم ميداد بسمت خودش؛منم آبمو توكوسش با شدت خالي كردمو خوابيدم روش؛خواستم كيرمو از كوسش دربيارم كه نزاشت؛كيرم كم كم كوجيك شد وآروم خودش دراومد؛زن عموم آهي كشيد و ساكت شد با همون چشمهاي بسته؛سرمو بردم طرف كوسش و بهش كفتم مرسي زن عموي نازم؛اون حرفي نزد؛بلندشدم كه برم سمت حمام كه زن عموم آروم كفت خيلي بهم حال دادي ممنونم؛بركشتم به سمتش و ديدم هنوز همانطور جشمهاش بسته است؛لبخندي زدم و رفتم حمام؛بعداز اين جريان هر هفته باهم سكس داريم اما با چشمهاي باز زن عموم؛ اميدوارم خوشتون اومده باشه.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%db%8c%d9%86%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174323</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 08:41:00 by W3 Total Cache
-->