<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بادکنک &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%af%da%a9%d9%86%da%a9/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:28:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بادکنک &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دو تا زن جنده بلوند خوشگل ۲ تا کیر رو با هم به اشتراک میزارن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%db%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%db%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Nov 2019 06:57:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استخونام]]></category>
		<category><![CDATA[استریپ]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[پائینه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهام]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبتو]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودستی]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[رونامو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتو]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[متمرکز]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مقابله]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میده، انگار یه عمر رقاص فیلم سکسی بوده. منم برای جلب توجه خودمو بیشتر کج و راست میکردم. میرفتم تو کوک رقص این و اون تا بهتر سکسی یاد بگیرم. فهمیدم باید بتونم کون و شاه کس کمرمو آروم بچرخونم و سینه هامو بلرزونم. البته تا 17-16 سالگی سینه هام قابل لرزوندن کونی نبود، به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میده، انگار یه عمر رقاص فیلم سکسی بوده. منم برای جلب توجه خودمو</h2>
<p>بیشتر کج و راست میکردم. میرفتم تو کوک رقص این و اون تا بهتر سکسی یاد بگیرم. فهمیدم باید بتونم کون</p>
<h3>و شاه کس کمرمو آروم بچرخونم و سینه هامو بلرزونم. البته تا</h3>
<p>17-16 سالگی سینه هام قابل لرزوندن کونی نبود، به هرحال اداشو در میاوردم. تو انتخاب لباس خیلی دقت میکردم تا حسابی</p>
<h4>خوشکل جنده بشم. ستاره ی رقص هر مجلسی بودم، برام دست</h4>
<p>میزدن و من کیف میکردم. معتاد پستون این لذت شده بودم، قبل از هر مراسمی میرفتم دنبال لباس و تمرین و</p>
<h5>این چیزا، کوس واقعا هیچ منظوری غیر از جلب توجه نداشتم.آخر</h5>
<p>همون هفته ی کذائی مهمونی بود و میخواستم لباسهای تازمو تست کنم. همیشه میرفتم تو اتاق خودم در رو از تو قفل سکس داستان میکردم تا راحت</p>
<h6>به کارم برسم. اون روز چون کسی خونه ایران سکس نبود دیگه</h6>
<p>در رو نبستم. رفتم سراغ لباسا. اول یه تی شرت صورتی پوشیدم، بدون سوتین. رفتم جلو آئینه، سینه هام معلوم بود، نوکشون زده بود بیرون. یه خورده خودمو تکون دادم سینه هام مثل ژله تکون میخوردن و میلرزیدن. پسرا از این منظره خیلی خوششون میاد ولی نمیدونن نزدیک پریود همین تکونا چه دردی داره. تی شرتو در آوردم. دو سه جور سوتین خریده بودم که ببینم کدومش سینه هامو درشت تر نشون میده، اون مدلی که پستونا گرد و قلمبه میزنن بیرون. میدونستم سایزش باید کوچیکتر باشه. یه توری مشکی خریده بودم، به زور بستمش، یه خورده سفت بود و به سینه ها فشار میاورد، ولی بهشون ابهتی میداد: سینه هائی که در حالت عادی به سمت پائین آویزون میشن خودشونو گرد و قلمبه میدن بالا. یه کم رقصیدم ببینم چه منظره ای داره، وقتی بازوهامو به پهلوهام میچسبوندم سینه هام جلوتر میومد و سکسی تر میشد. همینو تصویب کردم.سوال بعدی: شلوار یا دامن؟ خب دامن که برا رقص بیشتر جون میده، چرخ که میزنی پر و پات میفته بیرون همه میخوان اون زیرو دید برنن. خب شورت چی بپوشم؟ شلوارمو در آوردم، یه شورت سفید پوشیدم: وای! پشمام معلوم بود. باید بزنمشون. شورتمو در آوردم یه راست رفتم حموم. با تیغ افتادم به جون موهای کسم. لامصب کند بود و آخمو در آورد. گفتم برم یه تیغ نو از داداشم بلند کنم. همون جور کون برهنه رفتم تو اتاقش کشوهاشو گشتم تا پیدا کردم. پنج دقیقه ای کسمو کردم عین هلو. یه آبی به پائین تنه زدم حوله انداختم رو دوشم رفتم که تیغو بزارم سر جاش. اومدم کشو رو دودستی بکشم بیرون که حوله افتاد. برگشتم که حوله رو بردارم یه دفه خشکم زد. داداشم از پشت در داشت نگا میکرد. شورتش پائین بود و کیرش تو دستش. جیغ کوتاهی کشیدم و فوری حوله رو گرفتم جلوم:- ذلیل مرده تو اینجا چکار میکنی؟ چرا شوارت پائینه؟ مگه نرفتی دانشگاه؟- سرکار خانم تو اتاق من چکار میکنن؟ راستشو بگو، برا کی خودتو ساختی؟ از اولش همه کارائی رو که کردی دیدم، اونقد سرت تو جنده بازی بود که نفهمیدی من اومدم. باید بگی با کی قرار داری؟ به کی میخوای کس بدی وگرنه خودم ترتیبتو میدم.- خفه شو کثافت، من با کسی قرار ندارم، خجالت بکش!- ببین کی به ما درس اخلاق میده.همون جوری با کیر راست کرده ش اومد طرفم. از ترسم رفتم کوشه اتاق رومو کردم به دیوار، ازش خواهش کردم اذیتم نکنه.- تقصیر خودته، خودت منو حشری کردی باید خودتم توونش رو بدی.- دست بهم بزنی هوار میکشم، بزار برم.بهم نزدیک شد، مشتشو آورد بالا که مثلا بزنه تو سرم، ناخودآگاه دولا شدم، حوله رو از تنم کشید، یه دفه حس کردم یه چیز گرم رفت لای کونم. بعدش با دو دست سینه هامو مشت کرد. خیلی ترسیدم.- کثافت نکن، من خواهرتم.- خودت باعث شدی، خودت مثل جنده ها قر و عشوه اومدی، استریپ تیز کردی، تا نکنمت ولت نمیکنم.همه ی زورمو جمع کردم تا از دستش فرار کنم. با یه چرخ برگشتم و هلش دادم که فرار کنم طرف در ولی از پشت موهامو گرفت، انداختم رو تخت. تا به خودم بجنبم افتاده بود روم. دوبار کیرشو حس کردم که انداخته بودش لای کسم. از ترس میلرزیدم.- نمیذارم بکنی، هرچی هم زور بزنی نمیتونی، چون من نمیذارم.یه خورده شل که شد خودمو از زیرش کشیدم بیرون، نیم خیز شدم که بلند شم دستمو از پشت گرفت.- نمیتونی از دستم در بری.مونده بودم چکار کنم، حالا دو تائی لب تخت بغل به بغل نشسته بودیم و مچ دستم از پشت تو دستش بود و نمی تونستم تکون بخورم. زیر چشمی به کیرش نگاه میکردم که از اولش هم بزرگتر شده بود. هول کردم: واقعا اینو میخواد بکنه تو کسم؟- خب نمیکنمت، ولی باید بذاری با کسو کونت بازی کنم، پستوناتو بخورم.با خودم گفتم خب این بهتر از اونه که کس دست نخوردمو پاره کنه. گریه م گرفته بود.- خبر مرگت هر کاری داری زودتر تموم کن.مهلتم نداد. به پشت خوابوندم طوری که پاهام از تخت آویزون شد. رونامو از هم باز کرد. نمیدیدم چکار میکنه، به کسم دست میکشید، مشتش میکرد، لاش انگشت میکرد. بعد کلشو آورد لای پام. حالا همون کارا رو با لب و دهنش میکرد. اول یه لب کسمو کرد تو دهنش. اونو می مکید. بعد رفت سراغ لب اون طرفی، بعد همه ی کسمو کرد تو دهنش. هنوز هیچ حس خوبی نداشتم فقط میخواستم زودتر تموم شه. بعد پاهامو داد بالا، با لب و زبون چوچولمو تحریک میکرد. اینو از کجا بلد بود؟ زبونشو لای کسم بالا و پائین میکرد، یه انگشتش هم با سوراخ کونم بازی میکرد. دیگه بی خیال شده بودم. یواش یواش ترسم رفت. دروغ نگم خوشمم میومد. خودمو شل کردم. اولین تجربه ی جنسیم بود که ناخواسته بهش تن داده بودم. قبل از اون فقط متلک شنیده بودم یا توی اتوبوس پسرای هیز انگولکم کرده بودن که چندش آور بود. دو سه دقیقه بدون توقف کسمو میخورد و باهام ور میرفت. گاهی حالت نوازش داشت گاهی کمی خشن میشد. بالاخره اولین ارضای جنسی را تجربه کردم. وقتی ضربه های زبونش رو نقطه ی حساس متمرکز شد حس کردم زیر دلم سفت شد، بعدش انگار اونجا بادکنک های کوچولوی پر شده از آب میترکوندن. بی اختیار دستام رفت طرف سرش، موهاشو چنگ زدم سرشو فشار دادم به کسم. بعدش منگ و بی حال وارفتم. بلند شد اومد روم خوابید. نمیدونستم میخواد چکار کنه. یه کم سینه هامو خورد دوباره رفت سراغ کسم، این دفعه با کیرش، حس مقابله نداشتم، فکرم نمیکردم کار خطرناکی بکنه ولی سر کیرشو گذاشته بود تو کسم و یواش یواش عقب و جلو میکرد. اونقدر لیز شده بود که راحت میرفت تو و میومد بیرون. کم کم رسید به یه جائی که دیگه جلوتر نمیرفت. ناخودآگاه پاهامو به هم چسبوندم که جلوتر نره.- مواظب باش پارم نکنی، بدبخت میشم.- نتر<br />
س، حواسم هست.کشید بیرون، دوباره روم خوابید، چنگ زد به سینه هام، بعد دستاشو برد زیر کمرم، یه فشاری داد که گفتم استخونام شکست، دوباره یه کوچولو ارضا شدم. نالم در اومد، اونم ناله ای کرد و فوران مایعی گرم رو روی شکمم حس کردم.تو حموم که خودمو تمیز میکردم فکرای مختلفی تو سرم میومد: از یه طرف خوشحال بودم که شانس آورده بودم از این بدتر نشده بود. از طرف دیگه سکس رو تجربه کرده بودم، که خوشمزه بود. اگه بازم سراغم اومد چکار کنم؟ باید مواظب باشم کار به جای باریک نکشه. خودمو به جریان ولرم آب سپردم تا فراموشی به کمکم بیاید و سعی کردم هیچ فکری نکنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%db%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177143</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مچگیری تو حموم و گاییدن کس جنده خانوم خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Nov 2019 06:26:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگی میکنم خونه ما جفت فیلم سکسی بازار هست یک روز من در خونه نشسته بودم داشتم به مردم نگاه میکردم نمیدونم چه شد راسته که میگن سکسی علف باید به دهن بزی خوش بیاد شاه کس و سن و سال نمیشناسه ، همینطور که نگاه مردم میکردم چشمم به زن چادری کونی افتاد که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی میکنم خونه ما جفت فیلم سکسی بازار هست یک روز من در</h2>
<p>خونه نشسته بودم داشتم به مردم نگاه میکردم نمیدونم چه شد راسته که میگن سکسی علف باید به دهن بزی خوش</p>
<h3>بیاد شاه کس و سن و سال نمیشناسه ، همینطور که نگاه</h3>
<p>مردم میکردم چشمم به زن چادری کونی افتاد که باسن های بزرگش شدیدا یک و دو میزد با قد بلند بلند</p>
<h4>که جنده شکمشو به چشم نمی آورد فهمیدم شاسی بلند با</h4>
<p>یه شوهر درب و داغون بود پستون که واقعا گوشت خوب بود گیر کفتار من بدون اینکه اول به چهره اش</p>
<h5>توجه کنم کوس فقط لنبه هاش چشمم رو گرفت تا الان</h5>
<p>باسنی به این بزرگی تو عمرم ندیده بودم رفتم دنبالش تو بازار جفت جفتش دیدش میزدم باسن هاش طوری زده بود بیرون سکس داستان که نیم دایرش</p>
<h6>خیلی مشخص بود چهره اش رو دیدم زنی ایران سکس حدود 45</h6>
<p>ساله بود و چهره ساده بدون آرایش اما مثل برف سفید. خلاصه نزدیکش شدم دیدم به شوهرش میگه اینو برا سامان بخرم یا نه من عاشق لنبه هاش شدم رفتم دنبالشون خونشون رو پیدا کردم فهمیدم 3 بچه داره دخترش ازدواج کرده بود و دو پسر داشت. پسر بزرگش که مسعود نام داشت خیلی ادعا کار بود و با اینکه تو سال از من کوچکتر بود ولی هیکلش بزرگش به مامانش رفته بود از بچه های محله آمارشو گرفتم فهمید شوهرش مرد حساسیه و زنه ازش میترسه و خیلی بد دله من نقشه ریختم با خط خودم شماره پسرش رو که گیر آورده بودم گرفتم و دادم دوست دخترم تا باهاش دوست بشه. بعد دیدن پسره مسعود کیرش حسابی راست کرده برا فرشته شده. از دوست دخترم خواستم شرط بزاره بگه اگه میخوای منو ببینی باید شرت و کرست مامانت رو برام بیاری آخه دوست داشتم ببینم مامانش چه شرتی می پوشه که این لنبه های خوشگل و سفید رو میتونه نگه داره. خلاصه مسعود شرت و کرست مامانش رو به دوست دختر ما داد و اون به من. باور کنید تا الان شرت به این بزرگی ندیده بودم و وقتی دوست دخترم این درخواست رو از مسعود کرد خیلی سرسختی کرد و خودش به دوست دخترم میگفت به دردت نمیخوره بزرگه دوتامون توش جا میشیم! خلاصه چند بار آبم رو تو شرت مامانش ریختم آخه مسعود میگفت کیرش کلفته نمیدونست پشتش کیر کلفت تری خوابیده. آخه کوس مامانش اندازه بشقاب بود بعد من زنگ زدم خونه پسره. لازمه بگم مامان مسعود زن پاک و ساده و خوبیه فقط هیکلش کیر منو بلند کرده بود بعد برداشتن شرت وکرست مامانش دنبالش میگشت و به شوهرش هم گفته بود اونم به مسعود گفته بود تو ندیدیش؟ مسعود با ترس گفته بود نه ندیدم و من زنگ زدم و به مامانش گفتم یا بزار یه حالی باهات کنم یا به شوهرت میگم خودت بهم شرت و کرست رو دادی. اون ترسید قطع کرد بعد خودش زنگ زد و خواهش کرد ولی فایده نداشت خلاصه بهم گفت مسعود و شوهرم که رفتن بیرون بیا خونه. قرار شد حال کنیم نه بکنیم. من رفتم به بهانه خریدن شیر آخه اونا میفروختن به کیرم چسبوندم به کون گندش و پستونای گاویش رو گرفتم. گفتم آقا مسعود حالا تو باشی کیر بزرگ نکنی و فورا کیرم تا چسبید به لنبه های ژله ایش فورا کمی شلوارشو کشیدم پایین دیدم کون سفیدش مثل دوتا بادکنک زد بیرون. چون زنه پاکی بود شلوارشو کشیدم بالا و کیرمو مالوندم بهش آبم فورا اومد. ولی بعدش ناراحت شدم چون زنه حزب اللهی بود فقط بخاطر ادعا های مسعود و کیر بلندم این کار رو کردم الان دوباره کیرم براش شق کرده شما بگین چکار کنم حال اون بار لختشم نکردم فقط خواستم دروغ نگم نظرتون رو بگین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177076</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درس هاتو نخونی باید کس منو بخوری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بایستی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمت]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رانهای]]></category>
		<category><![CDATA[رونهام]]></category>
		<category><![CDATA[ریحانه]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکم]]></category>
		<category><![CDATA[صابونی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالا]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشود]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هامونم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بابامو تنها گذاشت همیشه تو فیلم سکسی فکر سکس با بابام بودم و با خوندن داستانهای سکسی نوشته شده تو اویزون تو خیالم با اون بازیهای سکسی سکسی می کردم . یکی دو بار برای شاه کس بابام وقتی میرفت حمام حوله میبردم ولی همیشه دوست داشتم که یه بار با بابا کونی حمام کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بابامو تنها گذاشت همیشه تو فیلم سکسی فکر سکس با بابام بودم و</h2>
<p>با خوندن داستانهای سکسی نوشته شده تو اویزون تو خیالم با اون بازیهای سکسی سکسی می کردم . یکی دو بار</p>
<h3>برای شاه کس بابام وقتی میرفت حمام حوله میبردم ولی همیشه دوست</h3>
<p>داشتم که یه بار با بابا کونی حمام کنم ولی موقعیتش پیش نمیومد همیشه پشت کمر بابام جوش داشت ولی چون</p>
<h4>کسی جنده واسش پشتشو نمی شست از بین نمیرفت یه بار</h4>
<p>که ازش پرسیم گفت قبلا مامانت پستون میشست ولی از بعد فوتش دیگه نشود خوب بشورمش من گفتم : خوب چرا</p>
<h5>تا به کوس حال به من نگفتی گفت : خجالت میکشیدم</h5>
<p>گفتم : وا خجالت برا چی خجالت نداره که ، پاشو پاشو بریم حمام و بازوشو گرفتم و کشیدم و بردم طرف سکس داستان حمام گفتم امروز</p>
<h6>کلا خودم میشورمت توهم فکر کن من مامانم ایران سکس و خجالت</h6>
<p>نکش کمکش کردم لباسش را در آورد و فقط با یک شرت بردمش داخل حمام و قتی وارد شدیم گفتم بابا چون لباسم خیس می شه اشکالی نداره من هم لباسم را در بیارم گفت نه بابا چه اشکالی دخترمی خوب ، تازه مگه نگفتی جای مامانتی خوب مامانت که میخواست بیاد حمام کلاً لباساشو میکند. من هم بلوزم و شلوارکم را در آوردم و بعد سوتینم رو هم کندم و با یه شرت نازک و باریک که پام بود رفتم داخل حمام آب را سرد و گرم کردم و به بابا گفتم بیا برو زیر آب البته در این مدت حواسم بود که بابا زیر چشمی به سینه ، رونهام و باسنم نگاه می کرد .خوب بهتر من که از خدام بود منم که الان نقش مامانو داشتم ، پس زنش بودم خوب ادم بدن زنش رو نگاه میکنه دیگه رفت زیر آب و خودشوخیس کرد گفتم بابا این طوری که من نمی تونم بشورمت یا باید بشینی یا دراز بکشی تا من بشورمت بابا هم اول نشست و بعد از کمی مکث روی شکمش دراز کشید من اول می خواستم یه پام رو این طرف و اون یکی پام رو اون طرفش بذارم و در نهایت بشینم روی باسن یا کمرش و بشورمش ولی فکر کردم زود. این بود که من هم زانو زدم همان طرفی که بابا دید داشت تا بتونه هر چیکه دوست داره رو ببینه ، من لیف میزدم و بابا هم دید میزد تا اینکه گفتم بابا برگرد تا بغیه بدنت را هم بشورم برگشت ولی دیدم خجالت کشید آخه کیرش بلند شده بود و از زیر اون شرت خیس کاملا دیده می شد و می شد فهمید که شهوتی شده ولی من به روی خودم نیاوردم و شروع کردم به شستن بابا و حتی چند بار هم دستم را مالیدم به کیرش خیلی حال می کردم دیگه هر دو مون از شدت حشر تو فضا بودیم با خودم گفتم اگه قراره کاری کنیم همین حالا بهترین وقته به بابا گفتم میشه شرتت رودر ارم که بتونم بشورمت. تا بابا بخواد جواب بده من نشستم و دست بردم و شرت بابا رو از پایش در اوردم اول کمی سفت گرفت ولی با نگاه من خودش هم کمک کرد شرتش را در آورد عجب چیزی داشت وقتی چشم به کیرش افتاد داق کردم دلم می خواست همش را بکنم داخل دهنم و براش ساک بزنم ولی حالا زود بود ، از تعجب گفتم وای این دیگه چیه که بابم خندش گرفت گفت چیزی که مامانت بخاترش همیشه میومد حمام پشت منو بشوره بابا که اینو گفت فهمیدم که مامان به هوای سکس میومد حمام پشت بابا رو بشوره منم خواستم به بابا یه دستی بزنم گفتم : خوب مگه چیکارش میکرد گفت : حالا گفتم : حالا نداشتیما مگه نه که من الان جای مامان هستم خوب منم میخوام همون کارو بکنم گفت : خوب حالا بشور بعدا پا شدم که برم دوباره لیفو صابونی کنم متوجه شدم بابا همینطور که خوابیده داره لا پای منو دید می زنه من هم کمی لفتش دادم و کمی لای پاهام رو بیش از حد معمول باز کردم و صابون را برداشته روی لیف گذاشتم و امدم جوری که بدنم با بدن بابا تماس داشته باشه پیشش نشستم صابون را برداشتم و شروع کردم دور کیرش و خود کیرش را صابون زدم و شروع به شستن کردم من می شستم و بابا هم باسن و رانهای منو دید میزد من فهمیدم حالا وقش است گفتم بابا میشه مو های روی سینه ات را بزنم اخه من خیلی از اینکه شما سینه هات مو داره بدم میاد اول گفت نه ولی بعد گفت باشه خوب بچه مامانتی دیگه مامانت هم بدش میومد باشه بزنش من هم سریع تیغ رو برداشتم و بعد یه پام را این طرف بدن بابا و یه پام را آن طرفش قراردادم و با کمی صابون مالی مشغول تراشیدن موی رو سینش شدم و چون روی دو زانو بودم سعی کردم باسنم را آنقدر عقب ببرم که با کیرش تماس داشته باشه که اگر اونم خودش رو تکان داد بفهمم که اونم مایله . ضمن تراشیدن خودم را آرام به آلتش مالیدم طوری که فکر نکنه از عمد این کار را کردم و کمی منتظر شدم دیدم بابا هم آرام کیرش رو به باسن من مالید من هم جوابش را دادم و بیشتر مالیدم و اون هم بیشتر و با کمی فشار این کار را کرد من خودم را از باسن بلند کردم و عقب تر دادم تا قشنگ کسم با کیرش بخورده اون هم چیزی نگفت و خودش را تکان می داد کار تراشیدن تمام شده بود و وقتی من به بابا نگاه کردم بابا خجالت کشید و چشمهاش رو بست . من حالا دیگه روی دو پا نشسته بودم و کیر بابا لای پای من بود و داشتم خودم و به بهانه مالوندن سینه هاش با لیف خودم رو از کمر تکون می دادم دیگه کارش رو راحت کردم و قشنگ نشستم رو کیرش و می مالیدمش به کس خودم خیلی کیف داشت با دستم یکم شرتم رو کنار زدم و سر کیرش رو مالیدم به کسم و بعد خودم رو یکم کشیدم جلو و جوری نشستم که سر کیرش دقیقا جلوی سوراخ کونم بود برای اینک لیزش کنم به بابا گفتم اه چرا این اینطوریه همین حالا شستمش که پس چرا دوباره کثیف شودش دوباره کیرش رو با صابون قشنگ لزج کرم و تو یه لحظه یکمی هم صابون به سوراخه خودم مالیدم و دوباره سرش را طوری قرار دادم که اگر خواست بتونه بفرسته تو دیدم بابا هیچ کاری نمی کنه من یکی دو بار خودم رو جلو عقب کردم ولی همش در میرفت تا اینکه با دست گرفتمش و خودمو یکم عقب دادم به زور یکم رفت تو داشتم نابود میشدم ولی میخواستم هر جور شده امروز تمومش کنم وقتی سرش رفت داخل خیلی درد گرفت که یه چند ثانیه ای وایستادم و از نوع یکم دیگه نشستم رو کیرش کیرش انقدر کلفت بود که گفتم الانه که کونم پاره شه ، دیگه بابا هم خودشو تکون میداد تا اینکه یه بار که امدم خودمو تکون بدم بابا هم همون موقع خودشو تکون داد و یهو کیرش کاملا رفت تو داشتم میترکیدم از درد یه اه ه ه ه ه خیلی بلندی کشیدم که فکر کنم همسایه هامونم شنیدن چند لحظه تکون نخوردم بابا هم همین تور ولی بعد یواش یواش شروع کرد به تکون دادن خودش و با دستاش منو جوری هدایت کردکه تقریبا رو زانو وایستم واون هم داشت تلمبه میزد و با سینه هام ور میرفت از این حالت خسته شدم به بابا گفتم : بابا من خیلی کمرم درد گرفت میشه دراز بکشم شما پشتمو بمالی بابا گفت : باشه من بلند شدم و شرتمو هم کندم و به سینه دراز کشیدم و به بابا هم گفتم شروع کنه بابا هم نشست رو پا هام و شرو کرد به مالوندن من . من هم یکم پاهامو باز کردم و دوباره کیره بابا رو با دست فرستادم تو و به بابا گفتم اینطوری خوب نیست بهتره شما روم دراز بکشین و خودتونو تکون بدین. بابا هم همین کارو کرد و دوباره سریع مشغول تلمبه زدن شود با هر ورود کیر بابا من یه ناله از ته وجودم سر میدادم تا اینکه من احساس کردم که دیگه دارم میام و به بابا گفتم سریع تر ، سریع تر ، و بابا هم شدت ضرباتو محکمتر میکرد تا اینکه من امدم و بعد از اون اهساس گرمائی تو کونم کردم که از ناله های بابا فهمیدم که بابا هم ارظا شده و خودشو تو من خالی کرده بعد از اینکه بابا هم ارضا شد یه چند دقیقه به همون صورت موندیم بعد همدیگرو شستیم و رفتیم بیرون وقتی رفتم تو اطاقم داشتم از شدت خوشهالی پرواز میکردم نمی دونم کی و چطوری اون شبو خوابیدم تا صبح یکی دو روز بعد از اون بابا گفت : ریحانه مییای حموم من میخوام حموم کنم منم که از خدام بود گفتم : باشه برین منم الان میام بابا رفت تو منم دو سه دقیقه بعدش رفتم داخل بابا ، با یه شورت تو حموم بود منم با سوتین و شرت رفتم داخل من واسه سکس نقشه ها داشتم بعد از اینکه بابا رو حسابی شستم به بابا گفتم حالا نوبت شماست شما بایستی بشوریدم بابا هم گفت باشه امدم رو پاهای بابا نشستم و بهش گفتم سوتینم رو باز کنه اونم گوش کرد و بازش کرد بعد یکم بلند شدم و گفتم شرتم رو هم بکنه بابا گوش کرد و دست انداخت و شرتم رو دراورد بعد من دوباره نشستم رو پاش ولی یکم عقبتر نزدیکای کیرش و هی خودمو میمالوندم به کیرش بابا که باز مثل بار اول خوابش برده بود و هیچ کاری نمی کرد من خم شدم و به بابا گفتم که پوشتمو بشوره بابا شورو کرد ، بعد برگشتم و گفتم منو کلا بشوره بابا هم شروع کرد خوب میشوست خصوصا کسمو خیلی طول داد و حسابی دست مالیم کرد به بابا گفتم : میشه من دوباره رو پاهات بشینم بابا هم گفت : چرا که نه منم سینه به سینه رو پاهاش نشستم جوری که سر کیر بابا تو کس من بود یکم خودمو جا به جا کردم و به بابا گفتم : میشه منو به همین صورت بلند کنه بابا هم همین کارو کرد منم همون جوری شروع کردم به بالا پائین کردن کیر بابا تو کس من داشت تکون میخورد ولی حیف پرده داشتم و نمیشود تا ته بره داخل بابا منو گذاشت زمین و گفت دراز بکش منم دراز کشیدم و پاهامو باز کردم بابا پاهامو گذاشت رو شونه هاش و کیرشو یکم توف زد و گزاشت سر کونم و فشار داد منم ضور زدم تا بابا راحت بفرسته سخت بود ولی از اوندفعه راهت تر رفت داخل وقتی رفت داخل بابا شروع به تلمبه زدن کرد چند دقیقه که منو به اون صورت کرد برگردوندم و بهم گفت کونتو بده بالا منم همین کارو کردم و بابا دوباره کرد داخل وشروع کرد به تلمبه زدن تا ابش امد وبازم تومن خالیش کرد بعد از اینکه بابا ابش امد همونطوری رو کف حمام دراز کشیده بودیم که بابا بهم گفت : ریحانه ، مامانت همیشه برا همین میومد حمام که تو داری کار اونو برام میکنی که من گفتم میشه من از این به بعد نقش مامانو واست داشته باشم که بابام منو بقل کرد و کلی بوسید و شروع کرد از داستاناش با مامان برام گفتن که چه جوری با هم اشنا شدن و چه سکسهای جالبی با هم انجام دادن تا اینکه من دوباره هشری شدم و زیر دوش دوباره بابا منو کرد ولی با این تفاوت که این بار خودش منو بقل کرد و گزاشت رو کیرش و منو کرد ولی باز ابشو تو من خالی کرد بعد ازاین سکسی که با ، بابام داشتم خیلی خوشحال بودم چون میدونستم از این به بعد برای بابا نقش مامانو دارم و دیگه میتونیم تو هر زمانی ، از همدیگه بدون خجالت درخواست کنیم که سکس داشته باشیم بابا سر شام بهم گفت : ریحانه اگه دوست داشته باشی میتونی زمانی که خونه مهمون نداریم تو اتاق من با من بخوابی وقتی که اینو از بابا شنیدم خیلی خوشحال شدم و سریع قبول کردم . بابا از سرعت تو قبول کردن من خندش گرفت و گفت : قربون دختر مهربونم برم که انقدر باباشودوست داره که میخواد شبا پیش باباش باشه تا باباش واسه خواب تنها نباشه بعد از شام بابا رفت بیرون و بعد از حدود 1 ساعت برگشت خونه ، یه مقدار وسیله خریده بود ولی با خودش برد تو اتاقش شب وقتی که داشتم میرفتم تو اتاق بابا تو وجودم یه احساس عجیبی داشتم چون سالها از خوابیدنم تو اتاق کسه دیگه ( اتاق مامان بابا ) میگذشت . چون من عادت ندارم به جز تخت خودم تو تخت دیگه ای بخوابم واسه همین هیچ وقت شب واسه خواب خونه هیچ کدام از فامیلهامون نمیموندیم . وقتی حاظر شدم و رفتم تو اتاق بابا دیدم بابا دوباره داره میره حمام . گفتم : دیگه چرا گفت : خیلی گرممه ، میرم یه دوش بگیرم سریع میام ، میخوای توهم بیا گفتم : اخه &#8230; تا من بخوام حرف بزنم بابا گفت : ناز نکن دیگه بیا منم گفتم : باشه بریم جلوی در حمام بابا لباسای منو کند و با خودش برد داخل وقتی داشتیم دوش میگرفتیم بابا یکم منو دست مالی کرد ولی زیاد کاری باهام نداشت بعد امدیم بیرون بابا رفت و از تو کمدش یه ساک اورد بیرون و گفت : دیگه از این به بعد موقع خواب اینا رو بپوش و بخواب نگاه کردم دیدم دو ، سه دست لباس خواب نازک با سه چهارتا هم شرت و سوتین برام خریده من گفتم : به به . چه بابای خوبی به فکر دخترشم هست منم سریع هوله رو در اوردم و گفتم : خوب کدومو بپوشم بابا گفت : من که میگم همینطوری هم خوبه راحت تری بابا که اینو گفت منم سریع رفتم رو تخت دراز کشیدم و گفتم : باشه من که از خدامه بابا هم هولهشو کند امد تو تخت بابا که دراز کشید سریع امدم روش دراز کشیدم و شروع کردم به لب گرفتن و بازی کردن با کیرش و بعد رفتم پائین و شروع کردم به لیسیدن کیر بابا گفتم : میخوام قبل از خواب با هام یه سکس خشن داشته باشی بابا هم قبول کرد و گفت : پس چرا بی کاری اول برگرد که منم یکم از خانوم گلت لذت ببرم و بعد برو و اون کرمو بیار منم برگشتم و کسمو گذاشتم جلوی دهن بابا و بعد از چند دقیقه که بابا حسابی واسم لیسید رفتم کرمو اوردم و هم به کیر بابا زدم و هم به سوراخه کونم بعد نشستم رو کیرش و بابا خودش با دستش کیرشو تنظیم کرد رو سوراخه کونم و یواش یواش فشار داد داخل وقتی که کیرش تا ته رفت داخل شروع کرد به تلمبه زدن خیلی سریع تلمبه میزد من به جز اه و ناله کردن کاری نمیتونستم بکنم چند دقیقه که تلمبه زد منو بر گردوند و به کمر خوابوند و سرشو اورد پائین و شروع کرد به خوردن سینه ها و کسم انقدر کسه منو خورد که من ارضا شدم بعد دوباره کیرشو گزاشت تو کونم و از نو منو کرد هنوز 1 دقیقه نشوده بود که داشت منو اینطوری میکرد که به من گفت برگردم و سجده بزنم منم همین کارو کردم بابا هم دوباره کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن من دیگه داشتم از شدت درد و خوشی میسوختم که بابا منو بقل کرد و پاشد من تو بقل بابا بودم و بابا بهم گفت : همینطوری که از پاهات بقلت کردم خودت شروع کن به بالا پائین کردن منم شروع کردم به بالا پائین کردن داشتم بالا پاین میکردم که دوباره ارضا شدم که بابا منو کذاشت پائین و گفت : خم شو منم با تمام بی حالیم خم شدم و بابا شروع کرد به کردنم انقدر این کارو کرد ، وایستاد ، دوباره کرد ، وایستاد ، که من دوباره داشتم میومدم که گفتم : بابا تورو خدا سریع تر دارم میام بابا هم سریع تر تلمبه زد تا من بازم امدم که 10 ، 20 ثانیه بعد از ارضا شدن من بابا هم ارضا شد و یکمو داخل کونم و باقیشم رو کمرم خالی کرد دیگه هر دو خسته همونطوری افتادیم رو تخت تو اوج بی حالی گفتم : بابا چرا اینقدر دیر ارضا شدی که بابا گفت : من قبل از حمام هم وایگرا خوردم هم اسپری بی هسی زدم که هم راست باشم هم دیر بیام منم گفتم : دستت درد نکنه از این به بعد همیشه این کارو بکن یکی ، دو ماهی از اولین سکس من با ، بابا میگذشت یه شب سر شام به بابا گفتم : بابا دیگه از این مدل سکس خسته شدم مگه نه اینکه من برا شما جای مامانم خوب پس چرا باهام از جلو سکس نمیکنی بابا گفت : خوب بعدا ً موقع ازدواج چی میکنی گفتم : من با شما ازدواج کردم و دیگه قصد ازدواج ندارم بابام از این حرف من خوشش امد ، ولی برای عابرو داری یکم نه و نو کرد ولی وقتی از من پافشاری دید قبول کرد که باهام از جلو هم سکس داشته باشه قرار شود که شب بابا پرده منو بزنه تا من رسما ً زن ، بابام بشم بعد از شام رفتم حموم و یه حمام حسابی هم کردم و حسابی کسمو برق انداختم تا بابا از کسم انچنان لذتی ببره که ، بگه چرا تو این مدت منو از کس نکرده وقتی امدم بیرون رفتم و از تو کمد مامان که الان کمد لباسای جدید من شده بود ، خشکل ترین شرت و سوتینمو انتخاب کردم شرتم از نوع لامبادائی بود ، به رنگ ابی اسمونی ، که جلوش یه گیپور سفید میخورد که روش عکس یه بادکنک داشت سوتینمم که ست همین شرتم بود ، یه سوتین گیپور ابی اسمونی که روش عکس دو تا بادکنک بود جالب انحا بود که نخ بادکنکا از نوک سینه هام شروع مید ولی بادکنکا از سوتینم بیرون بود و کل سینه های سایز 75 منو تو خودش جمع میکرد ، با یه لباس خواب نازک و کوتاه که تا بالای زانوم بود لباسمو که پوشیدم رفتم بیرون دیدم بابا داره پای ماهواره فیلم میبینه به بابا گفتم خوشکل شدم بابا که تا اون لحظه هواسش به فیلم بود وقتی منو دید دهنش از تعجب باز موند انگار تا حالا منو ندیده بود گفتم : چیه خوب خوبه منو هر روز میبینی ، نکنه جن دیدی گفت : ریحانه خیلی جزاب تر از قبل شدی ، خودمونیم لباسای خوشکلی واست گرفتما ، بیا بغل بابا ببینم من وقتی اینو شنیدم سریع رفتم تو بغل بابا و نشستم رو پاهاش بابا هم منو کلی نوازش کرد و با هم داشتیم فیلم میدیدم ، یه فیلم خیلی باحال بود کلی صحنه داشت فیلم که تموم شد گفتم بابا نمیخوای بخوابی ، من دیگه مردم از بس حشری شدم پس کی میخوای منو بکنی انگار بابا منتظر همین حرف من بود وقتی اینو شنید ، منو بقل کرد و با خودش برد داخل اتاق و گذاشت رو تخت و اول لباس خودش رو در اورد و بعد رفت از داخل کمدش دو تا قورص برداشت و خورد بعد یه اسپری رو گرفت زد به کیرش و یه بسته برداشت و امد رو تخت اول شروع کرد به لب گرفتن ، بعد لبا خوابمو یواش یواش در اورد و دوباره شروع کرد به لب گرفتن ، بعد یواش ، یواش رفت سمت گردنم و بعد سینه هام ، سوتینمو باز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام ، منم داشتم سرشو نوازش میکردم ، یواش ، یواش سرشو برد پائین و شکممو خورد تا رسید به کسم از رو شرت یکم خورد و دستمالیم کرد ، بعد شرتمو زد کنار و شروع کرد به خوردن کسم ، زبون بابا که به کسم خورد یه اه ه بلندی کشیدم بابا هم که فهمید من از این حرکتش خیلی خوشم امده دو سه بار دیکه هم این کارو کرد بعد یواش شرتمو کند و دوباره شروع کرد به خوردن ، کسم وبعدشم رفت سوراق کونم یکم مه خورد انگوشتاشو یکی ، یکی کرد داخل و شروع کرد به جلو عقب کردن و هم زمان باهاش کسمو هم برام میلیسید بعد بلند شد و گفت حالا نوبت تو هستش که بخوری ، منم سریع برگشتم و شروع کردم به خوردن ، هم ساک میزدم و هم جق ماشالا کیرش یه 24 ، 25 سانتی میشد خیلی کلفتم بود دو سه بار که خوستم بخورم دهنم داشت جر میخورد و کم مونده بود بالا بیارم بعد بابا از رو کمد اون بسته رو برداشت و باز کرد ، گفت به این میگن کاندوم چون از کس میخوام بکنمت اینو بایستی بکشم رو کیرم که یه موقع دخترم حامله نشه و بشه مامان خواهرش &#8230; بعد اون کاندومو کشید رو کیرش و گفت خوب حالا بیا یواش رو کیرم بشین منم یه پامو اینطرفش و یه پامو اون طرفش گذاشتم و نشستم رو کیرش بعد بابا خودش کیرشو رو سوراخ کسم تنظیم کرد و یواش یواش منو نشوند روش نا یکم رفت داخل وقتی سرش رفت داخل خیلی درد گرفت که بابا وایستاد وچند لحظه بعد از نوع یکم دیگه منو نشوند رو کیرش دقیقا ً همون حسی رو داشتم که وقتی برای بار اول موقعی که کیر بابا داشت میرفت تو کونم داشتم کیرش انقدر کلفت بود که گفتم الانه که کسم پاره شه دیگه بیشتر از این تو نمیرفت انگار رسیده بود به ته کسم بابا گفت : ریحانه اینی که نمیزاره کیرم بره تو پردته حالا واقعا ً میخوای پردتو بزنم یا نه گفتم : اره دیگه قبلا ً صحبتامونو کردیم بابا وقتی اینو شنید یکم دیگه منو نشون رو کیرش ، پاره نمیشود ، یکم بلند شدم و از نوع با فشار نشستم که یهو یه درد خیلی وحشتناکی رو از داخل شکمم احساس کردم اره ، بالاخره بابا پردمو پاره کرد ، وقتی داشتم به کس خودم و کیر بابا نگاه میکردم دیدم که جفتشون خونیه بابا منو از رو کیرش بلند کرد و با یه دستمال کیر خودش و کس منو پاک کرد ، این بود که بابام تو تابستون سن 16 سالگیم پردمو زد و منو رسما ً زن خودش کرد بعد از پاک کردن کیر خودش و کس من ، منو به کمر خوابوند و کیرشو گذاشت تو کسم و یواش یواش کرد تو ، خیلی لذت بخش بود کیر بابا یواش یواش داشت تا اخر میرفت تو کسم ، درد همراه با لذتی تو تمام وجودم رو پر کرده بود ، کیرش که تا اخر رفت داخل از نوع کل کیرش رو در اورد و از نوع دوباره یواش یواش کرد داخل تا به اخر کیرش میرسید دو سه بار که این کارو کرد سرعتش رو یکم زیاد تر کرد و سریع تر میکرد تو و در مییاورد دیگه همون داخل نگه داشته بود و تند ، تند داشت تلمبه میزد 10 ، 15 دقیقه ای بود که داشت منو از کس میکرد ، من دیگه داشتم ارضا میشدم وقتی اینو به بابا گفتم بابا یهو کیرش رو از کسم در اورد و اورد گذاشت جلوی دهنم و بهم گفت که براش ساک بزنم منم شروع کردم به ساک زدن کیر بابا ، یه چند دقیقه ای که ساک زدم بابا منو بلند کرد و نشوند رو کیرش و کرد تو کسم و بهم گفت که تند ، تند بالا پائین کنم منم با تمام قدرت شروع به بالا پائین کردن کردم ولی انقدر نمیتونستم تند بالا پائین کنم ، خوب چون هم برام سخت بود هم یواششم برام لذت بخش بود بابا بهم گفت رو زانو هام وایستم منم همین کارو کردم و بابا خودش شروع کرد به تلمبه زدن خیلی تند تلمبه میزد دیگه داشتم میومدم ، ولی نتونستم به بابا بگم ، و تو یه لحظه از رو کیر بابا بلند شدم و خالی کردم خودمو همش رو سر و سینه بابا خالی شده بود بابا منو به سینه خوابوند و کونمو تا اونحا که میشود داد بالا و از نوع کرد تو کسم و شروع کرد به تلمبه زدن ، ولی با این تفاوت که این بار هر چند دقیقه یه بار یه بار کیرش رو میکشید بیرون و میکرد تو کونم دیگه از این بهتر نمیشود هم کون میدادم هم کس بابا هم که ماشالا همچنان داشت کمر میزد ، من دیگه داشتم از حال میرفتم که به بابا گفتم بابا ،ابتو خوالی کن تو کونما ، نمیخوام بریزیش دور انگار بابا ، با این حرف من ابش امد و کیرشو از تو کسم کشید بیرون و کاندومشو کند و کرد تو کونم ، دو سه تا تلمبه که زد یه اه ه بلندی کشید که بعدش من احساس کردم که داخل کونم پر شده از اب کیر گرم بابا همون لحظه بود که دوباره برای بار 2 یا 3 ارضا شدم بابا کیرشو چند دقیقه بعد از تو کونم کشید بیرون و همونجا بقلم ولو شود رو تخت هیچکدوم حال نداشتیم بریم خودمونو بشوریم همونجا به همون صورت خوابم برده تا صبح که بلند شدیم و رفتیم حمام و همدیگرو حسابی شوستیم و بعدش هم رفتیم خونه رو تمیز کردیم و بعد بابا رفت شرکت &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2511</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه حالی میده یه کس خوب پیدا کنی لیس بزنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2019 07:28:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[ارایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازاینکه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اومده‬]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫اونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشمتون]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوچندان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستها]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کامبیز]]></category>
		<category><![CDATA[‫کشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[‫گرفته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫ماجرا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[محترمانه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردیکه]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونها]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میندازن]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیک‬]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی سلام‬ ، ‫این خاطره ای که شاه کس میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حدود ۱۶ سال پیش .‬ ‫ماجرا کونی از اونجا شروع شد که ساعت ۴ عقد کنانم بود با همین مریم خانم خودمون جنده که فداش بشم . بعداز مراسم‬ ‫معمول و خطبه و پذیرایی و عکس پستون با فامیل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی سلام‬ ، ‫این خاطره ای</p>
<h3>که شاه کس میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حدود ۱۶</h3>
<p>سال پیش .‬ ‫ماجرا کونی از اونجا شروع شد که ساعت ۴ عقد کنانم بود با همین مریم خانم</p>
<h4>خودمون جنده که فداش بشم . بعداز مراسم‬ ‫معمول</h4>
<p>و خطبه و پذیرایی و عکس پستون با فامیل ها و دوستها و کلی کسشعر دیگه بلند شدیم از اتاق عقد</p>
<h5>بریم بیرون‬ کوس ‫پیش مهمونها . وقتی که خانمم</h5>
<p>بلند شد یه خانمی سریع نشست جاش به مریم گفتم چی شد گفت این طیبه است‬ ‫از فامیل های زن سکس داستان عموم / توی</p>
<h6>اینجا رسمه هر کی جای عروش بشینه بختش ایران سکس سریع باز</h6>
<p>میشه . نگاش کردم دیدم‬ ‫چشمتون روز بد نبینه یه دختر حدود ۲۶ سال چاق ولی قد متوسط سبزه رو که صورتش پر لک بود موهای‬ ‫بلند دماغ گنده با سینه های بزرگ که تو چشم میومد و حسابی افساید بود. به مریم گفتم حالا کی میخواد اینو‬ ‫اومدیم پهلوی مهمونا و رقص و بزن بکوب و &#8230; ‫سرتون رو درد نیارم حدود ساعت ۱.۵ بود که مهمونا کم کم خداحافظی میکردند و میرفتند . بهتون گفته بودم‬ ‫که ما فقط عقد کرده بودیم چون خانمم دانشگاه میرفت و باید درسش تموم میشد و بعد ازدواج میکردیم شرط‬ ‫ازدواجش بود .‬ ‫مریم اومد پهلوی گوشم گفت مهمونا دارن میرن منم خستم نمیخوای بری؟ گفتم چی؟ گفت مگه نمیبینی عمه‬ ‫بزرگه امشب میخواد اینجا بخوابه تازه فامیل های بزرگ هم اینجان نمیشه باید بری خونه (من خونه جدا داشتم‬ ‫و از پدر و مادرم جدا بودم) گفتم شوخی میکنی؟ گفت مردیکه کله خر مگه رو حرف عمه خانم میشه حرف‬ ‫زد . گفتم عمه تو گاییدم . گفت چی گفتی اگه میتونی بلندتر بگو تا فامیلها بریزن سرت بکننت . من با خانمم ۱‬ ‫چاره ای نبود دستور صادر شده بود . با اکراه فراوان با بقیه خداحافظی کردم و خانمم هم توی این فاصله یکم‬ ‫کیک توی ظرف گذاشته بود و بوسم کرد گفت کیک برای مامانت ایناس بهشون برسون گفتم باشه فردا امشب‬ ‫که حوصله ندارم . خداحافظی کردمو و بوسیدمش و رفتم ماشینو روشن کردمو بسوی خونه روونه شدم.‬ ‫حسابی حالم گرفته بود کوچه رو که رد کردم یه تاکسی تلفنی سر کوچه خانم اینا بود که دیدم طیبه خانم اونجا‬ ‫ایستاده جلوی پاش ترمز کردم گفتم برسونمتون گفت آژانس ها همه رفتند سرویس منتظر میمونم وقتی که از‬ ‫سرویس اومدن با اون میرم . منکه فامیل بازیم گل کرده بود گفتم نمیشه میرسونمتون.‬ ‫اومد سوار بشه مونده بود باید جلو بشینه یا عقب .گفتم چرا سوار نمیشی گفت باشه سوار میشم .‬ ‫بهش گفتم شما که سر جای عروس خانم نشستین خوب جای عروس خانم جلویه .اونم با خجالت در جلو رو‬ ‫باز کرد و نشست . یه تور سفید که میندازن رو سر عروس و از ارایشگاه عروس رو میارن رو صندلی جلو‬ ‫بود گفت اینو کجا بگذارم . منم به شوخی گفتم رو سرتون اونم تور رو گذاشت رو سرش حالادیگه قیافه اش‬ معلوم نبود فقط سینه هاش رو میشد دید و لباس الحق قشنگی هم که پوشیده بود . آخه وضع مالیشون بد نبود.‬ ‫منکه ازاینکه محترمانه بیرونم کرده بودند کفری بودم بهش گفتم میشه امشب تو عروس من بشی گفت چی‬ ؟ گفتم لئوناردوداوینچی! بعد خندیدم و گفتم میشه امشب تو عروسم بشی گفت آخه شما&#8230; گفتم شما نداره ‫ماشین گلکاری بود یه چند تا بوق هم زدم و گفتم عروس خانم داره میاد همه برن کنار اونم خیلی خوشش اومده‬ ‫بود و همش میخندید .‬ ‫وقتی که میخندید دندوناش رو نگاه کردم دیدم مث صدف میمونه یکدست و تمیز .‬ ‫دیگه به خونه رسیده بودیم از ماشین اومدم و در خونه رو باز کردم (خونه من ویلایی بود) ماشین رو بردم‬ ‫داخل بعد رفتم در رو براش باز کردمو کلید خونه رو داده بهش گفت واسه چی؟ گفتم قرار شد سوال نکنی‬ ! ‫یکدفعه خم شدمو طیبه رو بغل کردمو با اینکه چاق بود ولی منم جوون بودم رسیدیم پشت در خونه که در رو‬ ‫با کلید باز کرد وهمینطوری که بغلم بود بردمش توی اتاق خواب و انداختمش رو تخت کمرم حسابی درد‬ ‫گرفته بود رفتم کیک رو از تو ماشین در اوردم و توی یخچال گذاشتم و در خونه رو قفل کردم و رفتم سراغش‬ همونجوری که رو تخت انداخته بودم خوابیده بود و تکون نخورده بود چراغ رو خاموش کردمو پرده ها رو‬ ‫کشیدم و رفتم سراغش اول کفشش رو در اوردم بعد آروم آروم تور رو پس زدم لبهای قشنگی داشت دیگه اتاق‬ ‫تاریک تاریک بود و هیچ چی رو نمیدیدم آروم یه لب گرفتم اونم که ناشی بود همه لبمو تف مالی کرد کم کم‬ ‫بهش گفتم اینجوریه و بهش یاد دادم حدود ۵ دقیقه ای از همدیگه لب گرفتیم توی این مدت هم دستم بیکار نبود‬ ‫و دگمه های پیرهنش رو باز کرده بودم دیگه حسابی از همدیگه که لب گرفتیم لباساشو دراوردمو فقط با شرت‬ ‫آروم دستمو بردم پشتش و بند کرستش رو باز کردم سینه هاش قلپی زد بیرون . دیگه دست خودم نبود سینه‬ ‫هاشو شروع کردم به مک زدن دستم هم بردم طرف شرتش که مانع شد گفتم چرا گفت آخه موهاشو نزدم منکه‬ ‫این حرفو شنیدم راغبتر شدم آخه هر چی ادم کس میبینه همه از قبل خودشون رو آماده میکنن و اون موها که‬ ‫زیبایی کس رو دوچندان میکنه میزنن گفتم اشکال نداره بعد دستم رو بردم تو شرتش و همزمان که سینه هاش‬ ‫رو میخوردم با کسش بازی میکردم . اونم دستش توی شلوارم بود و با کیرم بازی میکرد .‬ ‫پس از یه مدتی که دیگه اب از کسش راه افتاده بود بهش گفتم اگه میخوای حال کنی از عقب بزارمت ولی اگه‬ ‫اونم با خجالت که تو لحن صداش بود و با شهوت قاطی شده بود گفت مگه قرار نبود من عروست بشم .‬ ‫دیگه ‪ ok‬رو داده بود رفتم سراغ کسش و شروع کردم به لیس زدن کسش دیگه داشت دیوونه میشد بگذریم که‬ ‫همش سرمو داخل کسش فشار میداد و هرچی مو بود تو دهنمون کرد ولی خیلی حال داد چون میدونستم که‬ ‫نمیتونه ساک بزنه بدتر ممکنه گاز بگیره و زخمیش کنه لای پاش رو باز کردمو آروم کیرمو داخل کسش‬ ‫کردم. یه جیغی کشید رفتم در بیارم گفت نه تورو خدا نه .‬ ‫آروم آروم بقیه شو هم داخل کسش کر دمو شروع کردم به تلمبه زدن که پس از مدتی جیغش که تمام خونه رو‬ ‫گرفته بود آروم شد و فهمیدم ارگاسم شده . بعد گفت تو هنوز نشدی گفتم از صدقه سری شما نه گفت بگذار تو‬ ‫کونم منم معطل نکردم ولی چون میدونستم کیرم بزرگه و طیبه طاقت نداره با یکم در مالی دم کونش دیگه ابم‬ ‫نزدیک بود بیاد گفتم چکار کنم گفت بریز رو صورتم آخه میگن مقویه و چین و چروک صورتو خوب میکنه‬ ! ‫بعد بیحال افتادم طیبه رفت سر و صورتشو شست و اومد بغلم خوابید و شروع کرد به بوسیدن من ازم تشکر‬ ‫کرد و هی منو میبوسید یکدفعه دیدم بوسیدنش قطع شد و صدای گریشو شنیدم بلند شدم گفتم چرا گریه میکنی‬ ؟ ‫دیگه گریش قطع نمیشد گفت نمیدونم فقط میدونم خیلی دوست دارم .‬ ‫توی اتاقمون بادبادک بود و یکیش که سبز بود بادش در رفته بود گرفتمش بادشو خالی کردم و اون حلقه دور‬ بادکنک رو کندم و توی دست طیبه کردم . بهش گفتم بابت همه چی ممنون .‬ ‫اونم در حالی که داشت حلقه شو کامل تو دستش میکرد گفت منم ممنون .‬ ‫دیگه هیچی نفهمیدم و خوابیدم صبح دیدم یکی داره به سرم دست میکشه میگه اقای خونه نمیخواد صبحانه‬ ‫بخوره یکدفعه بیدار شدم دیدم ساعت ۱۰.۵ شده گفتم چرا میام . رفتم سریع یه دوش گرفتم و اومدم اشپزخونه‬ ‫دیدم صبحانه حاضره کیک هم هست گفت اینم کیک عروسی .‬ ‫صبحانه رو که خوردیم حاضر شدم که ببرم برسونمش گفت خودش میره ممکنه همسایه ها ببینن برات بد بشه‬ ‫دیگه قیافش برام مطرح نبود اون معصوم بودنش رو دوست داشتم .‬ ‫موقعی که داشت میرفت آدرس خواهرم رو که فوق تخصص زیبایی و متخصص زنان بود بهش دادم گفتم من‬ ‫سفارشتو میکنم اونم منو بوسید و رفت. ‫سه سال بعد که اومده بودم شهرستان خبر خونواده رو بگیرم دیدم یکی از پشت منو صدا میکنه طیبه بود اصلا‬ ‫باورو نمیشد . دماغش رو عمل کرده بود ۲۵ کیلو هم لاغر شده بود سینه هاش رو هم زیبایی عمل کرده بود و‬ ‫کوچک کرده بود لک های صورتش روهم با دکتری که خواهرم سفارششو کرده بود لیزیک کرده بود. موهاش‬ ‫هم های لایت کرده بود یه مانتو شلوار با شال خوشگل هم سرش بود گفتم چکار میکنی؟ گفت دارم امریکا. با‬ ‫یه استاد دانشگاه ازدواج کرده بود وهفته دیگه پرواز داشت .‬ ازش خداحافظی کردمو ارزوی خوشبختی .‬ ‫بعدها که خونه زن عموی خانمم داشتیم البوم رو ورق میزدیم مریم به زن عموم گفت این کیه گفت این طیبه‬ ‫است اینم شوهرش داود که استاد دانشگاه است اینم کامبیز پسرشونه .‬ ‫خانمم رو کرد به مامانش گفت طیبه چی شد که این کادوی گرون رو برای ما آورد؟ مادرش گفت نمیدونم‬. راست میگفت نمیدونست هیشکی نمیدونست فقط من میدونستم وطیبه و خدا .‬ ‫البوم رو خواهر زنم نگاه میکرد به زن عموم گفت این حلقه سبز تو انگشت طیبه چیه زن عمو خیلی ها ازش‬ ‫سوال میکنن اونم میگه یه رازه مال یه فرشتس که یه شب اومد به خوابم . خوب شد کسی منو ندید اگه کسی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173803</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 09:21:49 by W3 Total Cache
-->