<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بارونی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بارونی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>یک زوج عاشق پورنوگرافی</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Jun 2019 06:56:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[باباتم]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جوانها]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنبا]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورتون]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میشهبا]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفته]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; شاه کس یادم میاد دو سه ماه پیش یک روزه کونی بارونی ساعت تقریبا نه صبح بود میرفتم شرکت که سر چهارراه پارک وی (به سمت جنده ونک) یک دختره وایساده بود و دست برای تاکسی نگه میداش برای همین فهمیدم که پستون کاسب نیست ولی نمیدونم چرا یهو براش چراغ زدم و هفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				&nbsp;</p>
<h3>شاه کس<br />
یادم میاد</h3>
<p>دو سه ماه پیش یک روزه کونی بارونی ساعت تقریبا نه صبح بود میرفتم شرکت که سر چهارراه پارک وی (به</p>
<h4>سمت جنده ونک) یک دختره وایساده بود و دست برای تاکسی</h4>
<p>نگه میداش برای همین فهمیدم که پستون کاسب نیست ولی نمیدونم چرا یهو براش چراغ زدم و هفت هشتمتر جلو تر</p>
<h5>براش وایسادم کوس نیگاه کردم دیدم تحویل نگرفته و هنوز منتظر</h5>
<p>تاکسیه&#8230;بازم بر خلاف معمول دنده عقب گرفتمو جلوش وایسادم&#8230;.شیشه رو دادم پائین و گفتم دخترم من تا ونک میرم میخواهی تا یه سکس داستان جائی برسونمت؟ نگام</p>
<h6>کرد و گفت مرسی و همینطور که سوار ایران سکس میشد گفت</h6>
<p>خیلی ممنون تو این بارون اصلا تاکسی گیر نمیاد. تا سوار شد دیدم بوی ادکلن مردونه تو ماشین پیچید تو صورتش که نگاه کردم دیدم آرایش کاملی نداره یعنی چشمو ابرو کشیده ولی بدون ماتیک&#8230;.این بود که حدس زدم از پیش کسی میاد&#8230;.از طرفی &#8230;.زیرچشمی هم کیر منو دید میزد&#8230;. کم کم سر حرف و باز کردم از زمین گفتم و از اسمون بافتم&#8230;.حرف کشوندم به جائی که میخواستم&#8230; گفتم وضع خیلی خرابه .. به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد&#8230;اگه بهشون دست بدی&#8230;.دیگه نمیتونی پس بگیری&#8230;منبیشتر دلم برای شما جوانها میسوزه چون ماها که دیگه کارهامونو اون قدیما کردیم&#8230;اما الان مگه میشه؟؟؟با این حرفام یه کمی احساس راحت تری پیدا کرد و مثل ادمهائی که تازه از زندان انفرادی امدن بیرون دلش و باز کرد و گفت شما درست میگید الان وضع خیلی خراب شده ادم جرات نداره حتی با خوانوادش راجب دوستاش صحبت کنه. اگه میخوای کسی رو ببینی یا قرار بزاری باید تو خونه دروغ بگی &#8230;..مثلا بگی دارم میرم گردش علمی&#8230;یا بگی از طرف دانشگاه میرم اردو..اینو که گفت منم دل و زدم به دریا و با خنده پرسیدم ببینم&#8230;الان از پیش کسی میای مگه نه؟مکسی کرد و گفت بله&#8230;. ولی شما از کجا فهمیدین؟ گفتم آخه بوی دوستت تو ماشین پیچیده&#8230;دفعه دیگه قبل از اینکه بیائی بیرون یادت باشه به خودت پرفیوم زنونه بزنی و ماتیک هم یادتنره!!! مونده بود که چی بگه.گفت ببخشید منظورتون و نمیفهمم!! گفتم دخترم من مثل باباتم ناراحت نشو من و تو ممکنه که دیگه همدیگرو نبینیم پس خوب گوش کن.. الان ساعت 9 صبحه تو هم داری بوی ادکلن مردونه میدی با خوانوادتم که راحت نیستی&#8230;.ماتیکت هم که پاک شده&#8230;.. ازهمه اینها من برداشتم اینه که صبح زود یواشکی با دوستت قرار گذاشتی که یا همدیگرو ببینیدو یا با هم حال کنید &#8230;حالا هم کارش تموم شده داری میری&#8230;.(بعد قبل از اینکه حرف آخرمو بزنم با خودم گفتم یه برگی بهش میزنم یا میگیره و عشق و حال یا اینکه پس میزنه و پیاده میشه)&#8230;. بعد گفتم&#8230;. اما از زیر چشمی نگاه کردنت به کیرم میفهمم که کار تو هنوز تموم نشده &#8230;اینو گفتم و سر کیرم که اندازه کله گربه هست رو دراوردم نشونش دادم و گفتم دوست داری اون چیزی رو که زیر چشمی نیگاهش میکنی توکوست حسش کنی. دختره مونده بود چیکار کنه ..چی بگه از طرفی هم شاید به خودش میگفته&#8230;. من که اینو دیگه نمیبینم&#8230;حالم هم که خرابه&#8230;پس بزار هر چی میشه بشه&#8230;. به شرکتم که رسیدیم رفتم پارکینگ زیرزمین که ماشینو پارک کنم که دختره گفت کجا میریم من دارم میترسم گفتم نترس &#8230;بعدا از من تشکر میکنی.اول قبول نمیکرد ولی کلی بهش اطمینان خاطر دادم و رفتیم بالا .به منشیم گفتم اگه کسی منو خواست بگو هنوز نیامدم&#8230;با دختره رفتیم تو دفترم درو قفل کردمو بغلش کردم و صورتشو بوسیدم&#8230;آروم برشگردوندم بردمش رو صندلی و دو زانو رو صندلی نشوندمش&#8230;.مانتوشو دادم بالا &#8230;.شلوارشو با شورتش تا زانوش کشیدم پائین…. اروم لمبرهاشو از هم باز کردم و گفتم بزار ببینم چی قایم کردی بین این دو تا&#8230;.کمرش قوس ورداشت&#8230;. کونشو داد بالا&#8230;. سوراخ کونش افتاد بیرون&#8230;.گفتم وآآآآی ی ببین کونت هنوزخیسه چه بوئی میزنه&#8230;.اروم با صدائی که میلرزد گفت ببخشید اصلا فرصت نکردم خودمو کامل تمیز کنم دوستم کارشو کرد و من امدم بیرون پرسیدم تو چی؟با صدائی آروم و لرزون گفت من؟؟ هیچی!!! خواهش میکنم آآآبمو بیاررر دیگه معطل نکردم کیرمو گذاشتم دم کوسش و پرسیدم با کوس حال میکنی؟ سرش رو به علامت اره بالا و پائین کرد و منم کردم توش که یهو گفت آآآآخ خ خ جوووون چه کیر داغی داری&#8230;.چه کلفته&#8230;.تمام کوسمو پر کرده. شروع کردم عقب و جلو کردن &#8230;سرمو بردم دم گوشش و گفتم جون&#8230; فدات شم کوست چه ابی انداخته&#8230;.از کیرم خوشت میاد؟؟ قالب کوست هست؟؟ از دوستت کلفتره؟؟ مال دوستت رو دوست نداری؟؟ کوچیکه؟؟ دوستت آبتو نمیاره؟؟ کونت میزاره بعد میگه برو؟؟ خوب عیبی نداره&#8230;تو هم الان اب میدی&#8230;.الان راحت میشی&#8230;. اینهارو که میگفتم حالش بدتر شد حالا دیگه خودش عقب و جلو میکرد هی میگفت وآآآای دارمدیوونه میشم&#8230;.. کیرت تا ته کوسمه&#8230;.آخ جوووون بالاخره یه کیر تو کوسمه که دردم بیاره&#8230;.منم دیدم این دختره خیلی حالش خراب شده دستشو گرفتم و رو زمین و به پهلو خوابوندمش خودمو بردم بین پاهاش&#8230;.پای راستش زیرم و پای چپش رو آوردم بالاو گرفتم بغلم (مثل قیچی شده بودیم) کیرمو کردم کوسش و شروع کردم عقب و جلو&#8230;. بعد با شصت دست راستم سوراخ کونش رو و با شست دست چپم چوچولشو رو میمالوندم که دیگه حسابی آه و نالش بلند شده بود شروع کردم محکم کردن&#8230;با هر ضربه ای که تو کوسش میکردم نیم متر جلو میپرید&#8230;هی جیغ میزد وآآآآی کوسم &#8230;وووآآآآی سوراخه کوسم داره پاره میشه&#8230;.آآآآآخ &#8230;ووووآآآای آآآه ه ه ه که یهو دستشو گذاشت رو سینه ام و چنگی کشید و بعد از چند تا تکون تکون خوردن بی حسو حال رو زمین ولو شد. ابم که داشت میامد پرسیدم کجات بریزم &#8230;با بی حسی گفت هر جا که دلتمیخواد&#8230;.منم کیرمو درآوردم و آآآآررروم کردم تو کونش&#8230;.با یک صدائی که از ته چاه میامد فقط تونست بگه آآآی ی ی کارم که تموم شد کیرمو که از کونش بیرون کشیدم سوراخش تا چند لحظه چشمک میزد&#8230;. و بعد بی صداوبیحرکت کف زمین ولو شدیم. تو فکر میکنی اینها که گفتم خیالاته؟ دروغه؟ هر جور راحتی&#8230;..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2013</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس آسیای به روش پاو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:33:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجلینا]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهای]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[ایتالیا]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردند]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوشنده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خریدارانه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینت]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایین]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بیچ نشسته بودم چایی میخوردیم. فیلم سکسی اسمش سعید بود کارخونه&#8230;&#8230; (یه محصول معروف تو ایران) مال بابای اون بود. 2 3 سالی از من بزرگتر بود سکسی ولی برخلاف اخلاق بد و سلیقه سختم شاه کس با اون حال میکردم.یجورایی جیگر بود.گفت پاشو بریم یه جای خوب گفتم کجا؟ گفت تو کونی بیا بریم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بیچ نشسته بودم چایی میخوردیم. فیلم سکسی اسمش سعید بود کارخونه&#8230;&#8230; (یه محصول</h2>
<p>معروف تو ایران) مال بابای اون بود. 2 3 سالی از من بزرگتر بود سکسی ولی برخلاف اخلاق بد و سلیقه</p>
<h3>سختم شاه کس با اون حال میکردم.یجورایی جیگر بود.گفت پاشو بریم یه</h3>
<p>جای خوب گفتم کجا؟ گفت تو کونی بیا بریم ضرر نمیکنی گفتم هرچی تو بگی از جام بلند شدم گفتم من</p>
<h4>میرم جنده بیرون تا یه سیگار بکشم توام ماشینت رو از</h4>
<p>پارکینگ ویلا در بیار جلوی در پستون واسادم گفتم برو حله. اومدم بیام بیرون دیدم چه باد مخوفی میزنه! گفتم سعید</p>
<h5>من فقط کوس یه پیرهن تنمه چیزی داری (باد گیری چیزی)</h5>
<p>بپوشم؟ گفت واسا رفت و یه بارونی بلند آورد گفت از هیچی بهتره! راستم میگفت از یه پیرهن خالی بهتر بود.بارونی رو سکس داستان تنم کردم اومدم</p>
<h6>بیرون دیدم چه بادی بلند شده! رسیدم جلوی ایران سکس در ویلا</h6>
<p>البته در که نه همونن نرده ها.ویلا نزدیک خیابون اصلی جمیرا بود و رفت و امد تقریبا زیاد بود.اون موقع موهام خیلی بلند بود و از بالا مدل سامورایی میبستم.سیگاری روشن کردم و به اطراف خیره شدم از طرفی باد محکم میوزید میگفتم الانه که موهام کنده شده بره! از شدت باد بارونی فقط رو شونه هام رو پوشنده بود و پاهام بیرون بود به خودم گفتم زورو وارد شد و زدم زیر خنده! سیگارم به نصف رسیده بود اه سعید چرا نیومد؟ به اطراف خیره بودم که یه مرسدس بنز S کلاس از جلوم آروم رد شد رفت 20 30 متر پایین تر جلوی در یه ویلای دیگه واساد.توجهم بهش جلب شد یه راننده پیاده شد در عقب رو باز کرد یه خانم پیاده شد که پشتش به من بود یه پالتو پوست قهوه ای و بلند تنش بود با چکمه های همرنگ اون قدش متناسب بود و اندامی فوق العاده و غیر عادی. موهاشو از بالا بسته بود! به خودم گفتم اولین وجه تشابه رو باهاش پیدا کردم اونم اندازه و مدل موهامونه و دوباره خندیدم. به راننده چیزی گفت و راننده رفت سمت ماشین روش و برگردوند که بره توی اون ویلا منم تنم شل شد.امکان نداره؟ این آنجلینا جولی بود؟ یا من قاطی کردم؟ سرش رو برگردند سمت من همون موقع یه باد بلند زد چشام رو نازک کردم و به چهرش خیره شدم از سیگارم کام میگرفتم اخمام مثل همیشه تو هم بود. چند لحظه نگام کرد بعد یه اخم خشن کرد رفت توی اون ویلا. اگه هرکسی اینکارو میکرد بهم بر میخورد تو دلم 2تا فحش میدادم میرفتم ولی من تکون نخوردم! اصلا نفهیدم اون چیکار کرد. اگه واقعا آنجلینا جولی بود پس محافظاش کجان؟ فقط یه راننده رسوندش رفت؟ ولی اگرم آنجلینا جولی نبود پس خواهر 2 قلوش بود؟ شایدم من توهم زده بودم مغزم قاطی کرده بود.پورش مشکی کنارم واساده بود دستش یکسره رو بوق بود تازه به خودم اومدم دیدم سعید داره بوق میزنه البته از پشت شیشه معلوم بود 2 کیلو فحش هم بارم کرده.رفتم در رو وا کردم نشستم تو ماشین گفت چته تو؟ هویی؟ گفتم دیدی؟ گفت چیو؟ گفتم همون دیگه آنجلینا جولی رو که الان رفت اون تو؟ یکم نگام کرد یهو همچین زد زیر خنده ترسیدم! گفتم هوی با تو ام؟ دیدیش؟ بازم میخندید گفتم چیه؟ بگو منم بخندم.گفت از تو بعید بود با این همه ادعات! گفتم چی؟ گفت احمق جون آنجلینا کجا بود این نصف آنجلینا سن داره چند سال بیشتر! گفتم میشناسیش؟ با سر تایید کرد (برق از چشای من پرید) دوباره خندید گفت بریم تا برد پیت پیداش نشده! خودم خندم گرفت گفتم راست میگی برو تا برد پیت و بقیه نیومدن.سعید رفت تو خیابون الرقه پایین تر از مک دونالدز واساد تلفن رو برداشت زنگ زد گفت من سر قرارم شما کجایین؟ چند لحظه بعد تلفن رو قطع کرد زد رو شونم گفت چته؟ گفتم هیچی فکرم مشغوله.گفت خب چی؟ گفتم نمیخندی؟ زد زیر خنده گفت به انجلینا فکر میکنی نه؟ گفتم نخند اون کی بود؟ گفت ولش کن بابا تو چی کار با اون داری بیا حالمون رو بکنیم. گفتم من فقط سوال کردم حالا بگو؟ گفت اصلا ازش خوشم نمیاد همیشه خودش رو میگیره فکر کرده کیه با اون ادا اطوارش آنجلینا جولی بفهمه خود کشی میکنه (دوباره زد زیر خنده) گفتم خب حالا تو ام بابا. کی هست؟ گفت اسمش آناست حالا واقعیه یا اینکه فقط صداش میکنن نمیدونم بابای خرفتش هم سهام داره با عربها شریکه اون ویلایی که دیدی هم مال خودشون ولی کلا من در سال 2 3 ماه بیشتر ندیدم اینجا باشن فکر کنم امریکا زندگی میکنن معلوم نیست چقدر اون بابای خرفتش خرج دخترش کرده این شکلی شده (دوباره زد زیر خنده) گفتم دیگه چیزی نمیدونی؟ نه از کجا بدونم 100 سال نمیخوام ببینمش دختره افاده ای بهش میاد ازون بچه ننه ها باشه. گفتم ول کن حالا. همون موقع یه Nissan Altima اومد کنارمون شیشه رو داد پایین گفت شماره میگیرین شما؟ سعید نگاش کرد گفت تو باشی چرا نه دختری که پشت فرمون بود گفت میبینم که تو هم مهمون داری مثل من! سعید نگاش کرد گفت درست صحبت کن این داداشمه نمی دونستی مگه؟ دختره زد زیر خنده گفت کجا بریم؟ سعید گفت برو آرمان کافه فعلا قلیون بزنیم حال کنیم دختر چشمکی زد و حرکت کرد. سعید به من نگاه کرد گفت پسندیدی؟ بزنیم زمین امشب شاد شیم نظرت چیه؟ گفتم فعلا اصلا تو حسش نیستم با 10 تا وایگرا هم شق نمیکنم. گفت بابا ولش کن اون دختره رو باز تو گیر دادی؟ این همه جیگر اون چیه مثل عروسک دست ساز همه جاش از زیر جراحی اومده بیرون! گفتم حرف نزن برو سر قرارت.صدای غرش پورش تو خیابون پیچید حرکت کردیم رفتیم.شب با اون تا جیگر رفتیم ویلا سعید اینا (خانوادش رفته بودن مسافرت ایتالیا) نشسته بودن مشروب میخوردن سعید گفت بریزم؟ گفتم نه حوصلش رو ندارم یکی از دخترا نگام کرد گفت چرا بیحالی؟ با ما غریبی میکنی؟ زیر چشمی نگاش کردم گفتم من اوصولا فقط میکنم غریبه و آشنا هم فرقی نداره! دختره زد زیر خنده گفت تسلیم اینجوری که تو گفتی ما صبح از این خونه بیرون نمیریم. گفتم بعید نیست! سعید خندید گفت ولش کنین بابا اون خل و چله تک پری میکنه ارواح عمش ولی من میدونم چه جانوریه بیایین پیش خودم خوشگلا.اون یکی دختره گفت حالا راهی نداره من برم پیش اون؟ بگو سخت نگیره امشب رو. سعید چپ چپ نگاش کرد گفت دستت درد نکنه یهو بگو با اون بیشتر حال میکنی دیگه؟ دختره خندید گفت راستش رو بخوایی آره! ظاهرش که خیلی جیگره توش رو نمیدونم! سعید گفت برو بابا اون فقط ظاهر داره گولش رو نخور که مقتوله های قبلی هم همین اشتباه رو کردن اون احمق خون آشامه باورتم نمیشه دستت رو ببر بگو خونش رو بخوره! دختره یکمی نگام کرد گفت آره؟ گفتم آره همینطوره. دختر اولیه که تو بغل سعید نشسته بود گفت اگه نخو<br />
ردی چی؟ گفتم اگه نخوردم 500 درهم بهت میدم اگه خوردم تو باید به من حال حسابی بدی با اعمال شاقه! مکثی کرد گفت باشه! اومد کنارم دست راستش رو آورد جلو صورتم کارد میوه خوری رو برداشت محکم کشید رو شصت راستش سعید داد زد دیوونه شوخی بود همش ولی دیر شده بود از دستش بشدت خون میریخت یه خنده مسخره کردم شصتش رو گذاشتم تو دهنم شروع کردم به مکیدن سعید و دختر دومیه داد زدن نه! دختری که کنار من بود با تعجب و وحشت نگام میکرد تا چند دقیقه شصتش رو میمکیدم و خونش رو میخوردم اونا وحشت زده نگام میکردن شصتش رو در آوردم گفتم خدمت شما. سعید گفت احمق ایدز بگیری چی؟ دختره گفت خفه شو ایدزی خودتی منم گفتم دعوا نکنین خون آشام ها ایدز نمیگیرن! 1 ساعت بعد سعید گفت نخود نخود هرکی رود رو کس خود! خندیدم گفتم تو حسش نیستم بیخیال شو دختر دومی اومد کنارم گفت مگه من میزارم؟ دونه دونه موهای بلندت رو میکنم سامورایی.سعید گفت معرفت رو از اینا یاد بگیر ای بی معرفت پاشد دست دختر اولی رو گرفت گفت من رفتم تو اتاقم شما میخوایین تا صبح اینجا حرف بزنین یا عملیات انجام بدین با خودتون. داشتن میرفتن به دختره گفتم شرط رو باختی قولت یادت نره برگشت نگام کرد یه چشمک زد گفت تا صبح راه زیاده عجله نکن! دختر دومی که کنار من بود گفت خب موهات رو از جا بکنم یا راه میایی؟ گفتم ولش کن به هر دومون زهر میشه پاشو برو بخواب گفت نه! گفتم پس مرگ بشین من میرم بخوابم دستم رو گرفت گفت بیخود.همینجا باهم! گفتم پس زیاد طولش نمیدیم باشه؟ گفت قبول. برای اولین بار از غروب تا حالا یه بهش یه نگاه خریدارانه کردم. موهاش مشکی براق بود چشای مشکی کشیده داشت با ابروهای نازک لباش ظریف و قشنگ بودن و بینیش هم مشخص بود عمل شده با یه نوک تیز! پوستش تقریبا برنره بود هیکلش هم خوشگل بود و مناسب البته تعجبی نکردم چون انتخاب سعید بودن اون واسش فرقی نداشت خواهر مادر تک پر فقط مهم هیکل و قیافه بود مثل من تک پر نبود واسه همین تخصص خاصی تو انتخابش داشت! بهش گفتم اسمت چیه؟ گفت سارا گفتم اسم قشنگیه گفت اسم تو چیه آقای بد اخلاق؟ گفتم ارا گفت خب؟ حتما من باید شروع کنم بد اخلاق؟ خندیدم گفتم تو شروع نکنی شروع نمیشه! گفت از چشات معلومه! اومد رو پام نشست لباش رو آورد نزدیک لبام گفت بزن بریم بد اخلاق&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174184</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه سوراخ تنگی دارم که نگو</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d8%aa%d9%86%da%af%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85-%da%a9%d9%87-%d9%86%da%af%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d8%aa%d9%86%da%af%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85-%da%a9%d9%87-%d9%86%da%af%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 May 2019 07:25:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیم]]></category>
		<category><![CDATA[زهرماری]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[نیافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[هارمونی]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کز گرمگاه سینه می آید فیلم سکسی برون ! (به قول اخوان)بارونی رو برداشتم و زدم بیرون . ماشین استارت و یه آهنگ اصیل ترکیه ای پلی سکسی و حرکت &#8230; رفتم جای همیشگی ، شاه کس ماشین پارک کردم و آماده رزم و شروع کردم به دویدنسعی میکردم قدم ها رو کونی با ریتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>کز گرمگاه سینه می آید فیلم سکسی برون ! (به قول اخوان)بارونی رو</h2>
<p>برداشتم و زدم بیرون . ماشین استارت و یه آهنگ اصیل ترکیه ای پلی سکسی و حرکت &#8230; رفتم جای همیشگی</p>
<h3>، شاه کس ماشین پارک کردم و آماده رزم و شروع کردم</h3>
<p>به دویدنسعی میکردم قدم ها رو کونی با ریتم موزیک inception تراز کنم . لذت خاصی داشت تنهایی و موسیقی و</p>
<h4>تخلیه جنده انرژی از بدنی که مدت ها خام بود1 ساعتی</h4>
<p>گذشت ، خیس عرق بودم از پستون ترس چاییدن پریدم تو ماشین ، بارونی رو عوض کردم و بخاری رو زدم</p>
<h5>. شیشه کوس بخار کرده بود زدم هوای بیرون بزنه تو</h5>
<p>که بوی زهرماری وسوسه م کرد . سیب زمینی سرخ کرده و مرغ سوخارییه پرس سفارش دادم و تو ماشین منتظر که سکس داستان نگاهی نظرم رو</p>
<h6>به خودش معطوف کرد . یه دختر حدودا ایران سکس 20 ساله</h6>
<p>با وضع نا مناسب و درب و داغون . لاغر ترکه ای و قد حدودا 170 . یه چراغ دادم اومد سمتم . می لرزید &#8230; کمی سوال پیچش کردم لا به لای صحبت ها بهش گفتم : چی می کشی ؟ گفت : گشنگی ، تشنگی ، بی کسییه لحظه زیر و رو شدم ! منی که از روی خوشی تو این سرما زده بودم بیرون و دختری که این جواب رو بهم داد &#8230; چهرش به دلیل نوری که از پشت سرش می تابید کامل مشخص نبود ، به قول هنری ها سیلوئت بود ! پیاده شدم یه پرس دیگه سفارش دادم ، در و براش باز کردم و نشوندمش تو ماشین و ادامه گفتگو &#8230;اسمش لیلا بود ، پدرش کارگر ساختمونی و اوضاع مالی صفر یه روز که لیلا خونه خاله ش بوده بخاری دیوث بازی در آورده و کل خانواده رو خفه کرده ! کل وسایل خونه رو هم صاحب خونه برداشته- داداش سفارشتون حاضره &#8230;پیاده شدم غذا رو گرفتم و راه افتادم . گفتم : کجا بریم . گفت فرقی نمیکنهراه افتادم ، همینطور دور دور میکردیم و لا به لای غذا خوردنش ازش سوال که کجا میخوابی چیکار میکنی و &#8230;چراغ سقفی رو زدم . خواستم بیشتر ببینمش . متوسط برای یه دختر ولی چشاش ! به قول بزرگ خان علوی ، چشمهایش &#8230;یه جورایی سبز عسلی بود و با بور موهاش یه هارمونی قشنگ ساخته بود . یاد شربت گل افتادم ، اون عکس معروف از دختر افغانهمینطور که داشت صحبت میکرد من به چشمهاش خیره بودمآقا آقا &#8230; گفتم بله . گفت خیلی ممنون . شما خیلی مهربونید . خجالت کشیدمبی اختیار دستش رو گرفتم و فشردم . سرشو انداخت پایین از خجالت . دستاشو ول کردم داشت ، هیجان داشت طفلیبقیه غذا رو هول هولکی پیچید و گذاشت کوله ش ، داشت زیپ کوله رو می بست که دستش گرفت به نوشابه ی رو کنسول و ریخت رومپریدم هوا . من داشتم شلوار رو از بدنم جدا میکردم اون میخواست پاک کنه کلا رفتیم تو هم . کمی حالت عصبی پیاده شدم خواستم عوضش کنم یادم اومد بارونی هم خیسه دوباره نشستم تو ماشین . رگباری داشت عذرخواهی میکرد اصلا امون نمیداد ، کمی صدامو بلند کردم ساکت شد . گفتم اشکالی نداره فدای چشای قشنگت . گونه هاش سرخ شد گفت تو این مدت خیلی ها سراغم اومدن ولی مث شما خیلی کم بوده . اصلا از من چیزی نخواستی تا حالا . اولش دو زاریم نیافتاد ، گفتم آخه بنده خدا چی داری ازت بخوامهمزمان که مخم راه افتاد دستش رو برد اونجا &#8230; دستشو گرفتم ، گفتم چیکار میکنی . گفت میخوام ازت تشکر کنم . با تندی گفتم نیازی نیست و چند تا حرفای پدر به پسری !بغ کرد منم از منبر رفتن خودم خوشم نیومد . می تونستم بهتر بیانش کنم . دستم رو انداختم دور گردنش و گفتم ما دوستیم . باشه ؟ کمی از اون حالت خارج شد . گفت باشهتقریبا سمت محله خودمون بودیم ، سر کوچه پیادش کردم گفتم منتظر بمون ، رفتم خونه و انباری هر چی لباس بلا استفاده بود رو کردم تو کوله و کلی خرت و پرت همراهشدوباره سوارش کردم و وسایل رو دادم بهش . نمی گرفت کلی اصرار کردم . یه موبایل داغون داشتم یه و یه خط قدیمی یه طرفه . شارژ کردم و دادم بهش . گفتم برای اینکه بعدا پیدات کنم . گفتم مدارکت همراهته ، گفت آره . ازش گرفتم به یه بهانه کمی بهش پول دادم و کنار یه پارک وایستادم . خواستم پیادش کنم اون چشمهاش نمی گذاشت گفتم بهش بیا ببرمت از این سرپناه شبانه ها . پول یه ماهتم میدم قبول نکرد . گفت شبا میان سراغ آدم !گفتم طفلی پس چیکار میکنی . گفت من میرم تو بیمارستان ها رو نیمکت اورژانس میخوابم هر شب . راهی یکی از بیمارستان ها شدم تو مسیر دستش رو گذاشت رو پام گفت ، ببین دفه پیش خواستم تشکر کنم گفتی دوستیم الان میخوام به دوستم حال بدم . خودمم دلم میخواد ازت خوشم اومدهگفتم دختر جان من هنوز تو رو نمی شناسم اصلا منطقی نیست باهات بخوابم . گفت همینجا تو ماشین یه حال کوچولو و سادهتسلیمش شدم اینبارفرداش مدارک رو بردم پیش دوستم با یه سرچ ساده متوجه شدیم که بنده خدا همه حرفاش درسته . مصمم شدم کمکش کنم . با چند تا از این انجمن ها مشورت گرفتم و بالاخره ، یه سرپناه و یه کار تو فرشبافی چند روز پیش بهش گفتم حالا وقت تشکره ها ! زد پشتمو گفت تو مگه برای تشکر من این کار ها رو کردی ! خخخخودشم می دونست شوخی میکنم باهاش چون قراره نامزد کنه &#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d8%aa%d9%86%da%af%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85-%da%a9%d9%87-%d9%86%da%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173623</post-id>	</item>
		<item>
		<title>محل کار رویایی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:52:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استرسی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بمونید]]></category>
		<category><![CDATA[پاشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوبهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[زدیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودند]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته:]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[توی جمع میرفتم زیر پتو فیلم سکسی و داستان میخوندم مثلاخوابم. روزی 3 وعده میزدم. یادمه حتی معلما جریمه میدادن واسه درسی وقتی بر میگشتم خونه موقع سکسی جریمه نوشتن واسه انرژی و ریکاوری یه شاه کس دست حداقل میزدم. خلاصه جقی کاملی بودم. توی زنگای تفریح به روش های نوین جق کونی فکر میکردم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>توی جمع میرفتم زیر پتو فیلم سکسی و داستان میخوندم مثلاخوابم. روزی 3</h2>
<p>وعده میزدم. یادمه حتی معلما جریمه میدادن واسه درسی وقتی بر میگشتم خونه موقع سکسی جریمه نوشتن واسه انرژی و ریکاوری</p>
<h3>یه شاه کس دست حداقل میزدم. خلاصه جقی کاملی بودم. توی زنگای</h3>
<p>تفریح به روش های نوین جق کونی فکر میکردم مثلا درز لای مبل هم منو تو فکر فرو میبردالانم که دارم</p>
<h4>این جنده جق نامه رو مینویسم قبلش با روش ابداعی توسط</h4>
<p>یکی از جقرای معروف و به پستون نام شهرمون زدماصلا لذتی که تو جق هست تو کس نیستجوری که من به</p>
<h5>دستم بیشتر کوس از یه دختر حس دارم حتما میپرسین چطور؟</h5>
<p>. . . یادمه یه روز گرم تابستون بود و ما توی شهر جا (جا، یه شهر خیالی) زندگی میکردیم (البته الان سکس داستان تو شهر گا</p>
<h6>هستیم خیلی توریستیه و تقریبا هر کسی رو ایران سکس بشناسی حداقل</h6>
<p>یه بار به گا رفته) خلاصهبا یکی از دوستای جقی البته جقی اصیل نیست، برنامه گذاشتیم که یکم به دستامون استراحت بدیم. زنگ زدیم به یکی از رفیقا که توی امر کس کش یابی حرف اول رو توی شهر جا میزنه و ازش شماره یه کس کش خوب رو گرفتیم و در ادامه صحبتاش گفت: وقتی جواب داد اسم رمز باید بگیگفتیم خو اسم رمز چیه؟ گفت بگین حسین نقاش هستم بعد این که قطع کردیم همونجا از شدت هیجان یه دست جق مرتب زدیمو زنگ زدیم به طرف بوق اول نه بوق دوم جواب داد. گفتم : سلام حسین نقاش هستمگفت : آقا حسین در مارو چه رنگی میکنی (از اونجایی که به ما تا اسم رمزو فقط گفته بود یه کیرم فرق کلت به کس کش یابمون نثار کردم)گفتم : چه رنگی شما مدنظرتون دارید؟ گفت فعلا قرمز بزنید خوبهگفتم خوبه همون قرمزو کی بزنیم؟ گفت امروز ساعت 6 برین سر میدان جااز اونجایی که کس بدون مکان امکان نداره و ما از بی مکانی شدیدا رنج میبوردیم استرسی شدمو شلوارو کشیدم پایین با کالیبر تنگ شده دست یه دست جق سرعتی زدم و ریز کشیدم بالا و مغزم کار کردویهو یادم امد ممد جاکش از قدیمی های شهر جا میتونه کمکمون کنه گوشی رو گرفتم دستم زنگ زدم بهش بوق اول نه بوق دوم جواب دادالو ممد؟ امشب یه جا واسمون بکشدیدم صداش نمیاد دوباره گفتم الو ممد؟گه یه زنه دیدم میگه نوبت شما در صف 23 میباشد لطفا شکیبا باشید&#8230;. نوبت شما در صف شماره 22 میباشد ممنون از صبر وشکیبایی شما&#8230;.. نوبت شما در صف&#8230; 1میباشد&#8230; پاسخگوی 218 بفرمایید +سلام یه جا میخواستم -تعداد خواب رو مشخص کنید +بی خواب هم باشه در حد حال خوبه-خدمات فول میخواید+خانوم یه مربع در نظر بگیر 2تا استوانه دو سه تا دایره -خوب؟ +هیچی جمله بساز باهاشون، خو یه جا بده 1ساعت میخوایم بکونیم دیگه-کیییر خرمایی کوووس نگو (بی اعصاب بودن از صفات بارز امام بود، بعد در ادامه فرمایششون فرمودند) -لطفا ابتداع 200هزارتومان واریض فیش واریزی رو اس ام اس سپس همکاران ما آدرس رو برای شما ارسال میکنن. تالاپ قطع کرد. ممد جاکش هم به یه جا رسید اما ما هنوز از جق برق اتاقمونم نمیتونم تامین کنیم. بعد از واریز وجع و فرستادن فیش واریزی آدرس محل رو واسمون فرستادن. . ساعت 5 بود که پاشدیم رفتیم سمت آدرس و ساعت 6 سر میدان جا بودیم برای نقاشی ببخشید برای سوار کردن کسبه طرف ایستگاه جا رفتیم کهدیدیم یه کس پلنگ قد بلند سینه 85 اصل فلاند در حد بی رنگ بی ضربه زاپاس خشک با یه بارونی قرمز و یه بوت بلند مشکی بغل استگاه وایستادهرفتیم بقلش ترمز زدیم :سلام حسین نقاشم واسه رنگ زدن در مزاحم میشم که گفت ما دیروز رنگ زدیمگفتم مگه میشه ما هماهنگ کردیم امروز رنگ بزنیم که بحث بالا گرفتاصلا کار دزدی بین اوستا کارا چقدر زیاد شدهتو همین فازا بودیم که یه گولاخ امد بقل ماشین. شما حسین نقاشی؟ از اونجایی که میترسیدم بگم آره کونم بزاره و میترسیدم بگم نه بازم کونم بزاره گفتم هرجور شما صلاح بدونین من همونمکه گفت گوه نخور پشتم بیاخلاصه ماهم پشتش راه افتادیم و از کوچه پس کوچه ها گذشتیم و جلوی یه در حلبی توقف کرد. ما هم پشتش زدیم روترمز گفت بمونید الان میادبعد گذشت 5 دقیقه امدیه کس همرنگ اوباما که شکل کس اسب تازه کیر خر خورده ای که با صاف کاری اوس اکبر هم صاف نمیشدو رنگ و ضربه زیاد داشت و با موهای گوسفندی حجیم همراه با لاک قرمز بود امد و سوار ماشین شد. . . . ادامه دارد&#8230; نوشته: نیتمار		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173578</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:54:59 by W3 Total Cache
-->