<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>باشنيدن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%86%d9%8a%d8%af%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:19:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>باشنيدن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس زوج خوشبخت بیرون از خانه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Nov 2019 18:11:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاي]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[بابايي]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[باصداي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاقش]]></category>
		<category><![CDATA[توشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشايند]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاري]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبابا]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[کردممحکم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[مهرباني]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[نادرست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نيستاون]]></category>
		<category><![CDATA[همتونو]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيه]]></category>
		<category><![CDATA[وبابام]]></category>
		<category><![CDATA[وخنديد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده، مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان</h2>
<p>بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده،</p>
<h3>مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود</h3>
<p>ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه مرد فوق الاده است.هر کسي اونوديده ومي شناسه اين حرف منو تاييد</p>
<h4>ميکنه.نه جنده تنهامن و همه زناي فاميل بلکه تمام مردا يا</h4>
<p>اصلا همه ادمايي که اونو مي پستون شناسن عاشقش هستن.موهاي جوگندميش رو پيشونيش ميريزه وازيه طرف به سمت عقب برميگرده،برق چشماش</p>
<h5>آدمو ميگيره کوس و با نگاهش به آرامش بهم ميده،کلامش پر</h5>
<p>از لطافت ومهربانيه .هميشه خوش تيپ هاي کلاس ميگرده. بوي عطرهاي فرانسويش زنا را ديوانه ميکنه.همه همکلاسيام دوستش دارن واز من ميخوان سکس داستان که به بابام</p>
<h6>معرفيشون کنم وبابام با مهرباني اونا روشيفته خودش ایران سکس کرده. خانم</h6>
<p>ورزشمون به بهانه ديدن بابام منو به شرکت اون ميرسونه تا چند دقيقه باهاش صحبت کنه و به آرامش برسه اينارو خودش بهم گفته.خلاصه يه جنتل من واقعيه فوقالاده است. اون عاشق مامانمه و وقتي مامانم 14ساله بوده و بابام16 عاشق هم ميشن و توهمون سن ازدواج ميکنن منم بعد از يکسال به دنيا ميام.بابام خيلي دوستم داره به خاطر همين ديگه بچه نميخواد.يه روز رفتم دستشويي. توشرتم خون ديدم. خيلي ترسيد.م حالم عوض شده بود. تاحالا اين حالو نداشتم.از پرده دخترا شنيده بودم فکر ميکردم پاره شده تا صبح به هيچکي هيچي نگفتم.تا رسيدم مدرسه بدوبدو رفتم داخل دفتر و با خانم ورزشمون صحبت کردم.محکم منو بغلش گرفتو بوسيدمو گفت نترس عزيزم داري بزرگ ميشي وبا آبو تاب برام توضيح داد که اين اولين پريودته به مامانت بگو خودش بلده چکار کنه. و اون روزو برام مرخصي گرفتو منو فرستاد خونه گفت خودم با مامانت صحبت ميکنم.مامانم غذاي گرم برام درست کردو بهم اعتماد به نفس داد که بزرگ شدي وبايد بتوني خودتو کنترل کني وگرنه کار دستت ميده وخنديد. من خيلي نفهميدم منظور حرف آخرش چيه. بابام که اومد خونه من خواب بودم ولي ميدونستم که تا داخل خونه ميشه مامانمو بغلش ميکنه و با لباي مهربونش بهش آرامش ميده اين کاراوناروخيلي ديده بودم،فردا موقع صبحانه مامنم به بابا گفت امير مهسا ديگه اون دختر کوچولويه شيطون نيست،اون ديگه بزرگ شده.بابا با اون چشاي خشکلش که دل همه رو ميبرد بهم نگاه کردو گفت آره عزيزم. منم گفتم آره بابايي. ده روزي ازين ماجرا گذشت تا اينه حالم تغيير کرد مامان راست ميگفت بزرگ شده بودم به مردا وپسرا طور ديگه نگاه ميکردم سينه هاي مامانو نگاه ميکردمو يکي دو بار هم باسينه هاي خانوم ورزشو مامان بازي کردم وباهاشون صحبت کردم باشنيدن کوچکترين حرف سکسي وسط پام خيس ميشد.بيشتر وقتمو با بابايي ميگذروندمو باهاش خوش بودم بابا همش قربون صدقم ميرفتو بوسم ميکردمنم خودمو بيشتر بهش نزديک ميکردم.بابا متوجه تغيير حالم شده بود.دوس داشتم مثل ماماني باهام رفتار کنه.يه روز که مامان خونه نبود ومن خيلي حوصلم سر رفته بود،لباسي رو که بابابرام خريده بود يه شلوارک کوتاه سفيدو يه بلوز بدون استين صورتي پوشيدمو اون که تواتاقش پشت ميزکارش نشته بودازپشت چشاشو بستم اونم دستاشو گذاشت رودستامو نزديک دهنش کردکه ببوسه ولي من فرار کردم و اون افتاد دنبالم يه کمي توحال بازي کرديم ومن دويدم سمت اتاقم وروي تخت به شکم دراز کشيدم اونم دنبالم اومد. دوس داشتم محکم بغلم کنه و همديگه رو غرق بوسه کنيم که گرماي دستش رو روي پاهام احساس کردم بعدهم بايه بوس لباشو به انگشتاي پام چسبوندواروم اروم تمام بدنمو ليس زد و بوسيد.بدنم داغ داغ شسده بود که اساس کردم کسم منفجرشد.نشست رو تختمو بلندم کرد مثل هميشه چسبوند به سينش واروم صورتمو بوسيدو گفت چطوري گلم باصداي لرزون و چشماي گريون محکم بغلش کردم و گفتم عاشقتم بابايي&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177222</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی رایلنه حسابی ساک میزنه و به پسرش میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 09:13:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهي]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاي]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامه]]></category>
		<category><![CDATA[بابايي]]></category>
		<category><![CDATA[باخودش]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[باصداي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پيچيده]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاقش]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلش]]></category>
		<category><![CDATA[توشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشايند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتني]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاري]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبابا]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[کردممحکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعه]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مهرباني]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونش]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميريزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نادرست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاي]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نياورد]]></category>
		<category><![CDATA[نيستاون]]></category>
		<category><![CDATA[همتونو]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيه]]></category>
		<category><![CDATA[وبابام]]></category>
		<category><![CDATA[وبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[وخنديد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده، مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان</h2>
<p>بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده،</p>
<h3>مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود</h3>
<p>ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه مرد فوق الاده است.هر کسي اونوديده ومي شناسه اين حرف منو تاييد</p>
<h4>ميکنه.نه جنده تنهامن و همه زناي فاميل بلکه تمام مردا يا</h4>
<p>اصلا همه ادمايي که اونو مي پستون شناسن عاشقش هستن.موهاي جوگندميش رو پيشونيش ميريزه وازيه طرف به سمت عقب برميگرده،برق چشماش</p>
<h5>آدمو ميگيره کوس و با نگاهش به آرامش بهم ميده،کلامش پر</h5>
<p>از لطافت ومهربانيه .هميشه خوش تيپ هاي کلاس ميگرده. بوي عطرهاي فرانسويش زنا را ديوانه ميکنه.همه همکلاسيام دوستش دارن واز من ميخوان سکس داستان که به بابام</p>
<h6>معرفيشون کنم وبابام با مهرباني اونا روشيفته خودش ایران سکس کرده. خانم</h6>
<p>ورزشمون به بهانه ديدن بابام منو به شرکت اون ميرسونه تا چند دقيقه باهاش صحبت کنه و به آرامش برسه اينارو خودش بهم گفته.خلاصه يه جنتل من واقعيه فوقالاده است. اون عاشق مامانمه و وقتي مامانم 14ساله بوده و بابام16 عاشق هم ميشن و توهمون سن ازدواج ميکنن منم بعد از يکسال به دنيا ميام.بابام خيلي دوستم داره به خاطر همين ديگه بچه نميخواد.يه روز رفتم دستشويي. توشرتم خون ديدم. خيلي ترسيد.م حالم عوض شده بود. تاحالا اين حالو نداشتم.از پرده دخترا شنيده بودم فکر ميکردم پاره شده تا صبح به هيچکي هيچي نگفتم.تا رسيدم مدرسه بدوبدو رفتم داخل دفتر و با خانم ورزشمون صحبت کردم.محکم منو بغلش گرفتو بوسيدمو گفت نترس عزيزم داري بزرگ ميشي وبا آبو تاب برام توضيح داد که اين اولين پريودته به مامانت بگو خودش بلده چکار کنه. و اون روزو برام مرخصي گرفتو منو فرستاد خونه گفت خودم با مامانت صحبت ميکنم.مامانم غذاي گرم برام درست کردو بهم اعتماد به نفس داد که بزرگ شدي وبايد بتوني خودتو کنترل کني وگرنه کار دستت ميده وخنديد. من خيلي نفهميدم منظور حرف آخرش چيه. بابام که اومد خونه من خواب بودم ولي ميدونستم که تا داخل خونه ميشه مامانمو بغلش ميکنه و با لباي مهربونش بهش آرامش ميده اين کاراوناروخيلي ديده بودم،فردا موقع صبحانه مامنم به بابا گفت امير مهسا ديگه اون دختر کوچولويه شيطون نيست،اون ديگه بزرگ شده.بابا با اون چشاي خشکلش که دل همه رو ميبرد بهم نگاه کردو گفت آره عزيزم. منم گفتم آره بابايي. ده روزي ازين ماجرا گذشت تا اينه حالم تغيير کرد مامان راست ميگفت بزرگ شده بودم به مردا وپسرا طور ديگه نگاه ميکردم سينه هاي مامانو نگاه ميکردمو يکي دو بار هم باسينه هاي خانوم ورزشو مامان بازي کردم وباهاشون صحبت کردم باشنيدن کوچکترين حرف سکسي وسط پام خيس ميشد.بيشتر وقتمو با بابايي ميگذروندمو باهاش خوش بودم بابا همش قربون صدقم ميرفتو بوسم ميکردمنم خودمو بيشتر بهش نزديک ميکردم.بابا متوجه تغيير حالم شده بود.دوس داشتم مثل ماماني باهام رفتار کنه.يه روز که مامان خونه نبود ومن خيلي حوصلم سر رفته بود،لباسي رو که بابابرام خريده بود يه شلوارک کوتاه سفيدو يه بلوز بدون استين صورتي پوشيدمو اون که تواتاقش پشت ميزکارش نشته بودازپشت چشاشو بستم اونم دستاشو گذاشت رودستامو نزديک دهنش کردکه ببوسه ولي من فرار کردم و اون افتاد دنبالم يه کمي توحال بازي کرديم ومن دويدم سمت اتاقم وروي تخت به شکم دراز کشيدم اونم دنبالم اومد. دوس داشتم محکم بغلم کنه و همديگه رو غرق بوسه کنيم که گرماي دستش رو روي پاهام احساس کردم بعدهم بايه بوس لباشو به انگشتاي پام چسبوندواروم اروم تمام بدنمو ليس زد و بوسيد.بدنم داغ داغ شسده بود که اساس کردم کسم منفجرشد.نشست رو تختمو بلندم کرد مثل هميشه چسبوند به سينش واروم صورتمو بوسيدو گفت چطوري گلم باصداي لرزون و چشماي گريون محکم بغلش کردم و گفتم عاشقتم بابايي&#8230;ؤآقعا&#8221; عاشقش هستم. دستاش خيلي مهربون و دوست داشتني اند. فهميده بود ارضا شدم (به ارگاسم رسيدم) خوب بلده چطوري خانما رو آروم كنه. پشتمو مالش داد و منو به سينش چسبوند. اينقدر خوش گذشت كه نفهميدم كي خوابم برد.وقتي بيدار شدم خونه نبود. تو اين فكر بودم كه به مامان چي بگم. تصميم گرفتم در اين مورد با هيچ كسي حرف نزنم الا باخودش يعني بابايي. دلم براش تنگ شده بود ودوس داشتم زودتر بياد وبپرم توبغلش. يه دوش گرفتم و خودمو حسابي تميز كردم وحال اومدم بابا بايد بدونه معني اين كارا را خوب ميدونم. شايد با هم راحتتر باشيم. تصميمو گرفته بودم و عاشقش شده بودم. دوريش برام مثل مرگ بود. با حوله رفتم تواتاق خودم ديدم رو به پنجره با موبايلش به مامان ميگه آخر شب ميايم دنبالت يه كم با مهسا كار داريم و برگشت به من نگاه كرد و يه چشمك خوشكل زد منم چوابشو دادم اين كار هميشگيمونه ولي اين بار خيلي با ناز اين كارو كردم و مثل مامانم گفتم امير جان برام لباس بيار لخت لختم. (هميشه مامان كه از حموم بيرون ميومد اينو ميگفت وبابا لباسايي كه اماده كرده بود را براش ميبرد و بعد يه يه مدتي خيس خيس از حموم ميومدن بيرون. خوش به حال ماماني بود.) بابا با صداي متعجب گفت دخترم من بابايي ام امير جان نيستم . من كه فهميدم تند رفتم با ناز واشوه بيشتر گفتم ولي من دوس دارم امير باشي نه بابايي من ديگه بزرگ شدم و خيلي خيلي خيلي دوستون دارم. بابا اومد جلو و منو با حوله اي كه دور خودم پيچيده بودم بلند كرد وتوبغلش به سمت پذيرايي برد چشام وبعد لبامو بوسيدو گفت خيلي زود ميخواي جاي مامانتو بگيري عزيزدلم . منم گفتم دلم خيلي دو ستون داره دست خودم نيست. گفت ميدوني وقتي يه نفرو دوست داري يعني چي؟ نه يعني چي؟ يعني اونم تو رو خيلي خيلي دوست داره مخصوصا اگه بابايي باشه حالا بشين اينجا تا برم برات لباس بيارم گل خوشكلم.منو رو مبل سه نفره گذاشتو رفت. همين يه لحظه را هم نمي خواستم ازش دور باشم ولي منتظرش شدم بعد چند دقيقه ديدم صدا زد مهسا و وارد سالن شد و گفت از اين لباسا هم داري؟ يه شرت و سوتين set كرم رنگ دخترونه ناز كه تازه مامان خريده بود، دستش بود. اونارو داد به منو رفت تو اتاقش سريع لباسا رو پوشيدمو حوله رو انداختم رو دوشمو رفتم جلو در اتقش ايسادمو گفتم خانم شدم بابايي؟ بدون اين كه چيزي بگه حمله كرد به من و من فرار كردم(كار هميشگيمونه ) دويدم تو اتاق خوابشون درو بستم و محكم گرفتمش با يه زور كوچك درو باز كردو اومد تو منو بغل كردو گذاشت رو تختخوابشونو شرو كرديم به بوس بازي عشق بازي ولي بابا فقط از رو دوست داشتن منو مبوسيد ولي من كاملا حشري شده بودم. اونم خوب اينو فهميده بود. برا همين تمام بدنمو بوسيد از رو لبا شرو كرد گردنو گلو سينه هامو از رو سوتين و با زانوش كسمو فشار ميداد كه خيلي حال ميداد اينقد ادامه دا تا ارضا شدم و ديگه صدام در نميومد . از زانوم شرو كرد و تمام رونمو تا نزديكاي كسم ليسيد وبوسيد داغي نفسش رو روي كسم احساس مي كردم دو باره صدام در اومد گفتم اييييييييييييي بابايي دوست دارم ديدم بيشتر همونجا رو ميخوره خيلي حال ميداد داشتم از لذت ميمردم. اصلا نمودونستم چي ميگم و چكار ميكنم فقط ميدونم خيلي تكون ميخوردم خودمو به بابا ميمالوندم دستمو بردم روشرتم ديدم خيسه خيسه وشرو كردم به ماليدن حالم خراب بود نميدونستم چكار ميكنم اينقد ماليدم كه دوباره لرزيدمو بيحال شدم. شرو كردم گريه كردن همونطور كه خوابيده بودم بابايي بغلم كردو صورتمو كه پر اشك بود بوسيد و اشكامو ليس ميزد. اينقدر دوسش دارم كه باور نمكنم بابامه. هيچ وقت به روم نياورد و با رفتارش فهموند كه بايد بتونم خودمو كنترل كنم حالا ديگه معني همه چيزو ميدونم.وبراي اينكه كار اشتباهي نكنم مطالعه ميكنم وازش هر چي بخوام ميپرسم.من ارزش خودمو خوب ميدونم وبرا اينكه همه ما فرق انسان و حيوان را بدانيم ومانند انسانهاي كامل رفتار كنيم و با احساس هيچ كسي بازي نكنيم اينهارا نوشتم. اميدوارم پدر مادرا اين حقيقت را درك كنند كه نياز جنسيي كه خودشون دارند پچه هاشون هم دارند كه ممكنه اونارو به جاهاي خيلي بد بكشونه.مراقب رفتارمون باشيم &#8230;&#8230;&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176848</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس پشت کامیون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارت]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاماسم]]></category>
		<category><![CDATA[سينههاي]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدي]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم</h2>
<p>كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم</p>
<h3>تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي</h3>
<p>من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر كوچيكه مريلا بود 4 سال ازش كوچيكتر بود من موقع خواستگاري برادرم</p>
<h4>دانشگاه جنده بودم شهر خودمون نبودم. به من زنگ زدن كه</h4>
<p>هفته بعد عقد اشكان داداشمه منم پستون خوشحال مرخصي گرفتم اومدم روز عقد توي محضر ديدم به به مريلا با يه</p>
<h5>دختر جيگرتر کوس از خودش كه بعدا فهميدم دخترخاله اش بوده</h5>
<p>وارد محضر شدن با ديدن مريلا فكم افتاد پيش خودم گفتم كه حتما اومدن نوبت بگيرن يا حتمان اوانهم فاميلي دوستي واسه سکس داستان عقد دارن كه</p>
<h6>ديدم رفت سمت داداشم دست دادن حال واحوال ایران سکس من كه</h6>
<p>با ديدن اين صحنه شاخم سبز شده بود حسابي جا خوردم از داداشم پرسيدم كه اين كي بود اشكان جواب داد كه اين خواهرزنم ديگه خواهر ماراله من با شيندن اين حرف داداشم تو كونم عروسي بود كلي خال كردم پيش خودم گفتم دارم برات عزيزم خلاصه ما رفت امدمون زياد شد خونه داداشي چون ميدونستم كه مريلا جونم زياد ميره خونه اشكان يه روز كه دعوت بوديم خونه داداشم مريلا هم اونجا بود اخه بدليل سن كم زن داداشم اون توي پخت پز كمكش ميكرد شام كه خورديم همه توي حال نشسته بوديم (البته بگم كه مريلا يه دختر تقريبا سبزه با سينه 70 قد 167 و يه كمر بازيك كون گرد تقريبا بزرگ يه هيكل مناسب واسه سكس عالي) مريلا روبري من نشسته بود يه دامن تقريبا كوتاه تا زير زانو با يه پيرهن استين كوتاه جوري نشسته بود كه من شورت قرمزش ميديدم ولي از ترس مامانم تابلو نگاه نميكردم وقتي كه بلند شد اومد ظرف ميوه ببره من بهش گفتم دمت گرم پس پرسپوليسي بودي كه تحويل نميگرفتي(اخه من استقلاليم) گفت تو از كجا فهميدي گفتم از رنگ شورتت فهميدم يه نگاه غضب الودي به من كردو رفت تو اشپزخونه از اين خرف من يه مدتي گذشت يه روز يه پيام واسم اومد كه راستشو بگو شورت منو كجا ديدي شمارش واسم اشنا نبود ولي اولش ترسيدم ولي دل به دريا زدم نوشتم كه وقتي اوي پات بود ديگه كه جواب داد پس چشم چروني هم ميكني منم گفتم كه خدت ميدوني كه دوست دارم اگه نگاهي كردم از روي عشقي بوده كه بهت داشتم خلاصه رفتم رو مخش قرار گذاشتم كه روزي كه خونه داداشم بود بگه كه منم برم اونجا. روز موعود فرا رسيد زنگ زد بهم كه بيا خونه اشكان كه ببينم چه مرگته منم رفتم از شانس بد من خونه پر ادام بود مهموني بود واسه خودش خلاصه از عصر كه ما اونجا بوديم تا اخر شب فقط يا پيام ميدادم بهش يا اينكه يواشكي يه ندايي ميدادم بهش كه دوست دارم از اين كس شعرا اخر شب كه همه رفتن بابام ابنا كه خواستن برن گفتن كه مريلا يبا ما كه داريم ميريم تورو هم ميذاريم در خونتون كه مريلا جواب داد من امشب ميمونم كه كه طبقه بالا بودم داشتام پايين ميومدم باشنيدن اين حرف مريلا سريع برگشتم رفتم تو اتاق اشكان خودم به خواب زدم بابام اومد بالا دو سه باري صدام زد من توجهي نكردم مامانم گفت ولش كن بذار همينجا مي خوابه چكارش داري رفتن تو همين افكار بودم كه خوابم برد يهويي با احساس دردي رو كونم از خواب پريدم ديدم اشكان با لگد داره من مسزنه ميگه گمشو برو پايين تو حال بخواب منم كه انگار جن ديده بودم از خواب پريدم يه بالشت با يه پتو برداشتم رفتم پايين؛ واي خداي من چي ميديدم مريلا با يه دامن كوتاه يه تاپ چسبون روي مبل نشسته بود داشت ناخن سوهان ميكشيد با ديدن من مثلا خودش جمع جور كرد يه اخمي كرد گفت گمشو بخواب بده واست تا اين موقع بيداري منم كه بدجوري خروده بود تو ذوقم گفتم چيه از بيداربودن من وحشت داري كه جواب داد اخه مگه تو چي داري كه من ارش بترسم گفتم اي يه چيزايي واسه گفتن دارم رفام ربروش دراز كشيدم دل به دريا زدم گفتم اشكان كه الان بغله ماراله تو نميخوايي بيايي بغله من عزيزم ديدم جواب داد الان وقاش نيست بذار خودم بيدارت ميكنم من فكر كردم كه شوخي ميكنه يا ميخواد جلو من كم نياره خلاصه من خوابم برد كه ديدم يه گرمايي كنار گوشم دارم حس ميكنم يه صداي شهوت الودي داره ميگه عليييييييييي بيدار نميشي وقتي چشامو باز كردم صورت مثل ماهش جلو چشام بود گفتم جانم عزيزم گفت كه بيدارشو گفت چيه گفت حالم بده گفتم چرا گفت رفتم بالا پتو بيارم كه صداي نفساي اشكان مارال ميومده الان حالم بده ولي توروخدا قول ميدي كه از رابطمون كسي باخبر نشه با گفتن اين حرف دستمو انداختم دور كمرشو محكو كشيدمش سمت خودم لباشو محكم مك زدم گفتم نامرد پس حالا درك ميكني من چي كشيدم چه زجري كشيدم ديدم گفت كه خره منم دوست دارم ولي چون ميدونستم كه داداش اشكاني جرات نداشتم ابراز علاقه كنم بهت و زبونشو تو دهنم كرد و شروع كرد به مكيدن همينجوري مه ميخورد لبامو منم شروع كردم از رو لباس به مالوندن سينه هاش وااااااااااي كه چه حالي ميداد؛ بعد خوابوندمش رو زمين لباشم خوردم بعد سرمو بردم زير گردنش ليس ميزدم گوششو كرد تم دهنم مك زدم اونم با دستا نازش كيرم گرفته بود باهاش بازي ميكرد من كم كم سرمو بردم پايين واي چي ميديدم عجب كسي داشت اين مريلاي من؛ پاشو دادم بالا شرتشو دراوردم جدا كسش زيبا بود دو دستي كسش باز كردم زبونم كشيدم وسط كسش چقدر داغ بود با تماس زبونم به كسش يه نفس عميق كشيد با دستاس سرم چسبوند به كسش منم كه تو حال خودم نبودم مثل قحطي ديده ها شروع كردم به خوردن كسش اونم ميگفت بخوووووووووووووووور اهههههههههههههه دارم ميميرم يه 10 دقيقه اي خوردم كسش گفتم من ميخوابم بيا برعكس بيفت روم من كست ميخورم توهم كيرم بخور بعد دارزش شدم اونم اومد روي من برعكس خوابيد كيروم با يه ناز و عشوه كه فقط از خودش ديدم كيرم كرد تم دهن وااااااااااااااااااااااااااييييييييييي كه عجب ساكي ميزد منم كسش ميخوردم زبونم ميكشيدم وسط كسش يه چند دقيقه اي كه داشتن كسش ميخوردم ديدم كسش فشار داد سمت پايين جوري كه نفس كشيدم واسم سخت بود از تكوناش فهميدم كه داره ارضا ميشه منم سرعتم بيشتر كردم كه از تكوناش فهميدم كه ارضا شده بعد خوابوندمش رو زمين افتادم روش شروع كردم به خوردن لباش گزدنش بعد يه كم سينههاي مثل بلورش خوردم حالش كه جا اومد گفتم كه ميخوام بكنمت پس روبه پايين بخواب عزيزم يه كم تف به كيرم زدم يه بالشت گذاشتم گفتم بخواب روي بالشت كه كونت بياد<br />
بالا كمتر اذيت بشي بعد سوراخ كونشم يه تف جانانه زدم كيرم گذاشتم رو سوراخ كونش گفتم شل كن كونتو بعد يه كم فشار دادم واييييييييييييي وقتي سر كيرم رفت تو عجب حالي پيدا كردم يه كم خودش جمع كرد گفتم تكون نخور تا كيرم تم كونت جا باز كنه يه كم مف شل كرد كيرم تا نصفه كردم تو كوووووووووووووووووونشششششششششش ديگه حالم دست خودم نبود خلاصه كم كم شروع نردم به تلمبه زدن مريلا هم يه تلمبه زدن من يه ريتم خاصي به كونش ميداد كه منو بيشتر حشري ميكرد مگفت بكننننننننننننن منو بكنننننننننننننننننننن من جنده توام من كوني تواااااااااااااااااااااااااام تا ته بكن تو كونمممممممممممممم پارم كننننننننننننننننننن يه 10 دقيقه اي تو اين حالت بوديم كه گفت نميكني تو كسم گفتم مگه اوپني گفت نه كسو خالت ارتجاعي داره تو بكن توش كاريت نباشه من اولش ترسيدم ولي وقتي پاشو داد بالا چشم خورد به اين كس ناز مظلومش دلمو به دريا زدم كيرم كردم توششششششششششششش واييييييييييييي كه چقد داغ بود كيرم كه كردم تو سرم بردم جلو صورتش شروع كردم به لب گرفتن ازش مريلا هم كه خيلي حشري شده بود پاهاش دور كمرم حلقه كرده بود ميگفت بكن منو بكن من كيييييييييييييييييييييييييييررررررررررر مي خوام واي كير كلفتتتتتتتتتتتتتتتت منم سرعتم بشتر كردم اونم ناله هاش بيشتر شده بود بهش گفتم من ابم داره مياد گفت نه تورو خدا منم دارم ارضا ميشم ميتوني تولش بدي تا منم ارضا بشم گفتم باشه يه چند ثانيه اي طئلش دادم با دستم شرئع كردم با بالاي كسش به بازي كردن تند تند چوچولشو ميمالوندم كه يهويي گفت حالا بزن تلمبه بزن منم شروع كردم كيرم تو كسش تكون دادن با دستش كمرم گرفته بود با يه ريتم خاصي كمر عقب جلو ميكيرد كه يهويي بدنش شل شد فهميدم كه ارضا شده منم كه داشت ابم ميومد كيرم بيرون كشيدم همه ابمو ريختم رو بدنش واي كه چه حالي داد اون شب بعد من رفتم دسشويي خودم پاك كردم اومدم توي حال يه گوشه اي خوابيدم. البته اينم بگم بعدا فهميدم كه مريلا كسش ارتجاعي نبوده به بار رقتي داشته خودش ارضا ميكرده ناكس زده خودشو ناكار كرده .اميدوارم كه از اين خاطره خوشتون اومده باشه (علي)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174725</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 01:04:13 by W3 Total Cache
-->