<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>باشهولی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87%d9%88%d9%84%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:10:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>باشهولی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دو تا زوج سکس ارجی میکنن و از اون هم برای شما فیلم میگیرن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Nov 2019 08:43:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اورجی]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بکنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبله]]></category>
		<category><![CDATA[بودحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودراستش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پردازی]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهائی]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانپارس]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خانومو]]></category>
		<category><![CDATA[خدادادی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کنیممن]]></category>
		<category><![CDATA[کیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتو]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسممن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[براتون تعریف کنم.میگم واقعی چون فیلم سکسی خودم کلا از داستان و داستان پردازی بدم میاد و طرفدار چیزیم که عینیت داشته.خوب میرم سر ماجرا. این ماجرا سکسی اوایل مهر ماه همین امسال اتفاق افتاد. شاه کس راستی همین اول بگم که کلیه اسامی رو به صورت مستعار مینویسم.من و دوستم حمید کونی همیشه تو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>براتون تعریف کنم.میگم واقعی چون فیلم سکسی خودم کلا از داستان و داستان</h2>
<p>پردازی بدم میاد و طرفدار چیزیم که عینیت داشته.خوب میرم سر ماجرا. این ماجرا سکسی اوایل مهر ماه همین امسال اتفاق</p>
<h3>افتاد. شاه کس راستی همین اول بگم که کلیه اسامی رو به</h3>
<p>صورت مستعار مینویسم.من و دوستم حمید کونی همیشه تو رویاهامون از سالها قبل دلمون میخواست که سکس همزمان داشته باشیم .منظورم</p>
<h4>اینه جنده که همزمان یه زن و بگاییم و همیشه بدنبال</h4>
<p>اون فرصت بودیم تا اینکه یه پستون روز دیدم حمید از سر کار اومد دنبال من بریم یه گشتی بزنیم.منم حاضر</p>
<h5>شدم.تو راه کوس بهم گفت سوپرایز داره برام اونم اینه که</h5>
<p>رفیق شخصیه سابقش که یه زن حدودا 33 ساله و بیوه بوده رو بعد از 3 سال دوباره پیدا کرده و همین سکس داستان الان باهاش 3</p>
<h6>راه تهرانپارس قرار داره که اگه بشه امروز ایران سکس بالاخره میتونیم</h6>
<p>همزمان عملیاتو انجام بدیم.اول رفتیم سراغ احمد یکی دیگه از رفقا چون برای نگهبانی به وجودش نیاز داشتیم.بعد سه نفری رفتیم سه راه مریم خانومو سوار کردیم.راستش خیلی ساده بود و برو روئی نداشت ولی هیکلش و خودش تمیز بود.خلاصه ما که مکان نداشتیم تصمیم گرفتیم بریم باغ پدر بزرگ احمد تو یکی از دهاتهای دماوند.خلاصه راه افتادیم.تو جاده اولش جو سنگین بود.هم من وهم مریم از هم خجالت میکشیدیم.ساعت حدود 8 رسیدیم باغ.هوا تاریک بود.حمید یواشکی بمن گفت اول خودش میره یه راه بکنه تو باغ بعدش که مخشو زد منم صدا میکنه .ما هم گفتیم اکی و با احمد تو ماشین نشستیم.راستی احمد چون خودش زن داشت و اهل وفا بود فقط بعنوان نگهبان و صاحب مکان اونجا بود و قرار نبود کاری کنه.خلاصه بعد حدود 20 دقیقه حمید اومد دنبالم گفت بیا که وقتشه ما هم یا علی گفتیم و رفتیم تو باغی که البته اتاقی نداشت و مجبور بودیم رو زیلو وسط باغ عملیات کبری 11 رو اجرا کنیم.خلاصه ما رفتیم و دیدم مریم لباساش تنشه و کز کرده.دیدم مث اینکه راضی نیست به من بده.حمیدم از اونجا که منو خیلی دوست داره و بیشتر از من سکس دونفررو شاکی شد و شروع کرد مخ مریم و زدن که این مانی بهترین رفیق منه و اگه بهش بدی انگار به من دادی و از این حرفا.خلاصه مریم بالاخره راضی شد ولی به حمید گفت که بره تا ما تنها باشیم.حمیدم یه چند متری رفت اون ور تر.منم سریع لخت شدم ولی دیدم مث مریم بازم دو دله.منم که دلم نمیخواست با زور کسی رو بکنم بهش گفتم اگه نمیخوای بمن بدی مجبور نیستی.اونم تو جواب گفت که دلش نمیخواد.منم که ضد حال خورده بودم حمیدو صدا کردم گفتم پاشو بریم مریم دلش نیست به من بده.اینبار حمید جدا قاطی کرد اومد مریم و بزور خوابوند کیرشو کرد تو دهنش بعدشم به من اشاره کرد که شروع کنم.مشکل اصلی تازه شروع شده بود.بله تاریکی باغ تواون ساعت که نه کیر کسو میدید نه کس کیرو.خلاصه با بدبختی و نور موبایل کس مریم و دیدم.ایول داشت باد کرده و شش تیغ و تمیز.منم که این اولین سکس غیر همجنسبازیم بود سریع تپوندم توش.مریم که حالت سگی داشت از دو جبهه مورد حمله قرار گرفت.کیر حمید تو دهنش و کیر منم تو کسش.راستش من همیشه فکر میکردم که کون یه چیز دیگس ولی حالا که برای اولین بار کس میکردم دیدم که در اشتباه بودم.کسش داغ بود و همینطور عضله هائی داشت که کون اونارو نداره و کیرو حسابی ماساژ میداد.خیلی حال میداد.مریم بیچاره که حالا کیر تو دهن بود فقط ناله میکرد منم که تند تند تلمبه میزدم آه آه میکردمو و حمیدم که این وسط به زر زر افتاده بود و یه دم حرف های سکسی میزد.یه چند دقیقه بهمین حالت بودیم با اشاره حمید فهمیدم وقت رسیدن به آرزومونو.مریمم که حالا اصلا نه نمیگفت.حمید پرسید میخوام زیر باشم یا رو.خب منم که حالا مزه کس زیر دندون کیرم رفته بود گفتم زیر.خلاصه ما خوابیدم مریمم رو من حمیدم اون بالا رو هر جفتمون.وای که چه حالی میداد وزن هر دوتاشون رو من بود ولی من تو یه عالم دیگه بودم.کیر من تو کسش بود کیر حمیدم تو کونش.مریمم همش ناله میکرد که خسته شده و سردرد گرفته ولی گوش شنوا کجا بود.مث دو تا گرگ گرسنه فقط میتپوندیم توش.جاتون خالی.حالا می خواستیم موقعیتو عوض کنیم.من کردم تو کونش و حمیدم تو کسش.راستش کونش به اندازه کسش حال نمیداد ولی من که آمپرم رو 100 بود فقط میکردم.بیچاره احمدم که 1 ساعتی تو ماشین منتظر بود چند دقیقه به چند دقیقه بوق میزد.ولی کون لقش.ما الان تو اروپا بودیم یا بهتر بگم کیرمون تو اروپا بود.حالا نوبت ساک بود همینطور که حمید با حشر بالا میکردش منم کیرنازمو کردم تو دهنش ولی اصلا خوب ساک نمیزد.حال نکردم.آب حمید برای بار دوم اومد.حالا وقتش بود که تنهائی بکنم تو کس تمیز مریم جونم.حالا نکن کی بکن.منم که خدادادی آبم حسابی دیر میاد.دیگه مریم به التماس افتاده بود که بابا مردم خسته شدم سرم ترکید.ما هم بهش میگفتیم خفه کجا دوتا جوون خوشگل پیدا میکنی که اینقدر مشتی بهت حال بدن.اون شب هر روشی رو که تو فیلما دیده بودم رو مریم اجرا کردم.آخرشم که آبم داشت میامد ریختم لای پاش.اونم بیچاره هیچی نگفت فقط مجبور شد شورتشو که لای پاش بود همونجا بندازه دور که 2 ماه بعدم که رفتیم دوباره همونجا با هم سه نفری شورتشو دیدیم کلی خندیدیم.موقع برگشتن مریم اصلا آدم اول نبود.خیلی باهام صمیمی بود.راستش یواشکیم بهم گفت که شمارمو بهش بدم چون دیگه بنمیخواد با حمید باشه.ولی خوب من اهل نامردی نبودم و قضیه رو پیچوندم که حمید نفهمه که ناراحت شه.راستش فکر نمیکردم اینقدر خوش شانس باشم که تو تولین تجربه سکسیم یه همچین سکس با کیفیت و بیاد موندنی و مجانی داشته باشم.راستش احساس غرور میکردم.قبلا چند بار تو فیلم های آمریکائی دیده بودم تا وقتی پسری کس نکنه و آبشو نریزه مرد نشده.خب اون شب منم مرد شدم..بعد از اون یه بار دیگه هم با مریم سکس سه نفره داشتیم که ایندفعه تو چادر بود.اگه حوصلم گرفت اونم بعدا مینویسم.فعلا بای رفقا.چاکریم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177330</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم تین کییرشو میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:03:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[التماسش]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حشریتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عکسهای]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[مامایی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نبوددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هستاون]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشته]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Zf12VGyk8pXy3_MMnMc12Q/023/667/328/v2/1280x720.238.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" title="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>من بی غیرتم من نزدیک فیلم سکسی 2ساله با سایت شما اشنا شدم ولی بیشتر داستانها رو نگه داشتم خب زیاد از بحث خارج نشیماز بدن خواهر سکسی زنم بگم یه بدن کاملا سکسی کونه شاه کس خوشتراش وسینه های بلوری من از اول ازدواجم با خانمم از خواهرزنم خیلی خوشم میومد کونی ولی اختلاف [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Zf12VGyk8pXy3_MMnMc12Q/023/667/328/v2/1280x720.238.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" title="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" decoding="async" /></p><h2>من بی غیرتم من نزدیک فیلم سکسی 2ساله با سایت شما اشنا شدم</h2>
<p>ولی بیشتر داستانها رو نگه داشتم خب زیاد از بحث خارج نشیماز بدن خواهر سکسی زنم بگم یه بدن کاملا سکسی</p>
<h3>کونه شاه کس خوشتراش وسینه های بلوری من از اول ازدواجم با</h3>
<p>خانمم از خواهرزنم خیلی خوشم میومد کونی ولی اختلاف خانوادم نشد با اون ازدواج کنم چون یه بار ازدواج کرده بود</p>
<h4>واز جنده شوهرش جدا شده بودراستی اسم خواهرزنم سارا هستاون رشته</h4>
<p>مامایی و در بیمارستان شهرمون کار پستون میکنهیه روز که رفته بودم خونه مادر زنم اونم اونجا بود وتازه از کار</p>
<h5>اومده بودرفتم کوس بیشش و سلام کردم اون گفت که خسته</h5>
<p>هست و باید استراحت کنهاخه قرار بود شب بره سر کار منم گفتم باشه رفتم اطاق برادر زنم و نشستم بای سیستمداشتم سکس داستان عکسهای خانوادگیمون رو</p>
<h6>میدیدم ناگهان یه فکر شیطانی به سرم زدتو ایران سکس این فکر</h6>
<p>بودم که چجوری با این هوریه بهشتی سکس کنمولی از یه طرف هم نمیشد اخه خانواده مادرزنم خیلی غیرتی هستنحتی من جلوی بدر زنم با خانم هم شوخی نمیکنمخلاصه یواشکی رفتم در اطاق رو باز کردم دیدم داره با تلفن صحبت میکنه و دستش روی سینش بود وداشت با سینش بازی میکرد دلم هری ریخت نمیدونم کی بشت خط بودیه فکری به سرم زد گفتم بهتره ازش فیلم بگیرم تا بتونم راحتتر مخشو بزنماون اصلا حواسش به من نبوددیدم دستش رو برد زیر بلوزش وبا سینش بازی میکرد دیگه طاقت نیاوردم میخواستم برم تو ولبش رو بخورماما نمیشدمن رفتم تو اطاق وبعد از 30دقیقه اومد برای نهارموقع نهار بهش گفتم مثل اینکه تلفن مهمی داشتی فورا جا خوردوگفت نه در مورد کار بود قراره برای اعزام برم شیرازگفتم اره انگار کارش خیلی هم مهمهدیدم زود عصبانی شد و گفت به تو ربطی نداره خانمم ناراحت شد گفت چته با شوهرم درست صحبت کن که ناراحت میشه منم گفتم بی خیال خبری نیستخلاصه اون روز گذشت و فردا بهش بیام دادم و گفتم فیلم خیلی قشنگ بود روزی 100بار نگاه میکنمزودی زنگ زد و گفت سریع بیا بیمارستان کار دارم باهاتمنم نرفتم وقتی دید که نرفتم بیمارستان به زنم زنگ زدو گفت که به من بگه که برم بیششمنم رفتم بیشش تا منو دید یه کشیده خوابوند تو گوشمخیلی جا خوردم گفتم تمام نقشم به هم ریخته ترسیدم شاید به زنم گفته باشهولی نه اینطور نبود گفت فردا میاد بیشممنم تو کونم عروسی بود فردا زنم رو بردم خونه مادرش گفتم جایی کار دارم زود میامرفتم خونه وخودمو آماده کردم 30دقیقه بعد تک زنگ زد رفتم دم در اوردمش توگفت اول فیلمو ببینم منم نشونش دادم گوشی رو برداشت وگفت این مال من میشه باهات حساب میکنممنم گفتم باشه بیا زود شروع کنیم تا کسی نیومده اون هم گفت مدتها تو نخ من بوده ولی روش نشدهلبم رو گذاشتم رو لبش تا جایی که تمام رژ لبش باک شد گفت بسه دیگهمنم دستم رو گذاشتم روی سینش وفشار میدادمیه جیغ کوچولو زد تازه فهمیدم دردش اومدهمانتوشو در اوردمبرای بدن بلوریش لحظه شماری میکردم شلوارش رو در اوردم وایی چی میدیدم یه نخ مو هم نداشتانگار از قبل میدونست و تمام بدنش رو زده بود. شورت مشکی و توری بوشیده بودوحشیانه شورتو پاره کردمگفت احمق من که در اختیار تو هستم چرا پاره اش کردینزاشتم حرفش تموم بشه لبم رو تو لبش گره کردممهلت نداد اونم شورت منو پاره کرد اون از من حشریتر بودکیرمو گذاشت تو دهن کوچیکشاز بخت خوب یا بد کیر من یه کم بزرگه 25سانتچنان برام ساک میزد که صدای ملچ ملچ خونه رو ورداشته بود داشت آبم میومدمن اصولا دوس ندارم بعد از اینکه ابم اومد دوباره سکس کنمکشیدمش کنار سینشو تا جا داشت کردم تو دهنمیواش یواش رفتم پایین رسیدم به بهشت صورتیش با اولین زبونی که زدم آهش در اومداونقد زبونم رو تو کسش چرخوندم تا به اورگاسم رسید گفتم از کجا شروع کنمگفت من در اختیار خودتمباهاشو دادم بالا گذاشتم رو شونماول سرش رو فرستادم تو و با یه فشار آخش بالا رفت سریع از زیرم در رفتترسیدم گفتم شاید داغونش کردم باور کنین ریدم به خودمیه کمی که اروم شد گرفتمش و گفتم بیا خودت بشین روشاونم با احتیاط اومدو نشست روش اوف اواوفوایییییییییییییییییدیگه داشت ابم میومد گفتم بزار بکنم تو کونتگفت نهمگه قبول میکد. واقعا ترسیده بود اونقدر التماسش کردم که دیگه قبول کرد اول با یه انگشتی کردم تو کونش اوف و اوفش در اومدهمش داد میزد درد دارم بسهگفتم تا بارت نکنم نمیری از اینجاشهوت تمام بدنم رو فرا گرفته بودمدل سگی خوابوندمش اول سرش که می خواست بره پرید بالاگفتم نترس هنوز نکردم کهیواش سرشو کردم تو چند لحظه صبر کردم تا عضلاتش شل بشه یواش بقیشو هل دادم توبنده خدا داشت زیر کیر خفه میشدچند لحظه بعد دیدم خودش داره میگه تلمبه بزنمنم خیلی اروم شروع کردم تلمبه زدناوف وااااایییییچه کونی داشت این خواهر زن مااونم هی جیغ میکشی بکن جرم بده من در اختیار تو هستمدیدم داره ابم میاد گفتم بیا ساک بزنکیرمو کرد تو دهنش دو بار کیرم که رفت تو ابم با فشار باشیده شد ته حلقشتمام اب منو خورد با ولع تمامگفت خیلیوقت بوده کیر نخورده بودهبه نظر من کسی که ازدواج کرده وجدا شده نمیتونه بی کیری رو تحمل کنه امیدوارم خوشتون اومده باشهخوش باشینخواهر زن به نظر من مثل نون زیر کبابه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/Zf12VGyk8pXy3_MMnMc12Q/023/667/328/v2/1280x720.238.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177134</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  ناز و مامان رو بغل استخر میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jul 2019 09:11:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ارایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطمون]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبا]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بکارتمو]]></category>
		<category><![CDATA[بگیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودحتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمن]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دادمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخالم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[زیباست]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فراموشش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردولی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوم]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوند]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردتا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمتا]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلم]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوار]]></category>
		<category><![CDATA[ویاگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اول خودمو معرفی کنم من فیلم سکسی عطیه ام 22 سالمه تو یکی از شهرهای کوچیک تو شمال زندگی میکنم.تو یه خونواده تقریبا مذهبی بزرگ شدم.مادرم تو سکسی یه حادثه رانندگی از پیشمون رفت و شاه کس با پدرم و خواهر 6 سالم زندگی میکنم.داستانم از 17سالگیم شروع میشه. داشتم برای مدرسه کونی اماده میشدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اول خودمو معرفی کنم من فیلم سکسی عطیه ام 22 سالمه تو یکی</h2>
<p>از شهرهای کوچیک تو شمال زندگی میکنم.تو یه خونواده تقریبا مذهبی بزرگ شدم.مادرم تو سکسی یه حادثه رانندگی از پیشمون رفت</p>
<h3>و شاه کس با پدرم و خواهر 6 سالم زندگی میکنم.داستانم از</h3>
<p>17سالگیم شروع میشه. داشتم برای مدرسه کونی اماده میشدم که زنگ درمون به صدا در اومد نازنین دوستم بود من و</p>
<h4>اون جنده همیشه با هم مدرسه میرفتیم کیفم رو برداشتم یه</h4>
<p>بوس از لپای خواهرم یرداشتم و پستون رفتم.نازنین بهترین دوستم بود وجودش واسم نعمتی بود اون موقع ها که مادرم رو</p>
<h5>از دست کوس داده بودم بهترین همدردم بود.داشتیم از درس و</h5>
<p>مدرسه و این چیزا میگفتیم و میرفتیم راه مدرسه تا خونمون یکم دور بود و تو راه فرصت داشتیم کلی با هم سکس داستان حرف بزنیم.وارد یه</p>
<h6>کوچه باریک شدیم.ای کاش هیچوقت از اون راه ایران سکس نرفته بودیم</h6>
<p>. داشت بارون میگرفت قدم هامو تندتر کردم.داشتیم به سر کوچه نزدیک میشدیم.یدفعه یه صدایی اومد سمت چپم رو نگاه کردم یه پسر حدودا 20 ساله تو فاصله ی دومتری ما زمین خورده بود.نازنین خنده ش گرفته بود.پسره سریع پا شد و خودشو جمع و جور کرد.به محض اینکه سرشو بلند کرد یه لحظه انگار قلبم ایستاد.وایستادم و نگاش کردم.ظاهر خوب و مردونه ای داشت.یه شلوار جین با یه بلوز پوما.بدجوری نگام به نگاش گره خورده بود که نازنین زد به بازوم و گفت عطی کجایی؟من تازه به خودم اومدم چند قدم جلوتر رفتم و دوباره به عقب نگاه کردم دیدم وایستاده و داره مارو نگاه میکنه من سریع رومو برگردوندم.تجربه خوبی از دوستی با پسرا نداشتم .تو یه سکس یه پسر یه اسم امیر داشت ازم لاپایی میگرفت که یه دفعه زد بکارتمو پاره کرد.بلند شدمو زدم زیر گوشش.گفت اتفاقی بوده من لباسامو پوشیدم و خواستم برم که دستم و گرفت و گفت تو الان دیگه مال منی.منم از چی فحش بلد بودم بهش گفتم و رفتم بعد از اون تصمیم گرفتم با هیچ پسری دوست نشم.نزدیک مدرسه بودم که دوباره عقب و نگاه کردم دیدم همون پسره که با لباس خاکی داشت مارو تعقیب میکرد.مثل اینکه میخواست مدرسه ما رو بدونه.من نمیدونستم باید خوش حال باشم یا ناراحت.اون روز تو مدرسه اصلا حواسم به درس نبود.موقع برگشت همون جا از دور دیدمش خوش حال شدم هر قدمی که بهش نزدیک میشدم ضربان قلبم سریعتر میشد.دیدم داره میاد طرف ما.لباساشو عوض کرده بود و حسابی تیپ زده بود.موهاشم سیخ سیخ بود.یه دفعه یه پاکت از تو جیبش در اورد و گذاشت تو جیب مانتوم و رفت .نازنین داشت از فضولی میمرد گفت سریع بازش کن.من فکر میکردم مثل همه ی پسرا توش شماره نوشته ولی یه کاغذ رنگی خوشگل بود با یه گل رز کوچیک تو کاغذ نوشته بود:دریای شورانگیز چشمات چه زیباست انجا که باید دل به دریا زد همین جاست.ازش واقعا خوشم اومده بود با همه ی پسرای دیگه فرق میکرد.رسیدم خونه .اون پاکتش رو گذاشتم تو کمد.هیچوقت همچین حس خوبی نداشتم.فردا موقع برگشت همون جا دیدمش دوباره کار دیروز تکرار شد.پاکت و بار کردم یه شعر بود و گل رز همینجور دو سه هفته گذشت و هر روز همونجا پاکتو میداد و میرفت.تااینکه یه روز تو پاکتش منو دعوت به کافی شاپ کرد بعدازظهر باهاش رفتم.تو کافی شاپ کلی از خودش گفت اسمش مسعود بود و25 سالشه و گفت خیلی دوسم داره.یکم از خودش و درسش گفت و میخوام نظرت رو راجع به خودم بگی.منم گفتم ازت خوشم اومد..اون با تمام پسرای که میشناختم فرق میکرد.بقیه تنها چیزی که واسشون مهم بود سکس بود.ولی اون منو دوست داشت.با هم یه دوری تو بازار یه دوری زدیم من گفتم دیکه باید برم تا یه جا دنبالم اومد خواستم ازش خداحافطی کنم که یدفعه بغلم کرد.چه بدن گرمی داشت تو بغلش احساس ارامش میکردم اخرم شماره شو داد و رفت.از این به بعد بیشتر ارتباطمون تلفنی بود.هرروز بیشتر بهش علاق مند میشدم .تا اینکه یه روز زنگ زد و گفت میخوام با پدرت در مورد تو صحبت کنم اجازه میدی؟منم گفتم باشه.با پدرم صحبت کرد و قرار خواستگاری رو گذاشتن.پدرم گفت امشب میان برای خواستگاری.من دل تو دلم نبود رفتم ارایشگاه و به خودم رسیدم.بهترین لباسامو پوشیدم و منتظر اومدنشون شدم.تا اینکه رسیدن.من از پشت پنجره ی اتاقم داشتم دید میزدم.خیلی خوش تیپ شده بود.کت وشلوار خیلی بهش میومد.من تو اتاقم بودم که بابام منو صدا کرد.من بعد سلام کردن به اونا چایی اوردم بدجوری اضطراب داشتم.شب خواستگاری پدرم تو اتاق کلی باهام حرف زد . پدرم ادم منطقیه.میگفت ازدواج برات خیلی زوده و از این حرفا اما عشق چشم و گوشم رو روبه همه اینا بسته بود.پدرم به اونا گفت که یه هفته واسه فکرکردن مهلت میخوایم.تو این مدت کل فامیل فهمیده بودن و هر روز یکی میومد واسه نصیحت کردن.پدرم دید که من رو حرف خودم وایستادم.اونا رو خبر کردو جواب مثبت و بهشون داد.بعدم سریع بساط عقد و عروسی رو راه انداخت. مسعودم یه اپارتمان شیک خرید رفتیم سر خونه و زندگی.شب اول نزدیکیمون رسید.دیدم بیخیال همه چیز داره میره بخوابه.از این رفتارش اعصابم خرد شد گفتم نمیخوای بدن زنت رو ببینی؟اونم پا شد و یه لب ازم گرفت بعد لباسام رو دراورد منم لباسای اونو در اوردم.هر دو لخت لخت شده بودیم.دیدم کیرش هنوز خوابیده تعجب کردم با دستام باهاش بازی کردم اما تکون نخورد.مسعود خواست با انگشت پردمو بزنه که دید من پرده ندارم.یدفعه عصبانی شد و اون روی خودشو نشون داد و شروع کرد سرم داد زدن.من بدجوری ناراحت شدم از اتاق رفتم بیرون اونم سریع در و بست.رو کاناپه نشستم و گریه کردم.گفتم اینم از شب اول ما.فرداش بخاطر رفتارش ازم معذرت خواهی کرد منم بخشیدمش.یه لب ازم گرفت و رفت سرکار.تا موقعی که بیاد خیلی حشری بودم و هی با خودم ور میرفتم.شب موقعی که اومد سریع لختش کردم و رو تخت دراز کشیدیم من یه ساعت با کیرش ور رفتم اما از جاش تکون نخورد فهمیدم مشکل جنسی داره.میخواستم باهاش در این مورد صحبت کنم که دیدم که اقا خواب رفته .اعصابم بدجوری خرد شد.هنوز 5 دقیقه نشده بود که رفتیم رو تخت.من بدجوری حشری بود نمیدونستم باید چیکار کنم.من ادم هاتی هستم و اون اصلا انگار چیزی به نام شهوت تو وجودش نیست.کارم شده بود خود ارضایی.صبح در مورد بیماریش بهش گفتم که باید بری دکتر.اونم گفت باشه.ولی هر روز واسه دکتر رفتن امروز و فردا میکرد.تا اینکه یه روز خودم به زور بردمش.دکتر واسش چند تا قرص گرون قیمت و چند تا ویاگرا تجویز کرد.ولی این چیزا هیچ تاثیری نداشت فقط یکم کیرش بیشتر بالا میومد.جدا از این اخلاق های خیلی بدی داشت.به شدت متعصب بود و غیرتی.هیچ جا نمیذاشت تنهایی برم.خودش منو میرسوند مدرسه و برگشت میومد دنبالم.گوشی و کامپیوتر هر روز چک میکرد تو ساختمون واسم به پا گذاشته بود.حتی نذاشت برم دانشگاه.درسی که یه روزی هدفم بود باید فراموش میکردم.این اخلاقاش داشت حالم ر بهم میزد با هرکیم مشورت میکردم فقط میگفتن طلاق انگار چیز دیگه ای بلد نبودن.ولی من به خاطر علاقه ای که بهش داشتم همه ی اینا رو تحمل میکردم.ولی چیزی که نمیتونستم تحمل کنم میل جنسیش بود تا دو دقیقه میرفتیم رو تخت میدیدم خواب رفته.تا اینکه یه روز با یه پسر به اسم کیوان اشنا شدم.دانشجو بود و یه خونه اجاره ای نزدیک خونمون داشت.پسر قابل اعتمادی بود زنم نداشت یه روز بهم پیشنهاد سکس داد منم قبول کردم.رفتم خونشون وقتی وارد شدم واسم شربت اورد و بعدش ازم لب گرفت.رو تخت دراز کشیدیم و گفتم منو بکن.داشت تو کسم تلمبه میزد خیلی حال میداد بعد نیم ساعت ارضا شد و من رفتم خونه.شاید به نظرتون کار درستی نکردم ولی من دیگه نمی تونستم تحمل کنم سه سال بود سکس نداشتم و هیچ راهی نبود که با همسرم سکس کنم.چهار سال همینطور گذشت ومن هفته ای یه بار با کیوان سکس داشتم ولی هیچوقت عشق و سکس و با هم قاطی نکردم و ذره ای از علاقه ام نسبت به مسعود کم نشد.ولی اون هر روز بدتر میشد.قبلا وقتی از سر کار میومد یه لب از هم میگرفتیم ولی حالا دیگه اونم فراموش کرد.دیکه تو بغلش اون ارامش همیشگی رو نداشتم.گیر های الکی میداد.مثلا میگفت چرا دیشب تو مهمونی ارایش کردی.دیشب چرا دیر اومدی خونه.من همه اینا رو تحمل میکردم تا اینکه یه روز دخترخالم با شوهرش اومد خونه ی ما.موقع اومدنشون من به دخترخالم و شوهرش دست دادم.بعد از اینکه رفتن.مسعود روی سگش رو نشون داد و زد زیر گوشم و گفت زنیکه جنده واسه چی به اون دست دادی بعد از اینکه اینو گفت من دیگه صبرم تموم شد رفتم وسایلم رو جمع کنم و از این خونه برم.داشتم میرفتم که جلوی در راهم رو بست و گفت حق نداری بری.منم گفتم از سر راهم برو کنار.داشتم میرفتم بیرون که هلم داد . محکم خوردم به دیوار.از سرم داشت همینجور خون می ریخت از سر و صدای ما همسایه ها اومدن بیرون.منم تو این فرصت فرار کردم و رفتم خونه ی پدرم و ماجرا رو واسش تعریف کردم .اونم پام وایستاد و طلاقم رو ازش گرفت.رابطم با کیوان ادامه داشت.کیوان هم پسر خوبی بود.ولی من هیچ علاقه ای بهش نداشتم.تا اینکه درسش تموم شد و از این شهر رفت.منم دیگه فراموشش کردم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175397</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق دادن شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکامو]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بلهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوباره]]></category>
		<category><![CDATA[بودفرداش]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بودمثل]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمم]]></category>
		<category><![CDATA[خونهبه]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شدرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدماول]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میدارم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزن]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نازشون]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداز]]></category>
		<category><![CDATA[نبودولی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستبا]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نمیخوام سکسمو با جزییات تعریف فیلم سکسی کنم.وگرنه هیشکس با پشت کردنش ارضا نمیشه&#8230;در آخرم اینکه من بازم میگم منم گناهکار بودم.بریم ادامه داستان&#8230;&#8230;وقتی برگشتم خونه خیلی سکسی خسته بودم.ناهار نخورده خوابیدم.شب حواسم به هیچکس شاه کس نبود همش به اونروز فکر میکردم.به خواهرمم چیزی نگفتم&#8230;صب شد.رفتم مدرسه.تو کلاس اصلا حواسم به کونی معلم نبود.از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نمیخوام سکسمو با جزییات تعریف فیلم سکسی کنم.وگرنه هیشکس با پشت کردنش ارضا</h2>
<p>نمیشه&#8230;در آخرم اینکه من بازم میگم منم گناهکار بودم.بریم ادامه داستان&#8230;&#8230;وقتی برگشتم خونه خیلی سکسی خسته بودم.ناهار نخورده خوابیدم.شب حواسم به</p>
<h3>هیچکس شاه کس نبود همش به اونروز فکر میکردم.به خواهرمم چیزی نگفتم&#8230;صب</h3>
<p>شد.رفتم مدرسه.تو کلاس اصلا حواسم به کونی معلم نبود.از یه طرف به لذت دیروز فکر میکردم از طرفی گناهی که کردم.بیچاره</p>
<h4>خواهرم!!ظهر جنده کلاس نداشتم.با سرویس برگشتم خونه.ناهار خوردم.داشتم درسامو میخوندم که</h4>
<p>لیلا آماده شده بود بره بیرون.پرسیدم پستون کجا میری؟گفت با علی قرار دارم میریم بگردیم.همون لحظه مامانم اومد گفت کجا میری</p>
<h5>لیلاجان؟لیلا گفت کوس میرم خونه دوستم مامان&#8230;نمیدونم چرا بهش حسودیم شد!!!احساس</h5>
<p>خیلی بدی بود..درسمو که تموم کردم رفتم حموم.یه حسی بهم میگفت قراره فردا چه اتفاقی بیفته اونلحظه خیلی دوس داشتم لذت گذشته سکس داستان رو بچشم&#8230;حسابی خودمو</p>
<h6>اصلاح کردم.تمیزه تمیز شدم..از حموم که اومدم بیرون ایران سکس یه شرت</h6>
<p>و سوتین بنفشه توری پوشیدم. یه تاب سفید که نازکم بود تنم کردم&#8230;صب دوباره رفتم مدرسه اونروزم کلاسه فوق العاده داشتم.از مدرسه که برگشتم دیدم بعللللله آقا وایساده جلو در منتظره بنده.من اولش خودمو زدم به اونراه که مثلا ندیدمش!!وقتی بوق زد برگشتم نگاش کردم.یکم با تردید سوار ماشین شدم.اول اون سلام کرد :سلاام عزیزم حالت خوبه؟بهتری؟!گفتم مرسی لیلا کجاست؟گفت تا عصر کلاس داره(لیلا دانشجویه)گفتم چیزی که بهش نگفتی؟!خندید گفت اگه میگفتم که الان نه من زنده بودم نه تو!!بازم رفتم تو فکر کااااملا میدونستم کارم اشتباهه ولی شیطون بهم غلبه کرده بود&#8230;دوباره رفتیم خونشون.ایندفعه واسم قهوه آورد!با خنده پرسیدم خواب آور نداره توش؟؟اونم با خنده گفت نه عزیزم دیگه نیازی نیست&#8230;با این حرفش یکم دلخور شدم.باورم نمیشد به این راحتی تسخیرم کرده باشه..ولی بهرحال دیگه فرقی نمیکرد چون من تو خونش بودم&#8230;20 دقیقه گفتیمو خندیدیم.تا اینکه بهم گفت روسریتو در بیار هوا گرمه(میدونستم چی تو سرشه)خودمو زده بودم به اون راه.(آخه میدونین من خیلی دوس دارم تو سکس طرفم منتمو بکشه.با اینکار واقعا لذت میبرم)واسه همین اومد طرفم تو چشام خیره شد گفت:کاش چشای همسره آیندم(منظورش لیلا بود.)مثل تو خمااار بود&#8230;واقعا عاشقه لیلا بود ولی نمیدونم چرا اینکارارو میکرد.تقصیره لیلا بود که هیچوقت تامینش نکرد.هربار میپرسیدم لیلا چرا تو ارضا شدنش بهش کمک نمیکنی؟چرا تامینش نمیکنی؟لیلا همیشه تو جواب بهم میگفت:چون تا قبل از عقد تعهدی نسبت بهش ندارم.میگفت همین لبیم که بهش میدم از سرش زیادیه!!بعد از اینکه علی اون جملشو گفت.یه لبخنده شیطنت آمیزی زدمو سرمو انداختم پایین!با اینکه 2 روز پیش باهاش سکس داشتم ولی بازم ازش خجالت میکشیدم..یکم دیگه نزدیک شد گفت رها؟گفتم بله؟گفت تو اندامت واقعا قشنگه چرا نمیری مانکن بشی؟؟هیچی نگفتم.دستشو گذاشت رو سرم روسریرو با کف دستش کشید عقب.روسری افتاد رو شونم.البته گره خورده افتاد رو شونم!!بعد آروم آروم دستشو میکرد تو موهام نازشون میکرد.دهنشو نزدیکه گوشم کردو تو گوشم نفس میکشید.یواش یواش حرف میزدو از طرفی دستشو برد زیر کمرم منو خوابوند زمین.همونطود خودشم خوابید روم.هنوز تو گوشم نفس میکشید.من تحریک شده بودم!سرشو آورد بالا پیشونیمو بوس کرد.بعد بترتیب چشامو بوسای ریز میکرد.رو دماغمو.لپامو.رسید به لبام.یکم نگام کرد بعدش لباشو گذاشت رو لبام.با تمام قدرت داشت میک میزد.ولی من هیچ حرکتی نمیکردم.لباشم نمیخوردم.فقط دراز کشیده بودم!با یه دستش گره روسریرو باز کردو پرتش کرد اونور.بعدش شروع کرد که گردنمو بخوره یهو نمیدونم چی شد گفتم علی بسه من نمیخوام.!تعجب کرد گفت قول میدم بهت خوش بگذزه نگران چیزی نباش.گفتم لیلا!!گفت اااااااااااااه لیلا نمیفهمه!هیچی نگفتم چشاش یکم قرمز شده بود.با خشونت عجیبی نگام میکرد.یکم ترسیده بودم!گردنمو خور د رسید به سینه هام که سایزش 80.(همیشه تو مدرسه به اندامم حسودی میکردن.دوستم مریم همیشه میگه کاش من پسر بودمو تورو میگرفتم!!)بازم نمیخوام با جزییات بگم.بعد از اینکه مانتو شلوارمو در آورد.شلوار خودشم در اورد.با شرت بود.کیرش زیاد بزرگ نبود.ولی معلوم بود تحریک شده.چون به طرفه بالا اومده بود!!!!بگذریم شرتمم با اکراه من در آوردو باهام بازی میکرد.با جلوییم.با سوراخه پشتیم..ولی هربار بعد از این کاراش دوباره سینه هامو میخورد.انگار میخواست از فرصت استفاده کنه&#8230;!بگذرم بازم مثل اونروز کیرشو گذاشت توسوراخه پشتیم آروم فشار داد.یکم دردم اومد.بعدش یهویی همشو کرد تو من از درد یه جیغ بلندی کشیدم.گفت یواااااااااش الان همسایه ها میریزن اینجا.منم دیدم نمیتونم داد بکشم گریه کردم گفتم علی جونه لیلا درش بیار.با عصبانیت گفت جونه اونو قسم نده من کارمو میکنم.ولی تکونش نمیداد همونجوری انگار که مرض داشت نگهش داشته بود تو پشتم&#8230;.با گریه گفتم تروخدا دارم میسوزم قبلن اینجوری نبود.درد نداشت 2 روز پیش..!هیچی نگفت شروع کرد به تلمبه زدن.داشتم میمردم.که ارضا شد نامردی نکردو آبشو ریخت تو پشتم..من تا اونموقع دوبار ارضا شده بودم بعد از اینکه درش آورد با بیحالی دراز کشید کنارم اشکامو پاک کرد گفت ببخشید.هیچی نگفتمو با شدت بیشتری گریه کردم.گفت تروخدا ببخشید غلط کردم.!بازم هیچی نگفتم.اخلاقم اومده بود دستش.بالاخره دوسال با لیلا بود!!!!!بعدش یه دسمال کاغذی آوردو پاکم کرد لباسامو پوشیدمو اماده برگشتن شدیم..باورم نمیشد 2 ساعت اونجا بودم..لذت عجیبی بود انگار تخلیه شده بودمو بیماریهامو دور ریخته بودم.ولی هنوزم میترسیدم لیلا بفهمه.!علی تو راه نگه داشت یه رانی خرید گفت بخور جون بگیری(باخنده) مم گفتم نگه میدارم تو خونه میخورم زود باش راه بیفت که دیره.گفت اااااااای به چشم خواهرزن خودم!!!رسیدیم سره کوچه پیاده شدم خدافظی کردیم رفتم خونه.کسی خونه نبود&#8230;شب وقتی گوشیه لیلا زنگ خورد دیدم شماره علیه.جواب دادم گفتم لیلا دسشوییه صب کن الان میاد.گفت چشم عزیزه دلم&#8230;لیلا اومد گوشیو دادم بهش گفتم علیه.خودمم رفتم اتاقم تا بخوابم.نباید مشکوک رفتار میکردم..شب خوابیدم.چن هفته بعدش شد.علی دیگه نیومده بود جلو مدرسه&#8230;لیلا میگفت علی هفته بعد میخواد با خونوادش بیاد خواستگاریه رسمی.هرررری دلم ریخت.سر درد گرفتم ولی با آرامش بهش گفتم ایول.مبارکه عروس خانم&#8230;دیگه علی رو فراموش کرده بودم.شبش خوابیدم تو خواب دبدم بابام(وقتی چهارم ابتدایی بودم از دستش دادم)اومد و یه سیلیه محکم بهم زد.بهم گفت برای خودم متاسفم که همچین دختری دارم.از خواب پریدم میدونستم چرا اون سیلیو بهم زد.حقم بود!!فرداش تو کلاس همش به خواب دیشبم فکر میکردم.برگشتم خونه.به همه سلام کردم(2 تا داداشام.مامانم.لیلا)روزه تعطیلی بود که همشون خونه بودن..اون شب شبه لیله الرغایب بود.ینی شب آرزوهاااا&#8230;سر نماز کلی دعا کردم.توبه کردم.اشکام مثل سیل میریخت رو گونه هام.تو بهار خواب بودم کسی نبود که مزاحمم بشه..از بابام معذرتخواهی کردم.انقد گریه کردم که مطمئن شدم خدا بخشیدتم&#8230;از اون شب به بعد دیگه با هیشکی نبودم که بخوام سکس داشته باشم!!هفته ی بعدش که علی با داداشم دوباره حرف زد که بیاد واسه خواستگاری ولی داداشم قبول نکردو گفت اصلا.!لیلا اولش ناراحت بود ولی به طرزه خیلیییییییییی عجیبی علی و فراموش کردو همه یادگاریاشو پس داد و قسمش داد از زندگیش بره بیرون&#8230;علی حرفی راجع به من نزدو بعداز چن هفته که دید لیلا جوابشو نمیده گورشو گم کرد&#8230;منم تازگیا خواب دیدم که بابام داره میخنده و خوشحاله&#8230;از خدا واقعا ممنونم که علی واسه همیشه از زندگیمون رفت بیرون و لیلا هم هیچوقت چیزی از موضوعه منو علی نفهمید..بازم خدارو شکر میکنمو به همتون میگم:صدبار اگر توبه شکستی باز آی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175016</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم تو طبیعت حشرش  بیشتر میزنه بالا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%b4-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%b4-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Jun 2019 07:12:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[استرسی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمودا]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پروانه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[زیباشو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمدر]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نگهداری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وضعشون]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دختر 21 ساله هم داره. فیلم سکسی صورت زیبایی داره هیکل قلمی سینه های گرد و میزون و رون ساق فوق العاده .اون یه 14 سالی کانادا سکسی زندگی کرده و الان 3 سال اومده شاه کس ایران. فوق العاده سکسیه و امکان نداره اونو ببینید و به سینه و ساقش نگاه کونی نکنید.خونه ی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دختر 21 ساله هم داره. فیلم سکسی صورت زیبایی داره هیکل قلمی سینه</h2>
<p>های گرد و میزون و رون ساق فوق العاده .اون یه 14 سالی کانادا سکسی زندگی کرده و الان 3 سال</p>
<h3>اومده شاه کس ایران. فوق العاده سکسیه و امکان نداره اونو ببینید</h3>
<p>و به سینه و ساقش نگاه کونی نکنید.خونه ی اونا با ما زیاد فاصله نداره. منم هر دو سه روز یه</p>
<h4>بار جنده پیشش میرم . بیشتر به خاطر دیدن هیکل زیبا</h4>
<p>ش و دخترش میرم. دخترش چون پستون اونجا بزرگ شده یه جورایی فرهنگ اونارو هم داره. هم از لحاظ رفتار و</p>
<h5>هم از کوس لحاظ پوشش و &#8230; یعنی اگه یه ذره</h5>
<p>روش کار کنم قشنگ پا میده. ولی خواب من با مامانش بیشتر حال میکنم.در ضمن اینم داخل پرانتز بگم اون تو فامیل سکس داستان به سکسی پوشیدن</p>
<h6>معروف و خیلی دوست داره با مردا ارتباط ایران سکس برقرار کنه</h6>
<p>با وجود سن تقریبا بالاش البته برای این جور کارا . اون چون طلاق گرفته دنبال یه مرد مایه دار میگرده که دیگه با رفتن دخترش نه تنها بشه و نه مشکل مالی داشته باشه البته خودشون وضعشون بد نیست.اینارو خودش بهم گفته. اون از من خیلی خوشش میاد بخاطر همین بعضی اوقات با من درد و دل میکنه.اما بریم سر اصل مطلب ساعت حدود 9:30 شب بود من و یلدا دخترش تو خونشو ن رو زمین دراز کشیده بودیم و فیلم میدیدیم که دیدم در صدا میخوره برگشتم چشمتو روز بد نبینه نمیدونین چی بود همون لحظه فورا کیرم دار شد. یه ماتو آبی کوتاه و تنگ با یه شلوار برمودا جین تا وسط ساق و یه کفش پاشنه بلند فوق العاده سکسی که دیگه پاهای برنزش اون تو داشت منفجر میشد مثل کیر من. کونشم که طبق معمول بد جور زده بود بیرون . سلام کرد و رفت تو اتاقش . بد دخترش رفت بخواب و اون اومد و کنار من دراز کشید و تلویزیون نگاه کرد عجب هیکلی داشت. نمیدونم چی شد که یهو پرسید تو دوست دختر داری یا نه بهش گفتم نه. بعد گفت بچه های هم سن تو اونجا دوست دختر دارن. منم فقط یه سر تکون دادم و گفتم که اینجا اونجا نیست فرق فوکوله. بعد از چند دقیقه یهویی بدون مقدمه گفت یعنی تو تا حالا با کسی سکس نداشتی من که از حرفش تعجب کرده بودم گفتم نه بعد گفتش یعنی دوستم نداری منم که هنوز از حرفاش متعجب بودم با یه لبخند و سر تکون دادن جوابشو دادم. نمیدونم چی شد موبایلشو در اورد وبهم گفت این شماره رو یادداشت کن. من نمیدونستم جریان چیه تا اومدم بپرسم گفت فقط بنویس. منم نوشتم بعدش گفت به این شماره زنگ بزن اسمش سوسن بگو از طرف پروانه زنگ میزنم بهت یه حالی میده. حالا دیگه مطمئن شده بودم که شماره کس بهم داده. منم از ذوق یه ساعت بعد رفتم خونه و چون میدونستم فردا کسی خونه نیست تصمیم گرفتم فردا صبح زنگ بزنم. صبح ساعت 9 به سوسن خانوم زنگ زدم و خودمو معرفی کردم و گفتم از طرف پروانه خانوم تماس میگیرم اونم کلی تحویل گرفت و بعد از گرفتن ادرس گفت تا 1 ساعت دیگه میاد. تو این مدت تو فکر این بودم که حتما این پروانه هم دیگه این کارست و چه حالی میداد من باهاش یه حالی میکردم. زنگ در زده شد یه استرسی داشتم در رو باز کردم وقتی دیدمش کیرم شروع به تکون خوردن کرد. اولین چیزی که از بالا اومدن پله ها جلب توجه میکرد پاهای سفیدش توی اون کفش مشکی پاشنه بلندش بود با یه مانتوی مشکی و شلوار کوتاه سرمه‌ای و موهای طلایی از دور داد میزد که کس. من همش نگران همسایه ها بودم که تابلو نشه. خلاصه اومد داخل. بعد از سلام و احوال پرسی قبل از اینکه من بگم پرسید اتاق کجاست من نشونش دادم در حال رفتن بود که ازش پرسیدم ببخشید چند سالتون که با خنده گفت هم سن پروانه م. هنوز باورم نمیشد که تا چند دقیقه دیگه قرار یه کس 40 ساله بکنم. منم چند دقیقه بعد رفتم داخل عجب هیکلی داشت فقط با یه شرت اونجا سرپا ایستاده بود داشت عکسای اتاقمو میدید. منو که دید به طرفم اومد و همون طوری سرپا در یک چشم به هم زدن شلوارمو کشید پایین. و شروع به ساک زدن کرد چه حالی میداد. دیگه میخواستم بگم که رو تخت دراز بکشه که زنگ خونمون زده شد. بهش گفتم بره گوشه اتاق و درو ببنده. وقتی پرسیدم کیه دیدم پروانه خانوم. از یه طرف ترسیدم نکنه با مامانم اومده باشه.ولی وقتی دیدم تنهایی با همون تیپ حشری کننده دیروز اومده و منم که حشری بودم چیزی جز یه سکس حسابی به ذهنم نرسید. وقتی اومد تو کفششو کند و گفت ای کلک نتونستی دو روز خودتو نگهداری. منم لبخندی زدم بعدش گفت سوسن کجا‌‌‌‌ست. معلوم بود که از قبل نقشه کشیده بود. منم با اشاره گفتم که اتاقه.وقتی داشت میرفت از پشت هیکل فوق العاده‌ای داشت. کونش بد جوری زده بود بیرون. وارد اتاق شد سوسن لخت لخت فقط یه پیراهن منو پوشیده بود همدیگرو بغل کردن بعد پروانه با خنده به سوسن خانوم گفت به این فامیلمون حال دادی که اونم با لبخند گفت نه تازه شروع کرده بودیم اونم با خوشحالی منو نگاه کرد و شروع کرد به کندن لباساش. باورم نمیشد دو تا زن 40 سال که گاییدن یکیشون آرزوم بود جلوم لخت واستادن.پروانه دستمو گرفت و برد به طرف رخت خواب دراز کشیدم . هر دو تا شون با هم شروع کردن به خوردن کیر شق شده من. چه حالی میداد. داشتم به این فکر میکردم که تا چند دقیقه دیگه کیرم میره تو کس پروانه خانوم . هم زمان پروانه رو تخت دراز کشید و گفت حالا نوبت تو منم رفتم و کس زیباشو خوردم بوی خوبی میداد بعد از چند دقیقه کیرمو گذاشتم رو کسش و اروم فشار دادم .کم‌کم صداش بلندتر میشد. سوسن هم مشغول خوردن سینه‌های پروانه شد. در حال تقه زدن بودم که وقتی پاهای زیبای پروانهو دیدم به ارزوی چند سالم رسیدم و شروع به خوردن ساقش کردم. بعد از چند دقیقه نوبت سوسن خانوم شد. به پشت چهار زانو نشست و منم شروع که تلمبه زدن کردن سوراخ کونش تقریبا گشاد بود. دیگه داشت ابم میومد که بهشون گفتم. منم سرپا واستادم و اونا هم صورتاشونو جلو اوردن. من دستامو پشت سرم گذاشتم و اونا انقدر با کیرم ور رفتن که ابم پاشید رو صورتشون خیلی خالی کردم. بعدش افتادم رو تخت دیگه نای بلند شدن نداشتم اما بازم با دیدن بدن لخت پروانه کیرم یه تکونایی میخورد.اونا هم رفتن و صورتشون و شستن . بعد پروانه اومد بهم گفت بهت حال داد منم ازش تشکر کردم . و اونم ازم خواست که این موضوع بین خودمون بمونه. و گفت اگه بازم خواستی به سوسن زنگ بزن .حالا من موندمو سکس با دو تا خانوم با شخصیت!!فرستنده: aminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%b4-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174808</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده های خوشگل و جوون بعد از مدرسه سکس ارجی رو شروع میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Jun 2019 07:35:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودآخه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرده]]></category>
		<category><![CDATA[تفریحی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چتهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[کردوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کنمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[کنمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسمون]]></category>
		<category><![CDATA[مدیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حدود سکسی یه سال پیش بود که با یه شاه کس دختری که اسمش شیدا بود آشنا شدم.خیلی با هم رفیق شده بودیم و حدودا روزی کونی ۱ساعت با هم چت میکردیم.تازه این آخرسریها شمارش رو هم بهم داده بود و من جنده بهش تلفن میزدم.هفته پیش بود که تو مدرسه فهمیدم،که قراره یه سفر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				حدود سکسی یه سال پیش بود که با</p>
<h3>یه شاه کس دختری که اسمش شیدا بود آشنا شدم.خیلی با هم</h3>
<p>رفیق شده بودیم و حدودا روزی کونی ۱ساعت با هم چت میکردیم.تازه این آخرسریها شمارش رو هم بهم داده بود و</p>
<h4>من جنده بهش تلفن میزدم.هفته پیش بود که تو مدرسه فهمیدم،که</h4>
<p>قراره یه سفر تفریحی به اصفهان پستون بریم.دیگه از خوشحالی نمیدونستم باید چی کار کنم.خلاصه بهش تلفن زدم و گفتم که</p>
<h5>قراره یه کوس سر بیام اصفهان.اون هم خیلی خوشحال شد،آخه خیلی</h5>
<p>به هم وابسته شده بودیم.و یه جورایی عاشق هم شده بودیم. بالاخره ما رفتیم اصفهان.بعد از رفتن به اردوگاه و گذاشتن وسایلمون سکس داستان اونجا و کوفت</p>
<h6>کردن ناهار رفتیم میدون نقش جهان و قرار ایران سکس شد ۳ساعت</h6>
<p>دیگه همه جلوی عالی قاپو باشیم تا به اردوگاه برگردیم.به شیدا تلفن کردم و گفتم که بیاد تو میدون تا همدیگر رو ببینیم.وقتی دیدمش اصلا باورم نیمشد که شیدا دختری به این جیگری باشه.ولی خلاصه آمد جلو و خودش رو معرفی کرد من که مهو پستونایی شده بودم که با پوشیدن یه مانتوی تنگ زده بود بیرون،بهش سلام کردم و گفتم که بهتره که بریم یه جای خلوت.اون هم قبول کرد و رفتیم یه پارک.بعد از اینکه یه کم با هم حرف زدیم،کم کم شروع کردم به مالوندن پاهاش. آب از دهنم راه افتاده بود.بعد از اینکه یه کم پاش رو مالوندم،خیلی حشری شده بودم.دیگه اصلا حواسم به دور و ورم نبود و فقط داشتم با شیدا ور میرفتم و صورتم رو هم به صورتش نزدیک کرده بودم و داشتم کسشعر میگفتم که یه دفعه متوجه شدم شیدا داره با پاش به پام میزنه.گفتم چته؟گفت اونجا رو نگاه کن.روبروم رو که نگاه کردم دیدم یه پیرمرده وایساده جلوم. نگاهم که بهش افتاد شروع کرد به نصیحت کردن و کس گفتن.من هم که اصلا حوصلش رو نداشتم،بهش گفتم برو کونده.و دست شیدا رو گرفتم و از اونجا دور شدیم. وقتی وایسادیم شیدا گفت که بهتره بریم خونه ما.بهش گفتم:کسکش مادرجنده،تو خونتون خالی بود نگفتی؟کیری من دارم از شق درد میمیرم.از دستم ناراحت شد.خلاصه بعد از کلی مخ زدن راضیش کردم که بریم خونشون.از اونجایی که من باید زود برمیگشتم،نرسیده تو خونه لباسم رو درآوردم و اون رو هم لخت کردم. کیرم رو کردم تو دهنش.بعد از کلی آه آه کردن کیرم از تو دهنش کشیدم بیرون آخه نمی خواستم آبم تو دهنش در بیاد. هلش دادم رو تخت و پاهاش رو از هم باز کردم. کیرم شده بود قده یه تیر چراغ برق.دیگه نتونستم تحمل کنم.برای همین خودم رو انداختم روش و کیرم رو گذاشتم رو کسش.وای که هنوز گرمی کسش رو زیر کیرم احساس میکنم.آنقدر حشری شده بودم که بدون کاندوم کیرم رو روانه کسش کردم.یه آه و ناله ای میکرد که باعث میشد من خیلی بیشتر حشر بشم.برای همین هم داشتم بلندتر اون آه آه میکردم.وای که تا اون موقع کسی به گرمی کس شیدا نکرده بود.بعد از کلی بالا و پایین کردن تو کسش احساس کردم که آبم داره در میاد، برای همین هم کیرم رو کشیدم بیرون و آب کیرم رو هم ریختم رو کسش.از دستم ناراحت شده بود.آخه میگفت اگه آب کیرت رفته باشه تو کسم چی؟ گفتم کس نگو بابا. بعد از اینکه از دستشویی آمدم بیرون و یه نگاه به ساعتم انداختم متوجه شدم که من باید ۵/۱ ساعت پیش جلوی عالیقاپو میبودم.سریع آدرس رو از شیدا پرسیدم و بدون اینکه از شیدا خداحافظی بکنم،از خونه آمدم بیرون و رفتم به میدون نقش جهان. خلاصه با ۲ساعت تاخیر رسیدم پیش بچه ها و مدیر مدرسمون.با دیدن مدیر مدرسمون که مثل کیر خر منتظرم بود،پشمام سیخ شد.خلاصه شانش آوردم که رفیقام هوام رو داشتن و سریع حرکت کردن و مدیرمون هم مجبور شد دنبالشون راه بیفته.ولی بعدا تو اردوگاه کونم رو پاره کرد.وقتی که آمدم تهران کلی به اون حرف شیدا که گفته بود شاید آبت رفته باشه تو کسم،خندیدیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174805</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 08:36:24 by W3 Total Cache
-->