<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>باهاتم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:01:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>باهاتم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کون گنده ی مو قرمز حسابی میخوابه زیر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Nov 2019 10:56:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آباژور]]></category>
		<category><![CDATA[آرزویی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[احترامی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتم]]></category>
		<category><![CDATA[بایستم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسید:]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داییمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[صندلیم]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[معروفم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمترین]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تو فامیل به یه پسر فیلم سکسی مؤدب معروفم و همه دوستم دارن.13 ساله بودم که داییم ازدواج کرد. تابستون بود. خونواده من به خاطر کار در سکسی باغمون رفتن روستا. من هم چون کلاس شاه کس تابستونی می رفتم موندم خونه. داییم و زنداییم هم اومدن خونه ما بمونن تا هم کونی من تنها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تو فامیل به یه پسر فیلم سکسی مؤدب معروفم و همه دوستم دارن.13</h2>
<p>ساله بودم که داییم ازدواج کرد. تابستون بود. خونواده من به خاطر کار در سکسی باغمون رفتن روستا. من هم چون</p>
<h3>کلاس شاه کس تابستونی می رفتم موندم خونه. داییم و زنداییم هم</h3>
<p>اومدن خونه ما بمونن تا هم کونی من تنها نباشم، هم اونا روزای اول زندگیشونو تو خونه ما باشن. روزها داییم</p>
<h4>می جنده رفت سر کار من و زنداییم تنها می موندیم.</h4>
<p>یه روز که جلو من دراز پستون کشیده بود و باهم حرف می زدیم، یه لحظه متوجه شدم دامن از کمرش</p>
<h5>رفته پایین کوس و کون سفید و صافش بیرونه. از اون</h5>
<p>روز به بعد همش تو فکر زنداییم بودم. از هر فرصتی برای دید زدنش استفاده می کردم. بین پسرای فامیل منو از سکس داستان همه بیشتر دوست</p>
<h6>داشت بهمین خاطر بیشتر کارهاشو به من می ایران سکس گفت. پسر</h6>
<p>خاله هام هم به من حسودی می کردن و می گفتن چند بار باهاش سکس کردی!! منم از ترس اینکه اون احترامی که بین همه داشتم از بین نره، هیچ وقت پررویی نکرده بودم. البته فرصتهای زیادی پیش میومد که باهم می شدیم. حتی بطور تصادفی یا عمدی با کونش تماس پیدا می کردم. اما نه اون چیزی می گفت، نه من کاری می کردم. تا اینکه سالها گذشت و من همچنان تو کف زندایی بودم. چند روز پیش بعد از ظهر رو تخت خواب دراز کشیده بودم و تو تخیلاتم با زنداییم حال می کردم. پیش خودم می گفتم ای کاش روزی می شد زندایی میومد تو اتاق من و من هم یه جوری سر صحبت رو باهاش باز می کردم و یه جوری تحریکش می کردم و &#8230; . از قضا همون روز داییمینا اومدن شام خونه ما. اتاق من طبقه دوم هستش و همه مشتاق دیدن اتاق من هستن. چون توش پر از وسایلی که همشو خودم می سازم. اعم از ساعت، آباژور و &#8230; . بعد از شام، زنداییم رفت طبقه بالا دستشویی. منم از فرصت استفاده کردم و زود اومدم اتاقم. خوشبختانه چون پایین شلوغ بود، کسی متوجه این کار من نشد. تو اتاقم نشسته بودم که دیدم زندایی از WC اومد بیرون. یک راست اومد اتاق من. یه لحظه یاد اون آرزویی که همون روز کرده بودم، افتادم. استرس داشتم. صدام می لرزید. زنداییم اومد کنار میز کامپیوتر. یه لحظه فکر کردم چطور سر صحبتو باز کنم، خواستم فیلمی که مربوط به ارضا شدن خانوما بود و از بعضی هاشون شر شر آب میومد رو نشونش بدم و ازش بپرسم این طبیعیه یا نه؟! که خودش رنگ و روی منو دید ازم پرسید: چته؟ چرا اینجوری شدی؟ با تته پته گفتم نمی دونم تا تو تومدی اینجا، دست و پام لرزید.- مگه من لولو ام که ترسیدی؟یه لحظه یه حرفی اومد سر زبونم و من هم زود بهش گفتم: آخه امشب خیلی خوشگل شدی، تا نگات می کنم قلبم به تپش می افته! اینو گفتم سرمو انداختم زمین. منتظر شدم یا یه سیلی محکم بزنه گوشم، یا بره پایین آبرومه ببره. آخه یه بار آبروی پسر خالمو برده بود. بیچاره خواسته بود سر صحبتو باهاش باز کنه بهش گفته بود تو ماهواره کانالهای اونجوری رو هم میبینین؟ که زنداییم هم به داییمو خالمو مامانم گفته بود و بیچاره پسر خالم که ضایع شد!! به هر حال، سرم پایین بود و همینطور عرق می ریختم! که زنداییم گفت: پس هر وقت خانوم خوشگل میبینی، اینطور می لرزی؟ یه کمی خیالم راحت شد و با جرأت گفتم نه بابا، تو با بقیه فرق داری!- چه فرقی؟هیچی نگفتم.بازم پرسید. اما این بار هم آرومتر هم نزدیکتر!!چشمامو بستم و دلمو زدم به دریا، بهش گفتم: ازم بدت میاد یا دوستم داری؟سرشو انداخت پایین گفت:این چه حرفیه. چرا باید بدم بیاد؟- پس دوستم داری؟- پسر خواهر شوهرمی دوستت دارم.- خودت می دونی که هر کاری خواستی برات کردم. حالا من ازت یه کاری می خوام. قبول می کنی؟- بگو ببینم چیه؟- چون دوستم داری باید قبول کنی، همونطور که تا حالا هر چی تو گفتی من قبول کردم.- یعنی تو دوستم داری؟با پررویی گفتم خیییییییلیییییییییییی، تا دلت بخواد. دیدم رنگش عوض شد.گفت بریم پایین!- جوابمو ندادی، قبول می کنی یا نه؟همین که گفت قبول، زود بهش گفتم چون امشب خیلی خوشگل شدی، میخوام یه بوس کوچولو از اون لبات بکنم.یه لحظه رنگش سفید شد. صداش لرزید و بعد از چند ثانیه آروم گفت: فقط یه بوس کوچولو! من نفهمیدم این جمله ای که گفت &#8220;سؤالی&#8221; بود یا &#8220;خبری&#8221;. گفتم آره. یکم ناراحت شد و گفت باشه. از صندلیم بلند شدم. روبروش ایستادم، نمی تونستم سر پا بایستم. اونم نفساش بلند شده بود و چشماشو بسته بود. آروم لبامو گذاشتم رو لباش، یه نفس عمیق کشید که خیلی خوشم اومد. محکم بغلش کردم و لباشو بوسیدم و خوردم. اونم همکاری کرد. یه لحظه لبامو برداشتم همونطور که بغلش کرده بودم، سرمو بردم عقب و نگاش کردم. آروم چشماشو باز کرد. یه حالتی داشت چشماش. تا اون حالتشو دیدم، محکم بغلش کردم و گردنشو بوسیدم. نفساش بلند بلند بود. دستمو بردم رو سینه هاش. چشماشو باز کرد نگام کرد سرشو گذاشت رو سینم. یکم مالشش دادم. خیلی لحظه خوبی بود اما نمی تونستیم زیاد لفتش بدیم. از پایین مشکوک می شدن. بهش گفتم پایه ای با هم یه حالی بکنیم. در حالیکه نفس نفس می زد با چشماش جواب مثبت داد. محکم بوسیدمش و راهی پایین کردم. اون شب گذشت. فرداش زنگ زدم خونشون فهمیدم که تنهاست. رفتم پیشش. خیال کردم با دیدنم ذوق می کنه و می پره بغلم. اما خیلی معمولی رفتار کرد. خیلی بهم برخورد. منم به روی خودم نیاوردم. اومدم بیرون بهش زنگ زدم. وقتی برداشت اولین چیزی که گفت این بود که معذرت می خوام. چون دیشب با داییت سکس داشتم، زیاد تو فاز سکس نبودم الان و نخواستم اینطوری باهات سکس کنم. بموقعش خودم خبرت می کنم. دو روز بعد خودش زنگ زد و دعوتم کرد. رفتم خونشون تا منو دید پرید تو بغلم. لب و لب بازی شروع شد. من خوابیدم زمین و اونم نشست رو شکمم و خودشو به کیرم می مالید. همینطور باهم حرف می زدیم که گفت: نمی دونی از کی دلم می خواست که باهات سکس کنم. اما چون پسر پاکی بودی، نمی خواستم منحرفت کنم. همش منتظر بودم که خودت پیشنهاد بدی. نمی دونی الان که باهاتم، چقدر خوشحالم!! بالاخره مثل خاطرات دوستان دیگه یه سری کارهارو کردیم و لب و سینه و کس بعدشم کیرمو گرفت دهنش و کلی برام ساک زد. آخرشم که ریختم تو کسش و بعدشم کمی لب و لب بازی و تمام.دوستان شاید آخرشو خیلی خلاصه کردم اما به نظر من که مهمترین قسمت سکس تحریک کردن و آماده کردن طرف مقابل هست و بعد از تحریک، یه کار تکراریه! من عاشق زنداییم هستم و دوستش دارم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177217</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لز زن های خوشگل تاتو خورده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jun 2019 05:51:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بيشترين]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سلام اسم سکسی من شراره است و الان ۲۸ ساله شاه کس هستم ، ۴ سال قبل ازدواج کردم که بعد از دو سال زندگی مشترک ، کونی کارم با همسرم به طلاق کشيده شد ، خب برای من که يک دختر حشری جنده بودم خيلی سخت بود که بودن شوهر بمونم ، برای همين [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سلام اسم سکسی من شراره است و الان ۲۸</p>
<h3>ساله شاه کس هستم ، ۴ سال قبل ازدواج کردم که بعد</h3>
<p>از دو سال زندگی مشترک ، کونی کارم با همسرم به طلاق کشيده شد ، خب برای من که يک دختر</p>
<h4>حشری جنده بودم خيلی سخت بود که بودن شوهر بمونم ،</h4>
<p>برای همين توی اين مدت بعد پستون از طلاق ، فقط با پسر داييم که ۳ سال از من کوچيک تره</p>
<h5>سکس داشتم کوس ، ولی خاطره ای که ميخوام براتون بگم</h5>
<p>، يک سکس معمولی با هومن ( پسر داييم ) نيست ، بلکه يک سکس خفن است . هميشه آرزو داشتم که سکس داستان با بيش از</p>
<h6>يک مرد در سکس داشته باشم ، يعنی ایران سکس دوست داشتم</h6>
<p>همزمان با دو و يا سه نفر مرد کير کلفت سکس داشته باشم ، برای همين به هومن سپردم که اين دفعه که خواست به خونمون بياد ، دو تا ديگه از دوستاش رو هم بياره تا اولين سکس چند نفره رو هم امتحان کنم . از اونجايی که من بهد از طلاق از شوهرم در خونه پدر و مادرم بودم ، نميشد که يه دفه هومن با دو تا مرد ديگه بياين تو خونه ، البته خود هومن هر وقت که ميخواست ميتونست بياد ، چون بهانه اومدن هومن خونه ما اين بود که اون به من کامپيوتر ياد بده ، چون ليسانس کامپيوتر بود و به همين هوا با هم يه حال اساسی ميکرديم ، خلاصه مامان و بابام برای سر زدن به خواهرم راهی کرج شدن و حالا ديگه توی خونه تنها شدم ، به هومن زنگ زدم و گفتم که خونمون خاليه و امروز بهترين موقع برای اون سکس چند نفره ، اون هم به من گفت که ساعت پنج بعد از ظهر با ۲ تا از دوستای کير کلفتش مياد خونه ما . حال عجيبی داشتم ، چون تا اون روز همچی کاری رو نکرده بودم ، برای همين خودم رو آماده کردم برای اين سکس ، اول از همه کس رو به اصطلاح بلوری کردم تا بيشترين لذت رو از من ببرن ، ساعت داشت ۵ ميشد ، لباسامو در آوردم و فقط با يک شورت منتظر اومدن هومن و دوستاش شدم . ساعت ۵ و ده دقيقه بود که صدای زنگ در اومد ، در رو باز کردم و همون با دو تا از دوستاش اومدن تو ، من هم تو اتاقم منتظرشون نشستم ، هومن ميدونست که من هميشه سکس رو تو اتاق خودم دوست داشتم ، در اتاق رو باز کرد و با دوستاش وارد شدن ، من هم با اون وضعم بلند شدم و با هاشون سلام کردم و هومن گفت : خودتو که آماده کردی ؟ من هم گفتم : آره ميخوام امروز جرم بدين . هومن هم گفت : مطمئن باش ، چون کير کلفت ترين دوستام رو آوردم . روی تختم نشستم و هومن هم اومد کنارم نشست ، دوستاش هم داشتن ما رو نگاه ميکردن ، لابد با خودشون گفتم ، که اين هومن چه دختر عمه جنده ای داره ، خلاصه هومن مثل هميشه سينه هامو تو دستاش گرفت ، من هم شروع کردم به مالوندن کيرش از رو شلوار . ديدم که مالوند کير از رو شلوار که فايده نداره ، برای همين کمربند شو بازکردم و شلوارشو يه کم کشيدم پايين و کيرشو در آوردم و بدون معطلی تو دهانم بردم ، گرمای کيرش يه حال خوبی بهم داد ، هومن فقط نشسته بود و کاری نميکرد و من فقط براش ساک ميزدم . دو سه دقيقه که ساک زدم ، سرمو بالا آوردم و به دوستای هومن گفتم نکنه شما اومديم اينجا که فقط ما رو نگاه کنين ، هومن خندش گرفت و به دوستاش گفت که زود باشين ديگه ، اونها هم بدون معطلی لباساشونو در آوردن ، وای چه کيرايی داشتن ، شق شق و بزرگ ، اومدن سراغم . اول هومن روی تخت دراز کشيد و من هم از پايين شروع کردم براش ساک زدن ، و يکی از دوستای اون هم اومد و نشست زير من و شروع کرد به ليس زدن کسم ، اون يکی فقط داشت بدنمون دست مالی ميکرد ، هومن بلند شد و جاشو به يکی از ديگه از دوستاش داد و حالا من داشتم برای اون دوستش ساک ميزدم و هومن هم اومد پشتم و آروم کيرشو تو کسم کرد ، و بعد شروع کرد به تلمب زدن ، ديگه مثه سگ حشری شده بودم ، و کير اون پسره رو با حرص و ولع تمام ميخوردم ، هومن و هم با شدت داشت منو از کس ميکرد ، داشتم ديوونه ميشدم که هومن کيرشو در اورد و بعد از چند ثانيه حس کردم که پشتم داغ شد ، سرمو بر کردوندم و ديدم هومن آبش اومده و همه رو ، رو پشتم خالی کرده و بعد شم خودش با دستمال پاک کرد ، هومن رفت يک کنار تا کيرش دوباره شق کنه و اون يکی دوستش اومد و کيرشو با تموم فشار کرد تو کسم ، بد جوری دردم گرفت و آخ بلندی گفتم ، چون کيرش از هومن کلفتر بود ، اون هم شروع کرد به تلمبه زدن ، ديگه ساک زدن رو ول کرده بودم ، لذتی عجيبی داشت ، چشمامو بسته بودم و داشتم با تموم وجود لذت ميبردم ، که يک دفه حس کردم يه کير ديگه رفت تو سوراخ کونم ، با فشار وارد شد ، دادی کشيدم که هومن گفت : مگه خودن نگفتی ميخوای جر بخوری ؟ با اين که درد فراوونی داشت ، ولی لذت هم داشت ، يه دو سه دقيقه همون جور گشذت ، که هومن اومد و دوستاشو کشيد کنار و بعد به من گفت که روی تخت بخوابم ، البته قبلش يکی از اون پسرا اومد و خوابيد و من هم به پشت روش خوابيدم ، پاها دادم بالا و اون کيرشو درست گذاشت رو دهانه کونم ، هومن هم اومد اين ور تخت و سرمو به طرف بالا کشيد و اون يکی دوستش هم ، اومد رو ی من ، و کيرشو گذاشت در دهانه کسم ، و همزمان با هم شروع کردن به گاييدن من ، يکی کيرش تو کونم و اون يکی ديگه هم در کسم ، هومن هم از بالا کيرشو کرد تو دهنم و از اونجايی که سرم به سمت عقب و بالا بود ، ميتونست کيرشو تا هر جايی که ميخواست تو دهنم بکنه ، و اون هم کيرشو تا جای تخماش کرد تو دهنم که تخماش چسبيد به لبام و سریع کيرشو کشيد بيرون ، همينکه کشيد بيرون سرم بلند کردم و يه جورايی ميخواستم هوق بزنم ، که هومن سرم گرفت و کشيد پايين ، خنده ای از روی شهوت بهش زدم و اون دوباره کيرشو کرد تو دهنم و اين دفعه با دستاشم شروع کرد به بازی کردن با سينه هام ، داشتم با تمام وجود از اون سکس لذت ميبردم ، توی جفت سوراخام که دو تا کير کلفت بود ، کير هومن هم که تو دهنم بود و سينه هام هم تو دستای هومن ، ديگه ارضا شده بودم ، اون يکی که کيرش تو کسم بود ، کيرشو در آورد و با دو تا دست رو کيرش کشيد و آبش فوران زد روی بدنم ، اون يکی هم که زيرم بود خودشو از زيرم کشيد بيرون و اون هم آبشو روی بدنم خالی کرد ، حالا فقط هومن مونده بود کيرشو گرفتم ، و من براش شروع کردم به جلق زدن ، شش هفت بار که دستمو بالا پايی کردم ، آبم هومن هم اومد و اون آبش رو صورتم پاشيد و بعد هم کيرشو تو دهنم کردم تا باقی آبشو بخورم ، ديگه ن<br />
ايی برام نمونده بود ، لذت واقعی سکس رو برده بودم و حالا ديگه بی رمق و بيحال بودم ، ديگه نميتونستم تکون بخورم ، دوستای هومن هم ديگه داشتن لباساشونو تنشون ميکردن تا برن ، هومن اومد کنارم و دستمو گرفت و منو نشوند و گفت : اميدوارم که اون لذتی رو که خواستی بودی ببری؟ من هم يک خنده تحويلش دادم ، که يعنی آره از اون چيزی هم که بود بيشتر حال داد ، هومن يک لب ازم گرفت و گفت : شب که تنهايی دوست داری بيام پيشت ؟ من هم بهش گفتم آره ، ولی ديگه دوستاتو نيار . خنديد و گفت : شب ساعت ۱۱ ميام و تا صبح باهاتم و بعدش با دوستاش رفت . راستش درسته که خيلی حال داشت ، ولی واقعا روی من فشار آورد و درده عجيبی داشت ، خلاصه اين هم يک خاطره از من بود که اميد وارم ازش خوشتون آمده باشه .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174722</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس ارجی باحال با چشم بادومی و شاه کس بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Jun 2019 14:17:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بودنتو]]></category>
		<category><![CDATA[بيارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونات]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پشيمون]]></category>
		<category><![CDATA[پيرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تصويري]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتي]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودولتو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[عليرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[کمردرد]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گشادتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالا]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبينم]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتي]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نزديکاي]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/NIR90C2JcYAG37S0-ZemhQ/022/647/171/v2/1280x720.206.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس ارجی باحال با چشم بادومی و شاه کس بلوند" title="سکس ارجی باحال با چشم بادومی و شاه کس بلوند" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>. اين عمه من از فیلم سکسی اون وقتي که من يادم مياد يه کم خارش داشت . اما اين آخرا ديگه از هميشه بيشتر بود . سکسی ماجرا از اونجا شروع شد که ما شاه کس تو فرديس زندگي ميکرديم و عمه اينا تو تهران . ماجرا برميگرده به سه چهار کونی ماه پيش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/NIR90C2JcYAG37S0-ZemhQ/022/647/171/v2/1280x720.206.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس ارجی باحال با چشم بادومی و شاه کس بلوند" title="سکس ارجی باحال با چشم بادومی و شاه کس بلوند" decoding="async" /></p><br />
<h2>. اين عمه من از فیلم سکسی اون وقتي که من يادم مياد</h2>
<p>يه کم خارش داشت . اما اين آخرا ديگه از هميشه بيشتر بود . سکسی ماجرا از اونجا شروع شد که</p>
<h3>ما شاه کس تو فرديس زندگي ميکرديم و عمه اينا تو تهران</h3>
<p>. ماجرا برميگرده به سه چهار کونی ماه پيش . من از اين کارم قبل از اينکه اين سايتو ببينم خيلي</p>
<h4>پشيمون جنده بودم و فکر ميکردم که فقط من يه نفر</h4>
<p>تو دنيا اين کار رو کردم پستون ( سکس با محارم ) اما اين سايت رو که ديدم گفتم ماجراي سکس</p>
<h5>با عمه کوس لیلا رو براتون بگم . خيلي حاشيه رفتم</h5>
<p>بريم سراغ داستان . يه روز من ميخواستم برم تهران تا يکي از دوستام رو ببينم . گفتم از شب برم خونه سکس داستان عمه اينا بخوابم</p>
<h6>و صبح برم پيش دوستم . بعداز ظهر ایران سکس ساعت 5</h6>
<p>بود من راه افتادم و ساعت هفت و نيم من تهران بودم . وقتي رسيدم در رو زدم عمه بزرگم در رو باز کرد ( اون يکي عمم ) . سلام عليک و روبوسي کرديم رفتم تو .شوهر عمه لیلا رفته بود از بندر جنس بياره ( فروشگاه صوتي تصويري داره ) وعمه لیلا آبجيش رو صدا کرده بود که پيشش بمونه تنها نباشه . نميدونست که من ميخوام برم خونشون . خلاصه نشستيم صحبت کردن . تا اينکه موقع شام شد . عمم زنگ زد از رستوران شام آوردن . نشستيم خورديم . شب ساعت يازده شد . عمه بزرگم خسته بود گفت من برم بخوابم . من هم تو چون تو خونه عجله داشتم واسه اومدن وقت نکرده بودم دوش بگيرم . قبلشم باشگاه بودم بدنم خيلي کثيف شده بود . ميخواستم برم دوش بگيرم ديدم يه اصلاحي هم کنم بد نيست . به عمه گفتم عمه جون خونه ژيلت دارين . رفت يه دونه آورد . گفتم عمه ميتوني اين پشت گردنم رو واسم بزني بلند شده . گفت باشه تو برو دوش بگير الان ميام . ميخواستم برم يادم افتاد من که با خودم شورت نياوردم . روم نميشد به عمه بگم . خلاصه هر طور که بود به عمه گفتم . آخه عمه من که لباس نياوردم . گفت منظورت شرت و ايناس ؟ . گفتم آره . گفت : اگه ميتوني بپوشي واسه علی رو بيارم بپوش ( شوهر عممه ) . گفتم نه بابا عمه يه چيزي گفتيا نميشه که . شورت که چيزي نيست که بشه واسه کس ديگه رو پوشيد . با خنده گفت من و عمه ژيلات ( همين عمه بزرگم ) واسه همديگرو ميپوشيم خونه هم بودني . منم گفتم آخه شما فرق دارين ولي منظورم از لحاظ زن و مردي نبود . عمم گفت نه بابا چه فرقي داره . واسه شما يه سر داره ولي واسه ما نداره . من همينجوري موندم چي بگم . گفتم خوب حالا چيکار کنيم . گفت خوب همون رو بيرون در بيار در اومدي از حموم همون رو ميپوشي . من هم بعد کمي تته پته . ندونستم چي بگم گفتم آخه نميشه که پس بايد قبل از اينکه در بيارمش پشت گردنم رو بزني . عمم يهو برگشت گفت اوا عيبي نداره که توام . منم عمتم ديگه . گفتم آخه زشته . عمم برگشت گفت نه بابا خيليم خوشگله . ديد من از اين حرفش جا خوردم . گفت نترس نخواستيم بخوريمش که . ديگه من منظورش کاملا دستم . اومد . مثل اينکه آقا علی درست و حسابي بهش نميرسيده . خلاصه رفتم حموم توي رختکن لخت شدم . شرتم هم در آوردم . رفتم تو . سرم رو که شامپو زدم و شستم . تا اومدم دوباره شامپو بزنم .ديدم عمم داره در ميزنه . در رو زد منتظر جواب نشد اومد تو . منم خجالت کشيدم دتم رو گرفتم جلو کيرم که هنوز خواب بود . عمم گفت دوش رو ببند خيس نشم . دوش رو بستم . تا ديدم عمم هواسش به کيرمه ديگه کيرم داشت شق ميشد . ديگه ديدم خيلي تابلو پشم کيرم هم زياد بود ديگه کيرم تو دستم جا نگرفت .يهو عمم برگشت گفت تو دستت جا نميشه مجبوري ؟ گفت نميدونستم اينهمه خجالتي بودنتو . گفتم اينکه ديگه طبيعيه گفت چرا . منم ديگه ديدم کار از کار گذشته . گفتم مگه ميشه يه خانوم به اين خوشگلي به چيز آدم زل بزنه . آدم بي تفاوت باشه . گفت خوب لفظ قلم نيا . راحت باش . دستم رو تا برداشتم عمه لیلا گفت اووه چند ساله بهش نرسيدي . گفتم چطور گفت پشمات خيلي زياد سده . به جاي پشت گردنت بزار پشماي چيزتو بزنم . گفتم چيمو ؟ گفت دودولتو خوبه ؟ گفتم يعني در حد دودوله ؟ گفت بسه پررو نشو . خورد تو ذوقم . اما عمم زود گفت شوخي بودا . عمه گفت اينو که با ژيلت نميشه کاريش کرد بزار اول با قيچي بزنم . رفت قيچي بياره ديدم با شلوارک و سوتين اومد تو . خيلي کيف کردم . گفتم عمه اين چيه سوتين دختر بچه هاست ( آخه تا بالاي نوک پستونش بود ) گفت چطور ؟ گفتم آخه خيلي کوچيکه . مخصوصه ؟ گفت مخصوص چي ؟ گفتم هيچي بابا ولش کن . گفت پيرهنم رو در آوردم که مو نچسپه بهش . گفتم منظورت پشمه ؟ خنديد . عمه گفت بيا جلو ببينم . رفام جلو تا عمم نشسته بود روي صندلي تا چشمم از بالا به سينه هاش افتاد کيرم دوباره شق شد . آخه خيلي بزرگ بودن . خيلي خم سفت و سفيد مثل برف . عمم گفت چيه بازم اينو تيزش کردي واسمون . گفتم آخه تقصير خودته عمه جون . ببين وضعتو . گفت خوب الان يه کاري کن اين بخابه رگاشم زده بيرون . بخوام تکو بخورم ميره تو چشم . بعد با هم خنديديم . گفتم چيکارش کنم آخه ؟ گفتم يه لحظه بري بيرون من درستش ميکنم ( ميخواستم جلق بزنم ) الان ميگيد اين چه احمقيه . اما از اينکه با عمه خودم سکس کنم ميترسيدم . خيلي کار کثيفي ميدونستمش ( البته هستا ) .به خاطر همين حرفش زو وسط نميکشيدم . عمم گفت چيکارش ميخواي بکني بدبختو ؟ گفتم حالا . گفت هر کار ميخواي بکني جلوي من بکن . مثل اينکه حدث زده بود . گفت ميخواي جلق بزني ؟ خواستم بگم نه . اما ديدم راه ديکه اي ندارم . گفتم آره . گفت خوب شروع کن . يه لحظه شحوت کل وجودم رو گرفت . بي خيال همه چي شدم . گفتم خالي خالي که تا فردا طول ميکشه . گفت پس اگه ميخواي يه کم شامپو بزن . گفتم نه منظورم از نظر شامپو و اينا نبود . منظورم رو فهميد . گفت يعني ميگي لخت شم ؟ کامل نه ولي يه کارايي بکن که من حشري شم . گفت تو شروع کن من باهاتم . يهو برگشت شلوارکشرو با شرتش رو با هم تا زير کونش کشيد پايين . دستش رو انداخت دو طرف کونش رو باز کرد و قمبل کرد . سوراخ کونش کامل معلوم بود . کسش هم از زير بيرون بود . همون جا کم مونده بود کل آب بدنم يه جا از کيرم بريزه بيرون . اما خودم رو با زور نگه داشتم .گفت اگه ميخواي انگشت کن رودتر آبت بياد . اونم مثل اينکه ميخواست منو شحوتي کنه که بکنمش . گفتم نه عزيزم هنوز زوده . گفت پس تو ميخواي طولش بدي . گفتم عمه پستوناتو درار مردم . گفت چشم . برگشت پستوناشو از بالي سوتين دراورد بيرون . دهنم وا موند ديدم واي چه پستوناي سرحال و خوشگلي . گفت ميخواي بيشتر لذت ببري ؟ من<br />
م گفتم آره . گفت پس بيا جلوتر رفتم جلو فکر کردم ميخواد ساک بزنه . کيرم رو گرفت . نشست رو زانو کيرم انداخت لاي پستوناش . گيرم داشت ميترکيد . گفتم خشک خشک ؟ يه تف کردش رو کير من يه تفم انداخت لاي پستوناش . کيرمو گذاشتم لاي پستوناش . اونم پستوناشو از دو طرف به هم فشار ميداد . سه چهار بار که بالا پايين کردم آبم با فشار پاشيد زير فک عمه لیلا . گفت اي ديوونه ميگفتي زودتر که اينقد بي جنبه اي ديگه . دهنم وا موند گفتم به اين ميگي بي جنبه ؟ هرکس ديگه اي بود همون اول که قمبل کردي کل شيره جونش ميريخت بيرون . گفت يعني اين قدر سکسي ام . گفتم آره خوش به حال آقا علی . يهو ياد عمه ژيلا افتادم . گفتم نکنه بيدار سه ببينه با هم تو حموميم . اونم که نخود تو دهنش خيس نميشه . آبرومون تو فاميل ميره . گفت نه بابا من از صبح اونقدر از اون بدبخت کار کشيدم که تا فردا بعد از ظهر ميخوابه . يادم افتاد صبح ميخوام برم پيش عليرضا دوستم . گفتم عمه خوب بيا بزن حالا . گفت راست ميگي . کيرمو شستم . رفتم جلوي عمه . تا عمه دستشو زد به کيرم کيرم دوباره مثل چوب شد . عمه گفت اه بابا بازم که شروع کردي ؟ بابا تو ديگه کي هستي ؟ تو که همين الان جلق زدي . آبتم هنوز زير چونمو لاي پستونمه . گفتم عمه تو هم يه چيزيت ميشه ها من دارم سعي ميکنم بخوابه تو از پستونات تعريف ميکني ؟ گفت ديگه من طاقت ندارم . کيرمو گرفت تا ته کرد تو حلقش . چندبار عقب جلو کرد . گفتم عمه گفتي اگشتت کنم هنوزم رو حرفت هستي ؟ گفت آره حتي اگه ميخواي بکني ميتوني بکني اما فقط از کون . چون بي جنبه اي يهو ديدي ريختي تو کسم حالا خر بيار باقالي بار کن . گفتم چشم عمه جون . گفتم همونجوري قنبل کن . گفت تو کيرتو آماده کن . گفتم اول انگشت کنم ديگه گفت باشه . قنبل کرد . گفتم خودم ميخوام لاي کونتو باز کنم . لاي کونشو باز کردم . اول يه کم کسو کونشو از پشت ماليدم . بعد انگشت اشارم رو کردم تو دهنم خيسش کردم . کردم تو سوراخ کون عمه . خيلي تنگ بود . به شوخي گفتم عمه سوراخ کونتو بخورم . گفت همش واسه خودته . گفت سوراخ کونمو يکم زبون بزن گلگلکم مياد خوشم مياد . يه که سوراخ کونشو زبون زدم . بعد دوتا انگشتم رو با هم کردم تو سوراخش يهو يه داد نه خيلي بلند کشيد . گفتم عمه الان آبجيت بيدار ميشه ها . گفت ببخشيد . گفت نميخواي بکني تو سوراخم . سه سايته داري انگشت ميکني سوراخ کونمو . گفتم چرا . تو باز کن کونتو . دستشو انداخت باز کرد . سوراخش يخه کم گشادتر شده بود اما نه زياد کير منم کلفته . عمه گفت کيرتو بيار جلو يواش يواش بمال به سوراخ کونم بعد بکن تو . کيرمو يه تف زدم . ميماليدمش به سوراخ کون عمه لیلا اونم شل ميشد . بعد گفت بسه بکن تو کونم . کرم رو گرفتم کردم تو سوراخ کونش يه تکون داد خودشو بعد گفت اينجوري کمردرد ميگيرم بزار مدل سگي قنبل کنم . گفتم عمه ولي ماشالا خيلي حرفه اي ها . گفت آخه علی خيلي سليقش با بقيه فرق ميکنه به خاطر همون هر نوع سکسي رو رو من امتحان کرده من هم ياد گرفتم . چند بار که عقب جلو کردم عمم گفت وحید دستتو از پايين بنداز کسم رو بمال که تو تموم ارضا شدي من تو کف نمونم . منم دستمو انداختم ديدم واي چه کس نرمي . يه دو سه دقيقه که ماليدم عمه ديدم داره ارضا ميشه . هي داد زد بکن بکن تو کونم . کسمو بمال . تندش کن . همينا رو هي گفت بعدش يه اه کشيد . بدنش شل شد . سوراخ کونشم شل شد . رفت و آمد کيرم هم راحت تر شد . ديدم عمه با يه صداي خمار گفت وحید زودتر تمومش کن من خوابم داره ميگيره . بي حال شدم . چندتا که تلنبه زدم يه کم تندش کردم .ديدم آبم بازم ميخواد بياد کيرم رو از تو سوراخ کون عمه کشيدم بيرون . آبم رو ريختم رو کون عمه بعد يه که کونشو با ليزي آب کيرم ماليدم تا يه کم حال اومد . پاشد شلوارکشو شرتشو گذاشت تو رخت کن يه دوش گرفتيم . من با اينکه کيرم خوابيده بود ديدم ديگه فرصت شايد پيش نياد گفتم زير دوش يه بار ديگه بکنمش اما عمه مخالفت کرد . گفتم حد اقل لاي پاهات بندازم . گفت باشه بدن عمه رو کلا ليف کشيدم کامل کفي شد . از عقب بغلش کردم کيرم رو انداختم لاي پاهاش . پستوناش رو هم گرفتم تو دستام گرم و ليز . کيرمو که عقب جلو ميکردم . کيرم ميخورد به کس عمه به خاطر همين عمه هم دوباره ارضا سد منم آبم اومد اين سري عمه رو خوابوندم و ابم رو روي کسش ريختم . البته اين سري آبم کمتر بود . بعدش ديگه احساس کردم کيرم درد ميکنه . کمرم هم همينطور . خلاصه آخرش هم قسمت نشد که ما اين پشماي کيرمون رو بزنيم . پشت گردنم هم همينطور . با عمه از حموم در اومديم . صبح که بيدار شديم عمه ژيلا سر صبحانه گفت چقدر رنگت واشده لیلا ؟ حموم بودي ؟ من گفتم فهميده . اما عمه لیلا گفت آره قبل از اينکه شماها بيدار شين من رفتم دوش گرفتم . . من هم نزديکاي ظهر بود رفتم پيش دوستم عليرضا و و بعد برگشتم فرديس . بعد اون هر وقت عمه رو ميبينم اون نگاش يه کير منه منم نگام به پستوناي عمه . aminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/NIR90C2JcYAG37S0-ZemhQ/022/647/171/v2/1280x720.206.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174541</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 10:08:26 by W3 Total Cache
-->