<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بخوریش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بخوریش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>شکلات خوشمزه عاشق کرد کیر سفید تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازینجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادمو]]></category>
		<category><![CDATA[انتظامی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشروی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدو]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینه]]></category>
		<category><![CDATA[شد<معذرت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میام تا به خاطرات اولی.خوب فیلم سکسی از 5روز پیش براتون میگو که داشتم تویه نت چت میکردم و 1دختری به نام مینا بمن پی ام داد سکسی که واقعا مهربونی.اخه اسم آی دی من شاه کس مهربون بود.من هم جواب دادم حتما.مطمئن باش.و بع شروع به معرفی کردن هم کردیم و کونی اون گفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میام تا به خاطرات اولی.خوب فیلم سکسی از 5روز پیش براتون میگو که</h2>
<p>داشتم تویه نت چت میکردم و 1دختری به نام مینا بمن پی ام داد سکسی که واقعا مهربونی.اخه اسم آی دی</p>
<h3>من شاه کس مهربون بود.من هم جواب دادم حتما.مطمئن باش.و بع شروع</h3>
<p>به معرفی کردن هم کردیم و کونی اون گفت که 22 سالشه و من هرچی اصرار کردم که بگه از کجای</p>
<h4>تهرانه جنده اون از جواب دادن در میرفت.منم که زیاد برام</h4>
<p>مهم نبود بی خیال شدم.اونروز هرکدوم پستون بهم یه عکس از خودمون نشون دادیمو من شماره مینارو گرفتمو بهش زنگ زدم.صدای</p>
<h5>خوبی داشتو کوس خیلی بت شیطنت حرف میزدو هی خودش رو</h5>
<p>لوس میکرد.خلاصه اون شب باهم کلی اس ام اس بازی کردیمو من تونستم تا حد بوس و بغل پیشروی کنم. از اونجا سکس داستان که مینا خیلی</p>
<h6>راحت قبول کرد متوجه شدم که میشه بیشتر ایران سکس ازینا روش</h6>
<p>حساب کردو ارزش سرمایه گذاری رو داره. خوب فردای اون روز من تا شب سر کار بودمو ازون جایی که اونروز کلی سرم شلوغ بود نتونستم بهش تا شب اس بدم.البته اون 1چند بار بهم اس داد و منم بهش گفتم سرم خیلی شلوغه.شب دوباره رفتم توی نت و گفتم که میناهم بیاد.تو نت بهش گفتم بازم بهم عکس بده و اون چندتا عکس دیگه نشونم دادو تویکی ازونا مینا روی زمین دراز کشیده بودو یه تاپه نیم تنه تنش بود.از زیره اون تاپ سینه هاش بیرون زده بود و نافش هم بیرون بودو شیکمه سفیدش معلوم بود بهش گفتم عجب سینه هایی داریا.اونم به خنده بهم گفت پرو نشو.من گفتم یعنی نمیخوای بمن بدیشون اون گفت نه.منم با خودم گفتم کور خوندی.توی صحبتامون مینا میگفت من از پسرای خسیس بدم میادو با قبلی بخاطر همین بهم زدم.من فهمیدم ازون تیغ بزناست و با خودم گفتم فکر کن من واسه تو خرج کنم.اونم منی که دستم تو حساب.اخه من کارم حسابداریه.خلاصه واسه فردای اونروز 1قرار گزاشتیم.حالا بماند که من هی میگفتم بیا نزدیک خونه ماو اون میگفت تو بیا تا وسطای شهر منم که دلم شور بنزین ماشینمو میزد گفتم اونجاها طرح و من نمیتونم.خلاصه بعد از کلی کل کل بلاخره راضی شد اون بیاد.فردا ساعت 3 رفتم سر قرار امد سوار شدو من طبق معمول رفتم به پارک جنگلی شیان که به ماهم نزدیک بود.اخه میدونید که بنزین چقدر گرون شده.رفتیم بالا و من رفتم جای خلوتی که همیشه میرم.دسم دوره گردن مینا بود که دوباره سرو کله اون پیکاپ مزخرف نیرو انتظامی که دوسال پیشم سر 1 خاطره که بعدا براتون میگم بهم گیر داده بود پیدا شد.من تا از تو اینه دیدمش دستم رو اوردم اینورو مشغول حرف زدن الکی با مینا شدم.اونام اومدن بغل ماشین منو یکم نگاه کردنو وقتی دیدن من پسر خوبی ام و فقط حرف میزنم رفتن.مینا ترسیدو گفت ازینجا بریم.منم راه افتادم و رفتم به سمت جاده برگشت شیان اونجا دیگه مطمئن بودم که مامور نمیاد زدم بغل.البته اونجا فقط هر چند دقیق ماشین رد میشد.دستم انداختم دور گردن مینا و کشیدمش جلو و گفتم بیا ببینم چی داری.بعد لبامو چسبوندم به لباشو خوردم.1ماشین رد شدو من تا دیدمش تو اینه اومدم اینور.البته اگه میدیدن هم مشکلی نبود همه بچه های اومجا مثل خودمونن.دوباره لباشو خردمو دستمو گذاشتم رو سینه هاشو مالوندم.یکم بعد 1ماشینه دیگه رد شد.دوباره اومدم عقبو بعد رفتنش دوباره شروع کردم به خوردن لباشو مالوندن سینه هاش.یه سوتینه ژله ای بسته بود که نمیزاشت خوب سینه هاشو لمس کنم.واسه همین دستمو از زیر مانتوی یک تیکش بردم تو و سینشو از زیر سوتین قرمزش کشیدم بیرونو شروع کردم به مالوندن.تا دستم به سینش خورد اهو اوهش بلند شد.من که دیدم حسابی داره حال میکنه دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم که با صدای اه مینا راست شده بود.دستش به کیرم که خورد کیرم تپل تر شد و شروع کرد محکم کیرمو مالوندن.من که داشتم سینه هاشو میمالوندم دیدم نوک سینه هاش حسابی سیخ شده خواستم بزارم تو دهنم که 1ماشین دیگه رد شد.بعد رد شدن ماشین دوباره دستشو گذاشتم رو کیرمو شروع کرد به مالوندم.خوب بلد بود از رو شلوار بماله.حسابی محکم میمالید.دستمو بردم سمت کسش که دیدم ای بابا نوار داره فهمیدم خانم پریوده.گفتم حالا وقت پریود شدن بود که منو از مالوندن کست بی نصیب بزلری.با گفتن این حرفم مینا حالش بدتر شد.ام وقتی دوتا ماشین رد شدن به خودش اومدو گفت بسه دیگه بریم.من گفتم اینجوری.منکه اینجوری برم خونه از درد میمیرم.گفت چیکار کنم.گفتم باید بخوریش. گفت اینجا.گفتم اره .بری پایین دیگه نمیبیننت.بایکم مقاومت راضی شد.البته میدونستم دلش کیر میخواد.خلاصه کیرمو درش اوردمو مینا گرفتشو بعدم گذاشت تو دهنش.شروع کرد به میک زدن.نمیدونم از کجا یاد گرفته بود کره خر اینجوری بخوره.منم دیتمو از زیر کردم تو مانتوشو سینشو مالوندم.دستم که به سینش میخورد اهو اوهش میرفت بابلا که این منو بیشتر تحریک میکرد.خلاصه بعد از چند مین ساک زدنو میک زدن کیرم احساس کردم داره اهو اوهای مینا کاره خودشو میکنه و من دارم میشم.یهو سرشو اورد بالاو گفت خیلی خوب میمالی سینه هامو.من که داشتم میشدم سرشو فشار دادمو کیرمو کردم تو دهنشو بعد 2تا لیس ابم پاچید تو دهنش.اونم همشو میک زدو بعد شروع کرد به قورت دادن. بعد من را افتادمو اونم شروع کرد به ارایش کردن.اومدم دمه مترو باقری پیادش کردمو اومدم خونه.دوساعت بعد زنگ زدو منم گفتم باز بیا نت.اومد نت گفتم مینا 3روز دیگه مکان ردیف میکنم بریم تو جا.گفت ببینم چی میشه. بعد شروع کرد که من شارژ ندارمو شارژ میخوام .منم گفتم باشه تا فردا گفت نه همین الن.گفت ببین من گفتم خسیس نباش.من در صورتی باهات اینجوری ام که توام اینجوری باشی.با گفتن این حرفش ازش بدم اومد.اخه من بدم میاد بابت این کارا پول بدم تا حالا هم اینکارو نکردم. حالا تو خاطرات بعدیم بیشتر باهام اشنا میشید.خلاصه بعد اون حرفش گوشیمو خاموش کردم.البته من 2تا گوشی دارم که یکیش مال اینکاراستو اون یکی همیشه باید روشن باشه.درنتیجه مینا خانم رو به همون ساک زدن خوبش پسنده کردیمو فراموش.تا خاطره بعدی خدافظ. دوستارتون کیان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d9%85%d8%b2%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177204</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس در مکان عمومی و در ماشین با جنده فوق حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Nov 2019 06:04:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3 طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر</h2>
<p>بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3</p>
<h3>طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال</h3>
<p>ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم رو به اجاره بدن بعد مدتی بالاخره یه اجاره نشینی واسه این</p>
<h4>خونه جنده ما پیدا شد که این خانواده 3 دختر 1</h4>
<p>پسر بود و پدرشون هم یه پستون 18 چرخ داشت که بدبخت همیشه تو جاده ها بود مامانشون هم من تا</p>
<h5>الان هم کوس نفهمیدم کجا ولی از صبح تا عصر خونه</h5>
<p>نمی شد میرفت اون پسر هم سرباز بود که هیچ موقع خونه نمی شد من چون اصلا بیرون نمیرفتم و با کسی سکس داستان هم حرف نمیزدم</p>
<h6>یه کم خجالتی بودم بعد چند روز بود ایران سکس که من</h6>
<p>از طرف حیاط میرفتم دم در دیدم یکه از دخترها تو حیاطه با هزار مصیبت رفتم یه سلامی دادم و در رفتم بعد ها متوجه شدم که 2 خواهر دو قلو و یه خواهر کوچیک تر به اسم سپیده که دو سال از من کوچیک بود هستن. 1ماه گذشته بود که یکی از دخترا همون سپیده از طرف در دومی در ما رو زد چون ظهر بود شک کرم که این موقع کی میتونه باشه رفتم سراغ آیفون دیدم بله یکی از اونا اورده که اجاره خونه رو بده من رفتم پایین و گرفتم تو این چند ماهی که گذشته بود فقط دو بار دیده بودمشون چند ماهی گذشت و که تابستون بود که ما هم کم کم با هم رفت و امد داشتیم من میتونستم باهشون راحت حرف بزنمرداد ماه بود که کسی خونه ما نبود من هم قرص سیپروهپتادین می خوردم که زیاد گشنم بشه و زیاد غذا بخورم اثر غرص زده بود به سرم و خواب داشت دیونم میکرد ننم و بابام رفته بودن تهران منم که حس تنها موندن رو نداشتم و نارحت بودم که یهو شنیدم یکی از حیاط داره صدام میزنه پارسا چند باری صدام زد منم که اصلاً حوصله نداشتم که الان میرم میگه بیا این کامپیوتر ما مشکل داره با هزار بدبختی رفتم بالکن دیدم سپیده هست که میگه بیا من کلید ندارم موندم تو حیاط گفتم خوب من چیکار کنم گفت بیا یه جور درو باز کنم منم گفتم بزن شیشه بشکنه برو تو بالاخره منو کشید پایین رفت 3 و 4 تنه زدم به در حوصله نداشتم گفتم باز نمیشه گفتم بشین اینجا مامانت بیاد گفت مامان رفته دندون پزشکی گفتم پس ابجی هات کجا هستن گفت دودتاشونم رفتن کلاس فیزیک تو دلم گفتم عجب گیری کردیم ها گقتم بیا بریم بالا بشین تا بالاخره یکی بیاد و در رو باز کنه اونم قبول کرد او اومد اینم بگم من تا حال فکر نکرده بودم که با کسی سکس کنم به همین خاطر هم به دختری دقت نمیکردم که ببینم فرم بدنش چطور هست البته فیلم سکس و داستان میخوندماومد بالا و رفت نشست رو مبل منم برا همین که خجالت نکشه اومدم نشستم تو اطاقم بهش گفتم اگه گرمته مانتو رو در بیار پشت سرم وایستاده بود گفت چیکار میکنی گفتم هیچی سایت ها رو میگردم امد نشست کنارم بهم گفت نت ارزشی نداره همه سایت ها فیلتره چون من که خواب زده بود به سرم دوقرونیم نیفتاد که این منظورش چی هست یه چند لحظه ی گذشته بود که دستم خورد به گوشیم از رو میز افتاد زمین من که خم شدم از جلو پاهاش گوشیم رو بردارم یه بوی جالبی از تنش می یومد وقتی سرم رو بلند کردم برای اولین بار سینه ها یه دختر از نزدیک با دقت نگاه کردم باور کنید به قدری ژل زده بو که لباش که از صد متری میگفن بیا منو بخور سینه های بزرگی داشت یهو به فکرم زد که بهش بگم من فیلتر شکن دارم ها که یه بار هم ما شانسمون رو امتحان کنیم شاید برا اولین بار با کسی سکس کردمگفتم میخوای بازش کنم دیدم با کمی مکس گفت حالا زود بود جوابم رو می دادی بدونه این که جوابی بده فیلتر شکن رو باز کردم گفتم کدوم سایت رفتی که فیلتر بود الان بزن میره گفت نمیدونم به زهنم رسید یه سایت والپیپر باز کنم که عکس دخترای نیمه سکس هم توش بود ولی کلاً فیلتر نبود سایت رو باز کردم چند تا از اون عکس ها رو باز کردم گفتم به خاطر همین چرت وپرت ها فیلتر میکنن ها دیدم جوابی نداد یکم بعد گفت نه بابا منم خودم رو زدم به اون راه گفتم میخوای از این باحال تر هاشو بیارم برات فیلتر شکن رو بستم و رفتم عکس سکس براش باز کردم که چند تا دختر بودن من یه لحظه حس کردم که بدن این مثل اتیش داره گرما میده عکس ها رو عوض میکردم اونم چیزی نمیگفت تو دلم ممیگفتم دستم رو بزارم رو رونش ولی جرعت نمیکردم یه عکس باز کردم که یه پسر یه دختر رو میکرد چشمام رو بستم دسم رو انداختم رو پاش اول خودش رو یکم کشید عقب اول ترسیدم بعد دیدم هیچ عکس العملی نکرد بهش گفتم فیلم باحال می خوای باز کنم؟ گفت باشه یه فیله جالب باز کردمدستم رو بردم لای پاهش که احساس کردم یکم خیس هست بهش گفتم از این کارا کردی گفت نمیدونم! تعجب کردم گفتم مگه میشه ندونی دیدم خجالت میکشه که بگه اره گفتم میخوای با هم امتحان کنیم چیزی نگفت منم دیگه نپرسیدم دستش رو گرفتم گفتم بیا رو تخت یکم ناز کرد بعد گفتم اگه قبول نکنی من دیگه نمیتونم به روی تو نگاه کنم دیگه بی خوابی از سرم پریده بود بالاخره مخش رو زدم و خوابوندم رو تخت دستم رو بردم لای پاش و مالوندن کسش و شروع کردم به خوردن لباش خیلی جالب بود فکر کنم یه دو کیلو به لباش ماتیک و ژل زده بود که همش رو نوشجان کردن بعد شروع به در آوردن لباش هاش کردم همین طور که داشتم لباسش رو میکشیدم بیرون سینه هاش رو هم فشار می دادم یکم سفت بود ولی جالب یه شرت صورتی و سوتین هم رنگ تنش بود به شرت و سوتینش دست نزدم و داشتم زیر سینه هاش و گردنش رو میخورم نفسش تند تند شده بود یه لحظه به یادم امد که باید لباسای خودم رو هم دربیارم بهتره &#8211; که یادم رفته بود زود لباس هامو در اوردم گفتم میتونی بخوریش گفت بدم میاد گفتم امتحان کردی گفت تا حال نه ولی دوست ندارم منم دیگه اصرار نکردم رفتم پشتش و سوتین اش رو باز کردم و دیدم با دستش از جلو نگه داشته که سینه هاش دیده نشه گفتم چیزی شده گفت بیخیال شو من خجالت میکشم به حرفش گوش نکردم و از دستش کشیدم گفتم پاشو شرت رو هم در بیارم با منو من پا شد از جلو که شرتش رو کشیدم پایین یک لحظه بهم شوک وارد شد که یه دختر 15 ساله چطور میتونه پرده نداشته باشه! بعد گفتم بابا امروزا همه جنده یکی هم این &#8211; بهش گفتم اپنی گفت آره گفتم با کسی بودی گفت نه گفت به خاطر یه عمل جراحی مجبور به این کار شدم هر چه قدر پرسیدم به خاطر چی نگفت که نگفت (بعد ها هم یه پرونده داشت بهم نشون<br />
داد که ثابت میکرد توسط دکتر پردش رو برداشتن) نشوندمش رو تخت و شروع کردم به خوردن کسش یه گرمای جابی یه صورتم میزد چون اولین بارم بود و میخواستم امتحان کنم و یه کم چندشم میشد بعد دیدم نه خیلی خیلی محشره دلم میخواست محکم گازش بگیرم همین طور که میخوردم اونم چشماش رو بسته بود و داشت ناله های حشری شدن رو نشون میداد که منو دیونه میکرد میخواستم کاری کنم که به داد زدن بیفته کسش خیلی سفید بود و توش هم که صورتی بود یه رنگ جالبی داشت فکر کنم مو بر هم زده بود چون اثر از یک مو و زدن با تیغ نبود یکم که خردمش دیدم بدنش داره میلزه نفمیدم که داره ارضا میشه 2دقیقه ای گذشت گفتم از جلو دوست داری یا از پشت گفت من برا تو هستم چیکار دوست داری و از کجا دوست داری هر کاری که مخوای بکن کیرم رو گذاشتم دم کسش یه فشار محکم دادم تو کسش چون کیرم خوشک بود سخت رفت تو ولی احساس کردم سپیده دوباره جر خورد سپیده گفت جون من تکون نده که دارم میسوزم منم گوش نکردم چون میخواستم کاری کنم که مکم داد بزنه 2 و 3 باری سخت محکم عقب جلو کردم بعد روان شده سپیده داشت گریه می کرد منم تو حال خودم نبود داشتم سر پستون هاشو میخوردم و سپیده هم میگفت محکم بکن میخوام دوباره جر بخورم با دستم سینه هاشو محکم فشار میدادم همچین محکم تلنبه میزدم وقتی همش میرفت تو و بدنم میخورد به بدن اون به قدری محکم بود که از بدن من درد می گرفت دیدم که داره بدنم داغ میشه و احساس کردم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد چیکار کنم گفت بریز همون تو گفتم مشکلی نداره گفت تو کاری نداشته باش منم با تمام قدرت خالی کردم تو کسش به قدری زیاد آبم امد که ار کناره هاش میزد بیرون ازش پرسید که بچه دار میشی و بیا درستش کن گفت نه نمیشم تو نگران نباش بهش گفتم میای باهم بریم حموم گفت باشه تو حموم دوباره پارسا کوچلو بیدار شده بود گفتم میخوای این بار هم دوباره از عقب شروع کنیم گفت اشکالی نداره تو حموم آب رو باز کردم و زدم که از دوش بیاد خوب به کیرم کف زدم و (چون تو داستان ها شنیده بودم که از پشت بکونی احتمال داره خون بیاد) بهش گفتم که نترسی ها شاید خون بیاد گفت باشه عیبی نداره گذاستم دم سوراخ کونش و چشمام رو بستم گفتم درد داره ها یکم گفت میدونم محکم با هرچی قدرت تمام کردم تو کونش تا ته رفت تو کونش یه داد محکمی کشید و گفت بکش بیرون و التماس و گریه میکرد به حرفش گوش نکردم زیر دوش محکم از پشت بقلش کردم داشت التماس میکرد که تور و جون سپیده بکش بیرون زیر دوش بودم دیده وای از اون فکری که تو ذهن من بود بیشتر از اون خون امد نگو یکم زیاد وحشیانه عمل کرده بودیم زیاد جر خورده بود اروم اروم عقب جلو میکرد اونم داشت گریه میکرد ولی مثله این که حشری بود وسط گریه هاش آه آه میکرد همه از پشت داشتم سینه هاش رو بازی میدم و گردنش رو میخوردم که دیدم دباره بدنش لرزید ولی این باز زیاد تر بود بی حال شده بو ولی بازم سر پا بود و کیر من تو کونش عقب و جلو میرفت بهم گفت من دیگه نمیخوام بسه دیگه گفتم نمیشه که یک لحظه با فشار آبم رو ریختم تو کونش ولی این بار سخت آبم میومد بیرون (وقتی تو کسش میکردم مثل این مود که کیرت رو لایه دو تا لحاف نرم و گرم نگه داشتی) یه دوش گرفتیم و دباره یه لب ازش گرفتتم ولی این بار یاد گرفته بودم بهتر از بار قبل بود امدیم بیرونالان 3 سال از اون روز گذشته باز هم اجاره نشین ما هستم باز هم با هم سکس می کنیم میتونم بگم ماهی 3 یا 4 مار سکس میکنیم ولی هیچ کدوم به جالبی بار اول نمی رسهنظر بدین هاااا</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177218</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایدن مادر و دختر حشری تو اتاق خواب</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Sep 2019 06:03:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[امکانات]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[تصویری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[جفتتون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوانها]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوانندگان]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دریافت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[شدوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[کردوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[ندارند]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نیگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همخونه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اوونها نگذشته رو برای دوستان فیلم سکسی حشری و خوانندگان این سایت کیر شق کن بنویسم.. من شخصا به سکس خیلی علاقه دارم و به دلیل موقعیت سکسی شغلی ، قیافه کس پسند و افکار شاه کس نیمچه کثیفم مشکلی برای پیدا کردن کس نداشته ام. بعد از سالها ( الان سی کونی و سه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اوونها نگذشته رو برای دوستان فیلم سکسی حشری و خوانندگان این سایت کیر</h2>
<p>شق کن بنویسم.. من شخصا به سکس خیلی علاقه دارم و به دلیل موقعیت سکسی شغلی ، قیافه کس پسند و</p>
<h3>افکار شاه کس نیمچه کثیفم مشکلی برای پیدا کردن کس نداشته ام.</h3>
<p>بعد از سالها ( الان سی کونی و سه سالمه) مسافرت برای کار و تجارت به چند تا کشور خوب دنیا</p>
<h4>با جنده مردم استرالیا در سیدنی آشنا شدم. توی وبلاگ های</h4>
<p>جوانان غیور سیدنی متوجه شدم که پستون دختران استرالیا اول به کس دادن فکر می کنند و بعد به چیزای دیگه.</p>
<h5>یه چیز کوس دیگه هم که متوجه شدم اینه که مرد</h5>
<p>هایی که خیلی مشروب و آبجو می خورند بعد از یه سنی دچار اختلالات هرمونی و ناتوانی های جنسی می شوند و سکس داستان توانایی ارضای زنشون</p>
<h6>رو ندارند. یه چیز دیگه هم که متوجه ایران سکس شدم اینه</h6>
<p>که در سایت های دوست یابی از شما می پرسه که وضعیت شما از نظر علاقه به جنس موافق چی هست و جالبه که دخترایی هستند که یا براشون فرقی نداره که طرفشون با پسر هم بوده یا اینکه حال می کنند ببیند که شوهر یا دوست پسر یا (پارتنرشون) زیر یه مرد دیگه بخوابه یا اینکه وقتی به یه مرد دیگه کس دادند شوهرشون یا دوست پسرشون هم با کردن اوون پسر دلی از عزا در بیارند.خلاصه اگر آدمی هستید که دنبال تجربه های جدید سکسی و به واقعیت رسوندن فانتزی های معمول بین افکار جوانها هستید می تونید در کشور هایی مثل استرالیا و آلمان و آمریکا با خیال راحت اقدام کنید. داستان من از اوونجا شروع شد که در سایت دوست یابی که تقریبا در تمام کشور ها شعبه داره عضو شدم و البته سالی هم تا دویست هزار تومان حق عضویت دادم. در این سایت امکانات خوبی برای اعضا فراهم می کنند والبته سالی هم یکی دوتا پارتی سکسی با تخفیف زیاد ویژه اعضا هستش که من هیچ وقت شرکت نکردم و یا اینکه برنامه های ویژه سکسی رو در کلاب ها و بارهای نزیدیک محلتون رو به شما خبر می دهند.من از این سایت بیشتر جهت آشنایی با زوج های سکسی و بعضی موقع ها با پسر ها استفاده می کردم.یه روز که خیلی حشری بودم یه سری به سایت زدم دیدم که یه مردی به اسم جان برام نوشته که زن من از عکس های کیر تو خوشش اوومده چنانچه تو هم بپسندی و ما هم قیافه تو رو بپسندیم می تونیم یه برنامه تو خونه ما داشته باشیم. در ایمیل بعدی که به من زده بود نوشته بود که زن من تو رو پسندیده و این هم عکس من و زنم با هم و یه چند تا عکس دیگه. بعد از دیدن عکس ها که از هیکل لخت و کف صابون زده تو حموم تا کنار شومینه نشستن و کیر جان رو در دست داشتن که البته همه عکس ها بدون سر بودند مطمئن شدم که دارم با زوج خوشبختی آشنا می شم که فقط مشکل کیر در زندگی دارند که اوون هم جان براش راه حل داشت. در همون ایمیل از من پرسیده بود که اگر مایل هستم شماره موبایلم رو بهش بدم تا با اس ام اس با هم صحبت کنیم و اینکه دوباره پرسیده بود اگر عکس هایی که گذاشتی از کیرت مال خودت نیست لطفا به ما بگو که من هم شماره موبایل و با سه تا عکس دیگه که همون موقع از کنار کامپیوتر با زمینه عکس های لخت زنش براش فرستادم. بعد از چند ساعت اس ام اسی از جان دریافت کردم که از قول زنش نوشته بود:I can’t wait until grab your cock in my hand and kiss its big head.&#8221;لحظه شماری می کنم تا کیرت رو تو دستام بگیرم و سر گنده اوون رو ببوسم&#8221; من توی پروفایلم نوشته بودم که من دوست دارم در اولین برخوردم با زنها کیرم رو از تو شلوار درارم و خانم جلوی شوهرش کیرم رو ببوسه در حال که زانو زده و چشم تو چشم شوهرش نیگاه می کنه و من هم با موهای سرش بازی می کنم. من هم جواب دادم که:I slide my cock just a little bit into your waiting and open mouth, getting you ready for what is to come.&#8221;من یه ذره از کیرم رو می کنم تو دهن باز و منتظرت و تو رو برای قدم های بعدی آماده می کنم.&#8221; در اس ام اس های بعدی باز هم شرایط رو مرور کردیم و خواسته هامون رو گفتیم و چک و چونه هامون رو زدیم.من گفتم که دوست دارم بعد از اینکه زنت رو لخت کردم و اوون هم من رو لخت کرد تو از اتاق بری بیرون و بعد از چند دقیقه بیا تو چون من تا به حال با زوج سکس نداشتم و نمی دونم چه جوی بین ما برقرار بشه ولی نمی خوام که از هم لذت نبریم اوونجوری که دلمون می خواد. اوون هم گفت که زن من می گه من از ساک زدن بدم می یاد ولی دوست دارم کیر تو رو هم ببوسم و اینکه ساک بزنم ولی شرطش اینه که موهای جلو و عقب رو کاملا تمیز کنی. و از قول خودش گفت که زن من فقط دوست داره گاییده بشه اوون هم به روش سگی یا اینکه پاهاش رو بندازی رو شونه هات و تا دسته فرو کنی تو. سکس ما با کاندوم و تمیز و مخفی باید باشه. که من هم همین خواسته ها رو داشتم. خلاصه قرار ما این بود که من ماشین نبرم و با قطار تا یه ایستگاهی نزدیک خونشون برم و جان بیاد دنبال من.ساعت هشت شب رسیدم ایستگاه و بعد از چند دقیقه جان رو با مکالمه مستقیم با موبایل شنخاتم و پریدم تو ماشین.یه مرد چهل و دو سه ساله اهل کوئینزلند که می گفت زنش اهل سیدنی هست و خیلی حشری. به من گفت که ما از الان با هم دوستیم و از من خواست که راحت باشم. ازش سوال کردم که تو چرا این کار رو می کنی و اینکه من ممکنه وقتی که ازدواج می کنم این برنامه ها تو فکرمم خطور نکنه. جواب داد که زن من خیلی حشری هست و فقط برای لذتش این کار رو می کنیم شاید سالی یه بار یا دو بار. گفتش که دوست داره زنش رو با این کار خوشحال کنه و در عوض هم اوون هم یه جور دیگه به این حال می ده. تقریبا نزدیک خونشون رسیده بودیم چون معلوم بود که خودش هم استرس داره. گفتش که اگر از همسایه ها کسی تو رو دید وانمود کن که برای اجاره اینجا اوومدی ( توی استرالیا رسم هستش که همخونه می گیرند). خوشبختانه کسی ما رو ندید و صاف رفت توی پارکینگ خونه که فقط جای یه ماشین داشت و کرکره رو برقی کشید پایین. بعد که پیاده شدم گفت تو یه چند دقیقه طبقه پایین بمون تا ببینم زنم در چه وضعی هستش. بهم گفت که چی می نوش یکهمن هم گفتم فقط آب. ( برای احتیاط). آب اورد و نشستم روی مبل و به در و دیوار و تابلو ها و مجسمه ها نیگاه می کردم و سیستم تلویزوین و صوتی و تصویری با سلیقه ای که داشت. بعد از سه چهار دقیقه گفت بیا بالا و رفتم پیشش توی اتاقی که کامپیوتر توش بود که گفتم این عکس کیه؟ گفت این عکس من و زن و دخترم هستش که گفت دخترش رو امشب فرستاده خونه باباش اینا که آخر شب بره دنبالش. بعد عکس های کیر من رو آورد و یکی یکی نشون می داد مثل البوم و من هم نیگاه می کردم و می گفتم که عکس های زنت رو نشون بده که گفتش بیا اینه هاشون. یه چند تا عکس از کس و کون زنش رو نشون داد و بعد آروم گفت که الان میادش خودش. خوشحالش کن این دختر رو. که من هم گفتم من بلدم چطور یه زن رو خوشحال کنم فقط قرارمون یادت نره . بعد گفتش ممکنه که من به شما ملحق بشم از نظر تو اشکالی نداره که من هم گفتم که اتفاقا من خیلی دوست دارم کیر شق تو رو ببینم( با یه چشمک) که گفتش من تا حالا کون پسر نذاشتم ولی دوست دارم بدن و کیر و خایه هات دست بزنم اگر اشکالی نداره. من هم گفتم نکنه دوست داری که تو هم گاییده بشی؟ گفتش نه من فقط از دیدن بدن لخت یه مرد لذت می برم. هم از کیر و هم از کون لخت. توی همین موقع ها بود که ما جفتمون سر پا وایستاده بودیم که سر و کله خانوم با حوله حموم پیدا شد و البته یه آرایش سبکی هم کرده بود. بعد از سلام و یه خوش بش نیم دقیقه ای من که سرم پایین بود به جان گفتم تو مدیر برنامه من نمی دونم چیکار کنم . Hey john, it is you the manager, I really don’t have any idea about this. جان هم گفتش اگر موافق باشید یه چند دقیقه تو همون سایت دوستیابی با هم بگردیم. که من گفتم به شرط اینکه بگید چند نفر رو کاندید کرده بودید و قرعه با نام افتاد. که گفتند قبوله. خلاصه از آدم های مختلف که عکس هایی با قایق های و ماشین های جور واجورشون فرستاده بودند تا سیاه و سفید و آسیایی و هندی. به من گفت خیلی ها دوست داشتند با ما باشند ولی تو رو انتخاب کردیم چون اولا صاف رفتی سر اصل مطلب ( خصلت ما ایرانی ها) و اینکه خیلی من منم هم نکردی که من هم گفتم چیزهایی رو که باید می گفتم تو عکس هام بود ( با خنده)I said what I wanted to say in my pics.ااشاره من به کیر کلفت و درازم بود( که بعضی ها می گفتند تو مثل اسب می مونی هم از نظر قدرت بدنی و هم تو سکس. این کیر رو همچین با مهارت تو هر سوراخی جا میکنی که طرف باورش نمی شه که چطوراین کیر رو تونسته تو کس یا کونش جا بده). که جان خندید و گفت تو راست می گی. که همه خندیدیم . من هم فرصت رو غنیمت شمردم در حالی که جان رو بروی کامپیوتر نسته بود و ما دو تا پست سرش ایستاده بودیم. دستی به دست خانم زدم و به کیرم اشاره کردم. که انگار یه کمی بهش برخورد تو ایم موقع کیر من شروع کرد به شق شدن. در حالی که با جان صحبت می کردم دستم رو کیرم بود و با یه دست دیگه کلفتیش رو به رخ خانم می کشیدم و با سر اشاره کردم ( ایرانی بازی) که تا دسته می کنمش تو کونت. که اوون با لبخند و کج کردن سر و بالا بردن شونه هاش و خیره شدن به کیر شق شده من زیر شلوار به من فهموند که تو برای گاییدن من اینجایی اوون کیر رو در بیار.من هم با سر اشاره کردم به شوهرت گوش کن داره با ما حرف می زنه. و بعد آروم دستش رو گرفتم تو دستم و کشوندمش کنمار خودم در همین حال هم با جان صحبت می کردیم. به هم که نزدیک شدیم دستم رو انداختم رو کمرش و زیپ شلوار رو آروم آروم می کشیدم پایین و با جان هم حرف می زدیم. کیر من دیگه داشت می ترکید و جان رفته بود تو کف سایت و عکس هایی که براشون فرستاده بودند.دستم رو از زیر حوله ای که تا پشت زانو رو پشونده بود رو به رونهای خانوم مالوندم و از لحظات لذت می بردم. تقریبا دستم به چاک کونش رسیده بود که به جان گفتم می شه یه لیوان آب برای من بیاری که به دفعه برگشت و دید که دست من تو کون زنش هست و من دارم کیرم رو در میارم. اوون هم یه نیگاهی به من و یه نیگاهی به زنش انداخت و گفت حتما الان می یارم.به محض اینکه از اتاق رفت بیرون زنش رو انداختم رو تخت و سرم رفت تو کسش اینقدر کسش رو بوسیدم و لیس زدم که آخ و اووخش بلند شد.من تازه شرایط رو تو دستم گرفته بودم و فهمیدم که اینها دنبال یکی هستن که بهشون بگه چیکار کنید. به زنش گفتم که حالا نوبت تو هست که بخوری که گفت دوست دارم ولی ممکنه حالش بد بشه که گفتم پس چی دوست داری؟ که گفتش کیر تو خیلی گنده است و من گفتم من تازه سوراخ کونت رو دیدم دوست داری بعد از اینکه از کس کردمت یه کمی از کیرم رو بکنم تو اوون کون قشنگت که گفت نه اصلا نمی تونه. گفتم باشه فعلا کس رو باید بچسبیم. داشتم پستون هاش رو می خوردم و همزمان کیرم رو می مالوندم به پستون های خانوم که جان با لیوان آب اوومدش. زنش صورتش رو با دستاش پوشاند و خودش رو به اوون راه زد. برقی تو چشم های جان بود که از حالتی که ما رو دیده بود داشت لذت می برد. زنش با کس لخت زیر یه مرد کیر کلفت خوابیده بود و من حالتی بودم که یه زانو کنار کمرش داشتم و کف پای دیگه اوونطرفش و در این حالت با کیر شق خایه هام تقریبا بالای کس زنش رو لمس می کرد.نگاه جان به کیر من بود شاید باور نمی کرد که در واقعیت از تو عکس هم بزرگتر باشه. بعد که به خودمون اوومدیم لیوان اب رو داد به دستم و گفت خیس عرق شدی بیا بخور. من هم آب رو خوردم و بهش با سر اشاره و با دو تا دست اشاره کردم که می خوام بکنم تو سوراخ تو هم ملحق شو. که در یک چشم به هم زدن جان هم که مثل اینکه قبلا شرتش رو درآورده بود و فقط شلوار پاش بود شلوار رو انداخت کنار و با کیر شق اوومد نشست کنار ما.من از دیدن کیر جان و اوون هم از دیدن کیر من لذت می بردیم و ما اوونجا متوجه شدیم که باید به هم در موقع سکس یه کمی توجه کنیم و فقط این خانوم جان نباشه که با دو تا کیر شق خوش فرم که یکی تو دستش بود و دیگری روی کسش لذت ببره. دو تایی شروع کردیم مالوندن سینه های خانوم و خانوم هر وقت خجالت می کشید یه بالش کوچولو می ذاشت رو سرش و از زیر اوون آه و ناله می کرد.خانوم رو یه وری کردم و کنارش دراز کشیدم و اوون داشت با کیر شوهرش بازی می کرد. و یه دست من زیرسرش و دست دیگری ماساژ کس بود. اوون هم دو تا دستش درگیر کیر و خایه شوهرش بود و دست های جان هم روی باسن رو سر زنش بود. من یه جوری زنش رو بغل کرده بودم و با کیرم می مالوندم لای رون هاش و پاهاش رو می آوردم بالا و کم کم در حال فرو کردن تو کسش بودم که یه چند باری کیرم با دست های جان برخورد کرد.اینقدر حشری شده بودم از این تماس ها که هیچ وقت یادم نمی ره.یه دست جان که با باسن و کمر زنش بازی می کرد حالا دیگه از وسط پاهای زنش کیر من رو لمس می کرد و با دست خودش کیر من رو به کس زنش فشار می داد و هر از گاهی هم خایه هام رو تو دستش می گرفت.راستش من خیلی دوست داشتم تو اوون لحظه که کف دستش زیر خایه هام بود و انگشتش با کونم برخورد می کرد یه کمی انگشتش رو فشار می داد رو کونم.من فرصت رو غنیمت شمرده بودم و در حالی که کیرم همزمان رو کس یه زن بود و همون موقع یه مرد دیگه داشت لمسش می کرد انگشتم رو تو دهن زنش کردم و اوون هم با چشم های بسته میک می زد.تو همین موقع بود که جان موقعیتش رو عوض کرد اوومد پشت من . در حالی که کیرش به باسن من می خورد دستش رو برد طرف دهنش و دستش رو تفی کرد. من راستش دوست داشتم اوون تف رو یا می مالوند به کیر خودش یا به کون من. ولی هیچ کدوم نبود. کیر من رو تفی کرد و گفت اگه کمه باز هم تفیش کنه که من گفتم باز هم تف بزن و خوب بمالش. باسن خودمم رو یه کمی باز کردم تا بتونه سوراخم رو ببینه که اوون هم فقط کیرش رو انداخته بود روی کمر من و داشت کیرم رو تف می زد و در اصل کیرم رو می مالوند و حال می کرد.وقتی حسابی تفیش کرد گفت که بمالش به لای پاهای زنش. که من هم این کار ور کردم . بعد از چند دقیقه که حسابی خیس عرق شده بودیم گفتم جان باز هم آب می خوام. خلاصه در حال استراحت بودیم دو تایی که زنش کشوی میزش رو باز کرد و دو سه تا کاندوم آورد بیرون گفت تا جان نیومده بکنش تو.من هم سریع کاندوم رو کشیدم رو کیر و پاهاش رو انداختم رو شونه هام و آروم آروم داشتم فرو می کردم تو که جان اوومدش و با لبخند به زنش گفت می خوایی من هم از پشت بکنمت؟ که زنش گفت فکر بدی نیست . ولی جان دید که من ولکن کس خانوم نیستم و دارم تلمبه می زنم و صدای زنش زیاد شده بود ترجیح داد که با دست جلوی دهن زنش رو بگیره که در و همسایه صدای کس دادن زنش رو نشوند. به زنش گفتم داره آبم میاد گفت بیارش . گفتم دوست داری بخوریش گفت نه حالم بد می شه. گفتم کجا بریزم؟ من متظر بودم که جان بگه تو دهن من بریز ولی دیگه دیر شده بود و آب من توی کاندوم در حالی که تو کس خانوم بود ریخته شد.وقتی که جان دید آب من اوومده به بهانه ای از اتاق رفت بیرون که احتمالا جق بزنه . تو همین موقع زنش به من گفت که تو دوست داری با مرد هم سکس کنی؟ تو این موقع می خواستم بهش بگم که ای درد و مرض این سوال رو باید اولش می پرسیدی تا اینکه یا هر جفتتون رو می کردم یا اینکه جان هم آبش رو یه جور دیگه می اورد.ها ها خیلی لذت بردم. از اولین سکس گروهی خودم که با زوج بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2596</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سن بالا سینه سیلیکونی خوب کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%84%db%8c%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%84%db%8c%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آدمهای]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونا]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اپیلاسیون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازاینکه]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدین]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باداباد]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشتون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهائی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خانومای]]></category>
		<category><![CDATA[خداوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرای]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزش]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[سرتاسر]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[قرمزرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گائیدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتند‬]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مردشور]]></category>
		<category><![CDATA[معامله]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[ورانداز]]></category>
		<category><![CDATA[ولیسیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[البته من خیلی هم حشریم فیلم سکسی ولی خیالباف و کسشعر گو نیستم. بگذریم !آقا چند وقت بود که شدید رفته بودم تو نخ یه دختره که سکسی تو سرویس شرکتمون که یه اتوبوس بود شاه کس می دیدمش. دختره از اون خواهرای چادری محجبه مؤمنه بود که یه تار موش رو کونی هم نشون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>البته من خیلی هم حشریم فیلم سکسی ولی خیالباف و کسشعر گو نیستم.</h2>
<p>بگذریم !آقا چند وقت بود که شدید رفته بودم تو نخ یه دختره که سکسی تو سرویس شرکتمون که یه اتوبوس</p>
<h3>بود شاه کس می دیدمش. دختره از اون خواهرای چادری محجبه مؤمنه</h3>
<p>بود که یه تار موش رو کونی هم نشون کسی نمی داد اما تا دلت بخواد خوشگل بود. یه هلوی پوست</p>
<h4>نکنده جنده که من خیلی مشتاق به پوست کندن و درسته</h4>
<p>قورت دادنش بودم. برای همین هم پستون همیشه سعی می کردم رو صندلی روبروش بشینم تا بتونم خوب دیدش بزنم. وقتی</p>
<h5>که خوابش کوس می برد( اخه این شرکت بی صاحاب مونده</h5>
<p>اینقدر دور بود که یه نیم ساعتی شیرین می شد توی سرویس خوابید) فقط می شد ساق پاهاش رو ورانداز کرد. فکر سکس داستان نکنین یه وقت</p>
<h6>آدم کس ندیده ای هستم ولی باور کنین ایران سکس از بس</h6>
<p>که بدن این کسکش بلوری بود با یه باربالا رفتن پاچه شلوارش و پیدا شدن چند سانتی متر از ساق پاهاش عقل از کله آدم می پرید. صورتش را که نگو بدون آرایش مثل ماه بود. چشای درشت و مشکی، بینی قلمی، لبهای ظریف قرمزرنگ فابریک، مژه های بلند که وقتی از نیمرخ نیگا می کردی حتی از پشت چادر نازکش هم پیدا بود و از همه نازتر اون پوست صاف و سفیدش بود که از همه چیزش بیشتر دوست داشتم. فقط یه عیب داشت که می رید تو همه محاسنش و اونم اینکه هیچ رقمی راه نمی داد. کره خر مثل گاو سرش رو مینداخت پایین و سوار اتوبوس می شد به راننده هم محل سگ نمی ذاشت چه برسه به بقیه. آخه تنها کسی بود که وسط این همه کیر کلفت گیر افتاده بود. البته خیلی های دیگه هم تو نخش بودند اما هیچکی به اندازه من تو فکر تور کردنش نبود. خلاصه بد جوری فکرو ذکر و کیر ما را به خودش مشغول کرده بود. یه روز موقع برگشتن وقتی از اتوبوس پیاده شد هوس کردم برم سر جاش بشینم. وای خدا گرمای صندلی و فکر اینکه این گرما به خاطر کونش بوده کیرم روتبدیل به یه دسته بیل کرد. آخه تخصص کاری وپیشینه حرفه ای من کون کردنه. از همه جای زن بیشتر کونش برام جالبتره . از اون جائیکه آدم باید طبق مد پیش بره و مد روز تمام فیلمای سوپر کونه خوب من هم برای اینکه مطرح باشم یه قدم جلوتر حرکت کردم و کون رااز ابتدا در سرلوحه زندگی خودم قرار دادم. اینم بگم که یه کیر دارم که روی اسب رو سفید کرده قدش حدود 20سانت و کلفتیش 5 سانته حالا فکر کنین اون بدبخت هائیکه از زیر تیغ من گذشتن چه زجری کشیدن ولی برای من فقط حال کون کردن مهمه. البته هیچ کس هم تا حالا به زور بهم کون نداده، هرچی بوده با رضایت کامل طرفین معامله بوده ولی این مامله برای بیشترشون معامله سنگینی بوده وبرای من بد مامله هم خیلی شیرین. برگردیم سر موضوع اصلی همین طور که گفتم ما تو کف بودیم تا اینکه یه روز توی شرکت حکم یه ماموریت به تهران رو گذاشتند توی دست ما که مثلا به عنوان کارشناس فنی باید از یه نمایشگاه تخصصی بازدید می کردم. وقتی فهمیدم باید با رئیس احمقمون که گاو پیشش افلاطون و از اون آدمهای خسیس و گنده دماغ بود همسفر بشم کلی حالم گرفته شد ولی چاره ای نبود، باید می رفتم. صبح روز ماموریت یه تاکسی گرفتم و رفتم فرودگاه. یه نیم ساعت تا پرواز مونده بود رفتم تو سالن انتظار نشستم که یه دفعه یه چیزی دیدم که برق از کونم پرید. دختره با یه مانتو نسبتاً کوتاه و یه نرمه آرایش روبروم نشسته بود. اولش فکر کردم اشتباهی گرفتم اما بعد که چشمم تو چشمش افتاد از تغییر حالتش فهمیدم خودشه بی اختار سرمو براش تکون دادم دیدم اونم جواب داد. پیش خودم گفتم این جنده خانم اونجا اونطوری جانماز آب می کشید چطورشد یه دفعه رنگ عوض کرد. بهترین موقعیت بود. بلند شدم رفتم جلو بهش سلام کردم جواب داد پرسیدم شما هم از طرف شرکت اومدین گفت آره اومدم برم نمایشگاه. دیگه یواش یواش سر صحبت باز شد. ازاینکه توی کدوم قسمت کارمیکنین تا رشته تحصیلی و مجرد یا متاهل بودن خانم همه را فهمیدم. متاهل، رشته مهندسی کامپیوتر و توی قسمت مهندسی کار میکرد. یه بیست دقیقه ای باهاش لاس خشکه زدم و کیرم که مثل دسته کلنگ شده بود داشت یواش یواش منو لو می داد تا اینکه رئیس احمق هم سر رسید و حسابی رید تو کاسمون بعد از احوالپرسی بلندگوی سالن پرواز رو اعلام کرد و من مثل مونگولا سامسونت رو گرفتم جلو کیرم تا اینکه زیاد ضایع نباشه آخه به غیر از راست بودن آب سرش هم در اومده بود و یه کمی از جلوی شلوارمو خیس کرده بود رفتیم سوار هواپیما شدیم و این رئیس خرمگس هم اومد نشست وسط ما دوتا گفتم کیر توی این شانس حالا هم که بعد چند وقت به آرزومون رسیدیم این یابو پیدا شده . خلاصه یارو بعد از یه کمی زر زدن خوابش برد و ما به زحمت تونستیم یه کمی دیگه با دختره حرف بزنیم تا اینکه رسیدیم تهران از فرودگاه یه راست با تاکسی رفتیم نمایشگاه و اونجا دیگه من راحت تر می تونستم مخ دختره رو بزنم. اصلا به رئیسم محل نمی ذاشتم بی خیال کار و نمایشگاه شده بودم پیش خودم گفتم حالا که این موقعیت به این خوبی پیش اومده نباید راحت از دستش بدم. خلاصه تا شب همینجوری گذشت تا اینکه رفتیم هتلی که شرکت رزرو کرده بود دیدم دو تا اتاق دو تخته برامون رزرو شده فهمیدم یکی دیگه از خانومای شرکت هم قرار بوده بیاد که نتونسته بود و مریم خانم ما که اسم کوچیکشوتو نمایشگاه پرسیده بودم باید تنهائی میرفت تو یه اتاق زدم به دنده پر روئی و گفتم تنهائی حوصلتون سرنره می خواین بیام پیشتون که یه نگاه معنی داری به من انداخت و یواش گفت حالا نه! قند تو کونم آلاسکا شد ولی به روی خودم نیاوردم چون رئیس جون که از باهوشی در رقابت تنگاتنگ با گاو به سر میبرد داشت یواش یواش مشکوک میشد بعد از خوردن شام توی رستوران هتل با رئیسم رفتم توی اتاقم که یه چرتی بزنم ولی از هیجان اصلا خوابم نمیومد پیش خودم گفتم حالا که راه داده کس و کونو با هم مهمونم. بعد از یک ساعت به رئیسه گفتم من حوصلم سر رفته می خوام برم یه خورده قدم بزنم که دیدم هفت تا پادشاهو خواب دیده دنباله هشتمیش می گرده گفتم چه بهتر زدم از اتاق بیرون اولین کار این بود که برم سراغ جیگر خانوم خودم. رفتم دم در اتاقش یواش در زدم دیدم جواب نمیده بلندتر در زدم دیدم باز هم خبری نیست در را هم از پشت قفل نکرده بود گفتم حتما خوابه باداباد می رم تو اگه هم بیدار شد مهم نیست آخه خودش دعوتم کرده بود با احتیاط رفتم داخل که دیدم از توی حموم صدای آب میاد سعی کردم از لای در حموم داخل رو نگاه کنم که نشد یه دفعه چشمم افتاد به لباسهاش که روی تخت انداخته بود وای خداجون چه صحنه ای! یه دست شورت و کرست فسفری خوشگل که هوش از سرهرآدم عاقلی می برد دیگه چه برسه به من که تمام خون بدنم رفته بود توی کیرم ودیگه به مغزم نمی رسید. شورتش رو برداشتم و حسابی بو کردم. بوی ادکلن ملایم و بوی کس داشت منو می کشت تصور اینکه تا چند دقیقه پیش این کرست را دوتا پستون لیموئی خوشگل پر کرده بود داشت دیوونم میکرد. نمیدونم چقدروقت داشتم با لباسهای زیرش حال می کردم و اونها رو به سرو صورتم می مالیدم که یه دفعه دیدم صدای آب قطع شد و چند ثانیه بعد یه حوری بلوری لخت مادر زاد جلوم ظاهر شد آخه حوله را هم کنار لباسهاش روی تخت انداخته بود از دیدن من خیلی جا خورد یه جیغ تقریبا بلند کشید و سریع پرده حموم رو دور خودش پیچید که خوشبختانه چون هتل خلوت بودم کسی متوجه جیغش نشد. حسابی دست و پام رو گم کرده بودم زبونم به ریپ زدن افتاده بود گفتم: س س سلام من داشتم .. می خواستم برم بیرون .. نمایشگاه ..خیابون که .. پرید وسط حرفم و گفت که یه دفعه سراز اتاق من درآوردین.یه خورده به خودم مسلط شدم و گفتم آخه می خواستم با هم بریم بیرون خیلی در زدم ولی جواب ندادین نگرانتون شدم اومدم داخل. گفت نگران خودم یا سوتینم که یه دفعه دیدم ای وای کرستش توی دستمه هم خندم گرفت هم از گفتن اسم سوتین درجه حشرم زد تا آخر گفتم آخه رنگش خیلی قشنگه داشتم نگاش می کردم . گفت اگه خوب دیدیش بده تا بپوشمش. زدم به دنده کسخلی گفتم خودت بیا بگیرش گفت خیلی لوسی جیغ میزنما ! گفتم حالا اگه ما یکم اون بدن خوشگلتو ببینیم چی می شه؟ می خوای من لخت شم تو یه ساعت نیگام کنی! گفت لازم نکرده بده من حوله رو. گفتم تا یه بوس ندی نمیشه. با شیطنت گفت اگه ندم چی میشه؟ گفتم اونوقت من میام تو حموم. گفت که چیکار کنی؟ گفتم که بیام تموم اون هیکل خوشگلتو لیس بزنم. با خنده شیطنت آمیزی گفت خوب بعدش؟ با یه حالت خاصی گفتم بعدش هم به شدت بهت تجاوز می کنم. گفت به شدت یعنی چی؟ گفتم یعنی تقریباً تا دسته&#8230; یکم بیشتر! گفت چه خوش اشتها سردیت نکنه یه وقت؟ گفتم نه گرمه گرمه . و رفتم به طرف حموم تا اومد به خودش بجنبه دستمو انداختم دور گردنش و لبم رو گذاشتم رو لبش. با اون یکی دستم هم یکی از سینه هاشو محکم گرفتم. اولش اومد مقاومت کنه ولی 2-3 ثانیه که گذشت آروم شد. شهوت تو چشماش موج میزد. شروع کردم به خوردن لباش که دیدم اونم داره همکاری میکنه. پیش خودم گفتم دختر به این حشری چرا اونجا اینجوری رفتار میکرد. اما حالا که فرصت پیش اومده بود باید نهایت استفاده رو می کردم . بعد از خوردن لبای خوشمزش رفتم سراغ گردن و لاله گوشاش. کم کم داشت نفس زدنش تند می شد. همین جور که مشغول بودم بغلش کردم آوردمش تو اتاق خوابوندمش روی تخت و افتادم به جون سینه هاش وای که چه ممه هایی داشت درست مثل دوتا نیمکره سفت و شق . لباسهای خودم رو در آوردم فقط با یه شورت بودم ولی مریم لخت مادر زاد بود. کیرم به قدری بزرگ شده بود که داشت شرتم رو جر می داد. گفت درش بیار لامصبو! وقتی شرتمو کشیدم پائین از تعجب خشکش زد گفت وای چه ابر کیری! گفتم می خوای بخوریش گفت اول تو با گفتن این حرف یه راست پریدم رو کسش وای که چه کسی داشت تا حالا مثل اون کسو فقط تو شبکه spice دیده بودم. صورتی ناز بدون یه تار مو معلوم نبود موهاشو با چی زده که اصلاً جاش هم معلوم نبود. زبونم رو که کشیدم لای کسش یه آه بلند کشید. منم امونش ندادم شروع کرم با ولع تمام به خوردن کسش. بعضی وقتهام دندونهامو میکشیدم به چوچولش بدنش یواش یواش داشت می لرزید . بعد از حدود 5 دقیقه خوردن کسش دوباره رفتم سراغ سینه های بلوریش. همزمان با خوردن سینه هاش با دستم کسش رو می مالیدم دیدم داره به اورگاسم میرسه. برش گردوندم و با دستام لای اون کون خشگل سفیدشو باز کردم. وای که چه کونی داشت! مثل برف سفید ونرم بدون یه ذره خال. صورتم رو چسبوندم به کونش. به که چه بوی عطری داشت. دلم میخواست گازش بگیرم . زبونم رو مالیدم لای کونش که مثل گل تمیز بود و مرطوب. دیگه بدنش یواش یواش خشک شده بود ولی لطافت حموم رو داشت. سو راخ کونش که مثل یه غنچه صورتی بود را بوس کردم و شروع کردن با زبونم تحریکش کنم . خیلی خوشش اومده بود. مثل اینکه براش تازگی داشت. در حین لیسیدن سوراخ کونش دستمو از زیر بردم و کسش رو مالوندم. شدت لرزیدنش خیلی زیاد شد و بعد کم کم بیحال شد. دستم خیس خیس شده بود. فهمیدم اورگاسم شده بلندش کردم بعد از چند بار بوسیدنش حاش به جا اومد گفتم حالا نوبت توئه و کیرمو دادم دستش یه جوری با حیرت و ولع به کیرم نیگاه میکرد که انگار تا حالا کیر ندیده. سرش رو که کرد تو دهنش از شهوت داشتم میمردم . حدود 5-6 دقیقه داشت کیرم رو میخورد ولی نصف کیرم بیشتر تو دهنش جا نمیشد. گفتم بسه دیگه بلند شو میخوام بکنمت گفت آخ جون. دیگه معطلش نکردم لنگهاشو دادم بالا یه چند بار اون پاهای بلوری اپیلاسیون فابریکشو ماچ کردم و کیرم و گذاشتم دم کسش خیس و تنگش. داشت آه میکشید گفت بده بیاد تو دیگه منم کیرمو فشار دادم تو کسش نصفش که رفت تو جیقش دراومد گفتم بسته گفت نه همشو می خوام تا ته فرو کردم تو به زور کیرم تو کسش جاشد گفت جرم بده. خوابیدم روش و شروع کردم به تلمبه زدن اول یواش بعد شروع کردم به تند تند ضربه زدن نفسش داشت بند میومد . گفتم حالا معنی تجاوز رو فهمیدی؟ همینجور که داشت آه وناله میکرد خندش گرفت. بعد از حدود 4-5 دقیقه کیرم داشت منفجر میشد گفتم من دارم میام کجا بریزمش گفت خالیش کن تو کسم من قرص می خورم . با تمام قوا تمام آبم رو تو کسش خالی کردم همزمان با من اونم دوباره اورگاسم شد . دستاشو دور کمرم حلقه کرده بود و نمیذاشت کیرم و از تو کسش دربیارم . با همون حالت بدون اینکه کیرم از تو کسش در بیاد روش خوابیده بودم و لبا و گونه هاشو می بوسیدم. بعد ازاینکه از روش بلند شدم کیرم کاملا خوابیده بود رفتم دستشوئی . آخه از قدیم گفتند شاش بعد از کس خیلی صواب داره! شایدم خیلی حال میده! وقتی اومدم بیرون لب تخت نشسته بود معلوم بود که بازهم بعداز 2 باراورگاسم هنوز آمادگیشو داره ! گفتم حال کردی عزیزم ؟ گفت چه جوور! گفتم میخوای معنی یه کمی بیشتر از تجاوز را بفهمی . گفت یعنی چه؟ گفتم زانو بزن کونتو قنبل کن بالا تا بهت بگم. گفت میخوای چیکار کنی؟ گفتم میخوام بکنم تو کونت..! گفت وای نه من تا حالا از پشت ندادم میگن خیلی درد داره گفتم اولش یکمی آره ولی بعدش خیلی حال میده گفت از کجا میدونی نکنه تا حالا دادی گفتم اگه تو راضی میشی آره گفت اول بذار برم دستشوئی بعداً یه فکری برات میکنم گفتم بدو برو و بیا که میخوام یه تجربه جدید داشته باشی. رفت دستشوئی و اومد همونطور که گفته بودم رو تخت قنبل کرد وگفت یه دفعه نکنی ها! گفتم تو حالا صبر کن من کار خودمو بلدم . شروع کردم به بوسیدن ولیسیدن کونش وای که چه کون خشگلی داشت! گرد و قلنبه و سفید. سگ کی بود جنیفر لوپز فقط سوراخش خیلی کوچیک و تنگ بود معلوم بود که فابریکه تودلم گفتم خدا به دادت برسه! بعد ازاینکه خوب کونشو و اطراف سوراخشو ماساژ دادم نوک انگشتمو تف زدم و آروم فرو کردم تو کونش یه جیغ کوچیک کشید انگشتمو یه کم داخل سوراخش تکون دادم و یواش یواش تا ته کردم تو برای اینکه بیشتر تحریک بشه با اون یکی دستم کسشو میمالیدم فهمیدم کم کم داره خوشش میاد گفتم چطوره؟ گفت بد نیست گفتم صبرکن بهترم میشه بعد انگشتمو درآوردم و یه تف دیگه انداختم دم سوراخش و ایندفعه دو تا از انگشتامو فرو کردم گفت آخ چیکار میکنی دردم اومد گفتم یه کمی صبر کن حالا دردش تموم میشه آروم انگشتامو در آوردم و دوباره کردم تو دیدم راحت تر شد خلاصه یه چند دقیقه ای اون سوراخ ناز و تنگ رو آماده گائیدن کردم . گفتم کرم داری گفت آره از تو کیفم بردار دست کردم تو کیفش که کنار تخت گذاشته بود یه کرم برداشتم و کلی مالوندم به سرتاسر کیرم که حالا دوباره حسابی راست شده بود یه کمی هم مالیدم به کونش. خوابوندمش روی تخت قلبم داشت تند تند میزد آخه کردن کون اونم یه همچین کون خشگل و تنگی برام خیلی هیجان داشت. سر کیرمو گذاشتم دم کونش و یکمی با نوک کیرم سوراخش رو باز کرم بعد کم کم فشار دادم هنوز کلاهک کیرم وارد نشده بود که جیغش در اومد گفت خیلی درد داره درش بیار گفتم من که هنوز نکردم توش یکم صبر کن آروم آروم کیرمو همونجا دم سوراخش عقب و جلو کردم دیدم دیگه چیزی نمیگه سر کیرمو هل دادم تو مثل اینکه برق گرفته باشدش یه دفعه خواست ازجاش بلند شه که چون من روش خوبیده بودم نتونست گفت تورو خدا درش بیارم مردم از درد گفتم خیلی خوب درش میارم سر کیرمو که کشیدم بیرون یه دفعه چرخید و گفت من از کون نمیدم گفتم مگه چی شده معلوم بود داره از درد به خودش میپیچه گفت با اون کیر گندت جرم دادی گفتم نترس حالا توبخواب فقط نوکش را توش میکنم. خلاصه با هزار بدبختی دوباره راضیش کردم ایندفعه خیلی آرومتر سر کیرم رو دادم داخل و دیگه تکون ندادم تا یکمی جا باز کنه ازش پرسیدم دردش کمتر شد گفت نه به خدا فقط زود باش دارم میمیرم یکمی دیگه از کیرم رو هل دادم تو گفت آهای مگه نگفتی فقط نوکش رو فرو میکنی گفتم حالا یکمی بیشتر اشکال نداره. خلاصه اینقدر عقب و جلو کردم تا تقریباً تمام کیرم توی کونش جا گرفت. بدبخت نفسش دیگه بالا نمیومد شروع کردم به تلمبه زدن توی اون کون تنگ اون هم فقط گریه والتماس میکرد ولی من که دیگه از لذت تو آسمونا سیر میکردم اصلاً گوشم بدهکارنبود دیگه داشتم تند تند کیرم رو عقب و جلو میدادم سوراخ کونش مثل یه حلقه تنگ کیرم رو فشار میداد که من خیلی حال میکردم میدونستم چون تازه آبم اومده به این زودی ها دیگه آبم نمیاد راستش یکمی دلم براش می سوخت اما لذت کون کردن اونم یه همچین کون توپی رو با هیچی نمی تونستم عوض کنم. شاید 10-15 دقیقه داشتم به طور خفن کونش رو میکردم دیگه داشت از حال میرفت که آبم اومد وتمامش روتو کونش خای کردم وقتی دیگه تکون نخوردم خودش رو با زور جابجا کرد که کیرم از تو کونش بیاد بیرون وقتی کیرم در اومد سوراخش که تا چند دقیقه قبل سوزن هم از توش رد نمیشد به اندازه یه غار باز شده بود. بعدش شروع کرد به گریه کردن و بد و بیراه گفتن که مردشور خودت و کیرت رو ببرند اصلاً تو غلط کردی اومدی تو اتاق من و از اینجور چیزها گفتم تا وقتی تو کست بود که خیلی های و هوی میکردی حالا چی شد یه دفعه اخ شد گفت از اتاقم برو بیرون وگرنه جیغ میزنم گفتم نگفته بودی هم میرفتم و سریع لباسهامو پوشیدم و زدم بیرون بعد اون قضیه مثلا دیگه باهام قهر کرد من هم محل سگ بهش نذاشتم یه روز دیگه هم تو تهرون موندیم و تا دیگه ماموریت تموم شد و برگشتیم شهرمون. بعد هم توی شرکت و یا تو سرویس که همدیگه رو میدیدیم اصلاً انگار نه انگار که همو میشناسیم مثل همون قبل بود با همون چادرو چاقچوق اسلامیش! گفتم به تخمم ما که کس و کون رو میخواستیم اونم کردیم ولی اگه توی کون کردن زیاده روی نکرده بودم میشد حالا حالاها باهاش حال کرد. تقریباً 2ماه از اون ماجرا میگذشت که یه روز اتفاقی تو خیابون دیدم داره با یه آخونده راه میره تازه فهمیده بودم که حاج خانوم زن حاج آقا تشریف دارند که اینقدر جا نماز آب میکشند ولی به محض اینکه یه فرصت مناسب پیش بیاد کس و کونو به حراج میزارند! اینقدر جیگرم خنک شد که زن یه آخوند مادر قحبه رو اونجوری کرده بودم میخواسیتم برم بهش بگم به جای اینکه اینقدر برای مردم کسشعر میگی برو اون زن جندت رو جمع کن ولی گفتم کس خواهرش بذار مردم حال کنن مگه بیکاری. خلاصه این بود خاطره سکس ما با زن حاج آقا اون هم توی ماًموریت راستش تا حالا که حدود 2 سال از اون ماجرا میگذره دیگه کس به اون توپی گیرم نیومده. ان شا الله که خداوند این برکات را برای اسلام و مسلمین حفظ کنه و سایه حاج آقا های زن جنده رو هم از خایه ما امت اسلامی کم نکنه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%84%db%8c%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175017</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس زیبا میره زیر کیر کلفت قهار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%82%d9%87%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%82%d9%87%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Jun 2019 04:58:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارومتر]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باتمام]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداری]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورید]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میكنند]]></category>
		<category><![CDATA[میكنید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[یكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شب ژاله سکسی خونه اومد با یه دختر 20 ساله شاه کس كه بعدا فهمیدم اسم اونم زهراست یه دختر زیبا خوش هیكل. ژاله باهام احول پرسی کونی كرد دیگه میدونستم كه این دختر هم یكی از چندتا دختری است كه در دام جنده شهلا و ژاله افتاده ودارن ازش بهره برداری میكنند و میشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				شب ژاله سکسی خونه اومد با یه دختر 20</p>
<h3>ساله شاه کس كه بعدا فهمیدم اسم اونم زهراست یه دختر زیبا</h3>
<p>خوش هیكل. ژاله باهام احول پرسی کونی كرد دیگه میدونستم كه این دختر هم یكی از چندتا دختری است كه در</p>
<h4>دام جنده شهلا و ژاله افتاده ودارن ازش بهره برداری میكنند</h4>
<p>و میشه اونم كرد. شب نشستیم پستون دور هم و حكم بازی كردیم شوخیهای سكس و&#8230;از ژاله خواستم فرداش سر كار</p>
<h5>نره (جندگی)و کوس با هم بریم جاده چالوس همه قبول كردن</h5>
<p>جاتون خالی روز بعدش خیلی خوش گذشت اونجا هم با یه همزبون اشنا شدم كه ازش دو شیشه ویسكی ناب گرفتم. سکس داستان شب ساعت 9</p>
<h6>رسیدیم خونه یه نیم ساعتی نشستیم زهرا گفت ایران سکس امیر آقا</h6>
<p>اونهایی كه گرفتی رو نمیارید بخوریم؟ گفتم مگه شما هم میخورید؟ ژاله با خنده گفت پس فكر كردی فقط توی گاومیش از اونا كوفت میكنی زود باش برو بیارش رفتم از توی ماشین دوشیشه ویسكی رو آوردم یه دفعه تو راه به خودم گفتم اگه مستشون كنم شاید بتونم سه تاشونو با هم بكنم ای ول به مغزم. اومدم تو دیدم بساط امده است چیپس ماست موسیر مهیاست. ایول استكانها اماده بود. ژاله اومد جلو مشروب رو از من گرفت گفت من ساقی و شروع كرد به رقصیدن. شهلا جلو اومد گفت تو غلط كردی امیر ساقی بزار با دست امیر گرم بشیم اخه همه دوست هام میگن ساقی بودن من توی عرق خوری حرف نداره (كاش میشد با تمام برو بچ آویزان دختر و پسر مینشستیم وخودم ساقی همتون میشدم) شروع كردن به ریختن پیك اول دوم سوم &#8230; پیك 5 شهلا صورتش گل انداخته بود ژاله دستشو رو پای من گذاشته بود و با بغل رونم بازی میكرد صدای حبیب تمام فضای اتاق رو پر كرده بود(به تو هدیه دادم یك دل عاشق) خودمم یكم گرمم شده بود زهرا كه دیگه وا رفته بود شهلا گفت بسه. گفتم نه بابا هنوز یكی دیگه مونده شهلا گفت اگه من بخورم حالم خراب میشه چند پیك دیگه به دخترها دادم مزه مون تموم شده بود ژاله و زهرا هم كنار كشیدن همه دراز كشیده بودن شهلا یه نگاهی بهم كرد و سرشو اورد گذاشت رو پام دستشو درست اورد گذاشت روی كیرم. وای نمیدونم توی این حال شده یكی از روی شلوار كیرتو بماله انگار تمام بدنت خواب رفته . یه پیك ریخته بودم اما مزه نداشتم ژاله كه دست مادرش روی كیرم بود و داشت میدید گفت چرا نمیخوری گفتم اخه مزه ندارم گفت بخور خودم بهت مزه میدم. اون یه پیك رو بالا كشیدم كه ژاله لباسشو بالا زد و پستونش اورد جلو گفت اینم مزه. وای باورم نمیشد دیگه مشروبی كه خورده بودیم چیزی به اسم خجالت رو از جمع ما دور كرده بود نوك پستونشو كردم تو دهنم وای عجب مزه نازی داشتم. نوك سینشو میخورم ژاله سرمو به سینه اش فشار میداد شهلا زیپ شلوارمو كشید پایین و كیرمو در اورد شروع كرد به ساك زدن تنها كسی رو كه یادم رفته بود زهرا بود. یه لحظه نگاهش كردم دیدم دستش تو شلوارشه وداره خودشو میماله. سر شهلا رو كنار زدم و زهرا رو دعوت كردم بیاد جلو. اومد جلو كیرمو كردم تو دهنش یكی دوبار تا ته حلقش بردمش كه گفت نكن حالم بد میشه بالا میارم زیاده روی كردم. شهلا گفت بلند شید بریم روتخت یه لحظه كه بلند شدم تمام اتاق داشت دور سرم میچرخید دیدم بابا حال اونها از من بدتره سی دی رو با بدبختی خاموش كردم. اونا رفتن تو اتاق رفتم تو دیدم نشستن گفتم شروع كنید دیگه دوستدارم ببینم چطور با هم حال میكنید. ژاله یعنی چی بیا دیگه گفتم خیلی دوستدارم سكس سه تا زن رو باهم برای چند لحظه ببینم شروع كن كوس مامانت رو بلیس. همه لخت بودیم یعنی لخت شدیم هیچكدوم از دیگری خجالت نمیكشیدیم شاید باورتون نشه و فكر كنید من دارم دروغ میگم اما ژاله روی كس مادرش افتاده بود وداشت با زبونش لیسش میزد و زهرا هم داشت پستونا درشت شهلا رو میك میزد. چه صحنه جالبی بود. رفتم جلو كیرمو كردم تو دهن شهلا. اینقدر حشری بود كه كیرمو چند دفعه گاز گرفت و هر بار صدای من بلند میشد اما كی بود كه اهمیت بده. كیرمو در اوردم رفتم پایین ژاله بد جر كونش رو قمبل كرده بود رفتم پشتش از پشت كیرمو كردم تو كوسش اخ داغیش رو باتمام مستیم حس كردم. صدای ناله اش بلند شد شروع كردم تكون دادن چند بار كه تكون دادم زهرا رو صدا كردم. اومد جلوم گفتم تو هم كنار ژاله قرا بگیر اونم با همون شكل كه ژاله نشسته بود نشست كیرمو در اوردم گذاشتم دم سوراخ كوس زهرا شاید باور نكنید ولی از سوراخ كون هم تنگ تر بود یكم فشار دادم یه فكری كردم گفتم بهتره كه اینو اخر كنم بزار یه حالی به شهلا بدم. كنارش زدم. گفت چی شد گفتم صبر كن شهلا جون مقدم تره همینجور كه خوابیدب ود كیرمو كردم توش لا مذهب معلوم نبود كیرم كجا رفته فقط اخ و اووووووخ میكرد بعد چندتا تلمبه بخاطر اینكه تحریك شده بود ارضا شد. زهرا رو اوردم روی شهلا چهار دست وپا شد كیرمو بردم دم كوسش یكدفعه فشارش دادم یه دادی زد و كیرم رفته بود تو اوتو نمیدونم به چی گیر میكرد یا به چی میخورد انگار اخر كسش بود در بسته ولی خیلی حال میداد خیلی تكونش میدادم ژاله هم اومد كنارم. گفتم دوست دارم ابمو بخوری گفت نه گفتم باید بخوریش تلمبه زدنم سریع شده بود زهرا ناله میكرد و خواهش میكرد كه ارومتر داره بالا میاره. شهلا اون پایین خوابش برده بود شاید هم بی حس بود ارضا شده بود و مشروب هم كار خودشو كرده بودكه یكدفعه زهرا یالا اورد و ریخت توی صورت شهلا در همون حین اب منم اومد از كس زهرا كشیدم بیرون فرصت نشد كه بكنم تو دهن ژاله اما تمام ابم ریخت تو سرو صورتش غر غر كردنهای شهلا و صورت ابكیری مادر استفرا&#8230;. اه اه خوب ریده بودم به صورت جفتشون رفتیم حموم تا صبح دوبار دیگه ژاله و زهرا رو كردم وصبح ماشینو روشن كردمو &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%82%d9%87%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2020</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس مامان دوست داره به آقای خوش هیکل کس بده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 May 2019 07:37:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازطرفی]]></category>
		<category><![CDATA[اسمشون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگار‬]]></category>
		<category><![CDATA[‫اولین]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدید]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بکنمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمت]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بمونید]]></category>
		<category><![CDATA[پائین‬]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دخترتون]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دستمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[راستش‌]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سرگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[‫ظاهرا]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کانالها]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[‫گرفته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[متوالی]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[‫میداد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالونه]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستن]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وضعشون]]></category>
		<category><![CDATA[یکساعت]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[(‫روزیکه مژگان رو برای اولین فیلم سکسی بار آوردم خونه و خودم رفتم ( قسمت اول چکش زدن مژگان) موقع پائین‬ ‫اومدن خانم همسایه طبقه بالا منو سکسی در حال بردن مژگان و برگشتنم دیده شاه کس بود البته من بی خبر بودم و ظاهرا‬ ‫ایشون که اسمشون مرجانه مدتی زاغ سیاه کونی منو چوب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>(‫روزیکه مژگان رو برای اولین فیلم سکسی بار آوردم خونه و خودم رفتم</h2>
<p>( قسمت اول چکش زدن مژگان) موقع پائین‬ ‫اومدن خانم همسایه طبقه بالا منو سکسی در حال بردن مژگان و برگشتنم</p>
<h3>دیده شاه کس بود البته من بی خبر بودم و ظاهرا‬ ‫ایشون</h3>
<p>که اسمشون مرجانه مدتی زاغ سیاه کونی منو چوب میزده و رفت آمدهای مکرر اشرف خانم و بعضی از‬ ‫دوستان دیگه</p>
<h4>رو جنده هم دیده بود خلاصه حدود چند هفته پیش که</h4>
<p>با اشرف رفتیم بالا و یکساعت پستون بعد اشرف از‬ ‫پیشم رفت هنوز دستم به در یخچال نرسیده زنگ در خورد</p>
<h5>و تو کوس دلم گفتم باز این اشرف یا سوئیچشو جا</h5>
<p>گذاشته‬ ‫یا کلید خونشو یا کیف یا &#8230;&#8230;.. و با خنده آشنا ئی درو باز کردم اما بر خلاف انتظارم بجای اشرف سکس داستان مرجان رو‬ ‫پشت</p>
<h6>در دیدم البته از ایشون فقط اسمشو و ایران سکس اینکه 2</h6>
<p>تا بچه داره و شوهرش طلاقش داده رو میدونستم ولی زیاد ‫تو نخ زندگیش و جزئیاتش نرفته بودم یه مدتی تور میبرد کیش و از این قبیل کارها و وضعشون بد نبود‬. ‫خلاصه با یه احوالپرسی رسمی در حد تعارف از ایشون دعوت کردم بین داخل و مرجان هم بی تعارف اومد‬ ‫تو یه لحظه موندم که چرا اومده تو اینکه تو این همه مدت چیزی ازش ندیدیم خلاصه نشست و گفت : آقا کیوان‬ ‫دوست دخترتون بودن با تندی گفتم بله فرمایش چون تصور کردم برای فضولی اومده خودشو جمع و جور‬ ‫کرد و گفت چرا ناراحت شدی اصلا بمن مربوط نیست اما سنش برای شما زیاد نیست ؟!! گفتم نه خیلی عالیه‬ ‫امری دیگه ای اگه هست بفرمائید . گفتش راستش یه چیزی ازت می خوام بهم قرض بدی اما یه وقت فکر بد‬ ‫نکنی تو دلم گفتم خوب چیکو رو که نمی خواد چون نمیتونه ببره اما ممکنه چی بخواد ؟ توضیح خدمتتون بدم‬ ‫که تازه این آپارتمان رو خریده بودم که مرجان هم به طبقه بالای ساختمان واحد ما اثاث کشی کرد و تازه از‬ ‫گرگان اومده بود و تنها بود زنی حدود ۳۰ ساله کاملا معمولی و قد کوتاه ولی مرتب ‫ورزش میکرد و صبحها هر روز میرفت پارک میدوید و خلاصه به خودش میرسید اما از ظاهرش نشون ‫میداد بدنش رو حساب دو زایمان متوالی افت کرده اول میگفت شوهرم خارجه اما بعد از مدتی گفت که طلاق ‫گرفته و خودش تنها زنگی میکنه با بچه هاش و خرجشو شوهر سابقش و پدر خودش میدن البته ظاهرا پدرش ‫ملاک و از گنده هاست خلاصه شروع کرد صغرا کبرا چیدن که آره خیلی وقته که شما میدونی تنهام و دارم ‫دیونه میشم و سرگرمی ندارم و کلی بحث رو غم انگیز کرد. تو دلم گفتم خوب راحت بگو کیر میخوام خلاص و من با لبخند تمسخر بر لب به چرندیاتش گوش داده بودم و آماده شدم که درخواست سکس کنه و من اونو به ‫وقت دیگه ای موکول کنم اما ازطرفی برام جالب بود سکس با زنی که مدتها دم دست بود و مورد لطف چیکو‬ ‫قرار نگرفته بود چهره سرخ و سفید و بشاشی داشت کمی کک مکی بود موهاشو مصری کوتاه کرده بود و این‬ ‫خیلی جوون تر نشونش میداد بعد از کلی صحبت که کیر ما رو راست کرد گفت حالا باید بدونی چرا اون‬ ‫چیزو ازت میخوام گفتم خوب بگید چی لازم دارید همه جوره در خدمتم از غلظت گفته ام لبخندی زد و گفت‬ ‫راستش یه فیلم میخوام گفتم اینهمه حرف زدی برا یه فیلم خوب از اول میگفتی تا بلند شدم گفت آخه از فیلمهای‬ ‫بالای ۱۸ سال میخوام برگشتم یه نگاهی بهش کردم چشماشو از نگاه دزدید و خجالت کشید برای اینکه راه ‫بیفته رفتم و با دستام دو طرف صورتش رو گرفتم و آوردم بالا و گفتم چیزی نیست که دستشو گذاشت رو ‫دستم کمی مکث کرد و گفت پس بهم بدین رفتم کشو میز کامپیوتر رو کشیدم بیرون و چند تا سی دی سکسی ‫رو گذاشتم تو پاکت و بهش دادم با نگاهش یه تشکری کرد و بدون خداحافظی رفت. رفتم بخوابم ولی این‬ ‫چیکوی نامرد که بدخواب شده بود کس میخواست بهر صورت با کمی شق درد خوابیدم و صبح رفتم شرکت‬. ‫اولین عمل ندا رو صدا کردم و اومد و بهش گفتم لطفا در رو پشت سرت ببند فهمید گفت طولانی که‬ ‫نیست گفتم نه شق درده در رو آهسته قفل کرد و شلوار و شرتشو درآورد و با مانتو که حالا زیرش لخت بود‬ ‫اومد و چیکو رو تپوند تو کسش از خیسیش تعجب کردم گفت آخه صبح قبل از اومدنت یه بنده خدائی تو چت‬ ‫آبمو آورد خلاصه ما رو راحت کرد و بعدش رفت دنبال کارش تا شب از مرجان یادم رفته بود شب که رفتم‬ ‫خونه مرجان بلافاصله اومد و سی دی ها رو آورد. گفتم باشه پیشت لازم ندارم گفت میدونم حتما فکر میکنی با‬ ‫یه جنده طرف شدی. گفتم اصلا! خوب منم زیاد سکس میکنم با خیلی ها پس لابد منم جنده ام؟! خندید و با سی دی‬ ‫ها رفت میدونستم دلش شدیدا کیر میخواد ولی روش نمی شه. روز بعد اشرف با من اومد و بعد از یه سکس‬ ‫خیلی گرم و طولانی در حالیکه نای لباس پوشیدن نداشتیم اشرف یه سی دی از منوچهر سخائی رو گذاشته بود‬ ‫و گوش میکرد من رو مبل با کیر آویزون لم داده بودم و اشرف فقط بند جوراب داشت قضیه مرجان رو براش‬ ‫گفتم اونم گفت بیکار شدی یک کم کس بکن! گفتم این روش نمی شه و دلم براش میسوزه گفت دلت واسه خودت‬ ‫و اون کیر آویزونت بسوزه و اومد و سر چیکو رو گرفت بالا و ولش کرد که افتاد گفت ببین مرده. تو همین‬ ‫حین زنگ زدن. گفتم اشرف تو از لای در ببین کیه. باور کن نمی تونم بلند شم. از چشمی نگاه کرد و گفت باید‬ مرجان باشه. گفتم ببین چی میگه لای درو باز کرد اما بی پروا قسمتی از بدن لختشو نشونش داد مرجان با کمی‬ ‫مکث و نگاه حاکی از تعجب به بدن لخت اشرف گفت آقا کیوان هستن؟ اشرف هم بی تعارف درو کامل باز‬ ‫کرد و منه لخت رو نشونش داد و گفت نیمه بیهوشه. مرجان جیغ خفیفی کشید و تازه متوجه شدم میخ من شده‬ ‫دستمو گرفتم جلوی چیکو و با عصبانیت گفتم : اشرف !!!!!!!! خندید و گفت مرگ خودتو جمع کن انگار نه‬ ‫انگار خودش کون لخت بود. مرجان رفت پشت درو من سریع شلوار کشیدم پام و اومدم جلو در گفتم معذرت‬ ‫اشرف خانمه دیگه امری دارید؟ گفت راستش میترسم از تو خونه صداهائی میاد نتونستن بخوابم گفتم بریم ببینیم‬ ‫اشرف که میخواست بره با ما اومد و کل خونشو گشتیم خبری نبود خواستیم بریم گفت نرین بخدا میترسم‬. ‫اشرف نگاه رذیلانه ای کرد و گفت میخواید کیوان پیشت بمونه مرجان با ناراحتی گفت میشه شما پیشم بمونید‬. ‫اشرف گفت آره چرا که نه اما من تو هال میخوابم و منو کردن بیرون منم از خدا خواسته رفتم که یه خواب‬ ‫راحت بکنم. یه پیک ودکا همان و مثل سنگ افتادن همان. نمی دونم کی خوابم برد که دیدم یکی داره تکون تکونم میده به‬ ‫سختی بلند شدم و دیدم اشرفه ترسیدم و گفتم چیه چی شده گفت هیس بیا بریم بالا آهسته منو برد بالا و پشت در‬ ‫اتاق خواب مرجان دیدم صدای ناله میاد ترسیدم خواستم برم تو که منو گرفت گفت چیکار میکنی گفتم چشه‬؟ ‫طوریش شده؟ یه نگاه بدی کرد و گفت نمی فهمی داره خودشو ارضا میکنه دقت کردم دیدم راست میگه. گفتم‬ ‫خوب چی گفت هیچی خواستم بدونی میتونی به همین بهونه روتو بهش باز کنی دیدم الحق عجب مخی داره این‬ ‫اشرف. گفت فردا بگو از نورگیر پائین صداشو شنیدی. رفتم تخت مثل اسب تا صبح خوابیدم. صبح که‬ ‫میخواستم برم اشرف هنوز بالا بود. رفتم تو شرکت ولی از فکر سکس با مرجان تا عصر مورمورم میشد‬. ‫عصر با عجله رفتم خونه و اول پریدم تو حموم و یه حال حسابی به چیکو دادم و اومدم یه پیک ویسکی و کمی‬ ‫آروم شدم. فکر میکردم که چطور برم پیشش که خودش اومد و زنگ زد درو باز کردم و تعارف کردم اومد تو‬ ‫نشست و بی مقدمه گفتم علت سرو صدای تو خونه شما رو کشف کردم با تعجب گفت جدی ؟ گفتم آره دیشب‬ ‫من خیلی تو موضوع دقیق شدم و از نورگیر مراقب بودم که نصف شب صدای آه ناله شنیدم و فکر کنم صدای‬ ‫خودتون بود یعنی از صدای خودتون میترسید خیلی خجالت کشید و سرشو انداخت پائین منم که شلوارک پام‬ بود و چیکو هم تقریبا بیدار. نشستم کنارش و جوری که کیرم قشنگ پیدا بود دست گذاشتم رو شونش گفتم چیه ؟‬ ‫موردی برا خجالت نیست گفت دیشب کمی فیلمها رو نگاه کردم خوب مدتیه که تنهام میدونی که چی میگم؟ گفتم‬ ‫آره دقیقا و نزدیکتر شدم کله چیکو رو مماس باهاش کردم انگار برق گرفتش کمی کشید کنار و من رفتم جلوتر‬. ‫گفت تروخدا نه من خیلی خجالت میکشم اصلا کسی بدن منو ندیده هر کار کردم نشد که نشد و نذاشت بکنمش‬. ‫داشتم عصبی میشدم گفتم میرم حموم و اگه دوست داری ماهواره تماشا کن تا بیام و رفتم تو رختکن و یواشکی‬ ‫مراقبش بودم دوش رو هم باز کرده بودم و فکر کرد تو حمومم یک کمی معطل کرد بعد لیست کانالها رو آورد‬ ‫رو انتخاب کرد. بعد دیدم کمی یه پاشو آورد بالاتر و ظاهرا مشغول مالوندن کسش بود و مرتب به در ‪ spice‬و ‫حموم نگاه میکرد تو دلم به سادگیش خندیدم و گفتم اگه نمی خواد بده پس چرا اصلا اومده تو خونه من چرا ‫همه جور حرف میزنه چرا راحت داره خودشو میمالونه ولی نذاشت بکنمش ؟ گفتم حتما باید در مقابل عمل ‫انجام شده قرار بگیره اینه که تو یه فرصت مناسب خزیدم بیرون و رفتم پشت مبل البته حوله تنم بود اما جلوش ‫باز و چیکو آزادانه هوا میخورد روشو که سمت تلویزیون برگردوند بلند شدم و سریع متوجه شد و اول پاشو ‫آورد پائین و برگشت منو دید یه جیغ کوچولو زد سریع رفتم کنارش صحنه فیلم هم جوری بود که یه زنه یک ‫کیر سیاه گنده رو کرده بود تو و شدید تلاش میکرد . رنگش پریده بود و گفت کی اومدید بیرون نفهمیدم؟ گفتم‬ ‫خیلی وقته طفلک ترسید و گفت بخدا آقا کیوان جنده نیستم ولی چند روزه اصلا نمی تونم خودمو کنترل کنم‬ . ‫گفتم لازم نیست کنترل کنی خودتو خالی کن یدفعه چیکو رو دید که تمام قد سرپا جلوشه جیغی زد و گفت وای‬ ‫چرا اینجوری؟ کشید عقب و دیدم دیگه درنگ جایز نیست کشیدمش تو بغلم و گفتم تو که دختر تازه بالغ نیستی‬ ‫چیزی ندیده باشی خیلی راحت تو بغلم جا گرفت و گفت فقط میترسم برچسب جنده بودن بهم بزنی ؟ گفتم مگه‬ ‫میخوام بگیرمت ! با هم هستیم دیگه همین اشرف رو می بینی تمام سکس هامون رو با آبو تاب مینویسیم و‬ ‫میزاریم رو سایت تا دوستان بخونن و لذت ببرن. باورش نمی شد گفتم بهت نشون میدم و دستشو گذاشتم رو‬ ‫چیکو کمی مالوندش و دستشو خیس کرد و دوباره محکمتر مالوندش رفتم سمت کسش خیلی زیاد خیس بود‬. ‫گفتم چیکار کردی با خودت؟ اینکه بذارم درش تمومه! خندید و معلوم بود هنوز تو مود خجالته اینه که لای پاشو‬ ‫کامل باز کردم و لباسهاشو درآوردم سینه های قشنگی داشت گرد کامل کمی افتاده با هاله ای قهوه ای که انگار‬ ‫با پرگار کشیده بودند خیلی دقیق و یک اندازه سینه هاش خیلی سفت بود کمی که نوک سینه سو با زبون‬ ‫تحریک کردم ارضا شد و ناخنهاشو تو بازوم فرو کرد تا کامل بشه سریع بلند شد و رفت خودشو شست و اومد‬ ‫تقریبا راحت شده بود نشست پیشم و با شیطنت خاصی گفت حالا تو چیکار میکنی و اشاره کرد به کیرم گفتم‬ ‫هیچی میدم بخوریش تا بیاد گفت نه من مال شوهرمم نخوردم گفتم منکه شوهرت نیستم و رفتم جلو گفت نه هر‬ ‫کار دیگه گفتم بدت میاد تردید کرد و چیزی نگفت با دست کسش رو تحریک کردم کمی بعد آه و ناله اش بلند‬ ‫شد و حسابی تحریکش کردم بعد سریع بلند شدم و گرفتم جلوی دهنش کرد تو دهنش و وحشیانه مکیدش. خیلی‬ ‫داغ بود و معلوم بود کفه کفه کمی که ساک زد خودشو محکم پرت کرد رو مبل و گفت بکن یالا بکن توش تا‬ ‫دسته فرستادم تو با آه و ناله فقط میگفت بکن بیشتر و من بیشتر تحریک میشدم و شدیدتر میکردمش. آبم اومد و‬ ‫همه رو روسینه اش خالی کردم با دیدن آبم اونهم ارضا شد و تکان سختی خورد بلند شدمو و گفتم راحت‬ ‫نیستی؟ گفت خیلی! خودارضائی کار کیرو نمی کنه خندیدمو و گفتم اه روت باز شد گفت ببین یه خواهش حتی به‬ ‫شوخی هم بهم نگی جنده خیلی بهم بر میخوره گفتم چشم جنده خانم با ناباوری نگام کرد و یدفعه با کوسن رو‬ ‫مبل بهم حمله کرد و منم مثلا از دستش در میرفتم الان هر وقت میاد پیشم حتما چند باری به شوخی بهش میگم‬ ‫جنده حسابی عصبانی و البته تحریک میشه ضمنا اولین کیسه که بخاطر سبکیش میتونم سرپا رو کیرم سوارش‬ کنم و هر دو مثل اسب نعره بزنیم‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173826</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.223 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-19 17:05:27 by W3 Total Cache
-->