<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بدجوری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%af%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:55:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بدجوری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم ناز دوست داره لیس و ساک و کرده بشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودماما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمعلوم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فکرشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمیه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14 سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میذارم متین به خاطر ساکت فیلم سکسی بودنش اما فقط من میدونم چه</h2>
<p>جونوریه- ازم 3 سال بزرگتره.قد 180.کمی تپل و هیکل ورزشکاری .از بچگی باهم بویم.دوستش سکسی دداشتم.کم کم عاشقشم شدم.اونا یه شهر</p>
<h3>دیگه شاه کس زندگی میکردن.هر چند سال یه بار میدیدم همو.من 14</h3>
<p>سالم بود و اون 17 سالش کونی که فهمیدم یه کم خیلی دوسش دارم.اومده بودن خونمون.همه خواب بودن .رفت حموم.کمی بعد</p>
<h4>صدام جنده کرد.منم فک کردم حتما چیزی میخواد.رفتم.سرشو اورده بود بیرون.بعد</h4>
<p>با یه صدای لرزون بهم گفت: پستون سوگل میای یه کم از اون کارا بکنیم؟!منو میگی دیونه شدم&#8230;با عصبانیت نگاش کردم</p>
<h5>و رفتم کوس اتاقم.تصمیم گرفتم به خواهرش بگم..اما نگفتم.بعد با خودم</h5>
<p>گفتم دیگه باهاش حرف نمیزنم..اخه اون موقع ها زیاد از سکس و این چیزا خوشم نمیومد.خلاصه..اون چند روزی که اونجا بودن باهاش سکس داستان قهر کردم.خیلی ناراحت</p>
<h6>بود.معلوم بود هم پشیمونه و هم ترسیده از ایران سکس گفتنش.روز رفتن</h6>
<p>که شد دلم طاقت نیاورد.رفتم باهاش روبوسی کردم و با چشم گریون بدرقه اش کردم&#8230;..اینا گذشت&#8230;تا امسال عید..تو این وسط گاهی با هم اس میزدیم.چندبار هم اومد اینجا.اما چیزی نشد.فقط نگاهاش بهم تابلو شده بود.دائم زیر چشمی همه جامو دید میزد.امسال عید اومد.اون شب وقتی منو تو بغل شهاب دید..دیدم ناراحت شد..من دیونه هم هنوز عاشقش بودم.اما بهش نمیگفتم.به خیال اون که اونم منو دوس داره اما&#8230;.تصمیم گرفت بودم باهاش حرف بزنم و بدونم نظرش چیه.میخواستم تکلیفم رو روشن کنم.میدونستم با یککی دوسته..با خودم گفتم اگه بدونم منو فقط به خاطر سکس میخواد حالشو میگیرم&#8230;.از یه طرف هم چون اون شبا خیلی حشری میشدم همش دلم میخوات باهاش باشم..فقط و فقط در حدد عشق بازی.اون روز که با شهاب رفتم بیرون&#8230;وقتی برگشتیم خواب بود تو اتاق.همه خواب بودن.شهاب هم رفت خوابید.قراربود براش یه مطلب ترجمه کنم.دیدم نمیتونم بخوابم.رفتم سراغش.دیدم خوابه .چندبار خواستم بیدارش کنم اما نشد.دل و جراتم بیشتر شدده بود بعد از حال با شهاب!!دل ر زدم به دریا و رفتم جلو.تیشرت تنش نبود و یه رکابی داشتوچند بار صداش کردم..متین&#8230;متین..متین جان-تنبل نمیخوای بیدارشدی&#8230;من اومد م ها&#8230;.اما خیدر&#8230;یه لحظه صورتم رو بردم جلو.لپش رو بوسیدم اروم و شهوانی..بعد با نوک انگشتام کشیدم رو بازوهای لختش&#8230;..بیدر شد.با تعجب برگشت و وقتی منو دید&#8230;.لبخند زد.اگفتم پاشو بیا..کارت دارم..گفت باشه..وقتی خواستم برم دستمو گرفت&#8230;کشید طرف خوددش..داغ بودم..لباشو اورد جلو..منم &#8230;..و این اولین بار بود که لبای اونو لمس میکردم &#8230;واییییییییییییی&#8230;گر گرفتم&#8230;یه لب خیلی کوتاه..و زود دویدم بیرون&#8230;اصلا فکر نمیکردم که اگه کسی ببینه چی میشه..خلاصه اومدد وترجمه کردم متناشو.شب با پسرای فامیل جمع بودیم و دداشتیم پاسوربازی میکردیم..من تنها دختر تو جمع بودم..داشتیم حکم باز ی میکردیم..متین سمت چپم نشسته بود و شهاب سمت راستم.البته شهاب بازی نمیکرد.سرش رو گذاشته بود رو رون من &#8230;.و منم سرشو گاهی نوازش میکردم.متین برداشت یه بالش داد به شهاب که بیابخواب روش&#8230;شهاب گفت مگه عقلم کمه رون به این نرمی رو ول کنم رو بالش بخوابم&#8230;و هم خندیدن&#8230;موقع بازی که به جاهای حساس رسیده بودد و همه فکرشون به بردد بود&#8230;هرکدوم یه بالش بغل مونبود.منم دامن بلند پوشیده بودم.دیدم یه چزی خورد به انگشتای پام..دیدم دست متینه..کم کم دیدم داره انگشتای پا و پامو میماله که به خیال خودش منو تحریک کنه&#8230;منم ککم نمیگزید&#8230;اما خودش&#8230;&#8230;.بالاخره بازی تموم شد و رفتیم بخوابیم.اس میدادیم.بعد گفت میای تو اتاقم.خواهش میکنم&#8230;منم قبول کردم.وقتی مطمئن شدم همه خوابن-ساعت 3.5 صبح بوداخه-پا شدم اروم رفتم تو اتاقش&#8230;.فقط دلم میخواست تو بغلش باشم و لبام رو لباش..همین&#8230;.وقتی وارد اتاق شدم دیددم ایستاده&#8230;.معطل نکرد..اومد جلو &#8230;..بغل کردیم همو و لبام قفل شد رو هم&#8230;حالا نخور کی بخور..بادستم هم پشت شو ممالیدمدیدم بدجوری حشری شده&#8230;.داشت میلرزید شدید&#8230;.اصلا کنترلش دست خودش نبود&#8230;اما منوووخیلی ریلکس&#8230;دیدم اینطورینمیشه&#8230;اروم گردنشو بوسید مو لاله گوشش رو گرفتم تو دهنم &#8230;بعد در گوشش گفتم اوم..متین جان اروم باش عزیزم..من پیشتم دیگه&#8230;عجله نکن&#8230;آروم&#8230;&#8230;اروم////با لحن صدام &#8230;کمی اروم شد..محکم بغلش کرددم و نگهش داشتم..مثل اینکه یه ماددر داشت بچش رو اروم میکردد.اما تا ولش کردم باز شروع کرد&#8230;اومد رو گردنم و داشت میخورد با حرص و تند تند..بعد برم گردوند و از پشت مشغول خوردن گردنو گوشم شد&#8230;.فک کنم وقتی داشت پاهامو ومیمالید خودش حشری شده بود نه من!!!! :Dبعد یهو برم گردوند .از جلو چسید بهم و خودشو مالید بهم&#8230;کیرش رو حس کردم&#8230;میمالید رو کسم&#8230;.بدم اومد&#8230;منتظر همین یه حرکت بودم&#8230;گفتم متین ولم کن&#8230;..نمیشنید چیزی..همینطور که داشت لب و گردنو بالای سینه هامو میخورد&#8230;.خودشم میمالید..منم هی میگفتم نکن&#8230;جدا بدم اومد..من ه چی فک میکردم..اون به چیوو&#8230;..برام ثابت شد که تو تمام این سالا فقط به خاطر سکس چشش دنبال من بود&#8230;.تصمیمم رو گرفتم&#8230;. &gt;:)هنوز داشت خودش رو بهم میمالید..منم میخواستم ارومش کنم..نشد&#8230;..برم گردوند از پشت به شدت بعلم کرد..نفسم بند اومد&#8230;..دست رفت عقب..بعد گرمی یه چیزی رو روی دامنم حس کردم&#8230;وسط کونم&#8230;و بعد بوی کیر&#8230;حدس زدم که کیرشو اورده بیرون..اما اصلا نگاش هم نکردم&#8230;داشت خودش رو میمالید و کیف میکرددددددددددد پیش خودش&#8230;بعد برم گردوند و از جلو چسبید..و دوباره&#8230;.وقتی دیدم کاملا حشری شده و راست کرده&#8230;گفتم : متین&#8230;یا ولم میکنی یا داد میزنم همه بریزن اینجا میگم به زور کشید ی منو تو اتاق..!!!! &gt;:)تا اینو گفتم فک کنم&#8230;..فییییسسسسسسسسسسسسسسسسس&#8230;..کیرش خوابید!!!باورش نمیشد&#8230;زدم بیرون از اتاق!!! =))و رفتم که بخوابم.شورتم حساب یخیس شده بود!!کاش به جای اون با شهاب یه حال حسابی میکردم&#8230;.این بچه قرتی هیچی حالیش نبود&#8230;.فرداش بهم اس داد که تو خیلی ریلکس بودی..انگار نه انگار..اما من کاملا حشری شده بودم&#8230;دیوونم کرده بودی&#8230;اما بد کردی باهام!!! تا صبح از شق درد و کیر درد خوابم نبرد!!!! =))و این گونه بود که من ازش انتقام گرفتم!!!!تا عمر داره اون درد یادش نمیره..الانم محل سگم بهش نمیذارم!!!!نظر بدید..میدونم میگید اصلا سکسی نبود و از این حرفا&#8230;..به هر حال&#8230;&#8230;هرچی بود این بود&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177783</post-id>	</item>
		<item>
		<title>این دختران قابل گایده شدن هستن و عاشق رقص و آواز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باجناقم]]></category>
		<category><![CDATA[بببینم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[پستونات]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتاییمون‬]]></category>
		<category><![CDATA[حمومرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[رودرواسی]]></category>
		<category><![CDATA[روشنیه]]></category>
		<category><![CDATA[ریختیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدن]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هرچهار]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یکنواخت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فیلم سکسی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در سکسی این میان داشت. اون از اول دوستی شاه کس ما رو می دونست و به ما کمک می کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و کونی با هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فیلم سکسی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو</h2>
<p>دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در سکسی این میان داشت. اون از اول</p>
<h3>دوستی شاه کس ما رو می دونست و به ما کمک می</h3>
<p>کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و کونی با هم باشیم.خونه یکی از دوستاشو بعضی از وقتا برامون خلوت می کرد تا</p>
<h4>ما جنده دوتا با هم باشیم. البته وقتی فهمید ما دو</h4>
<p>تا کار رو تموم کردیم دیگه پستون اینکار رو نکرد. اخه خیلی ترسیده بود خواهرش (زنم ) حامله بشه. البته اون</p>
<h5>شب رو کوس هیچ وقت از یادم نمی ره. یک سکس</h5>
<p>واقعی داشتیم خلاصه ما دو تا با هم ازدواج کردیم.روزها داشت می گذشت و ما دوتا بیشتر روز ها به خونه باجناقم سکس داستان می رفتیم و</p>
<h6>با اونا بودیم. کمی در مورد خانواده زنم ایران سکس بگم. خواهر</h6>
<p>و خودش و مادرش از خانواده های با فرهنگ بودن.هیچ احساس رودرواسی از هم ندارن. خواهر زنم همیشه پیشم با دامن کوتاه و سینه باز هستش. البته شوهرش از اون فهمیده هاس ادم روشنیه. زیاد اهل بسته بودن و اینا نیست. منم به زنم گفتم قبلا هرجوری تو خونه بودی اونجوری باش و اونم مثل خواهرش سروسینه و پاهاش جلوی باجناقم باز هستش بعضی وقتها دیدم که باجاناقم داره از روی شهوت نیگاه می کنه.یه شب تا دیروقت خونه باجاناقم بودیم داشتیم فیلم می دیدیم فیلمه کمی باز بود تقربیا نیمه بود هر چهارتامون بدجوری شهوتی شده بودیم.نصف شب شده بود می خواستیم که بخوابیم یهو گفتم بایید با هم اینجا بخوابیم. همین که اینوگفتم نگو همگی منتظر این برنامه بودن موافقت کردن. دوتا پتو انداختیم زمین و دوتا لحاف هم آوردیم و خواستیم بخوابیم.شهوت داشت تو اتاق موج می زد. خواهر زنم طوری نشسته بود که دستش رو گذاشته بود روی کیر شوهرش و شوهرش هم با دستش کونش رو بازی می داد. زنم این موقعیت رو بهم نشون داد. من کیرم باد کرده بود رفتیم آشپزخونه و وحشیانه همدیگرو بغل کردیم و بوسیدیم. بهش گفتم کاش می شد امشب با هم سکس داشتیم گفتش چطوری ؟ گفتم میشه با اونا و پیش اونا این کار رو بکنیم. با تعجب گفت مگه میشه ؟ گفتم چرا نشه می دونم اونام این رو می خوان. باید یه جوری این موضوع را باز کنیم. گفتم که من نقشه اش رو کشیدم. خلاصه رفتیم پیش اونا.من شبها عادت دارم فقط با یه شورت بخوابم بعضی از وقتها اونو هم در می اروم.رفتم زیر لحاف و شروع کردم لباس هامو در اوردن. زنم هم متوجه این موضوع شد. خندید و گفت عزیزم تو خونه خودمون نیستیم هابواشکی گفتم زیر لحاف تو این تاریکی کی می فهمه. مطمئن بودم که اون دوتا متوجه این موضوع بودن. زنم هم پیرهنشو در اورد و با یه کرست منو بغل کرد. ما بی خیال نقشه شدیم شروع کردیم با هم حال کردن. یهو باجناقم گفت ببینم شما دارین چکار می کنید لحاف رو بلند کردم و گفتم هیچ داریم بهم قصه می گیم. گفتش به ما هم بگین.با خودم گفتم دیگه جای خجالت کشیدن نیست بهش گفتم بیایین با هم راحت باشیم می دونیم که هر چهارتاییمون چقدر دلمون می خواد با هم این کار رو بکنیم پس بیایید از هم خجالت نکشیم.باجناقم گفت : من از خدا می خوام. خواهر زنم یه صدای شهوتناکی کرد و گفت عزیزم بیا بغلم.شوهرش رو بغل کرد. باجناقم گفت فقط یه شرط داره. گفتم چه شرطی؟گفتم بیایین فقط با همسرهای خودمون فقط باشیم با دیگری کاری نداشته باشیم. با هم گفتیم باشه. خلاصه اروم کارها شروع شد. زنم شلوارش رو در آورد با شرت وکرست افتاد بغلم. من هم که با شرت بودم کرست زنم رو کمی دادم پایین نوک پستونش اومد بیرون. داشتم می خوردم یهو دیدم صدای اونا بلند شد برگشتیم دیدم خواهر زنم کیر شوهرش رو گرفته و داره براش ساک می زنه. باجناقم لخت شده بود از سرعت عمل اونا تعجب کردم. از این که با یه زوج دیگه داشتیم سکس می کردیم بدجوری تحریک شده بود برگشتم سراغ زنم کرست و شرتش رو در اوردم و اون هم شرت منو در اورد به حالت 69 قرارگرفتیم. مال همدیگر رو شروع کردیم خوردن.وسط کار برگشتم دیدم خواهرزنم لخت شده. یه بدن سکسی کامل بدون هیچ گونه نقصی پستونهای گرد و برچسته و یه کس طلایی. گفتم که باید اونو هم بکنم. برگشتم و به زنم گفنم بیا کار اصلی رو بکنیم اون هم قبول کرد. خوابید و پاهاش رو باز کرد از کسش داشت اب شهوت می اومد کیرم رو دستم گرفتم خواستم برم روش که خواهرش یهو اومد گفت می خوام بببینم کیرت چطور کس خواهرم رو می خواهد تصاحب کنه. گفتم بیا و ببین باجناقم هم اومد خلاصه اروم سرکیرم رو گذاشتم جلوی کس زنم اون دوتا هم خم شده بودن وداشتن اونو می دیدن که اروم کیرم رو فشار دادم دیدم خیلی خیلی اروم لغزید رفت تو همین که تمامش رفت تو زنم لرزید فهمیدم گه بخاطر دیدن اونا زود ارضا شده خلاصه داشتم با تمام وجود عقب وجلو می کردم اونا هم رفتم بغل هم. ابم داشت می اومد گفتم حیفه یه لحظه دیدم اونا هم می خوان کار رو تموم کنن. به زنم گفتم ما هم بریم مال اونا رو نگاه کنیم. گفت باشه. بلند شدیم رفتیم کنار اونا دیدم کس خواهرزنم داره از شهوت میترکه. باجناقم کیرشو گرفته دستش می خواد بکنه اون تو. رفتم جلو کمی از اب دهنم رو زدم به کیرش. این کارم باعث شد خواهرزنم بلرزه. داد زد : زود باش کیر تو بذار تو دارم می میرم تا ته بکن. جلو خواهرم من بکن بعدش گفت خواهر سکسی من بیا ببین چطور کسم می خواد باز شه. خلاصه باجناقم هم نامردی نکرد و کیرش و تا ته گذاشت تو کسش. هردو تاشون داشتن داد می زدن. ما هم کنار اونا شروع کردیم به کار. هر دوتا جفت داشتیم یکنواخت کار می کردیم داشت ابم می اومد داد زدم دارم می ام زنم گفت همشو بریز تو خواهرش هم گفت تو هم بریز تو ما دوتا هرچی اب داشتیم ریختیم تو کس زنامون.هرچهارتامون سست شده بودیم. گفتیم بریم حموم.رفتیم حموم. تصمیم گرفتیم همه با هم همدیگر رو بغل کنیم. وقتی بدن خواهرزنم رو گرفتم کیرم بلند شد. شوهرش گفت اوهوی چه خبره؟گفتم مگه تو حالت بهتر از منه همه خندیم اخه کیرش تو دست زنم راست شده بود و داشت با اون بازی می کرد.خواهرزنم گفت یه چیزی بگم من دوست دارم جفت ها عوض بشه. موندیم چه بگیم زنم گفت راست میگه من هم می خوام. من هم گفتم راستش رو بخواین من هم می خوام. باجناقم هم قبول کرد تو همون حموم شروع کردیم به کار. خواهرزنم چقدر شهوتی بود. زنم تو بغل باجناقم داشت از شهوت می مرد. سرو صدایی می کرد که تعجب کردم. پستونهای خواهرزنم رو شروع کردم به خوردن. زنم داشت کیر باجناقم رو می خورد.گفتم بریم اتاق او<br />
مدیم بیرون و همدیگر رو خشک کردیم و کار رو ادامه دادیم. وسط کار دیدم زنم پاهاش رو دور کمر باجناقم قفل کرد و اون داره تلمبه میزنه. با دیدن این وضعیت ما دو تا بیشتر شهوتی شده چنان کیرم را ته کردم تو کس خواهرزنم که داشت بال بال میزد. گفتم می خوام ابم رو بریزم رو پستونات. گفت بیا بیا همین که کیرم رو در اوردم چنان اب منی رو پاشید رو صورتش که از خودم تعجب کردم. باجناقم هم خودش رو شکم زنم خالی کرده بود. خلاصه هرچهار تامون سست افتادیم کنار هم بوی عرق و شهوت می اومد.بعد از یه ساعت بلند شدم دیدم اونا خوابیدن. رفتم دستشویی و اومدم و خواهرزنم رو بیدار کردم و اون هم بعد از دستشویی اومد و ما باز هم شروع کردیم. با صدای تلمبه زدن ما اوناهم بیدار شدن. زنم داشت تعجب می کرد گفت خوبه افرین چشم رو دور دیدی گفتم برای بار اخر می خوام خواهرت رو بکنم. توهم بیا ببین خلاصه زنم کنارمون نشست و کردن خواهرش رو نگاه می کرد و پستونای خواهرش رو لیس می زد. و از پشت باجناقم داشت کسش رو می گایید.بعداز نیم ساعت دیگه از هرچی کس وکیر بود خسته شدیم. خوابیدیم.صبح دیدم خواهرزنم لخت داره تو اشپزخونه صبحانه درست می کنه. زنم هم لخت کنارم خوابیده بود. همه بلند شدیم. خواستیم لباس بپوشیم بهم نگاه کردیم وهمگی با هم خندیدیم چون لباس پوشیدن دیگه معنی نداشت. تا عصر که اونجا بودیم چندین بار با هم سکس کردیم دیگه این مسئله بین ما حل شد ولی اینو هم بگم تا الان هم با هم هستیم ولی هیچ وقت تنهایی با زنای هم کاری نکردیم چون قول دادیم که فقط وقتی با هم چمع باشیم از این کار ها بکنیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177678</post-id>	</item>
		<item>
		<title>من عاشق گاییدن کس ۱۸ ساله هستم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Dec 2019 07:39:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[بدونید]]></category>
		<category><![CDATA[برادرا]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[هاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[ویتامین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/VxBQhCPzMFge8mizQkvwag/021/619/776/v2/1280x720.203.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="من عاشق گاییدن کس ۱۸ ساله هستم" title="من عاشق گاییدن کس ۱۸ ساله هستم" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>تعریف کنم. داستان از این فیلم سکسی قراره که من توی یه خانواده 5 نفره زندگی میکردم یه داداش دارم که 10 سال از خودم بزگتره و سکسی یه آبجی دارم که 7 سال ازم شاه کس بزرگتره و اسمش سحره&#8230; خیلی آبجیمو دوست دارم واسش میمیرم و اینو بارها به خودش کونی گفتم معلومه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/VxBQhCPzMFge8mizQkvwag/021/619/776/v2/1280x720.203.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="من عاشق گاییدن کس ۱۸ ساله هستم" title="من عاشق گاییدن کس ۱۸ ساله هستم" decoding="async" /></p><h2>تعریف کنم. داستان از این فیلم سکسی قراره که من توی یه خانواده</h2>
<p>5 نفره زندگی میکردم یه داداش دارم که 10 سال از خودم بزگتره و سکسی یه آبجی دارم که 7 سال</p>
<h3>ازم شاه کس بزرگتره و اسمش سحره&#8230; خیلی آبجیمو دوست دارم واسش</h3>
<p>میمیرم و اینو بارها به خودش کونی گفتم معلومه که اونم منو خیلی زیاد دوست داره البته نه از دید سکس</p>
<h4>بلکه جنده از همون دید پاک رابطه خواهر برادری&#8230;. من کلا</h4>
<p>شاید بهتون بگم 3 یا 4 پستون تا فیلم سوپر بیشتر ندیدم ولی از همینایی که دیدم خیلی چیزا یاد گرفتم&#8230;</p>
<h5>همیشه تو کوس فکر این بودم که بتونم مثل این مردایی</h5>
<p>که داخل این فیلما هستن با یه دختر حال کنم&#8230; اینم بهتون بگم که من بسکه آبجیمو دوست دارم میرم شبا بغلش سکس داستان میکنم و تا</p>
<h6>صبح توی بغلم میخوابه با اینکه 7 سال ایران سکس ازم بزرگتره&#8230;</h6>
<p>یه شب یکی از همین فیلمارو دیدم تموم شد داشتم میرفتم بخوابم آبجیمم تازه مسواک زده بود و اومده بود توی رختخوابمون که یهو افکار شیطانی به سراغم اومد توی فکرم این بود که چی میشه با آبجیم حال کنم&#8230; اینم بگم که سحر قدش 165 و وزنش 55 هست و منم یه چیزی توی همین مایه ها&#8230; ولی کلا هیکش خیلی قشنگه&#8230; رفتم سف بغلش کردم و ازش پرسیدم اگه خواهرو برادرا لبای همو ببوسن اشکالی داره؟ که گفت نه اینو که گفت تو کونم عروسی شد لبامو گذاشتم روی لباش و حالا نخور کی بخور؟ در همین حال جوری محکم توی بغلم فشارش میدادم که از درد آخش در اومده بود&#8230; بعد از چند دقیقه گفت داداشیم مثل اینکه امشب حالت خوب نیستا گفتم چرا اتفاقا خیلی هم خوبم&#8230; دیگه لباشو بیخیال شده بودم داشتم موهاشو ناز میکردم خیلی حال میداد یواش دستمو گذاشتم روی سینه هاش ولی ازترس داشتم میمردم یهو برگشت یه نگاه وحشت آوری بهم کرد که ترسیدم و دستمو برداشتم&#8230; ساعات حدودای2 بود دوباره لباشو بوسیدم اونم چیزی نگفت داشت خواب میرفت که ایندفعه دستمو گذاشتم لای پاهاش و اونم چیزی نگفت و حتی خودشو بهم میچسبوند از این حرکتش فهمیدم که داره حشری میشه واسه همین پررو شدم و لباسشو با کمک خودش در آوردم&#8230; یه سوتین سفید داشت بدجوری آمپرم زده بود بالا&#8230; باورم نمیشد که آجیم در گوشم یواش گفت امشب مال خودتم داداشی اینو که گفت بدجوری حشری شدم خوابوندمش و لاله گوشش و گردنشو حسابی لیسیدم همینجوری اومدم پایین تا رسیدم به سینه هاش و سوتینشو در آوردم و دیوانه وار فشارشون میدادم جوری که دیگه سحر گریش گرفته بود و بغض کرده بود اومدم نوک یکی از سینه هاشو گذاشتم دهنم با ولع خوردمشون که دیدم دار آه آه میکنه&#8230; اومدم پایین تر و شکمشو حسابی لیسیدم تا رسیدم به شلوارش یواش در آوردمش و خودمم لخت کردم &#8230; اول کسشو خوب خیس کردم و بعد هم کونشو&#8230;یهو گفت داداشی نکنیش توی کسم من دخترم ها&#8230;گفتم چشم ابجیه خوشگلم از عقب میکنمت.. هیچی نگفت منم به پشت خوابوندمش و با کرم ویتامین آ د در کونشو خوب کرمی کردم و بعد کیرمو که یه14 سانتی میشد گذاشتم دم سوراخش یه فشاری دادم که نرفت تو و لی نا امید نشدم دباره تلاش کردم و ایندفعه با یه هول تا آخر رفت توش که جیغ کشید &#8230; ترسیدم از صداهاش مامان یا بابام بلند بشن و لی خوشبختانع زودی ساکت شد اما بجاش گریه میکرد و ازم خواهش میکرد ولش کنم اما گوش من بدهکار نبود یه 20 دقیقه ای کردم تا آبم اومدو همشو ریختم تو کونش دیگه از حال رفتم بغلش کردم و یه لب حسابی ازش گرفتم و بهش گفتم خوب بخوابی گلم اونم گفت دوستت دارم داداشیم &#8230;. از این ماجرا 3 ماهی میگذره و منو آبجیم یه شب درمیون باهم سکس داریم ولی هنوز پردشو نزدم&#8230; اگه نظر مخالف دادین و گفتین توهم فانتزی بود یا کس نوشتی &#8230;بدونید سخت در اشتباهید&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/VxBQhCPzMFge8mizQkvwag/021/619/776/v2/1280x720.203.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177691</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خوشگل و ناز و ورزشکار کس و کونش تو کلاس یکی میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:28:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخون]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[باسنمو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبله]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بودیکم]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تایلند]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلش]]></category>
		<category><![CDATA[توهنوز]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانتو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[زهرماری]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارمو]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشواره]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مردیکه]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلش]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بنویسم بهرحال همه ما یه فیلم سکسی زمانی بچه بودیم و یه غلطهایی هم کردیم خجالت نکشید یا دادیم یا کسی رو دید زدیم . جونم بگه سکسی براتون که من حدود 15 شاید کمی شاه کس کمتر یا بیشتر داشتم هنوز یه جورایی موهای دور کیرمون تازه رشد کرده بود بگی کونی نگی بعضی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بنویسم بهرحال همه ما یه فیلم سکسی زمانی بچه بودیم و یه غلطهایی</h2>
<p>هم کردیم خجالت نکشید یا دادیم یا کسی رو دید زدیم . جونم بگه سکسی براتون که من حدود 15 شاید</p>
<h3>کمی شاه کس کمتر یا بیشتر داشتم هنوز یه جورایی موهای دور</h3>
<p>کیرمون تازه رشد کرده بود بگی کونی نگی بعضی وقتها هم به خاطر زنهای تو کلیپهای ایرانی راست میشد. یه دختر</p>
<h4>خاله جنده دارم که اون موقع هنوز مجرد بود. خب زیاد</h4>
<p>رفت اومد داشتیم . این بی پستون شرف خیلی شر بود شیطون حدودا 5 سالی هم از من بزرگتر بود. همچین</p>
<h5>استخون درشت کوس کون طاقچه بالا سر سینه هم ردیف جون</h5>
<p>داداش بگی نگی هلو برو تو گلو بود. دست نخورده هم بود چون میدونستم با اخلاق سگی که داره شمر هم حاضر سکس داستان نیست بیاد طرفش.</p>
<h6>بله من تازگی ها فهیده بودم تو رساله ایران سکس اون پیر</h6>
<p>جماران یه چیزهایی راجب زن و مردها و اینکه چطوری باید بکنی کی باید بکنی اصلا چرا باید بکنی نوشته اند. برای همین هر وقت فرصتی پیش میومد میرفتم سر وقت اون رساله.نخندید دیگه بابا ادم تو اون سن سال با سکس سگ گربه هم کف میکنه. بله یه گوشه نشسته بودم همچین مثل این فیلسوفها داشتم قسمت زنا این کس شعرها رو میخندم با چه اب تابی هم که یه دفعه سنگینی سایه کسی رو حس کردم. تف به ذات بی شرفش بیاد همین دختر خاله عزیز بود. اسمش پریسا هست. کتاب رو از دستم گرفت و فهمید داشتم چه قسمتی رو میخوندم. خلاصه تا بیام بگم اه او خوابوند تو گوش من. راستش روبخواهی اشک تو چشم جمع شده بود اما ترس از اینکه کسی بفهمه من چی خوندم و به چی فکر میکردم نمیذاشت صدام در بیاد.بهش گفتم چرا میزنی ؟ گفت پدر سگ این چیه میخونی .. کی بهت این کتاب رو داده این چرندیات؟ بعدش هم شروع کرد به کسشعر گفتن که توهنوز زوده تو این چیزها روبفهمی.جونم بگه که اخرش هم یه پس گردنی زد به منو از اتاق رفت بیرون. اقایی که شما باشی شاید هم خانمی که شما باشی من از اون موقع از این ولد زنا کینه به دل گرفتم. حالا لطفا کونتون روتنگ کنید و بریم به چند سال بعد&#8230;ارش که من باشم بزرگ شدم حدود 27 سال بگی نگی هیکلی به هم زدیم کیرمون کلفتر شده چندتا شورت هم پاره کردیم خلاصه ادعاییی داریم در باب گاییدن و گاییده شدن. پریسا خانم جریان ما هم ازدواج کرده یه پسر تخس کاملا بی ریخت داره شوهر هم که صد رحمت به احمدی نژاد خدمون در مقابلش براد پیته.اون کینه بود که گفتم هنوز هم همراه من بود و خیلی دوست داشتم یه روزی اون چک و پس گردنی رو جبران کنم. حالا فهمیده بودم که تنها راه حلش جلب اطمینانه ( اهایی پسرهای کس خل میخواهی کسی رو بکنی باید اطمینان جلب کنید )منم که پسر خوبه فامیل خلاصه این پریسا خانم با به خاطر کار شوهر پفیوزش مجبور بودن تو یکی از شهرکهای اطراف شهر زندگی کنن منم یه شب داشتم از تهران با قطار برمیگشتم که قطار نزدیکی همین شهرک &#8230;. مشکل فنی پیدا کرد. هیچی چهله زمستون تواون برف تنها راهی که داشتم برم خونه همین افریطه.. یه زنگ به گوشی شوهرش زدم که بله اقایی فلانی من اینجا گیر کردم این حرفها گفت وایسا میام میبرمت. کس کش نیم ساعتی تو سرما بندری رقصیدم تا اومد منورسوند در خونه گفت که شیفت شبه و باید برگرده سرکار. ما هم حواله اش کردیم یه تخم چپ حافظ و رفتیم داخل خونه. خیلی وقت بود ندیده بودمش. خودش درشت هیکل که بود اما انگاری شب کاری هم بهش ساخته بود. استقبال گرمش شامل بغل کردن ویه ماچه بوسه ابدار بود راستش چون سردم بودم گرمای تنش خیلی بهم چسبید. موهاش رو های لایت کرده بود در کل کلی رفته بود روی قمیتش. هنوز هم شر شیطونیش رو میشد تو اخلاقش فهمید. یه دامن بلند پوشیده بود و یه بلوز استریچ. نمیدونستم به کون گنده اش نگاه کنم یا به سینه هاش که میخواهستن بلوزشو پاره کنن. این وسط فکر کنید بچه تخم سگش مثل وزغ به من زل زده بود که این مردیکه کیه تو خونه ما داره مامانمو دید میزنه. حروم زاده&#8230;بله تقریبا من حدود 11 شب بود که رسیده بودم خونه اشون پذیرایی رو با چایی گرم و شیرینی و میو شروع کرد. فهمیدم که چون شوهرش نیست جلوی من راحت پوشیده. بهم گفت وقتی که احمد گفت تو داری میایی تعجب کرده بود از این چرت پرتهای تعارفی.راستش تمام مدتی که حرف میزد اصلا حواسم به صحبتهاش نبود فقط به خط سینه اش زل زده بودم که خودشو از یقه بلوزش انداخته بود بیرون گردبندش هم رفته بود لای خط سینه اش و بگی نگی منم که ادعایی دارم در این که به این راحتی حشری نمیشم نمیدونم چرا با دیدن همچین صحنه ایی داشت یه چیزایی تو شورتم ول میخورد.. بخواب پدرسگ خبری نیست&#8230;.دیدم اگه همینطوری ادامه بدم ضایع میشم با یه ببخشید بلند شدم تپیدم تو دستشویی. تا درو بستم سریع شلوار شورتو کشیدم بیرون حاجی رو ازاد کردم از مبحس. یکم اب سرد ریختم روش که ابرو ریزی نکنه راستش میخواهستم کف دستیه روبرم که گفتی بی خیال حالا شب درازه کیر منم بیدار.برگشتم تو پذیرایی موقع برگشتن حواسش به من نبود از بالای سرش که رد شدم یکم مکث کردم مطمعنم با من هم عقیده هستن که منظره دو تا سینه نسبتا بزرگ از بالا سر همون شخص واقعا دیدنیه. دیدن گردن سفید و گوشیش و زیبایی گوشواره اش که به گوشهاش هم میومد. خیلی دلم میخواهست پوستشو لمس کنم. اما خب من یکی از این تخمها ندارم. بهش گفتم پریسا جون م برم تو تراس یه سیگار بکشم.. لااقل اینطوری شاید یکم اروم تر میشدم.گفت : بیرون چرا تو این سرما همینجا بکش &#8230;. گفتم اخه خونه یکم کوچیکه در ضمنن نمیخواهم دودش شماروهم اذیت کنه.. گفت : یعنی تو اینقدر فکر دختر خاله ات هستی نمیخواهد بچه رومیبرم میخوابونم خودمم میخواهم بکشم..ایول دخترمون هم اهلش هست . این که میگن منبع فساده راسته. من خودم کلی ادم رو با همین سیگار کردم. حالا به تو ربطی نداره که راسته یا دورغه داستانتو بخون..نشستم رومبل سیگارمو اتیش زدمو منتظر موندم تا اونم بیاد تقریبا سیگارم تموم شده بود که اومد.. چه اومدنییی ای وایی من..پریسا خانم ما لباسشو عوض کرده یه لباس راحتر نازک نمیشه گفت لباس خواب دو تیکه بود ..رونگ روشن من که میتونستم رنگ شورت سوتینش که تقریبا قرمز هم بود تشخیص بدم کوتاهیش هم تا سر زانوش بود اما دیگه یقه اش تقریبا بسته بود من مثل قبل نمیتوستم راحت خط سینه هاشو ببینم.اومد دقیقا کنار من نشست یکم جا خوردم انتظار نداشتم موهاشم که قبلا از پشت بسته بود حالا بازشون کرده بود در کل خانم خودشو ریلکس راحت کرده بود. حالا یا<br />
با من احساس راحتی میکرد یا کلا منو به موی گندیده لای پاشم حساب نکرده بود.بله سیگار از دستم گرفت و سیگاری رو که روی لبهاش بود روشن کرد. بلد بود پس دفعه اولش نبود. بهش گفتم احمد هم میدونه؟برگشت نگام کرد گفت: چی سیگار ؟ اره بعضی وقتها که خبر مرگش کارش تموم میشه میکشم&#8230;گفتم : کارش تموم میشه؟ مگه تو خونه هم کار میکنه&#8230;نیشخندی که زد فهمیدم که من کسخلم وگرنه اون منظورش سکس شبونه بوده.. جو ساکتی بینمون بود.یکم راجب فک فامیل کس شعر گفتیم. بلند شد رفت سمت اشپزخونه از اونجا داد زد&#8230; ابکی داریم میخوری ؟منم که جون شما اهل این زهرماری نیستم اما گفتم حالا که اینجا هستم میخواهم بخورم بذار با پریسا شروع کنم. جوابی از من نگرفته بد اما سینی به دست اومد. من که از این چیزها سر درنمیارم اما خودش گفت که شرابش خوبه. منم فقط سعی میکردم زیاد در مورد حرف نزنم که نفهمه من توعمرم نخورم.جای رفقای شهوانی من خالی پیک اول نه دوم دنیا داشت دور سر من میچرخید. سیگار هم کون به کون&#8230;فکر کنم فهمیده من اهل این گوه خوری ها نبودم چون دیگه داشتم چرت پرت هم میگفتم..سرم بدجوری گیج میرفت و همش میخوردم به اون عمدی نبود اما ناخواسته میفتادم تو بغلش اما بی شرف اون عادی عادی بودهمینطور که داشتم چرت میگفتم جاتون خالی هر چی که خورده بودم اوردم بالا اونم کجا؟ روی پریسای بیچاره..بنده خدا مونده بودم منو جمع کنه یا خودشو.. فقط تنها کاری که تونست بکنه این بود که من با هر بدبختی ببره تو حموم. سرمو کرد زیر شیر اب سرد و ماساژ میداد سرمو. همیچین یکم حالم جا اومد. چشم به چشم خورد. نمیدوستم که زیبایی چشماش از مستی شراب بود یا واقعا خودشون اینطوری بودن. گفتم ببخشید راستش من تا حالا نخورده بود.. گفت : میدونم فهمید که داشتی خالی میبستی اما بی شرف گند زدی به لباسم و خودم. تازه چشمم به لباسش افتاد حسابی خراب کرده بودم. اما پاهای خوشگلش که از زیر لباسش زده بود بیرون بیشتر جلب توجه میکرد. همچین که خواهست بلندم کنه عمدا خودمو انداختم توبغلش و با هم افتادم رو زمین من که خیس بودم کف حموم هم خیس اونم افتاد کف حموم. خنده هامون تمام فضای حموم رو برداشته بود. همش میگفت خیسس پدرسگ الان بچه بیدار میشه اما همچین که قیافه اش رو اونطوری میکرد خنده ام بیشتر میشد و اونم از خنده من میخندید.دلم نمیخواهست بلند شم حالا وقتش بود. وقت انتقام &#8230; نامردیه؟ اره نامردیه منم تو اون لحظه ادعای مردی نداشتم. ساکت شدم اونم ساکت شد. با دست زد رو شونه هام که یعنی بلند بشم اما من که کمی حالم سر جاش اومده بود سنگینی بدنمو بیشتر کردمگفت : ارش جات راحته ؟ بلند شو دیگه باید لباسمو عوض کنم.. زل زده بود به چشمام درست مثل من.دستمو همونطور که روش خوابیده بودم بردم سمت رونش و لباسشو اروم اروم کشید بالا. حالت چشمهاش که عوض شد فهمیدم که متوجه شده منظورم چیه..با تماس دستم به پاهاش گفت: ارش تو حالت خوب نیست بلند شو. ببرمت تواتاق ..گفتم : هیچ وقت به این خوبی نبودم کجا نرم تر از بغل تو.. و لبهامو گذاشتم رولبهاش&#8230; وقتی سرمو بلند کردم که بی پدر لبمو گاز گرفت. نای داد زدن هم نداشتم. خشم ترس رو میشد توچشمهاش ببینم.خودمو وسط پاهاش جاساز کردم میدونستم ممکنه اخرین فرصت من باشه من واسه لذت بردن این کارو نمیکردم فقط برای انتقام.با هر بدبختی بود از زیر لباسش شورتش رو دراوردم . حالا دیگه اشکهاش از کنار چشمش سرازیر شده بود . زیاد سعی نمیکرد جلمو بگیره. نمیدونم چراا&#8230;با هر بدبختی بود شلوار خودمو هم با شورتم کشیدم پایین. ای بخشکی شانس. اینم که خوابیده بود.فکرم قفل کرده بود به زمین زمان فحش میدادم. بدتر از همه سکوت پریسا ازارم میداد. روش کرده بود اونطرف و اروم وبی صدا گریه میکرد. باید یه کار میکردم من نصف راه رو اومده بودم نمیتونستم دیگه بی خیال بشم یه کمی کیرمو مالوندم روی کسش گفتم شاید اینطوری گرمای تنش به منم جون بده. حالا لباسشو اورده بودم بالا لباس خودموم رو هم دراوردم میتونستم اگه تنم به تنش بخوره یعنی پوست تن هم دیگه رو لمس کنیم شاید فرجی بشه. ااون هیچ مقاومتی نکرد. سینه ام که به سینه اش خورد رعشه ایی تو جونم افتاد. جون گرفتم. راست شدن کیرمو حس میکردم یکم خودمو تکون دادم باسنمو بالا پایین میکردم. تمام سعی خودمو میکردم اون لذتی نبره. وقتی مطمعن شدم کیرم به حد خودش رسیده تمام توانمو جمع کردم یدفعه کردمش داخل کسش. اصلا به کسش هم نگاه نکردم نمیدونم تمیز بود نبود چه رنگی بود. اما ازرنگ نوک سینه هاش خوشم اومده بود. سینه های که همونجور فکر میکردم سفید و بزرگ و سفت. در هر صورت با تمام قوایی که داشتم فرو میکردم در میاوردم نمیدونم ده دقیقه نشده بود که احساس کردم شیره جونم داره درمیاد. و همش رو داخل کسش خالی کردم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.چیزی دیگه ایی یادم نمیاد.. فقط وقتی چشمم رو باز کردم خودمو تو یه رخت خواب دیدم . احمد شوهر پریسا رو که دیدم فکر کردم همه اینها که بر من گذشت خواب بود&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177706</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خوشحال با عاشق سکس لب ساحل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنماین]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[موافقی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[هردوتا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد. یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد.</h2>
<p>یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش</p>
<h3>تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با</h3>
<p>حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده خیلی حشری شدم و همون شب براش جلق زدم. حتی چند بار</p>
<h4>می جنده خواستم برم باهاش بخوابم ولی جرات نکردم و حتی</h4>
<p>یدونه برادر زن دارم که دخترش پستون خیلی منو شهوانی میکنه اسمش هم رویا ست و تقریبا 19 سالش می شه</p>
<h5>و حتی کوس خونه اونا میرم دست خودم نیست و مدام</h5>
<p>دارم کونشو زاغ میزنم و بالاخره تو کف این دوتا بدجوری موندم خونشون از ما خیلی دوره. بالاخره یه روز تصمیم جدی سکس داستان گرفتم سوار ماشین</p>
<h6>شدم و رفتم جلوی در نسرین تقریبا ساعت ایران سکس 11 ظهر</h6>
<p>بود و با این اوصاف زنگ را زدم ولی خیلی میترسیدم ودیدم یک صدای نازک گفت بله کیه گفتم منم صدای منو شناخت و فکر کرد با زنم اومدم با چادر اومد درو و باز کرد گفت تنها اومدی؟ گفتم سمیرا الان میاد رفت تو مغازه چیزی بخره البته این را هم بگم نسرین بچه هنوز نداره و شوهرش صبح ساعت 6 میره سرکار و 8 شب میاد. بگذریم بعد رفتم تو درو بستم یه ذره شک کرده بود ولی چون این کارو از من بعید می دانست رفت تو. بعد نگاه خیره کننده ای به من انداخت خیلی ترسیده بود گفتم چادررتو بردار گفت جیغ می کشما فکر کنم جریان را فهمیده بود به زور چادرشو برداشتم یه تی شرت صورتی پوشیده بود و سینه هاش زده بود بیرون کم مونوده بود جیغ بزنه سرخ سرخ شده بود گفتم ببین بزار حقیقت را بهت بگم من خیلی وقت تو کف توام و حتی خودتم میدونی ولی به من پا نمیدی الان هم اومدم بکنمت و حتی بیست هزار هم برات پول آوردم اگه میدی که هیچی نمیدی برم اولش گفت برو گم شو بعد میخواستم برم صدام کرد برگشتم اول ازش لب گرفتم دیدم اونم هم خیلی تحریک شده لباساشو در آوردم لباسهای خودمو هم درآوردم یک شورت قرمز رنگ هم پوشیده بود هیجان سراسر وجودم را گرفته بودم قلبم تند می زد شورتشو هم درآورد خوابوندم رو زمین و شروع کردم به خوردن سینه هاش انگار داشتم رو ابرا راه می رفتم بدن سفید و تپل که باب دندون من بود اونقدر خوردم که سینه هاش قرمز و سفت شد بعد رفتم سراغ کوسش زبونمو انداختم توش اونقدر خوردم اونم داشت پاهاشو تکون می داد و ناله می کرد. کیر بیچاره ام داشت از شق درد میمرد بعد از خوردن کس نوبت کونش بود بهش گفتم چهار زانو بشه و کونشو بده بطرف بالا همین کارو هم کرد دیگه داشتم می مردم کون نسرین الان جلوم بود چیزی که برام شده بود آرزوی دیرینه مشغول خوردن شدم یک کون بزرگ و سفید با سوراخی اندازه نخود که احتمالا تاحالا رنگ کیر به خودش ندیده بود داشتم می خوردم نسرین هم ناله میکرد بعد از این کارا بهش گفتم برام ساک بزنه اونم با جون و دل قبول کرد و بهم میگفت مال تو چند سانت از اندازه شوهرش بزرگتره و شوهرش تا حالا نتونسته یه حال درست حسابی بهش بده در یک چشم بهم زدن کیرم را تا ته کرد تو دهنش و با ولع تمام داشت می خورد تو این حال من خوابیده بودم و اوچهار زانو شده بود و پشت کونش یک آینه بود که از اونجا کونشو دید میزدم و قند تودلم آب میشد و بعد از کیر خوردن پاهاشو دادم بالا و آروم کیرمو تو اون کوس نازش جا دادم هنوز سرش نرفته بود صدای شیونش بلند شد یه کوس داغ تا کردم تو بعد شروع کردم با سرعت تمام به تلمبه زدن من هم قبل از عملیات چند تا قرص ترمادول خورده بودم که آبم نیاد بعد از چند دقیقه کیرم را درآوردم تا برام ساک زد بعد این بار خوابیدم زمین اومد نشست روکیرم و باز شروع کردم تلمبه زدن عین جک هیدرولیک کیرم نسرینو بالا میبرد و همش فکر میکردم حیف این کوس نیست که دست اون شوهرش مشنگش هست. بعد گفتم موافقی از عقب حال کنیم گفت نه درد می کنه چون تا حالا ندادم بعد گفتم نترس اگر درد کرد نمی کنم به زور راضیش کردم بعد به پشت خوابید و یک بالش گذاشتم زیر کمرش تا کونش بالا بیاد پاهاشو دادم بالا یه کمی خوردم لامذهب بوی ریاحین بهشتیو میداد بعد انگشتم را کردم تو سوراخش ولی انصافاً یه جوری زده بود که حتی یه ذره هم مو نداشت اول با یک انگشت و بعد با دو انگشت کردم تو کونش میخواستم یه جوری ماهیچه هاشو شل کنم تا بعد از چند دقیقه دیدم میشه کاریش کرد کیرم را اروم گذاشتم رو سوراخ کونش کمی فشار دادم سرش رفت تو. داشت التماس می کرد داره میسوزه شکمم درد میکنه و از این حرفا ولی گوش من بدهکار نبود گفتم خودتو شل کن بعد تا نصفه فرستادم و چند دقیقه ای کشید که شل بشه باالاخره تا کردم توش و آروم آروم شروع کردم تلمبه زدن دیگه داشت از شدت لذت جیغ میکشید بعد در آوردم دادم دهنش برام ساک زد. گفتم نسرین تو منو به آرزوم رسوندی مونده رویا گفت میخوای برات ردیفش کنم گفتم اگه ردیف کنی ده هزار رو پولت میذارم بشه سی تومان گوشیو برداشت به رویا زنگ زد گفت کجایی؟ گفت تازه از مدرسه تعطیل شدم گفت حالم بده بیا پیشم گفت زود میام دیگه داشتم پرواز میکرد نسرین به من گفت برو تو اون یکی اتاق الان میاد رفتم اونجا داشتم لحظه شماری می کردم که زنگ درزده شد از گوشه پنجره نگاش کردم دیدم خودشه تا اومد حیاط چادرشو برداشت کون نازش از مانتو زده بود بیرون کیرم کمی خوابیده بود باز هم بلند شد نسرین هم چادر پوشیده بود به رویا گفت چند روزه حالا نکردم تو کفم بیا باهم کمی حال کنیم دوبا ره نسرین لخت شد و اینبار رویا هم لخت شد یه لحظه رویا را دیدم دیگه داشتم از شق درد میمردم و این کیر من بود که به کون رویا سلام می داد خدایا چی دارم می بینم سه سال تو کفش مونده بودم الان توچنگم بود داشتن هم دیگر لیس می زدن که نسرین کفت با با این شهرام هم گیر داده به من . ول کن هم نیست من هم گذاشتمش توکف گفت کدوم شهرام کفت شوهر سمیرا رویا گفت اگه من جای تو بودم روهوا بهش میدادم هرچیه از شوهر خودت که بهتره نسرین گفت میخوای بهش زنگ بزنم بیاد رویا گفت مردونه بزن گوشی را برداشت الکی به من زنگ زد و فیلم بازی کرد بعد به رویا گفت ده دقیقه دیگه میاد بعد شروع کردن به حال کردن. رویا نشسته بود روی شکم نسرین داشت سینه هاشو میخورد کونش زده بود بیرون الان دیگه شهرام به تمام آرزوهایش رسیده بود کون رویا &gt;انگار توی رویا سیر می کرد آروم اومدم پشت رویا تا منو دید پاشد و دستش را گذاشت روی کوسش خیلی ترسیده بود من هم لخت با اون کیر کلفت نسرین<br />
هم داشت می خندید بعد رفتم رویا را بغل کردم و شروع کردم به لب کرفتن و خوردن سینه و کوس و کون همه جاشو لیس زدم از همه بیشتر کونشو اونهم بدون اینکه من بگم شروع کرد ساک زدن خیلی ماهرانه ساک میزد ولی تا نصفه میفرستاد دهنش گفتم تا آخر بفرست گفت نه خفه میشم گرفتم از موهاش تا آخر کیرم را کردم دهنش سرخ شد بعد کشیدم گفتم تا حالا سکس انجام دادی راست بگو؟ گفت یکبار اونم به زور گفتم کجا گفت تو جاده با مامانم منتظر ماشین بودیم که سوار یه پراید شدیم دوتا پسر بود گفتن باید بریم مکان مگرنه همین جا میکشیمتون ولی اگه بیایید تازه پول هم میدیم چاره نداشتیم قبول کردیم ما رو بردن به یک اتاق نوار سوپر گذاشته بودن من هم هیجان زده بودم و هم ترسیده بودم ولی از مامانم خیلی خجالت می کشیدم مامانم اروم به یکی از اونا گفت دخترمو از جلو نکنین پرده داره اون هم قبول کرد بعد مارولخت کردن اونا هم لخت شدن یکیش مامانو کرد یکیش منو ولی نامرد منو از کون زد آخرش از درد گریه میکردم ولی مامانو هم از کون زدن هم از کوس حتی دوتایی میکردن موقع اومدن هم چهل هزار دادن بعد از اون دیگه به سکس علاقه مند شدم ولی کیر اونا از مال تو کوچک تر بود رویا را خوابوندم به پشت یک بالش نسرین گذاشت زیر کمرش باز هم شروع کردم کونشو خوردن با انگشتم گشادش کردم و آروم فرستادم تو ولی چند دقیقه ای کشید که شل شد خیلی داغ بود داشت جیغ می کشید و شروع کردم تلمبه زدن بعداز این کار نسرین اومد برام ساک زد و هردو کنار هم چهار زانو نشستند اول کیرم را انداختم کوس نسرین 5 دقیقه ای تلمبه زدم و بعد انداختم کون رویا انگار یک مار خزید لونه اش انقدر کردم دیگه داشت از حال می رفت خیلی دادو بیداد راه انداخته بود بعد انگشتم را انداختم کون نسرین حالا دیگه دوتایی ناله میردن بعد کار رویا تموم شد کمی هم نسرین را کون کردم و بعد هردوتا نشستند آبم را ریختم رو صورتشون بعد هر سه تا رفتیم یک دوش گرفتیم از اون موقع به بعد هر هفته میرم می کنمشون اول پولی بود دیگه پول هم نمی گیرن و تا جان در بدن دارم به این کیر خوشبخت باید خدمت کنماین هم ماجرای سکسی من که جز حقیقت چیز دیگری نیست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177577</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه حالی میده دو تا جنده سیاه پوست ناز رو باهم بکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Dec 2019 08:11:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بذارمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازچند]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[تخمهام]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مدتهاست]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همیجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که یه روزدوست دختر سابق فیلم سکسی یکی از بچه ها (سحر)رو که خیلی وقته با هم به هم زدن رو توی پارکینگ یه مرکز خرید دیدم سکسی خلاصه بعد از چند دقیقه صحبت بهش شاه کس گفتم که بریم تو مرکز اونم گفت منتظر یکی از دوستاشه من که عجله داشتم کونی خواستم برم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که یه روزدوست دختر سابق فیلم سکسی یکی از بچه ها (سحر)رو که</h2>
<p>خیلی وقته با هم به هم زدن رو توی پارکینگ یه مرکز خرید دیدم سکسی خلاصه بعد از چند دقیقه صحبت</p>
<h3>بهش شاه کس گفتم که بریم تو مرکز اونم گفت منتظر یکی</h3>
<p>از دوستاشه من که عجله داشتم کونی خواستم برم که اون اتفاق افتاد &#8230;.یه ماشین سمند نوک مدادی کنار ماشین من</p>
<h4>پارک جنده کرد و یه خانوم قد بلند با یه هیکل</h4>
<p>سکسی که فکر نکنم بشه با پستون حرف تعریفش رو کرد پیاده شد من تا اونو دیدم برق از سرم پرید</p>
<h5>همیجوری ماتم کوس برده بود که خانومه اومد جلو سلام کرد</h5>
<p>منم متوجه نشدم چجوری جواب دادم سحر که این صحنه رو دید یه چشمک زد و شروع کرد به معرفی من بعد سکس داستان از کلی اسمون</p>
<h6>ریسمون بافتن رفتیم تو مرکز البته جدا از ایران سکس همدیگه چون</h6>
<p>من جرات راه رفتن با اون رو نداشتم اکثر کسبه منو میشناختن و با تیپی که اون داشت از تابلو هم تابلو تر بود خلاصه من اینقدر طوری که اونا نبینن اونجا دنبالشون رفتم تا اینکه یه لحظه که سحر پشت ویترین مغازه ایستاده بود رو تنها دیدم سریع رفتم جلو بدون مقدمه گفتم که من اینو از تو میخوام هر کاری که میتونی انجام بده قول میدم تلافی کنم سحر یه نیشخند زد وقول مساعد رو داد منم سریع از اونجا رفتم بیرون . دو روز بعد سحر تماس گرفت و گفت چندتا از دوستاش رو شام دعوت کرده ولی مشکل مالی داره منم که میخواستم به هر روشی دل نازی رو بدست بیارم گفتم اگه اونم باشه همه مهمون من خلاصه اون روز کلی این بنده رو کلی پیاده کردن این مسائل دو بار دیگه هم اتفاق افتاد تا اینکه من فهمیدم سحر داره از این رفتار من سو استفاده میکنه یه روز که خیلی پاپیچش شدم گفت که خود الهام اینجاست بیا با خودش حرف بزن تا گوشی رو داد به اون منم شروع کردم به فک زدن چند دقیقه که گذشت شماره خودش رو داد که من با اون تماس بگیرم چون سحر موبایلش رو میخواست اون روز من یک ساعت تمام حرف زدم تا اینکه الهام گفت شب جوابم رو میده &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. بعدازچند روز که با هم صحبت میکردیم یه شب گفت که کسی خونشون نیست و من اگه میتونم برم اونجا منم که از خوشحالی داشتم پرواز میکردم خودمو رسوندم اونجا خیلی با کلاس رفتم تو که دیدم الهام با یه شلوارک جین و تاپ تو خونه نشسته من که اون هیکل تراشیده با کون گرد وسینه های اناری دیدم احساس کردم کیرم داره شلوارمو پاره میکنه به محض اینکه سلام کردم یه لب ازم گرفت که باورتون نمیشه به اندازه یه سکس حال دادمن تا چند ثانیه منگ بودم که ازم خواست کنارش بشینم منم از خدا خواسته جوری که بتونم دستم رو دور گردنش بندازم پیشش نشستم . یه چند کلمه که حرف زدیم خواست بره چیزی واسه پذیرایی بیاره که من نذاشتم و همینجور که کنارم نشسته بود دستم رو انداختم دور گردنش و شروع کردم دست کشیدن به بدن مثل حریر الهام اونم حرف میزد و با دستاش منو تحریک میکرد من که متوجه شدم خودشم بد جوری حشری ازش خواستم که بریم بخوابیم تو اتاقش که رفتیم چراغ رو خاموش کرد منم که از قبل اماده بودم گفتم عادت ندارم با شلوار بخوابم جواب داد اره جون عمت عادت نداری یا اینجا نمیشه با شلوار خوابید این حرف رو که زد گفت سریع پرید رو تخت منم با شورت رفتم کنارش بخوابم اون که فهمیده بود اوضاع من داره خراب میشه شروع کرد با اون پاهای صاف مثل پوست موز با پاهای من ور رفتن کم کم دستم رو بردم واسه سینه هاش چون اون پشت به من خوابیده بود دستم که بهش خورد یه ذره عقبتر اومد و کونش رو چسبوند به کیرم سینه ها رو گرفتم تا زه فهمیدم که با کی خوابیدم سینه هاش اینقدر سفت بودن که باورم نمیشد دو سه دقیقه که گذشت برگشت طرف من و منم شروع کردم به لب گرفتن وبا یه دست رو بدن اون کار کردن یه جوری لب میگرفت که انگار چند سال بود کسی بهش دست نزده بود بعد خودش شروع کرد به لخت شدن منم خیلی زود اینکارو انجام دادم بعد که برگشت رو تخت شردع کردم به خوردن لبهاش و بالا و پائین میرفتم یه خورده لب یه ذره سینه بعدش گردن اونم با یه دست رو بدنم میکشید و یه دستش رو برد سمت کیرم تا کیرم رو گرفت چشماش زد بیرون بایه لحن خاص پرسید این چرا ایقدر بزرگه اخه کیرمو هنوز هیچ زنی نگرفته که انگشتاش بتونن دور اون بهم برسن الهام هم که انگار از قحطی برگشته بود سریع رفت پایین و شروع کرد به ساک زدن جوری کیر رو میخورد که ادمو یا شیر خوردن بچه ها مینداخت یه ذره سرشو میلیسد بعد میرفت سراغ تخمهام دوباره تا ته میذاشت توی دهنش منم که تو خیالم هم فکر نمیکردم چنین شاه کسی رو بکنم تو عالم هپروت بودم که اومد سمت صورتم چشماش بد جوری شهلا شده بود گفت مبذاریش تو یا خودم بذارمش گفتم ماله خودته هر کاری که میخوای بکن اونم دوتا پاهاشو گذاشت دو طرف بدن من ونشست رو کیرم اونقدر حشری شده بود که کسش خیس خیس بود اروم اروم کیرم داشت میذاشت داخل که من شیطون گولم زد و یه تقه زدم بهش الهام بدجوری جیغ کشید اخه کسش خیلی تنگ بود و داشت کم کم کیرو میذاشت داخل جیغ که زد کیر من تا ته داخل بود و اونم خیلی حرفه ای داشت بالا پایین و عقبو جلو میشد من که کم کم داشتم ارضاع میشدم الهام رو پایین اوردم خوابوندمش و خودم رفتم بالا چندتا لک که زدم ابم داشت میومد خواستم درش بیارم که با پاهاش کمرمو قفل کرد با اون صدای دو رگش گفت یه ساعت واسه این زجرم دادی حالا میخوای بریزیش دور اینو که گفت ابم ریخت تو کسش نمیدونید چه حالی داشتم میکردم امیدوارم نصیب همتون بشه الا هم مدتهاست که با همدیگه رابطه داریم و اگه هر سه روز یک با ر نکنمش انگار پدرش رو کشتم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177310</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایدن کس جنده خانوم در هوا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Dec 2019 08:09:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازهمون]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[بخورید]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[توکونت]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[توهمین]]></category>
		<category><![CDATA[جاخورد]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندروز]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درومده]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلشون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیکی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندو]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادمو]]></category>
		<category><![CDATA[وقتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من</h2>
<p>مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که</p>
<h3>با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو</h3>
<p>صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای خوبی هستن تو بین همسایهامون چندتا خانوم هستن که منو نیما خفن</p>
<h4>تو جنده کفشونیم بعضی وقتا به نیما بشوخی میگم از زنت(فلانی)</h4>
<p>چه خبر خلاصه کلی هم بیادشون پستون جق میزنیم. یکی از اون همسایه ها اسمش لادنه. شوهرداره یدونه بچم داره سن</p>
<h5>خودشم حدودا کوس 35سال ایناس استیلش اینطورس که یه کون داره</h5>
<p>که وقتی میبنی ابت میاد پاهاش معلومه خفن توپولو گوشتیه پوستش بد نیس عینکیم هست زیادم مذهبی نیستن سینه های نسبتا درشت سکس داستان اما هرچی از</p>
<h6>کونش بگم کمه طوریه که وقتی راه میره ایران سکس از پشت</h6>
<p>دو لپش بالا پایین میشه هروقتم میومد خونه به ننم سر بزنه چادر میپوشید بدجور چادر لای لپاش میموند که ادموحشری میکرد.خلاصه اینطور بودکه روزا میگذشت من دانشجو بودمو نیما مکانیکی کار میکرد. یروز که داشتم از دانشگاه میومدم دور میدون شهرک غرب دیدم لادن خانم از یه ماشینه مدل بالا پیاده شد موقع پیاده شدنم باهاش دست داد خیلی رفتم توفکر گفتم شاید فامیلشون باشه اما بهش نمیخورد خلاصه فکری خورد بسرم.باخودم گفتم حالشو میگیرم ازین راه میتونم ازش باج بگیرم یروز که مطمئن بودم شوهرش سرکاره زنگ زدم خونشون سلام علیک کردم خودمو معرفی کردم خفن ترسیده بودم اما از طرز خداحافظیش بااون یا اون ماشینه یارو مطمئن بودم فامیلشون نبوده بعداز سلام علیکو اینا قضیرو پرسیدم گفتم عکس گرفتم گف بتوچه اشنام بوده گفتم به شوهرت میگم گفت زر نزن هرگهی میخای بخوری بخورقطع کرد ترسیدم نکنه واقعا اشناش بوده خلاصه بعد 10 دیقه زنگید خونمون گفت چی میخای ازجونم اشغال همینو که گفت دلم قرص شد منومن کردم گفتم پول میخام بعدازکلی جرو بحث گفت میام بهت میدم چند دیقه بعداومد خونمون اومدرو مبل نشست چادر تنش بود زیرشم دامن تاپ بود بعدیکم حرف گفت عکسو نشون بده گفتم نه اول پولو بده گفت باش عوضی اومد چیزی بگه گفتم پول نمیخام بجاش&#8230;. فهمید گفت خفه شو مگه پول نمیخای قاتی کردم تهدیدش کردم گفتم میخام یکم باهات حال کنم اولش ناراحت شدم که دارم اینکارو میکنم امابعدش فهمیدم خانم خرابه گفت چکارکنم گفتم باهم سکس کنیم یکم ساکت شد گفت نه اما یکم بهت حال میدم گفتم باشه یطور نگام کرد یلبخند کوچیک زدو گفت کثافت خلاصه اومد جلوم سریع دستاشوگرفتم گفتم یخورده فقط اروم بوسش گردم لبمو گذاشتم رو گردنش وای که چقد داغ شدم همینطور لیس زدم فقط توفکر کونش بودم چادرشو زدم کنار سینهاشو مالوندم چیزی نگفت بعد سرمو داد عقب گفت:خودم یکم بهت حال میدم دستشو گذاش رو کیرمو مالوند هی مالوندش منم طاقت نیوردم دستمو گذاشتم رو کونش وای که چه کونی گوشتیو بزرگ دستمو گذاشتم لاش شرتشو حس میکردم دستمو رو سوراخش فشار میدادم از زیر کسشو حس میکردم نفسم داشت بند میومد دیدم یدفه جلوم زانوزد شلوارمو دادپایین کیرم افتاد جلو صورتش تا دیدش گفت وای چرا اینقد بزرگه گفتم ماله خودته گفتم لادن خانم بدجور توکفتم همینطور که داشت ازتخمام میمالوند سرشو گذاشت تودهنش باورم نمیشدمعلوم بود که حرفه ای وقتیکه ساک میزد زیرچشی نگام میکرد درست تا نزدیکای تخمم میرفت تو دهنش وقتی سرشو میورد بیرون اب دهنش از کیرم سرازیر بود هی اروم سرشو میبرد تو وای فقط تو فیلما ایطور دیده بودم هی میگفت واقعا بزرگه تمام کیرم خیس شده بود از تخم میمالوندو ساک میزد احساس کردم دارم ارضا میشم بهش نگفتم ریخت تودهنش سرشو اوردبیرون بقیش پاشیدتوصورتش گفت اینم حال حالاعکسو پاک کن قضیرو واسش گفتم اما چیزی نگفت اومد که بره از پشت چسبیدم بهش گفت نکن گفتم بزار یکم از زیر کونتو بمالونم بدجور توکفت هستم گفت نه امادستمو از زیر چادر کردم تویکم مالوندمش بدش نیومد اما رفتشداستانوبه نیما گفتم کلی فحش دادبهم که نامرد تکخوری کردی ازین قضیه چندروز گذشت که دیدم لادن زنگ زد خونمون شمارش از تلفن بیرون بودافتاد گفت خونه ای تنهایی گفتم اره گفت کارت دارم اولش ترسیدم نیم ساعت دیگه خونمون بود اومد ازدر یکم لبخند زدو سلام علیک از ننم پرسید گفتم نیس گفت هیچی اومدم یسر بهت بزنم خیلی تعجب کردم اینطور ندیده بودمش خیلی خوشحال شدم گفتم خوش اومدی بشین الان چایی میارم ازونجا فهمیدم ایشون خراب تشریف دارن وقتی اومدم دیدم با شلوارکو تاپ جلم نشسته وای که دلم ریخت خیره شده بودم به پاهاش گفت چته چرا رنگت پریده گفتم خانم خوشگل ندیده بودم اومد کنارم نشست گفت خوبی اونروز زیادبهت حرف زدم ببخشیدمنم اصلا منگ بودم که چی میگه گفت سماورو خاموش کن چایی نمیخام بیایک باهم حرف بزنیم رفتم تواشپزخونه اونم اومد رفت در یخچال لحظه ای که خم شد چیزی برداره کونش خودشو بهم نشون داد معلوم بود زیرش شرت نداشت ازپشت چسبیدم بهش اونم خندیدو گفت دوس داری دس اوردم رو سینه هاش انکار باد کرده بود فهمیدم اون موقع که اومده بود قبلش حشری بوده گفتم بزار به نیمام بگم گفتم اونم اونروز دیدت گفت زر نزن اگه میخای بگی بگو این فیلمارو بازی نکن جلدی زنگ زدم اونم بیاد همینطور داشتم میمالوندمش برگش توصورتم بهم گفت هنوزم کیرت بزرگه گفتم بله منم بهمش گفتم بهم کون میدی گفت کون چیه کس میدم انگارکه یساعته زیر کیرکه اینطور حشری بود گفتم برگرد خم شووای که برگشت کونشو دیدم شلوارکشو اروم کشیدم پایین یدفه بوی غلیظ ابش خورد بهم باور نداشتم کونش جلومه زبونمو گداشتم رو سوراخ کونش هی لیسش میزدم اونم میگفت جوووون جووووون من اون کیر اونروزیو میخام ازهمون زیر سرمو گذاشتم لای پاش کسشو لیس میزدم هی ازم میپرسید این چیه داری میخوری منم هی میگفتم کس تو منم ازش میپرسیدم چی میخای میگفت کیر میخام دیدم ضدای زنگ اودم ازجا پریدم گفتم نترس نیماس گفت میرم اتاق درو باز کردم نیما ذوق زده گفت چی شده کی اینجاس گفتم لادن است. رنگش عوض شد به اون گفتم دم اتاق وایسا گفتم بیاتو خودم رفتم تو اتاق وای که چی دیدم لخت رو تخت خابیده بود رفتم جلو خابیدم روش سریع زیپ شلوارمو بازکرد کیرمو گرفت گفت به اونم بگو بیادتو وقتی که اومد تو جاخورد سریع لباساشو درورد با اون کیر سیاهش اونم اومد پیش مانشست بقیه داستانو از زبون نیما م بشنوید:وقتی لباسامو د<br />
روردم مهدی درحال مالوندن لادن بود اونم چشاشوبسته بود فقط میگفت جون لخت شدم رفتم منم اروم دستمو گذاشتم رو پاش وای با اون پاهای گوشتیش کسش سفید سفید بود امامنم مث نیما تو کف کونش بودم با یدستش کیر نیمارو گرفته بود با یدستش کیر منو بعدش پاشدم رفتم نزدیک صورتش گذاشتم که تلب کیرمو فرستاد تو دهنش کسکش طوری میک میزد انگار بهم برق وصل کرده بودن من جلوش وایسادمو اونم چاردستوپا شروع کرد کیرمو خوردن مهدی هم ازپشت شروع کرد کونشو لیس زدن وای وقتی که با دستش لپشوباز مکیرد مهدی زبونشو میکرد توکونش اونم میگفت جوووون من که تو فضا بودم هی کیرمو لیس میزد میگفت این چیه منم میگفتم کیر منه بخورش گفت توبیا کسمو بخور دوتاییتون بخورید جرم بدیدبرگشت پاهاشو باز کرد وای که کسش دست کمی از کونش نداشت ماهم عین وحشیا افتادیم بجونشش اخخخخخ اوهههههه بخور عزیزم بخور هردفه لیس میزدیم یه تف مینداختیم رو کسش بدجور ورم کرده بود خفنم حشری بود دستمو گرفت انگشتمو برد گذاشت لب کسش اروم فشارش دادم تو گفت جووووون مهدی هم دستشو کرد تو کونش شروع کردیم عقب جلو کردن دادش درومده بود گفت بسته بسته کیرتوتو بدید اول مهدی پرید روش اروم کیرشو کرد تو کسش من نگا میکردم لادن دستشو حلقه زد دور کمرمهدی میگفت محکم ضربه بزن اونم ضربه که میزد میگفت اههههه اون که میکنی کس منه بکنش گفتم بسته منم میخام من نشستم گفتم بیا بشین رو کیرم گفت الان میشینم فقط قول بده جرم بدی معلوم بود خفن وحشی شده نشست رو کیرم اروم رفت تو کسش خم شدو مهدی از پشت کرد توکونش دوتایمون ضربه میزدیم وقتی کس خیسشو میدیدم حشری تر میشدم مهدی هم که ضربه میزد لپاش بیشتر میلرزید روکیرم بالا پایین میپریدو سینش هی بالا پایین میشد مهدی هی ضربه میزد بادست میکوبید به لپ کونشو میگفت خوشکل این کونو ازکجا اوردی اینقد تنگه میخام جرش بدم برگشت با اخمی بهش گفت پارش کن مال خودته بعدش به من گفت بکن بکن محکم بزنید اخخخخخ دیگه حشری حشری بودم گفتم دوش دارم ابمو خالی کنم توکونت گفت نه بریز توکسم مهدی موهاشو از پشت میکشیدو ضربه محکم میزدو میگفت کونی میخام جرت بدم طوری میکشید که سر لادن بالا گرفته بود منم سینهاشو گاز میزدم کسکش دوتاییمونو براحتی جواب میداد کیرمو از کسش دروردم گفتم مهدی بزار یکم بکنم عثب گفت باشه توهمین موقع که میخاستم بکنمش مهدی یه عکس از کونش انداخت طوری که نفهمید منم کیرمو گذاشتم توکونش هی بالا پایین پریدتا ابمو یکجا ریختم توکونش درش اوردم مهدی کرد تو نفساش بدجوری زیادشده بود معلوم بود داره ارضا میشه هرضربه که مهدی میزد اب کیرمن از بغل سوراخش میریخت وای که این صحنه حشریم میکرد مهدی داد میزد خیلی خوشم اومده بود اونم ریختش توکونش همین که دوروردش لادن عین جنازه ولو شد روزمین از کونش اب زرد میزد بیرون(دوستانی که اب توکون ریختن میدونن) اون صحنه ادم دلش ضعف میکنه خیلی خوش باسن بود دمش گرم بعد ازن ماجرا تا الان دیگه قسمت نبوده البته شایدمهدی کرده باشه اما من بیچاره هنوز تو کفم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177318</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوربین مخفی از ی سکس خوب و کامل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینقده]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردن‬]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرماشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماراتن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم &#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو</h2>
<p>منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش</p>
<h3>خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم</h3>
<p>&#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای بود …ايندفعه منم یه جورائی راس كرده بودم … دوست داشتم زودتر</p>
<h4>شروع جنده كُنهپای راستمو از یونیت انداختم بيرون و به بهانه</h4>
<p>فشار ناشی از درد هی بيشتر پستون میچسبوندم به پاش&#8230;به شلوارش نگاه كردم … كيرش داشت يواش يواش بلند ميشدگرمای پاهاش</p>
<h5>، موزیک کوس آرووووووم و ماراتن سکسی ناتمام &#8230;همه و همه</h5>
<p>خمااااارم کرده بود …نیاز داشتم … به حرفاش … به دستاااااش و بازیاش &#8230;ولی اون کاملا تو كارش غرق شده بود پيش سکس داستان خودم گفتم بازم</p>
<h6>بايد قلقلکش كنم &#8230;.!!!واسه همين بهش گفتم …می ایران سکس گما …تو</h6>
<p>واسه هيچكدوم از مریضات در رو نمیبندی !!!iجواب داد … آآآآآره ولی تو با بقيه خیلی فرق داری&#8230;ادامه دادم : صددردصد&#8230;. ولی ايندفعه ديگه چرا بستی … ؟ مگه ميخوای چی كار كنی … ؟خنديد و جواب داد … مگه نشنیدی به منشیم چی گفتم ؟ &#8230; کاری رو که با تو شروع کردمو باید تموم کنمنااااااااامرد &#8230; این باید رو اونقدر محکم گفت که بدنم لرزید &#8230; ( یعنی واقعا میخواد بکنه ؟؟؟؟ )با يه عشوه خاصی بهش گفتم :کووووووووور خوووندی !!!عمرا اگه بزارم منو بکنی &#8230;.. اينو كه گفتم بدون هیییچ حرفی يهو ميزِ كار شو زد كنار و خودشو كامل انداخت روم …لبم و به دهن گرفت و در حالی كه لبم و ميخورد دوطرف صورتمو گرفت تو دستهاشبا اینکارش بخوبی دهنمو بست و من دیگه اصلا نمیتونستم اعتراضی بکنم یه جور‌ایی روم خوابیده بود که كيرشو كاملا وسط پام حس ميكردمشده بود قد چناااااااااااااااارواسه اینکه نشون بدم دارم مقاومت میکنم زیر بدنش دست و پا میزدماونم با حرکت دادن کیرش رو کسم ادای کردنو در میاوردبزرگ و سفت به نظر میومد ….دست چپشو گذاشت رو سينم و از رو مانتو محكم گرفت تو مشتش …همزمان با خوردنِ لبم شروع كرد به ماليدنِ سينم &#8230;اون يكی دستشو هم از بغل برد پشت کمرم &#8230;از بالای دامنم فرستادش تووووو و پشت کونمو گرفتدستااااش گرم بود و پوست کوووونم لطیییییییییییییف &#8230;وای خدااااااااااا&#8230; خيلییییییییییییییی توپ بودهمزمان هم سينمو ميماليد ، هم لبمو ميخورد و هم با كونم بازی ميكرد &#8230; اوووووووووف دستشو از بالای یقم كرد تو و سينمو در اورد …حالا ديگه سينه هامو لختِ لخت ميماليد … اوووووففففمقاومتم تموم شد و ديگه از حال رفتم …آخه من نسبت به سينه هام خیلیییی حساسمسست شدم …با هر دو دستم شونه هاشو گرفتم &#8230;چشامو بستم و تو خوردن لبام کمکش کردم … شالمو کنار زد …لبمو رها کرد &#8230;سرشو برد پائين و … شروع كرد به خوردنِ گردنمخووووووب كه ليسش زد ، لباشو آروم آروم از رو گردنم آورد پائين…لباشو رو گردنم کشید و کشید تا رسید به بالای سينم ..اووووووووفی&#8230;.. با دستش زيرِ سينمو گرفت … آوردش بالا و گذاشت تو دهنش …وای خدااااااااااااااا…سینمو کاملا به دهن گرفته بود و با زبونش با نوكش بازی ميكرد…اوووووففففمنم دیگه فقط ناله ميكردم …وووووووی خدااااااااااا &#8230;اوف … اوووووووووففففففی &#8230; نقطه ضعفمو پيدا كرده بود ( سينه ام ) و بخوبی داشت ازش استفاده میکرد…بی حال بیحااااااال شده بودماونم فهميد و سریع دامنمو دور کمرم جمع کرد و دستشو فرستاد لای پام … کسمو محكم گرفت … ووووووووووووووووی نالم بدجوری رفت هواااااااا …نميدونم واقعا داد زدم يا اون بيخودی ترسید !!!يهو از روم بلند شد … سرشو آورد بالا و نيگام كرد( البته کسمو همچنان تو دستش نگه داشته بود ) ولی من ديگه داااااااغ كرده بودم و دلم ميخواست ادامه بدهبا حسرت بهش گفتم چيه ؟ … كم اوردی ؟آب دهنشو قورت داد و گفت … تنت داره میخواره ها …منم با يه صداي خمااااااااار گفتم … آآآآآآآآره …. خیلیییییی …موزیک تو پوست و خونم نفووووذ کرده بود ( جداً بعضی موزیکا آدمو جادو ميكنن ) بازم حمله كرد … سينمو دوباره به دهن گرفت و با دستش کسمو فشار داد …اوووووووووف کسم خیس خیس بود و اونم داشت محکم میمالیدشبا دستم پشت دستشو گرفتم …مثلا سعی ميكردم ورش دارم ولی عملا داشتم فشارش ميدادم تو کسم …اووووووووفی &#8230;يهو ديدم يه چيز خیلی داغ داره روی رونم حركت ميكنه …wowwww نامرد تو اين فرصت كيرشو در اورده بود و داشت ميماليدش به پاهای لختم &#8230;. نااله كردم … وااااااااای نه &#8230;… تو رو خدا …بسسسسسسسسه ديگه …ميترسم …ورش دار …خواهش ميكنم … ولی حساااااابی حشری شده بودم …پشت سرشو گرفته بودم و فشارش ميدادم به سينماونم نامردی نكرد و انگشت شو كرد تووووووو …اوووووووف وای نه ..بسسسه ديگه …داری منو ميكشی عوضی…با انگشتش شروع کرد به ور رفتن و قلقلک کردن توی کسم &#8230;يكم كه انگشت شو عقب جلو كرد و اون تو چرخوند &#8230;يهو حس كردم دارهِ سر كيرشو ميكشه پشت همون دستم …یادمه همیشه پشت دستمو به بهانه های مختلف نوازش میکرد و بهم میکفت دستات خیلی لطیف و خوشگلنحالا داشت کیرشو میمالوند به همون دستا&#8230;یه جورائی خیلی خیلی بدم اومد …چندشم شد &#8230; میدونم باورش واستون سخته &#8230; من واقعا ازش بدم میومد &#8230;با وجود تکراری بودن حرفم ولی باور کنین اصلا قرار نبود حالگیریا و شیطنتام به اینجاها بکشه &#8230;همون اول که کلاه کیرشو پشت دستم حس کردم اینقده چندشم شد که &#8230;ناخودآگاه دستامو پس كشيدم … اونم یه جوووووووون گفت و از خداخواستِه دستشو سریع كنار کشید و …سر كيرشو گذاشت درِکسم …wowwwwwwwwwwwwww چقده هم داااااااااااااغ بود &#8230;از حال رفتم &#8230; سست سست شده بودم و برعکس تصميمی كه داشتم كاملا آماده دادن …اوووووووووووووف خداااااااااااااااکسم اونقده لیز و آماده بود که اصلا نیازی به فشار دادن نداشتاصلا انگار خودش داشت اونو میکشید توووووووووو &#8230; سرشو كرده بود تو … چقده هم کلفت بود &#8230;داشت آرووووووم بقیه کیر دااااغشو هم میفرستاد تو کسم كه …یهو عين آدماي برق گرفته درش اورد …كاملا كشيد كنار … كيرش و برگردوند تو شلوارش و زیپشو كشيد بالا …ميزِ كار شو هم برگردوند سر جاش … ولی من دیگه خیلی حشری شده بودم &#8230;با حسرت به بالا كشيدن زیپش نگاه كردم و با عصبانيت بهش گفتم اه لعنتی … چت ميشه تو هی كه ديدم جدی جدی داره صداي در ميادتق تق …منم سریع خودمو جمع كردمبدونِ اينكه چيزی بگه رفت لای درو باز كرد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177324</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2019 17:00:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خبردار]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانتو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزخرفات]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میبنده]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همسایگی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیشو]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" title="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" decoding="async" /></p>برم کامپیوتر درست کنم واقعا فیلم سکسی دیگه این درست کردن کامپیوتر مسخره شده یک سوژه جدیدتر پیدا کنید&#8230;.و دومین نکته اینکه امان از دست همه کسایی سکسی که اینجا خاطره گذاشتن و من رو شاه کس به صرافت انداختن تا این اتفاق که هم خوب بوده و هم بد برام بیفته&#8230; کونی خاطره از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" title="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" decoding="async" loading="lazy" /></p><h2>برم کامپیوتر درست کنم واقعا فیلم سکسی دیگه این درست کردن کامپیوتر مسخره</h2>
<p>شده یک سوژه جدیدتر پیدا کنید&#8230;.و دومین نکته اینکه امان از دست همه کسایی سکسی که اینجا خاطره گذاشتن و من</p>
<h3>رو شاه کس به صرافت انداختن تا این اتفاق که هم خوب</h3>
<p>بوده و هم بد برام بیفته&#8230; کونی خاطره از اونجایی شروع میشه که من (29 ساله) کلا تا امروز با هیچ</p>
<h4>زن جنده و دختری پولکی و یا کنار خیابونی سکس نداشتم</h4>
<p>و کلا تمام سکس هایی که پستون داشتم با دوست دخترهای خودم بوده و عادت دارم همون اول کار میپرسم اگه</p>
<h5>طرف مقابلم کوس اهلش نباشه باهاش ادامه نمیدم&#8230; بریم سر اصل</h5>
<p>داستان&#8230;تو همسایگی ما یک آقای دکتر هستش که ایشون یک دختر خانم 13 &#8211; 14 ساله داره و طبقه پایین ایشون هم سکس داستان یک دختر خانم</p>
<h6>16 ساله داره&#8230;همه با کلاس شدن تو ساختمونمون&#8230; ایران سکس این دوتا</h6>
<p>اوایلی که آقای استاد اومده بودن خونه ما زیاد باهم مچ نبودن و ماجرا از اونجایی شروع شدش تابستون شد و امتحانات جفت دخترای گل تموم شدش&#8230;اینا هر روز تو حیاط خاله بازی و این بچه بازی هارو داشتن و خب ما هم هر روز از سر کار برمیگشتیم عصر بود و این دوتا رو میدیدیم&#8230;اسماشون دختر دکتر سحر و دختر استاد مریم&#8230;خب من با این سحر کوچولو خیلی بیتشر جور بودم چونکه باباش باهم خیلی رفاقت داشتش و خیلی باهم مچ بودیم و حتی در تمام روزهای بعد از انتخابات باهم تو خیابونا بودیم و این صمیمت مارو بیشتر و بیشتر میکرد&#8230;بریم سر ماجرا یک روزی که من از سر کار برگشتم دیدم که سحر تو حیاط تنها نشسته و داره بازی میکنه خب طبق عادت همیشه که با بچه خوش و بش میکردم بهش سلام کردم و باهاش دست دادم و گفتم چیه امروز چرا تنهایی و از این مزخرفات که گفتش که مریم اینا رفتن مهمونی و من تنهامم اینم بگم که پدر و مادر سحر هر دو تا دکتر هستند و اصولا تا ساعت 8 و 9 خونه نیستن و این دختر ناز خیلی وقتا میشد که میومدش خونه ما&#8230;منم گفتم باشه به بازیت برس و اومدم بالا و بعد از 1 ساعت که یه چیزی خوردم با چایی که دستم بودش رفتم روی بالکن و داشتم منظره جلوی بالکن رو تماشا میکردم از اطاقم ویو عالیه و حواسم به پایین پرت شد و دیدم که بچه داره با عروسکاش بازی میکنه اولش زیاد توجه نکردم ولی بعد از چند دقیقه که دوباره نگاه کردم دیدم به به این کوچولوی نازم داره با عروسکاش سکس بازی میکنه اولش بازم شک داشتم ولی یکمی که توجه کردم دیدم درست فهمیدم و با یک عروسک اون یکی رو میکردش و خودش سر و صداهاشون رو در می آوردش و من گوشام خیلی تیزه و همه به خاطر این مسئله ازم فاصله میگیرن و خوب داشتم میشنیدم که بچه داره چیا میگه (خونه ما طبقه دوم هستش و تا حیاط زیاد فاصله نداره اینم گفتم بعدا کیرهاتون رو به گوش ما حواله ندین) دیگه وقتی که مطمئن شدم خواستم ببینم که واقعا اهلشه یا اینکه فقط تو عالم خودش با خودش حال میکنه الکی سر و صدا کردم و دیدم فوری نگاه کرد ببینه کی هستش و از بازی دست کشید و وقتی دید منم به بازی عادی مشغول شدش و منم که دیگه هوس یک دختر بچه تازه و عالی زیر زبونم افتاده بود ناخودآگاه گفتم سحر داشتی چیکار میکردی که یهو ترسید گفتش هیچی و منم گفتم دیدما عروسکات تکون میدادیشون نکن سرشون گیج میره (راست میگن بچه های این دوره زمونه پررو هستند) که برگشت گفتش نه اینا عادت دارن به این حرکات و خندید و منم خندیدم و از همونجا باب صحبت رو باز کردم و ازش پرسیدم به چی عادت دارن و اونم یکمی خجالت کشید و گفت همونایی که دیدی همیشه با مریم از این بازی ها باهاشون میکنیم و منم تازه شستم خبردار شد که به به مریم هم بله&#8230;از هیکلای بچه ها بگم سحر حدود 155 قد و سیه های تازه بیرون اومده که تازه سوتین میبنده با یک کس نقلی و کوچولو&#8230;مریم خب بزرگتره نسبتا و اینکه خانواده ای درشت هیکل داره سینه های سایز 70 یک کون خوشگل و طاقچه و هیکل نازی که واسه بچه 16-17 ساله عالیه و یک کس توپول نناز&#8230; هیچی دیگه هیمنجوری داشتم با سحر شوخی میکردم و چرت و پرت میگفتم که یک دفعه خواستم ببینم چفدر شیطونه گفتم من گردنم درد گرفتش اینقدر پایین رو نگاه کردم تو گردن درد نگرفتی اینجوری سرت و بالا نگه داشتی که اونم در تایید حرف من گفت چرا ولی خب شما بزرگترین زشته بخوام چیزی بگم (تو دلم گفتم چه لفظ قلم حرف میزنه) بهش گفتم میخوای مریم هم که نیستش پاشو بیا بالا پیش ما تا مامان و بابات بیان و انگار از خدا خواسته بود دویید اومد بالا منم خونه تنها بودم یعنی اصولا تنهام پدرم که تا دیروقت سر کار هستش مادرم هم یه تولیدی لباس داره و اصولا تا دیروقت کارگاه هستش و منم خیلی میرم اونجا چونکه همه خیاط هاش دخترای جوون هستند :Dسحر اومد بالا و در زدش و منم در رو باز کردم و اومد تو و اومد نشستش تو پذیرایی و مابقی حرف و شوخی هامون که میکفتن اینجوری اذیت میشن عروسکات و هی میخواستم ببینم چقدر آماده بحث سکس هستش که دیدم زرنگه و یک خط در میون حرف میزنه و یک دفعه ای بهش گفتم حالا با مریم چه بازی باهاشون میکنید که گفتش زشته و چندبار اصرار کردم تا اخرش با خجالت چند ثانیه نشون دادش و زود عرسوک هارو پرتشون کرد کنار و همین شد باب سکس ما دو نفر که بعد از این حرکت گفتم ای شیطون اینکه شیطنت های دوطرفه مرد و زنه و خندید و گفتش خب دیگه و منم یک دفعه ای بهش گفتم که میخوای واقعیشو هم بازی کنی..؟بچه یک لحظه هم ترسید و هم حس کنجکاویش داشت اذیشت میکرد ولی کنجکاوی نذاشتش که آروم بمونه و گفتش با کی و منم با انگشت خودمو نشون دادم و گفت آخه و من دیگه نذاشتم حرف بزنه رفتم پیشش نشستم و یواش بغلش کردم و گفتم آخه چی میترسی کاری بکنم و اونم با سر تایدد کردش و گفتم نترس کاریت ندارم فقط یکمی با بدنت بازی میکنم و میخورمت این کلمه آخر بدجوری به شیطنت انداختش و گفتش چه جوری که منم شروع کردم از گردنش به خوردن بدنش اولش گردنش رو چند تا میک زدم دیدم به به آماده آماده است و یواش یواش لب های خوشگلش رو بوسیدیم هیچی بلد نبود حتی لب دادن هم بلد نبودش و فقط لبام رو میبوسید بالاخره هرجوری که بود شروع کردم دوباره به خوردن گردنش و دستم رو هم گذاشتم رو سینه نازش که یک آه کوچیک کشید و خودشو شل کردش و نم همونجوری ادامه دادم و دستم رو یواش بردم زیر تی شرتش و سوتینش رو بردم بالا و سینه هاشو میمالیدم و گردنش رو میخوردم که دیگه دیدم حسابی حشری شده و شروع کردم یواش یواش تی شرت رو از تنش در بیارم اولش ترسید و نذاشتش ولی بهش<br />
گفتم میخوام سینه هاتو بخورم راضی شدش و چون خیلی کنجکاو بودش فوری تی شرت و در آوردش و منم سوتین رو باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش وای چه طعمی داشتش وای چه طعمی داشت دوستانی که سینه تازه خوردن میدونن من چی میگم بعدز از اینکه حسابی سینه هاشو خوردم نوبت رسیده بود به کسش اولش اصلا نذاشتش شلوارش رو در بیارم میترسید ولی وقتی یکمی از روی شلوارم مالیدمش کم کم راضی شد وایییییییییییییییییییییییی وقتی شلوار رو کشیدم پایین یک شورت خیس جلوم بود خودش که این صحنه رو دید کلی کنجکاو شد که ببینه چیه که بهش گفتم بعدا برات توضیح میدم و یواش یواش شورت رو از پاهاش در آوردم و سر رو رسوندم به کس خوشگلش وای اولین لیسی که زدم بچه ترکید چنان واییییی گفتش که خودم ترسیدم ولی دیدم میگه بازم زبون بزن خیلی خوبه و من دوباره شروع کردم به لیسیدن کسش و چندبار دیگه زبون زدم و تو چند ثانیه دیدم یه مایعی پاشید تو صورتم و دیدم داره میلرزه و نفسش داره بند میادش دلم نیومد ادامه بدم ولی دیدم خودش بازم میخوادش بهش گفتم استراحت کن عزیزم من همینجام تو هم هستی و حدود 30 دقیقه ای دراز کشیده بود روی مبل و منم فوری براش چایی نبات آوردم که فشارش نیوفته و از اینجا سکس های ما شروع شدش و بعدا مریم هم وارد شدش&#8230;دوستان دیگه چشمام درد گرفتش بقیه ماجرا رو بعدا میگم&#8230;نظر خواستین بدین نخواستین هم اصلا واسم مهم نیستش&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177333</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با احساس کیر  رو تا ته میکنه تو حلقش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Nov 2019 07:54:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اجباری]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترها]]></category>
		<category><![CDATA[بفرماييد]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پررويي]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تحريکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[جورايي]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چراغها]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چهاردست]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌اش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دربياره]]></category>
		<category><![CDATA[دردسرتون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمندا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[محبتهای]]></category>
		<category><![CDATA[مراجعه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميذارم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌ذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اونو نه در جايی خوندم فیلم سکسی و نه از کسی شنيدم. اين ماجرا رو نقل ميکنم برای عبرت ديگرون. فقط اسمها و موقعيتها رو عوض کردم سکسی تا کسی شناخته نشه:وقتی اصغر اومد توی شاه کس دفتر کارم و فاش گفت که ميخواد زنش رو به من بفروشه، از زور تعجب کونی خندم گرفت. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اونو نه در جايی خوندم فیلم سکسی و نه از کسی شنيدم. اين</h2>
<p>ماجرا رو نقل ميکنم برای عبرت ديگرون. فقط اسمها و موقعيتها رو عوض کردم سکسی تا کسی شناخته نشه:وقتی اصغر اومد</p>
<h3>توی شاه کس دفتر کارم و فاش گفت که ميخواد زنش رو</h3>
<p>به من بفروشه، از زور تعجب کونی خندم گرفت. اصغر راننده سرويس شرکت من بود. آدم خيلی خوبی به نظر ميرسيد.</p>
<h4>خيلی جنده مؤمن. اهل نماز و روزه و روضه. اما طفلک</h4>
<p>خيلی مقروض بود. من هواش رو پستون داشتم. هم بهش پول دادم و هم براش وام گرفتم تا زندگيش سروسامون بگيره.چند</p>
<h5>باری شد کوس که خانومش رو هم ميديدم. گاهی ميومد به</h5>
<p>شوهرش سر بزنه يا پولی بگيره. اصغر چند بار از من خواست که زنش رو که زينت اسمش بود توی شرکت مشغول سکس داستان کنم. برای من</p>
<h6>ممکن نبود چون زن اصغر هيچ کاری جز ایران سکس خونه داری</h6>
<p>بلد نبود. به جاش سعی ميکردم که بهش کمک پولی بيشتری بکنم. هر از گاهی که با اصغر تلفنی صحبت ميکردم، تلفن رو ميداد دست زنش و اون از من خيلی تشکر ميکرد و دعا ميکرد. زينت، زنی 35 ساله و چادری و ميشه گفت که خوشگل بود و مثل شوهرش خيلی مؤمن بود. گاهی برای من ناهار درست ميکرد و شوهرش مياورد شرکت. هميشه اصرار ميکرد که بگم چی دوست دارم تا درست کنه.اصغر ماهها بود که هی ميگفت که نميدونه که چطوری محبتهای منو جبران کنه و چندين بار لای حرفاش گفت که همه زندگيش و حتا ناموسش متعلق به منه. من هميشه اين حرف آخری رو به حساب صداقت و سادگيش ميذاشتم. اما اون روز وقتی توی شرکت وقتی جلوم ايستاد و گفت که ميخواد به جبران پولهايي که من بهش دادم، زنش رو به من بده، فهميدم که منظورش از اون حرف چيه.در جواب بهش گفتم: «اين چه مزخرفيه؟ کی چی؟ من اهل اين کار باشم هم خرجم خيلی کمتره اگه توی خيابون يه دور بزنم و خانم بلند کنم!» اينارو گفتم و بعدش بدون معطلی و بدون اين به حرفها و التماسهاش توجهی بکنم، اخراجش کردم.عصر همون روز، زينت، به من تلفن کرد. گفت: «اصغر خيلی دوستم داره اما نميدونم چرا هميشه موقع سکس کردن، در مورد شما حرف ميزنه و ميگه که دلم ميخواد با چشمام ببينم که فلانی داره با تو سکس ميکنه!»عجيب اينجا بود که زينت موضع مخالف نداشت. وقتی ازش پرسيدم که گيرم من قبول کنم، تو چيکار ميکنی؟ گفت: «اگه شوهرم مجبورم کنه که چاره ندارم!» و اين حرف رو با مقاديری عشوه گفت!انتظار داشتم با نفرت از اين کار شوهرش ياد کنه. ترسيدم و فکر کردم که شايد نقشه‌ای برام کشيده باشن. اما اصلن بهشون نميومد. سر و ساده تر از اين حرفا بودن. خيلی عجيب بود. حس کردم که ماجرا فقط بدهکاری نيست و اصغر بايد يه مشکل روانی داشته باشه و زنش هم يه جورايي واسه پول حاضره به اين کار تن بده.به زينت گفتم که به اصغر بگه همين الان بياد پيش من. وقتی اصغر رسيد، نشستم کنارش و باهاش حرف زدم. چهار تا کلام حرف که زدم، ديدم بعله! آقا خودشه! يه آدم دوشخصيتی به معنای واقعی کلمه!گفت: «ميدونم که شما فکر کردی که من برای خاطر پول ميخواستم، بندازمت توی تله؟ ولی نه بخدا! شما خيلی به من کمک کردی شما اونقدر به من محبت کردی که دلم ميخواد زنم پيشت بخوابه!»بهش گفتم که معنای کارش به صورت خيلی روشن اينه که داره جاکشی زنش رو ميکنه. گفت: «وقتی پای کسی چون من که اينهمه بهش محبت کردم، در ميونه، معناش جاکشی نيست، اما به خاطر شما حاضرم که جاکشی هم بکنم»! بهش توصيه کردم که به روانپزشک مراجعه کنه اما اصغر گفت من فقط ميخوام زنم رو توی بغل شما ببينم!اينم بگم که در تموم اين مدت، بدجوری وسوسه شده بودم. تصور اين که زن کسی رو جلوی چشماش بکنم، تحريکم ميکرد. آدم تنوع طلبی هستم آخه!خنده‌ام گرفت و در عين حال دوباره وسوسه شدم. گفتم: «اگه راست می‌گی بنويس. تعهد بده!» کاغذ رو برداشت و نوشت: «من راضی هستم که فلانی با زنم بخوابه!». زدم پشتش و گفتم: «اصغرآقا! جاکشی زنت رو داری ميکنی!» با لحنی جدی، حرفم رو تأييد کرد! گفتم فعلن برگرده سر کار تا ببينم چی ميشه.توی بد مخمصه‌ای افتاده بودم. وسوسه امانم نميداد و از اون طرف به خودم ميگفتم که الاغ، اينهمه زن توی خيابون ول هستن، چرا زن شوهردار؟ خلاصه، با خودم گفتم که حالا يه کمی سر به سر اين بنده خدا ميذارم. برای همين بهش گفتم که عصر که کارمندا رفتن با زنش بياد شرکت ببينم که اون چی ميگه. گل از گلش شکفت و رفت.ساعتای 7 بود که تلفن کرد که تنها باشم و اومد. زينت هم اومد. آرايش کرده! با مانتو! &#8230; سلام و احوالپرسی کرديم و براشون چای آوردم. از همه دری حرف زديم اما ديدم که حرف اصلی رو نميزنن. منم هيچی نگفتم. تا بالاخره اصغر نگاه به زنش کرد و گفت: «خانوم! بفرماييد!» زينت هم گفت «چون اصغر آقا اون جريان رو دوست داره، منم حرفی ندارم!»بلند شدم و يه کمی راه رفتم. ميخواستم مطمئن باشم که خواب نميبينم. بعد بهشون گفتم که تا فردا جواب ميدم. ميون دوراهی مونده بودم. شب به يکی از دوستام که دکتر روانشناسه تلفن کردم و ماجرا رو بهش گفتم. دوستم گفت که يا برات نقشه کشيدن که ازت باج بگيرن يا اصغر دچار بيماريه و زنش رو هم با خودش همراه کرده.با کلی فکر و خيال خوابيدم. کم کم وسوسه بيشتر شد. تحريک شدم. دو دل شده بودم. يه دلم ميگفت بکن که اين تجربه‌ خيلی جديد ميتونه باشه. يه دلم ميگفت احمق اگه ميخوای خلاف کنی، اينهمه راه جلوت بازه.فرداش اصغر خواست منو ببينه. سپردم که بهش بگن جلسه دارم. تلفن کرد. جواب ندادم. زنش از خونه روی موبايلم زنگ زد. جواب دادم. گفت که جوابتون چيه؟ خودم رو زدم به اون راه و گفتم که نميدونم در مورد چی حرف ميزنيد. ترسيده بودم که صدام رو ضبط کنن. هی اصرار کرد. گفتم که يادم نمياد. طولی نکشيد دوباره اصغر اومد پشت در. راهش دادم. بهش گفتم که اگه پول ميخواد بهش بدم و دست از سرم برداره. خيلی بهش برخورد و گفت که مگه تا حالا شده که پولی بخواد و من بهش ندم؟ راست ميگفت. گفت: «آقا چرا فکر بد در مورد من ميکنی؟» بی اختيار خندم گرفت. گفتم: «مثل اين که بايد عذرخواهی هم بکنم! آخه مرد حسابی خودت ميدونی چی داری ميگی؟» در جوابم گفت که با تموم وجود آرزوی اين کار رو داره!نميدونم چی شد که يک مرتبه بند و بستم شل شد. بهش گفتم: «باشه! ساعت 8 بيارش شرکت». از خوشحالی پر درآورد! بعدش بهش گفتم که يه سؤال ازت دارم: «شماها آدمای مؤمنی هستين. چطوری به اين گناه راضی ميشين؟» در جواب حرفی زد که مخم سوت کشيد: «گفت شرعاً اگه آدم به کاری مجبور باشه عيبی نداره!»از اين جوابش منگ شد<br />
م. گفتم: «آقا جاکش! تو چه اجباری داری؟ منکه ازت طلبکاری نکردم!». بدون اينکه فحش رو به روی خودش بياره، گفت: «منکه بدهی دارم!» ديگه شک نکردم که طرف حسابی قاط زده. ولی بعدش توی دلم، خودم رو گول زدم. گفتم حالا بيان اينجا، يه جورايي دست به سرشون ميکنم!شب سر وقت اومدن. به خونه گفته بودم که دير ميام. توی همون اتاق خودم روی کاناپه نشستم و اونا روبرم روی مبلها. اولش يه جورايي هر سه از هم خجالت ميکشيديم که توی صورت هم نگاه کنيم. يه کمی حرفای پرت پلا در مورد آب و هوا و ترافيک زديم. اصغر چای رو که خورد رو به من کرد و گفت: «آقا من برم توی اون که شما راحت باشين». گفتم: «حالا بشين، حرف دارم باهاتون». بعدش يه مقدمه در مورد رک حرف زدن گفتم و از هر دوشون خواستم که حرفاشون رو بزنن. دوباره همون حرفای قبلی تکرار شد. مثل بدهکاری و ارادت داشتن و محبت کردن و از اين حرفا. بعد من گفتم: «خب! بفرماييد من در خدمتم!» اصغر دوباره خواست بره بيرون ولی نذاشتم و بهش گفتم که خودش بايد رل خودش رو انجام بده. يکراست رفت سراغ زنش. روسری و مانتوش رو درآورد. زينت کمابيش خوشگل بود ولی از اون مهمتر هيکل توپی داشت. سينه‌های متوسط اما برجسته و کمر باريک. قرمز شده بودن. هر دو. من تا اينجای کار هنوز به خودم ميگفتم که خوب که کاراشون رو انجام دادن، بيرونشون ميکنم! اما عجب خيال خامی. تاپ صورتی با شلوار جين چسبون، خيلی به زينت ميومد. حسابی تحريک شدم. اصغر دست زينت رو گرفت و اون با کمی اکراه بلند شد. آوردش کنار من نشست. هر سه تايي خيلی هيجان زده بوديم. من هنوز با پررويي و با کير راست شده داشتم به بيرون کردن اونا فکر ميکردم! اصغر دست انداخت روی سينه‌های زينت و گفت: «آقا ببين چه مالی رو برات آوردم!» نگاه کردم ديدم که خود بدبختش هم راست کرده! چشمای زينت هم مست شده بود. اصغر همونطوری که داشت با سينه‌های زنش بازی ميکرد، ادامه داد: «زينت جون! يادته چقدر به اميد امروز ميکردمت؟!» زينت با لحنی کشدار گفت: «آره! &#8230;»بعدش اصغر دست زنش رو گرفت و گذاشت روی کير ورقلمبيده‌ی من. بی خيال همه چيز شدم و دستم رو برم پشت گردن زينت و شروع کردم به نوازش کردنش. اصغر از جا بلند شد و رفت همه‌ی چراغها رو خاموش کرد. نور خيابون از پنجره ميزد تو و يه جورايی به اتاق حالت وهمناک داده بود. بعدش برگشت پيش ما و تاپ زنش رو درآورد. کرست نبسته بود. عجب سينه‌های خوشگل و برجسته‌ای داشت. بی اختيار دستم رفت توی سينه‌های زينت. صورتم رو گذاشتم کنار صورتش و آروم نوازشش کردم. حالا روی کاناپه زينت من و زينت روبروی هم بوديم و اصغر پشت زينت نشسته بود و با دستاش داشت وسط پاهای زينت رو ميمالوند. نفس هر سه حسابی تند شده بود و قاطی هم. لبهای زينت که ديگه هن و هن ميکرد، اومد روی لباهام. داغ داغ بود. زبونم رو دورلبهاش گردوندم. مک زد و زبونم رو کشيد توی دهنش. حالا از شدت تحريک بدنش موج برداشته بود. با شدت تموم کيرم رو از روی شلوار ميمالوند. وضع اصغر هم بهتر از ما نبود. از پشت چسبيده بود پشت زنش و هماهنگ با بدن زنش، تکون ميخورد. پشت گردن زنش رو می‌بوسيد و دستش توی شلوار زنش کار ميکرد. زيپ شلوارم رو بازکردم. زينت معطل نکرد و سرش و آورد پايين و شروع کرد به ساک زدن.حالا منو اصغر رخ به رخ شده بوديم. همينجوری که داشت سينه‌های زنش رو ميمالوند. نگاش افتاد به من. از چشماش شهوت ميزد بيرون. گفت: «آقا مزاحمم برم بيرون». يه چشمک بهش زدم و گفتم: «راستی شغل شريف شما چيه الآن؟» گفت: «جاکشم! زينت جنده‌ شماس! بکنيدش!» بعدش از جا بلند شد و رفت روبروی ما روی مبل نشست. دستش به جلوش بود. سر زينت رو بالا آوردم و کمکش کردم تا شلوارش رو دربياره. پدرسوخته شورت هم نپوشيده بود. حرف نميزد. اما صدای تند نفسهاش اتاق رو پر کرده بود. خودم هم لخت شدم. به اصغر هم گفتم: «لخت شو! جاکش!» در يک چشم به هم زدن لخت شد. به زينت گفتم که جلوم زانو بزن. بعد کيرم رو گذاشتم جلوی دهنش. مشغول که شد به اصغر گفتم: «چرا معطلی؟ کس زينت رو بخور!» اصغر روی زمين خوابيد زير زنش و مشغول شد. يه کمی که گذشت زينت رو بلند کردم و گفتک که بشين روی کيرم. نشست. کيرم ليز خورد توی کسش. نگاه کردم ديدم که کير من از مال اصغر بزرگتره. گفتم: «جنده خانوم ميپسندی؟ از مال شوهر کس کشت بزرگترها!» گفت: «جووون!» پشت سر هم بالا و پايين ميرفت و من هم کمکش ميکردم. اصغر هم داشت جلق ميزد. نزديک بود ارضاء بشم که خودم رو جمع کردم. زينت نشست کنارم و شروع کرد با کيرم بازی کردن. گفتم: «گناه داره اين شوهر جاکشت! &#8230; چهاردست و پا بشو من از پشت بکنم اون بکنه توی دهنت!» همين کار رو کرد. روی زمين. بدجور نشستم به کنج کسش. اصغر هم از جلو کرده بود توی دهنش. صدای آخ و اوخ همه بلند شده بود. اصغر توی همون حال گفت آقا «آی يو دی داره بريز توش». اينو گفت که من ارضاء شدم. اصغر هم از اونور شد. گفتم: «تا حالا شده بود که بالا و پايينت پر از آب منی بشه؟» زينت گفت: «جوووون &#8230;» انگار نميتونست حرف ديگه‌ای بزنه. اصغر اونور روی مبل ولو شد. من و زينت اينور روی کاناپه. سرش رو گذاشته بود روی پای من و کير خوابيده من کنار صورتش بود. به اصغر گفتم: «جاکش! برو از توی يخچال يه چيزی بيار بخوريم!» گفت چشم و از جا پريد.اون شب يه بار ديگه هم زينت رو کردم. اينبار اصغر فقط تماشا کرد. يه وياگرا انداختم بالا. اول وايسونمدش جلوی ميزم و سرپا کردمش. چنان کسی ازش کردم که توی آب و عرق افتاد. اصغر اونطرف نشسته بود و تماشا ميکرد و هی ميگفت: «ای ول! زنمو خوب گائيدی!». منم گاهی رو ميکردم به اصغر و ميگفتم: «نمره‌ی<br />
کس کشی تو بيسته!». بعدش خوابوندمش روی ميز و وايساده کردمش تا آبم اومد.اونشب تا 11 توی دفتر بوديم. کردن زينت که تموم شد. سه تايي نشستيم به حرف زدن. به زينب گفتم کون خوبی هم داری. دفعه‌ ديگه ميکنمش. خنديد و گفت: «اصغرآقا هم اهلشه!» بالاخره رفتن و من هم برگشتم خونه. دو سه روزی ازشون بی خبر بودم. اصغر سر کار هم نيومد. من هم نميدونم چرا بهش تلفن نکردم. حس بدی داشتم. روز سوم زنگ زد و گفت شب ميخواد با زنش بياد دفتر. گفتم بياييد. سر ساعت اومد. تنها. چهره‌اش حالت عادی نداشت. خيلی در هم بود. گفت: «گناه بزرگی کرديم آقا دارم ديونه ميشم». از حالت چهرش ترسيدم. به خودم گفتم فکر کنم افتادم توی همون مخمصه که ازش ميترسيدم!از زينت پرسيدم. گفت که اونم حالش خيلی خرابه. بعدش رو کرد به من و برای اولين بار بهم تند شد و گفت: »ما خر شديم و اين گه رو خورديم شما که فهميده هستيد چرا؟» بی اختيار منهم تند شدم. بهش گفتم که خودش اصرار کرد جاکشی زنت رو بکنی. خواستم کاغذی رو که نوشته بود نشونش بدم که ديدم پهلوم آتيش گرفت. چه دردسرتون بدم به قصد کشتن 6 تا چاقو بهم زد. جای يکی روی صورتم هنوز هست که دکترا گفتم فعلن نميشه عمل پلاستيک کرد. زد و رفت. شانس آوردم که زنده موندم. نزديک بود که کليه‌هام رو هم از دست بدم از بس خون ازم رفت. اصغر رفت و ديگه پيداش نشده. منهم با گفتن اينکه يکی از طلبکارها به صورت ناشناس منو زده، سر و ته قضيه رو جمع کردم. نميشد شکايت کرد. کار از خودم خراب بود که همش خودم رو گول زدم و قدم به قدم جلو رفتم. اصغر و زنش اگه که مذهبی هم نبودن دچار حس گناه و بعدشم حس انتقام ميشدن. فهميدن اين سخت نبود. اما همه خونی که بايد مغز منو تغذيه ميکرد توی کيرم جمع شده بود. تاوانش رو هم بدجوری پس دادم. ممکنه باز بياد سروقتم؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177215</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.015 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 10:36:44 by W3 Total Cache
-->