<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بدونین &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بدونین &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>خانوم کوچولو چه کونی میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%86%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%86%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Nov 2019 08:06:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حالتمون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونه]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستموبردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسمون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنین]]></category>
		<category><![CDATA[هرجایی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خاطرات سکسیمو براتون بزارم شاید فیلم سکسی حال کنین و بدونین آدم اگه بخواد هرجایی میتونه سکس کنه فقط ترس نداره. سال 82 همزمان با کارم که سکسی گفتم رفتن به ماموریت شهرستان بود چون شاه کس تازه از خدمت اومده بودم تصمیم گرفتم درس هم بخونم که خیلی هم سخت بود کونی برای این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خاطرات سکسیمو براتون بزارم شاید فیلم سکسی حال کنین و بدونین آدم اگه</h2>
<p>بخواد هرجایی میتونه سکس کنه فقط ترس نداره. سال 82 همزمان با کارم که سکسی گفتم رفتن به ماموریت شهرستان بود</p>
<h3>چون شاه کس تازه از خدمت اومده بودم تصمیم گرفتم درس هم</h3>
<p>بخونم که خیلی هم سخت بود کونی برای این کار تصمیم گرفتم برم آموزشگاه وچون برادر بزرگم مدیر یه آموزشگاه تو</p>
<h4>سهروردی جنده بود رفتم پیشش.روزای اول خوب درس میخوندم و با</h4>
<p>این که تو کلاسمون چند تا پستون جیگر آتیشی داشتیم خیلی توجه نمیکردم و سعی میکردم بیشتر کلاسمو به خاطر داداشم</p>
<h5>حفظ کنم.دوستم کوس مجتبی که تو داستان قبلی اسمشو نگفته بودم</h5>
<p>با من میومد کلاس.یادمه پاییز بود و هوا سرد. خلاصه بعد از 10 روز یه خانومی که چادری بود به کلاس ما سکس داستان اومد سفید بود</p>
<h6>مثل برف چشمای گرد قشنگی داشت و با ایران سکس این که</h6>
<p>چادری بود معلوم بود واسه گرم کردن آدم چیزای خوبی زیر چادرش داره.چند روزی کلاسا همینجوری گذشت و فقط شاید به شوخیهای الکی و لبخندی سر کلاس تموم میشد که همه بچه ها توش سهیم بودن تا اینکه یه روز من که نگاهم اتفاقی به سمت این خانم چادری که اسمش سمیرا بود افتاده بود به مجتبی گفتم بریم؟ و از آموزشگاه رفتیم بیرون هنوز چند لحظه نگذشته بود که دیدم خانوم جیگر داره میاد بیرون از کنارم رد شد و یه نگاهی بهم کرد که قلبم از جاش در اومد از اون نگاهها که شاید تا آخر عمر کسی به آدم نکنه و رفت اونور خیابون ایستاد و نگاهم میکرد. من هنوزم گیج بودم که منظورش چی بود تا این که با سر یه اشاره کوچولو کرد و مجتبی که فهمید گفت برو من میرم خونه منم رفتم اونور خیابون همین که بهش رسیدم گفت دستمو بگیر.چقدر گرم بود کف دستش تو اون سرما عرق کرده بود و نرمیش بیشتر شده بود همون لحظه اول کیرم بلند شد چند قدم که رفتیم داشتم گر میگرفتم.رفتیم سید خندان سوار ماشینای رسالت شدیم و فهمیدم خونشون سمت خودمونه وقتی تو ماشین بودیم چسبیدم بهش باور نمیکنین انگار داشتم میکردمش.رسالت که پیاده شدیم رفتیم تو یکی از میدونای فرعی هوا تاریک بود همه جا خلوت نشستیم تویه میدون و شروع کردیم به حرف زدن از حرفاش معلوم بود که وقتی من نگاهم بهش بود و به مجتبی گفتم بریم فکر کرده بود با اونم واسه همین اومده بود.باورتون نمیشه انقدر کیرم سفت شده بود که فقط اونو به شکل یه کس آبدار میدیدم.اولین سوالی که ازش کردم این بود که تا حالا با دوستاش حرف بدی هم زده یانه که گفت اره گفتم چی گفت مثلا پدر سگ خر گاو گفتم نه بدتر از این گفت اره به هم میگیم جنده کونی تا اینارو گفت فهمیدم این کارست تو همون وضع دستموبردم لاپاش گرم گرم بود و اونم مثل من حشری حشری بود چون شلوارش خیس شده بود.دوروبرمو نگاه کردم دیدم یه بنبست اونجا هست گفتم بلندشو بریم تو کوچه رفتیم دیدم کسی نیست بقلش کردم چسبیدم بهش شروع کردم به خوردن لبش اونم شروع کرد به خوردن جوری که لبمو گاز گرفت دستمو بردم رو سینه هاش مالوندم اندازه دستم بود خیلی حال کردم اونم صداش در اومده بود و داشت حال میکرد جوری اه وای میکرد که انگار داشتم میکردمش دیگه نتونستم رفتم پشتش شلوارشو دادم پایین کیرمو چسبوندم به کونش خیلی گرمو سفید بود تو تاریکی برق میزد کیرمو کردم لاپاش دستمو از دور کمرش برده رویه کسش اونم داغ داغ بود فشار دادم مالوندم فکرشو بکنین اگه کسی بیاد چی میشه خلاصه تو همون حالت ابم اومد ولی اون نه منم تمومش کردم چون ترسیدم کسی بیاد و تو اون 2 سالی که به من میداد همیشه از اون شب ناراحت یود که ارضا نشده.اون شب گذشت تا روز بعد دم دمای ظهر بود که تو کلاس با عشوه هاش دوباره حشریم کرد گفتم بیا بیرون رفتم سمته پشت بوم آموزشگاه اونم اومد در بسته بود همونجا نشستیم بغلش کردم چادرشو در اورد تازه هیکلش اومد دستم چه سینه هایی چه کونی آدمو دیوونه میکرد یه کم لباشو خوردم گفت گوشمو بخور وقتی خوردم مثل دیوونه ها شده بود خمش کردم به عقب که به پله ها تکیه بده دستمو بردم لای پاش رو کسش مالوندم خیس بود بوی خوبی میداد آخه 18 ساله بود رفتم پایین شروع کردم به خوردن نمیدونین چه حالی میداد بوی عطر میداد منم هی زبون میزدم روی لب کسشو دور سوراخشو میخواستم تمومش کنم که نذاشت دیدم چشاشو بسته فهمیدم داره حال میکنه منم بهتر ادامه دادم محکم سرمو لای پاش فشار میداد میگفت بخور بخور فقط مال تو بخور آخ آخ هال میده بخور تو همین حال یه لرزشی کرد که کل تنش لرزید ابش اومده بود بعد از چند ثانیه دوباره گفت بخور منم خوردم بازم همون حالت و آبش اومد دیگه کسش خیس خیس بود گفتم میخوام بکنم گفت بکن بازه انگار دنیارو داشتم کیرمو مالوندم به خیسیه رو کسش با دستاش کسشو باز کرد گفت بکن بیشرف منم کردم توش خیلی گرم بود تا تخمام میرفت تو انگار انتها نداشت 40 دیقه کردمش ابم داشت میومد سریع کشیدم بیرون ریخت روی رونش یه انگشت زد گذاشت دهنش آبمو خورد وقتی اینو دیدم دوباره دلم خواست بکنمش گفتم بازم میخوام خندید گفت از پشت بکن اونم بازه جاتون خالی گفتم اول بمیک با این که کیرم خیس بود خوردش من وایسادم بالا سرش پامو باز کردم همونجوی نشسته میخورد انقدر خوب میخورد که دیگه به کونش نرسید منم که دیدم میخوره خالی کردم تو دهنش خیلی حال داد بعد سریع خودمونو جمعو جور کردیم رفتیم سر کلاس بعد که اتفاقا داداشم استادش بود و از حالتمون یه چیزایی دستش اومده بود ولی هیچوقت به روم نیاورد.دوستان آدم نباید به همه به دید بد نگاه کنه ولی اگه کسی پا داد دست دست نکنین بزنین توش زندگی یعنی لذت درست من 29 سالمه و 1 سال که ازدواج کردم و به همسرم که از تمام دنیا برام عزیزتر کاملا وفادارم چون همه کار برام میکنه و چیزی کم ندارم ولی تو دوران جوونیم به قدری سکس داشتم که اگه بدونین قاطی میکنین فقط سعی میکنم اونایی که لذت بخش بودن رو براتون تعریف کنم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%86%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177209</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پستون گایی حسابی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[روزمون]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«خب]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:باشه]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:خیلی]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:نه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[منظورتون]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتش]]></category>
		<category><![CDATA[نیستبا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[باورشون نشده یا به سختی فیلم سکسی قبول کردن.ولی انصافآ و وجدانآ حقیقته.اینو بدونین که من هم قدم و هم اندامم و قیافم جوریه که تو خیلی سکسی جاها باعث جلب توجه دیگران میشه و شاه کس البته این موضوع چندین بار منجر به لا رفتن کونم و ساک زدن بنده شده کونی که خیلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>باورشون نشده یا به سختی فیلم سکسی قبول کردن.ولی انصافآ و وجدانآ حقیقته.اینو</h2>
<p>بدونین که من هم قدم و هم اندامم و قیافم جوریه که تو خیلی سکسی جاها باعث جلب توجه دیگران میشه</p>
<h3>و شاه کس البته این موضوع چندین بار منجر به لا رفتن</h3>
<p>کونم و ساک زدن بنده شده کونی که خیلی هم بدم نیومده.یه روز نسبتآ گرم تابستون مغازه رو بستم که برم</p>
<h4>خونه جنده اومدم در ماشینو باز کردم دیدم توش خیلی داغ</h4>
<p>شده سریع کولرو زدم و یه پستون چند دقیقه ای مکث کردم تا خنک بشه همینجور که وایساده بودم یه مرد</p>
<h5>میونسالی زد کوس به شیشه و گفت مسافر میبری؟(اینو بگم که</h5>
<p>ماشین من تاکسیه)منم گفتم اره کجا تشریف میبرین؟گفت ترمینال.گفتم باشه سوار شو.گفت فقط باید اول بریم دم هتل و وسایلمونو برداریم بعد سکس داستان بریم.گفتم مشکلی نیست</p>
<h6>سوار شو. یه لبخندی زد و گفت صبر ایران سکس کن الان</h6>
<p>میام.چند ثانیه بعد دیدم در جلو باز شد و یه خانوم سوار شد بعدش اقا در عقبو باز کردو رفت عقب نشست.تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم.پیش خودم گفتم شاید بنده خدا زنه مریضه یا یه مشکلی داره اومده جلو نشسته اخه صندلیای ماشین من نسبتآ عقبه.خلاصه راه افتادم و پرسیدم هتلتون کجاست؟اقاهه گفت خیابون پشتی.تو مسیر همینجور فکرم مشغول این جلو نشستن خانومه بود.از کنار عینک افتابیم چند بار وراندازش کردم و دیدم ظاهرآ که چیزیش نیست.با خودم در گیر بودم که اقاهه با لهجه &#8230; گفت:بریم زودتر وسایلمونو برداریم برسیم به ترمینال.گفتم:مگه بلیطتون چه ساعتیه؟گفت:بلیط نگرفتیم ولی اینجا موندنمونم فایده ای نداره.گفتم:چرا؟گفت:تو این شهر شما اصلآ بهمون خوش نگذشت .گفتم:ااا چرا؟مگه چی شده؟گفت:هیچی بابا اصلآ حال نکردیم.گفتم:ای بابا مگه خوب گشت و گذار نکردین؟اینجا جاهای دیدنی زیاد داره که؟فلان جا &#8230;. &#8230;.. &#8230;. ؟بازم گفت:نه اصلآ حال نکردیم.اینبار زنه هم گفت:اره حال نکردیم.یه کم مکث کردم حس کردم منظوری دارن.گفتم:من متوجه نمیشم حال نکردیم یعنی چی؟گفتن:بالا خره حالی نکردیم دیگه.تقریبآ اطمینان داشتم که اینا یه منظوری دارن.گفتم:اخه چه حالی نکردین؟نکنه دنبال مشروب میگشتین گیرتون نیومده؟گفتن نه.گفتم:خیلی ببخشیدا من متوجه نمیشم اگه احساس میکنین کمکی از من بر میاد رک بگین تا من بفهمم چی میگین؟ایندفه مرده گفت:حال دیگه بابا حال.یه نگاهی به زنه کردم دیدم لبخند میزنه الحق خوشگلم بود.گیج شده بودم.گفتم:معذرت میخوام اگه منظورتون اون حاله شما که جنستون جوره؟دیگه پس چرا شاکی هستین؟مرده گفت:اره ولی دسته جمعی حال نکردیم.اینو که گفت داغ شدم پیش خودم گفتم اینا چشونه؟دیوونه ان؟گفتم:خب حالا به نظرتون چیکار باید کرد؟گفت:هیچی اگه یه ادم با حال پیدا نشه بریم بهتره.منم سریع گفتم:اکه بشه چی؟با خوشحالی گفت:خیلی خوب میشه که.مرده گفت کسی سراغ داری؟گفتم:به فرض که داشته باشم.کجا میخواین حال کنین؟اصلآ چجوری میخواین حال کنین؟گفت:هر جا بشه هر کاری گفتی .پرسید:هستی؟یه کم ترسیدم گفتم نکنه کلک باشه بخوان بکشوننم یه جایی یه بلایی سرم بیارن؟بعدش به خودم گفتم خره اگه بخوان ببرنت جای خلوت چیزی ازت ببرن که چیزی همرام نیست نهایتش بخوان بکننت که اونم من خیلی بدمم نمیومد.دل زدم نه دریا و گفتم:اره هستم کجا بریم؟اون گفت هر جا تو گفتی میریم ما که اینجا مسافریم.الکی یه امتحان دیگه هم کردم که خیالم راحت بشه که ریگی به کفششون نیست گفتم:من یه جا سراغ دارم مال دوستمه ولی خودشم هست .گفت:باشه بریم.به خودم گفتم:د بیا حالا چیکار کنم؟الکی گوشیمو ور داشتم و زنگ زدم وگفتم:ور نمیداره حتمآ رو سایلنته.حالا چیکار کنیم؟زنه گفت:خب بریم هتل ما.گفتم:نمیشه بابا نمیذارن.گفت:میشه اگه سه تایی با هم بریم میذران.بعدشم اونجا هتل نیست مسافر خونست.گفتم:خب بریم.چند دقیقه بعد دم مسافر خونه بودیم مرده پیاده شد کنار مسافر خونه پارکینگ بود با زنه رفتیم ماشینو پارک کنیم دست گذاشتم رو پاش خوب مالی بود.گفتم:جریان چیه این چی میگه؟گفت:هیچی راست میگه میخوایم حال کنیم.گفتم:من پول ومول ندارما.گفت:نمیخواد بیا بریم میخوایم حال کنیم.خوشبختانه مسولش گیر نداد وسه تایی رفتیم بالا تو اتاق که رفتیم زنه رفت تو حموم و مرده تعارفم کرد بشینم.حقیقتش خیلی ترسیده بودم ریده بودم تو خودم.مرده بلند شد شلوارشو در اورد وبا شرت و زیر پوش نشست به خودم گفتم:الانه که کیرشو که داشت میمایدو در بیاره بیاد بالا سرم یه قلچماقم از بیرون بیاد و خلاصه حسابی بکننم و زنه هم بشینه بخنده.تو همین فکرا بودم که مرده صدام کرد و گفت کجایی؟نیستی اینجا؟دیدم راستی راستی کیرشو در اورده شق شق شده بود البته نا گفته نمونه کیره با حال و کلفت و خوش استیلی بود.دهنم اب افتاده بود.گفت:ببینم چیکار میکنیا.خوب بهمون حال میدیی یا نه؟هنوزم نمیدونستم قراره اونجا بدم یا بکنم؟یه دفعه دیدم خانوم خانوما با شورت و کرست از حموم اومدن بیرون.وااای که چه هیکلی داشت.اصلآ از رو لباس قابل تشخیص نبود.جووووووناومد طرفمو نشست رو پام دیگه حسابی قاتی کرده بودم کیر اقا؟ هیکل خانوم؟مونده بودم سراغ کدومشون برم که خانومه مشکلمو حل کرد و لبشو گذاشت رو لبم دستمم کشید و برد رو سینهاش که وااای عجب سینهایی داشت.با کمک ماد مازل لخت شده بودم و کیرم بی شباهت به سنگ نبود .داشتم پرواز میکردم که &#8230;&#8230;&#8230;&#8230; در اتاقو کوبیدن.منم به معنای واقعی کلمه ریدم تو خودم.گفتم:حتمآ جناب قلچماق تشریف فرما شدن.خلاصه مرده سریع لباس پوشید و رفت دم در و با خنده با یه قوری چایی برگشت و گفت ما بدون چایی روزمون شب نمیشه تو بالا اومدن به مسوول مسافر خونه سفارش دادم.شما به کارتون ادامه بدین داشتم لذت میبردم.دوباره خانومه با پشتکار تمام زحمت ابول بولی رو که از ترس کوچولو شده بودو کشید و سنگش کرد.با خانوم مشغول بودم که اقا هم اضافه شد اومد کیرمو گرفت تو دستش و بدون معطلی شروع کرد به خوردنش.حالا فهمیدم حکایت چیه.زنه رو نشوندم لب تخت و شروع کردم به خوردن کس قشنگش وای که چه حالی میداد زبونمو میکردم لای کسش خیلی کس توپی داشت.خیس خیس شده بود.مرده هم لای پای من ول کن کیرم نبود.زنه رو خوابوندم رو تخت کاندومو زدم و وااااااااااااااااااااااااااااااااد گذاشتم دم کسش یواش یواش هلش دادم تو جوووووووووووووووون چه کس تنگ و با حالی بود.یه چنتایی که تلمبه زدم مرده اومد و دستمو کشید و گفت اگه میخوای بزارم بکنیش باید اول منو بکنی.منم بدون چون و چرا شرطو قبول کردم و گفتم باشه اصلآ تو هم اگه خواستی منو بکن.گفت:.راستی؟گفتم:اره.گفت:باشه حالا بیا فعلآ بکن.خلاصه گذاشتم دم کون اقا و هل دادم یه کم سفت بود ولی رفت توش.بدک نبود حالی میداد داشتم میکردمش ولی از فکر اون کیر با حالش بیرون نمیومدم دستمو بردم زیر شکمشو کیرشو گرفتم واقعآ کیر بود.گفت:دوسش داری؟گفتم:اره دوست داشتنیم هست.خانومه هم بیکار وای نمیستاد با لبای نرمش از من پذیرایی میکرد.زنه دستشو اورد رو کمرمو رفت پایین تا رسید به کونم گفت:واقعآ کونم میدی؟گفتم:اگه خوب بکنن اره .تو چی؟گفت:من نه فقط کس از عقب دوست ندارم.کیرمو در اوردم و کاندومو عوض کردمو زنه رو خوابوندم و از پشت کردم تو کسش .اصلآ یه حال عجیبی بود هر مدلی با هر کدومشون میکردم دیوونه وار لذت داشت.خانومه چار دست وپا بود و داشتم میکردمش که یدفعه کیر داغ اقا از کنار گوشم اومد دم دهنم.فقط کافی بود دهنمو باز کنم تا کیر دوست داشتنیش بره تو دهنم یه کم که براش خوردم گفتم میخوای منو بکنی؟گفت:نه من از کردن لذت نمیبرم اگه میخواستم بکنم که کس به این توپی هست که؟از دیدنش بیشتر حشری میشم.گفتم:باشه پس بشین تا حشریت کنم.نشست رو مبل منم نشستم لبه تخت روبروش زنه هم اوردم رو به اقا و پشت به من نشست رو کیرم وای که تا ته کیرم تو کسش بود پاهای زنه رو باز کردم و با دست شروع کردم به مالیدن کسش دیگه صداش داشت به جیغ تبدیل میشد که ارضا شد وخر کیف شده بود.منم چند ثانیه بعدش ابم اومد که برای لذت بردن بیشتر اقا ابمو ریختم بیرون روی زنه.حالا نوبت مرده بود که با کمک من و زنه ابش امد .فقط نکته مهمش این بود که اقا طالب شد ابشو بریزه رو من که همین کارم کردو پاشیدش رو سینه و دهن من .بعدشم سه تایی حموم کردیمو اونا شماره منو گرفتن تا هر وقت دوباره اینجا اومدن بهم زنگ بزنن که تا الان بعد از 3 سال هنوز نزدن ولی امیدوارم که بزنن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176837</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس و سواری بر سر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 07:55:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[انفجار]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینایی]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسن]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[تکرارش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپی]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیها]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«چرا]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندادمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فرمودند که خالی بندیه و فیلم سکسی دروغه.ولی وجدانآ نمام اینایی که نوشتم براتون عین واقعیته و برام اتفاق افتاده.من هم از کردن لذت میبرم هم از سکسی دادن دست خودمم نیست هر کدومش تو شاه کس شرایت خاص خودش حال میده.بگذریم:قبلآ هم گفته بودم که چهره و اندامم جوریه که اطرافیانمو کونی جذب میکنه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فرمودند که خالی بندیه و فیلم سکسی دروغه.ولی وجدانآ نمام اینایی که نوشتم</h2>
<p>براتون عین واقعیته و برام اتفاق افتاده.من هم از کردن لذت میبرم هم از سکسی دادن دست خودمم نیست هر کدومش</p>
<h3>تو شاه کس شرایت خاص خودش حال میده.بگذریم:قبلآ هم گفته بودم که</h3>
<p>چهره و اندامم جوریه که اطرافیانمو کونی جذب میکنه اینو از نگاه و حرفاشون می قهمم.تقریبآ 2 یا3 هفته پیش بود</p>
<h4>شب جنده خونه یکی از دوستام دعوت بودم بعد از مهمونی</h4>
<p>خدا حافظی کردم و راه افتادم پستون ساعتای 1 شب بود گفتم قبل از خونه رفتن یه چرخی تو خیابون بزنم</p>
<h5>بعد برم کوس خونه.تو مسیر یه کافه بستنی رو دیدم که</h5>
<p>باز بود ماشینو پارک کردم و رفتم یه ژله بستنی سفارش دادم همینجور که وایساده بودم تا بستنیمو بگیرم یه پسره اومدو سکس داستان سفارش داد و</p>
<h6>وایساد کنارم.یه نکاهی بهم انداخت و لبخند زد.قیافش ایران سکس با مزه</h6>
<p>بود هیکلشم خوب بود.بستنیشو زود تر از من گرفتو برگشت که بره منم زورم گرفت وبهش پروندم:خدا شانس بده دیر اومدی زودم رفتی اونم برگشتو گفت خوشتیپی همینه دیگه.بستنیمو گرفتم رفتم بیرون پیش ماشین داشتم میخوردم که اومد پیشم و گفت:چرا عصبی هستی؟ناراحتی من زودتر گرفتم؟گفتم نه بابا بی خیال یه چیزی گفتم تو هم که خوب چیزی گفتی.خندید و گفت:خوب چیزی هم هستم نه؟گفتم:گفتم به شرطی که مو نداشته باشی بدک نیستی.خوشش اومد و گفت :نا قلا تو هم خوب مالی هستیا.خلاصه خندیدیمو بستنیمون که تموم شد خدافظی کردیم و سوار ماشین شدم.حرکت که کردم دیدم داره پشت سرم میاد یه کم جلو تر اشاره کرد وایسا منم زدم کنار اومد کنارم و گفت:می خوای بهت ثابت کنم از اون چیزی که فکر میکنی مال ترم؟پیش خودم گفتم حالش خوب نیست بزار ردش کنم بره گفتم: ارهگفت شمارتو بده منم دادم و حرکت کردم.نزدیکای خونه بودم که زنگ زد .گفت:من حاظرم الان نشونت بدم خالی نمیبندم.میای؟خونه هستم تنها هم هستم میای؟منم کرمم گرفته بودو دل به دریا زدمو گفتم باشه میام.ادرسش دور نبود زود رسیدم بهش زنگ زدم اومد دم در و تعارف کرد رفتم تو همچین یه مقدار استرس هم داشتم که اونم فهمیده بود و گفت: راحت باش اینجا هیچ خبری نیست من تنهامو ناراحت نباش کسی کاریت نداره اومدی بکنی نهایتشم یه دست هم میدی با خنده گفت.وقتی اینو گفت تو دلم هری ریختوگفتم :مگه تو از این کارا هم بلدی؟گفت:کدوم کارا؟گفتم:کون کردن.گفت:به اختیار داری یه دست کشید به کونش و گفت:همینطور که کون توپی دارم چرخید و کیرشو از رو شلوارکش گرفت و گفت:کیر با حالیم دارم.منم که دیگه داشتم قاطی میکردم مونده بودم انجا اومده بودم بدم یا بکنم؟البته با هر دوتاش موافق بودم.ولی وقتی شورتشو در اورد و اومد نزدیکم و کونشوکرد بهم فهمیدم که باید چیکار کنم.راست راستی عجب کونی بود قلمبه و صافو و بدون مو .منو بلند کردو شروع کرد به در اوردن لباسام منم داغ داغ شده بودم زود لخت شدیم سریع رفت پایین و کیرمو کرد تو دهنش و وااااااااای همچین میمکیدش که گفتم الان کنده میشه. ولی انصافآ عالی ساک میرد بدنش کاملآ بی مو بود و صاف.من نشستم رو مبل اونم رفت چراغو خاموش کنه که دیدم نه بابا کیرشم توپه.وقتی برگشت قبل از اینکه بشینه و ادامه ساکشو بزنه کیرشو گرفتم تو دستم هنوز نیمه شق بود دیگه دست خودم نبود سرمو بردم جلو دهنمو باز کردم &#8230;&#8230;&#8230;..کیرش تو دهنم بود .حال میداد اونم خیلی خوشش اومده بود با کیرش همه دهنم پر شده بود یه کم مکیدمش و با زبونم باهاش بازی کردم صداش در اومد و می گفت:جوووون بوخور بوخوریواش یواش سفت شدن کیرشو تو دهنم حس میکردم داشت بلند میشد دیگه نصفش بیشتر تو دهنم جا نمیشد کلفت شده بود و سفت مثل سنگ.هی عقب و جلو میبردش تو حلقم.دستمو گرفت و رفتیم رو تخت کیرمو گرفت مال منم دست کمی از اون نداشت از جریان خون توش داشت میترکید.خوابوندمش رو تخت تا اومد به خودش بیاد یه تف زدم به سوراخ کونم و نشستم رو کیرش .سر کیر گرم و با حالشو رو سوراخ کونم حس میکردم .هم شکه شده بود هم خر کیف.یه کم خودمو فشار دادم پایین رو کیرش اونم فشار داد بالا که یه درد امیخته با شهوت و لذت همه بدنمو فرا گرفت.کیرش تو کونم بود تا ته .دیگه خودش به تنهایی بالا و پایین میکرد و منو میکرد .کیرش سنگ سنگ شده بود و سوراخ من باز باز .جوری که کیرش به راحتی تا ته ته میرفت تو کونم و میومد بیرون خیس خیس بود .از رو کیرش بلند شدم و دمرو خوابیدم بهش گفتم یه کم لای پایی بکن اونم نه نگفت و یه تف گنده انداخت لای کونم و با دستش پخشش کرد و کیر محشرشو گذاشت لای پام .منم واقعآ لذت میبردم از اینکه کیرشو لای پام حس میکردم .میرفتو میومد و میخورد به تخمام واقعآ لذت داشت.گفت:حالا بکنم تو کونت؟گفتم:اره.بادستاش لای کونمو باز باز کرد کیرشو گذاشت رو سوراخم فقط یه کم فشار داد و تمام کیرش رفت نو کونم لیز لیز بود.خوابید رومو شروع کرد به کردن کونم همچین محکم میزد که صدای برخوردش با باسنم بلند شده بود بعدش دست انداخت زیر لگنم و کشید رو به بالا و منو چار دستو پا کردو تلمبه زد محکم میزد جوری که تخماش میخورد به سوراخم و بیشتر حشریم میکرد.کیرشو کشید بیرونو گفت:حیفه بذارم ابم به این زودی بیاد .حالا پاشو ببینم تو چیکارا بلدی؟منم که کیرم در حال انفجار بودامونش ندادمو خوابوندمش و کیرمو گذاشتم دم سوراخشو فشار دادم تو.منتطر اعتراض یا دادش بودم که دیدم نه سوراخش خوب شل هست و دردی براش نداشته.خوب این مدلی که کردمش برگشتو پاشد سر پا و خم شد گفت ایستاده بکن حال میده منم چشم گفتم و کردم راست میگفت حال میداد من زیاد خودمو نگه نداشتمو تمام ابمو خالی کردم تو کونش که کمم نبود اخه من معمولآ ابم زیاد میاد.حالا دوباره نوبت اون بود که منو بکنه که نیازی به گفتنش نبود و سریع منو چرخوندو گفت :تو هم ایستاده کون بده منم گفتم بکن.دوباره کیرش رفت تو کونم با این تفاوت که چون ابم اومده بود یه کم لذتم کمتر شده بود .اونم این موضوع رو فهمید و خیلی کشش نداد و ابشو تمام و کمال ریخت رو کونم و کمرم وااااای که چه گرم و با حال بود.بعدشم با حم رفتیم حمام و تو حمام هم باز من کیرشو خوردم وحالشو بردیم.بیرون که اومدیم میخواستم لباس بپوشم که گفت بذار یه کم دیگه کیرتو بخورم منم گفتم بیا بوخور .لا مصب عجب ساکی میزد خوب که خوردش و مکیدش دیدم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد ولی گوشش بدهکار نبود منم خودمو ول کردمو همه ابمو ریختم تو دهنش اونم دیگه بیرونش نریخت و همه رو خورد وااااااااای که چه حس توپی بود.اونشب سکس خوبی بود و به هر دومون حال داد از هم قول گرفتیم که بازم تکرارش کنیم.تا فرداش که راه میرفتم تو سوراخم هنوز کیرشو حس میکردم البته درد هم داشت ولی خوب بود.از دوستای عزیز که وقت میذارنو خاطرات منو میخونن خواهش میکنم نظرشونو حتمآ بنویسن ولی لطف کنن فحش و نا سزا ننویسن.اخه فحش دادن تو هر شرایطی کار نا درستیه و توهین به شخصیت دیگرانه.اینم بدونین که میل به هم جنس تو وجود خیلیها هست و خیلیها این کارو میکنن ولی باز گو نمیکنن امامن میگم.و یقین داشته باشین اینایی که نوشتم خالی بندی و داستان نیست و واقعآ برام اتفاق افتاده در اینده خاطرات سکس با غیر همجنسامم مینویسم تا فکر نکنین من صرفآ همجنسباز یا کونیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175828</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ملف حشری ی کله کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Jul 2019 09:28:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[املایی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونین]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداری]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>
		<category><![CDATA[تصویری]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهره]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوندید]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دادم بهتره بدونین پس بریم فیلم سکسی سراغ داستان: من از اول به کامپیوتر علاقه داشتم و همه ی فامیل میدونستن و حسابی هم کلاس رفته بودم سکسی وارد بودم هر کی تو فامیل مشکل شاه کس کام داشت با من تماس میگرفت . یکی از روزای خوب خدا که منم اون کونی روز جلق [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دادم بهتره بدونین پس بریم فیلم سکسی سراغ داستان: من از اول به</h2>
<p>کامپیوتر علاقه داشتم و همه ی فامیل میدونستن و حسابی هم کلاس رفته بودم سکسی وارد بودم هر کی تو فامیل</p>
<h3>مشکل شاه کس کام داشت با من تماس میگرفت . یکی از</h3>
<p>روزای خوب خدا که منم اون کونی روز جلق نزده بودم زن داییم زنگ زد گفت داییت یه لپ تاب سونی</p>
<h4>از جنده مالزی گرفته بیا یادم بده ، منم با ذوق</h4>
<p>رفتم و در زدم با آیفون پستون تصویری در و باز کرد و تو آیفون گفت بازم که تیپ زدی، آخه</p>
<h5>من با کوس زن داییم راحت بودم و چند بار با</h5>
<p>جی اف هام تلفنی حرف زده بود رفتم بالا حسابی ذوق زده شدم یه لب تاپ سونی اصل مالزی 7 هسته ای سکس داستان که من حسابی</p>
<h6>دنبالش بودم رفتم سراغش روشنش کردم یه ویستا ایران سکس روش بود</h6>
<p>یه پکیج نرم افزار کینگ آورده بودم و شروع به نصب کردم که کامل بشه بعد چند ساعت در زدن، که دیدم به به خواهره زن داییه، اونم چه تکه ای چند بار دیده بودمش اومد تو و بعداز احوال پرسی نشست کنارم و مشغول پرسیدن شد نفساهاش که به صورتم میخورد مست میشدم خیلی ناز بود من حسابی کلاس میزاشتم و جواب میدادم، گفت بریم اینترنت منم زود گوشی آینو سونی اریکسون خودمو درآوردم با بلوتوث لب تاپ وصل شدم به اینترنت گوشی یه چرخی زدیم و تو تبلیغات یه وبلاگ نوشته بود سفت کن سینه، یواشکی گفت بزن ببینیم جنسش چیه، تو این اوضاع زن داییم گفت داییت زنگ زد گفت باید بریم بیمارستان عیادت یکی از دوستاش و یه ربع دیگه من و عاطفه جونم تنها بودیم حسابی تو فکر یه نقشه بودم که بریم طرف سایت های سکسی تا شاید مخشو بزنم و دوست بشیم تا اینکه گفت بزن یه داستان عاشقانه بخونیم و منم دلمو زدم به دریا و گفتم اگه ناراحت نشی و با جنبه باشی بریم یه داستان سکسی بخونیم، یه خنده ای کرد گفت اگه تو پررو بازی نکنی برو بخونیم من زود زدم شهوانی دات کام رفتم سراغ قصه ی دکتر فداکار و شروع کردم بلند بلند خوندن، رسیدم به اونجایی که دکتر واسه پسره جلق میزنه تو مطبش یه لحظه نگا کردم دیدم صورتش قرمز شده و داره کم کم نفس نفس میزنه فهمیدم که بله خانوم زده به سرش ،بازم خوندم و رسیدم به جاهای سکسیش که دیدم شهوت از چشاش میباره و دیگه نتونستم طاقت بیارم و لبهامو روی لبهاش گذاشتم و آروم شروع کردم به خوردن. داغ داغ بودن. نمیتونستم از لبهاش دل بکنم. لباشو میمکیدم و آروم یه گاز کوچولو از لب پایینیش گرفتم که گفت جوون، فهمیدم که خوشش اومده. یه چند دقیقه داشتیم لبای همو میخوردیم که یه دفه بلندم کرد و برد توی اتاق خوابه خواهرش، روی تخت دراز کشیدیم که دوباره شروع کرد لبامو خوردن بعدش شروع کرد به بوسیدن پیشونیم و لاله ی گوشم و گردنم.دیگه شهوت تمام وجودمو گرفته بود زود لخت شدم و گفتم عاطفه پاشو زود لخت شو مردم دیگه، میخوام حالی به هولی بکنیم، اونم زود همه چیزشو در آورد و یه بدن سفید و صاف و ناز جلوم گذاشت من دیگه هنگ کرده بودم ،کیرم مثله چکش فولادی محکم شده بود ،یه لحظه کیر منو دید و زد زیر خنده گفت خیلی با جنبه ای، من دیگه حرفاشو نمیفهمیدم ،همه ی حواسم به کوسش و سینه هاش بود زبونمو گذاشتم رو سینه ی خوشگلشو شروع کردم به خوردن. صداش در آومد. منم همینجوری ادامه میدادم و سینه هاشو لیس می زدم.دیگه باید میرفتم سراغ مرحله ی بعدی، پس در همون حالت خوردن سینه ها که اونم غرق لذت شده بود. دستمو بردم سمت کسش خیس بود و یجورایی شوک شد براش، چون به محض اینکه دستم خورد بهش چشماش باز شدو گرد شد و صداش یک لحظه بالاتر رفت&#8230; ولی زود دوباره چشماشوبست و گفت بسه ،بس کن، کیر منم که سیخ شده بود واسش چراغ میزد دستشو گرفت دورشو، گفت بخورم برات ؟ گفتم نیکی و پرسش ؟بعد سریع کرد تو دهنش تا آخر. هر چند دفعه که تو دهنش جلو و عقب می کرد. کیرمو که خیس میشد با دستش می مالید و دوباره شروع می کرد.خیلی لذت داشت و دیدم اگه یک دقیقه ی دیگه ادامه بده آبم میادو کلی کار داشتیم با هم.سرشو گرفتم و گفتم بسه عزیزم. یه ماچ از لباش کردمو رفتم دوباره سراغ کسش بعد گفتم دراز بکش عاطفه جونم. دستمو گذاشتم روش و براش حسابی مالوندم و بعد براش حسابی خوردم، دیگه صداش به اوج رسیده بود. گفت آرومتر الان ارضا میشم، گفت حالا نوبت منه..عاطفه شروع کرد از بالا تلافی کردن و هرکاری من کرده بودم برام انجام داد دائم میگفت من کیرتو میخوام منم میگفتم بخور عزیزم مال خودته خلاصه ادای فیلمها رو در میاوردیم. حسابی برام ساک زد و منم کلی حالشو بردم. خیلی خوب ساک میزد انگار حرفه ای بود. تو فضا بودم داشتم با کسی که نازو خوشگل بود سکس میکردم اونم یه سکس توپ و عالیدیگه طاقتمو بریده بود کیرمو از زیر لبهای قشنگش درآوردم و گفتم بسه عزیزم ممنون، کشیدمش روی خودم و دوباره لبهای همو عاشقانه خوردیم تا اینکه عاطفه گفت: منو بکن زود باش دارم دیوونه میشم. من طاق باز خوابوندمش و کیرم رو چندین بار روی کسش کشیدم که آخ و اوخش در اومد و گفت بکن دیگه کشتی منو منم بدجنسی میکردم و بیشتر طولش میدادم میدونستم تشنه تر میشه ولی بهش بیشتر حال میده وقتی که حسابی حواسش رو پرت کردم یهو کیرمو تا ته کردم تو کسش چون حسابی آب انداخته بود راحت تا ته رفت توش&#8230; اوممممممممآهی که عاطفه کشید حسابی حشریم کرد و منم حرکت کمرم رو تندتر کردم و شروع به کردن کسش کردم، عاطفه که تو زمین نبود و حسابی داشت حال میکرد و فقط میگفت جووون بکن تندتر بکن منم با حرفهاش بیشتر تحریک میشدم و حرکتم رو تندتر میکردم. کم کم حس کردم آبم داره میاد ولی دوست نداشتم به این زودی تموم بشه برای همین پوزیشن رو عوض کردم به حالت سگی خوابوندمش و از پشت کردم تو کسش و دوباره شروع کردم تلمبه زدنهر وقت آبم میخواست بیاد در میاوردم و کمی میزدم رو باسن عاطفه تا از اون داغی در بیاد بعد با یه پوزیشن جدید میکردمش همه جوری کردمش، حتی گرفتمش تو بغلم و از روی زمین بلندش کردم و میکردمش چون سبک بود چند دقیقه تونستم کنترلش کنم روی کیرم و بعدش ساعتی مشغول بودیم و وقتی خسته میشدیم لبهای همو میخوردیم تا اینکه بالاخره در یکی از پوزیشنها که حسابی حرکتهام دیوونه وار تند شده بود آبم اومد ریختم روی شکمش &#8230; از عاطفه پرسیدم که اونم ارضا شده یا نه اونم گفت چندبار ارضا شده که یکیش همون بار اول بوده که کیرم رفته تو کسش چند دقیقه بعد دستمال آوردم و تمیزش کردم و لباس پوشیدیم و از اتاق بیرون رفتیم. حالا توضیحات:اولا ممنون که داستان رو تا آخرش خوندید داستانی که من نوشتم کپی برداری از چند داستان قدیمی بود تا جایی که تونستم غلط املایی نداشتم و حرف از خیانت و سکس با محرم و جنده بازی نبود امیدوارم کپی برداریم خوب شده باشه که حداقل ارزش خوندن داشته باشه ضمنا من تو کف زن داییم نیستم و خواهر هم نداره جلق هم زدم قبلا بعد نگین برو جلقتو بزن فقط واسه این نوشتم و کپی کردم که دور هم بخونیم همین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175213</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  مو مشکی رو باید خورد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%85%d9%88-%d9%85%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%85%d9%88-%d9%85%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:27:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشین]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بگذرونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[توصیفش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[فکر‌کنم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[صبح سایت 7 بود همه فیلم سکسی خانواده من می خواستن برن شمال به جر من پریروز که تصمیم گرفتن برن شمال خونه عموم من یه بهونه سکسی هایی آوردم که درس دارم می خوام شاه کس به کنکور نگاه کنم حوصله مهمونی ندارم بخصوص تو خونه عموم که یه تکونی بخوری کونی میگه پسر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>صبح سایت 7 بود همه فیلم سکسی خانواده من می خواستن برن شمال</h2>
<p>به جر من پریروز که تصمیم گرفتن برن شمال خونه عموم من یه بهونه سکسی هایی آوردم که درس دارم می</p>
<h3>خوام شاه کس به کنکور نگاه کنم حوصله مهمونی ندارم بخصوص تو</h3>
<p>خونه عموم که یه تکونی بخوری کونی میگه پسر جان درست بشین. بسیجیه که نگو و نپرس از اون بسیجیا&#8230; بگذریم</p>
<h4>خلاصه جنده بهونه های آوردم که راضی شدن تو خونه بمونم.</h4>
<p>می خواستم خوش بگذرونم همه جوره. پستون خبری هم نداشتم که دوست خواهرم می آد خونه پریروز شد امروز ساعت 7</p>
<h5>همه که کوس نگم بهتر کیا کل خانواده آماده شدن که</h5>
<p>برن. ساعت 11 از خواب بیدار شدم صبحونه آماده بود خوردم نشستم پای ماهواره ولی داداشم همه شبکه های سکسی رو سکس داستان قفل کرده بود</p>
<h6>فکر می کرد از همه زرنگ تره نمیگه ایران سکس که سایتوو</h6>
<p>حالش کافیه یه vpn داشته باشی دیگه همه چی ردیفه از ماهواره هم بهتر به کامپیوترم نمی زارم هیچ کس نزدیک بشه بگم باور نمی کنین هارد من یک تراس بیشتر از 150 گیگ پر از فیلم ، عکس خلاصه سکس تو سکسه حدودن بیشتر از 500 تا سایت سکسی می شناسم که اگه بخواین براتون می ذارم ، تا اون موقع یه موقعیت سکسی برام پیش نیومده بود ولی خدا شانس بده به همتون که من ندارم فیلمی رو گذاشتم که اگه نگاه کنین آب کیرتون خود به خود می ریزه. همین موقع ها که حشري شده بودم به هیچ چی فکر نمی کردم یهو زنگ خونه بزنگید. پاشدم گفتم چه زود برگشتن قرار بود فردا بیان گیرم بزرگ شده بود خلاصه لباسم رو درست کردم رفتم که در رو باز کنم درو که باز کردم یه فرشته جلوم ظاهر شد صورتم قرمز شد بجای سلام همین جور بهش نگاه می کردم صدام می کرد آقا ابی آقا ابی گفتم جــانم خجالت کشید سرشو انداخت پایین گفت ببخشین سپیده خونه است؟ گفتم نه خونه نیس رفته بیرون.کی می آد . نمی دونم شاید یه 10 ، 20 دقیقه ای طول بکشه نمی دونستم که چجوری بیارمش خونه مانتو کوتاه پوشیده بود دلم آب افتاد نگاهم به زانوهاش بود اولین باری نبود که میدیدمش خونه ما اومده بود که با خواهرم درس بخونه دوم دبیرستان بود منم خیلی سعی کرده بودم که رابطه دوستانه باهاش برقرار کنم موقعیت درست درمون پیش نیومده بود ولی با هم یه جورایی صمیمی بودیم. گفت که میره و باز بر میگرده بهش گفتم رویا خانوم می تونی بیای خونه دیگه باید پیداشون بشه رفتن بیرون. گفت مگه خونه کسی نیس گفتم نه نه ولی خیلی وقته که رفتن الان میان . گفت نه میرم خونمون می آم دوباره. گفتم چه کاریه این همه راه رو بری میگم که الان میان تا وقتی که بیان یه قهوه مهمون من و اگه خواستی هم کامپیوتر کار می کنیم آخه به کامپیوتر علاقه زیادی داره هر چند وقت یک بار با هم کار می کردیم. انگار که یواش یواش داش رازی می شد گف خیله خوب ولی اگه تا 20 دیقه دیگه نیان من میرم باشه هر چی شما بگین اگه نیان برو. امد خونه . وای چه حالی داشتم زربان قلبم فکرکنم 100 شده بود داشتم حال می کردم در حد تیم ملی یه دختر خوشکل تو خونه، منم شهوتی رفت نشست تو اتاق خواهرم منم رفتم که قهوه درست کنم وقتی که برگشتم رفته بود اتاق من به سرم زدم که وای سایت های سکسیو پوشه های فیلم ها باز هستن نا امید شدم که الانه که پاشه و بره ولی به روی خودم نیاوردم رفتم تو اتاق اینم یه قهوه برا رویا خانوم پوز خندی زد گف سپیده کجا رفته!!؟؟ دیدم که همه پوشه ها رو بسته نمی دونستم چی بگم با یه عه او رفتـــن رفتن بازار که خرید کنن داشتم سکته میکردم گف آها که این طور . آره حالا قهوتونو میل کنین الانه که برسن . قرمز شده بود که نگو رفتم کنارش بفرما قهوه به خودم می گفتم که این اون همه سکسی رو دیده می خواد چی کار کنه نفس نفس می زدم که گف ببین یه چیزی می گم بهم نخندی گفتم نه هر چی دلت می خواد بگو .گفت که من من من تا حالا دوس پسر نداشتم اگه که &#8230; اصلا ولش کن گفتم نه بگو با کمی مکث گفت من خیلی دوس دارم که یه پسر بغلم کنه می خوام بودنم چه حسی داره بغلم می کنی انگار که خواب می دیدم واقعا اون داشت به من می گفت منم که از خدام بود گفتم آره ه هبپر بغل عمو &#8230; با خنده ازروی صندلی دستمو گرفت پاشد وقتی که بهش چسبیدم بهترین حس دنیارو داشتم بدنش که بهم خورد با فشار دادن سینه اش تو سینم انگار که تو بهشت بودم توصیفش خیلی سخته . که اون موقع چه حالی داشتم بدنش خیلی گرم بود صدای قلبش رو احساس می کردم دیگه چی بگم براتون که بهترین لحظه زندکیم بود یه یه دقیقه ای بغلش کردم خواستم ازش لب بگیرم لبمو که نزدیک لبش بردم خودشو عقب کشید گفتم نترس بابا چیزی نیس گازت نمی گیرم بیا؟! لبم که به لبش خورد انگار یه شک 220 ولت به گیرم زدن تو 2 ثانیه بزرگیش کامل شد حشری شد بودم که به کل لباش زبونش رو آوردم تو دهنم نمی تونستم نفس بکشم اونم همین طور ، نا گفته نماند که براتون بگم شاید بدونین تو سکس دخترا 80 % حالشو می برن پسرا 20 % . حالا بگزریمدستاش دور کمرم بود یواش یواش می خواست که بیاره سمت گیرم منم دستمو بردم دور مانتوش تا دکمه هاش رو باز کنم معلوم بود که بار اولشه چه لذتی داشت سعی می کردم که مث فیلم های سکسی که دختر و پسر چه کارای می کنن که خودتون آشنایی دارین خوردن گردن از این جور چیزا . نفس نفس زدنش حشری منو چند برابر می کرد دیگه طاقت نداشتم می خواستم سریع مانتوش رو باز کنم سریع همه دکمه هاش رو باز کردم وقتی که مانتوشو در آوردم نمی دونم چی شد گفت بسه دیگه &#8230;گفتم:چیکفت: دیگه بسه می خوام برم خونهگفتم که چی داری می گی حالت خوبه سعی کردم که لباسش رو در بیارم ولی نشد. این دیگه چه جور دختری بود حالمم خیلی بد بود چنان كيرم راست شده ‌بود كه سرش داشت شلوارمو پاره می کرد . داشتم فکر می کردم که شوخی می کنه ولی جدی بود فکری به سرم زد از اون فکر های شیطونی که به زور لباسش رو در بیارم که هر کاری دلم خواست باهاش بکنم مانتوشو برداشت مو هاشو درست کرد وقتی که بهش نگاه می کردم شیطون می امد سوراغم خیلی زیبا بود فرستو نمی خواستم از دست بدم ولی چه کنم چه کنم که اگه به زور نگهش می داشتم فکر می کردم که چه بالای به سر من می آد اگه باباش بیاد سراغ من اگه به بابام بگه وای که چی میشه خیلی اگه اگه های دیگه که دیگه زنده نمی مونم اگه خانوادم بفهمن &#8230;هـی به چه کنم چه کنم افتاده بودم واقعا داشتم بهش یه چورای التماس می کردم هر چی که بهش گفتم نرو ولی &#8230;ازش پرسیدم که چرا داری این کارو می کنی چرا داری می ری هچی نگفت دیگه دیر شد بود رفتو گفت به سپیده بگو اومدم نبودیشما فکر می کنید که چرا نمود و رفت چرا ها چرااا؟؟؟این داستان من بود این روزاهم که می بینمش وقتی که بهش نگاه می کنم نمی دونم نمی دونم &#8230; چه احساسی بهش دارم بهش علاقه دارم هر کاری می کنم که بهم علاقه مند بشه خیلی دوسش دارم خیلی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%85%d9%88-%d9%85%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174896</post-id>	</item>
		<item>
		<title>محل کار رویایی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:52:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استرسی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بمونید]]></category>
		<category><![CDATA[پاشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوبهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[زدیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودند]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته:]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[توی جمع میرفتم زیر پتو فیلم سکسی و داستان میخوندم مثلاخوابم. روزی 3 وعده میزدم. یادمه حتی معلما جریمه میدادن واسه درسی وقتی بر میگشتم خونه موقع سکسی جریمه نوشتن واسه انرژی و ریکاوری یه شاه کس دست حداقل میزدم. خلاصه جقی کاملی بودم. توی زنگای تفریح به روش های نوین جق کونی فکر میکردم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>توی جمع میرفتم زیر پتو فیلم سکسی و داستان میخوندم مثلاخوابم. روزی 3</h2>
<p>وعده میزدم. یادمه حتی معلما جریمه میدادن واسه درسی وقتی بر میگشتم خونه موقع سکسی جریمه نوشتن واسه انرژی و ریکاوری</p>
<h3>یه شاه کس دست حداقل میزدم. خلاصه جقی کاملی بودم. توی زنگای</h3>
<p>تفریح به روش های نوین جق کونی فکر میکردم مثلا درز لای مبل هم منو تو فکر فرو میبردالانم که دارم</p>
<h4>این جنده جق نامه رو مینویسم قبلش با روش ابداعی توسط</h4>
<p>یکی از جقرای معروف و به پستون نام شهرمون زدماصلا لذتی که تو جق هست تو کس نیستجوری که من به</p>
<h5>دستم بیشتر کوس از یه دختر حس دارم حتما میپرسین چطور؟</h5>
<p>. . . یادمه یه روز گرم تابستون بود و ما توی شهر جا (جا، یه شهر خیالی) زندگی میکردیم (البته الان سکس داستان تو شهر گا</p>
<h6>هستیم خیلی توریستیه و تقریبا هر کسی رو ایران سکس بشناسی حداقل</h6>
<p>یه بار به گا رفته) خلاصهبا یکی از دوستای جقی البته جقی اصیل نیست، برنامه گذاشتیم که یکم به دستامون استراحت بدیم. زنگ زدیم به یکی از رفیقا که توی امر کس کش یابی حرف اول رو توی شهر جا میزنه و ازش شماره یه کس کش خوب رو گرفتیم و در ادامه صحبتاش گفت: وقتی جواب داد اسم رمز باید بگیگفتیم خو اسم رمز چیه؟ گفت بگین حسین نقاش هستم بعد این که قطع کردیم همونجا از شدت هیجان یه دست جق مرتب زدیمو زنگ زدیم به طرف بوق اول نه بوق دوم جواب داد. گفتم : سلام حسین نقاش هستمگفت : آقا حسین در مارو چه رنگی میکنی (از اونجایی که به ما تا اسم رمزو فقط گفته بود یه کیرم فرق کلت به کس کش یابمون نثار کردم)گفتم : چه رنگی شما مدنظرتون دارید؟ گفت فعلا قرمز بزنید خوبهگفتم خوبه همون قرمزو کی بزنیم؟ گفت امروز ساعت 6 برین سر میدان جااز اونجایی که کس بدون مکان امکان نداره و ما از بی مکانی شدیدا رنج میبوردیم استرسی شدمو شلوارو کشیدم پایین با کالیبر تنگ شده دست یه دست جق سرعتی زدم و ریز کشیدم بالا و مغزم کار کردویهو یادم امد ممد جاکش از قدیمی های شهر جا میتونه کمکمون کنه گوشی رو گرفتم دستم زنگ زدم بهش بوق اول نه بوق دوم جواب دادالو ممد؟ امشب یه جا واسمون بکشدیدم صداش نمیاد دوباره گفتم الو ممد؟گه یه زنه دیدم میگه نوبت شما در صف 23 میباشد لطفا شکیبا باشید&#8230;. نوبت شما در صف شماره 22 میباشد ممنون از صبر وشکیبایی شما&#8230;.. نوبت شما در صف&#8230; 1میباشد&#8230; پاسخگوی 218 بفرمایید +سلام یه جا میخواستم -تعداد خواب رو مشخص کنید +بی خواب هم باشه در حد حال خوبه-خدمات فول میخواید+خانوم یه مربع در نظر بگیر 2تا استوانه دو سه تا دایره -خوب؟ +هیچی جمله بساز باهاشون، خو یه جا بده 1ساعت میخوایم بکونیم دیگه-کیییر خرمایی کوووس نگو (بی اعصاب بودن از صفات بارز امام بود، بعد در ادامه فرمایششون فرمودند) -لطفا ابتداع 200هزارتومان واریض فیش واریزی رو اس ام اس سپس همکاران ما آدرس رو برای شما ارسال میکنن. تالاپ قطع کرد. ممد جاکش هم به یه جا رسید اما ما هنوز از جق برق اتاقمونم نمیتونم تامین کنیم. بعد از واریز وجع و فرستادن فیش واریزی آدرس محل رو واسمون فرستادن. . ساعت 5 بود که پاشدیم رفتیم سمت آدرس و ساعت 6 سر میدان جا بودیم برای نقاشی ببخشید برای سوار کردن کسبه طرف ایستگاه جا رفتیم کهدیدیم یه کس پلنگ قد بلند سینه 85 اصل فلاند در حد بی رنگ بی ضربه زاپاس خشک با یه بارونی قرمز و یه بوت بلند مشکی بغل استگاه وایستادهرفتیم بقلش ترمز زدیم :سلام حسین نقاشم واسه رنگ زدن در مزاحم میشم که گفت ما دیروز رنگ زدیمگفتم مگه میشه ما هماهنگ کردیم امروز رنگ بزنیم که بحث بالا گرفتاصلا کار دزدی بین اوستا کارا چقدر زیاد شدهتو همین فازا بودیم که یه گولاخ امد بقل ماشین. شما حسین نقاشی؟ از اونجایی که میترسیدم بگم آره کونم بزاره و میترسیدم بگم نه بازم کونم بزاره گفتم هرجور شما صلاح بدونین من همونمکه گفت گوه نخور پشتم بیاخلاصه ماهم پشتش راه افتادیم و از کوچه پس کوچه ها گذشتیم و جلوی یه در حلبی توقف کرد. ما هم پشتش زدیم روترمز گفت بمونید الان میادبعد گذشت 5 دقیقه امدیه کس همرنگ اوباما که شکل کس اسب تازه کیر خر خورده ای که با صاف کاری اوس اکبر هم صاف نمیشدو رنگ و ضربه زیاد داشت و با موهای گوسفندی حجیم همراه با لاک قرمز بود امد و سوار ماشین شد. . . . ادامه دارد&#8230; نوشته: نیتمار		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%ad%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173578</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:55:23 by W3 Total Cache
-->