<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>براورده &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:58:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>براورده &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی چه جقی میزنه جون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ac%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ac%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jul 2019 05:44:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[آووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوار]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونم]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[دادخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهام]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صداتون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[واااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بعد از سکس کردن با فیلم سکسی اون به خودم میالیدم و باورم نمشد آره کسی که راه 4 ساله لیسانس رو تو 8 سال بره معلومه سکسی چه دانشجوی شیطونی بوده دیگه بگذریم بریم شاه کس سر داستانسال آخر دانشجوئم بود که مادرم که آرایشگره یه شاگرد 28 ساله واسه کمک کونی گرفت نمیخوام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بعد از سکس کردن با فیلم سکسی اون به خودم میالیدم و باورم</h2>
<p>نمشد آره کسی که راه 4 ساله لیسانس رو تو 8 سال بره معلومه سکسی چه دانشجوی شیطونی بوده دیگه بگذریم</p>
<h3>بریم شاه کس سر داستانسال آخر دانشجوئم بود که مادرم که آرایشگره</h3>
<p>یه شاگرد 28 ساله واسه کمک کونی گرفت نمیخوام مثل بقیه هی بگم کسش بهشت بود لبش عسل بود و&#8230;کلی توضیح</p>
<h4>میدم جنده قد 175 وزن 62 سینه 75 کمر سایز 38</h4>
<p>باسن ایهوا یعنی کون داشت 4 پستون برابر کمرشما دوستا همیشه هرکس فقط دوست دختر خودش رو میکرد اما تمام دوستام</p>
<h5>واسه ین کوس سیخ کرده بودناز بحث دور نشیم این الناز</h5>
<p>خانم هر چند وقت یه بار با من چشم تو چشم میشد و یه سلام الیکی داشتیم ولی انقد کیسه مناسبی بود سکس داستان که من به</p>
<h6>خودم اجازه نمیدادم حتی تو رویاهام واسش جق ایران سکس بزنم اما</h6>
<p>کم کم اتفاقاتی افتاد که کمی امیدوار شدم مثلآ یه روز مادرم گفت حمید الناز چند روز پیش یهو گفت این پسر بزرگت حامد خیلی سادس اما حمید معلومه از اون دختر بازای شیطونه.که بعد ها گفت منظورم مادرقهبه و بکن در رو بوده و&#8230; و چند روزی نگذشته بود که مادرم گفت من رو تا فلان جا ببر گفتم بنزین ندارم که نبرمش یهو صدای الناز اومد که حمید آقا من بنزین دارم شصتم خبر داد که داره جور میشه اومد بیرون از آرایشگاه و گفت فقط کارت سوختم خونست اگه میشه بریم ور داریم گفتم بریم رفتیم وقتی از ماشین پیاده شد بره سمت خونه کونش رو که دیدم بخدا نفسم بند اومد تا کارت رو آورد سریع گفتم من همش 10لیتر میخوام خودتونم بیاید که ببینید 10تا بیشتر نمیزنم ګفت این چه حرفیه نمیخواستم بیام اما میام که خاطر جمع بشم که \رش میکنی بعدها گفت همش دنبال بهونه بودم که بیا که جور شد خلاصه بنزین رو &#x200d;پر کردیم و رسوندمش اما با کلی معطلی و تو راه کمی خندوندمش و&#8230;تا فرداش همش بهش فکر میکردم فردا شبش دیدم مادرمگفت که این شماره النازه گفته به حمید بگو تابلو خیلی شوخی پس اس ام اسای باحال زیاد داری اگه میشه چنتا واسم بسنده. الکی به مادرم گفتم زنیکه چه زود دختر خاله شد حالا تو دلم داشت قند آب میشد مامانم گفت عیبی نداره خیلی زن با جنبه و خوبیه. خلاصه اس ام اس دادن شروع شد اما خیلی زود تبدیل شد به زنگ زدن و درد دل و دیدم با شوهرش مشکل داره جونمی جون شدبهش گفتم اولین فرصت باید ببینمش که راحت حرف بزنیم خلاسه یکی دو روز بعد مادرم خونه نبود اومد تو خونه مونده بودم از کجا شروع کنم کمی که حرف زدیم گفت با وجود اینکه از من 2سال کوچیکتری ولی خیلی حس میکنم ذهنت بازه و&#8230;گفتم میتونم بدون خانم صداتون کنم گفت ٪100گفتم الناز جان واسه اینکه کمی آروم بشی میتونی سرت رو بزاری رو شونم حرف بزنیم انگار منتظر همین بود اومد سرش رو گذاشت رو شونم دیگه حرفهاش رو نمیشنیدم داشتم با موهای لختش بازی میکردم یهو بی اختیار بوسش کردم اونم نه گذاشت نه ورداشت با یه صدای هوم یه لب جانانه ازم گرفت کمی لب گرفتیم گفتم یه چی میگم اما همینجا بمونها گفت بگو گفتم دوست دارم یجات رو ببینم گفت باسنم؟گفتم از کجا فهمیدی گفت آخه سکسی ترین جامه ولی شرمنده گفتم چرا گفت آخه من شوهر دارم. ا گفتم پس چرا لب گرفتی گفت نمیدونم حس کردم انطوری آروم میشم گفتم پس شک نکن که من امروز کاملآ آرومت میکنم گفت آخه دوست دارما ولی گناه گفتم گناه چیه&#8230;خلاصه شروع کردم گردنش رو خوردن تا صداش در اومد سینه هاش رو از زیر تاپش در آووردم و شروع کردم به خوردن همین که کمی حشری تر شد دستم رو کردم تو شورتش خواست خودش رو بکشه عقب گفتم اطمینان کن نترس کمی کسش رو مالیدم و راضیش کردم شلوارش رو دراره وای چه کونی داشت واااااااای داشتم میمردم اما خودم رو خونسرد نشون دادم اما طفلی چون انتظار نداشت من به این سرعت به کسش برسم و چون با شوهرش مشکل داشت و سکس نمیکرد پشماش رو نزده بود و من هم تا دیدم دیگه دوست داره کسش رو بوخورم سریع گفتم اینجوری که نامردیه من بدن تو رو دیدم اما خودم هنوز لباس تنمه تا این رو گفتم سریع تیشرت من رو در آوورد کمی سینهام رو خورد و تا من کمربندم رو باز کردم شلوارم رو کند و کیرم رو گرفت تو دهنش چه ساکی میزدمنم داشتم کسش رو با دست میمالیدم که ارضا شد تازه داشتم حال میکردم که یهو عذاب وجدان خانم گل کرد و پاشد لباساش رو پوشید گفت حمید تو با من چی کردی من اهل این حرفا نبودم اما تو&#8230;و از شدت عذاب وجدان حالت تهوع گرفت و بالا آوورد دیدم اگه الان سیریش بشم شاید بکنمش اما دیگه نمیتونم بکنمش و دیگه بهم اعتماد نمیکنه. چند روز گذشت و روزی 2بار به خاطرش جق میزدم و دوباره شروع کردم به اس ام اس دادن و گفتم من فقط خواستم تو آروم بشی دیدی که خودم ارضا نشدم نترس تو گناهی نکردی و نیاز طبیعیت رو براورده کردی و&#8230;از این کس شعرها هرجور بود راضیش کردم دوباره هم رو ببینیم اما این بار میدونستم نباید زود ارضاش کنم سرتون رو درد نیارم هرجوری بود دوباره ازش لب گرفتم و گردنش رو خوردم اما این بار تا صداش در اومد و حشری شد من لخت شدم و کیرم رو دادم تو دهنش تو دلم گفتم مادر قهبه اگه فکر کردی باز قراره اول تو ارضا بشی که عذاب وجدان بگیری به کس ننت خندیدی کیرم رو حسابی خورد دیدم دارم ارضا مشم شلوارت رو درار گفت نه دیگه گفتم درار فقط میخوام کونت رو ببینم که بیشتر حال کنم و با کمی اسرار و زور درآورد تا در اورد گفتم تو که تا اینجا پیش اومدی بزار بزارم تو اون کس نازت گفت نه دیگه عزیزم اذیت نکن گفتم باشه تو کست باشه واسه شوهر بی عرضت من کمی از پشت میزارم لای پات و تموم گفت از اون پدر مادر بچه مسلمونت یه همچین بچه ای بعد گفتم اونا رو ول کن پشتت رو بکن تا شرت رو در آورد دیدم چه صافو صوفی کرده و دیدم کسش خیس خیس در عین مادر قهبگی با کیرم کمی با سوراخه کسش باز کردم گفتم الناز بدم تو؟ با ناله گفت آره میخوام میخوام بکن تا این رو گفت من دیگه اختار از دستم در رفت و به قول شاعر وی نه تف نه کرم نه وازلینی نه کاندوم نه یه وازگازینی بی مقدمه کیرم که 22سانت میشه رو تا ته کردم تو کسش واقعآ این طور کس کردن از من بعید بود با این همه تجربه اما قبول کنید انقدر خوب بود که اختیار از دستم در رفت و تا ته کردم که دردش گرفت و کیرم رو در آورد و کمی به خودش پیچید اما حشرش بد زده بو بالا شانس آوردم گفت عزیزم مگه دفعه اولت کمی بازش کن بعد به پشت خوبید و گفت بده اول کمی خیسش کنم گفتم باشه پاهام رو انداختم طرفن گردنش و کیرم رو گذاشتم تو دهنش کمی ساک زد گفت حالا تا میتونی بکن بد کیرم رو گرفت تو دستش و آروم آروم کرد تو کسش لامب خیلی تنگ بود خلاصه تا شروع کردم به تلمبه زدن اگه یادتون باشه از گردنش مستقیم رفته بودم سر کیره خودم پس در نتیجه هنوز تاپش تنش بود تا تلمبه زدنم شرو شد چشاش رفت صداش در اومد و تاپش رو در اورد و با صدای لرزون گفت نامرد دلت میاد این سینه ها رو نخوری خدای هم سینه های عالی داشت گفتم آخه ترسیدم ارضا بشی و دوباره بزنی به سحرای کربلا دوباره با لرزه گفت خیلی مادر قهبهی و سرم رو محکم فشار داد به سینهاش جوری که موقه خوردن داشتم خفه میشدم اما حصابی کردمش بعد گفت عزیزم اجازه میدی من بیام بالا آخه اینجوری خیلی بیشتر بهم حال میده گفتم هر کاری دوست داری بکن خلاصه اومد بالا وتا اومد بالا 2 دقیقه نشده ارضا شد گفتم کیر تو این شانس الان دوباره بچه بازی در میاره و میگه من باید برم ولی در عینه ناباوری 1دقیقه بعد ارضاش که حالش اومد سرجاش کمی ازم لب گرفت و گفت فدات بشم الهی خیلی حال کردم حالا هر کاری دوست دری باهام بکن من دیگه متعلق به تو هستم ولی قول بده دوباره ارضام کنی گفتم چشششششششششششششم و چهار دست و پا کردم و شروع کردم به تلمبه زدن و آبم رو ریختم رو کمرش بعد یه نیم ساعتس هم رو بقل کردیم و لب و سینه و&#8230;که دوباره حشر جفتمون زد بالا راند دوم سکس که شروع شد من فقط تو فکر اون کون ناز و بزرگش بودم و تا دیدم که حسابی داغه و آمادگی همه چیز رو داره گفتم الناز تا حالا از پشت دادی گفت نه گفتم مخوای تجربه کنی گفت نه چند بار شوهرم خواسته به زور بکنه اما نمیشه گفتم من استادم نترس گفت نمیشه (یه چیز یادم رفت بگم تو 1سال و خوردهای که ما باهم دوست بودیم 1کلمه دروغ هم ازش نشنیدم)خلاسه من با تمام تبهر با کرم فراون هر جور بود 1انگشتم رو کردم تو کونش ولی مگه میرفت هی میگفت حمیییییییییییییییییید نمیشه منم هی میگفتم صبر کن بعد برش گردوندم و کیرم رو با کرم سفید کردم اما هر کاری کردم نرفت تو شروع کردم با چوچولش بازی کردن که تحریک بشه خدائی هم تحریک میشد اما نمیرفت تو خیلی تنگ بود طفلک واقعآ میخواست بخاطر من این کار رو بکنه اما نتونست دیدم نمیشه دوباره شروع کردم از جلو کردنش تا اینکه دوباره ارضا شد بعد کیرم رو شستم که کرماش پاک بشه و اونم کمی استراحت کنه بعد اومدم گفتم بیا ساک بزن ساک زد و زد تا آبم اومد بهش گفتم بریزم تو دهنت با اشاره سرگفت بریز تا این اشارش رو دیدم یهو آبم با فشاره هرچه تمام تر و با سرعتی بالغ بر 180مایل در ثانیه ریخت تو دهنش و همش رو خورد گفت فکر نمیکردم یه روز بتونم آب کسی رو بخورم ولی چه حالی دادخلاصه از اون روز به بعد هفته ای 2 تا سه نوبت و تو هر نوبت حداقل 2بار باهم سکس داشتیم و شدیدن به هم علاقه پیدا کرده بودیم جوری که من همه دوست دخترام رو به خاطرش پیچوندم و بارها واسم قسم خورد که جز شوهرش با تنها کسی که سکس داشته من بودم ولی هر کاری کردم نتونستم از کون بکنمش تا اینکه یه روز گفت حس میکنم ازت حامله شدم بهش گفتم سریع میونت رو با شوهرت خوب کن که فک کنه از خودشه و با هم قطع رابطه کردیم تا اینکه 3روز پیش زنک زد و گفت که 2ماه بعد از اون قضیه بچش افتاده و دوباره با شوهرش مشکل داره و من هم این داستان رو نوشتم که از تمام اساتید کمک بخوام که بگید چه طور از پشت بکنمش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%ac%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%ac%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2771</post-id>	</item>
		<item>
		<title>با کیر  کلفت اق میزنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Jul 2019 09:07:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتوی]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[دارممن]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[زاییده]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[شدهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شدوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شدیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قانونی]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کرددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسمون]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[وبیشتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بگم زیاد سکسی نیستو فقط فیلم سکسی چون جایی را نداشتم مطرح کنماومدم اینجاهر چند دارم داستان زندگیم را از روز اول مینویسم تا یک رمان بنویسم سکسی اما این بخش جزوء حذفیات اونهداستان از شاه کس اونجا شروع شد که ترم اول من با بچه های کلاسمون بصورت غیر قانونی رفتیم کونی اردو&#8230;توی اردو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بگم زیاد سکسی نیستو فقط فیلم سکسی چون جایی را نداشتم مطرح کنماومدم</h2>
<p>اینجاهر چند دارم داستان زندگیم را از روز اول مینویسم تا یک رمان بنویسم سکسی اما این بخش جزوء حذفیات اونهداستان</p>
<h3>از شاه کس اونجا شروع شد که ترم اول من با بچه</h3>
<p>های کلاسمون بصورت غیر قانونی رفتیم کونی اردو&#8230;توی اردو خیلی اتفاقاتی افتاد راستش من ادم شوخی بودم وبیشتر کارم خندون بچه</p>
<h4>ها جنده بود.یه جورایی از بین حرفاشون فهمیدم که برام یک</h4>
<p>اسم مستعار انتخاب کرده بودند به پستون نام دلقکزیاد خوشم نمیومد اما از اینکه میدیدم واسشون مهمم و همه از اینکه</p>
<h5>چند ثانیه کوس باهام حرف بزنند شادند راضی بودم.توی همین اردو</h5>
<p>بود که یکی از دخترا بدجوری به دلم نشست.نمیدونم چه حسی بوداما انگار الکی الکی بهش دل بسته بودم چون وقتی باهام سکس داستان حرف میزد حجب</p>
<h6>و حیا داشت شاید همین دلیل باعث شده ایران سکس بود این</h6>
<p>حس را بهش پیدا کنم.روزگار قانون طبیعی خودش یعنی سپری شدن را طی میکرد و من جرات این را پیدا نمیکردم که برم جلو و بهش بگم من دوست دارم باهات اشنا بشم.زمان خیلی زود گذشت تا اینکه من رسیدم به ترم سوم و با یک ترم مشروطی.یه روز دیدم حسین(یکی از سه پسر کلاسمون)داره با یکی از بچه های همشیهریش صحبت میکنه رفتم جلو سلام کنم دیدم گفت شرمنده گلم ما یه بحث خصوصی داریم اگر ممکنه ما را تنها بذار منم با بی اعتنایی بلند شدم برم که شنیدم دارند در مورد سحر(همون کسی که توی اردو بود)صحبت میکنند.رفتم پیگیر شدم تا ببینم موضوع از چه قراره و بعد از کلی کلنجار رفتن و یه دستی زدن به حسین و دوستش فهمیدم دارند دنبال خونه خالی میگردند برای یک سکس با سحرتنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که سحر را ببینم و بهش بگم اما از بخت بدم این ترم باهم کلاسی نداشتیم.از یکی از دختران کلاس که باهام خوب بود شماره سحر را گرفتم و بهش زنگ زدم و گفتم باید ببینمتبعد از کلی سوال جواب راضی شد که توی فردا همدیگه را قبل از یکی از کلاساش ببینیموقتی دیدمش با هزار جور کلمه بازی و ورر رفتن با کلمات تونستم بهش بفهمونم که حسین قصد داره بهش تجاوز کنه و اون باید تا میتونه ازش فاصله بگیره و اگر هم زمانی به کمکم احتیاج پیدا کرد حتما منو خبر کنهبرای چند دقیقه ساکت نشست و رفت توی فکر منم سکوت کردم و کنارش نشسته بودم که یهو زد زیر گریه و دوان دوان ازم دور شداصلا نفهمیدم چرا یهو این کار را کردپیش خودم گفتم حتما تا الان داشته توی ذهنش راست و دروغ حرفام را حلاجی میکرده.دو روز بعد بهم زنگ زد و گفت همون جای قبلی میخوام ببینمت.منم که از خدام بود شده حتی یک ثانیه باهاش صحبت کنم مثل برق گرفته ها خودم را به محل مورد نظر رسوندموقتی منو دید دست کرد توی کیفش و یک پاکت نامه بهم داد و سریع بدون یک کلمه رفتمغزم یخ زده بود اما دستام مثل فرفره پاکت را باز کرد.دیدم توی پاک پر از برگ گله و یه کاغذکاغذ را باز کردم اول با دو بیت شعر شروع کرده و بود و در انتها با یک طومار بلند بالاکه اگه بخوام خلاصه اش کنم نوشته بود ممنونم از اینکه جونم را نجات دادی و همیشه ارزوم بود یکی مثل تو توی زندگیم باشه و انگار خدا ارزوم را براورده کردهوقتی نامه را خوندم سریع یک اسمس عاشقانه براش ارسال کردم و گفتم منم از روز اردو میخواستم بهت بگم دوستت دارم اما نتونستم اما الان توی این پیام کوتاه بهت میگم دوستت دارم.تا پایان این ترم با هم بودیم و عصر ها میرفتیم توی شهر میگشتیم و شوخی و شادی بود و &#8230;از صمیم دلم دوسش داشتم یه وبلاگ زدم و کس شعر های عاشقانه ای براش میگذاشتم توی وبلاگ اون میخوندشونکارمون شده بود همین ها و تا ساعت 4-5 صبح اسمس دادن بهم.ترم سومم هم به خاطر اینکه همش به دنبال هم بودیم دوتایی مشروط شدیم.اما هر دوتامون غممون نبود که مشروط شدیمتا اینکه ترم جدید شروع شد.همون روزای اول بود که حسین اومد کنارم و بهم گفت این ابری که داری براش نماز بارون میخونی ابر بارون زا نیست&#8230;گفتم چی میگی مثل ادم حرف بزن والا زبونتو نمیفهممگوشیش را داد بهم و گفت از قدیمی ترین پیامش شروع کن به خوندن و بیا بالا&#8230;بدون هیچ سوالی شروع به خوندن کردم و دیدم تمام اسمس هاش از خط سحر بهش داده شده.وقتی تمام پیامهاش را با خون دل خوندم فقط تونستم بهش بگم ممنونتم که روشنم کردی و ازت عذر میخوام که بهت نامردی کردم.اونم یک تو گوشی بهم زد و گفت نیازی نیست ازم عذرخواهی کنی چون جبران شد.وقتی پیامک هاش را میخوندم فهمیدم که این سحر بوده که دنبال سکس با حسین بوده نه حسین دنبال سکس با اوناون بهش پیام داده بود که میدونه یک ایه هست که میخوننش و زن میگه قُبلت و این جوری صیغه میکنن و باهم به راحتی کارشون را میکنن. بعد از اون ماجرا کلا داغون شده بودم باورم نمیشد این همه مدت داشته منو به بازی میگرفته که به کسی نگم.بهش زنگ زدم و مثل همیشه یه قرار بیرون دانشگاه توی یکی از پارکای کرمون باهم گذاشتیم.منتظر موندم تا بیاد.وقتی اومد بهش گفتم میدونی من خیلی دوست دارم و اون گفت منم با تمام وجودم دوست دارم مثل همون توگوشی که از حسین خورده بودم بهش زدم.با تعجب داشت بهم نگاه میکرد و معلوم بود که داره سعی میکنه که گریه نکنه.بهم گفت چرا؟گفتم تمام پیامایی که به اون اشغال دادی خوندم.یه خنده مخلوط با بغض کرد و بهم گفت مگه چی شده تو میخواستی منو داشته باشی که چی بشه؟میخواستی باهام سکس داشته باشی خوب منم اماده ام.برگشتم و یک تف انداختم تو صورتش و رفتم.فرداش دیدم با یکی از پسرای ترم بالایی رشته ی دیگه ای اومده سر کلاس و از اول کلاس تا اخر کلاس دست هم را گرفته بودند.من هر شب تا صبح به مدت یک ماه فقط کارم شده بود گریه و اینکه فکر میکردم اخه چرا من؟ترم تموم داشت تموم میشد که از بچه ها شنیدم قراره تابستون امسال عروسی سحر با اون یارو باشه.وقتی امتحانات تموم شد و نمره ها را دیدم.فهمیدم برای سومین بار پیاپی مشروط شدم و از دانشگاه اخراج شدم.انگار بدترین عذاب الهی تازه ناذل شده بود به سرم و اون پدرم بود که منو از خونه انداخت بیرون و گفت من این همه مدت خرجت کردم که بعد دوسال درس خوندن اخراج بشی؟برو همون قبرستونی که بودی&#8230;منم اومدم کرمون و دقیقا چند کوچه بالاتر از خونه سحر یه اتاق کرایه کردم.بعد یک هفته زنگ زدم به سحر و بهش گفتم میخوام واسه اخرین بار ببینمت و باهات خداحافظی کنم.گفت کجا بیام؟بهش گفتم من تصادف کردم و نمیتونم جابجا بشم ادرس خونمو بهش دادم و بهش گفتم درب را برات باز میگذارم خودت بیا تو به صاحبخونه میگم خواهرمی.اونم بی خبر از همه جا قبول کرد و با یک دسته گل به دیدنم اومد.از درب که اومد تو سریع درب را بستم چون پشت درب پنهان شده بودم.دیدم ترسیدهگفتم من باهات کاری ندارم فقط میخواستم ببینمت و میدونستم فقط اگر بفهمی من حالم خرابه میایی بهت دروغ گفتم.صبر کردم تا بتونه یک تصمیم بگیرهدعوتش کردم توی اتاقمساعت نزدیک دوازده میشد که اومده بودوتا ساعت 4 از هر دری سخن گفته بودیم و جوری باهاش رفتار کردم تا احساس امنیت بکنه.دیگه داشت بلند میشد که برهبا عصبانیت بلند شدم جلوش ایستادم و گفتم کجا؟تازه میهمونی شروع شدهبهش گفتم میدونی که این محل نزدیک خونه خودتونه و اگر داد بزنی و کسی بیاد اینجا تو رو میشناسندو ابروت تو این محل میره.فوق فوقش منو از این خونه میکنند بیرون که مطمئن باش خودم میرم.پس خفه خون بگیر .درب را قفل کردم و اوردم داخل و گفتم مگه تو دنبال سکس نبودی خوب منم اماده ام؟شروع کرد به قسم دادنم.من نامزد دارممن نمیتونم بهش خیانت کنمقراره فردا این هفته بریم ازمایش بدیم اگه من دست خورده باشم باهام ازدواج نمیکنه.گفتم چه بهتر اون وقت من باهات ازداج میکنم.خواست دوباره چیزی بگه که دستمو با عصبانیت گذاشتم جلوی دهانش و کلا لختش کردم و اون فقط داشت گریه میکردهر چی فیلم سوپر تا حالا دیده بودم روی اون انجام دادمداشتم از کمر درد و خستگی میمردم اما وقتی اشک اون را میدیدم دوباره جون میگرفتم.تا ساعت 7 شب روش کار کردمتمام پاهاش خونی شده بود و فکر کردم از حال رفته بود چون دیگه گریه نمیکردبرش گردوندم دیدم چیزی نمیگهحول وروم داشته بود.اب اوردم و ریختم روی صورتش وقتی دیدم چشماشو باز کرد دوباره شدم همون ادم قبلی.بهش گفتم حالا میتونی گورتو گم کنی&#8230;به زحمت راه میرفت و ته دلم یه بغض لونه کرده بود.وقتی درب را بست و رفت. زدم زیر گریه و از خودم بدم اومد که چرا این کارو باهاش کردم.و هنوز که هنوزه یاد اون ماجرا میفتم نمیدونم کاری که باهاش کردم حقش بود یا نه؟چون اون عشقش رهاش کرد و پدرش اونقدر زده بودنش که تا یک ماه بیمارستان بستری بود&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..من داستان دیگری ندارم که مثل بقیه بگم اگر خوشتون اومد بگید داستان بعدیم را بگذارم.فقط بهم بگید کارم درست بود یا نه؟؟؟؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175218</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس خوب با مشتری حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Jun 2019 07:29:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابمو]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاد:یه]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حركاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزترین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نوكشون]]></category>
		<category><![CDATA[نیرویی]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دلم لك سکسی زده بود برای یه سكس درست و شاه کس حسابی، نمی دونستم چیكار كنم، دلم می خواست به مجید خبر بدم، آخه خونه هیچ کونی كسی نبود&#8230; ضبط رو روشن كردم ولی آهنگ sexy lady حالمو بیشتر گرفت&#8230; خدایا آخه جنده من چی كار كنم، من نیاز دارم، من باید این نیازمو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				دلم لك سکسی زده بود برای یه سكس درست</p>
<h3>و شاه کس حسابی، نمی دونستم چیكار كنم، دلم می خواست به</h3>
<p>مجید خبر بدم، آخه خونه هیچ کونی كسی نبود&#8230; ضبط رو روشن كردم ولی آهنگ sexy lady حالمو بیشتر گرفت&#8230; خدایا</p>
<h4>آخه جنده من چی كار كنم، من نیاز دارم، من باید</h4>
<p>این نیازمو برطرف كنم، ولی چه پستون جوری؟؟؟ تو این مملكت لعنتی اصلا هیچ كاری نمی شه كرد بابا تن و</p>
<h5>وجود مال کوس خودمه می خوام اصلا نابودش كنم به كسی</h5>
<p>چه ربطی داره؟تا حالا فقط با یه نفر بودم و كنارش خوابیده بودم كه اونم عزیزترین فرد زندگیم بود اینقدر دوستش داشتم سکس داستان كه هر كاری</p>
<h6>می خواست براش انجام می دادم ولی اون ایران سکس روز هم</h6>
<p>از مجید خبری نبود&#8230; از خود ارضایی می ترسیدم، نمی دونم چرا ولی تا حالا این كار رو نكرده بودم شاد چون همیشه وقتی نیاز داشتم، این نیاز توسط مجید برطرف می شد&#8230;تا ظهر صبر كردم وقتی دیدم از مجید خبری نشد به این نتیجه رسیدم كه خودم دست به كار شم، كارت ماهواره رو تو دستگاه گذاشتم و دستگاه رو روشن كردم، اولین كانالی كه انتخاب كردم كانال XXL بود كه فهمیدم فقط شبها برنامه داره، رفتم روی كانال sex view، 15 دقیقه ای نگاه كردم كه مدام تبلیغات زن های سكسی بود و اینقدر شماره روی صفحه بود كه اعصابمو خرد كرد&#8230; یه كم كه گذشت یه كلیپ پخش كرد كه دو تا دختر همدیگر رو ارضا می كردن و یكی از دوستانشون هم از كنار داشت این صحنه رو می دید و با خودش مشغول بود&#8230; وقتی اون شخص سوم رو دیدم سعی كردم یه كم حركاتش رو دقت كنم تا ببینم چی كار می كنه و یاد بگیرم، ناخودآگاه چشمامو بستم و وجود مجید رو كنار خودم حس كردم دستم رو بردم طرف سینه هام ولی سوتینم خیلی محكم بود و نمی تونستم خوب نوكشون رو پیدا كنم دكمه های لباسمو باز كردم و بعد بند های سوتینم رو آزاد كردم بعد از 5 دقیقه هر كدوم از لباسهام به طرفی پرت شده و بود و دستم هم روی نوك سینه هام بود با چنان هیجانی نوكشو رو لمس می كردم كه خودم هم تعجب كرده بود و همین طور هم چشمم رو دوختم به تلویزیون، یكی از دستام رو گذاشتم وسط پام تمام بدنم یخ كرده بود، وسط پام هم خیس بود راستش می خواستم برای اولین بار كنجكاوی كنم و تمام اعضای بدنم رو بشناسم، ولی نمی تونستم از جام بلند بشم، چشمم مدام دنبال اون كلیپ بود با اینكه اولین بار نبود فیلم های سكسی می دیدم و به كرات دیده بودم&#8230;دستی رو كه وسط پام بود حركتش دادم، واقعا لذت می بردم هم از لمس بدنم هم از این كه محتاج كسی نیستم، فهمیده بودم نقاط حساس بدنم كجاست، تصمیم گرفتم ظاهرش رو هم ببینم &#8230; . میز رو برداشتم و درست در راستای كاناپه گذاشتمش و دوربین فیلمبرداریم رو هم گذاشتم روش و تنظیمش كردم و زوم كردم روی خودم&#8230; .چشمامو بستم و دستم رو روی تمام قسمت های بدنم حركت می دادم، نقطه ای رو كه بعداً فهمیدم بهش می گن چوچوله خیلی حس خوبی رو بهم القا می كرد فكر كنم 10 دقیقه ای طول كشید تا احساس كردم هیچ نیرویی تو بدنم نمونده، بعد كه فیلم رو نگاه كردم خیلی چیزها یاد گرفتم&#8230;.» نمی دونم شما با خوندن این مطلب چه حسی بهتون دست داد. ولی من نظر خودم رو براتون می نویسم:1- لعنت به این وضع مملكت كه دخترها و پسرهاش مجبوراً برای ارضای روحی و جنسی خودشون اینقدر عذاب بكشن ، داشتن سكس هر دو هفته یكبار از طرف پزشكها امری ضروری ذكر شده تا راهی باشه برای دفع سموم از بدن ولی حالا من و شما مجبوریم تو تنهایی هامون این نیازمون رو براورده كنیم.2- انجام عمل خودارضایی چه برای دختر و چه برای پسر به نظر من می تونه توی سكس های دو نفره خیلی كمكشون كنه و می تونن خیلی از قسمتهای بدنشون رو بشناسن.3- هیچ وقت از سكس هاتون فیلم نگیرید چون مثل این دوست جون من اگه یادتون بره فیلم رو نابود كنید یا پاكش كنیده بیچاره می شید و یه لنگتون می ره شرق و یكی غرب ، اگر هم پسر باشید كه هیچ چی كیر مباركتون رو عمامه می كنن دور سرتون و اینم به بركت وجود اخوندهای &#8230; هستش.4- چون بحث یه كم غمناك انگیز بود یه جك هم می گم حالتون جا بیاد:یه شب یه مرده داشته با تاكسی بر میگشته خونه و تمام طول راه با خودش می گفته:آخیش الان می رسم خونه شورت زنمو در می یارم آخیش الان می رسم خونه شورت زنمو در می یارم. بغلیش می گه: مرد چقدر بی غیرتی این حرفها چیه بلند بلند می زنی؟می گه آخه می دونی چیه صبح زود كه می رفتم سر كار هوا تاریك بود اشتباهی شورت زنمو پام كردم..!!!!!!!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174525</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حشر که بزنه بالا دست شویی رستوران هم به مکان تبدیل میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b4%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b4%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 May 2019 05:00:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهانی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجائی]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشو]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[دارمیه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارهام]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:نه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتی]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[ممانعت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[می خوام سکسی یکی از خاطرات خوبم رو بگم که شاه کس تو یکی از روزهای سرد زمستون برام اتفاق افتاد. من اسمم فرزاد و الانم 22 کونی سالمه و خیلی هم سکس با دختر و مخصوصا زنها رو دوست دارم (تو رو جنده هم دوست دارم!!!)یه روزپیش از ظهر که خیلی بیکار شده بودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				می خوام سکسی یکی از خاطرات خوبم رو بگم</p>
<h3>که شاه کس تو یکی از روزهای سرد زمستون برام اتفاق افتاد.</h3>
<p>من اسمم فرزاد و الانم 22 کونی سالمه و خیلی هم سکس با دختر و مخصوصا زنها رو دوست دارم (تو</p>
<h4>رو جنده هم دوست دارم!!!)یه روزپیش از ظهر که خیلی بیکار</h4>
<p>شده بودم و نمی دونستم که پستون چی کار کنم با یکی از دوستام که یه 206 نقره ای داره زدیم</p>
<h5>بیرون برای کوس رفع بیکاری و از همه مهم تر برای</h5>
<p>رفع شهوتمون (برای کار خیر!!!) بعد از یکم کس چرخ زدن تو خیابونا بالاخره اونی که می خواستیم رو پیدا کردیم به سکس داستان دختر خانوم خوش</p>
<h6>استیل و ناز اصفهانی که لبهای نازش کیر ایران سکس هر آدم</h6>
<p>اهل حالی رو شق می کرد چند تا بوق زدیم اما اون یابو آب می داد! اینجا بود که داش فرزاد وارد عمل شد، بله من پیاده شدم و شروع به مخ زنی کردم و بعد از نیم ساعت راه رفتن باهاش بالاخره خانوم خشگله (که حالا می دونستم اسمش آمنه و 21 سالشه) راضی شد که با ماشین تو شهر یه دوری بزنیم&#8230;. خلاصه سوار ماشین شدیم دوستم که اسمش علی بود گفت: فرزاد حالا چی کار کنیم (مادر و پدر علی خونه نبودن و خونشون مکان بود) من به علی گفتم: تو برو طرف خونتون علی گفت: اینو می خوای چیکار کنی گفتم:تو برو اون با من &#8230;علی راه افتاد و منم رفتم سراغ کار خودم و می دونستم که کمتر از نیم ساعت وقت دارم&#8230; کم کم وقتی نزدیکای خونه ی علی اینا که رسیدیم من داشتم ازش لب می گرفتم&#8230; تا وقتی که علی پیچید تو کوچشون یهو دختره زرد کرد گفت چرا اومدی اینجا! من گفت :من تو خونمون یه کار دارم!!!! علی از ماشین پیاده شد و یواشکی به من رسوند که بیارمش بالا &#8230;. منم گفتم آمنه جون بیا با هم بریم بالا کسی خونه ی ما نیست ما که این همه با هم صمیمی شدیم بیا بالا تو خونه با هم راحت تریم یهو اگه یکی ماها رو اینجا ببینه و&#8230;&#8230; چند دقیقه بعد منو آمنه (در حالیکه آمنه جونم اون موهای ناز و بلندشو انداخته بود روی شونه هاش) روی مبل نشسته بودیم و داشتیم از عشق می گفتیم و گل و بلبل&#8230; و علی هم داشت برامون شربت درست میکرد&#8230; گفتم:آمنه دوست داری اتاقه منو ببینی؟!!! اونم که حالا دیگه به من تقریبا اعتماد داشت پا شد&#8230;منم دستشو گرفتم و با هم رفتیم تو اتاقه علی&#8230;.من نشستم رو تخت اونم نشست کنار من من یه کم درباره ی اتاق و چند تا چیزه دیگه باهاش صحبت کردم..خلاصه کم کم خودمو بهش نزدیک و نزدیک تر کردم اونم بدش نمی اومد تا بالاخره بغلش کردم و شروع به لب دادن کردیم من لبهاشو می خوردم ولی اون خیلی از من حرفه ای تر بود من کم کم دکمه های مانتوشو باز کردم می دونستم که حالا دیگه باید خیلی شهوتی شده باشه دستامو گذاشتم روی سینه هاش و گفتم آمنه جون من می خوام اینا رو ببینم اون گفت:نه من اهل سکس نیستم آخه من دوست ندارم آخه&#8230;منم که دیگه داشت حوصله ام سر می رفت گفتم:من تو رو خیلی دوست دارم تو به من اعتماد کردی و اومدی تو خونه من هم به تو خیانت نمی کنم تو که نمی خوای من ناراحت بشم تازه تو هم بدت نمی آد اینو چشمات به من می گه (جدآ چشماش با من حرف می زد) و&#8230;.بله درست حدس زدی داش فرزاد یه بار دیگه در آستانه ی فتح یه کس دیگه بود&#8230; منم کمکش کردم تا کاملا لخت شد اما گفت من شرتمو در نمیارم و ممانعت کرد اما من نشستم و اونو کشیدمش پایین که یهویی یه بوی ناجوری به صورتم خورد که سرم گیج رفت(چشام سیاهی رفت)بله از شانس من آمنه خانوم توی پریود بود و منم که شرتشو کشیدم پایین نوار بهداشتی خونیش افتاد رو فرش (حالا بیا درستش کن)&#8230;.خلاصه کلی خورد تو حالم &#8230;.بعد هم خودم لخت شدم&#8230;.رفتم یه پارچه پیدا کردم و پهن کردم رو تخت و خوابوندمش بعد شروع کردم به خوردن لبهاش خیلی حشری شده بودم اونم از من بیشتر آخه خیلی سینه هاش سفت شده بود و بیشتر لبهامو فشارمی داد&#8230;. یه کم سینه هاشو رو مالوندم و شروع کردم به خوردنشون به یه دقیقه نکشید که آآآآآآآآآهههههههههه وآخخخخخخش شروع شد&#8230;. این صداها بیشتر منو ترغیب می کرد. منم کم کم یه دستی به کسه خونیش کشیدم و آمنه هر لحظه شهوتش بیشتر و بیشتر می شد اما چه سود که من هنوز ارضا نشده بودم اما از اونجائی که من توی کارهام فداکاری می کنم و خیلی به فکر طرف مقابلم هستم گذاشتم تا کاملا به ارگاسم برسه و خواستم برم سراغ کسش که گفت فرزاد نکنی تو کسم من پریودم من دخترم &#8230;منم برگردوندمش و رفتم سراغ او دو تا تپه ی سفیدش که آب از هر کیری راه مینداخت کیرمو گذاشتم لبه ی سوراخ کونش و آروم آروم هولش دادم تو صدای آخ آخ اوه اوه&#8230;هم از من و هم از اون در اومد منم درش آوردم و اینبار تند تر کردمش تو و تند تند تلمبه زدم تا آبم اومد منم همشو خالی کردم اون تو اونم مخالفتی نکرد&#8230;وقتی آبم اومد سست شدم و دیدم که علی اومد تو آمنه جا خورد گفت نه من دیگه نیستم من هم که کارمو کرده بودم و نوبت صاحب خونه بود، پاشدم اومدم بیرون علی هم رفت و با هر فلاکتی که شد با اون یه حال اساسی کرد تا اینکه تقریبا ساعت 4 عصر شده بود(ما از ساعت 1 تا 4 داشتیم آمنه رو می کردیم چه حالی کرده بود آمنه) و ما رفتیم و اونو نزدیکای خونشون پیادش کردیم منم رفتم خونمون&#8230;&#8230;&#8230;.من موندم تو کار این جووناییی(چه دختر چه پسر) که با وجود این همه آدم با حال بازم خودارضایی می کنن یا بعضیاشونم اصلا این حسو تو خودشون می کشند!!!!داشتن سكس هر دو هفته يكبار از طرف پزشكها امري ضروري ذكر شده تا راهي باشه براي دفع سموم از بدن ولي حالا من و شما مجبوريم تو تنهايي هامون اين نيازمون رو براورده كنيم.به هر حال من آماده ام تا با شما دخترها و زنهای مجرد و اهل حال و ناز یه روز شیرین رو سپری کنم و یه خاطره خوب رو با هم بسازیم هر کی پایه هست منو تو لیست یاهوش اضافه کنه تا&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b4%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174022</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 May 2019 09:41:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکاشو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدم‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومده‬]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشماش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[سرایدار]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلامون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیده]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میشینه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[‫همیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" title="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>سکسی ‫سلام به همگی‬ ، ‫امیدوارم شاه کس که همه جاتون چاقالو باشه .‬ ‫براتون گفته بودم که توی یه شرکت کونی کار میکنم که فرشاد هم توی اتاق من کار میکرد . بعد از اون واقعه جنده ای‬ ‫که برای رضا پیش اومده بود دیگه هیشکی جز من و فرشاد پستون توی دفتر کار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" title="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" decoding="async" /></p><p>				سکسی ‫سلام به همگی‬ ،</p>
<h3>‫امیدوارم شاه کس که همه جاتون چاقالو باشه .‬ ‫براتون</h3>
<p>گفته بودم که توی یه شرکت کونی کار میکنم که فرشاد هم توی اتاق من کار میکرد . بعد از اون</p>
<h4>واقعه جنده ای‬ ‫که برای رضا پیش اومده بود</h4>
<p>دیگه هیشکی جز من و فرشاد پستون توی دفتر کار نبودیم . فرشاد هم که همش یا‬ ‫مرخصی بود</p>
<h5>یا ماموریت کوس . البته مرخصی هاش بهونه بود و همش</h5>
<p>دنبال خانم بازی بود . یه ویلا توی شمال‬ ‫همیشه هم سر این موضوع باهاش بحث داشتم میگفتم تو که سکس داستان خانم به این</p>
<h6>خوبی داری چرا اینقدر دنبال سوژه‬ ایران سکس ‫هستی .</h6>
<p>اگه منو میگین باور کنین دنبالش نیستم نمیدونم چی میشه که سر راهم برنامه های مختلف پیش میاد و‬ اونم همیشه میگفت که فریده رو ولش کن اصلا صحبت اون رو نکن .‬ ‫یه روز که توی دفتر داشتم کارامو میکردم تلفن زنگ زد و گوشی رو گرفتم فریده بود خانم فرشاد با گریه‬ ‫گفت سلام و احوالپرسی کرد و گفت گوشی رو بدین به فرشاد منم گفتم که مرخصی و گفته خانمم رو میخوام‬ ببرم شمال خونه مادرش اونم بدون خداحافظی گوشی رو قطع کرد .‬ ‫رفتم شمارشو بگیرم که از اتاق رییس کارم داشتن منم دیگه انقدر کار برام پیش اومد که سر ظهر بود یادم از‬ ‫فریده اومد بهش زنگ زدم گوشی رو برنداشت راستش دلواپس شدم یه کاری هم بیرون داشتم از شرکت زدم‬ ‫بیرون یه بسته ای رو باید میدادم وزارت امر خارجه دادم و رفتم سر راه خونه فرشاد.‬ ‫چند بار زنگ زدم تا فریده در رو باز کرد و تعارف کرد بیام تو .‬ منم داخل شدم و رو مبل نشستم و اونم یه چایی اورد و نشست روی مبل روبرویی . انقدر گریه کرده بود‬ ‫چشماش حسابی پف کرده بود . بهش گفتم با خودت چکار کردی گفت نمیدونم از دست این دوستت .‬ ‫اونم گفت حالا چاییتون رو بخورین سر نشه . گفتم اخه چی شده .‬ ‫یه نگاه به من کرد و گفت یه بار تو ماشین با یکی دیده بودمش ولی میگفت همکارمه داشتم میرسوندمش منم‬ ‫بی خیالش شدم یعنی میدونم که منو دوست نداره و همش دنبال کثافت کاری های خودشه ولی هنوز مچشو‬ ‫نگرفتم . تا اینکه امروز سرایدار ویلامون در شمال زنگ زد و گفت که لوله اب ترکیده باید تعمیر کنم و‬ ‫‪x‬تومن پول لازم دارم گفتم به اقا میگم برات بفرسته توی همین حین گفت نه لازم نیست مثل اینکه اقا اومده‬ ‫ویلا خودم بهش میگم منکه حسابی شوکه شدم که فرشاد ویلا چکار میکنه 01 دقیقه بعد بهش زنگ زدم گفتم‬ ‫کی بود گفت اقا با خواهرشون اومدن ویلا فردا میرن من تو دلم گفتم اقا که خواهر نداره هیچی نگفتم و قطع‬ ‫کردم . خوب شما بگین من چکار کنم حتما یکی رو اورده باهاش خوش باشه .‬ ‫بهش گفتم حالا چرا قصاص بل از جنایت میکنی شاید &#8230;‬ ‫گفت شاید چی ؟ گفتم چی بگم واقعا مونده بودم چی بگم .‬ ‫گفتم اخه میدونی فریده مردا به یه چیزایی احتیاج دارن که نمیدونم چطوری برات بگم . گفت راحت حرفتو‬ ‫بزن . اخه فرشاد همیشه از تو گله داره میگه تو این دو سالی که ازدواج کردم فریده اصلا بهم پا نمیده .‬ ‫فریده گفت فرشاد اینو گفته . بی غیرت میشینه سر کارش راجع مسائل زناشویی صحبت میکنه .‬ گفتم خوب شاید تقصیر شماست . یکم نگاهم کرد و گفت حالا که اینجوریه بزار همه چی رو بگم .‬ ‫شب اول ازدواجمون من ۲۸ سالم بود و تا بحا ل با کسی نبودم و همون شب اول چنان وحشی بازیهایی‬ دراورد که از هر چی مرده بدم اومده و اصلا از سکس بدم میاد تقصیر خودم نیست .‬ ‫میدونی وقتی که مهمونا رفتن اولش خوب بود بعد دست و پام رو بست به تخت و با یه دستمال هم دهنمو بست‬ ‫بعد مثل دیوونه ها همه کار باهام کرد انقدر دردم میومد که نمیدونستم چکار کنم بعد رفت از توی یخچال یه‬ ‫خیار بزرگ اورد چربس کرد و بزور همشو کرد توی کونم که تا مدتها خونریزی داشتم باور کنین خیلی کلفت‬ و بزرگ بود اینها رو که میگفت همش گریه میکرد و دیگه گریه امونشو بریده بود و با صدای بلند هق هق‬ میکرد . بلند شدم و رفتم دستشویی که در اصل راحت بتونه گریشو بکنه یه چند دقیقه ای صبر کردم و بعد‬ ‫اومدم نشستم پهلوش دلم خیلی براش سوخت و سرشو تکیه داده به سینم و گفتم گریه کن ادم راحت میشه .‬ ‫بدون اغراق ۱۰ دقیقه ای گریه کرد و کم کم گریش قطع شد منم سرشو از رو شونم کنار زدم و نشستم کنار .‬ ‫یه دستمال دادم بهش که اشکاشو پاک کنه اونم گرفت و اشکاشو پاک کرد گفت خیلی وقت بود گریه نکرده بودم‬ ‫چاییمو دید گفت میرم چاییتونو عوض کنم حتما سرد شده . رفت اشپزخانه و با چای و میوه اومد .‬ ‫توی این مدتی که رفته بود اشپزخونه یه کاسه روی میز بغل مبل بود که نمیدونستم چیه و فریده که اومد گفتم‬ ‫گفت قهوه کوبیده با روغن زیتون . گفتم این که سیاهه . گفت از دمصبح مونده سیاه شده . گفتم بدرد چی میخوره‬ ‫گفت قرار بود هفته دیگه بریم ویلا با فامیلامون . اینو میمالم و میرم جلوی افتاب برنزه میشم .‬ ‫گفتم میشه یکم به دستم بمالم گفت بمال یکم مالیدم دیدم رنگ دستم برگشت . گفتم چکارش کنم گفت برو‬ ‫بشورش ولی راحت نمیره بعد خندید گفت اینطوری نیست که .‬ ‫یکم از قهوه رو گرفت و اروم دستمو مالید . بعد گفت اینطوریه .‬ ‫گفتم همه جاتو میمالی گفت خوب اره گفتم اونجاهایی که دستت نمیرسه و نمی بینی چی گفت میرم جلوی اینه.‬ ‫گفتم میزاری یکم بمالم یاد بگیرم برای خانمم استفاده کنم .‬ ‫یه مقداری گرفتم و مالیدم به پایین پاش حسابی به همه جای پاش زدم بعد یکم دیگه گرفتم و بالاترش رو زدم‬ ‫حدود چند دقیقه ای مالیدم بعد نمیدونم با چه جراتی یکم دامنش رو زدم بالا و یکم هم رونش رو مالیدم یکدفعه‬ گفتم این بیچاره از سکس ترسیده نمیدونستم ادامه بدم یا نه . گفت چرا نمیمالی .‬ گفتم اخه این لباسات کثیف میشن گفت خوب درش بیار .‬ ‫منم سریع دامنش و شرتش رو در اوردم و یه مقداری از مایه گرفتم و شروع کردم به مالیدن . یه مدت که‬ ‫گذشت لباسش و سوتینش رو هم در اورد و گفت همه جامو بمال دو رنگ میشه راست میگفت چون قهوه مونده‬ بود حسابی سیاه شده بود . یادمه هر وقت که فیلم سوپر میدیدم ارزوم بود یه زن سیاهپوست رو بکنم .‬ حالا داشت ارزوم براورده میشد منم کاسه رو اروم خالی کردم رو شکمش و همه جاشو میمالیدم سینه هاشو .‬ ‫کسشو . رونشو بعد برش گردوندم و پشتش و کونشو خلاصه هر جایی که فکر کنین مالوندم . حسابی سیاه شده‬ ‫بود و از بس سینه هاشو و کسشو مالیده بودم دیگه صدا نمیکرد جیغ میکشید .‬ ‫بهش گفتم اجازه میدی یکم شیر قهوه بخورم اونم گفت همش مال تو دیگه معطل نکردم و سینه هاشو شروع‬ ‫کردم به خوردن دستمم هم بیکار نبود و با چوچولش بازی میکردم .‬ ‫گفت دیگه طاقت ندارن لباساتو درار . منم در یک چشم به هم زدن لباسامو در اوردم .یکم قهوه ریخت رو‬ ‫کیرم گفت حالا من کیر قهوه بخورم کیرمو همشو گذاشت توی دهنش مثل اینکه تلافی دو سال بی کیری رو‬ ‫یکم که خورد گفت تو همه جامو نمالیدی اون داخل هنوز برنزه نشده منم دیگه معطل نکردم و رفتم سراغ کس‬ ‫لیسی که دیگه خودشو به همه جا میمالید گفت بزار توش منم معطل نکردم و فرستادمش توی کسش یه جیغی‬ ‫از خوشحالی کشید میگفت توتر گفتم این خیلی بزرگه تو کجات داری جا میدی گفت از اون خیاره که کوچکتر‬ ‫نیست اونو جادادم این که نرمه . منم که دیگه حشری کامل بودم تا دسته فرو کردم و شروع کردم به تلمبه زدن‬ ‫یکم که گذشت صدای ناله های عجیبی از فریده میومد که دیدم داره ارگاسم میشه . بلله و خانم خانما ارگاسم شد‬ ‫و بیحال شد و منم همزمان داشت ابم میومد گفتم چکار کنم گفت بریز توش از امشب قرص میخورم منم همشو‬ خالی کردم و بیحال افتاده پهلوش چند دقیقه ای که گذشت .‬ ‫اگه سکس به این خوبیه این کله خر چرا اینجوری میکنه گفتم شاید اونشب دیوونه بوده .‬ ‫گفتم یکم باهاش راه بیا شاید برگرده به زندگی . یکم فکر کرد گفت شاید ولی &#8230;.‬ ‫بعد دوتایی رفتیم حموم حسابی خودمونو شستیم بعد موقع خداحافظی بوسیدمش .‬ ‫گفت من هر چند مدت خودمو برنزه میکنم باید زحمتشو بکشی . بعد خندید و در و بست .‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173849</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 09:08:25 by W3 Total Cache
-->