<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>برشگردوندم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d8%b1%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:06:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>برشگردوندم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس ناز سه نفره با دو تا شاه کس سینه گنده خوردنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Dec 2019 04:39:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماسم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرماييد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[گوشيشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكه]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[يادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود از لحاظ درسي وضمون فیلم سکسی شبيه هم بود واسه همين باهام معلم خصوصي ميگرفتيم احمديه خواهر داشت كه 20 سالش بود ميدونستم من قيافم بد سکسی نبود اما خوبم نبود متوسط ! اما شاه کس خيلي بدنسازي كار ميكردمجونم براتون بگه ما 2تا معلم داشتيم رياضي خونه ما بود زيست کونی خونه احمدينا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود از لحاظ درسي وضمون فیلم سکسی شبيه هم بود واسه همين باهام</h2>
<p>معلم خصوصي ميگرفتيم احمديه خواهر داشت كه 20 سالش بود ميدونستم من قيافم بد سکسی نبود اما خوبم نبود متوسط !</p>
<h3>اما شاه کس خيلي بدنسازي كار ميكردمجونم براتون بگه ما 2تا معلم</h3>
<p>داشتيم رياضي خونه ما بود زيست کونی خونه احمدينا ! مامان احمد فوت كرده بود باباشم مندس بود وقتي من ميرفتم</p>
<h4>خونه جنده احمدينا خواهرش چايي اينا ميوورد خواهر احمد صدف به</h4>
<p>نظر من خوشگل بود با اين پستون كه يه كم چاق بود اما من واقعا ازش خوشم اومده بود قدش 165</p>
<h5>بود چشماي کوس مشكي ابروي كشيده صورت گرد وزنشم 75 اينا</h5>
<p>بود يه روز ما صبح كلاس داشتيم چون پيش بوديم 3 روز تطيل بوديم آقا يه صبح كه كلاس داشتيم ساعت 1 سکس داستان كلاسمون تموم شد</p>
<h6>صدف گفت آرمين جون ناهارو پيش ما بمون ایران سکس منم بابام</h6>
<p>امروز نيست گفتم منون بايد برم بعد كلي تعارف موندم جونم واستون بگه احمد رفت دستشويي منم زنگ زدم به خونه بگم آقا همين كه داشتم با تلفن حرف ميزدم چشمم به چشمه صدف افتاد يه لحظه ذوب شدم آخه واقعا خوشكل بود خلاصه ناهار خوردم شب اومدم خونه اصلا حال نداشتم بي رمق بودم ميدونستم پسري مثله منو به حساب نمياره زدم زيره گريه خلاصه 2ماه گذشت من ديوانه وار عاشق صدف شدم ديگه واقعا نميتونستم تحمل كنم از يه طرفم از احمد خجالت مي كشيدم تا اينكه يه روز تو مدرسه بوديم احمد گوشيشو داد كه آهنگ بزنم براش وسط ديدم گوشي احمد زنگ خورد احمدم آبخوري بود ديدم نوشته صدف شمارهناكس خيلي روند بود. منم فوري حفظ كردم بعد گفتم احمد خواهرت زنگ زده اون روز گذشت فرداش گذشت من به كلم زد بهش زنگ بزنم اما ترسيدم از من 2سال بزرگتر بود در ثاني منم قيافه نداشتم اما اون بدجور خوشكل بودگفتم خودتو كوچيك نكن بعد 1 هفته من رفتم خونشون احمد معلمو راه انداخت منم جزوه هامو برميداشتم يه دفعه صدف اومد تو گفت سلام من تا ديدمش 1دقيقه مات و مبحوت وايستاده بودم تا اينكه به خودم اومدم صدف گفت احمد كجاست گفتم دم دره خلاصه جونم براتون بگه رسيدم خونه داشتم ميمردم گفت زنگ ميزنم بهش مرگ يك بار شيونم يك بار زنگ زدم بهش گفتم الو سلام صدف خونوم گفت بله بفرماييد آقا جونم براتون بگه ما گفتيم صدف خانوم ميدونم من چندان قيافم خوب نيست اما بد جور ازتون خوشم مياد ميشه بامن دوست بشين يه ديگه لب تلفن خشكش زد وگفت مگه ميتونم به كسي كه دوسش دارم نه بگم اما 2تا شرط دارماولا احمد نبايد بفهمه دوم اينكه درساتو خوبه خوب بايد بخوني منم كه فكر ميكردم گفتم باشه 1ماه گذشت ما هر شب 1ساعت اينا حرف ميزديم دوشنبه شب بود كه داشتيم حرف ميزديم صدف گفت ديگه برو بخواب گلم ديره صبح بايد بري مدرسه سه شنبه ها ما كلا شيمي داشتيم نميرفتم شيميم خوب بود گفتم صدف جون نميرم بعد 15 دقيقه حرف زديم صبح ساعت 9 بود ديدم صدف ميزنگه گفت گلم احمد رفت مدرسه بابامم سر كاره مياي پيشم خوشكم زد بعد 1دقيقه گفتم چشم گلم ميام آقا ما حسابي به خودمون رسيديم موهامونو فشن كرديم عطر زديم و 9:30رسيدم خونشون ديدم صدف يه شلوار جين پوشيده با يه بلوز رفتم تو صدفمن و برد اتاقش بعد از پذيراي اومد جلوم نشت گفتم چطوري گفت خوبم گلم بعد من به چشماش خيره شدم گفتم صدف من بد جوري بهت وابسته شدم اگه تو ازدواج كني من ميرم اونم تو چشمام نگاه كرد و گفت ديوونه من فقط ماله تووم نميدونم چرا بي اختيار اشك از چشام اومد سرم و گذاشتم رو شنشو گفتم دوست دارم اونم تو چشمام نگاه كردو گفت دوست دارم بعد من لبام و نزديك لباي نازكش بردم بوسيدمش ديدم صدف دست انداخت گردنم لباشو گذاشت رو لبام يه 5 دقيقه همديگرو حسابي بوسيدم حسابي حشري شده بوديم داشتم ميمردم همين طور كه ميبوسيدمش دستمو خيلي آروم بردم رو سينش و فشارش دادم ديدم چيزي نگفت اين بار دو تا سينشو ماليدم ديدم بدجوري حشري شده بلوزيشو زدم بالا دوتا سينه تقريبا كوچولو داشت دهنمو گذاشتم رو سينشوشروع به خوردن نوك سينش شدم همين جوري داشتم ميكش ميزدم دستمو بردم اون يكي سينش اونم فشار دادم بعد دراز كشيد رو تخت و سينشو خوردم اونقدر خوردم كه نوكش قرمز قرمز شده بود ليس ميزدم آه ميكشيد نفسش تند شده بود رفتم پايين شكمشو ليس زنون رفتم پايين رسيدم دست بردم رو شلوارش كه بازش كنم دست رو دستم گذاشت گفت نه آرمين گفتم كاريت ندارم فقط ليست ميزنم گفت نه موداره نزدمش گفتم از رو شرتت بوسش ميكنم بعد دكمه و زيپشو باز كرم از رو شرتش يه بوس كردم بعد رفتم كنار روناشو ليس زدم آروم آروم اومدم بالا نزديكه شورتش شدم زبونم رو شرتش كشيدم بعد كناره شورتشو ليس ميزدم بعد شورتشو زدم كنار حدودا 2 سانتي متر كسش مو داشت آروم يه ليس از كسش زدم گفت چي كار ميكني ديوونه نگفتممو داره ليس نزن گفتم من همه جوره دوست دارم آروم زبونمو بردم رو كسش حسابي ليسش زدم با چوچولش حسابي ور رفتم حسابي خيس كرده بود خودشو اين بار پايين كوسشو يه 10 دقيقه ليس زدم ديگه التماسم ميكرد بسه بعد من لخت شدم آروم كيرمو گذاشتم لاي پاش دراز كشيدم روش بهش گفتم صدف ماله مني ديگه اونم گفت آره برا هميشه بعد شرو كرديم به لب گرفتن بعد برشگردوندم واي عجب كونه بزرگي داشت لاي كونشو باز كردم گفت آروم آرمين جان من يه تف به سر كيرم زدم سرشو بردم دم سوراخش يه كم فشار دادم گفت آي ولم كن درد داره گفتم يه كم صبر كن تموم ميشه كيرمو تو دهانه ي كونش نگه داشتم چسبيدم بمش دستمو بردم رو سينه هاش بعد پشت گردنشو آروم بوسكردم من داشتم از حال ميمردم نصف كيرمو بردم توش داد زد مردم درش بيار گفتم الان تموم ميشه گلم دستمو بردم گذاشتم رو كسش يه كم بازيش دادم 2دقيقه تو همون حال بوديم ديدم آبم مياد ميخواستم كيرمو در بيارم نتونستم آبم ريخت تو كونش بعد پا شدم يه بوس از لبش برداشتم ديدم ساعت12 گفتم گلم ديره الان احمد مياد. حدودا 7 ساله بعد من صدف باهم ازدواج كرديمنويسنده A&amp;Tنظر يادتون نره</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177640</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چرخش در کلاس کون</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%b1%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%b1%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اينجور]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمه]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خودكشي]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عليرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فيلماي]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[ملايمي]]></category>
		<category><![CDATA[موافقم]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلش]]></category>
		<category><![CDATA[موسيقي]]></category>
		<category><![CDATA[ميافتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبيني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌ذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردميه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ديگههميشه دوست داشتم اولين سكس فیلم سکسی من بهترين سكس من باشه كه هنوزم كه دارم مينويسم اونچيزي كه شما بهش ميگين سكس رو انجام ندادميه دوست سکسی دختر بعد از گذشت 23 سال از شاه کس عمرم پيدا كردم كه خيلي خوب اندام سفت و بهترين چيزي بود كه ميتونستم مخشو کونی بزنم.اما خب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ديگههميشه دوست داشتم اولين سكس فیلم سکسی من بهترين سكس من باشه كه</h2>
<p>هنوزم كه دارم مينويسم اونچيزي كه شما بهش ميگين سكس رو انجام ندادميه دوست سکسی دختر بعد از گذشت 23 سال</p>
<h3>از شاه کس عمرم پيدا كردم كه خيلي خوب اندام سفت و</h3>
<p>بهترين چيزي بود كه ميتونستم مخشو کونی بزنم.اما خب من دوستش داشتم و نميخواستم كه اون ناراحتي براش پيش بياد.ولي خوب</p>
<h4>من جنده چون بي تجربه و يا بي رو درباسي بگم</h4>
<p>بي عرضه بودم خوب نتونستم شلوارشو پستون در بيارم و سكس كامل رو داشته باشم.خيلي خب بريم سراغ اصل موضوع نيمچه</p>
<h5>سكس من کوس كه خيلي براش اهميت قاعلم . يه روز</h5>
<p>من با يه دختري آشنا شدم (كه اسمشو مستعار انتخاب ميكنم) به اسم يلدا.اين دختر سر كار ميرفت و ساعت 3 كارش سکس داستان تموم ميشد و</p>
<h6>ميرفت كرج كه بره خونه.روز اولي كه باهاش ایران سکس آشنا شدم</h6>
<p>رفتيم كافي نت و اونجا با هم نشستيم . يلدا خوشگل بود و يه 5 سالي از من بزرگتر بود و البته خيلي هم قدش كوتاه تر بود.(همه از من قدشون كوتاه تره چون من قدم 199 و 95 كيلو وزنمه)خلاصه تو كافي نت من نشسته بودم كه يكدفعه موبايلش افتاد زمين يلدا هم بلند شد و روش رو به من كرد طوري كه چاك سينه هاش معلوم شد ومنم كه عاشق سينه ليمويي و سفيد.بعد از گذشت يه مدت واقعا ديوونش شدم البته از نظر دوست داشتن تا حدي كه اگه يه تار موش كم ميشد من خودكشي ميكردم.يه روز بهش زنگ زدم گفتم مياي پيشم گفت آره ميام . بهش گفتم بياي پيشم نميزارم كار كنيا!!! گفت: من ميام اونجا ميخوام برات غذا درست كنم.(آخه من نه اينكه تنها زندگي ميكنم و دانشجو هستم) بعد من بهش گفتم عمرا بزارم كار كني.گفت حالا ميبيني. گفتم شرط ميبندي؟ گفت اره.خلاصه اومد خونه و يه راست بعد از احوال پرسي رفت تو آشپذخونه. منم اعصابم خورد شده بود چون شرط رو داشتم ميباختم رفتم از تو آشپذخونه بلندش كردم آوردمش تو خونه و پيچوندمش تو يه پتو و خودم طوري كه آرنج دستم رو زمين باشه روز دلش خوابيده بود.اونم يه نگاه به من كرد و خندش گرفته بود كه چرا من دارم اين كارو ميكنم و منم بهش گفتم نميزارم كار كني دروغم نگفتم.(«روز قبلشم به من اس ام اس داده بود كه عليرضا تو كسي رو كه دوست داري چكارش ميكني؟من بهش گفتم تو چكار ميكني؟ گفت كه من سرمو ميزارم رو شونش و گريه ميكنم.منم بهش گقتم من كسي رو كه دوست داشته باشم بوسش ميكنم و تا الان تو زندگيم كسي رو نديدم كه ارزش بوس كردن داشته باشه.»)بعد طوري كه چشمام تو چشماش باشه بغلش كردم طوري كه لپ من برخورد كنه با لپش در همين حالت بوديم كه يه بوس از صورتش گرفتم و بهش گفتم بهت گفتم من كسي رو كه دوست داشته باشم بوسش ميكنم.ديدم حرفي نزده ولي از اين كه من بوسش كردم از روي دوست داشتن من گريش گرفته بود.خب با گريه اي كه ميكرد من يه بهونه داشتم براي دباره بوس كردنش.همه جاي صورتشو بوس كردم به جز لبشو. صورتمو آوردم بالا در حالي كه موسيقي ملايمي پخش ميشد با نگاهي پر از عشق يواش يواش هر دومون چشمامون رو به هم بستيم و اين در حالي بود كه من صورتم به صورتش نزديك ميشد.لب اول رو كه ازش گرفتم خيلي بهم حال داد خيلي ريلكس و در آرامش بوديم و خودمم ديگه گريم گرفته بود كه به آرزوم رسيده بودم كه اولين سكس و بهترين سكس خودمو ميخوام انجام بدم.لب گرفتن ها يواش يواش محكم تر شد و منم حشرم زده بود بالا و اونم همينطور.آروم آرو سينه هاشو از توي لباسش در آوردم و شروع كردم به خوردن و ماليدن كه اون هي ميگفت: نه علي نه!!!منم يه آهنگ سنتور خيلي قشنگ گذاشته بودم چرخيديم و اون اومد روي من خوابيد در حالي كه كيرم بين هردومون مونده بود داشت دل دل ميزد و اونم فهميد ومن چون بار اولم بود از خجالت برشگردوندم و خودم خوابيدم روش.كه فكر كنم اينقدر گردن و لب و سينشو خوردم كه ارضاع شده بود. بعد يه دفعه ساعت رو كه نگاه كردم ديدم اي بابا داره ديرش ميشه و منم چون از ته قلبم دوستش داشتم بهش گفتم دوستت دارم ولي الان بايد بري. امروز تموم شد. 2 روز بعد باز اومد پيشم و همين ماجرا تقريبا اتفاق افتاد كه من در حالي كه ديدم وقت زياده اول حسابي حشريش كردم و بعد لباساي بالا تنه اونو كامل در آوردم تا الان حتي تو فيلماي سوپر هم اينجور سينه ها نديده بود بهترين و قشنگ ترين سينه اي كه هميشه تو ذهنم تداعي ميكردم رو داشتم جلوم ميديدم و اصلا باورم نميشد.اينقدر مالوندمش و خوردمش كه ديگه يادم رفته بود كيري هم دارم چون از ته قلبمو دوستش داشتم.شلوارشو در نياوردم چون فكر ميكردم دختره و بهش گفتم من فقط اين كار رو براي تو دارم انجام ميدم و براي خودم هيچي نميخوام ولي اين در حالي بود كه هم من و هم اون داشتيم پايين تنه خودمون رو بهم ميماليديم.ولي من روم نميشد به كسي كه دوستش دارم به زور بكنمش و باهاش سكس كنم.چند روز بعد از اون ماجرا فهميدم كه خانم خانم ها با همه ميپره و با خيلي ها هم سكس كامل داشته.اولش برام خيلي سخت بود كه كسي رو كه اينقدر دوستش دارم بهم خيانت كرده و بهم دروغ گفته.الان بعضي وقت ها پيش خودم فكر ميكردم كه بايد حقش رو ميذاشتم كف دستش و حسابي ميكردمش تا الان برام پرويي نكنه.ولي بعضي وقت ها به اين فكر ميافتم كه خدا رو شكر سكس كامل باهاش نداشتم چون اين آروزو رو به گور ميبردم كه اولين سكس من بهترين از هر نوعش باشه و يكي از اين نوع ها هم بودن بهترين دوستم باشه .ديگه بعد اون سكس نداشتم و خيلي دلم ميخواد يه بار ديگه فقط با اون سكس كنم.هنوزم كه هنوزه تو ضربه روحيه شديدي هستم. و دارم با خودم كنار ميام كه هيچ وقت ديگه تو زندگيم نه سكس داشته باشم و نه دوست دختر چون نه سكس ارزش منو داره و نه دوست دختر.هر وقت هم كه كيرم راست بشه يه كاري ميكنم كه تو اين شعري كه مينويسم بيان ميكنم چكاري.تا جواني منت كس را مكشدست خود را مشت كن و بر قامت كيرت بكش.ولي اينكه من بي عرضه هستم و نميتونم يكي رو راضي كنم كه باهاش سكس داشته باشم خودمم موافقم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%b1%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177576</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با سینه های طبیعی خوب کرده میشه و به حالت داگی خابونده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 07:32:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدممنم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بیحرکت]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حسابی‬]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫خودمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی‌]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمون]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[صداهای]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[کنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:آخه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مانکنی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[مشترکمون]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[میافته]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زنه]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشه‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمن]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یه‌روز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>الان صاحب ۲ تا بچه فیلم سکسی هستیم پسر مشترکمون و دختر الهام.موقع</h2>
<p>ازدواج الهام با من ۳۰ سالش بود و بسیار زیبا جذاب و همچی‌ تموم سکسی بود.البته الان هم فوق‌العاده است و</p>
<h3>از شاه کس هر زنی‌ که سراغ دارین تاپ تره.شبیه مونیکا بلوچی</h3>
<p>و بهمون اندازه سکسی.من هم نمی‌خوام کونی تعریف کنم ولی‌ تو ۲۵ سالگیم که باهاش آشنا شدم تو تهران کمتر مردی</p>
<h4>از جنده لحاظ قیافه و جذابیت به گردم میرسید چون منو</h4>
<p>اون در واقع یه ازدواج عاشقانه پستون داشتیم که اون بیشتر از من عاشقم بود. از شوهرش طلاق گرفته بود و</p>
<h5>با دخترش کوس که اون موقع 10 ساله بود زندگی‌ میکرد.الان</h5>
<p>۳۵ سالم است هر چند هیکلم از اون سایز مانکنی و کمر باریکی در اومده هرچی‌ باشه ۱۰ ساله متأهلم و خوب سکس داستان آقایون میدونن یه</p>
<h6>مرد هیکلش جا میافته ولی‌ با این حال ایران سکس همین الان</h6>
<p>هم فقط کافیه اراده کنم فکر نکنم دختری باشه که بتونه به من نه بگه.بگذریم همش دارم تعریف می‌کنم بریم سر اصل مطلب.چند ماه پیش یه شب داشتیم با الهام عشق بازی‌ میکردیم و تو حال خودمون بودیم که حس کردم از تو بالکن داریم کنترل میشیم شک کردم و برای اینکه مطمئن شم به الهام گفتم به پشت بخوابه که مشت و مالش بدم آخه شبهایی که حال می‌کنیم اولش کلی‌ عشقبازی می‌کنیم و با همدیگه ور میریم شاید ۱ ساعت برا همین برشگردوندم که مشت و مالش بدم که اونم کلی‌ کیف کرد و آخ جون آخ جون میگفت اون که منو نمیدید بالکنو نگاه کردم و داشتم کمرو و کونشو ماساژ میدادم که دیدم دختر خوندم سپیده داره منو مامانشو دید می‌زنه.اون منو نمیدید یعنی‌ نمیتونست تشخیص بده که دارم میبینمش در واقع منو مامانشو سایه هامون و میدید بخاطر پرده که پشت اون مخفی‌ بود ولی‌ چون تابستون بود و پنجره باز مطمئنم صدامون واضح شنیده میشد.نمیدونستم چی‌ کار کنم نه می‌تونستم بی‌خیال حال کردن بشم چون الهام خیلی‌ حشری است و نمی‌شد نمیتونستم به اون بگم که سپیده داره دیدمون می‌زنه چون نمیدونستم چه کاری ممکن بکنه و نمیتونستم به سپیده بفهمونم که من دیدمت گفتم ممکن خجالت بکشه.رابطمون با دختر خوندم خیلی‌ خوبه و منو خیلی‌ دوست داره(مثل پدر)فکر کنید از 10 سالگی با من بزرگ شده و بخاطر فاصله سنی‌ کم مثل ۲تا دوست هستیم منم چون سنمو چهرم نشون نمیده بیرون که میریم مثلا پیش دوستش وقتی‌ میگه بابام باید توضیح هم بده که چجور بابایی که اینقدر جوان و خوشگل است.خلاصه بگذریم مونده بودم چی‌ کار کنم که یهو الهام گفت عشقم امشب نمیخوای زنتو بگای زود باش دیگه یا می‌خوای من شروع کنم .من دیگه کاملاً لال مونی گرفته بودم که الهام خودش منو برگردوند و اومد روم شروع کرد کیرمو خوردن.ما چون حال کردنامون همیشه با صحبت کردن زیاده و قربون صدقه هیکل همدیگه میریم و الهام همیشه بهم میگه چطوری بکنمش فکرشو بکنید دیگه سپیده چه حرفایی داشت میشنید. کونمو بکن جرم بده کسمو بگا آخ جون جون و کیرتو می‌خوام و &#8230;خلاصه همه چی‌الهام ارضا شده بود و من چون هنوز شوک بودم ارضا نشده بودم که شروع کرد کیرمو خوردن و میگفت مهران یالا آب می‌خوام ساک میزدو و میگفت و قربون صدقه کیرم میرفت که آخ جون چه کیری دارم من و همین حرفا.آبم که داشت میومد فهمید و نزاشت ازش دور شم منو گرفته بود و میگفت بپاش تو صورتم ؛خلاصه منم ارضا شدم و رو تخت ولو شدیم و من هنوز حس می‌کردم که سپیده آنجاست و نرفته.خیلی‌ بی‌ مقدمه گفتم منو تو موقع حال بهم اینجوری حرف می‌زنیم زشت نیست آخه تا حالا به این مساله فکر نکرده بودم.گفت نه همه عشقبازی مون مزش به همینه گفتم آخه یه جوری حرف می‌زنیم مثل جنده و جنده باز می‌شه گفت خوب آره معلومه من جندم عزیزم ولی‌ جنده توام حشری توام برای تو جندگی نکنم برا کی‌ بکنم گفتم خوب بسه.البته بین من و الهام اعتماد بالای بود و هر دومون عاشقانه همدیگرو دوست داشتیم و تو این ۱۰ سال به هم دیگه خیانت نکردیم.من می‌خواستم حرفارو تموم کنم که بخوابم ،پس به الهام گفتم عشقم تو برو دوش بگیر که من دیگه پنچر شم فردا صبح هم باید زود برم شرکت که شریکمون میاد زشته استقبالش نکنم .می‌خواستم بخوابم که الهام که پاشده بود بره حموم گفت نکنه قربون کیرت میرم و میگم جون چقدر گندست یه فکرایی کردی گفتم دیوانه ، چه حرفیه می‌خوام بخوابم شب بخیر یهو گفت:آخه با چند تا از دوستام که میشینیم حرفای زنونه میدونی که برا هم تعریف می‌کنیم اندازه کیرای شوهرامون و داستانهای رختخواب میدونیکه گفتم خوب .گفت اینجور که من فهمیدم مال تو حرف نداره گفتم عجب.این چه حرفای که میزنین آخه.با کدوم دوستات؟گفت همون مریم و مژگان و سمیرا لاشی که هر وقت میومدن میخواستن بخورنتا.گفتم پس برا همینه چند وقتیه نمیزاری بیان آره؟گفت آره از حسودی از همون اولش هم میترکیدن که از من کوچیک تری.گفتم خوب بی‌خیال من میخوابمخواستم بخوابم که زودتر این حرفا تموم شه و سپید بره هرچند کاری که نباید میشد شده بود.ساعت ۷ بود که از شرکت برگشتم الهام نبود آخه باشگاه میره.منم انگار نه انگار که از ماجرای دیشب سپید خبر دارم گفتم شام خوردی یا باهم بخوریم،گفت مهران (آخه تو خودمون همیشه از اولش مهران صدام میکرد خودم می‌خواستم) بریم بیرون شام بخوریم چون میدونستم الهام تا ۹ نمیاد گفتم باشه برا مامان هم میاریم هرچند رژیم میگیره.رفتیم بیرون .نرسیده به پل رومی رفتیم پیتزا بزنیم.خلاصه داشتیم شام میخوردیم که دیدم یکی‌ از میزا خیلی‌ تو نخ ما هستن البته چون ۳تا دختر جوان بودن خوب من هم چیزی نگفتم اما خیلی‌ مشکوک شدم.بگذریم برگشتیم خونه.البته سر راه رفتیم دنبال الهام و پسرم که ۵ سالشه و مامانش باشگاه میبره او رو هم آوردیم.من داشتم آبجو میخوردم و فیلم میدیدم و الهام هم داشت دوش می‌گرفت که صدای پچ پچ شنیدم از تو اتاق سپید راستشو بخواید تا اون روز به هیچ چیز شک نمیکردم چون سپید یه دوست پسر داشت که خوب ماهم خبر داشتیم و میشناختیمش یعنی‌ دلیل برای پچ پچ تلفنی نبود بی‌ اختیار رفتم پشت در و گوش کردم چیزایی که شنیدم باورم نمی‌شد:دیدی چقدر جیگره آره خیلی‌ باحاله خیلی هم سکسیه دیدی لباشو یذره است پیتزارو چجوری میخورد .دو زاریم افتاد اونا که مارو تو رستوران دید میزدن دوستش بودن که من نمیشناختمشون پس سپید داره منو جای دوستش به اونا جا می‌زنه.حالم بد شد نمیدونستم چی‌ کار کنم.به الهام نمیتونستم بگم با خودش هم آخه چجوری حرف بزنم؟مونده بودم که چی‌ کار کنمچند روز گذشت و من دیگه حواسم بود تو اتاق خواب پنجره را ببندم و پرده هارو کامل بکشم.یه پنجشنبه شب بود الهام و پسرم رفته بودن خونه مادرش اینا (چون بعد ازدواج منو الهام تقریبا فامیل من منو ترد کرده بودن بچه‌ام فقط خونه یه مامان بزرگش میرفت)برا همین وقتی‌ میرفتن حسابی‌ میموندن من هم نمی‌رفتم به همون دلیل که مادرش اینا هم راجع به من فکر خوب نمیکردن البته من از خانواده کمی‌ نبودام ولی‌ الهام و خانوادش خیلی‌ پولدارو و بزرگ و&#8230;.آره و فکر میکردن من برای پول اون بود که باهاش هستم و اینو همه جز خودش قبول دارن.بماند.سر شب بود بهم زنگ زد و که حسابی‌ مشروب بخور امشب می‌خوام یه حال حسابی‌ کنیم وقتی‌ اومدم خونه آخه هر دومون از سکس تو مستی خوشمون میومد منم که فکر اتفاقی‌ رو که امشب قراره بیفته رو نمیکردم حسابی‌ ویسکی‌ خوردم که ساعت ۱۱ اینا بود باز زنگ زد که فرهاد(پسرم) لج کرده نمیاد و مامانم هم نمیذاره بیام فردا میام و از این حرفاگفتم باشه و رفتم سراغ ماهواره که خودمو سرگرم کنم.سپید اومد و از اتاقش بیرون و روی کاناپه ولو شد و باهم داشتیم فیلم میدیدم.سراغ مادرش رو گرفت گفتم خونه مامانی ایناست و فردا میاد.منم که معلوم بود مستم گفت با منم مشروب می‌خوری؟ گفتم آره عشقم(البته همیشه می‌گفتم و عادی بود مشروب رو هم ی ۱ سالی‌ بود که میخورد و مام میدوستیم)فردام که جمعه بود و خونه بود پس مهم نبود بخوره.برا اونم ریختم و میخورد منم چون خیلی‌ جلو بودم چند تا در میون خودم هم یکی‌ میخوردم.کلش داغ شده بود چون هر وقت داشت مست میشد سرخ میشد لپاش و چشماش از درشتی می‌خواست از صورتش بیاد بیرون.من داشتم سیگار می‌کشیدم که یهو و بی‌ مقدمه گفت خالی‌ که حال نمیده بذار یه‌چیزی بدم پرش کنی‌ .من که خوب مجردیم همه جور غلطی کرده بودم فهمیدم و با تعجب به سپید نگاه می‌کردم و زبونم بند اومده بود.چون تاحالا تو این ۱۰ سال نه تنبیه کرده بودمش نه نصیحت کلا اینجور کارا با مادرش بود .دید من چیزی نمیگم رفت و تقریبا چیزی نزدیک به ۳گرم حشیش آورد و داد بمن و گفت حدس می‌‌زنم خودت واردی.یه لحظه فکر احمقانه‌ای از سرم گذشت.گفتم خوب اگر باهاش بکشم رومون باز می‌شه و می‌تونم باهاش صحبت کنم و بیشتر خیر سرم نقش تربیتی‌ از خودم نشون بدم.منم که تو این ۱۰ سال گذری خلاف کرده بودم چون الهام از تجربه زندگی قبلیش شدیدا ضربه روحی‌ خورده بود و تنها چیزی که نمیتونست قبول کنه این مساله بود و تنها دروغ تو زندگیمون که به اون گفته بودم همین بود که این گذری رو مخفی‌ می‌کردم.بگذریم خوب خیلی‌ وقت بود از آخرین بار میگذشت خیلی‌ سریع ۲تا موشک حاضر کردم و یکی‌ دادم به سپید یکی‌ هم خودم روشن کردم.که سپید اومد پیشم و گفت نه مثل همه باهم بکشیم خوب من هم بعد از چند تا پک چرخوندمش و خلاصه با یه لذتی وصف نشدنی‌ داشت با من حشیش می‌کشید.تموم شد و خلاصه هر دومون رو ابر بودیم و حسابی‌ می‌خندیدیم و به اصطلاح بنگ و باده کرده بودیم.من البته هوشیاریمو می‌خواستم حفظ کنم ولی‌ صحبت و نصیحت رو بی‌خیال شدم برای بعدن گذشتم.اما از همه جا بیخبر که یه الف دختر بچه 20 ساله چه خوابی‌ برام دیده.سپید رفت کنترل رو برداشت و رفت رو شبکه‌های سکسی که قفل بود با تعجب نگاش کردم و گفتم چطور تونستی‌ بازش کنی‌ با یه شیطنت خاصی‌ گفت خوب دیگه.خیلی‌ جدی گفتم بزن بره اما گفت منو تو که دیگه باهم این حرفارو نداریم دیدم مثل اینکه نمی‌شه برای بعدن بمونه صحبت کردن و باید همین امشب حرف بزنم باهاش چون دیگه داره خیلی‌ جلو میره .گفتم عزیزم من می‌خوام تو آزاد باشی‌ و با من رابطه خوبی‌ داشته باشی‌ ولی‌ تو حریم خانواده یه مرز هائی هست که نباید برداشته بشه یه حرمتهای هست که نباید شکسته بشه و درست نیست منو تو باهم این صحنه‌ها رو ببینیم وقتی‌ تنها بودی ببین مساله نداره خوب یه امر طبیعه و تو هم مثل همه بالاخره یه‌روز خانوم میشی‌ و با عشقت آره دیگه و در این بار هر سؤالی داشتی از مادرت می‌پرسی‌.خلاصه من که داشتم مثلا نصیحت می‌کردم اومد نشست روی پاهام و گفت من سعید و نمی‌خوام نه هیچ کس دیگه‌ای رو تو رو می‌خوام خیلی‌ وقت که خانوم شدم و همه چیزو می‌دونم ولی‌ من تورو دوست دارم.از جام بلند شدم و گفتم خوب بسه دیگه برو بخواب بعدن حرف می‌زنیم که با پروی هرچه تمام تر اومد طرفم و شروع کرد به لب گرفتن از من و میگفت امشب بی‌ تو نمی‌خوابم مگه من چی‌ می‌خوام فقط می‌خوام دوستم داشته باشی‌.ازش دور شدم و گفتم خوب معلومه دوستت دارم واگر نه الان استوخونات رو شکسته بودم .که یهو لباساشو کند گفت دلت میاد منو بزنی‌ تازشم این دوست داشتن نه همون جور که مامان ودوست داری میدونم خیلی‌ همدیگرو دوست دارین منم که نمی‌خوام مامانمو ناراحت کنم شوهر اون باش ولی‌ یذرم من هم حق دارم دیگه دوستت دارم می‌فهمی دست خودم نیست.من که دیدم نه نمی‌شه و خوب هم مست بود هم چت رفتم طرفش و بردمش طرف اتاقش ملافه تختشو برداشتم کشیدم دورش و خوابوندمش رو تخت و گفتم باشه بخواب اینجا میشینم پیشت بعدن حرف می‌زنیم خوب.ملافه رو زد کنار و گفت نه بغلم کن منو بکن میخوامت واگر نه به مامان میگم حشیش میکشی.برق از کلم پرید و یکی گذاشتم زیر گوشش که چند ثانیه بعد فهمیدم چی‌ کار کردم تاحالا نزده بودمش.بغض جمع شد تو چشماش رفتم از اتاق بیرون یه سیگار روشن کردم داشتم می‌کشیدم که بازم اومد دوباره ولی‌ ملافه رو دورش پیچیده بود شروع کرد معذرت خواهی‌ ببخشید غلط کردم فراموش کن اصلا همچین حرفی‌ نزدم و داشت حق حق گریه میکرد و اون چهره قشنگش خیس اشک بود و با اون چشمای درشت که حالا پر اشک بود و میدرخشید نگام میکرد و گریه میکرد.منم که دیدم خودشو پوشونده اومده گفتم حتما مستیش پریده و فهمید چه غلطی کرده خوب منم خیلی‌ سنگ دلی‌ نکردم و رفتم طرفش بغلش کردم پیشنیشو میبوسیدم و گفتم ببخشید عزیزم قشنگم دخترم )برا اولین بار بود می‌گفتم)گفت نه دخترم نه همون عزیزم قشنگم دخترم نه من دوستت دارم می‌فهمی مگه چی‌ می‌شه هم منو دوست داشته باشی‌ هم مامان من که نمی‌خوام جداتون کنم دوستم داشته باش و&#8230;..من که یواش یواش دیگه کیرم سیخ شده بود و سپید هم هی‌ هیکل نازشو میمالند بهم برا اولین بار تنم داغ شد و تو دلم لرزید و یه لرزش خیلی‌ خفیف موقع عشق بازی خلاف که همه تجربه کردین تو وجودم بود و هنوز سپیده تو بغلم بود.وقتی‌ کیر شق شدم رو رو بدنش احساس کرد بدون اینکه از بغلم در بیاد صورتش رو دور کرد از من و تو چشمم نگاه کرد و با لبخند زیبائی شروع کرد به دوست دارم گفتن هی‌ میگفت و از صورتم لبم گلوم می‌بوسید و یواش یواش ملافه از روش افتاد و من حالا داشتم به اندامش به چشم دیگه نگاه می‌کردم که خوب فهمیده بود و هی‌ به اون بدن مثل مرمرش پیچ‌و تاب میداد و وای که چه اندامی داشت به خوش فرمی یه مانکن و به تو پری یه زن خوش کس و کون سینه‌های درشت تر از مادرش وبدنی مثل مار کون کاملاً فرم دار و باسنی گرد و تو پر که میگن طاقچه و یه کس که به رنگ گٔل محمدی صورتی‌ بود و الحق که چه کسی‌ بود تپل و درشت که به شلی کس مادرش نبود من که داشتم نگاش می‌کردم از دوست دارم گفتن دست کشید و لبمو گرفت تو دهانش و من هم مقاومت نکردم و لبشو میمکیدم که زبونشو داد تو دهنم و من هم خوردم و متقابلأ زبونم رو دادم دهانش که با چه ولع و تشنگی میخورد با باسنش بازی می‌کردم و تو مشتم میچروندم و میکشیدمش رو به بالا و به طرف خودم فشارش میدادم و کیرم از رو شلوار تو خونم که خیلی‌ هم نازک بود به کس او مالیده میشد و از همین الان اه و اوهش در اومده بود و شروع کرد به در آوردن لباسم و لختم کرد و حالا لخت جلوش ایستاده بودم و با دستای مثل حریرش داشت بدنمو از بالا تا پاین نوازش میکرد و سینه من که از آدمای معمولی‌ پهن تره البته نه مثل ورزش کارا هم می‌بوسید هم میلیسید و همین جور با من ور میرفت که نشست و کیرمو گرفت دهانش که ساک بزنه و من که انتظار همچین زیاده رویو نداشتم صورتشو گرفتم و کشیدم بالا و لبشو خوردم و گفت نه می‌خوام کیرتو بخورم نگاش کردم و گفتم بعدن چون من به عشق بازی طولانی‌ عادت کرده بودم یهو رفتن سر هارد سکس اونهم با سپید سخت بود و هنوز فکر می‌کردم با همین یه عشق بازی بتونم سرو تهشو هم بیارمبردمش طرف اتاق خواب خودمون که گفت نه عشق من تو اتاق من عشق مامان تو اتاق مامان.رفتیم تو اتاقش و رو تخت ۱نفرش تو بغل هم خوابیدیم و هنوز داشتیم بدن همدیگرو میخوردیم که بغل به بغل هم بودیم خودشو کشید بالا و سینهاشو داد دهانم و من هم خوردم براش حسابی‌ سفت شده بود و داشت سپید از شهوت میسوخت ۱۰ بار از مادرش داغتر شده بود منم با کوسش بازی می‌کردم که چند ثانیه هم طول نکشید که تو بغلم شروع به لرزیدن کرد و با‌ اه و اوه زیاد ارضا شدتو بغلم گرفتمش و داشتم لبخند میزدم که گفت نخند دیگه دست خودم که نبود گفتم باشه مهم نیست حالا دیگه لالا ،گفت نه تازه اولشه منم آب می‌خوام و هنوز ندادم بهت ،که یهو رفت پاین و کیرمو گذاشت دهانش و چه ساکی میزد نفسش مثل آتیش بود و وقتی‌ با زبونش کیرمو از خایه تا بالا لیس میزد و با اون چشمای حشری و خمارش نگام میکرد کمرم تیر می‌کشید و تنم سوزن سوزن میشد از زور شهوت دیدم اگه بخواد اینجوری ادامه بده الانه که آبم بیاد و بریزه تو دهانش که پاشدم و رفتم تو حموم تو اتاقش و رفتم زیر دوش و آب سرد و باز کردم روم چند ثانیه نگذاشته بود که چسبید بهم و گفت سردت نشه عشقم و واقعا زیر دوش آب سرد تن داغش داغم کرد و داشت بهم حال میداد و لبمو میخورد دستشو انداخت دور گردنمو خودشو کشید بالا و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و گفت بس نیست عزیزم بریم منو بکنی‌ دیگه.دوش رو بستمو تو بغلم بردمش رو تخت و انداختمش رو تختشو گفتم من همیشه اول کون میکنما گفت میدونم مامان کونیه خوب منم اول کون میدم بهت نگران نباش آماده است تمیزم فقط جاکون توم منم نشوندمش زمین و شکمشو خوابوندم رو تخت طوری که زانوهاش زمین بود و قمبول کرده بود طرفم ولی‌ با شکم خوابیده بود رو تخت واییییی که چه کونی‌ جلوم باز شد یه سوراخ صورتی‌ با یه کون خوش تراش و گوشتی که معلوم بود کردنیه گرد از اون چیزایی که بهش تاقچه میگن وقتی‌ راه میره آدامس میجو ه شروع کردم به لیسیدنش از بالا تا پایین و توف مینداختم درش و با انگوشتم با سوراخش ور میرفتم و چه آخ و اوخی میکرد انگشتمو کردم توش اول یکی‌ بعد ۲تا بعد ۳تا و حسابی‌ بازش کردم که کیرم میره توش دردش نگیره دندونشو به هم فشار میداد وکسشو میمالید گفت بکن دیگه گفتم دارم می‌کنم خوب گفت نه با کیرت با اون کیر کلفت بکن گفتم کیر می‌خوای گفت چه جورم میخام بیای توم .سر کیرمو یه توف حسابی‌ زدمو دستامو گذشتم رو باسنش فهمید که می‌خوام بکنم دستشو آورد پشتش و چاک کونشو حسابی‌ برام باز کرد منم سر کیرمو گذاشتم دم سوراخشو یواش هل دادم تو وای اون در اومد و جیغ‌های ریز میزد کشیدم بیرون افتادم رو کمرش بغلش کردم گفتم عزیزم چیزی شد؟حشری و آهسته گفت نه تو بکن بازم جا کردم تو و هل دادم یواش یواش هنوز تا ته جا نکرده بودم می‌کشیدم بیرون بازم هل میدادم تو صداش اتاقو برداشته بود آره جون بکن وای چه کونی‌ میدم چقدر رفته تو ؟ همشو می‌خوام بکن تا ته.یواش یواش همین جور که می‌کردم و وقتی‌ می‌کشیدم عقب توف مینداختم رو کیرم دیدم تا ته کردم تو کونش. گفتم خوب اینم همش قربون کونت برم که چه کونی‌ داری گفت آخ جون خوبه؟ کون خوبی‌ دارم خوشت اومده آره فدات شم.تا ته کردی توش؟گفتم آره تا ته توشه زدم رو رونش و باسنش داد زدم کون بده یالا کون بده و اون شروع کرد به عقب جلو شدن و جیغ میزد وایییییییییی ایییییییییییییییی بکن جرم بده آخ جون کیر ،مامان خوش بحالت،بکن مهران بکن پاره کن واییییی من هم مثل کون ندیده‌ها داشتم تلمبه میزدم و مثل یه شیر غرش می‌کردم اخهههههههههههههههه کون بده واییییییییییی یالا میزدم رو باسنش موج می‌افتد رو تن مثل حریر سپیده سرشو چرخوند و نگام کرد گفت بسه بذار برگردم وقتی‌ میگای تو چشات نگاه کنم.برگشت و رو تخت ولو شد و لنگشو گرفت تو دستش و جم کرد تو شکمش کس و کونش جلوم هوا شد میزد رو کوسش و می‌خندید تو صورتم سوراخ کونش بود بود میکرد و هنوز باز بود درش توف انداختم تو کونش و خوابیدم روش توری که پاهاش افتاد رو گردنم و دستامو گذشتم این ور و انور سرش و داشتم تلاش می‌کردم که کیرمو جا کنم تو کونش که با دستش کیرمو گرفت و گذاشت دم سوراخ کونش منم براش حول دادم تو چشماش یهو درشت شد دست انداخت دو طرف صورتم گفت وایییییییی جون قربونت برم وحشی من بکن منو بکن دندونامونو هر دومن به هم فشار میدادیم و و صداهای وحشی از ما در میومد پشتمو چنگ مینداخت منم حسابی‌ داشتم تلمبه میزدم سرعتم که زیاد شد گفتم آبم داره میاد برات میریزم تو کونت که بسوزی خوب، جیغ زد بریز بریز قربون خایه‌هات که میخوره به درم.یهو چبوندم بهش تا ته و حس کردم کیرم رفت تو حلقش دهانش باز شد چشاش از کاسه‌ در میومد که آبم با فشار ریخت تو کونش آخ و اوووخ هر دمون بلند بود و سپید کچولم داد میزد وایییییی داغ ابکیرت داغ جون کونم من هم که داشتم تکونای آخر میخوردم که مثل پس لرزه‌های بعد زلزله بود سپید قربون صدقم میرفت که جون دلم خوب باشه آروم عشقم منو کردی دیگه آره بریز همشو بریز توم.آخ که چه حالی‌ داد گایئدن سپید یه چیز دیگه بود آخه من تو مجردیم کم زن بازی و دختر بازی نکرده بودم.بگذریم کیرمو در آوردم بیرون از کونش و رفتم دوباره زیر دوش و کیرمو شستم اومدم بیرون دیدم رو تخت ولو مونده و داره با سینه‌های مثل هلوش بازی می‌کنه رفتم طرفش و خوابیدم بغل دستش چششو باز کرد و گفت شستیش کیرتو عسل جون .منو خوابوند و رفت شروع کرد کیرمو خوردن و با چشمای خوشگلش نگام میکرد منم دستمو چنگ انداختم تو موهاش و بیشتر می‌کردم تو دهانش می‌گفتم بخور همشو بخور جون .بستت نیست آبمو می‌خوای بخوری.کیرمو از دهانش کشید بیرون یه جوری که از نوک لبای مثل البالوش تفش به نوک کیرم چسبید و کش اومد گفت نه دارم برا کسم آمادش می‌کنم کسم میخا ره تا نگای خوب نمی‌شه غصه چیزیم نخور باز شده ۶ ماهیه. گفتم عجب پس سعید ترکوند.گفت آره بچه قرتی ولی‌ این کسو تو باید بکنی‌ فقط تو.الحق که راست میگفت چه کسی‌ بود تپل و گوشتی .کیرمو که حسابی‌ شق کرد گفت بشینم روت عشقم یا می‌خوای تو بیفتی روم.گفتم چی‌ دوست داری؟گفت بدم نمیاد اول من سوارت شم خوشت میاد مثل جندت باهات حرف می‌‌زنم آره.گفتم سوار شو جنده کچولم بشین رو کیر بابا گفت جون قربون کیر بابام اومد روم و با دستش کیرمو گذاشت دم کوسش و سعی‌ کرد بشینه حیوونی دردش می‌گرفت آخه کوس خیلی‌ تنگ بود و منم که سالها بود به کس الهام عادت کرده بودم کیرم داشت میترکید جیغ میزد وقت یواش یواش بالا پاین میکرد و هنوز ببیشتر از نصف کیرم بیرون بود و سپید رو هوا بود و هنوز نمیتونست کامل بشینه روم.داد میزد واییییییییی چه کیری آیییییییییی کلفته داره جرم میده منم که درد داشتم رو کیرم گفتم بسه پاشو گفت نه من اینو تو خودم باید جا بدم کشید بیرون و سر کیرمو حسابی‌ توف زد و رو دستش توف ریخت مالید در کوسش یکم بازی کرد با کوس و باز نشست رو کیرم چند بر فشار آورد و با دهان باز جیغ میزد چشمش بسته بود و آخ اوخ میکرد.من که می‌ترسیدم چیزیش بشه گذاشته بودم هر کاری دوست داره بکنه .داد میزد کونمو بگیر لاشو باز کن جون آره بتپون تو کسم کیرتو منم براش بالا پاین کردم خودمو, که دیدم نه دیگه کاملا نشست رو کیرم و هیکل مرمریش میخوره به شکمم.سینهاشو براش میملوندم که لذت ببره از کس دادنش و اونم سنگ تموم گذشته بود چه جیقی میزد انگار کلی‌ فیلم پورنو تمرین کردهاوفففففف خوب میدم مهران آره بکنش وایییی می‌گفتم آره جون کس بده. میزدم شلپ و شلوپ رو کونش که پاشد از روم خوابید رو تخت گفت بفرمایید آقا نوبت شماست سوار شید. لنگشو از هم باز کردو میزد رو کوسش میگفت بگا خوب بگا هر جور دوست داری منو بگا همیشه می‌خوام منو بکنی‌ خوب. رفتم روش خوابیدمو کیرمو گذاشتم درش و هول دادم تو.باوجودی که الان داشت کوس میداد و روم بود انگار کوسش کیپ شده بود و باز به زور رفت تو من که حواسم نبود و یه فشار محکم دادم جیغش بلند شد و کمرمو چنگ زد جون آییییییییی جر خوردم آره اینجوری بکن آره اینجوری مامان و میکنی‌ آره اونم مثل من میده جون اونم مثل من وحشی هست مثل من تشنت هست؟من که مغزم قفل بود و نمیتونستم فکر کنم که بخوام جواب بدم فقط می‌گفتم جون کس بده جنده کس بده اونم داد میزد بکن بیشتر چشماش به درشتی یه تخم مرغ شده بود و نفسش که به صورتم میخورد انگار از کوره نون پزی بود.عرق هر دومون در اومده بود توری که عرقم چکه میکرد رو صورتش و سپید چنگم میزد و با ناله میگفت جون داشت از حال میرفت که بغلم کرد محکم و به تنش لرزه افتاد اونم چه لرزی از اولین بار شدیدتر جیغ میزد و تکون میخورد تو بغلم که کیرم سوخت وای بیشتر از چند ثانیه طول کشید چون روش بودم و اون ارضا شده بود بر اینکه وزنم اذیتش نکونه برگشتم و اون اومد روم چند ثانیه بیحرکت موند و از روم شل کرد یواش کشید بیرون واییییییییی آبش شوره کرد رو شکمم غش غش می‌خندید و قربونم میرفت بعد گفت پس تو چی‌ ارضا نشدی که . گفت بیا عشقم بکن آب می‌خوام آب ,بازم خوابیدم روش و تلمبه میزدم اونم چه تلمبه‌ای کوسش که حسابی‌ خیس شده بود و پر آبش بود شلپ شلپ صدا میداد و دوباره اه و اوهش بلند شد سرعتم زیاد شد و داشتم نعره می‌کشیدم فهمیدم الانه آبم بیاد در آوردم کیرمو و تا کشیدم بیرون فواره زد آب کیرم رو هیکلش و صورتش با ووجدی که بار دوم بود که ارضا میشدم ولی چه ابی ازم در اومد شکمش سینه هاش صورتش انگار شاشیدم روش جون جون میگفت با هیکلش ور میرفت و میگفت آخ جون ابتو ببین چه جور در آوردم کیف کردی .افتادم روش و از حال رفتم برای چند دقیقه ولو بودم و بعد پاشدم گفتم بریم دوش بگیریم ساعت ۳ صبحه دوش بگیریم که بخوابیم. رفتیم زیر دوش و اون منو میشوست و من اونو دیگه چیزی نمیگفت و فقط مثل یه عاشق واقعی‌ نگام میکرد من که نمیدونستم چی‌ بگم دست به سر و صورتش می‌کشیدم و میبوسیدمش ازگریبانش و لباش اونم کیف میکردی نیم ساعتی زیر دوش بودیم می‌خواست بازم باهم ور بره که گفتم نه بعدن گفت قول؟گفتم تو همیشه اینجوری بده تا هروقت بخای من هستم .گفت تو بکن من همیشه اینجوری میدم.گفتم باشه پس الان تو تو جات منم تو جای خودم میریم می‌خوابیم که مامان صبح خوابیم میاد بعدن فکر می‌کنیم خوب؟منو بوسید و گفت خوب من از حموم اومدم بیرون و رفتم طرف اتاق خواب خودمون و رو تخت ولو شدم و مونده بودم امشب چه شبی‌ بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176753</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سر صبح اینو بکنی یه راه مخفی تو زندگیت باز میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Aug 2019 06:34:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودمکه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار‬]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدو]]></category>
		<category><![CDATA[ترهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دادماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[سنیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[ننوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه سری از سکسامون از فیلم سکسی همه خاطره انگیز تره.منم دوس دارم داستان سکس 2 سالم که البته به زودی دوباره ادامه داره با دختر مستاجرمونو سکسی براتون بگم دلم میخواد نظر کسیکه میخوندشو شاه کس بدونم.البته اولین باره خاطره تعریف میکنم اگه خوب ننوشتم ببخشید.ما 4 ساله که یه خونواده کونی مستاجرمونن.البته پدره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه سری از سکسامون از فیلم سکسی همه خاطره انگیز تره.منم دوس دارم</h2>
<p>داستان سکس 2 سالم که البته به زودی دوباره ادامه داره با دختر مستاجرمونو سکسی براتون بگم دلم میخواد نظر کسیکه</p>
<h3>میخوندشو شاه کس بدونم.البته اولین باره خاطره تعریف میکنم اگه خوب ننوشتم</h3>
<p>ببخشید.ما 4 ساله که یه خونواده کونی مستاجرمونن.البته پدره هم دوست بابامه.ابن مستاجرمون یه دختر دارن که اسمش آزیتاست.آزیتا الان 18</p>
<h4>سالشه جنده .تو این 4 سال یعنی از 14 سالگیه آزیتا</h4>
<p>که شروع کرد به بالغ شدن پستون آزیتارو دید میزدم.آزیتا نسبت به سنش زودتر بالغ شد یعنی زود سینه هاش بزرگ</p>
<h5>شدنو هیکلش کوس زنونه شد. منم چون آزیتا میومد تو حیاط</h5>
<p>بازی میکرد همیشه دیدش میزدم..تا اینکه عید دو سال پیش که آزیتا 16 سالش بود واسه عید دیدنی اومدن خونمون.(ما طبقه بالا سکس داستان میشینیم)آزیتا هم که</p>
<h6>یه کم توپول موپول بود البته چاق نبود ایران سکس ولی مثل</h6>
<p>این زنای عرب هیکلش پر بود و واقعاهیکلش واسه سکس عالی بود.اومدن عید دیدنی آزیتاهم روبرو من نشست اونجا بود که فهمیدم آزیتا سرو گوشش میجنبه و کرم میریزه.منم گفتم این بچست بابا جوابشو بدم سوتی میده همه میفهمن در ضمن من الان 28 سالمه ینی 10 سال فاصله سنیمون بود.اون روز گذشتو دهم یازدهم فروردین بود که چون باباش راننده اتوبوس بود مامانشم پرستار بود.باباش رفت سرویسو مامانشم شد شیفت شب بیمارستان.خونه ماهم از یه هفته پیش رفته بودن شمال منم چون اهل مسافرت نیستم مثل همیشه نرفتم.میدونستم آزیتاهم تنهاست چون خیلی پیش میومد که تنها باشه تک بچم بود.اون شب من داشتم فیلم سوپر نگا میکردم از ماهواره (کانال pg )که یه سکس کون کردن خیلی باهال نشون داد.بدجوری شهوت گرفته بودم.که یهو آزیتا وکرم بازیه اون روزش اومد تو ذهنم.گفتم شاید آزیتا میخواست یه چیزی حالیم کنه که من محلش نذاشتم بزار ببینم کرم میریزه دوباره یا نه.وایه همین رفتم تو راه پله الکی با تلفن حرف زذن که متوجه شدم آزیتا یواشکی منو دیدمیزنه.فهمیدم که آره هنوزکرم میریزه.بعد 5 مین دوباره اومدم تو راه پله که آزیتاهم تو همون لحظه درو باز کرد چون راه پله مون مشترک بود.شروع کرد به سلام کردنو احوال همو پرسیدن که ازش پر سیدم تنهایی گفت آره یککمم میترسم گفتم واسه چی.گفت از ماهواره یه فیلم ترسناک دیدم حالا میترسم بخوابم.البته فهمیدم دروغ میگه چون میدونستم به خاطر درسش مدتیه باباش ماهواره شونو جمع کرده.گفتم خوب بیا خونه ما که بدون تعارف گفت باشه.الان میام بعد چند مین دیدم آزیتا با یه شلوار استرج تنگو یه تی شرت بلند اومد بالا.واای چه کسی شده بود .سوتینم نبسته بود چون از زیر تی شرتش سینه های بزرگو نرمش مثله ژله میلرزید.بعد نیم ساعت حرف زدن سر صحبتو بازکردیمو یه کم صمیمیتر شدیم واسه همین گفتم دوس داری فیلم سکسی ببینی گفت آره خیلی تاحالا ندیدم.منم ماهواره رو گذاشتم رو کانال pg خودمم رفتم تو آشپزخونه الکی لفتش دادن .وقتی برگشتم واقعا شهوتو تو صورت آزیتادیدم منم که کیرم راست شده بود رفتم بغل دستش نشستم هینطور که باهم دیگه سوپر میدیدیم دستمو بردمو سینه شو مالوندن .لامسب خوشش اومد فهمیدم که امشب یه سکس افتادم چون کرم میریخت حسابی.یه کم باهاش ور رفتمو بوس کردنو لب گرفتن که آزیتا گفت دلم میخواد کیرتو ببینم.گفتم بریم تو اتاقم با هم دیگه لخت شیم. آزیتا بدجوری شهوتی شده بود هرچی میگفتم میگفت باشه.شروع کردیم لبا سای همو در آوردن واقعا که چه هلویی بود سینه های خیلی نرم،کون پهنو گنده،رون پر ،با یه کس سفیدو قلمبه. بار اولش بود که میخواست سکس داشته باشه.واسه اینکه دسپاچه نشه یا نترسه خودم شروع کردم به خوابوندنش رو تختو خوردن سینه هاش .بعد رفتم پایین که کسشو لیس بزنم که خودش ولو شدو پاهاشو باز کرد.عجت کسی قلمبه و سفید.چوچولشم قرمز شده بود حسابی.من تقریبا 15 مین فقط کسشو خوردم خیلی تمیزو ناز بود.کاری کرده بودم که آزیتا بی حال افتاده بود.کیرمم داشت میترکید گفتم نوبت توئه گفت چیکار کنم.گفتم اول کیرمو بوخور.اولش گفت حالم بد میشه ولی یواش یواش که مالیدم به لبش خودش رام شودو شروع کرد به خوردنش واای چه حالی میداد .سرشو گرغته بودمو تلمبه میزدم تو دهنش .خودشم ساک میزد برام.با سینه های نرمش ور میرفتمو میمالوندمش مثل پنبه نرم بودنو گرم.حسابی شهوت گرفته بودم گفتم دلت میخواد بیشتر حال کنیم گفت چطوری منم گفتم دیدی تو فیلم سوپر زنه چطوری کونشو کردن گفت آره گفتم دلت میخواد.اولش ترسیدو گفت درد نداره؟گفتم نمیذارم دردت بیاد چربش میکنم.راضی شودو برشگردوندم عجب سورخ کونی داشت دلم میخواست لیسش میزدم.قرمزو تمیز.رفتم روغن زیتون آوردمو کیرمو کونشو حسابی چرب کردم یواش یواش سر کیرمو هل دادم داخل اولش دردش اومد ولی اینقد کیرمو چرب کرده بودم که نمی تونستم خودمو کنترل کنمو تا ته نبرم تو کونش هی میگفت آآآخ کونم منم دردم میادمنم هی بیشتر فشار میدادم نمیتونست از زیرمم در بره داشت گریش میگرفت تا اینکه تا ته کردم توکونش یه کم که تلمبه زدم اونم درد کونش خوابید .اولین بار بود کیر میرفت تو کونش.میگفت دردم کمتر شده فط یواش تلمبه بزن .من اون شب تا صبح آزیتارو کردم 3بار آبمو ریختم تو کونش حسابی بهش حال دادم.از 2 سال پیش که کردمش تا قبل اینکه دانشگاه شهر دیگه ای قبول شه بالای 100 بار کردمش سوراخ کونش حسابی باز باز شده .حیف که کسش پرده داشت .بهش یاد دادم که آبمم بخوره .تو این دو سال کار من شده بود کون کردن آزیتا،آبمو بهش خوروندنو،کوسشو لیس زدن.حالا قول داده اگه تابستون برگرده کسشم براش بکنم.چون مامایی میخونه مثل اینکه یاد گرفته چطوری میشه پردشو ترمیم کنه.تابستون امسالم کسشو افتتاح میکنم کونش که خوراکمه اینقد گشاد شده که تنها چیزی که حس نمیکنه درده.خودش میگه از سکس باهام لذت میبره .انقد تو این دو سال سینه هاشو خوردم که به قول خودش 2 سایز بزرگتر شده از زیر مانتو سینه هاش آدمو شهوتی میکنه حالا ببینید چه حالی میکنم که وقتی لخت لخت تو بغلمه.تو محلمون همه تعریف کون پهنشو سینه های درشتشو میکنن .خبر ندارن که بالای 100 بار خودم کردمش .انقد دوس دارم که آبمو میخوره همشو قورت میده.البته منم اب کسشو میخورم .کس تمیزی داره یه دونه مو تو بدنش پیدا نمیشه.تابستون امسال میخوام هر روز بکنمش ببینم میشه .ممنون از خوندن خاطره م دوستان.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176035</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر خانوم شکلاتی حسابی سکس لز میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jul 2019 02:44:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمو]]></category>
		<category><![CDATA[انداختو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[باباشو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کانالو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ما یه همسایه دیوار به فیلم سکسی دیوار داشتیم به اسم لیلا اون موقع 4 سال از من بزرگتر بود یعنی 23 سالش بود خلاصه تو کوچه سکسی ک میدیدمش باهاش زیاد شوخی دستی می شاه کس کردم خیلی وقت هم میشد همسایه بودیم یه روز رفته بودم پشت بوم دیش ماهواره کونی رو تنظیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ما یه همسایه دیوار به فیلم سکسی دیوار داشتیم به اسم لیلا اون</h2>
<p>موقع 4 سال از من بزرگتر بود یعنی 23 سالش بود خلاصه تو کوچه سکسی ک میدیدمش باهاش زیاد شوخی دستی</p>
<h3>می شاه کس کردم خیلی وقت هم میشد همسایه بودیم یه روز</h3>
<p>رفته بودم پشت بوم دیش ماهواره کونی رو تنظیم کنم دیدم با یه شلوارک و یه تاپ اومد رو پشت بوم</p>
<h4>. جنده اول منو دیدمثلا بگه خجالت کشیده رفت تو منم</h4>
<p>کم نیاوردم از جامم تکون نخوردم پستون دیدم دوباره اومد بدون اینکه حرفی بزنه لباساشو رو ظناب پهن کرد منم زوم</p>
<h5>کرده بودم کوس روش چشم ازش بر نمیداشتم آخ چه کونی</h5>
<p>داشت . برگشت بهم گفت یه وقت خجالت نکشیا منم گفتم منو تو که این حرفا رو نداریم می خوای منم لباسمو سکس داستان در بیارم محشور</p>
<h6>شیم هیچی نگفت خندیدو رفت خونه اینم بگم ایران سکس باباش از</h6>
<p>اون آدمای بی بخار. یه روز باباش گفت علی بیا این ماهواره مارو درست کن اون روزم فقط باباشو خودش بودن خلاصه رفتم خونشونو یه ذره این ور اون ور کردم به باباش گفتم شما برو بالا یه ذره دیشو تکون بده هروقت گفتم خوبه جاشو سفت کنهلاصه بباش رفت بالا منم کنترل رو پرت کردم رفتم سراغ لیلا که تو آشپزخونه بود خودشم کونش می خارید با هزار زور یه لب 1 دقیقه ای ازش گرفتم یه دفعه صدای باباشو شنیدم که اون بابلا از گرما داشت میمرد . ماهوارشونو درست کردمو اومدم خونه بدجور تو کف لیلا بودم که گوشیم زنگ خورد شمارشو نشناختم برداشتم صدی لیلا بود گفت هفته بعد باباشینا میرن شمال این میمونه با داداش کوچیکش که 8 سالشه گفت اگه وقت داری این ماهوارمون دوباره خراب شده هفته بعد بیا درستش کن .معلوم بود کونش میخاره مم تا هفته بعد مدام تو فکرش بودمو همیشه کیرم راست بود که روز موعود فرا رسید تو کوچه بودم دیدم مامانشینا دارن خداحافظی میکنن میرن اونا که رفتن یه نگا به من انداختو خندید رفت تو خونه . داداشش بیرون تو کوچه داشت بازی میکرد بردمش گذاشتمش کلوپ تا 4 5 ساعت بشینه بازی کنه سپردمش دست بچه ها . منم رفتم زنگ زدم گفتم برای تعمییر ماهواره اومدم درو باز کردو رفتم بالا یه پیرنو شلوار پوشیده بود تنننننننگ این کیره ماهم نرسیده داشت شلوارو جر میداد. رفتم بالا دیشو تنظیم کردم روسایروس اومدم یه کانال سکسی گذاشتم بهش گفتم اینا خوبه؟ یه دفه داد زد گفت نه اینا رو قفل کن رمزشم بده ب خودم منم گفتم اصلا حذفشون می کنم یه دفه گفت نه تو این مدتم داشت فیلم پخش میشد نگاش از تلویزیون برداشته نمیشد که من یهو کانالو عوض کردم دیدم مثل وحشیا پرید کنترلو گرفت زد کانال سکسیه و نشست نگاه کردن منم دیگه بهتر از این موفعی ندیده بودم از پشت کرم میریختم هیچی نمیگفت یکی دوبار انگشتش کرد م بازم هیچی نگفت از پشت سرمو آوردم گردیشو شروع کردم به خوردن برگشت منو نگاه کرد شروع کرد به لب گرفتن اصلا فکر نمی کردم این قدر حشری باشه منم شروع کرئم به در آوردن لباساش آخخخخخخ چه سینه هایی داشت انقدر سینه هاشو خوردم داشت از شهوت ار ار می کرد کیر بدبخت منم داشت پوست مینداخت که برشگردوندم به پشت واییییییی چی بووود چه کونی چه کسی تا بیاد بفهمه چی شده تفو انداختمو کیرمو تا دسته کردم تو کونش دستمم گرفتم جلو دهنش تا داد نزنه اینفدر کونش تنگ بد که انگار کیرم داشت نصف می شد خلاصه بعد از کلی عرف ریختنو کلی مکافات آبمو ریختم رو سرو صورتشو با هم یه چیزی خوردیمو من پا شدم اومدم. امیدوارم خوشتون اومده باشههههههههه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175588</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جون کیر خوشگل و دو تا جنده حسابی حشری شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jul 2019 09:05:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدو]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیچونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جریانی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[خیانتی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[درومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنگیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریسش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[‫میرسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نگهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشته]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[انگلیسی خودشو معرفی میکرد انگار فیلم سکسی بچه ها خودشونو معرفی کرده بودن و حالا نوبت آقای کرامت بود خوب یادمه که من وسط یه دختر و سکسی یه پسر نشسته بودم بعدا فهمیدم که شاه کس پسره علی و دختره ساراست. در ضمن همونطور که بچه های تهران می دونن کلاس کونی زبان آمادگی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>انگلیسی خودشو معرفی میکرد انگار فیلم سکسی بچه ها خودشونو معرفی کرده بودن</h2>
<p>و حالا نوبت آقای کرامت بود خوب یادمه که من وسط یه دختر و سکسی یه پسر نشسته بودم بعدا فهمیدم</p>
<h3>که شاه کس پسره علی و دختره ساراست. در ضمن همونطور که</h3>
<p>بچه های تهران می دونن کلاس کونی زبان آمادگی تست IELTS سر دولت تو شریعتی مختلطه. آقای کرامت گفت:I was born</p>
<h4>in جنده tehran But I grow up in USA and&#8230;&#8230;.بعد این</h4>
<p>حرفا به من گفت:Please introduce yourselfنمد پستون دونستم چی بگم حول شدم یه چیزایی بلغور کردم که فقط از سرم وا</p>
<h5>شه داشتم کوس حرفامو جمع و جور می کردم ورسیده بودم</h5>
<p>به شغلمI am a vet and I work on animal specialy in dog and hourse&#8230;که یهو درب کلاس دوباره وا شد. دیدم سکس داستان ی دختر فوق</p>
<h6>العاده لاغر اومد تو قد بلند چشمای عسلی ایران سکس خیلی ناز</h6>
<p>بود ولی هیکلش خنده لاغر بود جلو باربی هم این باربی محسوب میشد. اما من ازش خوشم اومد کرامت گفتohhhhhhhhhhh why you late woman?nاصلا خودشو نباخت و گفتI look for a parking box in the back street&#8230;.خیلی حال کردم که ماشینم داره و بچه با حاله اون روز که نشست همش بهش نگا میکردم اما اون حواسش به من نبودچند جلسه ای گذشت و من بیشتر و بیشتر ازش خوشم میومد اما شیوا زیاد تو مود من نبود تا این که ی روز توی کلاس اون شد partner من و کلی باهاش حرف زدم گفت که بچه زعفرانیه است و خودش شرکت داره. اولش باورم نشد فک میکردم دروغ میگه آخه به تریپش نمی خورد فکر کردم چون دیده من دامپزشکم می خواد کم نیاره اولش فکر می کردم احتمالا ی پرایدی داره و تو ی شرکت کار میکنه آخه مهندس کامپیوتر بود در مورد خونشونم خیلی مطمئن نبودماون روز کلی باهام شوخی کرد. جلسه بعد دیر کرده بود کلی عصبی بودم آقای کرامت گفت are you ok ashkan? جواب دادم آره اما اعصابم خورد بود تا این که با نیم ساعت تاخیر اومد همه کلاس پر بود جز سه تا صندلی یکی کنار من و دوتا اون سمت کنار سحر وقتی شیوا اومد تو به کل کلاس نگا کرد و در عین ناباوری اومد نشست پیش من. اینجا بود که فهمیدم اونم دوسم داره و من بتا بقیه براش فرق دارم. بعد اون روز روابطه ما بهتر و بهتر شد ودیگه همیشه پیش من میشست دیگه بچه ها هم بهمون تیکه مینداختن اما من که از خدام بود چون 2تا دیگه از پسرا هم دنبالش بودن آخه سر کلاس همش تابو شکنی می کرد مثلا می گفت من از پسرای گی خوشم میادو ی سری حرفایی که همه چرتشون می پرید. تا این که ی روز که کلاسون که تموم شد اومدیم بیرون موقع خدا حافظی گفت خونت کجاست گفتم شهران گفت خوب با من بیا گفتم تو که بچه زعفرانیه ای چه ربطی داره ؟ گفت اشکالی نداره از میرداماد میریم میندازم تو ولیعصر تو سر نیایش پیاده شو منم از همون جا میرم سمت پارک وی و میرم گفتم باشه اومدیم سوار ماشینش بشیم دیدم که اشینش یه 206 نوک مدادی صفره نه اون پراید لگنی که تو ذهن من بود. از کوچه پس کوچه ها اومدیم تو شریعتی و بعدش میر داماد وقتی رسیدیم سر نیایش گفتم شیوا من پیاده میشم گفت بشین میرسونمت باورم نمیشد اگه راستشو بگم خیلی عاشقش شده بودم با این که اصلا خوشگل نبود اما یه جورایی دوس داشتنی بود اومدیم ت و نیایش اون آهنگه گروه seven هم پخش میشد: خاطراته تورو چه خوب چه بد حک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فک میکنم با تو میمونم واسه همیشه&#8230;&#8230;.اومدیم تا شهران و منو دم خونم پیاده کرد آخه من تنها زندگی میکنم البته به خودشم گفته بودم این جریان رسوندن چند باره دیکه هم تکرار شد و دیگه ما با هم کاملا دوست شده بودیم. یه روز که تو ماشین بودیم دستشو گذاشت رو دنده منم دستمو گداشتم رو دستش یه نگاهی بهم کرد و گفت شیطون شدی اشکان گفتم حیف که روم نمیشه و گر نه بوستم میکردم گفت آخ آخ فک کن اشکان روش نشه دیگه رسیده بودیم دمه خونم گفتم خداحافظ وقتی خواستم پیاده شم یهو ی بوس کوچولو رو لپاش کردم و پیاده شدم وقتی پیاده شدم اس ام اس داد که بوست خیلی شیرین بوداشکان جونیاز اون به بعد این لفظ جونی شده بود تکیه کلامش هر وقت اس ام اس میداد یا مدیدیم همدیگرو بهم میگفت دیگه متوجه شده بودم که خیلی دوس داره به هم نزدیک تر باشیم و بیاد خونم اما از اون جایی که من همزمان با دختر واحد بغلیمم دوس بودم نمیشد این کارو کنم مشکل این بود که بهار از صبح تا غروب خونه بود و پیچوندنش سخت بود و شیوام زیاد فرصت نداشت منتظر بودم یه روزی بیاد که بهار اینا نباشن که اونم پیش نمیومد.یه روزی که داشتیم از کلاس برمیگشتیم بازم دسته شیوا رو دنده بود منم دستمو گذاشتم و آروم آروم شروع کردم به بازی کردن با دستاش ناخنامو میکشیدم رو پوستش واون میخندید وقتی دیدم چیزی نمیگه دستمو گذاشتم رو رونه پاهاش و فشار دادم آروم دستمو میاوردم تا رود زانو هاش و بر میگردوندم گه گاهی یه نگاهی بهم میکرد و میخندید دستمو انداختم لای پاهای اما چون جین پاش بون نمیتونستم چیزیو احساس کنم بعد چند ثانیه دستمو از لای پاهاش دراورد و گذاشت رو پام ی جوری بهم نگا میکرد که یعنی اگه تو همه دلت می خواد چرا پیشنهاد نمیدی بریم خونت اما بنده خدا خبر از دل من که نداشت با تمتم وجودم دوست داشتم بغلش کنم 100 برابر بهار دوسش داشتم اما از ترس بهار نمی تونستم ببرمش خونم دیدم اگه امشب یه لب درست درمون ازش نگیرم شبم شب نمیشه یه نگاهی به دورو برم کردم دیدم رسیدم نزدیک پمپ بنزین ایرانپارس گفتم برو تو شقایق اونم پیچید تو شقایق داشتیم سربالایی شقایقو میومدیم بالا و من دنباله یه جای خلوت می پشتم یهو چشمم به ی جایی افتاد که خیابونه اصلی به دو بخش چپ و راست تقسیم میشد تقریبا انتهای خیابانه شقایق بود گفتم وایسا اونم وایستادو یه نگاهی به دورو بر انداختم با این که ساعت 8 شب بود اما ظاهرا خلوت بود صورتمو بردم جلو و ی لب کوچولو ازش گرفتم خندید ومن دوباره رفتم تو لباش وای لباش محشر بودن نرمو خوشمزه تو حاله خودمون بودیم که گقت از اون دور داره یکی میاد دوباره استارت زد و راه افتاد یه خورده اومدیم بالاتر بازم خلوت شد دوباره رفتم تو لباش دستمو بردم پایین جوراب حوله ایشو دادم پایین و پاچه جینشو نم نم آوردم بالا دستمو گذاشتم رو ساقه پاش ونم نم آوردم بالا با این که خیلی خیلی لاغر بود اما این جاهای پاش خیلی نرم و دوس داشتنی بود احساس کردم پاهاش کاملا shave شده نیست گفتم تیغ تیغیاش درومده ها انگار یه هعته ای هست shave نکردی خندید گفت واردیاآوردمش جلو سرشو گذاشتم تو سینمو پیشونیشو بوسیدم نوک مماخش گونه های برجستش و پشت چشمای عسلیشو گفت نکن بوسیدن چشم دوری میاره اما حالیم نبود با اومدم برم تو لباش که یه نور ماشین افتاد تو آینه جلو ماشینه داشت از پشت سر میومد اعصابم خورد شد دوباره راه افتاد که تابلو نشه دیگه نا امید شده بودم یه نگا به گوشیم انداختم که ببیتن ساعت چنده دیدم همم چند تا مسی دارم هم اس ام اس آخه وقتی با شیوا بودم گوشیمو میذاشتم قخ silent که اگه بهار زنگید ضایع نشه دیدم چند تا اس ام اس اومده و بهار گفته مادرم اینا رفته بودن خونه خالم من رفتم که تو بیای بیا م پیشت اما هر چی زنگیدم ورنداشتی منم میرم خونه خالم واست شامم درست کرده بودم و به زور مامانم اینارو پیچونده بودم حیف منراست میگفت انصافا بهار خیلی مهربون بود اما این اس ام اساش عالی و به موقع بود و شیوا گفت کیه اس ام اس میخونی گفتم نه می خوام یه چیزیو که روم نمیشه بهت بگم رو واست اس ام اس کنم. گفت به من؟ گفتم آرهو گفت این اسگل بازییا چیه؟ چی میخوای بگی، گفتم میای خونم یه چای یا شامی با هم بخوریم ؟ گفت فقط شام دیگه؟ گفتم آره با چای گفت با کولوچه و با دستش می میاشو نشون داد گفتم خیلی cool تشریف داریا گفت این جوریاست گفت واقعا می خواستی اینو بهم اس ام اس کنی؟ فک کنم فهمیده بود پیچوندمش گفتم آره باور کن. بعدش برا این که فضا عوض شه گفتم راستی میمیات شبیه کولوچه نیستا اون پشتیا بیشتر شبیه کولوچن گفت نمیدونم شاید. دیگه رسیده بودیم شهران گفتم بریم بالا ریموتو زدم ماشینشو بیاره تو رفتیم تو پارکینگو اومدیم تو آسانسور وقتی رسیدیم دمه واحد تازه متوجه شدم که بهار مثلا خواسته surprisre کنه و نرفته خونه خالش اینا فقط اونجوری اس ام اس داده بوده دنیا رو سرم خراب شد اما دیگه نه راه پس داشتم نه راه پیش گفتم شیوا اگه میشه خیلی بی صرو صدا بریم تو. گفت چرا تو که مستاجر نیستی که از صاحبخونه بترسی گفتم آره ولی ی پسر مجردم دیگه اگه به رییس ساختمون بگن بد میشه اون بنده خدا هم قبول کرد قلبم تند تند میزد اگه ی لحظه بهار در واحدشونو وا میکرد آبروم می رفت اما بالاخره با هزار درد سر رفتییم تو درو به سمته داخل هول دادم که موقع بسته شدن و چرخوندن کلید صدا نده وقتی کارم تموم شد برگشتم دیدم شیوا داره یه نگاه عاقل اندر صفیح به من میکنه گفت یعنی انقدر گیرن گفتم نه ولی من رعایت میکنمو دیگه آروم شدم اما از استرس اونقدر عرق کرده بودم که بوی عرق همه جامو ورداشته بودگفتم من میرم حموم تو مانتوتو در بیا بشین گفت بیا بشین میخوام برم 2 min اینجام می خوای بری حموم؟ گفتم تو هم بیا؟ گفت نه؟ تو نرو بالاخره منم بیخیال شدم رفتم تو اتاقم لباسامو عوض کردم شلوارک آبیمو پوشیدم با پیراهن بسکتیمو اومدم و چایی رو جفتو جور کردم و پیشش نشستم دوباره دیدن چشاش دیونم کرد دستمو بردم تو گردنشو لبامو گذاشتم رو لبش عالی بود داغ شیرین و تو دل برو گفتم دوست دارم شیوا گفت چند تا ولی من دیگه توانایی جواب دادنشم نداشتم چشمامو بستم رفتم تو لباش دیدم زبونشو دراورد اومدم زبونشو گاز بگیرم بردش تو اما اون یهو لب بالاییمو گاز گرفت من واقعا دردم گرفت اما اون میخندید سرشو دادم بالا زیر گلوشو خوردم وسط گوشه ها بالا پایین گفت جاش نمونه اشکان. من رفتم پایین تو یقش پیراهنشو دادم بالا یه سوتین ناز تنش بود مشکیو شیک پیراهنشو از تنش دراوردم همین جوری تو لباش بودم که خواستم سوتینشو از پشت وا کنم اما سگکشو پیدا نمی کردم یه لحظه چشامو وا کردم دیدم از جلو وا میشهوقتی بازش کردم دیدم می میاش خیلی کوچولوان اما بازم دوس داشتم اما خوش بختانه nipel ممه هاش به نسبت ممش گنده بود نیپلاشو پرفتم به دندونم هم گازش میگرفتم هم می خوردم یه نمور بوی عرق می داد اما عالی بودن عالی عالی. بعد لخت شدن بالا تنش کمر شلوارشو وا کردم خواستم شلوارشو در بیارم که گفت میشه بریم رو تخت گفتم باشه بلندش کردم درحالی که از پشت بغلش کرده بودم و اونم جلوم بود رفتیم تو تختم التمو چسبوندم به کونش و باهام راه می رفتیم ی نگا به ممه هاش انداختم دیدم دستاشو گذاشته رو می میاش نمی دونم دیگه چرا خجالت میکشیدر فتیم رو تخت خوابیدم روس بازم ممه هاشو خردم اومدم پایین تو نافش که البته بوی خوبی نمی داد و همزمان که شکمشو می خوردم کمرشو وا کردم جینشو دراوردم هم زمان که جینش درومد جوراباشم با هاش اومدن حالا فقط ی شورت اس تنش بود که ست سوتینش بود شروع کردم به خورنه روناش تا پایین میومدمو بر میگشتم تا این از رو شورت سکسیش ی گاز کوچولو از نانازش گرفتم وبا دستم شورتشو زدم کنار محل رسیدنه پاش به تنشو میخوردم گفت اشکان نکن من از صبح بیرون بودم اون جاهام تمیز نیست راستم می گفت اما تو اون لحظه دیگه من حالیم نبود گفتم بی خیاله قارچو باکتری خندید گفت نه دیگه اون جوریام نیست. رفتم تو پاهاش دوباره اوون محل رسیدن پاش به نانازشو می خوردمو گاز میگرفتم بعدشم رفتم سراغ همین جا ولی اون طرفش دستشو گذاشته بود پشت سرم و فشار میداد بعد این حرکت شرتشو دراوردم و رفتم سراغه نانازش وقتی نگاش کردم حظ کردمبرخلاف میمیاش نازش فوق العاده خوشگل بود اولا کالباساش بیرون نزده بودن ثانیا کلیتوریسش خیلی کوچولو بود کلیتوریسشو کردم تو دهنم بوش فاجعه بود اما دیگه باید می خوردمش بعد چند لحظه خوردن ی مو اومد تو دهنم مو رو که درآوردم دیدم داره ی جوری نگام میکنه که یعنی شرمندتم واسه این که حسش خراب نشه مث احمقا گفتم من از مو بدم نمیاد مخصوصا موی تو دوباره رفتم تو نازش زبونمو میکردم توش کلیتوریسشو گاز میگرفتم میک میزدم اونم پاهاشو وا کرده بود و با دستاش نگهشون داشته بود اونوقت برش گردوندم و کولوچههاشو(کونشو) گاز گرفتم خواستم زبونمو بکنم لای کولوچه هاش که دیگه نتونستم هرچند من این کارو دوس دارم اما اون لحظه ماله شیوا تمیز نبود دوباره برشگردوندم و شورتمو دراوردم خوابیدم روش گفت اگه میخوای بکن تو یه نگاهی بهش انداختم که یعنی دختر نیستس اونم نگاهشو دزدیدو سرشو آورد پایین و من به آرومی کردم تو نازش نازش زندگی بود داغو خیس یهو صداش رفت بالا لبامو گذاشتم رو لباش که که صداش بلند نشه(از ترس بهار) اما انگار از بوی نانازه خودش خوشش نیومده بود آخه صورتشو اونوری کرد من بازم تلمبه می زدم بعد 3 یا 4 min درش آوردمو پاهاشو گذاشتم رو شونهام من عاشق هد position ام پاهاش رو شونم بودو تلمنه می زدم 2 -3 min هم این جوری کردم که دیدم داره آبم میاد گفتم شیوا بریزم رو شکمت گفت آره و ابم با فشار اومد و ریختم همون جا. بعدشم آبمو از رو شکمش پاک کردم و بوسیدمش اونم لباساشو پوشیدو رفت موقع رفتن بازم کلی استرس داشتم کخ مبادا بهار ببینه اما وقتی با احتیاط درو وا کردم دیدم آکاردئونی بهار اینا هم کشیده شده و فهمیدم که این دفعه دیگه واقعارفته شیوام رفت تو پارکینپو ماشینشو ورداشتو رفت. حال بگذریم از اون همه اس ام اسی که بهار بهم داده بود و mis هایی که انداخته بود. رابطه منو شیوا بعد این که اون ترم تموم شد سر ی جریانی بهم خورد ولی من الان پشیمونمشیوا جونم اگه این داستانو خوندی به من زنگ بزن به جون خودم دیگه اون جوری اذیتت نمی کنم من واقعا ترو دوس داشتم این دفعه دیگه هیچ خیانتی نی کنم جون اشکان بهم زنگ بزن یا اگه شمارمو گم کردی بیا پیشم(دیدی چقدر بعد 3 سال مو به مو همه چیزا یادم بود. می بوسمت عشق من)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175406</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جموجور]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دزدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" title="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>بنویسم ..الان 30 سالمه این فیلم سکسی داستان مربوطه به 19-20 سالگیم که با دختری به اسم شهرزاد پیش اومد . من تا اون سن فقط با سکسی دخترای محل و چند تا از دخترای شاه کس آشانا دوست بودم و گاهی یه سکسای بچگونه کرده بودیم .داستان جایی شروع شد که کونی من 17 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" title="زن حشری دوست داره تا ته بره تو حلقش" decoding="async" /></p><h2>بنویسم ..الان 30 سالمه این فیلم سکسی داستان مربوطه به 19-20 سالگیم که</h2>
<p>با دختری به اسم شهرزاد پیش اومد . من تا اون سن فقط با سکسی دخترای محل و چند تا از</p>
<h3>دخترای شاه کس آشانا دوست بودم و گاهی یه سکسای بچگونه کرده</h3>
<p>بودیم .داستان جایی شروع شد که کونی من 17 سالم ب.د و شماره محل کار مادرمو اشتباه گرفتم و شهرزاد خانم</p>
<h4>گوشیو جنده برداشت .. گفت اشتباست و من قطع کردم ..</h4>
<p>اما اون موقعها تلفن بازی بهترین پستون تفریح ماها بود .. خلاصه چند بار دیگه زنگ زدم تا سر صحبت باز</p>
<h5>شد و کوس یکمی آشنا شدیم شهرزادم تقریبا هم سن و</h5>
<p>سال من بود خیلی خوشگل نبود ، از کرج اومده بودن چند سال بود تهران زندگی میکردن .. رابطمون از ماهی یه سکس داستان بار الکی دیدن</p>
<h6>و راه رفتن شروع شد من حتی دستشم ایران سکس نمیگرفتم ،</h6>
<p>بچه بودیم تو خیابون خوب نبود .یه روز شهرزاد یه سی دی که تو کامپیوترش نمیومد و بهونه کرد و منم یواشکی اوردمش تو اتاقم که سی دی ببینم .. کسی جز مادر بزرگم خونه نبود و خونمونم 2 طبقه که من با مادر بزرگم تو یه طبقه بودیم .. سی دیو با هزار بدبختی باز کردم ، همش فلم سکسی کوتاه کوتاه بود .. تو فکر رابطه نبودم چون کلا این کارو با غریبه نکرده بودم ، اونم با مانتو بود اما روسریشو برداشته بود &#8230; همینجوریا بودیم که مامان بزرگه دره اتاقمو باز کرد و آبروم رفت .. با هزار بدبختی شهرزاد و فراری دادمو التماس که به کسی نگه ..1 سال بعد مامان بزرگم فوت کرد ، خدا بامرزه هیچ وقت نگفتمنم کم کم کارمو تو سکس بلد شده بودم &#8230; اما کلا شهرزادو میشناختم و چند نفر که تزه میچتیدم و ندیده بودمرابطمو با شهرزاد قوی تر کردم که دوباره بیاد خونمون ..اونم بدش نمیومد همین شد که یه روز 2شنبه اومد یکمی تو اتاقم این ور اونور کردم عکس از کامپوتر و موزیک و از این حرفا هچیم جز سکس نبود که دنبالش باشم &#8230;کم کم شروع کردم به دست مالی کردن شهرزاد و سینههاشو مالیدن و هر کاری که میدونستم دختر راضی میکنه ..با هزار بدبختی تی شرتشو در آوردمو سوتینشو باز کردم .. سینهاش خوشگل بود جمو جور .. شروع کردم به خوردن سینهاش اونم نفس نفس میزد .. خواستم شلوارشو در بایارم که اصلا نزاشت .. منم برای اینکه خجالتش کم بشه لباسامو در آوردم با شورت ادامه دادم .. همینجور که سینههاشو میخوردم اونم دستشو آورد و کیرمو لمس کرد .. کلی خوشحال بودم واسه خودم . یه چند دقیقه گذشتو دوباره سعی کردم شلوارو در بیارم که نذاشت ، گفت که پریوده .. منم بی معطلی گفتم خوب از پشت و منتظر جواب نشدم .. برشگردوندم شلوارشو تا زانوش کشیدم پایین بدونه انکه اصلا فکری بکنم شرتشو زدم کنارو کیرمو نصفه نیمه چپوندم تو کونش .. خیلی دردش گرفته بود ، منم کلا کنترل نداشتم ، خیلی زود آبم اومدو شهرزاد جموجور کرد رفت &#8230; از اون روز تا هفته بعدی کلی زحمت کشیدم که دوباره 2شنبه بعدی بیاد خونمون .. این دفعه کارم آسون تر بود اونم پریود نبود .. رفتم از کمد بابم یه کاندو دزدیدم که مثلا کلی حال کنم .. شهرزاد باز اومدو منم مقدمات کمتر ، فوری رفتم سر اصل مطلب .. مقاومت کرد اما بیشتر شبهع ناز کردن و خلاصه تونستم لختش کنمو برم وسط پاش ..این دفعه کس شهرزادو میدیدم .. کسش با اینکه خیلی لاغر بود تپل بود منم این شکلی که چوچوله بیرون باشه ندیده بودم .. گفتم حتما پارست که اینشکلیه .. هفته پیشم که پریود بود .. خشحال کاندومو در آوردمو کشیدم رو کیرم ، خواستم بکنم تو کسش که گفت من دخترم .. اول باور نکردم بعد خودش گفت که مثل هفته پیش .. منم قبول کردم .. کرم آوردمو کیرمو چرب کردم .. شهرزادم قنبل کرد ، این دفعه زیاد حول نبودم آروم آروم تا ته کردم تو ، یکم وایسادم دردش بیوفته بعد شروع کردم تلمبه زدن .. بار اولم بود که تو این آرامش و اینطوری سکس میکردم .. خیلی لذت داشت .. کارای زیادم بلد نبودم که اونو ارضا کنم یا ساک بزنه و&#8230;یه 5 دقیقه ای تلمبه زدمو برشگردوندم که مثل فرقونی اما باز کردم تو کونش .. شهرزادم حسابی خوشش اومده بودو دردم نداشت .. یکم دیگه ادامه دادم ، دیدم که آبم داره میاد کیرمو کشیدم بیرونو کل آبمو ریختم رو شیکمش ..شهرزاد رفت دست شوی منم لباسمو پوشیدم .. بهدم فوری بهونه اوردم که شاید بابام الان بیاد و اونم جموجور کرد رفت ..خیلی جالب لود چون این برنامه تا مدتها 2شنبه ها ادامه داشت و کلی حال میداد .. البته از هفته بعدی شهرزاد قبل از درخواست لخت شده بود زیره پتوی من بود &#8230;اینقدر ادامه دادیم که مثل همه پسرا خوشی زد زیر دلم گفتم دیگه نمیخوام .. بعد چند وقت پشیمون شدم اما دیگه موقیتش جور نشد ..الانم 9 سال هست که کلن ندیدمش .. شاید اونم دنبال من نگشته وگرنه تو فیسبوکی جایی پیدام میکرد .. خودمم نتونستم پیداش کنم .به هر حال امدوارم زیاد بد تعریف نکرده باشم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/X6cTkZ-cUawKuakCirrLkg/022/436/438/1280x720.c.jpg.v1660104935" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175318</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یک زوج عاشق پورنوگرافی</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Jun 2019 06:56:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[باباتم]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جوانها]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنبا]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورتون]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میشهبا]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفته]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; شاه کس یادم میاد دو سه ماه پیش یک روزه کونی بارونی ساعت تقریبا نه صبح بود میرفتم شرکت که سر چهارراه پارک وی (به سمت جنده ونک) یک دختره وایساده بود و دست برای تاکسی نگه میداش برای همین فهمیدم که پستون کاسب نیست ولی نمیدونم چرا یهو براش چراغ زدم و هفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				&nbsp;</p>
<h3>شاه کس<br />
یادم میاد</h3>
<p>دو سه ماه پیش یک روزه کونی بارونی ساعت تقریبا نه صبح بود میرفتم شرکت که سر چهارراه پارک وی (به</p>
<h4>سمت جنده ونک) یک دختره وایساده بود و دست برای تاکسی</h4>
<p>نگه میداش برای همین فهمیدم که پستون کاسب نیست ولی نمیدونم چرا یهو براش چراغ زدم و هفت هشتمتر جلو تر</p>
<h5>براش وایسادم کوس نیگاه کردم دیدم تحویل نگرفته و هنوز منتظر</h5>
<p>تاکسیه&#8230;بازم بر خلاف معمول دنده عقب گرفتمو جلوش وایسادم&#8230;.شیشه رو دادم پائین و گفتم دخترم من تا ونک میرم میخواهی تا یه سکس داستان جائی برسونمت؟ نگام</p>
<h6>کرد و گفت مرسی و همینطور که سوار ایران سکس میشد گفت</h6>
<p>خیلی ممنون تو این بارون اصلا تاکسی گیر نمیاد. تا سوار شد دیدم بوی ادکلن مردونه تو ماشین پیچید تو صورتش که نگاه کردم دیدم آرایش کاملی نداره یعنی چشمو ابرو کشیده ولی بدون ماتیک&#8230;.این بود که حدس زدم از پیش کسی میاد&#8230;.از طرفی &#8230;.زیرچشمی هم کیر منو دید میزد&#8230;. کم کم سر حرف و باز کردم از زمین گفتم و از اسمون بافتم&#8230;.حرف کشوندم به جائی که میخواستم&#8230; گفتم وضع خیلی خرابه .. به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد&#8230;اگه بهشون دست بدی&#8230;.دیگه نمیتونی پس بگیری&#8230;منبیشتر دلم برای شما جوانها میسوزه چون ماها که دیگه کارهامونو اون قدیما کردیم&#8230;اما الان مگه میشه؟؟؟با این حرفام یه کمی احساس راحت تری پیدا کرد و مثل ادمهائی که تازه از زندان انفرادی امدن بیرون دلش و باز کرد و گفت شما درست میگید الان وضع خیلی خراب شده ادم جرات نداره حتی با خوانوادش راجب دوستاش صحبت کنه. اگه میخوای کسی رو ببینی یا قرار بزاری باید تو خونه دروغ بگی &#8230;..مثلا بگی دارم میرم گردش علمی&#8230;یا بگی از طرف دانشگاه میرم اردو..اینو که گفت منم دل و زدم به دریا و با خنده پرسیدم ببینم&#8230;الان از پیش کسی میای مگه نه؟مکسی کرد و گفت بله&#8230;. ولی شما از کجا فهمیدین؟ گفتم آخه بوی دوستت تو ماشین پیچیده&#8230;دفعه دیگه قبل از اینکه بیائی بیرون یادت باشه به خودت پرفیوم زنونه بزنی و ماتیک هم یادتنره!!! مونده بود که چی بگه.گفت ببخشید منظورتون و نمیفهمم!! گفتم دخترم من مثل باباتم ناراحت نشو من و تو ممکنه که دیگه همدیگرو نبینیم پس خوب گوش کن.. الان ساعت 9 صبحه تو هم داری بوی ادکلن مردونه میدی با خوانوادتم که راحت نیستی&#8230;.ماتیکت هم که پاک شده&#8230;.. ازهمه اینها من برداشتم اینه که صبح زود یواشکی با دوستت قرار گذاشتی که یا همدیگرو ببینیدو یا با هم حال کنید &#8230;حالا هم کارش تموم شده داری میری&#8230;.(بعد قبل از اینکه حرف آخرمو بزنم با خودم گفتم یه برگی بهش میزنم یا میگیره و عشق و حال یا اینکه پس میزنه و پیاده میشه)&#8230;. بعد گفتم&#8230;. اما از زیر چشمی نگاه کردنت به کیرم میفهمم که کار تو هنوز تموم نشده &#8230;اینو گفتم و سر کیرم که اندازه کله گربه هست رو دراوردم نشونش دادم و گفتم دوست داری اون چیزی رو که زیر چشمی نیگاهش میکنی توکوست حسش کنی. دختره مونده بود چیکار کنه ..چی بگه از طرفی هم شاید به خودش میگفته&#8230;. من که اینو دیگه نمیبینم&#8230;حالم هم که خرابه&#8230;پس بزار هر چی میشه بشه&#8230;. به شرکتم که رسیدیم رفتم پارکینگ زیرزمین که ماشینو پارک کنم که دختره گفت کجا میریم من دارم میترسم گفتم نترس &#8230;بعدا از من تشکر میکنی.اول قبول نمیکرد ولی کلی بهش اطمینان خاطر دادم و رفتیم بالا .به منشیم گفتم اگه کسی منو خواست بگو هنوز نیامدم&#8230;با دختره رفتیم تو دفترم درو قفل کردمو بغلش کردم و صورتشو بوسیدم&#8230;آروم برشگردوندم بردمش رو صندلی و دو زانو رو صندلی نشوندمش&#8230;.مانتوشو دادم بالا &#8230;.شلوارشو با شورتش تا زانوش کشیدم پائین…. اروم لمبرهاشو از هم باز کردم و گفتم بزار ببینم چی قایم کردی بین این دو تا&#8230;.کمرش قوس ورداشت&#8230;. کونشو داد بالا&#8230;. سوراخ کونش افتاد بیرون&#8230;.گفتم وآآآآی ی ببین کونت هنوزخیسه چه بوئی میزنه&#8230;.اروم با صدائی که میلرزد گفت ببخشید اصلا فرصت نکردم خودمو کامل تمیز کنم دوستم کارشو کرد و من امدم بیرون پرسیدم تو چی؟با صدائی آروم و لرزون گفت من؟؟ هیچی!!! خواهش میکنم آآآبمو بیاررر دیگه معطل نکردم کیرمو گذاشتم دم کوسش و پرسیدم با کوس حال میکنی؟ سرش رو به علامت اره بالا و پائین کرد و منم کردم توش که یهو گفت آآآآخ خ خ جوووون چه کیر داغی داری&#8230;.چه کلفته&#8230;.تمام کوسمو پر کرده. شروع کردم عقب و جلو کردن &#8230;سرمو بردم دم گوشش و گفتم جون&#8230; فدات شم کوست چه ابی انداخته&#8230;.از کیرم خوشت میاد؟؟ قالب کوست هست؟؟ از دوستت کلفتره؟؟ مال دوستت رو دوست نداری؟؟ کوچیکه؟؟ دوستت آبتو نمیاره؟؟ کونت میزاره بعد میگه برو؟؟ خوب عیبی نداره&#8230;تو هم الان اب میدی&#8230;.الان راحت میشی&#8230;. اینهارو که میگفتم حالش بدتر شد حالا دیگه خودش عقب و جلو میکرد هی میگفت وآآآای دارمدیوونه میشم&#8230;.. کیرت تا ته کوسمه&#8230;.آخ جوووون بالاخره یه کیر تو کوسمه که دردم بیاره&#8230;.منم دیدم این دختره خیلی حالش خراب شده دستشو گرفتم و رو زمین و به پهلو خوابوندمش خودمو بردم بین پاهاش&#8230;.پای راستش زیرم و پای چپش رو آوردم بالاو گرفتم بغلم (مثل قیچی شده بودیم) کیرمو کردم کوسش و شروع کردم عقب و جلو&#8230;. بعد با شصت دست راستم سوراخ کونش رو و با شست دست چپم چوچولشو رو میمالوندم که دیگه حسابی آه و نالش بلند شده بود شروع کردم محکم کردن&#8230;با هر ضربه ای که تو کوسش میکردم نیم متر جلو میپرید&#8230;هی جیغ میزد وآآآآی کوسم &#8230;وووآآآآی سوراخه کوسم داره پاره میشه&#8230;.آآآآآخ &#8230;ووووآآآای آآآه ه ه ه که یهو دستشو گذاشت رو سینه ام و چنگی کشید و بعد از چند تا تکون تکون خوردن بی حسو حال رو زمین ولو شد. ابم که داشت میامد پرسیدم کجات بریزم &#8230;با بی حسی گفت هر جا که دلتمیخواد&#8230;.منم کیرمو درآوردم و آآآآررروم کردم تو کونش&#8230;.با یک صدائی که از ته چاه میامد فقط تونست بگه آآآی ی ی کارم که تموم شد کیرمو که از کونش بیرون کشیدم سوراخش تا چند لحظه چشمک میزد&#8230;. و بعد بی صداوبیحرکت کف زمین ولو شدیم. تو فکر میکنی اینها که گفتم خیالاته؟ دروغه؟ هر جور راحتی&#8230;..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2013</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 04:02:49 by W3 Total Cache
-->