<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بلندشم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d8%b4%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:38:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بلندشم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چجوری آب کس رو باید گرفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Dec 2019 08:50:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينجام]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاها]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشم]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داديمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونن]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب</h2>
<p>وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم</p>
<h3>مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو</h3>
<p>هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من يه چيزيم شده- چون اينقدر تو فكر بودم كن از همه كناره</p>
<h4>ميگرفتم- جنده ته باغ يه آلاچيغ بزرگ هست كه از خونه</h4>
<p>هامون ديد نداره و خاي دنج پستون و قشنگيه كه حتي عروسيامونم اونجا ميگيريم- خلاصه اونجا پناهگاه منه و هروقت دلم</p>
<h5>ميگيره ميرم کوس اونجا همه ميدونن اينجام اما كسي كاري نداره-يه</h5>
<p>روز اينجا بودم كف آلاچيق نشسته بودم نميخواستم كسي ببينتم و غرق افكار خودم بودم كه امير غافلگيرم كردو كنارم نشست- هم سکس داستان تعجب كردم هم</p>
<h6>دستپاچهشدم سلام كردم با نگاه خيره جوابمو داد ایران سکس سرم پايين</h6>
<p>بود خواستم بلندشم برم كه دستمو گرفتو به زور نشوندم روزمين گفت بشين كارت دارم- مثل بچه هاي حرف گوشكن نشستم هنوز سرم پايين بود- گفت نگام كن- آروم سرمو بالا آوردم ولي فقط لباشو ميديدم گفت تو چشام نگاه كن- لحنش يه چيزي بين تحكم و خواهش بيد- نگاش كردم- دلم لرزيد تو نگاهش هم عشق بود،هم غم و هم دلخوري- چه قدر دلم براش تنگ شده بود چونه ام لرزيد خودمو انداختم بغلش اشكام سرازير شد اونم موهامو نوازش ميكرد- يه لحظه فكر كردم چه احمقانه خودمو اين مدت عذاب دادم- شروع كرد به حرف زدن- عزيزم عروسكم چرا اينجوري ميكني؟ چرا ازم فرار ميكني؟ به خاطر اونروزه؟صداي هق هقم بلند شد- گفت: گريه نكن- مگه بهت نگفتم ميخوام خانومم باشي؟ نگفتم مال مني؟ ما همو ميخوايم پس نترس كارمون بد نيست- ولي مگه گريه ي من قطع ميشد! منو از خودش جدا كردو دونه دونه اشكامو بوسيد بعد بي هوا لبشو گذاشت رو لبام- اولش فقط ساكت شدمو عكس العملي نداشتم اما وقتي لبمو كشيد تو لباش منم باهاش همراهي كردم- لبامو ميمكيد منم خوب بلد نبودم بيشتر گاز ميگرفتم لباشو اما آروم- دستاشو رو كمرم حركت ميداد و آرومم ميكرد- دستمو بردم دور گردنش منو كشيد سمت خودش جوري كه تعادلمونو ازدست داديمو من افتادم روش- خندمون گرفت- ساق دستمو گذاشتم زير سرشو اينبار من رفتم جلو لبشو گرفتم- نصف تنم روش بود يه پام روپاهاش بود- اروم به تنم دست ميكشيد و كمكم دستشو برد زير تاپم- تماس دستاي داغش رو كمرم و مكيدن لبامون منو ازخود بيخود كرده بود- منو چرخوند و حالا اون رومن بود جوريكه ران پام لاي پاي اون بود- تنمو ميمالوند- حس ميكردم سينه ها سفت شده- سوتين نداشتم و ميفهميدم نوكش كاملا پيداست- آروم اومد رو چونه امو گاز گرفت كم كم گلومو خورد و دستشو گذاشت روسينه ام &#8211; تو مهره هاي كمرو انگار يه جريان از نوك سينه ام وصل ميشد بهشون و ازونجا ميپيچيد زير شكممو ميريخت تو كسم- خيلي لذت بخش بود- ترشح كسمو احساس ميكردم- اونم يواش از رو تاپ نوك سينه امو با دندون گرفت يكم كشيد بعد تاپمو داد بالا و سينه امو گرفت نوكشو بوسيد كه آه كشيدم اونم سريع لبمو بوسيد و باز رفت سراغ سينه هام- وقتي ميماليد بدجور كسم خيس شده بود ميخواستم بمالونم اما پاش لاي پام بود بي اختيار كسمو مالوندم به بالاي زانوش كه متوجه شدو دامنمو زد بالا همونجور كه سينم دهنش بود پاهامو واكرد رونمو ماليد دس گذاشت رو كسم كه از ته دل آه كشيدم و اون آروم آروم ماليد گاهي نفسم بند ميومد بدجوري لذت ميبردم- گوشه شرتمو داد كنار و كسمو ماليد- با انگشتاش خيسيشو ميمالوند همه جاش- كم كم رفت پاين وسط پام- شرتمو بيشتر كنار زدو يه ليس بزرگ زد كه ناخوداگاه پاهامو جمع كردم- بازشون كرد و همونجور از كنار شرتم كسمو ليسيد- هر ليسش يه جريان از تنم عبور ميكرد انگار هربار صد متر منو از زمين ميكندو ميبرد تو آسمون- به اون بالا بالاها رسيده بودمو نفسم تندتر شده بودو بلند ناله ميكردم كه اونم چوچولمو گرفتو شروع كرد به مكيدن- سرشو فشار ميدادم انگار اون نيرو بزور ميخواست منو اون اوج نگه داره و امير به زور ميخواست با مكيدناش منو بكشه پايين كه ناله هام به يه جيغ خفيف تبديل شد و اينگار امير موفقشد و اون نيرو ولم كردو افتادم زمين و تنم لرزيد و حس كردم يه مايع داره با فشار ازم خارج ميشه- اما امير همچنان ميخورد- تا كمكم آروم شدمو فهميدم كجام- سرم گيج ميرفت- امير هنوز داشت كسمو ميليسيد- خجالت ميكشيدم چشمامو باز كنم خيسش كرده بودم- چونشو گذاشته بود روكسمو صدام ميكرد- اما روم نميشد نگاش كنم- اومد روم و گفت چشاي خشكلتو باز نميكني ببينمت؟ يواش چشامو باز كردم خدايا خيس نبود! اما من همه آبمو پاشيده بودم روش- كاملا كسم نبض داشت- گيج گفتم تو خيس نيستي- خنديد و گفت نه چرا باشم؟ با كلي منو من گفتم آخه آبم پاشيد&#8230; بلند خنديد و برام توضيح داد كه خانوما اكثرا آبشون نميپاشه و اين فقط يه حسه-بعد ازونروز دوباره باهم صميمي شديمو حتي از قبل بيشتر هروقتم فرصتي بود باز باهم سكس ميكرديم اما واسم مسئله بود كه چرا هوچوقت لخت نميشه و فقط منو ارضا ميكنه هروقتم ميپرسيدم يه جوري منو ميپيچوند- تا اينكه بالاخره فهميدم چرا،،،!لطفا نظر بدين و اگه ممكنه بي احترامي نكنين- خوشحال ميشم-</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177567</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خالی کردن آب رو صورت و دهان هم حال خوبی داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Nov 2019 07:47:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بگوگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودازش]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیمانه]]></category>
		<category><![CDATA[تکرارش]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توصیفش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیم]]></category>
		<category><![CDATA[حواستو]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[دادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دارمبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینی]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصاتی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میامگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میداشت]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتش]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[ننوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پیش که من 23 سالم فیلم سکسی بود. من اون موقع تازه خدمتم تموم شده بود و تو یه شرکت مشغول شده بودم یه روز داشتم ویندوز سکسی نسب میکردم که تو نرم افزارام مسنجر شاه کس رو دیدم گفتم نصبش کنم و بعد از سالها یه کم چت کنم. خلاصه تا کونی وارد چت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پیش که من 23 سالم فیلم سکسی بود. من اون موقع تازه خدمتم</h2>
<p>تموم شده بود و تو یه شرکت مشغول شده بودم یه روز داشتم ویندوز سکسی نسب میکردم که تو نرم افزارام</p>
<h3>مسنجر شاه کس رو دیدم گفتم نصبش کنم و بعد از سالها</h3>
<p>یه کم چت کنم. خلاصه تا کونی وارد چت شدم یکی پی ام داد که لطفا دیگه پی ام نده.بعدش گفت:</p>
<h4>ببخشید جنده اشتباه شد. خلاصه یک ساعتی باهاش چت کردم.اسمش نازی</h4>
<p>بود و 19 سالش بود.ازش خوشم پستون اومد.آخرش گفت: من باید برم. منم گفتم: دوباره کی با هم صحبت کنیم؟آخه من</p>
<h5>زیاد نمیام کوس تو چت. گفت: شمارتو بده شاید تماس گرفتم.منم</h5>
<p>شمارمو بهش دادم. تا آف شد اس ام اس داد: سلام پسر خجالتی (آخه من بهش گفته بودم خجالتیم وتا حالا دوست سکس داستان دختر نداشتم) خلاصه</p>
<h6>از اون به بعد باب آشنایی ما باز ایران سکس شد و</h6>
<p>روز به روز بیشتر به هم علاقه مند میشدیم.یه روز ازش درباره ظاهرش پرسیدم گفت: که موهاش بلونده چشماش عسلیه و قدش 175 سانت. گفتم: خالی میبندی. گفت: نه. گفتم: یه قرار بزار ببینیم همدیگرو که ببینم راست میگی یا نه. خلاصه واسه چند روز بعدش قرار گذاشتیم. منم ماشین داداشمو گرفتم رفتم سر قرار. همینجوری که تو ماشین نشسته بودم هر دختری میومد میگفتم یعنی اینه؟ تا دیدم یه دختر خیلی ناز داره میاد به مشخصاتی که داده بود خیلی نزدیک بود ولی گفتم ممکن نیست من از این شانسا ندارم بعد از یه عمر تنهایی و بدون دوست دختر با یه همچین دختری آشنا شده باشم. سرتونو درد نیارم اومد سمت ماشین (من قبلا مشخصات ماشینو گفته بودم) در ماشینو که باز کرد گفت: سلام آقا پیمان.خلاصه باهم یه دوری زدیمو 2 ساعت مثل یک ثانیه گذشت.از اون روز رابطمون خیلی گرمتر شد. خیلیییییی همدیگرو دوست داشتیم.به خاطر شرایط اون مثل خیلی از دخترهای ایرانی هفته ای یکبار بیشتر نمیتونستیم همو ببینیم.اونم دوشنبه ها که میرفت کلاس زبان من میرفتم جلو آموزشگاهشون و تا خونشون میرسوندمش.تا اینکه واسه من یه ماموریت پیش اومد و سه هفته تهران نبودم وقتی بر گشتم سریع رفتم تو خیابونشن روبروی پنجرش و بهش زنگ زدم.گفتم: واسه چند ثانیه بیا لب پنجره ببینمت که دارم دق میکنم اومد لب پنجره دیدمش تا منو دید زد زیر گریه. گفت: خیلی دلم واست تنگ شده بود.خلاصه کلی باهاش حرف زدم از پشت تلفن تا آروم شد.گفتم: من نمیتونم تا دوشنبه صبر کنم واسه دیدنت.گفت: منم همینطور. بعد گفت: تو برو کوچه بالایی منم به یه بهونه ای میام بیرون.پشت خونشون یه کوچه خلوت بود که همیشه تا اونجا با هم میرفتیمو خدا حافظی میکردیم.اونجا تو ماشین نشسته بودم که بعد از چند دقیقه اومد.تا سوار شد سرشو اورد جلو و ناخداگاه لبامون توهم قفل شد. اولین و شیرین ترین لب زندگیمو تجربه کردم که نمیشه اصلا توصیفش کرد.بعد از 10 دقیقه گفت باید برم و خدا حافظی کرد.از اون اتفاق چندوقتی گذشت و هردومون خیلی لذت برده بودیم از اون بوسه و همیشه منتظر یه فرصت دوباره بودیم تا باز تکرارش کنیم.نزدیک یک سال از دوستیمون میگذشت و و ما عاشقانه همو دوست داشتیم. هرگز احساسی بالاتر از این تجربه نکردم و مطمعنم که نخواهم کرد. من 10 سال پیش پدرمو از دست دادم و تا وقتی که نازی آشنا شدم هیچوقت واقعا شاد نبودم اونم مادرشو از دست داده بود و یه جورایی هم درد بودیم.آرامشی که در کنارش داشتم فراموش نشدنیه.یه روز که دوشنبه بود وتعطیل بود من رفته بودم خونه مادر بزرگم و اونجا روی یه تحقیق کار میکردم.مادر بزرگم مسافرت بود و من واسه اینکه تمرکز داشته باشم رفته بودم اونجاآخه خونه ما همیشه شلوغ بود و پر سرو صدا.به من زنگ زد وگفت داره میره کلاس زبان. گفتم: مگه تعطیل نیست اموزشگاه؟ گفت: نه.آموزشگاهشون به خونه مادر بزرگم نزدیک بود. گفتم بعد از کلاس میام میبینمت.خوشحال بودم آخه فکر میکردم این هفته نمیتونم ببینمش.بیست دقیقه بعدش زنگ زد گفت همه کلاسا به غیر کلاس اونا بر گذار شده ولی چون استادشون نیومده کلاس اونا تشکیل نشده.گفتم: خونه مادر بزرگم هستم و نزدیکم سریع میام.گفت: نه آدرس بده من میام پیشت.بعد از یه ربع امد. تا درو باز کردم پرید تو بغلم. منم در آیارتمانو با پام بستم ومحکم در آغوش کشیدمش.وای چه آرامشی چه لذتی. شاید 10 دقیق همونجا دم در تو بغل هم بودیم و هیچکدوم نمیتونستیم از هم جدا شیم.شالش از رو سرش افتاده بود رو شونش منم اروم موهاشو نوازش کردم و گفتم: میبینی مهمون نوازیمو بیا بریم بشین.رفتیم تو سالن نشست و منم واسش یه لیوان شربت خنک بردم. دیدم داره تو طاقچه به عکسا نگاه میکنه. مادر بزگم 22 تا نوه داره و کلی از عکسای دسته جمعی نوه هاش اونجا بود.شربتو گذاشتم روی میز و رفتم پشت سرش روی شونشو بوسیدم و گفتم: اگه تونستی منو تو این عکسا پیدا کنی. سریع یه قاب عکسو برداشت که عکسش مال 15 سال پیش بود و عکس منو بوسید. تعجب کردم چطور منو شناخت.بهش گفتم: اصل جنسو گذاشتی کنار عکسشو میبوسی شیطونک؟برگشت لباشو گذاشت رو لبم.وای خدایا طعم لباشو هیچوقت فراموش نمیکنم. بعد از چند دقیقه لبمو جدا کردم گفتم: اگه گذاشتی مهمون نوازیمو کنم.هوا خیلی گرمه بیا این شربتو بخور یه کم خنک شی.گفت: آره و رفت سمت میز و در همون حال که پشتش به من بد دیدم داره مانتوشو در میاره.مانتوشو که در آورد یه تاپ صورتی آستین کوتاه تنش بود وقتی دستای سفیدشو دیدم و اون اندام نازشو یه لحظه چشام سیاهی رفت.همینطور که داشت لیوانو بر میداشت گفت: تو که داری منو میخوری با چشات. سرمو انداختم پایین نمیخواستم هیچوقت ناراحتش کنم.اومد کنارم لپمو بوس کرد و گفت: اگه تو نخوریم که بخوره عشق خجالتیه من؟اومد بشینه رو مبل دو نفره ای که پشت سرمون بود ولی یه دفعه خندید و گفت: تو بی جنبه ای من میشنم اونور و رفت روی راحتی اونطرف سالن نشست و شروع کرد به خوردن شربت.منم همونجا نشستم و زل زدم بهش.گفت: ناراحت شدی از حرفم؟ گفتم: خودت خوب میدونی که اگه سرمم ببری ازت ناراحت نمیشم دیونه. خندید.همیشه لبخند رو لبش بود همیشه شیطون و شولوغ و پر انرژی بود.بهش گفتم: نازی خیلی دوست دارم و سرمو انداختم پایین نمیدونم چرا یه دفه بغض گلومو گرفته بود انگار یه حسی بهم میگفت هیچوقت به هم نمیرسین.گفت: قربون خجالت کشیدنت برم منم دوست دارم.بعدش گفت: خوب گوشیتو بیار که دلم واسش تنگ شده.گوشیم یه بازی ماشینی داشت که نازی خیلی دوست داشت هر وقت همدیگرو میدیدیم باید حتما یه دست بازی میکرد.شاید باورتون نشه ولی همیشه به گوشیم حسودیم میشد.گفتم: خدا شانس بده کاشکی منم گوشی بودم.گفت: لوس نشو حسود.رفتم کنارش گوشیو دادم بهش و همونجا رو زمین کنار راحتی نشستم و غرق تماشاش شدم. شیطنت از چشماش میبارید.از شابس من روز به روز بازیش بهتر میشد حالا مگه میباخت.سرمو گذاشتم رو پاش گفتم نازی.گفت: جانم.چیزی نگفتم. گفت: بگو.گفتم: هیچی فقط موخام حواستو پرت کنم زود ببازی.گفت: عمرا هچجوری نمیتونی.گفتم: حلا شونت میدم و شروع کردم به قلقلک کردنش میدونستم قلقلکیه.همینطور که میخندید گوشیو محکم گرفته بودو بازی میکرد.گفت: اینجوری نا جوانمردانست و از شدت خنده از رو مبل سر خورد اومد پایین ولی بازی رو ول نمیکرد.بازم قلقلکش دادم دراز کشید رو زمین گوشیو گرفته بود بالا وبازیو ادامه میداد دیدم اینجوری فایده نداره منم کنارش دراز کشیدمو اول لپشو بوسیدم بعد لبمو گذاشتم رو لبش و چرخیدم روش.بعد چند ثانیه گوشیو گذاشت زمین و دستاشودور گردنم حلقه کرد محکم چسبیدم بهش و فشارش دادم. دلم میخواست همون جوری انقد فشارش بدم که با هم یکی بشیم.لبمو جدا کردم سرمو بردم عقب بهش گفتم: دنیای من خیلیییییییییییی دوست دارم و پیشونیشو بوسیدم.دیدم یه قطره اشک از گوشه چشمای نازش غل خورد از کنار صورتش رفت پایین.گفتم چی شد نازی جان. اومدم بلندشم سریع پاهشو باز کرد و دور کمرک حلق کرد وبا بغض گفت: نه نه ازم جدا نشو هیچوقت.گفتم: دیوونهام و لبامو گداشتم رو لباش و موهای نازشو نوازش کردم وون با پاهاش به پشت رونم میکشید.خیلی تحریک شده بدودیم. کیرم قشنگ روی خط کسش بود و با هر حرکتی که به پاهاش میداد داغشدن کیرمو حس میکردم.کیرمو یه فشار کوچولو به کسش دادم دیدم لبمو محکم فشار داد.منم آروم آروم کیرمو عقب و جلو میکردم. حس میکردم هر لحظه ممکنه کیرم شلوارمو پاره کنه اونم دست کمی از من نداشت. کمرشو بلند میکرد محکم بهم میچسبوند .نفس هر دومون به شماره افتاده بود. ادامه دارد((ببخشید الان ساعت 3 شبه و من خیلی خستم اگه دوست داشتین بگین تا ادامشو بنویسم ببخشید اگه خوب ننوشتم آخه اولین بارمه که مینویسم))</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176906</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی جوری برای پسرش ساک میزنه که آبش به فشار خارج میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Oct 2019 07:06:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[باتجربه]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[باصداي]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابيم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورده]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[طوريكه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخونيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادو]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنين]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[ورانداز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داشتيم. يادمه هميشه بعدازمدرسه تاميرسيدم فیلم سکسی خونه ميرفتم زير كرسي كه حسابي داغ بودوحال ميداد .اونروز منو نازنين زيركرسي نشسته بوديم و نازنين داشت برام درس سکسی مرورميكرد كه براي امتحان ثلث دوم اماده شاه کس باشم ،خلاصه همينطوركه مشغول درس خوندن بوديم مامانم اومد توي اتاق وكفت: من ميرم خونه کونی خاله ايناوشب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داشتيم. يادمه هميشه بعدازمدرسه تاميرسيدم فیلم سکسی خونه ميرفتم زير كرسي كه حسابي</h2>
<p>داغ بودوحال ميداد .اونروز منو نازنين زيركرسي نشسته بوديم و نازنين داشت برام درس سکسی مرورميكرد كه براي امتحان ثلث دوم</p>
<h3>اماده شاه کس باشم ،خلاصه همينطوركه مشغول درس خوندن بوديم مامانم اومد</h3>
<p>توي اتاق وكفت: من ميرم خونه کونی خاله ايناوشب با بابات برميكردم شامتون رو هم درست كردم . بعدازمدتي كه صداي</p>
<h4>بسته جنده شدن در امد فهميديم كه رفت همون لحظه احساس</h4>
<p>دلهره شديدي كردم بخاطراينكه هروقت خونمون پستون خالي ميشد نازنين ميومد سراغ من. يه نكاه به نازنين كردم ديدم يه اه</p>
<h5>بلندي كشيدو کوس كتاب رو بست بعد كمي خودشو از زيركرسي</h5>
<p>كشيدبيرون طوريكه سينه هاو رونهاي لختشو راحت ميشد ورانداز كرد(هيكل نازنين مثل هيكل مهراوه شريفي نياست) منهم كه داشتم ديد ميزدمو ضربان سکس داستان قلبم سوبله شده</p>
<h6>بودومات مونده بودم كه نازنين روشو كرد طرف ایران سکس منو كفت:مهران</h6>
<p>خوابم مياد بيايه كم بخوابيم بعددوباره بلندشديم درس ميخونيم. منهم قبول كردمو اومدم ازجام بلندشم ديدم دستمو كشيد طرف خودش ومنو كنارخودش خوابوندو همون دستمو برد توي شورتش طوريكه كسش كف دستم بودوبادست خودش ازروي شرت به دست من فشار مياوردو منم حسابي كسشو ماليدمو ابشو دراورده بودم كه دست خيسمو ازتوي شرتش دراوردو شروع كرد به لخت شدن بعد لخت كردن من. وقتي لخت لخت شديم خوابيد روي زمين كنار كرسي و به من اشاره كرد كه برم روش بخوابم ومنهم با دودول سيخ شده دوازده سانتي(حدودا)رفتم روش خوابيدم كه كفت حالا ممه هامو بخور ومن كه اموزش ديده بودم شروع كردم به خوردن حالانخور كي بخور.صداي نفس نفس زدنش همينطور بلندوبلندتر ميشد كه باصداي ضعيفي كفت:كسمو بخور منهم مطيعانه صورتم رو بردم روي كسش كه يه بوي خاصي ميدادو زبونمو كردم لاي كسشو براش ليس ميزدم اونقدر ليسش زدم كه هم كس نازنين هم صورت من خيس خيس شده بود كه دوباره منو كشيد روي خودش اما اينبار نوك دودولمو كرد لاي كسش و همينطور كه روش خوابيده بودم دستشو روي كمرم فشار ميداد كه بيشتر بره توش تاجاييكه بعدازمدتي صداي جيغ ودادش رفته بود اسمون،من كه خيس عرق بودمو زياد حاليم نبود ولي ميدونستم نازنين خيلي داره حال ميكنه ومن ازاين موضوع خيلي خوشحال بودم براي همين دوباره رفتم سراغ كسش وشروع كردم به ليسيدن خيلي خوشش اومده بود ،لاي كسشو باز كرده بودطوريكه دهنم كامل رفته بود لاي كسش كه وقتي زبونمو بردم توي كسش بي حركت شد و تكون نخورد تازه فهميدم كارم تموم شده وبايد به حال خودش بزارمش&#8230; دفعه بعد براتون يكي از بهترين خاطراتمو با نازنين مينويسم كه بالغ شده بودم و باتجربه!!! مرسي ازاينكه خاطرمو خونديد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176757</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-26 21:43:46 by W3 Total Cache
-->