<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بنويسم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%b3%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:30:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بنويسم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>به جنده خانوم با گاییدن و خالی کردن آب کیر روی صورتش تقدیر میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقه]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خيابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتاي]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مينداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ندارممن]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وقت داستان نويسى ندارممن آرين فیلم سکسی 22 سالمه و خونمونم جنوب كشوره شايد خيلى در مورد غيرت جنوبيا شنيدين ،رو همين اصل مخ زدن دخترا برا سکسی پسرا شده هفت خان رستم با اينكه شاه کس من از قيافه كم ندارم قدم 170 و وزنم 80 و چهار شونه و خوشتيپم کونی خدايىقضيه از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>وقت داستان نويسى ندارممن آرين فیلم سکسی 22 سالمه و خونمونم جنوب كشوره</h2>
<p>شايد خيلى در مورد غيرت جنوبيا شنيدين ،رو همين اصل مخ زدن دخترا برا سکسی پسرا شده هفت خان رستم با</p>
<h3>اينكه شاه کس من از قيافه كم ندارم قدم 170 و وزنم</h3>
<p>80 و چهار شونه و خوشتيپم کونی خدايىقضيه از اينجا شروع شد كه من كنكور قبول نشدم و وقت زيادى داشتمو</p>
<h4>بعضى جنده وقتا با ماشين خيابونا رو متر ميكردماون روز هوا</h4>
<p>گرم بود تابستون بود ساعتاى 3 پستون بود و تاكسى كميه دختره چادرى دست زد اول رد شدم بعد ترمز كردم</p>
<h5>دنده عقب کوس گرفتمدختر عينك آفتابيشو برداشت گفت دربست .صندلى عقب</h5>
<p>نشته بودو ساكت از تو اينه داشتم نگاش ميكردم حدودا 20 ساله بود و قد تقريبا 160 پوست سفيد و صورت دوست سکس داستان داشتنى و به</p>
<h6>اين فكر ميكزم از اون دخترا مذهبيه كه ایران سکس گفت همينجا</h6>
<p>پياده ميشم يه 5 هزار تومانى در اورد من گفتم كارم مسافركشي نيست گفت: به هر حالپولو گرفتم(دليل داشتم)و شماره موبايلمو(هميشه آماده دارم)لاي 2 تا هزارى پيچيدمو دادم متوجه نشد .خلاصه رفتم خونه وفردا شبش ساعتاي 1 گوشيم زنگ خورد خودش بودميگفت ازت خوشم اومدهباورم نميشد خودشه آخه فكر نميكردم زنگ بزنهخلاصه قرار گذاشتيم فردا ببينمش با ماشين رفتم دنبالش خبرى از چادر نبود يه مانتوى مشكى تنش بود هيكل كاملا سكسى داشت خصوصا كونش ميخواست مانتوشو جر بدهسوارش كردم گفت كجا بريم گفتم يه جاي خلوت رفتيم خونه مجردى دوستم كليداش دست من بود خودش رفته بود شهرشون داخل كه رفتيم رو مبل لم داد منم رفتم يه قليون ميوه اي درست كردم و اومدم پيشش تا ديدمش جا خوردم مانتوشو در اورده بود يه تاپ چسپون سفيد تنش بود كه كاملا بزرگى سينه هاش معلوم بود و سوتين مشكى از زير تابلو بود با اون تاپ و شلوار لى شده بود مانكن اساسى تحريك شدم (يادم رفت بگم موهاش تا رو شونه هاش بود)دود قليونو با حالى آروم و ناز ميداد بيروناومدم رو مبل و كنارش نشستم بدون هيچ مقدمه اى دو تا دستم گرفتم دو طرف صورتش و لبامو گذاشتم رو لباش هيچ اعتراضى نكرد و اونم لباشو قفل كرد تا چند دقيقه فقط لباي هم ديگه رو ميخورديم زبونشو تودهنم ميچرخوندبلندش كردم تو 2تا دستام بردمش اتاق خواب انداختمش رو تخت دو نفره دوباره لب گرفتنم شروع شد اونم چنگ مينداخت تو موهام.از پشت تاپ شروع كردم به مالوندن سينه هاش خيلى سفت بودن و خوش فرم تاپشو در اورد وايشكمش يه ذره چربى نداشت و نصف سينه هاش زده بود از سوتين بيرون شروع كردم به ليس زدن اطراف نافش اين كار دوس دارن دخترا. چشاشو بسته بود و ناله ميكرد كه من بيشتر تحريك ميشدم رفتم پاين تر دكمه شلوارشو باز كردم و درش اوردم و شورت سفيدش خيس شده بود روناي نرم و سفيدش خود نمايى ميكرد يه دفعه خودشو از زير من كشيد بيرون و منو به پشت خوابوند همينطور كه لب ميكرفت دكمه هاى پيراهنمو باز كرد و رفت پايين و شلوارمو در آورد كيرم داشت شورتمو سوراخ ميكرد از پشت شرت كيرمو مالود چند بارى بعد درش آورد مثل دكل راست شده بود با دست يه تكونى دادت بهش و مثل ديونه ها شروع به ساك زدن كرد داشتم ميمردم ايقد قشگ ساك ميزد كه نزديك بود آبم بياد كه سرشو دادم عقبحالا نوبت من بود سوتين و شرتشو در اوردمكوس ناز و تميزى داشت يه تار مو هم نداشتمن از ليسيدن خوشم نميد برا همين گفتم پرده دارى يا نه ؟جواب نه بودكير شق شدمو گذاشتم دم كوسش و با تمام قدرت تا ته كردم تو(كيرم 17 سانت و كلفته)جيغ بلندى كشيد من كيرمو در اوردماينبار اروم دادم تو و عقب و جلو كردم ديدم دارم از فرط حشريت لباشو گاز ميگيره و ناله ميكنه يه 5 دقيقه ادامه دادم تلبمبه زدنمو گفتم حالت از عقب ميخام چرخيد به رو شكم و بالش دادم زير شكمش تا كونش بالا بياد با انگشتام با كونش و رفتم تا جا باز كنه كيرمو با آب كوسش خيس شده بود گذاشتم دم سوراخ تنگ كونش و اروم دادم داخل كه اهش در اومد آروم عقب و جلو ميكردم ديدم بدنش لرزيد و ارضا شد من دوباره تلبمه ميزدم احساس كردم ابم داره مياد دوباره به پشت خوابيدمش و كيرمو كزم تو كوس تپلش و چند بارى عقب جلو كردم آبم داشت ميومد گفت بريز تو دهنم كيرمو تو دوش كرد و ابم با تمام قدرت خالى كردم و ولو شدم تمام ابمو قورت داد بماند كه يه حموم دو نفره زديم چند بار ديگه سكس داشتم باهاش اگه وقت كردم براتون مينويسمحتما حتما نظر ياتونرهتا خاطره ديگه . . .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177701</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس تراشیده و سفت و سخت مخصوص کیر های پر تجربه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1-%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1-%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Dec 2019 08:51:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابيم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[زندايم]]></category>
		<category><![CDATA[زندايي]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[كشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنند]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنيد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تابه حال اكثر داستانهاي سايت فیلم سکسی رامردان نوشته اند كمتر خاطرهاي از زنها نوشته شده البته علتش شايد به فرهنگ ما بر مي گردد كه براي سکسی زن سكس يه عيب است اما براي شاه کس من مثل خون در رگهايم جريان دارد. من مينا 38 سالم است اولين سكسم شب کونی عروسيم با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تابه حال اكثر داستانهاي سايت فیلم سکسی رامردان نوشته اند كمتر خاطرهاي از</h2>
<p>زنها نوشته شده البته علتش شايد به فرهنگ ما بر مي گردد كه براي سکسی زن سكس يه عيب است اما</p>
<h3>براي شاه کس من مثل خون در رگهايم جريان دارد. من مينا</h3>
<p>38 سالم است اولين سكسم شب کونی عروسيم با شوهرم بود البته الان 12 سال است كه جدا شده ام و</p>
<h4>ماجراهاي جنده زيادي برايم اتفاق افتاده من دختر چادري و خيلي</h4>
<p>كمرويي بودم در زمان نامزدي حتي پستون يكبار هم دست شوهرم بهم نخورده بود شب عروسي خيلي مي ترسيدم اين ترسي</p>
<h5>است كه کوس تمام دختران شب اول دارند شب وقتي همه</h5>
<p>مهمانها رفتند زن دايي وزن عموي من مانند تا دستمالم رابراي مادرم ببرند شورم اصلا از اماده كردن من نبود. هيچ نميدانست سکس داستان و تابه حال</p>
<h6>با هيچ زني نيود من مثل مجسمه كنار ایران سکس اتاق ايستاده</h6>
<p>بودم هردو از يكيديگر خجالت مي كشيديم يه شوهرم گفتم اقا مهدي مي شود كمك كني لباسم را عوض كنم تازه به خودش امد كه بايد لباسم را در بياورد فوري لباس خودش را در اورد و لخت مادر زاد روبهرويم ايستاد من كه تابه حال كير نديده بودم فوري از ترس چشمانم را بستم شوهرم زيپ لباسم را باز كرد و لباسم را در اورد من با چشمان بسته لخت شدم البته لباس خواب داشتم بغض گلويم را گرفته بود با چشم گريان در رختخواب دراز كشيد نمی دانستم بايد چه كار كنم از خجالت داشتم ميمردم تا اون شب شوهرم موهاي سرم رو هم نديده بود وحالا لخت كنارش خجالت مي كشيدم بعد از نميدونم چند دقيقه شوهرم گفت خوب تو ميدوني امشب بايد چه كار كنيم من هيچي نگفتم اون يك دفعه مثل گرگ گرسنه بهم حمله كرد شروع كرد لبامو خوردن بعد سينه هامو مكيد و رفت سراغ كسم شروع كرد به خوردن من بادست چشمانم را گرفته بودم و نگاهش نميكردم بعد از نيم ساعت خواهر شوهرم در زد پس چرا تمومش نميكنيد ماكار داريم ميخوايم بريم بخوابيم من داشتم از خجالت مي مردم با التماس به شوهرم گفتم تورو به خدا تموش كن اونم گفت من نميتونم چون ديشب باعكست حال كردم الان كيرم بلند نميشه من زدم زيرگريه كه الان فكر ميكنند من دختر نيستم شوهرم گفت باشه شروع كرد كيرشو بادستاش ماليدن تا يه كم بيدار شد و اومد كه كيرشو بكنه تو كس من كسه من از بس ترسيده بودم خشكه خشك بود و كيرش هر كاري كرد نرفت تو هر چي فشار داد فايده نداشت. همون موقع دوباره در زدن اين دفعه زندايم بود ميگفت چي شده چرا تمومش نمي كنيد ؟ باگريه گفتم زندايي نمي تونيم زندايي باعصبانيت گفت يعني چي بايد تمومش كني فكر ابروي خودتو خوانوادت نيستي با گريه گفتم چشم به شوهرم گفتم تورو خدا بيا تمومش كن گفت چه كار كنم نميره توش زندايم از پشت در گفت يه متكا بزار زير كمرت منم فوري متكارو گذاشتم كير شوهرم دوباره خوابيده بود شروع كرد كيشو ماليدن با بدبختي كيرش بيدار شد ويه كم هم تف ماليد به كيرش و گذاشت دم كسم وبعد يه دفعه فشاردادتو كيرش جانميرفت به زور كيرشو فشار داد تا بالاخره كيرش رفت تو انگار دنيا توسرم خراب شد فوري كيرشو در اوردم و بادستمالي كه مادرم داده بود خونهاي كسمو پاك كرد شوهرم تازه خوشش اومده بود خواست بيا بازم كيرشو بكنه تو كسم كه با گريه گفتم از جلوي چشام دور شو نمي خوام ببينمت خيلي تحقيير شده بودم شوهرم نمی تونست منو بكنه خودم به زور كيرشو فشار دادم تو كسم اونم فوري از اتاق رفت بيرون همه زنها اومدند تو اتاق من داشتم گريه میكردم اونها هم دست ميزدند و ميخنديدند ساعت 4 صبح بود زن دايي و زن عمو همون موقع رفتند به مادرم مژده بدند كه من عروس شده اين بدترين سكس زندگيم بود ادامه سكسهاي را برايتان خوام گفت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1-%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177566</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده بلوند و سینه گنده میخوابه زیر دو تا کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2019 08:57:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫البته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونشبو]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابيم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[بودديگه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حاليكه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[درحاليكه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روشلوار]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عزيزم…]]></category>
		<category><![CDATA[علاقمند]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كرديمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليده]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميريختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشديم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌كرد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردو]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[يخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با خواهر خانممه كه خيلي فیلم سکسی هم دوسش دارم و اسمش آتنا هست اما هيچوقت باهم سكس نداشتيم.آتنا 22 سالشه و متاهله و 3 سال از سکسی خانم من كوچكتره.يه شب آتنا و شوهرش شاه کس يعني باجناق من و برادرخانمم كه 20 سالشه اومدن خونه ما و قرار شد شب کونی واسه خواب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با خواهر خانممه كه خيلي فیلم سکسی هم دوسش دارم و اسمش آتنا</h2>
<p>هست اما هيچوقت باهم سكس نداشتيم.آتنا 22 سالشه و متاهله و 3 سال از سکسی خانم من كوچكتره.يه شب آتنا و</p>
<h3>شوهرش شاه کس يعني باجناق من و برادرخانمم كه 20 سالشه اومدن</h3>
<p>خونه ما و قرار شد شب کونی واسه خواب هم همونجا بمونن.منو آتنا دو سه ساليه كه شديد بهم علاقمند شديم</p>
<h4>منم جنده اونو خيلي دوسش دارم.چون اونيوكه من دنبالش بودم تا</h4>
<p>باهاش ازدواج كنم دوست داشتم از پستون همه نظر مثل آتنا باشه كه متاسفانه خانم من از اين قضيه مستثني هستن.در</p>
<h5>هر حال,آتنا کوس برعكس شوهرش خيلي خوشگله,البته خانم من هم همينطور</h5>
<p>اما آتنا بيشتر.آتنا قد و هيكلش متناسب و متوسطه,سفيد,چشم عسلي و موهاي بلوند و خودمم قد متوسط به بلند و 4شونه اما سکس داستان چاق نيستم.خلاصه شب</p>
<h6>قرار شد آتنا و شوهرش و برادر خانمم ایران سکس واسه خواب</h6>
<p>خونه ما بمونن.اونشت آتنا يه تريپ نازو آس حشري كننده هم زده بود.البته آتنا جلوي من اينطوري ميچرخه,يه مانتو چسبان و شلوار جين.قبل از اينكه بخوابيم كلي هم عمدي منو حشري كرده بود مثلا&#8221; الكي خم ميشد و سينه هاشو بهم نشون ميداد چون وقتي مانتو و شلوار جينشو درآورده بود يه تاب تنگ تنش كرده بود و يه شلورخواب تنگ سفيد كه وقتي راه ميرفت باسنش بدجوري آدمو حشري ميكرد,رد شورتش كير آدمو بلند ميكرد.خانم من يجورايي ميدونه منو آتنا زيادي باهم ريلكسيم و كلا&#8221; زياد دوست نداره منو آتنا بهم نزديك بشيمو در اين مورد منو زياد ميپاد رو همين حساب من بيشتر سعي ميكردم اونشبو نسبت به آتنا بزنم به در بي خيالي و با باجناقمو برادر خانمم صحبت ميكردم.خلاصه قرار شد كه بريم بخوابيم.خانممو آتنا رفتن توي اتاق خواب اما منو باجناقمو برادرخانمم قرار شد توي هال بخوابيم.من اصلا&#8221; قصد سكس كردن با آتناو نداشتم يعني نميخواستم 3 بشه يا حتي يه درصد خانمم شك كنه.باجناقمو برادر خانمم زود خوابيدن منم داشتم بايكي از دوست دخترام كه از آشنا هم هست اس ام اس بازي ميكردم كه اتفاقا&#8221; اون آتناو ميشناسه.بهش گفتم آتنا اينا اينجان.يكم كه بهم اس زديم اون زد تو خط اس سكسيو بعدش گفت حامد الان چي دلت ميخواد..گفتم الان دلم ميخواد كيرمو بزارم تو كس آتنا,آبمو بريزم تو كسش..چند دقيقه اي نگذشته بود كه ديدم آتنا بهم اس زد..گفت حامد,بيداري..منم بهش جواب دادم آره..چطور..بعد اونم دوباره جواب داد همينطوري پرسيدم..تو همون اس ازم پرسيده بود كه داشتي با سميه اس بازي ميكردي..من كه تعجب كرده بودم جواب دادم آره..اما تو از كجا ميدوني&#8230;بعدش بهم گفت كه سميه بهم اس زدو گفت كه داريد اس بازي ميكنيد..از پرسيده بود تو به سميه در مورد من چي اس زدي..منكه ضربان قلبم تند شده بود نوشتم هيچي..فقط گفتم آتناشون خونه ماهستن..تو اس بعدش ديدم همون اسيو كه به سميه داده بودم كه توش نوشته بودم (الان دلم ميخواد كيرمو بزارم تو كس ناز آتناو)واسم فرستاد..يعني سميه اس منو واسه اون فرستاده بود..من خيلي حول شده بودمو ضربان قلبم با آخرين سرعتش ميزد نوشتم,معذرت ميخوام آتناجونم..منظوري نداشتم..و ازش پرسيدم ازم ناراحت شدي..اونم سريع بهم جواب داد نه عزيزم,چرا بايد ناراحت بشم..منكه اصلا&#8221; نميدونستم ديگه چي واسش بنويسم ديدم آتنا يه اس ديگه دادو نوشته بود:حامد,كس من خيسه خيسه..اينو كه خوندم كيرم بلند شده بود و فقط داشتم به اين فكر ميكردم كه يجوري منو آتنا باهم سكس كنيم..بعدش منو آتنا چندتا بهم اس زديمو قرار شد من برم تو آشپزخونه بعدش آتنا هم بياد..همين كه من رفتم آتنا هم رسيد..همينكه بهم رسيديم همديگرو بغل كرديمو شروع كرديم به خوردن لبامون..كيرم منم رفته بود لاي پاهاي آتناو از روشلوار به كسش ماليده ميشد.اونم در حاليكه چشاشو بسته بود جفتمون داشتيم از شهوت منفجر ميشديم آتنا آروم پاهاشو باز ميكردو از روشلوار ميخواست كيرمنو بماله لاي كسش..بعدش آتنا بهم گفت حامد من شلوارمو در ميارم تو بزار تو كسم اما نميخوام دراز بكشم آخه ميترسم..شلوارمونو در آورديمو اول آتنا شروع كرد به ليسيدن كير من كه خيس هم شده بود..بعدش من آروم انگشتمو گذاشتم لاي كس آتنا,واي خيسه خيس بود..ديگه نميشد تحمل كرد منم شروع كردم به خوردن كس آتنا..از اونجايكه زياد وقت نداشتيم درحاليكه ايستاده بوديم كيرمو دادم دست آتنا تا خودش بزاره تو كسش..اولش يخورده كيرمو لاي كسش ماليدو بعدش كه كيرم با آب آتنا خيس شده بودو آروم گذاشتم تو كسش..هنوز 2 يا 3 دقيقه نگذشته بود كه ديدم آتنا داره منفجر ميشه و كسشو بيشتر به كيرم فشار ميده.از گرم شدن كيرم فهميده بودم كه آب آتها داره مياد اونم در حاليكه از شدت شهوت نميتونست صحبت كنه فقط بهم ميگفت حامد تورو خدا آبتو بريز تو كسم..با اين حرفاي آتنا آبم خيلي نزديك شده بود و خلاصه وقتي داشتم آبمو ميريختم تو كس آتنا اونم داشت لباي منو ميخوردو جون جون ميكرد..بعدش رفتيم خوابيديم..اين يكي از بهترين خاطرات سكس من است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177481</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آوا عاشق فاک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%81%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%81%d8%a7%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Sep 2019 05:31:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساست]]></category>
		<category><![CDATA[احساسه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اينجور]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختا]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشديم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تيشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سربالا]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتيه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرداشم]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلكم]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[كردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كمربندشو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونن]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميذارم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسامون]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنه]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نياورد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همكارام‬]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پشت ميدم (البته يه بار فیلم سکسی با يه پسره ملايري دوست بودم بي شخصيت ميگفت سرشو ميكنه توش ولي تقريبا تا ته كرده بود منم شانس سکسی آوردم چون هم كيرش كوتاه بود هم شاه کس اينكه پرده من يه خرده دوره ) خاطره اولين سكسم هم اصلا جالب نبود كه کونی براتون بنويسم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پشت ميدم (البته يه بار فیلم سکسی با يه پسره ملايري دوست بودم</h2>
<p>بي شخصيت ميگفت سرشو ميكنه توش ولي تقريبا تا ته كرده بود منم شانس سکسی آوردم چون هم كيرش كوتاه بود</p>
<h3>هم شاه کس اينكه پرده من يه خرده دوره ) خاطره اولين</h3>
<p>سكسم هم اصلا جالب نبود كه کونی براتون بنويسم ولي ايني كه مينويسم آخريشه &#8211; من تو يه شركت هواپيمايي كار</p>
<h4>ميكنم جنده آخراي اسفند بود كه يه پسره اومد واسه بليت</h4>
<p>و اومد سراغ من منم كاراشو پستون انجام دادم در حين انجام دادن كاراش بودم كه اومده بود چسبيده بود بهم</p>
<h5>و همش کوس شماره ميخواست منم اصلا با پسراي منطقه خودمون</h5>
<p>دوس نمي شم و هميشه با شهرستانيا دوست ميشم منم ديدم پسره خوشگله از طرفي هم مسافره خيليم داره اصرار ميكنه قبول سکس داستان كردم و شمارمو</p>
<h6>بهش دادم غروب شد جندتا اس داد منم ایران سکس جواب دادم</h6>
<p>و باهم دوست شديم واسه فرداش باهم قرار گذاشتيم كه بريم ناهار بخوريم باهم ناهار خورديم و رفتيم دور زديم تو جاهاي واقعا خلوت منم همش خدا خدا ميكردم دستمو بگيره و بعدش باقي چيزا ديدم نه امكان نداره طرف اصلا تو باغ نيست منم اعصابم خرد شد گفتم ميرم آژانس واسه فرداشم بازم ظهر رفتيم بيرون ديدم نه بابا راه افتاده دستمو گرفت منو ميچسبوند به خودش تو يه جايي بوديم كه حتي پرنده هم پر نمي زد(نشينين فحش بدينا اينجاها تو شهرستاناي كوچيك جاي خلوت هم پيدا ميشه يعني اصلا ظهرا مردم از خونه بيرون نميان)ولي بازم كاري نكرد شب هم ساعت 10 پرواز داشت منم ديگه نمي تونستم ببينمش باز خدافظي كردم و رفت به محض اينكه رسيد هتل اس داد كه خيلي دوست داشتم ببوسمت و بغلت كنم ولي روم نشده منم گفتم منم خيلي دوس داشتم كم كم اس ام اس بوس و اينجور چيزا داديم بعدش ديگه با اس با هم حال ميكرديم (كسايي كه اينكارو انجام ميدن ميدونن چه حالي داره )هربار كه پشت تلفن ميگفت لباتو بخورم ميمياتو بخورم حشريه حشري ميشدم تا اينكه دلو به دريا زدم و به بهونه كاراي آژانس رفتم تهران به محض اينكه رسيدم فرودگاه فرشيد اومد دنبالم همون تو فرودگاه بغلش كردم گفت طاقت بيار الان ميريم خونه به محض اينكه در خونه رو باز كرد رفتيم تو همون پشت در يه بوس به ياد اونروز از لبام كرد رفتيم تو مانتو و روسريمو در آوردم و نشستم رفت واسم شربت آورد نشست كنارم با هم خورديم دستش دور گردنم بود و همش بوسم ميكرد واي وقتي دستش دور گردنم بود و بوسم ميكرد بيهوش ميشدم وقتي به سكس ميرسيديم چيكار ميخواستم بكنم كم كم مايل شديم به سمت همديگه و لبامون تو هم گره خورد نفسامون تند شده بود و فقط لباي هم رو مي خورديم با دستامونم رو بدن همديگه ميكشيديم (من بدم مياد تو رابطه اي كه دارم فقط وايسم و نگاه كنم دوست دارم اونقد كه من لذت ميبرم طرفم هم لذت ببره )گفت ساينا پاشو بريم تو اتاقم اينجا خوب نيست رفتيم تو اتاق خواب سرپا وايساديم و بغلم كرد سرشو آورد پايين و لبشو گذاشت رو لبم همينجور كه لباي همو مي خورديم پايينامونم به هم ميماليديم وسط اتاف بوديم كم كم رفتيم عقب تا خورديم به ديوار محكم لبامو مي خورد و خودشو فشار ميداد لباشو ورداشت و نكاه به جشام كرد و گفت ساينا خيلي دوست دارم منم گفتم فرشيد جونم من عاشقتم بازم لباشو گذاشت رو لبم و بادستاش سينمو فشار ميداد بعدش دستشو برد زير تاپم و از زير تاپ ميماليد جند دقيقه از رو سوتين ماليد و فشار ميداد ديگه طاقت نياورد و تاپم رو درآورد گفت واي چه سينه هايي داري (من بدنم كاملا سكسيه كون بزرگ و برجسته سينه هاي گرد و سربالا و سفيد سايز 75 )و سريع سوتينم رو داد بالا منم نگاش كردم و گفتم درش بيار از خدا خواسته دستشو برد پشتم و بازش كرد و سوتينمو انداخت زمين اول با دو تا دستاش ميميامو گرفت و يه لب ازم گرفت بعد رفت سراغ گوشم و گوشم مكيد واي داشتم ديونه ميشدم و آه ميكشيدم اونم ميديد اينجوريه محكمتر ميخورد بعد از گوشم اومد سراغ گردنم منم وقتي داشت ميخورد دستم تو موهاش بود و باهاش بازي ميكردم (آقايون لطفا راهنمايي كنن كه اينجور مواقع خانوما بايد چكار كنن كه آقايون خوششون بياد؟؟؟؟؟)و دستمو انداختم زير تيشرتش و درش آوردم محكم فشارش دادم به خودم و گفتم قربون اين بدن خوشگلت برم كه آرزوم بود تو بغلت باشم فرشيدم بوسم كرد و گفت ساينا بيا بريم رو تخت رفتيم رو تخت من به پشت خوابيدم و اون اومد روم واييييييييي كيرشو احساس كردم جونم چه احساسه خوبي بود بهش گفتم فرشيد شلوارتم در بيار مي خوام خوب احساست كنم كمربندشو باز كردم و باهم شلوارشو در آورديم ديدم كيرش حسابي باد كرده و كشيدمش رو خودم و لبشو خوردم يه خرده كه لب گرفتيم از لبم شروع كرد به خوردن و رفت زير گردنمو خورد بعدش هم رفت پايين چاك سينمو ليس زد و با دو تا دستاش ميميامو گرفت و با نوكش كه زده بود بيرون بازي كرد و آروم زبونشو كشيد دور نوكش و نوكش رو يه كوچولو مكيد با دست ديگش هم اونيكي رو ميماليد منم دستم رو ميكشيدم رو بدنش ، دستمو ميكردم تو موهاش با موهاش بازي ميكردم كم كم ميك زدنشو محكم كرد داشتم از لذت ميمردم كمرمو ميزدم به تخت و آه ميكشيدم و چشامو بسته بودم انگار تو آسمون بودم ديدم داره بازبونش ميره پايين تر ميبوسه و ميليسه واي ديگه ارادم ازم سلب شده بود من با پسراي زيادي بودم ولي همشون فقط به فكر كردن بودن ولي فرشيد اينجور نبود همينجور كه رفت پايين رسيد به نافم دور نافم رو ليسيد و زبون زد توش احساس نداشتم فقط قلقلكم ميومد بازبونش رفت پايين تر منم آرنجمو گذاشته بودم زمين و يه خرده بلند شده بودم نگاش ميكردم سرشو بلند كرد نگام كرد گفت درش بيارم؟ منم با سر گفتم باشه شورتمو كه در آورد پاهامو از هم باز كرد و گفت چه نازه فكرشو ميكردم اين شكلي باشه چه آبي هم ازش راه افتاده فداي حشريه خودم بشم (كسم سفيد و گوشتيه توشم صورتيه روشنه )سرشو برد پايين لبه هاي كسمو باز كرد و يه زبون از پايين تا بالا كشيد واي از شدت لذت يه آييييييييييييييييييييي بلند گفتم نفسم در نميومد چوچولمو ميكرد تو دهنش ميك خيلي آروم ميزد زبونشو حلقه ميكرد ، ميكرد توش ديگه جيغو دادم حسابي بلند شده بود ميگفتم واي فرشيد ديونم كردي بخور همش مال هودته بخور جووووووووووووووووووووونم بخور همشو بخور فرشيد هميشه ميگفت دوست دارم آه و ناله كني منم كه خودم حالت عادي با ناز صحبت ميكنم( همكارام هميشه ميگن وقتي با مسافرات حرف ميزني اينقد ناز ميكني بدبختا همونجا ارضا ميشن )خب دور نشيم جوري ميخورد و ميمكيد كه حسابي حال ميكردم ديگه ديدم طاقت نميارم الانه كه ارضا بشم الان كه دارم مينويسم آب كسم راه افتاده اونم دوست داشت ارضا بشم و لي خودم نميخواستم گرفتم از شونه هاشو كشيدمش رو خودم و لباشو خوردم تختش يه نره بود جوري كه نيوفتيم چرخيدم و فرشيد رفت پايين و من رفتم بالا لباشو خوردم ايندفعه نوبت من بود بهش حال بدم لباشو خوردم زبونشو مكيدم رفتم گوششو مكيدم زبونمو ميكردم تو گوشش شنيدم پسرا با اينكار زياد تحريك نميشن پس زياد به كارم ادامه ندادم و رفتم گردنشو مكيدم واي عاشق خوردن گرنم ميمكيدم و ميبوسيدم جوري رو بدنش بودم كه لاي كسم درست رو كيرش بود و خودمو تكو ن ميدادم خيلي حال ميداد جفتمون احساس ميكرديم اصلا رو زمين نيستيم بعد از گردنش رفتم سراغ سينش قبلا گفته بود خوردن سينشو خيلي دوس داره منم نوك سينشو مكيدم و زبون ميزدم فرشيدم همش ميگفت ساينا عاشقتم دوست دارم تو مال خودمي يه مدت كه سينشو خوردم با دستمم با كيرش از رو شرت بازي ميكردم ديدم خيلي دوس داره رفتم پايين سراغ كيرش كش شورتشو كشيدم پايين كيرش اومد بيرون زياد بزرگ نبود حدود 16 سانت بودولي يه خرده كلفت بود ميشد كوتاهيشو ناديده گرفت يه بوس از سرش كردم و كل شرتشو درآوردم كيرشو گرفتم تو دستم فرشيد داشت با التماس نگام ميكرد ميدونست ميخوام چيكار كنم پشت تلفن بهش گفته بودم اگه ببينمش چطوري كيرشو ميخورم كيرشو گرفتم تو دستم يه زبون دور كلاهك كيرش كشيدم كه آهش در اومد بعد زبونمو كشيدم رو كيرش كل كيرشو با زبون خيس كردم بعد خايه هاشم زبون كشيدم (من عاشق خردن كيرم واقعا دوس دارم و بهم لذت ميده )سر كيرشو كردم تو دهنمو با دستم خايه هاشو ميماليدم خيلي آروم اينكارو ميكردم كيرشو ميك ميزدم يه ذره آب اومد تو دهنم فكر كنم پيش آبش بود يه خرده كه كيرشو مكيدم تا ته كردم تو گلوم يه آهههههههههههههههه كشيد كه واقعا خوشم اومد كه تونستم اينجوري حشريش كنم ميگفت ساينا ميدوني با اين كارات دارم ديونه ميشم چندبار اينكارو كردم بعدش اومدم سراغ خايه هاش كردمشون تو دهنم و ميك ميزدم با دستمم كيرشو ميماليدم چند دقيقه كه اينجوري خوردم باز رفتم سراغ كيرش و كيرش رو خردمو مكيدم گفت ساينا بسه دارم ارضا ميشم ديگه نزاشت بخورم منو كشيد بالا يه بوسم كرد و خوابيد روم گفتم فرشيد يه چيز ازت بخوام قبول ميكني گفت جونم بگو عزيزم تو جون بخواه گفتم ميشه منو از عقب بكني گفت نه عزيز دلم اينجوري دردت مياد اذيت ميشي (اينقد واسش فيلم بازي كرده بودم كه تاحالا باكسي نبودم باورش شده بود نميدونست بيشتر از 20 بار از عقب دادم )ميدونستم قبول نميكنه چون قبلا هم تلفني رو اين قضيه صحبت كرده بوديم خيلي اصرار كردم قبول نكرد گفتم ميخوام خيلي لذت ببريقبول نكرد گفت نميخوام من لذت ببرم تو درد بكشي گفتم پس ميخواي چطور ارضا بشي گفت واسا الان ميفهمي دراز كشيد روم و كيرش رو تنظيم كرد رو كسم و بهم گفت پاهامومحكم ببندم كيرش رو كرد لاي پام جوري كه با عقب و جلوش نوك كيرش ميخورد به كسم احساس خيلي خوبي بود بهم خيلي حال ميداد با ميميام بازي كرد گرفته بودشون تو دستش و فشار ميداد با هر حركتش كه كيرش ميخورد به كسم كيف ميكردم داشتم ارضا ميشدم همش داد ميزدم فرشيد جون بكن بكن تندتر بكن چند ثانيه نفسم بند اومد و ارضا شدم واي چقد خوب بود فرشيد فعلا داشت تلنبه ميزد كم كم سرعتش زياد شد و محكمتر هم ميزد بعد يه هو لاپام داغ شد آبش اومد همونجور دراز كشيد روم و گفت مرسي ساينا واقعا عاشقتم منم گفتم فرشيد جونم منم عاشقتم بعد پاشديم رفتيم دستشويي و حاضر شديم من بايد ميرفتم خونه داداشم تهران بود و گفته بودم تا قبل شام ميام فرشيد منو برد و تا خونه داداشم رسوند،بعد چند روز رابطمو با فرشيد تموم كردم آخه داشتم ازدواج ميكردم فرشيد واسم آرزوي خوشبختي كرد. اميدوارم خوشتون اومده باشه اكه راضي باشين و فحش ندين بازم داستاناي ديگمو ميذارم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%81%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2611</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم حشری تنهای با خودش تو خونه حال میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Aug 2019 02:03:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافم]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانمو]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[ايرادي]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرماييد]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودكار]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[كاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[كلاسها]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[26سالمه بچه اليگودرزماين داستاني كه فیلم سکسی ميخوام براتون تعريف كنم مال دو سال پيشه .داستانو از اونجايي تعريف مي كنم كه يه روز كه اعصابم بدجور سکسی داغون شده بود اخه امتحانمو خراب كرده شاه کس بودم رو صندلي هاي دانشگاه نشسته بودم داشتم فكر مي كردم اصلا متوجه اطرافم نبودم کونی بعد از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>26سالمه بچه اليگودرزماين داستاني كه فیلم سکسی ميخوام براتون تعريف كنم مال دو</h2>
<p>سال پيشه .داستانو از اونجايي تعريف مي كنم كه يه روز كه اعصابم بدجور سکسی داغون شده بود اخه امتحانمو خراب</p>
<h3>كرده شاه کس بودم رو صندلي هاي دانشگاه نشسته بودم داشتم فكر</h3>
<p>مي كردم اصلا متوجه اطرافم نبودم کونی بعد از چند دقيقه يه صداي ناز كه ازم پرسيد : آقا ساعت چنده</p>
<h4>؟منم جنده اصلا به صورتش نگاه نكردم و بهش گفتم چه</h4>
<p>دل خوشي داري نترس ديرت نشده پستون . بيچاره سرشو انداخت پايين رفت زير زبونم فكر كنم دوسه تا فحش بهم</p>
<h5>داد . کوس يك ساعتي بود رو صندلي نشسته بودم هوا</h5>
<p>سرد بود به خودم گفتم بلند شم برم خونه .از اين ماجرا چند روز گذشت تا يه روز داخل دانشگاه جلو برد سکس داستان داشتم برنامه و</p>
<h6>كلاسهامو مينوشتم كه يه دختري اومد گفت آقا ایران سکس اگه بهتون</h6>
<p>برنميخوره خودكار داريد . يهو برگشتم نگاهش كنم ديدم زل زده تو چشام خدايش خيلي تابلوه بود منم دست كردم داخل كيفم يه خودكاري بهش دادم . كارش كه تموم شد گفت ميشه آقاي &#8230; ؟ خودكار برا خودم باشه الان كلاس دارم ! منم گفتم فاميليم (&#8230;.) اينه بعدشم قابلتونو نداره فقط پولشو بديد ! ديدم خنديد و رفت .اينو بگم رفيقام بهم ميگن ادم بد متلك هستم .گذشت تا يه روز داخل يكي از كلاسها خالي نشسته بودم داشتم نگاه كتابم مي كردم اخه كنفرانس داشتم درب رو بسته بودم كه كسي مزاحمم نشه كه ديدم يكي داره درب ميزنه . هول شده بودم باخودم گفتم اين كيه ؟ بلند شدم برم جلو در كه ديدم اومد داخل كلاس ! ديدم همون دختره هست . گفتم بفرماييد كاري داشتيد ؟ گفت اومدم پول خودكارتونو بدم . بهش گفتم بندازش صندوق صدقه ! ديدم اعصباني شد گفت : عجب ادمي هستي ! انروز نزديك بود بزنيم كه ازتون پرسيدم ساعت چنده امروزم اينطوري ميگيد ؟راست ميگفت ازش معذرت خواهي كردم دو تا جوك هم براش گفتم كلي خنديد . گفتم حالا كاري داشتيد باهام گفت اره ديگه شروع كرد به صحبت : من ازتون خوشم اومده ميدونم پسر بايد بياد دنبال دختر ولي من يه ماه ميپامت ميشه شمارتونو داشته باشم . يه دو دقيقه مكث كردم گفتم ياداشت كن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.گفتم اسمتونو چيه ؟ اسمم مريمهسريع اسمشو صداكردم و گفتم مريم يه تك زنگ بزن تا شمارتو داشته باشم اخه شماره غريبه ج نميدم . تك زنگ زد بعدش بهش گفتم كلاسم دير شده ازش خداحافظي كردمو رفتم . از اين ماجرا دو روز گذشت تا شبش ديدم اس داد : سلام رسولديگه سر صحبت باز شد . اس داد حالم خرابه گفتم خداه بد نده .-بي حسمخوشمزه ايم گل كرد گفتم بيام مالشت بدم ؟-اخ جان الان ميايباخودم گفتم اونجاش داره ميخاره شروع كردم به حرفاي سكسي تا ساعت 2شب .فرداش اس داد مرسي گفتم بابت چي ؟-ديشب دو بار ارگارسم شدممنم كه شاخ در اورده بودم خودمو به اون راه زدم گفتم نميري جبران كني-حتما رسول جون ! ميشه امروز ببينمت ؟گفتم مكان ندارم-فرستاد اونم به موقعش بهت ميگمديگه قرار گذاشتيمو همديگرو ديديم منم يه ذره شيطنت كردمو دو سه تا لب ازش گرفتم .ديگه سرتونو درد نيارم از شبش اس ام اس هاي سكسي بيشتر شد تا يه شب گفت كسم ميخواره رسول !!!!گفتم مگه بازه جلوت ؟-اره يه سالهاون شب سه بار ارضاش كردم .گذشت تا يه روز بهم گفت رسول مكان داري بريم ؟تو كونم جشنواره بود گفتم اره مريم جون !!!ادرشو ساعتشو بهش گفتم سريع رفتم بازارو يه بسته كاندوم خريدمو رفتم حموم سه تيغه كردمتو خونه نشسته بودم كه صداي درب اومد رفتم جلو در ديدم مريم جونه بهش تعارف كردم اومد داخل همون جلو در افتاد بغلم لبامو بدجور ميخورد بهش گفتم انگار حشرت خيلي بالاه .دستشو گرفتم بردمش نشوندمش رو تخت اتاق خوابم گفتم بشين تا دوتا چاي بيارم بخوريم رفتم داخل اشپزخونه سه چهار دقيقه طول كشيد وقتي اومدم ديدم با يه تاپ سفيد چسبونو يه شورتك رو تخت دراز كشيده سينه هاش داشت تاپشو پاره مي كرد منم ديدم الان موقعه چاي خوردن نيست ديگه . رفتم گرفتمش بغل شروع كردم خوردن لباش زبونشو مك ميزدم صداش اه اه بلند شد رفتم زير گلوش ليس زدم . كيربلند شده بود بلند شدم لباسامو در بيارم اومد كمك كرد منم تاپشو دراوردم يه دونه سوتين توري مشكي پوشيده بود بازش كردم يه لب ازش گرفتمو شورتشو در اوردم درازش كردم رو تختو سينه هاشو مك زدم نوكشونو با دندون فشار ميدادم صداش در اومد اخ اخ رسول يواش تر . اومدم سراغ كسش چه كس قشنگي داشت ديگه امون بهش ندادم شروع كردم به مك زدن ، ليس زدن چولچولاشو ميخوردم از شدت شهوت فقط ميگفت جون .سه چهاردقيقه اين كارو كردم بعدش گفتم بيا برام ساك بزن . واي انكار صدسال بود اين كارو انجام ميداد تا اخر كرده بود تو دهنشو مك ميزد كيرم داشت ميتركيد يه لب ازش گرفتم كاندومو بهش دادم كشيد سرش بهش گفتم بيا روش . اومد تنظيم كرد شروع كرد به بالا پايين پريدن . واي چه كس گرمي داشت صداش به ناله تبديل شده بود . دستشو گرفتم كمكش كردم چه حالي ميداد كيرم تا بيخ رفته بود داخل . گفت رسول خسته شدم تو همون حالت گرفتمش تو بغلم اوردمش پايين به پشت خوابوندمش گفتم ميخوام از عقب جرت بدم گفت رسول تورو خدا يواش ! دست كردم تو كشو كمدم كرم دراوردم ماليدن دور سوراخش چقدر تنگ بود ديگه با زحمت سرشو كردم داخل يه ذره خودشو جمع كرد منم امون بهش ندادم تا بيخ فرو كردم نفسش بند اومده بود يه جيغي كشيد شروع كردم به تلمبه زدن اخو نالش بلند شد منم از صداش تحريك شدمو شديد تر تلمبه ميزدم يه دفعه بدنش لرزيد فهميدم ارضاء شد از پشت سينه هاشو ماليدم كيرمو كشيدم بيرون كاندوم در اوردم گفتم بيا ساك بزن برام . واي چكار ميكرد چشام داشت از حلقه بيرون ميزد دو سه دقيقه طول كشيد بهش گفتم بسه . خوابوندمش رفتم وسط پاهاش كيرمو گذاشتم دم كسش فرو كردم پاهشو گرفتم بالا بد طور شهوتم بالا زده بود دست خودم نبود جوري تلمبه ميزدم كه نزديك بود از سرتخت بيفتم پايين صداش به جيغ تبديل شده بود داد ميزد رسول جون كير ميخوام سريع باش آْبتو بريز جرم بده تند باش محكمتر بكن اخ واي ميكرد. داشت آبم ميومد گفتم مريم داره مياد بلند شد كيرمو گرفت شروع كرد به خوردن مك ميزد داشتم منفجر ميشدم سرشو گرفتم فشار دادم به سمت خودم يه دفع انكار شير آب و باز كردي همشو خالي كردم داخل دهنش اونم تا قطره اخر مك زدو قورتش داد . بي حس شده بودم گرفتمش بغل ده دقيقه بي حركت مونده بودم . بلند شدم رفتم داخل اشپزخونه دو تا شيرموز اوردم باهم خورديم بعد دستشو گرفتم باهم رفتيم حموم جاتون خالي داخل حمومم يه بار ديگه كردمش .اومديم بيرون لباساشو پوشيد افتاد تو بغلم بوسم كرد گفت رسول جون دوستت دارم مرس حال دادي و رفت .ديگه هر دو هفته يك بار با هم سكس داشتيم تا سه ماه پيش درسش تموم شد و رفت شهرشون الانم هنوز به هم اس سكسي ميديم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2607</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس های خوشگل باهم کرده میشن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Aug 2019 06:40:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيارش]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بالايي]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[ديگران]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وقت فكر نمي كردم كه فیلم سکسی اينقده زود سكس داشته باشم ولي خدايش پتانسيل بالايي داشتم. با اينكه واقعا از نظر ظاهر سادم ولي ديگران ميگن سکسی كه از نظر جنسي جذاب ام خلاصه شاه کس من با يكي دوست شدم كه ميشناختم از قبل و بعد از ۵ ماه حسابي کونی عاشق شدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>وقت فكر نمي كردم كه فیلم سکسی اينقده زود سكس داشته باشم ولي</h2>
<p>خدايش پتانسيل بالايي داشتم. با اينكه واقعا از نظر ظاهر سادم ولي ديگران ميگن سکسی كه از نظر جنسي جذاب ام</p>
<h3>خلاصه شاه کس من با يكي دوست شدم كه ميشناختم از قبل</h3>
<p>و بعد از ۵ ماه حسابي کونی عاشق شدم و هنوزم هستم.به علت يك سري گرفتاري من يك ماه نتونستم بببنمش</p>
<h4>تا جنده اينكه قرار شد برم خونه دوست صميميش كه ميشناختم</h4>
<p>منم رفتم و نشسته بوديم داشتم پستون يك اهنگ از تو گوشيش بلوتوس ميكردم و حرف ميزديم دوستشم به يك بهونه</p>
<h5>رفته بود کوس پايين كه ما راحت باشيم. همينجور كه</h5>
<p>من داشتم حرف ميزدم اومد سمتم و محكم بغلم كرد و بوسم كرد منم با تمام وجودم لباشو بوسيدم. سفت تو بغلش سکس داستان بودن بعد منو</p>
<h6>خوابوند و اومد روم همينجور كه لبامو ميخورد ایران سکس بلوزم رو</h6>
<p>در اورد. منم واقعا هيچي متوجه نبودم ميدونستم كه با تمام وجود ميخوامش برا همين گذاشتم راحت تمام لباسم در اره جز شورتم و منم بلوزش و در اوردوم با شلوارشو بعد اومد روم شروع كرد بوسيدن من منمم دستنم كردم لاي موهاش و بوسيدمش بعد سينه هامو خورد سينه هام كه شروع كرد به ميك زدن آه ام درومد اونم ميگفت آروم باش منم سعي ميكردم اروم باشم ولي نمي شد. با يك دست سينمو ميمالوند و اون يكيو ميخورد منم سينه هام بزرگه. ميدونستم داره حال ميكنه بعد شيكم ام رو خورد دوباره اومد روم. من پامو دوره كمرش انداختم و فشار دادم بعد كيرشو حس كردم. از سرش گرفتم هل دادم سمت كسم اونم شرتمو در اور پاهام باز كردم سرش و گذاشت روش شروع كرد خوردن من رو هوا بودم بعد اول با يك انگشت بعد با دو انگوشت كرد تو كسم شروع كرد خوردن من در اوج لذت بودم و كمرم ديگه بند نبود اونم كمرمو گرفت زبونشو كرد تو كسم منم خيلي حشر بودم دستم ميكردم لاي موهام رو كسم فشار ميدادم بدنم لرزيد فهميدم ارضا شدم واقعا سخته توصيف اون لحظه بعد ارضا شدنم اون داشت اروم ميخورد. بعد گفت من چي؟ منم خنديدم و افتادم روش نشستم رو كيرش خو شدم روش سينه هام كه صفت بود چسبوندم به سينه هاش او لباشو خوردم همينجور كه ميخوردم روي كيرش حركت ميدادم كسم رو. بعد تمام سينشو خوردم. مو هام بلند بودميريختم رو صورتش حسابي حشر شده بود بعد رفتم سراغ كيرش و براش ساك زدم اونم دست كرده بود تو موهام سرمو تكون ميداد تا ته كيرش رفت تو دهنم حسه خوبي نداشت اون لحظه ولي براش هر كاري حاظر بودم بكنم بعد بلند شدم كسم گذاشتم دمه دهمش خودم ام كيرشو خوردم (٦٩) بعد يكم گفتم جاويد من خسته شدم دارم ميميرم زودتر. خودش فهميد منو خوابوند پاهامو باز كرد سر كيرش گذاشت دم كسم بعد روم دراز كشيد اروم كيرش كرد تو من صداي اه نالم ديگه خيلي بلند شد واسه همين لباشو گذاشت رو لبام اروم كرد تو تا اينكه تا نصفه تو بود بعد يكهو تا ته كرد تو صدام بلند شد كيرش حس ميكردم كسسم داغ داغ بود انگار كره ذوب كرده باشن به همون ليزي بعد اروم ارم شروع كرد تلمبه زدن منم سفت گرفتبودمش با تمام وجود ميخواستمش و مي بوسيدمش بعد ارم اروم تند كرد از روم بلند شد پاهامو باز كرد كمرمو گرفت شروع كرد تلمبه زدن تند كيرش تا ته تو بود منم هي ميگفتم تند تر و اهم در اومده بود بعد گفت پاني نوبت تو من كه. جون نداشتم بلند شدم به زور اون خوابيد نشستم روش قبله اينكه كسم بزارم رو كيرش گرفتم دم دهنش اون زبون زد منم كه باذ حشر شده بودم محكم كسسم دمه دهنش فشار دادم بعد بلند شدم از رو دهنش با يه دستم كسم باز كردم نشستم رو كيرش خيلي درد داشت خيلي ولي درد تحمل كردم شروع كردم به تلمه زدن اونم با يه انگشت كردتو كونم واقعا عالي بود اه ناله اونم درومد من او داشتم به ارگاسم ميرسيدم اون گ فت بسه به قدري حردو حشري بوديم كه هيچي نمي فهميديم منو بلند كرد بغلم كرد چسبوند به ديوار محكم كرد تو سينه ها مو خورد من دوباره ارضا شده بودم ولي اون نه من ديگه بيحال بي حال بعدگفتم وايسا رو مبل خم شدم اون كرد تو كسم از پشت افتاده بودم رو مبل اونم محكم منو گرفته بود ميكرد با يك دست يكي از پاهام باز كرد مخكم ميكرد تو در مياورد منم ار پشت بهش چسبيده بودم اون منو با اون يكي دست نگه داشت تند تند تلمبه ميزد تا ابش اومد و ريخت رو كمرم ابه منم دوباره اومد سه بار ارضا شدم . بماند كه با چه وضعيتي رانندگي كردم بعدشخدارو شكر هنوز باهم هستيم و من عاشقشم اونم عاشقمه من دنبال يك چيز ديگه بودم اين سايت ديدم نمي خواستم خاطره بنويسم ولي يهو دلم خواست بنويسم و بگم من شانس اوردم با كسي سكس داشتم كه دوسم داشت مسه يه دستمال كاغذي ازم استفاده نكرد البته الان اگه برگردم به گذشته سكس نميكنم چون شانس اوردم با كسي بودم و هستم كه ارزش داشت كه بدبنم در اختيارش بزارم ولب ريسك همين اميد وارم مسه بقيه داستان ا كه نظر ميدين فحش ميدين خيلي فحش نخورم:دی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175677</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آنال بازی با میلف  بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Jul 2019 08:39:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببينيم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بگذريم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پاشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تاريكه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتي]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درواقع]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كرديمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشيشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لواسون]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوري]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نميگفت]]></category>
		<category><![CDATA[هرلحظه]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وايستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نوعي عذاب وجدان كه دارم فیلم سکسی خودمو خالي ميكنم . اولين بارمه كه مي خوام داستان بنويسم و زياد وارد نيستم . انشامم هميشه نمره خوبي سکسی نبود شايد به زور ميشدم 13 . شاه کس حالا بگذريم كلاس اول دبيرستان بوديمو 15 سالم بود و تازه دوره ي بلوغ . کونی منم تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نوعي عذاب وجدان كه دارم فیلم سکسی خودمو خالي ميكنم . اولين بارمه</h2>
<p>كه مي خوام داستان بنويسم و زياد وارد نيستم . انشامم هميشه نمره خوبي سکسی نبود شايد به زور ميشدم 13</p>
<h3>. شاه کس حالا بگذريم كلاس اول دبيرستان بوديمو 15 سالم بود</h3>
<p>و تازه دوره ي بلوغ . کونی منم تا اون موقه با دختري دوست نشده بودمو خيلي تو كف دختر بودم</p>
<h4>. جنده هميشه تو اولي فرصت ميرفت چت و با دختر</h4>
<p>حرف ميزدم . داستان از روزي پستون شروع شد كه يه شب خالمينا اومده بودن خونه ما . من دختر خالم</p>
<h5>هم سنمه کوس و اون شب مثله هميشه اومده بود تو</h5>
<p>اتاق من و داشتيم حرف ميزديمو آهنگ گوش ميداديم تا اينه به بهونه اينكه حوصلمون سر رفته چنتا از شماره هاي دوستاشو سکس داستان بده تا يكم</p>
<h6>سره كار بزاريم بخنديم . اول راضي نمي ایران سکس شد و</h6>
<p>بالاخره ازش 3 تا شماره گرفتمو اون شب تا صبح اذيت كردم . ولي آخر سر خودمو معرفي كردم بهشون و گفتم من پسر خاله فلانيم شوخي كردم . يكي از اون شماره ها برا دختري بود به نام عاطفه كه يه دوست داشت به نام شقايق كه اين شقايق خانوم شخصيت اصلي ماجرا بود . فرداش عاطفه شماره منو داد به شقايق . من تا اون موقه شقايقو نميشناختمو حتي از بودنش با خبر نبودم . ولي اون منو چند بار ديده بودو از من خوشش ميومد . من خيلي قيافه ندارم ولي نميدونم شقايق از چيه من خوشش اومده بود . تا اينكه ديگه نتونست طاقت بيارو به من ميس انداخت و منم زنگ زدم باحاش حرف زدن . اون شب تقريبا 1 ساعت باهم حرف زديمو با اينكه نديده بو دمش بهش پيشنهاد دوستي دادم اونم قبول كرد . من بهش هيچ حسي نداشتم و فقط از رو كنجكاوي و اينكه دوست دختر داشته باشم بهش پيشنهاد دادم . قرار شد همديگرو ببينيم ولي چون مامانش گير بود زياد نميتونست بياد بيرون به من گفت بايد صبر كنم تا يه موقعيت مناسب پيش بياد . از اون شب بام اس ام اس بازي ميكرديمو گاهي اقات چت . تا اينكه يه 1 ماهي گذشتو ديگه من صبرم برا ديدنش تموم شده بودو بهش گفتم يا فردا مياي يا خدافظ كه اونم قبول نكردو رابطمون تموم شد . تا اينكه 1 سال گذشتو اومديم كلاس دوم دبيرستانو من او سيم كارتمو كه شماره شقايق توش بود به يكي از دوستام فروختم . يعني يادم رفت كه شماره هاي توي سيمو پاك كنم كه سامان دوستمم نا مردي نكردو مزاحم تك تك شماره ها ميشد كه خوب مزاحم شقايقم شد . چند روز بعد ديدم شقايق برام آف گذاشته كه چرا شماره منو داده به كسي ؟ من باحاش قرار چت گذاشتمو قضيه رو براش گفتم . اون روز دو باره بهش شماره جديدمو دادم . لي بعد 1 روز اس بازي گوشيشو خاموش كردو ديگه خبري ازش نشد تا اينكه بعد چند ماه دوبازه اس داد . گفت مزاحم داشتم مجبور شدم خاموش كنم و من چون برام مهم نبود چيزي نگفتم . اون موقه ديگه شرايط فرق ميكردو اون ميتونست از خونه بياد بيرون . باهم قرار گذاشتيمو همديگرو ديدم . قيافش خوب بود ولي بازم حسي بهش نداشتمو فقط براي اينكه منم دوست دختر داشته باشم باحاش دوست شدم . اون شب كلي راه رفتيمو منم كه خجالتي و تاحالا با دختر بيرون نرفته بودم كلي با فاصله باحاش راه مي رفتم و بهش نميخوردم . وقتي رفتيم خونه ازش پرسيدم نظرت چيه اونم گقت خوبه راضيم . چون نميدونستم كه قبلا منو ديده و از من خوشش اومده . همينطور روزها ميگذشت تا اينكه ديگه من روم باز شدو بهش دست ميزدمو و بعد 1 ماه اولين لبو ازش گرفتم . واي هنوز مزش رو لبامه . يه بار كه يه جاي خلوت بوديم ( آخه ما لواسون زندگي ميكنيمو من تمام سوراخ سمبه هاي اينجارو بلدم و هميشه جاهايي ميرفتيم كه هيچكس نباشه ) من بهش گفتم ميشه سينتو لمس كنم ؟ بر خلاف انتظارم اون گفت آره !من تعجب كردمو دستمو گذاشتم رو سينش بعد يه مدت هم از زير مانتو بردم تو ماليدم . با ورم نميشد كه دارم يه سينه خوشگل لمس ميكنم . اونم هيچي نميگفت و فقط گاهي اوقات از درد يه آه آروم . من اون روز فكر كردم شقايق دختر بديه ولي بدن فهميدم نه چون عاشقمه همه كار با من ميكنه . يعني حتي جلو پسر خالشم با حجاب بودو نميذاشت كسي بهش داست بزنه و فقط با من حال ميكرد . او روز تموم شدو من تا صبح خوابم نمي بردو هنوز باورو نميشد كه همچين كاري كردم . دفعه بعد كه رفتيم بيرن بازم شرو كردم ماليدنو لب گرفتن كه ديگه وقتي حصابي حشري شده بودم گفتم مي خواي كيرمو در بيارم ببيني ؟ گفت آره . منم از خدا خواسته سري زيپو باز كردم كيرمو در اوردم . كيرم 16 سانته ولي خيلي كلفته . اون با كلي تعجب نگاه ميكردو اروم دستشو اورد جولو و كيرمو گرفت . كيرم گرمي دستشو حس كردو منم كه تا اون لحظه تاحالا كسي كيرمو دست نزده بود باورم نميشد . از اون روز اون هرلحظه عشقش به من بيشتر ميشد ولي من برعكس اذيتام بيشتر ميشد . از يه طرف حالمو باحاش ميكردم از يه طرف هرچي از دهنم بيرون ميامد بهش ميگفتم . تا ايكه يه روز مامانمو بابامو داداشم مي خواستن برن شمال و من به بهونه درس خوندن نرفتم . وقتي رفتن زنگ زدم به شقايق و گفتم تنهام مياي ؟ گفت اره . ديگه از خوشحالي نميدونستم چيكار كنم چون ميدونستم بياد حسابي حال ميكنيم . اون عاشقه من شده بودو حاضر بود به خاطرم هر كاري كنه و هرچي ميگفتم گوش ميداد ولي من بازم هيچ حسي نداشتم . تا اينكه رسيد و اومد بالا . وقتي اومد تو بوس كرديمو مانتوو و با شالشو در اوردو نشست روي مبل . بهشه گفتم بريم تو اتاقم ؟ گفت باشه . آخه اتاقه من به بيرون پنچره نداشتو وقتي درو ميبستي تاريكه تاريك ميشد . رفتيم تو اتاق و درو بستمو كامل لخت شدم . اون كلي ترسيده بود و من داشتم لختش ميكردم . ولي نذاشت شروارشو در بيارم . بهش گفتم ميخوري ؟ گفت اره و شروع به ساك زدن كرد . بلد نبود ولي چون من اولين بارم بود كلي حال ميردم تا ابم اومده ريختم تو دهنش . بدش نيومد گفت شيرين بود . منم هيچي نگفتم . اون روز تموم شد . ولي از اون روز به بعد كار ما شده بود فقط سكس . يعني فقط وقتي ميرفتيم بيرون اون برام ساك ميزد تا ابم بياد و بدش يكم حرف ميزديمو ميرفتيم خونمون . تا اينكه من ديگه دلمو زدو توي امتاحاناي خرداد سال سوم الكي بهم زدم باهاش . اون كلي گريه ميكردو التماس ولي من برام مهم نبود . ديگه خبري نشد تا شهريور كه دوباره اومد نت و باحام با يه ايدي غريبه چت كرد و منم از نوع تايپش فهميدم اونه و بهشه گفتم با ايدي خودش ان بهشه . منم چو خيلي وقت بود برام ساك نزده بودو سكس نداشتيم دوباره اون روز باحاش دوست شدم و قرار گذاشتيم رفتيم بيرونو بازم مثله هميشه سكس . تا اينكه من بحث كونو كشيدم وسطو گفتم بايد كون بدي . اون قبول نميكردو ميگفت ميترسه . وقتي يه روز خونه خالي بود اومد خونمونو من براي اولين بار كامل لختش كردمو بقل . واي چه كسه داغي داشت . خواستم انگشتمو بكنم تو كونش كه خودشو سفت كردو نذاشت . اون روز كلاس داشتمو بايد سري ميرفتم براي حمين ديگه سري از خونمون رفت . تا اينكه من ديگه گواي ناممو گرفتمو ميتونستيم با ماشين بريم بيرون . دي ماه بودو اون ميخواست دماغشو عمل كنه . دماغش خوب بود ولي چون دوستاشو ابجيش عمل كرده بودن اونم الكي مي خواست عمل كنه . براي عمل ما يه هفته اي نديديم همديگرو تا اينكه بده عمل با دماغ چسب زده رفتيم بيرن . من يه جاي خلوت نگه داشتمو رفتيم عقب نشستيم . كامل لخت شده بوديم . بازم بهش گفتم كون ميدي ؟ منتظر بودم بازم بگه نه كه ديدم سرشو به منظوره اره تكون داد . باورم نميشد . منم سري كيرمو چرب كردمو به سوراخ كونه اونم ماليدم . چون تازه عمل كرده بود نميتونست كامل برگرده . جام تنگ بود براي همين از بقل شودو كونو طرف من كرد . من خواستم كيرمو بكنم تو كه دردش اومد ولي من اوجه حشرو چيزي نميفهميدم . تا كيرمو به آخرين زورم فشار دادم و سرش رفت تو كه اونم انچنان جيغي زد كه تاحالا نزده بود ولي من برام مهم نبود كه چقدر درد ميكشه و داشتم تلمبه ميزدم و اون اشكاش ميومدن پايين . تا ابم اومد . تاحالا اونطوري ارزا نشده بودم . از شدت حشر ابم پاشيده بود به سقف ماشين . اون موقه ديگه رو پام نميتونستم راه برم . تاحالا اونطوري ارزا نشده بودم . چون اولين بار بود تو سوراخ ميكنم . حتي نميتونستم راه برم ديگه . رسوندمش خونه ولي از درد اون شب خوابش نبرد . حتي نميتونست بشينه . فرداش تو مدرسه به بهونه سرد بودن كله روزو بقله شوفاژ وايستاده بود . منم برام مهم نبودو فقط به فكره حال خودم بودم . ديگه بهم كون نداد از اون موقه . تا اينكه عيد شدو من كه يه شب مست بودم بهشه تو اس گفتم جنده . انگار ابو ريخي رو اتيش . اون همه عشق تبديل شده به نفرت . چون اصلا انتظار همچين حرفي نداشت . خواست بهم بزنه ولي من ديگه مثله قبل نبودم . عاشقش شده بودم . با كلي غلط كردم نذاشتم بهم بزنه . ولي اون ديگه مثل قبل نبود . يعني عاشقم نبود . فقط از رو اجبار كه باحام سكس داشته بود با من بود . اخه قبلا براي اينكه ازش سو استفاده كنم بهش قوله ازدواج داده بودم . ولي از اون ماجرا من واقعا مي خواستم باحاش ازدواج كنن . تا اينكه من ديگه از اذيتاش خسته شدم دلو زدم دريا تصميم گرفتم پردشو به زور به زنم تا ماله خودم بشه . هرطوري بود راضيش كردم تا بيا خونمون . من كلي ترس داشتم از اين كار . وقتي اومد تو از ترس داشتم ميلرزيد كه گفت چرا ميلزي كه گفتم هيچي . وقتي رقتيم تو اتاق بهش گفتم شقايق منو ببخش . گفت چرا گفتم براي اين كاري كه الان مي خوام بكنم . تا اومد بگه چي من به زور بغلش كردمو انداختمش رو تختو به زور لباساشو در مياوردمو اونم فقط گريه ميكردو التماس . ولي من گوش نميدادم . شرتشو در اوردمو كيرو گذاشت روشو فشار دادام . خون تمام تختمو گرفتو ديگه هيچ صداي نيومد! منم كاندو گذاشتو كردمش تا ابم اومد بعد بلند شدو لباساشو پوشيدو رفت و از اون موقع ديگه خبري ازش ندارم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175020</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس پشت کامیون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارت]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاماسم]]></category>
		<category><![CDATA[سينههاي]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدي]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم</h2>
<p>كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم</p>
<h3>تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي</h3>
<p>من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر كوچيكه مريلا بود 4 سال ازش كوچيكتر بود من موقع خواستگاري برادرم</p>
<h4>دانشگاه جنده بودم شهر خودمون نبودم. به من زنگ زدن كه</h4>
<p>هفته بعد عقد اشكان داداشمه منم پستون خوشحال مرخصي گرفتم اومدم روز عقد توي محضر ديدم به به مريلا با يه</p>
<h5>دختر جيگرتر کوس از خودش كه بعدا فهميدم دخترخاله اش بوده</h5>
<p>وارد محضر شدن با ديدن مريلا فكم افتاد پيش خودم گفتم كه حتما اومدن نوبت بگيرن يا حتمان اوانهم فاميلي دوستي واسه سکس داستان عقد دارن كه</p>
<h6>ديدم رفت سمت داداشم دست دادن حال واحوال ایران سکس من كه</h6>
<p>با ديدن اين صحنه شاخم سبز شده بود حسابي جا خوردم از داداشم پرسيدم كه اين كي بود اشكان جواب داد كه اين خواهرزنم ديگه خواهر ماراله من با شيندن اين حرف داداشم تو كونم عروسي بود كلي خال كردم پيش خودم گفتم دارم برات عزيزم خلاصه ما رفت امدمون زياد شد خونه داداشي چون ميدونستم كه مريلا جونم زياد ميره خونه اشكان يه روز كه دعوت بوديم خونه داداشم مريلا هم اونجا بود اخه بدليل سن كم زن داداشم اون توي پخت پز كمكش ميكرد شام كه خورديم همه توي حال نشسته بوديم (البته بگم كه مريلا يه دختر تقريبا سبزه با سينه 70 قد 167 و يه كمر بازيك كون گرد تقريبا بزرگ يه هيكل مناسب واسه سكس عالي) مريلا روبري من نشسته بود يه دامن تقريبا كوتاه تا زير زانو با يه پيرهن استين كوتاه جوري نشسته بود كه من شورت قرمزش ميديدم ولي از ترس مامانم تابلو نگاه نميكردم وقتي كه بلند شد اومد ظرف ميوه ببره من بهش گفتم دمت گرم پس پرسپوليسي بودي كه تحويل نميگرفتي(اخه من استقلاليم) گفت تو از كجا فهميدي گفتم از رنگ شورتت فهميدم يه نگاه غضب الودي به من كردو رفت تو اشپزخونه از اين خرف من يه مدتي گذشت يه روز يه پيام واسم اومد كه راستشو بگو شورت منو كجا ديدي شمارش واسم اشنا نبود ولي اولش ترسيدم ولي دل به دريا زدم نوشتم كه وقتي اوي پات بود ديگه كه جواب داد پس چشم چروني هم ميكني منم گفتم كه خدت ميدوني كه دوست دارم اگه نگاهي كردم از روي عشقي بوده كه بهت داشتم خلاصه رفتم رو مخش قرار گذاشتم كه روزي كه خونه داداشم بود بگه كه منم برم اونجا. روز موعود فرا رسيد زنگ زد بهم كه بيا خونه اشكان كه ببينم چه مرگته منم رفتم از شانس بد من خونه پر ادام بود مهموني بود واسه خودش خلاصه از عصر كه ما اونجا بوديم تا اخر شب فقط يا پيام ميدادم بهش يا اينكه يواشكي يه ندايي ميدادم بهش كه دوست دارم از اين كس شعرا اخر شب كه همه رفتن بابام ابنا كه خواستن برن گفتن كه مريلا يبا ما كه داريم ميريم تورو هم ميذاريم در خونتون كه مريلا جواب داد من امشب ميمونم كه كه طبقه بالا بودم داشتام پايين ميومدم باشنيدن اين حرف مريلا سريع برگشتم رفتم تو اتاق اشكان خودم به خواب زدم بابام اومد بالا دو سه باري صدام زد من توجهي نكردم مامانم گفت ولش كن بذار همينجا مي خوابه چكارش داري رفتن تو همين افكار بودم كه خوابم برد يهويي با احساس دردي رو كونم از خواب پريدم ديدم اشكان با لگد داره من مسزنه ميگه گمشو برو پايين تو حال بخواب منم كه انگار جن ديده بودم از خواب پريدم يه بالشت با يه پتو برداشتم رفتم پايين؛ واي خداي من چي ميديدم مريلا با يه دامن كوتاه يه تاپ چسبون روي مبل نشسته بود داشت ناخن سوهان ميكشيد با ديدن من مثلا خودش جمع جور كرد يه اخمي كرد گفت گمشو بخواب بده واست تا اين موقع بيداري منم كه بدجوري خروده بود تو ذوقم گفتم چيه از بيداربودن من وحشت داري كه جواب داد اخه مگه تو چي داري كه من ارش بترسم گفتم اي يه چيزايي واسه گفتن دارم رفام ربروش دراز كشيدم دل به دريا زدم گفتم اشكان كه الان بغله ماراله تو نميخوايي بيايي بغله من عزيزم ديدم جواب داد الان وقاش نيست بذار خودم بيدارت ميكنم من فكر كردم كه شوخي ميكنه يا ميخواد جلو من كم نياره خلاصه من خوابم برد كه ديدم يه گرمايي كنار گوشم دارم حس ميكنم يه صداي شهوت الودي داره ميگه عليييييييييي بيدار نميشي وقتي چشامو باز كردم صورت مثل ماهش جلو چشام بود گفتم جانم عزيزم گفت كه بيدارشو گفت چيه گفت حالم بده گفتم چرا گفت رفتم بالا پتو بيارم كه صداي نفساي اشكان مارال ميومده الان حالم بده ولي توروخدا قول ميدي كه از رابطمون كسي باخبر نشه با گفتن اين حرف دستمو انداختم دور كمرشو محكو كشيدمش سمت خودم لباشو محكم مك زدم گفتم نامرد پس حالا درك ميكني من چي كشيدم چه زجري كشيدم ديدم گفت كه خره منم دوست دارم ولي چون ميدونستم كه داداش اشكاني جرات نداشتم ابراز علاقه كنم بهت و زبونشو تو دهنم كرد و شروع كرد به مكيدن همينجوري مه ميخورد لبامو منم شروع كردم از رو لباس به مالوندن سينه هاش وااااااااااي كه چه حالي ميداد؛ بعد خوابوندمش رو زمين لباشم خوردم بعد سرمو بردم زير گردنش ليس ميزدم گوششو كرد تم دهنم مك زدم اونم با دستا نازش كيرم گرفته بود باهاش بازي ميكرد من كم كم سرمو بردم پايين واي چي ميديدم عجب كسي داشت اين مريلاي من؛ پاشو دادم بالا شرتشو دراوردم جدا كسش زيبا بود دو دستي كسش باز كردم زبونم كشيدم وسط كسش چقدر داغ بود با تماس زبونم به كسش يه نفس عميق كشيد با دستاس سرم چسبوند به كسش منم كه تو حال خودم نبودم مثل قحطي ديده ها شروع كردم به خوردن كسش اونم ميگفت بخوووووووووووووووور اهههههههههههههه دارم ميميرم يه 10 دقيقه اي خوردم كسش گفتم من ميخوابم بيا برعكس بيفت روم من كست ميخورم توهم كيرم بخور بعد دارزش شدم اونم اومد روي من برعكس خوابيد كيروم با يه ناز و عشوه كه فقط از خودش ديدم كيرم كرد تم دهن وااااااااااااااااااااااااااييييييييييي كه عجب ساكي ميزد منم كسش ميخوردم زبونم ميكشيدم وسط كسش يه چند دقيقه اي كه داشتن كسش ميخوردم ديدم كسش فشار داد سمت پايين جوري كه نفس كشيدم واسم سخت بود از تكوناش فهميدم كه داره ارضا ميشه منم سرعتم بيشتر كردم كه از تكوناش فهميدم كه ارضا شده بعد خوابوندمش رو زمين افتادم روش شروع كردم به خوردن لباش گزدنش بعد يه كم سينههاي مثل بلورش خوردم حالش كه جا اومد گفتم كه ميخوام بكنمت پس روبه پايين بخواب عزيزم يه كم تف به كيرم زدم يه بالشت گذاشتم گفتم بخواب روي بالشت كه كونت بياد<br />
بالا كمتر اذيت بشي بعد سوراخ كونشم يه تف جانانه زدم كيرم گذاشتم رو سوراخ كونش گفتم شل كن كونتو بعد يه كم فشار دادم واييييييييييييي وقتي سر كيرم رفت تو عجب حالي پيدا كردم يه كم خودش جمع كرد گفتم تكون نخور تا كيرم تم كونت جا باز كنه يه كم مف شل كرد كيرم تا نصفه كردم تو كوووووووووووووووووونشششششششششش ديگه حالم دست خودم نبود خلاصه كم كم شروع نردم به تلمبه زدن مريلا هم يه تلمبه زدن من يه ريتم خاصي به كونش ميداد كه منو بيشتر حشري ميكرد مگفت بكننننننننننننن منو بكنننننننننننننننننننن من جنده توام من كوني تواااااااااااااااااااااااااام تا ته بكن تو كونمممممممممممممم پارم كننننننننننننننننننن يه 10 دقيقه اي تو اين حالت بوديم كه گفت نميكني تو كسم گفتم مگه اوپني گفت نه كسو خالت ارتجاعي داره تو بكن توش كاريت نباشه من اولش ترسيدم ولي وقتي پاشو داد بالا چشم خورد به اين كس ناز مظلومش دلمو به دريا زدم كيرم كردم توششششششششششششش واييييييييييييي كه چقد داغ بود كيرم كه كردم تو سرم بردم جلو صورتش شروع كردم به لب گرفتن ازش مريلا هم كه خيلي حشري شده بود پاهاش دور كمرم حلقه كرده بود ميگفت بكن منو بكن من كيييييييييييييييييييييييييييررررررررررر مي خوام واي كير كلفتتتتتتتتتتتتتتتت منم سرعتم بشتر كردم اونم ناله هاش بيشتر شده بود بهش گفتم من ابم داره مياد گفت نه تورو خدا منم دارم ارضا ميشم ميتوني تولش بدي تا منم ارضا بشم گفتم باشه يه چند ثانيه اي طئلش دادم با دستم شرئع كردم با بالاي كسش به بازي كردن تند تند چوچولشو ميمالوندم كه يهويي گفت حالا بزن تلمبه بزن منم شروع كردم كيرم تو كسش تكون دادن با دستش كمرم گرفته بود با يه ريتم خاصي كمر عقب جلو ميكيرد كه يهويي بدنش شل شد فهميدم كه ارضا شده منم كه داشت ابم ميومد كيرم بيرون كشيدم همه ابمو ريختم رو بدنش واي كه چه حالي داد اون شب بعد من رفتم دسشويي خودم پاك كردم اومدم توي حال يه گوشه اي خوابيدم. البته اينم بگم بعدا فهميدم كه مريلا كسش ارتجاعي نبوده به بار رقتي داشته خودش ارضا ميكرده ناكس زده خودشو ناكار كرده .اميدوارم كه از اين خاطره خوشتون اومده باشه (علي)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174725</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خیلی زده بالا و دوست داره به دو نفر بده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 06 Jun 2019 06:04:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساست]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[افسانه]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختي]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[باحالي]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بغلمون]]></category>
		<category><![CDATA[بگذريم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بيمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پاشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترشحاتش]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيد]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشون]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[رويايي]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيش]]></category>
		<category><![CDATA[زيبايي]]></category>
		<category><![CDATA[سوزوند]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدي]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمها]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[نبودند]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارند]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[وايستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من گذاشته كه يه چيزي فیلم سکسی ينويسم ولي اخه چي بنويسم من ياد اولين خاطره سكسي خودم افتادم كه تقريبا جالب ترين هم بود!من يه بچه سکسی اصفهاني بودم كه تخمي دانشگاه تهرون قبول شاه کس شده بودم اون اوايل فكر از خونه دور بودن حسابي ناراحتم مي كرد ولي خوب کونی فكر رفتن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>من گذاشته كه يه چيزي فیلم سکسی ينويسم ولي اخه چي بنويسم من</h2>
<p>ياد اولين خاطره سكسي خودم افتادم كه تقريبا جالب ترين هم بود!من يه بچه سکسی اصفهاني بودم كه تخمي دانشگاه تهرون</p>
<h3>قبول شاه کس شده بودم اون اوايل فكر از خونه دور بودن</h3>
<p>حسابي ناراحتم مي كرد ولي خوب کونی فكر رفتن به دانشگاه يه حال ديگه بهم مي داد منم به اميد همين</p>
<h4>كه جنده تو دانشگاه مثل خونه ادم مي مونه رفتم اونجا</h4>
<p>اون اوايل زياد با بچه ها پستون نمي گشتم چون با اونا تقريبا اخت نبودم و از قبل نمي شناختم ولي</p>
<h5>كمكم با کوس تقلب دادن سر امتحان و امتحان دادن جاي</h5>
<p>اونا با هاشون رفيق شديم اونم چيطوري فابريك فابريك چه دختر چه پسر همگي بچه هاي با حالي بودند ما رو دنبال سکس داستان خودشون به پارتي</p>
<h6>و جشن و از اين قبيل مراسم مي ایران سکس بردند كه</h6>
<p>يه دو سه بار هم گير برادر هاي 110 &#8230; افتاديم. من يه ماشين داشتم و يه كارت بسيج فعال به خاطر اون كارت يه دو سه باري فرار كرديم خوب اصل داستان از جايي شروع ميشه كه من داشتم تو دانشگاه با يه چند تا بچه ها سگ چرخ مي زديم يهو يه دختري از بغلمون رد شد يه نگاه جالبي به من كرد كه تا حالا هيچ دختري به من اين جوري نگاه نكرده بود دلم شروع به تاپ تاپ كرد رفقا كه اين صحنه رو ديدند يكي شون بي هوا زد تو سرم كه شيطون ما نتونستيم يه سال اونو طورش كنيم اخه خانوم جنده تشريف دارند!من از خودم يه آن بدم اومد چون من عاشق يه دختر جنده شده بودم تو حول ولا افتاده بودم نه مي تونستم بگم دوسش دارم نه مي تونستم بگم دوستش ندارم تو خودم بودم كه هواسم نبود دوستام رفتند و همون ان كه اونا رفتند اون اومد جلو مثل اينكه منتظر بود اونا برند اومد جلو من به خودم اومدم ديدم كنارم وايستاده ولي نمي تونستم به چشماش نگاه كنم ولي اون داشت به چشمام ذل مي زد دلم به حالش سوخت با عشق عجيبي به من نگاه مي كرد نتونستم خودم رو كنترل كنم شروع كردم به سين جين مين جيم كه شما با من چيكار داريد چرا با احساست من بازي مي كنيد من نمي تونم به چشماي شما نگاه كنم نمي تونم با شما هم دوست بشم چون حرفهايي در مورد شما از بچه ها شنيدم كه باورم نشد بعد اون شروع به حرف زدن كرد ولي وقتي مي خواست حرف بزنه قطره اشكي در چشماش جاري شد كه دلم رو حسابي سوزوند گفت تو هم اگه مثل من يه ترم گير شهريه ات مي افتادي و به يه نامرد رو مي انداختي الان حال منو مي فهميدي من تازه متوجه شدم اون چقدر به درس علاقه داره شروع كرد به تعريف كل داستان اون ترم دوم پولش كم بوده و پدر و مادرش هم بيشتر نداشتن كه كمكش كنند اونم مجبور مي شه از پسري به نام امير كه هم كلاسي خودش بوده و بچه مايه دار اون كلاس بوده پول قرض كنه اونم كه يه بچه هيز بوده از راه قبول كرده و اون پول رو به اون قرض داده بود ولي افسانه بي خبر از همه چيز با اون دوست شده بود و خبر از قصد بد امير نداشته يه شب كه اونو به خونشون دعوت مي كنه امير با شهوت زياد و خوروندن عرق به افسانه بيچاره اونو بي حيثيت كرده بود و پرده اش رو پاره كرده بود افسانه هم بعد از اون قضيه چند بار قصد خود كشي كرده بود ولي هر سري يكي از دوستاش مي رسيدند و اونو نجات مي دادند و به بيمارستان مي رسوندن من داشتم از ناراحتي گريه ام مي گرفت نمي تونستم خودم رو كنترل كنم از اون روز مي گفت كه چون ميلي به ادامه زندگي نداشتم خرجم رو از اين كار به دست ميارم چون پدر و مادرم منو از خونه طرد كردند منم به خاطر زيباييم كاري بهتر از اين پيدا نكردم كه انجام بدم شروع كردم به امار دادن و قيمت دادن بحث به اينجا كه رسيد از من پرسيد تو كه تو زندگيت مشكلي نداري چي از غم و درد من مي دوني دلم مي خواست در اغوشش بگيرم و با هم يه اهوايي گريه كنيم شما هم اگه گريه تون گرفت بزنيد زير گريه جاي دوري نميره!خوب من گفتم دوست دارم بيشتر باهات اشنا بشم ادرسشون رو گرفتم كه شب برم پيشش و بيشتر با هم حرف بزنيم چون من از درد دل مردم خوشم مي اومد وقتي اون رفت يه چند تا از دوستام كه تو خط من بودند جلو اومدند و هر كي يه كس وشعري مي گفت و متلك پشت متلك تو كون ما مي كردند انگار خودشون خوار و مادر ندارند به من مي گفتند اي كس كش به چندي راضيش كردي ما كه نتونستيم با 40 هزار تومن كمتر جورش كنيم من از كوره در رفتم و از پيششون رفتم طاقت اين حرف ها رو نداشتم خيلي رويايي شده بودم نمي تونستم خودم رو كنترل كنم رفتم به خونه اي كه با يه چند تا ازبچه ها كرايه كرده بوديم ما سه نفر بوديم اونجا و اونا اهل هيچي نبودند همه شون همشهري هاي خودم بودند و تقريبا بچه مثبت هاي دانشگاه بودند كسي زياد باهاشون حال نمي كرد يه ريش و پشم تخمي داشتند ولي من دوستشون داشتم چون همدرد من تو زمون تنهايي و غربت بودند من رفتم حموم يه دوش باحالي گرفتم سر وصورتم و پشم و پيلي يا رو هم با يه تيغ زدم چون اصلا از ريش و پشم خوشم نمي اومد ولي هم خونه اي هام بهم گير مي دادند منم بهشون گفته بودم كه يه خونه پيدا كردم از پيششون مي رم چون اصلا تحملشون نمي شد بكنم يه وقتايي خوب بگذريم سرتون رو درد نيارم يه لباس شيك پوشيدم ادكلن زدم و از اين قبيل سانتال پالمان ها كه مي كنند من دوست داشتم هميشه شيك بگردم حتي براي خريدن نون!ساعت 8 شب بود سوار ماشين شدم قبلش به احسان يكي از دوستام زنگ زدم كه اگه مشكلي پيش اومد من خونه اون هستم و به همرام هر ساعت يه زنگي بزنه و اگه بر نداشتم سريع خودشو به اونجا برسونه بچه با معرفتي بود گفت خوش بگذره من مقصود اونو اون اول نفهميدم رفتم تا در خونشون تو پايين شهر يه خونه تقريبا 90 متري گرفته بودند كه سه تا بودند كه اونطوري كه من اطلاع داشتم همه شون اهل كار بودند و از دم هم متاسفانه دانشجو بودند رفتم زنگ بزنم خونه شون طبقه سوم بود خودش ايفون رو برداشت با يه صداي زيبايي به من گفت شمايي اقا مهدي منم با كمال با ادبي گفتم بله عزيزم لطفا درو باز كنيد چون ديگه پاهام دارند خسته ميشن از پشت ايفون خنده اش گرفت منم همين طور بلاخره در باز كرد منم رفتم تو اين فكر بودم از زندگيش يه داستان بنويسم و جايزه اسكار رو بگيرم تو اين فكر بودم كه به در خونه شوم رسيدم تا اومدم در بزنم خودش در رو باز كرد.من تا حالا زياد به قيافه اش توجه نكرده بودم ولي يه ان ديدم يه دختر با يه تاپ نازك كه از پشتش معلوم بود كرسرت تنش نيست و نوك پستوناش معلوم بود چشماي نازي داشت مشكي بود قدش هم تقريبا در حد 180 بود كمر باريك و<br />
زيبايي داشت تازه فهميدم بچه ها مي گفتند با 40 هزار تومن به زور پا مي ده يعني چه واقعا مثل سلطان ارزو هاي من بود ترسيدم نكنه خودم رو نتونم كنترل كنم اولش دو به شك بودم ولي اون دست منو گرفت و به داخل برد چه خونه اي از همون اولش عكس هاي سكسي زده بودند تا دم دستشويي شون واقعا مثل اينكه يه جنده خونه بود من داشتم تازه ميفهميدم چه خبره صداي اهنگ باحالي از تو اشپزخونه مي اومد اون رفت از تو اشپزخونه برام يه شربت بياره عطر باحالي داشت ادم رو وسوسه مي كرد كه بكوندش ولي من از اون ادما نبودم تا اومد كنار من نشت موهاي زيبايي داشت مي خواستم موهاش رو تو دستام بگيرم و با هاشون بازي كنم نزديك تر شد پاهاش رو رو پاهاي من گذاشت من داشتم ديگه از شدت شهوت ديوانه مي شدم نمي تونستم خودم رو كنترل كنم گفت اهل چي هستي اهل عرق شراب ويسكي يا چيز ديگه؟من گفتم از مشروب زياد خوشم نمياد ادم رو از خود بي خود ميكنه اون گفت اهل كس چي هستي؟گفتم تا كي باشه!گفت از من بهتر هم مگه هست!من گفتم من پول ندارم!گفت من كي گفتم تو پول بده من خودت رو مي خوام بعد خودش رو انداخت رو من و شروع كرد به لب گرفتن!منم از تعجب شاخ در اورده بودم اوايل خودم رو كنار مي كشيدم ولي كم كم ديگه خجالتم ريخت منم شروع كردم به لب گرفتن و در اوردن تاپ و كرسرتش تا در اوردم ديدم واي چه پستونهاي زيبايي داره تو كار خدا موندم كه اين همه زيبايي رو يه جا به اون داده بود پستونهاش رو گرفتم و شروع كردم به فشار دادن اونا چه حالي مي داد داشتم كف مي كردم خيلي حال مي داد هر چي بيشتر فشار مي دادم بيشتر حال مي كردم و اونم در قبال با فشار بيشتر من بيشتر جيغ مي كشيد پستوناش كاملا سفت شده بود ديدم اينم ديگه حال نمي ده دامنشو در اوردم و همچنين شورتشو عجب كس ماماني داشت توي فيلمها هم يه همچين كسي نديده بودم يه دونه مو رو اون نبود ولي يه مشكلي داشت ترشحاتش زياد بود لاي پاهاش خيس بود اولش مي خواستم مثل تو فيلم ها كسش رو ليس بزنم ولي بدم اومد اون شروع كرد به در اوردن لباس هاي من تا اومد شورتم رو در بياره يه ان خجالت كشيدم ولي اون سريع در اورد و شروع كرد به ساك زدن ديدم عجب حالي ميده يه 2 دقيق ها داشت ساك مي زد ديدم داره ابم مياد گفتم بسه بعد گفت كاندوم داري گفتم نه!من كه اطلاع نداشتم كه اينجوري ميشه بعد خودش رفت و از تو كمدش يه كاندوم اورد ناكس مجهز هم بود كاندوم رو با دندوناش پاره كرد و اونو ليس زد و يواش رو كيرم كشيد من تا اونو كشيد روش يه احساس بدي كردم ولي خواب اگه ايدز مي گرفتم بايد دو تا احساس بد داشته باشم!رفت تو اتاقش رو تخت خوابيد منم دنبالش به اتاق رفتم كيرم ديگه تقريبا به حالت اولش برگشته بود يعني احساس اب و اين حرف ها رو نداشت من احساس خوبي داشتم بار اولم بود ديگه منم رفتم روش خوابيدم و سر كيرم رو تو كسش كردم و يواش يواش اونو وارد كسش كردم ديدم عجب حالي مي ده شروع كردم به عقب و جلو كردن اولش به زور مي رفت! كسش تنگ بود ولي ترشحاتش خيلي زياد بود و گرماي بدنش رو كاملا ميشد احساس كني با تمام وجود اونم حال مي كرد و به چشمام زل زده بود من يه ان فكر كردم مي خواد منو با چشاش بخوره من يه چند دقيقه اي اين كار رو كردم ديدم ابم داره مياد كيرم رو از تو كسش در اوردم و كاندوم رو بيرون كشيدم افسانه گفت ابت رو رو زمين نريز يه مشما از زير تختش در اورد و زير كيرم گرفت منم با تمام فشار به بيرون پاشيدم يه خوردش به اون پاشيد من از اين كارم بدم اومد گفتم منو ببخش!گفت اشكالي نداره مي شورمش بعد از اينكه ابم تا تحش اومد اون پلاستيك رو ته سطل زباله انداخت و لاي پاهاش رو پاك كرد منم به دستشويي رفتم و خودم رو شستم اونم لباسش رو عوض كرد و اومد باز پيشم و رفت از تو اشپزخونه يه نوشيدني اورد و با هم خورديم من ازش تشكر كردم و گفتم تا حالا يه همچين حالي نكرده بودم ولي قصد من از اينكه اينجا بيام چيز ديگه اي بود و بعد تمام داستان زندگيش رو از بچگي اش تا زماني كه به دانشگاه بياد برام تعريف كرد كه اگه دوست داشتيد ميتونيد بگيد تا براتون تعريف كنم ولي سكسي نيست ها اما خيلي داستان جالبي داره حتما خوشتون ميايد فعلا خداحافظ		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174453</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آمیزش سکس و شهوت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 May 2019 08:21:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[احتياط]]></category>
		<category><![CDATA[ازهيكل]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونايي]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برانداز]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پيرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاريكي]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[جداگانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورايي]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستيم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روزهاي]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[زندايي]]></category>
		<category><![CDATA[زنداييم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كلاسها]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتند]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دايي دارم . دايي كوچكترم فیلم سکسی ازمن 2 سال كوچكتر است و ما با هم خيلي خوب هستيم. دايي وسطي من تازه عروسي كرده بود و سکسی چون از خود خونه اي نداشتند خونه شاه کس پدرش زندگي ميكرد. يعني خونه پدربزرگ من و دايي كوچك تر من هم كه حالا کونی زود بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دايي دارم . دايي كوچكترم فیلم سکسی ازمن 2 سال كوچكتر است و</h2>
<p>ما با هم خيلي خوب هستيم. دايي وسطي من تازه عروسي كرده بود و سکسی چون از خود خونه اي نداشتند</p>
<h3>خونه شاه کس پدرش زندگي ميكرد. يعني خونه پدربزرگ من و دايي</h3>
<p>كوچك تر من هم كه حالا کونی زود بود زن بگيره با باباش زندگي مي كرد. همون روزهاي اول كه زن</p>
<h4>دايي جنده من به خونه شوهرش اومد من(اميد) ودايي کوچكم(علي) خيلي</h4>
<p>از اون زن خوشمون اومده بود. پستون نمي دونستم داييم چجوري اين زن به اين خوشكلي را به دست اورده و</p>
<h5>اين زن کوس خوشكل اومده و با دايي من عروسي كرده</h5>
<p>اخه خيلي از داييم سر بود. يكم درباره زن دايي(الهام)بگم. الهام يه زن قد بلند و خوش هيكل بود. قدش 175 و سکس داستان وزنش هم 70</p>
<h6>كيلوبود يعني قد و وزنش تناسب خوبي با ایران سکس هم داشت.</h6>
<p>صورت سفيد و تپلي داشت با لبهاي غنچه اي و سرخ رنگ مثل انار و ابروهاي مشكي كشيده و چشمان درشت سياه رنگ . هميشه توي خونه روسري به سر داشت و پيراهن و يك دامن بلند مي پوشيد و هرگز لباسهاي خيلي تنگ تنش نميكرد. با اين حال خيلي اندامش سكسي بود طوري كه من وعلي هميشه يواشكي سينه هاش رو كه ميخواستند از پيرهنش بزنند بيرون و مثل 2 تا هلوي بزرگ بود ديد ميزديم. مي شد از روي لباس نوك پستوناش را حس كرد. 2 تا سينه گرد كه هميشه توي لباساش خود نمايي ميكرد. اما بد تر از همه يه كوني داشت كه نگو. با اين كه دامن مي پوشيد و دامنهاي زياد تنگ پاش نمي كرد هميشه كونش مي خواست دامنشو پاره كنه و بزنه بيرون. واي وقتي راه ميرفت و پشتش به ما بود واقعا كيرم بلند مي شد. هنگام راه رفتن لمبرهاي كونش مثل ژله تكون ميخورد و توي دامنش اين ور و اون ورميشدند. كونش باسن هاي بزرگ وپهني داشت در عين حال گرد و قلمبه بود. عجب رون هايي داشت وقتي دامنش به پاهاش ميچسبيد ميشد اندازه دور رونهاشو حدس زد. خلاصه من و علي هميشه تو كف زن دايي بوديم و حسرت چنين هيكلي رو ميخورديم. وقتي خونه خالي ميشد ميرفتيم سر كمد لباسهاش و شرت و سوتين هاش رو تماشا ميكرديم. از حموم كه بيرون ميومد به يه بهونه اي ميرفتيم تو حموم و سوتينش رو بو مي كرديم . چه بوي خوبي داشت واقعا ديوونه ميشديم وقتي اون 2 تا سينه هاي گرد رو توش تصور ميكرديم. اما يه جاي خوشحالي براي ما مونده بود گفتيم هر وقت اقا دايي كرد تو كس زن دايي و 9 ماه بعد بچه دار شد هنگام شير دادن بچه بالاخره ميشه سينه هاش رو ديد زد. اما روزهاي خوش ما زياد طول نكشيد و چند ماه بعد داييم توي يه شهرستان ديگه كار پيدا كرد و اونا مجبور شدند از اون جا اساس كشي كنند و به يه مكان ديگه برند و ديگه دوران ما به سر مي رسيد. خلاصه توي تابستون بود كه اساس كشي كردند و بعد از اساس كشي ما به شهر خودمون برگشتيم و حسابي حالمون گرفته شد. توي همون روزها بود كه يكي از دوستام كه خيلي بچه مثبت بود از من خواست تا با هم بريم كلاس هاي حلال احمر و كمك هاي اوليه رو ياد بگريم. من كه حسابي اعصابم خورد بود گفتم برو بابا تو هم حال داري پس كي از اين كارات خسته مي شي. بالاخره با اصرار اون و براي اينكه يه جورايي زودتر روز را شب كنم قبول كردم. اتفاقا توي همون كلاسها بود كه توي مسايل پزشكي امپول زدن را هم ياد گرفتم. راستي يادم رفت بگم زن داييم خيلي زودتر از اين وقت ها حامله شده بود و يه بچه گيرش اومده بود. 3- 4 ماهي هم از تولد بچش گذشته بود و من فقط براي تولد پسرشون اونجا رفتم و يه چند روزي زن دايي را برانداز كردم. يه روز كه اومدم خونه ديدم علي تازه از شهرستان از خونه برادرش برگشته وخونه ما منتظر من ايستاده بود وقتي رفتم خونه به من گفت زود باش ميخواهم يه چيزي برات تعريف كنم تا حسابي حال كني. ما رفتيم خونه اونا كه خالي بود . گفتم زود باش بگو ببينم چي شده كه اينقدر عجله واسه گفتنش داري. علي گفت من تونستم الهام رو لخت لخت ببينم. (از اين جا به بعد را به صورت گفتاري مينويسم)اميد: برو گمشو. مارو گرفتي. مسخرهعلي: به خدا راست ميگماميد: اخه چه جوري . حتي بدون شرت و سوتين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!علي: اره. عجب كون و كس و پستوني داشت. واااااااااااي. اميد: زود باش بگو منم بدونم. تو چطوري اونا ديديعلي گفت: مي دوني كه ديوار دستشويي و حمام اونا به هم چسبيدهاميد: خوب اره. چطور مگهعلي: هيچي اون روز الهام با مامانم ميخواستند برند حموم و با هم بچه رو بشورند. حامد هم(حامد همون دايي منه) سر كار بود. منم همون موقع تو دستشويي بودم كه صداي الهام از اون ور ديوار مي يومد. به طور اتفاقي نگاهم به لوله اي افتاد كه به طرف حموم رفته بود. يه دفعه متوجه شدم كه اطراف لوله بازه و با پنبه اطرافش رو پوشندند. بلا فاصله اونارو در اوردم. تو سوراخ كه نگاه كردم. الهام جلوي چشمام بود. با يه شورت و سوتين . كه ديدم سوتينش را هم داره در مياره. من بلافاصله پريدم تو حرفاش و گفتم زود باش بگو ديگه چي ديدي. گفت دارم ميگم ديگه. سوتينش رو در اورد اما پشتسش به من بود. من داشتم كونش را ديد مي زدم يه شورت سفيد تنگ پاش بود و كونش حسابي زده بود بيرون. در حال ديدن كونش بودم كه يه دفعه برگشت و من سينه هاش رو ديدم. عجب چيزي بود. خلاصه من داشتم الهام رو ديد ميزدم. از يه طرفي هم دستم به كيرم بود و داشتم جغ ميزدم. وقتي رفت زير دوش شورتش خيس خيس شد و انگار كونش 2 برابر بزرگ شده باشه. تا اينكه كار شستن بچه تموم شد و مامانم بچه رو برد بيرون تا لباساشو تنش كنه. الهام كه تنها شد يه دفعه شورتش رو كشيد بيرون و كونش زد بيرون من هنوز كسش رو نديديه بوده چون تو ديدم نبود. در حال ديدن لمبرهاي كونش بودم كه دستش رو ميمالوند لاي كون و روناش و خودشو مي شست. يكم جابه جا شد و يكدفعه كسش رو ديدم. عجب چيزي بود و. . . الي اخر توصيف هاي علي ازهيكل زن دايي الهام ادامه داشت تا اينكه الهام لباساشو پوشيد و از حموم اومد بيرون. علي هم تو با ديدن اون صحنه ها 3 بار خودش رو تو دستشويي خراب كرده بود. منم كه با توصيف هاي علي حسابي خودم رو خيس كرده بودم. اما هنوز به قسمت سكس خودم با زن داييم كه يه بكن بكن حسابي نرسيدم ومي خواهم اصل ماجرا رو تعريف كنم. اگه كسي خواست ميتونه ازم بخواهد تا تو صيف هاي علي از الهام رو براشون بنويسم تا اونا هم خودشونو خيس كنند اخه توصيف هاي علي مفصله ومن همش رو نگفتم. فقط اينو بگم كه الهام اون روز موهاي كسش رو هم با تيغ زده و علي بيچاره فقط در حال تماشا بوده . حالا ليف زدن زن دايي وبقيش بمونه برا اونايي كه توصيف هاي علي را درخواست مي كنند. بريم سر اصل ماجرا. اون روزمن تصميم گرفتم به يه بهونه اي برم خونه زن دايي تا اگه شانس با من يار بود و الهام جون رفت حموم من هم يه ديدي بزنم. اما باورتون نمي شه از شانس بد من اينقدر كار سرمن هوار شد كه من نتونستم برم اونجا. يك سالي از اين موضع گذشت تا اينكه داييم كارش را اونجا از دست داد(شركتشون برشكست كرد)و داييم حامد تصميم گرفت برگرده همين جا و سر كار قبليش بره. من وعلي از اين كه الهام برمي گرده اينجا تو كونمون عروسي بود ومن يك سال بود كه الهام رو نديده بودم. بعد از يكسال زندايي رو ميديدم تو اين يك سال اب و هواي اونجا حسابي بهش ساخته بود و كلي هيكلش سكسي تر شده بود كونش و پستوناش هم بزرگ تر. با فروش اون خونه وپولي كه پس انداز كرده بودند يه خونه جداگانه واسه خودشون خريدند. و ديگه داييم پيش پدرش زندگي نمي كرد. اما از يه لحاظ بد بود اونم اينكه ما ديگه نمي تونستيم سر لباس هاي الهام بريم. اما به هر حال خوش حال بوديم كه الهام برگشته تا اينكه 2 ماه گذشت وبه خاطر عروسي دختر خاله الهام –دايي و زن دايي بايد براي عروسه يه 3 شبي ميرفتند يه شهرستان ديگه. فرداش داييم كليد خونشون را به ما داد تا شب ها براي احتياط اون جا بخوابم. من هم علي را خبر كردم وشب رفتيم خونشون. مي خواستيم خونه را زيرو رو كنيم و البوم عكس و فيلم مجلس زنونه عروسي اونا رو پيدا كنيم وتما شا كنيم. اما پيداشون نكرديم و رفتيم سراغ شورت و سوتين هاي زن دايي الهام. تو يكي از كمد ها يه كتاب پيدا كردم وقتي برش داشتم يه عكس از داخل كتاب افتاد . اخ جون عجب عكسي پيدا كردم . بلا فاصله علي را هم صدا زدم. با ديدن عكس كير هر 2 تامون حساي بلند شد. تا حالا زن دايي رو اين طور نديده بودم تو اون عكس زن داييم يه لباس چسبون خيلي تنگ پوشيده بود به طوري كه بالاي سينه هاش وچاك سينش تو عكس پيدا بود و لباسش تا بالاي ناف شكمش بود و شكم و نافش هم تو عكس پيدا بود. با يه دامن خيلي تنگ و چسبون كه دامنش يه چاك داشت كه چاك دامنش يكمي تا بالاي زانوش ميرسيد. يه پاهاش تو دامن بود ويكي از پاهاش رو از چاك دامن انداخته بود بيرون عجب پاي سفيد و گوشتيي داشت يه تيكه از رونهاي الهام جلوي چشام بود از همه بهتر قستي از بالاي زانوش بود كه تو عكس پيدا بود منظورم قسمتي از رون پاش بود كه از اون ناحيه به بالا خيلي پاهاش برجسته تر و كلفت تر ميشد با اون كون پهن و بزرگش كه تو اون لباس تنگ زده بود بيرون بدتر از همه داييم كه از پشت چسبيده بود بهش و يه دستاش رو انداخته بود روي يكي از پستوناي زنش و لبخند خوشكل زندايي با اون لباش تو عكس. به غير از اين عكس چيز ديگه اي نصيب ما نشد. اولش خواستيم عكس رو بر داريم براي خودمون اما ترسيديم اونا بفهمند و ابرو ريزي بشه و منصرف شديم. اخيش دارم ميرسم به داستان سكسي خودم با الهام جون. خسته شدم از بس كه نوشتم. حامد كارش جوري بود كه بيشتر وقت ها سر كار بود. اون روزا يه كار براش پيش اومد كه مجبور شد يه 2 هفته اي از خونه دور بشه. خونه الهام نزديك بود به خونه ما. از اون جايي كه الهام برادرنداشت و كسي نبود شبها پيشش بخوابه داييم از من خواست شبها پيش الهام بخوابم. با اين درخواست داييم تو كونم عروسي شد و بزن و بكوب راه افتاد. تا اينكه شب موعود فرارسيد و من رفتم پيش زندايي بخوابم تا از چيزي نترسه اما حال ديگه بايد از كير راست شده ما مي ترسيد. اول فكر ميكردم حتما زن دايي يه جا واسه من پهن ميكنه توي يه اتاق هاي ديگه يا حد اقل با فاصله از هم مي خوابيم. اما وقت خواب كه شد با تعجب ديدم اتاق خواب خودشون را براي خواب به من نشون داد و تو اون اتاق فقط يه تخت خواب 2 نفره بود كه خدا ميدونه داييم چند بار روي اون تخت خواب با زن داييم حال كرده. تازه فهميدم كه زن داييم شب ها چقدر از اينكه تنهايي بخوابه مي ترسه و حتي اينقدر شب ها مي ترسه كه حاضره با من يه جا و روي يه تخت بخوابه و تازه فهميدم كه چرا داييم اينقدر سفارش مي كرد كه شب زود برم پيش زن دايي وشبها تنهاش نزارم. شنيده بودم زن ها شبها تنهايي مي ترسند يه جا باشند اما نه به اين شدت. راستي چرا زن ها اينقدر از تاريكي ميترسند؟به هر حال اين ترس زن دايي به نفع من تموم شد ومن حسابي شق كرده بودم از اينكه 2 هفته پيش زن دايي و روي يه تخت مي خوابيم و داشتم از خوش حالي بال در ميووردم . اصلا فكرشو نمي كردم بعد از 2-3 سال كه تو نخ الهام عزيزم بودم حالا اين جوري بهش رسيده باشم تا جايي كه بتونم پيشش اونم روي يك تخت با هم لا لا كنيم. اون شب زن داييم يه دامن بلند كه زيرش فكر كنم از اين شلوارهاي كشي و چسبون زنونه پوشيده بود با يه پيراهن تنش بود . موقع خواب من رفتم روي تخت دراز كشيدم . 5 دقيق بعد زن دايي اومد و اول برق را خاموش كرد به طوري كه اتاق تاريك تاريك شد وچيزي درست معلوم نبود . اما ديدم الهام داره دامنش رو از پاش درمياره. حسابي حول كرده بودم و سعي مي كردم زن دايي رو با شلوار ديد بزنم تا بتونم بهتر اون كون قلمبش را ببينم اما اتاق تاريك بود و چيزي معلوم نبود . . الهام كنار من روي تخت دراز كشيد. تو يكي دو سانتي من بود و بوي زن دايي الهام رو كنارم حس مي كردم. چند دفعه اي خواستم بپرم تو بغلش. اروم و قرار نداشتم. اما اون انگار نه انگار.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173818</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-19 02:55:09 by W3 Total Cache
-->