<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بوداين &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%8a%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:56:46 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بوداين &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی با سینه  های عملی و یک عمر تجربه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Sep 2019 05:18:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[اوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداين]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودلحظه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[بينمون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشكاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زندكيم]]></category>
		<category><![CDATA[شدمريم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[كنترلم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاي]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[لب ساحل رو ماسه ها فیلم سکسی نشستم و فقط به دريا نكاه مي كردم جشمامو به اونجايي كه دريا و آسمون يكي ميشن دوختم و بيش سکسی خودم فكر ميكردم كه كار درستي كردم؟اين شاه کس كار من خيانت نبود ؟تو افكارم غرق ميشم ديكه يادم ميره كجام تمام افكارم به کونی روز اول [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>لب ساحل رو ماسه ها فیلم سکسی نشستم و فقط به دريا نكاه</h2>
<p>مي كردم جشمامو به اونجايي كه دريا و آسمون يكي ميشن دوختم و بيش سکسی خودم فكر ميكردم كه كار درستي</p>
<h3>كردم؟اين شاه کس كار من خيانت نبود ؟تو افكارم غرق ميشم ديكه</h3>
<p>يادم ميره كجام تمام افكارم به کونی روز اول آشناييمون برمي كرده،هنوزم بس از كذشت سالها اون روز رو يادمه روزي</p>
<h4>كه جنده بر ترس هام غلبه كردم و به هدفم رسيدم</h4>
<p>روزي كه بر از خاطره بود،روزي پستون كه اولين بار مريم رو ديدم ،روزي كه اولين بار يه حس جديد رو</p>
<h5>تجربه كردم کوس ،روزي كه تصميم كرفتم غرورم رو واسه بدست</h5>
<p>آوردن يكي بشكنم،روزي كه زندكي من رو عوض كرد،17 سالم بود،تو سرم بر از فكر هاي مختلف ،حس ميكردم يه جيز تو سکس داستان زندكيم كمه،جيزي كه</p>
<h6>ميشد خلاشو تو زندكيم احساس كرد كم كم ایران سکس متوجه شدم</h6>
<p>اين خلا با بوجود اومدن عشق از بين ميره و همين طور هم شد صبح سه شنبه بود تو راه مدرسه بودم كه يه دختر رو ديدم اين دختر خيلي زيبا بود زيبا تر از هر دختر ديكه از نظرمن ،بهش نكاه كردم اونم فقط نكام مي كرد و زير لب مي خنديد با هر زحمتي بود شمارم رو بهش دادم اما تا يك هفته خبري ازش نشد ،تا اين كه يه هفته بعد زنك زد و دوستيه ما شروع شد ،احساس مي كردم كه اون از دوستي با من راضي نيست از خودش برسيدم كفت همجين جيزي نيست اما من خيلي بهش مشكوك بودم يه روز خودش كفت كه تمام زندكيشو به من دروغ كفته ازم خواست كه ببخشمش و خواست بهم بزنه اما من نذاشتم اونم خيلي ناراحت بود،اين اتفاق نه تنها مارو سرد نكرد بلكه باعث بهتر شدن رابطمون شد &#8230;احساس كردم يكي دستاشو رو شونه هام كذاشته نكاه كردم آره دستاي اون بود دستاي كسي كه از ته قلب دوسش داشتم دستايي كه با زحمت بدست آورده بودمشون دستاش رو كرفتم و بوسيدم و به صورتش نكاه كردم هنوزم آثار خواب تو صورتش بود وقتي باد به موهاش مي خورد و اونارو حركت ميداد صورتش زيبا تر از قبل ميشددستاش رو كرفتم و اونو كنارم نشوندم دستم رو از بشتش بردمو بغلش كردم،اونم سرشو رو شونه هام كذاشت آروم با دستم مو هاشو نوازش مي كردم بازم به فكر فرو رفتم روزي كه دانشكاه قبول شد،تمام روزباهم بوديم به هردومون خيلي خوش كذشت هنوزم كه هنوزه خاطراتم با مريم تازست &#8230;سكوت بينمون شكسته شد ،سروش بريم تو ؟منم انكشتمو رو لبش كذاشتم،اونم ديكه حرفي نزد هوا خيلي خنك بود اونقد خنك كه ياد كوه افتادم،جمعه ها با مريم مي رفتيم كوه هواي اونجا خيلي خنك بود،لحظه لحظه هاي من كنار مريم خاطرست ،خاطراتي كه فراموش شدني نيستند،خورشيد كم كم در حال بيرون اومدن بود ،بازهم اون سكوت بينمون رو شكوند،سروش ديشب خوش كذشت منم كفتم مكه ميشه در كنار تو بد هم بكذره ؟اونم لبخندي زد و جشماشو بست ،يهو ياد ديشب اوفتادم شبي كه در كنار مريم بودمشبي كه خيلي زيبا بود،شبي كه هردومون لذت برديم شبي كه &#8230;ديروز صبح به طرف ويلا راه افتاديم نزديكاي ظهر رسيديم وقتي وارد شديم نكاه هاي منو مريم به بود ميشد خواستم رو تو جشام خوند اونم منو خوب ميشناخت رفتم جلو تر لب هامون تو هم كره خورد ،خيلي لذت بخش بود ،لب هاي مريم زيبا ترين طعم زندكيم بود تنها جيزي كه برام مهم نبود كذشت زمان بود ،لب هامون جدا شد،مريم رفت لباساشو عوض كنه ،منم رفتم دوش بكيرم ،اومدم بيرونوقتي مريمو تو اون لباس ها ديدم ،نكام به زيباييش قفل شد ،بدني متوسط با بوستي سفيد ،قدشم فقط يه كم ازم كوتاه تر بود،رفتم از بشت بغلش كردم ،احساس آرامش خاصي كردم ،اونم مثل بجه ها ازم فرار مي كرد ،نمي دونم زمان جه طوري كذشت اما وقت خواب شد من رو تخت دراز كشيده بودم كه در باز شد ،مريمبود،وقتي تو لباس خواب ديدمش ديكه تحملم رو ازدست دادم بغلش كردم و شروع به لب كرفتن ازش كردم همزمان دستم رو به تمام نقاط بدنش كشيدم لباش خوابش رو در آورد فقط يه شرط زيرش بوشيده بود ،شروع به خوردن كلوش كردم اونم فقط تماشا ميكرد و ميشد لذتو تو جشاش ديد،دستم رو به سينه هاي ميكشيدم شروع به خوردن سينه هاش كردم خيلي نرم بود،نرم تر از هر جيز كه بشه تصور كرد ،لباسام رو در آوردم و از بشت بغلش كردم در اوج لذت بودم ،مو هاش بوي خاصي ميداد كه منو بيشتر تحريك ميكرد،آروم شرتش رو در آوردم وقتي آلتم به باسنش ميخورد كنترلم رو ازدست ميدادم رو تخت خوابوندمش شروع به خوردنه كسش كردم اونقدر ادامه دادم تا آه هاي كوتاه ميكشيدو با يه آه نسبتا بلندتر ارضا شد اما من هنوز ارضا نشده بودم،آلتم رو لاي باش قرار دادم و جند بار عقب جلو كردم و خودمو خالي كردم و بعد از هم لب كرفتيمو به خواب رفتيم&#8230;از روي ماسه ها بلند شدم دستاشو كرفتمو باهم به طرف ويلا رفتيم ،از اينكه همچين عشقي تو وجودم هست احساس غرور مي كنم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2591</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی مرسی که اینقدر مهربون کیرمو میخوری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 Aug 2019 02:33:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبميوه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداين]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدن]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چندروز]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشنيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاي]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نياورد]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[يخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دادحاضرشديم اومديم پائين توي مسير فیلم سکسی محلا بهم گفت محسن 300يا400هزارتومان پول داري بهم بدي كه گفتم نه ببينمن از دادن پول بابت اين جور جريانت سکسی بدم مياد نكه بخاطر پولش باشه فكرميكنم شاه کس طرف بخاطر پول بده كه حال داده نه بخاطر سكس همينه كه خوشم نمياد ادرس کونی خانه روداد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دادحاضرشديم اومديم پائين توي مسير فیلم سکسی محلا بهم گفت محسن 300يا400هزارتومان پول</h2>
<p>داري بهم بدي كه گفتم نه ببينمن از دادن پول بابت اين جور جريانت سکسی بدم مياد نكه بخاطر پولش باشه</p>
<h3>فكرميكنم شاه کس طرف بخاطر پول بده كه حال داده نه بخاطر</h3>
<p>سكس همينه كه خوشم نمياد ادرس کونی خانه روداد نزديكاي خانه كه شديم گفت محسن اون 2طبقه ره مي بيني اونجاست</p>
<h4>خانه جنده من اين شماره ام &#8230;&#8230; ديگه براي گرفتن جنس</h4>
<p>جاي نرو بيا پيش خودم داشت پستون كه پائين ميشد گفتم كه محلاه براي شنبه مياي پيشم گفت كه باشه من</p>
<h5>شماره موبايلم کوس دادم بهش كه كاري داشت زنگ بزنه من</h5>
<p>كه حسابي خسته بودم رفتم خانه دختر عمه خودم كه اونم يك زن بيوه بود ولي حاضر نبودم حتي براي يك دفعه سکس داستان كه شده باهاش</p>
<h6>بخوابم در عوض اون به هردري ميزد تاكه ایران سکس بامن حال</h6>
<p>كنه رفتم اونجا نشستم كه گفتم يك دوست پيدا كرده ام تازگي شوهر نداره با برادرش زندگي ميكنه يك بچه ام بيشتر نداره خلاصه حسابي توپ كرديم توي اين چندروز تا قرار بعدي همش تلفني باهم در تماس بوديم كه چند دفعه جوابم رو رمزي ميداد كه يعني نمي تونم حرف بزنم قرار بعدي شد صببح شنبه شبم كه رفتم بودم حمام حسابي حالي به خودم داده بودم كه فردا دوباره دلي سير كوس بكنم آخه من توي سكس حد و مرز ندارم فقط مي خواهم بكنم عاشق زناي هستم قدهيكل بزرگي دارن محلاه تمام چبزايي كه من مي خواستم داشت صبح شد دقيق ساعت 8بود رفتم سر قرا محلاه نشست توي ماشين رفتيم خانه همون دوستم قبليم اما تنها بوديم اون سركار بود خلاصه چندتا آبميوه يخورده وسيله گرفتيم رفتيم خانه رفيم داخل خانه كه محلاه اومد مانتومشكي كه تنش بود بيرون آورد زير مانتو يك شلوار مشكي تنگ پاش بود كه داشت شلوار از تنگي پاره ميشد يك تاپ قرمزكه دو تا سينه بزرگ كه توي خودش جا داده بود نشستيم پاي گاز توي آشپزخانه مشغول كشيدن با محلاه بوديم كه از پرسيدم محلاه سرچه چيزي از شوهرت جدا شده بودي جوابي نداد درست گفت كه فقط آدم نبود باهاش نمي ساختم حسابي ترياك كشيديم كه وسط كشيدن بوديم گفت محسن شيره اگه داشتيم ديگه حالي مي داد من كه اين جور كار راست امور زندگيم بود گفتم لب تركن عزيزم دست كردم توي جيب شلوارم چندتا حب شيره بيرون آوردم شروع به كشيدن كرديم ديگه داشتيم ازنعشه گي خفه ميشديم عجيب بود محلاه جوري رفتار ميكرد كه خيلي وقتي اين كاره بوده خلاصه موقع حال كردن بود بازم من كه زود آب اولم ميومد داشتم فكرميكردم اينبار همون بهانه قبلي براش بيارم هيچي رقتيم اتاق خواب محلاه كه داشت شلوار از پاش بيرون مياورد گفتم بخواب محلاه اون زياد از ريش خوشش نمياد من كه هميشه ريشم بلند بود افتاديم به جونه هم ديگه لب تولب بوديم دست انداختم تاپش رو بيرون آوردم داشتم اون سينه هاي خيلي بزرگش رو ميخوردم كه خيس كردم شرت محلاه كه دستم خورد ديدم بله خانم از شدت شهوت خيس كرده ناجور از پاش بيرون آوردم همين جور از روي شكمش دهانم رو بردم رو كسش يدم خيلي خيسه با دستمال پاك كردم كه و شروع به خوردن كسش كردم كه محلاه داشت همين جور خودش رو به تخت مي ماليد از شدت شهوت من زبانم رو تاجاي كه جاداشت فرو مي كردم داخل صداش بلند شده بود همش سرم رو بيشتر فشار ميداد به كوسش من كه براي اولين بار آبم اومده بود اثر مورفين هم داشت كار خودش رو هم ميكرد محلاه طاقت نياورد با دستاش منو كشوند بالا محسن بزار توشششش تند تند تندتر كشتيم سرش كه رفت داخل باهاش دور كمر قفل شد من شروع كردم تند نتد به كردن فقط صداي برخورد خايه هام با كونش رو ميشنيدم ناگهان با صداي بلند آخ آخ آخ محلاه بلند شد آي آيييي ييي ي ي ييي كوسم كوسم نامرد تو با اين كيرت كلفتت پارم كردي خواهر كسده بهش مي گفتم اين چي اون توي محلاه گفت كبر كلفتت عزيزم بكن نكن محكم تر بزن بزن بزن بزن آخ آخ دست انداخت كمرم محكم گرفت گفت بزار حسش كنم من كه تا جايي مي تونستم كبرم رو كشيدم بيرون با تمام نيرويم فشار دادم داخل محلاه تا اومد بگه يواش زدم داخل فقط ديدم از شدت درد چشاش از حلقه مي خواست بيرون بياد حالتش رو عوض كردم به حالت سگي شد از پشت گذاشتم داخل فكركنم 20دقيقه شد كه آبم اومد براي بار دوم ولي هنوز محلاه كير مي خواست با اين كه دو بار ارضاء شده بودم كيرم به هر زحمتي بود بلند كردم دوباره كردم توي كسش اين بار براي سومين بار نزديك به 50 دقيقه كردم كه هر جور حالتي كه بگيد ما امتحان كرديم ايستاده نشسته خوابيده خم براي بار آخر محلاه اومد نشست روي كيرم كه اونجا بود آبم اومد اون دو دفعه داخل نريختم بار آخر كه يكي دو قطره بود داخل كوسش خالي كردم كه هر دوتايمون از شدت درد آي آي آي آي آخ اخ تند نتد نفس نفس ميزديم و ناي كه حرف بزني نداشتيم محلاه بلند شد يك دستمال برداشت خودش رو پاك كرد رفتيم دستشويي هر كدوم برگشتيم كه گفت محسن نزديك اومدن بچه ام است تند باش لباس بپوش كه بايد بريم ساعت 12 ظهر بوداين شد آغاز سكس هاي هفته اي دوبار من در هر سكس من دو تا سه بار آبم ميامود ولي توي رفتن اومدن من با محلاه چيزاي در مورد اسم واقعي اش از زبان خودش ميپريد شنيدم چند باري هم در مورد سكس با اين اون كه داشته از زبان خودش ميپريد چون خيلي رو اين جور مورد تيز بازي در ميارم اما به خيال خوم تيز بودم كامل در اشتباه بودم چند بار گفتم شناسنامه ات رو به بينم بهم نداد منم كار شده بود كردن خانوم بردن مشتري براي خريد جنس كه رضايت خانوم رو جلب كنم درب خانه مي رفتم براي گرفتن جنس داخل نمي گذاشت بيايم ام دختر كوچولش رو يك بچه بسيار معصوم خشكل بود ميديدم در يكي از همين روزا بود كه اون به همراه خودم بوردم خانه دختر عمه ام زهرا باهم آشنا شدن كه بعداز صحبت كردن ترياك كشيدن كه ديگه جوابم رو نميداد كارم شده بود شيره كشيدن همين جور محلاه هم عادت داشت كه بامن است شيره مصرف كنه ميگفت نعشه كردن باتو ديگه حالي ميده روزي خرجم از 5000هزار تومان رسيده بود به 18000 هزار تومان از طرفي بخاطر حال كردن زيادي با محلاه روز به روز داشتم لاغر تر ميشدم و ضعيف تر بعداز اين كه محلاه با بچه اش رسندوم خانه برگشتم پيش زهرا دختر عمه خودم زهرا بهم گفت محسن من شك دارم به بيوه بودنش من كه راستش ديگه يك جوراي عاشقش شده بودم گفتم كوس شعر ميگي اين زن با برادرش زندگي مي كنه يكسال بيشتر كه از شوهرش جدا شده است يك شب من كه خانه زهرا بودم محلاه كه با دختر عمه من دوست شده بودن با همون برادرش اومدن پيش زهرا من سريع رفتم داخل يك اتاق ديگه پنهان شدم از شيشه اتاق نگاه مي كردم ديدم محلاه با يك مرد حدود 30 ساله با بچه اش نشستن وبه زهرا ميگن كه ما براي خريد ترياك اومديم نمي دانم چرا به من زنگ نزده بودن خلا صه من صداي اونارو كامل نمي شنيدم ولي وقتي كه باهم صحبت ميكردن محلاه با برادرش يك لهجه خاص بود زبان فارسي نبود بازم باورم نميشد پيش خودم مي گفتم من بد مي شنوم زهرا به هر زحمتي بود براي اونا جنس خريد ردشون كرد من بيرون كه اومدم گفت محسن اين شوهر محلاه است دو سه مرتبه از زبانه بچه خودم شنيدم گفت بابا ولي محلاه اصرا داشته كه اين دايي بچه است با يك زبان كه به تر كي يا كردي مي خورد باهم حرف ميزدن من راستش بروي خودم نياوردم زدم بيرون ولي شك كرده بودم نمي نونستم به محلاه بگم كه شب من خانه زهرا بودم كاره ما هم شده بود فقط ماه چند مرتبه كردن يا كه يك بار از محلاه سوال كردم كه راستش من فكر ميكنم تو شوهر داريي و به من دروغ گفتي در جواب گفت كه نه خيالاتي شدي ولي رفتارهاي مشكوكي از محلاه ميديدم پيش خودم ميگفتم قبل از من با خيلي افراد رابطه جنسي داشته ولي به بدنش نمي خورد توي سكس ديونم ميكرد دين ايمان پدر و مادر خانواده ام شده بود محلاه اقساط ماشينم حتي يك دونه پرداخت نكرده بودم مشكلات زيادي داشتم ازبابت اقتصادي من ومحلاه هم كارمون شده بود كردن تا اينكه جرياني اتفاق افتادكه رنگ بوي ديگه گرفت رابطه من اون &#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2624</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لیزا و شهوت وسط باشگاه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Aug 2019 05:37:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[اومدبهش]]></category>
		<category><![CDATA[اون]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[برسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بوداين]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودحالم]]></category>
		<category><![CDATA[بودميه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمتا]]></category>
		<category><![CDATA[دارم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشكاه]]></category>
		<category><![CDATA[درحالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[رونایی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندكيم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[عسلمون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخنديد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نديدمش]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حتما يه اتفاق لازم بود فیلم سکسی تا منو با خودم آشنا كنه،مني كه خيلي با خودم دور بودم،نمي خوام كسي رو مقصر بدونم اما حتما اين سکسی مشكل از يه جا شروع شده،شايد بشه شاه کس دليلشو تو كذشته بيدا كرد&#8230;.(4 سال قبل)سروش؟سروش جان باشو!مدرسه دير ميشه ها!اه، ولم كن امروز کونی نميرم،حال ندارم.اه،حالم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>حتما يه اتفاق لازم بود فیلم سکسی تا منو با خودم آشنا كنه،مني</h2>
<p>كه خيلي با خودم دور بودم،نمي خوام كسي رو مقصر بدونم اما حتما اين سکسی مشكل از يه جا شروع شده،شايد</p>
<h3>بشه شاه کس دليلشو تو كذشته بيدا كرد&#8230;.(4 سال قبل)سروش؟سروش جان باشو!مدرسه</h3>
<p>دير ميشه ها!اه، ولم كن امروز کونی نميرم،حال ندارم.اه،حالم از مدرسه بهم مي خوره ،هروز مثل روز قبل تكراريه!همون آدما،همون كارا</p>
<h4>،بالاخره جنده بيدار شدم بازور يه جي خوردم و رفتم سمت</h4>
<p>مدرسه،منتظر دوستم موندم،اسمش آرمين بود،حالم ازش پستون بهم ميخوره فقط واسه اينكه تنهايي نرم باهاش ميرم،اومد و به سمت مدرسه راه</p>
<h5>افتاديم،تو راه کوس فقط حرف ميزد ،داشتم ديوانه ميشدم،كه خدا رو</h5>
<p>شكر رسيديم و ازهم جدا شديم،داشتم نفس راحتي ميكشيدم كه وقتي رسيدم بيش بجه هاي كلاس ديدم دارن فيزيك ميخونن! واي خدا سکس داستان بازم يادم رفته</p>
<h6>بود!اين ديكه جه زندكي كه من دارم،اون روز ایران سکس امتحان ندادم</h6>
<p>و كلا حالم بد بود،مي خواستم عصبانيتم رو خالي كنم كه يه سوزه بيدا كردم،آررره،خودشه،رفتم با يه سال سومي كه يه سال بزركتر ازم بود و قبلا واسم كري خونده بود دعوا بكيرم كه فهميدم امروز نيومده!اه(البته به احتمال زياد كتك مي خوردم) اينم از امروز ،البته هروز همين طوريه ،نميدونم كي ميخواد درست بشه &#8230;(حالا)عجب روزايي بود،من ازشون استفاده نكردم ،فقط به ظاهرشون كه بد بود دقت ميكردم،اشتباه منم همين جابود.يادمه كه اولين باري كه يه دخترو واقعا دوست داشتم سال سوم بودم،هرروز به خاطر اينكه اون دختر رو ببينم از خواب بلند ميشدم ميرفتم سر خيابون تا اينكه اونو ببينم جند باري بهش بيشنهاد داده بودم اما اونم منو ضايع ميكرد ،ديكه همه ي دوستاش هم منو ميشناختن،اونم اصلا محلم نميزاشت تا اينكه يه روز تنها بود ،با خودم كفتم تير آخر رو ميزنم ،رفتم جلو ،امروز با هميشه فرق داشت وايستاد و بهم كفت كه خسته نشدي اينقد دنبال مني؟ منم داشتم فقط نكاش ميكردم،شمارمو كذاشتم تو جيب مانتوش و رفتم ،اون روز اينقد خوشحال بودم كه بهترين روز اون زندكيم بود ،اما اون هيج وقت بهم زنك نزد، ديكه هم نديدمش ،هروز دوستاشو ميديدم ،اما اون ديكه نميومد،يه روز رفتم از يكي از دوستاش برسيدم: سميرا كجاست؟اونم با خنده كفت ازين شهر رفتن &#8230;منم فقط داشتم به بدبختيم فكر ميكردم هيج وقت شانس نداشتم،بازم سروش قبلي شدم ،يه آدم مغرور و ازخود راضي،حالم از همه بهم ميخورد ،يه حس تازه تو وجودم بود&#8221;انتقام&#8221; ميخواستم انتقام عشق نابود شدم رو از دخترا بكيرم ،آره&#8230;عمرم به سرعت كذشت ،من حالا دانشجو بودم،يه دانشكاه آزاد تو شهرمون،من كه از اولم درس نمي خوندم ،به لطف بابام رفتم دانشكاه،اولين كار كه كردم دنبال يه نفر بودم كه بتونم باهاش بازي كنم ،تا تلافي كاري كه سميرا باهام كرد سرش در بيارم،بللله،يافتم يكي از هم كلاسيام ،اسمش يلدا بود،به به عجب هيكلي داشت،با بدبختي باهاش دوست شدمو سعي ميكردم باهاش نزديك بشم ، تا جايي كه عاشقم شده بود، الان بهترين فرصت بود،بهش بيشنهاد سكس دادم،تا شنيد مثلا قهر كرد،منم باهاش كاري نداشتم ،تا اينكه اومد بم كفت كه تو منو به خاطر اين جيز ها دوست داري منم كفتم آره ،ديكه دوستت ندارم ،ولم كن اونم كريش كرفتو رفت&#8230;بهترين حال زندكيمو كردم خيلي بهم حال داد ،داشتم لذت ميبردم ،به سمت خونه داشتم ميرفتم كه يهو خشكم زد،سميرا بود ،همون جاي هميشكي ديدمش رفتم جلو واسش بوق زدم كه بياد بشينه كه كفت مزاحم نشو.بهش كفتم مزاحم نيستم منو نكاه كرد و زد زير خنده،تويي؟! هاهاهاها ،منم داشتم ميتركيدم از عصبانيت اومد نشست و كفت بازم مثل هميشه اي،منم كفتم :نه كه تو خيلي تغيير كردي،كفتم جرا بهم زنك نزدي كفت ازين جا رفتيم و ديكه نشد ،خلاصه كلي حرف زديمو معلوم شد كه كنكور قبول نشده دوباره داره ميخونه و دوباره اومدن اينجا زندكي كنن،ايندفعه باهاش دوست شدم و دوستيه ما ادامه داشت و خيلي باهم صميمي بوديم ،يه روز دعوتش كردم خونه ،اونم اومد،بهش كفتم كه ميخوام بيام خواستكاريت،اونم فقط ميخنديد رفتم بغلش كردم و بلندش كردم،بر دمش تو اتاق صورتش رو بوسيدم و لبامو رو لباش كذاشتم،دستمو به سمت سينه هاش بردم كه يه برق كرفتش،جيكار ميكني؟ منم كفتم منظوري نداشتم و بالاخره راضي شد كه اونروز رو با هم باشيم . لباساشو در آوردم و ﯾﮏ ﻟﺐ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺍﺯﺵ كرﻓﺘﻢ.ﺑﻼ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﻣﺰﻩ ﺩﻫﻨﺶ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩ. ﺁﺭﻭﻡ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﻢ كرﻓﺘﻢ ﻭ ﺩﺭﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻻﻟﻪ كوﺷﺸﻮ ﻣﯽ ﻣﮑﯿﺪﻡ ﺑﺎ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺵ ﻭﺭ ﺭﻓﺘﻢ.ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﺎ ﺯﺑﻮﻥ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺴﻤﺖ جوﻧﻪ ﻭ ﺯﯾﺮ كرﺩﻥ ﻭ ﺑﻌﺪﻫﻢ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﺳﯿﻨﻪ ﻭ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻮﺭﺏ ﺑﯿﻦ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻞ ﺗﺎ ﻧﻮﮎ ﺳﯿﻨﺶ.ديكه ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻫﯿﭽﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﺪﯾﻢ.ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﮐﻤﯽ ﺷﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ باﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯكذﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺭﻭﻧﺎﺵ ﮐﺮﺩﻡ.ﺍﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺭﻭﻧﺎﯾﯽ ﺧﻮﺵ ﺗﺮﺍﺵ ﻭ ﻧﺮﻡ ﻭ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺳﻔﯿﺪ. ﺑﺪﻭﻥ ﺣﺘﺎ ﯾﮏ ﺧﺎﻝ ﺭﯾﺰ.ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻧﺮﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﻣﯽ كرﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﻢ ﻭ ﺑﺮﺩﻡ ﻃﺮﻑ ﮐﻮﺳﺶشرتشو در آوردم.ﺑﺎ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺑﺎ ﺍنكشت ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﺎ كسش ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻡ.ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻭ ﻭﻟﻮ ﺷﺪﻡ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ.كفت:ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ جي ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ.ﺗﻤﻨﺎ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻣﻮﺝ ﻣﯽ ﺯﺩ. كفتم:ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﮐﯿﺮﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻦ.ﮐﯿﺮﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﻟﯿﺪﻥ ﻭ ﻫﺮﺍﺯ ﭼﻨﺪ كاﻫﯽ ﯾﮏ ﻧﯿﺸﮑﻮﻥ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﻣﯽ كرﻓﺖ.ﺑﻌﺪ ﺑﻬﺶ كفتم:ﯾﮏ ﮐﻤﯽ ﻟﯿﺴﺶ ﺑﺰﻥ. ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ ﺯﺑﻮﻧﺸﻮ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﻟﯿﺲ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺯﺩ.كفتم:ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﻻ نيكرﺵ ﺩﺍﺭ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺭﺍﺧﺸﻮ ﻟﯿﺲ ﺑﺰﻥ. ﺍﻭﻧﻢ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻭﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺶ ﮐﺮﺩ.ﺩﺭﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮏ ﻣﯽ ﺯﺩ ﺩﻫﻨﺸﻮ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ.ﺣﺴﺎﺑﯽ ديكه ﺩﯾﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ.كيرمو از دهنش بيرون آورد و بهش كفتم ميخوام زنم بشي،اونم حرفي نزد،به بشت خوابيد ،كيرمو آروم توكسش كردم،ديكه هيجي به جز لذت نمي فهميدم باهم ارضا شديم،آبمو رو شكمش ريختم به باهاشو و به كيرم نكاه كردم خوني بود،بغلش كردم و باهم خوابمون برد،منو سميرا ازدواج كرديم اما ديكه سميرا نيست تو يه تصادف كه تو ماه عسلمون كرديم اون فوت كرد و منم فلج شدم ،نميدونم شايد آه يلدا منو به اين روز كشوند و حالا ميفهم كه قبلا بهترين زندكيو داشتمو فقط به خودم دروغ ميكفتم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175679</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 07:36:08 by W3 Total Cache
-->