<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بودكيرم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%83%d9%8a%d8%b1%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:46:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بودكيرم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>از پهنا میزاره تو کس جنده خانوم خوشگل و ناز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d9%87%d9%86%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d9%87%d9%86%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انگاري]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودكيرم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پررويي]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[توشمنم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانتو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسونده]]></category>
		<category><![CDATA[زندايي]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزاري]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنه]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بده از لطف خودشه.من اسمم فیلم سکسی سامان دوستام سامي صدام ميكنن.پس اگه كسي حرفي پيشنهادي يا فحشي داشته باشه ميتونه با اين اسم منو خطاب بكنه.مي سکسی خوام از خاطرات يه سال پيش شروع شاه کس كنم.راستش دوستان من دانشجو هستم البته ترم 2.من پسري هستم قد بلند با وزني متناسب کونی قدم.در ضمن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بده از لطف خودشه.من اسمم فیلم سکسی سامان دوستام سامي صدام ميكنن.پس اگه</h2>
<p>كسي حرفي پيشنهادي يا فحشي داشته باشه ميتونه با اين اسم منو خطاب بكنه.مي سکسی خوام از خاطرات يه سال پيش</p>
<h3>شروع شاه کس كنم.راستش دوستان من دانشجو هستم البته ترم 2.من پسري</h3>
<p>هستم قد بلند با وزني متناسب کونی قدم.در ضمن اگه كسي سوالي خصوصي داشته باشه مساله اي نيست تو همين تاپيك</p>
<h4>بپرسه.ميدونم جنده الان يه عده دارن فحش ميدن و ميگن داستانتو</h4>
<p>بگو.پس شروع ميكنم.كمر درد زن داييداستاني پستون كه ميخوام بگم مال 9 ماه پيشه .قرار بود كه ناهار خانواده دايي ام</p>
<h5>بيان خونه کوس ما.من يه دختر دايي دارم كه پنج سالشه</h5>
<p>و يه زن دايي خوشگل كه اونم 28 سالشه.راستش من ميدونستم كه زن دايي ام از رابطه سكسي خودش با دايي ام سکس داستان راضي نيست.چون اولا</p>
<h6>دايي من از اون 18 سال بزرگتر بود ایران سکس .در ثاني</h6>
<p>دايي من با اين سنش اهل ورزش بود .خلاصه كنم اون روز ما ناهارو خورديم ساعت 3 دايي ام رفت مغازه .وباباي منم رفت كه به كاراش برسه چون سرش خيلي شلوغه و برا ناهارم خودشو با زور رسونده بود.از زندايي ام بگم .اون زني كمر باريك و قدبلند وتازه هم اون يه كون داره به چه بزرگي.و خيلي هم شيك پوش هست. كمي بعد من تو اتاقم بودم كه شنيدم مامان به زن دايي گفت من ميرم بخوابم و زندايي هم گفت من هم فيلم تموم شد ميام.مي دونستم كه زن دايي دوست داره كه با من سكس داشته باشه چون قبلا بهم نخ داده بود.رفتم حال و نشستم جلوي زن دايي كه يه لحظه دود از سرم بلند شد 0 اون روي مبل بود و پاهاشو طوري باز كرده بود كه شورتش ديده ميشد يه شرت قرمز با يه هلوي قرمز كه كم مونده بود شرتش به هسته هلو برسه .شرتش قشنگ رفته بود تو كسش.بعد زندايي گفت مثل اينكه حالت خوب نيست .گفتم اره يكم سرم درد ميكنه.كه فيلم تموم شد و زن دايي گفت كه ميرم بخوابم.منم گفتم زندايي مامان خوابه درو باز كني بيدار ميشه من دارم تلويزيون مي بينم شما برو اتاق من بخواب.اونم گفت باشه . منم كه خوب مي دونستم دارم چيكار ميكنم بعدنيم ساعت پا شدم تا برم و يه سر بهش بزنم.درو اروم باز كردم واي خدايا چي ميديدم.پشتش به من بود.يه كون بزرگ. باور كنين نميتونين كونشو تصور كنين .عرض كونش دو برابر كمرش بود و گوشتي.رفتم جلو مي خواستم اونو در يه حالت انجام شده قرار بدم . برا همين يواش رفتم رو تخت خودمو از پشت بهش ماليدم.كيرم كه به كونش ميچسبيد انگار تو اين دنيا نبودم.تصميم گرفتم تا اون بيدار نشده نقشمو عوض كنم . برا همين زود از تخت اومدم پايين.نميدونم گفتم يا نه زن دايي امروز كمرش بد جوري درد ميكرد.پس منم با عجله از خواب بيدارش كردمو گفتم زندايي بيدارشو و وقتي كه بيدار شد گفتم انگاري خواب بد ميديدي و اونم گفت نمي دونم چيزي تو ذهنم نيست شايد.بعدشم گفتم زندايي بد جوري اه و ناله ميكردين كه اونم گفت اره كمرم بدجوري درد ميكنه حتما برا اونه.يكم بعد مامانم اومد به زندايي گفت حاظر نشدي بريم بازار .اونم گفت حالم بده شما برو .مامان كمي بعد رفت و من موندمو زن دايي.مي دونستم كه اين بهترين موقعيته بهش گفتم زن دايي من يه كرم موضعي برا درد دارم بيارم پشتتو بمالم.كه اونم استقبال كردو گفت بدو تا كسي نيومده.بيار و پشتمو بمال فقط زود تموم شو كه اگه كسي بياد بده .منم گفتم نه حالا حالا ها كسي نمي ياد .رفتم كرم رو اوردمو به زندايي گفتم برگرد.و اونم پشتشو به بالا كرد.و گفت شروع كن ببينم چي كار مي كني.خدش پيراهنشو زد بالا وگفت بمال من بغلش بودمو ميماليدم .بدنش خيلي گرم بود . زندايي يهو گفت نميتوني خوب بمالي.منم زود گفتم جام بده كه اونم گفت برو بالا.پس رفتمو رو كمرش نشستم وشروع كردم.داشتم حال ميكردم كه يهو زندايي گفت يه كم پايين ترو بمال .منم با پررويي دامنشو كشيدم پايين.ونشستم روش داشتم كونشو ميما ليدم و كيرم كه بهش ميخورد اتيش ميگرفتم.زن دايي سرش به پايين بود منم يكم شلوارمو كشيدم پايين .كرم هي ميرفت وسط كونش عجب كوني بود . كيرم روش گم مي شد.دستمو ميماليدم رو شرتشو گاهي يكم پايين مي كشيدم.يه چند باري هم دستمو محكم زدم به سوراخ كونش طوري كه اتفاقي ميخورد. بعد من گفتم زن دايي يكم خوب شدي اونم كفت نه اگه ميشه يكم سنگينيتو بنداز روم.منم از خدا خواسته گفتم باشه.و بهدش گفتم زن دايي اون موقع لباسام روغني ميشه كه اونم گفت عيبي نداره.كسي كه نيست در بيار.من فقط شور تم تنم بود كه زندايي گفت زود باش ديگه .منم چون اون نميديد شرتمو يكم كشيدم پايين و خوابيدم روش.حالا فشار نده كي فشار بده.هي زور مي زدم.كيرم سيخ سيخ شده بود و رفت وسط كونش .كيرم داشت اتيش ميگرفت .فهميدم كه زن دايي احساس كرده كه من شرتم پايينه.بعدش گفت سامي جون راحتي ميخواي يه دفه فرو كن توش.منم يكي از دستام رفت رو سينش وبا يكيشم شورتشو كشيدم پايين.بعد ازش لب ميگرفتم.گفتم زن دايي الا ن مامان مياد برگردو قمبل كن.اونم كه معلوم بود از خداشه زود قمبل كرد.از پشت يكم با چوچولش بازي كردم. كه ديدم به ارگاسم رسيد.كيرم كه انگاري سه برابر شده بود زود هل دادم تو كسش .يه جيغي كشيد كه كم مونده بود پرده گوشم پاره بشه.زود گفتم زن دايي ما پيش در و همسايه ابرو داريم.شروع كردم به تلمبه زدن خيلي حال ميداد . گفتم زن دايي ميزاري از كون بكنمت كه گفت: راحت باش داييت كه حتي كسمو وقت نميكنه بكنه چه برسه به كونم.اقلا تو يه حال اساسي بكن و بده.كيرمو از كسش كشيدم بيرون معلوم بود كه كونش چقدر تنگه.يه سوراخ تنگ با رنگ صورتي كمرنگ.يه كم وازيلين داشتم كه روغن نرم كنندست اوردمو ماليدم به كونش بعد كيرمو به سوراخش نزديك كردمو يه فشار كوچولو دادم كه دادش رفت هوا.كم كم فشارو بيشتر ميكردم واقعا تنگ بود.كيرم تا ته رفت تو كونش و شروع كردم به عقب و جلو كردن .كم كم داس تابم ميومد كه ريختم تو كونش و زن دتيي گفت سوختم چه خبرته .بعد داشتيم خودمونو جمع و جور ميكرديم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d9%87%d9%86%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177207</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی امروز دلش هوای کیر  کرده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d9%84%d8%b4-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d9%84%d8%b4-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 Aug 2019 07:19:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنايي]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[برسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودالان]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[بودكيرم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهيم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دانشكاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشكده]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[زندكيم]]></category>
		<category><![CDATA[زيبايي]]></category>
		<category><![CDATA[شدمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهي]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[كارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[كذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندي]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارممن]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازشون عذرخواهي مي كنم در فیلم سکسی ضمن داستان هاي من فقط داستان هستند و به واقعيت مربوط نمي شن.بعضي وقت ها به كذشته ي خودم فكر سکسی مي كنم،به كذشته اي بر از عقده شاه کس ،عقده هايي كه تو دلم فرمانروايي ميكردن،منم منتظر يه شورش براي از بين بردن اونا کونی ،آره اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ازشون عذرخواهي مي كنم در فیلم سکسی ضمن داستان هاي من فقط داستان</h2>
<p>هستند و به واقعيت مربوط نمي شن.بعضي وقت ها به كذشته ي خودم فكر سکسی مي كنم،به كذشته اي بر از</p>
<h3>عقده شاه کس ،عقده هايي كه تو دلم فرمانروايي ميكردن،منم منتظر يه</h3>
<p>شورش براي از بين بردن اونا کونی ،آره اون شورش به با شد اون شورش قبول شدن تو دانشكاه بود،به قوله</p>
<h4>بدرم جنده زندكيم تازه شروع شده بود ،راست مي كفت تازه</h4>
<p>طعم زندكيو جشيدم ،من كه كل پستون دبيرستان رو فقط درس خونده بودم تا به دانشكاه برم ،خونواده ي ما وضع</p>
<h5>مالي خوبي کوس نداشتنبه همين دليل من مي خواستم در آينده</h5>
<p>به تمام خواسته هام برسم،وقتي وارد دانشكاه شدم با يه محيط ديكه اي مواجه شدم ،محيطي كه بعضي از حس هارو در سکس داستان وجودم قوي تر</p>
<h6>كرد،باعث شد كه من ديكه اون سروش قبلي ایران سکس نباشم اما</h6>
<p>من ،يه جوان بي تجربه جه طوري بايد با اين حس ها مواجه شم جه طوري بايد اين غريزه ها رو ارضا كنم،نه ،من توانايي اين كارو نداشتم،نمي تونستم جلوي قوي ترينشون يعني سكس و عشق بايستم مي خواستم عاشق يكي باشم،كه بتونه منو به خواسته هام برسونه اما من تواناييشو نداشتم،هيج وقت خنده ي دختر را رو وقتي كه من با ديدنشون صورتم سرخ ميشد فراموش نمي كنم ،هيج وقت نكاه هاي بد بسر هارو كه تحقير كننده بود فراموش نميكنم،من بايد تصميم جدي ميكرفتم تا خودم رو نشون بدم بايد به تمام خواسته هام ميرسيدم ،كم كم با بيشتر بسرهاي دانشكده سعي كردم دوست شم،كارهايي رو كه اونا مي كردن رو تقليد مي كردم ،با كذشت زمان زندكيم عوض شد من ديكه اون آدم سابق نبودم،تازه معناي لذتو كشف كرده بودم ،با بيشتر دختر ها دوست شدم(البته از نوع هم كلاس بودن) از حرف زدن با دخترا لذت مي بردم روزها مي كذشت تا اين كه من نيوشا رو ديدم اينقدر از اين دختر خوشم اومده بود كه به هيج جيز فكر نمي كردم،تمام فكرم شده بو نيو شا،يه دختري با ظاهري زيبا قدي متوسط و اندام متناسب،مي خواستم سر صحبتو باز كنم اما نميشد ،يعني اون توجهي به من نمي كرد انكار من رو نمي ديد،اصلا واسش اهميت نداشتم،اما من تسليم نمي شدم تمام كارام به اون مربوط ميشد يك روز تو يه هواي باروني داشتم به سمت خيابون ميرفتم كه تاكسي بكيرم ،نيوشا برام نكه داشت كه منو برسونه منم قبول كردم ،ازش تشكركردم كه منو سوار كرده ديكه هيج حرفي زده نشد فقط صداي برف باك كن ماشين رو ميشد شنيدتا اينكه اون برسيد شهرستاني هستي كفتم آره كفت اينجا خونه داري؟كفتم خونه ي داداشم هستم.درباره ي خودش برسيدم مي كفت اهله همين شهره باباش كارخونه داره و&#8230; حالا مي تونستم دليله اين كم اعتنايي اونو نسبت به خودم بفهم اون روز هم كذشت روز به روز رابطه ي منو اون بهتر ميشد ،كه يه روز حرف دلمو بهش كفتم،كفتم دوسش دارم اون با حالت بريشان كفت من ارزش دوست داشتنتو ندارم،من كاملا كيج شده بودم،برسيدم جرا ؟اون كفت كه قبلا نامزد داشته ولي اونو ول مي كنه اون بسره هم از خونشون ميره و ديكه بر نمي كرده و خبري هم ازش نميشه،منم تو فكر بودم كه يهو به من كفت :الان هم عذاب وجدان داره _من هم لال شدم اما بهش كفتم :من تورو خيلي دوست دارم اون هم لبخندي زد و رفت.دوروز بعد دوباره ديدمش اون كفت كه فكراشو كرده و مي خواد خاطرات بدشو از بين ببره كفت كه دوست دخترم ميشه من باور نمي كردم ،خيلي خوشحال بودم به آرزوم رسيده بودم ،اين نيوشا ديكه اون آدم سابق نبود خيلي مهربون تر شده بود،خيلي بهتر از قبل شده بود،من كم كم صحبت ازدواج رو بيش كشيدم اونم قبول كرد كه با بدرش صحبت كنه خلاصه قرار شد ما با هم نامزد كنيم،و همين طور هم شد ،ديكه نيوشا ماله من شده بود ،يه روز باهم رفتيم شمال اونا اونجا يه ويلا داشتند كه خيلي زيبا بود من هم از خوشبختي خودم خوشحال بودم ،شب شد و وقت خواب من و نيوشا روي تخت خوابيدم،حس خيلي زيبايي بود حسي كه تا به حال احساسش نكرده بودم وقتي تو آغوشم مي كرفتمش آرامشي تو وجودم به وجود ميو مد كه تا به حال وجود نداشتمي خواستم آرامشم را بيشتر كنم به همين دليل بوس كردنش رو شروع كردم كم كم بوس ها به لب كرفتن تبديل شد لب هاش كرماي خاصي به وجودم مي داد بايينتر رفتم لباس خوابش رو باز كردم سينه هاي كوجيكش من رو به اوج لذت برد لذتي كه تا به حال وجود نداشت شروع به خوردن سينه هاش كردم اون هم فقط تند تند نفس مي كشيد و تكون مي خورد تمام شكمش رو ليس زدم به شرتش رسيدم آروم شرتش رو در آوردم شروع كردم به بوسيدن و خوردن كسش خيلي زيبا بود،اونم فقط نفس هاي تند و سريع مي كشيد ،من به كمك او لباس هام رو در آوردم كيرم رو روي كسش كذاشتم يه نكاه بهش انداختم يه لبخند از روي رضايت زد آروم كيرم رو فرو كردم كرم ترين و نرم ترين بخش بدنش بود،كيرم رو بيرون آوردم ،كيرم خوني بود جند بار عقب جلو كردم تاآبم اومد و روي شكمش خودمي خالي كردم ،تاصبح كنار هم خوابيديم وقتي بيدار شدم و خون هاي خشك شده رو ديدم به نوشا نكاه كردم اون خواب بود.الان ما با هم ازدواج كرديم و هنوزم عاشق هميم و خواهيم بود&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d9%84%d8%b4-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2616</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون خوب رو باید روغن کاری کرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Aug 2019 06:37:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودسينه]]></category>
		<category><![CDATA[بودكيرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[توواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشروع]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سيبيلو]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[كنمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<category><![CDATA[وسطشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يك ماه و نيم .10 فیلم سکسی روز از اومدنم گذشته بود كه بد جورى كف كردم.يكى از دوستام خيلى اسرار ميكرد كه يه خانم هست بريم سکسی بكنيمش.راستش يه بار هم رفتيم جاشو ياد شاه کس گرفتم ولى گفتم من خانم نميكنم.خيلى بهم فشار ميومد.شبش تصميم گرفتم فرداش برم سمت خانومه کونی بدون اين [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يك ماه و نيم .10 فیلم سکسی روز از اومدنم گذشته بود كه</h2>
<p>بد جورى كف كردم.يكى از دوستام خيلى اسرار ميكرد كه يه خانم هست بريم سکسی بكنيمش.راستش يه بار هم رفتيم جاشو</p>
<h3>ياد شاه کس گرفتم ولى گفتم من خانم نميكنم.خيلى بهم فشار ميومد.شبش</h3>
<p>تصميم گرفتم فرداش برم سمت خانومه کونی بدون اين كه كسى بفهمه بكنمش كه ابروم هم جلو دوستم نره.فرداش رسيد و</p>
<h4>با جنده داداشم هماهنگ كردم برام خونشو خالى كرد و ماشينش</h4>
<p>رو هم بهم داد.رفتم پاتق بيتا پستون خانم كه بهش ميگفتن بيتا جون.از دور ديدم يه پاترل وايساده همون جا.رفتم پشتش</p>
<h5>ديدم بيتا کوس از دور داره ميره طرف ماشين.با خودم گفتم</h5>
<p>اين همه راه اومدم نامرديه دست خالى بر گردم.از ماشين پياده شدم دويدم طرف بيتا.يهو جا خورد منو اونجورى ديد.سلام كردم گفتم سکس داستان من از مشترياى</p>
<h6>قديمتم الان هم مسافرم امروز به من يه ایران سکس حالى بده</h6>
<p>جبران ميكنم.گفت مشتريامو چيكار كنم.گفتم هرچى اونا ميدن من دو برابر ميدم تا شب هم فقط با خودم باش.قبول كرد رفتيم سوار ماشين شديم كه يارو پاتروليه شاكى شد.از بغلش رد شديم كه افتاد دنبالمون.منم كه ريده بودم تو خودم.اخه سه تا ادم نخراشيده سيبيلو تو ماشين بودن و گيرشون ميفتادم هم بيتا رو ميبردن يه دست هم كون منو ميزاشتن.كلى گاز و ويراژ دادم تااز دستشون فرار كرديم و رفتيم طرف خونه داداشم.تو ماشين يه بوى بدى ميومد.گفتم لابد تند رفتم چسيده.ولى بو چس نبود.بى خيال شدم رسيديم خونه.رفتيم داخل و نشست رو كاناپه.منم رفتم لباسامو در اوردم و فقط با يه مايو پاچه دار اومدم بيرون.همش ميترسيدم يه چيزى بلند كنه.اخه داداشم عتيقه زياد داره.نشستم پيشش و بهش نزديك شدم.باز هم همون بو ميومد.دستم رو انداختم دور گردنش كه ببوسمش ولى نزديك تر كه شدم حالت استفراغ بهم دست داد.بيتا بود كه بو ميداد.اينقدر عرق كرده بود و يه عطر كيرى به خودش زده بود كه بوى لاشه سگ ميداد.با خودم گفتم اينجورى نميشه بكنمش.گفتم پاشو پاشو بريم تو حموم كارت دارم.ميدونستم اگه يه جورى بگم ناراحت بشه بهم نميده.راضى شد بريم حموم.من كه مايو داشتم ولى بيتا رو بايد لخت ميكردم.اول مانتوش رو خودش در اورد.يه تاپ ابى زيرش نش بود.سينه هاش خيلى گنده بود و اويزون.شلورش رو هم در اورد.پوستش گندمى بود.كون خيلى بزرگى داشت.تاپش رو كه در اورد دوتا پسون گنده افتاد بيرون.بعد نوبت شورتش شد.كشيد پايين يه كون سياه داشت كه حالم رو به هم ميزد.رو به من كرد كه نگام افتاد طرف كسش.چشمتون روز بد نبينه رم داشت به ضخامت سيبيل بابابزرگم.لباساش بوىتعفن ميداد.رفتيم تو حموم.اول ميخواستم فقط تنش رو با صابون بشورم ولى چشمش افتاد به كيسه و سفيد اب حوس كرد كيسش بكشم.يه خورده كه بخار جمع شد كيسه رو برداشتم شروع كردم كيسه كشيدن.من هى سفيداب ميزدم اونم از تنش كثافت ميومد.كف حموم شده بود پر از چرك سياه.با كف پام احساستون ميكردم.بعد نوبت رم زنى شد.ژيلت داداشم رو برداشتم افتادم به جون موهاى پا و كس و كونش.حالا هرچقدر ميزدم تموم نميشد كه.به داس نياز داشت.با هر بدبختى بود موهاشو زديم و سرش رو هم با نصف شامپوى گرون داداشم شست و ليف هم زد و رفتيم بيرون.با حوله داداشم خودم و خشك كدم همون حوله رو دادم بهش.اومديم تو اتاق خواب و سشوار رو روشن كردم و خشكش كردم.تنش كه خشك شد خواست بره لباساشو بياره نزاشتمش.حالا كه لازمش ندارى.باشه واسه بعد.رو تخت خوابيديم منم به خاطر خيس شدن مايو درش اورده بودم.رفتم ازش لب بگيرم .مشغول شدم ولى دهنش هم بو پياز ميداد.خدايا حالا اينو چيكارش كنم.بى خيال شدم رفتم طرف سينه هاش كه نصفش رو نوك احاطه كرده بود.شروع كردم به ليسيدن و خوردن.كلم وسط سينه هاى گندش گم ميشد.وقطى سرم رو وسطشون فشار ميداد نميتونستم نفس بكشم.خلاصه با فشار سرم رو برد طرف كسش.نميخوستم بليسم ولى يه دفعه دهنم رو جلو كسش ديدم.يه بوى عجيبى ميداد با اين كه شته بودمش.دل رو زدم به دريا و شروإع كردم خوردن.اولش مزش ترش بود يه خورده كه ليسيدم و با دستم كس گنده سياهشو ماليدم دهنم تند شد.اون موقع بود كه به اين فكر افتادم كه يه روزى كير سه تا پاتروليه رفته اين تو.يهو حالم به هم خورد و خودمو انداختم اونور تخت.بيتا گفت چت شد؟گفتم معدم خاليه حال تهوع بهم دست داده.كلى تف كردم روى تخت و دهنم رو ماليدم به رختخواب كه مثلا تميز بشه ولى فكرش حالم رو به هم ميزد.گفتم حالا تو بيا جلو.شروع كرد با كيرم ور رفتن كه يه كم بلند شد و كرد تو دهنش.موهاش هنوز خيس ببود و ساك كه ميزد خيسيس با تنم برخورد ميكرد و چون سرد بود حال رو از سرم ميپروند.بى خيال ساك شدم .ميخواستم بكنمش كه گفت من برم جيش كنم و بيام.كفرم در اومده بود گفتم نميخواد من كمرم شله زود ابم مياد تا برى برگردى كيرم دوباره ميخوابه.كاندم رو گذاشتم رو كيرم و رفتم وسط لنگش و كيرم رو كردم تو كسش.خيلى گشد بود مثل اين كه دوتا كيسه فريزر اب ولرم رو به كيرت فشار بدى.شروع كردم به تلمبه زدن ولى هرچى بيشتر و تند تر ميردم كيرم بى حال تر ميشد.واسه اين كه بيشتر حال بده بالشت داداشم رو گذاشتم زير كونش تا كسش بياد بالا تر.چشمام رو هم بستم و رفتم تو خيال انجلينا جولى.همينجورى كه تلمبه زدن.بيتا هم كه داشت سر و صدا ميكرد يهو شروع كرد فحش دادن ولى من اعتنايى نكردم و كار خودمم رو ميكردم.انجلينا بهم خوب حال ميداد.يه دفعه با مشت زد تو دلم كه ريدم به خودم.كيرم رو در اوردم يهو ابش اومد.دو سه ليترى اب داشت شاخم در اومده بود خدايا اين همه اب كجاش بوده.بالشت زير كونش خيس خيس شد. همين طور محو تماشاى ابشار بودم كه بيتا گفت كثافت چرا نزاشتى برم بشاشم.تو يه لحظه كيرم خوابيد.بيتا شاشيده بود رو بالشت داداشم.وقتى ميكردمش و فحش ميداد فكر كردم چون دهنش هرزه سبك دادنش با فحش همراهه.غافل از اين كه داره ميشاشه تو خودش.گه شد تو روحياتمون.نشستم رو زمين و فكر ميكردم اخه اين چه كسى بود كه ما داريم ميكنيم و تو دلم به رفيقم فحش ميدادم.بيتا خودش هم خيلى خجالت كشيده بود و ميخواست جبران كنه.اومد طرفم و روى زمين شروع كرد ور رفتن با تخمم.يه كم كه حالى به حالى شدم دوباره رفتيم رو تخت.بالشت شاشى رو انداختم اونور و افتادم روش.كاندم رو در اوردم و بش گفتم ميخوام بدون كاندم بكنم قبول كرد.به من كه نميخورد ايدزى باشم اونم كه &#8230;&#8230;..خلاصه كيرمو دوباره كردم تو كسش و شروع كردم تلمبه زدن.هر كارى كردم انجلينا حال نميداد و كيرم دوباره داشت ميخوابيد.گفتم ميخوام كونتو بزارم .گفت نميشه.كلى التماس كردم تا راضى شد.برش گردوندم و كيرم رو تف مالى كردم بردم در سوراخش و فشار دادم.رفت تو.واقعا از كسش بهتر بود.درد داشت ولى تحمل ميكرد.شروع كردم به تلمبه زدن و اين بار جنيفر رو تصور ميكردم.تو همين حس ها بودم بازم بو اومد.اينبار بو گه ميومد.كير بدون كاندمم رو كرده بودم تو كون گهيش.بو كون همه فضاى اتاقو پر كرده بود.كيرم رو كشيدم بيرون يه تيكه گه بهش چسبيده بود.داشتم خودم رو لعنت ميكردم و كيرم رو با دستمال كاغذى پاك ميكردم.احساس ميكردم يكى با بيل دهنمو رويس كرده.كيرم دوباره خوابيد.ريده بودم با اين سكس كردنم.افتادم رو تخت.بيتا دلش سوخت و دوباره شروع كرد ساك زدن و همون كير گهى رو كرد تو دهنش.فكر كنم تميز ترين جاى بدنش بود.ربع ساعت ساك ميزد و با تخمام ور ميرفت كه ابم اومد.اولين قطره ابم كه اومد تو دهنش كيرم رو ول كرد.داشتم ميمردم زود شروع كردم جق زدن كه بازم ريدم و گه شد تو حالم.احساس ميكردم شيره جونم از كمرم اومده بيرون.كمرم داشت ميشكست و بيضه هام ورم كرده بود.جون نداشتم بلند شم.بيتا رفت سمت حموم منم نميتونستم تنهاش بزارم به زور بلند شدم رفتم دنبالش.لباساشو همونجا تنش كرد.شورتش اندازه شورت بيگ ماما بود.اماده شو وباره رفت رو كاناپه.دوست داشتم بكشمش.الكى زنگ تلفنم رو در اوردم و گفتم بايد برم جايى و كار دارم بيا برسونمت.بردم تا يه جايى رسوندمش و 100 تومن تيغم زد و رفت.برگشتم خونه و حموم و اتاق خواب رو تميز كردم و بالشت شاشى رو هم گذاشتم صندوق عقب كه بشورمش و بيارمش.فردا صبحش از خواب بيدار شدم ديدم دهنم پر افت شده و باز نميشه.همش يادم به مزه تند كس بيتا مىافتاد و دلم اشوب ميشد.طرف ظهر بود كه داداشم اومد ماشينشو ببره ديدم صورتش يه جوشاى وحشتناكى زده كه ادم دلش ريش ريش ميشد.گفتم صورتت چى شده.گفت شيو كردم فكر كنم ژيلت كثيف بوده.تو دلم گفتم ريدم به قبر پدر بيتا.داداشم گفت بالشتم رو كجاگذاشتى؟يادم اومد تو صندوقه گفتم ازش خوشم اومد برش داشتم واسه خودم.از تو صندوق اوردمش و بردم اتاقم.بعدش هم باقى تعطيلاتم رو با فحش دادن به خودم گذروندم.بعد ازيك سال كه دوباره برگشتم ايران شب اول كه رفتم تو اتاقم بخوابم چون تابستون بود و هوا هم گرم موهام عرق كرد.نصف شب بود كه ديدم يه بويى مياد.نگا كردم ديدم بالشت داداشم كه تو اتاق گذاشته بودم زير سرمه و بو همون بوى شاش بيتا بود.اميدوارم از اين داستان زياد حالتون به هم نخورده باشه.دوستون دارم حتى اگه فحش بديد.نوشته:‌ پدرام</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2621</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 10/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-18 06:08:14 by W3 Total Cache
-->