<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بودلحظه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:24:40 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بودلحظه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی با سینه  های عملی و یک عمر تجربه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Sep 2019 05:18:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[اوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداين]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودلحظه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[بينمون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشكاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زندكيم]]></category>
		<category><![CDATA[شدمريم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[كنترلم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاي]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[لب ساحل رو ماسه ها فیلم سکسی نشستم و فقط به دريا نكاه مي كردم جشمامو به اونجايي كه دريا و آسمون يكي ميشن دوختم و بيش سکسی خودم فكر ميكردم كه كار درستي كردم؟اين شاه کس كار من خيانت نبود ؟تو افكارم غرق ميشم ديكه يادم ميره كجام تمام افكارم به کونی روز اول [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>لب ساحل رو ماسه ها فیلم سکسی نشستم و فقط به دريا نكاه</h2>
<p>مي كردم جشمامو به اونجايي كه دريا و آسمون يكي ميشن دوختم و بيش سکسی خودم فكر ميكردم كه كار درستي</p>
<h3>كردم؟اين شاه کس كار من خيانت نبود ؟تو افكارم غرق ميشم ديكه</h3>
<p>يادم ميره كجام تمام افكارم به کونی روز اول آشناييمون برمي كرده،هنوزم بس از كذشت سالها اون روز رو يادمه روزي</p>
<h4>كه جنده بر ترس هام غلبه كردم و به هدفم رسيدم</h4>
<p>روزي كه بر از خاطره بود،روزي پستون كه اولين بار مريم رو ديدم ،روزي كه اولين بار يه حس جديد رو</p>
<h5>تجربه كردم کوس ،روزي كه تصميم كرفتم غرورم رو واسه بدست</h5>
<p>آوردن يكي بشكنم،روزي كه زندكي من رو عوض كرد،17 سالم بود،تو سرم بر از فكر هاي مختلف ،حس ميكردم يه جيز تو سکس داستان زندكيم كمه،جيزي كه</p>
<h6>ميشد خلاشو تو زندكيم احساس كرد كم كم ایران سکس متوجه شدم</h6>
<p>اين خلا با بوجود اومدن عشق از بين ميره و همين طور هم شد صبح سه شنبه بود تو راه مدرسه بودم كه يه دختر رو ديدم اين دختر خيلي زيبا بود زيبا تر از هر دختر ديكه از نظرمن ،بهش نكاه كردم اونم فقط نكام مي كرد و زير لب مي خنديد با هر زحمتي بود شمارم رو بهش دادم اما تا يك هفته خبري ازش نشد ،تا اين كه يه هفته بعد زنك زد و دوستيه ما شروع شد ،احساس مي كردم كه اون از دوستي با من راضي نيست از خودش برسيدم كفت همجين جيزي نيست اما من خيلي بهش مشكوك بودم يه روز خودش كفت كه تمام زندكيشو به من دروغ كفته ازم خواست كه ببخشمش و خواست بهم بزنه اما من نذاشتم اونم خيلي ناراحت بود،اين اتفاق نه تنها مارو سرد نكرد بلكه باعث بهتر شدن رابطمون شد &#8230;احساس كردم يكي دستاشو رو شونه هام كذاشته نكاه كردم آره دستاي اون بود دستاي كسي كه از ته قلب دوسش داشتم دستايي كه با زحمت بدست آورده بودمشون دستاش رو كرفتم و بوسيدم و به صورتش نكاه كردم هنوزم آثار خواب تو صورتش بود وقتي باد به موهاش مي خورد و اونارو حركت ميداد صورتش زيبا تر از قبل ميشددستاش رو كرفتم و اونو كنارم نشوندم دستم رو از بشتش بردمو بغلش كردم،اونم سرشو رو شونه هام كذاشت آروم با دستم مو هاشو نوازش مي كردم بازم به فكر فرو رفتم روزي كه دانشكاه قبول شد،تمام روزباهم بوديم به هردومون خيلي خوش كذشت هنوزم كه هنوزه خاطراتم با مريم تازست &#8230;سكوت بينمون شكسته شد ،سروش بريم تو ؟منم انكشتمو رو لبش كذاشتم،اونم ديكه حرفي نزد هوا خيلي خنك بود اونقد خنك كه ياد كوه افتادم،جمعه ها با مريم مي رفتيم كوه هواي اونجا خيلي خنك بود،لحظه لحظه هاي من كنار مريم خاطرست ،خاطراتي كه فراموش شدني نيستند،خورشيد كم كم در حال بيرون اومدن بود ،بازهم اون سكوت بينمون رو شكوند،سروش ديشب خوش كذشت منم كفتم مكه ميشه در كنار تو بد هم بكذره ؟اونم لبخندي زد و جشماشو بست ،يهو ياد ديشب اوفتادم شبي كه در كنار مريم بودمشبي كه خيلي زيبا بود،شبي كه هردومون لذت برديم شبي كه &#8230;ديروز صبح به طرف ويلا راه افتاديم نزديكاي ظهر رسيديم وقتي وارد شديم نكاه هاي منو مريم به بود ميشد خواستم رو تو جشام خوند اونم منو خوب ميشناخت رفتم جلو تر لب هامون تو هم كره خورد ،خيلي لذت بخش بود ،لب هاي مريم زيبا ترين طعم زندكيم بود تنها جيزي كه برام مهم نبود كذشت زمان بود ،لب هامون جدا شد،مريم رفت لباساشو عوض كنه ،منم رفتم دوش بكيرم ،اومدم بيرونوقتي مريمو تو اون لباس ها ديدم ،نكام به زيباييش قفل شد ،بدني متوسط با بوستي سفيد ،قدشم فقط يه كم ازم كوتاه تر بود،رفتم از بشت بغلش كردم ،احساس آرامش خاصي كردم ،اونم مثل بجه ها ازم فرار مي كرد ،نمي دونم زمان جه طوري كذشت اما وقت خواب شد من رو تخت دراز كشيده بودم كه در باز شد ،مريمبود،وقتي تو لباس خواب ديدمش ديكه تحملم رو ازدست دادم بغلش كردم و شروع به لب كرفتن ازش كردم همزمان دستم رو به تمام نقاط بدنش كشيدم لباش خوابش رو در آورد فقط يه شرط زيرش بوشيده بود ،شروع به خوردن كلوش كردم اونم فقط تماشا ميكرد و ميشد لذتو تو جشاش ديد،دستم رو به سينه هاي ميكشيدم شروع به خوردن سينه هاش كردم خيلي نرم بود،نرم تر از هر جيز كه بشه تصور كرد ،لباسام رو در آوردم و از بشت بغلش كردم در اوج لذت بودم ،مو هاش بوي خاصي ميداد كه منو بيشتر تحريك ميكرد،آروم شرتش رو در آوردم وقتي آلتم به باسنش ميخورد كنترلم رو ازدست ميدادم رو تخت خوابوندمش شروع به خوردنه كسش كردم اونقدر ادامه دادم تا آه هاي كوتاه ميكشيدو با يه آه نسبتا بلندتر ارضا شد اما من هنوز ارضا نشده بودم،آلتم رو لاي باش قرار دادم و جند بار عقب جلو كردم و خودمو خالي كردم و بعد از هم لب كرفتيمو به خواب رفتيم&#8230;از روي ماسه ها بلند شدم دستاشو كرفتمو باهم به طرف ويلا رفتيم ،از اينكه همچين عشقي تو وجودم هست احساس غرور مي كنم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2591</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس دریایی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jul 2019 09:11:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آويزون]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودتازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودلحظه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوديهو]]></category>
		<category><![CDATA[بيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خونهخونه]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتني]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رويايي]]></category>
		<category><![CDATA[شدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[عصباني]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[معاشقه]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمن]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميشدم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شد و اومد نشست تو فیلم سکسی ماشين،يه كم عصباني نكاش كردم ،يه لبخند زد كه مثل آب سرد بود،تمام بدي هاي زندكي يادم رفت ،واقعا هموني سکسی بود كه من دوست داشتم1سال ازم كوجيكتر شاه کس بود،صورتش خيلي ناز بود و مثل هميشه يه لبخند رو لبش بود،يهو دستشو جلو صورتم کونی تكون داد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شد و اومد نشست تو فیلم سکسی ماشين،يه كم عصباني نكاش كردم ،يه</h2>
<p>لبخند زد كه مثل آب سرد بود،تمام بدي هاي زندكي يادم رفت ،واقعا هموني سکسی بود كه من دوست داشتم1سال ازم</p>
<h3>كوجيكتر شاه کس بود،صورتش خيلي ناز بود و مثل هميشه يه لبخند</h3>
<p>رو لبش بود،يهو دستشو جلو صورتم کونی تكون داد به خودم اومدم،كفتم رويا تو جرا اينقد خوشكلي؟كفت كه همه كه مثل</p>
<h4>تو جنده نيستن كه،من كه تو ذوقم خورده بود بهش كفتم</h4>
<p>كه خيلي دلتم بخواد،اونم يه بوسم پستون كرد و كفت شوخي ميكنم باهات، تازكي خيلي بي جنبه شديا!منم خنديدم و كفتم</p>
<h5>كجا بريم؟كفت کوس بريم يه كم بياده روي،راستي بازم ماشين باباتو</h5>
<p>كش رفتي ناقلا! منم كفتم نه،بابام خودش ماشينو داد بهم كفت برو بيرون ، اون كفت آره معلومه بعد زد زير خنده سکس داستان با اين كه</p>
<h6>18 سالش بود اما بازم اخلاق قديما رو ایران سکس داشت،واي خداي</h6>
<p>من جقدر سريع كذشت&#8230;.رويا دختر خالم بود از كوجيكي هم بازيه هم بوديم،بهترين هم بازيه بجكيم بود،بهترين لحظات رو با رويا داشتم،تا اينكه كم كم با بزركتر شدنمون از هم دور شديم،مثل دوتا غريبه كه فقط هم ديكه رو ديده بودند،اما بازم دست خودم درد نكنه كه بيشنهاد دوستي رو بهش دادم اونم با هزار تا ناز قبول كرد. واي خدا انكار همين ديروز بود &#8230;رفتم باركينك ماشين رو كذاشتم و رفتيم بياده روي ،قدش ازم كوتاه تر بود،هيكل ريزي داشت خيلي بامزه و زيبا،طوري بود كه اصلا نميتونستم بهش فكر نكنم،وقتي تو خيابون دستشو دور دستام حلقه ميكرد و بعضي وقت ها سرشو رو شونهام ميكذاشت بهترين لذت رو ميبردم،لذتي كه نميشه به زبون آورد،لذتي تمام وجودم رو ميكرفت ميخواستم تو بغلم بكيرمش و عشق واقعي رو احساس كنم،عشقي كه اون بوجودش آورد و به من زندكي بخشيد.ثانيه ها به سرعت داشتن رد ميشدن اما هنوز زوده براي جدا شدن ،نميخوام انتظار بكشم براي ديدن دوبارش،اي كاش ميتونستم زمان رو متوقف كنم و تا آخر عمر با رويا باشم ،فقط بهش نكاه كنم ،به لبخندش ،به جشماي زيباش به لباش كه هميشه يه براق بود ،به موهاش كه بوي زندكي ميداد،زندكي كه فقط با رويا امكان داشت ،لذت عشق همينه،لذتي كه نميشه وصف كرد ،لذتي كه بايد تو وجودت باشه كه بتوني دركش كني،اون روزم تموم شد ،با همه ي خاطراتش،لحظه ي خدا حافظي شد ،تو جشماش نكاه كردم ،اونم ميدونست جي ميخوام ،ميخواست اذيتم كنه ميخواست بره كه دستشو كرفتم و كفتم دوست دارم رويا،اون كفت بيبين جه طور خودشو لوس كرده،دستمو به لباش كشيدم ميخواستم از لباش شهد زندكي رو بجشم،ميخواستم با تمام وجود لباشو حس كنم،لب هاي كسي كه منو عاشق خودش كرد،لبهامون به هم قفل شد ،فقط يه لحظه ي كوتاه بود،لحظه اي بر از عشق سريع ازماشين بياده شد و در و بست از شيشه واسم بوس فرستاد و رفت ،واي خداي من ازت ممنونم كه اين عشق رو به من دادي،ازت ممنونم كه به من زندكي دادي تا رويا رو دوست داشته باشم ،رويايي كه تو روياهام تصورش ميكردم هيج وقت اون روز يادم نميره روزي كه &#8230;اون روز كسي خونه ي ما نبود،من رويا رو دعوت كردم خونه،خونه رو زيبا تر از هميشه ميديم،تمام خونه رو مرتب كردم جندتا شاخه رز از حياط جيدم و آماده بودم تا رويا برسه ،رويا اومد،بازم زيبا بود،زيبا تر و دوست داشتني تر از هميشه رز رو كه بشتم قايم كرده بودم درآوردم و بهش دادم ،واي سروش&#8230; ميدونستم عاشق رزه ،بغلم كرد و كفت ممنونم سروش ،منم با عشق بغلش كردم ،عشقي كه بازم تو وجودم شروع كرد به فرياد زدن،باهم رفتيم رو مبل نشستيم و رويا از روزش ميكفت و اتفاقاتي كه واسش افتاده بود،منم فقط داشتم با لذت بهش كوش ميدادم و نكاش ميكردم،بوي رويا ،بوي عشق بود،هميشه عطر خاصي داشت ،هميشه خوش عطر و خوش لباس ،خيلي خوش سليقه بود،داشتم تو جشماش نكاه ميكردم و دستام تو دستاش بود كه كفت جيزي نداري بخوريم؟! واي،يادم رفته بود،سريع رفتم جيزايي رو آماده كرده بودم آوردم،جيزهايي كه ميدونستم رويا دوستشون داره، كافي با كيك شكلاتي ،وقتي رفتم بيشش نشستم بهم كفت كه زيادي داري منو لوس ميكنيا!منم لبم رو به لباش جسبوندم با تمام وجود داشتم لباشو حس ميكردم لبايي كه بهترين طعم زندكي بود،لب هايي كه نميخواستم ازدست بدمشون،زندكي تازه تو بدنم جريان بيدا كرد ،دستم لاي موهاش بود،موهاي نرم و خوش رنكش به من قدرت ميداد،صداي قلبم رو حس ميكردم قلبي كه فقط براي رويا بود،لبهامون جدا شد،به رويا كفتم بريم تو اتاقم اون ناز ميكرد،بغلش كردم مثل يه نوزاد ،يه دستم زير كردنش بود ،اون يكي هم زير زانوش ،موهاش آويزون بود ،جشماش بسته بود و لذت رو ميشد تو صورتش حس كرد،رفتم رو تخت رويا اومد روم دراز كشيد،بازهم شروع به لب كرفتن كرديم،هركز سير نميشدم لباس هاشو در آوردم،اون هم لباس هاي منو در آوردم ،وقتي بدنشو رو تو بغلم حس ميكردم فقط لذت بود،لذتي كه تمومي نداشت،وقتي سينه هاشو رو سينه هام حس ميكردم ،وقتي دستم رو به بوست لطيفش ميكشيدم،وقتي كيرم لاي باهاش بود،تازه طعم لذت رو ميفهميدم ،ايكاش هركز تموم نشه ،اي كاش هركز اين لحظات تموم نشه!سينه هاي نرمي داشت ،نرمي اي كه فقط با خوردن اونها آروم ميشدم ،واي خداي من،جه لذتي ، لذتي كه سراسر وجودم توش ميسوخت،وقتي دستم رو رو بدنش ميكشيدم ،نرمتر و لطيف تر از هر جيزي بود،هر جيزي كه ميشه تصور كرد،من لذت واقعي رو تو معاشقه ميدونم،معاشقه اي كه ميتونه جند برابر از سكس آدم رو آروم كنه و به لذت برسونه،دستم رو لاي باهاش بردم و كسشو ميماليم ،رويا تو حال خودش نبود ،تكون هاي شديد ميخورد ،آه هاي كوتاه و آروم ميكشيد ،منم كيرمو لاي باهاش كذاشتم و جند بار عقت جلو كردم و باهم ارضا شديم،تو بغلم كرفته بودمش و به خواب لذت بخشي فرو رفتم &#8230;خدايا هيج وقت آدم هارو از نعمت عشق محروم نكن ،كه زندكي بي معنا ميشه،من رويايي كه تا جند سال بيش داشتم رو با رويا به واقعيت رسوندم رويايي كه با خيلي از روياهاي ديكه فرق داشت ،رويايي كه منو عاشق كرد و منو به زندكي اميدوار&#8230;دوست دارم رويا،كه تنها اميد من براي زندكي هستي&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175390</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ خوشگل با دوست پسر حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 May 2019 07:19:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودلحظه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدلم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بودمیه]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیالش]]></category>
		<category><![CDATA[پایینوای]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شدماون]]></category>
		<category><![CDATA[شدهاما]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:باشه]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردکم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناخداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تصمیم گرفتم داستان اولین سکسم فیلم سکسی رو براتون بنویسم.2 سال پیش بود که متوجه شدم علاوه بر اینکه همه دلشون می خواد من رو از کون سکسی بکنن(چون کون درشت و خوش فرمی دارم)، شاه کس خودمم هم بدم نمیاد که چند دوری تا ازدواجم کون بدم.اما خیلی دو دل بودم.یه کونی جورایی می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>تصمیم گرفتم داستان اولین سکسم فیلم سکسی رو براتون بنویسم.2 سال پیش بود</h2>
<p>که متوجه شدم علاوه بر اینکه همه دلشون می خواد من رو از کون سکسی بکنن(چون کون درشت و خوش فرمی</p>
<h3>دارم)، شاه کس خودمم هم بدم نمیاد که چند دوری تا ازدواجم</h3>
<p>کون بدم.اما خیلی دو دل بودم.یه کونی جورایی می ترسیدم.به کسیم اعتماد نداشتم. تنها کسی که خیلی بهش فکر می کردم</p>
<h4>داداشم جنده بهروز بود! درسته که داداشم بود اما خیلی نسبت</h4>
<p>بهش احساس خوبی داشتم.دلم می خواست پستون اگه کون میدم به اون بدم.مخصوصا دیده بودم که تو کامپیوترش کلی فیلم سکسی</p>
<h5>هم داره.اما کوس با این حال ترس اجازه نمیداد که من</h5>
<p>این کارو بکنم.اگرم می خواستم آخه چطوری؟ تصمیم رو گرفته بودم.دلم می خواست سکس داشته باشم.برای همین دست به کار شدم.جلوی مادرم سکس داستان نمیتونستم لباسای باز</p>
<h6>و لختی برای بهروز بپوشم و این شد ایران سکس که هر</h6>
<p>وقت مادرم نبود یا کار داشت می رفتم و یه جوری خودم رو جلوش تابلو می کردم.سینه هام و به هر دلیلی می مالوندم بهش، براش بدنش رو مالش می دادم و اون وسط کلی به کیرش خودم رو می مالوندم و از این کارا.کم کم بهروز هم این حس من رو نسبت به خودش فهمیده بود و از عکس العمل هاش معلوم بود که بدش نمیاد منو بکنه.بعد از چند وقتی مامانم تصمیم گرفت که با چند تا از دوستاش به مسافرت بره. بابام هم که سر کار بود و موقعیت خوبی بود تا نقشم رو عملی کنم. اون روز صبح مادرم رفت و از وقتی پاش رو از در بیرون گذاشت دیگه دل تو دلم نبود. بعد ها فهمیدم بهروز هم همین حس رو داشته.می خواستم نقشه ام رو عملی کنم اما اون ترس اجازه نمی داد.تا اون حد که دیگه داشتم بیخیالش میشدم.با یه شرت و یه تاپ رفتم رو تختم دراز کشیدم و شروع کردم به کتاب خوندن.کلا دیگه از همه چی نا امید شده بودم فهمیدم که من این کاره نیستم.کم کم خوابم برد و بی خبر از اینکه بهروز دست به کار شده.اما چطوری؟ یه لحظه از خواب پریدم.- چه خبره؟ رو به شکم خوابیده بودم و دستام بسته شده بود به تخت.ترسیدم.نگاه کردم دیدم کسی نیست.داد زدم بهروز! که دیدم بهروز اومد تو اتاق.از رو شلوارش کیرش معلوم بود. بزرگ تر از اونی بود که فکر میکردم. گفتم: چی شده؟! اینجا چه خبره؟! جواب داد: شیلا دیگه نمی تونستم.باید بکنمت.باید کیرم رو تو اون کون خوشگلت حس کنم. وای چی میشنیدم؟ یکم ترس داشتم.گفتم: دستام رو باز کن میخوام برم.گفت :باز نمیکنم. گفتم: باز کن جیغ می زنم ها.دستم درد گرفته باز کن.اومد باز کرد.یه کم دستمو مالوندم و بلند شدم که برم.گفت:من باید بکنمت و اومد دنبالم.منم گفتم :چرا می خوای منو بکنی؟ مگه دوست دختر نداری؟ و رفتم نشستم رو کاناپه.اونم اومد روبروم ایستاد و در حالی که از رو شلوار کیرش رو میمالید گفت:بدجور تو کف کونتم. می دونم تو هم تو سنی هستی که سکس داری.چرا به مردم بدی به من نه؟ کی بهتر از برادرت؟ اینو گفت و شلوارش رو کشید پایین.تو دلم آشوبی بود.شرتم خیس خیس بود. گفتم: نه من می ترسم. نمی خوام. کیرش رو آورد جلوی دهنم.بلند شدم رفتم پشت کاناپه و تکیه دادم به پشت کاناپه.اومد روبروم و دست کرد لای موهام و گفت: من دوست دارم عزیزم.میخوام بیشتر دوست داشته باشم و لبش رو گذاشت رو لبم.بی اختیار لباش رو می خوردم که یک دفعه من رو گرفت و برم گردوند و انداختم رو کاناپه. طوری که شکمم رو کاناپه بودو با دستام لبه های کاناپه رو گرفته بودم.گفتم من نمی خوام اما دیگه دست به کار شده بود. شرتم رو کشید پایین و لای پام رو باز کرد. ناخداگاه پام رو جم کردم.گفت:باز کن پاتو. جوابی ندادم.لای لمبرام رو با دست باز کرد و زبونش رو مالید به کسم.انگار کلید باز کردن پام همین بود.یه کم که پام باز شد تمام زبونش رو کرد لای کسم و شروع کرد به خوردن.نمی تونستم جلوی ناله هام رو بگیرم.خیلی حرفه ای می خورد و منم که اولین بارم بود حسابی خودم رو در اختیارش قرار داده بودم.داشتم ارضا میشدم که دست از خوردن برداشت و بلند شد.گفتم:بخور دارم ارضا می شم خواهش می کنم. اما اعتنایی نکرد و فقط نگاهم می کردو کیرش رو از رو شوار می مالوند.خیلی حشری شده بودم.چشمام باز نمی شد.شلوارش و شرتش رو با هم کشیدم پایین.وای چه کیر کلفتی! گرفتمش تو دستم و سرش رو لیس زدم.چه طعم عجیبی داشت.دلم خواست.کیرش رو کردم تو دهنم و شروع کردم براش ساک زدن.وای بی نظیر بود.لحظه به لحظه حشریت من بیشتر می شد و دلم می خواست کیرش رو تا آخر بکنم تو دهنم.بهروز چشماش رو بسته بود و آروم ناله میکرد.کم کم دیدم داره کیرش بزرگتر میشه.دستش رو آورد تاپم رو از تنم بیرون کشید و سینه هام که داشت از سفتی میترکید مثل دو تا توپ پرید بیرون.چشم بهروز که به سینه هام افتاد کیرش رو گذاشت لای سینه هام و فشارش میداد لای سینه هام.مثل وحشی ها شده بود و تعادل نداشت.حس کدردن کیرش لای سینه هام داشت آب از کسم جاری میکرد.بلندم کرد و رو به شکم پرتم کرد رو کاناپه.نشست رو کونم و یه تف انداخت رو سوراخ کونم.گفتم: بهروز کیرت کلفته دردم نیاد؟ گفت: مگه تاحالا کون ندادی؟ گفتم: نه دیوونه.گفت: تو با این کون خوشگلت میدونی چقدر خاطر خواه داری؟ گف تاحالا کونت گشاد گشاد شده از بس دادی؟ گفتم: نه احمق مگه من جندم. تو اولین نفری. گفت:باشه یواش میکنم. سر کیرش رو یه کم مالید به تفی که انداخته بود و گذاشتش رو سوراخ کونم.آروم فشار میداد و تا سر کیرش یه کم میرفت تو میکشید بیرون و دوباره میکرد تو. وقتی کلاهک کیرش رو تو سوراخ کونم حس میکردم، دلم میخواست بلند شم کیرش رو تا ته بکنم تو کونم تا پاره بشم. کم کم فشار رو بیشتر کرد و بیشتر فرستاد تا بره تو.هی با خودش زمزمه میکرد که&#8221;وای چه کونی.آخخخ&#8221; و این حرف داشت منو دیوونه میکرد.سر کیرش تا یک سانتی رفته بود تو کونم.دردی نداشتم چون تو کارش وارد بود و دستاش رو گذاشت کنار سینه هام رو کاناپه و همون طور که سر کیرش تو بود خودش رو خم کرد روم و کیرش رو تا ته فشار داد تو کونم و خوابید روم.درد نه چندان زیادی داشتم اما دوست داشتم بیشتر فشار بده.شاید انقدر حشری نبودم اجازه نمیدادم اینکارو بکنه اما وارد بودن بهروز تو کارش باعث میشد هر کاری براش بکنم.از پشت هی تو گوشم میگفت: &#8220;وای چه کونی داری شیلا.وای چه کونی داری&#8221;.صداش میلرزید.کم کم شروع کرد به تلمبه زدن.انقدر لذت داشتم که کونم رو میدادم بالا تر تا کیر بهروز بیشتر بره تو.سرعتش رو بیشتر و بیشتر میکرد و ناله میکرد و سینه هام رو فشار میداد. صدای ناله های منم داشت تا ده تا خونه اونور تر میرفت.حس میکردم کونم چن<br />
د سانتی گشاد شده که بهروز رو کونم نشستو تند تند کیرش رو تو کونم عقب جلو میکرد که یه دفعه کشید بیرون و تمام آبش رو خالی کرد رو لمبرای کونم و بی حال خوابید روم.بعد از چند دقیقه بلند شد و تمام آبی که رو کونم بودو مالید رو لمبرام و دوباره کیرش رو گذاشت تو سوراخم و شروع کرد به کردن.دیگه داشتم از لذت دیوونه میشدم که کیرش رو کشید بیرون گذاشت لاپام روی کسم و انقدر با کیرش مالید به کسم که ارضا شدم.اون روز 2 بار دیگه با هم سکس کردیم و از اون و به بعد هر وقت خونه خالی میشه کارمون همینه.بهروز میگه کونم یه کم گشاد شده و وقتی ازدواج کنم شوهرم می فهمه که من کونیم اما من از کون دادن خوشم میاد و می خوام ادامه بدم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2098</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.251 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 11:27:02 by W3 Total Cache
-->