<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بودمنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:42:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بودمنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده وحشی تا به ارگاسم نرسه وحشیانه کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Dec 2019 07:58:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دردودل]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سواستفاده]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرخالم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:پس]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه</h2>
<p>داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا</p>
<h3>از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز</h3>
<p>عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی در منزل دوست مشترک پدرم و شوهرخالم همدیگرو ملاقات کردیم و در</p>
<h4>اونجا جنده خاله و شوهرش کلی از من پوزش خواستن و</h4>
<p>فرمالیته اشتی کردیم.درست 1 هفته بعد پستون اون ماجرا من تصمیم گرفتم برم خونه سارا و مسعود!!!شب جمعه همراه مهسا جونم</p>
<h5>رفتیم منزل کوس سارا خانم و شوهرش و در بدو ورود</h5>
<p>کلی قربون صدقه ما رفتن و در اونجا من فقط با خواهش مهسا جونم آشتی کردم! ولی دم سارا گرم که از سکس داستان سکس منو خودش</p>
<h6>تو اتاق دایی چیزی نگفت! بعد این جریان ایران سکس رابطه من</h6>
<p>با سارا بهترو بهتر شد تا درست 1 ماه پیش به من زنگ زد گفت دلم خیلی درد میکنه و مسعود هم شهرستانه(مسعود در ابهر سربازه) و چون خاله با سارا قهر بود اون به من زنگ زده.منم سریع از فرصت استفاده کردم و چون همه خواب بودن و فرداش کلاس نداشتم رفتم خونش و رنگ زدم درو باز کرد رفتم بالا دیدم خیلی درد میکشه و سرسع بردمش بیمارستان ایرانهر و اونا سریع بردنش اتاق عمل بعد 2 ساعت دکتر اومد و گفت:شما همسرشی؟-نه دکتر پسر خالشم شوهرش تهران نیست.-حال مادر خوبه اما بچه&#8230;-بچه چی شده؟-بچش مرد.دیر رسوندینش بیمارستان.متاسفم&#8230;نمیدونستم چیکار کنم.شوکه شده بودم و اولین کاری که کردم این بود که به خاله و مامان زنگ زدم.خاله بعد 1 ساعت با مامان و بابام اومد و منم کل جریانو گفتم.بعد 3 روز سارا مرخص شد ولی خاله بردش خونه مسعود و گفت باید خونه شوهرش باشه.خاله هم رفت خونه خودش.اما من دلم براش سوخت و به مهسا زنگ زدم و بردمش خونه سارا تا 3 روز تعطیلات پیش سارا باشیم چون به مسعود مرخصی ندادن.بعد 3 روز که حالش بهتر شد ما دیگه گفتیم بهتره 3 یا 4 روز تنها باشه منم هرچی لازم داشت خریدم و یخچالو پر کردم رفتم خونه.2 روز بعد سارا پیامک زد که اگه کار نداری میای پیشم تنهایی میترسم.اول دودل بودم اما دلم سوخت و رفتم.وارد خونه که شدم دیدم لباسای قشنگی پوشیده و ارایش مختصری کرده که واقعا قشنگ شده بود.منم گفتم:اماده شو بریم بیرون تو خونه دلت میپوسه بیا شام بریم بیرون.اول کمی ناز کرد اما وقتی اصرار کردم اماده شد رفتیم بیرون.تو ماشین ساکت بود منم بردمش هایپراستار تا تو جمعیت دلش واشه.تو فروشگاه قدم میزدیم که وقتی جلو قفسه لباس بچه رسیدیم چشماش پر اشک شد گفت بریم خونه.منم دیدم ناراحته حرفی نزدم.سر راه 2 تا ساندویچ خریدم و راه افتادم سمت پارک لاله.تو پارک که قدم میزدیم گفت:-منو ببخش سعید من فکر میکردم دوستت دارم و عاشقتم اما زندگی جفتمون رو خراب کردم من خیلی اشتباه کردم اما به جون سارا تو قضیه سکسم با مسعود اون نامرد گولم زد.چون فهمیده بود دوستت دارم میخواست نذاره من با تو ازدواج کنم.من ازش متنفرم.اما هنوز دوستت دارم.حلالم کن..-درسته زیاد اشتباه کردی اما تقصیر منم بود منم کارم زشت بود که از عالقت به خودم سواستفاده کردم تو هم منو ببخش.اون شب کلی دردودل کردیم و حرف زدیم و از خاطرات کودکی گفتیم.منم دیگه کینه نداشتم بلکه دوستش هم داشتم.ساعت 11 بود که بردم برسونمش که اصرار کرد من تنهام بیا بالا منم قبول کردم و نخواستم دلش بشکنه. اون تو اتاق خواب خوابید منم تو پذیرایی.ساعت 2 رفتم اب بخورم دیدم از اتاق صدای گریه میاد.رفتم تو دیدم سرشو گذاشته رو لبه تخت داره گریه میکنه.از پشت رفتم بغلش کردم گفتم:-میدونم تو این 1 سال کلی سختی کشیدی اما باید محکم باشی سارا.بغلش کردم گذاشتمش رو تخت خودمم بغلش دراز کشیدم.با هق هق گفت:-تو درک نمی کنی وقتی ادم مجبوره با کسی که ازش متنفره زندگی کنه چه سخته.راست میگفت نه من نه شما نمیتونیم درکش کنیم.بعد چند لحظه سرشو گذاشت رو شونم منم اروم نوازشش میکردم.که اون لبشو اورد نزدیک لبم منم بوسش کردم و شروع کردیم لبای همو مکیدن من زبونمو تو دهنش میچرخومدم اونم لب منو میمکید.اروم اروم حرارت بدنش بالا میرفت و زیاد میشد.هر این حین رفتم پایین تر و گردنشو اروم میخوردم و اونم چشماشو بسته بود.اروم تاپشو در اوردم و سوتینشو باز کردم و شروع کردم به مالیدن و خوردن سینه هاش.اون شب تصمیم گرفتم هرکاری کنم تا اون بهش خوش بگذره و ارضا بشه.بعد سینه هاش رفتم پایین تر و شروع به لیسیدن شکمش کردم اما مواظب بودم به بخیه هاش دست نزنم تا دردش نیاد.و بعد اروم شلوار و شرتشو در اوردن و شروع به مالوندن کس و چوچولش کردم که صدای اه اه سارا بلند شد.بعد که کسش حوب خیس شد کلمو بردم لای پاش و شروع به خوردن و لیسیدن کسش کردم در این حین که چوچولشو میخوردم یهو کل بدنش لرزید و بعد فهمیدم ارضا شده و من انقدر کسشو خوردم که دوباره ارضا شد.بعد کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم و بوسش کردم و لباشو مکیدم.در گوشم گفت:هنوزم عاشقتم.منم گونه سارا رو بوس کردم و پتو رو کشیدم روش پا شدم برم که گفت:پس خودت چی؟-همین که بتو خوش گذشت برام کافیه و اروم اومدم بیرون.حالا به نظر شما کار من بد بود یا خوب؟در صورت استقبال شما و دادن نظراتون خاطره دیگری براتون میزارم.بای تا بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177780</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس دادنم به معلم تمرین یوگا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تختشون]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانم]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حسابداری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوبرابر]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زانومو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتامون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[غذاهای]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندنش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندنم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولیه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیووردم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگیش]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینکارو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه پسر 23 ساله خوش فیلم سکسی اندام و خوش قیافه ام. تا الان فقط هفت هشت تا دوست دختر داشتم ، کلا اهل نوسازی و دختر سکسی عوض کردن نیستم و معمولا تک پر شاه کس هستم اما از همشون به راحتی پا گرفتم. 7 سال تئاتر کار کردم ،با کلاسم کونی و وضع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه پسر 23 ساله خوش فیلم سکسی اندام و خوش قیافه ام. تا</h2>
<p>الان فقط هفت هشت تا دوست دختر داشتم ، کلا اهل نوسازی و دختر سکسی عوض کردن نیستم و معمولا تک</p>
<h3>پر شاه کس هستم اما از همشون به راحتی پا گرفتم. 7</h3>
<p>سال تئاتر کار کردم ،با کلاسم کونی و وضع مالیمون هم خوبه ، تو این داستان زیاد تیکه می پرونم که</p>
<h4>خودمونی جنده باشه ، یه موقع نگید این چقد ندید بدیده.خاطره</h4>
<p>ای که می خوام بگم مال پستون همین یه هفته پیشه و داغ و تازه است ، اونقدر که کیرم هنوز</p>
<h5>از شیو کوس اون روز ، کچل مونده.آهان راستی ساکن تهرانم</h5>
<p>داستان از اینجا شروع شد که این پسر خاله من یه شرکت خفن حسابداری داره (منم مخ حسابداریم اما دانشگام تموم نشده) سکس داستان زنگ زد بهم</p>
<h6>و گفت پاشو بیا اینجا در مورد کار ایران سکس با هم</h6>
<p>صحبت کنیم، منم که عاشق اصفهان گردی ، (پسر خالم و دختر خالم و خالم اصفهانن ، همشون هم تشکیل خوننواده دادن) ، امتحانا هم که تموم شده بود ، قبول کردم و رفتم اصفهان خونشون، زنش و بچه هاش رفته بودن مسافرت شیراز ، من و پسر خالم بودیم.ساعت 11 شب رسیدم خونشون و در بدو ورود یه شرت قرمز روی تختشون توجهم رو جلب کرد، خلاسه شب شد و رفتم این شرت و وارسی کنم ببینم سایز کون زن پسر خالم چنده، یه دستی هم به سرو روش کشیدم، اما فردا صبحش فهمیدم این شرت پسر خالمه و کلی ضایع شدم. (آخه مرد گنده شرت قرمز می پوشه ؟) البته اینم بگم من اهل خود ارضایی نیستم ، همیشه دوست دخترام دم دستم بودند که ارضام کنند.خلاصه با پسر خالم یه کم کس شعر گفتیم و فردا ظهرش دختر خالم دعوتمون کرد.حالا این دختر خالم از من 10 سال بزرگتره یه بچه 4 ساله هم داره و تو بچگی همیشه منو دوست داشت و به دید خواهری همش ماچم می کرد، واقعا خواهری بودا، منم داداشی بودم.رسیدیم خونشون( خونه ی توپپپ و با کلاسی بود) احوال پرسی کردیم و دست دادیم، صورتش گرد و موهاش کوتاه و پوستش سفیده سفید ، چشم و ابرو درشت، البته به کمی چاق شده بود.شده بود عین بچه کوچیک ، می خواستم بگیرم لپشو بکشم و گازش بگیرم (حس سکسی نیستا ، حس معمولیه). ناهار خوردیمو این هر وقت دولا می شد من خط سینه هاشو می دیدم ، یه دفعه به خودم اومدم دیدم یه حس سکسی بهش دارم،بچه هایی که با حس باشن می دونن چی می گم، کیر آدم بلند نمی شه و حس کلاسیک سکس با نهایت احساس.خلاصه من هی به این خط سینه هاشو روناش نگاه می کردم و هی دلم یه جوری می شد. ناهارو خوردیم و همه رفتن خوابیدن، منم تو حال دراز کشیده بودم، که مهتاب (اسم دختر عموم) رفت تو آشپزخونه ظرف بشوره. یه حسی بم می گفت پاشو برو تو آشپز خونه، منم رفتم آشپز خونه و با هم تعریف کردیم از قدیما و بازی و این چرت و پرتا ، منم تو صحبتام چند بار گفتم که من خیلی اون موقع ها دوست داشتم. دیگه آخر صحبتام طاقت نیووردم و گفتم مهتاب تو همین الانم عین قدیما دوست داشتنی هستی و منم هنوز دوست دارم. (مونگول امعنیشو نفهمید و فکر کرد دوست داشتن معمولیه ، گفت که منم همینطور)هیچ چی بعدش بقیه بیدار شدنو و منم گفتم یادم باشه بعدا بهت بگم یه چیزیو.شب همونجا خوابیدیمو صبح همه رفتن سر کار.یه چیزیو اعتراف کنم، من تو زندگیم همیشه شانسم goh بوده. اما نمی دونم چی شد ، یه دفعه شانسمون گل کرد و مهتاب مثل اینکه یه چیزی جا گذاشته بود ، برگشت بیاد برش داره ، مثل اینکه بیمه ی یکی از کارمنداشون بود.منم تازه بیدار شده بودم و صبحونه از این غذاهای با کلاس که می ریزن تو شیر خورده بودم.دیدم که اومد و رفت پشت کامپیوتر و می خواست فایل بیمه ی این یارو رو پرینت کنه ، بافر پرینتر پر بود ، بلد نبود خالیش کنه ، گفت علی بیا اینو بلدی ؟منم رفتم و بهش یاد دادم، فاصله ی صورتامون خیلی کم بود یه نگاه عمیق بهش کردم و با ناراحتی (الکی) پاشدم رفتم تو بالکن (همون تراس) ، رو صندلی استراحت ،( از اینا که مثل roroak می مونن) نشستم و خیره شدم به آسمون. (ماهواره تو بالکن بود ، واسه همین حصیر زده بودن، اما می شد به راحتی آسمون رو دید.مهتاب پرینتشو گرفت و اومد، بهم گفت چت شد یه دفعه ، جواب ندادم، دوباره پرسید ، گفتم یه چیزی بگم قول می دی به یه منظور دیگه نگیری و به هیچ کس نگی؟ جون شوهرتو قسم بخور، گفت باشه قسم می خورم.گفتم : مهتاب راستش من تورو خیلی دوست دارم، دیدمت تموم خاطرات قبلا واسم زنده شد ، می زاری یه بوس از لپت بگیرم؟ اینو با لحن بغض آلود گفتم (همش تیکه تئاتری بود که دلش بسوزه) اونم دید اینطوریه گفت باشه، لپشو اورد جلو منم از ته دل بوسش کردم ، بعد هم اون منو بوس کرد.از تراس رفت بیرون منم پشت سرش بودم، نشست رو تخت که از اون زیر ، برگه پرینتو برداره. برگه رو که برداشت اومد بالا من پشت گردنشو بوسیدم، ا اومد چیزی بگه، دوباره لپشو بوسیدم و گفتم دلم تنگ شده دلم می خواد هزار تا بوست بکنم اونم نمی دونست چی بگه، هیچی نگفت چون هنوز تو باغ خواهر برادری بود، منم هی لپشو بوس می کردم ، دماغش ، چونش ، چشمشم بوس می کردم. همینطوری در حین بوسیدن خم می شد(نشسته بود رو تخت دیگه) سمت عقب منم هی بیشتر با بوس هلش می دادم که یه دفعه از بس هم شد عقب خوابید رو تخت منم کنارش بودم ، لبمو گذاشتم رو لبش و با تموم حسم بوسیدمش و تو بغلم گرفتمش، یه دفعه گفت علی زیاده روی کردی و اومد پاشه ، نزاشتم و بهش گفتم دوست دارم و دوباره لبشو بوسیدم، و برش گردوندم سمت خودمو بغلش کردم و لبشو می خوردم ، اونم دیگه چیزی نگفت.حدود 10 مین فقط لبشو می خوردم که اون آخراش دیگه با من همراهی می کرد، وقتی دیدم همراهی می کنه زانومو گذاشتم لای پاش، و کم کم اووردم بالا تا چسبید به کسش و کم کم خیلی خیلی آروم کسشو می مالوندم با پام. از یه طرف هم بدنشو می چسبوندم به خودم که این باعث می شد سینه های 75ش بچسبه بهم و با همون ریتم زانوم سینه ش رو هم می مالوندم. وقتی فهمیدم کاملا حشری شده ، دکمه های مانتوش رو باز کردم و از روی تاپش سینه شو مالوندم و دیگه ریتم پاهام لای پاش تند تر شده بود. کم کم دستمو بردم زیر تاپش رو شکمش. ، یه چند دقیقه ای نوازشش کردم تا حسابی حشری شد، بعد اروم اروم شعاع مالوندمو بیشتر کردم و رفتم طرف سینه اش، با دستم رو شکمش دور می زدم، نوک انگشتمو می کردم زیر خط سوتینش . نگاه کردم به سوتینشوای سوتین مشکی ، روی این بدن سفید ، داشتم دیوونه می شدم. و شعاع دایره مالوندنم رو بیشتر می کردم، پاهام هم که دیگه آشکارا داشت کسشو می مال<br />
وند، اونم هیچی نمی گفت چون لبم رو لباش بود ، فقط نفساش تندتر می شد.اینقدر شعاع دستمو زیاد کردم که نصف بند انگشتم زیر سوتینش بود، دیگه سوتینشو زدم بالا و با دستم یه سینه اشو گرفتم و شرو کردم به مالوندنش اما سرشو نمی مالوندم (حالا بعد می گم واسه چی)، وقتی حسابی حشری شد، همونطور خوابیده مانتو و تاپ و سوتینشو و تی شرت خودمو در اوردم . وای ی ی ، چی بودددددد، شرط می بندم اگه ببینین ، چه دختر چه پسر ، ارضا می شین. خداییش محشر بود. دیگه اوج حشر بود و لباشو گاز می گرفت ولی هنوز شرم داشت صداش در بیاد.بالا تنه لخت ، پایین تنه شلوار لی تنگ ، اینقدر حشری بود که اصلا نمفهمید لختش کردم، هنوز هم لباش تو دهنم بود و پاهام لای پاش و با دستم یه سینشو می مالوندم. (اگه نوکشو می مالوندم، یه دفعه یه شوک بهش وارد می شد و ممکن بود به خودش بیاد و از شرم و حیا نزاره من لباسشو در بیارم،) (اهان راستی اون دستم هم زیر بدن خودم بود) حالا شروع کردم از گردنش خوردن و دست پایینیم از زیر بدنم اوردم روی شکمش و دوباره میمالوندم و با همون طیف دایره ای رفتم سراغ شکمش و شرتش ، لبام هم هنوز تو دهنش بود و با همه احساس می خوردمشون، دکمه شلوارشم آروم باز کردم ،حالا دیگه لبشو ول کردم و میومدم پایین تر و همونطور مک می زدم و با دهنم بدنشو خیس می کردم، همزمان با اینکه رسیدم به سینه هاش، دکمه های شلوارش رو هم باز کردم، و نوکه سینه هاشو گذاشتم تو دهنم آهههش بلند شد و مثل یه بچه شروع کردم به خوردن و اینقدر حشریش کرده بودم که فقط آه می کشید وقتی شلوارشو رو هم از پاش در اوردم نا نداشت تقلا کنه ، شرتش هم مشکی ، کسش زیر شرتش غوغا می کرد ، خیس خیس ، سینه هاشو با ولع می خوردم و دستم هم تو شرتش ، کسشو می مالوندم. تو آسمون بودم، مهتاب جونم تو بغلم و پر از حشر .تو همون حین شرتشو از پاش در اوردم ، بهش گفتم مهتاب نمی خوای چیزی بگی ، وسط آه کشیدناش با همون ناز همیشگیش گفت علی دوست دارم. بکن.من دیگه داشتم می مردم از حشر، نفهمیدم چطور لخت شدم، و پاهاشو باز کردم و کیرمو گذاشتم در کسش و تا ته فرستادم تو. وای تو یه لحظه اینقدر بهش لذت وارد شد که بی حس بی حس شد، منم که کس داغ و تنگ اینو حس کردم بی اختیار افتادم روش، نگاش کردم فکر کردم بیهوش شده، تو همون حالش گفت علی دیوونتم ، علی توروخدا ، منم دستامو گذاشتم رو سینه هاش و شروع کردم کیرمو عقب جلو کردن ، میوردم بیرون و تا ته می کردم تو اصلا اینگار این کس رو واسه من ساختن، همزمان سینه شو می مالوندمو می کردمش، تا حس می کردم آبم داره میاد، کیرمو فوت می کردم. تو همین حین که کیرم تو کسش بود و تلنبه می زدم با یه تکنیک خیلی خاص برگش و به پشت خوابید، بدون اینکه تو کارمون لطمه ای وارد بشه. اینطوری کسش تنگتر می شد و بیشتر حال می کرد. منم که کونشو دیدم اصلا یه دفعه انرژیم دوبرابر شد ، با دستام کونشو می مالوندمو مثل این وحشیا می کردمش اونم که اون زیر دیگه نا نداشت اه اه کنه. اون روز مهتاب 7 هشت بار ارضا شد.اینقدر عقب جلو کردمکه دیدم داره آبم میاد ، همونجا تو کسش خالی کردم، و کنارش دراز کشیدم ، اما انگشتام تو کسش بود و می مالوندم تا دوباره ارضا شد. وقتی اینو دیدم دواره شق کردم، مهتابو رو به پهلو خوابوندم و گفتم کیرمو بخور عزیزم، اونم با ملافه تخت تمیزش کرد و در عین بی حالی آروم آروم مک می زد و اینگار داره شیر می خوره، منم که فقط اه و اوه می کردم، داشت آبم میومد ، از دهنش کشیدم بیرون و یه کم فوتش کردم ، گفتم روبه پهلو (برعکس) بخواب و کونتو بده طرف من، اونم همینکارو کرد و منم سر کیرمو تفی کردمو با کلی زحمت کردم تو کونش، همزمان کسشو می مالوندم ، و هر وقت کم می وردم با آب کسش کیرم و خیس می کردم، خلاصه تو همون حین مهتاب بازم ارضا شد و منم همون موقع آبمو کامل ریختم تو کونش. یه لب طولانی ازش گرفتم و همونطور لب تو لب هم خواب رفتیم.خلاصه بی هوش افتادیم رو هم و تا 16 خوابیدیم و بعدش هم سریع لباس پوشیدیم که شوهرش و بچه اش از مهدکودک میاد ، ضایع نباشه.بعد از این هم احتمال داره بازم باهاش بخوابم ، اما معلوم نیست</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177684</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه ناز کسش رو معمله وقتی داره از کون میکنتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوهام]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبله]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سیستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[مأموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده</h2>
<p>تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم</p>
<h3>اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که</h3>
<p>رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت و داستان های بچه ها رو خوندم که چجوری خواهراشونو واسه خودشون</p>
<h4>کردن.ما جنده هم هی داشتیم فکر میکردیم چیکار کنیم که خواهرم</h4>
<p>این کوس رو بده ما تا پستون ما هم فیض ببریم. بالاخره شب اول گذشت و من با هزار تا فکر</p>
<h5>و نقشه کوس خوابم برد.روز دوم که شد دیدم خواهرم نیست.رفتم</h5>
<p>نگاه کردم دیدم خانوم خوشگله رفته حمام.ما هم سریع از فرصت سوء استفاده کردیم و کامپیوتر را روشن کردیم و فیلم هایی سکس داستان رو که آورده</p>
<h6>بودم تا باهاشون جق بزنم رو گذاشتم داخل ایران سکس سیستم.و کیرمو</h6>
<p>درآوردم و داشتم جق میزدم صدای آه و ناله این دختر تو فیلم سوپر حواسم و پرت کرده بود که داشت آبم میومد منم همینطور داشتم جق میزدم که یکدفعه میخواستم پشت سرمو ببینم تا مطمئن بشم هنوز خواهرم نیومده که یکدفعه دیدم پشتم وایساده و بهم زل زده و تعجب کرده.ما هم که داشتیم جق میزدیم یکدفعه آبم اومد.و خواهرم همینطور داشت به من نگاه میکرد.ما هم سریع شال و کلاه کردیم و سریع رفتم خونمون و هی میگفتم گوه خوردم.و هی دعا میکردم خدای خواهرمونو که ندادی بکنیم حداقل آبروی ما رو حفظ کن.هی میترسیدم خواهرم زنگ بزنه خونمونو به مامانم بگه. مامانم هی میپرسید چرا از خونه خواهرتاومدی بیرون گفتم با کامپیوتر کار دارم. ساعت حدودای ۶ بود که یکدفعه دیدم گوشیم داره زنگ میخوره دیدم خواهرم هستش. اول کار که برنداشتم.اس ام اسم زد و گفت گوشیتو بردار.ما هم که ریده بودیم تو خودمون یکدفعه دیدم دوباره داره زنگ میزنه.تو دلم گفتم تو هم ما رو گاییدی اگه میخوای به مامان بگی سریع بگو دیگه.گوشی رو برداشتم گفت سلام.ما هم گفتیم سلام.گفت یکدفعه کجا رفتی؟منم گفتم اومدم خونه.گفت چرا؟گفتم به خاطر کار بدی که کردم.اونم گفت پاشو پاشو بیا اینجا کارت دارم.گفتم چیکار؟گفتش خودت میفهمی.بعدش تلفونو قطع کرد.ما هم شک کردیم و گفتم نکنه بابام الآن اونجاست جفتشون میخوان کونم بزارن.با هزار تا ترس و لرز عازم خونه خواهرم شدم.با ترس زنگ زدم اونم بدون این که آیفونو برداره درو باز کرد.ریده بودم تو خودم.رفتم بالا و درو باز کردم.دیدم کسی نیست که.گفتم الوووووو.کسی خونه نیست؟صدایی اومد و صدای آه و ناله خواهرم از اتاق بود.ترسیدم نکنه حالش بد شده باشه سریع رفتم تو اتاق.اومدم که برم تو اتاق یکدفعه انگار برق۳۰۰۰ولت بهم وصل کردن.دهن باز مونده بود.بله خواهرم لخت مادر زاد تو تخت خوابیده و داره خودشو میمالونه.وای شکه شده بودم.ولی خیلی خوشحال بودم و خودم و زدم به اون راه.سریع رفتم بیرون که خواهرم گفت آرش جان کجا میری؟گفتم حواسم نبود ببخشید نفهمیدم که تو اتاقی اونم بلند گفت نمیخوای خواهرتو جر بدی.منم مات و مبهوت نیشم را باز کردم و گفتم چرا خواهرم الآن میام دوباره رفتم تو اتق خودش بلند شد و امد جلوم.ولبای داغشو گذاشت تو لبام.وای داشتم میسخوتم تنش داغ بود.کیرم از رو شلوار میخورد تو کسش و داشت کیرم میترکید.همینطوری که در حال لب گرفتن بودم لباسام و شلوارمو داشت در میاورد.که منم با یک شرت جلوش وایسادم بعد از لب گرفتن یک کاندوم با طعم توت فرنگی واسم آورد و شرتم را کشید پایین.و کاندومو گذاشت تو کیرم.یک اسپری تأخیری هم بهم زد.و شروع کرد به خوردن کیرم.وای سر کیرم را لیس میزد خوایه هام رو میخورد.منم بهش گفتم تو کاری نکن میخوام تو دهنت تلمبه بزنم.و شروع کردم به تلمبه زدن وای چه حالی میداد.سر کیرم میخورد تو لبای داغش.بعد کیرم رو از دهنش درآوردم و گذاشتم لای پستوناش و هی بالا پایین میکردمو تلمبه میزدم اونم سینه هاشو محکم گرفته بود.چه سینه نرمی داشت وای الآن که دارم مینویسم کیرم داره منفجر میشه شما رو نمیدونم.گفتم مگه میشه سینه به این نرمیو نخورم و شروع کردم به مکیدن سینش و سر پوستوناشو گاز میگرفتم.اونم به جاش داد و فریاد میزد و میگفت کسمو بخور منم رفتم سراغ کویش یک ذره مو نداشت شروع کردم به لیس زدن کوسش چچولشو پیدا کردم و میمکیدم اونم داشت فقط آه ون اله میکرد.بعدش گفت نمیخوای منو جر بدی.منم کیرمو گذاشتم تو کسش و هی میکردمش دیدم فاز نمیده گفتم بیا بشین رو کیرم اونم کیرمو تو کسش جاسازی کرد و فرو کرد چه کس داغی.دیگه منم صدام در اومد و آه آه میکردم.اونم که داشت میمرد.یکدفعه نگام افتاد به کونش گفتم میخوام کونتو بکنم اونم با کمال میل قبول کرد.کرم برداشتم و مالیدم به کونش و چندتا سیلی محکم به کونش زدم که کونش قرمز شد.قمبلاش قشنگ در زده بود.منم کیرمو به حالت سگی کمی فرو کردم تو کونش وای چقدر داغ بود یک آخ بلند کشید.منم یک ذره صبر کردم و یکدفعه کیرمو تا ته کونش گذاشتم و داشتم تلمبه میزدم اونم میگفت جرم بده جرم بده داداشی&#8230;.وای کونش داغ داغ بود و سینه هاشم داشت مثل ژله میلرزید.داشت دیگه آبم میومد کیرمو در آوردم و کاندوم را هن در آوردم و کیرمو گذاشتم لای سینه هاش و شروع کردم به تلمبه زدن بعذ از یک دقیقه آبم اومد و ریختم تو دهنش اونم همشو جار کرد و کیرمو میمکید.بعد باهم رفتیم حمام اونجا هم هی برام ساک میزد و میخورد که بازم آبم اومد.امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه اگه دیدم راضی هستید داستان های بعدیمم برای این سایت مینویسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177697</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم رو جوری میکنه که برای آب کیر التماس میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Nov 2019 07:47:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستام]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيخيال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلش]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالشون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندايم]]></category>
		<category><![CDATA[زنداييم]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سينهام]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاي]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[كنهبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرمه]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميشنيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنند]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكه]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[يكباره]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دانشگاهي هستند.يكيشون اسمش مينا هست فیلم سکسی حدود160قدشه و وزنشم حدود 50 هست.صورتش خيلي خوشگله كونشم خيلي توپ هست من گاهي يواشكي بكونش دست ميزنم خصوصا وقتي سکسی شلوار لي ميپوشه يا مانتو تنگ ميپوشه شاه کس خيلي كونش خوش فرم ميشه.اما سينه هاش كوچيك هست،البته اينم طبيعي هست چون هنوز تو کونی سن رشد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دانشگاهي هستند.يكيشون اسمش مينا هست فیلم سکسی حدود160قدشه و وزنشم حدود 50 هست.صورتش</h2>
<p>خيلي خوشگله كونشم خيلي توپ هست من گاهي يواشكي بكونش دست ميزنم خصوصا وقتي سکسی شلوار لي ميپوشه يا مانتو تنگ</p>
<h3>ميپوشه شاه کس خيلي كونش خوش فرم ميشه.اما سينه هاش كوچيك هست،البته</h3>
<p>اينم طبيعي هست چون هنوز تو کونی سن رشد هست.يكي ديگشون اسمش هلن هست.قدش170وزنشم حدود63 مي باشد.سينه هاي سكسي صورت گرد</p>
<h4>اما جنده به خوشگلي صورت مينا نيست.خوش كون و رونهاي نازي</h4>
<p>داره.من خيلي دوست داشتم يكبار هم پستون كه شده اين دوتا شاه كس رو بكنم اما نميشد.البته گاهي هلن خودشو از</p>
<h5>پشت بهم کوس ميچسبوند طوري كه سينه هاشو رو احساس ميكردم</h5>
<p>ولي من ميگذاشتم به حساب اينكه با من راحته و مينا هم خيلي باهم شوخي ميكرد منم سعي مي كردم سوء استفاده سکس داستان نكنم. البته گاهي</p>
<h6>شيطوني ميكردم به كونش دس ميزدم خيلي نرم ایران سکس بود. تا</h6>
<p>اينكه يك روز من رفتم خونه ي دايم باباي مينا.هلن هم اونجا بود.وي يكباره يك انفاق بدي افتاد و دايم و زنداييم رفتن بيمارستان.من بودم و دختر دايي هام.من رفتم حمام وقتي داشتم ميومدم بيرون ديدم هلن داره مينا رو ميبوسه ابتدا توجه نكردم گفتم شايد دارن همديگه رو ميبوسن و باهم شوخي ميكنند ولي بعد ديدم هلن بدجوري لباي مينارو ميخوره .مينا هم بدون حركت رو مبل نشسته بود.منم شرع به سر و صدا در آوردن كردن كه من دارم ميام كه هلن مينا رو ول كنه.بعدش اومدم تو پذيرايي يكم به سرووضع لباساشون ودوربرشون نگاه كردم مشكوك شدم ولي باورم نميشد.بيخيال شدم يكم تلويزيون نگاه كردم باهم كمي رقصيديم منچ بازي كرديم چايي خورديم&#8230;و من خوابم گرفته بود رفتم تو اتاق بخوابم هلن و مينا خوابشون نميومد و نشستن پاي ماهواره.من هنوز دهنيتم نسبت به اين دوتا پاك نشده بود ولي خوابم هم ميومد.ولي من هميشه تا بياد خوابم ببره تو رختخواب كمي طول ميكشه.يكم كه گذشت احساس كردم يك سايه رو صورتم افتاده ولي چشمامو باز نكردم ولي شنيدم كه مينا به هلن ميگفت سرنا خوابيده. منم شصتم خبردارشد اينها چيكار ميخوان بكنند.بخاطر همين يواشكي از تو اتاق منتظر شدم ببينم چيكار ميخوان بكنند يكباره ديدم هلن خيلي با عجله طوري كه نميتونست جلوي خودش رو بگيره شروع كرد به لب گرفتن از مينا و ميبوسيدش اينقدر محكم كه صداش ميومد بعدش يكم دست كشيد تو موهاي مينا و گردن مينا رو ميخورد مينا ميخواست تعادلش بهم بخوره .بخاطر همين هلن بردش طرف مبل نشوندش رو مبل اينطوري ديد من هم بهتر شده بود من يواشكي نگاه ميكردم كه به فكرم افتاد باموبايل ازشون فيلم بگيرم تا بعدا بتونم ازش استفاده كنم چون اولين بارم بود ميخواستم از اين كارها بكنم و از نزديك داشتم همچين صحنه هايي رو ميديدم داشتم ديونه ميشدم و دستام ميلرزيد ولي يواشكي شروع به فيلم گرفتن با موبايل شدم. هلن خيلي حشري بود و مينا رو داشت می برد به اوج. مينا خيلي منفعل بود و تسليم حركات هلن شده بود.هلن دستاشو برد زيره تاپ مينا و ازش لب ميگرفت و سينهاي مينا رو ميمالوند بعدش تاپشو كامل داد بالا سينه هاشو ميخورد و گوشهاشو با زبونش خيس ميكرد مينا وقتي گوشش خيس ميشد خيلي حال ميكرد.بعدش هلن دامن مينارو زد بالا سرشو كرد لاي پاي مينا همزمان سينهاشو چنگ ميزد لعني من نميتونستم اينجارو خوب ببينم.بعدش يكباره مينا موهاي هلنو كشيد عقب و نشست روبروي هلن تاپ هلنو در اورد و شروع كرد به بوسيدن تموم بدنش من كه فكر مي كردم مينا منفعل عمل كرده ديدم مينا وارد تر هست تازه به هلن ميگفت چطوري حالت بگير يكم كه سينه هاي ناز هلن رو خورد دستاشو برزيركمر هلن موهاي هلن رو كشيد عقب و شروع كرد از سينه هاي هلن گاز گرفتن خوردن واااااااااااااي من ديگه ان نداشتم داشت آبمميومد.يكم كه گذاشت مينا هلنو كامل لخت كرد و خدشم كامل لخت شد و كسشو گذاشت تو دهن هلن و خودشم شروع به خوردن كس هلن كرد هلن همينطور آخ و اوخ ميكرد و يكم كه گذشت هلن ،مينا رو كنار زد بهش گفت ديگه نميتونم ولي مينا خوابوندش رو زمين و دراز كشيد رو سينه هاش و كسشو رو كس هلن ميماليد.ولب ميگرفت هلن خيلي بي حال شده بود.من 35دقيقه فيلم گرفتم بعدش يواشكي جمعش كردم رفتم زير پتو ديدم لامپ خاموش شد صبح بيدار شدم ديدم اون دوتا تو بغل هم خوابيدن ولي لباساشون تنشون بود.صبحانه آماده كردم و رفتم و بيدارشون كردم باهم صبحانه خورديم.من ديگه رفتم بيرون.همش تو فكر ديشب بودم و اينكه چطوري ميشه فيلمشون رو نشونشون بدم و حالشون رو بگيرم و بعدش خودم باهاشون حال كنم.اما خوب شب قبل فرصت خوبي داشتم كه از دستش دادم.ميخواستم برم خونه كه ديدم زندايم زنگ زد گفت برم نون بخرم مينا نون نداره و گفت ما مجبور شديم بريم شهرستان برو خونه ي ما بچه ها تنهايي ميترسن.منم قند تو دلم آب شد.بعد از اينكه يك سفارش كرد.من رفتم نون خريدم و رفتم خونه ي دايم ديدم هلن حمام بود و مينا هم توي پذيرايي بود مثل اينكه اونم رفته بود حموم.من نون رو دادم به مينا .وقتي لومد نون بگيره يواشكي بهش گفتم ديشب چقدر سرو صدا ميكردين من همشو ميشنيدم تازه لامپ هم يادتن رفته بود خاموش كنين همش نورش ميزد تو چشمم نمي گذاشت بخوابم.مينا رنگش قرمز شد چيزي نگفت رفت نون رو گذاشت و اومد تو پذيرايي ولي خيلي رنگش پريده بود ميخواست يك جيزي بگه ولي روش نميشد.من بهش گفتم دختردايي یک كليپ خوشگل دارم ميخواي ببيني اونم كفت باشه اومد ببينه كه يكباره فيلم خودشونو ديد.خيلي ناراحت شد گفت سرنا به كسي چيزي نگو اين كليپتو هم پاك كن تو كه اينقدر نامرد نبودي هرچي بخواي بهت ميدم.منم دست كشيدم تو موهاش گفتم ناراحت نباش ميخوام نگه دارم براي خودم نترس گفت پاكش كن ميخواست گريش بگيره گفتم باشه ولي به شرط اينكه بهم حال بدي مثل حال ديشبي كه به هل دادي.گفت باشه ولي تو م كليپتو پاك كن گفتم البته شرط ديگشم اينه كه هلن هم باشه وگرنه پاكش نميكنم گفت هلن ؟گفتم اره گفت اگه قبول نكرد چي گفتم ميل خودته ميتوني راضيش كني وگرنه كليپتون رو گوشيم ميمونه تا بابات ببينتش. مينا دستپاچه شده بود رفت تو حمام به هلن گفت هلن باورش نميشدفكر ميكرد مينا شوخي ميكنه.تا اينكه اومد بيرون و من بهش گفتم مينا راست ميگه.وقتي فيلمو ديد شكه شده بود.اما بالاخره راضي شد.ناهارمون رو خورديم كمي استراحت كرديم تو اين مدت من هزار بار بوسشون كردم اونها هم خيلي حال دادن برام باور نكردني بود كساني كه تو رويا باهاشون سكس ميكردم حالا قرار بود بهم بدن دارن ميبوسنم.يواش يواش مينا شروع كرد هلن گفت مينا رو بايد داغش كني من زود حشري ميشم.منم شروع كردم لب گرفتم از ميناو هلن هم داشت سينهاشو ميماليد اينطوري مينا زود حشري ميشد.من و هلن حسابي ميمالونديمش جاي نداشت كه نمالونده باشيم ولي مينا نميگذاشت من باسنشو بمالم ولي هلن براش ميماليد من تو كف كونش بودم ديگه داشتم ديونه ميشدم به چندتا بوس از هلن كردم يواشكي تو كوشش گفتم يكار بكن كه من كونشو بمالم اونم يك چشمك به نشانه ي تاييد زد.يواش يواش شلوار مينارو كشيد پايين رفت سراغ لبش و منم رونهاشو خوردم ميخواست خودشو جمع كنه كه من يكباره سرمو كردم لاي پاهاش و شروع كردم به ليس زدن كسش و انگشت انگشت كردن كونش اينقدر تحريكش كرده بودم كه خودشم باسنشو به سمت صورت من فشار هلن هم ميبوسيدش و چوچولشو ميماليد مينا چند تنش لرزيد من خواستم كه حال براي ادامه داشته باشه رفتم سراغ هلن هلن داشت از خوشحالي بال در ميارد مينا بلافاصله هلن رو لخت كرد همينكه اومد ازش لب بگيره من سينه هاي هلن رو كردم تو دهنم مينا دستشو كرد تو شورت هلن و كسشو ميماليد هلن اخ و اوخ ميكرد من شلوار و شورتشو دركردم واااااي چه كسي داشت از تو مفاصل زانوش خوردم تا وسط رونهاش تا نزديكه كسش چندبار اينكارو كردم كه هلن التماس ميكرد كسمو بخوررررررررررر منم اول چوچولشو بازبونم تحريك كردم بعد كسشو ليسشدممممم.مينا يكم حسوديش شده بود سرمو گرفت بالا شروع كرد ازم لب گرفتن منم زبونشو ميمكيدم و با چوچولش بازي ميكردم بعد بهش گفتم هوس باسن كردمممم گفت درد داره گفتم نتر س اولش درد داره بعدش راه ميافتي.ديدم هلن گفت ببين اينطوري دستاتو بزن به مبلمان بايست بعدش پاهاتو باز كن خودتم شل كن .مينا گفت باريك بابا تجربه.اگه راست ميگه خودت اول حالت بگير.هلن هم اين كار كرد من رفتم سراغش به خاطره اينكه لج مينا رو در بيارم اول حسابي ليسيدمش بعد كرم زدم در كونش كيرمو يواش يواش كردم تو كونش ديدم اه كيرم راحت رفت تو فهميدم كه هلن قبلا كون رو داده منم بيخيال شدم حسابي كردمش چسبوندمش به سينهام و سينهاشو ميماليدممممممم حسابي حشري شده بود دوباره دستاشو زد به مبل زانوشو زد زمين كه ديدم مينا روش سوار شد كونشو قمبل كرد هلن خواست بلند شه گفت تكون نخور مثل اينكه ضعفشو ميدونست سريع پستوناشو گرفت تو دستش اونم رام شد منم شرع كردم به ماليدن كيون مينا يواشكي دست تو كون هلن هم ميكردم پدرسوخته كونشو كشف نكرده بودم عجب كوني داشت ولي تمركز رو كون مينا بود.يك كرم زدم بهش كتفاشو پوسيدم اونم رو سينه هاي هلن كار ميكرد.من اول كيرم رو باسنش كشيدم بعد كيرمو گذاشتم در كونش خواست بلند شه كه نگذاشتم ميگفت بيخيال شو.ولي من كيرمو يكم فشار دادم تو داد زد بعدش من يكم نگه داشتم يكم ديگه كردم تو و ميزدم رو باسنش كه يك وقت قفل نكنه.خيلي باش درد داشت ولي من يواش يواش صفرشو باز كردم اولش خيلي يواش تلمبه ميزدم ولي بعدش ميزدم رو باسنش و تلمبه ميزدم يكم سرعت رو بيشتر كردم كيرم يكباره در آومد يك استراحتي به مينا دادم مينا با ز سينه هاي هلو گرفت منم كيرمو كردم تو مونشششش تند تند تلمبه ميزدم.بعد دوبار كردم تو كون مينا كون مينا محشر بود چند بار بوسيدمش وسط كردن.بعدش من نشستم رو مبل مينا از روبرو اومد ت بغلم كيرمو كردم تو كونش لباشو گذاشت رو لبام منم باسنشو گرفتم همينطوري تلمبه ميزدم.بعد موهاشو كشيدم عقب سينه هاش قلمبه شد اوردمش بالا سينهاشو كردم تو دهنم گازشون ميگرفتمممممممممممممم يكبار ديگه اينكارو كردم.دوباره باسنشو گرفتم تو دستام و تلمبه زدم داغون شده بود بلند شد از تو بغلم شروع كرد برام ساك زدن ااااااااااااااه هلن اومد سراغم نشوندمش تو بغلم خودش بالا پايين ميكرد منم برش گردوندم تو بغلم و دستمو بردم رو چوچولش و از پايين تلمبه ميزدم تو كونش و چوچولشو ميماليدمم اينقدر اينكارو كردم ارگاسم شد و بيحال تو بغلم بود كه از تو بغلم بلندش كرد خوابوندمش رو زمين و بوسيدمش سينهاشو يكبار ديگه خوردم و رهاش كردم ديدم مينا منتظرمه رفتم سراغش اول چوچولشو زبون زبون زدم طوري كه ميخواست پاهاشو ببنده ولي من براي اينكه جلوشو بگيرم بادستام پستوناشو گرفتم و نوكشونو ميماليدم و با زبونم چوچولشو ميماليدم بعدش يكورش كردم كونشو و كسشو ماليدم بعد افتادم روش چنان كردمش كه هيچموقع يادم نميره تو كونش تلمبه ميزدم و سينهاشو ميخوردم گردنشو گوشو و زبون و &#8230;&#8230; اينقدر عرق كرد ه بود كه داغون ده بود من ابمو باشدت ريختم تو كونش.كيرمو در آوردم گذاشتم لاپاش و رو سينهاش خوابم برد.براي اينكه خاطرات بعديم رو با دختر دايي هاي لزم بگم نظر بدين.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176907</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پستون گایی حسابی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[روزمون]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«خب]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:باشه]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:خیلی]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:نه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[منظورتون]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتش]]></category>
		<category><![CDATA[نیستبا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[باورشون نشده یا به سختی فیلم سکسی قبول کردن.ولی انصافآ و وجدانآ حقیقته.اینو بدونین که من هم قدم و هم اندامم و قیافم جوریه که تو خیلی سکسی جاها باعث جلب توجه دیگران میشه و شاه کس البته این موضوع چندین بار منجر به لا رفتن کونم و ساک زدن بنده شده کونی که خیلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>باورشون نشده یا به سختی فیلم سکسی قبول کردن.ولی انصافآ و وجدانآ حقیقته.اینو</h2>
<p>بدونین که من هم قدم و هم اندامم و قیافم جوریه که تو خیلی سکسی جاها باعث جلب توجه دیگران میشه</p>
<h3>و شاه کس البته این موضوع چندین بار منجر به لا رفتن</h3>
<p>کونم و ساک زدن بنده شده کونی که خیلی هم بدم نیومده.یه روز نسبتآ گرم تابستون مغازه رو بستم که برم</p>
<h4>خونه جنده اومدم در ماشینو باز کردم دیدم توش خیلی داغ</h4>
<p>شده سریع کولرو زدم و یه پستون چند دقیقه ای مکث کردم تا خنک بشه همینجور که وایساده بودم یه مرد</p>
<h5>میونسالی زد کوس به شیشه و گفت مسافر میبری؟(اینو بگم که</h5>
<p>ماشین من تاکسیه)منم گفتم اره کجا تشریف میبرین؟گفت ترمینال.گفتم باشه سوار شو.گفت فقط باید اول بریم دم هتل و وسایلمونو برداریم بعد سکس داستان بریم.گفتم مشکلی نیست</p>
<h6>سوار شو. یه لبخندی زد و گفت صبر ایران سکس کن الان</h6>
<p>میام.چند ثانیه بعد دیدم در جلو باز شد و یه خانوم سوار شد بعدش اقا در عقبو باز کردو رفت عقب نشست.تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم.پیش خودم گفتم شاید بنده خدا زنه مریضه یا یه مشکلی داره اومده جلو نشسته اخه صندلیای ماشین من نسبتآ عقبه.خلاصه راه افتادم و پرسیدم هتلتون کجاست؟اقاهه گفت خیابون پشتی.تو مسیر همینجور فکرم مشغول این جلو نشستن خانومه بود.از کنار عینک افتابیم چند بار وراندازش کردم و دیدم ظاهرآ که چیزیش نیست.با خودم در گیر بودم که اقاهه با لهجه &#8230; گفت:بریم زودتر وسایلمونو برداریم برسیم به ترمینال.گفتم:مگه بلیطتون چه ساعتیه؟گفت:بلیط نگرفتیم ولی اینجا موندنمونم فایده ای نداره.گفتم:چرا؟گفت:تو این شهر شما اصلآ بهمون خوش نگذشت .گفتم:ااا چرا؟مگه چی شده؟گفت:هیچی بابا اصلآ حال نکردیم.گفتم:ای بابا مگه خوب گشت و گذار نکردین؟اینجا جاهای دیدنی زیاد داره که؟فلان جا &#8230;. &#8230;.. &#8230;. ؟بازم گفت:نه اصلآ حال نکردیم.اینبار زنه هم گفت:اره حال نکردیم.یه کم مکث کردم حس کردم منظوری دارن.گفتم:من متوجه نمیشم حال نکردیم یعنی چی؟گفتن:بالا خره حالی نکردیم دیگه.تقریبآ اطمینان داشتم که اینا یه منظوری دارن.گفتم:اخه چه حالی نکردین؟نکنه دنبال مشروب میگشتین گیرتون نیومده؟گفتن نه.گفتم:خیلی ببخشیدا من متوجه نمیشم اگه احساس میکنین کمکی از من بر میاد رک بگین تا من بفهمم چی میگین؟ایندفه مرده گفت:حال دیگه بابا حال.یه نگاهی به زنه کردم دیدم لبخند میزنه الحق خوشگلم بود.گیج شده بودم.گفتم:معذرت میخوام اگه منظورتون اون حاله شما که جنستون جوره؟دیگه پس چرا شاکی هستین؟مرده گفت:اره ولی دسته جمعی حال نکردیم.اینو که گفت داغ شدم پیش خودم گفتم اینا چشونه؟دیوونه ان؟گفتم:خب حالا به نظرتون چیکار باید کرد؟گفت:هیچی اگه یه ادم با حال پیدا نشه بریم بهتره.منم سریع گفتم:اکه بشه چی؟با خوشحالی گفت:خیلی خوب میشه که.مرده گفت کسی سراغ داری؟گفتم:به فرض که داشته باشم.کجا میخواین حال کنین؟اصلآ چجوری میخواین حال کنین؟گفت:هر جا بشه هر کاری گفتی .پرسید:هستی؟یه کم ترسیدم گفتم نکنه کلک باشه بخوان بکشوننم یه جایی یه بلایی سرم بیارن؟بعدش به خودم گفتم خره اگه بخوان ببرنت جای خلوت چیزی ازت ببرن که چیزی همرام نیست نهایتش بخوان بکننت که اونم من خیلی بدمم نمیومد.دل زدم نه دریا و گفتم:اره هستم کجا بریم؟اون گفت هر جا تو گفتی میریم ما که اینجا مسافریم.الکی یه امتحان دیگه هم کردم که خیالم راحت بشه که ریگی به کفششون نیست گفتم:من یه جا سراغ دارم مال دوستمه ولی خودشم هست .گفت:باشه بریم.به خودم گفتم:د بیا حالا چیکار کنم؟الکی گوشیمو ور داشتم و زنگ زدم وگفتم:ور نمیداره حتمآ رو سایلنته.حالا چیکار کنیم؟زنه گفت:خب بریم هتل ما.گفتم:نمیشه بابا نمیذارن.گفت:میشه اگه سه تایی با هم بریم میذران.بعدشم اونجا هتل نیست مسافر خونست.گفتم:خب بریم.چند دقیقه بعد دم مسافر خونه بودیم مرده پیاده شد کنار مسافر خونه پارکینگ بود با زنه رفتیم ماشینو پارک کنیم دست گذاشتم رو پاش خوب مالی بود.گفتم:جریان چیه این چی میگه؟گفت:هیچی راست میگه میخوایم حال کنیم.گفتم:من پول ومول ندارما.گفت:نمیخواد بیا بریم میخوایم حال کنیم.خوشبختانه مسولش گیر نداد وسه تایی رفتیم بالا تو اتاق که رفتیم زنه رفت تو حموم و مرده تعارفم کرد بشینم.حقیقتش خیلی ترسیده بودم ریده بودم تو خودم.مرده بلند شد شلوارشو در اورد وبا شرت و زیر پوش نشست به خودم گفتم:الانه که کیرشو که داشت میمایدو در بیاره بیاد بالا سرم یه قلچماقم از بیرون بیاد و خلاصه حسابی بکننم و زنه هم بشینه بخنده.تو همین فکرا بودم که مرده صدام کرد و گفت کجایی؟نیستی اینجا؟دیدم راستی راستی کیرشو در اورده شق شق شده بود البته نا گفته نمونه کیره با حال و کلفت و خوش استیلی بود.دهنم اب افتاده بود.گفت:ببینم چیکار میکنیا.خوب بهمون حال میدیی یا نه؟هنوزم نمیدونستم قراره اونجا بدم یا بکنم؟یه دفعه دیدم خانوم خانوما با شورت و کرست از حموم اومدن بیرون.وااای که چه هیکلی داشت.اصلآ از رو لباس قابل تشخیص نبود.جووووووناومد طرفمو نشست رو پام دیگه حسابی قاتی کرده بودم کیر اقا؟ هیکل خانوم؟مونده بودم سراغ کدومشون برم که خانومه مشکلمو حل کرد و لبشو گذاشت رو لبم دستمم کشید و برد رو سینهاش که وااای عجب سینهایی داشت.با کمک ماد مازل لخت شده بودم و کیرم بی شباهت به سنگ نبود .داشتم پرواز میکردم که &#8230;&#8230;&#8230;&#8230; در اتاقو کوبیدن.منم به معنای واقعی کلمه ریدم تو خودم.گفتم:حتمآ جناب قلچماق تشریف فرما شدن.خلاصه مرده سریع لباس پوشید و رفت دم در و با خنده با یه قوری چایی برگشت و گفت ما بدون چایی روزمون شب نمیشه تو بالا اومدن به مسوول مسافر خونه سفارش دادم.شما به کارتون ادامه بدین داشتم لذت میبردم.دوباره خانومه با پشتکار تمام زحمت ابول بولی رو که از ترس کوچولو شده بودو کشید و سنگش کرد.با خانوم مشغول بودم که اقا هم اضافه شد اومد کیرمو گرفت تو دستش و بدون معطلی شروع کرد به خوردنش.حالا فهمیدم حکایت چیه.زنه رو نشوندم لب تخت و شروع کردم به خوردن کس قشنگش وای که چه حالی میداد زبونمو میکردم لای کسش خیلی کس توپی داشت.خیس خیس شده بود.مرده هم لای پای من ول کن کیرم نبود.زنه رو خوابوندم رو تخت کاندومو زدم و وااااااااااااااااااااااااااااااااد گذاشتم دم کسش یواش یواش هلش دادم تو جوووووووووووووووون چه کس تنگ و با حالی بود.یه چنتایی که تلمبه زدم مرده اومد و دستمو کشید و گفت اگه میخوای بزارم بکنیش باید اول منو بکنی.منم بدون چون و چرا شرطو قبول کردم و گفتم باشه اصلآ تو هم اگه خواستی منو بکن.گفت:.راستی؟گفتم:اره.گفت:باشه حالا بیا فعلآ بکن.خلاصه گذاشتم دم کون اقا و هل دادم یه کم سفت بود ولی رفت توش.بدک نبود حالی میداد داشتم میکردمش ولی از فکر اون کیر با حالش بیرون نمیومدم دستمو بردم زیر شکمشو کیرشو گرفتم واقعآ کیر بود.گفت:دوسش داری؟گفتم:اره دوست داشتنیم هست.خانومه هم بیکار وای نمیستاد با لبای نرمش از من پذیرایی میکرد.زنه دستشو اورد رو کمرمو رفت پایین تا رسید به کونم گفت:واقعآ کونم میدی؟گفتم:اگه خوب بکنن اره .تو چی؟گفت:من نه فقط کس از عقب دوست ندارم.کیرمو در اوردم و کاندومو عوض کردمو زنه رو خوابوندم و از پشت کردم تو کسش .اصلآ یه حال عجیبی بود هر مدلی با هر کدومشون میکردم دیوونه وار لذت داشت.خانومه چار دست وپا بود و داشتم میکردمش که یدفعه کیر داغ اقا از کنار گوشم اومد دم دهنم.فقط کافی بود دهنمو باز کنم تا کیر دوست داشتنیش بره تو دهنم یه کم که براش خوردم گفتم میخوای منو بکنی؟گفت:نه من از کردن لذت نمیبرم اگه میخواستم بکنم که کس به این توپی هست که؟از دیدنش بیشتر حشری میشم.گفتم:باشه پس بشین تا حشریت کنم.نشست رو مبل منم نشستم لبه تخت روبروش زنه هم اوردم رو به اقا و پشت به من نشست رو کیرم وای که تا ته کیرم تو کسش بود پاهای زنه رو باز کردم و با دست شروع کردم به مالیدن کسش دیگه صداش داشت به جیغ تبدیل میشد که ارضا شد وخر کیف شده بود.منم چند ثانیه بعدش ابم اومد که برای لذت بردن بیشتر اقا ابمو ریختم بیرون روی زنه.حالا نوبت مرده بود که با کمک من و زنه ابش امد .فقط نکته مهمش این بود که اقا طالب شد ابشو بریزه رو من که همین کارم کردو پاشیدش رو سینه و دهن من .بعدشم سه تایی حموم کردیمو اونا شماره منو گرفتن تا هر وقت دوباره اینجا اومدن بهم زنگ بزنن که تا الان بعد از 3 سال هنوز نزدن ولی امیدوارم که بزنن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176837</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل شر شر عرق میکنه و کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:22:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توشمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدشروع]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخارید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[ندادمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بهم ریاضی درس بده آخه فیلم سکسی همیشه شاگرد اول بود.ودر واقه به زور به خاطر حرف مامانم گفته بودم بیاد.آخه اصلا ازش خوشم نمیومد فقط بخاطر سکسی این که یکم تپل بود.اما اون همیشه شاه کس به من پا میداد و من بهش محل نمیذاشتم.خلاصه برگردیم به اصل ماجرار،وقتی اومد خونمون کونی باهم رفتیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بهم ریاضی درس بده آخه فیلم سکسی همیشه شاگرد اول بود.ودر واقه به</h2>
<p>زور به خاطر حرف مامانم گفته بودم بیاد.آخه اصلا ازش خوشم نمیومد فقط بخاطر سکسی این که یکم تپل بود.اما اون</p>
<h3>همیشه شاه کس به من پا میداد و من بهش محل نمیذاشتم.خلاصه</h3>
<p>برگردیم به اصل ماجرار،وقتی اومد خونمون کونی باهم رفتیم تو اتاق.دفترمو آماده کردمو شروع کرد به درس دادن،حدودا یه 2-3 ساعتی</p>
<h4>که جنده گذشت گفتم مهسا من میرم یه 1 ساعتی بخابم.توهم</h4>
<p>اگه حوصلت سر میره برو تلوزیون پستون نگاه کن.از شانس بد من فقط مامانم خونه بود و بعد از این که</p>
<h5>اومدم بخابم کوس اونم رفت سر کار.یه ربع ساعتی میشد که</h5>
<p>مامانم رفته بود و هیچکس خونمون نبود.ومهسا داشت تلوزیون تماشا می کرد.اونم 5 دقیقه بعد از این که مامانم بره اومد تو سکس داستان اتاقم.گفت منم میخام</p>
<h6>بخوابم و از بس پرو بود اومد کنار ایران سکس من خابید.حس</h6>
<p>خوبی نداشتم و ازش بدم میومد.اما اون هی کونشو میکرد طرف من و تنش میخارید واسه این که من بکنمش.اما من به رو خودم نمیاوردم،بعد از 2-3 دقیقه که گذشت هی میومد نزدیک تر.منم داشتم کونشو دید میزدم.خلاصه خیلی حشری شده بودم و کیرم شق شده بود.مهسا هم از من حشری تر.کم کم بهش نزدیک شدم و خودمو چسبوندم به کونشو یواش یواش دستمو بردم سمته کسش و شروع کردم به مالیدن البته از رویه شلوارش.اولش ساکت بود و هیچی نمیگفت،اونم کم کم دستشو آورد سمت کیرم که مثل یه سنگ شده بود و گفت ای شیطون واسه من شق کردی.از بس حشری شده بود که نمی فهمید داره چیکار میکنه!همون موقه پرید روی منو شروع کرد به لب گرفتن.خیلی وارد بود.منم اولین بارم بود که از یه دختر لب میگرفتم.همینطور زبونشو کرده بود تو دهنم و میچرخوند.دیگه داشت نفسم بند میومدوگفتم دیگه بسه!که یه دفه بهم گفت میخوای یه جوری حشریت کنم که باورت نشه؟گفتم آره،ببینم چیکار میکنی؟! که یه دفه مهسا نشست رو کیرمو و داره کونشو میماله رو کیرم.منم امان ندادمو دستمو بردم سمت سینه هاش .شروع کردم به مالیدن،که شروعکرد به ناله کردن.منم دیگه کیرم اینقدر شق شده بود که زیر کون گنده مهسا نفسش بند اومده بود!گفتم بسه دیگه از روم بلند شو و بزار لباسامونو در بیاریم.از روم بلند شدو تیشرتشو درآوردم،لاصه کم کم لباسامونو در حال لب گرفتن در آوردیم.اونم از بس حشرش زده بود بالا که گفت اشکان کیرتو بزار لای پامو از جلو لا پایی بزن.منم از خدا خواسته شروی کردم به لاپایی زدن و آه و نالش رفته بود هوا که یه دفع شروع کرد به لرزیدن،مثل این که ارضا شده بود و بعدشم بیحال شد،یکم صبر کردمو یور خابوندمش گفتم میخام جرت بدمو ونم با تمام وجود قبول کرد.یکم تف زدم به دستمو مالیدم رو سوراخش،کیرمو گذاشتم رو سوراخشو یکم کردم تو،از درد به خودش میپیچید و به زور یواش یواش ناله میکرد.بد حشری شده بودمو کیرمو تا ته کردم تو، که یه دفه یه آه بلند کشید و گفتم ساکت الان همسایه ها میفهمن!و از رو ناچاری دستشو رو دهنش گذاشته بود و آه میکشید. وای چه کونه تنگی داشت باورم نمی شد،شروع کردم به تلمبه زدن جوری که کیرم داشت میسوخت. کم کم داشت آبم میومد و بهش گفتم بریزم توش؟گفت آره کونمو جر دادی حالا همه ی آبتو باید بریزی توش!منم از خدا خاسته تمام آبمو با فشار ریختم تو کونش و یه آه کشید و گفت چقدر داغه دارم میسوزم.کیرمو از تو کونش در آوردمو و حدودا یه یک ساعتی تو بغل هم خوابیدیم.از همون موقع به بعد دیگه از دخترای تپل خوشم میاد.امیدوارم خوشتون اومده باشه دوستان! تا بعد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b4%d8%b1-%d8%b4%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176521</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف مو طلایی ناز کس میده و آب کیر رو هم تا ته میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%85%d9%88-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d9%85-%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%85%d9%88-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d9%85-%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:04:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[……اونم]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ارومیه]]></category>
		<category><![CDATA[استادی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اون]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالأخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برانداز]]></category>
		<category><![CDATA[براندازش]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرستاری]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردم‌]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونه]]></category>
		<category><![CDATA[خیلی]]></category>
		<category><![CDATA[دارم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونسته]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[راستش‌]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[زدن]]></category>
		<category><![CDATA[ساقهای]]></category>
		<category><![CDATA[سراسری]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شد<معذرت]]></category>
		<category><![CDATA[شدهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانیمن]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردمچون]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکترین]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گهگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمشون]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[معارفه]]></category>
		<category><![CDATA[منم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبودممنم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[یه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سراسری قبول شدم .توی کلاس فیلم سکسی حدود 20دختر و 10 پسر بودیم وقتی اولین روز وارد کلاس شدم یه جورایی از دیدن اون همه دختر جا سکسی خوردم!بعد چند دقیقه ای یه استادی اومد شاه کس داخل و شروع کرد به اجرای جلسه ی معارفه و توضیحاتی در مورد قوانین دانشکده کونی و یک [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سراسری قبول شدم .توی کلاس فیلم سکسی حدود 20دختر و 10 پسر بودیم</h2>
<p>وقتی اولین روز وارد کلاس شدم یه جورایی از دیدن اون همه دختر جا سکسی خوردم!بعد چند دقیقه ای یه استادی</p>
<h3>اومد شاه کس داخل و شروع کرد به اجرای جلسه ی معارفه</h3>
<p>و توضیحاتی در مورد قوانین دانشکده کونی و یک سری مسایل دیگه.منم بدون توجه به حرفای استاد فقط داشتم دخترا رو</p>
<h4>دید جنده میزدم که ببینم کدومشون خوشگله!راستش از خودم تعریف نمی</h4>
<p>کنم اما من از اون تیپ پستون پسرایی هستم که دخترا خیلی دوست دارن!قدم حدود 180و وزنم هم 60کیلویی میشه و</p>
<h5>یه هیکل کوس تراشیده دارم با موهای خرمایی نسبتأ بلند و</h5>
<p>چشمای آبی.خلاصه وقتی داشتم نگاه می کردم دیدم یه دختره داره یواشکی منو دید میزنه.منم یه کمی نگاش کردم ولی چون دو سکس داستان سه ردیف جلوتر</p>
<h6>نشسته بود نتونستم صورتشو کامل ببینم. بعد اینکه ایران سکس جلسه تموم</h6>
<p>شد رفتیم بیرون که باز متوجه شدم اون دختره داره دنبالم میاد و بهم نگاه میکنه راستش منم چون کسی رو نمیشناختم تنهایی راه می رفتم.بهش توجهی نکردم اونم که دید من بهش بی محلی میکنم رفت.فرادش که دوباره رفتم کلاس من یه کمی زودتر رسیدم دیدم اون دختره هم اونجاست این دفعه اومد جلو و خودشو معرفی کرد منم که براندازش کردم دیدم نه بابا!خیلی خوشگله قدش یه کمی از من کوتاهتر بود و هیکل تراشیده ای داشت یه شلوار جین آبی تنگ پوشیده بود که وقتی راه می رفت تکون خوردن ماهیچه های ران و باسنش کاملأ معلوم بود چشماش هم سیاه بود و پوستش سفید و شاداب بود منم خودمو معرفی کردم و یه کمی در مورد دانشکده و خودمون گفتیم گفت اسمش شبنمه و از همدان اومده و اینجا با چند تا از دوستاش یه خونه ی نقلی اجاره کردن پدرش اجازه نداده بود بره خوابگاه و گفته بود که حتی اگه شده با یکی از اعضای خانواده اش براش خونه اجاره میکنه اونم با دو سه تا دختر دیگه که اونا هم همدانی یه خونه اجاره کرده بودن.خلاصه اون روز یه کمی با هم آشنا شدیم و بعدش رفتیم سر کلاس. وقتی کلاس تموم شد اومد بهم گفت که کار خاصی دارم یا نه که منم که کاری نداشتم گفت پس بیا با هم بریم یه کافی شاپ یه چیزی بخوریم منم قبول کردم و رفتیم جای خیلی با حال وبا کلاسی بود فکر کنم مخصوص معشوقین بود!رفتیم نشستیم یه گوشه و دو قهوه سفارش دادیم من همین جوری نشسته بودم و داشتم شبنمو برانداز می کردم با هزار فکر و خیال جور و ناجور!احساس کردم شبنم یه خورده اضطراب داره و هی با انگشتای دستاش ور میرفت بهش گفته چته بابا?اونم گفت هیچی مگه چی شده?منم گفتم ناراحت نشه به شوخی گفتم ترسیدی?اونم گفت نه بابا فقط وقتی با پسرا میرم بیرون اونجوری میشم.توی فکر گفتم شاید خیلی با پسرا نبوده واسه ی همین.اون روز توی کافی شاپ هم فقط از خودمون گفتیم و چند تا خاطره تعریف کردیم و بعد ازش شماره گرفتم و تا خونه همراهیش کردم ولی نرفتم تو.تا نزدیکای امتحانات ترم اول همین جوری با هم قرار میذاشتیم.در ایام امتحانات این قرارا کمتر شد تا چند روز پس از امتحانات که حدود پنج روزی تعطیلی داشتیم روز قبل شروع تعطیلات بعدالظهرش شبنم بهم اس داد که من تا پس فردا بر نمی گردم ولی دوستام میرن اگه دوست داشتی فردا شب بیا پیشم,منم اولش گیج و منگ بودم و هدفشو درست نمی فهمیدم!بهش اس دادم که باشه,اون روز تمام فکرم مشغول شبنم بود رفتم خوابگاه دیدم هم اتاقی هام هم دارن خودشونو آماده میکنن واسه ی رفتن منم بهشون گفتم که پس فردا بر می گردم و فردا یه خورده خرید دارم,اون شب فقط دو نفر خوابگاه مونده بودیم که فرداش اونم رفت منم تا شب خودمو آماده کردم یه لباس رسمی هم پوشیدم,نزدیکای غروب بود که شبنم بهم اس داد تا برم به همون جایی که اون روز باهاش رفتم منم تاکسی گرفتم و رفتم,شبنم درو باز کرد و بهم گفت بیا تو کسی نیست منم رفتم داخل,خونه دو تا اتاق داشت با یه هال کوچک و آشپزخونه و حمام و دستشویی,همه جا خیلی تمیز و مرتب بود معلوم بود دخترای منظمی هستن بر خلاف خود من!شبنم بهم گفت راحت باش و بشین خودشم رفت آشپزخونه که بساط شامو بچینه,سر شام خیلی راحت نبودم و یه کمی خجالت میکشیدم که بعدش برام عادی شد شبنم برخلاف من لباس آنچنان رسمی نپوشیده بود فقط یه شلوار جین با یه تاپ تنش بود,بعد از شام,نشستیم و خیلی صمیمی با هم حرف میزدیم منم که دیدم موقعیت خوبیه گفتم از فرصت استفاده کنم ببینم چه جور دختریه!هر جوری بود با تعریف داستان یا حرف زدن درباره ی فیلمای عشقی,موضوع سکس رو آوردم وسط,بهش گفتم تا حالا سکس داشته اونم گفت نه چون زیاد دنبال پسرا نبودم,منم گفتم پس چه جوری از من خوشت اومد اونم گفت واقعأ نمیدونم همین جوری! بعد گفت تو چی,منم گفتم یکی دو باری داشتم ولی هیچ کدوم از اونا مثل تو خوشگل و ناز نبودن اونم سرخ شد و خندید گفت نه بابا! بزنم به تخته تو که خیلی خوش تیپی چطور با دخترای خوشگل نبودی,میخواست موضوع رو عوض کنه فکر کنم اونم تحریک شده بود. خلاصه هر جوری بود انقدر در مورد سکس پر حرفی کردم که اونم هم براش عادی شده بود هم تحریک.شبنم بلند شد و رفت دو تا چایی آورد و این بار نزدیک من نشست از حرکات و نگاه هاش معلوم بود داره به برجستگی شلوارم نگاه میکنه که در واقع همون کیر شق شده ی بنده بود!منم دیدم نه!مثل اینکه بدش نمیاد بهش گفتم میخوای برای اولین بار سکس رو تجربه کنی?اولش فقط سرخ شد و حرفی نزد و بدون مقدمه گفت از خیلی وقت پیش دلش میخواسته اما نمی دونسته چه جوری و از چه راهی به دوست پسرش بگه!بعدش دوباره بهش پیشنهاد دادم یه کم نق نق کرد و بهونه آورد که من دخترم و میترسم پاره م کنی و از این حرفا.هر جور بود راضیش کردم بهش نزدیک شدم, توی چشمای همدیگه خیره شدیم و من رفتم سراغ لباش,خیلی لبای نرم و آبداری داشت طوری لباشو خوردم که انگار دارم آبنبات چوبی میخوردم .دیگه کاملأ شهوتی شده بودیم و گرم گرم,دستمو از روی لباس گذاشتم روی سینه هاش !سینه هاش مثل ژله بود نرم و خیلی خوش فرم بودن.کمی مالوندمشون که با این کارم آه و ناله ی شبنمو در آوردم,بعد تاپشو در آوردم ولی نذاشت سوتینشو باز کنم گفت هنوز زوده,یه سوتین توری سفید بود که باور کنید پوست بدنش مثل اون سفیده سفید بود و از دور اصلأ قابل تشخیص نبودن.منم دیدم هنوز کامل تحریک نشده گفتم بذار یه کارای دیگه هم بکنم شروع کردم از گردنشو تا شکمش و اطراف سینه ها و نافشو لیسیدم این دفعه آه و ناله هاش تندتر و بلندتر شده بود طوری که وقتی سوتینشو باز کردم اصلأ متوجه نشد ,سینه هاشم سفید سفید بود نوک سینه هاش یه کمی کرم رنگ بود,شروع کردم از نوک سینه هاش اول با نوک زبانم تحریکشون کردم که سینه هاش سفت تر شد. شبنم داشت آه و ناله می کرد و فقط می گفت چقدر لذت بخشه,منم تا میتونستم سینه هاشی توی دهنم جا میدادم و میک میزدم بعد رفتم شکمشو لیس زدم رفتم پایین تر ولی شلوارش مزاحم بود خواستم شلوارشو در بیارم که نیلو فر دستمو گرفت و گفت که من دخترم و اوپن نیستم حواست باشه چه کار میکنی,منم بهش گفتم بهم اعتماد کن فقط ارضات می کنم نمیخوام که کوستو بکنم,اونم قبول کرد و خودشم توی در آوردن شلوارش کمک کرد .وقتی شلوارو پایین کشیدم چشمام برق زد عجب اندام خوشگل و سفیدی داشت, کوچکترین اثری از مو نبود منم زودی رفتم سراغ ساقهای پاهاش و شروع کردم به لیس زدن ,همه جای پاهاشو تا بالای رون هاش خوردم,به خصوص رونای سفید و نرمشو خوب لیسیدم دوباره آه و ناله ی شبنم بلند شده بود بعد برش گردوندم و پشت پاهاش و لمبرهای کونشو هم لیس زدم بازم شورتش مزاحم کارم شد,دوباره به پشت خوابوندمش و برگشتم سراغ لبها و سینه هاش,بعد سرمو بردم بغل گوشش بهش گفتم اجازه میدی شرتتو در بیارم مزاحم کارمه,اونم با یه ناله شهوتی گفت هر کاری دلت خواست بکن من دارم از لذت میمیرم,منم زودی لباسای خودمو در آوردم به جز شورتمو,وقتی بدنمو دید گفت ای ول بدنتم خیلی خوشگله,منم بدون مقدمه رفتم سراغ شورتش که کمی هم خیس شده بود , درش آوردم باورم نمیشد یه کوس بدون مو و سفید مثل همون کوس های خارجی خوشگل توی بعضی فیلمای سکسی. فوری سرمو بردم بین پاهاش و پاهاشو از هم باز کردم اول با یه دستمال کاغذی تمیزش کردم بعد دورو برشو کامل لیس زدم و رفتم سراغ اصل کاری!لوپای کوسشو از هم باز کردم خیلی زیبا بود اولین باری بود که کوس یه دخترو از نزدیک میدیدم البته کوس کلوز!یه کمی با دست بهش ور رفتم و چوچولشو پیدا کردمو شروع کردم به لیس زدن و مکیدنش.با این کارم شبنم دیگه از شدت شهوت داشت جیغ میزد,وقتی قشنگ چوچولشو خوردم این بار نوک زبانمو فرو می کردم توی سوراخ کوسش و بالا و پایین میکردم شبنم دیگه نا نداشت فقط نفس نفس میزد و آه و ناله میکرد بعد مدتی آبش اومد و باعث شد همه صورتم خیس بشه چون من داشتم کوسشو لیس میزدم بلند شدم صورتمو پاک کردم بیچاره شبنم خجالت کشید و معذرت خواهی کرد منم گفتم اشکالی نداره بعد گفتم حالا تو بیا خودتو نشون بده, مثل اینکه یه چیزایی بلده ولی نه زیاد!شورتمو کشید پایین و کیر شق شده ی من افتاد بیرون راستش من تا حالا اندازه ی کیرمو نگرفتم ولی نه زیاد بزرگه نی خیلی کوچکه.اونم که کیرمو دید چیزی نگفت فقط شروع کرد به ساک زدن ,زیاد ماهر نبود و دندوناش میخورد به کیرم و دردم میومد اما قشنگ میک میزد منم یه کمی آه و ناله کردم و بهش گفت بسه حالا بذار بریم سر اصل کاری,خوابوندمش و پاهاش باز کردم,چون از هیچی خبر نداشتم وسایل سکس (کاندوم و اسپری و..)نخریده بودم اولش فقط تف زدم به کیرم و کوسشو مالش میدادم به قول دوستان همون لاپایی!چون اولین بارش بود اون حال میکرد ولی برای من زیاد لذت نداشت گفتم اگه جلو صاحب داره عقب که بی صاحبه!بهش گفتم برگرد میخوام کونتو بکنم اون که اوپنه?اونم گفت آره فقط آروم بکن.بیچاره نمیدونست چه دردی در انتظارشه,منم ازش خواستم یه چیز لیز کننده برام بیاره که اونم روغن مایع آورد یه کمیشو مالیدم به کیرم و سوراخ کونش,باسناش خیلی نرم بود حتی دورو بر سوراخ کونشم سیاه نبود سفید و نرم,منم که دستام روغنی شده بود باسنشو روغنی کردم و شروع کردم به ماساژ دادن,مثل ماهی لیز شده بودن اصلأ نمیتونستم بگیرمشون فقط با کف دستم ماساژ میدادم بعد کیرمو بین لمبرای کونش عقب جلو میکردم چون شبنم داغ داغ شده بود مثل این بود که دارم توی سوراخ کونش عقب جلو میکنم بالأخره کیرمو رسوندم سوراخ کونش,با اولین فشار نرفت و مجبور شدم فشارو بیشتر کنم که یکهویی همه ی سر کیرم رفت داخل,توی کونش خیلی گرم بود انگار بدجوری داغ کرده بود وقتی سر کیرم رفت داخل شبنم یه جیغی کشید که فکر کنم برای یه لحظه کر شدم تازه متوجه شده بود چه دردی داره بهش گفتم بابا چه خبره الان دردش کم میشه و گوش نمیکرد فقط میگفت بیار بیرون دارم پاره میشم منم دیدم فایده نداره کیرمو در آوردم و با انگشت بهش ور رفتم اولش دردش میگرفت اما بعد تبدیل به آه و ناله میشد تا دو انگشتی جلو رفتم بعد دوباره کیرمو بردم داخل و این بار هر جوری بود با فشار نصفشو بردم باز شبنم شروع کرد به جیغ زدن اما این بار بی خیالش شدم دستمو بردم زیرش و سینه هاشو می مالیدم که یه کمی آروم شد شروع کردم لیس زدن پشتش و زیاد کردن فشار که بالأخره تا دسته فرو کردم انگار کیرم دیگه جا باز کرده بود و شبنم هم عادت کرده بود,هر چی بیشتر فشار میدادم گرمی کونش بیشتر میشد منم چند بار به آرامی عقب جلو کردم بعد شروع کردم تلمبه زدن,شبنم دیگه داشت آه و ناله میکرد و درد نداشت من هر بار با شدت بیشتر تلمبه میزدم بهش گفتم داره آبم میاد اونم گفت که خیلی دوست داره کیرمو بین سینه هاش عقب جلو کنم و آبمو بریزم همون جا منم قبول کردم سریع برگردوندمش و اونم سینه هاشو به هم فشار داد و دهنشو نزدیک سینه هاش برد. منم کیرمو بین سیینه هاش عقب جلو کردم و گهگاهی هم سر کیرم میرفت توی دهنش ,راستش این جوری هم حال میداد آخه سینه هاش مثل ژله بود,بعد چند بار عقب جلو کردن نفهمیدم, که آبم پاشید روی سر و گردنش و بین ممه هاش,منم گفتم ببخشید حواسم نبود اونم گفت اشکالی نداره بلند شدیم یه کمی خودمونو با آب تمیز کردیم می خواستم برگردم که نذاشت گفت تا فردا همین جا بخواب ,دیگه دیره. بعدش با هم خوابیدیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%85%d9%88-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%87%d9%85-%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176505</post-id>	</item>
		<item>
		<title>با جون و دل کس میده و دل بکنش رو حسابی با قیافه وحشیش  شاد  میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%84-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%af%d9%84-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%84-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%af%d9%84-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Oct 2019 08:01:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقایی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ازینجا]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افسانه]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاونم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[باوجود]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بعدیمون]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودآروم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهم]]></category>
		<category><![CDATA[بودچند]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودراستش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادش]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تابحال]]></category>
		<category><![CDATA[تصمیمی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تکرارش]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتش]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خونهبه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دارماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دعوامون]]></category>
		<category><![CDATA[دفترچه]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دنیایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیه]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینیش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[علاقمند]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[کادویی]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کنماین]]></category>
		<category><![CDATA[کنهولی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکترم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمبا]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مسائلی]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میوفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتش]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهمون]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<category><![CDATA[وقتتون]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یادگاری]]></category>
		<category><![CDATA[یادمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دیگه رو دوست داشته باشننسبت فیلم سکسی به سنم طبیعی بود خیلی ها مثل من فکر میکردن توی اون سناوایل ورود به جوونیم بود و دنیایی رنگارنگ سکسی و افسانه ای واسه خودم ساخته بودمالبته شاه کس نه دیگه در اون حد که منتظر شاهزاده ای با اسب سفید باشمواسه کنکور و کونی پیش دانشگاهی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دیگه رو دوست داشته باشننسبت فیلم سکسی به سنم طبیعی بود خیلی ها</h2>
<p>مثل من فکر میکردن توی اون سناوایل ورود به جوونیم بود و دنیایی رنگارنگ سکسی و افسانه ای واسه خودم ساخته</p>
<h3>بودمالبته شاه کس نه دیگه در اون حد که منتظر شاهزاده ای</h3>
<p>با اسب سفید باشمواسه کنکور و کونی پیش دانشگاهی خودم رو آماده میکردم و اصلا به تفریح یا رابطه ای با</p>
<h4>کسی جنده فکر نمیکردمخیلی دوست داشتم جایی مثل شهید بهشتی یا</h4>
<p>دانشگاه تهران قبول بشم که بتونم پستون پز بدم کلا دوست داشتم توی چشم باشمامتحانات ترم اول پیش دانشگاهی شروع شده</p>
<h5>بودن که کوس یکی از دوستای صمیمیم بهم گفت فردا بعد</h5>
<p>از امتحان با پارتنرش قرار داره چون نمیخواد زیاد باهاش باشه منم برم که به هوای من زود برگردیم و به امتحان سکس داستان بعدیمون لطمه ای</p>
<h6>نخورهمنم قبول کردم هرچند خوشم نمیومد ازین روابط ایران سکس بنظرم آدم</h6>
<p>گه با هرکسی بخواد واسه تفریح باشه مثل پیچی میمونه که از بس با آچار دستکاریش کردن هرز بشه و بی فایده بشهکه البته گاهی باعث میشد مسخرم کنن گاهی هم کسایی مثل مادر پدرم بهم اطمینان داشته باشنبعد از امتحان منتظر الهه شدم که بریم سر قرارش کلی به خودم فحش دادم که چرا قبول کردم ولیبا این فکر که واسه دوستم دوستی کردم ذوق زده میشدممن کلا مثبت تر از الهه بودم واسه همین یکمی میترسیدم که اتفاقی نیوفتهتاحالا کنار پسری راه نرفته بودم حتی از اینکه مردم نگاهمون کنن و چه فکری کنن هم میترسیدمتوی همین فکرا بودم که الهه اومد و خلاصه با کلی فکر و خیال و اضطراب و دعا و صلوات و&#8230;رسیدیم سر قراربی افش بدک نبود کلا من زیاد به ظاهر پسرا گیر نمیدم چون اونا بیشتر باید مرد باشن تا خوشگلخوشگلی بیشتر واسه زن مهمه تا مرد واسه همین ازش بدم نیومدالبته اونم زشت نبود متوسط رو به بالا بود مثل پدرامپدرام کسی بود که من عاشقش شدم البته شایدم عشق نبود دوست داشتن زیاد بوداون روز گذشت و بعد از امتحانا الهه بهم گفتشادی کامران یه دوستی داره که روش نشده باتو صحبت کنه از اون خواسته تا به من بگه و منم به تو بگم تا نظرت رو بگیمنم با بی میلی گفتم نمیخواد این قدر پیغام پسغام بدین تو که میدونی من به فکر این رابطه ها نیستم(البته نه اینکه نخوام ولی دوست داشتم رویایی باشه رابطم با کسی باشم که تا آخر باهم بمونیم)الهه هم چیزی نگفت و یک هفته ای گذشت تا یه روز خود پدرام رو چندتا کوچه بالاتر از دبیرستانمون دیدمپسر خوبی بنظر میومد تقریبا معمولی بودسبک نبود و من واقعا ازینجور پسرا خوشم میومد چون بنظرم کسایی که توی سن 18 تا 24-5 سنگین و با وقار باشن مردای بزرگینگفت که از بی اف الهه مخالفت من رو شنیده و الانم واسه تکرارش نیومده فقط میخواد یه یادگاری بهم بده تا کدورتی پیش نیومده باشهمنم یکمی مخالفت کردم که کدورتی نبوده فقط من خودم نمیخوام با کسی باشم بهرحال اونقدر اصرار کرد تا یه جعبه کادویی که دستش بود رو گرفتمبا هزارجور بدبختی کادورو تا اتاقم رسوندمهیجان داشتم که بدونم چیه توشیه دفترچه خاطرات بود و یه ساعت مچیدفترچه خاطراتش هر صفحش یه نقاشی بود هیچ نوشته ای بجز 2 سطر توی آخرش نداشتاون 2 سطر هم نوشته بود دلیل اینکه این رو به من داده این بوده کهخیلی اونهارو دوست داشته و چون ممکنه با پیشنهادش من رو ناراحت کرده باشه خواسته چیزی که دوست داره رو بهم بدهچند روز به اینکه بلاخره آشناییتی باید باشه تا عشق شکل بگیره فکر کردم و چون از پدرام خوشم اومده بود دلم مفزم و تمام طرز فکرام رو راضی کرد که با پدرام دوست بشمچون نمیخواستم سبک بشم جلوی پدرام؛با الهه مشورت کردم که چجوری به پیشنهادی که قبلا نه گفتم بله بگمالهه خیلی واردتر بود و ازم پرسید منظورم پدرامهبا من من و خجالت گفتم آرهاونم خندیدو گفت نترس بامندو سه روز بعد پدرام بهم زنگ زدو چون خیلی طولانی میشه داستانم خلاصش میکنمخلاصه خیلی به هم علاقمند شدیمیکسال ویک ماهی باهم بودیم تا رسیدیم به عید نوروزتوی این مدت اصلا رابطه ی سکسی نداشتیمولی بهم خیلی نزدیک بودیم و گاهی من از اتفاقایی که واسه بدنم میوفتاد هم براش میگفتممثلا اگه حمام میرفتم و عطردهنده سیب یا چیز دیگه ای استفاده میکردم براش میگفتم و ناز میکردمالبته تمامش حالت عاشقانه داشت مثل عاشق و معشوقی که همه چیز همدیگه رو میپرستنگاهی هم دعوامون میشد و قهر میکردیم ولی چون از روی بچگی من بود خودمم پشیمون میشدم و اونم سعی میکرد ببخشتممنم وقتایی که آشتی کنون داشتیم خیلی به خودم میرسیدم و چون دیگه مطمئن شده بودیم برای همدیگه ایم ازش خجالتی نمیکشیدماونقدر علاقمند شده بودیم به هم که دیگه مطمئن بودم هیچ کس دیگه ای جای اون رو برام نمیگیرهعیدها پدر مادر من میرن مشهد و من و برادر کوچیکترم خونه تنها میمونیمانقدر بهم اعتماد داشتن مادر پدرم که هیچ نگرانی از هیچ نظر نداشتنچون تنها دخترم خیلی از کارای خونه رو یاد گرفته بودم البته بیشتر خودم رو واسه زندگی با پدرام آماده میکردمبرای همین مادرم مطمئن بود از خونه وقتی جایی میخواست برههفتم عید داداشم رو بردم خونه عموم تا با پسرعموهام بازی کنه خودمم برای کنکور آماده میشدم و برگشتم خونهبه پدرام گفتم تنهام و اون هم اومد پیشمخیلی شده بود که تنها بودیم پیش هم ولی مسئله شهوتی ای بینمون پیش نیومده بودبرام خیلی ارزشمند بود که باوجود اینکه اون یکسال فقط از من بزرگتره خود خودم رو دوست داره نه این مسائل رو مثل خیلی هاوقتی اومد پیشم کلی از زندگیه آیندمون و برنامه هامون حرف زدیمکلی شوخی و ایناهم کردیمهمیشه وقتی تنها بودیم من دراز میکشیدم و اون بالا سرم میشست عاشق این بود با موهام بازی کنهتکرار یکی از فیلما رو میدیدم که احساس کردم پدرام داره نگام میکنهچشام رو به بالا چرخوندم و منم نگاهش کردمگفتم چیه سوسک رومه؟گفت نه دوستت دارمپیشونیم رو بوس کرد و دوباره به فیلم نگاه کردمنم خیلی دوست داشتم بوسش کنمواقعا دوست داشتم لب هم رو ببوسیمولی با این وجود خجالت میکشیدم که بگم بهشاز اینکه شاید فکر بدی بکنه دوست هم نداشتم سبک جلوه بدمبرای همین رفتم آشپزخونه که توی اون جو نباشمکه بخاطر استرس و اضطرابی که بهم وارد شده بود یکم نفس کشیدنم به مشکل خوردمن سابقه تنگی نفس دارماز صدای سرفه هام پدرام سریع اومد و چون این رو میدونست پیشونیم رو مالش داد بغلم کرد تا ببرتم روی کاناپه حالم بهتر شده بودزیاد سخت نگرفته بودبهم نگاه کردو با نگرانی پرسید خوبی؟منم سرم رو تکون دادم و دستم رو دور گردنش انداختمبعد از یکسال بنظرم این کارا اشکالی نداشت و خیلی برام قشنگ بودداشتیم به کاناپه نزدیک میشدیم دوست نداشتم بزارتم پایینچسبیده بودم بهشبا خنده گفت دیوونه کم وزن نداریامنم گفتم 50 کیلوام یه کیسه برنج از من سنگینتره نکنه پس فرداهم میخوای من کسیه برنجارو خریدارو بیارم خونه؟نیشخند زدو گفت نه گلماینبار آروم لپم رو بوس کردمنم بوسش کردم ولی خیلی نزدیک به لبش بودیه حسی بهم میگفت لبش رو بوس کن تا بفهمه چقدر دوستش داریبلاخره لبش رو توی همون حالت بوس کردمیکم شوکه شد وقتی گذاشتتم روی کاناپه نشت جلوم و اینبار هردومون سفت همیدگه رو چسبیدیملباسام سکسی نبود چون اصلا بهش فکر نمیکردمتاپ و شلوار جیناون هم تی شرت تنش بودبازوهام رو محکم گرفته بودهردومون سرخ شده بودیم هیچکدوم دوست نداشتیم قطع بشه بوسمونتقریبا داشتیم لب میگرفتیم ولی با کلی خراب کارییا من با دندونم لبش رو گاز میگرفتم یا اون زیاد فشار میداد و من دردم میگرفتهمین باعث شد خندمون بگیرهبعد که خندمون قطع شد حالت مکرر بودن داشتیم که ادامه بدیم با نهتصمیم گرفتم که این کار رو تا آخر برسونیمدوباره کشیدمش سمت خودم گفتماونقدر تمرین کنیم یاد بگیریم باشه؟اونم گفت باشهلبامون رو بهم چسبوندیماصلا بلد نبودم چیکار کنماونم نسبتا بلد بود نمیدونستم چقدر باید تمرین کنیم ولی حس خوبی بودمزه ای نداشت ولی حس خوبی بودآروم سنگینیش رو روم انداخترون پاش بین رونای پام بودراستش ازونجا به بعد حس ترس داشتمازینکه شهوت باعث نشه خیلی پیش بریمخواستم جداش کنم و بلند بشم ولی قبل از اینکه تصمیمی بگیرم دستش رو روی سینم گذاشتحس آرامشی داشت که منصرف کردلبش از روی لبم روی گردنم پایین رفتدستاش بین سینه هام و روی شکمم حرکت میکردناونقدر داغ شده بودیم که نمیتونستیم از هم جدا بشیمچند دقیقه ای لباش رو روی گردنم حرکت داد و با دستش با سینه هام بازی کرد تا سرش و بالا اوردو به تاپم نگاهی کرد و پرسید؟در بیارمش؟منم هیچی نگفتم هم میترسیدم هم حس خوبی بودسکوتم باعث شد تا کارش رو بکنهلباسش رو در آورد و تاپ منو هم آروم از پایین به بالا هول میدادهر جایی از شکم که لخت میشد رو بوس میکردقلبم میزد و شکمم بالا پایین میشد تابحال این حس رو اینجوری نداشتمهرچند که بعضی وقتا به این که این کارو با پدرام بکنم توی ذهنم فکر میکردم ولی اینجوری فرق داشتکامل تاپم رو در آورد و دستش رو پشت کمرم بردزیپ سوتینم رو باز کرد و قبل از اینکه سوتینم رو برداره باز ازم لب گرفت و شکمم رو مالش داددهنش رو بین سینه هام آورد و با دندوناش سوتینم رو برداشتخیلی دقت کرد که گوشتم رو گاز نگیرهبیشتر ازینجا به بعد حس خجالت داشتم نمیدونستم قراره چی پیش بیاد ولی شهوت بهم شجاعت داده بودلباش رو دور سینه هام حرکت میدادبا دستاش فشارشون میداددور نوک سینه هام حس سرما ایجاد شده بودچند بار بین دندوناش گرفت و کشید به سمت بالابخاطر دردی که داشت با آخ بهش فهموندم که اینکارو نکنه ولی خوشش اومده بودمنم دردش رو تحمل میکردم اونقدر زیاد نبود که ناراحتش کنمآخ های آرومی میگفتم تا همش سکوت بینمون نباشهمیخواستم حواسم پرت بشهازبین سینه هام لیس میزد تا به نافم میرسید و با انگشت شصت و اشارش نوک سینه هام رو میگرفتخواست پایینتر بره که یه لحظه شهوت از سرم پریداضطراب داشتم ازینکار برای همین بازوهاش رو گرفتم و گفتم آماده نیستملباش رو بوسیدماونم لبام رو بوس کرد ولی خیلی مضطرب بودکاملا معلوم بود که فشار زیادی روشهبهم گفت شادی یه موضوعی هست باید..خیلی مکرر حرف میزدازش پرسیدم بگو عزیزم ولی راجح به اون کار نباشه من میترسمگفت نه خودشم نمیخواد تا قبل ازدواج این کارو کنیم ولی الان تحریکهاولین باری بود بهم میگفتیم تحریکیممن نمیدونستم چیکار باید بکنیم که این حس بره و اون کار رو هم نکرده باشیمبهش گفتم من دوستت دارم ولی چیکار کنیمروم دراز کشید ازم خواست چشمام رو ببندمباز میترسیدم که اتفاقی نیفته از شهوتم کم شده بود ولی بهش اعتماد داشتمخودش رو روم تکون میدادآلتش به شلوارش فشار آورده بود و منم یکمی میتونستم حس کنم چون تقریبا روی شکمم مالیده میشدصدای نفساش رو میشنیدم میدونستم لذت میبره منم برای اینکه لذتش کم نشه گردنش رو بوس میکردمحرکاتش روی شکمم سریعتر شده بودشلوارش اذیتم میکرد ولی اونم باید برای اینکه وضع بدتر نشه اینکار رو میکرد برای همین تحمل میکردمچند دقیقه ای این کار رو کرد و بی حرکت افتاد روممن ارضا نشده بودم ولی همونقدر لذت برام بس بودبعد از اون ماجرا راحت تر باهم بودیمسکس اصلی رو هم چند ماه بعد انجام دادیمولی الان شش ماهه که دیگه باهم نیستیممن بخاطر مشکلات ژنتیکی نمیتونم باهاش ازدواج کنماین رابطه کم خیلی رومون تاثیر داشت واقعا عاشق هم شدیم ناخواستهدلیل اینکه این هارو بهتون گفتم این نبود که تحریک بشینفقط واقعا هواستون باشه که هرچقدر هم عاشق باشینهمیشه مسائلی هست که دردسر ساز بشهرابطه سکس اصلا مثل بعضی حرفا که میشنوین نیستحتی اگه خیلی هم ازاد فکر کنین ناخواسته تاثیر میزاره روتونو شما براحتی نمیتونین هم آغوشی با کسی رو از یادتون ببرین چون اصلا آسون نیستشما شخصی ترین چیزتون یعنی بدنتون رو با کسی سهیم میشینمن عاشق پدرامم و نمیخوام ازدواج کنم ولی شاید اگه با اون رابطه نداشتم اون الان فکرش مشغول نبود و از جداییمونضرری نمیکرد و میتونست فراموشم کنهولی الان مطمئنم تا آخر عمر هردومون اون لحظه ها یادمون میمونهببخشید اگه وقتتون هدر رفت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%84-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%af%d9%84-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176518</post-id>	</item>
		<item>
		<title>باید منو خوب بکنی , میفهمی یا نه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Sep 2019 09:32:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اندامشم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستادم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامونو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنيد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نيازها قانعش كردم ببرمش سينما فیلم سکسی سينه هاشو بمالم.يادم مياد زمستون بود از بس لباس پوشيده بود به سختي به سينه هاش رسيدم.وقتي شروع كردم با سکسی سينه هاش بازي كردن چشماش عينه چشماي شاه کس گاوي كه دارن شيرشو ميدوشن شهلايي شده بود يه كمم اشك تو چشماش جمع شده کونی بودخلاصه اين [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نيازها قانعش كردم ببرمش سينما فیلم سکسی سينه هاشو بمالم.يادم مياد زمستون بود</h2>
<p>از بس لباس پوشيده بود به سختي به سينه هاش رسيدم.وقتي شروع كردم با سکسی سينه هاش بازي كردن چشماش عينه</p>
<h3>چشماي شاه کس گاوي كه دارن شيرشو ميدوشن شهلايي شده بود يه</h3>
<p>كمم اشك تو چشماش جمع شده کونی بودخلاصه اين اولين باري بود كه دستم به اندام سميه ميفتاد هر چند كه</p>
<h4>زد جنده حال خوردم اخه ابم نيومدحتي يادم مياد موقع اي</h4>
<p>كه از سينما ميومديم بيرون كيرم پستون سيخ شده بود مجبور شدم بندازمش زيره كمربندم طوري كه سرش چسبيده بود به</p>
<h5>نافم.بگذريم.كارم رسيد کوس به جايي كه در هفته يك شب دزدكي</h5>
<p>ميرفتم خونشون خصوصا موقع اي كه فرداش تعطيل بود اگه بخوام توضيح بدم كه چوري برنامه ريزي كرديم كه شبها موقع اي سکس داستان كه مادرو داداشاي</p>
<h6>كوچيكش خوابن{باباش فوت كرده بود}برم اونجا مفصله كه ایران سکس احساس ميكنم</h6>
<p>لزومي نداره بنويسم.اين مقدمه اي بود تا داستان اولين سكسمونو براتون بگم.فقط داشته باشيد كه خونشون 2 تا در داشت كه در تو كوچه بنبست به اتاق بالا ختم ميشدفقط من بايد از تو راهرو ميگذشتم.خلاصه با قرار قبلي رفتم خونشون. هيچ وقت فراموش نميكنم اولين بار پيراهن مردانه و شلوار لي پوشيده بود اخه ميدونست اين تيپو دوست دارم.همه چراغهاي اتاق خاموش بود اما اتاق تقريبا با نور تير چراغ برق تو كوچه روشن بود طوري كه ميتونستيم همديگرو از فاصله نزديك ببينيم.اينم بگم كه اصلا نميتونستم تو اون شرايط سيگار بكشم مطمئن بودم بوي سيگار خونرو پر ميكنه.بعد از كمي صحبت كردن وكم شدن استرس رو تخت نشستم ازش خواستم بياد بين پاهام بشينه.شروع كردم با موهاش بازي كردن.اينم بگم كه سميه رو يه خورده دوستشم داشتم اون قيافه ي نازي داشت خصوصا چشماش خيلي قشنگ بود اندامشم اگه يه خورده كونش بزرگتر بود دست كمي از مدونا نداشت.موهاش بوي شامپو ميداد معلوم بود تازه از حموم بيرون اومده بود.اروم اروم شروع كرديم به لب گرفتن.از روي پيرهن با سينه هاش بازي ميكردم تا شهوتي بشه.بعد دكمه هايي پيراهنشو باز كردم.بلندش كردم خواستم پيرهن و سوتينشو در بيارم كه خيلي خجالت كشيد از خجالت سرشو بالا گرفت تا اين صحنرو نبينه. شروع كردم خوردن سينه هاش وقتي سينه هاشو فشار ميدادم مثل يه تيكه لاستيك از دستم در ميرفت.دوباره شروع كردم به لب گرفتن واز پشت با دستام كونشو مالش ميدادم خوابوندمش رو تخت شلوارشو دراوردم خيلي مقاومت ميكرد اما اخرش دراوردم .روشو ازم برگردوند.نه اون ونه من ميتونستيم صدامونو بلند كنيم خيلي اهسته صحبت ميكرديم.از اينكه لختش كرده بودم خجالت ميكشيد منم به خاطر اينكه از خجالت ذرش بيارم خودمو لخت لخت كردم اروم رفتم كنارش دستشو گرفتم گذاشتم رو كيرم .مدام دستشو ميكشيد اخرش اروم شد احساس كردم از گرماي كيرم خوشش اومده.كاملا كيرمو تو دستش گرفت و اروم اروم باهاش بازي ميكرد .روبه روش ايستادم از رو شورت با كسش بازي كردم بعد اروم دستمو بردم كسشو لمس كردم كمي خودشو خيس كرده بود.شرتشو دراوردم اصلا مقاومت نكرد شروع كردم به خوردن كسش.چشمم افتاد به 2 تاپرتقالي كه واسه پذيرايي اورده بود اخه نميتونست زياد بياره بهش شك ميكردن.پرتقالارو نصف كردم ريختم رو كسش دوباره شروع كردم به خوردن.وقتي بهش نگاه كردم ديدم خيلي تو حسه ديدم چشماشو بسته وداره لباشو گاز ميگيره.بلندش كردم ازش خواستم كيرمو بخوره خيلي ناراحت شد منم ديگه اصرار نكردم.خلاصه قانع اش كردم كه كونش بزارم.يادم مياد براي هر سانت كيرم 2 دقيقه حداقل طول ميكشيدبره تو بعد از چند بار رفتو برگشت تحملش بيشتر شد .سرشو از بغل خوابوندم رو تخت كونشو قمبل كردم دستاشو از پشت با دستام ميكشيدم و تندتند ميكردمش .دندان قروچه ميرفت اخه خيلي درد ميكشيد ونميتونست داد بزنه.به حمون حالت ابم اومد ريختمش رو كونش..بعد سميه كه مثل من خيس عرق شده بود اروم رفت گوشه تخت نشست وبه بغل لم داد عين بچه ها{راستي سميه 17 سالش بود من 20سال}زانوهاشو بغل كرد وشروع كرد اروم اروم گوزيدن.يكي دوتاي اول خجالت كشيد يه كمي خودشو جمع كرد اما واقعا نميتونست ديگه كنترل خودشو از دست داده بود.منم براي اينكه كمتر خجالت بكشه چند تا جك سكسي در رابطه با گوزيدن براش گفتم و شروع كردم بوسيدنش.بوي تن ماهي فضاي خونرو پر كرده بود .مطمئن شدم شام تن ماهي داشتن.خلاصه اين داستان ما تا چند ماه ادامه داشت .اتفاقهاي جالبيم برام افتاد اگه براتون بگم اخرش به كجا ختم شد مطمئنم هيچ كدومتون باور نميكنيد. اگه مايل بوديد پيشنهاد بدين بقيشو براتو مينويسم. تقديم به ليدا خانم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176429</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کردن میلف خوردنی لیزا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Sep 2019 05:36:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازاتاق]]></category>
		<category><![CDATA[ازخداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ازهمون]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومداون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدروم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنشست]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باحالش]]></category>
		<category><![CDATA[بالاپایین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودومن]]></category>
		<category><![CDATA[بیداری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنم]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمین]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[چنددقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودستی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[روسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[روسینه]]></category>
		<category><![CDATA[روشکمش]]></category>
		<category><![CDATA[روصندلی]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[فشاردادم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[قراربود]]></category>
		<category><![CDATA[کامرانم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرموگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[معناست]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میمونن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نصیبتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کار میکنه بعضی وقتها یه فیلم سکسی مدتی رو منزل ما میمونن برای تفریح وکاریکی ازهمون روزهایی که منزل ما بودن یه کار مهم برای دوستم پیش سکسی اومدکه مجبور شدبره جنوب وزنش رو پیش شاه کس ما گذاشت ورفت قراربود دوروزه برگرده ولی انگار یه هفت روزی رو باید میمونده .درموردمارال کونی واستون بگم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کار میکنه بعضی وقتها یه فیلم سکسی مدتی رو منزل ما میمونن برای</h2>
<p>تفریح وکاریکی ازهمون روزهایی که منزل ما بودن یه کار مهم برای دوستم پیش سکسی اومدکه مجبور شدبره جنوب وزنش رو</p>
<h3>پیش شاه کس ما گذاشت ورفت قراربود دوروزه برگرده ولی انگار یه</h3>
<p>هفت روزی رو باید میمونده .درموردمارال کونی واستون بگم که به معنای واقعی کلمه یه کس به تمام معناست قدش 178</p>
<h4>وزنش جنده 70 سایزسینش 80 سفید وخوش اندام با چشمهای عسلی</h4>
<p>ولبای غنچه ایش که همش کیرمو پستون راست میکرد . یه روزظهرتوخونه بودم که مارال اربیرون اومداون لباسهای باحالش کرد تنش</p>
<h5>همیشه لباسای کوس کوتاه وتاپ میکرد تنش / رومبل نشسته بودومن</h5>
<p>دید میزدم وای ازاون رونهای تپلش وای ازخط سینش اینها همه با هم باعث شد که من راست کنم گویا متوجه شده سکس داستان بود ولی دیدم</p>
<h6>اصلا به روی خودش نمیاره رفتم تو اتاقم ایران سکس موقعیت رو</h6>
<p>سنجیدم که بابا ومامان خوابن منم شروع کردم به یاد مارال جلق زدن توهمین حال وهوابودم که آبم اومد/جلوشوگرفتم که برم توحمام وخالیش کنم اونجا / ازاتاق اومدم بیرون که برم سمت حمام خونه ساکت داشتم میرفتم که دیدم مارال تواتاق بغلی نشسته وداره موهاشو شونه میکنه / من سریع ردشدم رفتم توحمام ازاین میترسیدم که نکنه منو دیده باشه بااون وضع حسابی آبروم میرفت / اومدم بیرون دیدم نه به روی خودش نیاورد منم رفتم تو اتاقم / عصربودکه دیدیم مارال رفت حمام و منم( یه پنجره پشت حمام بود که تو انباری قرارگرفته بود ) سریع رفتم اونجا تا می تونستم نگاش کردم ازهیکل قشنگس دوبارجلق زدم آرزو میکردم که بتونم کیرمو بکنم توکس مارال /داشتم از عقده کردنش دیوانه میشدم که شب شد رفتم بخوابم / نمیدونم کی خوابم بردولی ازصدای یه نفربیدارشدم فکرکردم دارم خواب می بینم مارال بود نشسته بود پایین تختم وآروم صدام میکرد ازترس زبونم بنداومدبه روی خودم نیاوردم خودم زدم به خواب که دیدم میگه : کامی جون بیداری ؟ میدونم بیداری / خودتوزدی به خواب ؟ بیدارشو کارت دارم / منوبگیری ازجام تکون نخوردم که دیدم بلند شد که بره و رفت بیرون / منم دودستی زدم توسرخودم وگفتم خاک برسرت موقعیت ازاین بهتر . خلاصه داشتم حسرت می خوردم که چرا هیچی نگفتم ودعا میکردم که دوباره بیادتواتاق .توهمین فکرابودم که اومددوباره من پشتم به دربودکه اومدخوابیدروتخت پشت سرم وخودشومالون بهمو گفت کامی جون من دست خودم نیست بایدارضا بشم شوهرم که نیست تو این کارو بکن همین جورکه داشت صحبت میکرد دستش اومد روکیرم یکم مالوندش که من دیگه نتونستم تحمل کنم برگشتمو محکم بغلش کردم شروع کردم اون لبای غنچشو به خوردن خوشمزه ترین لبی بود که تا حالا خورده بودم . بلند شدم دراتاقو قفل کردم اومدبلندش کردم لباساشو درآوردم وخودم که فقط شلوارک پام بودمارال درآورد شروع کردم به خوردنش ازلباش شروع کردم اومدم روگردنشولیس زدم وسینه هاشومی مالیدم که توپربودجون میداد واسه خوردن / رفتم روسینشو شروع کردم به خوردنو مکیدن انگاررویا بود سینه های مارال بود تودهنم اومدم روشکمش بازبونم بازی کردم رفتم پایین رو کس تپل وتمیزش شروع کردم به خوردن کسش وایییییییییییییییییییییی اجب کسی داشت بازبونم میزدم توشو میمکیدمش که دیدم میگه به صورت 69 بخوابیم منم ازخداخواسته خوابیدم اومدروم کیرمو کرد تودهنش واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه مکی میزدازسرکیرم ازبالاتاپایین کیرم میلیسید به سرش که میرسید میکردتودهنش چندتامک آب دارمیزد منم که راست راست بودکسشو می خوردمو می مالیدم / بلندش کردم روشکم خوابوندمش ازپشت رفتم روش وکیرم دواش گذاشتم روکسش یکم بازی کردم روش دواش سرشو کردم توکسش که دیدم صداش داره درمیاد دواش دست گذاشتم رودهنش که آرومتربیدارنشن اونم سرشو تکون داد که باشه / یواش کیرمو کردم داخل شروع کردم به تلمبه زدن اجب کس تنگی داشت چنددقیقه تلمبه زدم بلندش کردم وایساد جلوی میز خم شدرو میز جوری که کسش جلوکیرم قرارگرفت منم کردم تو کسش ایستاده تلمبه میزدم که دیدم آبم داره میاد نتونستم جلوشو بگیرم ریخت روکمرش سریع گفت همین من که ارضانشدم گفتم نه دوباره میکنمت سریع کیرموتمیزکردموهل دادم تو شروع کردم تلمبه زدن ایندفعه سریعترمیکردم / نشستم روصندلی اومدنشست روکیرم . کیرموگرفت یواش کردتوکسش شروع کردبه بالاپایین رفتن پشتش به من بودمنم شروع کردم به خوردن کمرش که دیدم وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای داره کسشو میچرخونه روکیرم هی بالاپایین میکرد بعدم کسشو میچرخوندروکیرم منم عاشق این کارش شدم خیلی حال میده حتما نصیبتون بشه بفهمید من چی میگم . چرخیدوروبروشدیمباهم نشستو کیرمو گرفت کردتوکسش دوباره همین جورکه بالاپایین میکرد به من گفت کمرمو بگیرمنم دودستمو انداختم دورکمرش فشاردادم گفت آروم بگیرش منم همین کارو کردم وبادهنم سینه هاشو میخوردم که دیدم صداش داره میره بالا وچندتاتکون خوردفهمیدم که ارضا شد بلندش کردم بازانو نشوندمش روصندلی پاهاشو چسبوندم به هم کیرمو کردم توکسش شروع کردم عقب خلوکردن یکم وازلین زدم به انگشتم یواش باسوراخ کونش بازی کردم حسابی که چرب شد یواش گذاشتم روسوراخ کونش سرشوکردمتو که دیدم صداش داره درمیاد که نکن من کیرمو همونجاگذاشتم باکسش بازی کردم تا آروم شه یواش یواش کردم توکونش یکم نگه داشتم عادت کرد بهش یواش شروع کردم به تکون دادن همین جورکه داشتم تکون میدادم دیدم دارم ارضا میشم که سریع در آوردم ومارال برگردوندم گذاشتم تودهنش اونم شروع کردبه مکیدن کیرم وباچه لذتی آبم ریخت روسینه های مارال با کیرم منی ریخته شده روسینشو پخش میگردلای سینشو می مالوندبه نوک سینه هاش بعدشم جفتی ولوشدیم رو همدیگه . ازاون روزتا الان هروقت موقعیت جورشه کس مارال رو می ذارم . اینم از ماجرای سکس من ومارال</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2512</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.014 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-04-18 21:07:33 by W3 Total Cache
-->