<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بوسيدمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%af%d9%85%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:04:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بوسيدمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>همیشه آرزوی دادن این مدلی روداشتم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:17:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بلند]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[بوديهو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بيارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگي]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيمون]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمونو]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كمربندشو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گشادتر]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حتي به داداش بزرگترم هم فیلم سکسی اون موقعها نظر داشتم.تو جامعه ايران يه زن پرشهوت كارش زاره چون به چشم بدي بهش نگاه ميكنن اما من سکسی دختر فاسدي نبودم.يه دوست خانوادگي داشتيم كه شاه کس پسرشون دوست فابريك داداشم بود.خيلي خوش هيكل و البته خوش قيافه بود. صورت سه تيغ کونی و موهاي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>حتي به داداش بزرگترم هم فیلم سکسی اون موقعها نظر داشتم.تو جامعه ايران</h2>
<p>يه زن پرشهوت كارش زاره چون به چشم بدي بهش نگاه ميكنن اما من سکسی دختر فاسدي نبودم.يه دوست خانوادگي داشتيم</p>
<h3>كه شاه کس پسرشون دوست فابريك داداشم بود.خيلي خوش هيكل و البته</h3>
<p>خوش قيافه بود. صورت سه تيغ کونی و موهاي نسبتا بلند,بينى باريك و قلمي و كلا چهره مينياتوري داشت اسمشم وحيد</p>
<h4>بود.من جنده كه رفتم دبيرستان,اين و داداشم دانشجو شدن و داداشم</h4>
<p>رفت يه شهر ديگه و از پستون اون به بعد وحيد خيلي كم خونه ما ميومد همون وقتا بود كه فهميدم</p>
<h5>بهش علاقه کوس دارم. شهوت هم مثل هميشه روي اعصابم بود</h5>
<p>و ديگه خودارضايي هم بهم حال نميداد.عيد نوروز كه شد داداشم اومد خونه و برنامه شد كه ما دو تا خانواده بريم سکس داستان شمال اما اميدي</p>
<h6>نداشتم چون از طرفي خانواده چهارچشمي منو مي ایران سکس پاييدن و</h6>
<p>از طرفي هم ميدونستم وحيد به من نظر نداره! بر و روي آنچنانى هم نداشتم آخه.15 سالم بود و اندام خدايي هم نداشتم.خلاصه رفتيم سفر و تا برگشتيم فقط غصه خوردم. چند باري با وحيد حرف زدم اما كلا با من مثل خواهر كوچكترش صحبت ميكرد.همه چي مخفي بود تا اينكه داداشم همه چيزو فهميد و بعد گريه زاري من و كلي نصيحت معقول كه ديد به خرجم نميره خودش شخصا با وحيد حرف زد.ما دوست بوديم اما عين خواهر برادر. تا اينكه فهميدم داداش بخاطر اينكه من آسيب روحي نبينم به وحيد گفته من بچه م و الان هوامو داشته باشه. همين!من جدا شدم و راه خودمو رفتم. دوست پسر پيدا كردم و شايد تو يه سال چند بار دوست پسر عوض كردم تا اينكه منم رفتم دانشگاه. كلا كارم شده بود عشق و حال الكي! سال اول دانشگاه اوپن شدم و همين جور داشتم ول ميدادم! خوش هيكل و خوش بر و رو هم كه بودم.همه چي تموم!يه شب وحيد اينا مثل هميشه اومده بودن خونه ما منم كه عمرا ديگه به اون توجهي نداشتم. با داداشم تو اتاق گرم صحبت راجع به كار و اينا بود. منم اتاق خودم بودم آخه وحيد تك بچه بود و اونا دختري نداشتن كه همدم من باشه. تو اتاق بودم داشتم خاطراتمو مرور ميكردم يهو بغضم گرفت. تا خرخره تو لجن بودم و وحيدو مقصر اصلي ميدونستم. اما كه چي&#8230;اون شب گذشت. فرداش زنگ زدم به وحيد و رفتم محل كارش و گفتم به ياد قديم ناهار باهم باشيم.حرفاي عادي زديم و گذشتسوار ماشين كه شديم يهو اون چهره سرد من تبديل به يه بدبخت بيچاره شد و زدم زير گريه و گفتم ميدونى من نابود شدم؟ همه شم تقصير توئه؟دستمو گرفت يه حال خاصي شدم. من سالها حال كرده بودم شهوتو ميشناختم اما اين يكي شهوت نبود! عميقتر از اون بود&#8230;وحيد به زمين و زمان قسم خورد كه تا حالا هرگز دوست دختر و اينا نداشته و همه شم بخاطر من بوده اما بخاطر ارادتش به داداشم بخودش اجازه نداده بياد طرفمنميدونم راست گفت يا دروغ اما به درك!من كه ترجيح دادم باور كنمتقريبا يه ماه از دوستيمون ميگذشت كه من مكان جور كردم و ازش خواستم بياد ناهار خونه دوستم ميخوام خلوت كنيم.بخودم رسيدم و يه تي شرت و دامن كوتاه پوشيدم. عطر زدم آرايشمو كردم كه اومد.واي خدا چه ناز بود اين پسر.تا اومد تو بغلش كردم و چسبيدم بهش و لباشو خوردم و تا وقتي كه راست شدن كيرشو حس نكردم ازش جدا نشدم.ديگه نيازي نبود حرفي بزنم. نگاهامون حرف ميزد!وحيد در گوشم گفت عزيز دلم ديگه نگران هيچي نباش.لبامو محكم ميخورد منم دكمه ها و كمربندشو باز كردم. منو رو زمين خوابوند و ازم لب گرفت. پيرهنشو درآوردم. عجب بدني داشت! لباسمو درآورد و سينه هامو تو دستاش مشت كرد. چسبوندمش به خودم و بوسيدمش گفتم عزيزم كنارم بخواب. دراز كشيد فوري رفتم روش و لب گرفتمو آروم دست كردم تو شلوارش و كيرشو گرفتم. يكم اومدم بالاتر و سينه مو دادم تا راحت بخوره. مث نوزاد شيرخواره سينه هامو داشت ميخورد.از پشت دست دادم رو كيرش و مالوندم.آب اوليه ش اومده بود. رفتم پايين و شلوارشو درآوردم. قبل درآوردن شورتش نگاهش كردم كه با سر اشاره كرد در بيارمش. درآوردم كيرش قطر 3 يا 4 سانت بود در 17 سانت.مناسب من بود. اومدم ساك بزنم مانعم شد اما بعد كه زبونمو به تخماش كشيدم دستاشو ول كرد. سر كيرشو محكم ميك ميزدم و كيرشم تو دهنم عقب جلو ميكردم. بلند شد و روم خوابيد و دامنمو درآورد.شرت پام نبود. گفتم وحيد كنارم بخواب از روبرو منو بكنكنارم خوابيد و روبروم بود. دستشو به كسم كشيد و انگشتشو داخل كسم فرو كرد. صدام دراومد گفت اوووف فكر ميكردم گشادتر باشه.پامو داد بالا.كيرشو گرفت و يهو فرو كرد تو كسم.صداي آه و ناله م ساختمونو برداشته بود اونم صداش دراومده بود.آه و ناله شم حشريم ميكردپسر سكسي و نازي بود.يهو كيرشو تا ته داد تو و سفت نگه داشت كه منم لبامو محكم گزيدم و فهميدم كه ارضا شده.گفت ريختم داخل گفتم اشكال نداره. اون با منلبامو رو لباش گذاشتم و بوسيدمش و دو ساعتي بغلش خوابيدم.آه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177660</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس ناز سه نفره با دو تا شاه کس سینه گنده خوردنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Dec 2019 04:39:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماسم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرماييد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[گوشيشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكه]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[يادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود از لحاظ درسي وضمون فیلم سکسی شبيه هم بود واسه همين باهام معلم خصوصي ميگرفتيم احمديه خواهر داشت كه 20 سالش بود ميدونستم من قيافم بد سکسی نبود اما خوبم نبود متوسط ! اما شاه کس خيلي بدنسازي كار ميكردمجونم براتون بگه ما 2تا معلم داشتيم رياضي خونه ما بود زيست کونی خونه احمدينا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود از لحاظ درسي وضمون فیلم سکسی شبيه هم بود واسه همين باهام</h2>
<p>معلم خصوصي ميگرفتيم احمديه خواهر داشت كه 20 سالش بود ميدونستم من قيافم بد سکسی نبود اما خوبم نبود متوسط !</p>
<h3>اما شاه کس خيلي بدنسازي كار ميكردمجونم براتون بگه ما 2تا معلم</h3>
<p>داشتيم رياضي خونه ما بود زيست کونی خونه احمدينا ! مامان احمد فوت كرده بود باباشم مندس بود وقتي من ميرفتم</p>
<h4>خونه جنده احمدينا خواهرش چايي اينا ميوورد خواهر احمد صدف به</h4>
<p>نظر من خوشگل بود با اين پستون كه يه كم چاق بود اما من واقعا ازش خوشم اومده بود قدش 165</p>
<h5>بود چشماي کوس مشكي ابروي كشيده صورت گرد وزنشم 75 اينا</h5>
<p>بود يه روز ما صبح كلاس داشتيم چون پيش بوديم 3 روز تطيل بوديم آقا يه صبح كه كلاس داشتيم ساعت 1 سکس داستان كلاسمون تموم شد</p>
<h6>صدف گفت آرمين جون ناهارو پيش ما بمون ایران سکس منم بابام</h6>
<p>امروز نيست گفتم منون بايد برم بعد كلي تعارف موندم جونم واستون بگه احمد رفت دستشويي منم زنگ زدم به خونه بگم آقا همين كه داشتم با تلفن حرف ميزدم چشمم به چشمه صدف افتاد يه لحظه ذوب شدم آخه واقعا خوشكل بود خلاصه ناهار خوردم شب اومدم خونه اصلا حال نداشتم بي رمق بودم ميدونستم پسري مثله منو به حساب نمياره زدم زيره گريه خلاصه 2ماه گذشت من ديوانه وار عاشق صدف شدم ديگه واقعا نميتونستم تحمل كنم از يه طرفم از احمد خجالت مي كشيدم تا اينكه يه روز تو مدرسه بوديم احمد گوشيشو داد كه آهنگ بزنم براش وسط ديدم گوشي احمد زنگ خورد احمدم آبخوري بود ديدم نوشته صدف شمارهناكس خيلي روند بود. منم فوري حفظ كردم بعد گفتم احمد خواهرت زنگ زده اون روز گذشت فرداش گذشت من به كلم زد بهش زنگ بزنم اما ترسيدم از من 2سال بزرگتر بود در ثاني منم قيافه نداشتم اما اون بدجور خوشكل بودگفتم خودتو كوچيك نكن بعد 1 هفته من رفتم خونشون احمد معلمو راه انداخت منم جزوه هامو برميداشتم يه دفعه صدف اومد تو گفت سلام من تا ديدمش 1دقيقه مات و مبحوت وايستاده بودم تا اينكه به خودم اومدم صدف گفت احمد كجاست گفتم دم دره خلاصه جونم براتون بگه رسيدم خونه داشتم ميمردم گفت زنگ ميزنم بهش مرگ يك بار شيونم يك بار زنگ زدم بهش گفتم الو سلام صدف خونوم گفت بله بفرماييد آقا جونم براتون بگه ما گفتيم صدف خانوم ميدونم من چندان قيافم خوب نيست اما بد جور ازتون خوشم مياد ميشه بامن دوست بشين يه ديگه لب تلفن خشكش زد وگفت مگه ميتونم به كسي كه دوسش دارم نه بگم اما 2تا شرط دارماولا احمد نبايد بفهمه دوم اينكه درساتو خوبه خوب بايد بخوني منم كه فكر ميكردم گفتم باشه 1ماه گذشت ما هر شب 1ساعت اينا حرف ميزديم دوشنبه شب بود كه داشتيم حرف ميزديم صدف گفت ديگه برو بخواب گلم ديره صبح بايد بري مدرسه سه شنبه ها ما كلا شيمي داشتيم نميرفتم شيميم خوب بود گفتم صدف جون نميرم بعد 15 دقيقه حرف زديم صبح ساعت 9 بود ديدم صدف ميزنگه گفت گلم احمد رفت مدرسه بابامم سر كاره مياي پيشم خوشكم زد بعد 1دقيقه گفتم چشم گلم ميام آقا ما حسابي به خودمون رسيديم موهامونو فشن كرديم عطر زديم و 9:30رسيدم خونشون ديدم صدف يه شلوار جين پوشيده با يه بلوز رفتم تو صدفمن و برد اتاقش بعد از پذيراي اومد جلوم نشت گفتم چطوري گفت خوبم گلم بعد من به چشماش خيره شدم گفتم صدف من بد جوري بهت وابسته شدم اگه تو ازدواج كني من ميرم اونم تو چشمام نگاه كرد و گفت ديوونه من فقط ماله تووم نميدونم چرا بي اختيار اشك از چشام اومد سرم و گذاشتم رو شنشو گفتم دوست دارم اونم تو چشمام نگاه كردو گفت دوست دارم بعد من لبام و نزديك لباي نازكش بردم بوسيدمش ديدم صدف دست انداخت گردنم لباشو گذاشت رو لبام يه 5 دقيقه همديگرو حسابي بوسيدم حسابي حشري شده بوديم داشتم ميمردم همين طور كه ميبوسيدمش دستمو خيلي آروم بردم رو سينش و فشارش دادم ديدم چيزي نگفت اين بار دو تا سينشو ماليدم ديدم بدجوري حشري شده بلوزيشو زدم بالا دوتا سينه تقريبا كوچولو داشت دهنمو گذاشتم رو سينشوشروع به خوردن نوك سينش شدم همين جوري داشتم ميكش ميزدم دستمو بردم اون يكي سينش اونم فشار دادم بعد دراز كشيد رو تخت و سينشو خوردم اونقدر خوردم كه نوكش قرمز قرمز شده بود ليس ميزدم آه ميكشيد نفسش تند شده بود رفتم پايين شكمشو ليس زنون رفتم پايين رسيدم دست بردم رو شلوارش كه بازش كنم دست رو دستم گذاشت گفت نه آرمين گفتم كاريت ندارم فقط ليست ميزنم گفت نه موداره نزدمش گفتم از رو شرتت بوسش ميكنم بعد دكمه و زيپشو باز كرم از رو شرتش يه بوس كردم بعد رفتم كنار روناشو ليس زدم آروم آروم اومدم بالا نزديكه شورتش شدم زبونم رو شرتش كشيدم بعد كناره شورتشو ليس ميزدم بعد شورتشو زدم كنار حدودا 2 سانتي متر كسش مو داشت آروم يه ليس از كسش زدم گفت چي كار ميكني ديوونه نگفتممو داره ليس نزن گفتم من همه جوره دوست دارم آروم زبونمو بردم رو كسش حسابي ليسش زدم با چوچولش حسابي ور رفتم حسابي خيس كرده بود خودشو اين بار پايين كوسشو يه 10 دقيقه ليس زدم ديگه التماسم ميكرد بسه بعد من لخت شدم آروم كيرمو گذاشتم لاي پاش دراز كشيدم روش بهش گفتم صدف ماله مني ديگه اونم گفت آره برا هميشه بعد شرو كرديم به لب گرفتن بعد برشگردوندم واي عجب كونه بزرگي داشت لاي كونشو باز كردم گفت آروم آرمين جان من يه تف به سر كيرم زدم سرشو بردم دم سوراخش يه كم فشار دادم گفت آي ولم كن درد داره گفتم يه كم صبر كن تموم ميشه كيرمو تو دهانه ي كونش نگه داشتم چسبيدم بمش دستمو بردم رو سينه هاش بعد پشت گردنشو آروم بوسكردم من داشتم از حال ميمردم نصف كيرمو بردم توش داد زد مردم درش بيار گفتم الان تموم ميشه گلم دستمو بردم گذاشتم رو كسش يه كم بازيش دادم 2دقيقه تو همون حال بوديم ديدم آبم مياد ميخواستم كيرمو در بيارم نتونستم آبم ريخت تو كونش بعد پا شدم يه بوس از لبش برداشتم ديدم ساعت12 گفتم گلم ديره الان احمد مياد. حدودا 7 ساله بعد من صدف باهم ازدواج كرديمنويسنده A&amp;Tنظر يادتون نره</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177640</post-id>	</item>
		<item>
		<title>هتل شهوت و گایده شدن جنده خانوم جلو دوربین مدار بسته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Dec 2019 09:47:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[آمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسي]]></category>
		<category><![CDATA[از]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشكده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[كردميه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مكالمه]]></category>
		<category><![CDATA[من]]></category>
		<category><![CDATA[ميانسال]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونن]]></category>
		<category><![CDATA[ميذارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بچه هاي دانشگاه فكر ميكردن فیلم سکسی متاهلم.يه استاد داشتيم استاد يكي از دروس تخصصي.من از اون معدل الفيا بودم اما تو درس استاد م-كه اسمشو ميذارم سکسی علي-لنگ ميزدم و مطمئن بودم كه نمره شاه کس خوبي نميگيرم.جلسه ي قبل امتحان ميان ترم كه گذشت مثل وحشيا سوار ماشين شدم و کونی رفتم منزل. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بچه هاي دانشگاه فكر ميكردن فیلم سکسی متاهلم.يه استاد داشتيم استاد يكي از</h2>
<p>دروس تخصصي.من از اون معدل الفيا بودم اما تو درس استاد م-كه اسمشو ميذارم سکسی علي-لنگ ميزدم و مطمئن بودم كه</p>
<h3>نمره شاه کس خوبي نميگيرم.جلسه ي قبل امتحان ميان ترم كه گذشت</h3>
<p>مثل وحشيا سوار ماشين شدم و کونی رفتم منزل. دو تا هم خونه هام هر دو اومدن و گفتن چته پري؟</p>
<h4>رفته جنده بودم تو اتاق و عصبي بودم. شماره استادو گرفتم:-الو،سلام</h4>
<p>استاد م-سلام بفرماييد-من پريا س هستم.استاد پستون معدل من&#8230;خلاصه انقدر حرف زدم تا ازش قول دو جلسه كلاس خصوصي رفع اشكال</p>
<h5>گرفتم.فردا صبحش کوس شركت بودم كه تماس گرفت گفت خانم س</h5>
<p>اگه وقت داريد همين الان بيايد دانشكده,من تو دفترم هستم و الان اتفاقا وقتم آزادهبدو بدو و با هزار عجز و لابه سکس داستان از رئيس مرخصي</p>
<h6>ساعتي گرفتم و رفتم. سه ساعت باهام كار ایران سکس كرد كه</h6>
<p>ديد خسته شدم. راستش همه اشكالاتم رفع شده بود و ديگه فول بودم.گفت خب واسه امروز بسه گفتم استاد هزينه و اينا؟خنديد نگاهم كرد گفت پريا خانم اگه ميان ترم نمره كامل گرفتي هيچي اگه نه كه حقوق يه ماهتو ميگيرم. من تا اون سن جز يه بار عاشق نشده بودم.جز يه بار اونم سال دوم دبيرستان اما برق نگاه استاد حالي به حاليم كرد.يه مرد ميانسال سه تيغ با موهاي جو گندمي و لباس تميز و رسمي&#8230;فوري پا شدم و رفتمشب آمارشو از بچه ها گرفتم.فهميدم مطلقه ست و بچه هم نداره و مرد محجوبيه و &#8230;فرداش تو دانشگاه ديدمش بازم به بهانه كلاس رفتم دفترشخلاصه من اون درس سه واحدي رو با نمره كامل پاس كردم اما از فكر استاد بيرون نميومدم. فكر و ذكرم اون بود اما اميدي به وصل نداشتم تا اينكه روز معلم به بهانه كادو رفتم پيشش و واسه ش يه عطر و يه كتاب عاشقانه از رومن رولان خريدم و دادم بهش. ديگه فهميده بود كه دوستش دارم.هر شب به بهانه اي زنگ ميزدم.تا اينكه يه شب دعوتم كرد شام برم خونه ش! كفم بريد! آخه چه جور ممكن بود؟ها؟با سر رفتم منزل استاد،رسيدم ديدم ده تايى آدم اونجاست و اكثرا هم دانشجو! تو ذوقم خورد و بغض كردم.يه محفل روشن فكري بود بيشتر. گفتم استاد من بايد برگردم.فهميد چه مرگمه!گفت بيارفتيم تو اتاقي كه پر كتاب و كاغذ و اينا بود.گفتم استاد!گفت علي صدام كن!جا خوردم! گفت ميدونم،همه ميدونن! يهو دستامو گرفت و فهميدم كه بله!من و علي سه ماه با هم گرم گرم بوديم اما حتي يه بار هم بوس نداشتيمتا اينكه يه شب بيرون بوديم شام،گفتم علي,شب ميام خونه تاين عادي بود.قبلا هم پيش اومده بود خونه ش بخوابم. شب نشسته بوديم يهو تلفنش زنگ خورد و ج داد.داداشش بود يه كم احوالپرسي و بعد گفت كه زن سابق علي الان شوهر كرده.بعد اين مكالمه علي بهم ريختگفت من ميرم بخوابم.بعد يه ربع رفتم اتاقش كه بالش و اينا بردارم ديدم داره گريه ميكنه فوري رفتم كنارش.ديگه تا يه ساعتي درد دل كرد و گفت از اين تنهايي خسته ست و اين حرفامث يه مادر شده بودم بهش لبخند زدم.فهميد به چي راضيم.لبامو بوسيد گفت آره؟گفتم آره عزيزم.لبامو بوسيد.من اولين بار تو عمرم بود كه لب ميبوسيدم.بلد نبودم. علي لبامو ميمكيد و بعد زبونشو داد تو دهنم و با دندوناش زبونمو ميكشيد. تي شرتمو درآورد و سرم و محكم به سينه هاش فشار داد.يهو حس كردم خيسم. منو خوابوند و پا شد لباساي خودشو درآورد و با يه شورت اومد كنارم.لبامو بوسيد و با دستش آروم سينه مو ميماليد و بعد سرشو گذاشتم رو سينه م و با زبون لاي سينه هامو خيس كرد و بعد با زبونش آروم نرمي سينه مو فشار داد ته و با دستشم سينه مو چنگ ميزد تا اينكه سينه هام ديگه سفت سفت شد. دست كرد تو شلوارم و بوسم كرد.شرت و شلوارمو درآورد و خوابيد روم و خودشو بهم ميمالوند دست بردم شورتشو درآرم گفت پري من,تو كه باكره اي,نميخوام حتي آلتم بهت بخوره,شورتشو درآوردم گفتم آره باكره م و امشبم زفافمه.كيرشو تو دست گرفتم و مالوندم.رگاش زده بود بيرون. علي سرشو برد لاي پاهام و شروع به خوردن چوچوله م كرد.ناخودآگاه ناله ميكردم و خيس خيس بودم.خيس از عرق و خيس از آب كس.سر كيرشو گذاشت در كسم و صدام زد,چشامو باز كردم و به علامت رضايت لبخند زدم.كيرشو داد تو كس آكبند من محكم بازوهاشو گرفتم و جيغ زدم گفت پري من خودتو خالي كن,درد داري؟روم خوابيد و محكم بغلش كردم! با يه حركت كيرشو تا ته داد داخل.-علي!آه!آه!علي درد دارم!علي آروم تلنبه ميزد و آروم آروم كيرشو جلو عقب ميكرد و منم جيغ ميزدم و رو تنش چنگ مينداختم و اونم ميگفت خانمم عزيزم پري جون آروم باش الان تموم ميشهضرباتش محكمتر شده بود و صداي ناله هاي من بلندتر و شهوانى تر كه يهو آروم كيرشو درآورد و بلند بلند ناله كرد و آبشو ريخت روى كس بي موي من و كنارم خوابيد و لبامو بوسيد. بوسيدمش و بلند شيدم كيرشم بوسيدم و تا صبح تو بغل هم خوابيديم پ.ن: سارا س هستم كه بعد از نوشتن دو داستانم يكي با همين اسم و ديگري به اسم ديگر,تصميم به پيگيري اين نويسندگي كردم! داستان پاره شدن بكارتم و داستان ديگرم,بهترين سكس عمرم,از پر بازديدترينهاي سايت شد هرچند كه مورد كم لطفي برخي از دوستان قرار گرفت و نظرات آن اندك و متاسفانه گاه با الفاظ ركيك همراه بود. ضمن تشكر از دوستان گرامي,خواهشمندم در صورت تمايل نظري راجع به داستانهايم بنويسيد كه مشوق يا منتقد من باشد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177478</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حساب آب کیر داغ مردرو میاره این جنده خانوم با کون سفیدش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2019 08:57:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ايشالا]]></category>
		<category><![CDATA[باردار]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوباره]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دلداريش]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[زايمان]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهواني]]></category>
		<category><![CDATA[عزيزم…]]></category>
		<category><![CDATA[عسلمون]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودن]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[ملايمي]]></category>
		<category><![CDATA[من]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداريم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مغازه ايستاد. گفت آرش بيا فیلم سکسی گفتم جانم گفت اون لباس شبه قشنگه؟من و تاني سكس نداشتيم,قرار ازدواج داشتيم خانواده ها هم ميدونستن اما فعلا بخاطر سکسی مشكلات مالي خواستگاري در حد ساده بود شاه کس و رسميش نكرده بوديم و به خودم قول داده بودم بهش دست نزنم و طي کونی اون سه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مغازه ايستاد. گفت آرش بيا فیلم سکسی گفتم جانم گفت اون لباس شبه</h2>
<p>قشنگه؟من و تاني سكس نداشتيم,قرار ازدواج داشتيم خانواده ها هم ميدونستن اما فعلا بخاطر سکسی مشكلات مالي خواستگاري در حد ساده</p>
<h3>بود شاه کس و رسميش نكرده بوديم و به خودم قول داده</h3>
<p>بودم بهش دست نزنم و طي کونی اون سه سال جز چند بار بوسيدنش كار ديگه اي نكرده بودم.تانى با ذوق</p>
<h4>بهم جنده نگاه كرد: دوست نداري منو تو اون لباس ببيني؟يه</h4>
<p>لباس ابريشمي براي خواب بودگفتم ايشالا پستون ست عروسشو ميخريمديدم بغض كرد.لباسو خريديم و بعد از شام رسوندمش خونه.رفتم خونه و</p>
<h5>پرونده هاي کوس اداره رو چيدم واسه فردا كه تانى يهو</h5>
<p>زنگ زد ساعت 2 شبمضطرب و پريشون بود گفت خواهرش كه باردار بوده اورژانسي زايمان كرده و مادر و پدرش رفتن شهرستان سکس داستان پيشش. هم نگران</p>
<h6>بود و هم پريشون. تانى رو بخاطر امتحانات ایران سکس دانشگاهش نبرده</h6>
<p>بودن. فوري خودمو رسوندم بهش. تانى زار زار گريه ميكرد. چراغاي خونه رو از ترس كامل روشن كرده بود خنده م گرفته بود. واسه خواهرش ناراحت بود. همه ش دلداريش ميدادم. ساعت 6 بود كه مادرش تماس گرفت و گفت حال خواهرشم خوبه و گفت يه هفته اي شهرستان ميمونن و اگه تاني بخواد ميتونه بره منزل خاله ش.صبح كه خبرو شنيديم تاني از ذوق فرياد ميزد. گفتم تاني جان,عزيزم,من ميرم اداره كه ديدم باز بغض كرد. گفتم چيه آخه خانمي؟ با بغض نگاهم كرد گفت الان ميگم. رفت تو اتاق و اومد بيرون! واي چي ميديدمتانى اون لباس رو پوشيده بود. سفيد بود و حرير نازك.بدن سبزه ش و سينه هاشو داشتم ميديدم. كسشم پيدا بود. راست كرده بودم البته دفعه اولم نبود,هميشه باعث ميشد تحريك شم اما خودمو كنترل ميكردم. گفتم خانمي واقعا بهت مياد! عاليه! شب حجله همينو بپوش. رفتم جلو و محكم بوسيدمش گفتم من برم سر كار؟يهو داد زد سرم آرش تو يه مرد آشغالي!بي احساس نفهم!دستشو گرفتم بردم رو كيرم. يهو سرخ شد. گفتم تانى من بي احساس نيستم اما زودهزده بود زير گريه اما حس كردم بايد برمسر كار بودم دم دماي عصر بود كه ميل باكسمو چك كردم.سر درد عجيبي داشتم. يه اي ميل از تاني داشتم. بازش كردم يه فايل ورد بلند بالا بود. تانى از احساسش گفته بود و ازم خيلي دلخور بود. متقاعدم كرد كه ما ميتونيم سكس كنيم بهش اس ام اس دادم كه: شب ميام پيشت عزيز دلم.زحمت نكش خانمي.شام هم ميخرم ميارم.شب رفتم پيتزا گرفتم و كاندوم. تانى جواب اس ام اسمو نداده بود اما ديگه بعد از اون همه اخلاقشو ميشناختم.يه كم دلخور بود بايد درستش ميكردم.رسيدم خونه رفتم بالا ديدم خانم خوشگل كرده جلومه گفت كجايى گشنمه!پيتزا رو خورديم با حرفاي عادي! انگار اس ام اس منو نخونده اي ميلي هم نداده! هنوز از هم شرممون ميشدبعد شام هر دو منتظر بوديم كه ديدم انگار منم كه بايد پرده حياي زنمو بردارمرفتم طرفش چشماشو بست. بغلش كردم و بردمش اتاق خودش. اتاقو با بوي عود معطر كرده بود! و آهنگ ملايمي هم رو پخش گذاشته بود. رو تخت خوابوندمش و لب گرفتم. روش نميشد نگام كنه انگار.در گوشش گفتم تانى! دوستت دارما!لب گرفتنو خيلي طول دادم كه ديگه خودش دستمو گذاشت رو سينه نرمشنشوندمش رو تخت. حالا نگام ميكرد با شرم. لباسشو درآوردم. فقط يه شرت تنش بود. دكمه هاي خودمو باز ميكردم كه دستشو آورد و بازشون كرد و سرشو انداخت پايين.خيلي سريع شلوارمو درآوردم و كنار هم دراز كشيديم.هنوز ترديد داشتم تو زدن پرده ش,دلم نميومد,كاندوما رو نشون ندادم.دستامو گذاشتم رو سينه هاشو و لب گرفتم. شنيده بودم سينه زن نرمه اما انقدر؟ احساس ميكردم ژله ست،برگ گله.شروع كردم به ليسيدن سينه هاش كه ديدم داره ناله ميكنه.چشماش بسته بود و لذت ميبرد. با همه احساسم روش خوابيدم تا همو تنشو حس كنم. هر دو خيس عرق بوديم.شق كرده بودم.شورتمو درآوردم,شرت اونم در آوردم و سرمو بردم لاي پاهاش,كس بي موش خيس خيس بود. با زبون ليسيدمش,كه ديدم باز ناله هاش شهواني تر شد. با دست با چوچوله ش بازي ميكردمكيرم رو هم ميمالوندم به كسشتقريبا يه ساعتي فقط عشق بازي كرديم اما ارگاسم نشده بود! انگار فهميد كه چيكار دارم ميكنم گفت آرش عزيزم تا نكنى توش من ارضا نميشم گفتم جگرم كاندوم نداريم گفت چرا تو شلوارتهشيطون چجور ديده بود نفهميدمكسش خيس و آماده بود. گفت آرش يه تي شرت منو بيار بنداز زيرم خوني نشه تختدلم نميخواست تانيا جونم درد بكشه گفتم تانى كيرمو ببين,عزيزم دردت مياد.نگاش كرد پريد بغلم گفت اشكال ندارهيه تي شرت قرمز انداختم زيرش و گفتم خانمي آروماول حسابي حشريش كردم كه ديگه گفت واي آرش زودتر توروخدا!سر كيرمو گذاشتم رو سوراخ كسش و آروم سرشو دادم تو كه يه جيغ كشيد فوري كشيدم بيرونيه نگاه كردم يه چند قطره خون اومده بوددوباره كيرمو دادم تو دندوناشو بهم فشار داد گفت توروخدا نكش بيرون يهو بزني پرده مو دردش كمتره.يهو همه كيرمو تا ته دادم داخل كه داد زد آآآآرشديدم اشكاش جاري شدهگفتم جان آرش عزيزم تحمل كن الان تموم ميشهشروع كردم به تلنبه زدناي آرومزبونم تو دهنش بود و آروم ميمكيد و گاز ميگرفت و اشكاش ميومد پايينيه كم از روش بلند شدم و سرعتو بيشتر كردمآه و ناله ش بدجوري حشريم ميكردداشتم ارضا ميشدميهو ناخودآگاه آه بلندي كشيدم و ارضا شدمآبم كه اومد آروم كشيدم بيرون كه يه جيغ خفيف كشيدپاهاش ميلرزيد و خونى بود. گفتم ببرمت حموم؟بريم حموم؟ با سر گفت نه و دستاشو به سمتم دراز كرد افتادم تو بغلشكنارش دراز كشيدم و خونشو پاك كردم و لباسشو از زيرش برداشتمپا شدم تو كسشم نگاه كردم سرخ سرخ بود و زخم بود انگارخوابيدم كنارش و محكم چسبيد به من و خنديد و كير و بيضه مو دست كشيدگفت آرش روم نميشد بهش دست بزنم و هر دو خنديديمچند ماه بعد تو راه رفتن به ماه عسلمون بوديم و ياد اون شب ميكرديم و ميخنديديم با تشكر از نظرات دوستان! دوستانى كه فرمودن نظرات مثبت بخاطر جنسيت منه بايد عرض كنم كه با تشكر از لطفتون,خودم توانايى تشخيص اينكه نظر سازنده ست يا از روى&#8230; دارمزن متاهلي هستم و همسرم هم ميدونه كه اينجا مينويسم.اگه چنان آدمي ميبودم حداقل عضو ميشدم كه بتونم كامنت بدمدوستاناگه از نوشته هام استقبال بشه قطعا ادامه ميدمبجاي جبهه گيري و دعوا راجع به داستان نظر بدينبا تشكر از نظرات سازنده همه دوستان منتقد و مشوقسارا س</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177485</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یکی از شاه کس ترین پورن استار ها خوب کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Dec 2019 08:11:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[عموهام]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فشارداد]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتي]]></category>
		<category><![CDATA[مردونش]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خونه ها جداست- عموي بزرگم فیلم سکسی دوتا پسر داره كه يكي ازدواج كرده و اونيكي عشق منه كه ٤سال از من بزرگتره- هميشه از بچگي زن سکسی عموم منو عروسم صدا ميكردو اين تو شاه کس ذهن منو امير(عشقم) جاشده بود- واسه همين هميشه هواي همو داشتيمو خيلي صميمي بوديم-داستان ازونجا کونی شروع ميشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خونه ها جداست- عموي بزرگم فیلم سکسی دوتا پسر داره كه يكي ازدواج</h2>
<p>كرده و اونيكي عشق منه كه ٤سال از من بزرگتره- هميشه از بچگي زن سکسی عموم منو عروسم صدا ميكردو اين</p>
<h3>تو شاه کس ذهن منو امير(عشقم) جاشده بود- واسه همين هميشه هواي</h3>
<p>همو داشتيمو خيلي صميمي بوديم-داستان ازونجا کونی شروع ميشه كه من 16سالم بود امير دانشجو بودو مدتي بودكه مدل حرفامون رنگو</p>
<h4>بوي جنده ديگه داشت- وقتاي تنهاييم جديدا همش تو بغل هم</h4>
<p>بوديم- يه روز امير به بهونه پستون كمك كردن تو درسا اومد خونه ما مامانم داشت ميرفت مطب همينكه مامان رفت</p>
<h5>سرمو گذاشتم کوس رو پاش خودمو لوس كردم گفتم حوصله ام</h5>
<p>سر رف برام بخون- اونم موهامو ناز كردو شعر پريا(داريوش) برام خوند-گرماي دستاش كه روي موهام حركت ميكرد حس عجيبي بهم داده سکس داستان بود چشمام خمار</p>
<h6>شده بودو نگاش ميكردم اونم با يحالت خاصي ایران سکس نگام ميكرد-با</h6>
<p>پشت دست صورتمو ناز كردو گفت ميدونستي تو پريه مني؟دستشو گرفتم بوسيدم گفتم پس توهم همونيكه قراره با اسب سفيد بياد دنبالم-يكم به هم خيره شديم ناخودآگاه خمشد روم لبهامو بوسيد گيج بودم بدنم داغ شد- حس خوبي بود اوليبار بودكه اينكارو ميكرد يه كم نگام كرد چشمامو بستم اونم دوباره لبامو بوسيد ولي ايندفعه يه بوسه داغو طولاني كه حسابي مستم كرد كم كم لبامو با لباش گرفتو مكيد منم خودمو سپردم دست اون نميدونم چه قدر طول كشيد فقط ميدونم رو ابرابودم دستمو انداختم دور گردنشو خودمو كشيدم بالا جوريكه نشستم روپاش قلبم تند ميزد همونجوركه لب ميخورديم،يهو دستشوازرو گردنم كشيدبه سمت پايين آروم گذاشت روسينه ام-واي يه لحظه نفسم بنداومد آروم فشارداد انگار برق به تنم وصل كردن حس خوشايندي داشتم اين آرزوي من بودكه منو مثل يه زن ببينه نه يه دختر بچه-اونروزا سينه هام هنوز خيلي بزرگ نبود اما حالت قشنگي داشت- دستاي مردونش روسينه هاي تازه ي من حركت ميكردو من با هر فشاردستش نفسم بند ميومد-حالا داشت گردنمو ميخورد منم دستم تو موهاش بود- آروم دكمه هاي بلوزمو باز كرد و اونو در آورد زل زد به تنم براي اولينبار از نگاهش خجالت كشيدم- سرمو آورد بالا تو چشمام نگاه كرد گفت خانومم ازم خجالت ميكشه؟ واي قند تودلم آبشد اون همش منو عروسك صدا ميكردو حالا ديگه خانومش بودم يعني بزرگ بودم باز لبامو بوسيد گفت تو مال مني نبايد خجالت بكشي، دودستي سينه هامو گرفت و آروم فشار داد بعد بغلم كرد و سوتينمو باز كرد- درش آورد و بوييد و بعد زل زد به سينه هام بي اختيار خودمو جمع كردم دستامو گرفتو از هم باز كرد گف بذار بدن نازتو ببينم يكيشو گرفت دستش واي چقدر داغ بود يه نفس عميق كشيدم يهو بلندم كرد برد رو تخت منو خوابوند اومد روم شروع كرد ب خوردن-اول با زبون نوك سينمو بازي داد كه من داشتم ديونه ميشدم بين پاهام احساس كردم پف كرده پاهامو به هم فشار ميدادم بلند آه ميكشيدم مثل بچه ها سينمو ميك ميزد كم كم رفت پايين همينجور تنمو ليس ميزد حس ميكردم ازمون بخار بلند ميشه ازداغي-رسيد به شلوارم با آرامش شلوارمو در آورد و من هنوزم در تعجبم كه چرا مخالفتي نكردو اينقدر راحت خودمو بدستش سپردم شايد اعتمادي كه از بچگي داشتم به پاهام دست كشيد عضله هام بي اختيار منقبض ميشد- از زانوهام شروعكرد به بوسيدن و ماليدن تا رسيد به شرتم-دستشو كه گذاشت رو كسم نزديك بود ازحال برم داغيه دستاش داشت ديونم ميكرد كسمو از رو شرت گرفتو آروم فشار داد بي اختيار ناله كردم مثل تو فيلما تازه ميفهميدم جيغو فرياد زنا تو فيلم از رو لذته-همه چي برام عجيب بود-كسمو بوسيد و يواش گاز گرفت بعد همينجور كه شرتمو ميكشيد پاين ميبوسيد دستمو گذاشتم رو شرتم ناله كردم امير؟ اومد بالا لبمو بوسيد وگفت خانومم نترس تو مال مني مطمئن باش كاري نميكنم آبروت به خطر بيافته-بعد يه لب عاشقونه ازم گرفتو با بوسه رفت پايين با نوازش شرتمو درآورد باز پاهامو جمع كردم اونم شروع كرد به بوسيدن شكمو بالاي كسم تا كم كم رامش شدم و پاهامو باز كرد يكم به كسم نگاه كرد كه نفساش و احساس ميكردم وقتي لبشو گذاشت رو شيار كسم احساس كردم دارم ازهوش ميرم يهو زبونشو فرستاد لاي كسم كه آه و ناله ي من بدجور شروع شد با هر ليسي كه از لاي كسم ميزد از ته دل ناله ميكردم و اون قربونم ميرفت يهو احساس كردم قلبم تو كسم ميزنه ناله هام به جيغ تبديل شد اونم كارشو تندتر كرد و زبونشو ميكشيد رو سوراخم پاهام هي جم ميشد لب وسط كسمو(كه بعد فهميدم اون قسمت چوچوله) گرفت دهنش شروع كرد به مکيدن چشام سياهي ميرفت يهو همه تنم لرزيد كسم بدجور نبض داشت انگار ميخواس چيزي بپاشه با يه آه بلند انگار كه از يه بلندي افتادم از حال رفتم- با بوسه هاي كه از كمرم ميرد به خودم اومدم چشام وا نميشد با بوسه تا گردن اومد احساس سرما ميكردم پتو كشيد روم منو تو بغلش گرفت تو گوشم حرفاي عاشقانه زد- خوابم ميومد اونم نازم ميكرد- وقتي بيدارشدم سرم رو سينه اش بود اونم خوابيده بود- حس قشنگي داشتم مثل تعلق بوسيدمش بيدار شد محكم بغلم كرد-لطفا نظر بدين اگه خوبه ماجراهاي ديگمونم بنويسم-</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177312</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم رو جوری میکنه که برای آب کیر التماس میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Nov 2019 07:47:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستام]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيخيال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلش]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالشون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندايم]]></category>
		<category><![CDATA[زنداييم]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سينهام]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاي]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[كنهبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرمه]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميشنيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنند]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكه]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[يكباره]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دانشگاهي هستند.يكيشون اسمش مينا هست فیلم سکسی حدود160قدشه و وزنشم حدود 50 هست.صورتش خيلي خوشگله كونشم خيلي توپ هست من گاهي يواشكي بكونش دست ميزنم خصوصا وقتي سکسی شلوار لي ميپوشه يا مانتو تنگ ميپوشه شاه کس خيلي كونش خوش فرم ميشه.اما سينه هاش كوچيك هست،البته اينم طبيعي هست چون هنوز تو کونی سن رشد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دانشگاهي هستند.يكيشون اسمش مينا هست فیلم سکسی حدود160قدشه و وزنشم حدود 50 هست.صورتش</h2>
<p>خيلي خوشگله كونشم خيلي توپ هست من گاهي يواشكي بكونش دست ميزنم خصوصا وقتي سکسی شلوار لي ميپوشه يا مانتو تنگ</p>
<h3>ميپوشه شاه کس خيلي كونش خوش فرم ميشه.اما سينه هاش كوچيك هست،البته</h3>
<p>اينم طبيعي هست چون هنوز تو کونی سن رشد هست.يكي ديگشون اسمش هلن هست.قدش170وزنشم حدود63 مي باشد.سينه هاي سكسي صورت گرد</p>
<h4>اما جنده به خوشگلي صورت مينا نيست.خوش كون و رونهاي نازي</h4>
<p>داره.من خيلي دوست داشتم يكبار هم پستون كه شده اين دوتا شاه كس رو بكنم اما نميشد.البته گاهي هلن خودشو از</p>
<h5>پشت بهم کوس ميچسبوند طوري كه سينه هاشو رو احساس ميكردم</h5>
<p>ولي من ميگذاشتم به حساب اينكه با من راحته و مينا هم خيلي باهم شوخي ميكرد منم سعي مي كردم سوء استفاده سکس داستان نكنم. البته گاهي</p>
<h6>شيطوني ميكردم به كونش دس ميزدم خيلي نرم ایران سکس بود. تا</h6>
<p>اينكه يك روز من رفتم خونه ي دايم باباي مينا.هلن هم اونجا بود.وي يكباره يك انفاق بدي افتاد و دايم و زنداييم رفتن بيمارستان.من بودم و دختر دايي هام.من رفتم حمام وقتي داشتم ميومدم بيرون ديدم هلن داره مينا رو ميبوسه ابتدا توجه نكردم گفتم شايد دارن همديگه رو ميبوسن و باهم شوخي ميكنند ولي بعد ديدم هلن بدجوري لباي مينارو ميخوره .مينا هم بدون حركت رو مبل نشسته بود.منم شرع به سر و صدا در آوردن كردن كه من دارم ميام كه هلن مينا رو ول كنه.بعدش اومدم تو پذيرايي يكم به سرووضع لباساشون ودوربرشون نگاه كردم مشكوك شدم ولي باورم نميشد.بيخيال شدم يكم تلويزيون نگاه كردم باهم كمي رقصيديم منچ بازي كرديم چايي خورديم&#8230;و من خوابم گرفته بود رفتم تو اتاق بخوابم هلن و مينا خوابشون نميومد و نشستن پاي ماهواره.من هنوز دهنيتم نسبت به اين دوتا پاك نشده بود ولي خوابم هم ميومد.ولي من هميشه تا بياد خوابم ببره تو رختخواب كمي طول ميكشه.يكم كه گذشت احساس كردم يك سايه رو صورتم افتاده ولي چشمامو باز نكردم ولي شنيدم كه مينا به هلن ميگفت سرنا خوابيده. منم شصتم خبردارشد اينها چيكار ميخوان بكنند.بخاطر همين يواشكي از تو اتاق منتظر شدم ببينم چيكار ميخوان بكنند يكباره ديدم هلن خيلي با عجله طوري كه نميتونست جلوي خودش رو بگيره شروع كرد به لب گرفتن از مينا و ميبوسيدش اينقدر محكم كه صداش ميومد بعدش يكم دست كشيد تو موهاي مينا و گردن مينا رو ميخورد مينا ميخواست تعادلش بهم بخوره .بخاطر همين هلن بردش طرف مبل نشوندش رو مبل اينطوري ديد من هم بهتر شده بود من يواشكي نگاه ميكردم كه به فكرم افتاد باموبايل ازشون فيلم بگيرم تا بعدا بتونم ازش استفاده كنم چون اولين بارم بود ميخواستم از اين كارها بكنم و از نزديك داشتم همچين صحنه هايي رو ميديدم داشتم ديونه ميشدم و دستام ميلرزيد ولي يواشكي شروع به فيلم گرفتن با موبايل شدم. هلن خيلي حشري بود و مينا رو داشت می برد به اوج. مينا خيلي منفعل بود و تسليم حركات هلن شده بود.هلن دستاشو برد زيره تاپ مينا و ازش لب ميگرفت و سينهاي مينا رو ميمالوند بعدش تاپشو كامل داد بالا سينه هاشو ميخورد و گوشهاشو با زبونش خيس ميكرد مينا وقتي گوشش خيس ميشد خيلي حال ميكرد.بعدش هلن دامن مينارو زد بالا سرشو كرد لاي پاي مينا همزمان سينهاشو چنگ ميزد لعني من نميتونستم اينجارو خوب ببينم.بعدش يكباره مينا موهاي هلنو كشيد عقب و نشست روبروي هلن تاپ هلنو در اورد و شروع كرد به بوسيدن تموم بدنش من كه فكر مي كردم مينا منفعل عمل كرده ديدم مينا وارد تر هست تازه به هلن ميگفت چطوري حالت بگير يكم كه سينه هاي ناز هلن رو خورد دستاشو برزيركمر هلن موهاي هلن رو كشيد عقب و شروع كرد از سينه هاي هلن گاز گرفتن خوردن واااااااااااااي من ديگه ان نداشتم داشت آبمميومد.يكم كه گذاشت مينا هلنو كامل لخت كرد و خدشم كامل لخت شد و كسشو گذاشت تو دهن هلن و خودشم شروع به خوردن كس هلن كرد هلن همينطور آخ و اوخ ميكرد و يكم كه گذشت هلن ،مينا رو كنار زد بهش گفت ديگه نميتونم ولي مينا خوابوندش رو زمين و دراز كشيد رو سينه هاش و كسشو رو كس هلن ميماليد.ولب ميگرفت هلن خيلي بي حال شده بود.من 35دقيقه فيلم گرفتم بعدش يواشكي جمعش كردم رفتم زير پتو ديدم لامپ خاموش شد صبح بيدار شدم ديدم اون دوتا تو بغل هم خوابيدن ولي لباساشون تنشون بود.صبحانه آماده كردم و رفتم و بيدارشون كردم باهم صبحانه خورديم.من ديگه رفتم بيرون.همش تو فكر ديشب بودم و اينكه چطوري ميشه فيلمشون رو نشونشون بدم و حالشون رو بگيرم و بعدش خودم باهاشون حال كنم.اما خوب شب قبل فرصت خوبي داشتم كه از دستش دادم.ميخواستم برم خونه كه ديدم زندايم زنگ زد گفت برم نون بخرم مينا نون نداره و گفت ما مجبور شديم بريم شهرستان برو خونه ي ما بچه ها تنهايي ميترسن.منم قند تو دلم آب شد.بعد از اينكه يك سفارش كرد.من رفتم نون خريدم و رفتم خونه ي دايم ديدم هلن حمام بود و مينا هم توي پذيرايي بود مثل اينكه اونم رفته بود حموم.من نون رو دادم به مينا .وقتي لومد نون بگيره يواشكي بهش گفتم ديشب چقدر سرو صدا ميكردين من همشو ميشنيدم تازه لامپ هم يادتن رفته بود خاموش كنين همش نورش ميزد تو چشمم نمي گذاشت بخوابم.مينا رنگش قرمز شد چيزي نگفت رفت نون رو گذاشت و اومد تو پذيرايي ولي خيلي رنگش پريده بود ميخواست يك جيزي بگه ولي روش نميشد.من بهش گفتم دختردايي یک كليپ خوشگل دارم ميخواي ببيني اونم كفت باشه اومد ببينه كه يكباره فيلم خودشونو ديد.خيلي ناراحت شد گفت سرنا به كسي چيزي نگو اين كليپتو هم پاك كن تو كه اينقدر نامرد نبودي هرچي بخواي بهت ميدم.منم دست كشيدم تو موهاش گفتم ناراحت نباش ميخوام نگه دارم براي خودم نترس گفت پاكش كن ميخواست گريش بگيره گفتم باشه ولي به شرط اينكه بهم حال بدي مثل حال ديشبي كه به هل دادي.گفت باشه ولي تو م كليپتو پاك كن گفتم البته شرط ديگشم اينه كه هلن هم باشه وگرنه پاكش نميكنم گفت هلن ؟گفتم اره گفت اگه قبول نكرد چي گفتم ميل خودته ميتوني راضيش كني وگرنه كليپتون رو گوشيم ميمونه تا بابات ببينتش. مينا دستپاچه شده بود رفت تو حمام به هلن گفت هلن باورش نميشدفكر ميكرد مينا شوخي ميكنه.تا اينكه اومد بيرون و من بهش گفتم مينا راست ميگه.وقتي فيلمو ديد شكه شده بود.اما بالاخره راضي شد.ناهارمون رو خورديم كمي استراحت كرديم تو اين مدت من هزار بار بوسشون كردم اونها هم خيلي حال دادن برام باور نكردني بود كساني كه تو رويا باهاشون سكس ميكردم حالا قرار بود بهم بدن دارن ميبوسنم.يواش يواش مينا شروع كرد هلن گفت مينا رو بايد داغش كني من زود حشري ميشم.منم شروع كردم لب گرفتم از ميناو هلن هم داشت سينهاشو ميماليد اينطوري مينا زود حشري ميشد.من و هلن حسابي ميمالونديمش جاي نداشت كه نمالونده باشيم ولي مينا نميگذاشت من باسنشو بمالم ولي هلن براش ميماليد من تو كف كونش بودم ديگه داشتم ديونه ميشدم به چندتا بوس از هلن كردم يواشكي تو كوشش گفتم يكار بكن كه من كونشو بمالم اونم يك چشمك به نشانه ي تاييد زد.يواش يواش شلوار مينارو كشيد پايين رفت سراغ لبش و منم رونهاشو خوردم ميخواست خودشو جمع كنه كه من يكباره سرمو كردم لاي پاهاش و شروع كردم به ليس زدن كسش و انگشت انگشت كردن كونش اينقدر تحريكش كرده بودم كه خودشم باسنشو به سمت صورت من فشار هلن هم ميبوسيدش و چوچولشو ميماليد مينا چند تنش لرزيد من خواستم كه حال براي ادامه داشته باشه رفتم سراغ هلن هلن داشت از خوشحالي بال در ميارد مينا بلافاصله هلن رو لخت كرد همينكه اومد ازش لب بگيره من سينه هاي هلن رو كردم تو دهنم مينا دستشو كرد تو شورت هلن و كسشو ميماليد هلن اخ و اوخ ميكرد من شلوار و شورتشو دركردم واااااي چه كسي داشت از تو مفاصل زانوش خوردم تا وسط رونهاش تا نزديكه كسش چندبار اينكارو كردم كه هلن التماس ميكرد كسمو بخوررررررررررر منم اول چوچولشو بازبونم تحريك كردم بعد كسشو ليسشدممممم.مينا يكم حسوديش شده بود سرمو گرفت بالا شروع كرد ازم لب گرفتن منم زبونشو ميمكيدم و با چوچولش بازي ميكردم بعد بهش گفتم هوس باسن كردمممم گفت درد داره گفتم نتر س اولش درد داره بعدش راه ميافتي.ديدم هلن گفت ببين اينطوري دستاتو بزن به مبلمان بايست بعدش پاهاتو باز كن خودتم شل كن .مينا گفت باريك بابا تجربه.اگه راست ميگه خودت اول حالت بگير.هلن هم اين كار كرد من رفتم سراغش به خاطره اينكه لج مينا رو در بيارم اول حسابي ليسيدمش بعد كرم زدم در كونش كيرمو يواش يواش كردم تو كونش ديدم اه كيرم راحت رفت تو فهميدم كه هلن قبلا كون رو داده منم بيخيال شدم حسابي كردمش چسبوندمش به سينهام و سينهاشو ميماليدممممممم حسابي حشري شده بود دوباره دستاشو زد به مبل زانوشو زد زمين كه ديدم مينا روش سوار شد كونشو قمبل كرد هلن خواست بلند شه گفت تكون نخور مثل اينكه ضعفشو ميدونست سريع پستوناشو گرفت تو دستش اونم رام شد منم شرع كردم به ماليدن كيون مينا يواشكي دست تو كون هلن هم ميكردم پدرسوخته كونشو كشف نكرده بودم عجب كوني داشت ولي تمركز رو كون مينا بود.يك كرم زدم بهش كتفاشو پوسيدم اونم رو سينه هاي هلن كار ميكرد.من اول كيرم رو باسنش كشيدم بعد كيرمو گذاشتم در كونش خواست بلند شه كه نگذاشتم ميگفت بيخيال شو.ولي من كيرمو يكم فشار دادم تو داد زد بعدش من يكم نگه داشتم يكم ديگه كردم تو و ميزدم رو باسنش كه يك وقت قفل نكنه.خيلي باش درد داشت ولي من يواش يواش صفرشو باز كردم اولش خيلي يواش تلمبه ميزدم ولي بعدش ميزدم رو باسنش و تلمبه ميزدم يكم سرعت رو بيشتر كردم كيرم يكباره در آومد يك استراحتي به مينا دادم مينا با ز سينه هاي هلو گرفت منم كيرمو كردم تو مونشششش تند تند تلمبه ميزدم.بعد دوبار كردم تو كون مينا كون مينا محشر بود چند بار بوسيدمش وسط كردن.بعدش من نشستم رو مبل مينا از روبرو اومد ت بغلم كيرمو كردم تو كونش لباشو گذاشت رو لبام منم باسنشو گرفتم همينطوري تلمبه ميزدم.بعد موهاشو كشيدم عقب سينه هاش قلمبه شد اوردمش بالا سينهاشو كردم تو دهنم گازشون ميگرفتمممممممممممممم يكبار ديگه اينكارو كردم.دوباره باسنشو گرفتم تو دستام و تلمبه زدم داغون شده بود بلند شد از تو بغلم شروع كرد برام ساك زدن ااااااااااااااه هلن اومد سراغم نشوندمش تو بغلم خودش بالا پايين ميكرد منم برش گردوندم تو بغلم و دستمو بردم رو چوچولش و از پايين تلمبه ميزدم تو كونش و چوچولشو ميماليدمم اينقدر اينكارو كردم ارگاسم شد و بيحال تو بغلم بود كه از تو بغلم بلندش كرد خوابوندمش رو زمين و بوسيدمش سينهاشو يكبار ديگه خوردم و رهاش كردم ديدم مينا منتظرمه رفتم سراغش اول چوچولشو زبون زبون زدم طوري كه ميخواست پاهاشو ببنده ولي من براي اينكه جلوشو بگيرم بادستام پستوناشو گرفتم و نوكشونو ميماليدم و با زبونم چوچولشو ميماليدم بعدش يكورش كردم كونشو و كسشو ماليدم بعد افتادم روش چنان كردمش كه هيچموقع يادم نميره تو كونش تلمبه ميزدم و سينهاشو ميخوردم گردنشو گوشو و زبون و &#8230;&#8230; اينقدر عرق كرد ه بود كه داغون ده بود من ابمو باشدت ريختم تو كونش.كيرمو در آوردم گذاشتم لاپاش و رو سينهاش خوابم برد.براي اينكه خاطرات بعديم رو با دختر دايي هاي لزم بگم نظر بدين.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b1%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176907</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم چه لیسی میزنه به این شاه کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Sep 2019 05:40:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارش]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ببينيم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بوداومدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودزود]]></category>
		<category><![CDATA[بودفقط]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوديهو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشيمون]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفات]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتممن]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[دونسته]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زايمان]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فراموشش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[كردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتار]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[منصرفش]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلش]]></category>
		<category><![CDATA[ميانسال]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرد»يه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[وايساد]]></category>
		<category><![CDATA[يخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يه دوستى داشتم كه به فیلم سکسی ظاهر از خانواده با فرهگى بودن.باباش دكتر زنان بود مامانش هم ازمايشگاه داشت.خودش هم با من تو يه رشته تحصيل سکسی ميكرديم و خونمون هم به هم نزديك شاه کس بود و به خاطر اين كه با هم زياد در رابكه بوديم هم تو دانشگاه کونی هم خارج [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يه دوستى داشتم كه به فیلم سکسی ظاهر از خانواده با فرهگى بودن.باباش</h2>
<p>دكتر زنان بود مامانش هم ازمايشگاه داشت.خودش هم با من تو يه رشته تحصيل سکسی ميكرديم و خونمون هم به هم</p>
<h3>نزديك شاه کس بود و به خاطر اين كه با هم زياد</h3>
<p>در رابكه بوديم هم تو دانشگاه کونی هم خارج از اونجا خيلى صميمى شده بوديم و اكثر وقتامون رو با هم</p>
<h4>بوديم.على جنده دوست دختراى زيادى داشت ولى من فقط يكى داشتم.من</h4>
<p>فكر ميكنم ادم يه دوست دختر پستون خوب داشته باشه بهتر از اينه كه چند تا داشته باشه و ندونه به</p>
<h5>كدومشون برسه.على کوس از اين جور ادما بود كه دوست دختر</h5>
<p>زياد داشت و البته انصافا به همشون ميرسيد.تا اين كه بايه دختر اشنا شد كه خيلى زيبا بود.ما با هم ميرفتيم باشگاه سکس داستان و هفته يى</p>
<h6>3 روز به خاطر برنامه كاريمون ساعت1تا 3 ایران سکس ميرفتيم.قبل از</h6>
<p>ما تا 12:30 خانوما ورزش ميكردن.يه دختر خانومى بود كه هميشه اخر وقت ما ميديديمش و تو كفش بوديم.هم اندام مناسبى داشت هم به نظر ميومد ادم با شخصيتى باشه.على خيلى بيشتر از من شيفته دختره شده بود يا شايد بيشتر بروز ميداد. يه مدت كارمون شده بود حرف زدن راجع به دختره.من هم راستش خيلى ازش خوشم اومده بود ولى زياد عنوان نميكردم و فقط ازش تعريف ميكردم.تا اين كه يه روز تصميم گرفتيم تعقيبش كنيم و ببينيم بچه كجاست.رفتيم و خونشون رو يادگرفتيم.خيلى از ما دور نبودن.خلاصه با كلى مارمولك بازى شمارش رو پيدا كرديم و براى اولين بار بهش زنگ زديم.ميدونستيم اسمش ايدا بود.على باهاش حرف زد ولى معلوم بود دختر نجيبى هست و به على اعتنايى نداره.هر بار كه تلفن رو قطع ميكرد على بيشتر حريس ميشد كه باهاش دوست بشه.خلاصه بعد از چندين روز تلفن و اس از در ازدواج وارد شد.ايدا خانوم هم راضى شد كه يه بار على رو ببينه كه حرف حسابش چيه.منم دلم ميخاست برم كه على منو پيچوند و همون يه جلسه براى خوردن مخ ايدا كافى بود.فقط هم از راه نيت ازدواج بود كه مخشو زده بود.از اون روز به بعد رابطه على هر چقدر با ايدا بيشتر ميشد با من كمتر ميشد.بااين كه من از علاقم نسبت به ايدا نگفته بودم ولى على ميترسيد از چنگش درش بيارم.يعنى منو اينجورى شناخته بود.البته تو اين مدت بعد اشناييشون بارها با على ديدمشون.اوايل منو بهش به عنوان بهترين دوست و برادرش بهش معرفى كرد.ولى به تدريج اون دورى اتفاق افتاد.منم كه ديدم على داره عوضض ميشه بى خيالش شدم ولى هنوز يه كم بعضى وقتا به ايدا فكر ميكردم.ديگه فقط على رو تو دانشگاه ميديدم.تا اين كه يه روز كه با دوست دخترم بيرون بودم تلفنم زنگ خورد.جواب دادم ديدم يه دختره با صدايى كه انگار داره گريه ميكنه سلام كرد و گفت ايدا هستم.شوكه شده بودم.سلام كردم و حول حولكى گفتم اتفاقى افتاده ؟على چيزيش شده. جواب داد نه ولى بايد همين امروز ببينمت.دل تو دلم نبود نميدونم چجورى مهتاب رو رسوندم و خودم هم رفتم جايى كه ادرس داده بود.كنار ماشينش بوق زدم اشاره كرد دنبالش برم.يه پارك محله خلوت بود كه وايساد منم پارك كردم .ديدم پياده نشد.رفتم طرف ماشينش و سوار شدم.ديدم مثل ابر بهار داره گريه ميكنه.بهش گفتم بابا جون به لب شدم چى شده.بعد از كلى حق حق كردن شروع كرد حرف زدن.خودش هم نميدونست چجورى عنوان كنه.حرفاى گنگى ميزد ولى از حرفاش فهميدم على يه بلايى سرش اورده.حدس ميزدم ولى دلم ميخواست حدسم اشتباه باشه.درست حدس زده بودم.على ايدا رو برده بود خونه.ايدا ميگفت اولش حالش خوب بود و ميخنديد.رفتم سر پيانو و داشتم تمرين ميكردم كه على با يه حالت عجيبى كه انگار طبيعى نبود منو كشوند تو اتاق.به اينجاى حرفاش كه رسيد ديگه نتونست ادامه بده.من حدس زدم بقيشو.فقط ازش پرسيدم الان چيزيت شده؟ديدم داره مثل بيد ميلرزه.با يه لحنى كه مثل التماس بود گفت ديويد حالا چيكار كنم.حدسم درست بود.با اين كه ايدا چيزى نگفت ولى فهميدم كه على اقا تو حالت لجن خودش پرده دجختره رو پاره كرده.ايدا هم كه اينقدر ساده بود كه تنها منو كه خيلى هم با هم ارتباط نداشتيم محرم دونسته بود.همش ميگفت حالا چى ميشه.يكم ارومش كردم گفتم پدرشو در ميارم.تو نگران نباش.خودم درستش ميكنم.خودم هم نميدونستم چجورى ولى ميدونستم بايد ارومش كنم.دستاش ميلرزيد و شرمش نميزاشت تو چشمام نگاه كنه.كل مدت سرش پايين بود.با كلى دل دارى راهيش كردم رفت.حالا بايد ميگشتم دنبال پرده دوز.به دو سه تا از دوستام زنگ زدم ولى اونا هم مثل من جايى رو بلد نبودن.يهو يادم به مهتاب افتاد.نميدونستم چجورى ازش بپرسم.مهتاب دختر با فهمى بود و البته منطقى.دلم روزدم به دريا.بعد از سلام و شكايت از اين كه چرا امروز يهو رسوندمش و رفتم كل ماجرارو براش تعريف كردم.اولين حرفى كه زد گفت چرا تو؟ گفتم بابا به من اعتماد كرده ما هيچ سر و سرى با هم نداريم.با اين كه يخورده مشكوك شده بود ولى حرفامو باور كرد.گفت دوستم يه ماه قبل عروسى كرده و همين مشكل پرده رو داشت و رفت يه جايى دوختش.برات ادرسش رو ميپرسم.خيلى خوشحال بودم شايد بيشتر واسه اين بود كه ميتونستم يه كارى واسه ايدا بكنم.مهتاب ادرس رو اس زد.منم اول خودم رفتم اونجا.يه خونه قديمى بود دوتا درب داشت كه يكيش ميرفت طبقه بالا.قرار بود بگم از طرف فلانى اومدم. زنگ رو زدم و اشنايى دادم و رفتم بالا.خيلى كثيف و ترسناك بود.يه حال داشت با دوتا اتاق.يه پيرمردى از تو اتاق با يه رو پوش سفيد نه چندان تميز اومد بيرون. گفت بچه دارى يا پرده؟سلام كردم گفتم يه خانومى هست ظاهرا پردش پاره شده.گفت خب بيارش بالا.گفتم نيومدن من اومدم كه با شما &#8230;داشتم حرف ميزدم كه حرفمو قطع كرد گفت هر وقت اورديش هر چى خواستى بگو.خوش اومدى.خيلى ترسيده بودم.امدم بيام كه گفت هر وقت خواستى بياى ببين كمتر از 15 روز از پريوديش گذشته باشه.اومدم بيرون از خونه و بلافاصله شمارشو گرفتم.جواب نداد.خيلى نگرانش بودم.تو راه خونه هم دو سه بارزنگ زدم جواب نداد.رسيدم خونه وكه خودش زنگ زد.با هر فلاكتى كه بود همه چيزو براش توضيح دادم.اونم همينجورى گريه ميكرد.يه كم ارومش كردم كه نترس مشكلى پيش نمياد.قرار شد فردا عصر بريم پيش يارو.فردا رسيد و من خودم از دل شوره داشتم ميمردم.از صبح تلفنى با ايدا در تماس بودم.اونم خيلى ميترسيد .اون روز به هيچ كاريم نرسيدم.اصلا نميتونستم كارى بكنم.بهش گفتم يكى از دوستات رو با خودت بيار كمكت كنه. گفت هيچ كسى رو ندارم كه بتونم تو اين مورد بهش اعتماد كنم. ميخواستم به مهتاب رو بزنم ديدم صلاح نيست.همينجوريش از صبح باهاش بحث داشتم راجع به قضيه ديروز.بي خيال شدم.بعد از ظهر ساعت 3:30 زودتر رفتيم.ايدا با ماشين خودش اومد دنبالم.رفتيم در خونه يارو.از ترس داشت سكته ميكرد.منم خودم ميترسيدم و ترس اونم كه نور الا نور. سر كوچه پشت يه ديوار پارك كرد.تو چشمام زل زده بود.يهو خودشو انداخت تو بقلم.اصلا انتظارش رو نداشتم.منم همينطورى از رو صندلى كج كج محكم به خودم چسبوندمش.خيلى حس خوبى بهم دست داده بود.همون لحظه بود كه احساسى كه از روز اول بهش داشتم صد برابر شد.تو يه لحظه عاشقش شدم.يه لحظه كه نه ولى دل بود ديگه از همون روز اول دوستش داشتم تا امروز كه اين اتفاق افتاد. دلم نميخواست ازش جدا شم ولى بهش گفتم نترس.تا يه ساعت ديگه تموم ميشه.رفتيم جلو خونه زنگو زدم رفتيم بالا. پاهاش سست شده بود و نميتونست بياد.كمكش كردم.دستم زير بغلس بود و به كنار سينش ميخورد ولى هيچ حسى نداشتم. پير مرده اومد چند تا سوال ازش پرسيد.اونم با لكنت جواب داد.به من گفت برم تو اتاق.رفتم تو كه گفت من پولم رو اول ميگيرم.گفتم چند بدم.400 ميگيرم يه بار هم ميكنمش.يهو جا خوردم ولى خودم رو نباختم اخه كارمون پيشش گير بود.زود و خونسرد گفتم 600 بگير تمومش كن.اوكى داد.دلم ميخواست دندوناشو خورد كنم.شمردم و حساب كتابش تموم شد.ايدا رو برد تو اتاق اونطرفى.يه تخت مثل تخت زايمان بود .گفت لخت شو و پاهاتو بزار بالا.طفلكى از خجالت نميدونست چيكار كنه.يهو پشيمون شد ولى من منصرفش كردم .تا يه ساعت ديگه تو خونتونى.كم كم لباساشو در اورد.ريز ريز اشك ميريخت.مانتوشو در اوردم.قدش بلند بود.شلوارش جين بود دكمه هاشو باز كرد نميتونست درش بياره.نشستم رو زانوم بالاشو گرفته بود.با يه كم زور كشيدمش پايين.حالا صورتم روبرو روناى سفيد و شرت مشكيش بود.پاشو جم كرد چسبوند به هم.گفتم من ميرم بيرون راحت باش.نه تورو خدا نرو من ميترسم.اوكى.دستشو گرفته بودم. پيرمرده گفت زود باشيد وقت ندارم.شما كه ميترسيديد واسه چى از اين غلطا كردين.بازم جلو خودموگرفتم.ايدا دستمو ول كرد و شورتش رو در اورد و رفت پاهاشو گذاشت رو تخت مخصوص.خيلى دلم ميخواست كسشو ببينم ولى اين كارو نكردم.حواسش بهم بود.اومدم كنارش دوباره دستشو گرفتم.چيزايى ميديدم ولى دقت نميكردم.رمش رو سناتورى زده بود.دروغ نميگم يه كم شهوتى شده بودم.يارو اومد و يه دستهيىرو تاب داد لبه هاى تخت باز شد .جورى كه ايدا جيغش در اومد.يه سوزن برداشت من ديگه نتونستم نگاه كنم.رومو كردم طرف صورت ايدا.دستش محكم تو دستم بود.جيغ كشيد پيرمرده گفت محكم بگيرش تو هم يه كم تحمل كن.اونم دست منو محكم فشار ميداد.به صورتش نگاه ميكردم.تا حالا اينقدر از نزديك نديده بودمش.مثل فرشته بود.چشماش به ابى ميزد و موهاش بور بود.ابرو هاى نازك و كم پشتى داشت.همينجورى كه بهش نگاه ميكردم اونم بى تابى ميكرد.سرشو گرفتم تو بغلم و شروع كردم به نوازش كردنش.اشكام بى اختيار جارى شد از ديدن حال ايدا و شروع كردم با چشم گريون به بوسيدنش.نميدونم چقدر طول كشيد ولى تموم شد.تقريبا از حال رفته بود.يارو يه سرى توصيه كرد و يه پماد داد به من .به زور نشوندمش و شورتشو اوردم. داشتم پاش ميكردم كه چشم افتاد به كسش.نميدونم بتادين بود يا خون ولى اوضاش خراب بود.خيلى درد داشت.لباساشو تنش كردم و يواش يواش از پله ها با سلام و صلوات اوردمش پايين.سوييچ ماشين رو از توى كيفش در اوردم و نشوندمش.خيلى درد داشت و نميتونست بشينه.صندلى رو خوابوندم و تا نزديكى هاى خونشون رسوندمش.از اونجا زنگ زد دوستش اومد رسوندش خونه.منم رفتم خونه.دو روز نه از على خبرى بود موبايل ايدا هم خاموش بود.تو اين دو روز با خاطره ايدا هم موقعى كه اومد تو بغلم هم موقعىكه بوسيدمش و تو اغوشم بود زندگی كردم.روز سوم تلفنم زنگ خورد.ديدم ايداس خيلى خوش حال شدم.سلام و احوال پرسى كرد.زياد حرف نزد ولى به نظر ميومد خوب باشه.پرسيدم بهترى؟ گفت شكر خدا .منم ادامه ندادم.زنگ زده بود تشكر كنه.بهش گفتم دوست دارم بازم ببينمت.منم همينطور.ايشالا اولين فرصت.ميدونستم يه هفته استراحت كامل داره.قرار شد خودش بهم زنگ بزنه.چند روز بعدعلى اومد باشگاه.منم نامردى نكردم انچنان خوابوندم زيرگوشش كه برق از سه فازش پريد.با هم درگير شديم و هم زدم و هم خوردم.البته بيشتر زدم و تلافى ايدا و خودم و حرفاى پيرمردرو سرش در اوردم.تو تلفن هم حاليش كردم دست از سر ايدا برداره.همون شب ايدا زنگ زد.حالش رو پرسيدم.بهتر بود .دوست داشتم بهش بگم عاشقش شدم ولى وقت مناسبى نبود.تا يك هفته تلفنى با هم حرف ميزديم.بعضى وقتا هم شب ها چت ميكرديم.واسه من راحت تر چت كنم.حرفايى رو كه روم نميشد با پى ام براش مينوشتم.بعد از اعتمادى كه تو اين ماجرا نسبت به من پيدا كرده بود باهام قرار گذاشت.چند بار با هم بيرون رفتيم و شام و ناهار با هم بوديم.راه رفتنش هم درست شده بود اوايل زياد نميتونست راه بره.تو مدتى كه بيشتر با هم بوديم بهم گفت كه شماره من رو از تلفن على دزدكى برداشته.دلش ميخواسته با من دوست بشه ولى فريب حرف هاى على رو خورده بود.يه شب وقت خدا حافظى بهش گفتم عاشقش شدم.هيچى نگفت ويه لبخند زد و رفت.نصف شب بود كه اس ام اس زد كه اونم به من علاقه پيدا كرده ولى رسيدنمون به هم امكان نداره. پرسيدم براى چى؟يه قرار برا دو روز بعد فيكس كرد.تو اين دو روز هم موبايلش خاموش بود.داشتم روانى ميشدم.انتظار به هر فلاكتى كه بود تموم شد.يه بار فقط اس زد و ادرس و ساعت قرار رو نوشت.رفتم سر قرار . پياده اومده بود.اون ادرس داد منم رفتم اونجايى كه ميخواست.هنوز نميدونستم كجا ميخوايم بريم.تو مسير هم خيلى سنگين رفتار كرد.رسيديم به يه ساختمون كه كلى تابلو دكتر داشت.رفتيم طبقه ششم .مطب يه خانوم روانپزشك و مشاور خانواده بود.هيچ حرفى نميزد.منم سوال نميكردم.از قبل وقت گرفته بود.5دقيقه طول نكشيد كه منشى فرستادمون داخل.يه زن ميانسال خوش برخورد بود.بعد از سلام و تعارفات معمول شروع كرد به حرف زدن.گفت ميرم سر اصل مطلب.ايدا خانوم قبلا اينجا اومده و هر چيزى لازم بوده بهش گفتم.خودش خواست اين مطالب رو به شما هم بگم.من كل ماجرايى رو كه پيش اومده رو ميدونم و ازدواج شما رو خيرى درش نميبينم.من فقط گوش ميكردم. گفت به خاطر اتفاقى كه افتاده و شما هم ازش خبر داريد فردا روزى تو زندگى كه با هم بحثتون شد و به قول معروف دعواهاى زن و شوهرى كردين همين موضوع رو تو چشمش ميزنى.گفتم هر جور بخواد تعهد ميدم كه جواب داد هيچ تعهدى نميتونه اين موضوع رو تضمين كنه.منم بهتون پيشنهاد ميكنم چون رابطه دوطرفه هست خيلى زود همديگه رو فراموش كنيد تا اسيب روحى شديدى نبينيد.حرفاى ديگه يى هم زد كه من حواسم نبود.بهت زده شده بودم.از مطب اومديم بيرون .منتظر اسانسور بوديم اشك تو چشماش جمع شده بود.منم حال گريه داشتم.رفتيم تو اسانسور كسى نبود.در اسانسور كه بسته شد پريد تو بغلم و شروع كرد لب گرفتن.منم محكم به خودم فشارش دادم و با تمام وجودم ازش لب ميگرفتم.دلم ميخواست درب اسانسور هيچ وقت باز نشه .ولي رسيديم طبقه هم كف.ازم به زور خودش رو جدا كرد و گفت واسه همه زحمت هايى كه برام كشيدى ممنون.خواهش ميكنم منو فراموش كن .همين جورى كه اينارو ميگفت اشك بود كه از چشماش جارى ميشد.منم نتونستم خودم رو كنترل كنم و شروع كردم به اشك ريختن.ايدا رفت.على نامرد با نيت كثيفش ايدا رو ازم گرفت.همه اتفاقا مثل فيلم تو ذهنم رد ميشد.از اون روز تا الان 2 بار ديگه ايدا رو اتفاقى ديدم و اخرين خبرى كه ازش دارم با يه وكيل ازدواج كرده و يه بچه دوقلو داره و زندگيه خوبى داره.على هم يه مدت بعد از دانشگاهمون رفت و الان يه شركت بازرگانى داره.منم هنوز مجردم و تو شركت پدرم مشغولم.البته وقت بيكارى زياد دارم.هدفم از نوشتن اين خاطره بيشتر اين بود كه خواهش كنم به خاطر 5 يا 6 بار سكس اينده يه دختر رو خراب نكنيد و با وعده ازدواج اونارو فريب نديد. چيزى كه زياده دخترايى كه حال ميدن ولى گول زدنشون با وعده ازدواج و از اون بد تر رابطه از جلو خيلى اشتباهه. پرده بكارت و شب زفاف تو كشور ما خيلى مهمه.يه دختر حتى اگر پردش ارتجاعى باشه با معاينه ميفهمن تا حالا سكس داشته يا نه.قابل توجه اونايى كه فكر ميكنن ارتجاعى يعنى از جلو ازاد.خواهشم از دوستان اينه كه موقع سكس خودشون رو كنترل كنن.من هنوز وقتى با دوست دخترم سكس ميكنم ايدا رو تو ذهنم تصور ميكنم.هرگز نتونستم فراموشش كنم.تو اين خاطره فقط اسم خودم مستعار بود.ميدونم اون ايدايى كه من ميشناختم هيچ وقت كسى بهش شك نميكنه.ايدا اميدوارم هر جا كه هستى سالم و خوشبخت باشى.ولى بدون هميشه يه نفر هست كه با خاطراتت زندست.مدت دوستيمون زياد نبود ولى همون مدت كم كافى بود كه من رو همه عمر گرفتار خودت كنى.ايشالا همه به عشقشون برسن.فعلا باى</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d9%87-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2585</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس های خوشگل باهم کرده میشن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Aug 2019 06:40:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيارش]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بالايي]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[ديگران]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وقت فكر نمي كردم كه فیلم سکسی اينقده زود سكس داشته باشم ولي خدايش پتانسيل بالايي داشتم. با اينكه واقعا از نظر ظاهر سادم ولي ديگران ميگن سکسی كه از نظر جنسي جذاب ام خلاصه شاه کس من با يكي دوست شدم كه ميشناختم از قبل و بعد از ۵ ماه حسابي کونی عاشق شدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>وقت فكر نمي كردم كه فیلم سکسی اينقده زود سكس داشته باشم ولي</h2>
<p>خدايش پتانسيل بالايي داشتم. با اينكه واقعا از نظر ظاهر سادم ولي ديگران ميگن سکسی كه از نظر جنسي جذاب ام</p>
<h3>خلاصه شاه کس من با يكي دوست شدم كه ميشناختم از قبل</h3>
<p>و بعد از ۵ ماه حسابي کونی عاشق شدم و هنوزم هستم.به علت يك سري گرفتاري من يك ماه نتونستم بببنمش</p>
<h4>تا جنده اينكه قرار شد برم خونه دوست صميميش كه ميشناختم</h4>
<p>منم رفتم و نشسته بوديم داشتم پستون يك اهنگ از تو گوشيش بلوتوس ميكردم و حرف ميزديم دوستشم به يك بهونه</p>
<h5>رفته بود کوس پايين كه ما راحت باشيم. همينجور كه</h5>
<p>من داشتم حرف ميزدم اومد سمتم و محكم بغلم كرد و بوسم كرد منم با تمام وجودم لباشو بوسيدم. سفت تو بغلش سکس داستان بودن بعد منو</p>
<h6>خوابوند و اومد روم همينجور كه لبامو ميخورد ایران سکس بلوزم رو</h6>
<p>در اورد. منم واقعا هيچي متوجه نبودم ميدونستم كه با تمام وجود ميخوامش برا همين گذاشتم راحت تمام لباسم در اره جز شورتم و منم بلوزش و در اوردوم با شلوارشو بعد اومد روم شروع كرد بوسيدن من منمم دستنم كردم لاي موهاش و بوسيدمش بعد سينه هامو خورد سينه هام كه شروع كرد به ميك زدن آه ام درومد اونم ميگفت آروم باش منم سعي ميكردم اروم باشم ولي نمي شد. با يك دست سينمو ميمالوند و اون يكيو ميخورد منم سينه هام بزرگه. ميدونستم داره حال ميكنه بعد شيكم ام رو خورد دوباره اومد روم. من پامو دوره كمرش انداختم و فشار دادم بعد كيرشو حس كردم. از سرش گرفتم هل دادم سمت كسم اونم شرتمو در اور پاهام باز كردم سرش و گذاشت روش شروع كرد خوردن من رو هوا بودم بعد اول با يك انگشت بعد با دو انگوشت كرد تو كسم شروع كرد خوردن من در اوج لذت بودم و كمرم ديگه بند نبود اونم كمرمو گرفت زبونشو كرد تو كسم منم خيلي حشر بودم دستم ميكردم لاي موهام رو كسم فشار ميدادم بدنم لرزيد فهميدم ارضا شدم واقعا سخته توصيف اون لحظه بعد ارضا شدنم اون داشت اروم ميخورد. بعد گفت من چي؟ منم خنديدم و افتادم روش نشستم رو كيرش خو شدم روش سينه هام كه صفت بود چسبوندم به سينه هاش او لباشو خوردم همينجور كه ميخوردم روي كيرش حركت ميدادم كسم رو. بعد تمام سينشو خوردم. مو هام بلند بودميريختم رو صورتش حسابي حشر شده بود بعد رفتم سراغ كيرش و براش ساك زدم اونم دست كرده بود تو موهام سرمو تكون ميداد تا ته كيرش رفت تو دهنم حسه خوبي نداشت اون لحظه ولي براش هر كاري حاظر بودم بكنم بعد بلند شدم كسم گذاشتم دمه دهمش خودم ام كيرشو خوردم (٦٩) بعد يكم گفتم جاويد من خسته شدم دارم ميميرم زودتر. خودش فهميد منو خوابوند پاهامو باز كرد سر كيرش گذاشت دم كسم بعد روم دراز كشيد اروم كيرش كرد تو من صداي اه نالم ديگه خيلي بلند شد واسه همين لباشو گذاشت رو لبام اروم كرد تو تا اينكه تا نصفه تو بود بعد يكهو تا ته كرد تو صدام بلند شد كيرش حس ميكردم كسسم داغ داغ بود انگار كره ذوب كرده باشن به همون ليزي بعد اروم ارم شروع كرد تلمبه زدن منم سفت گرفتبودمش با تمام وجود ميخواستمش و مي بوسيدمش بعد ارم اروم تند كرد از روم بلند شد پاهامو باز كرد كمرمو گرفت شروع كرد تلمبه زدن تند كيرش تا ته تو بود منم هي ميگفتم تند تر و اهم در اومده بود بعد گفت پاني نوبت تو من كه. جون نداشتم بلند شدم به زور اون خوابيد نشستم روش قبله اينكه كسم بزارم رو كيرش گرفتم دم دهنش اون زبون زد منم كه باذ حشر شده بودم محكم كسسم دمه دهنش فشار دادم بعد بلند شدم از رو دهنش با يه دستم كسم باز كردم نشستم رو كيرش خيلي درد داشت خيلي ولي درد تحمل كردم شروع كردم به تلمه زدن اونم با يه انگشت كردتو كونم واقعا عالي بود اه ناله اونم درومد من او داشتم به ارگاسم ميرسيدم اون گ فت بسه به قدري حردو حشري بوديم كه هيچي نمي فهميديم منو بلند كرد بغلم كرد چسبوند به ديوار محكم كرد تو سينه ها مو خورد من دوباره ارضا شده بودم ولي اون نه من ديگه بيحال بي حال بعدگفتم وايسا رو مبل خم شدم اون كرد تو كسم از پشت افتاده بودم رو مبل اونم محكم منو گرفته بود ميكرد با يك دست يكي از پاهام باز كرد مخكم ميكرد تو در مياورد منم ار پشت بهش چسبيده بودم اون منو با اون يكي دست نگه داشت تند تند تلمبه ميزد تا ابش اومد و ريخت رو كمرم ابه منم دوباره اومد سه بار ارضا شدم . بماند كه با چه وضعيتي رانندگي كردم بعدشخدارو شكر هنوز باهم هستيم و من عاشقشم اونم عاشقمه من دنبال يك چيز ديگه بودم اين سايت ديدم نمي خواستم خاطره بنويسم ولي يهو دلم خواست بنويسم و بگم من شانس اوردم با كسي سكس داشتم كه دوسم داشت مسه يه دستمال كاغذي ازم استفاده نكرد البته الان اگه برگردم به گذشته سكس نميكنم چون شانس اوردم با كسي بودم و هستم كه ارزش داشت كه بدبنم در اختيارش بزارم ولب ريسك همين اميد وارم مسه بقيه داستان ا كه نظر ميدين فحش ميدين خيلي فحش نخورم:دی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175677</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقتی یه دختر خانوم و یک میلف شاه کس رو باهم میکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2019 04:37:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرام‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوهام]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آشنايي]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[احساست]]></category>
		<category><![CDATA[احساسي]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگاري]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگي‌هاي]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برميگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارد]]></category>
		<category><![CDATA[بگوييم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهايش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهايم]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[تختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخاندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسباند]]></category>
		<category><![CDATA[چسباندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهايش]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌اش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خواباندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهيم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراشش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[داريگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم؛]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دربياري]]></category>
		<category><![CDATA[دست‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[دندان‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ران‌هايش]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سينهام]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاي]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبود]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[كارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[كردنهاي]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترم]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباس‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[لبهايش]]></category>
		<category><![CDATA[لبهايم]]></category>
		<category><![CDATA[لحظه‌اي]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيتي]]></category>
		<category><![CDATA[موهايم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌داد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدانستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌ذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌زدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميد]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌كرد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌كنم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌كني]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنين]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميليسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نفس‌هايش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[نيمخيز]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[‫وحشتناك]]></category>
		<category><![CDATA[يكباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مي‌رفت روي زنم كه نكند فیلم سکسی از ماجرا بويي برد. بعد، حمام را گرم كردم و رفتم دوش گرفتم. وقتي بيرون آمدم، از هر وقت ديگر سکسی مريم را بيشتر ميطلبيدم.مريم هم به اصرار شاه کس من و خواهرش و البته به خواست نهاني خودش، رفت و دوش گرفت. توي اين کونی فاصله، رفتم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مي‌رفت روي زنم كه نكند فیلم سکسی از ماجرا بويي برد. بعد، حمام</h2>
<p>را گرم كردم و رفتم دوش گرفتم. وقتي بيرون آمدم، از هر وقت ديگر سکسی مريم را بيشتر ميطلبيدم.مريم هم به</p>
<h3>اصرار شاه کس من و خواهرش و البته به خواست نهاني خودش،</h3>
<p>رفت و دوش گرفت. توي اين کونی فاصله، رفتم و چند تا قرص خواب‌آور قوي را در ليواني حل كردم و</p>
<h4>رويش جنده نوشابه ريختم. وقتي مريم از حمام بيرون آمد، توي</h4>
<p>بقية ليوان‌ها هم نوشابه ريختم و پستون بردم توي هال. همان اول، به بهانة تعارف به مهمان، بردمش جلوي مريم. با</p>
<h5>ابرو اشاره کوس كردم كه كدام را بردارد. مدام صاف توي</h5>
<p>چشمهايم نگاه ميكرد.ليواني برداشت و من سيني را بردم جلوي زنم. عمدي جوري سيني را گرفته‌بودم كه ليوان مخصوص را بردارد. او سکس داستان هم برداشت.بعد، ديگر</p>
<h6>مي‌بايست بنشينيم به انتظار. نگاه‌هاي آتشين و خيرة ایران سکس مريم، هم</h6>
<p>داشت ديوانه‌ام ميكرد و هم به هراسم انداخته‌بود كه زنم چيزي نفهمد.ساعت حدود دوازده شده‌بود كه زنم پا شد و رفت كه بخوابد. سخت خوابش گرفته‌بود و روي پا بند نبود. دم اتاق خواب برگشت و پرسيد: «شماها نميخواين بخوابين؟»قبل از من، مريم جواب داد: «فعلا كه داريم تلويزيون ميبينيم. تو برو بخواب.»زنم كه رفت توي اتاق خواب، از شوق داشتم ديوانه ميشدم. برگشتم و به مريم نگاه كردم. ديدم دارد همينطور صاف توي چشمهايم خيره خيره نگاه ميكند. آرام گفتم: «بذار كامل بخوابه، بعد…»علنا داشت نفس نفس ميزد. خودم هم بيطاقت شده‌بودم. چنان كيرم راست شده‌بود كه سرش داشت زق زق ميكرد.پا شدم و رفتم كنار مريم نشستم. دستم را گذاشتم روي ران پايش و آرام ماليدم. دست روي دستم گذاشت و آه كشيد. هر دو بي آنكه بگوييم و يا به روي هم بياوريم، مي‌دانستيم كه چه ميخواهيم.دستم را دور كمرش انداختم و لپش را بوسيدم. زود واداد. خودش را توي بغلم ول كرد و كنج لبهايش را آورد توي دهانم. مست‌تر از آن چيزي بود كه گمان ميكردم.دست انداختم زير پاهايش و نشاندمش روي رانهايم. خودش هم دست انداخت دور گردنم و لبهاي خيس و گرمش را گذاشت روي لبهايم. چه بوسه‌اي بود. من مي‌بوسيدمش و نرمي كمرش را مي‌ماليدم؛ او هم موهايم را چنگ مي‌زد و لب‌هايم را مي‌مكيد.يك چشمم توي صورت مريم بود و يك چشمم به در اتاق خواب. ديدم اينطور نمي‌شود. توي گوشش گفتم: «وايستا ببينم كپة مرگشو گذاشته يا نه.» باز لبهايم را بوسيد. از من بيطاقت‌تر بود. دست بردم و پستان‌هايش را مشت كردم؛ گفتم: «من خودم از تو خراب‌ترم؛ فقط بذار ببينم خواب رفته يا نه.»به اكراه از روي پاهايم بلند شد اما گردنم را ول نكرد. سينه به سينة هم ايستاديم و بوسه‌اي طولاني از هم گرفتيم. نفسم ديگر سخت سنگين شده‌بود. گفتم: «تو برو روي تخت توي اتاق من. منم الان مي‌ام.» و همچنانكه به سمت اتاق خواب مي‌رفتم، بار ديگر بوسيدمش و پستان‌هايش را نوازش كردم.هنوز هيچ نشده، زنم خواب خواب بود. چنان سنگين افتاده‌بود كه اگر توپ هم مي‌زدي، بيدار نمي‌شد. دلم داشت غنج مي‌رفت. برگشتم و سينه به سينة مريم قرار گرفتم. پشت سرم آمده‌بود و منتظر بود. نفس‌زنان گفت: «خوابيده؟» گفتم: «مث فيل.» و معطل نكردم؛ خم شدم و روي دستهايم گرفتمش و بردمش روي تخت خواباندم. بوسه‌اي برداشتم و برگشتم چراغ هال و تلويزيون را خاموش كردم. شب زفافمان بود؛ يا لااقل مي‌خواست باشد.وقتي رفتم توي اتاقم، خودش پيراهنش را درآورده‌بود و با زيرپوش، موهايش را داشت رها ميكرد روي پشتش.رفتم و آرام خزيدم كنارش زير پتو. خم شدم روي سينه‌اش و سينه‌ام را گذاشتم روي نرمي بيقرار پستان‌هايش و فشار دادم. يك لحظه توي چشم‌هاي هم خيره شديم؛ هزار راز نگفته توي نگاهمان بود. گونه‌ام را نوازش داد و زمزمه كرد: «دوستت دارم.» و دست‌هايش را حلقه كرد دور گردنم و خودش لب‌هايم را برد طرف لب‌هايش. عجيب گرم و نرم بود.تا همين سه روز پيش، باورم هم نمي‌شد كه به اين راحتي به كسي كه اين همه در هوسش بودم، برسم. در طول شش سال زندگي مشترك با زنم، هرگز چيزي به نام عشق بين ما وجود نداشت. ما را مادرهايمان براي هم پيداكرده‌بودند و در تمام اين مدت، ما داشتيم تاوان پاي‌بندي به حرف‌هاي مادرانمان را مي‌داديم. و خدامي‌داند كه اگر مريم نبود، شايد همان سال اول كارمان به جدايي مي‌كشيد. مريم، خواهر زن كوچكترم بود. آن‌ها چهار دختر بودند كه زنم اولين، و مريم سومين‌شان بود. اولين بار كه چشمم به مريم افتاد، شب عقدكنانمان بود. اولش فكر كردم جزو ميهمانهاست؛ اما وقتي زنم گفت كه خواهر كوچكترش است، از تعجب دهانم باز ماند. سه خواهر ديگر، هر سه مثل ماست سفيد، و مثل ني‌قليان باريك و لاغر بودند؛ اما مريم سبزة مليحي داشت و با وجود سن كمش، اندام خيلي قشنگ و پري داشت؛ با قدي متوسط، چشم و ابرويي سياه و قيافه‌اي اگر چه نه خيلي زيبا، ولي بسيار بانمك و دوست داشتني. از همان اولين نگاه، فهميدم كه اين يكي مي‌بايست مال من مي‌شده و اين وسط، يك جاي قسمت لنگيده. از فردايش هم كه بيشتر با هم آشنا شديم، هر دو فهميديم كه خيلي شبيه هم هستيم. اين را حتي زنم هم فهميده‌بود. آن وقت‌ها من سي و دو سال داشتم و مريم تازه نوزده را تمام كرده‌بود.فوق ديپلم بهداشت بود و درست همانطور كه من مي‌خواستم، آرام و ساكت. از اولين برخورد، با هم خيلي صميمي شديم و كلي حرف با هم زديم.شش سال گذشته‌بود و در تمام اين شش سال، من داشتم از عشق مريم؛ از هوس داشتنش مي‌سوختم. خيلي شب‌ها مريم مي‌آمد و خانة ما مي‌ماند. خدايا چه شب‌هاي بيقراري داشتم آن شب‌ها. تا صبح مثل مار به خود مي‌پيچيدم و هوس هماغوشي با مريم ديوانه‌ام ميكرد و راهي نداشتم. يك شب كه دو خواهر و بچه‌مان توي هال خوابيده‌بودند، من روي راحتي نشسته‌بودم و مثلا داشتم ماجراهاي شرلوك هلمز را تماشا مي‌كردم؛ اما نگاهم برجستگي‌هاي بدن مريم را از روي ملحفه مي‌ليسيد. كيرم مثل گرز رستم بلند شده‌بود و با دستي كه توي شورتم بود، مي‌ماليدمش. بعد، درست در لحظه‌اي كه شرلوك هلمز دست قاتل را رو كرد و همزمان با غلت خواب‌آلودة مريم، دستم خيس شد و آبم آمد.حتي يكي از همين شب‌ها كه مريم توي پذيرايي خوابيده‌بود، چنان شهوت به سرم زد كه پا شدم و تا بالاي سرش رفتم؛ اما ترس از بي‌آبرويي و واهمة از دست دادن همين لذت كوچك صحبت‌هايمان، مرا برگرداند.همه چيز از چند روز پيش شروع شد: داشتم از ديدن يكي دوستان برمي‌گشتم كه توي راه مريم را ديدم. از هنركده به خانه مي‌رفت. مريم هم مثل خودم عاشق نقاشي بود و همين، بهانه‌اي شد تا آن روز به اصرار ازش بخواهم كه به خانة ما بيايد.توي راه، تنگ غروب رسيديم به يكي از پاركها. گفتم: بريم يه كم بنشينيم. كه قبول كرد و آمد. هميشه با من همراهي داشت و از حرفم بيرون نبود. نشاندمش روي نيمكت و رفتم چيزي براي خوردن خريدم. وقتي برگشتم، كارهاي نقاشي‌اش را نشانم داد. محشر بود. بهش هم گفتم؛ خنديد و به آب ميوه‌اش مك زد.ديدم موقعيتي از اين بهتر دست نخواهد داد. كم پخمگي نكرده‌بودم در عمرم. پس همچنانكه به نقاشي غروب دريايش چشم دوخته‌بودم، آه كشيدم و گفتم: خوش به حال مردي كه تو همسرش مي‌شي.تابي به گردنش داد كه: تعارفا ميكنين علي آقا.گفتم: نه به خدا. راس ميگم. تو رو بايد خيلي درك كرد مريم جان. تو خيلي خوبي. و وقتي لبخند شرمگينانه‌اش را ديدم، اضافه كردم: لااقل من يكي اينو خوب ميفهمم.گفت: لطف دارين.گفتم: دقت كردي ببيني چقده من و تو به هم شبيهيم؟ (عمداً نگفتم ما) من چون خيلي باهات احساس صميميت دارم، خيلي هم خوب دركت ميكنم.نفسش را پرصدا بيرون داد و چيزي نگفت. زير چشم نگاهش كردم كه سرماي هوا لبهايش را مثل انار كرده‌بود و هوس بوسيدنشان ديوانه‌ام ميكرد.گفتم: سرنوشت بازي‌هاي عجيبي داره. مي‌بايس من اينهمه سال مجرد بمونم تا با خواهرت وصلت كنم. بعد تو رو بشناسم.هنوز حرفم را نگرفته‌بود. انگار فكر ميكرد از همين تعارفهاي آبگوشتي دارم تحويلش ميدهم. آه كشيدم و گفتم: اگه هزار سال ديگه هم بپرسن، من بازم از آشنايي باهات خوشحال خواهم بود. من و تو، (حالا وقتش بود كه قدم دوم را بردارم) اصلا بذار بهت بگم: ما، خيلي با هم علاقه‌هاي مشتركي داريم. قبول داري؟سر تكان داد و از توي دماغش گفت: اوهوموقتش بود؛ بازي داشت به همانجايي مي‌رسيد كه ميخواستم. سر تكان دادم و آرام گفتم: سرنوشت غريبيه مريم جان. (آهي كشيدم كه: ) كاش…. كاشكي ميتونستم خيلي حرفا رو بهت بگم.سكوتش برايم معنا داشت. تا اينجايش سخت بود. از اين به بعد را مثل حركات شطرنج حفظ بودم.مكثي كردم و گفتم: اجازه ميدي يه اعترافي پيشت بكنم.بي آنكه نگاهم كند (و اين، خودش معنا داشت) گفت: بفرمايين.باز مكثي كردم و گفتم: تا روز قيامت اين حسرتو خواهم داشت كه . . . (و سكوت كردم كه يعني ) كاش مريم، تو رو قبل از همة اين ماجراها مي‌شناختم. ميفهمي؟برگشتم و نگاه خيره و تارش را به جان خريدم. بعد، باز رو گرداندم و گذاشتم تماشايم كند. گفتم: هميشه به طالعم لعنت ميكنم كه چرا تو رو از دست دادم. همة عمرم دنبال تو بودم. توي خوابهام، توي آرزوهام، تو بودي. تو.تو. (و آرام آرام اداي يك آدم بغض‌كرده را درآوردم.)يك لحظه احساس كردم ميخواهد حرفي بزند. اگر چيزي ميگفت، شايد همه چيز به هم مي‌ريخت. برگشتم و توي چشمهايش نگاه كردم. گفتم: با سرنوشت هر دومون بازي شد. من و تو رو خدا واسه هم خلق كرده‌بود. اينو ميدونستي؟نگاهش رنگ هراس داشت. سياهي قشنگ چشمهايش مدام مي‌دويد.امان ندادم. گفتم: حالا كه گفتم، بذار بهت بگم كه اگه شيش سال پيش بود، مي‌اومدم دم خونه‌تون و به هر قيمتي تو رو واسه هميشه مال خودم ميكردم. التماس باباتو مي‌كردم كه تو رو داشته‌باشم. كاش تو از دلم خبر داشتي مريم.باز مكث كردم تا حرفهايم را كامل هضم كند. بعد گفتم: بذار بهت بگم كه شيش ساله توي چه آتشي دارم دست و پا ميزنم. بذار بهت بگم كه چقده برام عزيزي. بذار بهت بگم كه چقده… چقده…اداي آدماي كلافه را درآوردم و بعد آرام گفتم: كه چقده . . . دوستت دارم.واقعا دست‌هايم داشت ميلرزيد. اگه اون پدرزن نره‌خرم ميفهميد كه دارم قاپ دخترشو مي‌زنم، اگه اون زن سليطه‌ام بو مي‌برد كه چي‌ها دارم به خواهرجونش ميگم!خم شدم و چهره‌ام را در دستها گرفتم. گفتم: دوستت دارم مريم. عاشقتم. اينو ميخوام بدوني.نفسش پرصدا و لرزان بود. خوب مي‌دانستم كه بار اولي است كه يك نفر بهش اظهار عشق ميكنه و همين هم سرحالم مي‌آورد.دقيقه‌ها در سكوت نشستيم و حرفي نزديم. بعد، وقتي گفتم: بريم. اولش نمي‌خواست بيايد. مي‌دانستم كه حالش چيست. اما نمي‌بايست خانه برود. به اصرار آمديم خانة ما. دم در هم، وقتي كليد را در قفل چرخاندم، در را باز نكرده، برگشتم و توي چشمهايش نگاه كردم، گفتم: خيلي دوستت دارم. اين همة راز زندگي منه. دوستت دارم.آن شب مريم آنچنان توي فكر بود و بي‌حواسي نشان مي‌داد؛ كه زنم چند بار ازش پرسيد چشه. آخر شب هم به بهانة اين كه بروم ببينم اطاق سرد نباشد، آمدم ديدم نشسته روي تخت زمان مجردي‌ام كه حالا توي اطاق كارم بود و به رو برو خيره شده. وقتي مرا ديد، مات نگاهم كرد. پچ پچ كردم: كاري نداري؟به نفي، سر تكان داد. باز پچ پچ كردم: اصلا خوابم نمي‌بره. دلم ميخواد از حرفاي امشبم منو ببخشي. دست خودم نبود. نمي‌بايس راز دلمو بهت ميگفتم. باس ميذاشتم واسه هميشه توي قلبم بمونه.با آزردگي، نگاهش را از پيش پايش برنداشت. نگاهي به در اطاق خواب انداختم و گفتم: ولي باور كن خيلي دوستت دارم. خيلي. با تمام وجودم عاشقتم.سر بلند كرد و با همان نگاه تار، نگاهم كرد و چيزي نگفت.آن شب تا صبح واقعا نخوابيدم. از يك سو هوس داشت ديوانه‌ام ميكرد و از سوي ديگر هراسهايي به دلم راه پيداكرده‌بود. وحشت اين كه ماجرا رو شود و همه بفهمند. وحشت اين كه مريم مرا نخواهد.از اطاقم هم تا صبح صداي غلتيدنهاي ناآرام مريم مي‌آمد. خوب مي‌دانستم چه حالي دارد. لرزش‌هاي شيرين عشق‌هاي اول را سالها پيش آموخته و تجربه كرده‌بودم.صبح، بعد از صبحانه، مريم را تنها گير آوردم و زير گوشم نجوا كردم: نرو. بمون، باهات حرف دارم. چيزي نگفت. سكوتش برايم معني‌دار و در عين حال، مرموز و وحشتناك بود.بعد، سر درد را بهانه كردم تا زنم برود و بچه را بگذارد مهد. انگار همه چيز داشت بر وفق مراد مي‌شد. زنم به مريم سفارش مرا كرد؛ رفت كه خريد هم بكند.وقتي تنها شديم، مريم رفت توي اتاقم. انگاري از من هراس داشت يا خجالت مي‌كشيد. خودم پا شدم و رفتم پيشش. نشسته‌بود لبة تختخواب و داشت با چين دامنش بازي ميكرد. آخ كه چه آرزوي غريبي بود هماغوشيمان در اين خلوت.اتاق خودم بود؛ اما رودست زدم و گفتم: اجازه هست؟ و بي‌آنكه منتظر جواب باشم، رفتم و كنارش نشستم، البته اين بار بر خلاف هميشه صميمانه‌تر و نزديك‌تر. او هم چيزي نگفت.گفتم: مريم… من … من…دودلي نشان دادم؛ آنگاه يكباره پرسيدم: از حرفاي ديشبم كه ناراحت نيستي؟آرام گفت: نهپرسيدم: اگه ناراحتي، من … من… حرفامو … پس ميگيرم.چيزي نگفت. باز گفتم: ازم بيزاري؟ متنفري از كسي كه زني رو دوس داره كه …نگذاشت حرفم را تمام كنم. گفت: نه. واسه چي متنفر؟پرسيدم: پس ازم بدت نيومده؟ اصلا؟سر تكان داد. گفت: شما حرفتونو، حرف دلتونو گفتين. اين كه عيب نيست. ولي …باور نمي‌كردم. خيلي زود رام شده‌بود. كجا بود آن دخترة از دماغ فيل افتادة همكلاسي دانشگاهم كه شاشيد به احوالم و رفت؟گفتم: ولي چي؟و تيز نگاهش كردم تا اگر نگاهش را بالا آورد، نگاهم را بخواند.ـ آخه اين رابطه … اين نوع علاقه…حرفش را كامل كردم. گفتم: خيلي نامعقوله. نه؟گفت: نامعقول كه نه.پرسيدم: پس چي؟برگشت و توي چشمهايم خيره شد. گفت: خيلي ناممكنه. هيچ فرجامي براش نيست.دستم را آرام گذاشتم پشت دستش. ميخواستم ببينم عكس‌العملي دارد يا نه. اما چيزي نگفت. پشت دستش را نوازش كردم و خيلي نرم، انگشتهايم را خزاندم لاي انگشتهايش. حالا دستش توي دستم بود.گفتم: قلب من اينو نميگه.نگاهش را از نگاهم دزديد. گفتم: يه احساسي همش به من ميگه كه من و تو واسه هم خلق شديم، يه كم دير، اما آخرش مال هميم.به چشمهايم نگاه كرد. گفتم: از من كه بدت نمياد؟ و مالش دستش را آغاز كردم. ديگر چيزي به آخر ماجرا نرسيده‌بود.باز پرسيدم: ازم بدت نمياد؟آرام گفت: واسه چي؟پرسيدم: مياد؟چشم از چشمم برنداشت و سر تكان داد. آخ كه چه هوسي داشتم براي بوسيدنش. گفتم: احساست نسبت به من چيه؟ و دست ديگرم را جوري ستون بدنم كردم كه پشت سر او قرار بگيرد؛ آمادة بغل گرفتن.باز گفتم: من پيش تو كي‌ام؟نفسش را بيرون داد و نگاهش را دزديد. خواست دستش را بيرون بكشد و برخيزد؛ اما دستش را رها نكردم و باز پرسيدم: چه احساسي بهم داري مريم؟با بيقراري گفت: نه. و نيمخيز شد كه برود. دستش را رها نكردم؛ گفتم: مريم! كه سكندري خورد و دوباره نشست روي لبة تخت؛ اما اين بار نزديك‌تر و تقريبا توي بغلم. من هم زود دست ديگرم را دور شانه‌هايش انداختم و محكم بغلش كردم. اين، اولين باري بود كه در آغوشش داشتم؛ ولي عجيب خوش‌بدن و هوس‌انگيز بود. گفتم: مريم!ناليد: علي آقا! كه امان ندادم و نگذاشتم حرفش را تمام كند؛ دستي كه تا حالا داشت دستش را مي‌ماليد، گذاشتم زير چانه‌اش. صورتش را بالا آوردم و توي چشم‌هايش نگاه كردم؛ گفتم: فقط بهم بگو. . . دوستم داري؟ابروهايش بالا رفت و كوشش كمي كرد تا از آغوشم دربيايد. باز گفتم: دوستم داري مريم؟ كه ناليد: آخه چه فايده؟ و من كار را تمام كردم: يك لحظه لبهايم را گذاشتم روي لب‌هايش و گذاشتم تا تكان‌هاي آرام و كوشش بي‌علاقه‌اش براي بيرون آمدن از بغلم تمام شود. اين، بوسه‌اي بود كه آنهمه شب‌هاي دراز و پرهوسم در انتظارش سرشده‌بود. بوسه‌اي بود براي پايان آنهمه، و آغازي نو براي هر دومان.بعد، لب‌هايمان براي دقيقه‌ها روي هم بود. لب‌هايش مثل سنگ سفت و به هم چسبيده بود؛ اما آنقدر با زبانم باهاشان بازي كردم كه عاقبت بوسه‌هايش، بوسه شد. وقتي دل‌هايمان آرام‌تر شد، سرش را گذاشت روي سينه‌ام و گفت: ما ديوونه‌ها داريم چكار مي‌كنيم علي. (شده‌بودم علي، براي اول كار بد نبود.)بار اولي نبود كه قاپ دختري را مي‌زدم؛ ولي واقعا داشت همة تنم و دست‌هايم مي‌لرزيد. نوك و پرة دماغش را بوسيدم و گفتم: دوستت دارم مريم. و يكباره اتفاق غريبي افتاد. مثل ارنست همينگوي توي «وداع با اسلحه» ناگهان احساس كردم كه واقعا در تمام اين سال‌ها عاشقش بوده‌ام.باز گفتم: عاشقتم مريم. و لب‌هايم را روي دهانش دوختم. هر لحظه كه مي‌گذشت، تنش نرم‌تر و آغوشش صميمانه‌تر مي‌شد. عاقبت لحظه‌اي رسيد كه فهميدم سراپا شهوت شده: ميان بوسه‌ها، يكباره دستش را انداخت دور گردنم و چهره به چهره‌ام گفت: آخ كه ميخوامت. دوستت دارم عزيزم. و لب‌هايش را نرم و آبدار چسباند به لب‌هايم.همانطور كه دست‌هايش دور گردنم بود، كمرش را بغل كردم و خودم را نرم فشار دادم روي سينه‌اش تا بخوابد. همين طور هم شد. آرام به پشت خوابيد روي تخت و من خوابيدم روي سينه‌اش. كيرم مثل ديلم توي شلوارم سيخ شده‌بود و دستي فشارش مي‌دادم به ران و كپلش.بعد، روسري را از سرش برداشتم. اولين باري بود كه سر لخت مي‌ديدمش. لب‌هايم را ليز دادم روي صورتش و تمام چهره‌اش را ليس زدم. گونه‌ها، نرمة گوش‌هايش، چانه‌اش، دماغش، همه را ليسيدم و مك زدم. مريم افتاده‌بود به نفس نفس و واداده‌بود توي بغل من. فقط وقتي پستان درشت و سفتش را توي مشتم گرفتم و شروع كردم به مالش، چشم‌هايش را باز كرد و ناليد: چكار مي‌كني؟بي آنكه جواب بدهم، به ليسيدن صورتش ادامه دادم و در همان حال، پستانش را به نرمي و شهوت‌انگيز مالش دادم. خدايا كه چه پستان‌هاي خوش‌تراش و سفتي داشت؛ در همة عمرم عاشق همچين سر و سينه‌اي بودم. بعد، همان دستم را آرام بردم زير لباسش و پيراهنش را دادم بالا. اگر صورت سبزه‌اي داشت، تن خيلي سفيدي هم زير آن صورت قايم بود. لب‌هايم را گذاشتم روي شكمش و شروع به ليسيدن كردم. بعد، وقتي كرستش را كشيدم و نوك صورتي و كوچولوي پستانش را توي دهانم فروكردم، باز چشم‌هايش را باز كرد و دوباره پرسيد: چكار ميكني علي؟ چي ميخواي؟با بوسه‌اي ساكتش كردم و باز پستانش رامكيدم. نوك پستانش را مي‌گرفتم لاي دندانهايم و آرام گازش مي‌گرفتم؛ با زبانم آن را مالش مي‌دادم و نوك و گاهي تمام پستانش را توي دهانم فرومي‌بردم و مي‌مكيدم.چنان بيقرار شده‌بود كه خودش مدام ران‌هايش را مي‌انداخت دور كمرم. با اين كار، دامنش هر لحظه بيشتر كنار مي‌رفت؛ تا جايي كه وقتي پستان ديگرش را هم بيرون آوردم و نوك سرخ و صورتي‌اش را گاز گرفتم، دامنش كاملا كنار رفته‌بود و افتاده‌بود دور كمرش و شورت قرمزش پيدا بود. بي‌اختيار دستم رفت روي كفل لخت‌شده‌اش و شروع كردم به ماليدن توي ران‌ها و زير كفلش.ديگر حسابي مست مست شده‌بود. پيراهنم را با يك حركت درآوردم و سينة لختم را چسباندم به پستان‌هاي سفت و لرزانش. كم كم هم ژاكتش را از يقه‌اش درآوردم و كرستش را بيرون كشيدم. كف دست‌هايش را روي موهاي سينه‌ام كشيد و باز پرسيد: چكارم مي‌كني؟ انگار مي‌خواست از زبان خودم بشنود كه مي‌خواهم بكنمش.ـ چه كار مي‌خواي باهام بكني علي؟ كه دستم را از روي شورت گذاشتم روي كسش و توي چشم‌هايش گفتم: كاري كه خيلي وقت پيش بايس مي‌كرديم عزيزم. و كسش را توي مشتم فشردم و دهانش با بوسه دوختم. ناله كرد: نه. نه ترو خدا. نكن. اما تلاشي براي جلوگيري از كارم نكرد. تمام شورتش خيس بود. چنان كسش توي دستم مي‌لرزيد و مي‌تپيد كه نگو. درست عين يك قلب داشت مي‌زد.همانطور كه لبة تخت افتا‌ده‌بودبه پشت و حالا تقريبا لخت بود، خودم را خزاندم بين پاهايش و لب‌هايم را از روي شورت گذاشتم روي چاك بادكردة كسش. موهايم را چنگ انداخت و سرم را عقب كشيد. ناله كرد: چكارم ميكني؟ گفتم: هيس س س . و شروع كردم با لب‌هايم كسش را مالاندن. دهانم خيس و ترش مزه شده‌بود.آرام، لبة شورتش را با دندان كنار كشيدم و با انگشت نگه داشتم. زبانم را بردم توي چاك كسش و شروع كردم به ليسيدن.نيمخيز شد و نفس نفس زنان گفت: نكن علي. نكن. و دوباره به پشت افتاد. هنوز موهايم را توي مشتش داشت ولي حالا داشت سرم را به خودش فشار ميداد.چند دقيقه، همينطور از كنار شورت، لاي كسش را ليس زدم؛ بعد آرام شورتش را درآوردم. محشري بود. كسش مثل آيينه صاف بود. گويي خبر داشت كه من و او امروز چكارها خواهيم كرد كه اينطور تيغش انداخته‌بود. چنان آب افتاده‌بود كه تا وسط ران‌هايش خيس بود. گفتم: عشق مني. و دهانم را كامل گذاشتم روي كسش و با ولع شروع كردم به ليسيدن و مك زدن. چنان شهوتي بودم كه آب كسش را توي دهانم جمع مي‌كردم و فرومي‌دادم پايين. او هم هي نيمخيز مي‌شد و با ديدن صحنة كس خوردن من، باز به پشت مي‌افتاد و ناله مي‌كرد.بالاي كسش را مي‌گرفتم لاي دندان‌هايم و مي‌كشيدم. كسش را مي‌كردم توي دهانم و چچول كوچولويش را با زور تمام مك مي‌زدم و مي‌ليسيدم. زبانم را فرومي‌كردم توي شكاف كسش و از پايين تا بالا مي‌ليسيدم و آبش را قورت ميدادم. اين را هر بار مي‌ديد، به خودش قوسي مي‌داد و سرم را بيشتر به لاي ران‌هايش مي‌فشرد.يك ده دقيقه‌اي همينطور كسش را ليس زدم و خوردم تا عاقبت لحظه‌اي رسيد كه احساس كردم آماده‌شده. نيمخيز شدم و زانوانم را گذاشتم زير كپلش، روي لبة تخت و ران‌هايش را بالا آوردم و انداختم دو طرف كمرم. شورت و شلوارم را از قنبلم پايين انداختم و كيرم را گرفتم و سرش را با تف خيس و ليز كردم و كشيدم لاي كسش و گذاشتم لاي شكافش.ناله‌ها و نفس‌هايش بلند و پرصدا بود. سر كيرم را ماليدم لاي چاك كسش. مي‌خواستم با آب كس مريم تطهير بشود. بعد ، هنوز ميخواستم كيرم را فشار بدهم تو، كه ديدم زنگ خانه به صدا درآمد. بد بياري از اين بدتر نمي‌شد. اولش نمي‌خواستم اعتنا كنم؛ اما بعد فكر كردم نكنه زنيكه يادش رفته‌باشد كليدهايش را بردارد و اگر باز نكنم، مشكوك شود. اين بود كه با افسوس، روي مريم دراز كشيدم و بوسيدمش. بعد هم پاشدم و آيفون را برداشتم. حدسم درست بود. زنم بود كه مي‌خواست بالا بيايد.دكمة آيفون را زدم و به سرعت، با مريم لباس‌هايمان را پوشيديم و من پريدم پشت كامپيوترم و مريم هم نفس‌زنان رفت نشست روي راحتي توي هال. بعد هم كه زنم آمد بالا، تا رفت توي آشپزخانه، بيخ گوش مريم گفتم: شب بمون. كه گفت: نه. نميشه. و من فهميدم كه عذاب وجدان آمده سراغش. اما كيرم هم غم نداشت؛ اگر هم مي‌خواست، نمي‌توانست مزة آغوش مرا به اين زوديها فراموش كند. مي‌دانستم كه يكي از همين شبها مي‌آيد پيشم و كيرم را مي‌طلبد. همينطور هم شد.و حالا، بعد از گذشت فقط دو روز من و مريم، تنگ بغل هم، روي تخت افتاده‌بوديم و زير و رو مي‌شديم.بازويم زير سر مريم بود و دست ديگرم رفته‌بود توي كرستش و پستان خوش‌تراشش را مي‌ماليد. لب از روي لبش برداشتم و گفتم: دوستت دارم. امشب ديگه مال مني.گفت: بيدار كه نميشه، نه؟گفتم: حالا بيدارم بشه، ديگه باكيم نيست. اصل، من و توييم كه داريم كارمونو مي‌كنيم. بعد آهسته‌تر گفتم: كيرمو دوست داري مريم؟مكثي كرد و گفت: نمي‌دونم. و ديدم كه سينه‌اش را بيشتر چسباند به سينه‌ام.باز گفتم: خوشت مي‌آد كه كستو ميخورم؟ دوست داري بليسمش؟كه باز گفت: نمي‌دونم. و رانش را انداخت دور باسنم.گفتم: دستتو بده. و دستش را گرفتم و از روي شلوار گذاشتم روي كيرم. گفتم: دوست داري امشب بكنمش توي كست؟آرام شروع كرد به ماليدن كيرم و گفت: نمي‌دونم. هر جور تو بخواي.بوسيدمش. گفتم: دوست دارم بدونم كه كيرمو ميخواي يا نه. و خودم هم كسش را از روي شورت شروع كردم به مالش.گفتم: مي‌خواي با اين كير كستو پاره كنم؟ اجازه مي‌دي؟گفت: هر كار مي‌خواي، بكن. مال خودته.پرسيدم: كست مال منه؟گفت: آره. همة بدنم ما توئه.پرسيدم: دوست داري كونتو هم پاره كنم عزيز دلم؟داشت از شهوت توي بغلم پيچ و تاب ميخورد.باز پرسيدم: دوست داري؟ و كيرم را درآوردم و گذاشتم توي دستش. مشتش كرد و از بالا به پايين شروع كرد به ماليدن. گفتم: مي‌خواي تو هم كيرمو بخوري؟پرسيد: چه جوري؟ با انگشت يادش دادم و باز پرسيدم: دوست داري كير منو بخوري؟گفت: نمي‌دونم. اگه تو بخواي آره. ميخورمش.گفتم: چي رو مي‌خوري؟گفت: اينو. و كيرم را توي مشتش فشار داد.باز پرسيدم: چي رو؟ اسم داره بيچاره.با حجب و آهسته گفت: اينو. كيرتو.گفتم: دوستش داري؟گفت: آره. ديگر از شهوت داشت كور مي‌شد. خودم هم همين را مي‌خواستم.گفتم: مي‌خواي هر شب بكنمش توي كس و كونت؟ دوستش داري زن خوشگلم؟ كه نفس‌زنان گفت: آره. دوست دارم. مال منه. امشب و هر شب. دوستت دارم مرد من. تو شوهرمي.گفتم: پاشو لخت شيم. و نشستم و شروع كردم به درآوردن لباس‌هايم. مريم هم با بدني لرزان، نشست و لباس‌هايش را درآورد و با شورت و كرست نشست مقابلم.گفتم: پس اينا چي؟ كه خودش را انداخت روي سينه‌ام و كيرم را گرفت توي مشتش و گفت: دوست دارم باقي رو خودت دربياري. و همچنانكه من كرست و شورتش را درمي‌آوردم، خودش را سروته كرد و كيرم را كرد توي دهانش.به عمرم كسي آنطور ساكم نزده‌بود: كيرم را گرفته‌بود و تا خايه مي‌كردش توي دهان گرم و خيسش. بيرون مي‌آوردش و سرش را مي‌ليسيد؛ بعد باز فرو مي‌بردش توي دهانش و با زبان، توي دهانش با نوك كيرم بازي مي‌كرد؛ جوري كه بدنم مرتعش مي‌شد.من هم شورتش را در آوردم و مريم را سر و ته خواباندم روي خودم. رانهايش را باز كردم دو طرف سرم و كسش را كردم توي دهانم. اگر پريروزش كسش آب افتاده‌بود، الان تمام كسش آب بود. چنان خيس بود كه هر بار كه آبش را ليس مي‌زدم و قورت مي‌دادم، باز به لحظه‌اي خيس مي‌شد.بعد كه خوب كير و كس هم را خورديم، مريم چرخيد و روي سينه‌ام خوابيد و پستانش را كرد توي دهانم. در همان حال هم با كيرم بازي مي‌كرد. حالا كه چهره به چهره بوديم، تازه مي‌ديدم در فاصلة رفتن و آمدن من، آرايشي هم كرده؛ اگر اون باباي قرمساقش مي‌فهميد!بعد، مريم را غلتاندم و رفتم روي سينه‌اش. دقيقه‌ها هم را بوسيديم و سر و سينه و پستان هم را ليسيديم و گاز گرفتيم. بعد، باز رفتم لاي رانهاي مريم و حسابي كسش را خوردم. اين اولين كسي بود در تمام زندگي‌ام كه از ته دل مي‌خوردم.بالاخره لحظه‌اي رسيد كه مريم نفس‌زنان مرا كشيد بالا و روي سينه‌اش آورد. توي صورتم عطر نفس شهوت‌آلودش را پخش كرد كه: ديگه بسه. با دهنت نه. و خودش دستش را برد لاي پاهايم و كيرم را گرفت و كردش لاي چاك كسش.خودم را روي سينه‌اش جابه‌جا كردم و همانطور كه سر كيرم را مي‌ماليدم به كسش، گفتم: مريم، تو مي‌خواي كه بكنمش توي كست؟گفت: آره مي‌خوام. بكنش. خودش داشت سر كيرم را فشار مي‌داد توي كسش.گفتم: مريم درد داره يه كم هان!ناليد: بكن توش. درد داشته‌باشه.باز گفتم: مريم دردت مياد يه كمي هان!گفت: دردشم دوست دارم. بكن توش. كشتي منو. بكن توش ديگه. من ديگر نفهميدم چه مي‌كنم. كمي خودم را بالاتر كشيدم و سر كيرم را گذاشتم وسط سوراخ كسش و رانهايش را خوب كشيدم بالا. ديگر نيازي به تف زدن نبود؛ چنان كسش آبكي شده‌بود كه همينطوري كيرم را داشت مي‌كشيد توي خودش. گفتم: مريم. كه ناليد: بكن توش مرد. بكن. منو بكن. و من كمرم را فشار دادم و كيرم را آرام فرو كردم توي سوراخ كسش.نفس مريم بند آمد. حسابي دردش گرفته‌بود؛ لبش را گاز مي‌گرفت و بدنش سفت شده‌بود؛ اما هنوز هم شهوت داشت. چون كه ناله‌هايش بيشتر شده‌بود و گردنم را چنان توي بغلش گرفته‌بود و سرم را به خودش فشار مي‌داد كه نفسم داشت بند مي‌آمد. من مي‌بوسيدمش و مي‌ليسيدمش و حالا ديگر به محكمي و سخت توي كسش تلمبه مي‌زدم. او ناله مي‌كرد و من مي‌غريدم. كس مريم حسابي كوچك و تنگ بود. تمام بدنش سفت شده‌بود و پستانهايش توي مشتم ميلرزيد.چنان سفت همديگر را بغل كرده‌بوديم كه انگار يك جسميم. هوس داشتم كه از انواع روش‌هاي گاييدن استفاده كنم و بهش حال بدهم؛ اما چون بار اول بود و درد داشت، گذاشتم براي دفعات بعد. غمي نبود، مريم ديگر از اين لحظه براي هميشه مال من بود.بعد، شهوتم به اوج رسيد: پايين و بالا كردن‌هاي كيرم بيشتر و پرفشارتر شد، و درست در لحظه‌اي كه مريم نفسش را يكباره بيرون داد و ارضا شد، من هم آبم فواره زد بيرون. مي‌خواستم بلند شوم تا آبم توي كسش نريزد، اما مريم چنان رانهايش را محكم انداخته‌بود دور كمرم كه نتوانستم و تمام آبم توي كسش خالي شد و ريخت.و آخ كه بعدش، چه آرامشي سراغم آمده‌بود. دراز كشيده‌بودم روي سينة مريم و خيس از عرق و ارضاشده از تن و بدن سفت و جوانش، نفس‌نفس مي‌زدم و تراوش آبم را توي كسش احساس مي‌كردم. مريم هم بر خلاف تصورم، با وجود درد كسش، ارضا شده‌بود . حالا هنوز دستهايش دور گردنم حلقه بود و تنش زير بدنم شل و بيحال شده‌بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175315</post-id>	</item>
		<item>
		<title>هنوز عاشق کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jul 2019 07:43:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[ازخودم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بالايي]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشد]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درميون]]></category>
		<category><![CDATA[دستموبردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روشونه]]></category>
		<category><![CDATA[سركلاس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلواركم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[كردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگراني]]></category>
		<category><![CDATA[نميزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[نميگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ودخترش]]></category>
		<category><![CDATA[وررفتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[براتون آسانتره 1دستاتون روبديدبمن تاباهم فیلم سکسی بريم به گذشته: روز اول مدرسه، لباس نو، محيط نو. مارو كه فرستادن سركلاس والدين هم رفتند خونه انگار دنيابر سکسی سرم خراب شده. چنددقيقه بيشتر دوام نياوردم شاه کس گفتم اجازه خانوم برم سرويس ازكلاس بيرون اومدم فاصله مدرسه تاخونمون دوكوچه بودباپاهاي كوچولوم دويدم کونی چندبارنزديك بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>براتون آسانتره 1دستاتون روبديدبمن تاباهم فیلم سکسی بريم به گذشته: روز اول مدرسه،</h2>
<p>لباس نو، محيط نو. مارو كه فرستادن سركلاس والدين هم رفتند خونه انگار دنيابر سکسی سرم خراب شده. چنددقيقه بيشتر دوام</p>
<h3>نياوردم شاه کس گفتم اجازه خانوم برم سرويس ازكلاس بيرون اومدم فاصله</h3>
<p>مدرسه تاخونمون دوكوچه بودباپاهاي كوچولوم دويدم کونی چندبارنزديك بود برم زيرماشين مامان من فراركردم چرا تنهام گذاشتي؟ مامان توداري گريه ميكني</p>
<h4>آره جنده عزيزم دلم برات تنگ شده بودكارخوبي كردي اومدي مامان</h4>
<p>اونارو ميخوام دكمه هاي پيرهنشوبازكرد دستموكردم پستون توسينه هاش و به خوابي شيرين وعميق رفتم. 2سه روزازنامزديم باسحرگذشته بود كه</p>
<h5>متوجه شد کوس و گفت هومن جان نگراني مادرت غيرطبيعيه مگه</h5>
<p>توبچه اي كه اينقدر زنگ ميزنه. گفتم ببين عزيزم سعي كن احترام مادرمو هميشه داشته باشي تنهادلخوشي وتكيه گاهش منم تنهاخواهرم شوهر سکس داستان كرده داداش بزرگم</p>
<h6>آلمانه ازبچگي كه بابام سكته كرد و مرحوم ایران سکس شدعمرشو بپاي</h6>
<p>من گذاشت. بقالي ميخواست بره ازم اجازه ميگرفت. سحر و مادرم كارشون اگرچه به مشاجره نكشيداما درنهان مثل دو رقيب ازهرفرصتي براي تخريب يكديگراستفاده ميكردند.از روز ازدواجم مادرم يه خط درميون دكتر بود. ناراحتي اعصاب گرفته بود. 3همسايه طبقه بالايي شيرين خانوم ودخترش رويامهمونمون بودن تلفن زنگ زدمادرم بودميگفت دوباره حالش بدشده ماشينو ازپاركينگ درآوردم باران تندي ميومد وبه شيشه هاميكوبيد حالم بدبودخسته بودم بيست وهفت سالم بودبعدازدواج مشكلات ريزودرشت خودشونونشون دادن خسته بودم از مرد زندگي ازپسرك مامان ازحفظ تعادل ازصلح دلم ميخواست يه گوشه نگه دارم وبزنم زير گريه 4عكس باباتوهال لبخندميزدخواستم دادبكشم مردحسابي چه موقع سكته كردنت بود. چايتو بخورهومن جان سرد شد. گفتم پاشويه سر بريم دكترگفت چه فايده روزبروزحالم بدترميشه بهش گفتم نونت كمه آبت كمه غصه چيوميخوري حرفهاي تكراري روپيش كشيدخواهرت نمياد داداشت زنگ نميزنه بلندشدم گفتم كارنداري سحر تنهاست سرخ شد قاطي كردازشنيدن نام سحرگفت تنهاست ياميري بكنيش؟‌ منم بدتر داد زدم آره بكنمش مگه گناهه زنمه باهاش راحتم مثل خونه تو نقش كسي روبازي نميكنم. سرمو گرفتم بين دستام. اومدبغلم كردگفت شرمنده متاسفم عزيزدلم منم زندگيمو بپات گذاشتم يه شب پيشم بمون روزاول مدرسه يادته. ياداون روزافتادم كه چطور توآغوشش پناهم داده بود. ازخودم بدم اومد بهش اينهمه بي توجهي كرده بودم گفت ميموني ياميري پيش سحر؟ گفتم اون يه غريبست آغوش مامان خودم ميخوابم بوسيدمش دستم توموهاش بودسرش روشونه ام بود تي شرتم رودرآوردم دستشوكردتوموهاي سينه ام لباشوبوسيدم دستاشوحلقه كرد دورگردنم تحريك شده بود. داشت ميسوخت پشتشو ماليدم دستموبردم پايين تركمرشو گرفتم دستش تو شلواركم بودلخت شدم كيرموگرفت تودستاش وباهاش ورميرفت بلندشد روبروم ايستادتاپشو درآورداومدجلوبه دامنش اشاره كرد دامنش رودرآوردم شورت تنش نبود دستموگذاشتم روكسش وماليدم غرق عرق شده بوديم نشوندمش توبغلم دودستي باكيرم ورميرفت آبم داشت ميومدكيرموگذاستم روپشمهاي كسش وآبموخالي كردم نفس نفس ميزدتو اين دنيانبودانگشتمو خيس كردم فشار دادم توسوراخش وباكسش وررفتم چيزي نميگفت چشاش بسته بود مث ماربه خودش مي پيچيدسه تا تكون شديدخورد وارضاشد. سخني ردوبدل نشد. دامنش روتنش كردم. خودمم شورتموپوشيدم رو زمين درازكشيديم. دستموكردم توسينه هاش خيلي زودبه خواب عميقي رفت امادرهمون حالت انگارداشت لبخند ميزد. باد و باران زوزه ميكشيدند مث سمفوني يك جشن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175118</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 08:14:56 by W3 Total Cache
-->