<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بوسيدو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%af%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:57:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بوسيدو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس زوج خوشبخت بیرون از خانه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Nov 2019 18:11:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاي]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[بابايي]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[باصداي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاقش]]></category>
		<category><![CDATA[توشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشايند]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاري]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبابا]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[کردممحکم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[مهرباني]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[نادرست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نيستاون]]></category>
		<category><![CDATA[همتونو]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيه]]></category>
		<category><![CDATA[وبابام]]></category>
		<category><![CDATA[وخنديد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده، مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان</h2>
<p>بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده،</p>
<h3>مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود</h3>
<p>ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه مرد فوق الاده است.هر کسي اونوديده ومي شناسه اين حرف منو تاييد</p>
<h4>ميکنه.نه جنده تنهامن و همه زناي فاميل بلکه تمام مردا يا</h4>
<p>اصلا همه ادمايي که اونو مي پستون شناسن عاشقش هستن.موهاي جوگندميش رو پيشونيش ميريزه وازيه طرف به سمت عقب برميگرده،برق چشماش</p>
<h5>آدمو ميگيره کوس و با نگاهش به آرامش بهم ميده،کلامش پر</h5>
<p>از لطافت ومهربانيه .هميشه خوش تيپ هاي کلاس ميگرده. بوي عطرهاي فرانسويش زنا را ديوانه ميکنه.همه همکلاسيام دوستش دارن واز من ميخوان سکس داستان که به بابام</p>
<h6>معرفيشون کنم وبابام با مهرباني اونا روشيفته خودش ایران سکس کرده. خانم</h6>
<p>ورزشمون به بهانه ديدن بابام منو به شرکت اون ميرسونه تا چند دقيقه باهاش صحبت کنه و به آرامش برسه اينارو خودش بهم گفته.خلاصه يه جنتل من واقعيه فوقالاده است. اون عاشق مامانمه و وقتي مامانم 14ساله بوده و بابام16 عاشق هم ميشن و توهمون سن ازدواج ميکنن منم بعد از يکسال به دنيا ميام.بابام خيلي دوستم داره به خاطر همين ديگه بچه نميخواد.يه روز رفتم دستشويي. توشرتم خون ديدم. خيلي ترسيد.م حالم عوض شده بود. تاحالا اين حالو نداشتم.از پرده دخترا شنيده بودم فکر ميکردم پاره شده تا صبح به هيچکي هيچي نگفتم.تا رسيدم مدرسه بدوبدو رفتم داخل دفتر و با خانم ورزشمون صحبت کردم.محکم منو بغلش گرفتو بوسيدمو گفت نترس عزيزم داري بزرگ ميشي وبا آبو تاب برام توضيح داد که اين اولين پريودته به مامانت بگو خودش بلده چکار کنه. و اون روزو برام مرخصي گرفتو منو فرستاد خونه گفت خودم با مامانت صحبت ميکنم.مامانم غذاي گرم برام درست کردو بهم اعتماد به نفس داد که بزرگ شدي وبايد بتوني خودتو کنترل کني وگرنه کار دستت ميده وخنديد. من خيلي نفهميدم منظور حرف آخرش چيه. بابام که اومد خونه من خواب بودم ولي ميدونستم که تا داخل خونه ميشه مامانمو بغلش ميکنه و با لباي مهربونش بهش آرامش ميده اين کاراوناروخيلي ديده بودم،فردا موقع صبحانه مامنم به بابا گفت امير مهسا ديگه اون دختر کوچولويه شيطون نيست،اون ديگه بزرگ شده.بابا با اون چشاي خشکلش که دل همه رو ميبرد بهم نگاه کردو گفت آره عزيزم. منم گفتم آره بابايي. ده روزي ازين ماجرا گذشت تا اينه حالم تغيير کرد مامان راست ميگفت بزرگ شده بودم به مردا وپسرا طور ديگه نگاه ميکردم سينه هاي مامانو نگاه ميکردمو يکي دو بار هم باسينه هاي خانوم ورزشو مامان بازي کردم وباهاشون صحبت کردم باشنيدن کوچکترين حرف سکسي وسط پام خيس ميشد.بيشتر وقتمو با بابايي ميگذروندمو باهاش خوش بودم بابا همش قربون صدقم ميرفتو بوسم ميکردمنم خودمو بيشتر بهش نزديک ميکردم.بابا متوجه تغيير حالم شده بود.دوس داشتم مثل ماماني باهام رفتار کنه.يه روز که مامان خونه نبود ومن خيلي حوصلم سر رفته بود،لباسي رو که بابابرام خريده بود يه شلوارک کوتاه سفيدو يه بلوز بدون استين صورتي پوشيدمو اون که تواتاقش پشت ميزکارش نشته بودازپشت چشاشو بستم اونم دستاشو گذاشت رودستامو نزديک دهنش کردکه ببوسه ولي من فرار کردم و اون افتاد دنبالم يه کمي توحال بازي کرديم ومن دويدم سمت اتاقم وروي تخت به شکم دراز کشيدم اونم دنبالم اومد. دوس داشتم محکم بغلم کنه و همديگه رو غرق بوسه کنيم که گرماي دستش رو روي پاهام احساس کردم بعدهم بايه بوس لباشو به انگشتاي پام چسبوندواروم اروم تمام بدنمو ليس زد و بوسيد.بدنم داغ داغ شسده بود که اساس کردم کسم منفجرشد.نشست رو تختمو بلندم کرد مثل هميشه چسبوند به سينش واروم صورتمو بوسيدو گفت چطوري گلم باصداي لرزون و چشماي گريون محکم بغلش کردم و گفتم عاشقتم بابايي&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177222</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی رایلنه حسابی ساک میزنه و به پسرش میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 09:13:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهي]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاي]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامه]]></category>
		<category><![CDATA[بابايي]]></category>
		<category><![CDATA[باخودش]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[باصداي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پيچيده]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاقش]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلش]]></category>
		<category><![CDATA[توشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشايند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتني]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارش]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاري]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبابا]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[کردممحکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعه]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مهرباني]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونش]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميريزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نادرست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاي]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نياورد]]></category>
		<category><![CDATA[نيستاون]]></category>
		<category><![CDATA[همتونو]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيه]]></category>
		<category><![CDATA[وبابام]]></category>
		<category><![CDATA[وبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[وخنديد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده، مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان</h2>
<p>بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده،</p>
<h3>مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود</h3>
<p>ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه مرد فوق الاده است.هر کسي اونوديده ومي شناسه اين حرف منو تاييد</p>
<h4>ميکنه.نه جنده تنهامن و همه زناي فاميل بلکه تمام مردا يا</h4>
<p>اصلا همه ادمايي که اونو مي پستون شناسن عاشقش هستن.موهاي جوگندميش رو پيشونيش ميريزه وازيه طرف به سمت عقب برميگرده،برق چشماش</p>
<h5>آدمو ميگيره کوس و با نگاهش به آرامش بهم ميده،کلامش پر</h5>
<p>از لطافت ومهربانيه .هميشه خوش تيپ هاي کلاس ميگرده. بوي عطرهاي فرانسويش زنا را ديوانه ميکنه.همه همکلاسيام دوستش دارن واز من ميخوان سکس داستان که به بابام</p>
<h6>معرفيشون کنم وبابام با مهرباني اونا روشيفته خودش ایران سکس کرده. خانم</h6>
<p>ورزشمون به بهانه ديدن بابام منو به شرکت اون ميرسونه تا چند دقيقه باهاش صحبت کنه و به آرامش برسه اينارو خودش بهم گفته.خلاصه يه جنتل من واقعيه فوقالاده است. اون عاشق مامانمه و وقتي مامانم 14ساله بوده و بابام16 عاشق هم ميشن و توهمون سن ازدواج ميکنن منم بعد از يکسال به دنيا ميام.بابام خيلي دوستم داره به خاطر همين ديگه بچه نميخواد.يه روز رفتم دستشويي. توشرتم خون ديدم. خيلي ترسيد.م حالم عوض شده بود. تاحالا اين حالو نداشتم.از پرده دخترا شنيده بودم فکر ميکردم پاره شده تا صبح به هيچکي هيچي نگفتم.تا رسيدم مدرسه بدوبدو رفتم داخل دفتر و با خانم ورزشمون صحبت کردم.محکم منو بغلش گرفتو بوسيدمو گفت نترس عزيزم داري بزرگ ميشي وبا آبو تاب برام توضيح داد که اين اولين پريودته به مامانت بگو خودش بلده چکار کنه. و اون روزو برام مرخصي گرفتو منو فرستاد خونه گفت خودم با مامانت صحبت ميکنم.مامانم غذاي گرم برام درست کردو بهم اعتماد به نفس داد که بزرگ شدي وبايد بتوني خودتو کنترل کني وگرنه کار دستت ميده وخنديد. من خيلي نفهميدم منظور حرف آخرش چيه. بابام که اومد خونه من خواب بودم ولي ميدونستم که تا داخل خونه ميشه مامانمو بغلش ميکنه و با لباي مهربونش بهش آرامش ميده اين کاراوناروخيلي ديده بودم،فردا موقع صبحانه مامنم به بابا گفت امير مهسا ديگه اون دختر کوچولويه شيطون نيست،اون ديگه بزرگ شده.بابا با اون چشاي خشکلش که دل همه رو ميبرد بهم نگاه کردو گفت آره عزيزم. منم گفتم آره بابايي. ده روزي ازين ماجرا گذشت تا اينه حالم تغيير کرد مامان راست ميگفت بزرگ شده بودم به مردا وپسرا طور ديگه نگاه ميکردم سينه هاي مامانو نگاه ميکردمو يکي دو بار هم باسينه هاي خانوم ورزشو مامان بازي کردم وباهاشون صحبت کردم باشنيدن کوچکترين حرف سکسي وسط پام خيس ميشد.بيشتر وقتمو با بابايي ميگذروندمو باهاش خوش بودم بابا همش قربون صدقم ميرفتو بوسم ميکردمنم خودمو بيشتر بهش نزديک ميکردم.بابا متوجه تغيير حالم شده بود.دوس داشتم مثل ماماني باهام رفتار کنه.يه روز که مامان خونه نبود ومن خيلي حوصلم سر رفته بود،لباسي رو که بابابرام خريده بود يه شلوارک کوتاه سفيدو يه بلوز بدون استين صورتي پوشيدمو اون که تواتاقش پشت ميزکارش نشته بودازپشت چشاشو بستم اونم دستاشو گذاشت رودستامو نزديک دهنش کردکه ببوسه ولي من فرار کردم و اون افتاد دنبالم يه کمي توحال بازي کرديم ومن دويدم سمت اتاقم وروي تخت به شکم دراز کشيدم اونم دنبالم اومد. دوس داشتم محکم بغلم کنه و همديگه رو غرق بوسه کنيم که گرماي دستش رو روي پاهام احساس کردم بعدهم بايه بوس لباشو به انگشتاي پام چسبوندواروم اروم تمام بدنمو ليس زد و بوسيد.بدنم داغ داغ شسده بود که اساس کردم کسم منفجرشد.نشست رو تختمو بلندم کرد مثل هميشه چسبوند به سينش واروم صورتمو بوسيدو گفت چطوري گلم باصداي لرزون و چشماي گريون محکم بغلش کردم و گفتم عاشقتم بابايي&#8230;ؤآقعا&#8221; عاشقش هستم. دستاش خيلي مهربون و دوست داشتني اند. فهميده بود ارضا شدم (به ارگاسم رسيدم) خوب بلده چطوري خانما رو آروم كنه. پشتمو مالش داد و منو به سينش چسبوند. اينقدر خوش گذشت كه نفهميدم كي خوابم برد.وقتي بيدار شدم خونه نبود. تو اين فكر بودم كه به مامان چي بگم. تصميم گرفتم در اين مورد با هيچ كسي حرف نزنم الا باخودش يعني بابايي. دلم براش تنگ شده بود ودوس داشتم زودتر بياد وبپرم توبغلش. يه دوش گرفتم و خودمو حسابي تميز كردم وحال اومدم بابا بايد بدونه معني اين كارا را خوب ميدونم. شايد با هم راحتتر باشيم. تصميمو گرفته بودم و عاشقش شده بودم. دوريش برام مثل مرگ بود. با حوله رفتم تواتاق خودم ديدم رو به پنجره با موبايلش به مامان ميگه آخر شب ميايم دنبالت يه كم با مهسا كار داريم و برگشت به من نگاه كرد و يه چشمك خوشكل زد منم چوابشو دادم اين كار هميشگيمونه ولي اين بار خيلي با ناز اين كارو كردم و مثل مامانم گفتم امير جان برام لباس بيار لخت لختم. (هميشه مامان كه از حموم بيرون ميومد اينو ميگفت وبابا لباسايي كه اماده كرده بود را براش ميبرد و بعد يه يه مدتي خيس خيس از حموم ميومدن بيرون. خوش به حال ماماني بود.) بابا با صداي متعجب گفت دخترم من بابايي ام امير جان نيستم . من كه فهميدم تند رفتم با ناز واشوه بيشتر گفتم ولي من دوس دارم امير باشي نه بابايي من ديگه بزرگ شدم و خيلي خيلي خيلي دوستون دارم. بابا اومد جلو و منو با حوله اي كه دور خودم پيچيده بودم بلند كرد وتوبغلش به سمت پذيرايي برد چشام وبعد لبامو بوسيدو گفت خيلي زود ميخواي جاي مامانتو بگيري عزيزدلم . منم گفتم دلم خيلي دو ستون داره دست خودم نيست. گفت ميدوني وقتي يه نفرو دوست داري يعني چي؟ نه يعني چي؟ يعني اونم تو رو خيلي خيلي دوست داره مخصوصا اگه بابايي باشه حالا بشين اينجا تا برم برات لباس بيارم گل خوشكلم.منو رو مبل سه نفره گذاشتو رفت. همين يه لحظه را هم نمي خواستم ازش دور باشم ولي منتظرش شدم بعد چند دقيقه ديدم صدا زد مهسا و وارد سالن شد و گفت از اين لباسا هم داري؟ يه شرت و سوتين set كرم رنگ دخترونه ناز كه تازه مامان خريده بود، دستش بود. اونارو داد به منو رفت تو اتاقش سريع لباسا رو پوشيدمو حوله رو انداختم رو دوشمو رفتم جلو در اتقش ايسادمو گفتم خانم شدم بابايي؟ بدون اين كه چيزي بگه حمله كرد به من و من فرار كردم(كار هميشگيمونه ) دويدم تو اتاق خوابشون درو بستم و محكم گرفتمش با يه زور كوچك درو باز كردو اومد تو منو بغل كردو گذاشت رو تختخوابشونو شرو كرديم به بوس بازي عشق بازي ولي بابا فقط از رو دوست داشتن منو مبوسيد ولي من كاملا حشري شده بودم. اونم خوب اينو فهميده بود. برا همين تمام بدنمو بوسيد از رو لبا شرو كرد گردنو گلو سينه هامو از رو سوتين و با زانوش كسمو فشار ميداد كه خيلي حال ميداد اينقد ادامه دا تا ارضا شدم و ديگه صدام در نميومد . از زانوم شرو كرد و تمام رونمو تا نزديكاي كسم ليسيد وبوسيد داغي نفسش رو روي كسم احساس مي كردم دو باره صدام در اومد گفتم اييييييييييييي بابايي دوست دارم ديدم بيشتر همونجا رو ميخوره خيلي حال ميداد داشتم از لذت ميمردم. اصلا نمودونستم چي ميگم و چكار ميكنم فقط ميدونم خيلي تكون ميخوردم خودمو به بابا ميمالوندم دستمو بردم روشرتم ديدم خيسه خيسه وشرو كردم به ماليدن حالم خراب بود نميدونستم چكار ميكنم اينقد ماليدم كه دوباره لرزيدمو بيحال شدم. شرو كردم گريه كردن همونطور كه خوابيده بودم بابايي بغلم كردو صورتمو كه پر اشك بود بوسيد و اشكامو ليس ميزد. اينقدر دوسش دارم كه باور نمكنم بابامه. هيچ وقت به روم نياورد و با رفتارش فهموند كه بايد بتونم خودمو كنترل كنم حالا ديگه معني همه چيزو ميدونم.وبراي اينكه كار اشتباهي نكنم مطالعه ميكنم وازش هر چي بخوام ميپرسم.من ارزش خودمو خوب ميدونم وبرا اينكه همه ما فرق انسان و حيوان را بدانيم ومانند انسانهاي كامل رفتار كنيم و با احساس هيچ كسي بازي نكنيم اينهارا نوشتم. اميدوارم پدر مادرا اين حقيقت را درك كنند كه نياز جنسيي كه خودشون دارند پچه هاشون هم دارند كه ممكنه اونارو به جاهاي خيلي بد بكشونه.مراقب رفتارمون باشيم &#8230;&#8230;&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176848</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده چشم بادومی خوشگل عاشق کیر هستش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Sep 2019 06:29:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[توصيفش]]></category>
		<category><![CDATA[توكونم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[فراموشش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[را باز ش كرد و فیلم سکسی از سرم شروع به بوسيدن و ليسيدنم شد اولش كمي نچدشم شد ولي وقتي به چشم و لب وگوشم رسيد سکسی خوشم اومد وقتي به گردنم رسيد ديگه شاه کس واقعاً خوشم مي اومد و گاهي يه صداي هم ازم در مي اومد وقتي به کونی سينه هام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>را باز ش كرد و فیلم سکسی از سرم شروع به بوسيدن و</h2>
<p>ليسيدنم شد اولش كمي نچدشم شد ولي وقتي به چشم و لب وگوشم رسيد سکسی خوشم اومد وقتي به گردنم رسيد</p>
<h3>ديگه شاه کس واقعاً خوشم مي اومد و گاهي يه صداي هم</h3>
<p>ازم در مي اومد وقتي به کونی سينه هام رسيد گفت اينها را خوب بزرگش كردي بلا ديگه توي آسمونها بودم</p>
<h4>هنوز جنده كرستم بسته بود كه با خنده گفت مي خواهي</h4>
<p>ليمورا با پوستش بدي بخورم من پستون كه متوجه منظورش نبودم گفتم بدون پوستش را بخور من كه توي دنياي ديگه</p>
<h5>بودم يه کوس لحظه ديديم كه چشم به سياهي رفت ناگهان</h5>
<p>ديدم كه سينه هام را مي مكيه و تازه فهميده بودم كه اين سينه ها چي بوده اند ما نمي دونستيم حالا سکس داستان اوجش موقعي بود</p>
<h6>كه رفت كمي پايين تر واز شكمم بوسيدو ایران سکس پايين تر</h6>
<p>رفت رسيد به شروتم از رويش كمي بوسيد و مالشش داد كه ديگه اصلاً هيچي نمي فهميدم فكر كنم بهش گفتم پوستش را بكن و اون هم سريع شرتما در آورد با اتش كامل داشت كسم را مي خورد و سوراخ كونم هم همين طور ديگه توي رويا بودم زبونش را توي كسم حس مي كردم توي اين بخور بخور به جزيي سوزش تو كنم حس كردم ولي فراموشش كردم بابا مي گفت شقا چه كسي داري آدم مي خواهد بره توش . گفتم- برو مردم زبونش را مي كردم تو دستش را جلوي دهنم مي گذاشت كه داد نزنمگفتش بعداً ميريم تو .-گفتم نه برو .گفت يه جور ديگه مي ريم تو- هر جوري مي توني برو كه دارم مي ميرم.- پاهاما كمي باز شون كردو آروم بلندم كرد واز لبام لب مي گرفت و سينه ها را مكشون مي زد كه يهو سوزشي احساس كردم ديگه هيچي نمي فهميدم توي اوج لذت بودم كه يه چيز داغي را توي كونم احساس مي كردم كه خيلي حال مي داد هر چقدر تكون مي خوردم لذتش بيشتر مي شد ومن همون طور توي بغل بابا بودم و بابامنو بالا پايين مي كرد بعدش بلند شد و برم گردوند به شكم خوابوند وزير شكمم يه بالش گذاشت اين بار محكم تر مي كرد تو ومن ديگه اصلاهيچي نمي فهميدم فقط يادمه كه مي گفتم كه بكن بكن اوف اوف محكتراوف بكن كيرش را تا ته مي كرد تو كونم بابا هم به هم مي گفت خوشگل بابا آخ آخ آخ كه بلاخره بابا همه آبشو را توي كونم خا لي كرد عجب داغ بود سوختم و سوختم بعدش همطور كير توكونم خوابيديم تا صبح دو بار از كونم كرده بود ولي احساس نكرده بودم تا صبح توي آسمونها بودم ساعت 8 بيدار شدم كه ديدم لخت لخت با بابا خوابيدم باورم نمي شد ولي خوابيده بودم احساس عجبي داشتم نسبت به همه چيز تكون كه خوردم بابا هم بيدار شد گفت سلام خوبي گفتم به مرحمت شما بد نيستم يه لب گرفت و گفت سريع بلند شو بريم سفر .- بعد از دو ساعت از همه خدا حافظ كرديم و رفتيم به شمال .در ضمن بابام وضع مالي خيلي خوبي داشت يه ويلا توي شمال داشت بعداز چند ساعت كه همه اش پر از خند و خوشي حال بود به ويلا رسيديم- حس عجيبي به بابا پيدا كرده بودم بابا هم اين طور بود . وارد ويلا كه شديم يه غذايي خورديم بعداز استراحت نا خدا گاه حشري شدم به بابا گفتم بدون پوستش را نمي خواي بابا گفت چرانه گفت بريم به حموم يه دوش بگيرم گفتم باشه توي رختكن لباسام را در اورد لختم كردخودش هم لخت شد در حين لخت شدن هم لب و سينه را مي خورد رفتيم زير دوش چه حالي مي داد بلندم مي كرد و دولام مي كرد و محكم به كونم مي كوبيد كسم را ليسم زد و انگشت مي كرد توش منكه اصلاً هيچي حاليم نبود يه حال اساسي كرديم بعدش بغلم كرده و به اتاق خواب بردش نيم ساعت كسو كونم را ليسش زد بعدش يه ژلي به كسم زده بازم ليسش زد ديگه داشتم مي مردم بلند مي گفتم بكن توش بكن آخ آخ مردم- در ضمن من هنوز باكره بودم كيرش را آروم آروم كرد توي كسم درد عجيبي داشت تكون تكون مي داد فشار مي داد بعد بيرون مي كشيد اين كارش باعث شد كه من اصلاً زياد درد نكشم آروم كسم را باز مي كرد پرده ام پاره شد و جزيي خون اومد ولي لذت كير توكس را هرگز نميشه با نوشتن تعريف كرد تا كسي خودش تجربه نكنه محال اون حسي كه من داشتم را داشته باشه ( قابل توجه دخترا ) خلاصه يه ده دقيقه اي كير توي كسم بود توي هفت آسمون بودم وپرواز مي كردم متاسفانه نميتونم توصيفش كنم بلاخره بابا آّبش اومد و اونم- روی كونم خالي كرد خيلي خوش گذشت .يك هفته توي ويلا كه بوديم كسو كونم و دهنم را مي كرد بعد 90 روز رفتيم به خارج ديگه اونجا عملاً مثل زن و شوهر شديم . تاینکه بعد 3 ماه دیگه کلاً از ایران مهاجرت کردیم و رفیتم به دنبال سرنوشتمون . لطفا نظر بدین- اگه مشکلی در نوشتنمون بود به بزرگی خوتون ببخشید و از همه دوستاتی که نظر دادن تشکر و قدر دانی می کنیم وهم می خوام در صورت امکان داستان و خاطرات خودرا برام ایمیل کنندنوشته: ارشمیدوس aytam_356@yahoo</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176447</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف بلند مامانی و سکس زیبا برای آوردن آب کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Aug 2019 08:33:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[باداباد]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بودمواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چندماه]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظى]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشنيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نبوديم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاى]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بيفته كه فقط من ميتونستم فیلم سکسی اون رو حس كنم! شايد به خاطر مرد بودنش يا شايدم به خاطر اينكه من خيلى عاشقش بودم. روزايى كه سکسی چندين ساعت باهم حرف ميزديم و چندين شاه کس اس ام اس ميفرستاديم جاى خودش رو با روزايى كه چند دقيقه بيشتر تو فكرم کونی نبود، عوض [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بيفته كه فقط من ميتونستم فیلم سکسی اون رو حس كنم! شايد به</h2>
<p>خاطر مرد بودنش يا شايدم به خاطر اينكه من خيلى عاشقش بودم. روزايى كه سکسی چندين ساعت باهم حرف ميزديم و</p>
<h3>چندين شاه کس اس ام اس ميفرستاديم جاى خودش رو با روزايى</h3>
<p>كه چند دقيقه بيشتر تو فكرم کونی نبود، عوض كرد!به خودم اميد ميدادم كه سرگرم كاره، ازم خسته نشده و هنوزم</p>
<h4>عاشقمه! جنده عين روزايى كه هنوز مال اون نشده بودم.واقعا اذيت</h4>
<p>ميشدم اما كارى از دستم بر پستون نميومد. غرورم اجازه نميداد من هر دقيقه بهش زنگ بزنم، نميخواستمم مزاحمش باشم. عزم</p>
<h5>خودم رو کوس جزم كردم و گفتم هرچه باداباد. از استادايى</h5>
<p>كه ميدونستم با آدم راه ميان اجازه گرفتم و بقيه روبيخيال شدم،كه واسه ١٠روز برم خونه.سه شنبه بعد كلاسم ساكم وبستم و سکس داستان رفتم،نميخواستم امير باخبر</p>
<h6>بشه و به خيال خودم ميخواستم قافلگيرش كنم! ایران سکس نزديكاى صبح</h6>
<p>رسيدم خونه و از خستگى تا١٠ خوابيدم. وقتى بيدار شدم كسى خونه نبود، تلفن رو برداشتم و به امير زنگ زدم. خواستم شماره ى خونه بيفته و وقتى من پشت خط باشم ذوق زده شه!!!! چندبار زنگ زدم كه برنداشت،نيم ساعت بعد خودش زنگ زد. وقتى صداى منو شنيد نه ذوق زده شد ، نه تعجب كرد. بعد سلام و احوالپرسى گفت من دو روز ديگه برميگردم! گفتم:چى؟؟ مگه كجايى كه تازه دو روز ديگه برميگردى؟ گفت واسه كارى رفته بندرعباس و دو روزى اونجا ميمونه. خداحافظى كردم و زدم زير گريه،با چه شوقى اومدم و همه چى عكس اون چيزى كه ميخواستم شد! با اينكه دو روزش چهار روز طول كشيد واسه من يه عمر گذشت. شنبه بعدظهر بود كه اومد. يه راست اومده بود خونه ما! خيلى سرد باهاش حرف زدم و رفتم تو اتاقم،مثل اينكه مامانم بهش گفته بود بياد و از دلم دراره، آخه اميرو ميشناختم كه تا بهش نگم ازت دلخورم نازمو نميكشيد!!رو تختم به حالت بغض نشسته بودم كه اومد!-نبينم خانومم ازم دلخور باشه؟!نگامو ازش دزديدم تا از چشام نخونه انقدر دوسش دارم كه همه بدى هاى عالم نميتونه عشقشو تو قلبم تيره كنه.نشست كنارمو موهامو از صورتم كنار زد،پيشونيمو بوسيدو بغلم كرد. تا خودمو بين بازوهاش حس كردم بغضم تركيد، گفتم به اندازه همه ى نبودنات دوستت دارم! لبامون به هم قفل شد، با صورتش اشكامو پاك ميكرد و دوباره لبامو ميبوسيد. متوجه گذر زمان نبوديم كه گوشى امير زنگ خورد، مامانش گفت بيا و ندا رو هم بيار. امير يه بوس كوچيك از لبم كرد و رفت از مامانم اجازه گرفت،منم زود آماده شدم و رفتيم.شام رو خورديم و رفتيم اتاق امير، بايد آخر شب بر ميگشتم. نشسته بوديم و حرف ميزديم، از دلتنگيام و گله هام براش گفتم، اونم با دقت گوش ميكرد ؛ بعضى وقتا دليل مى تراشيد وبعضى وقتام عذرخواهى ميكرد. رو تختش دراز كشيده بود و منم رو بازوش، منو به سينش چسبونده بود طورى كه صداى تپش قلبشو ميشنيدم. خودمو جابجا كردم و رفتم روش ، چشماشو بوسيدم، گونشو بعدشم لباشو&#8230; اول خيلى آروم لب ميگرفتيم،اما همين كه زبونم رو وارد دهنش كردم خيلى محكمتر ادامه داد، بدنم رو بهش ميمالوندم و موهاشو نوازش ميكردم يه غلت خورد و جامون عوض ،حين لب گرفتن دكمه هامو باز كرد سوتينم باز كرد و سينه هامو ميماليد.نفسم تندتر شده بود و تو تنم احساس حرارت ميكردم، بعد چندماه دوباره وزن عشقم رو روم حس ميكردم. عاشق بوساى ريزش بودم،از موهام پيشونيم،چشمام، گونه هام. خودش ميدونست رو لاله ى گوشم حساسم، وقتى نفسش رو احساس ميكنم خيلى تحريك ميشم. لاله ى گوشم رو ميك ميزد و ميگفت دوستت دارم. حسابى تحريك شده بودم،چشامو بسته بودم و لذت ميبردم. پا شد لخت شد و شلوار و شورت منم درآورد! دوباره شروع كرد، اينبار به ميك زدن سينم نفسام به آه كشيدن تبديل شده بود اميرم دست كمى از من نداشت، از رو شورتش كاملا معلوم بود اونم چقدر تو تحريكه. بعد چند دقيقه بلند شدم و به شورتش اشاره كردم،گفتم پاره ميشه ها! شورتش رو كشيدم پايين و شروع كردم به ساك زدن،موهاش اذيتم ميكرد اما ميخواستم عشقم لذت ببره وقتى خسته شدم سرمو بردم عقب و دستمو كشيدم رو سينش،اونم بلندم كرد گذاشت رو تخت، طاق باز جلوش بودم. خودشو بهم نزديك كرد كيرشو گذاشت رو كسم، داشتم نگاش ميكردم. خم شد روم لبمو بوسيد و گفت يادت نره عاشقتم و آروم كيرش رو فرو كرد توم. خيلى درد داشتم كه امير فهميد و كشيد بيرون بعد دوباره آروم آروم فرستاد تو،بازوهاشو چنگ ميزدم و لبمو گاز ميگرفتم،درد جاى لذت رو برام گرفته بود. چند دقيقه به همين منوال كه گذشت احساس كردم دردم كمتر شده و اميرم راحتتر عقب جلو ميكرد، چند لحظه بعد حركتش تند تر شد و شروع كرد به تلمبه زدن تو همون حين من ارضا شدم و امير خيلى ديرتر از من ارضا شد،آبش رو رو شكمم ريخت و بغل هم دراز كشيديم. امير پاشد پاكم كرد و لباسامونو پوشيديم و راهى خونمون شديم كه ياده قولمون افتاديم و كلى خنديديم!!از اون روز به بعد بيشتر هواى همو داريم و نميزاريم روزمرگى مارو از هم برنجونه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175586</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 01:04:05 by W3 Total Cache
-->