<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بکارتش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:44:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بکارتش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی مایه دار و مچ گیری دختر جندش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%da%86-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%da%86-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Sep 2019 07:46:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[بکارتش]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوندید]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داییمو]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دختردایی]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مخفیانه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تا خود سکس. یه دختر فیلم سکسی دایی دارم که اونم 17 سالشه اسمشم بهاره است. اونم مثل من 17 سالشه هر دومون سال دوم دبیرستان هستیم سکسی ولی رشته اون انسانیه و من علوم شاه کس تجربی. من اوایل نظر بدی نسبت به دختر داییم نداشتم و به فکر سکس بااون کونی نبودم. خیلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تا خود سکس. یه دختر فیلم سکسی دایی دارم که اونم 17 سالشه</h2>
<p>اسمشم بهاره است. اونم مثل من 17 سالشه هر دومون سال دوم دبیرستان هستیم سکسی ولی رشته اون انسانیه و من</p>
<h3>علوم شاه کس تجربی. من اوایل نظر بدی نسبت به دختر داییم</h3>
<p>نداشتم و به فکر سکس بااون کونی نبودم. خیلی دوست داشتم سکس داشته باشم ولی هرگز اون به نظرم نرسیده بود.</p>
<h4>یه جنده روزی نزدیک ترین دوستم که اسمش بهزاد باشه گفت</h4>
<p>دختردایی ات با یکی سکس داشته پستون و بکارتش پاره شده. من اوایل باور نمی کردم و مسخرش می کردم تا</p>
<h5>اینکه از کوس بقیه بچه هام اون حرفا رو شنیدم و</h5>
<p>می گفتن در ضمن دختر خیلی شیطونیه و با اکثر بچه هایی که می شناسم رابطه داشته و دوست بوده(البته نه در سکس داستان حد سکس). منم</p>
<h6>که اون موقع ها خیلی حشری بودم و ایران سکس هر دختری</h6>
<p>رو که می دیدم به اندام سکسی اش نگا می کردم. حالا هر وقت این دختر دایی رو می دیدیم فکر های بد تو سرمون می اومد. اون بعضی وقتا میومد خونه ما ومنم بعضی وقتا میرفتم خونه اونا ولی نمیشد که هر وقت تنها دیدمش به بعضی داستان های همین سایت برم و بهش بچسبم و بگم میخوام بکنمت. من که تصمیممو گرفته بودم و هر طوری بود می خواستم کس این دختر داییمو بزنم. بالاخره از اون دوستم بهزاد (که میگفت دختر دایی ات جنده است) یه سیم کارتی که دختر داییم نتونه منو بشناسه گرفتم و تصمیم گرفتم یه جورایی بصورت یه فرد ناشناس باهاش دوست بشم. من می دونستم که دختر داییم علاقه زیادی به زبان انگلیسی داره یه پیام انگلیسی بهش نوشتم و ازش درخواست دوستی کردم. چند ثانیه بعد یه پیام اومد که گفت باشه قبول می کنمو بعدشم یه یکی دوماهی با هم دوست بودیم اون اسم ورسم حقیقیشو گفته بود ولی من با یه هویت جعلی.(خدا را شکر می کردم که دختر دایی ام صدامو از پشت تلفن نمیشناخت). بعد ازش درخواست سکس کردم و اونم قبول کرد( البته با اسرار). بعدش بهش یه آدرس الکی دادم که به هیچ خونه ای ختم نمی شد و خودم اونجا رو می پاییدم( آخه می خواستم بدونم دختر داییم واقعا سکس رو دوست داره یا نه همش الکیه). بعدش همون لحظه بهش پیام فرستادمو گفتم که من پسر عمه اش رضا مو بازم می خواد با من سکس داشته باشه. بعد از یه نیم ساعت پیام فرستاد و قبول کرد.از شانس خوب من یه دو سه روز بعد اون اتفاق روز سیزده بدر بود و بهش زنگ زدم و گفتم که اون روز هیچجا نره. روز سیزدهم فروردین که خونه ما و اونا خالی شده بود و من موندم و دختر داییم. بهش زنگ زدم و اون اومد خونه ما. اومد خونه و با کلی خجالت و خنده هر دومون لخت شدیم. با هم رفتیم رو تخت و یه چند دقیقه ای محکم همدیگه رو بغل می گرفتیم و من کیرمو گذاشته بودم لای پاهاش. چون اولین بارم بود اونقدر لذت می بردم که تو همون بغلش ارضا شدم. بعدشم طبق اون چیزایی از این سایت و داستاناش یاد گرفته بودم اول از همه رفتم سراغ کسش و با دهنم باهاش بازی میکردم. اولین باری بود که کس واقعی می دیدم. دختر داییمم اونقدر لذت می برد که نمی تونست آروم بخوابه و فقط وول می خورد. بعد ازش خواستم که ساک بزنه. اونم با یکمی خواهش قبول کرد تا اینکه بعد از مدتی کیرم دوباره سیخ شد. منم کیرمو با یکم تلاش و زحمت آروم آروم فقط تا سرشو کردم تو کسش اونم یهو از رو کیرم بلند شد. دوباره یکم با دستم و دهنم با کسش بازی کردمو بازم امتحان کردم ایندفعه محکم بغلش کردمو آروم همه کیرمو فرو کردم. واقعا برای اولین بار اونقعد لذت داشت که خودمم می خواستم از فرط لذت و حرارت بکشم بیرون. واقعا لذتش خیلی بیشتر از اونی بود که تصورشو می کردمو تو این داستانا می نوشتن. کیرم تو کوسش بود و یکم بغل هم خوابیدیم بعد کیرمو بیرون کشیدم و بعدش فقط تو بغل هم خوابیده بودیم. وبعدا که حرفه ای شدم کلی کس و کون دختر دایی مو جر می دادم و مثل یه زن و شوهر هر هفته چند باری مخفیانه با هم سکس داشتیم.تشکر می کنم واسه اینکه خاطره منو خوندید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%85%da%86-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2516</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه زاده خانوم خوب کیر سیاه رو میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Jun 2019 07:12:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برآمدگی]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بکارتش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینی]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[چادرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارده]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویه]]></category>
		<category><![CDATA[حوصلگی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[درحالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رونایی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریس]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرجوابش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی تازه اومده بودیم توی یک آپارتمان شاه کس جدید . همسایه طبقه پایینی یک دختر 18 ساله داشت . اون فوق العاده خوش کونی اندام و خوش هیکل بود. خیلی هم خوب آرایش می کرد. چند روز از اومدن جنده ما نگذشته بود که یک سر شبی دیدم دارن در می زنن. اتفاقا&#8221; توی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی تازه اومده بودیم توی یک</p>
<h3>آپارتمان شاه کس جدید . همسایه طبقه پایینی یک دختر 18 ساله</h3>
<p>داشت . اون فوق العاده خوش کونی اندام و خوش هیکل بود. خیلی هم خوب آرایش می کرد. چند روز از</p>
<h4>اومدن جنده ما نگذشته بود که یک سر شبی دیدم دارن</h4>
<p>در می زنن. اتفاقا&#8221; توی خونه پستون تنها بودم، از فرط خستگی حال حرف زدنم نداشتم . با بی حوصلگی درو</p>
<h5>باز کردم کوس . دیدم که دختر همسایه است. در حالیکه</h5>
<p>یک چادر رنگی سرش و خودش رو هم با وسواس پوشونده بود سلام کرد و گفت : اجازه میدین یک تلفن بزنم سکس داستان ؟ آخه تلفنم</p>
<h6>قطعه ! با بی تفاوتی گفتم : بفرمایید. ایران سکس وارد شد</h6>
<p>و رفت سروقت تلفن و شماره ای گرفت و با حالت نجوا حدود نیم ساعتی حرف زد ، یهو با حالت فریاد گفت : تو مگه نمی فهمی من الان احتیاج دارم و گوشی رو قطع کرد. من که رفته بودم توی اتاق با این صدا ناخواسته اومد توی حال و گفتم چی شده . اون پشتش به من بود وقتی برگشت دیدم یک تاپ نارنجی تنشه بایک مینی جوب تنگ قرمز آتشی . بدنش مثل برف سفید بود . کمی خودشو جمع وجور کرد و با حالت خجالت گفت : هیچی . گفتم دعوات شد ؟ گفت : نه ولی &#8230;.. دیگه حرفشو ادامه نداد. از طرز ولی گفتنش فهمیدم که دوست داره خرف بزنه / ازش خواهش کردم بشینه . حدود یک دقیقه ای مردد بود ولی بعد قبول کرد. نشست و گفت که پدر و مادرش رفتن مهمونی وتوی خونه تنهاست. گفتم با کی حرف می زدی ؟ بی اختیار گفت با آرمین نامرد . گفتم : آرمین ؟ تازه فهمیده بود که لو رفته!!!!! گفت : آره ، چیزه ، دوست دادشم ، البته پسر عمومم هست . فهمیدم داره چاخان می کنه . گفتم : می خواستی دعوتش کنی ؟ گفت : آره ولی نمی تونه بیاد . گفتم اگرنا راحتی چادرتو بردار . بعد بدون اینکه منتظرجوابش بشم چادرشو ازش گرفتم . اونم مقاومتی نکرد. نشستم کنارش. دستشو گرفتم و گفتم اینکه ناراحتی نداره . خوب شاید کار داشته . اون دیگه جوابی نداد و فقط شروع به جویدن لباش کرد. بهش گفتم عصبی هستی ؟ گفت : آره ، دارم دیونه می شم . گفتم چرا ؟ گفت : آخه حدود چهارده روز پیش پریود بودم ؟ من یه کمی گیج شدم . (خوب یعنی چی ) بعد خودش ادامه داد آخه وقتی حدود 12 روز از زمان پریود بگزره هرمون استروژن شروع به ترشح می کنه و روز چهاردهم روز اوولاسیون است (روزی که تخمک زن آزاد میشه ) این روز بحرانی ترین روز برای زناست و اونا به شدت احتیاج به سکس دارن. گفتم: اینکه مشکلی نیست ، من هر کمکی که ازدستم بر بیاد برات انجام می دمو فقط تو راحت باش. بعد یک لب باحال ازش گرفتم . بلا فاصله متوجه شدم مزه دهنش عوض شد و شروع به نفس نفس زدن کرد. آروم سینه اش را توی دستم گرفتم و درحالیکه لاله گوششو می مکیدم با سینه هاش ور رفتم . کم کم با زبون حرکت کردم بسمت چونه و زیر گردن و بعدهم بین دو سینه و مسیر مورب بین زیر بغل تا نوک سینش . دیگه اینقدر هیجانی شده بودیم که متوجه هیچیزی نمی شدیم . خودش رو کمی شل کرد و پاهاشو بازگذاشت و من شروع به نوازش روناش کردم .اونم چه رونایی خوش تراش و نرم و یک دست سفید . بدون حتا یک خال ریز. بالاخره در حالیکه به نرمی روی سینه هاشو دندون می گرفتم دستم و بردم طرف کوسش . متوجه شدم پنتی (شورت ) نداره. با لطافت با انگشت اشاره بصورت حرکت دورانی و بدون فشار با کلیتوریس (یک برآمدگی کوچک بالای کس که مثل زیر سوراخ کیر فوق العاده حساس است)و لبه های کوچک (دوزایده کوچک که سوراخ واژن رو می پوشونه ) بازی کردم . واقعا دیوانه شده بود. بعد خودم کشیدم کنار و ولو شدم روی مبل . گفت: حالا من باید چی کار کنم . تمنا توی چشماش موج می زد. گفتم : لخت شو. لخت شد. گفتم حالا بیا با کیرم بازی کن . کیرم و در آورد و شروع کرد به مالیدن و هراز چند گاهی یک نیشکون کوچولو می گرفت . بعد بهش گفتم : یک کمی لیسش بزن . اونم با احتیاط زبونشو نزدیک کرد و یک لیس کوچولو زد. گفتم : با دستت بالا نیگرش دار و زیر سوراخشو لیس بزن . اونم اینکارو کردوبعد هم توی دهنش کرد. درحالتی که میک می زد دهنشو بالا پایین می برد. حسابی دیگه دیونه ی دیونه شده بودیم . گفتم برگرد و به حالت (نیچز پوزیشن ) سجده ای روی مبل قرار بگیر. او برگشت و من روی زمین دو زانو زدم و لای کسشو باز کردم . دیدم به به ، هایمنش ( پرده بکارتش ) حلقویه . گفتم می خوای حسابی دیونه بشی ؟ گفت : من الان دارم دیگه منفجر می شم . جون هر کی دوست داری زود باش. گفتم : فقط نترسی ؟ گفت : مگه می خوای چی کار کنی ؟ گفتم : می خوام بکنم توش . گفت : نه نه من دخترم تازه دوستام میگن خیلی درد داره . گفتم اگر حتا یک ذره هم دردت اومد پاشو . گفت : باشه . گفتم پس یک کمی صبر کن برم ژل بیارم .گفت : فقط زود باش . از اولش تا اون موقع حدود 20 دقیقه طول کشیده بود . رفتم از توی کشو ژل و اوردم و حسابی بهش ژل زدم . بعدش هم خیلی آروم و بدون عجله ذره ذره کیرمو فشار دادم تا وارد شد و تا آخر رفت و باز خیلی آروم آروم در آوردم . دیگه آماده شده بود . بدنش ریلکس ریلکس و پرده شم نرم نرم . حدود 10 دقیقه هم تلمبه زدم تا اینکه آبم می خواست بیاد . سریع کشیدم بیرون و اونم برگشت و کیرم گذاشت بین سینه هاش و آبم ومالید روی بدنش . و درحالیکه با یک دست آبم رو به تنش می مالید با دست دیگه خودشو حدود 2 دقیقه مالوند تا ارضا شد. حالا واقعا اگه شما بودین چی کار می کردین؟		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174803</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بکارتش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فشارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[کردماون]]></category>
		<category><![CDATA[کشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[ميبينم]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميديديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينشست]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/3miD7qGZ3dXgIi6KwgELZg/024/675/197/1280x720.17163240.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" title="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>&#60;h2&#62;يک خانواده افغان اهل کابل. فیلم سکسی که يک دختر خيلي خوشگل به&#60;/h2&#62; اسم نسيبه داشتن که 16 سالش بود. پدرش در شرکت کوره آجري پزي کار سکسی ميکرد. براي همين به ساوه نقل مکان شاه کس کرده بودند. چون راه پله ي ما مشترک بود و با هم رفت و آمد کونی هم داشتيم. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/3miD7qGZ3dXgIi6KwgELZg/024/675/197/1280x720.17163240.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" title="جنده خانوم ورزشکار خوب ساک میزنه ها" decoding="async" /></p><pre><code>            &lt;h2&gt;يک خانواده افغان اهل کابل. فیلم سکسی که يک دختر خيلي خوشگل به&lt;/h2&gt;
</code></pre>
<p>اسم نسيبه داشتن که 16 سالش بود. پدرش در شرکت کوره آجري پزي کار سکسی ميکرد. براي همين به ساوه نقل</p>
<h3>مکان شاه کس کرده بودند. چون راه پله ي ما مشترک بود</h3>
<p>و با هم رفت و آمد کونی هم داشتيم. همديگر رو زياد ميديديم. از بس اين نسيبه خانم خوشگل بود هر</p>
<h4>وقت جنده ميديدمش دستو پامو گم ميکردم. ولي از نگاهش معلوم</h4>
<p>بود دلش ميخواد با من دوست پستون بشه. از خدا ميخواستم يک بهانه اي جور شود که باهاش سر صحبتو باز</p>
<h5>کنم. يک کوس شب که خانه ي ما بودند حرف از</h5>
<p>درس و مدرسه شد و مادرم بهشون گفت که جواد ما هر سال شاگرد اول ميشه،که مادرش گفت نسيبه ما امسال از سکس داستان رياضي تجديد آورده</p>
<h6>و ازمن خواهش کرد اگر برام امکانش هست ایران سکس روزي يک</h6>
<p>ساعت برم خونشون و به نسيبه جون کمک کنم. من هم که از خدا چنين فرصتي رو ميخواستم قبول کردم. ولي هر بار که خونشون ميرفتم. مادرش هم در چند متري ما مينشست و فقط راجع به درس ميتونستيم با هم حرف بزنيم. چند هفته اي گذشت. تا اينکه يک روز که طبق معمول سر ساعت مقرر به خانه يشان رفته بودم. متوجه شدم که تنهاست. گفتم مامانت خونه نيست. گفت نه جايي کار داشت رفت شايد يک ساعت ديگه بياد. طبق روال هميشه جلسه ي درس رو شروع کردم. داشتم درسو بهش توضيح ميدادم سرم يک دفعه بلند کردم ديدم حواسش به درس نيست و داره زير چشمي منو ديد ميزنه. نگاه هامون به هم گره خورد. نميدونم چند دقيقه در همين حالت بوديم.که يک دفعه بي اختيار بهش نزديک شدم. صورتمو بردم جلو و لبهامو گذاشتم روي لباش. از خجالت رنگش قرمز شده بود. آروم آروم شروع کردم به خوردن لباش. بعد از چند لحظه اون هم دستاشو دور گردنم حلقه کرد و شروع کردن به بوسيدن صورت و گردنم و بعد هم خوردن لبام. واي ي ي ي ي که چه کيفي ميداد. اول نميذاشت ولي بعد از چند دقيقه گذاشت پستوناي خوشگلشو از روي لباس تو دستام بگيرم و بمالمشون. ولي هر کاري کردم نذاشت دامنشو بالا بزنم خيلي خجالت ميکشيد. ولي همونجوري از روي دامن کمي با روناي خوش فرم و گرمو نرمش ور رفتم. که يک دفعه صداي در هال بلند شد. فهميدم مادرش داره مياد. فورا از هم کمي دور نشستيم و لباسامون مرتب کرديم.وقتي مادرش اومد تو بلند شدم و بهش سلام کردم و جوري وانمود کردم که انگار خبر نداشتم که اون رفته بوده بيرون. ولي از نگاهش و لحن حرف زدنش معلوم بود که به ما شک کرده. دخترش هم که موضوع رو فهميده بود شروع کرد به تعريف و تمجيد کردن از من که امروز چقدر درس يادش دادم.2-3 هفته گذشت و ديگه هيچ فرصتي پيدا نشد تا با هم تنها بشيم.من شبها ميرفتم بالاي پشت بوم ميخوابيدم. يک شب که خواب بودم يک چيز گرم و نرم روي لبام حس کردم. در حالت بين خواب و بيداري بودم و فکر ميکردم دارم خواب ميبينم. ولي نه خواب نبود. چشمامو که خوب باز کردم ديدم که نسيبه خوشگلم است که بالاي سرم نشسته. باورم نميشد. در اون لباس سفيد خواب و در زير نور ماه چيزي از اون پرياي توي قصه ها کم نداشتاز خوشي ميخواستم پرواز کنم. پيش از اينکه من چيزي بگم. گفت که هر کاري کردم من خواب نبرد. برای همين اومدم پيش تو. من هم گفتم خوش اومدي.نشوندمش روي پاهام و شروع کرديم به لب گرفتن از هم. فکر کنم يک نيم ساعتي به همون منوال گذشت. دستم از زير لباس کردم تو سينه بندشوا ي که چه پستونايی داشت. انگار براي دستاي من درست شده بودند. نه کوچيک و نه اونقدر بزرگ که توي دست جاي نشن. بعد از کمي مالوندن گفت ميخاي منو لخت ببيني.من هم با تمام وجود لبانش را ميکدم و خودشلباس خوابش در آورد و بعد گفت حالا خودت سينه بندم و شرتم در بياراول کرستش باز کردم. هوش از سرم پريده بود. سفيد تر از شير بودند و چقدر نرم و لطيف و سفت مثل توپ ….اول تا تونستم پستونش خوردم و بعد رفتم سراغ کس تپل و خوشگلشاول از روي شورتش کوسشو چند بار بو کردم. چه بوي خوشي ميداد. با هر بار بو کردن کيرم بيشتر راست ميشد.با دندونم شورتش گرفتم و کشيدم پايين. جوووووووون چه کسي. سفيد و تپل. بي اختيار شروع کردم به ليسيدن و خوردن کس قشنگش. تمام بدنش ميلرزيد و نميتونست خودش نگه داره. خوابوندمش روي تشکم و دوباره رفتم وسط پاهاش و شروع کردم به خوردن کسش. بعد از چند دقيقه گفت حالا من ميخوام تو رو لخت کنم.با هزار ناز و نوازش لباسم در آورد و شروع کرد به خوردن , کيرم چند بوس کرد ولي ساک نزد. گفت که از اين کار خوشش نمياد و من هم اصرار نکردم.بعد تعريف خوش تيپ بودن مردان ايراني کرد. من هم شروع به بوسيدنش کردم گفتم دختران افغاني شاه کوس هستند. گفتم من دارم مي ميرم. بيا ديگه ميخوام کيرمو هر چي زودتر بزارم توي اون کوس خوشگلت. گفت نه. من ميترسم. اين اولين سکسمه و من هنوز دخترم. فهميد ناراحت شدم. گفت بيا بغلم دراز بکش و کيرتو بمال به کسم تا ارضا بشي. ولي بايد قول بدي نکني توش.گفتم باشه. و شروع کردم به مالوندن. کسش کاملا خيس شده بود و من هم کلاهک کيرمو گذاشته بودم وسط لباي کسش و از پايين به بالا و از بالا به پايين به درز کسش ميکشيدمش.چون سر شب به ياد سمانه جون يه بار جلق زده بودم. مطمئن بودم حالا حالاها آبم نمياد.کم کم آخ و افش بالا رفت. براي اينکه زياد داد نزنه متکا رو گاز ميگرفت. يک دفعه برگشت و گفت ديگه طاقت ندارم بکنش تو. مونده بودم چيکار کنم. گفتم تو که از من قول گرفتي که…گفت قول ول کن بکن تو کسم. گفتم دختريت چي ميشه؟ گفت برام مهم نيست. فقط ميخوام که منو همين لحظه بکني و گرنه ميميرم.برگردوندمش به پشت. وسط پاهاش نشستم. اول يه کم از آب کوسشو ماليدم به کيرم تا ليز بشه. بعد گذاشتم در کوسش و آهسته آهسته شروع کردم به فشار دادن. ولي کسش زياد تنگ بود و به آسوني داخل نميرفت. فشارمو بيشتر کردم دادش رفت بالا. گفتم زياد درد داري باشه يک وقت ديگه. حالا همسايه ها بيدار ميشن. گفت نه بايد منو همين امشب بکني. گفت متکا رو ميگيرم دم دهنم. تو کارتو کن. يک فشار محکم دادم و سر کيرم رفت داخل و متوجه شدم که پرده ي بکارتش هم همزمان پاره شد. و کار داخل کردن راحتترشد و شروع کردم به تلمبه زدن که يک مرتبه کيرم اتش گرفتو کشيدمش بيرون و ابم را روي پستونش خالي کردم.اون شب رو با اينکه لذت ميبرد ولي طفلکي زياد درد کشيد.از اون به بعد ديگه تقريبا هر شب توي بغلم بود و کلي ازش لذت بردم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/3miD7qGZ3dXgIi6KwgELZg/024/675/197/1280x720.17163240.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174726</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 33/44 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 04:36:51 by W3 Total Cache
-->