<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بگیرمو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:56:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بگیرمو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامان شاه کس و کیر کلفت کوچولو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Sep 2019 09:16:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیروندیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روانیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[شایانم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از</h2>
<p>سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد</p>
<h3>خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من</h3>
<p>حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو خونه ی پدرم نداشتم و از طرفی اون خیلی ام پولدار بود</p>
<h4>و جنده یه خونه ی درن دشت تو ایران زمین داشت</h4>
<p>و یه ماکسیما و یه زانتیا پستون که تموم کمبودای منو رفع میکرد! تا یه سال هر شب باهاش سکس داشتم</p>
<h5>و منو کوس جنده ی خودش صدا میکرد و واقعا باهام</h5>
<p>حال میکرد &#8230;تو همین روزا برام یه سانتافه خرید و منم از اون روز به بعد کارم شده بود اینکه برم تو سکس داستان خیابون ریس ایران</p>
<h6>زمین و پسر بازی کردن &#8230;تا اینکه با ایران سکس یه پسر</h6>
<p>خوشگل به نام بابک آشنا شدم و هر روز عصر میووردمش خونه و باهم سکس میکردیم&#8230;تو این دوران من دیگه هیچ میلی واسه سکس با شوهرم نداشتم طوریکه کاملا بهم شک کرده بود! ولی اصلا دست خودم نبود بهش توجه نمیکردم و همه فکرم به بابک بود تا که یه روز که منو بابک خونه بودیم اون عوضی از راه رسید و ما دو تا رو باهم دید! بابک فرار کرد و من موندمو اون پیر مرد حسابی کتکم زد و.بهم گفت از این به بعد فقط بعنوان یه کلفت تو این خونه ای و حق نداری پاتو از خونه بذاری بیرون!!!دیگه زندگیم شده بود جهنم از خونه که میرفت بیرون درو شش قفله میکرد ومن تنها شده بودم و عین دیوونه ها صبح تا شب با سگم حرف میزدم!!! تو 2 تا اتاق جدا میخوابیدیم و بعضی شبا با دوستاشو چند تا دختر میومدن میشستن به مشروب خوری و &#8230; واقعا دیوونه شده بودم و مهم تر از همه اینا مشکل سکسم بود هر چند روز که دیگه پای ماهواره خیلی حشرم میزد بالا با یه خیاری / شونه ای چیزی خود ارضایی میکردم&#8230; تا که یه روز سگم رو برده بودم حمام و خودمم لخت شده بودمو داشتم میشستمش و سینه هاشو با دستم میشستمو ماساژ میدادم که یهو خشکم زد!!! سگم ارضا شد !!! میتونم بگم آبش 2 متر اونورتر ریخت خیلی تعجب کرده بودم!اووردمش بیرون&#8230; دیگه همه فکرم شده بود سگم! و همه حرکاتشو میزاشتم زیر ذره بین!بعضی از حرکاتش عجیب بود مثلا تا پا میشدم که راه برم میدوید و میومد سمتم و جفت پاشو حلقه میکرد دور پام و شروع میکرد به تلمبه زدن و عقب جلو میکرد و کیرشو میزد به پام!!! منم با دست میزدمشو پسش میزدم و فحشش میدادم! این حرکاتش رو به دکترش گفتم و اون گفت سگ حیوان بسیار حشری هست و سگ شمام به دلیل اینکه مدت زیادیه با سگی سکس نداشته به شما رو آورده و &#8230;. و گوش زد کرد که سگ همه چی رو میفهمه و خیلی خطر ناکه و جلوش لخت نشید و &#8230;! این حرف های دکتر منو به سمت فکرای شیطانی برد و فکر سکس با سگم رو تو کلم آورد! اما هر دفعه میخواستم کاری کنم کلی خودمو سرزنش میکردمو بیخیال میشدم! اما فکرش ول کنم نبود &#8230; جلوی سگم که فیلم سوپر میذاشتم حسابی شق میکرد و من با علاقه ی خاصی محو کیرش میشدم&#8221;یه کیر قرمز . کوچیک ولی خوردنی واقعا دیوونه سگم شده بودم و تصمیمو گرفته بودم که باهاش سکس کنم و مدام جلوش لخت مادر زاد میگشتم و هر وقت بهم میچسبید نازش میکردم&#8230; یه روز که رو کاناپه لخت نشسته بودمو سگمم دراز کشیده بود و منم نازش میکردم متوجه شدم که باز کیرش شق کرده دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرمو یهو کیرشو گرفتم و خوابوندمش رو کاناپه و کیرش رو تا ته کردم تو دهنم! وایییی که چه حالی میداد تخماشو میکردم تو دهنم و باز کیرشو میلیسیدم یه لحظه پا شدم که درو قفل کنم که دیدم سگم زوزه ی خاصی میکشه (انگار التماس میکرد که نرم!) منم سریع حالت چهار دستو پا شدم وپاهام رو زمین بود و دستام رو کاناپه سگمم دوید اون سر خونه و با سرعت دوید سمت کون من! چنان پرید رو کونم که نفسم بند اومد دستاشو مثل یه آدم حلقه کرده بود دور شکمم و عقب جلو میکرد ولی کیرش تو نرفته بود با دستم کیرشو گرفتمو کردم تو کسم &#8230;.به محض اینکه رفت تو سگم دیوونه شد و با سرعت برق و باد منو میکرد و من اونقدر لذت میبردم که نفسم بند اومده بود!(از اینجا به بعد رو میخوام مثل دیگر داستان نویس های سایت بنویسم!) داشت آبش میومد که یه زوزه کشید و با زوزش بهم گفت آبمو بریزم تو یا میخوری که منم گفتم میخورمو اونم به نشانه ی تشکر دمشو تکون داد!!! سریع پریدم به کیرش و همشو کردم تو دهنم وایییییییییییییی که چه آب داغی داشت ..اوووووووووووووف! .دیوانه وار کیرشو ساک میزدمو ول کنش نبودم که یهو با پوزش هلم داد و منم افتادم رو زمین و اومد روم منم دستمو گرفتم دور کسم و اونم شروع کرد به لیس زدن واییییییی چنان میخورد که روانیم کرده بودو تمام تنم میلرزید واییییییی که چه حالی میداد / بعد از 5 دقیقه ارضا شدم و همونطور دراز افتاده بودم رو زمین سگم اومده بود بالا سرم و زوزه میکشید ! فکر میکرد کاریم شده که پا نمیشم! منم برای اینکه از نگرانی درش بیارم پا شدم و یه لب طولانی ازش گرفتم واییییی که چه لبایی داشت با ولع خاصی لباشو میک میزدمو تمام آب دهنشو میخوردم همینطور که 2 زانو لباشو میخوردم آب دهنش از گوشه لبم سرازیر شده بود و میریخت رو سینه هام واییی که چقد لزج بود ! با دستام سینه هامو میمالیدم و واییی که چقدر حال میداد .اووووووووووف اووووووووووووف کونتون بسوزه منو سگم الان عاشق همیمو روزی 2 سه بار منو میکنه وایییییییی ااااااااااااخ اووووخ اووووف جوووووووووووووون! من شایانم و این داستان بر عکس داستان های قبلیم کاملا تخیلی بود و هدف اصلیم این بود که به بعضی از انتقاد جوییان که در مورد داستان های قبلیم(زن عمو نازنین 1 و 2 /کس کردن با اعمال شاقه/زن پسر عمه (ندا)) نظر های کس شر داده بودن و گفته بودن که تخیلیه بفهمونم که فرق داستان تخیلی با داستان واقعی چیه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176289</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حال کردن با دختر چشم بادومی و خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Sep 2019 05:18:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانش]]></category>
		<category><![CDATA[آرزومه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دلنشین]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[عکساشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[متاهلم]]></category>
		<category><![CDATA[مرتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشید‌]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود واسه یه کیر کلفت فیلم سکسی آخه منی که هر شب کیر داشتم حالا واسم خیلی سخت بود سعی میکردم یکیو واسه خودم گیر بیارم که سکسی بعد هم واسم مشکل ساز نباشه تا شاه کس دلی از عزا در بیارم تو دانشگاه یه پسر ترم بالایی بود که یکی از کونی کلاساش با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود واسه یه کیر کلفت فیلم سکسی آخه منی که هر شب کیر</h2>
<p>داشتم حالا واسم خیلی سخت بود سعی میکردم یکیو واسه خودم گیر بیارم که سکسی بعد هم واسم مشکل ساز نباشه</p>
<h3>تا شاه کس دلی از عزا در بیارم تو دانشگاه یه پسر</h3>
<p>ترم بالایی بود که یکی از کونی کلاساش با من افتاده بود جنوبی بود چهره برنزه و جذابی داشت تن صداشم</p>
<h4>خیلی جنده دلنشین بود به هر وقت تو کلاس میدیدمش چشمام</h4>
<p>فقط به کیرش میخ کوب میشد پستون آخه تو شلوار جین تنگی که میپوشید کمی مشخص بود به نظر میرسید کیر</p>
<h5>بزرگی داشته کوس باشه همیشه منتظر دوشنبه ها بودم تا اونو</h5>
<p>تو کلاس ببینم از اول تا اخر که کلاس تمام میشد من شورتمو خیس میکردم دلو زدم به دریا رفتم جلو و سکس داستان به بهونه جزوه</p>
<h6>خواستم بهش نزدیک بشم ازش جزوه گرفتم و ایران سکس گفتم که</h6>
<p>چطور اونو برگردونم اونم شماره مبایلشو داد و گفت که بهش تک بزنم تا شمارم بیفته آخه شماره ناآشنا جواب نمیده شمارمو تو گوشیش سیو کرد منم خوشحال برگشتم خونه حدود ساعت 5 عصر بود که گوشیم زنگ خود دیدم بله علی آقاست سریع گوشیو برداشتم و با صدای سکسی جواب دادم ازم پرسید که مشکلی تو جزوه ندارم منم از فرصت استفاده کردمو گفتم که بعضی جاها دست خطشو نمیتونم بخونم اونم واسه فردا ساعت 3 تو دانشکاه قرار گذاشت که بهم کمک کنه منم فردای اونروز به خودم رسیدمو رفتم دانشگاه تو حیاط همدیگرو دیدیمو سلام و احوال پرسی کردیم بعد از مدتی حرفاش شکل عاشقانه به خودش گرفت و کلی هم ازم عذرخواهی میکردو میگفت که منظور خواصی نداره فقط از من خوشش میادو از این مزخرفا من که داشتم از فکر کیرش دیونه میشدم تو دلم میگفتم مرتیکه الاغ عشق کیلو چنده من تو کف کیرتم مرتیکه کیر کلفت اون فکر میکرد که هنوز متاهلم و شوهر دارم واسه همین با احتیاط حرف میزدو همش میگفت که منظور بدی نداره بعد از چند روز دیدو باز دید ما بیشتر شد و چون فکر میکرد شوهر دارم میترسید کسی مارو با هم ببینه و واسه من بد بشه واسه همین ایندفعه گفت که بریم خونه مجردی اون از شنیدن این حرف کلی ذوق کردم فردای اون روز صبح زود به خودم رسیدمو تر گل ور گل کردمو ساعت 9 رفتم در آپارتمانش آیفونو زدمو درو باز کرد رفتم بالا از قبل هم کلی سفارش کرده بود که کسی منو نبینه واسش بد میشه و از این حرفا خلاصه بعد مدتها داشتم به آرزوم میرسیدم خیلی ذوق زده بودم رفتم تو یه خونه مجردی کوچیک ولی ترو تمیز داشت بعد از دست دادن و سلام احوال پرسی روزانه تعارف کرد که بشینم و راحت باشم خودشم رفت تو آشپزخونه شربت و میوه بیاره یه تیشرت سورمه ای با شلوارک همرنگ تنش بود بعد از خوردن شربتو میوه رفتیم جلو کامپیوترش و عکسای شخصی خودشو نشونم میداد وای داشتم از دستش کلافه میدشم این گاگول انگار نه انگار یه کس جلو روشه به بهونه دیدن بهتر عکس کمی خم شدم طوری که بهش میخوردم بعد از کمی گفتم علی جون گرممه با این لباسا راحت نیستم اگه تا عصر تنم باشه که کلافه میشم اونم گفت که اگه راحتی میتونی مانتوتو در بیاری رفتم اطاق بغل لباسمو عوض کردم سوتینمو هم در اوردمو با یه تاپ سفید و شلوارک سفید که نوک سینه هامم زده بود بیرون رفتم پیشش تا چشمش به من افتاد شکه شد یه دقیقه مثه برق گرفته ها خشکش زد بعد رفتم جلو گفتم اگه بدت میاد برم لباسمو بپوشم اونم گفت نه عزیزم من که آرزومه میترسیدم تو راحت نباشی خلاصه دوباره شروع کرد تو کامپیوتر که عکساشو نشون بده منم این دفعه گفتم علی خسته شدم از واسادن اونم به شوخی گفت بیا بشین رو پام منم از این شوخی استفاده کردم و نشستم رو پاش طوری که دقیقا رو کیرش بودم تازه فهمیدم که اونم کیرش شق شده ولی به رو خودش نمیاره با ترس دستشو گذاشت رو سینه هام و از پشت گردنمو میبوسید و همش میگفت سارینا جون نمیخوام فکر کنی دارم ازت سو استفاده میکنم ولی همیشه آرزوی من این بوده که تو رو تو بغل بگیرمو واسه خودم داشته باشم و از این کس شعر ها میگفت من دیگه داغ کرده بودم برگشتم نگاش کردمو اونم شروع به لب گرفتن کرد لبای گرمی داشت خیلی خوب بود کل زبونشو کرده بودم تو دهنمو میمکیدم منو بلند کردو گذاشت رو تخت و همین طور روم خوابیده بود و لب میگرفت صدای ما تو کل فضا میپیچید یواش یواش دستشو برد زیر تاپ و سینه هامو میمالید من که دیگه حشرم زده بود بالا داشتم آخ واوخ میکردم سریع تاپ منو در آورد و مشغول خوردن سینه هام شده بود یواش یواش رفت پایین سراغ کسم از رو شلوارک کمی مالوند واسم و بوسیدشون وقتی دید که بوی خوبی میده و از بوش مست شده بود شلوارکو در آورد و پاهامو از هم باز کردو مثل قحطی زده ها افتاد به جون کسمو شروع به خوردنو لیسیدن کرد کل زبونشو تو کسم میچرخوند منم از شدت لذت جیغ میکشیدم زبونشو میکرد تا ته تو سوراخ کسمو بیرون میکشید دیگه طاقتم تموم شده بود بلند شدم اونو لخت کردمو شلوارکشو کشیدم پایین باورم نمیشد چی میبینم تا حالا کیر به کلفتی اون ندیده بودم کمی بهش دقت کردم که به شوخی گفت که ترسیدی؟ولی دیگه واسه ترس دیر شده سارینا جونم دوست دارم حسابی امروز بکنمت میخوام بگاهمت از شنیدن این حرفا بیشتر حشری شدم و با ولع تمام کیرشو خوردم تا جای که جا داشت تو دهنم میکردم گاهی هم حس میکردم که به ته گلوم میخوره به زور کیرشو تونسته بودم تو دهنم جا بدم خیلی لذت داشت علی هم صداش بلند شده بود نامرد کلی داشت با دهن من حال میکرد گاهی هم میگفت تو تکون نخور و تو دهنم تلمبه میزد از ترسی که زود ارضا نشه کیرشو کشید از تو دهنم بیرون و دوباره رفت سراغ کسم یه بالش گذاشت زیر کمرم تا راحت کون و کسم بالا بیاد وشروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم کل صورتش از آب کسم خیس شده بود ولی دست نمیکشید انگار تو عمرش کس و کون ندیده بود بعد از کلی خوردن کیرشو آورد جلو سوراخ کسم گذاشت با یه فشار خواست بکنه تو ولی کیرش واسه سوراخم خیلی بزرگ بود کشید بیرون و تف زد تا کمی لیز بشه راحت بره تو دوباره کیرشو رو سوراخ کسم تنظیم کرد و گفت سارینا جون اگه دردت گرفت تحمل کن تا بره تو این بار با فشار بیشتری کیرشو زد تو سوراخ که صدای جیغ من کل خونه رو ور داشت که اونم گفت آروم تر ممکنه کسی صدای جیغتو بشنوه گفتم آخه علی جون کیرت خیلی کلفته دردم میاد تازه تا ختنه گاه رفته بود تو و با یه فشار دیگه کیرشو تا ته به زور چپوند تو از درد به خودم پیچیدم خیلی کیرش کلفت بود احساس میکردم دارم پاره میشم بار اول که پردمو شوهرم پاره کرد اینقد درد نداشتم بعد که تا ته کرد تو خودشو خوابوند روم که کسم جا باز کنه اشک تو چشمم حلقه بسته بود بعد از چند دقیقه دردش کم شده بود اون یه زره دردی هم که داشت باعث لذتم میشد پاهامو باز کرد و شروع کرد به تلمبه زدن خیلی کیف داشت گاهی هم کیرشو سریع میکشید بیرون از ترسی که ارضا نشه من گفتم که تو کیفم یه کرم تخیری هست بیارم که دیدم خودش رفت سراغ کیفمو گفت ای شیطون فکر اینجاشو هم کرده بودی خنده ریزی زدمو انگشتمو به دهن گرفتم بعد دوبار بعد از زدن کرم مشغول شدیم کیرش از قبل شق تر شده بود و تند تند تلمبه میزد گاهی هم دردم میگرفت منو بلند کرد و سگی خوابوند و زد تو کسم کمرو گرفته بود و محکم تلمبه میزد خیلی داشتم حال میکردم بعد از ده دقیقه خوابید و ازم خواست بشینم رو کیرش و بالا پایین کنم منم از خدا خواسته تا ته نشستم رو کیرش و تند تند خودمو بالا پایین میکردم صداش بلند شده بود و میگفت سارینا جون بکن تند تر خیلی حال میده دوباره بلند شدم نشستم لبه تخت اونم زانو زدو محکم کرد تو و تلمبه میزدو میگفت میخوام جرت بدم سارینا امروز میخوام تا جا داره جرت بدم طوری که تا یک هفته نتونی از درد بشینی با حرفاش بیشتر حشری شدم و یهو تمام بدنم سست شد و در حالی که رونام میلرزید جیغ کوتاهی کشیدمو آبم اومد بعد علی گفت که سارینا نظرت راجه به کون چیه میخوای از کون جرت بدم گفتم بدم نمیاد ولی کیرت خیلی بزرگه میترسم دردم بگیره که گفت نترس من چون با دوست دخترام از کون میکنم بلدم چکار کنم دردت کم باشه بعد از تو کمد دوتا کرم در آورد میگفت یکی واسه بیحس کردن کون منه که کم درد بگیره دومی هم واسه کیره خودشه که لیز و نرم بشه بعد از مالیدن کرما کونمو قنبل کرد و با انگشت اول بازیش داد و بعد سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم آروم فشار داد کمی درد داشت گفتم تو که این کرمو داشتی چرا به کسم نزدی که دردم نگیره در جوابم گفت که فکر نمیکرده که کسم اینقد تنگ باشه و لذتش به دردشه کمی نگه داشت تا کونم باز بشه و دوباره بقیه کیرشو چپوند تا ته تو کونم جیغی کشیدم شروع کرد به تلمبه زدن و میگفت سارینا میخوام کونتو جر بدم اولش کمی درد داشت بعد دردش کم شدو لذت داشت هر دو داشتیم حال میکردیم تقریبا 2 ساعتی میشد وسط حال کردن بودیم که علی آبش اومدو با فشار تمام ریخت رو کمرم من که باز حشری شده بودم علی شروع کرد به خوردن کسم و با خوردن یه بار دیگه منو ارضا کرد بعد هم دوتایی رفتیم حمام و بعد از حمام نهار سفارش دادیم اونروز تا عصر سه بار دیگه علی از کس و کون منو کرد و واقعا منو جر داد اونروز خیلی حال کردم و بعد امتحانات قبل از رفتن علی به شهرشون باز با هم سکس کردیم ولی این بار شب پیشش موندم و تا صبح فقط منو میکرد و سیر مونی نداشت بعد از هر بار کردن به کسم که نگاه میکردم قرمز قرمز شده بود من به عنوان یه داستان بهش نگاه نمیکنم. چون اینها خاطرات منه . من خاطراتم رو یادداشت میکنم تا بعدها با خوندنش لذت ببرم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2592</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی و عشقو حال با کیر سیاه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجور]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باباته]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتغال]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقه‏ای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شاهکار]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[ظرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرصارو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرام]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میومده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مامانم که 37سالش پدرم 44سالشوخواهرم12 فیلم سکسی وخودم درحال حاضر 18سالمه. من از بچگی شهوتم زیاد بود نمیدونم چرا دست خودم نبود یادم میاد دختر خاله هام سکسی از دستم فراری بودن چون تو یه شاه کس فرصت کوچولو میمالیدم بهشون یا وقتی تو خواب بودن مخصوصا شبا پیششون میخوابیدم تا حسابی کونی بهشون بمالم. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مامانم که 37سالش پدرم 44سالشوخواهرم12 فیلم سکسی وخودم درحال حاضر 18سالمه. من از</h2>
<p>بچگی شهوتم زیاد بود نمیدونم چرا دست خودم نبود یادم میاد دختر خاله هام سکسی از دستم فراری بودن چون تو</p>
<h3>یه شاه کس فرصت کوچولو میمالیدم بهشون یا وقتی تو خواب بودن</h3>
<p>مخصوصا شبا پیششون میخوابیدم تا حسابی کونی بهشون بمالم. یادم حدودا 16سالم بود یه شب که خانوادگی خونه عمم رفته بودیم</p>
<h4>دختر جنده عمه ام که 11سالش بود تو حموم خونشون روی</h4>
<p>سکوی حمام شلواروشورتشو باهم کشیدم پایینو پستون گذاشتم لای کونش لا پایی حسابی کردمش ابمو ریختم لای کونش با حوله حمام</p>
<h5>تمیزش کردم کوس بعد اومدیم بیرون تازه فهمیدم چیکار کردم شانس</h5>
<p>اوردم به کسی نگفت تا صبح مثل سگ میترسیدم که نکنه به کسی بگه ولی شانس باهام یار بودو به کسی نگفت سکس داستان .از موضوع اصلی</p>
<h6>دور شدیم .یه روز تلفن خونمون زن خورد ایران سکس مامانم گوشیرو</h6>
<p>برداشت از صحبتها فهمیدم خالمه که داشت درباره من حرف میزد چون به من نگاه میکردو سرشو تکون میداد منم جفت کرده بودم شاهکارامو مرور میکردم که کی چیزی گفته. مادرم میگفت نه بابا امکان نداره مگه میشه اونجور بچه ای نیست بزار ازش سوال کنم بهت زنگ میزنم فعلا بین خودمون باشه خلاصه گوشیرو گذاشت با عصبانیت منو نگاه کردو لباسای بیرونشو تنش کردو رفت بیرون .بعد از تقریبا یه ساعت اومد خونه( البته اینو بگم که سابغه خوبی پیش مادرم ندارم ) میدونست که من جق میزنم دوبار منو برده بود پیش دکتر صامت که دکتر اعصاب بود اونم یه مشت قرص ایمی پرامین داده بود که شبا بخورم ولی نمیدونست که جق ساعت مشخصی نداره. خلاصه اومد به من چیزی نگفت فقط با من سنگین صحبت میکرد منم داشتم دیوونه میشدم که چی شده خالم چی گفته.شب شدو بابام اوم همراه خواهر کوچیکم که اون موقع 9سالش بود مادرم شام خوردیم منم که انگار زهر مار میخوردم بابام بهم گفت چته تو فکری منم گفتم هیچی حالم خوب نیست شامو خوردمو رفتم تو اتاقم بعد از تقریبا نیم ساعت مادرم اومد تو اتاقمو بهم گفت بازم شاهکار کردی خالت زنگ زده بود گفتم میدونم گفت میدونی چیکار کردی گفتم نه گفت میخوای به بابات بگم گفتم اخه چیو بگی من که نمیدونم یه نگاه بهم کردو گفت فردا بهت میگم بیچاره دکتر گفت این با قرص خوب نمیشه این تنها راه حلش چیز دیگه ایه . ولش کن فردا با کسی قرار نزار خونه بمون باهات کار دارم منم گفتم باشه خلاصه فردا شد بابام رفت سر کارو خواهرمو با خودش برد که برسونه کلاس تابستانه نقاشی وخطاطی و من منتظر بودم ببینم چی میشه مادرم صبحونرو اوردو با هم خوردیم گفت میدونی چیکار کردی گفتم نه خوب بگو از دیروز دیوونم کردی گفت اونروز که رفتیم خونه خالت تو شب بغل خالت خوابیدی دامنشو دادی بالا خودتو روش راحت کردی گفتم من . گفت حتما من بودم. اونشب تنها مرد خونه تو بودی صبح که خالت از خواب بیدار شده وقتی رفته دستشویی دیده یه قسمتی از شرتش به بدنش چسبیده به من گفت که شب تو خواب حس کرده که کاملا بهش چسبیدی ولی از بس خوابش میومده حال نداشته که برگرده ببینه کیه. من سرمو انداختم پایین گفتم خودت که مشکل منو میدونی گفت مگه اونشب قرص نخورده بودی گفتم چرا ولی اثر نکرد خوابم نبرد (در صورتیکه دروغ میگفتم قرصارو از قبل خورد کرده بودم تویه فرصت مناسب ریخته بودم تو لیوان شربت سن ایچ پرتغال خالم اونم خورده بودو خوابش سنگین شده بود) گفت دیگه موندم با تو چیکار کنم واقعا در نوع خودت بی نظیری بعد گفت تو سنی هم نیستی یه زن برات بگیرمو از دست اینکارات راحت بشم. دلم شکست بغض گلومو گرفت زدم زیر گریه بهش گفتم نمیتونم خودمو کنترل کنم اگه شنیدی با خاله این کارو کردم دست خودم نبود خاله پشتش به من بودو دامنش رفته بود بالا منم دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم گفت شانس اورد کار دیگه ای باهاش نکردی فقط موندم که بهش چی بگم شانس اوردی تا به حال به شوهرش نگفته چون من ازش خواستم خجالت نمی کشی با خواهر من این کارو کردی حتما یه شبم خودو می خوای رو من خالی کنی دیگه منم سرمو انداختم پایین (پیش خودم گفتم خبر نداری وقتی میری توالت میرم از بالا پشت بام از تو روشنایی دید میزنمت تازه من تا به حال بارها ابمو رو کون خاله ریختم نمی دونم چرا ایندفعه متوجه شده)خلاصه اینقدر نصیحتم کردو منو کلافه کرد. شب شدو موقع خواب گفت از امشب پیش خودم می خوابی تا من کنترلت کنم در ضمن قرصتم فراموش نشه منم طبق معمول نخوردم. نیمه های شب از صدا. از خواب بیدار شدموزیر چشمی دیدم مامانم روش به سمت منه ولی صدای اه اه خیلی ارومی داره میاد فهمیدم پشت مامانم خبریه بله بابام از پشت داشت ترتیب مامانمو میداد خودمو زدم به خوابوسرمو برگردوندم یه طرف دیگه گوشامو تیز کردم بابام به مادرم گفت این از فردا شب تو اتاق خودش میخوابه مامانم گفت باشه بنده خدا دیشب تو خواب ترسیده اوردمش اینجا که نترسه منم فهمیدم مامانم چیزی در رابطه بامنو خاله جق هر شبم نگفته کلی حال کردم .یواش یواش رفتم تو کار مامانم پیش خودم می گفتم فقط مامانم چاره این کاره یه روز که از خواب بیدار شدم گفتم امروز یه حالی به مامانم بدم دم ظهر بود که ناهار حاضر شدو منم رفتم دوتا لیوان شربت درست کردم 2تا قرص ایمی پرامینو خورد کردم ریختم تو شربتش دادم خورد منم شربت خودمو خوردم منتظر شدم تا ببینم چی میشه خلاصه بعد از ناهار خوابیدو گذاشتم تا خوابش سنگین بشه رفتم یه بالش گذاشتم کنارش چون روی شکمش خوابیده بود اروم دامنشو دادم بالاتا رسیدم به شورتش یه شرت مشکی تنش بود منم کیرمو دراوردمو گذاشتم روی شرتش یواش فشار دادم لای کونش بعد ترسیدم بیدار بشه شروع کردم جق زدن ریختم روی کونش خیلی بهم حال داد اینقدر صبر کردم تا ابم جذب شرتش بشه وبریزه روسوراخ کونش کلی حال کردم بعد یکی دو ساعت از خواب بیدار شدورفت اشپزخونه تا ظرفارو بشوره به من با حالت مشکووکی نگاه میکرد انگار به من شک کرده بود بعد رفت دسشویی وقتی از دسشویی اومد بیرون دیدم شورتشوگوله کرده یواشکی انداخت تو لباسشویی .منم از پشت داشتم نگاش می کردم یواش گفتم قربون اون کونت بشم که الان شرت روش نیست رفتم اشپزخونه کیرم دوباره راست شده بوداروم به بهانه اب خوردن اروم چسبوندم بهش و لیوانو پر اب کردم سر کشیدم نمیدونم چی شد که دستام بردم دور شکمش سرمو گذاشتم رو شونش اروم چسبوندم بهش اونم پیشونیمو بوسیدو گفت میدونم خیلی نیاز داری ولی من مامانتم ادم که با مامانش از این کارا نمیکنه منم بغض کردم گفتم من دارم میمیرم یکی به دادم برسه بابا چقدر قرص بخورم اونم هیچی نگفت گذاشت بهش بچسبم حسابی مالیدمش کم کم اونم داشت به هوس میوفتاد زبونمو به گردنش میگشیدمو با دستام سینشو میمالیدم کیر راست شدمو به کونش میمالیدمبا دست راستم اروم شلواروشورتمو کشیدم پایین با دستم کیرمو به کونش میمالیدم چون میدونستم شورت تنش نیست اروم دامنشو دادم بالا کیرمو گذاشتم رو کونش مامانم گفت دیگه برای امروز بسه ولی کو گوش شنوا گفتم بزار ابم بیاد بعد که اون گفت بده من مامانتم دیگه من حالیم نبود فقط تندتند داشتم لای پاش تلمبه میزدم اونم گفت من هر چی میگم تو که حالیت نمیشه بیا بریم تو حال اونجا راحتتری منم همینجور چسبیده باهاش رفتم تو حال اونجا مامانم دراز کشیدو من تازه سوراخ کونشو دیدم سریع تا پشیمون نشده رفتم پماد سوختگیرو از توجعبه دارو اوردمو زدم سر کیرمو یه ذره هم رو سوراخ کونش زدمو اروم سر گیرمو فشار دادم تو کونش (خلاصه کیر بابام دیشب حسابی گشادش کرده بود) راحت کیرم رفت توشو شروع به تلمبه زدن کردم حدودا ده دقیقهای داشتم میکردمش تو عمرم اینقدر حال نکرده بودم سوتینشو باز کرده بودمو دستم رو سینه هاش بود وتند تند تلمبه میزدم ابمو با فشار ریختم توش همونجوری خوابم برد بعد بیدار شدم روم نمشد تو صورتش نگاه کنم اونم سعی میکرد منو کمتر نگاه کنه دیگه با کسی کار نداشتم هر وقت نیاز داشتم دیگه مامانم بود فقط از کون بهم میداد می گفت جلوش برای باباته دیگه بعد ازاون جق زدن از یادم رفت .ممنون که به ماجرام گوش کردید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175838</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سوراخ کردن جنده مو قرمز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[انسانها]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اوفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونید]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وحسابی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خودتون نگه دارید واونهایی که فیلم سکسی دم ازغیرت واین چیزها میزنن اگر خودتون بودید یاداشتید تواین سایتهانمی چرخیدید.خوب درباره خودم براتون بگم من باقد170 پوست سفیدوسینه سکسی های بزرگ تودانشگاهمون دل همه پسرهاروبردمو وکیرشون شاه کس برام بلند شده. من ترم4 روانشناسی هستم ودوسالی میشه ازدواج کردم. من تو یک خانواده کونی مذهبی بزرگ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خودتون نگه دارید واونهایی که فیلم سکسی دم ازغیرت واین چیزها میزنن اگر</h2>
<p>خودتون بودید یاداشتید تواین سایتهانمی چرخیدید.خوب درباره خودم براتون بگم من باقد170 پوست سفیدوسینه سکسی های بزرگ تودانشگاهمون دل همه پسرهاروبردمو</p>
<h3>وکیرشون شاه کس برام بلند شده. من ترم4 روانشناسی هستم ودوسالی میشه</h3>
<p>ازدواج کردم. من تو یک خانواده کونی مذهبی بزرگ شدم برای همین تاموقع ازدواج هیچ سکسی نداشتم امابعداز ازدواجم که تازه</p>
<h4>مزه جنده کیر رفته بود زیر زبونم حسرت میخوردم که چرا</h4>
<p>مثل بیشتر دخترها قبل از ازدواج پستون دوست پسر نداشتمو برای خودم حسابی حال نکردم.بعضی شبها که با شوهرم فیلم سوپرمیدیدم</p>
<h5>بعدش که کوس میخواست منو بکنه چشم هامو می بستم پیش</h5>
<p>خودم تجسم میکردم یک نفر دیگه داره میکنتم وحسابی حال میکردم(زنهایی که میخونید حتمایک بارامتحان کنیدخوشتون میاد)همیشه دوست داشتم ببینم حال کردن سکس داستان با یک نفر</p>
<h6>دیگه چه لذتی داره اخه کیر که کیره ایران سکس پس چرا</h6>
<p>انسانها دوست دارن با چند نفر سکس کنن یک روزتودانشگاه حالم بد شد(گلاب به صورت ماهتون)اوردم بالا برای همین سرکلاسم نرفتمو میخواستم تاکسی بگیرمو برم خونه که یکی از همکلاسیهام که اسمش ارش بود متوجه مریضی من شد واومدو گفت اجازه بدم برسونتم بعد از کلی تعارف قبول کردمو سوار ماشینش شدم توراه حرف نمیزد شاید چون شوهر داشتم خجالت میکشید ادرسو پرسیدو حرکت کرد در خونه که رسیدیم اومدم پیاده بشم زبونش باز شدو گفت شمارمو میدم اگر حالت بدشدزنگ بزن بیام ببرمت دکتر منم گفتم امول بازی در نیارم شمارشو گرفتم.گذشت تااینکه منو شوهرم میخواستیم بریم مسافرت دو روز قبل از سفرمون شوهرم از سرکاراومدوگفت بایدبرای چهارروز بره ماموریت خلاصه اون روز تاشب جرو بحث کردیمو شبم من زودتر رفتم خوابیدم نزدیکای ظهربودکه پاشدم دیدم خودش ساکشو بسته ورفته عصبانی وکلافه بودم رفتم اطاقمو مرتب کنم که شماره ارشودیدم ازناراحتی دوست داشتم بایک نفر درد دل کنم دلمو زدم به دریاوزنگ زدم گوشی رو که برداشت بعدازکلی اذیت کردنش خودمو معرفی کردم اونم بعدازکلی گلگی که چرا بعدازاین همه مدت بهش زنگ زدم گفت که دوست دارم ببینمت منم چون با کسی تا حالا قرار نگذاشته بودمو میترسیدم گفتم یک لحظه بیا دم در ببینمتو برو ساعت دو قرار شد بیاد یک ساعتی وقت داشتم تا اماده بشم رفتم لباساموزیرو رو کردمو یک لباس یقه بازکوتاه پوشیدم همین که داشتم ارایش میکردم احساس کردم شورتم داره خیس میشه نمیدونم چرا اما رفتم شورتمو عوض کردم سر ساعت دو تلفنم زنگ خورد گفت پشت درم درو بازکردم اومد بالا درو باز کردم دلم حوری ریخت مثل همیشه بود صورت صاف وزیبا دست دادیمو یکم درباره دانشگاه حرف زدیم بعد بهش گفتم بهتره دیگه بره اونم گفت باشه ولی بزار یک بار ببوسمت بعد از کلی نازکردن قبول کردم یک کوچیک ببوستم لوپمو بردم جلو که ببوسه که سرمو برگردوندو لبامو گذاشت تو دهنش شروع کرد به مکیدن دیگه داشت نفسم بند میشد و وامیرفتم همینطور که ازم لب میگرفت لباسمو داد بالاو دستشو از زیر شورت گذاشت روی کوسم اینقدر کوسم خیس بود که بدون بازی کردن انگشتشو کرد داخل کوسم دیگه دست خودم نبود بردمش تو اطاقو پهن تخت شدم نمیدونم چکار میکرد ولی توری کوسمو میخورد که دوست نداشتم تمام بشه وسرشو همینطور فشار میدادم به کوسم بلند شدولباساشو دراورد ایستاد لبه تخت گفت شرتمو تو در بیار اروم شرتشو کشیدم پایین (قابل توجه خانمها.زیباترین لحظه زندگیمون)کیرشو دیدم همیشه که شوهرم میکردمو چشمامو میبستم همچین کیری رو توی کوسم حس میکردم اما الان با چشم باز داشتم میدیدم خیلی بزرگ وکلفت بود داشتم نگاهش میکردم که ارش کردش توی دهنم داشت دهنم جر میخورد چون بزرگ بود نمیشد خوب براش ساک بزنم برای همین خوب خیسش کردمو گفتم بکنش توی کوسم پاهامو باز کردمو سرکیرشو گذاشت روی کوسم وباکیرش بانازم بازی میکرد که یه هو کردش تو یه داد زدمو با چند بار جلو وعقب کردن دیگه اه میکشیدم کوسم داشت جر میخورد وپاره میشدم اما لذتی داشت که بیانش خیلی سخته دوست نداشتم کیرشو در بیاره تازه فهمیده بودم که کیر با کیر فرق میکنه چون واقعا کیرشو حس میکردم که داشت پارم میکرد ضربه زدناش شدید تر شد حس کردم ابش میخوات بیاد کیرشو کشید بیرون وابش اومد چقدر اب ازش اومد فکر کنم خیلی وقت بود ابش نیومده بود همه ابشو ریخت روی سینه هام وباکیرش پخشش کرد روی همه سینم ازبی حالی اوفتاد روی تخت وازم یک لب گرفتو گفت ابتو اومد من میخواستم کم نیارم گفتم توکمرت شوله زودابت اومد بلند شدیمو اون رفت بعد از اون جریان ما باهم خیلی صمیمی شدیم باهم درتماسیم.اقایون نخونند(یک بار که کوسمو میخورد ابم اومد وهمه ابمو خوردویکبارم وقتی میکردم ولی من معمولا دیر ابم میاد ولی اون روز نمیدونم چرا؟)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175841</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.085 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 09:33:19 by W3 Total Cache
-->