<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بیروندیگه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%db%8c%da%af%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:56:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بیروندیگه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی حشری و کون گنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Sep 2019 09:50:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[آماتوری]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اون]]></category>
		<category><![CDATA[باتمام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوربعد]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداین]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیروندیگه]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوانندگان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[دارم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان:من]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دراختیار]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانیمن]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[فروخته]]></category>
		<category><![CDATA[فروختیم]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمچون]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیک]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[وابستگی]]></category>
		<category><![CDATA[وبیشتر]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ومتوجه]]></category>
		<category><![CDATA[وهمچنین]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اومده به بزرگیتون ببخشید وخوشحال فیلم سکسی میشم بهم بگید که اصلاحش کنم.من نویسنده نیستم ونویسندگیم درحد آماتوری هست وفقط خواستم خاطره خودمو دراختیار شما گلها قرار سکسی بدم.میریم سر اصل داستان:من مانی21ساله،باهیکل ورزشکاری(کشتی وکیک شاه کس بوکس میرم)باقدی حدود 180.موضوع ازاونجا شروع شد که ما خونمونو فروختیم و وارد محله جدید کونی و ساختمون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اومده به بزرگیتون ببخشید وخوشحال فیلم سکسی میشم بهم بگید که اصلاحش کنم.من</h2>
<p>نویسنده نیستم ونویسندگیم درحد آماتوری هست وفقط خواستم خاطره خودمو دراختیار شما گلها قرار سکسی بدم.میریم سر اصل داستان:من مانی21ساله،باهیکل ورزشکاری(کشتی</p>
<h3>وکیک شاه کس بوکس میرم)باقدی حدود 180.موضوع ازاونجا شروع شد که ما</h3>
<p>خونمونو فروختیم و وارد محله جدید کونی و ساختمون جدید شدیم.این خونه 8واحده است که ما واحد1رو خریدیم وجلوی خونمون خالی</p>
<h4>بود جنده آخه تازه ساخت بود.این خونه حدود1ماهی فروخته نشد تااینکه</h4>
<p>یه خانواده 4نفره(پدر+مادر+دختر+پسرکوچولو)وارد ساختمون شدن وهمچنین پستون همسایه در روبروی هم.خیلی خوشحال شده بودم آخه این دختر یه هلو به تمام</p>
<h5>معنا بود.خوشگل کوس وناز.بالاخره بعد چندوقت رفت وآمدهای مامانها شروع شد.چون</h5>
<p>من دانشگاه میرفتم بیشتر خونه ما میومدن.درهمین اوضاع متوجه شدم که شیدا(دخترهمسایه)هم دانشجو هست(عمران)ومن دانشجوی مکانیک هستم.وهمین رفت وآمدها سبب شد که سکس داستان من باشیدا راحتر</p>
<h6>باشم و یه نوع وابستگی عاطفی بهش پیدا ایران سکس کردم.چون خیلی</h6>
<p>جذاب ودلربا و باحیا بود.تواین گیر ودار امتحاناتمون شروع شد که اصلا حسش نبود. دیگه 1یا2امتحان مونده بود که تموم بشه امتحان شیدا شروع شد وچون ریاضیش قوی نبود بهم زنگ زد وازم خواست که برم خونشون تابهش یاد بدم.رفتم خونشون همشون بودن حتی باباش.بالاخره بعداز سلام واحوالپرسی رفتیم تو اتاق شیدا.بهش درس دادم.آخرای درس بود که ناخودآگاه شهوت وشیطنت باعلاقه قاطی شده بود.ولی زود بای کردمو رفتم خونه.بعد تاصبح به فکرجورکردن یه فرصت توپ بودم که بهش بگم دوست دارمو عشق بازی کنم باهاش.بعدمدتی تعطیلی بین ترم شروع شد.دمش گرم به محض شروع شدن تعطیلات دخترخاله بابام تو شهرستان(ازخونه تااونجا 7ساعت راه بود) مرد.و بابا اینا رفته بودن ولی ازشانس گند من باید میرفتم خونه داداش اینا.دعوتم کرده بودن.بالاخره تاشب وقت داشتم.به بهانه مرور درسها ومتوجه نشدن بعضی جاهای درس به شیدا زنگ زدم تا بیاد بهم بگه.خب بعدنیم ساعتی اومد ودروباز کردم وطبق معمول باهاش دست دادمو اومدتو و نشست روی مبل.براش یه کیک +شربت آوردم.بعد خوردنشون نشستیم روزمین ودرسو شروع کردیم.حدود 2ساعت که یکسره درس خوندیم،یهو وسط توضیح دادن گفتم بسه شیداجون&#8230;خداییش خسته شدم!شیدا گفت باشه یه یکربع استراحت.دیدم الان بهترین وقت گفتن حرفهای دلم هست.بالاخره بعداز منو من بهش گفتم شیدا یه چی میخوام بهت بگم اما روم نمیشه واونم گفت بگو دیگه مانی.ما قایم بوشک بازی نداشتیما.بعداز5مین منو من بهش گفتم که شیدا بهت علاقه پیداکردمو دوست دارم.اون بیچاره شوکه شده بود چیزی نمیگفت وفقط نگام میکرد.بعد اونو بطرف خودم کشوندمشون.طوریکه که سرش روی شونه هام بود و اون خودشو کنار کشید وگفت مانی من به درد تو نمیخورم وبرو دنبال یکی دیگه وخواست بلندبشه وبره که دوباره بغلش کردم وایندفعه لپشو یه بوس کردم که خیلی عصبی شد و یهو داد زد وگفت مانی ولم بود ویواش بهش گفتم که من حق ندارم عشقمو ببوسم واین دفعه باتمام پررویی(البته باترس ودلهره)لبامو رو لباش گذاشتم که رنگش پریدو گفت مانی تمومش کن.و گفتم دلیل این همه مقاومت چیه؟گفت که مانی میترسم بهم دل ببندیمو درآخر بهم نرسیم،بعد نمیشه آبروریزی رو جمع کرد.گفتم شیدا دوس داری بیام خواستگاریت(بالبخند)که گفت کاش میتونستی.وایندفعه راحت لب دادمو شیدا باترس همکاری کرد.درهمین وقت سینه هاشو لمس کردمو که گفت مانی میترسم ومن درگوشش گفتم نترس عشق من ودوباره لب دادمو تی شرتشو دادم بالا.جون عجب سینه ها وپوست سفیدی داشت.سوتین صورتی خوشگل تنش بود.اونو درآوردم وای خدای من 2تا انار افتاد بیرون.دیگه چیزی نمیفهمیدم وجوری خوردمشون که2تا شو کبود کردم.دیگه شیدا حال نداشت وتو شهوت غرق شده بود و آه و ناله میزد وهمین ناله ها باعث میشد که بیشتر وحشی بشم.بعد به من گفت برو پایین دیگه که رفتم پایین وشلوارشو کشیدم پایین وشورت صورتی رنگ پاش بود.که به مدت زیادی کوسشو ازرو شورت بوکردمو حسابی خوردم که دیدم داره التماس میکنه که درست بخور&#8230;بعد ناله های زیبا میزد..شورتشو کشیدم پایین&#8230;.جون..عجب چیزی بود..جون..کوس نبود که قیصی بود..آخ جون&#8230;کوس بودا&#8230;چنان خوردم که شیدا دادوناله میزد وتو بینابین این ناله ها لرزید وارضا شد.جون&#8230;چقد خوشمزه بود،فوق العاده بود.بعدخوردن بلند شدم و تی شرتمو درآوردمو بعدش شلوارمو کشیدم پایین وشورت تو پام بودواسکافیل داشت شورتموپاره میکرد.دیگه داشت میترکید.که شورتو درآوردمو اسکافیلو بردم جلوی صورت شیدا که بخوره ولی زیاد نخورد چون خوشش نمیومد.(ساک زدن بلد نبود)بعد بهش گفتم شیدا جون میذاری بذارم تو کونت؟گفت مانی درد داره.گفتم اولش چرا ولی بعدش نه.بالاخره راضی شد.اول بایه انگشت وبعد با2انگشت با سوراخ کونش بازی کردم.بعدش کرم ومقداری روغن مایع ریختم رو اسکافیل وگذاشتم دم کون تنگ(آخه هرچی سعی میکردم سوراخ کونش زیاد باز نمیشد) وزیبای شیدا وبعد یواش سرشو فشار دادم ولی اینقد تنگ بود که به راحتی تو نمیرفت(هی میخواست بره تو که شیدا خودشو سفت میکرد.آخه خیلی میترسید).بعد بهش گفتم که اگه دوس داره کمتر درد بکشه وبیشتر حال کنه باید خودشو شل کنه تابشه راحت بفرستمش تو.بعد فشارو بیشتر کردم وایندفعه سرش رفت توکونش که دیدم شیدا داره درد میکشه وناله وداد میزنه.التماس میکرد که بیرون بیارم ولی به حرفش گوش نمیدادم وهمونجوری توش نگه داشتم.بعد یخورده توش نگه داشتم تا جاباز کنه.بعد1مین فشارو بیشترکردم وایندفعه نصفش رفت تو.بعدش یواش شروع کردم به تلمبه زدن..آخ چه ناله ای میکرد..جون..هی قربون صدقه کیرم و خودم میرفت هی میگفت..جون&#8230;.وووااایییی&#8230;جرم بده نازی&#8230;وایکه بااین ناله ها دیگه داشت آبم میومد که آوردم بیرون وآبمو ریختم رو پشتش.که انگار آتش نشانی شده بودم.قطع نمیشد.دیگه ازحال رفته بودم..وافتادم کنار شیدا جونم..ویه لب اساسی دادیم&#8230;.بعدش خودشو پاک کردم افتاد روم&#8230;و بعد لباسشو پوشید موقع رفتن گفت مانی منم دوست دارم وبعد رفت.و الان حدود 4ماهه دوستیم.ممنون میشم اگه جاهای خرابشو بهم بگید تا اصلاحش کنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176444</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شاه کس و کیر کلفت کوچولو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Sep 2019 09:16:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیروندیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روانیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[شایانم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>59 کیلو .من از بچه فیلم سکسی گی عاشق کیر بودم و از</h2>
<p>سن 10 سالگی با پسرای کوچمون رابطه داشتم ودیگه شده بودم جنده محل! تا سکسی اینکه یه مرد 48 ساله اومد</p>
<h3>خواستگاریم شاه کس و من به اسرار پدرم باهاش ازدواج کردم! من</h3>
<p>حالم ازش بهم میخورد ولی دیگه کونی جایی تو خونه ی پدرم نداشتم و از طرفی اون خیلی ام پولدار بود</p>
<h4>و جنده یه خونه ی درن دشت تو ایران زمین داشت</h4>
<p>و یه ماکسیما و یه زانتیا پستون که تموم کمبودای منو رفع میکرد! تا یه سال هر شب باهاش سکس داشتم</p>
<h5>و منو کوس جنده ی خودش صدا میکرد و واقعا باهام</h5>
<p>حال میکرد &#8230;تو همین روزا برام یه سانتافه خرید و منم از اون روز به بعد کارم شده بود اینکه برم تو سکس داستان خیابون ریس ایران</p>
<h6>زمین و پسر بازی کردن &#8230;تا اینکه با ایران سکس یه پسر</h6>
<p>خوشگل به نام بابک آشنا شدم و هر روز عصر میووردمش خونه و باهم سکس میکردیم&#8230;تو این دوران من دیگه هیچ میلی واسه سکس با شوهرم نداشتم طوریکه کاملا بهم شک کرده بود! ولی اصلا دست خودم نبود بهش توجه نمیکردم و همه فکرم به بابک بود تا که یه روز که منو بابک خونه بودیم اون عوضی از راه رسید و ما دو تا رو باهم دید! بابک فرار کرد و من موندمو اون پیر مرد حسابی کتکم زد و.بهم گفت از این به بعد فقط بعنوان یه کلفت تو این خونه ای و حق نداری پاتو از خونه بذاری بیرون!!!دیگه زندگیم شده بود جهنم از خونه که میرفت بیرون درو شش قفله میکرد ومن تنها شده بودم و عین دیوونه ها صبح تا شب با سگم حرف میزدم!!! تو 2 تا اتاق جدا میخوابیدیم و بعضی شبا با دوستاشو چند تا دختر میومدن میشستن به مشروب خوری و &#8230; واقعا دیوونه شده بودم و مهم تر از همه اینا مشکل سکسم بود هر چند روز که دیگه پای ماهواره خیلی حشرم میزد بالا با یه خیاری / شونه ای چیزی خود ارضایی میکردم&#8230; تا که یه روز سگم رو برده بودم حمام و خودمم لخت شده بودمو داشتم میشستمش و سینه هاشو با دستم میشستمو ماساژ میدادم که یهو خشکم زد!!! سگم ارضا شد !!! میتونم بگم آبش 2 متر اونورتر ریخت خیلی تعجب کرده بودم!اووردمش بیرون&#8230; دیگه همه فکرم شده بود سگم! و همه حرکاتشو میزاشتم زیر ذره بین!بعضی از حرکاتش عجیب بود مثلا تا پا میشدم که راه برم میدوید و میومد سمتم و جفت پاشو حلقه میکرد دور پام و شروع میکرد به تلمبه زدن و عقب جلو میکرد و کیرشو میزد به پام!!! منم با دست میزدمشو پسش میزدم و فحشش میدادم! این حرکاتش رو به دکترش گفتم و اون گفت سگ حیوان بسیار حشری هست و سگ شمام به دلیل اینکه مدت زیادیه با سگی سکس نداشته به شما رو آورده و &#8230;. و گوش زد کرد که سگ همه چی رو میفهمه و خیلی خطر ناکه و جلوش لخت نشید و &#8230;! این حرف های دکتر منو به سمت فکرای شیطانی برد و فکر سکس با سگم رو تو کلم آورد! اما هر دفعه میخواستم کاری کنم کلی خودمو سرزنش میکردمو بیخیال میشدم! اما فکرش ول کنم نبود &#8230; جلوی سگم که فیلم سوپر میذاشتم حسابی شق میکرد و من با علاقه ی خاصی محو کیرش میشدم&#8221;یه کیر قرمز . کوچیک ولی خوردنی واقعا دیوونه سگم شده بودم و تصمیمو گرفته بودم که باهاش سکس کنم و مدام جلوش لخت مادر زاد میگشتم و هر وقت بهم میچسبید نازش میکردم&#8230; یه روز که رو کاناپه لخت نشسته بودمو سگمم دراز کشیده بود و منم نازش میکردم متوجه شدم که باز کیرش شق کرده دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرمو یهو کیرشو گرفتم و خوابوندمش رو کاناپه و کیرش رو تا ته کردم تو دهنم! وایییی که چه حالی میداد تخماشو میکردم تو دهنم و باز کیرشو میلیسیدم یه لحظه پا شدم که درو قفل کنم که دیدم سگم زوزه ی خاصی میکشه (انگار التماس میکرد که نرم!) منم سریع حالت چهار دستو پا شدم وپاهام رو زمین بود و دستام رو کاناپه سگمم دوید اون سر خونه و با سرعت دوید سمت کون من! چنان پرید رو کونم که نفسم بند اومد دستاشو مثل یه آدم حلقه کرده بود دور شکمم و عقب جلو میکرد ولی کیرش تو نرفته بود با دستم کیرشو گرفتمو کردم تو کسم &#8230;.به محض اینکه رفت تو سگم دیوونه شد و با سرعت برق و باد منو میکرد و من اونقدر لذت میبردم که نفسم بند اومده بود!(از اینجا به بعد رو میخوام مثل دیگر داستان نویس های سایت بنویسم!) داشت آبش میومد که یه زوزه کشید و با زوزش بهم گفت آبمو بریزم تو یا میخوری که منم گفتم میخورمو اونم به نشانه ی تشکر دمشو تکون داد!!! سریع پریدم به کیرش و همشو کردم تو دهنم وایییییییییییییی که چه آب داغی داشت ..اوووووووووووووف! .دیوانه وار کیرشو ساک میزدمو ول کنش نبودم که یهو با پوزش هلم داد و منم افتادم رو زمین و اومد روم منم دستمو گرفتم دور کسم و اونم شروع کرد به لیس زدن واییییییی چنان میخورد که روانیم کرده بودو تمام تنم میلرزید واییییییی که چه حالی میداد / بعد از 5 دقیقه ارضا شدم و همونطور دراز افتاده بودم رو زمین سگم اومده بود بالا سرم و زوزه میکشید ! فکر میکرد کاریم شده که پا نمیشم! منم برای اینکه از نگرانی درش بیارم پا شدم و یه لب طولانی ازش گرفتم واییییی که چه لبایی داشت با ولع خاصی لباشو میک میزدمو تمام آب دهنشو میخوردم همینطور که 2 زانو لباشو میخوردم آب دهنش از گوشه لبم سرازیر شده بود و میریخت رو سینه هام واییی که چقد لزج بود ! با دستام سینه هامو میمالیدم و واییی که چقدر حال میداد .اووووووووووف اووووووووووووف کونتون بسوزه منو سگم الان عاشق همیمو روزی 2 سه بار منو میکنه وایییییییی ااااااااااااخ اووووخ اووووف جوووووووووووووون! من شایانم و این داستان بر عکس داستان های قبلیم کاملا تخیلی بود و هدف اصلیم این بود که به بعضی از انتقاد جوییان که در مورد داستان های قبلیم(زن عمو نازنین 1 و 2 /کس کردن با اعمال شاقه/زن پسر عمه (ندا)) نظر های کس شر داده بودن و گفته بودن که تخیلیه بفهمونم که فرق داستان تخیلی با داستان واقعی چیه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176289</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گاییدن نامادری و دوست دختر تو حموم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2019 08:14:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودسینه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیروندیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دلداریش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[سراغشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرپایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[معاینه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ماجرا از جایی شروع شد فیلم سکسی . با ماشین جلوی بانک واستادم تا پول بگیریم . چند قدم جلوتر چند تا دختر که معلوم بود میخوان سکسی برن مدرسه واستاده بودم . یه کیشون شاه کس روش به من بود . با لبخندی شیطون به من آمار میداد .اولش با خودم کونی گفتم این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ماجرا از جایی شروع شد فیلم سکسی . با ماشین جلوی بانک واستادم</h2>
<p>تا پول بگیریم . چند قدم جلوتر چند تا دختر که معلوم بود میخوان سکسی برن مدرسه واستاده بودم . یه</p>
<h3>کیشون شاه کس روش به من بود . با لبخندی شیطون به</h3>
<p>من آمار میداد .اولش با خودم کونی گفتم این که همش 16 یا 17 سالشه و بچس واست دردسر میشه .ولی</p>
<h4>لبخند جنده های اون نذاشت بگذرم . کمی نگاهش کردم تا</h4>
<p>مطمئن بشم . وقتی اون هم پستون فهمید منم پایم اومد جلو پیش ماشین . من هنوز تو ماشین بودم .</p>
<h5>بهم گفت کوس شمارتو بده الان سرویس میاد . منم شمارو</h5>
<p>بهش دادم.خلاصه دوستی ما چند ماهی در حد تلفن و اینکه من برسونمش تا خونشون با ماشین بود .بعضی وقتا تو کوچه سکس داستان خلوت ازش لب</p>
<h6>میگرفتم . راستی مهری دختری با قد متوسط ایران سکس و اندام</h6>
<p>پر بودسینه هاشم خیلی بزرگ نبودن ولی در حدی بودن که به دست بیان . از صورت سفیدش معلوم بود اون زیر چه خبرهچند هفته ای از تابستون گذشته بود مهری بهم گفت کلاس شنا ثبت نام کرده برم دنبالش . یه روز که خونه خالی بود بهش گفتم بریم خونه ما کسی نیست . مهری قبول کرد فکر کنم اونم منتظر همین روز بود . وقتی رسیدیم خونه مهری کمی میترسید . رفت نشست رو مبل من شربت آوردم خنک بشیم .بهش گفتم تو این گرما با مانتو و روسری نشستی . در بیار ببینم اون موهای خشگلتو .مهری با آرامش مانتو و روسریشو در آورد . باورتون نمیشه زیر مانتو یه تاپ با یقه باز زرد رنگ پوشیده بودشلوار لی که پوشیه بود تنگ بود و رون هاشو خوردنی تر کرده بود . صورت سفیدش بین موهای تیرش میدرخشید . بدنش از صورتش سفید تر بود . کمی با هم صحبت کردیمدستمو انداخته بودم پشتش موهاش و گردنشو نوازش میکردم . بهش گفتم مهری میخوام بوست کنم دیگه طاقت ندارم.هیچی نگفت . آروم شروع کردم به لب گرفتن . بعد چند دقیقه داشتم لباشو میخوردمبا خودم فکر میکردم این لبا که اینقدر شیرنو و بزرگه چه ساکی بزنه برام. دستمو بردم رو شکمشو و آروم میمالیدم . حس میکردم حرارت بدنش بیشتر شده . دستمو میکشیدم زیر خط سینه هاش و بعضی وقتا سینها شو حل میدادم بالا . وقتی شروع کردم به مالیدن سینه هاش حس کردم داغتر شدتا حالا ندیده بودم هیچ دختری اینجوری داغ کنه . دیگه اونم یاد گرفته بود داشت لبامو میخورد .دستمو از رو تاپ بردم داخل باورم نمیشد . سوتین نداشت .( بعدن فهمیدم سوتینش رو تابش بوده ) سینه اش با کوچیکیش سفت بود .دیگه داشت نفس میزد . یکی از سینه هاشئ درآوردم بیرون و کمی بازی دادم . هی قربون صدقش میرفتمو ازش تعریف میکردم . بهش گفتم میشه تاپتو در بیارم . خودش درآورد .نمی تونیم تصور کنین چه حسی داشتم . شروع کردم به خوردن سینه هاش داشت حسابی حال میکرد . سرمو آوردم بالا تیشرتمو در اوردم و بهش گفتم بریم تو اتاف خواب .روی تخت خوابوندمش و خوابیدم روش نمیدونین چه حالی داشت مثل اتیش بود .از روش اومدم پائین منارش و دوباره شورع کردم به لب گرفتن اینبار دستمو بردم رو روناشلای پاش حسابی داغ بود . کمی بین پاهاش رو مالیدم . آروم دست میکشیدم رو کس از رو شلوارزیپ شلوارشو باز کردم و دستمو بردم رو شرتش کلا خیس بودکمی بازی دادم نالش در اومده بود . شلوارشو کشیدم پائین و شرت قرمز کوچیکش داشت اتبشم میزدشلوار خودمم در اوردم و دوباره رفتم روش باهاسش رو تخت قل میخوردم کیرم داشت میترکید دستمو کردن تو شرتش با دستم حس میکردم اصلا مو نداره . شرتشو در آوردم دیگه طاقت نداشتمیه کس صورتی کوچیک رو با زبون لیس میزدم . اینقدر حشری بود که فقط ناله میکرد .بعد چند دقیقه میخواست ارضا بشه خوردن کسشو ول کردم . اومدم سمت لبش . دستشو گرفتم گذاشتم رو کیریم . باور نمی کنید چه حسی داشت دستش از کیرم کوچیکتر بود .فشار میداد . بعد کمی اومد بالا و نشستم روش کیرمو نزدیک دهنش کردم . خودشو کمی کشید بالا تا سرش بیاد بالاآروم نوک کیرمو لیس میزد و حسابی داشت نگاش میکرد . بعد با فشار من لباشئ باز کرد تا کیرم به تو دهنش کمی ساک زد و عقب جلو کرد .منم که منتظر این لحظه بودم دستمو گذاشتم لبه تخت و شروع کردم به عقب و جلو کردنبه اون توجهی نداشتم اونقدر حشری بودم اصلا حواسم نبود دارم یسره تو دهنش تلمبه میزنمبعد 5 دقیقه حس کردم دارم ارضا میشم . سرعتمو بیشتر کردم . حسابی شاکی شده بود ولی توجهی نکردم نمی خواستم حسم خراب بشه وقتی داشت آبم مییومد کیرمو کمی فشار دادم داخلو خالی کردم تو دهنش . مهری با دهنی پر بهم گفت چیکار میکنی . گفتم این هم یه مدله . من مال تو رو میخورم تو مال منوابو قورت داد من دوباره رفتم سراغ کسش تا حشریش کنم حدود 10 دقیقه داشتم با شدت میخوردم تا دیدم لرزید و ارضا شد . بعد ارضا داشت میخندید . من کشته همین لبخندم. بهم گفت یه بار دیگه . گفتم باشه ولی باید کیرمو بیدار کنی تا بکنمت تا یه بارم اونجوری ارضا بشیخوابیدم رو تخت اومد کیرمو گرفت دستش و شروع کرد به لیسیدن و خوردن بعد چند دقیقه دوباره سفت شدگفتم بشینه رو کیرکو و کسشو به ماله به کیرم . کلب اینجوری حال کرد منم حسابی دوباره شق بودمچهاردستپا کردمش رو تخت . نمی دونست میخوام چیکار کنم . کمی کرمو با انگشتم کردم تو سوراخ کونش.شروع کردم با انگشت باز کردن کونش.خیلی خوشش اومده بود . هم زمان لا اون یکی دستم کسشو بازی میدادم . بعد ده دقیقه دو تا انگشتم و کونش بود.پاشدم اومدم پشتش . بهش گفتم ائلش کمی درد داره چون باز اولته . تحمل کن تا باز شی حال کنی. نوک کیرمو گذاشتم رو سوراخش اروک فشار دادم .یه آخ گفت تو کیرم کمی رفت داخل . بعد کمی عقب جلو هنوز داشت اخ میگفت کیرمو کمی کشیدم عقب با دست گرفتمش یهو فشار دادم تو تا ته رفت تو کونش. یه داد محکم زد . قسمم میداد در بیارم . داشت گریه میکرد . من توجه نکردم شوع کردم تلمبه زدن بعد چند دقیقه دردش خوابید . ولی هنوز وقتی فشار میدادم تا ته قاطی میکرد . یه بالشو نزدیکم بود گذاشتم زیر شکمش و همونجور که کیرم داخل بود خوابوندمش. همین جور که میکردم داشت ناله میکردو التماس میکررد در بیارم . یه تکون خوردو کیرم در اومد . هی ول میخورد بیاد از زیرم بیرون بهش گفتم بزار بازت کنم راحت شی حال کنی تو همون حال تکون خوردم کیرمو فشار دادم داخل . یه لحظه تعجب کردم چقدر راحت رفت تو وقتی کیرمو در آوردم خونی بود . باورم نمیشد اشتباهی کردم تو کسش . دیگه کار از کار گذشته بود . بهم گفت چی شد . گفتم گند زدیم .بکارتت رفت.برگشت مات مونده بود باورش نمیشد .دیگه اشکاش واسه یه چیز دیگه بود .کمی دلداریش دادمو تمیزش کردم . نمی خواستم بازش کنم ولی پیش اومد . بهش گفتم دیگه کاری نمیشه کرد بیا حالمو نو بکنیم یه فکریم واسه این میکنیم نگران نباش . گریش بند نمیومد . بهش گفتم میدم میدوزنش نگران نباش.کمی خیالش راحت شد . راست میگفتم قبلا اینکارو کرده بودم .رفتم سراغشو شروع کردم بازی دادن کس . کمی بعد دوباره حشری شده بود . بهش گفته امروز روز باید هر چی میتونی حال کنی فردا میریم پرده تو درست کنن. یه کاندوم اوردم کردم سر کیرم . بار اولش بود بغلش کردم و کمی بوسیدمش . کمی کسشو خوردنم تا حشری بشه . به رو خوابوندمش از پشت گذاشتم تو کسش خیلی تنگ بود . داشت ناله میکرد.ولی حسابی خیس بود آروم میزدم تو کسش .باور نمی کنید چه حالی داشت زیر کیرم فقط ناله میکرد.برش گردوندم پاهاشو انداختم رو دوشم کیرمو میمالیدم به کسش نگاهش دیگه کاملا حشری بود .فشار دادم داخل داشت حال میکرد . به چند مدل کردمش حتی بهش یاد دادم بشینه رو کیرم. ابمو خالی کردم رو سینه هاش دو بار زیر کیرم ارضا شد . بیه نگاه به ساعت کرد دیرش بود حسابی پا شد بردمش حموم یه دوش بگیرهمگه می شد ولش کرد . زیر دوش سرپایی میکردمش .نشوندمش برام ساک بزنه سرشو گرفتم دوباره شروع کردم تلمبه زدن .آبمو خالی کردم تو دهنش . پا شد خودشو شستو رفت بیون منم پشت سرش رفتم.وقتی اومدم بیرون لباساشو پوشیده بود.رسوندمش خونشون.اون روز تا فردا صد بار بهم زنگ زدروز بعد بردمش دکتری که کارش این بود . خوب منو میشناخت .تا منو اون دید به منشیش گفت درو ببند کسی نیاد مریض مخصوص داریم . داخل اطاق معاینه مهریو نشوند رو تخت . به مهری گفت خجالتو بذار کنار شلوارو در بیار ببینم چیکار کردین.حسابی کس مهریو معاینه کرد دل تو دلم نبود . گفت مشکلی نیست . به منشیش گفت بره کمی وسایل و دارو مخصوص بیاره . دکتره اینکاره بود چنان کس مهریو معاینه میکرد که مهری چشاش داشت حشر میشدگفت میدونی چقدر خرج داره که گفتم آره مشکلی نیست .گفت این مهری خانومم میدونه یه دور باید به ما بده اینجا. مهریت خشکش زده بود و دکتر دستشو از رو کسش بر نمی داشت . مهری می دونست راهی ندارهدکتر یه کاندوم کشید سر کیرش اروم گذاشت کس مهری . چند دقیقه بعد داشت تلمبه میزد . مهری داشت جر میخورد . دکتر بعد نیم ساعت که کس . کون مهریو گائید . منشیش برگشت . یه بیحس کننده زد به کمر مهریو یه پارچه کشید جلوی صورتش من رفتم بیرون . بعد یک ساعت دکتر اومد بیرون گفت تموم شد.دو ساعت همون جا استراحت کرد بعد بدون حرفی رفت بیرون.دیگه مهریو ندیدم . ولی همیشه تو کف اش هستم. امیدوارم لذت برده باشینکل داستان واقعی هست . فقط کمی پیاز داغشو زیاد کردم بیشتر لذت ببرین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175481</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 30/41 queries in 0.004 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-05-27 05:16:19 by W3 Total Cache
-->