<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بیرونش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:38:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بیرونش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>شاه کس و سواری بر سر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 07:55:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[انفجار]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینایی]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسن]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[تکرارش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپی]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیها]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرمودند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«چرا]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندادمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فرمودند که خالی بندیه و فیلم سکسی دروغه.ولی وجدانآ نمام اینایی که نوشتم براتون عین واقعیته و برام اتفاق افتاده.من هم از کردن لذت میبرم هم از سکسی دادن دست خودمم نیست هر کدومش تو شاه کس شرایت خاص خودش حال میده.بگذریم:قبلآ هم گفته بودم که چهره و اندامم جوریه که اطرافیانمو کونی جذب میکنه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فرمودند که خالی بندیه و فیلم سکسی دروغه.ولی وجدانآ نمام اینایی که نوشتم</h2>
<p>براتون عین واقعیته و برام اتفاق افتاده.من هم از کردن لذت میبرم هم از سکسی دادن دست خودمم نیست هر کدومش</p>
<h3>تو شاه کس شرایت خاص خودش حال میده.بگذریم:قبلآ هم گفته بودم که</h3>
<p>چهره و اندامم جوریه که اطرافیانمو کونی جذب میکنه اینو از نگاه و حرفاشون می قهمم.تقریبآ 2 یا3 هفته پیش بود</p>
<h4>شب جنده خونه یکی از دوستام دعوت بودم بعد از مهمونی</h4>
<p>خدا حافظی کردم و راه افتادم پستون ساعتای 1 شب بود گفتم قبل از خونه رفتن یه چرخی تو خیابون بزنم</p>
<h5>بعد برم کوس خونه.تو مسیر یه کافه بستنی رو دیدم که</h5>
<p>باز بود ماشینو پارک کردم و رفتم یه ژله بستنی سفارش دادم همینجور که وایساده بودم تا بستنیمو بگیرم یه پسره اومدو سکس داستان سفارش داد و</p>
<h6>وایساد کنارم.یه نکاهی بهم انداخت و لبخند زد.قیافش ایران سکس با مزه</h6>
<p>بود هیکلشم خوب بود.بستنیشو زود تر از من گرفتو برگشت که بره منم زورم گرفت وبهش پروندم:خدا شانس بده دیر اومدی زودم رفتی اونم برگشتو گفت خوشتیپی همینه دیگه.بستنیمو گرفتم رفتم بیرون پیش ماشین داشتم میخوردم که اومد پیشم و گفت:چرا عصبی هستی؟ناراحتی من زودتر گرفتم؟گفتم نه بابا بی خیال یه چیزی گفتم تو هم که خوب چیزی گفتی.خندید و گفت:خوب چیزی هم هستم نه؟گفتم:گفتم به شرطی که مو نداشته باشی بدک نیستی.خوشش اومد و گفت :نا قلا تو هم خوب مالی هستیا.خلاصه خندیدیمو بستنیمون که تموم شد خدافظی کردیم و سوار ماشین شدم.حرکت که کردم دیدم داره پشت سرم میاد یه کم جلو تر اشاره کرد وایسا منم زدم کنار اومد کنارم و گفت:می خوای بهت ثابت کنم از اون چیزی که فکر میکنی مال ترم؟پیش خودم گفتم حالش خوب نیست بزار ردش کنم بره گفتم: ارهگفت شمارتو بده منم دادم و حرکت کردم.نزدیکای خونه بودم که زنگ زد .گفت:من حاظرم الان نشونت بدم خالی نمیبندم.میای؟خونه هستم تنها هم هستم میای؟منم کرمم گرفته بودو دل به دریا زدمو گفتم باشه میام.ادرسش دور نبود زود رسیدم بهش زنگ زدم اومد دم در و تعارف کرد رفتم تو همچین یه مقدار استرس هم داشتم که اونم فهمیده بود و گفت: راحت باش اینجا هیچ خبری نیست من تنهامو ناراحت نباش کسی کاریت نداره اومدی بکنی نهایتشم یه دست هم میدی با خنده گفت.وقتی اینو گفت تو دلم هری ریختوگفتم :مگه تو از این کارا هم بلدی؟گفت:کدوم کارا؟گفتم:کون کردن.گفت:به اختیار داری یه دست کشید به کونش و گفت:همینطور که کون توپی دارم چرخید و کیرشو از رو شلوارکش گرفت و گفت:کیر با حالیم دارم.منم که دیگه داشتم قاطی میکردم مونده بودم انجا اومده بودم بدم یا بکنم؟البته با هر دوتاش موافق بودم.ولی وقتی شورتشو در اورد و اومد نزدیکم و کونشوکرد بهم فهمیدم که باید چیکار کنم.راست راستی عجب کونی بود قلمبه و صافو و بدون مو .منو بلند کردو شروع کرد به در اوردن لباسام منم داغ داغ شده بودم زود لخت شدیم سریع رفت پایین و کیرمو کرد تو دهنش و وااااااااای همچین میمکیدش که گفتم الان کنده میشه. ولی انصافآ عالی ساک میرد بدنش کاملآ بی مو بود و صاف.من نشستم رو مبل اونم رفت چراغو خاموش کنه که دیدم نه بابا کیرشم توپه.وقتی برگشت قبل از اینکه بشینه و ادامه ساکشو بزنه کیرشو گرفتم تو دستم هنوز نیمه شق بود دیگه دست خودم نبود سرمو بردم جلو دهنمو باز کردم &#8230;&#8230;&#8230;..کیرش تو دهنم بود .حال میداد اونم خیلی خوشش اومده بود با کیرش همه دهنم پر شده بود یه کم مکیدمش و با زبونم باهاش بازی کردم صداش در اومد و می گفت:جوووون بوخور بوخوریواش یواش سفت شدن کیرشو تو دهنم حس میکردم داشت بلند میشد دیگه نصفش بیشتر تو دهنم جا نمیشد کلفت شده بود و سفت مثل سنگ.هی عقب و جلو میبردش تو حلقم.دستمو گرفت و رفتیم رو تخت کیرمو گرفت مال منم دست کمی از اون نداشت از جریان خون توش داشت میترکید.خوابوندمش رو تخت تا اومد به خودش بیاد یه تف زدم به سوراخ کونم و نشستم رو کیرش .سر کیر گرم و با حالشو رو سوراخ کونم حس میکردم .هم شکه شده بود هم خر کیف.یه کم خودمو فشار دادم پایین رو کیرش اونم فشار داد بالا که یه درد امیخته با شهوت و لذت همه بدنمو فرا گرفت.کیرش تو کونم بود تا ته .دیگه خودش به تنهایی بالا و پایین میکرد و منو میکرد .کیرش سنگ سنگ شده بود و سوراخ من باز باز .جوری که کیرش به راحتی تا ته ته میرفت تو کونم و میومد بیرون خیس خیس بود .از رو کیرش بلند شدم و دمرو خوابیدم بهش گفتم یه کم لای پایی بکن اونم نه نگفت و یه تف گنده انداخت لای کونم و با دستش پخشش کرد و کیر محشرشو گذاشت لای پام .منم واقعآ لذت میبردم از اینکه کیرشو لای پام حس میکردم .میرفتو میومد و میخورد به تخمام واقعآ لذت داشت.گفت:حالا بکنم تو کونت؟گفتم:اره.بادستاش لای کونمو باز باز کرد کیرشو گذاشت رو سوراخم فقط یه کم فشار داد و تمام کیرش رفت نو کونم لیز لیز بود.خوابید رومو شروع کرد به کردن کونم همچین محکم میزد که صدای برخوردش با باسنم بلند شده بود بعدش دست انداخت زیر لگنم و کشید رو به بالا و منو چار دستو پا کردو تلمبه زد محکم میزد جوری که تخماش میخورد به سوراخم و بیشتر حشریم میکرد.کیرشو کشید بیرونو گفت:حیفه بذارم ابم به این زودی بیاد .حالا پاشو ببینم تو چیکارا بلدی؟منم که کیرم در حال انفجار بودامونش ندادمو خوابوندمش و کیرمو گذاشتم دم سوراخشو فشار دادم تو.منتطر اعتراض یا دادش بودم که دیدم نه سوراخش خوب شل هست و دردی براش نداشته.خوب این مدلی که کردمش برگشتو پاشد سر پا و خم شد گفت ایستاده بکن حال میده منم چشم گفتم و کردم راست میگفت حال میداد من زیاد خودمو نگه نداشتمو تمام ابمو خالی کردم تو کونش که کمم نبود اخه من معمولآ ابم زیاد میاد.حالا دوباره نوبت اون بود که منو بکنه که نیازی به گفتنش نبود و سریع منو چرخوندو گفت :تو هم ایستاده کون بده منم گفتم بکن.دوباره کیرش رفت تو کونم با این تفاوت که چون ابم اومده بود یه کم لذتم کمتر شده بود .اونم این موضوع رو فهمید و خیلی کشش نداد و ابشو تمام و کمال ریخت رو کونم و کمرم وااااای که چه گرم و با حال بود.بعدشم با حم رفتیم حمام و تو حمام هم باز من کیرشو خوردم وحالشو بردیم.بیرون که اومدیم میخواستم لباس بپوشم که گفت بذار یه کم دیگه کیرتو بخورم منم گفتم بیا بوخور .لا مصب عجب ساکی میزد خوب که خوردش و مکیدش دیدم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد ولی گوشش بدهکار نبود منم خودمو ول کردمو همه ابمو ریختم تو دهنش اونم دیگه بیرونش نریخت و همه رو خورد وااااااااای که چه حس توپی بود.اونشب سکس خوبی بود و به هر دومون حال داد از هم قول گرفتیم که بازم تکرارش کنیم.تا فرداش که راه میرفتم تو سوراخم هنوز کیرشو حس میکردم البته درد هم داشت ولی خوب بود.از دوستای عزیز که وقت میذارنو خاطرات منو میخونن خواهش میکنم نظرشونو حتمآ بنویسن ولی لطف کنن فحش و نا سزا ننویسن.اخه فحش دادن تو هر شرایطی کار نا درستیه و توهین به شخصیت دیگرانه.اینم بدونین که میل به هم جنس تو وجود خیلیها هست و خیلیها این کارو میکنن ولی باز گو نمیکنن امامن میگم.و یقین داشته باشین اینایی که نوشتم خالی بندی و داستان نیست و واقعآ برام اتفاق افتاده در اینده خاطرات سکس با غیر همجنسامم مینویسم تا فکر نکنین من صرفآ همجنسباز یا کونیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175828</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ با بیکینی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%da%a9%db%8c%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%da%a9%db%8c%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Jun 2019 07:29:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[استاده]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[بذارین]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحاله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادم]]></category>
		<category><![CDATA[کاریها]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندم]]></category>
		<category><![CDATA[گهگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مراجعه]]></category>
		<category><![CDATA[میبخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخارید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسن]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هراسان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با سلام سکسی من آرش هستم یه پزشک عمومی با شاه کس کلی دوندگی تونستم یه مطب شیک تو میرداماد تهیه کردم ولی از شانسم که بدش کونی به تورمن میخوره منشی ایده آلمو نتونستم پیدا کنم یه دو هفته ای همه کاری جنده کردم از آگهی روزنامه بگیرتا رو زدن به فامیل و آشنا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				با سلام سکسی من آرش هستم یه پزشک عمومی</p>
<h3>با شاه کس کلی دوندگی تونستم یه مطب شیک تو میرداماد تهیه</h3>
<p>کردم ولی از شانسم که بدش کونی به تورمن میخوره منشی ایده آلمو نتونستم پیدا کنم یه دو هفته ای همه</p>
<h4>کاری جنده کردم از آگهی روزنامه بگیرتا رو زدن به فامیل</h4>
<p>و آشنا ولی یه منشی خوب پستون به تورم نخورد تا اینکه یه روز تو مطبم مشغول بودم که یه خانوم</p>
<h5>خوشگل هراسان کوس با مادرش اومدن تو مطب دیدم خانوم فشارش</h5>
<p>بالاست یه آمپول افت فشار بهش تزریق کردم و گذاشتم رو تخت مطب استراحت کنه خانوم همراهش اومد پیشم گفت اگه امکان سکس داستان داره من پیش</p>
<h6>مادرم بمونم گفتم اشکالی نداره من هم گهگاهی ایران سکس بهش سر</h6>
<p>کشی میکنم ضمنا با این حالش نباید تنهاش بذارین دختره که بعد خودشو زیبا معرفی کردگفت من بیکارم و روزا به دنبال کار میگردم برا همین پیشش نیستم منم که دیدم اوضاع همونجوریه که انگار داره همه چی رو به راه میشه گفتم چه خوب تو چه زمینه ای مهارت داری گفت حقیقتش تا یک ماه پیش تو یه نیرو گاه منشی بودم ولی قراردادم تموم شد و اونا از خدا خواسته منو تو لیست تعدیل نیرو قرار دادن واخراج کردن گفتم اتفاقا منم دنبال یه منشی با مهارت میگردم چند روز بیا اگه کارت مورد پسندم باشه استخدامت میکنم الان هم ویزیت مادرت رایگانه فردا ساعت سه بعد از ظهر بیا مطب کار آزمایشیتو شروع کن. دیدم زیبا گریه اش در اومد آقای دکتر شما لطف بزرگی رو در حق من کردین تو اون لحظه اصلا تو مایه سکس نبودم ولی نمی دونم صحبت با اون حالت خاصی بهم داد فکر نمیکردم یه خانوم خوشگل اینجوری منو تحت تاثیر قرار بده خلاصه شبو تا صبح تو اوهام خودم گذروندم فکر زیبا از سرم بیرون نمیرفت خیلی خوشگل و در عین حال شیطون به نظر میرسید خلاصه ساعت سه رفتم مطب دیدم زود تر از من رسیده مطب منم درو براش باز کردم و فرستادمش تو خلاصه همه ریزه کاریها رو بهش گفتم و پسوورد کامپیوتر هم بهش گفتمو رفتم تو اتاقم دیدم اولین بیمار هم اومد تو یه خانوم نسبتا جوون که از جوش روی رون پاش شاکی بود منم بردمش رو تخت مطب درازش کردم دست کشمو دستم کردم و آروم شلوارشو کشیدم پایین دیگه نمیشد شورتشو بکشم چون جوش از بیرون شورت معلوم بود آروم لمسش کردم خانوم یه تکونی به خودش داد دیدم از اوناییه که میخارن خیلی هم میخارید جوش بهانش بود گفت آقای دکتر یکی هم بالاتره گوشه شورتو زدم بالا معلوم نبود دیدم خودش شورتو پایین کشید همه کوس و کونش بیرون افتاد دیدم میبخشید اقای دکتر بی ادبی میشه ولی بالای اینجامه دیدم بالای کوسش یه جوش بد فرم زده وارسیش که کردم دیدم خانوم مو هاشو که زده مو از زیر پوت بیرون نزده و همونجا رشد کرده و تبدیل به جوش شده یه سوزن سرنگ برداشتم جوشو سر کردم و آروم جوشو باز کردم و مورو بیرون کشیدم. در حین بیرون کشیدن از دهنم در رفت گفتم ای شیطون اونجا چه کار میکنی که خانومه گفت اگه بخوای بازم از ای شیطونا پیدا کنم. دیدم که خیلی حالش خرابه گفتم خانوم مثل اینکه شو هرت کم ماساژت میده. گفت شوهرم عمرشو داد به دکتر برا همین میتونم بگم شوهرم الان دکتره. از این حاضر جوابیش خندم گرفت گفتم لباستو بپوش گفت چه دکتر خوبی از حق ویزیتشم گذشت گفتم الان که نمیتونم حق ویزیت ازت بگیرم گفت تو راستش کن من قبلا ارضا شدم گفتم به این زودی گفت نه من خونمون رو به روی مطبته داشتم ماهواره میدیدم و با خودم ور میرفتم که ارضا شدم بعد که حالم جا اومد اومدم کنار پنجره دیدم که با خانوم منشیت رفتین تو مطب گفتم تا مشغول حال کردن با منشیت نشدی من پیش دستی کنم. رفتم سمت ایفون به زیبا گفتم مراجعه کننده دارم زیبا گفت نه منم رفتم سمت همسایه و دیدم آرش کو چیکه حالش خرابه منم آوردمش بیرون وکردم تو کوس خانوم نیک منش یه آهی کشید و تند تند تلمبه زدم خلاصه اورژانسی همسایه مطبمو گاییدم و بیرونش کردم وقتی که رفت به زیبا گفتم مراجعه کننده دارم؟ گفت نه همه رو رد کردم گفتم چرا؟ گفت آخه اینقدر سرو صدیکردین که دیدم بهتره کسی تو مطب نباشه دیدم خیلی ضایع شده به زیبا گفتم مگه خبری بود گفت آقا آرش هر چی باشه من پنج سال منشی بودم هم با مسائل روسا آشنام هم اینکه آبرو چیز کمی نیست گفتم پس تو هم آره گفت آره من تا سه ماه پیش وضعیتم خوب بود تا اینکه رییس جدید که اومد دیدم از اون حزبیای دو آتیشه ست منو هم به خاطر حرف دیگران اخراج کرد گفتم عجب گفت حالا که میدونی چه خبره منم میتونم رازداز خوبی باشم به شرطی که یه راز هم از من داشته باشی. یخ کرده بودم نه از شب قبل که تو رویای کردن زیبا بودم نه الان که خودش آماده بود گفتم باشه من که الان یکی رو کردم حال ندارم که زیبا گفت من درستش میکنم منم گفتم مطب چی گفت خانوم که رفت درو بستم امروز مطب تعطیله هر چی باشه من هم سه ماهه کیر ندیدم خلاصه بردمش تو اتاق گفت عجله نکن اون خانوم هم اورژانسی بود اصلا حال نکرد ولی من باید حال کنم رفت کنار تخت گفت این اسپره بی حسیه؟ گفتم آره گفت لباساتو در بیار. کیرمو در آوردم یه ساکی به کیرم زد که تمام خایه هامو کلیه هام از نوک کیرم بیرون زد بعد اسپری رو زد به کیرم گفت حالا شوهر عزیزم چیزی میل داری؟ من احمق هم گفتم چی زیبای خوشگلم گفت همش که نمیتونم زنت باشم یه خورده هم باید مامانت باشم. گرفتم چی گفت پستوناشو از تو مانتو و تیشرتش آزاد کرد و عین یه بچه شروع کردم به خوردن که تلفون زنگ زد گوشی رو برداشتم خانوم نیک منش بود گفت آقاتی دکتر مطب تعطیله گفتم چطور مگه گفت هیچی انگار منشیت خیلی خوشحاله که مطب تعطیله گفتم شیطون گفت دکتر جون از من میشنوی کاسبیتو خراب نکن هر شب با منشیت بیا خونه من حالتونو بکنین وبرین لالادیدم عجب بشرین این زنا خلاصه رفتم سراغ زیبا شروع کردم هلو هاشو خوردن خیلی با مزه بود خوشمزه مثل عسل. دیگه زیبا تو حال خودش نبود کامل لختش کردم رفتم پایین و کوسشو محکم لیسیدم آروم جیغ میزدو نال میکرد منم همچین کوسشو لیس میزدم که انگار عسل رو کوسش ریختن تمام صورتم آب کوسی شده بود زیبا التماس میکرد بکنمش ولی خوب من رییسش بودم باید دلم میخواست دیدم زیبا داره میلرزه فهمیدم ارضا شده آرش کوچولو اشاره کرد که میخوام برم زیبا کوچولو رو ببوسم منم اطاعت کردم و فرستادمش تو کوس زیبا. زیبا یه جیغ ب<br />
لند زد منم تند تند تلمبه میزدم اسپری کار خودسو کرده بود بیست دقیقه تلمبه زدم تا اینکه زیبا دوباره ارضا شد زیبا گفت بکن تو کونم گفتم دردت نمیاد گفت تو چیکار داری بکن تو کونم منم یه کم وازلین برداشتم مالیدم در کونشو هل دادم تو زیبا یه آخ بلند کشید گفت نگه دار تا عادت کنم جون چه کیری, دارم میمیرم منو جر بده منم آروم شروع کردم به گاییدن زیبا اونم هی قربون صدقه خودمو کیرم میرفت تا اینکه آبم اومد و همشو تو کون زیبا ریختم زیبا رفت یه خورده که تو بغل هم خوابیدیم زیبارفت یه آبی به صورتش بزنه. منم که حالم جا اومد از رو مزاحم یاب با خانوم نیک منش تماس گرفتم سلام کردم خانوم نیک منش گفت سلام شیطون خوش گذشت؟ گفتم جای تو خالی گفت زیبا دختر خوبیه قدرشو بدون. جا خوردم گفتم مگه اونو میشناسی گفت آره اون دختر خالمه با توجه به اینکه وضعیتشو که برات گفته میدونستم و شما هم به منشی نیاز داشتین گفتم بذار این دو کبوترو به هم برسونم الان هم که انگار از هم راضی هستین الان که خسته ای از فردا شب به جای اینکه اعتبار مطبت خراب بشه بیا خونه من هم من حال میکنم هم شما دو کبوتر عاشق اگر هم خواستی مریضاتو مثل من بگایی به زیبا جون نخ بده خودش تو کارش استاده الان پنج ساله من مطبمو دارم همه منو به عنوان یه پزشک معتبر میشناسن منو زیبا مثل زنو شو هر شدیم البته خانوم نیک منش هم هووی زیباس ولی این دو تا هوو خیلی با هم سازگارند.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%da%a9%db%8c%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174526</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل و خوش هیکل رو باید هرجا دیدی بکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتین]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا &#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه</h2>
<p>روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا</p>
<h3>&#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و</h3>
<p>ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره اوبیش و زنه مشترکش با کل ۲۱ منطقه تهران متنفرم در همون</p>
<h4>لحظه جنده اول مخالفت کردم و سریعا به دوست دخترم یه</h4>
<p>پی ام با مضمون: &#8220;امشب مامان پستون اینا نیستن سر راه یه پَک وید گُل بگیر بیا لش کنیم&#8221;ولی مامانم گفت</p>
<h5>تو بیجا کوس میکنی زشته دعوت کردن و باید بیای وگرنه</h5>
<p>شب تو کوچه میخوابی و منم اون پی ام رو ادیت کردم به مضمون:&#8221;من میرم خونه داییم اینا آفلاینم فعلا خدافظ&#8221;:(((نا امید سکس داستان لش کرده بودم</p>
<h6>رو تختم و داشتم خودمو واسه رو به ایران سکس رو شدن</h6>
<p>با اون کصخلا آماده میکردم که مامانم گفت پاشو آماده شو!لباسامو پوشیدم یکم به خودم عطر زدم موهامو شونه کردم و رفتم پارکینگ منتظر مامانم اینا و ازونجایی که مامانم ۱ ساعت آماده شدنش طول میکشه یه نصف رول که از قبل قایمش کرده بودمو روشن کردم کشیدم و نفازولینو چکوندم و منتظر بودم که بیان پایین اومدن حرکت کردیم و چون خونمون بهشون یکم نزدیکه پنج دقیقه ای رسیدیم!آیفونو زدیم درو باز کردن رفتیم بالا سلام علیکو این کصشرا نشستیم و پکیج سوالات تخمی تخیلی داییم که شامله &#8220;خب دانشگاه چطوره؟! کاروبار چجوری پیش میره؟! این چرا اینجوریه اون چرا اونجوریه چرا پنگوئنا زانو ندارنو ازین قبیل کصشرا!زنداییم گفت اگه حوصلت سر رفته برو تو اتاق علی منم خداخواسته قبول کردم خلاصه سر و کله زدن با اون اوبی بهتر از جواب دادن به سوالات تخمی داییم و جوکای مسخرش بود رفتم تو اتاق دیدم رو صندلی یه گوشه افتاده و سرش تو گوشیه و اصلا متوجه من نشد رفتم جلو سلام کردم سرشو اورد بالا تا منو دید یه لبخند کیری همراه جواب سلام تحویلم داد و شروع کرد به زر زدن راجب دوس دختر جدیدش که خونشون طبقه دوم ساختمون خودشونه! و هی میگفت آره خوشگله ممه هاش اینجوریه کونش اونجوریه و معلوم بود بدجوری تو کفه منم حرفاشو جدی نمیگرفتم و تعریفاشو میزاشتم پای هَوَل بودنش!تا اینکه عکسشو نشون داد و فهمیدم طفلی حق داره یه دختره ۱۸ ساله به اسم نیوشا خوش استایل و تو دل برو با لبای برجسته و چشمایی که هر پسریو دیوونه میکرد! باورم نمیشد تو ۲ ثانیه اینجوری تو نخش برم با خودم گفتم &#8220;به هر قیمتی شده باید بکنمش&#8221;همینجوری تو خیالاتم داشتم نیوشارو به ۹۸ روش سامورایی میگاییدم که علی پا شد و رفت سمت دسشویی گوشیش رو برداشتم قفلش الگو بود گرفتم جلو نور و جای انگشتاش مونده بود سریع قفلشو باز کردم و شماره دختره رو زدم تو گوشیم گوشیشو گذاشتم سر جاش و وقتی علی اومد یه لبخنده معنی دار تحویلش دادم که میشد تو چشمام کونی تورو چه به این حرفا رو خوند صبر نداشتم بریم خونه تا بهش مسیج بدمو داشتم جملات مناسب رو واسه پی ام دادن آماده میکردم که زنداییم صدامون زد بریم برا شام شامو خوردیم و بیست دقیقه بعد راهی خونه شدیم تو راه دل تو دلم نبودرسیدیم خونه رفتم تو اتاقم درو بستم و پریدم رو تختم تلگرامو باز کردمرفتم رو پروفایلش پره گل و بلبل و این متنای دخترونه دری وری بوددلو زدم به دریا و پی ام رو دادم :سلامچند دقیقا صبر کردم جوابی نیومدرفتم تو بالکن یه نخ سیگار کشیدم اومدم سر گوشیم دیدم جواب داده:شما؟!من:اگه معرفی کنم میشناسی؟گفت:نه:/گفتم: پس برای چی میپرسی!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />منتظر بودم برینه بهم که دیدم جواب داد:که آشنا شیم دیگه:/این پی ام چراغ سبزی بود که جرقه کل فکرای پلید تو سرم رو زدآره خلاصه کلی چت کردیم حدود دو شبشب سوم عکسشو گرفتم و باهاش قرار گذاشتم یه کافه نزدیک خونشون و رفتیم سر قرار و فهمیدم اصلا دوس پسر نداره و این پسر دایی جقیه بنده فقط شمارشو داشته و برام خالی میبسته مث بنز شایدم دوست بودن و دختره جنده بود من نمیدونم قاضی خداس<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />البته احتمال مورد دوم رو بیشتر میدم چون سر قرار دوم ازش قول گرفتم بیاد خونمون!بعله قرار شد دو شنبه شب بیاد خونمون و هرچی منتظر شدم خونه خالی شه نشد ولی جا نزدماومد پایین زنگ زد گفتم وایسا میام پایینرفتم پایین و کلید پشت بومو بهش دادم و گفتم اول برو طبقه پنجم از آسانسور که خارج شدی برو پشت بوم چند دقیقه دیگه میام چون آسانسور دوربین داشت نمیشد دو نفری بریمخلاصه رفت منم یه سیگار کشیدمو رفتم بالا از تو اتاقم یه عرق کیریه دست ساز که 70% اتانول بود ۱۰% شاش اون 20% ام نمیدونم چی شد مملکت بخور بخوره به خدا خلاصه برداشتم با دوتا لیوان یبار مصرف زدم زیر هودیم و بردم بالا در پشت بومو وا کردیم رفتیم بالا و من چون خودم پاتوقم بالاس یه کاناپه داغون و یه سری خرت و پرت گذاشته بودم از قبل! رفت نشست رفتم کنارش و عرقو در آوردم و گفتمدادادادام سوپرایز دیدم قیافش عوض شد و قیافه میخوای مستم کنی سولاخیمو بچاقی رو به خودش گرفت:))گفتم مشروب میخوری دیگه گفت نه تا حالا نخوردم البته کص میگفت میخواست از زیر کار در ره شروع کردم به خالی بستن که این عرقه فلانه اینجوریه اونجوریه نابه عموم انداخته در صورتی که به سگ میدادی چپه میشد خلاصه یه پیک ریختم خوردیم مزه ام نداشتیم و این موضوع به نفع من بود چون سک میخوردیم زودتر مست میشد و من زودتر به هدف شیطانیم میرسیدم<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f608.png" alt="😈" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />پیک دوم و سوم رو هم رفتیم و دیدم دستو پاش شله:)) پیک چهارم رو ریختم خوردیم سر پنجمی گفت نه بسه نمیخورم! با اصرار پنجمی رو هم خوروندم و صبر کردم یه زره بگیرتش تا باقیشم به خوردش بدم خلاصه ۸ تا پیک خورد و ته دبه عرقه اندازه سه تا پیک مونده بود دستمو انداختم دور گردنش کشیدمش سمت خودم دیدم بیچاره نا نداره اصلا تو عالم دیگه ایه!کشیدمش سمت خودم لبشو بوسیدم و هی لباشو میخوردم سیر نمیشدم انگار به آرزوی بچگیم رسیده بودم وحشیانه و با ولع میخوردم و زبونمو تو دهنش میچرخوندم اومدم پایین و گردنشو میخوردمو لیس میزدم ولی عکس العملی نداشت انگار حسی نداشت دستمو گذاشتم رو اون سینه های لعنتیش یکم فشارشون دادم و لباشو محکم تر بوسیدم مانتوشو در آوردم یه تاپ نیم تنه و یه سوتین زرد تنش بود سرمارو حس نمیکرد الکله کاملا برده بودش به یه بعد دیگه دستمو بردم زیر تاپش سوتینشو هول دادم به سمت بالا ممه هاش افتاد بیرون دیدم با بیحالی یه تکون خورد و با صدای خمارو کش دار گفت بــــردیـــــا چیکـــار میـــکــنـی؟!گفتم هیشش هیچی نگو میخواست مخالفت کنه اما جون نداشت تاپشو کشیدم بالا دوتا ممه سفید با نوک قهوه ای روشن که نوکاش حسابی سیخ شده بود و فهمیدم زیادم بی اختیار نیس یه چیزایی میفهمه:)))نوکشو گرفتم بین انگشتام و اون یکی ممشو چپوندم تو دهنم میک میزدم و با زبونم نوکشو بازی میدادم تو دهنمو هی لیس میزدم و میرفتم سراغ اون یکی ممه اینکارو واسه چند دقیقه ادامه دادم مدام صدای ناله های بی جونش میخورد به گوشم و بیشتر حشریم میکرد دکمه شلوارشو باز کردم زیپشو کشیدم پایین و دستمو بردم زیر شرتش دستم سرد بود باعث شد یکم به خودش بیاد و فازش بپره سعی کرد دستمو بکشه بیرون ولی نتونست شروع کردم با مالیدن و بالا پایین کردن زل زدم تو چشمای خمارش دیدم داره نفس نفس میزنه خواستم انگشتمو بکنم تو جیغ ضعیفی زدو خودشو کشید عقب گفتم چته گفت من هنوز دخترم روانی پرده دارم منصرف شدم نمیخواستم شر شه شلوارشو شرتشو تا زانو کشیدم پایین رفتم پایین کاناپه سرمو گذاشتم بینه پاش یه کصه تمیز بیرونش کرمی تیره و توش کاملا قرمزو مرطوب بود بوی آب لزجه کصش تو دماغم پیچیده بودو کیرم مث چوب سیخو مث سنگ سفت شده بود زبونمو گذاشتم رو کصش از پایین با بالا کشیدم یه رعشه خواصی افتاد بین دوتا رونش شروع کردم به میک زدنو لیس زدن زبونمو همه جاش میکشیدم و میبُردم تو سوراخش میچرخوندمو چوچولشو بوس میکردم دستشو گذاشته بود رو سرم و فشار میداد به کصش پاهاشو قفل کرده بود و من کاملا چسبیده بودم به اون ۲۰۰ گرم گوشته بهشتی لرزه هاش بیشتر شد میخواست ارضا شه ولی حشرش اگه میخوابید نمیزاشت بکنمش! سرمو کشیدم عقب که یه ضد حال اساسی خورد گفت چیکار میکنی گفتم حشریتو لازم دارم کارم تموم شه چشم! دمر خوابوندمش رو کاناپه لای چاک کونشو وا کردم یه تف غلیظ کردم رو سوراخش گفت اییی چیکار میکنی گفتم بعدا بخاطر این تفه ازم تشکر میکنی!سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش آروم سرشو کردم تو جا خورد یه جیغ زد و خواست پاشه دستمو گذاشتم رو کمرش و چسبوندمش به کاناپه و گفتم تکون نخور! شروع کرد به گریه و بدو بیرا که درد داره بکش بیرون نمیخوام گفتم تکون نخور دردش کمتر میشه یکم تقلا کرد دید نمیشه دیگه تکون نخورد! درش آوردم دیدم سوراخش یکم وا شده یکم دیگه کیرمو تف مالی کردم دوباره راهیش کردم به سوراخ محترم آروم آروم سانت به سانت میبردم جلو و واسه هر سانت یه جیغ میزد با بدبختی نصفشو کردم تو و خوابیدم روش شروع کردم گردنشو خوردم و سعی کردم یکم حشریش کنم تا کمتر دردو حس کمه حدود پنج دقیقه گذشت و بیخیال گردنش شدم کاملا کبود شده بود! اینبار حوصله آروم آرومو نداشتم‌ دستمو گذاشتم جلو دهنشو تا خایه بش فرو کردمو خوابیدم روش یه ثانیه نفسش بند اومدو شروع کرد به جیغ زدنو تقلا کردن هی تکون میخورد و جیغ میزدو فحش میداد ولی فایده نداشت چند دقیقه ادامه داد ولی نطیجه ای نگرفت تا اینکه بیخیال شد تو همون حالت روش خوابیده بودم و منتظر بودم دردش کم شه تا تلمبه زدنو شروع کنم! شروع کردم به عقب جلو کردن و هی سرعتشو بیشتر کردم توی دوقیقه رسما داشتم تلبمه میزدمو جاش وا شده بود همینجوری که تلمبه میزدم ازش لب میگرفتمو گردنشو میخوردم دیدم این پوزیشن زیاد مناسب نیس داگ استایل شدیم و ادامه دادم حدود سه چهار دقیقه کردم که یه حسی از نوک پام شروع کرد به بالا اومدن و یه حسی سرم شروع کرد به پایین اومدن و دوتاشون تو کیرم به هم متصل شدن و سرعت تلمبه هامو بیشتر کردمو کل آبمو خالی کردم تو کونش! انگار یکی منو از پریز کشید لش افتادم روش و سنگینیمو انداختم روش افتادیم رو کاناپه چند دقیقه همینجوری روش بودم افتاده بودمو نفس نفس میزدم تا اینکه کشیدم بیرون و دیدم سوراخش کاملا گشاد شده پا شدم شلوارمو کشیدم بالا و اونم خودشو جمع جور کرد سواره آسانسور شد و منم درو قفل کردم و بخاطره دوربین از پله ها رفتم پایین دم در بوسیدمش هیچی نمیگفت خدافظی کردیم رفت و تا یه هفته جوابمو نمیداد کم کم دوباره دلشو به دست آوردم اما فعلا که بام بیرون نمیاد!اگه تونستم بازم بکنمش حتما داستانشو براتون مینویسم شرمنده طولانی شد و ممنون که وقت گذاشتین خوندین!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f339.png" alt="🌹" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />[بدرود]<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173753</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وکیل داغ من (۱)</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d9%86-%db%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d9%86-%db%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Apr 2019 19:22:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارش]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برآمدگی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدیمون]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[تمرکزم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراشش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلت]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخِ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتای]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌بوسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[ناله‌ام]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌فهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلم]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وکیل داغ من (۱) دنباله دار نگاهش میکردم و با هر سکس جمله‌اش سرم رو تکون میدادم که یعنی متوجهم‌.. ولی خیرگی نگاهم لب‌های خوش‌ترکیبش رو شکار سکس میکرد&#8230; طول مدتی که داشت حرف میزد یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته سکس بود &#8221; وقتی با اون لباش از سکس بود &#8221; وقتی با اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>
<h2>وکیل داغ من (۱) دنباله دار<br />
نگاهش میکردم و با هر  سکس جمله‌اش سرم رو تکون میدادم که </h2>
<p> یعنی متوجهم‌.. ولی خیرگی نگاهم لب‌های خوش‌ترکیبش رو شکار  سکس میکرد&#8230;<br />
طول مدتی که داشت حرف میزد </p>
<h3> یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته  سکس بود<br />
&#8221; وقتی با اون لباش از </h3>
<p>  سکس بود<br />
&#8221; وقتی با اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم </p>
<h4>لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه پایین &#8221;</p>
<p>و </h4>
<p>نگاهم لب‌های خوش‌ترکیبش رو شکار میکرد&#8230;<br />
طول مدتی که داشت حرف میزد یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته بود<br />
&#8221; وقتی با  سکس اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه پایین &#8221;</p>
<p>و به این فکر </p>
<h5>وکیل داغ من (۱) جمله‌اش سرم رو تکون میدادم  فیلم سکسی که یعنی متوجهم‌.. ولی خیرگی نگاهم </h5>
<p>میزد یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته بود<br />
&#8221;  سکس داستان وقتی با اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت </p>
<h6>وکیل داغ من (۱) اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه </h6>
<p> اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه پایین &#8221;</p>
<p>و به این فکر میکردم که اگه لباش روی تنِ من بلغزه و چوچولمو بمکه صدای ناله‌ام تا کجا میتونه بره؟</p>
<p>دیگه نمیتونستم روی حرفاش تمرکز کنم و فقط نگاهم روی شلوارش و اون کلفتی که داخل شورتش قایم کرده بود میچرخید..<br />
همون کیر کلفتی که سمیرا گفته بود خوب جِـر میده&#8230;<br />
خوب سوراخِ کص‌تو پر میکنه و بلده چطور کمر بزنه تا اون آخرِ کصت حال بیاد و از لذت زیاد حتی نتونی جیغ بزنی!</p>
<p>فقط دوست داشته باشی پاهاتو بدی بالا و لای کصتو با دستت باز کنی و ازش خواهش کنی با اون کیـر کلفت و درازش جوری بزاره توی سوراخِ تنگ کصت که نفست بالا نیاد !</p>
<p>جوری که متوجه نشه دستم رو بردم زیر میز و کردم توی شورتم&#8230;<br />
چوچولمو بین انگشت‌هام گرفتم و فکر کردم که زبونش داره با لبه‌های کصم بازی میکنه و غرق شدم توی صداش که قطعا وقتی بغل گوشم از لذت نفس نفس میزد میتونست دیوونه کننده باشه..</p>
<p>عجیب این مرد سکسی بود&#8230;<br />
هیکل مردونه‌ای داشت .. با قد بلند و تیپ‌ی که حرف نداشت..<br />
دلم میخواست همینجا بکشم پایین و براش قمبل کنمو بگم بیا بکن توش.. بیا با اون کیـر خوشگلت جوری منو بگـا که نتونم تا چند روز راه برم..<br />
بیا گشادم کن لعنتی !</p>
<p>بزار با تموم وجودم اون کیـر خوشگلت حس کنم که داره جرم میده.<br />
بزار صدای نفس نفس زدنات آرومم کنه!</p>
<p>بین پام از حرکت انگشتام خیس و لزج شده بود و اون نمی‌فهمید که چطور داره با تن صداش دیونه‌ام میکنه و تو آتیشش دارم میسوزم وگرنه نمی‌پرسید که؛<br />
_حواستون به منه؟</p>
<p>گوشه‌ی لبم به دندون گرفتمو آروم ول کردم و گفتم: بله ادامه بدید</p>
<p>گرمم شده، با دم‌ و بازدم‌های عمیق دور از چشمش سعی داشتم خودم آروم کنم قبل اینکه دستم پیشش رو بشه!<br />
ولی مگه می‌شد؟!<br />
چشمم به برآمدگی بین پاش افتاد که از زیر شلوار داشت خودنمایی می‌کرد.<br />
باز یاد حرف سمیرا افتادم که گفته بود<br />
&#8220;یه وقتایی دوست داره تو گلوم ارضا بشه&#8230; ته حلقم میذارتش و تا وقتی که ارضا نشه بیرونش نمیاره&#8221;</p>
<p>فکر کردم اگه کیرش بزار تو دهنم و بفرسته تا ته حلقم اونقدر نگه‌‌ش داره تا ارضا بشه چه حسی داره؟<br />
فکر کنم بعد از اینکه از دهنم دربیاد لبم بخاطر کش اومدن زیاد چروک بشه!</p>
<p>خودمو به جلو خم کردم تظاهر کردم که دارم به حرفهاش گوش میدم ولی در واقع خم شدم تا بیشتر دستم باز باشه‌.</p>
<p>انگشتمو آروم بردم سمت سوراخ کصم و رو دهنش چند بار ضربه زدم و چوچولمو به بازی گرفتم.</p>
<p>تصور کردم که دستامو پشتم بسته و با زبون و لب‌های کصمو می‌بوسه و مک میزنه و قبل اینکه ارضا بشم عقب می‌کشه.<br />
کیرش با دهنه کصم تنظیم میکنه با فشارای آروم کیرش سوراخ کصمو پر میکنه.</p>
<p>گوشه‌ چشم راستم مثل هر وقت دیگه که حشری میشم می‌پره، پرید برای ثانیه‌ای پلکام از لذت روهم افتاد.<br />
مطمئناً اگه تو چهره‌م دقیق بشه میتونه بفهمه که توی سرم چی میگذره و چطور تو کف کیر خوشگلشم.</p>
<p>با حس تشنگی دستمو از شورتم بیرون در آوردم و برای خودم آب ریختم لیوان که بالا آوردم از بوی گس رو دستم دلم پیچ خورد، سریع آب خوردم و لیوان رو میز برگردونم.<br />
یادم بمونه که بعداً بشورمش&#8230;!</p>
<p>موقع حرف زدن برعکس خیلی‌های دیگه از دستاش استفاده نمیکنه نشون میده که خوب رو جملاتش تسلط داره میدونه که چی میخواد بگه.<br />
به انگشتاش که توهم قلاب شده بود نگاه کردم.‌<br />
کشیده و مردونه!<br />
لعنتی&#8230; فکر اینکه وقتی داره ازم لب می‌گیره انگشتاش با چوچولم ور میره و تند تند تو سوراخ کصم عقب و جلو میشه‌ آتیشم میزنه&#8230;</p>
<p>تا به این سن از هیچ مردی خوشم نیومده بود چه برسه به اینکه پشت میزم بشینمو خیره تو چشماش فانتزی سکس باهاش بسازم!<br />
اگه کسی بهم میگفت که قرار تو همچین موقعیتی قرار بگیرم می‌خندیدمو می‌گفتم که امکان نداره، ولی حالا با دیدن این مرد جذاب سکسی نمی‌تونم اینو بگم.</p>
<p>سمیرا چطور می‌تونه ازش بگذره وقتی به گفته خودش این مرد می‌تونه به راحتی آب خوردن با دستاش ارضاش کنه؟!</p>
<p>تکیه‌م به صندلی دادم و بهش نگاه کردم. بیش از حد جذاب بود، باعث می‌شد به سرم بزنه خودم تمام و کمال در اختیارش بزارم تا جون دارم بزارم بکنتم و بگام بده.</p>
<p>_خوب نظرتون چیه؟</p>
<p>نظرم؟ اگه می‌فهمید که یک ساعت حرف زده و من هیچکدوم از حرفهاش نشنیدم حتما یه بلایی سرم می‌اورد.<br />
و چه خوب بود که درازم کنه رو میزو خشن اون ک*ر کلفتش بکنه تو کصم و بخاطر اینکه حرفهاش یادم نمونده محکم کیر خوشتراشش تو کصم عقب و جلو کنه و تخماش بخوره به بدنم و من با صدای بلند بخوام تند تندتر کنه ضرباتش.</p>
<p>نفسم بیرون دادم و چشمام بستم و فکر کردم که چی بگم تا این حواس پرتیم جمع و جور کنم، که یاد ضبط صوت رو میز افتادم که وقتی شروع به صحبت کرد طبق عادت همیشه‌ام روشنش کرده بودم تا بعدا دقیقتر گوش کنم.<br />
فقط باید الان یک جوری دست به سرش می‌کردم تا بعد که به حرفهاش گوش دادم نظرم بگم.</p>
<p>_من باید به حرفهاتون خوب فکر کنم تا بتونم راهنماییتون کنم، اگه امکانش هست من و شما یه قرار دیگه‌ باهم بزاریم.</p>
<p>_باشه، یادتون نره که نتیجه این دادگاه برام مهمه میخوام همه چیز خوب پیش بره.</p>
<p>با اطمینان لبخند زدمو گفتم: به من اعتماد کنید‌.</p>
<p>و تو دلم نیشخند زدم و گفتم خبر نداری که زنت چه آشی برات پخته.</p>
<p>_بهتون اعتماد کردم که الان اینجام.</p>
<p>بلند شد و گفت: با اجازه‌تون&#8230;</p>
<p>_با منشی ملاقات بعدیمون هماهنگ کنید. خدانگهدار</p>
<p>با رفتنش از اتاق سریع تلفن برداشتمو شماره اتصال به تلفن منشی رو گرفتم. به محض برداشتنش گفتم: با خانم نیکپور تماس بگیر بگو که تا قبل ساعت 8 منتظرشم‌. ده دقیقه دیگه نفر بعدی بفرس</p>
<p>منتظر جوابش نشدم و گوشی گذاشتم. نیاز داشتم تمرکزم بدست بیارم تا صحبتای نفر بعدی گوش کنم.</p>
<p>دستمو تو سرویس بهداشتی تو اتاق شستمو برگشتم پشت میز و تقی به در خورد و خانم مسنی وارد اتاق شد.</p>
<p>مشغول جمع کردن وسایلم بودم که در صدای زنگ تلفن شنیدم گوشی برداشتم.<br />
_خانم نیکزاد اومدن.</p>
<p>به ساعت نگاه کردم و گفتم: بفرستشون داخل.<br />
وارد اتاق شد حین بستن در گفت: معذرت&#8230;<br />
_اشکال نداره‌‌ گفتم بیای باهم حرف بزنیم..<br />
نفسش بیرون داد و گفت: فکر کردم که پشیمون شدی‌.</p>
<p>_نه تا وقتی که سر حرفت باشی&#8230; بشین دیروز حرفهامون نصفه موند.<br />
از اینکه خواسته بودم بیاد قصدم این بود که بیشتر در مورد این مرد جذاب سکسی بدونم و بشناسمش.<br />
سمیرا که شروع به تعریف کردن کرد همه تن گوش شدمو شنیدمش<br />
_اولین شب رابطه زناشویی برای همه بهترین شب ولی برای من تبدیل به بدترین شب زندگیم شده&#8230;<br />
با مهربونی خوابوندمو گفت که باهام کاری نداره اما وقتی بیدار شدم دیدم که دستام و پاهام تخت بسته شده و نمی‌تونم تکون بخورم جیغ کشیدم و صداش زدم. تو چهار چوب در دیدمش که میخنده با ترس نگاه‌ش کردم یه دستگاه دستش بود دکمه‌ش زد و اون دستگاه روشن شد.<br />
با وحشت نگاه‌ش کردم. دستگاهی که بعد فهمیدم اسمش ویبراتوره رو گذاشت بین پام روی کصم اما داخل نبرد</p>
</h2>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d9%86-%db%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173418</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 17:14:09 by W3 Total Cache
-->