<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>بیغیرتی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%a8%db%8c%d8%ba%db%8c%d8%b1%d8%aa%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 May 2024 15:14:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بیغیرتی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس تری سام مادر و دختر با دوست پسر خوش شانس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Sep 2019 05:40:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اصراریه]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوناهم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختا]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بیابون]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکه]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاست]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابونده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ریختیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمونو]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[کونشون]]></category>
		<category><![CDATA[کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایستا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دانشجو دوست شدم و اولین فیلم سکسی سکسمون هم با یکم اعمال زور انجام شد .توی این داستان از اسم مستعار استفاده می کنم. من کامران و سکسی دوست دخترم هم مینا . بعد از شاه کس مدتها سکس توی خونه به این نتیجه رسیدیم که سکس تکراری و مسخره ی شده کونی من همیشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دانشجو دوست شدم و اولین فیلم سکسی سکسمون هم با یکم اعمال زور</h2>
<p>انجام شد .توی این داستان از اسم مستعار استفاده می کنم. من کامران و سکسی دوست دخترم هم مینا . بعد</p>
<h3>از شاه کس مدتها سکس توی خونه به این نتیجه رسیدیم که</h3>
<p>سکس تکراری و مسخره ی شده کونی من همیشه دنبال سکس های جدید میگردم و معتقدم همه باید با هم سکس</p>
<h4>کنن جنده حتی سکس های فامیلی و ضربدری. بگذریم بهد از</h4>
<p>سکس هایی که داشتیم و برامون پستون تکراری شده بود تصمیم گرفتیم که یک کار متنوع بکنیم یکی از دوستای من</p>
<h5>خیلی بهم کوس اصرار میکرد براش یه دوست دختر پیدا کنم.</h5>
<p>از اونجایی که مینا یه دوست به اسم سارا داشت با اصرار کردن من به اون دختره و فشارهایی که مینا آورد سکس داستان اونا رو با</p>
<h6>هم دوست کردیم چند باری با اونا بیرون ایران سکس رفتیم دور</h6>
<p>زدیم و کم کم اونا با هم دوست شدن و ارتباط تلفنی برقرار کردن و با هم خیل لاو ریختن. یه سری به دوستم گفتم بیا اینا رو ببریم توی بیابون . یا تپه خارج شهر به بهانه کوهنوردی اونم گفت باشه بهش گفتم دلم میخواد سارا روت باز بشه و با هاش سکس کنی اوم گفت باشه. یه روز که بعد دانشگاشون رفتیم دنبالشون تقریبا هوا تاریک بود و اصرار کردیم که بریم خارج شهر. و به سختی اونا هم قبول کردن. من به امیر گفتم من که از سکس فضای باز خوشم میاد من زیدمو میکنم تو هم اگه خواستی بکن.من یه کاری میکنم سارا حشری بشه .اونجا که رسیدیم تاریک بود و ترسناک هر لحظه ممکن بود مامور ها بیان بلاخره تا بالای یه تپه رفتیم و من به مینا گفتم بیا بریم 10 متر اونور تر تا اونا راحت باشن بعد کنار مینا نشستم و ازش یه لب گرفتم بهش گفتم میخوام بزنم به در بیغیرتی یه جوری که اونا ببینتنمون اولش قبول نکرد گفت من جولوی سارا خجالت میکشم بهش اصرار کردم قبول نمیکرد گفتم دوست من امیر کونی تر از این حرفاست ببین دوستتو چه جوری بکنه قبول نمی کرد به نظر من وقتی همه خجالت میکشن یکی باید پررو باشه و جرقه سکس بزنه و از طرفی به امیر قول داده بودم مینا بکنم تا سارا هم راه بیاد .بلاخره بعد از کلی بحث اجازه داد دسنم ببرم توی مانتوش و سینه هاشو بمالم.همینطور میمالیدم و مینا داغ شد اونا هم متوجه شده بودن و کار داشت خوب پیش میرفت دیدم امیر سارا بقل کرده داره بوسش میکنه دیگه پرروتر شدم گفتم دکمه های مانتو تو باز کن سینه هات بنداز بیرون قبول نکردبه زور باز کردم هی میگفت ما که با هم تو خونه همه کار میکنیم چه اصراریه جلوی اینا .بهش گفتم این سکس تا ابد توی ذهنت میمونه بالاخره در آوردم و میمالیدم اصلن خوشش نمیومد میگفت میبینن من بهش میگفتم خره من می خوام اونا ببینن.بعد بلند شدم کیرم در آوردم گفتم بخور گفت این یکی اصلن و بعد رازی شد یکم بخوره امیر و سارا داشتن شاخ در میاوردن از کار من کم کم اونا هم یک راه اومدن تقریبن امیر هم داشت گردن اونو بوس می کرد داد زدم بهشون گفتم خوش میگذره اونا هم خندیدن گفتن به شما بیشتر کم کم کیرم راست شده بود گفتم مینا اگه همسرم هم بشی من دوست دارم زیبایی های تورو به یه پسر نشون بدم همیشه بهش میگفتم توی خونه جلوی داداشت سکسی بگرد سوتین نبند و دامن کتاه بپوش.و از اینکه تو رو زیر یه پسر خوشکل ببینم خیلی خوشحال میشم چون دوست دارم و دوست دارم و تمام لذتهای دنیا برای تو میخوام.مانتوشو در آوردم ساعت 8 شب بود باید کارمونو میکردیم تا اونا به خوابگاه برسن من هم شلوارمو داده بودم پایین و کونم بیرون بود چون سفید و خوش اندام هستم دوست داشتم مینا منو ببینه دست مینا رو گرفتم گفتم پاشو میخوام عشقمو امیر ببینه مینا یه کمر باریک داشت با یه کون نسبتن گوشتی پا شد بغلش کردم دکمه شلوارشو باز کردم داشت لبامو میخورد مست شده بود شلوار لیشو تا زانو کشیدم پایین و سینه هاشم از توی تاپش در آوردم گفتم رو به انا وایستا من میرم پشتت و کستو میمالم میخوام امیر و سارا ببینن یه نگاه به اونا انداختیم دیدم امی رفته روی سارا و بد بخت روی همون سنگای کوه خوابونده و و داره کیرشو از رو شلوار به سارا میماله خیلی حال میکردیم داد زدم بچه ها موافقین تو تاریکی لخت اون طرف کوه بریم پایین و لباسامونو همین جا بگذاریم اولش دخترا ترسیدن گفتن ما میترسیم تاریکه من و امیر لباسامونو کندیم و فقط با شرت و کفشای پامون جلوشون ایستادیم گفتیم شما ها هم در بیارین قبول نمیکردن گفتن ما رو ببرین خوابگاه . گفتیم اگه همکری نکنین ولتون میکنیم سگا بخورنتون واقعا کار خطر ناکی بود چون اونجا نزدیک شهر بود و پلیسا گشت میزدن اونا راض شدن و بعد از دعوا و اصرار ما لخت شدن تصمیم گرفتیم از قله تا پشت کوه لخت بدویم اونا هم با شرط و کرست و کفش شروع کردیم به دویدن و وسطای راه به امیر گفتم اینجا ترسناکه بی نقشه عملی کنیم بهشون گفتیم بیاین مثل ببچگیا قطار بازی کنیم هرکی به زید خودش از پشت بقل کنه اوناهم بدبختا قبول کردن همینجوری چسبیدم به مینا و امیر هم به سارا گفتم قطار 2 تایی که نمیشسرد هم بود تا حدودی رسیدیم به یه تخته سنگ بزگ از قد خودمون. گفتیم بچه ها خیلی سرده یکم اینجا به هم بچسبیم و 4 تایی قطار چسبیدیم به تخته سنگ دیگه زدیم به اوندرش و کیرامونو تو کونو عشقامون میمالیدیم سینه های سارا از پشت روی کمر من بود و من داشتم مینا میچسبوندم به سنگه کیرم تو کونش میکردم چند بار کردم و برگشتم از جولو سرا بقل کردم کیرم توی کوسش کردم امیر گفت زید مارو میکنی دستت درد نکنه نم بهش گفتم تو هم مینا رو بکن مینا شتکی شد ول قبول کرد یه سکس 4 تایی زدیمو با اینکه سارا از جلو بقل کرده بودم با انگشتم کس مینا میمالیدم و میگفتم عشقم بمال خودتو به امیر دوست دارم امیر هم همینطور بعد از اینکه کارمون تموم شد آب داشت میومد مینا و سارا از جلو تو بقل هم کردیم و آبمونو توی کونشون ریختیم واقعا سکس جالبیه به زن و شو هرا هم پیشنهاد میکنم اینجور سکسی داشته باشن که از دستشون میره.به نظر من همونطور که زن تو به شوهر اون حال میده زن اونم به تو حال میده. و این یه راز میمونه اگه کسی بخواد لو بده اول ابروی خودش و زنش میره.این داستان واقعی و کس و شعر نیست یکم بهش پرو بال دادم تا کیرا و کساتونو بمالین و خودتنو فرض کنین و لذت ببرین. اولین داستان سکسی که نوشتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2586</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شوهر کیرکلفت زنم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Apr 2019 05:27:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنومند]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستانی]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکلفت]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدند]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شوهر کیرکلفت زنم همسر من از شهرستان اومده بودم سکس تهران و با تحصیلات بالا در یک شرکت دولتی کار گرفته بودم و بعد با سکس دختری بنام شهین که او هم مثل خودم لاغر و ثصعیف جسه سکس بود ازدواج کردم. بعد از یکی سکس بود ازدواج کردم. بعد از یکی دو سال و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شوهر کیرکلفت زنم همسر<br />
من از شهرستان اومده بودم سکس تهران و با تحصیلات بالا در</h2>
<p>یک شرکت دولتی کار گرفته بودم و بعد با سکس دختری بنام شهین که او هم</p>
<h3>مثل خودم لاغر و ثصعیف جسه سکس بود ازدواج کردم. بعد از یکی</h3>
<p>سکس بود ازدواج کردم. بعد از یکی دو سال و بعد از اینکه شهین یدونه</p>
<h4>دو سال و بعد از اینکه شهین یدونه زایید خیلی سریع آب</h4>
<p>گرفته بودم و بعد با دختری بنام شهین که او هم مثل خودم لاغر و ثصعیف جسه بود ازدواج کردم. سکس بعد از یکی دو سال و بعد از اینکه شهین یدونه زایید خیلی سریع آب به پوستش افتاد</p>
<h5>شوهر کیرکلفت زنم تهران و با تحصیلات بالا فیلم سکسی در یک شرکت دولتی کار گرفته</h5>
<p>هم مثل خودم لاغر و ثصعیف جسه بود سکس داستان ازدواج کردم. بعد از یکی دو سال و بعد</p>
<h6>شوهر کیرکلفت زنم بعد از یکی دو سال و بعد از اینکه شهین یدونه زایید خیلی</h6>
<p>بعد از یکی دو سال و بعد از اینکه شهین یدونه زایید خیلی سریع آب به پوستش افتاد و روز به روز مثل گل شگفته میشد. قیافه ای وحشی و زیبا داشت و حالا یک هیکل سکسی تمام عیار. گقتم که هر کدوم از همگارهام و دوستام که یکبار زنم رو میدیدند با من رفیق فابریک میشدند و من فکر میکردم چون آدم باحالی هستم مورد توجه دوستام هستم. گفتم که زنم اونقدر سکسی شده بود که من تا بهش میچسبیدم آبم میومد و مدت ها بود نمیتونستم شهینم رو کاملا ارضا کنم. و قصه از اونجا شروع شد که یکروز متوجه نگاه خریداری دوست و همکارم رضا به شهین شدم و متوجه نگاه شهینم هم به رضا شدم.من شهرستانی و با عیرت که ممکن بود چند ماه قبل اگر این نگاه ها رو میدیدم زنم رو طلاق میدادم نمیدونم چی شد که بهویی حس بدی بهم دست نداد. بیشتر شیفته زنم شدم و تازه داشتم متوجه میشدم این دوستان که بهر بهونه ای خونه من جمع میشن به عشق همسر خوشگلم شهین میان. بعد از اون یکشب در حال سکس با زنم اسم رضا را آوردم که خیلی تو نخ توهست. که یهویی حشر زنم جنان زد بالا و چنان حالی کرد که انگاری رضا داره میکنتش. ائنشب بعد از مدت ها ازضا شد و آبش اومد. و این شده بود کار هرشب ما گفتن از رضا و سکس اساسی با زنم. گفتم که یک شب شهین قرار ش برای من و رضا چشن تولد بگیره و من که مدهوش هیکل سکسی زنم و هیکل تنومند دوستم رضا بودم تصمیم گرفتم اجازه بدم در این تولد سه نفره زنم با لباس های سکسی و آرایش کیر رضا رو راست کنه. وقتی بهش گفتم بر خلاف انتظارم زودی قبول کرد و یک سکس اساسی با دوستم در جشن تولدمون با هم داشتن جلوی روی من و کلا بی اعتنا به من. گفتم که چقدر اونشب حال کردم که رضا با تمام وجود از زن خوشگل و سکسی من لذت میبرد و زنم که قربونش میرفتم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1519</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست دخترم به همه میداد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 23:20:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[الاچیق]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[اونورو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خرابتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقمون]]></category>
		<category><![CDATA[روشکمش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوها]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دوست دخترم به همه میداد میداد بیغیرتی دوست دختر یروز نشسته سکس بودم سفره خونه یکی از دوستا که دوستم نمیشه گف امد پیشم نشست حرف از سکس گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دوست دخترم به همه میداد میداد</p>
<p>بیغیرتی دوست دختر<br />
یروز نشسته سکس بودم سفره خونه یکی از دوستا</h2>
<p>که دوستم نمیشه گف امد پیشم نشست حرف از سکس گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف</p>
<h3>سپیده هست تو گروه میشناسی منم سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره</h3>
<p>سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم</p>
<h4>چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد</h4>
<p>امد پیشم نشست حرف از گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم بروم نیاوردم دوست سکس دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف</p>
<h5>دوست دخترم به همه میداد بودم سفره خونه یکی از فیلم سکسی دوستا که دوستم نمیشه گف امد</h5>
<p>گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم بروم سکس داستان نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش</p>
<h6>دوست دخترم به همه میداد دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم</h6>
<p>دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف کلا جا خوردم و یه جوری شدم بدجوری کیرم راست شد هنگ کرده بودم گفتم الان باید پاشم جرش بدم ولی وقتی گفت کردمش از لذت تموم بدنم میلرزید گفتم کسشعر میگه اخه خیلی دوسش داشتم باور نمیکردم شب شد رفتم خونه با سپیده دوسه روزی بود قهر کرده بودیم بیشتر اوقات قهر میکردیم دعوا<br />
بهش پی ام دادم یهو زد بسرم یدستی بزنم ببینم سکس کرده یا نه که از یجایی شرو کردم دیدم که بله پسره پی ام داده بهم دهن لق من به تو گفتم به کسی نگفتم فلان دیدم اره جدی جدی کردتش من که به سپیده گفتم رفته گذاشته دست اون رفیقمون دیدم وضعیت خرابه شر کردم گفتم خوشم امده عشقم کشیده که پسره بلاک کرد من موندم سپیده که گف با فلانی دوست شدی قهر بودیم اینا از لج کردم منم که گردن گرفت کات کردی دوسه هفته ای بود کات کرده بودیم ک اون روحیش خرابتر میشد عذاب وجدان که یه شب پی ام داد تا صبح حرف زدیم کشید کشعر که گف اخرش تنهاس مامانش و باباش رفتن دکتر داداش کوچیکشو بردن یجای دیگه چون داداشش یه مریضی داشت .</p>
<p>زد به سرم رفتم نخش گف بیا خونمون اولین سکسم بود دستم میلرزید پشت گوشی زود رفتم حموم شب دیگ تموم بود صب چهار اینا بود که حرف زدیم بعدحموم گف میره حموم بیاد ک منم تو فکر چیکار کنم نکنم از کجا شرو کنم اومد که بعد چت کردیم ساعت شد شش نیم که گف بیا منم دلو زدم دریا و راه افتادم بدجوری استرس داشتم کلا ته دلم یجوری میشد انگار تو این دنیا نبودم رفتم خونشون کوچه رو اینور اونورو نگا کرد بچه کوچولوها میرفتن مدرسه اینا قشنگ یادمه در باز کرد گف بیا تو چشام سیاهی میرفت با ترس لرز رفتم بالا دیدم موهاشو وا کرده سلام و احوال بغلش کردم لب و بوس بفل<br />
عادی بود انگشت اینا هم قبلاکرده بودمش که خوردن لب شرو شد<br />
نمیدونم چیشده بود ولی انگار عجله داشتم خوابوندمش رو زمین گف آرمین اروم تر چته گفتم فقط هیچی نگو داشتم میخوردم که لباساشو دراوردم قبلا سینشو دیده بودم خورده بودم ولی پایینتر نرفته بودم یجوری حس انتقام داشتم یجوری حس شهوت حس ترس حس نفرت نمیدونم همشون قاطی هم بودن لباساشو کندم شلوارشو دراوردم پاهاشو دیدم ناخوداگاه دیدم صدام عوض شده کلفتر شده بود شرتشو دراوردم پاهاشو چسبوند بهم گف لباساتو دربیار لباسامو دراوردم کیرم بدجوری شق شده بود انگار منفجر میشد بیشتر از همیشه کلفتر و بزرگتر شده بود سرش شیره شده بود قبل اب شیره کیر میاد خود بخود شیرش اومده بود که رفتم نشستم روشکمش اروم رفتم بالا جلو لبش قبلا ساک زده بود ولی اینبار لخت جلوم خوابیده بود هرچند سکس کامل نداشتم کامل لخت نشده بودیم تو سینما الاچیق تجربه نصفه داشتم ساک زد رفتم بین پاهاش کسشو لیس زدم سرمو فشار میداد یهو گف بهم میشه مک بزنی مک زدم دیدم اهش دراومد برش گردوندم یکم تف زدم کف دستم کونشو کلا تفی کردم بعد کیرمو اروم سرشو گذاشتم سوراخش اون کلا دراز کشیده بود منم رو کونش خوابیدم کلشو فشار دادم تو اه کشید		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173446</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست گی و زنش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%b4/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 May 2018 04:39:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده بازی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دختر کس]]></category>
		<category><![CDATA[زن خراب]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کس دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کس کردن]]></category>
		<category><![CDATA[کون کردن]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=146644</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=187%2C140&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دوست گی و زنش" title="دوست گی و زنش" decoding="async" fetchpriority="high" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p>خاطرهای که براتون میگم واقعیه چند سال پیش تو اوج شهوتم در بدر دنبال کس میگشتم که نیاز جنسیمو بر طرف کنه دیگه برام زنومردو دخترو پسرش فرقی نمی کرد تا این که با پسری اشنا شدم 15 ساله زیبا خوش اندام واقعا چیزی از دخترا کم نداشت کم کم به هم وا بسته شدیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=187%2C140&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دوست گی و زنش" title="دوست گی و زنش" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p><p>خاطرهای که براتون میگم واقعیه چند سال پیش تو اوج شهوتم در بدر دنبال کس میگشتم که نیاز جنسیمو بر طرف کنه دیگه برام زنومردو دخترو پسرش فرقی نمی کرد تا این که با پسری اشنا شدم 15 ساله زیبا خوش اندام واقعا چیزی از دخترا کم نداشت کم کم به هم وا بسته شدیم مخصوصا اون بحدی که کاملا مطیع من شده بودو با کمی اماواگر خودشو در اختیار من گذاشت به مرور زمان دیگه حکم معشوقه منو پیدا کرد و هر وقت موقعیتی میشد حال میکر دیم گی شده بود سال گذشته با دختری دوست شد در واقع دختره مخشو زد وگیرای خانوادش ازدواج کرد با دختری که واقعا زیبا با اندامی هوس انگیز و شیطون پسر 22 عروس خانم 18 ساله ولی بازم رابطه ما ادامه داشت و برا اینکه راحتر باشیم انقدر از خوبیها و رفاقتمون برا عروس خانم گفت که پای من به خونشون باز شد و خیلی صمیمی شدیم طوری که کاملا راحت بودیم و من بیشتر شبها تا دیر وقت خونشون بودموگاهی هم شب میموندم ومشروب میخوردیم بگو بخندو فیلمو رقص و صحبت عروس خانم هم بیشتر با من گرم میگرفت تا شوهرش میگفت کاش اونم عین تو بود هیجیش به مردا نمیخوره گفتم چطور پسر خوبیه گفت اره ولی خوبیه تنها که برا یه زن اونم زنی متل من کافی نیست گفتم مشکل چیه گفت تو که غریبه نیستی راستش نه از نظر احساسی و نه سکس تمایل زیادی به من نشون نمیده خوب منم زنم تازه عروسم نیازهایی دارم . به شوخی گفتم مخصوصا با اون چیز کوچیکی که اون داره اگه هم میخواست مشکلی رو حل نمیکرد الت کوچیکی داشت خندید گفت اره واقعا</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
		<media:content url="https://avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/دوست-گی-و-زنش.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">146644</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کننده خواهرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 May 2018 06:38:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده بازی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[خواهر]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کردن از کس]]></category>
		<category><![CDATA[کس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کون دادن]]></category>
		<category><![CDATA[کون کردن]]></category>
		<category><![CDATA[کیر کلفت]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مخ زدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=146579</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=226%2C140&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کننده خواهرم" title="کننده خواهرم" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p>سلام من یک پسر17 ساله هستم که یک خواهر 22 ساله خوشکل دارم به نام نشاط . که سفیده مثل برف قد بلندو موهای بلند لخت و بور داره وهمیشه لباسهای ناجور جلوی من میپوشه مثلا همیشه یک پیرهن کوتاه ویقه باز که همشه بند کرست مشکیش معلوم و یک دامن کوتاه حریر مشکی میپوشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=226%2C140&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کننده خواهرم" title="کننده خواهرم" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="auto, (max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p><p>سلام من یک پسر17 ساله هستم که یک خواهر 22 ساله خوشکل دارم به نام نشاط . که سفیده مثل برف قد بلندو موهای بلند لخت و بور داره وهمیشه لباسهای ناجور جلوی من میپوشه مثلا همیشه یک پیرهن کوتاه ویقه باز که همشه بند کرست مشکیش معلوم و یک دامن کوتاه حریر مشکی میپوشه که هم نافش معلومه وهم سینه های سفید و بلوریش وهم شورت خوش رنگش از پشت پیداس. من عاشق خواهرم نشاط هستم . هر شب روبان موهاش رو میگیرم تو بقلم و باهاش حال میکنم . عاشق مقنعه کرپ و صورمه ایش و چادر حریر رنگیش و دامنهای کوتاهش و شال مشکی نخیش که نخهای آویزون داره که وقتی سرش میکنه از پشت برجستگی دم اسبیش معلوم میشه هستم .همیشه وقتی نشاط نیستش میرم سراغ کمد لباساش و با لباساش حال میکنم اون کرستاشو و اون شرتاشو و روسری و شالهاشو و بلوزاشو میگیرم تو بقلم و باهاشون حال میکنم.من و نشاط شبیه هم هستیم یک بار نشاط نبودش و من رفتم سراغ کمد لباساش اول آرایش کردم سفید وخوشکل شدم موهام رو هم مش اسپریی زدم بعد شروع کردم ب خط چشم و روژ کشیدن بعدش کرست و شورت توری مشکیش رو پوشیدم وبعد مانتوی آبی و کوتاهش و شال نرم ونخی بنفشش رو سرم کردم و آماده شدم تا پسر خالم بیاد آخه همه رفته بودن مسافرت، فقط من و نشاط جونم بودیم اون هم اون روز رفته بود پیش دوستش من مطمئن بودم که نمیاد. زنگ زدم به پسر خالم اون هم اومد وقتی منو اون طور دید اول یک لحظه فکر کرد من نشاطم من زود شروع کردم به لیسیدن کیرش از پشت شلوار و بعدش زیپ شلوارشو باز کردم وکیر کلفتش رو تا ته خوردم. اون منو ول کرد و رفت سراغ کمد لباسای خواهرم نشاط کیر کلفتش رو اول کرد تو تمام شورتهای خواهرم نشاط یکدفعه گفت اون شال قرمز حریری که نشاط سرش میکنه کو منم گشتم و براش پیداش کردم و با ولع خواصی باهاش جق میزد بعدش اومد سراغ من وکیر کلفتشو که بهش عادت کر ده بودم رو کرد تو کنم وهمش می گفت نشاط جونم کجایی که کیرم رو بزارم لای کونت ، بدلت رو دارم میکنم که یکدفعه دیدم در اتاق باز شد نشاط رو دیدم که با ناباوری به ما نگاه میکنه که توی اتاقش برادرش رو دارن میکنن و همه شورتهاش هم رو کف اتاق پهن شدن.پسر خالم اول ترسید من که شالش ومانتوش تنم بود فقط گفت بهزاذ این چه کاریه که دیدم پسر خاله تازه نفسم که میدونست کسی نیست که به دادمون برسه از روی من بلند شد و به زور نشاط جون رو گرفت و زورکی لباساشو در اورد.اول مقنعش رو به زور کند و کش موهاش رو باز کرد و موهای بلندش پخش شدن دور گردنش وخوابوندش رو زمین کنار من ودکمه های مانتوش رو باز کرد و تاپ صورتیش معلوم شد تاپش رو هم کندشروع کرد به خوردن سینه های خواهرم . من داشتم لذت میبردم از اینکه یه کیر کلفت خواهرم رو می خواد به زور بکنه وساکت بودم نشاط اولش جیغ میزد طول نکشید که آروم شد ومیگفت بهزاد، جان مامانی فقط بهش بگو پردم رو پاره نکنه آبرو میره. پسر خالم که دیگه تمام لباسای نشاط رو در اورده بود گفت نشاط خانوم من برادرت رو از کون کردم تو رو هم از کون میکنم. نیم ساعت نشاط جونم رو از کون کرد من هم به پسر خالمون که یه زمانی نشاط خانوم ازش حجاب میگرفت و ازش چادر رنگی نازک میزد و حالا دیگه شده بود کنندش کننده خواهر جونم نگاه میکردم و لذت میبردم و با لباساش حال میکردم که دیدم سرعتش رو تندتر کرد و آبش رو تا بیخ تو کون خواهرم نشاط ریخت من و نشاط هنوز حشری بودیم پسر خالم زود بلند شد وگفت خواهر جنده بیا کیرم رو پاک کن من هم شال خواهرم رو که سرم بود رو از سرم کندم و کیرش رو که هنوز کلفت بود گرفتم خوب پاک کردم و بوسیدم.اون زود رفت وخواهرم که یک کیر کلفت میخواست رو با انگشت ارضا کردم چون کیر من خیلی کوچیکه و نمی تونستم بکنمش وقتی ارضا شدیم تو بقل هم خوابیدیم.من دیگه بعد از اون ماجرا همیشه با لباساش جلوی خودش حال میکنم. دیگه از اون موقع خواهرم فهمید که من حس دخترانه دارم هر وقت میخواد خرید زنانه بکنه من و هم با خودش میبره و برام شالهای رنگی و مقنعه و مانتو و چادر رنگی میخره وقتنی توی خونه تنها هستیم منو آرایش میکنه ولباس های زنانه تنم میکنه و با هم میریم بیرون حتی اسمم رو گذاشته حوری و برام با این اسم ایمیل درست کر ده هیچ کس تشخیص نمیده که من پسرم.من عاشق خواهرم هستم وقتی با هم تنهاییم من صورت اون رو بند میندازم و موهای بلندش رو شونه میکنم و حتی شورتهاش رو و لباساشو وقتی خونه نیست من میشورم خیلی دوسش دارم دنبال یه کیر کلفت براش هستم روم نمیشه به کسی بگم. پسر خالم هم برگشته شهرشون.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/کننده-خواهرم.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">146579</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایش جفتی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%ac%d9%81%d8%aa%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%ac%d9%81%d8%aa%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Dec 2017 21:20:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[بی غیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چهار نفره]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زن خراب]]></category>
		<category><![CDATA[سکس]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[همسر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://avizoon.co/?p=241</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=249%2C139&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="گایش جفتی" title="گایش جفتی" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="auto, (max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p>‫من، اسماعیل نزدیک ۷ ساله در یه اداره کار می کنم. اونجا یه دوستی دارم که با هم خیلی نزدیک هستیم . قبل‬ ‫از کار با هم دوست بودیم و سربازی رو با هم بودیم و با هم در این اداره مشغول بکار بودیم . دوران مجردی‬ ‫ با هم بودیم . و با هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=249%2C139&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="گایش جفتی" title="گایش جفتی" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="auto, (max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p><p style="text-align: right;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-242" src="http://avizoon.co/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی-300x167.jpg" alt="" width="300" height="167" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=300%2C167&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p style="text-align: right;">‫من، اسماعیل نزدیک ۷ ساله در یه اداره کار می کنم. اونجا یه دوستی دارم که با هم خیلی نزدیک هستیم . قبل‬<br />
‫از کار با هم دوست بودیم و سربازی رو با هم بودیم و با هم در این اداره مشغول بکار بودیم . دوران مجردی‬<br />
‫ با هم بودیم . و با هم حموم می رفتیم ولی هیچ وقت احساس هم جنس بازی را نسبت به هم نداشتیم‬.<br />
‫بعد از استخدام هم ازدواج کردیم . منتها زنهای ما دو تا دوست بودن عین ما ولی دوران دوستی آنها کوتاه بود.‬<br />
اونا در یه باشگاه بدنسازی آشنا شده بودن . اول دوستم ازدواج کرده و من زنم رو تو عروسی اونا دیدم و‬<br />
پسندیدم‬.</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">‫زنم واقعا زیبا بود و بدن شهوت ناکی داشت .سینه هاش برجسته و پاهای کشیده و بدن سفیدی داشت . همان‬<br />
لحظه روز عقد باهاش دوست شدم‬. ‫این رو هم بگم زن دوستم هم بسیار زیبا و عین زن خودم هستش .<br />
انگار این دوتا رو از مرمر سفید تراشیدن .‬ هیچ چیزی از داشتن زیبایی و سکس کم ندارند‬.</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">‫خلاصه من و زنم بسیار شهوتی هستیم . شاید باور نکنید هر روز دو بار هم سکس داریم ولی سیر نمی شیم .‬<br />
من قبل از رفتن به اداره حتما یکبار باید باهاش سکس کنم . شب هم بعد از شام نیز این کار رو داریم‬.<br />
‫برای هر بار یه موضوعی داریم که این باعث میشه سکس ما لذت بیشتر داشته باشه . یه شب داشتیم فیلم‬<br />
سکسی می دیدم که در اون فیلم دوجفت داشتن با هم سکس می کردن .یهو زنم گفت چه لذتی داره دوتا جفت‬<br />
‫باهم باشن .من گفتم نمی دونم ولی مطمئن هستم خیلی لذت داره . بعد بهش یه چشمک زدم و خندیدم اونم خندید‬<br />
‫و افتاد توبغلم من هم بغلش کردم.لباشو بوسیدم و رفتم پایین . این هم بگم ما درست و حسابی لباس نمی پوشیم .‬<br />
‫معلوم نمیشه. هرجوری دوست داریم لباس می پوشیم . خلاصه رفتم سراغ سینه های سکسیش . نمیدونید چه‬<br />
‫سینه هایی داره . داغ و برجسته . همیشه وسطون خیس شهوته . اینو بگم که سکس من باعث شده این طوری<br />
‫باشه .همیشه سرحال و اماده تحریک نگهش داشتم . خلاصه حیفم می اید که بخورمشون . نوک سینه هاش‬<br />
‫همیشه برجسته هستن . خلاصه شروع کردم بخوردنشون . رفتم پایین تر . ناف شو بوسیدم رفتم سراغ کسش‬<br />
‫بهم گفت ببین دوست داری به یه جفت دیگه با هم سکس داشته باشیم . گفتم نمی دونم تا حالا تجربه نداشتم نمی‬<br />
‫دونم بعد از اون کار با هم چه رفتاری داشته باشیم . زنم گفت : باید این مورد رو تو روابطمون داخل نکنیم .‬<br />
این طوری شاید تاثیری نداشته باشه‬.</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">‫گفتم : حالا با کدوم زوج بتونیم این کار رو شروع کنیم . بعد سرم رو انداختم پایین و شروع کردم کسش رو‬<br />
‫لیس زدن و خوردن داشت تحریک می شد اب کسش داشت راه می افتاد . من اول زنم رو تحریک می کنم و‬<br />
بعد که به اورگاسم رسید خودم شروع می کنم‬ . ‫زنم موهامو گرفت کشید بالا و سرم رو برد بالا و لبام رو بوسید<br />
و گفت بگو این کار رو می کنیم تا الان یه‬ ‫سکسی برات درست کنم که مزه اش از یادت نره . من هم که اینطوری<br />
دیدم گفتم من که از خدامه که پیش یه‬ زوج دیگه با تو سکس داشته باشم. خلاصه یه سکسی بهم داد که تا الان<br />
هیچ کس از نوع سکس نداشته‬ کس زنم بی همتاس هر چقدر با کیرم جرش می دم باز هرروز تنگ تر میشه‬.</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">‫خلاصه اون شب به همه زوج ها فکر کردیم تا بالاخره به دوست و زنش رسیدم . دو سه هفته در این مورد‬<br />
‫فکر کردیم . خلاصه تصمیم گرفتیم این کار رو عملی کنیم . بنابراین سعی کردیم نسبت به اونا نزدیکتر بشیم .‬<br />
‫ما با هم رفت وامد داشتیم ولی سعی کردیم مراتب باز تر و سکسی تر بشه . زنم شروع کرد با زن دوستم‬<br />
‫دوباره باشگاه بره و یا تو خونه اونا و یا خونه ما با هم به حموم برن . البته قبلا دو سه مورد با هم بودن . این<br />
زنم بهم گفت‬. دوستم کم کم داشت از روابط اونا بهم شروع صحبت کرد‬.</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">‫گفت : زنم میگه که با هم به حموم میرن . با هم لخت می شن و حتی تو تخت خواب با هم می خوابن و‬<br />
همدیگر رو بوس می کنن . من هم داشت تو دلم اب می افتاد. بهش گفتم : مگه ما دوتا تو دوران مجردی<br />
با هم نبودیم‬ ؟ گفت : اخه ما سکس نداشتیم‬!<br />
‫گفتم : می بخشی ولی این دوتا جزو سکسی ترین و زیباترین زنای دونیا هستن . هر مردی دوست داره این‬<br />
جور زن داشته باشه . خوب این دوتا بهم برسن . چی میشه . دوستم داشت سرش رو تکون می داد و گفت<br />
راست میگی . خیلی شهوتین. من که سیر نمیشم هر روز سکس دارم ولی روز به روز هم تشنه تر میشم‬<br />
گفتم : من هم هر روز دو بار سکس دارم‬. ‫بعد دلم رو به دریا زدم گفتم : ببین تا حالا سکس دسته جمعی دیدی؟<br />
گفتش : اره . گفتم : نظرت چیه ؟ گفتش خوبه ولی یه بدی داره اونم اینه که زنت رو مرد دیگه ای میکنه.<br />
اینجاش بده‬ . ‫گفتم : خوب میشه قانونی گذاشت که کسی حق اینکار رو نداره . خوبه؟ یهو برگشت گفت:<br />
مگه ما می خوایم‬ ‫این کار رو بکنیم ؟ . گفتم مگه عیبی داره؟‌بهم نگاه کرد و گفت : تو راضی هستی؟<br />
گفت : زیاد بدم نمی اد‬ ‫ولی میترسم زنم موافق نباشه . و باعث از بین رفتن زندگیم بشه و چون من اونو<br />
دوست دارم نمی خوام از دستش بدم‬. . . گفتم این کار با من . باهاش کلی صحبت کردم قرار گذاشتیم<br />
نقشه رو کم کم پیاده کنیم‬.<br />
.</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">‫هفته ها و روزها گذاشت . تو روابطمون تاحدی نزدیک شده بودیم که دیگه ما زنامون دیگه تولباس پوشیدن‬<br />
‫زیاد رعایت نمی کردن . سینه هاشون باز بود . کرست نمی بستند .موقع خم و راست شدنها سینه هاشون کامل‬<br />
‫دیده می شد . مخصوص زن دوستم زیاد دوست داشت که این کار رو جلوی شوهرش بکنه. موقع نشستن‬<br />
‫شرت زنم کامل دیده می شد . فیلم های نیمه رو براحتی جلوی هم می دیدیم . خلاصه اوضاع داشت مرتب می‬<br />
شد. البته دوماه گذشت . تا اینکه کم کم هر چهارتامون اماده بودیم و می دونستیم که چه چیزی در انتظارمونه‬<br />
‫روابط من و زنم بسیار شهوتی شده بود . بعد از رفتن اونا از منزل ما دیگه کامل لخت می شدیم . تا خودمون<br />
رو خالی نمی کردیم راحت نمی شدیم . اونام همینطور بودن‬.</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">اون روز شروع شد‬:<br />
‫عصر زنها تازه از باشگاه اومده بودن و من و دوست بیرون بودیم . موقع برگشت برای شام ساندویچ گرفتیم .‬<br />
‫اومدیم درخونه . در و باز کرد رفتیم تو . دیدیم خونه ساکته . تعجب کردیم . صدای آرومی داشت از اتاق‬<br />
‫خواب می اومد . یواش رفتیم نزدیک در اتاق خواب . چی ببینیم خوبه !!! زنها داشتن با هم سکس می کردن .‬<br />
‫کس همدیگر رو می خوردن . زنامونو لخت پیش هم دیدیم . کیرم داشت راست می شد . مال دوستم هم‬<br />
همینطور‬. ‫دستش رو گرفتم و بردم نزدیک در بیرون . یواش گفت بیا یهو بریم تو اتاق و دیگه کار رو تموم کنیم . گفتم نه‬<br />
اینجوری حال نمی ده . صبر کن . کمی سروصدا می کنیم بعد اونا دست پاچه میشن نمی تونن لباس بپوشن.اونجوری بهتره‬<br />
. ‫خلاصه با باز و بسته کردن در فهموندیم که اومدیم . در اتاق خواب نیمه باز بود و میشد توش رو دید . یهو‬<br />
‫اونو با عجله شروع کردن لباس پوشیدن که ما امان ندادیم و رفتیم جلوی اتاق . زنم داشت شرت می پوشید‬<br />
. ‫سینه هاش بیرون بود و زنم دوست فقط تونست لباساشو جلوی خودش بگیره. کیرم داشت بلند میشد. ما‬<br />
خندیدیم‬. ‫اونا گفتن خوب شما که به ما حال ندادین ما داشتیم با خودمون لذت می بردیم . گفتم دوست دارین پیش ما لخت‬<br />
باشین . نگاهی بهم کردن گفتن بشرطی که شما هم لخت بشین . گفتم باشه شما باید ما رو لخت کنید . زنم‬<br />
‫شرتش رو که تا بالای زانوهاش پوشیده بود پایین داد . زن دوستم هم دستاشو پایین داد . اون پستونهای خوش<br />
‫شده بودن . زنم منو داشت لختم می کرد و پستوون های ‪ PlayBoy‬فرمش رو برامون نشون داد .</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">اونا مثل دوتا عروسک سفید‬ بودند . پیرهن زیرم رو که در اورد با یه شرت موندم که مثل خیمه شده بود<br />
البته جلوش از اب اولیه کیرم خیس‬ ‫شده بود . دوستم کاملا لخت شده بود . زنش نشسته بود زمین و کسش<br />
دیده نمی شد. داشت کیر شوهرش رو‬ ‫می مالید . زنم شرتم رو پایین داد کیرم افتاد بیرون .<br />
زنم داشت اونو لیس می زند . بعداز چند لحظه احساس‬ ‫کردم دارم خالی می شم . به زنم گفتم دارم خالی میشم.<br />
زن دوستم گفت راحت باش همین جا بریز زنم هم گفت‬ پس بریز رو پستونام . من هم صورت و پستوناشو<br />
با اب منیم خیس کردم‬ . ‫دوستم داشت اخ واوف می کرد اونم مثل من خالی کرد . زنا شروع کردن همدیگر<br />
رو بغل کردن اب منی‬ ‫هایی که به روی هم ریخته شده بودن یه هم می مالیدن . من و دوستم رفتیم و بغلشون کردیم.<br />
رو تخت دراز‬ ‫کشیدم . داشتیم زنامونو می مالیدیم . می مکدیم خلاصه محشری اونجا بپا شد بود .<br />
هر چهارتاییمون بد جوری‬ ‫عرق کرده بودیم . دوستم داشت کس زیبای زنش رو با کیرش نوازش می کرد.<br />
تلمبه های زیبا و محکم و ‫بسیار تحریک کننده ای می زد . من داشتم از نگاه کردن اونا ارضا می شدم .<br />
زنم داشت زیر من از لذت می‬ ‫مرد . پستونهای زنا داشتن به زیبایی بالا و پایین می رفتن . زنا داشتن لبای<br />
همدیگر رو می مکیدند . صدای ‫سکسی لذت بخشی از اونا می اومد . زنم گفت می خوام بیام بالا .<br />
همون جور کیرم تو کسش بود کمرش رو‬ ‫گرفتم و چرخیدم . زنم اومد بالا داشت خودش رو بالا پایین می کرد.<br />
یه مدتی اینجوری گذشت . زنم گفت‬ اینبار می خوام از پشت کسم رو صاحب شی‬.<br />
‫رو دست وپاهاش قرار گرفت . کسش از پشت زده بود بیرون . کیرم با یه فشار کم رفت تو داشت دیگه ابم می‬ اومد‬.<br />
‫دوست و زنم هم داشتن تموم می کردن . زن دوستم گفت همشو بریز تو کسم . زنم هم گفت تو هم بریز توکسم‬.<br />
‫.‬</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: right;">‫خلاصه بعد از چند لحظه چهار نفر سست و بی حال کنار هم لخت دراز کشیده بودن . دو تخت دونفری چهار‬<br />
‫نفر لخت و عرق کرده کنار هم دراز کشیده بودن. زنا وسط و مردا کنار اونا . دوتا کس سفید از اب منی‬<br />
‫.پستونای تحریک شده و کبود شده از مکیدن تا اونجا نباشین نمی دونید چقدر ادمو تحریک میکنه . بعد رفتیم‬<br />
‫حموم . زن دوستم رو من شستم و اون هم زن منو . تو حموم هم کار رو برعکس کردیم . دیگه تو اون لحظه<br />
‫همسر بودن معنی داشت . شده بودیم زن و مرد . خلاصه توی بخار حموم داشتیم یه فیلم واقعی سکسی اجرا‬<br />
‫می کردیم . زنم داشت زیر کیر دوستم داد می زد و زن دوستم از بس کسش رو با کیرم زده بودم سرخ سرخ‬<br />
‫شده بود. بعدها گفت تا دو روز حال راه رفتن درست حسابی رو نداشت . اومدیم بیرون . لباس هم نپوشیدم شام‬<br />
رو همونجور لختی خوردیم و تا صبح تو هم بودیم و از اون شب به بعد دیگه کار ما سکس بود و سکس&#8230;<br />
‫</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%ac%d9%81%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/گایش-جفتی.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">241</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/43 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 19:58:39 by W3 Total Cache
-->