<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>تابستون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:54:46 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>تابستون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چه ناز کسش رو معمله وقتی داره از کون میکنتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوهام]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبله]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سیستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[مأموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داشته باشم واقعا یکی از فیلم سکسی آرزوهام بود.خوب داستان ما بر میگرده</h2>
<p>تو تابستون سال ۸۶که دامادمون میخواست واسه مأموریت بره سوییس.و منم مأمور شدم شبا سکسی واسه این که خواهرم نترسه برم</p>
<h3>اونجا. شاه کس انگار خدا داشت منو به آرزوم میرسوند.شب اول که</h3>
<p>رفتم اونجا همراه کامپیوترش رفتم تو کونی این سایت و داستان های بچه ها رو خوندم که چجوری خواهراشونو واسه خودشون</p>
<h4>کردن.ما جنده هم هی داشتیم فکر میکردیم چیکار کنیم که خواهرم</h4>
<p>این کوس رو بده ما تا پستون ما هم فیض ببریم. بالاخره شب اول گذشت و من با هزار تا فکر</p>
<h5>و نقشه کوس خوابم برد.روز دوم که شد دیدم خواهرم نیست.رفتم</h5>
<p>نگاه کردم دیدم خانوم خوشگله رفته حمام.ما هم سریع از فرصت سوء استفاده کردیم و کامپیوتر را روشن کردیم و فیلم هایی سکس داستان رو که آورده</p>
<h6>بودم تا باهاشون جق بزنم رو گذاشتم داخل ایران سکس سیستم.و کیرمو</h6>
<p>درآوردم و داشتم جق میزدم صدای آه و ناله این دختر تو فیلم سوپر حواسم و پرت کرده بود که داشت آبم میومد منم همینطور داشتم جق میزدم که یکدفعه میخواستم پشت سرمو ببینم تا مطمئن بشم هنوز خواهرم نیومده که یکدفعه دیدم پشتم وایساده و بهم زل زده و تعجب کرده.ما هم که داشتیم جق میزدیم یکدفعه آبم اومد.و خواهرم همینطور داشت به من نگاه میکرد.ما هم سریع شال و کلاه کردیم و سریع رفتم خونمون و هی میگفتم گوه خوردم.و هی دعا میکردم خدای خواهرمونو که ندادی بکنیم حداقل آبروی ما رو حفظ کن.هی میترسیدم خواهرم زنگ بزنه خونمونو به مامانم بگه. مامانم هی میپرسید چرا از خونه خواهرتاومدی بیرون گفتم با کامپیوتر کار دارم. ساعت حدودای ۶ بود که یکدفعه دیدم گوشیم داره زنگ میخوره دیدم خواهرم هستش. اول کار که برنداشتم.اس ام اسم زد و گفت گوشیتو بردار.ما هم که ریده بودیم تو خودمون یکدفعه دیدم دوباره داره زنگ میزنه.تو دلم گفتم تو هم ما رو گاییدی اگه میخوای به مامان بگی سریع بگو دیگه.گوشی رو برداشتم گفت سلام.ما هم گفتیم سلام.گفت یکدفعه کجا رفتی؟منم گفتم اومدم خونه.گفت چرا؟گفتم به خاطر کار بدی که کردم.اونم گفت پاشو پاشو بیا اینجا کارت دارم.گفتم چیکار؟گفتش خودت میفهمی.بعدش تلفونو قطع کرد.ما هم شک کردیم و گفتم نکنه بابام الآن اونجاست جفتشون میخوان کونم بزارن.با هزار تا ترس و لرز عازم خونه خواهرم شدم.با ترس زنگ زدم اونم بدون این که آیفونو برداره درو باز کرد.ریده بودم تو خودم.رفتم بالا و درو باز کردم.دیدم کسی نیست که.گفتم الوووووو.کسی خونه نیست؟صدایی اومد و صدای آه و ناله خواهرم از اتاق بود.ترسیدم نکنه حالش بد شده باشه سریع رفتم تو اتاق.اومدم که برم تو اتاق یکدفعه انگار برق۳۰۰۰ولت بهم وصل کردن.دهن باز مونده بود.بله خواهرم لخت مادر زاد تو تخت خوابیده و داره خودشو میمالونه.وای شکه شده بودم.ولی خیلی خوشحال بودم و خودم و زدم به اون راه.سریع رفتم بیرون که خواهرم گفت آرش جان کجا میری؟گفتم حواسم نبود ببخشید نفهمیدم که تو اتاقی اونم بلند گفت نمیخوای خواهرتو جر بدی.منم مات و مبهوت نیشم را باز کردم و گفتم چرا خواهرم الآن میام دوباره رفتم تو اتق خودش بلند شد و امد جلوم.ولبای داغشو گذاشت تو لبام.وای داشتم میسخوتم تنش داغ بود.کیرم از رو شلوار میخورد تو کسش و داشت کیرم میترکید.همینطوری که در حال لب گرفتن بودم لباسام و شلوارمو داشت در میاورد.که منم با یک شرت جلوش وایسادم بعد از لب گرفتن یک کاندوم با طعم توت فرنگی واسم آورد و شرتم را کشید پایین.و کاندومو گذاشت تو کیرم.یک اسپری تأخیری هم بهم زد.و شروع کرد به خوردن کیرم.وای سر کیرم را لیس میزد خوایه هام رو میخورد.منم بهش گفتم تو کاری نکن میخوام تو دهنت تلمبه بزنم.و شروع کردم به تلمبه زدن وای چه حالی میداد.سر کیرم میخورد تو لبای داغش.بعد کیرم رو از دهنش درآوردم و گذاشتم لای پستوناش و هی بالا پایین میکردمو تلمبه میزدم اونم سینه هاشو محکم گرفته بود.چه سینه نرمی داشت وای الآن که دارم مینویسم کیرم داره منفجر میشه شما رو نمیدونم.گفتم مگه میشه سینه به این نرمیو نخورم و شروع کردم به مکیدن سینش و سر پوستوناشو گاز میگرفتم.اونم به جاش داد و فریاد میزد و میگفت کسمو بخور منم رفتم سراغ کویش یک ذره مو نداشت شروع کردم به لیس زدن کوسش چچولشو پیدا کردم و میمکیدم اونم داشت فقط آه ون اله میکرد.بعدش گفت نمیخوای منو جر بدی.منم کیرمو گذاشتم تو کسش و هی میکردمش دیدم فاز نمیده گفتم بیا بشین رو کیرم اونم کیرمو تو کسش جاسازی کرد و فرو کرد چه کس داغی.دیگه منم صدام در اومد و آه آه میکردم.اونم که داشت میمرد.یکدفعه نگام افتاد به کونش گفتم میخوام کونتو بکنم اونم با کمال میل قبول کرد.کرم برداشتم و مالیدم به کونش و چندتا سیلی محکم به کونش زدم که کونش قرمز شد.قمبلاش قشنگ در زده بود.منم کیرمو به حالت سگی کمی فرو کردم تو کونش وای چقدر داغ بود یک آخ بلند کشید.منم یک ذره صبر کردم و یکدفعه کیرمو تا ته کونش گذاشتم و داشتم تلمبه میزدم اونم میگفت جرم بده جرم بده داداشی&#8230;.وای کونش داغ داغ بود و سینه هاشم داشت مثل ژله میلرزید.داشت دیگه آبم میومد کیرمو در آوردم و کاندوم را هن در آوردم و کیرمو گذاشتم لای سینه هاش و شروع کردم به تلمبه زدن بعذ از یک دقیقه آبم اومد و ریختم تو دهنش اونم همشو جار کرد و کیرمو میمکید.بعد باهم رفتیم حمام اونجا هم هی برام ساک میزد و میخورد که بازم آبم اومد.امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه اگه دیدم راضی هستید داستان های بعدیمم برای این سایت مینویسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177697</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به جنده خانوم با گاییدن و خالی کردن آب کیر روی صورتش تقدیر میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Dec 2019 08:27:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقه]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خيابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتاي]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مينداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ندارممن]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وقت داستان نويسى ندارممن آرين فیلم سکسی 22 سالمه و خونمونم جنوب كشوره شايد خيلى در مورد غيرت جنوبيا شنيدين ،رو همين اصل مخ زدن دخترا برا سکسی پسرا شده هفت خان رستم با اينكه شاه کس من از قيافه كم ندارم قدم 170 و وزنم 80 و چهار شونه و خوشتيپم کونی خدايىقضيه از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>وقت داستان نويسى ندارممن آرين فیلم سکسی 22 سالمه و خونمونم جنوب كشوره</h2>
<p>شايد خيلى در مورد غيرت جنوبيا شنيدين ،رو همين اصل مخ زدن دخترا برا سکسی پسرا شده هفت خان رستم با</p>
<h3>اينكه شاه کس من از قيافه كم ندارم قدم 170 و وزنم</h3>
<p>80 و چهار شونه و خوشتيپم کونی خدايىقضيه از اينجا شروع شد كه من كنكور قبول نشدم و وقت زيادى داشتمو</p>
<h4>بعضى جنده وقتا با ماشين خيابونا رو متر ميكردماون روز هوا</h4>
<p>گرم بود تابستون بود ساعتاى 3 پستون بود و تاكسى كميه دختره چادرى دست زد اول رد شدم بعد ترمز كردم</p>
<h5>دنده عقب کوس گرفتمدختر عينك آفتابيشو برداشت گفت دربست .صندلى عقب</h5>
<p>نشته بودو ساكت از تو اينه داشتم نگاش ميكردم حدودا 20 ساله بود و قد تقريبا 160 پوست سفيد و صورت دوست سکس داستان داشتنى و به</p>
<h6>اين فكر ميكزم از اون دخترا مذهبيه كه ایران سکس گفت همينجا</h6>
<p>پياده ميشم يه 5 هزار تومانى در اورد من گفتم كارم مسافركشي نيست گفت: به هر حالپولو گرفتم(دليل داشتم)و شماره موبايلمو(هميشه آماده دارم)لاي 2 تا هزارى پيچيدمو دادم متوجه نشد .خلاصه رفتم خونه وفردا شبش ساعتاي 1 گوشيم زنگ خورد خودش بودميگفت ازت خوشم اومدهباورم نميشد خودشه آخه فكر نميكردم زنگ بزنهخلاصه قرار گذاشتيم فردا ببينمش با ماشين رفتم دنبالش خبرى از چادر نبود يه مانتوى مشكى تنش بود هيكل كاملا سكسى داشت خصوصا كونش ميخواست مانتوشو جر بدهسوارش كردم گفت كجا بريم گفتم يه جاي خلوت رفتيم خونه مجردى دوستم كليداش دست من بود خودش رفته بود شهرشون داخل كه رفتيم رو مبل لم داد منم رفتم يه قليون ميوه اي درست كردم و اومدم پيشش تا ديدمش جا خوردم مانتوشو در اورده بود يه تاپ چسپون سفيد تنش بود كه كاملا بزرگى سينه هاش معلوم بود و سوتين مشكى از زير تابلو بود با اون تاپ و شلوار لى شده بود مانكن اساسى تحريك شدم (يادم رفت بگم موهاش تا رو شونه هاش بود)دود قليونو با حالى آروم و ناز ميداد بيروناومدم رو مبل و كنارش نشستم بدون هيچ مقدمه اى دو تا دستم گرفتم دو طرف صورتش و لبامو گذاشتم رو لباش هيچ اعتراضى نكرد و اونم لباشو قفل كرد تا چند دقيقه فقط لباي هم ديگه رو ميخورديم زبونشو تودهنم ميچرخوندبلندش كردم تو 2تا دستام بردمش اتاق خواب انداختمش رو تخت دو نفره دوباره لب گرفتنم شروع شد اونم چنگ مينداخت تو موهام.از پشت تاپ شروع كردم به مالوندن سينه هاش خيلى سفت بودن و خوش فرم تاپشو در اورد وايشكمش يه ذره چربى نداشت و نصف سينه هاش زده بود از سوتين بيرون شروع كردم به ليس زدن اطراف نافش اين كار دوس دارن دخترا. چشاشو بسته بود و ناله ميكرد كه من بيشتر تحريك ميشدم رفتم پاين تر دكمه شلوارشو باز كردم و درش اوردم و شورت سفيدش خيس شده بود روناي نرم و سفيدش خود نمايى ميكرد يه دفعه خودشو از زير من كشيد بيرون و منو به پشت خوابوند همينطور كه لب ميكرفت دكمه هاى پيراهنمو باز كرد و رفت پايين و شلوارمو در آورد كيرم داشت شورتمو سوراخ ميكرد از پشت شرت كيرمو مالود چند بارى بعد درش آورد مثل دكل راست شده بود با دست يه تكونى دادت بهش و مثل ديونه ها شروع به ساك زدن كرد داشتم ميمردم ايقد قشگ ساك ميزد كه نزديك بود آبم بياد كه سرشو دادم عقبحالا نوبت من بود سوتين و شرتشو در اوردمكوس ناز و تميزى داشت يه تار مو هم نداشتمن از ليسيدن خوشم نميد برا همين گفتم پرده دارى يا نه ؟جواب نه بودكير شق شدمو گذاشتم دم كوسش و با تمام قدرت تا ته كردم تو(كيرم 17 سانت و كلفته)جيغ بلندى كشيد من كيرمو در اوردماينبار اروم دادم تو و عقب و جلو كردم ديدم دارم از فرط حشريت لباشو گاز ميگيره و ناله ميكنه يه 5 دقيقه ادامه دادم تلبمبه زدنمو گفتم حالت از عقب ميخام چرخيد به رو شكم و بالش دادم زير شكمش تا كونش بالا بياد با انگشتام با كونش و رفتم تا جا باز كنه كيرمو با آب كوسش خيس شده بود گذاشتم دم سوراخ تنگ كونش و اروم دادم داخل كه اهش در اومد آروم عقب و جلو ميكردم ديدم بدنش لرزيد و ارضا شد من دوباره تلبمه ميزدم احساس كردم ابم داره مياد دوباره به پشت خوابيدمش و كيرمو كزم تو كوس تپلش و چند بارى عقب جلو كردم آبم داشت ميومد گفت بريز تو دهنم كيرمو تو دوش كرد و ابم با تمام قدرت خالى كردم و ولو شدم تمام ابمو قورت داد بماند كه يه حموم دو نفره زديم چند بار ديگه سكس داشتم باهاش اگه وقت كردم براتون مينويسمحتما حتما نظر ياتونرهتا خاطره ديگه . . .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177701</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده کوچولو سوئدی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2019 10:16:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتتا]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رانهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کمی تپلم.از زمانی که هفت فیلم سکسی ٬ هشت ساله بودم به خاطر کون گرد و تپل و سفیدی که داشتم مدام زیر بچه های محل بودم سکسی وبه همشون لاپا میدادم.خیلی ها سعی کردن شاه کس سوراخم و افتتاح کنن اما من میترسیدم و اجازه نمیدادم و چون رانهای گوشتی هم کونی دارم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کمی تپلم.از زمانی که هفت فیلم سکسی ٬ هشت ساله بودم به خاطر</h2>
<p>کون گرد و تپل و سفیدی که داشتم مدام زیر بچه های محل بودم سکسی وبه همشون لاپا میدادم.خیلی ها سعی</p>
<h3>کردن شاه کس سوراخم و افتتاح کنن اما من میترسیدم و اجازه</h3>
<p>نمیدادم و چون رانهای گوشتی هم کونی دارم به لاپا گذاشتن اکتفا میکردن.این ماجرا ادامه داشت تا زمانی که سنم به</p>
<h4>بیست جنده سال رسید و چون کمی مو داشتم روابط سکسیم</h4>
<p>با همجنسام تموم شد٬ وروم نمیشد پستون به کسی بگم بیاد من و بکنه.تا اینکه با چت روم سکسی هم جنسگراها</p>
<h5>آشنا شدم. کوس تو این چت روم وب کون میدادم و</h5>
<p>خیلی طرفدار داشتم .جلوی وب کونم و به نمایش میذاشتم و حتی خیار تو سوراخم میکردم راستش خیلی دوس داشتم یه کیر سکس داستان واقعی بره تو</p>
<h6>کونم و حسرت کیرهایی رو میخوردم که چند ایران سکس سال پیش</h6>
<p>اجازه نمیدادم برن تو سوراخم .اگه کسی هم پیشنهاد سکس حضوری میداد جرات نمیکردم برم ٬تا اینکه با محسن آشنا شدم.محسن بهم وب صورت و کیرش و داد خیلی از کونم تعریف کرد و گفت هر زمانی که مایل بودی مکان جوره.محسن یه کیس عالی بود از هر نظر اعتمادم و جلب کرد و با هم قرار گذاشتیم. دفعه اول سر قرار نرفتم راستش ترسیدم ام بالاخره رفتم.محسن با یه 206 اومد دنبالم و رفتیم خونشون.چون ظهر تابستون بود عرق کرده بودم واز محسن اجازه خواستم برم دوش بگیرم با کمی خجالت جلوی محسن لخت شدم ولی شرتم و در نیاوردم محسن با شهوت نگاهم میکرد.وقتی اومدم بیرون شرتم و پشت در حموم پیدا نکردم ظاهرا محسن برداشته بودمحسن صدام زد و رفتم تو اطاق .من برهنه کامل بودم اما محسن فقط یه شرت پاش بود.محسن بغلم کرد و گذاشتم رو تخت .خودشم کنارم دراز کشید وشروع کرد لیسیدن سینه هام.یه دستشم رو کونم میکشید ٬کم کم داشتم تحریک میشدم که محسن کیرش و انداخت بیرون.یه کیر کلفت و دراز و کمی کج.یه خورده جا خوردم و گفتم: عجب کیر کلفتی .محسن خندیدوکیرش و آورد جلو صورتم که بخورمش منم.سرش و گذاشتم دهنم وخوب با زبونم نوازشش کردم بعد هم سعی کردم تا هر جایی که میره بکنم دهنم اما فقط نصف کیرش تو دهنم جا میشد چند دقیقه که ساک زدم برم گردوند٬به انگشتش ژل زد و مالوند دم سوراخم٬ بعد انگشتش و کرد تو.وای چه حالی میداد.هنوز داشتم حال میکردم که محسن انگشتشو در آورد و سر کیرشو گذاشت دم سوراخم.خواستم بگم هنوز سوراخم وا نشده که محسن کیرش و فشار داد ٬یه درد عجیبی تو تنم پیچید.محسن اینقد شهوتی شده بود که به ناله های من توجهی نمیکرد٬ خودم و از زیر محسن کشیدم بیرون و ازش خواستم بخوابه تا رو کیرش بشینم .دوباره به کیرش ژل زدم و روش نشستم. سرش که رفت تو٬ چشامو بستم و یه دفه کیرش و تا ته فرستادم تو.محسن آروم آروم تلم میزد ٬سوراخم داشت جا باز میکرد اما از بس کیر محسن کلفت بود بازم درد داشت.تا اینکه حالت سگی گرفتم و براش قنبل کردماینبار کیر محسن راحت رفت تو.به محسن گفتم کیرت تا کجا رفته تو؟ محسن از رو شهوت آهی کشید و گفت تا ته و شروع کرد به تلم زدن.وقتی تخمای محسن به کونم میخورد خیلی حال میداد منم آ ه آه میکردم.دستای محسن رو کونم بودو هر بار که تلم میزد به کونم ضربه ای میخورد که دیونم میکرد .در همین حین محسن شروع کرد واسم جلق زدن که خیلی زود آبم اومد بعد یه دفه محسن تند تر تلم زد و یه دفه کیرش و تا ته فشار داد و نگه داشت٬احساس کردم کیرش بزرگتر شد.رگ کیرش و کامل حس میکردم که داره تو کونم آب پاشی میکنه.بعد از چند لحظه محسن کیرش و کشید بیرون.منم که نا نداشتم رو تخت افتادم.تا بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177571</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم عاشق گایده شدن حلقشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Dec 2019 09:47:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اسپورت]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردین]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترافیک]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[حاملگی]]></category>
		<category><![CDATA[حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درازبکشم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتا]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتری]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمون]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[‫میخورین]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[میفروشن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[قرار بود که من با فیلم سکسی هزار مصیبت و کمی هم با کمک پدرم یه پرشیا برا خودم جور کرده بودم و تو عشق اون بودم سکسی که هر روز میرفتم سر کار فقط شاه کس به خاطر ماشین که خرجش کنم شاید یکم اسپورت کردمعصر ساعت 6 تابستون 89 بود کونی که قرار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>قرار بود که من با فیلم سکسی هزار مصیبت و کمی هم با</h2>
<p>کمک پدرم یه پرشیا برا خودم جور کرده بودم و تو عشق اون بودم سکسی که هر روز میرفتم سر کار</p>
<h3>فقط شاه کس به خاطر ماشین که خرجش کنم شاید یکم اسپورت</h3>
<p>کردمعصر ساعت 6 تابستون 89 بود کونی که قرار شود با دوستم علی با هم بریم من برا ماشین زنون بگیرم</p>
<h4>رفتم جنده دم در علی گفتم بپر بیرون میریم کار دارم</h4>
<p>گفت من نمیام گفت من میرم پستون دوست دخترم رو بینم بالاخره با هزار مصیبت راضیش کردم که جون من بیا</p>
<h5>من تنهای کوس حوصله ندارم برمساعت تقریباً 6:30 بود که اقا</h5>
<p>از خونشون زد بیرون بالاخره راه افتادیم به طرف جای که کلاً وسایل اسپورت میفروشن کمی دور بود تا وقتی که اونجا سکس داستان بزاریم هزار بار</p>
<h6>دوستم همش گفت منو پیاده کن برگردم سرم ایران سکس رو همش</h6>
<p>میخورد حوصله دیگه نداشتمرسیدم و یکی از دوستام جای معرفی کرده بود که دوستش بود بعد این که چهار تا زنون رو ماشین نصب کردن با کلی علاقه و زوق هزار بار تو را چراغ ها رو روشن خاموش می کردم که فلش بزنههوا کمی تاریک شده بود تو چهارراه شهناز تو ترافیک گیر کرده بودیم اکه کسی تبریز باشه میدونه کجاست و این دوست من مثل رادیو خراب ور ور حرف میزد که زود باش زود باش دقیقاً تو چهارراه یه جای که نبش چهار راه چند تا مسافر وایستاده بود یکم جلو تر از من یه پیکان نگه داشت که مسافر سوار کنه منم چون وسط چهار راه گیر کرده بودم بهش چند تا چراغ دادم که برومن یک لحظه دیدم یک خانوم واقعاً ناز و مامانی امد طرف ما سرش رو کم خم کرد و گفت ببخشید آقا ولیعصر واقعاً دختری بود که حتی ما نمی تونستیم خوابش رو هم ببینیم! یه مانتو تنگ پوشیده بود که تا کمرش بود معلوم بود بچه تبریز نبود چون هم فارس بودمن یه نگاه به علی کردم علی یه لبخند به من زد گفتم علی چیکار کنیم چون من اولین بارم بود که می خواستم یه دختر به این ماشین سوار کنم یکم ترس و اضطراب داشتم علی با تکون دادن سرش بهش فهموند که می تونیم برسونیمشدختره سوار شود و تا نصف های راه هر 3تامون هم ساکت بودیم یهو این دوست دیونیه من برگشت گفت حالا نمی خواین برسونیمتون به یه کافی شاپ چون کاملاً معلوم بود اگه کسی می خواست سوار تاکسی بشه به من توجه نمی کرد دختر که بعداً فهمیدم اسمش الهام بود با عشوه گفت نه نمیشه من رو برسونید بعد خودتون هر کجا دوست دارید بریدمن چیزی نمیگفتم تو فکر این بودم که الان میرسیم اونجا میگه پیاده نمیشم اخه تازگی ها این کار رواج پیدا کردهعلی از جلو یه کارت برداشت و زود شماره منو خودش رو نوشت و داد به دختره گفت اگه بازم خواستین برین جای به من خبر بدین میایم بالاخره دختر رو رسوندیم فلکه ولیعصر و پیاده شد و یه تشکر کوچیک کرد و رفتیه چند روزی گذشت هر روز که من و علی با هم میشدیم علی می گفت اون دختره زنگ بزنه چی میشه! یه روز عصر بود که تو پارک با بچه ها نشسته بودیم دیدم یه شماره ناشناس بهم زنگ زد اخه اولین بار بود که شماره ناشناس زن میزد یه خانوم بود گفت ببخشید علی آقا اول اصلا نفهمیدم کیه گفتم شاید اشتباه گرفته یه لحظه قیافه علی رو روبروم نشسته بودم یاده صدای دختر و علی افتادم با چند لحظه مکس گفتم من پدرام هستم ولی علی هم پیشمه چند ثانیه بدم بهش زود به علی گفتم که همون دختر هست اونم گرفنه بودبعد یک دقیقه حرف زدن علی گفت زود باش پاشو بریم گفتم کجا؟ گفت پاشو می گم همه بچه ها هم فهمیده بودن که داریم کجا میریم به جز خود من داشتیم بودو بودو میرفتیم ماشین از پارکینگ دربیاریم که علی گفت پدرام دختره میگه مامانم این رفتن مسافرت من حوصلم سر رفته بیاین منم بردارین بریم جای علی گفت پدرام فردا جمعه شنبه هم نمیریم سر کار بیا ببیریمش ویلای ما گفتم علی میتونی کلیدش رو از بابات بگیری گفت اره بابا میگم دوتای با پدرام میریم دو روز بمونیم برگردیم گفتم علی تو راه گیر بدن چی؟ گفت نمیدنگفتم علی اول زنگ بزن ببین میتونه بیا آخه نه اون ما رو میشناسه نه ما اون رو بعد اگه رفتیم تو راه بگیرن و اینجور گفت نه چیزی نمیشه قرار شد بنزین ماشین رو من بده بقیه چیزا از علی بود علی زنگ زد براش گفت که ما می خوایم امشب دوتای بریم ویلای خودمون تو گردنه حیرا دو روز بمونیم و برگیردیم یکم فکر کن اگه میای بهمون خبر بده که تو رو هم برداریم نیم ساعت گذشته بود علی گفت پدرام این نیومد خراب شدیم بیا برگردیم پیشه بچه ها پارک که دیدم به من زنگ زد من جواب ندادم دادم علی حرف بزنه علی وقتی باهاش حرف می زد احساس میکردم چشای علی از جاش داره میزنه بیرونعلی قطع کرد گفت پدارم پههههههههههههه دختر خالش رو هم میاره گفتم علی به قران تو راه میگیرن! اگه بگیرن هم به این راحتی ول نمیکنن گفت تو نترس چیزی نمیشه! قرار شد شب ساعت 9 دربیایم یکم علی ماشین برونه یکم من. همه چیز رو با خونه ردیف کرده بودیم فکر کنم مامانه من فهمیده بود همش می گفت پدارم مواظب باشین رسیدین زنگ بزن تو راه زیاد نگه ندارین زود برگردین و از این چرت پرت هاساعت نه شد من همه وسایل هامون رو گذاشتیم صندق عقب علی زود زنگ زد که آدرس بدین بیایم دختر یه ادرس تو باغمیشه داد و رفتیم رسیدیم دوتاشون هم محشر بودن من مونده بودم که اینا این مانتو و شلوار رو چطوری پوشیدن اگه دقت میکردی خط کسشون هم معلوم بود! اول که سوار شدن دوتاشون هم پشت سوار شدن من چیزی نمیگفتم و با جی پی اس گوشیم ور میرفتم علی هم داشت دوتاشون رو با حرف های که اصلا هم سکسی نبود حشری می کرد رسیدیم پلیس راه تبریز دیدم وای معمور وایساده به ماشینا میگه مدارک تو دلم گفتم نرفته گرفتنمون علی از کنار یه 18 چرخ که به اون گفت بکش کنار رد شد جوری شد که فکرش به اون بود ما رو اصلاً ندید خلاصه یه چهل کیلومتری رفته بودیم که علی گفت یکی تون بیاین جلو من برم عقب چشمام رو ببندم میگفت چشمام درد میکنه دورغ میگفت من میدونستم که می خواد چیکار کنه کشید کنار الهام امد جلو چون من بیشتر با اون راحت بودم 1:30ساعت بود که تو راه بودیم بد جور خواب زده بودم به سرم الهام برام داشت چای میریخت من صدای ضبط رو هم زیاد کرده بودم که خوابم نبره یهو به اینه وسطی نگاه کردم دیدم بله علی دارم با دختره لب میره خواب از سرم پریده بود همش میخواستم بکشم کنار من برم عقب استراحت چون شب هم بود چراغ ماشین ها از روبرو اذیت میکردبه علی گفتم علی من خوابم میاد بیا یکم تو برون علی گفت پدرام<br />
چشمام خیلی درد میکنه می دونستم دروغ میگفت گفتم علی منم خوابم میبره! با هزار مصیبت علی رو کشیدم جلو علی گفت پس برو عقب تو با ستاره که دختر خالش بود بشین میدونستم می خواست الهام هم بازی بده ولی نذاشتم گفتم الهام هم بیاد عقب شما برین جلوما راه افتادیم همش تو دلم میگفتم چطور دوستم رو بزارم رو پاش یا چیزه دیگه ولی میگفتم یهو ناراحت میشه میگه چای نخوره پسر خاله شدی من با ترس خودم رو کشوندم وسط دوتا صندلی جلو که کنترول ضبط رو بردارم خودم رو چسبوندم به الهام چیزی نگفت احساس کردم ناراحت نشده به بهونه ی این که ساعت رو نگاه کنم دستش رو گرفتم بعد خندید گفت چته؟ بپرس بگم چنده! خندید گفت دردم گرفت فهمیدم ناراحت نشده گفتم حالا که اینطور یه گاز از گردنت میگیرم میبینی درد به چی میگن من اول یه بوس کردم از گردنش چون می خواستم حشری بشه گفتم اول بوس کردم که بعد درد کنه دیگه نمیزاری بوسش کنم تا درست بشه تا امد بگه نکن و مقاومت کنه من یه گاز کوچیک از گردنش کرفتم ولی ثابت مونده بودم دیدم بله تون صداش عوض شده و میگه پدرام جون من نکن ولی در حالی که چشماش رو بسته بود زیر گوش یواشکی گفتم بازم گاز بگیرم فقط شنیدم گفت پدرام نکن یکم گردنش رو خوردم دیگه نای نداشت حرف بزنه بهم گفت پدرام رو پات یکم درازبکشم منم از خدا خواسته قبول کردم همون طور که دراز کشیده بود من داشتم سینه هاش رو از رو تاپ که از زیر مانتو پوشیده بود میمالوندم &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; دیدم یکی داره میگه بیشعور پاشو رسیدیم خیلی رانندگی کردی خسته شدیچهار ساعت و نیم بود تو راه بودیم ولی برای من مثل برق ثانیه ها رد میشدن وقتی داشتم پیاده میشدم به گوش علی گفتم علی به الهام دست نزنی گفت چرا گفتم بعداً میگم به دختر گفتم شما برین رو تخت بگیرین بخوابین من و علی هم میریم اون یکی اتاق خواب می خوابیم ساعت 3 بود که من و علی هم خوابیدیم ساعت ده صبح بود دیدم یه صدای ناز میگه بچه ها پاشین ما حوصله مون سر رفته وقتی بیدار شودم دیدم وای دوتا دختر نار ملوس جلوم واستاده علی به گوشم میگه پدرام کودوم الهامه کدوم شتاره؟ گفتم بیشعور شتاره نه ستاره خودم هم تشخیص نمیدادم چون دوتاشون هم لاغر بودن نه زیاد لاغر دو حد خوب سینه هاشون بزرگ نبود من اصلاً از سینه ی زیاد بزرگ خوشم نمیاد ولی اندام و کمرشون خیلی خیلی خوب بود نگو از ما یک ساعت زود تر بیدار شده بودن آرایش کننرفتم که زود یه دوش بگیرم بپرم بیرون دیدم به علی از من جلوتر رفته گفتم علی درو باز کن منم بیام آخه ما مثل دوتا داداشیم هیچ چیز برامون مهم نیست وقتی دوتا تو حموم بودیم دوتا دخترا بیرون از خنده قش کرده بودن که ما تو حموم داریم کشتی میگیریم!بالاخره امدیم بیرون وای چه صبحانه ای درست کرده بودن ننم تا حال برام تو عمرم همچین صبخانه ای درست نکرده بود! نشستیم چهار تای حسابی خوردیم چون یه روز خوب در انتظار ما بود ستاره گفت علی- پدارم بیاین بریم بیرون تو جنگل بگریدیم الان هوا خوبه یکم که بگذره شرجی میشه زدم زیره خنده گفتم مامانه من گفته نرو یهو میری گم میشی میرزا کوچک خان جنگلی میشی! رفتیم یه 1ساعتی بود باهم گشتیم از تو جنگل همش الهام میگفت پدرام برا من از اون توت جنگلی ها بکن بده بعد برگشتیم ویلا علی گفت نهار رو شما درست میکنین شام رو هم ما قبول کردیم دخترا شروع کردن به درست کردن ناهار که اماده باشه بریم آستارا بگردیم بعد بیایم ناهار بخوریم همین طور هم پیش رفت رفتیم استارا علی بهم گفت پدرام ببین اگه دخترا برا آبشنگولی پایه هستن چهار تا آبجو یه مشروب بگیریم شب باید کارشون رو ردیف کنیم! منم قبول کردم و الهام رو کشیدم عقب گفتم اگه میخورین بگیریم گفن نه چهار تا زیاده همون دوتا بگیرین بسه بالاخره گرفتیم و برگشتیم ویلا رسیدیم خونه من رفتم دراز کشیدم جلو تی وی علی رفت به دخترا کمک کنه خدا میدونست کمک کنه یا&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. ولی به علی گفته بودم به الهام دست نزن اونم مثل مرد قبول کرده بودناهار و خوردیم بعد جعع کردیم الهام گفت من میرم حموم خیلی عرق کردم ستاره هم بعد اون رفت همین طور که چهار تا مون هم علاف بودیم هرکی یه جا دراز کشیده بود علی یهو گفت پدرام ببین خاک تو سرت از دیشب با برق زخیره داشیتم استفاده میکردیم پاشو بریم از جای بنزین گیر بیاریم بیایم ژنراتور رو روشن کنیم تا شب نشده دوخترا موندن خونه منو علی رفتیم بنزین گیر بیاریم همون از جاده خاکی زده بودیم تو گردنه یکی با گالون بنزین می فروخت زود گرفتیم و برگشتیم با هزار مصیبت رفتیم جور کردیم راستی خود اونجا برق داشت ولی یه ماه قبلش به بابای علی گفته بودن که برق اینجا مشکل داره برا مدتی قطع میکنیم تا تعمیر شههوا هکمی تاریک شده بود توی جنگل از لای درختا نور کم رنگ دیده میشد کم کم صدای عجیب غریب حیوانات شروع شده بود خیلی جالب بود الهام و ستاره داشتن سکته میکردن تا این که علی گفت من میرم بیرون باربیکیو رو روشن کنم تو هم جوجه ها رو ردیف کن تا غذا رو دروست کنم ستاره جلو تی وی بو من و الهام هم که بهم خیلی کمک کرد داشتیم غذا درست میکردیم سی سیخ جوجه کشیدم چهل دفعه من الهام رو بوس کردم اونم هی عشوه میومد بعد همه چی رو آماده کردیم تا شام بخوریم علی رفت یه اب انار و یه مشروب و دوتا آبجو آورد گفت خالی خالی که نمی چسبه شام رو خوردیم من زیاد مشروب نخوردم چون می خواستم این لحظه ها به یادم بمونه دخترا هم زیاد نخوردن یکی همون علی خودش بود که خیلی در حد مرگ خوردگفتم علی امشب من با الهام می خوابم الهام به خودش امد یهو گفت شتر در خواب بیند پنبد<br />
انه می دونستم داره ناز می کنه دست الهام رو گرفتم گفتم ما دوتا میریم یکم تو بالکون بشینیم شما هم یه بلای سر خودتون بیارید من زود پریدم قلیون رو جور کردم دوتای تو بالکون بودیم که من به الهام گفتم الی میزاری بوست کنم گفت تو که از صبح صد بار بوس کردی چیزی نگفتم داشتم به روبرو نگاه میکردم دستم رو انداختم دور گردنش به گوش اروم گفتم گل من دوست دارم با این که از من 2 سال بزرگ بود ولی یه حس خواصی داشت بهش گفتم الی چشمات رو ببند و شرو ع کردم گردنش رو خوردم یه پنج دقیق میشد که من داشتم گردنش رو می خوردم و دستم لای دوتا پاش بود پاهاش رو چسبونده بود به هم گفت پدرام دوست دارم ولی اینجا نمیشه ستاره میدا می بینه گرفتم بغلم گفتم ببرمت اتاق با صدای نازش و حشری بودن صداش گفت ستاره ببینه بد میشه منم که میدونستم علی الان داره ستاره رو میکنه گفتم اگه ببینه میگم خوابش برده از این حرف من خوشش امد و سرش رو گذاشت رو شونه ی من گفتم بغلم بردم تو اتاق گذاشتم رو همون تختی که دیشب با ستاره خوابیده بودن گفت پدراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام گفتم چی شده گلم؟ گفت میای پیشم یا تنهام میزاری؟ دراز کشیدم کنارش سرش رو گذاشت رو دستم با هم روبرو بودیم بهش گفتم الی من تو رو می خوام و بعد همین حرف لبم رو گذاشتم رو لبش شروع کردم به خوردن لبش هیچ عکس العملی نشون نمیداد دستم لای موهاش بود برای اولین بار توی عممرم داشتم به راحتی که الان کسی میاد یا کسی گیر میده چیزه دیگه با خیال راحت سکس میکردم چشماش رو بسته بود گفتم الی چی بیشتر دوست داری گفت تو هرچی دوست داشته باشی گردنش رو خوردم از این کار خیلی خوشش می یومد داشتم براش سینه هاش رو میمالوندم میگفت محکم فشار بده گفتم الی میخوای لباسهاتو در بیاری گفت می خوام تو دربیاری خونه و اتاق خیلی ساکت بود فقط صدای کردن علی و ستاره میومد دیدم که این صدا داره این لحظه ی من الی رو به هم میزنه با گوشیم یه آهنگ ابرو گوندش ملایم باز کردم و گذاشتم رو ریپیت که دوباره تکرار بشه به الی گفتم پا میشی تاپت رو در بیارم گفت باشه ولی نایی نداشت براش در اوردم موند یه سوتین و شلوارک سفید که شرت مشکشی که بدنش عرق کرده بود دیده میشد بوی عرق نبود بوی خواصی میداد محشر بودمحکم گرفتم بغلش کردم گفتم الی کاری میکنم بهترین لحظه ی زندگیت باشه شروع کردم به خوردن گردنش آروم رفتم پایین تر همش الی میگفت پدرام دارم تو آتیش میسوزم آه میکشید و چشماش بسته بود و اشک میریخت منم داشتم نوازشش میکردم سوتین ش رو در اوردم وای الان میدیدم بدنش چی بود و هست سفید تمیز یه لک هم نداشت دو تا سینه سفید که سر سینه هاش قهوه ای تیره دورش هم صورتی کم رنگ بود بهش گفتم الی اینا ماله کیه گفت مال پدرامم هست براش خوردم آه میکشید و گریه میکرد گفتم گلم چرا گریه میکنی گفت دست خودم نیست گفت شاید هم از روی دوست داشتن هست رفتم پایین تر داشتم شیکمش رو بوس میکردم از این کار هم خیلی خوشش امده بود زیپ شلوارکش رو کشیدم پایین دستم رو گذاشتم رو کسش خیلی خیلی داغ بود داشت می سوخت گفتم الی چرا این همه داغ بدنت گفت گلم میخوام سردش کنی اولش نگرفتم چی گفت بعد فهمید که می خواد ارضاش کنم شلوارک و شرتش رو دراوردم یه فرشته ی ناز یه دونه واقعاً تمیز و بدون لک بود مثل این بود که قبلاً دست نخورده پاهاش رو باز کردم براش کسش رو تا ارضا بشه خوردم یک لحظه دیدم میگه پدرام محکم بغلم کن بغلش کردم و با دستم کسش رو میمالوندم آب کوسش جاری شده بود بوی خوبی داشت یک لحظه محکم منو بغل کرد و بدنش لرزید فهمیدم ارضا شده گفت پدرام نمی خوای خودت لباس هاتو دربیاری؟ یادم افتاده خودم لباس همو درنیاوردم ولی الی لخت لخت هست گفت پدرام من خجالت میکشم من جلوی تو لختم ولی تو &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. منم زود لباس همو در اواردم ولی شرتم مونده بود الهام گفت پدارم من از ساک زدن بدم میاد نگو برات این کارو بکنم منم قبول کردم الی تازه به خودش امده بود گفتم پس چیکار کنم بکن تو کسم دیدم آخه خشک که نمیشه کیرم رو کردم لای پاش که یکم خیس بشه وای لا پای کردن دوختر هم خیلی حال میداد کیرم رو گزاشتم دم کسش گفتم گل من نمیترسی که گفت نه زود باش که من الان میمیرم نکنی تو آروم فشار دادم تو وای انگار رفته بود تو کوره آتیش کرده بودم همش رو که تا ته کرده بودم تو دیدم یه اه بلندی کشید گفت پدرام میدونی &#8230;..؟ گفتم گلم چی رو میدونم؟ گفت میگم یه ده دقیقه بود داشتم تلنبه میزدم گفتم داره ابم میاد قدری گریه کرده بود که دیگه حال حرف زدن نداشت گفت بزار بریزه توش منم خالی کردم همون جا همون طور که تو بغلم بود با گریه گفت پدرام سرطان کبد درام واقعاً حالم خیلی بد شده بود رفتم یه قرص ضد حاملگی اوردم و خورد با گریه تا صبح تو بغلم خوابیدصبح بیدار شدیم اصلاً باورم نمیشد که دیشب خواب بود یا واقعیت چون اصلاً حوصله نداشتم به علی گفتم ظهر برگردیم و برگشتیم تبریز تا تبریز اصلاً تو خودم نبودن همش الهام صدام میکرد یهو به خودم میومدم و&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;بعد ها بهم گفت من تا حال با کسی سکس نداشتم پردم هم خودم با دستم پاره کرده بودن به قرانی که تو ماشینم بود دست زد قصم خورد و من اولین و آخرین کسی بودم که باهاش سکس کردمتا این که دو هفته پیش از پیشم رفت واقعاً دوسش داشتم!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ad%d9%84%d9%82%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177476</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف جنده خانوم کیر خوار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Dec 2019 09:10:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگولک]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بپیچونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پایینبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارت]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دارممن]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شرمندم]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرخالم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنماون]]></category>
		<category><![CDATA[کنمفقط]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:من]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و که من 14 یا فیلم سکسی 13 سالم بود و دیگری 4 ماه پیش.اول از خودم بگم که فوتبال بازی میکنم و قدم 174 سانته و سکسی 63 کیلو هستم و به قول خواهرم شاه کس قیافه دخترکشی دارم.من یه دختر خاله دارم که اینجا بهش میگم سارا.این سارا خانم ما کونی 15 سالشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و که من 14 یا فیلم سکسی 13 سالم بود و دیگری 4</h2>
<p>ماه پیش.اول از خودم بگم که فوتبال بازی میکنم و قدم 174 سانته و سکسی 63 کیلو هستم و به قول</p>
<h3>خواهرم شاه کس قیافه دخترکشی دارم.من یه دختر خاله دارم که اینجا</h3>
<p>بهش میگم سارا.این سارا خانم ما کونی 15 سالشه اما بدن داره در حد زن 25 ساله.این سارا خانم از کودکی</p>
<h4>با جنده من بزرگ شده ولی من سعی میکردم بهش نزدیک</h4>
<p>نشم.من یه دوست دختری دارم به پستون اسم مهسا که از 17 سالگی باهاشم و میخوایم با هم ازدواج کنیم.و من</p>
<h5>به همین کوس دلیل اصلا به اون نمی خواستم خیانت کنم.اوایل</h5>
<p>تابستون 84 بود که خاله من که خیلی مومنه رفت سفر حج و متاسفانه این سحر خانم اومد خونه ما.من اصلا به سکس داستان اون محل نمیدادم</p>
<h6>ولی اون همش نخ میداد و عشوه میومد.یه ایران سکس روز در</h6>
<p>حال صحبت با مهسای عزیزم بودم که اومد اتاقم و من چون پشتم بهش بود ندیدمش.اون رفت پای لپ تاب من و اونو باز کرد.من دیدمش گفتم چیکار میکنی؟گفت:میخوام عکساتو ببینم.منم گفتم مهمونه زشته اذیتش کنم.بهش گفتم فقط تو پوشه M نرو.تو اون فولدر عکسای خصوصی از منو مهسا توش بود(لازم به ذکره من تا الان با مهسا سکس نداشتم و نخواهم داشت چون عاشقشم و جز خواهر بزرگم کسی جریان مهسا رو نمیدونست).من چون حرفام خصوصی بود رفتم تو اتاق پدرم و بعد 10 دقیقه اومدم اتاقم دیدم سریع از یه پوشه اومد بیرون.من شک کردم اما به روش نیاوردم.بعد که رفت من رفتم recent document رو نگاه کردم دیدم بعله اون اشغال تمام عکسای منو مهسا رو دیده.خیلی عصبی شدم و چیزی نگفتم شب که تو اتاق خواهرم خواب بود اس ام اس دادم بیا اشپزخونه کارت دارم.(خوشبختانه وضع مالی پدر من و شوهر خالم خوبه و ما موبایل داشتیم)اونم اومد سریع زدم تو گوشش گفتم کثافت مگه نگفتم تو او فولدر نرو چرا رفتی؟با هق هق گفت:اخه کنجکاو شدم.گفتم که حیف مهمونی والا میدونستم چیکارت کنم.اون رفت خوابید اما کینه منو به دل گرفت.2 روز بعد خواهرم که 27 سالشه و اون موقع دانشجو بود با عصبانیت اومد اتاقم و گفت:سعید واقعا حیوونی!اشغال هوس باز! چرا با سارا این کارو کردی؟ من با تعجب گفتم:تقصیر خودشه اون عکسای منو مهسا رو بی اجازه دید.خواهرم گفت:اونوقت تو کثافت باید ازش باج بگیری؟باید عفت یه دخترو لکه دار کنی؟باید بهش تجاوز کنی عوضی؟من که داشتم شاخ در میاوردم گفتم:چی؟ من؟ من ازش چندشم میشه بیام اونکارا رو باهاش بکنم؟ اما خواهرم گفت:اس ام اس تو رو دیدم که گفتی بیا اشپزخونه کارت دارم!!! و من دیگه دفاعی نداشتم فقط سرمو انداختم پایین.بعد این قضیه ابروی من پیش پدرمو مادرمو خالم و شوهرخالم رفت!!!اما بعد چند ماه خواهرم که از سارا سوتی دیده بود حرف منو باور کرد.اما ابروی من و دامنم لکه دار شده بود و شدم مثل ببر زخمی!!!!!تا امسال داشتم تو اتیشه انتقام میسوختم که من تو کنکور 89 با رتبه خوب ریاضی تو رشته مهندسی قبول شدم.این خبر مثل توپ تو فامیل ترکید و کل فامیل شب جمعه شام اومدن منزل ما.تو مهمونی اما من فقط حواسم به سارا بود که زل زده بود به من.و تو یه فرصت یه چشمک تپل به من زد که کم مونده بود ابم بیاد.گذشت تا شب بعد صحبت با مهسا جونم اماده خواب شدم که یه اس ام اس اومد به این مضموم:((سعید جونم من واقعا شرمندم!من دوست نداشتم تو دردسر بیفتی.من چون دوستت داشتم و عاشقتم وقتی عکساتو با اون دختره(مهسارو میگفت) دیدم عصبی شدم و دروغ به همه گفتم که تو میخواستی منو تو اشپزخونه انگولک کنی و منو میمالوندی! شرمندم عزیزم.اما من عشقتم دوستت دارم.بیا و منو ببخش.من عوضش جبران میکنم مهندس .اشتی گلم؟))منم که فرصت گیرم اومده بود برحلاف میلم گفتم اشتی!!!تا شبای اخر تابستون با اون اس ام اس بازی میکردم تا اینکه شب موعود رسید:همه خونه مامانی جمع بودیم چون عروسی دایی کوچیکم بود که پسر داییم ایمان گفت:شنیدی سعید سارا جنده شده؟گفتم:جونه من؟ از کی؟ تو از کجا میدونی؟ گفت:اقا رو! 6 ماهه.من یه بار کردمش اما مثل اینکه open نیست.و من اون شب کارمو عملی کردم!نصف شب اس ام اس دادم:بیا ساعت 2 تو حیاط.اونم جواب داد امشب ماله تو هستم عشقم.تا که ساعت 2 شد اونم اومد.اول گوشیشو گرفتم و اس ام اس خودمو پاک کردم.و گفتم:کجا بریم-بریم اتیق دایی الان خالیه همه هم خوابن-باشه.تو برو تا منم ایمانو بپیچونم بیام.یه ماچ از لبم گرفت و رفت.منم با ایمان قرار گذاشتم که 3 تک زنگ میزنم بیا اتاق دایی.من پاورپین و اروم رفتم اتاق دایی و دیدم با یه سوتین خوشگل صورتی و یه شرت ناز خوابیده رو تخت.منم با حسی مخلوط از شهوت و انتقام رفتم کنارش خوابیدم.و شروع کردیم به لب گرفتن.جوری لبای من میمکید که یقین پیدا کردم جندست.همین جوری که لب میگرفتیم منم لخت شدم اما گوشیمو گذاشتم دمه دست.و شروع کردم به خورئن سینه های ناز و خوش تراشش.که یه لحظه کل بدنش لرزید و منم فهمیدم ارضا شده.کمی که سر حال شد گفت:بساکم؟-یعنی چی؟ بساکی؟یعنی اون خوشگلرو بخورم؟از خدامه.بفرما/ اونم شروع به ساک زدن کرد.جوری ساک میزد که بعد 2 دقیقه گفتم ابم داره میاد گفت بکن تو کونم منم کردم تو.کونش با اینکه تنگ نبود و استفاده شده بود اما انگار کیرمو کردم تو اب گرم!! جوری حال میداد که بعد 10 تا تلنبه زدن ابم ریخت تو کونش.بعد 5 دقیقه گفت:حالا نوبت چیه؟-چیه؟-اه چقدر خنگی.باید تو ماله منو بخوری.-نه من بدم میاد.تا حالا نخوردم.اخم کرد.منم دیدم نقشه خراب میشه با اکراه شروع کردم به خوردن کس سارا اول بدم اومد اما بعد دیدم نه کلی هم حال میده.خوردم لیسیدم خوردم لیسیدم تا دوباره ارضا شد.و گفت سعیدم من یه اعترافی بکنم:-بگو گلم-من پرده ندارم-نداری؟چرا نداری؟ مگه ورزش میکنی؟-نه من قبلا هم سکس کردم.با پسر عموم.-عیبی نداره.من همین جوری هم دوستت دارم.و اون پرید بغلم و شروع به گریه کرد.منم در همین حین یه میس به ایمان زدم.گفتم:گلم فقط پسرعموت یا کس دیگه هم بوده؟-نه به جون تو.فقط اون.اونم فقط 1 بار/-باشه عیبی نداره.اما من وقتی کس تورو میخوردم فهمیدم باکره نیستی اما حالا که راستشو گفتی اشتی.-ممنون عزیز دلم.عاشقتم.تو دلم گفتم اره جون عمت.در همین لحظه ایمان اومد تو و گفت:سارا مطمئنی فقط یک بار سکس کردی؟2بار که فقط با من بود.که یه بار پرده داشتی یه بار نداشتی؟-تو از کجا پیدات شد اشغال!گمشو دروغگو-عهههه پس این فیلم چیه؟ و بعد ایمان فیلم سکسش با سارا تو اتاقشو که با وبکم کامپیوترش گرفته بود نشون<br />
داد.و بعد گفت:اقا سعید!این خانم سارا از پسر عموش حامله میباشد منم چون اصرار کرد با هم رفتیم دکتر فهمیدم.و این خانم خودشو اون حرومزادش بیان خراب شن سر تو.چون اون اقا زیره بار نمیره میگه حودت اومدی دادی.-اره سارا!راست میگه؟ دیدم هیچی نگفت.و بعد 10 دقیقه گفت:من اشتباه کردم.فقط به کسی نگین.منم قول میدم جفتتونو امشب راضی کنم.-من نمیخوام با اشغالی مثل تو سکس کنم.فقط باید به همه بگی دروغ گفتی!-باشه میگم.بعد من از اتاق رفتم بیرون و ایمان موند تا راضی بشه.بقیه ماجرا از قول ایمان:(#اول حوب واسم ساک زد و مجبورش کردم ابمو تا ته قورت بده.بعد گفتم بخوابه و منم اروم کردم تو کونش و چون حامله بود تو کسش نکردم.منم تند تند رو کونش تلنبه میزدم تا ابمو ریختم تو کونش و بعد دوباره ساک زد و ابمو تا ته قورت داد.ساعت 4 دیگه رفتم خوابیدم#)بعد اون جریان 1 هفته بعد مامانم و بابام منو شام بردن بیرون و از دلم بابت سرکوفتای این چند سال در اووردن.بعد 1 ماه گند ماجرای سارا و پسرعموش در اومد و خالم دیگه خونه ما نمیاد.یعنی خونه هیچ فامیلی نمیره.سارا هم با اقا مسعود پسر عموش عقد کردن و الان عروسه 2 ماهه پیش 4 ماهه بارداره!!!و منم مهسا رو به مادر پدرم معرفی کردم و الان مهسا عروس اینده خانواده ماست&gt; فقط دوستان یه خواهش اگر از خاطرات مولفا بدتون اومد فحش ندید.دقیق بگین اشکالو تا توضیح بدیم.موفق باشید.تا داستان بعدی بای دوستان من.نظر یادتون نره</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177482</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2019 17:00:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خبردار]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانتو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزخرفات]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میبنده]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همسایگی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیشو]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" title="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>برم کامپیوتر درست کنم واقعا فیلم سکسی دیگه این درست کردن کامپیوتر مسخره شده یک سوژه جدیدتر پیدا کنید&#8230;.و دومین نکته اینکه امان از دست همه کسایی سکسی که اینجا خاطره گذاشتن و من رو شاه کس به صرافت انداختن تا این اتفاق که هم خوب بوده و هم بد برام بیفته&#8230; کونی خاطره از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" title="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" decoding="async" /></p><h2>برم کامپیوتر درست کنم واقعا فیلم سکسی دیگه این درست کردن کامپیوتر مسخره</h2>
<p>شده یک سوژه جدیدتر پیدا کنید&#8230;.و دومین نکته اینکه امان از دست همه کسایی سکسی که اینجا خاطره گذاشتن و من</p>
<h3>رو شاه کس به صرافت انداختن تا این اتفاق که هم خوب</h3>
<p>بوده و هم بد برام بیفته&#8230; کونی خاطره از اونجایی شروع میشه که من (29 ساله) کلا تا امروز با هیچ</p>
<h4>زن جنده و دختری پولکی و یا کنار خیابونی سکس نداشتم</h4>
<p>و کلا تمام سکس هایی که پستون داشتم با دوست دخترهای خودم بوده و عادت دارم همون اول کار میپرسم اگه</p>
<h5>طرف مقابلم کوس اهلش نباشه باهاش ادامه نمیدم&#8230; بریم سر اصل</h5>
<p>داستان&#8230;تو همسایگی ما یک آقای دکتر هستش که ایشون یک دختر خانم 13 &#8211; 14 ساله داره و طبقه پایین ایشون هم سکس داستان یک دختر خانم</p>
<h6>16 ساله داره&#8230;همه با کلاس شدن تو ساختمونمون&#8230; ایران سکس این دوتا</h6>
<p>اوایلی که آقای استاد اومده بودن خونه ما زیاد باهم مچ نبودن و ماجرا از اونجایی شروع شدش تابستون شد و امتحانات جفت دخترای گل تموم شدش&#8230;اینا هر روز تو حیاط خاله بازی و این بچه بازی هارو داشتن و خب ما هم هر روز از سر کار برمیگشتیم عصر بود و این دوتا رو میدیدیم&#8230;اسماشون دختر دکتر سحر و دختر استاد مریم&#8230;خب من با این سحر کوچولو خیلی بیتشر جور بودم چونکه باباش باهم خیلی رفاقت داشتش و خیلی باهم مچ بودیم و حتی در تمام روزهای بعد از انتخابات باهم تو خیابونا بودیم و این صمیمت مارو بیشتر و بیشتر میکرد&#8230;بریم سر ماجرا یک روزی که من از سر کار برگشتم دیدم که سحر تو حیاط تنها نشسته و داره بازی میکنه خب طبق عادت همیشه که با بچه خوش و بش میکردم بهش سلام کردم و باهاش دست دادم و گفتم چیه امروز چرا تنهایی و از این مزخرفات که گفتش که مریم اینا رفتن مهمونی و من تنهامم اینم بگم که پدر و مادر سحر هر دو تا دکتر هستند و اصولا تا ساعت 8 و 9 خونه نیستن و این دختر ناز خیلی وقتا میشد که میومدش خونه ما&#8230;منم گفتم باشه به بازیت برس و اومدم بالا و بعد از 1 ساعت که یه چیزی خوردم با چایی که دستم بودش رفتم روی بالکن و داشتم منظره جلوی بالکن رو تماشا میکردم از اطاقم ویو عالیه و حواسم به پایین پرت شد و دیدم که بچه داره با عروسکاش بازی میکنه اولش زیاد توجه نکردم ولی بعد از چند دقیقه که دوباره نگاه کردم دیدم به به این کوچولوی نازم داره با عروسکاش سکس بازی میکنه اولش بازم شک داشتم ولی یکمی که توجه کردم دیدم درست فهمیدم و با یک عروسک اون یکی رو میکردش و خودش سر و صداهاشون رو در می آوردش و من گوشام خیلی تیزه و همه به خاطر این مسئله ازم فاصله میگیرن و خوب داشتم میشنیدم که بچه داره چیا میگه (خونه ما طبقه دوم هستش و تا حیاط زیاد فاصله نداره اینم گفتم بعدا کیرهاتون رو به گوش ما حواله ندین) دیگه وقتی که مطمئن شدم خواستم ببینم که واقعا اهلشه یا اینکه فقط تو عالم خودش با خودش حال میکنه الکی سر و صدا کردم و دیدم فوری نگاه کرد ببینه کی هستش و از بازی دست کشید و وقتی دید منم به بازی عادی مشغول شدش و منم که دیگه هوس یک دختر بچه تازه و عالی زیر زبونم افتاده بود ناخودآگاه گفتم سحر داشتی چیکار میکردی که یهو ترسید گفتش هیچی و منم گفتم دیدما عروسکات تکون میدادیشون نکن سرشون گیج میره (راست میگن بچه های این دوره زمونه پررو هستند) که برگشت گفتش نه اینا عادت دارن به این حرکات و خندید و منم خندیدم و از همونجا باب صحبت رو باز کردم و ازش پرسیدم به چی عادت دارن و اونم یکمی خجالت کشید و گفت همونایی که دیدی همیشه با مریم از این بازی ها باهاشون میکنیم و منم تازه شستم خبردار شد که به به مریم هم بله&#8230;از هیکلای بچه ها بگم سحر حدود 155 قد و سیه های تازه بیرون اومده که تازه سوتین میبنده با یک کس نقلی و کوچولو&#8230;مریم خب بزرگتره نسبتا و اینکه خانواده ای درشت هیکل داره سینه های سایز 70 یک کون خوشگل و طاقچه و هیکل نازی که واسه بچه 16-17 ساله عالیه و یک کس توپول نناز&#8230; هیچی دیگه هیمنجوری داشتم با سحر شوخی میکردم و چرت و پرت میگفتم که یک دفعه خواستم ببینم چفدر شیطونه گفتم من گردنم درد گرفتش اینقدر پایین رو نگاه کردم تو گردن درد نگرفتی اینجوری سرت و بالا نگه داشتی که اونم در تایید حرف من گفت چرا ولی خب شما بزرگترین زشته بخوام چیزی بگم (تو دلم گفتم چه لفظ قلم حرف میزنه) بهش گفتم میخوای مریم هم که نیستش پاشو بیا بالا پیش ما تا مامان و بابات بیان و انگار از خدا خواسته بود دویید اومد بالا منم خونه تنها بودم یعنی اصولا تنهام پدرم که تا دیروقت سر کار هستش مادرم هم یه تولیدی لباس داره و اصولا تا دیروقت کارگاه هستش و منم خیلی میرم اونجا چونکه همه خیاط هاش دخترای جوون هستند :Dسحر اومد بالا و در زدش و منم در رو باز کردم و اومد تو و اومد نشستش تو پذیرایی و مابقی حرف و شوخی هامون که میکفتن اینجوری اذیت میشن عروسکات و هی میخواستم ببینم چقدر آماده بحث سکس هستش که دیدم زرنگه و یک خط در میون حرف میزنه و یک دفعه ای بهش گفتم حالا با مریم چه بازی باهاشون میکنید که گفتش زشته و چندبار اصرار کردم تا اخرش با خجالت چند ثانیه نشون دادش و زود عرسوک هارو پرتشون کرد کنار و همین شد باب سکس ما دو نفر که بعد از این حرکت گفتم ای شیطون اینکه شیطنت های دوطرفه مرد و زنه و خندید و گفتش خب دیگه و منم یک دفعه ای بهش گفتم که میخوای واقعیشو هم بازی کنی..؟بچه یک لحظه هم ترسید و هم حس کنجکاویش داشت اذیشت میکرد ولی کنجکاوی نذاشتش که آروم بمونه و گفتش با کی و منم با انگشت خودمو نشون دادم و گفت آخه و من دیگه نذاشتم حرف بزنه رفتم پیشش نشستم و یواش بغلش کردم و گفتم آخه چی میترسی کاری بکنم و اونم با سر تایدد کردش و گفتم نترس کاریت ندارم فقط یکمی با بدنت بازی میکنم و میخورمت این کلمه آخر بدجوری به شیطنت انداختش و گفتش چه جوری که منم شروع کردم از گردنش به خوردن بدنش اولش گردنش رو چند تا میک زدم دیدم به به آماده آماده است و یواش یواش لب های خوشگلش رو بوسیدیم هیچی بلد نبود حتی لب دادن هم بلد نبودش و فقط لبام رو میبوسید بالاخره هرجوری که بود شروع کردم دوباره به خوردن گردنش و دستم رو هم گذاشتم رو سینه نازش که یک آه کوچیک کشید و خودشو شل کردش و نم همونجوری ادامه دادم و دستم رو یواش بردم زیر تی شرتش و سوتینش رو بردم بالا و سینه هاشو میمالیدم و گردنش رو میخوردم که دیگه دیدم حسابی حشری شده و شروع کردم یواش یواش تی شرت رو از تنش در بیارم اولش ترسید و نذاشتش ولی بهش<br />
گفتم میخوام سینه هاتو بخورم راضی شدش و چون خیلی کنجکاو بودش فوری تی شرت و در آوردش و منم سوتین رو باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش وای چه طعمی داشتش وای چه طعمی داشت دوستانی که سینه تازه خوردن میدونن من چی میگم بعدز از اینکه حسابی سینه هاشو خوردم نوبت رسیده بود به کسش اولش اصلا نذاشتش شلوارش رو در بیارم میترسید ولی وقتی یکمی از روی شلوارم مالیدمش کم کم راضی شد وایییییییییییییییییییییییی وقتی شلوار رو کشیدم پایین یک شورت خیس جلوم بود خودش که این صحنه رو دید کلی کنجکاو شد که ببینه چیه که بهش گفتم بعدا برات توضیح میدم و یواش یواش شورت رو از پاهاش در آوردم و سر رو رسوندم به کس خوشگلش وای اولین لیسی که زدم بچه ترکید چنان واییییی گفتش که خودم ترسیدم ولی دیدم میگه بازم زبون بزن خیلی خوبه و من دوباره شروع کردم به لیسیدن کسش و چندبار دیگه زبون زدم و تو چند ثانیه دیدم یه مایعی پاشید تو صورتم و دیدم داره میلرزه و نفسش داره بند میادش دلم نیومد ادامه بدم ولی دیدم خودش بازم میخوادش بهش گفتم استراحت کن عزیزم من همینجام تو هم هستی و حدود 30 دقیقه ای دراز کشیده بود روی مبل و منم فوری براش چایی نبات آوردم که فشارش نیوفته و از اینجا سکس های ما شروع شدش و بعدا مریم هم وارد شدش&#8230;دوستان دیگه چشمام درد گرفتش بقیه ماجرا رو بعدا میگم&#8230;نظر خواستین بدین نخواستین هم اصلا واسم مهم نیستش&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177333</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس در مکان عمومی و در ماشین با جنده فوق حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Nov 2019 06:04:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3 طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من اون موقع 17 سالم فیلم سکسی بودمن اون موقع ها اصلاً فکر</h2>
<p>بیرون رفتن و دوست دختر تو سرم رو نداشتم همش 24 ساعت پای کامپیوتر سکسی و پی اس بودمما خونمون 3</p>
<h3>طبقه شاه کس هست که طبقه وسطی مدتی خالی بود بعد سال</h3>
<p>ها از خونه تصمیم گرفتن که کونی طبقه دوم رو به اجاره بدن بعد مدتی بالاخره یه اجاره نشینی واسه این</p>
<h4>خونه جنده ما پیدا شد که این خانواده 3 دختر 1</h4>
<p>پسر بود و پدرشون هم یه پستون 18 چرخ داشت که بدبخت همیشه تو جاده ها بود مامانشون هم من تا</p>
<h5>الان هم کوس نفهمیدم کجا ولی از صبح تا عصر خونه</h5>
<p>نمی شد میرفت اون پسر هم سرباز بود که هیچ موقع خونه نمی شد من چون اصلا بیرون نمیرفتم و با کسی سکس داستان هم حرف نمیزدم</p>
<h6>یه کم خجالتی بودم بعد چند روز بود ایران سکس که من</h6>
<p>از طرف حیاط میرفتم دم در دیدم یکه از دخترها تو حیاطه با هزار مصیبت رفتم یه سلامی دادم و در رفتم بعد ها متوجه شدم که 2 خواهر دو قلو و یه خواهر کوچیک تر به اسم سپیده که دو سال از من کوچیک بود هستن. 1ماه گذشته بود که یکی از دخترا همون سپیده از طرف در دومی در ما رو زد چون ظهر بود شک کرم که این موقع کی میتونه باشه رفتم سراغ آیفون دیدم بله یکی از اونا اورده که اجاره خونه رو بده من رفتم پایین و گرفتم تو این چند ماهی که گذشته بود فقط دو بار دیده بودمشون چند ماهی گذشت و که تابستون بود که ما هم کم کم با هم رفت و امد داشتیم من میتونستم باهشون راحت حرف بزنمرداد ماه بود که کسی خونه ما نبود من هم قرص سیپروهپتادین می خوردم که زیاد گشنم بشه و زیاد غذا بخورم اثر غرص زده بود به سرم و خواب داشت دیونم میکرد ننم و بابام رفته بودن تهران منم که حس تنها موندن رو نداشتم و نارحت بودم که یهو شنیدم یکی از حیاط داره صدام میزنه پارسا چند باری صدام زد منم که اصلاً حوصله نداشتم که الان میرم میگه بیا این کامپیوتر ما مشکل داره با هزار بدبختی رفتم بالکن دیدم سپیده هست که میگه بیا من کلید ندارم موندم تو حیاط گفتم خوب من چیکار کنم گفت بیا یه جور درو باز کنم منم گفتم بزن شیشه بشکنه برو تو بالاخره منو کشید پایین رفت 3 و 4 تنه زدم به در حوصله نداشتم گفتم باز نمیشه گفتم بشین اینجا مامانت بیاد گفت مامان رفته دندون پزشکی گفتم پس ابجی هات کجا هستن گفت دودتاشونم رفتن کلاس فیزیک تو دلم گفتم عجب گیری کردیم ها گقتم بیا بریم بالا بشین تا بالاخره یکی بیاد و در رو باز کنه اونم قبول کرد او اومد اینم بگم من تا حال فکر نکرده بودم که با کسی سکس کنم به همین خاطر هم به دختری دقت نمیکردم که ببینم فرم بدنش چطور هست البته فیلم سکس و داستان میخوندماومد بالا و رفت نشست رو مبل منم برا همین که خجالت نکشه اومدم نشستم تو اطاقم بهش گفتم اگه گرمته مانتو رو در بیار پشت سرم وایستاده بود گفت چیکار میکنی گفتم هیچی سایت ها رو میگردم امد نشست کنارم بهم گفت نت ارزشی نداره همه سایت ها فیلتره چون من که خواب زده بود به سرم دوقرونیم نیفتاد که این منظورش چی هست یه چند لحظه ی گذشته بود که دستم خورد به گوشیم از رو میز افتاد زمین من که خم شدم از جلو پاهاش گوشیم رو بردارم یه بوی جالبی از تنش می یومد وقتی سرم رو بلند کردم برای اولین بار سینه ها یه دختر از نزدیک با دقت نگاه کردم باور کنید به قدری ژل زده بو که لباش که از صد متری میگفن بیا منو بخور سینه های بزرگی داشت یهو به فکرم زد که بهش بگم من فیلتر شکن دارم ها که یه بار هم ما شانسمون رو امتحان کنیم شاید برا اولین بار با کسی سکس کردمگفتم میخوای بازش کنم دیدم با کمی مکس گفت حالا زود بود جوابم رو می دادی بدونه این که جوابی بده فیلتر شکن رو باز کردم گفتم کدوم سایت رفتی که فیلتر بود الان بزن میره گفت نمیدونم به زهنم رسید یه سایت والپیپر باز کنم که عکس دخترای نیمه سکس هم توش بود ولی کلاً فیلتر نبود سایت رو باز کردم چند تا از اون عکس ها رو باز کردم گفتم به خاطر همین چرت وپرت ها فیلتر میکنن ها دیدم جوابی نداد یکم بعد گفت نه بابا منم خودم رو زدم به اون راه گفتم میخوای از این باحال تر هاشو بیارم برات فیلتر شکن رو بستم و رفتم عکس سکس براش باز کردم که چند تا دختر بودن من یه لحظه حس کردم که بدن این مثل اتیش داره گرما میده عکس ها رو عوض میکردم اونم چیزی نمیگفت تو دلم ممیگفتم دستم رو بزارم رو رونش ولی جرعت نمیکردم یه عکس باز کردم که یه پسر یه دختر رو میکرد چشمام رو بستم دسم رو انداختم رو پاش اول خودش رو یکم کشید عقب اول ترسیدم بعد دیدم هیچ عکس العملی نکرد بهش گفتم فیلم باحال می خوای باز کنم؟ گفت باشه یه فیله جالب باز کردمدستم رو بردم لای پاهش که احساس کردم یکم خیس هست بهش گفتم از این کارا کردی گفت نمیدونم! تعجب کردم گفتم مگه میشه ندونی دیدم خجالت میکشه که بگه اره گفتم میخوای با هم امتحان کنیم چیزی نگفت منم دیگه نپرسیدم دستش رو گرفتم گفتم بیا رو تخت یکم ناز کرد بعد گفتم اگه قبول نکنی من دیگه نمیتونم به روی تو نگاه کنم دیگه بی خوابی از سرم پریده بود بالاخره مخش رو زدم و خوابوندم رو تخت دستم رو بردم لای پاش و مالوندن کسش و شروع کردم به خوردن لباش خیلی جالب بود فکر کنم یه دو کیلو به لباش ماتیک و ژل زده بود که همش رو نوشجان کردن بعد شروع به در آوردن لباش هاش کردم همین طور که داشتم لباسش رو میکشیدم بیرون سینه هاش رو هم فشار می دادم یکم سفت بود ولی جالب یه شرت صورتی و سوتین هم رنگ تنش بود به شرت و سوتینش دست نزدم و داشتم زیر سینه هاش و گردنش رو میخورم نفسش تند تند شده بود یه لحظه به یادم امد که باید لباسای خودم رو هم دربیارم بهتره &#8211; که یادم رفته بود زود لباس هامو در اوردم گفتم میتونی بخوریش گفت بدم میاد گفتم امتحان کردی گفت تا حال نه ولی دوست ندارم منم دیگه اصرار نکردم رفتم پشتش و سوتین اش رو باز کردم و دیدم با دستش از جلو نگه داشته که سینه هاش دیده نشه گفتم چیزی شده گفت بیخیال شو من خجالت میکشم به حرفش گوش نکردم و از دستش کشیدم گفتم پاشو شرت رو هم در بیارم با منو من پا شد از جلو که شرتش رو کشیدم پایین یک لحظه بهم شوک وارد شد که یه دختر 15 ساله چطور میتونه پرده نداشته باشه! بعد گفتم بابا امروزا همه جنده یکی هم این &#8211; بهش گفتم اپنی گفت آره گفتم با کسی بودی گفت نه گفت به خاطر یه عمل جراحی مجبور به این کار شدم هر چه قدر پرسیدم به خاطر چی نگفت که نگفت (بعد ها هم یه پرونده داشت بهم نشون<br />
داد که ثابت میکرد توسط دکتر پردش رو برداشتن) نشوندمش رو تخت و شروع کردم به خوردن کسش یه گرمای جابی یه صورتم میزد چون اولین بارم بود و میخواستم امتحان کنم و یه کم چندشم میشد بعد دیدم نه خیلی خیلی محشره دلم میخواست محکم گازش بگیرم همین طور که میخوردم اونم چشماش رو بسته بود و داشت ناله های حشری شدن رو نشون میداد که منو دیونه میکرد میخواستم کاری کنم که به داد زدن بیفته کسش خیلی سفید بود و توش هم که صورتی بود یه رنگ جالبی داشت فکر کنم مو بر هم زده بود چون اثر از یک مو و زدن با تیغ نبود یکم که خردمش دیدم بدنش داره میلزه نفمیدم که داره ارضا میشه 2دقیقه ای گذشت گفتم از جلو دوست داری یا از پشت گفت من برا تو هستم چیکار دوست داری و از کجا دوست داری هر کاری که مخوای بکن کیرم رو گذاشتم دم کسش یه فشار محکم دادم تو کسش چون کیرم خوشک بود سخت رفت تو ولی احساس کردم سپیده دوباره جر خورد سپیده گفت جون من تکون نده که دارم میسوزم منم گوش نکردم چون میخواستم کاری کنم که مکم داد بزنه 2 و 3 باری سخت محکم عقب جلو کردم بعد روان شده سپیده داشت گریه می کرد منم تو حال خودم نبود داشتم سر پستون هاشو میخوردم و سپیده هم میگفت محکم بکن میخوام دوباره جر بخورم با دستم سینه هاشو محکم فشار میدادم همچین محکم تلنبه میزدم وقتی همش میرفت تو و بدنم میخورد به بدن اون به قدری محکم بود که از بدن من درد می گرفت دیدم که داره بدنم داغ میشه و احساس کردم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد چیکار کنم گفت بریز همون تو گفتم مشکلی نداره گفت تو کاری نداشته باش منم با تمام قدرت خالی کردم تو کسش به قدری زیاد آبم امد که ار کناره هاش میزد بیرون ازش پرسید که بچه دار میشی و بیا درستش کن گفت نه نمیشم تو نگران نباش بهش گفتم میای باهم بریم حموم گفت باشه تو حموم دوباره پارسا کوچلو بیدار شده بود گفتم میخوای این بار هم دوباره از عقب شروع کنیم گفت اشکالی نداره تو حموم آب رو باز کردم و زدم که از دوش بیاد خوب به کیرم کف زدم و (چون تو داستان ها شنیده بودم که از پشت بکونی احتمال داره خون بیاد) بهش گفتم که نترسی ها شاید خون بیاد گفت باشه عیبی نداره گذاستم دم سوراخ کونش و چشمام رو بستم گفتم درد داره ها یکم گفت میدونم محکم با هرچی قدرت تمام کردم تو کونش تا ته رفت تو کونش یه داد محکمی کشید و گفت بکش بیرون و التماس و گریه میکرد به حرفش گوش نکردم زیر دوش محکم از پشت بقلش کردم داشت التماس میکرد که تور و جون سپیده بکش بیرون زیر دوش بودم دیده وای از اون فکری که تو ذهن من بود بیشتر از اون خون امد نگو یکم زیاد وحشیانه عمل کرده بودیم زیاد جر خورده بود اروم اروم عقب جلو میکرد اونم داشت گریه میکرد ولی مثله این که حشری بود وسط گریه هاش آه آه میکرد همه از پشت داشتم سینه هاش رو بازی میدم و گردنش رو میخوردم که دیدم دباره بدنش لرزید ولی این باز زیاد تر بود بی حال شده بو ولی بازم سر پا بود و کیر من تو کونش عقب و جلو میرفت بهم گفت من دیگه نمیخوام بسه دیگه گفتم نمیشه که یک لحظه با فشار آبم رو ریختم تو کونش ولی این بار سخت آبم میومد بیرون (وقتی تو کسش میکردم مثل این مود که کیرت رو لایه دو تا لحاف نرم و گرم نگه داشتی) یه دوش گرفتیم و دباره یه لب ازش گرفتتم ولی این بار یاد گرفته بودم بهتر از بار قبل بود امدیم بیرونالان 3 سال از اون روز گذشته باز هم اجاره نشین ما هستم باز هم با هم سکس می کنیم میتونم بگم ماهی 3 یا 4 مار سکس میکنیم ولی هیچ کدوم به جالبی بار اول نمی رسهنظر بدین هاااا</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d9%88%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177218</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون گنده ی مو قرمز حسابی میخوابه زیر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Nov 2019 10:56:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آباژور]]></category>
		<category><![CDATA[آرزویی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[احترامی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتم]]></category>
		<category><![CDATA[بایستم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسید:]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داییمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[صندلیم]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[معروفم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمترین]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تو فامیل به یه پسر فیلم سکسی مؤدب معروفم و همه دوستم دارن.13 ساله بودم که داییم ازدواج کرد. تابستون بود. خونواده من به خاطر کار در سکسی باغمون رفتن روستا. من هم چون کلاس شاه کس تابستونی می رفتم موندم خونه. داییم و زنداییم هم اومدن خونه ما بمونن تا هم کونی من تنها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تو فامیل به یه پسر فیلم سکسی مؤدب معروفم و همه دوستم دارن.13</h2>
<p>ساله بودم که داییم ازدواج کرد. تابستون بود. خونواده من به خاطر کار در سکسی باغمون رفتن روستا. من هم چون</p>
<h3>کلاس شاه کس تابستونی می رفتم موندم خونه. داییم و زنداییم هم</h3>
<p>اومدن خونه ما بمونن تا هم کونی من تنها نباشم، هم اونا روزای اول زندگیشونو تو خونه ما باشن. روزها داییم</p>
<h4>می جنده رفت سر کار من و زنداییم تنها می موندیم.</h4>
<p>یه روز که جلو من دراز پستون کشیده بود و باهم حرف می زدیم، یه لحظه متوجه شدم دامن از کمرش</p>
<h5>رفته پایین کوس و کون سفید و صافش بیرونه. از اون</h5>
<p>روز به بعد همش تو فکر زنداییم بودم. از هر فرصتی برای دید زدنش استفاده می کردم. بین پسرای فامیل منو از سکس داستان همه بیشتر دوست</p>
<h6>داشت بهمین خاطر بیشتر کارهاشو به من می ایران سکس گفت. پسر</h6>
<p>خاله هام هم به من حسودی می کردن و می گفتن چند بار باهاش سکس کردی!! منم از ترس اینکه اون احترامی که بین همه داشتم از بین نره، هیچ وقت پررویی نکرده بودم. البته فرصتهای زیادی پیش میومد که باهم می شدیم. حتی بطور تصادفی یا عمدی با کونش تماس پیدا می کردم. اما نه اون چیزی می گفت، نه من کاری می کردم. تا اینکه سالها گذشت و من همچنان تو کف زندایی بودم. چند روز پیش بعد از ظهر رو تخت خواب دراز کشیده بودم و تو تخیلاتم با زنداییم حال می کردم. پیش خودم می گفتم ای کاش روزی می شد زندایی میومد تو اتاق من و من هم یه جوری سر صحبت رو باهاش باز می کردم و یه جوری تحریکش می کردم و &#8230; . از قضا همون روز داییمینا اومدن شام خونه ما. اتاق من طبقه دوم هستش و همه مشتاق دیدن اتاق من هستن. چون توش پر از وسایلی که همشو خودم می سازم. اعم از ساعت، آباژور و &#8230; . بعد از شام، زنداییم رفت طبقه بالا دستشویی. منم از فرصت استفاده کردم و زود اومدم اتاقم. خوشبختانه چون پایین شلوغ بود، کسی متوجه این کار من نشد. تو اتاقم نشسته بودم که دیدم زندایی از WC اومد بیرون. یک راست اومد اتاق من. یه لحظه یاد اون آرزویی که همون روز کرده بودم، افتادم. استرس داشتم. صدام می لرزید. زنداییم اومد کنار میز کامپیوتر. یه لحظه فکر کردم چطور سر صحبتو باز کنم، خواستم فیلمی که مربوط به ارضا شدن خانوما بود و از بعضی هاشون شر شر آب میومد رو نشونش بدم و ازش بپرسم این طبیعیه یا نه؟! که خودش رنگ و روی منو دید ازم پرسید: چته؟ چرا اینجوری شدی؟ با تته پته گفتم نمی دونم تا تو تومدی اینجا، دست و پام لرزید.- مگه من لولو ام که ترسیدی؟یه لحظه یه حرفی اومد سر زبونم و من هم زود بهش گفتم: آخه امشب خیلی خوشگل شدی، تا نگات می کنم قلبم به تپش می افته! اینو گفتم سرمو انداختم زمین. منتظر شدم یا یه سیلی محکم بزنه گوشم، یا بره پایین آبرومه ببره. آخه یه بار آبروی پسر خالمو برده بود. بیچاره خواسته بود سر صحبتو باهاش باز کنه بهش گفته بود تو ماهواره کانالهای اونجوری رو هم میبینین؟ که زنداییم هم به داییمو خالمو مامانم گفته بود و بیچاره پسر خالم که ضایع شد!! به هر حال، سرم پایین بود و همینطور عرق می ریختم! که زنداییم گفت: پس هر وقت خانوم خوشگل میبینی، اینطور می لرزی؟ یه کمی خیالم راحت شد و با جرأت گفتم نه بابا، تو با بقیه فرق داری!- چه فرقی؟هیچی نگفتم.بازم پرسید. اما این بار هم آرومتر هم نزدیکتر!!چشمامو بستم و دلمو زدم به دریا، بهش گفتم: ازم بدت میاد یا دوستم داری؟سرشو انداخت پایین گفت:این چه حرفیه. چرا باید بدم بیاد؟- پس دوستم داری؟- پسر خواهر شوهرمی دوستت دارم.- خودت می دونی که هر کاری خواستی برات کردم. حالا من ازت یه کاری می خوام. قبول می کنی؟- بگو ببینم چیه؟- چون دوستم داری باید قبول کنی، همونطور که تا حالا هر چی تو گفتی من قبول کردم.- یعنی تو دوستم داری؟با پررویی گفتم خیییییییلیییییییییییی، تا دلت بخواد. دیدم رنگش عوض شد.گفت بریم پایین!- جوابمو ندادی، قبول می کنی یا نه؟همین که گفت قبول، زود بهش گفتم چون امشب خیلی خوشگل شدی، میخوام یه بوس کوچولو از اون لبات بکنم.یه لحظه رنگش سفید شد. صداش لرزید و بعد از چند ثانیه آروم گفت: فقط یه بوس کوچولو! من نفهمیدم این جمله ای که گفت &#8220;سؤالی&#8221; بود یا &#8220;خبری&#8221;. گفتم آره. یکم ناراحت شد و گفت باشه. از صندلیم بلند شدم. روبروش ایستادم، نمی تونستم سر پا بایستم. اونم نفساش بلند شده بود و چشماشو بسته بود. آروم لبامو گذاشتم رو لباش، یه نفس عمیق کشید که خیلی خوشم اومد. محکم بغلش کردم و لباشو بوسیدم و خوردم. اونم همکاری کرد. یه لحظه لبامو برداشتم همونطور که بغلش کرده بودم، سرمو بردم عقب و نگاش کردم. آروم چشماشو باز کرد. یه حالتی داشت چشماش. تا اون حالتشو دیدم، محکم بغلش کردم و گردنشو بوسیدم. نفساش بلند بلند بود. دستمو بردم رو سینه هاش. چشماشو باز کرد نگام کرد سرشو گذاشت رو سینم. یکم مالشش دادم. خیلی لحظه خوبی بود اما نمی تونستیم زیاد لفتش بدیم. از پایین مشکوک می شدن. بهش گفتم پایه ای با هم یه حالی بکنیم. در حالیکه نفس نفس می زد با چشماش جواب مثبت داد. محکم بوسیدمش و راهی پایین کردم. اون شب گذشت. فرداش زنگ زدم خونشون فهمیدم که تنهاست. رفتم پیشش. خیال کردم با دیدنم ذوق می کنه و می پره بغلم. اما خیلی معمولی رفتار کرد. خیلی بهم برخورد. منم به روی خودم نیاوردم. اومدم بیرون بهش زنگ زدم. وقتی برداشت اولین چیزی که گفت این بود که معذرت می خوام. چون دیشب با داییت سکس داشتم، زیاد تو فاز سکس نبودم الان و نخواستم اینطوری باهات سکس کنم. بموقعش خودم خبرت می کنم. دو روز بعد خودش زنگ زد و دعوتم کرد. رفتم خونشون تا منو دید پرید تو بغلم. لب و لب بازی شروع شد. من خوابیدم زمین و اونم نشست رو شکمم و خودشو به کیرم می مالید. همینطور باهم حرف می زدیم که گفت: نمی دونی از کی دلم می خواست که باهات سکس کنم. اما چون پسر پاکی بودی، نمی خواستم منحرفت کنم. همش منتظر بودم که خودت پیشنهاد بدی. نمی دونی الان که باهاتم، چقدر خوشحالم!! بالاخره مثل خاطرات دوستان دیگه یه سری کارهارو کردیم و لب و سینه و کس بعدشم کیرمو گرفت دهنش و کلی برام ساک زد. آخرشم که ریختم تو کسش و بعدشم کمی لب و لب بازی و تمام.دوستان شاید آخرشو خیلی خلاصه کردم اما به نظر من که مهمترین قسمت سکس تحریک کردن و آماده کردن طرف مقابل هست و بعد از تحریک، یه کار تکراریه! من عاشق زنداییم هستم و دوستش دارم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177217</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن خوب خونه کیر کلفت سیاه میبینه و بهش میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%b4-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%b4-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Nov 2019 06:57:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[باهامون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازچند]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرارتی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[دندونش]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و فکر نکنم هیچکدوم از فیلم سکسی شما همچین تجربه سکسی داشته باشین. بعد اینکه نتونستم دانشگاهمو تموم کنم به اصرار خانواده رفتم خدمت اونم افتادم تو سکسی اهواز آخرای تابستون بود حدودا دو سه شاه کس ماهی تا تموم کردن خدمت داشتم یه روز تو پارک ساحلی اهواز نشسته بودم یه کونی مردی اومد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و فکر نکنم هیچکدوم از فیلم سکسی شما همچین تجربه سکسی داشته باشین.</h2>
<p>بعد اینکه نتونستم دانشگاهمو تموم کنم به اصرار خانواده رفتم خدمت اونم افتادم تو سکسی اهواز آخرای تابستون بود حدودا دو</p>
<h3>سه شاه کس ماهی تا تموم کردن خدمت داشتم یه روز تو</h3>
<p>پارک ساحلی اهواز نشسته بودم یه کونی مردی اومد کنارم نشست بهم گفت می بینم تو کف سکسی و حالت خرابه</p>
<h4>بهش جنده گفتم من هم جنس باز نیستم گفتش حالا کی</h4>
<p>از هم جنس بازی صحبت می پستون کنه بهش گفتم مگه تو دختری گفت نه ولی می تونم برات جور کنم</p>
<h5>منم با کوس شک و تردید و از روی بیکاری بهش</h5>
<p>گفتم بسم ا&#8230; بهم گفت ولی چون مکان نداری دوبله باید پول بدی گفتم جهنم حقوق این ماه هم مال تو ردیف سکس داستان کن گوشیش رو</p>
<h6>ور داشت یه زنگ زد بعد نیم ساعت ایران سکس دیدم یه</h6>
<p>پرایدی اومد جلوی پارک مرده بهم گفت بلند شو بریم .جلو رفتیم یه دختر عقب ماشین بود مرده با راننده به عربی یه حرفایی گفت بعد رو به من کرد و گفت سوار شو نشستم صندلی عقب پیش دختره یه دختر حدودا 27 یه 28 ساله تپل با یه مانتو و شلوار لی که مانتو از رو شلوارش افتاده بود و کسش قلمبه زده بود بیرون تو نخ کسش بودم که ماشین راه افتاد ولی اون مرده باهامون نیومد بعد یه صحبت کوتاه دختره دستشو گذاشت رو کیرم که تو شلوارم داشت منفجر می شد منم دستمو پشت گردنش انداخته بودمو داشتم با سینش ور می رفتم تو این حال بودم که یهو دیدم از شهر خارج شدیم تو یه برهوتیم با خودم گفتم خدا به دادت برسه دخلت اومده رو به راننده کردم گفتم اینجا چرا اومدی بهم گفت دو زار دادی می خوای ببرمت تو هتل بکنی ساکت شدم بعد مدتی وایساد بهم گفت می رم تا لب جاده و بر می گردم تا بر گشتم کارتو تموم کن بعد به عربی با دختره هم حرفی زد و رفت تا به خودم اومدم دیدم دختره لخت با یه شرت قرمز جلوم تو ماشین نشسته منم سریع لباسامو کندم .بهم گفت ساک و از عقب کردن نداریم ها گفتم باشه (حیف که تو شهر غریبم وگرنه نداریم رو بهت ثابت می کردم) هوا گرم و شرجی بود رو صندلی عقب ماشین دراز کشید منم افتادم روش اول رفتم سراغ لبش و شروع کردم ازش لب گرفتن تو اون گرما کاملا من و دختره عرق کرده بودیم و خیس خیس بودیم بدنش یه بوی تندی می داد سینشو می خوردم بوی تند بدنش و مزه شور عرقش بیشتر حشریم می کرد اون آخ و اوخش در اومده بود به عربی یه چیزایی می گفت. بعد رو کرد بهم گفت زود باش دیگه منم که دیگه حسابی حالم خراب بود رفتم سراغ شرتش شرتش کاملا خیس بود از رو شرتش کیرمو می مالیدم به کسش اونم با دندونش لبشو گاز گرفته بود و تو چشام زل زده بود کمرشو داد بالا فهمیدم که می خواد شرتشو در بیارم شرتشو با کمک خودش در آوردم سر کیرمو با ابی که از کشس در اومده بود لیز کردمو آروم آروم وارد کسش کردم یه آه بلندی کشید که همونجا کم مونده بود خالی کنم بعد یواش یواش شروع به تلمبه زدن شدمروش دراز کشیده بودم بدنش یه حرارتی داشت که داشتم می سوختم قلبش توری می زد که گفتم الانه که بزنه بیرون منم حالم بهتر ازون نبود الانم که دارم می نویسم حرارت سینشو رو بدنم دارم حس می کنم آخ و اوخ میکرد و به عربی چیزی می گفت که فقط یاالله یا اللهش رو می فهمیدم سرعت تلمبه زدنمو زیاد کردم و با زبونم نوک سینشو لیس میزدم سینه هاش شق کرده بود نوک پستونش سرخ سرخ شده بود انگاری که می خواد بترکه سینش مثل گل کوزه گری بود با دستم فشارش می دادم و تلمبه می زدم که یهو یه جیغ بلند کشید و شروع کرد به لرزیدن و کیرم تو کسش داشت می سوخت مثه اینکه تو آب داغ واردش کردم منم کم کم داشت آبم می اومد با صدای اون منم آه و اوهم بلند شد . قطره های عرق دیگه داشت از رو سر و تنم می چکید بعدازچند لحظه آبم اومد نای بیرون کشیدن کیرمو نداشتم و با فشار همه آبمو خالی کردم توکسش بی حال روش افتاده بودم بعد یه چند دقیقه یهو دیدم یکی داره به پشتم می زنه برگشتم دیدم راننده است گفت سریع بپوش باید بریم لباسامو پوشیدم دختره هم خودشو تمیز کرد لباساشو پوشید سوار ماشین شدیم نشستم پیش دختره تا خود اهواز ازش لب می گرفتمو کسشو می مالیدم منو دم در پادگان رسوندن با لباس خیس از عرق ازشون خدا حافظی کردمو رفتم این سکس داغترین سکسی بود که تو عمرم داشتم سکس تو دمای 60 درجه امیدوارم خوشتون اومده باشه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%b4-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177130</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه کس خوبی داری مامانی , اره خوب بکنش برام پسرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Nov 2019 06:26:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وجودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دختر با قیافه معمولی آمد فیلم سکسی تو اولش نمی خواستم توجه کنم بهش ولی چند وقتی بود اصلا سکس نداشتم برقش به سرم زد که مخشو سکسی بزنم آمار میداد سگی منم نامردی نکردم شاه کس شمارمو دادم بهش از بانک رفتم بیرون زنگ زد کلی لاس زدیم از همه جا کونی گفتیم گفت17 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دختر با قیافه معمولی آمد فیلم سکسی تو اولش نمی خواستم توجه کنم</h2>
<p>بهش ولی چند وقتی بود اصلا سکس نداشتم برقش به سرم زد که مخشو سکسی بزنم آمار میداد سگی منم نامردی</p>
<h3>نکردم شاه کس شمارمو دادم بهش از بانک رفتم بیرون زنگ زد</h3>
<p>کلی لاس زدیم از همه جا کونی گفتیم گفت17 سالمه خیلی با هم صمیمی شدیم شهر ما خیلی کوچیکه نمیشد با</p>
<h4>هم جنده بریم بیرون به خاطر کار بابام همه مارو میشناسن</h4>
<p>1ماه از این قضیه می گذشت پستون به ارغوان گفتم بریم بیرون از شهر قبول نمی کرد می ترسید آخه فقط</p>
<h5>15 سال کوس داشت بهم دروغ گفته بود فکر کرده بود</h5>
<p>اگه بگه 15 سالشه من قبول نمی کنم باهاش دوست شم با هر زبونی راضیش کردم بیاد بیرون قرار گذاشتم باهاش با سکس داستان ماشین رفتم دنبالش</p>
<h6>سوارش کردم بردمش باغمون اونجا یه خونه باغ ایران سکس داریم خلاصه</h6>
<p>یه کم تو باغ گشتیم همش می ترسید منم بغلش می کردم که آروم شه یه ترسش ریخت دوباره بغلش کردم به صورتش بوسه زدم معلوم بود اولین بارشه سر قرار میاد بهش گفتم بیا داخل خونه باغو بهت نشون بدم ترسش بیشتر شد این بار محکمتر بغلش کردم گفتم دوست دارم کلی بوسیدمش بهم نگاه کرد خندید کمتر میترسید به بودنش تو زندگیم عادت کردم تو خونه باغ کلی حرف زدیم رو پام نشونده بودمش همش می بوسیدمش لاغر اندام بود خوش هیکل گفتم می خوام روناتو ببینم زد زیر گریه گفت من عاشقت شدم منم کلی قربان صدقش رفتم شروع کرد به بوسیدن صورتم بلد نبود لب بگیره منم می خواستم بگیرم نمیذاشت روش نمیشد دست بردم دکمه مانتوشو وا کنم دستمو گرفت اما حریفم نشد وا کردم به پشت خابوندمش رو پاش نشستم از زیر تابش دست بردم سینه هاشو تو دستم گرفتم یخ زده بود ترس تمام وجودشو گرفته بود رفتم بالا گردنشو لیس زدم داشت حال می کرد گرم شد کم کم رو لباس سینه هاشو می مالیدم کلی حال می کرد بعد تابشو در آوردم یه سوتین سفید سینه هاشو سفت گرفته بود نسبتا درشت بودن دست بردم به پشتش بند سوتینشو وا کردم سینه هاش سفید نوکش قهوه ای پر رنگ اول یه خورده با دست مالیدم بعد شروع کردم به خوردن سینه هاش با نوک زبون روی قسمت قهوه ایش می کشیدم جفتمون کلی حال کردیم جاتون خالی وای می خواستم شلوارشو در بیارم مگه میذاشت پدر منو در آورد تهش گفتم بزار یه کم از رونتو ببینم به سختی قبول کرد خودش وا کرد یه ذره کشید پایین یه شورت سفید پاش بود با سوتینش ست بود دست بردم شلوارشو کشیدم پایین دو دستی شورتشو چسبیده بود خابوندمش رو تنش دراز کشیدم شروع کردم به بوسیدن لیس زدن تنش اینقد این کارو کردم که کامل شل شد همین جوری که رو تنش دراز کشیده دست بردم سمت شرتش به سختی کمی کشیدم پایین کیرمو با آب دهنم لیز کردم گذاشتم لای پاش پاهاشو به هم چسبونده بود از ترس منم شورتشو کامل در اوردم خابیدم رو تنش پامو لای پاش کردم بازش کردم همش اصرار میکرد که نکنمش گفتم باشه فقط لا پایی قبول کرد کیرمو کامل خیس کردم لای پاش سر می دادم با نوک کیرم به دم سوراخ کسش ضربه می زدم جاتون خالی یه قرص تاخیری خورده بودم مگه ارضا میشدم یه کس 15 ساله ولی هیکلش بیشتر از سنش نشون میداد حسابی حال میکرد بعد نیم ساعت ارضا شدم آبمو ریختم دم کسش جمع کردیم رفتیم خونه سکس های ما طول کشید هفته ای یکی دو بار یه روز که داشتیم سکس میکردیم کیرم تا نصف رفت تو کسش ترسیدم گفتم حتما پاره شده نگاه کردم دیدم خون نیومده بعد اون ترسم ریخت همیشه تا نصف فرو میکردم با داییم که حرف زدم گفت اون پرده نداره تو سکس بعدی کرمم شد تا بیخ فرو کنم یه روز که ارغوان امد پیشم گفتم بزار تستش کنم ببینم بازه کس کش کلی به خودش رسیده هیچ وقت اینقد به خودش نرسیده بود امد خونمون از در که امد پرید بغلم شروع سر پا کلی لب گرفتیم همو مالیدیم سر پا کل لباساشو در اوردم همش به کسش فکر میکردم چطوری تستش کنم بردمش تو اتاق خوابم انداختمش رو تختم وایسادم یه کم نگاش کردم دستاشو وا کرد گفت بپر تو بغلم بدون مکس پریدم تو بغلش گفت وایسا لباساتو در بیارم خودمم کمکش کردم زودی لخت شدم سفت بغلش کردم وحشیانه کل تنشو لیس زدم گاز اروم میگرفتم رفتم سراغ کسش کس لیسی دوست ندارم ارغوانم دوست نداشت شروع کردم کسشو مالیدم کنارش دراز کشیدم لباشم می خوردم با انگشت آروم تو کسش کردم یه اخ گفت بعد با دو انگشت امتحان کردم رفت داخل گفتم حتما openامدم به پشت خابوندمش پاشو جمع کرد تو سینه کیرمو دم سوراخ کسش گذاشتم اروم اروم فشار می دادم گفت اروم بکن منم نم نم با فشار زیاد میکردم اول فقط داد میزد بعد شروع کرد به گریه کردن دستمو گرفته بود فشار می داد با فشار دستش منم بیشتر فشار می دادم داد میزد میگف آروم اما من بیشتر حشری میشدم حس می کردم کیرم داره دهانه رو از هم باز میکنه کیرم تا ته داخل نمی رفت یهو دیدم داره از کسش خون میاد به روش نیاوردم فقط تلمبه می ردم با دست پاهاشو بالا گرفتم آروم تلمبه میزدم هر لحظه کسش بازتر میشد تا کیرم کامل تو کش جا شد چه حالی میداد این اتیش بود بعدش داشتم ارضا میشدم کیرمو کشیدم بیرون آبمو رو کس ارغوان ریخم این جنازه رو تنش افتادم.end بعد اون بار 2بار دیگه که سکس داشتیم باز خون امد همش تنگ بود&#8230;&#8230;کسی میدونه چرا با انگشت پردش مشخص نبود من که خودم نفهمیدم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2578</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 5/44 queries in 0.127 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 05:30:02 by W3 Total Cache
-->