<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ترتيبشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%aa%d9%8a%d8%a8%d8%b4%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:22:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ترتيبشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس دادن مامان خوشگل انگلیسی به پسر کیر کلفتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Nov 2019 06:03:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتره]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دربياري]]></category>
		<category><![CDATA[درحالي]]></category>
		<category><![CDATA[درحاليكه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداش]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونه]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماسازت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وميگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من و سارا براي چند فیلم سکسی روز بريم مشهد. زن داداش همسرم پری وقتي شنيد گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حالمون گرفته سکسی ميشه. گفت يكاريش ميكنيم بالاخره اونم اومد شاه کس رفتيم هتل لباس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار. برگشتيم هتل بدجوري هوس كوس كرده کونی بودم شروع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من و سارا براي چند فیلم سکسی روز بريم مشهد. زن داداش همسرم</h2>
<p>پری وقتي شنيد گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حالمون گرفته سکسی ميشه. گفت يكاريش ميكنيم بالاخره اونم</p>
<h3>اومد شاه کس رفتيم هتل لباس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار.</h3>
<p>برگشتيم هتل بدجوري هوس كوس كرده کونی بودم شروع كردم به شوخي با سارا كم كم لباس سكسي كه از بازار</p>
<h4>براش جنده خريده بودمو تنش كرد چي شده بود ميشد تو</h4>
<p>نگاهش فهميد اونم ميخاد. لباس تنگ پستون كوتاه ولخت بود كير من كه راست شده بود بماند آب از لب ولوچه</p>
<h5>پری نيز کوس راه افتاده بود گفتم به به چي شدي</h5>
<p>آدمو به هوس ميندازي پری گفت واقعا فكر نميكردم اينقدر با حال باشي احساس كردم پری تحريك شده تا سارا رفت چاي سکس داستان بياره بهش گفتم</p>
<h6>چيزه خوبيه نه؟گفت خوش به حالت گفتم من ایران سکس ميرم بيرون</h6>
<p>تو اگه دوست داري بهره برداري كن ولي برا منم نگه دار گفت باشه ولي بيرون نرو قايم شو وبه موقع بيا به سارا گفتم ميرم قدم بسارا اما تا رفت دستشويي رفتم زير تخت مخفي شدم.سارا كه ازدستشويي برگشت پری گفت تواين لباس خيلي سكسي شدي آدم هوس ميكنه باهات حال كنه سارا گفت آره ارسلانم حالي به حالي شده بود لباس با حاليه ميخاي امتحان كن. پری گفت باشه بزار كمك كنم دربياري اينو گفت رفت پشت سارا زيپ لباسو بكشه پايين زيپو كشيد پايين لباس رو كه از رو شونه سارا ميدادپايين شونه گردن وسينه هاشو نوازش كرد به سارا گفت چه پستون برجسته اي داري سارا گفت آخه الان تحريك شده تو هم كه اين لباسو بپوشي همينطور ميشه بعد لباس افتاد پايين پاي سارا پری دوباره دست به باسن سارا زد وگفت به به چي ساختي؟منم كيرم مست مست شده بود داشتم ميماليدمش سارا گفت بپوش ببينم. پری پوشيد سارا بهش گفت ديدي تو كه از من بهتر شدي ببين سينه هات چه افتاده بيرون جاي شوهرت خالي پری گفت واقعا چقدر هوس كردم بهش بدم اگه الان اينجابود چه حالي ميداد سارا گفت مگه چي ميشد پری گفت اگه الان شوهرت با تو تنها بود چي ميشد سارا گفت فعلا كه تو هستي نميشه زنداداشه گفت ميشه اما كيفش كم ميشه اگه بخاي خيلي كيف كني من راهشو بلدم ميخاي بهت ياد بدم سارا گفت آره ميخام بگو زنداداشه گفت ناراحت نميشي سارا گفت نه گفت قول ميدي سارا گفت اره زنداداشه گفت بذار من آمادت كنم اون موقع سكس كن سارا پرسيد چطور پری گفت باهات حرف ميسارا ماسازت ميدم تحريكت مي كنم اون موقع بهتر حال ميدي چطوره سارا گفت تاحالا امتحان نكردم به نظرت اين طوري بهتره پری گفت الان كه من وتو اينجاييم بيا امتحان كنيم سارا گفت باشه از كجا شروع كنيم پری گفت بيا لباسمودربيار سارا رفت سراغش زيپو كشيد پايين زنداداشه گفت لباسمو كه در مياري بدنمو بمال سارا مشغول شد اما پری گفت بپوش تا در آوردنو نشونت بدم سارا لباسو پوشيدگفت درش بيار ببينم پری رفت پشت سارا بهش چسبيدخودشو بهش ميمالوند دورگردنشو ميبوسيد وزيپو ميكشيد پايين زيپ كه رفت پايين با دستاش از سرشونه هاي سارا لباسو ميكشيد پايين وقتي به سينه هاي سارا رسيد حسابي ماليدشون ولباس افتاد زير پاي سارا بعد ساراو خم كرد طوري كه كون سارا قمبل شده بو شورتشو گشيد پايين كمي باسن وكونشو ماليد گفت خوبه سارا گفت خيلي حال ميده دارم مست ميشم بازم بلدي پری گفت آره ميخاي سارا گفت خيلي ميخام پری دست سارا گرفت برد رو تخت درازش كرد سينه هاشو ميمكيد با دستش كسشو ميماليد وميگفت خوبه سارا گفت محشره پری گفت ازاينم بيشتر ميخاي سارا گفت اره بلدي پری گفت الان يادت ميدم بعد شروع كرد به ليسيدن كوس سارا صداي نفسهاي سارا شنيده ميشد خيلي مست شده بود پری گفت حالا چي ميخاي سارا گفت كير ميخام ميخام كير كلفت بره تو كونم پری گفت اگه الان شوهرت بياد چي؟ سارا گفت كوس خواهرش بياد اونم كيف كنه من كم كم آماده ميشدم كه برم سارا گفت بزار بياد با هردومون حال كنه من ميخامت حالا نوبت منه بيا ميخام كوستو بخورم پری گفت بخور كه منم مست مستم ديگه سارا خم شده بود كونش هوا بود كس زنداداشه رو ميخورد پری به سارا گفت برو دستشويي ميخام يه چيز جديد انجام بدم سارا رفت دستشويي پری گفت برو ازلاي درنگاه كن يه ربع ديگه بيا من سريع رفتم سارا ازدستشويي برگشت گفت ميخاي چيكار كني زن داداش گفت بيا يادت بدم انداختش رو تخت كونشو ليسيد وبا انگشتش باهاش بازي ميكرد سارا پرسيد ميخاي چيكاركني زنداداش گفت ميخام بكنم تو كونت دوست داري سارا گفت از خدامه با چي ميكني زنداداش گفت با انگشت سارا گفت يه چيز كلفتتر نداري زن داداش گفت سوسيس خوبه سارا گفت عاليه زود باش بيار زن داداش يه سوسيس آورد اول كرد تو كس سارا بعد كرد تو كونش همنطور كه باسوسيس ساراو ميگاييد گفت تو هم منو ميكني سارا گفت آره بيا بكنمت پری جاشو با سارا عوض كرد سارا سوسيسو كرد توكس پری وهي ضربه ميزد پری ميگفت مياي دو نفري به شوهرت بديم حالش خيلي بيشتره سارا گفت آره همين موقع من اومدم تو سارا تا منو ديد فورا دستمو گرفت انداخت رو تخت گفت ببين چه جور زن داداشمو ميكنم پری گفت ارسلان تو نمياي منم از خدا خواسته لباسا رو در آوردم و مشغول شدم هميت طور كه سارا داشت پری رو ميكرد منم از پشت چسبيدم به سارا كيرم داشت ميتركيد سارا گفت بزار تو كونم ميخام كون بدم كونمو بكن اول تف بزن بعد بكن منم كيرمو خيس كردم گذاشتم در كونش هونقدر كونشو بهم ماليد كه همش رفت تو به سارا گفتم چطور همه كيرم رفت تو كونت گفت اخه زن داداشم كونمو گشاد كرده بود گفتم يعني تو كون گشادي گفت اره گفتم كوست چي گفت صبر كن بعد به پری گفت بذار ارسلان بكنه تو كوسم منم سريع كيرمو گذاشتم تو كوسش وشروع كردم به گاييدن سارا گفت زن داداش چرا بيكاري بكن تو كونم اونم سوسيسو برداشت شروع كرد نميدونيد چه حالي ميداد ميديدم سوسيس ميره تو كون سارا كير ميره تو كوسش درحالي كه داشتيم حال ميكرديم سارا گفت جون دلم ميخاست الان يه نفر ديگه هم بود ميذاشت تو دهنم گفتم مگه تو جنده اي گفت اره من جنده هم مگه نه زن داداش اونم گفت اره جنده اي بعد سارا گفت حالا بايد دو نغري زن داداشمو بكنيم كه اينقدر به من حال داد بلند شد پری رو انداخت رو تخت كوسشم ليسيد كير منو تف مالي كرد گذاشت رو كوس پری خودشم رفت رو دهانش نشست گفت كوسمو بخور درحاليكه كوس سارا خورده ميشد كوس زنداداشه گاييده ميشد سارا گفت زن داداش بهتر از اينم بلدي پری گفت آره بلدم ميخاي؟ من وسارا گفتيم آره گفت با<br />
شه وقتي از سفر برگشتيم ترتيبشو ميدم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2580</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانم داشت تو حموم جلق میزد که کردمش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%af-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%af-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتره]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دربياري]]></category>
		<category><![CDATA[درحالي]]></category>
		<category><![CDATA[درحاليكه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روشونه]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداش]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونه]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماسازت]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وميگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و زنم براي چند روز فیلم سکسی بريم مشهدزن داداش همسرم وقتي شنيد گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حلمون گرفته ميشه گفت يكاريش سکسی ميكنيم بالاخره اونم اومد رفتيم هتل لباس شاه کس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار برگشتيم هتل بدجوري هوس كوس كرده بودم شروع كردم کونی به شوخي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و زنم براي چند روز فیلم سکسی بريم مشهدزن داداش همسرم وقتي شنيد</h2>
<p>گفت منم ميام همسرم نظر منو پرسيد گفتم مزاحمه حلمون گرفته ميشه گفت يكاريش سکسی ميكنيم بالاخره اونم اومد رفتيم هتل</p>
<h3>لباس شاه کس عوض كرديم رفتيم رستوران بعدش بازار برگشتيم هتل بدجوري</h3>
<p>هوس كوس كرده بودم شروع كردم کونی به شوخي بازنم كم كم لباس سكسي كه از بازار براش خريده بودمو تنش</p>
<h4>كرد جنده چي شده بود ميشد تو نگاهش فهميد اونم ميخاد</h4>
<p>لباس تنگ كوتاه ولخت بود كير پستون من كه راست شده بود بماند آب از لب ولوچه زن داداشه نيز راه</p>
<h5>افتاده بود کوس گفتم به به چي شدي ادمو به هوس</h5>
<p>ميندازي زن داداشه گفت واقعا فكر نميكردم اينقدر با حال باشي احساس كردم زن داداشه تحريك شده تا زنم رفت چاي بياره سکس داستان بهش گفتم چيزه</p>
<h6>خوبيه نه؟گفت خوش به حالت گفتم من ميرم ایران سکس بيرون تو</h6>
<p>اگه دوست داري بهره برداري كن ولي برا منم نگه دار گفت باشه ولي بيرون نرو قايم شو وبه موقع بيا به زنم گفتم ميرم قدم بزنم اما تا رفت دستشويي رفتم زير تخت مخفي شدم.زنم كه ازدستشويي برگشت زن داداشه گفت تواين لباس خيلي سكسي شدي آدم هوس ميكنه باهات حال كنه زنم گفت آره ارسلانم حالي به حالي شده بود لباس با حاليه ميخاي امتحان كن زن داداشه گفت باشه بزار كمك كنم دربياري اينو گفت رفت پشت زنم زيپ لباسو بكشه پايين زيپو كشيد پايين لباس روكه از روشونه زنم ميدادپايين شونه گردن وسينه هاشو نوازش كرد به زنم گفت چه پستون برجسته اي داري زنم گفت آخه الان تحريك شده تو هم كه اين لباسو بپوشي همينطور ميشه بعد لباس افتاد پايين پاي زنم زن داداشه دوباره دست به باسن زنم زد وگفت به به چي ساختي؟منم كيرم مست مست شده بود داشتم ميماليدمش زنم گفت بپوش ببينم زن داداشه پوشيد زنم بهش گفت ديدي تو كه از من بهتر شدي ببين سينه هات چه افتاده بيرون جاي شوهرت خالي زن داداشه گفت واقعا چقدر هوس كردم بهش بدم اگه الان اينجابود چه حالي ميداد زنم گفت مگه چي ميشد زن داداشه گفت اگه الان شوهرت با تو تنا بود چي ميشد زنم گفت فعلا كه تو هستي نميشه زنداداشه گفت ميشه اما كيفش كم ميشه اگه بخاي خيلي كيف كني من راهشو بلدم ميخاي بهت ياد بدم زنم گفت آره ميخام بگو زنداداشه گفت ناراحت نميشي زنم گفت نه گفت قول ميدي زنم گفت اره زنداداشه گفت بذار من آمادت كنم اون موقع سكس كن زنم پرسيد چطور زن داداشه گفت باهات حرف ميزنم ماسازت ميدم تحريكت مي كنم اون موقع بهتر حال ميدي چطوره زنم گفت تاحالا امتحان نكردم به نظرت اين طوري بهتره زن داداشه گفت الان كه من وتو اينجاييم بيا امتحان كنيم زنم گفت باشه از كجا شروع كنيم زن داداشه گفت بيا لباسمودربيار زنم رفت سراغش زيپو كشيد پايين زنداداشه گفت لباسمو كه در مياري بدنمو بمال زنم مشغول شد اما زن داداشه گفت بپوش تا در آوردنو نشونت بدم زنم لباسو پوشيدگفت درش بيار ببينم زن داداشه رفت پشت زنم بهش چسبيدخودشو بهش ميمالوند دورگردنشو ميبوسيد وزيپو ميكشيد پايين زيپ كه رفت پايين با دستاش از سرشونه هاي زنم لباسو ميكشيد پايين وقتي به سينه هاي زنم رسيد حسابي ماليدشون ولباس افتاد زير پاي زنم بعد زنمو خم كرد طوري كه كون زنم قمبل شده بو شورتشو گشيد پايين كمي باسن وكونشو ماليد گفت خوبه زنم گفت خيلي حال ميده دارم مست ميشم بازم بلدي زن داداشه گفت آره ميخاي زنم گفت خيلي ميخام زن داداشه دست زنم گرفت برد رو تخت درازش كرد سينه هاشو ميمكيد با دستش كسشو ميماليد وميگفت خوبه زنم گفت محشره زن داداشه گفت ازاينم بيشتر ميخاي زنم گفت اره بلدي زن داداشه گفت الان يادت ميدم بعد شروع كرد به ليسيدن كوس زنم صداي نفسهاي زنم شنيده ميشد خيلي مست شده بود زن داداشه گفت حالا چي ميخاي زنم گفت كير ميخام ميخام كير كلفت بره تو كونم زن داداشه گفت اگه الان شوهرت بياد چي زنم گفت كوس خواهرش بياد اونم كيف كنه من كم كم آماده ميشدم كه برم زنم گفت بزار بياد با هردومون حال كنه من ميخامت حالا نوبت منه بيا ميخام كوستو بخورم زن داداشه گفت بخور كه منم مست مستم ديگه زنم خم شده بود كونش هوا بود كس زنداداشه رو ميخورد زن داداشه به زنم گفت برو دستشويي ميخام يه چيز جديد انجام بدم زنم رفت دستشويي زن داداشه گفت بر ازلاي درنگاه كن يه ربع ديگه بيا من سريع رفتم زنم ازدستشويي برگشت گفت ميخاي چيكار كني زن داداش گفت بيا يادت بدم انداختش رو تخت كونشو ليسيد وبا انگشتش باهاش بازي ميكرد زنم پرسيد ميخاي چيكاركني زنداداش گفت ميخام بكنم تو كونت دوست داري زنم گفت از خدامه با چي ميكني زنداداش گفت با انگشت زنم گفت يه چيز كلفتتر نداري زن داداش گفت سوسيس خوبه زنم گفت عاليه زود باش بيار زن داداش يه سوسيس آورد اول كرد تو كس زنم بعد كرد تو كونش همنطور كه باسوسيس زنمو ميگاييد گفت تو هم منو ميكني زنم گفت آره بيا بكنمت زن داداشه جاشو با زنم عوض كرد زنم سوسيسو كرد توكس زن داداشه وهي ضربه ميزد زن داداشه ميگفت مياي دو نفري به شوهرت بديم حالش خيلي بيشتره زنم گفت آره همين موقع من اومدم تو زنم تا منو ديد فورا دستمو گرفت انداخت رو تخت گفت ببين چه جور زن داداشمو ميكنم زن داداشه گفت ارسلان تو نمياي منم از خدا خواسته لباسا رو در آوردم و مشغول شدم هميت طور كه زنم داشت زن داداشه رو ميكرد منم از پشت چسبيدم به زنم كيرم داشت ميتركيد زنم گفت بزار تو كونم ميخام كون بدم كونمو بكن اول تف بزن بعد بكن منم كيرمو خيس كردم گذاشتم در كونش هونقدر كونشو بهم ماليد كه همش رفت تو به زنم گفتم چطور همه كيرم رفت تو كونت گفت اخه زن داداشم كونمو گشاد كرده بود گفتم يعني تو كون گشادي گفت اره گفتم كوست چي گفت صبر كن بعد به زن داداشه گفت بذار ارسلان بكنه تو كوسم منم سريع كيرمو گذاشتم تو كوسش وشروع كردم به گاييدن زنم گفت زن داداش چرا بيكاري بكن تو كونم اونم سوسيسو برداشت شروع كرد نميدونيد چه حالي ميداد ميديدم سوسيس ميره تو كون زنم كير ميره تو كوسش درحالي كه داشتيم حال ميكرديم زنم گفت جون دلم ميخاست الان يه نفر ديگه هم بود ميذاشت تو دهنم گفتم مگه تو جنده اي گفت اره من جنده هم مگه نه زن داداش اونم گفت اره جنده اي بعد زنم گفت حالا بايد دو نغري زن داداشمو بكنيم كه اينقدر به من حال داد بلند شد زن داداشه رو انداخت رو تخت كوسشم ليسيد كير منو تف مالي كرد گذاشت رو كوس زن داداشه خودشم رفت رو دهانش نشست گفت كوسمو بخور درحاليكه كوس زنم خورده ميشد كوس زنداداشه گاييده ميشد زنم گفت زن داداش بهتر از اينم بلدي زنداداشه گفت آره بلدم ميخاي من وزنم گفتيم آره گفت باشه وقتي از سفر برگشتيم ترتيبشو ميدم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%af-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2514</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس از کون تو کهکشان راه دور</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jun 2019 05:51:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[تيشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستهام]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[لیلا يه سکسی دختر 23 ساله است با قد 170 شاه کس تپل و سفید و سینه ای بزرگ و کونی گشاد که در هر هفته یکبار کونی خونه ما مياد. يادم تازه مادرم جهت خريد رفته بود بیرون از خونه ، من جنده هم عاشق او بودم تا یکروز سوارش بشم. چند باري ترك [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				لیلا يه سکسی دختر 23 ساله است با قد</p>
<h3>170 شاه کس تپل و سفید و سینه ای بزرگ و کونی</h3>
<p>گشاد که در هر هفته یکبار کونی خونه ما مياد. يادم تازه مادرم جهت خريد رفته بود بیرون از خونه ،</p>
<h4>من جنده هم عاشق او بودم تا یکروز سوارش بشم. چند</h4>
<p>باري ترك موتورم سوارش كرده بودم پستون و هربار كه ترمز جلو رو ميگرفتم پستونهاي گندش به پشتم مي چسبيد واقعا</p>
<h5>جان میداد کوس بکونیدش حالي به حولی ميكرد خيلي تو نخش</h5>
<p>بودم بردمش داخل اتاق به خودم گفتم حالا موقعشه پستوناشو گرفتم توي دستهام از همون لحظه به خودم قول دادم كه هر سکس داستان جوري شده ترتيبشو</p>
<h6>بدم . يكروز لیلا اومد پيشم سلام كرد ایران سکس و پرسيد</h6>
<p>كه چیکار می کنی گفتم دارم ميرم حمام گفت منم با خودت ميبري حمام گفتم آخه ، گفت آخه نداره بیا بریم با من حال کن دیگه این که كاری نداره nيدم خيلي مایله گفتم چيه جواب داد هیچی همینطوری &#8230;. فکر میکردم واي اگر كيرگلفتم به کون گندش گيرکنه چی میشه توی این فکر بودم یک لحظه احساس کردم یکی داره كيرمو آروم آروم مک میزنه نگاه کردم دیدم لیلا داره میخوره من هم دستمو دور كمرش گرفتم و اونو چسبوندم به خودم واي كه كيرم داشت ميتركيد دستمو يكم بالاتر زيرپستوناش بردم يكم فشاردستمو زياد كردم واي كه چه حالي ميداد خودم انداختم رو ران کلفتش و شروع کردم به گاز گرفتن از بدنش. کیرم داشت بزرگ و بزرگتر میشد تا به حد نهائی خودش رسید حدود سی سانت ، با دیدن کیرم شروع به گريه كرد من بهش خنديدم گفتم بلند شو عيبي نداره تا نبینی و نخوري كه زن نميشی بلندش كردم سینه اش رو بغل کردم نشستم روی پاهاش . گفتم چيه گفت درد ميكنه گفتم بيا چش شده اومد نشت پاچه شلوارشو بالا زدم واي عجب ساق پاي زيباي داشت تازه موهاشو زده بود داشتم به زانوش نگاه ميكردم كيرم باز بي جنبه بازي در آورده بود و هی تکان میخورد عین درختی که باد میخوره می جنبید آروم داشتم با ساق پاش بازي ميكردم نميدونم چي شد كه صورتمو بردم جلو يك بوس كوچولو به لپش زدم ديدم چيزي نمیگه آروم آروم بوس گرفتنم تبديل شد به لب گرفتن ديدم داره لذت میبره ولبم رو ميك ميزنه گفت كسي نمياد؟ گفتم خيالت راحت باشه هيچكس نمياد. گفت نه اينجا نميشه بلند شدم بریم خونه ما هیچ کس نیست گفتم بيا تا كسي نیومده کارو تموم میکنم اومد بردمش تو دراز كشيد پهلوش و اونو به خودم چسبوندم باز هم شروع كردم به لب گرفتن واي چه حالي ميداد ديگه داشتم منفجر ميشدم دكمه پیرهنشو باز كردم و تيشرتش رو بالا زدم يه سوتين بنفش بسته بود دستمو بردم زيرشو پستونهاي گندش و داغشو تو دستم گرفتم واي كه چه حالي ميداد داشتم ميتركيدم ديدم دستشو برد رو كيرم و داره كيرمو فشار ميده گفت فشاربدم؟ گفتم آره گفت محكم گفتم آره گفت دردش نمياد گفتم نه كيرمو دادم دستش كمر شلوارشو باز كردم شلوار و شورت رو باهم كشيدم پايين يه كوس 23 ساله ناز و نوبر با يكم مو واي نميدونم چي شد كه زبونم رو گذاشتم روش صداي اخ اوفش بلند شد كيرمو بردم جلوي دهنش. گفت بدم مياد بهش گفتم منكه مال تورو خوردم تو هم امتحان كن كيرمو تو دهنش گذاشته بود دندوناش كيرمو اذيت ميكرد خوابوندمش كيرمو بردم لاي پاش خيس شده بود كيرمو به كوسش ميماليدم داشت پرواز ميكرد كيرمو چرب كردم و بهش گفتم يكم درد داره اما بهت قول ميدم كه لذتش خيلي بيشتر از دردشه آروم كيرمو كردم تو كونش واي مگه ميرفت تو خيلي تنگ بود دادش دراومده بود سر كيرم رفته بود تو ولي لیلا ديگه تحمل نداشت كمرشو گرفته بودم كه يكدفعه با تمام نيرو خودمو بهش چسبوندم كه صداي جيغش تا هفت خونه اونطرف ترهم رفت ولش نكردم داشت گريه ميكرد وخواهش ميكرد كه درش بيارم بهش گفتم اگه درش بيارم دردش بيشتره ميشه خودتو شل كن تا آروم بگيره بعد چند دقيقه شروع كردم با دستم با چوچولش بازي كردن باز هم حشري شده بود آروم شروع كردم تلمبه زدن خوشش اومد بود بازهم اخ و اوخش بلند شد ديدم بدنش لرزيد تمام آب كيرمو توي كون نازش خالي كردم كيرمو بيرون كشيدم نميتونست دیگه درست راه بره این بود که او هر هفته روزی دوسه بار میآمد و من او را حسابی میگائیدم و بهش حال ميدادم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%87%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174724</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نیکی جنده سکس توپی میکنه با این زوج جوون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88%d9%be%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88%d9%be%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Jun 2019 07:22:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسي]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اينجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اينکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابيم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورين]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتو]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بزنهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودکونش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمادرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودواي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بيداره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[‫جاهامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتشروع]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتايي]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيريني]]></category>
		<category><![CDATA[عليرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمچون]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بگم.اين داستان مال حدود 3 فیلم سکسی يا 4 سال قبله..چون معمولا ما موقعي هم ديگرو مي بينيم که همه جمع بودن.البته چون شوهر عمه ام خيلي سکسی مايه دار بود ،دختر عمه ما خيلي شاه کس خودشو مي گرفت و من و داداشم هميشه بخاطر اين مسئله کلاس گذاشتن اون زياد کونی طرفش نمي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بگم.اين داستان مال حدود 3 فیلم سکسی يا 4 سال قبله..چون معمولا ما</h2>
<p>موقعي هم ديگرو مي بينيم که همه جمع بودن.البته چون شوهر عمه ام خيلي سکسی مايه دار بود ،دختر عمه ما</p>
<h3>خيلي شاه کس خودشو مي گرفت و من و داداشم هميشه بخاطر</h3>
<p>اين مسئله کلاس گذاشتن اون زياد کونی طرفش نمي رفتيم چون مي ترسيديم ضايع مون کنه.دوستان گل ما يه دختر عمه</p>
<h4>داريم جنده به اسم فرنوش خانوم .که بدون هيچ اغراقي خيلي</h4>
<p>خوشگله و خيلي هم بدنه .من پستون از اون روزي که کير خوشگل پسندم خودشو شناخت طلبه بودم يه حالي باهاش</p>
<h5>بکنم.بعدا متوجه کوس شدم داداشم که 3 سال از من بزرگتره</h5>
<p>هم همين حس و نسبت به فرنوش داره،ولي چون اونها اصفهان بودن و ما تهران بوديم .هيچ وقت اين مسئله پا صه سکس داستان . يه روز</p>
<h6>تلفن خونمون زنگ زد.عمم بود ،با مادرم صحبت ایران سکس کرد من</h6>
<p>هم فکر کردم که احوالپرسي مي خواد کنه، سريع جيم شدم که نخواد باهام صحبت کنه.آخه اصلا ازش خوشم نمي يومد. شب سر شام متوجه شدم که عمه جونمون چون يه مشکلي تو کمرش داره بايد بره انگليس عمل کنه و از مادرم خواسته فرنوش جون يکماه بياد تهران پيش ما يعني خونه ي دايي بزرگ مهمون باشه تا عمه و شوهر عمه از انگليس برگردن.با داداشم يه زير چشمي همديگرو نگاه کرديم .قند تو دلمون آب شد،ولي واسه چسي اومدن يکمي اه و اوه کرديم که فرنوش خانوم با کلا سه ما بي کلا سيمو &#8230;خلاصه از اين حرفها. مادرم گفت : به جاي اين حرفهاي مفت زودتر شام تون و بخورين که صبح ساعت 7 بايد برين فرودگاه دنبالش .تا اينو گفت منو داداشم دوباره شروع کرديم به چسي اومدن الکي.ولي قند داشت تو دلمون آب مي شد.خلا صه شب تو اتاقمون با داداشم شروع کرديم به نقشه ريختن که چطوري تو اين يک ماه تلافي يه عمرشق دردي رو در بياريم. صبح سر ساعت هفت منو داداشم با يه دسته گل تو فرودگاه، خيلي ژيگول آماده براي خود شيريني بوديم. محمد رضا (داداشم ) گفت علي بايد تو راه مخشو بزني تو زبونت خيلي چرب تر از منه ،منم قبول کردم .با يه ساعت تاخير خانوم تشريف اوردن.اينقدر با خودش ساک اورده بود که ما فکر کرديم تا ابد مي خواد بمونه ، حسابي گرم احوالپرسي کرديم .بعد هم سوار ماشين شديم و به طرفه خونه حرکت کرديم.تو راه سره صحبت و يه جوري باز کردم ولي در حد خيلي پاستوريزه.به خاطر گل و تحويل گرفتنش يکمي ازفيس و افاده هاش کم کرده بود .ولي بيشعور اصلا از اينکه ما رو تو زحمت انداخته بود تشکر نکرد!!!!!!!رسيديم خونه .خلاصه دختر عمه خوشگل ما همينطوري با اون شلوار لي تنگش با اون تي شرت کوتاهو قرمز رنگش جلوي منو داداشم رژه رفت تا شب شد. واقعا حشري کننده بود.کونش يکمي گنده تر شده بود وسينه هاش هم مثل دو تا پرتقاله گنه بهم چسبيده از زير تي شرتش خودنمايي مي کرد.خونه ي ما يه آپارتمان سه خوابه بود .يکي من ،يکي محمد رضا داداشم يکي هم پدر مادرم.اتاق منو داداشم کنار هم بود.مادرم اتاق منو به فرنوش داد تا توي يکماه راحت باشه ومن هم رفتم پيش محمدرضا.خلاصه شب که همه رفتن خوابيدن من و محمد هم رفتيم بخوابيم ،اما مگه خوابمون ميبرد.فکر کن يکي که يه عمر طلبه بودي بکنيش،با کون قلمبه تا شب جلوت بره و بياد بعد هم تو اتاق بغليت بخوابه.نه نمي شد از خيرش گذشت.به داداشم گفتم ممل بايد بريم ترتيبشو بديم .اگه نکنيم يه عمر بايد حسرت بخوريم.ممل گفت ميکنيمش داداش کوچيکه.صبر کن تا مطمئن بشيم همه خوابيدن.حودود ساعت 3 بود که رفتيم در اتاقمو باز کرديم.واي چه صحنه اي فرنوش با يه شرت لي و يه تاپ صورتي خوابيده بود رو تخت من.يه لحظه آرزو کردم که اي کاش جاي تختم بودم ،به تختم حسوديم شد.اون پاهاي سفيدش و مي شد زير نور چراغ خواب ديد.واي چه کون قلنبه و رو حساب کتابي داشت.انگار که سالها وقت صرفه تراشيدنش کرده بودن.سينه ي سفيدش چقدر از زير تاپ برجسته بود.همينطور نگاه مي کردم و با دستم کيرمو مي ماليدم.تا حالا سوژه جق به اين نازي نديده بودم .توي همين فکرها بودم که داداشم يه ضربه بهم زدو منو به خودم آورد.گفت کجايي؟بهش گفتم ممل نمي شه چي جوري شروع کنيم ؟ اگه يکي بياد ؟اگه شاکي بشه ؟يه دفعه مي بيني دادو بيداد مي کنه .اونوقت آبرومون ميره.گفت : راست مي گي ولي &#8230;.حرفشو قطع کردمو گفتم آره ولي نمي شه ازش بگذريم.داداشم عادت داشت هميشه منو بندازه جلو.بهم گفت من از اينجا يواشکي ديد مي زنم تو برو شروع کن .هيچي نمي شه.من هم مثل هيشه بهش اعتماد کردم و رفتم جلو.واي هرچي بيشتر جلو مي رفتم بيشتر کيرم راست مي شد.دلم مي خواست لباشو بوس کنم آخه لباش خيلي خوشگل بودن.يکمي ساق پاهاشو ماليدم بعد هم از روي شرت ليش يه کم ماليدم ،قلبم داشت مي يومد تو دهنم .به خودم گفتم علي دل و بزن به دريا.دستمو از روي شرتش گذاشتم روي کسش .حس کردم يه تکوني خورد.خيلي ترسيدم.ديدم برگشتو روي دست چپش خوابيد واي ،حالا مي تونستم کنارش روي تخت بخوابم.همين کارو کردم .از پشت چسبيدم بهش و خودمو مي ماليدم بهش .اول يواش اينکارو مي کردم بعد حس کردم بيداره و بروي خودش نمي ياره من هم محکم خودمو مي ماليدم بهش.دستم انداختم از روي تاپ سينه هاشو گرفتم و شروع کردم به ماليدن.وقتي ديدم هيچي نمي گه .همونطور که دوتايي روي دست چپ خوابيده بوديم دهنمو بردم و لاله ي کوششو کردم تو دهنم و شروع کردم به خوردن با دستم هم سينه هاشو مي ماليدم.حالا ديگه دستم زير کرستش بود.واي چه سينه هايي داشت.در عين سفتي ،نرمي ولطافت زيادي داشت.شروع کردم گردنشو خوردم .ديگه مطمئن بودم بيداره،برش گردوندم و خوابيدم روش و شروع کردم لباشو خوردن .واي چه لبايي داشت خيلي خوشمزه بود يواش گفتم بيدار شو خوشگل خانوم بزار اون چشماي خوشگلتو ببينم.بدون اينکه چشماشو باز کنه گفت علي جون خجالت مي کشم.يه لحظه حس کردم با يک علي ديگه بود.چون دختر عمه ما عادت نداشت از اين حرفا بزنه.گفتم خجالت نکش جيگر من . چشماشو باز کرد .داشتم ديوونه مي شدم.چشماي درشتش يکمي خمار شده بود .شروع کردم به بوسيدنش . اول پيشو نيشو بوسيدم،بعد چشماشو ،بعداز چشماش هم گونه هاي خوشگلشو بعد هم لباشو کردم تو دهنم .همينطوري خوردم تا رسيدم به وسط سينه هاش چون تاپ پوشيده بود مي شد يکمي وسط سينه هاشو خورد.ديگه خون جلوي چشمامو گرفته بود،تاپشو بعد هم کرستشو دراوردم.چه سينه هايي ماماني خوشگلي داشت .ديگه داشت محمد رضا يادم مي رفت.بهش گفتم محمد هم اينجاست صداش کنم.حس کردم يکمي ناراحت شد.قبل از اينکه چيزي بگه بهش گفتم نفس<br />
يه منو ممل خيلي تورو دوست داريم .دلمون مي خواد با هم باشيم . قول مي دم بين خودمون بمونه .گفت بگو بياد .من هم با اشاره به محم رضا که کير به دست دمه در وايساده بود اشاره کردم ،اومد اون هم مثل من کف کرده بود .شروع کردم سينه هاشو خوردن ممل هم رفت بين پاهاشو شرتشو دراورد و سرشو کرد بين پاهاي فرنوشآه و ناله هاي فرنوش بلند شده بود دستشو کرده بود تو مو هاي من و موهامو چنگ ميزد.يعد از چند دقيقه حس کردم اورگاسم شد. منو ممل جاهامونو عوض کرديم.حالا من کس فرنوش رو مي خوردم و ممل سينه هاشو واي چه کس خوشگلي داشت.حسابي ليس زدم تا دوباره اورگاسم شد.بلند شديم به فرنوش که يکمي بي حال شده بود گفتم حالا نوبت منو ممل که بهمون حال بدي.با صداي نازش گفت چيکار کنم.گفتم تو کاري نمي خواد بکني ما خودمون مي کنيم بعد هم مدل سگي روي تخت مي زونش کردم.چون قبلا هم با محمد رضا با دو سه تا دختره ديگه اين کارو کرده بوديم با هم هماهنگ بوديم .مثل فروادهاي تيم بارسلونا.محمد رضا رفت جلو و کيرشو گرفت دمه دهنه فرنوش اول نمي خورد بعد از يکمي ناز کردن کم کم شروع کرد به خوردن .من هم رفتم کرم اوردم حسابي کيرمو چرب و چيلي کردم .کونه قلمبش هر کيري و وادار به عکس العمل مي کرد .مي خواستم سوراخشو چرب کنم که کير محمد رضا رو از تو دهنش دراورد و روشو به من کرد و گفت علي جون نه.درد داره.هر کاري مي خواي بکن ولي از عقب نه .گفتم قول مي دم يواش بکنم .کلي باهاش کلنجار رفتم تا راضي شد .حسابي که کونشو چرب کردم .اول انگشتمو کردم تو تا يکمي جا باز کنه بعد هم سر کيرمو گذاشتم دمه سوراخ کونش و خيلي آروم کردم تو .اونهم يه آخ بلند گفت شانس اورديم در اتاق و بسته بوديم وگر نه همه مي شنيدم .يه 5 دقيقه اي تلمبه زدم.خلا صه ما از کون داداشمون از دهن .محمد رضا آبش اومد و خالي کردش رو صورت فرنوش.من هم چند ثانيه بعد آبمو ريختم رو پشتش..بعد هم دوتايي با محمد حسابي خورديمش به طوري که چند بار ارگاسم شد.ديگه ساعت نزديک 5 صبح شده بود .بعد از چند تاماچ بو سه ازش دل کندي مو رفتيم بخوابيم.موقعي که داشتم از اتاق ميرفتم بيرون با صداي خوشگلش گفت عليرضا مرسي.منم جو گير شدم دوباره رفتم يه نيم ساعت ديگه لباشو خوردم.وقتي رفتم تو اتاق محمد رضا ديدم خوابيده .من هم گرفتم خوابيدم.تو اون يکماه که فرنوش خونمون بود يه بيست دفعه اي کرديمش. اونم از اون به بعد خيلي با منو محمد رضا خوب شده.حالا هر موقع مي يان خونمون يا ما مي ريم اصفهان حال به هولي با هم مي کنيم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88%d9%be%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174459</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه خورده کون بده بکنیم</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Jun 2019 07:50:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[جريانو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدن]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سالشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوي]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشيد]]></category>
		<category><![CDATA[نزديکاي]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوره]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش</h2>
<p>بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از</p>
<h3>اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من</h3>
<p>از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. يعني بدون شورت و سوتين باشه و نرگسم اکثرا قبول ميکنه ,</p>
<h4>و جنده تو مهمونيا توجه همه رو جلب ميکنه و همه</h4>
<p>مردا چشمشون به پستوناي درشت و پستون کون کپل بزرگ همسر زيبا و خوش هيکل منه.چند وقت پيش رفته بوديم يه</p>
<h5>پارتي. چند کوس تا از همکاراي اداري من هم بودن با</h5>
<p>زناشون. بقيه رو نميشناختيم.نرگس يه لباس شب بلند و چاک دار و سينه باز پوشيده بود. و زيرشم که شورت و سوتين سکس داستان نداشت و لخت</p>
<h6>بود. چاک سينش و يه کمي از پستوناي ایران سکس درشتش از</h6>
<p>لباسش بيرون بود و موقع راه رفتن و رقصيدن تا نزديکياي رونش ديده ميشد. مخصوصا وقتي اومد وسط سالن و شروع به رقصيدن کرد همه حسابي حال کردن .زن يکي همکارام , طاهره خانم ,که تو مهموني بود متوجه شده بود که نرگس زير لباس شبش هيچي نپوشيده وکس و کون وپستوناش لختن .اومد پيش نرگس و پرسيد نرگس خانم شما مثل اينکه زير اين لباستون چيزي نپوشيدين چون دولا راست که ميشين همه جاتون معلومه . نرگسم گفته بود اره همينطوره. طاهره خانم دوباره پرسيد شوهرت ,امير, ميدونه که تو شورت و سوتين نپوشيدي. نرگس هم گفته آره ميدونه. بعد گفت اگه باور نميکني ميتوني از خودش بپرسينرگس و طاهره خانم اومدن پيش من و نرگس جريانو برام تعريف کرد . من به طاهره خانم گفتم که من خودم از نرگس ميخوام که زير لباسش چيزي نپوشه و لخت باشه و از اين کار لذت ميبرم. طاهره خانم از من پرسيد از اينکه زنم بين اينهمه مرد داره لخت ميگرده ناراحت نميشم , و من گفتم که نه , ناراحت که نميشه هيچي خوششم مياد . طاهره خانم هم گفت پس امير خان شما يه مرد بي غيرت و بي ناموس هستين و ما نميدونستيم و خنديد .منم با خنده گفتم اي همچين. طاهره خانم دوباره گفت پس امير خان بايد زنتو جور کنم براي شوهرم که ترتيبشو بده , اونم جلوي خودت.من و نرگس بهم نگاه کرديم . نه اينکه بدمون بياد يا ناراحت بشيم, اما از طاهره خانم اين انتظارو نداشتيم.طاهره خانم زن همکارم حاج محسن بود و هميشه پوشيده و سنگين بود و هيچوقت بدون مقنعه و چادر نبود.زن قشنگي نبود. لاغر بود و اينجوريم که به نظر ميومد از نظر جنسي زياد مورد توجه محسن نبود.طاهره خانم گفت من دوست دارم شوهرمو هميشه راضي نگه دارم. حالا هر جوري که امکانش باشه. و گفت يه بار يه صيغه اي براش پيدا کردم که 3,4 ماه بهش حال داد و آقا محسن خيلي از اين کار من خوشش اومده بود.بعد گفت حالا ميخوام زن تو يعني نرگسو جورش کنم براش که زيرش بخوابه وبهش حال بده. بعد بهم گفت امير خان توکه غيرت نداري از اين موضوع ناراحت بشي و بهت بر بخوره. نرگسم که يه زن قشنگ و خوش هيکل و اهل حاله و جلوي مرداي غريبه هم که لخت ميگرده و لذت ميبره. واينطوري هم که معلومه از اينکه زير مردا بخوابه و ترتيبشوبدن بدش نمياد.اينم بگم که محسن حدود 55,56 سالشه و5,6 سالي از زنش کوچيکتره و به همين خاطره که طاهره خانم اينجوري ميخواد به شوهرش خدمت کنه و محبت اونو جلب کنه که از چشمش نيفته.راستش اين پيشنهاد منو حسابي تحريک کرد . فکر اينکه زنم لخت مادرزاده و يه مرد ديگه با کير شق شده ميخواد اونو بکنه. و نرگس با اون پستوناي درشت و لطيفش و با اون کون بزرگ و نرمش و البته کس پشمالوش جلوي حاج محسن وايساده تا ترتيبشو بدن برام خيلي جالب بود.نرگسم چيزي نمي گفت و داشت فکر ميکرد. اونم مثل من هيجان زده بود. آخه تا حالا مسئله هيچ وقت اينقدر جدي نشده بود. گاهي با نرگس در باره اين که جلوي من ترتيبشو بدن و زير کير مرداي ديگه بيفته حرف زده بودم ولي فقط حرف بود و واقعي نبود. اما اين بار داشت جدي ميشد.من گفتم محسن چي ؟ اون ميخواد اين کارو بکنه ؟ طاهره خانم گفت کيه که نخواد زن تورو بکنه. اون از خداشه که يه همچين زن حشري و با حالي بيفته زيرش. بعد گفت نگران نباشيد يه چيزي هم ميديم بهتون.من گفتم که ما پول مول نمي خواييم و اگه اين کارو بکنيم بخاطر هيجان و لذتشه , ولي من و نرگس بايد باهم باشيم و اينطوري نباشه که نرگسو شب ببرين و حاج محسن کس و کونشو بگاد و صبح بيارينش. طاهره خانم هم قبول کرد و رفت که با شوهرش صحبت کنه.من از نرگس پرسيدم نظرت چيه ؟ و اونم گفت نميدونم اما خيلي هيجان انگيزه. گفتم براي منم همينطوره و از نظر من اشکالي نداره محسن تورو بکنه.چند دقيقه بعد حاج محسن و طاهره خانم اومدن . محسن تا مارو ديد يه خنده اي کرد و گفت به! نرگس خانم گل و امير خان بي ناموس. خب که اينطور, پس تو دوست داري زنتو جلوت بگان. و کير بکنن تو کس و کون و دهنش . خوب من آماده ام که زن جنده تو بگام. بعد گفت اگه ميدونستم که تو اينقدر بي غيرت و بي ناموسي , زودتر از اينا نرگسو گاييده بودم.کير محسن بلند شده بود و از رو شلوارش مشخص بود. اماده بود تا نرگسو بگاد. از صاحب مجلس خداحافظي کرديم و اومديم بيرون. من ماشين نياورده بودم. همگي سوار ماشين محسن شديم. محسن پشت فرمون بود منم جلو نشستم. نرگس و طاهره خانم هم عقب.تو راه محسن از آيينه نرگسو نگاه ميکرد. طاهره خانم که متوجه اين موضوع شده بود دگمه هاي مانتوي نرگسو باز کرد تا هيکلش بهتر ديده بشه. بعد دست کرد تو لباس نرگس و پستوناي نرگسو گرفت و کشيد بيرون از لباسش. حالا پستوناي بزرگ و قشنگ نرگس کاملا بيرون افتاده بودن و تو دست اندازا هي بالا و پايين مي شدن. محسن خان هم چشماش به پستوناي نرگس جون بود. يه کم که رفتيم محسن ماشينو نگر داشت و پياده شد و گفت امير تو بشين پشت فرمون من با زنت يه خورده کار دارم و رفت نشست عقب کنار زنم. منم نشستم پشت فرمون و حرکت کردم.محسن تا نشست , نرگسو بغل زد و پستوناشو گرفت تو دهنش و شروع کرد به خوردن پستوناي نرگس. من يه چشمم به راه بود و يه چشمم به محسن و زنم و پستوناش. محسن هم پستوناي نرگسو هي ميچلوند و ميخورد. دستشو ميکرد لاي پاي نرگس و کسشو ميماليد و انگشت ميکرد تو کسش. طاهره خانم پاهاي نرگسو گرفت و باز کرد تا شوهرش راحتتر با کس نرگس ور بره. يه خورده بعد مانتوي نرگسو از تنش در اوردن و لباشم کندن و نرگس لخت مادرزاد شد. ساعت 1 صبح يه زن قشنگ و حشري لخت مادرزاد تو ماشين وسط شهر تهران داشت ميگشت. کنارشم يه مرد گردن کلفت داشت اونو ميگاييد. من<br />
همش از کوچه پس کوچه ميرفتم که کسي ما رو نبينه. محسن هم کيرشو آورده بود بيرون و آماده گاييدن همسر نازنينم بود. نرگسو خوابوندن رو صندلي و محسن خان هم افتاد روش. طاهره خانم خودشو کنار کشيده بود تا شوهرش راحتتر ترتيب نرگسو بده. من يه جاي خلوت پيدا کردم و ماشينو نگر داشتم . البته آماده بودم اگه خبري بشه زود حرکت کنم و دربرم.من کير محسنو که ديدم جا خوردم. کيرش بزرگ بود و کلفت. کير من کوچيکه 10و11 سانته ولي کير محسن فکر کنم يه 20 سانتي ميشد. از اون کيرايي که هر زني ازش خوشش مياد و دلش ميخواد تو کسش بره. نرگسم وقتي کير محسنو ديد يه جيغ کوتاه کشيد و گفت واااي , اين ديگه چيه؟ چقدر بزرگه. بعد کيرو گرفت تو دستش و به من گفت ببين شوهر بي غيرت من , کير به اين ميگن نه اوني که تو داري. منم گفتم درسته عزيزم. از اين به بعد هر وقت هوس کير دراز و کلفت کردي ميدمت دست محسن که حسابي بگادت. محسن گفت مگه کيرت چقدره؟ منم گفتم 10,11 سانته.محسن و زنش شروع کردن به خنديدن . محسن گفت اينکه کير نيست دول بچست. گفتم اره ديگه چيکارش ميشه کرد. بعد گفتم تا مرداي خر کير و بکني مثل شماها هستن نرگس جون ناکام نميمونه. از اين به بعد هر وقت نرگس هوس کير کرد ميارمش پيش تو تا با اون کير گندت بکنيش. محسن گفت ايول من هميشه آماده گاييدن زن جندت هستم. توهم وايستا تماشا کن چه جوري بي ناموست ميکنم.بعد کيرشو ماليد به در کس نرگس و گذاشت در کسش و آروم آروم فرو کرد تو. نرگس تو اين مدت حسابي تحريک شده بود و در کسش باز شده بود. اين بود که کير محسن راحت رفت تو کس پشمالو و تپل نرگس. صداي اخ و اوخ نرگس بلند شده بود من ترسيدم صداش بيرون بره. اين بود که حرکت کردم و آروم آرومچرخ ميزدم تو جاهاي پرت و خلوت . و پخش ماشينم روشن کردم.حاج محسن اون شب نرگسو جلوي من و زنش دو بار گاييد. نرگس حسابي حال کرده بود با کير کلفت محسن خان. محسنم که يه کس نرم و تپلي گاييده بود سرحال بود.من يواش يواش اومدم سمت خونمون. به محلمون که رسيديم کار محسن با نرگس تموم شده بود. پياده شديم. نزديکاي 4 صبح بود. نرگس ديگه لباسشو نپوشيد . فقط مانتوشو تنش کرد. و زير مانتو همونطور لخت مادرزاد بود. محسن نشست پشت فرمون. خداحافظي کرديم و اومديم خونهaminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174454</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.254 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 05:47:25 by W3 Total Cache
-->