<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>جانانه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:52:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>جانانه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>عاشق کرده شدنه این جنده خانوم اما بازیگوش هم هست</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Dec 2019 06:14:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتي]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باداباد]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بيمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جريانو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[ديگران]]></category>
		<category><![CDATA[رفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتي]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[مواقعي]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميد]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسيده]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمي‌رسيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ميافته که بدم.اين داستان واقعي فیلم سکسی رو که براتون مينويسم مربوط ميشه به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون سکسی لبي داشت چاق نبود ولي توپر بود شاه کس من چند بار به بهانه هاي مختلف آوردمش خونمون و يواش يواش و با حوصله کونی زياد و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ميافته که بدم.اين داستان واقعي فیلم سکسی رو که براتون مينويسم مربوط ميشه</h2>
<p>به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون سکسی لبي داشت چاق نبود ولي توپر</p>
<h3>بود شاه کس من چند بار به بهانه هاي مختلف آوردمش خونمون</h3>
<p>و يواش يواش و با حوصله کونی زياد و کار مداوم و خستگي ناپذير شروع کردم به ماليدن کونش اولش دستمو</p>
<h4>هنگام جنده رد شدن از کنارش ميزدم به کونش و بعد</h4>
<p>از مدتي که ديدم چيزي نميگه پستون و تازه همچين بدشم نمياد تو مواقعي که خونمون خلوت بود ميرفتم دم در</p>
<h5>خونمون و کوس اگه مشغول بازي بود با طرفندهاي مختلف مياوردمش</h5>
<p>خونه ميبردمش تو اتاقم تا از پشت ميچسبيدم بهش خودش ميفهميد و راحت بدون هيچ مقاومتي ميخابيد منم شلوارشو پايين ميکشيدم و سکس داستان کيرمو لاي پاهاش</p>
<h6>ميکردم واقعا عجب کوني داشت من نميدونستم اينقدر ایران سکس خوشش مياد</h6>
<p>از دادن تا اينکه برادرم که خونشون با ما فاصله زيادي نداشت بچه دار شد و روزي که زن داداشمو از بيمارستان آوردن خونه خونه ما کلا خالي شد يعني فقط بابا و مامان پيرم خونه بودن که اونا رو هم مشکلي به حساب نمياوردم ديدم صبحش تو کوچه ديدمش گفتم ميواي تو؟ بدون هيچ حرفي اومد بردمش تو اتاقم دست کذاشتم رو کون خشکلش خودش با پاي خودش رفت خابيد رو تختم.الان که دارم اين خاطره رو مينويسم هر از گاهي دستمو ميمالم به کيرم من مثل ديگران از خودم کس شعر نميگم جدا عين حقيقته.منم رفتم روي تخت و نشستم پشتش و شلوارشو کشيدم پايين واي عجب کوني بود سفيد و توپر بدون يه نخ مو. شلوارمو کشيدم پايين و کير خوشکلمو در آوردم يه تف غليظ و با صرفه عين مايع ظرفشويي گلي به کيرم زدم و يه تف جانانه هم لاي پاي حسين جون(ببخشيد معرفي نکردم) انداختم سير کردمش و آبمو ريختم لاي پاهاش بعدم شلوارمو کشيدم بالا اونم شلوارشو کشيد بالا و رفتيم جلوي تلويزيون نشستيم بهش جريانو گفتم که امروز خونه خاليه در حين فيلم نگاه کردن ديدم نيستش تا حسين جون بخاطر اينکه تابلو نشه رفته خونشون.آخراي فيلم بود که ديدم حسين آقا بدون در زدن اومد کنارم نشست.شهوت چنان تو چشماش برق ميزد که منو خيلي حشري کرد. دور برم رو نگاه کردم ديدم اوضاع مساعده بلند شدم و با اشاره گردن و چشمک زدن بهش فهموندم که دمبالم بياد تو اتاقم اونم بدون هيچ معطلي پشت سرم راه افتاد.عين دفه قبلي فقط کونشو خوب ماليدم و چند تا بوسش کردم و قربون صدقش رفتم کارمون که تموم شد بعد از چند دقيقه باز دوباره حسين آقا بدون خداحافظي رفت. ظهر شد و پسر اون يکي داداشم چون مجلس زنونه بود براي ناهار اومد خونه ما و بعد از خوردن نهار يکراست رفت رو تخت من گرفت خابيد منم گفتم شانس مارو باش همه جارو ول کرده اومده رو تخت من.آقا تازه خابش برده بود که باز حسين آقا اومد خونمون که من ديگه از تعجب چشام از کاسه زده بود بيرون به خودم گفتم امروزم که طرف خودش کونش پا شده مزاحم داريم .يه سر زدم به پسر داداشم ديدم خواب خوابه گفتم باداباد به حسين اشاره کردم اونم با اکراه اومد تو اتاق آروم بهش گفتم خوابش سنگينه.بردمش پايين تختم و به حالت زانو زده شلوارشو کشيدم پايين هر بار که شلوارشو پايين ميکشيدم برام يه تازگي خاصي داشت کيرم زياد بلند نشد ولي حسابس کردمش بعدم سريع فرستادمش رفت.بعد از ظهر جمعه بود و فيلم سينمايي شبکه يک رو ميديدم که يه دفه از اومدن ناگهاني حسين آقا جا خوردم.نشست کنارم ولي من ديگه نا نداشتم که بکنمش. از روي سيري تحويلش نگرفتم اونم بعد از نيم ساعتي که جا خشک کرده بود ول کرد رفت کونده با اين بچه گيش خيلي سياست داشت.اتا شب يه بار ديگه هم اومد منم کيرم ديگه بلند نميشد نيم ساعت رو کارش بودم تا آبم اومد.لابد ميگين اين چه ربطي به دادن خودت داره؟عرض ميکنم خدمتتون.اون جريان گذشت و ديگه هم همچين موقعيت خوبي پيدا نشد ولي هر چند ماه يکبارميکردمش تا اينکه يه روز بمدت 2 ساعت خونه خالي شد سريع رفتم تو کوچه ديدم نيست بعد از چند بار کشيک دادن پيداش شد بهش اشاره کردم نميدونم چرا نميومد يا يکي ديگه جاي منو گرفته بود يا احتمالا از بوي بدنش که من لاي پاش منيمو ميريختم تابلو شده بود آخه عقلم نميرسيد که بگم بره دستشويي خودشو بشوره.منم رفتم بيرون و تو راه برگشتن بهش گفتم حسين مامانم نظري درس کرده بيا ببر تا اومد دم در گرفتم بردمش تو يکم مقاومت کرد نميخابيد هرچي بيشتر مقاومت ميکرد منم حشرم بيشتر ميزد بالا مجبور شدم ايستاده شلوارشو بکشم پايين يه دستم از کمرش و دست ديگم از جلو شلوارش گرفتم تا کشيدم پايين يهو چشمم به کير شق کردش افتاد ديگه نتونستم خودمو کنترل کنم ايندفه حشرم زد بالا ولي براي دادن به حسين آقا.کيرشو ماليدم جلوش به حالت سجده خابيدم و بردمش پشت خودم يه تف جانانه به کيرش زدم و يه تفم به سوراخ مبارکم و محکم با دستام از عب کون حسينو گرفتمو به کونم چسبوندم هر چي بسمت خودم فشارش ميدادم نميرفت تو چون من کون خيلي تنگي دارم مجبور شدم انگشتمو تف بزنم و بکنم تو سوراخم تا يکم بازبشه بازم نشد تا اينکه 2 انگشتي کردم توش درد داشت ولي موثر واقع شد ديگه تف کم آوردم بهش گفتم تف بزن سر بلت اونم به زحمت يکم تف جور کرد و زد به بل خوشکلش همش 3 سانت بود ولي چنان منو حشري کرده بود که بعد از اينهمه کردنش داشتم بهش ميدادم.ميگن بهرام گور که روزي گور ميگرفتي ديدي که چگونه گور بهرام گرفت.خلاصه به هر بدبختي بود با درد کردش توش ولي حالم ميکردم اونم وارد نبود به زور چند دقيقه عقب جلو کرد تا کيرش بيحس شد و چون هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ابش نيومد فقط سوزش داد و بخاطر بار اولش بود ميخاست گريه کنه گفتم طوريت که نشده آبت اومده که آروم شد بلند شد شلوارشو کشيد بالا که دربره که من گرفتمش گفتم کجا؟حالا نوبت منه و خابوندمش و يه دل سير کردمش.از اون به بعد ديگه به حسين آقا به چشم يه کوني نگاه نميکردم و خيلي دلم ميخاست بهش بدم ولي ديگه جور نشد الانم دانشگاه يه شهر ديگه افتاده و دستم بهش نميرسه ولي اون خاطره دلنشين هنوز منو وسوسه ميکنه که بدم فرقي نداره به کي باشه.ايميلم رو هم براتون ميزارم تا اگه تو راضي کردن يه پسر به مشکل برخورد کردين مشاوره بدم اميدوارم از اين خاطره واقعي لذت برده باشيد قسمت بود جريان سکس با امير رو هم براتون مينويسم mehrdad539@yahoo.com</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177460</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست خواهرم خوب بلده حواس منو پرت کنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%84%d8%af%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%84%d8%af%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2019 09:22:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[برخورده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[بودديگه]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاي]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[سريعتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[كاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[وشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مسافرت كرديم.در اين مسافرت زن فیلم سکسی همسايمون كه اسمش مينا بود و حدود 30-35 سال سن داشت خيلي مورد توجه من بود.مينا زني بود خوش هيكل سکسی با باسن بزرگ كه خيلي حشري بود شاه کس ولي سينه هاش زياد بزرگ نبودو از نظر من هم مشكلي نداشتند.بعد از اين مسافرت کونی ما با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مسافرت كرديم.در اين مسافرت زن فیلم سکسی همسايمون كه اسمش مينا بود و</h2>
<p>حدود 30-35 سال سن داشت خيلي مورد توجه من بود.مينا زني بود خوش هيكل سکسی با باسن بزرگ كه خيلي حشري</p>
<h3>بود شاه کس ولي سينه هاش زياد بزرگ نبودو از نظر من</h3>
<p>هم مشكلي نداشتند.بعد از اين مسافرت کونی ما با آقا رضا (شوهر مينا)صميميتر شديم بطوريكه هر هفته تو خونه ي يكي</p>
<h4>جمع جنده مي شديم.البته اين را هم بگم من خيلي مينا</h4>
<p>رو تحت نظر داشتم و راستش پستون خيلي خجالت ميكشيدم كه موضوع رو با او در ميان بگذارم و از او</p>
<h5>طلب سكس کوس كنم.در هر حال&#8230;&#8230;مينا هم زني نبود كه به</h5>
<p>هر كي بله بگه چه برسه به من 19 ساله كه تازه مي خواستم كنكور بدم.بعد از اينكه كنكورمو دادم پدرو مادرم سکس داستان قرار شد براي</p>
<h6>يك جشن عروسي به تهران برن وتا يك ایران سکس هفته خونه</h6>
<p>خالي بود.برادرم هم هر روز صبح زود به كار ميرفت و شب به خونه برمي گشت.اين را هم بگم كه مادرم بعضي وقتها به خونه ي مينا ميرفت و هميشه مجالسه زنانه تشكيل ميدادندوخلاصه مينا با مادرم خيلي صميمي بود.در اين مدت كه پدرومادرم تو مسافرت بودند منم مشغوله تماشاي تلويزيون وبازيهاي كامپيوتري بودم. زياد نميتونستم خودمو مشغول كنم تا اينكه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. در يكي از همين روزها زنگ تلفن زده شد.من مشغوله تماشاي تلويزيون بودم.زود صداي تلويزيونو كم كردم تلفنو برداشتم.ديدم مينا پشت خطه ._سلام_سلام مينا خانم_سلام آرمين خوبي؟_بله مرسي_مي خواستم بگم كه مامانت قبل از رفتن به تهران يه پاكت خريده بود و گذاشته بود خونه ي ما و يادش رفته بود بيادو اينو ببره .بي زحمت بيا اين پاكتو ببر._باشه همين الان مياماولش خوشحال شدم كه ميتونم مينا رو ببينم ولي بعدا ديدم كه بايد بخاطره پاكت اونجا برم.بهرحال تلويزيونو خاموش كردم و به خونه ي مينا اينا رفتم.خونه ي اونا فقط 20 قدم با خونه ي ما فاصله داشت و ميدونستم كه آقا رضا هم زودتر از ساعت 9-8 به خونه برنميگرده.در خونشونو زدم و منتظر موندم.در باز شدو داخل شدم مينا رو با يه چادره رنگي پشته در ديدم كه واستاده.سلام كردمو داخل شدم._پاكت كجاست؟_تو اتاقه برو برداربا اجازه وارد اتاق شدم ولي هرچي اونور اينور نگاه كردم پاكتي پيدا نكردم.همين كه برگشتم كه بگم پاكت كجاست ديدم كه مينا چادرو انداخته رو زمين و با يه شرت و كرست جلوم واستاده.همون جور هاج و واج داشتم به مينا نگاه ميكردم.اول مينا شروع كرد:_آرمين جون بنظر تو من زن خوشگليم؟منم كه هنوز تو شوك بودم گفتم:_ببخشين مينا خانم پاكت كجاست بدين برم._بابا پاكتي در كار نيست مي خواستم تو رو ببينم.جوابمو ندادي؟كيرم ديگه داشت سيخ مي شد كه با پر رويي گفتم:_شما خانم حشري و خوشگلي هستين ولي من بايد برم.ولي مينا با يه حركت سريع منو بغل كرد و نذاشت حرفمو تموم كنم.لباشو رو لبام گذاشت .كيرم سيخه سيخ شده بود.ديگه داشتم كنترلمو از دست ميدادم ولي با يه حركت سريع خودمو از مينا جدا كردم.مينا با تعجب به من گفت:_نكنه تو منو تو اين مدت نمي خواستي؟با يه لحنه نرم ولي رسمي گفتم:_نه مينا خانم من 4 ماهه كه مي خوام باهاتون رابطه داشته باشم اما&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;._اما چي؟_ديگه نميتونم به چهره ي آقا رضا نگاه كنم._مينا كه داشت منو مسخره ميكرد گفت:_با رضا 3 هفته ست كه يه سكسه درست حسابي نداريم.راستش وقتي اين حرفو شنيدم زياد تعجب نكردم چون شنيده بودم كه دختري هم كه مينا داره به زور داره و4 سال بود بچه دار نميشدن.خلاصه سروش (كيرم)به من گفت كه خره خودش مي خواد تو نمي خواي؟منم كه ديگه تحمل نداشتم پريدم رو مينا يه لب جانانه ازش گرفتم .بعد به من گفت بريم روتخت.معلوم بود كه مينا خيلي وقت منتظر اين فرصت بود .مينا منو انداخت رو تخت و يواشكي شلوارمو با شرتم كشيد پايين .با دستش داشت كيرمو ميماليد بعد با زبونش شروع كرد به ليسيدن .ديگه داشتم ميمردم ناكس خيلي خوب ساك مي زد.منم كه هي ااااااه ه ه ه اوففففففف ميكردم كه ديدم مينا يه كاندوم رو كيرم كشيد.با تعجب بهش گفتم:_اين برا چيه؟_تاخير دهنده هست حال ميدهمينا ديگه حشري شده بود و فقط كير مي خواست منم زود مينا رو برگردوندم وشرتشو دراوردم.شروع كردم كسشو ليسيدن.انصافا كسه ترو تميزي داشت .مينا هم به التماس افتاده بود كه بكنمش ولي من مي خواستم طمع اين سكس از يادش نره به همين جهت عجله نميكردم.سينه هاي مينا مثل سنگ محكم شده بودن. بعد از ليسيدن اونها يه تف انداختم لب كسش بعد كيرمو ماليدم به كسش.حالا پاهاي مينا رو شونم بودن و كيرم لب كسش&#8230;&#8230;.با يه اووووووووففففففف بلند به من چراغ سبز نشون داد.كيرمو محكم كردم تو كسش ._آييييييييي يواش جونمشروع كردم تلمبه زدن .هر لحظه سريعتر ميكردمش مينا هم به نسبت كردنم جيغ مي كشيد صدايي كه با برخورده بدنم به لگنش ايجاد ميشد حشريترم ميكرد.مينا از صداهاش معلوم بود كه مي خواد ارضا ميشه.با صداي بلند جيغ زد:_آرمين مححححححككككككممممممتتتتترررآبم داشت ميومد .بهش گفتم:_مينا ابم داره مياد_بريز دهنم مي خوامشزود كيرمو آوردم بيرون كاندومو از كيرم كشيدم همه ي آبمو ريختم دهنه مينا .اونم همشو گورت داد و بصورت حرفه اي تمومه ابمو از كيرم كشيد بيرون و يه ساك توپ به كيره نيمه جانم زد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%84%d8%af%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%be%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177488</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس سه نفره در ماساژداغ و حشری کننده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Dec 2019 08:11:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[دختراش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کنهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بلند شدم برم اب بخورم فیلم سکسی رفتم اب خوردم داشتم بر میگشتم طرف اتاقم دیدم یه صدای از توی اتاقه خواهرم میاد اول فکر کردم داره سکسی درس میخونه اخه اون بیشتر شبها تا شاه کس دیر وقت درس میخونه بی خیال شدم رفتم که بخوابم ولی شیطونه نزاشت رفتم دم کونی در اتاقش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بلند شدم برم اب بخورم فیلم سکسی رفتم اب خوردم داشتم بر میگشتم</h2>
<p>طرف اتاقم دیدم یه صدای از توی اتاقه خواهرم میاد اول فکر کردم داره سکسی درس میخونه اخه اون بیشتر شبها</p>
<h3>تا شاه کس دیر وقت درس میخونه بی خیال شدم رفتم که</h3>
<p>بخوابم ولی شیطونه نزاشت رفتم دم کونی در اتاقش کوشامو تیز کردم ببینم چی میگی دیدم داره میگه خیلی دوس دارم</p>
<h4>ولی جنده می ترسم من مونده بودم که چی داره میگه</h4>
<p>رفتم گوش تلفن رو از توی پستون پزیرای برداشتم دیدم داره با یکی از دوست دختراش حرف میزنه اون بهش میگفت</p>
<h5>من فردا کوس دارم میرم پیشش توهم بیا بریم خره از</h5>
<p>این فرستا دیگه گیر نمیاد اون وقت هم کیر میبینی هم یه حالی میکنی اینو که گفت خوشکم زد داشتم میترکیدم می سکس داستان خواستم از پشته</p>
<h6>تلفون دوسته خواهرم رو جر بدم بد هیچی ایران سکس نگفتم خواهرم</h6>
<p>دو دل بود نمی دونست باید چه کار کنهگفت تا فردا فکر میکنم بد جوابتو میدم دوستشم قبول کرد بد گوشی رو گذاشت نمی دونستم باید چه کار کنم پیشه خودم میگفتم چرا باید خواهرم بره به یه غریبه بده بیا با خودم حسابی حشری شده بودم رفتم دم اتاقش یواش درو باز کردم رفتم داخل پشتش به من بود که یک دفع روشو بر گردوند طرف من از جاش بلند شد گفت اتفاقی افتاده رفتم کنارش نشستم گفتم نه خوابم نمیومده اومدم پیشه تو بد بهش گفتم چرا تا به حالا نخوابیدی گفت داشتم درس می خوندم (تو دلم گفتم اره جونه عمه ات) شهوت جلوی چشامو گرفته بود هر لحظه می خواستم خودمو نزدیگش کنم ولی میترسیدم یه بار ازم پرسید داری به چی فکر میکنی بلند شو برو می خوام بخوابم منم گفتم به همونی که تو فکر میکنی گفت من به چیزی فکر نمیکنم منم بهش گفتم ای شیطون یکم سرخ شد گفت منظورت چی گفتم من همی حرفاتونو با دوستت شنیدم تا اینو گفتم می خواست گریه کنه دستمو انداختم دور گردنش گفتم یه وقت خر نشی خودتو بد بخت کنی اگه مشکلی داری به خودم بگو هیچی نگفت اروم بوسش کردمچنتا بوس همینجوری بهش کردم دیدم هیچی نمیگه لبم رو نزدیک کردم یه بوس به لباش زدم مثله اینکه خوشش اومده بود یه لبخند زد من خوشحال شدم شروع به لب گرفتن کردیم کم کم لباسامونو در اوردیم داشتم سینه های نازشو میخوردم که صداش در اومده بود کم کم رفتم پاین تا به بهشتش رسیدم یه بوی شهوت انگیزی میداد خیلی حال کردم شروع به خوردن کردم به اوجه شهوت رسیده بود دیدم یه صدای کرد و اروم شد فهمیدم ارضا شده بد بلندش کردم گفتم نوبته تو کیرمو به زور می خورد بدش می اومد بهم گفت خیلی بزرگ چه کارش کردی هیچی نگفتم شروع به خوردن کرد بد از چند دقیقه گفتم بسه حالا ای هلو را از کس که نمیتونستم بکنم گفتم چهار دسته پا بشه اخه اون نمی دونست میخوام به کونش بزارم رفتم یه کرم اوردم مالیدم به کونش وشروع کردم به مالیدن با انگشت یه کم بازش کردم بد کیرمو اروم گذاشتم دم سوراخش کیرمو حل دادم تو یه جیق زد که گفتم الان همه میان با دستم در دهنشو گرفتم یه چند لحظه به همون حالت موندم تا جا باز کنه بد شروع به تلمبه زدن کردم 5دقیقه بد ابمو توی کونش خالی کردم سزیع لباسمو پوشید ویه لب جانانه ازش گرفتم و بهش گفتم دو اون دوستاش رو هم خط بکشه قبول کرد از اون روز به بد ما با هم سکس داریم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a7%da%98%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177307</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نتیجه مصاحبه کاری با جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتند]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجایی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بزرگم و همه اونجا جمع فیلم سکسی بودن .دایی یام خاله هام و فامیل های دیگه مون بودند.خانواده ما با خانواده دایی اینا رفت امدی نداشتند تا سکسی این عیدی که دایی ام پیشنهاد داد شاه کس بریم اصفهان .دختر دایی من هانیه هی از درسام وکارهایی که میکردم میپرسید ومنم با کونی تعجب جواب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بزرگم و همه اونجا جمع فیلم سکسی بودن .دایی یام خاله هام و</h2>
<p>فامیل های دیگه مون بودند.خانواده ما با خانواده دایی اینا رفت امدی نداشتند تا سکسی این عیدی که دایی ام پیشنهاد</p>
<h3>داد شاه کس بریم اصفهان .دختر دایی من هانیه هی از درسام</h3>
<p>وکارهایی که میکردم میپرسید ومنم با کونی تعجب جواب میدادم.خلاصه ما رفتیم اصفهان .با هم بودیم و هانیه از من پرسید</p>
<h4>معلمتون جنده بهت مشق عید نداده .من هم گفتم نه (من</h4>
<p>و هانیه پیش دانشگاهی بودیم)هانیه بهم پستون گفت به ما خیلی مشق دادن اصلن نمیتونم تا اخر عید تمومشون کنم میشه</p>
<h5>تو نصفشو کوس برام بنویسی منم یخورده با ان من گفتم</h5>
<p>باشه.اصلا دوست نداشتم چنین کاری کنم چون داشت یجورایی ازم سواری میگرفت .بعد از اینکه از اصفهان برگشتیم من 2 روزه مشقاشو سکس داستان براش نوشتم وبردم</p>
<h6>دم در خونشون خودش نبود دایی ام بود ایران سکس آخه خودش</h6>
<p>رفته بود حموم .بعد سریع برگشتم خونه بعد از 20روز بهش زنگ زدم وازش پرسیدم هندسه فصل 3 رو بلد نیستم میشه بهم یاد بدی(اخه میدونید که دخترا از پسرا درس خون تر هستند)بهش گفتم و اونم گفت باشه بعد از سه روز زنگ زد گفت بیا خونمون .من هم رفتم تو که رفتم دیدم کسی نبود رفتم جلو هانیه اومد ازش پرسیدم کسی نیست گفت نه برو بشین تا من بیام.دختر دایی ام بدون روسری جلوم بود .بعد اومد نشست و گفت ازکجا شروع کنم من گفتم از هرجایی که میدونی بعد از 1 ساعت که گذشت من ازش درباره فیلم اینا پرسیدم اونم گفت همه جور فیلم میبینم اما نه از اون جورا .هانیه گفت من فیلم سکس اند سیتی یا امیریکنپای تو اون مایه ها نگاه میکنم فهمیدم که خوشش میاد بعد از نیم ساعت شروع کرد به درس دادن من کمی حشری شدم دستم را گذاشتم رو پاش اولش ترسیدم ودستم رو برداشتم گفتم ببخشید گفت عیبی نداره راحت باش بهد دوباره دستم رو گذاشتم رو پاش بهد از چند دقیه رفتم پایین تر دیدم داره خوشش میاد خودش رو به من نزدیک کرده بود دیدم هیچی نمیگه یهو نا خداگاه لبم رو گذاشتم رو لبش هیچی باز نگفت کم کم خودش باهام همکاری میکرد گفت بریم رو تختم اینطوری حال نمیده سرسع رفتیم رو تختش لباس هاشو در اورد شروع کردم به خوردن کسش صداش در اومده بود بعد رفتم سراغ سینه هاش عجب چیزی بود اخه بهتون بگم باورتون نمیشه هانیه از اول دبیرستان به بعد ارایش های سنگین و&#8230; . که ادم رو حشری میکرد بدون ارایش هم خیلی جیگر بود من دوست داشتم از بچگی باهاش ازدواج کنم اما نمیشد خلاصه حسابی سینه هاشو خوردم بهد کیرم رو گذاشتم در کوسش گفت برشدار گفتم نه من تو رو دوست دارم میخوام باهت ازدواج کتم بذار پردتو بندازم با خنده گفت دیونه نه هر وقت شوهرم شدی اونوقت منم چیزی نگفتم و سرکیرم را گذاشتم در کونش باز گفت نه گفتم ساکت شو که نمیشه به کیرم را یواش یواش هل میدادم بره تو که داد میزد درش بیار بیشور دردم گرفت گفتم ساکت باش الان تمام میشه بعد یهو محکم فشار دادم تو که گفت بسه من هم اهمیتی ندادم و شروع به تلمبه زدن کردم داشت ابم میامد که ریختم تو کونش اخر ابم روهم روبدنش ریختم که دیدم اب خودش هم اومد بعد بلند شدیم لباس هامون رو پوشیدیم وبهد باهاش یه لب جانانه گرفتم و خداحافظی کردم وگفتم دفعه ی بعدی خونه ما .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177322</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق لز با دختر های نو جوون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2019 17:00:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بابامه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[‫برگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بینشون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیتم]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برای درس من اومدیم به فیلم سکسی شهرستان &#8230; . من اون موقع اول دبیرستان بودم. پدرم اون موقع 60 سالش بود. یه دختری که من فکر سکسی می کردم فقط منشی بابامه , گاهی شاه کس اوقات می اومد خونمون رو جمع و جور می کرد. من که اون موقع عقلم کونی قد نمی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برای درس من اومدیم به فیلم سکسی شهرستان &#8230; . من اون موقع</h2>
<p>اول دبیرستان بودم. پدرم اون موقع 60 سالش بود. یه دختری که من فکر سکسی می کردم فقط منشی بابامه ,</p>
<h3>گاهی شاه کس اوقات می اومد خونمون رو جمع و جور می</h3>
<p>کرد. من که اون موقع عقلم کونی قد نمی داد. ولی بعد ها متوجه شدم که صیغه ی بابام بود. عمم</p>
<h4>و جنده دختر عمم همیشه تو هر کاری , چه درست</h4>
<p>چه غلط , از پدرم طرفداری پستون میکردن و میکنن. این مورد هم یکی از همون موارد بود. شوخی شوخی پای</p>
<h5>این خانوم کوس به خونه ی ما باز شد و به</h5>
<p>جای نشایت پدرم , بر حوزه ی ریاست خونه ی ما نشست. من اولا مثل خواهرم دوسش داشتم. ولی وقتی دیدم که سکس داستان چه آدم پر</p>
<h6>روییه, حالم ازش به هم خورد. این رو ایران سکس هم می</h6>
<p>دونستم که فقط به خاطر پول بابام داره دنبالش موس موس میکنه. ولی چجوری می تونستم ثابت کنم.یکی از دوستاش که خیلی چیز توپی بود و قضیه اش رو بعداً براتون تعریف میکنم, زیاد می اومد خونه ی ما. خودش متولد 64 بود و دوستش 66. حس کرده بودم که حرفای خاصی بینشون رد و دل میشه, ولی نمی دونستم چی بود و خیلی هم دلم میخواست بدونم. یه ام پی تری پلیر داشتم که صدا رو خیلی واضح و رسا و توووپ ضبط میکرد. یه روز که با دوستش اومدن خونه ی ما, قبل از اینکه بشینن دستگاه رو گذاشتم جایی که همیشه میشستن و خودم هم به بهونه ای رفتم بیرون تا بتونن راحت با هم صحبت کنن و صداشون ضبط بشه. بعد از 3-4 ساعت اومدم خونه و دیدم رفتن بیرون. داستگاه رو بردم و وصل کردم به کامپیوتر. هنوز 5 دقیقه نگذشته بود که دیدم صحبتشون شروع شد. تا آخرش نزدیک دو ساعت و نیم بود. تمام این دو ساعت و نیم نقشه ی پول بابای بدبخت منو میکشیدن. هیچ جا رو نمیدیدم. خون جلوی چشمام رو گرفته بود. دلم میخواست هر زودتر بذارم بابام هم گوش بده. سوم دبیرستان بودم. بعد از این که عصبانیتم خوابید یه فکر بهتر به سرم زد. اون صذا رو تو تمام فلش ها , هارد ها و هر جای دیگه ای که داشتم کپی کردم. شب که اومدن خونه, خیلی عادی رفتار کردم. روز بعد وقتی فاطمه (زن بابام) از دانشگاهش برگشت, مستقیم رفت تا ناهار درست کنه. از محل کار بابام تا خونه نزدیک 2 ساعت راه بود. به همین خاطر بابام همیشه صبح میرفت سر کار و شب می اومد. به همین خاطر فاطمه همیشه فقط واسه من و خودش غذا درست میکرد. غذا رو گذاشته بود دم بکشه و خودش جلوی تلوزیون بود. دستش رو گذاشته بود روی مبل و کونش رو قمبل کرده بود بالا. لازم به ذکره که بگم هم قیافش تخمی بود هم هیکلش, ولی صورتش یه جوری بود که انگار همیشه حشر داره توش موج میزنه و این بدتر آدمو حشری میکنه. کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد. دلم میخواست تلافی تمام چیزا رو سرش در بیارم. رفتم جلو و از پشت چسبیدم بهش. خواست برگرده که نذاشتم و با دو دست از پشت سینه هاشو گرفتم. ترسیده بود, گفت: چیکار میکنی کثافت ولم کن. ولی این حرفش بیشتر حشریم کرد و گفتم : می خوام جرت بدم جنده. با این حرفم حسابی ترسیده بود و شروع کرد به جیغ و ناله. منم سریع شرت و شلوار خودم و اونو کشیدم پایین. با ناله و زاری میگفت: اگه همینجا تمومش کنی قول میدم که به بابات هیچی نگم. منم گفتم : آره جون عمت. تازه اون موقعی که واس بابای من نقشه میکشیدی باید فکر اینجا ها رو میکردی. برق از سرش پرید. ترسش دو برابر شد. تمام اینا منو اونقد حشری کرده بود که تو عمرم کیرم رو به اون گندگی ندیده بودم. مستقیم گذاشتم دم کونش و خواستم فشار بدم که خودش رو جمع کرد.منم چون کیرم خشک خشک بود نمی تونستم بیشتر فشار بدم. یه تف جانانه زدم رو کیرم و گذاشتم دم کسش. وقتی فکر کرد میخوام بکنم تو کسش خودشو ول کرد. به محض این که ول کرد دوباره آوردم دم کونش و سریع تا ته فشار دادم تو. جیغ و گریش رفت هوا. چه کون داغی داشت. من تا اون موقع کسی رو نکرده بودم. یه حس عالی بود، مخصوصاً این که شهوت با نفرت قاطی شده بود. با تمام وجودم ازش نفرت داشتم. شروع کردم به تلمبه زدن. با تمام قدرتم میکردمش. دستمو از زیر لباسش کردم تو و سینه هاش رو گرفتم. حالا با سینه هاش میکشیدمش به سمت خودم و با ضربه های کیرم دورش میکردم. اونم فقط داشت گریه و زاری میکرد. دلم داشت خنک میشد. کمتر از یک دقیقه آبم اومد و تلافی کاراشو خالی کردم تو کونش. ولی دست بر نداشتم. همون جوری دوباره داشتم تلمبه میزدم. ابم هم از بغلای کیرم میزد بیرون که هم منو حشری تر میکرد و هم را کردن رو راحت تر. بعد از یک ربع دوباره داشت آبم میومد. صدای گریش هم دیگه خفه شده بود و فقط هق هق میکرد. در آوردم، نشوندمش و تمام آبم رو زورکی ریختم تو دهنش. دو سه تا کشیده زدم تو صورتش و مجبورش کردم بخوردش. بعد رفتم تو اتاق و فاطمه هم همونجا نشست و شروع کرد به گریه کردن. موبالم رو آوردم و صدای ضبط شده اش رو براش گذاشتم. بهش هم گفتم که اگه به کسی چیزی بگه، کونش پاره میشه. البته باید گفت پاره تر. از اون به بعد هر وقت دلم میخواست یه کونی میکرم. بعداً مجبورش کردم که برام ساک هم بزنه. ولی هیچ وقت از کس نکردمش. چون دوست نداشتم لذت ببره. بعد از اینکه دانشگاهش تموم شد، برگشت به شهر خودش ؛ همون شهری که ما قبلاً زندگی میکردیم. تمام نقشه هاش هم نقش بر آب شد؛ چون یک سال و نیم بعد کی هجده سالم تموم شد، از بابام خواستم که تمام از اموالش به من وکالت تام بده. اونم این کارو کرد که در این صورت این اموال فقط قابل انتقال به من بود. اینم ماجرای زن بابام بود. ماجرای دوستش و دختر عمه ی خایه مالم رو بعداً با همین تاپیک وارد سایت میکنم. اگه شماها هم زن بابا دارین؛ یه آتو مثل من گیر بیارین و حالشو بگیرین. چون واقعاً شهوتناکه.امیدوارم خوشتون اومده باشه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177325</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم تین با چشم های سبز و بدنی زیبا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Nov 2019 07:54:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بادیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهای]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بایستی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توپولی]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتون]]></category>
		<category><![CDATA[خریدارانه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانش]]></category>
		<category><![CDATA[راحتیم]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[عکسهای]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کابینت]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسها]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مردشور]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میبخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میبینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهمون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیره]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/xcuHHnmA4SN-mPJ0-5vrmA/024/005/291/v2/1280x720.233.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم تین با چشم های سبز و بدنی زیبا" title="جنده خانوم تین با چشم های سبز و بدنی زیبا" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>و نوع تدریس خودداری میکنم فیلم سکسی ) یکی از شاگردانم یه پسر 15 ساله توپولی و سفید و ننر بنام حمید بود که هرچی بهش درس سکسی میدادم یاد نمیگرفت و تو عالم دیگه شاه کس ای سیر میکرد . چند بار مادرش آمده بود دفتر که این بچه چیز یاد کونی نمیگیره و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/xcuHHnmA4SN-mPJ0-5vrmA/024/005/291/v2/1280x720.233.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم تین با چشم های سبز و بدنی زیبا" title="جنده خانوم تین با چشم های سبز و بدنی زیبا" decoding="async" /></p><h2>و نوع تدریس خودداری میکنم فیلم سکسی ) یکی از شاگردانم یه پسر</h2>
<p>15 ساله توپولی و سفید و ننر بنام حمید بود که هرچی بهش درس سکسی میدادم یاد نمیگرفت و تو عالم</p>
<h3>دیگه شاه کس ای سیر میکرد . چند بار مادرش آمده بود</h3>
<p>دفتر که این بچه چیز یاد کونی نمیگیره و دلشون میخواسته که با این کلاسها توانی بچه شون زیاد بشه .</p>
<h4>قرار جنده شد که چند جلسه خصوصی برم خونه آنها باهاش</h4>
<p>کار کنم مادرش قبول کرد و پستون حتی گفت که به خودش هم توی خونه درس بدم و اونم یاد بگیره</p>
<h5>.اولین جلسه کوس را رفتم خونشون و تدریس به مادر و</h5>
<p>پسر شروع شد . اونروز فهمیدم که انگار حمید یه چیزیش هست کنجکاو شدم که ماجرا را جویا شوم . با مادرش سکس داستان خصوصی صحبت کردم</p>
<h6>و موافقت کرد که من اینکا را بکنم ایران سکس . حمید</h6>
<p>یه خواهر بزرگتر از خودش داشت که دبیرستانی بود و سرش توی لاک خودش بود پدرش هم بخاطر نوع کارش اکثرا نبود . تابستان بود و اکثر جلسه ها را صبحها که شرکت هم خلوت تر بود برگزار میکردیم . در جلسه سوم کلاس درس توی خانه محیط کمی صمیمی تر شد و راحت تر بودیم مادر حمید همیشه با مانتو و لی بی حجاب سر کلاسها بود و حمید هم طبق معمول توی هپورت .آنروز مادر حمید و خواهرش بعد از کلاس رفتن بیرون برای خرید و منو حمید تنها شدیم . ازش پرسیدم که چرا حواسشو جمع نمیکنه و همش سربه هواست اول طفره میرفت و هی میخندید ازش پرسیدم اگر چیزی هست به من بگه من راز نگه دار خوبی هستم رفت که 2تا لیوان شربت بیاره من کمی تو اتاق جستجو کردم نشسته بودم لب تخت که دلم خواست دراز بکشم تا خوابیدم متوجه شدم انگار چیزی زیر بالش هست دستم را بردم و یک مجله سوپر دیدم که عکس زنهای لخت و بکن بکن و بخشی که عکسهای زنها با پسرای جون بود . ( چون خودم هم تو این خط ها بود ) خوشم آمد و غرق تماشا بودم . حمید با 2 تا لیوان شربت آمد و گفت اینو از کجا پیدا کردی مگه تو فضولی گفتم عیب نداره منم که سن تو بودم از این کارا میکردم هنوزم میکنم بیا باهم ببینیم . خلاصه نشستیم به تماشا و خوردن شربت و صحبت در مورد سکس دیگه با حمید رومون باز شد . تو قسمت زن و پسر ها حمید یه عکس نشونم داد و گفت فکر کنم اینا مادر و پسر باشن ببین چه حالی باهم میکنن یه نگاهی بهش کردم دیدم از این موضوع برقی توی چشماش هست که نگو . بله اقا حمید توی نخ مامانش بود و مسائل سکسی . منم که از دیدن عکسها هیجان زده شده بودم گفتم فیلم هم داری گفت آره میخوای ببینی و رفتیم پای تلویزیون فیلم را گذاشت و شروع کردیم به دیدن در حین تماشا گاهی در مورد سکس و کردن از من سوالاتی میکرد منهم جواب میدادم . خودمم داشتم حشری میشدم یه صحنه خیلی جانانه از 2 تا زن و یه مرد بود که بی اختیار چند بار کیرمو مالوندم محو فیلم بودم متوجه شدم حمید کیرشو درآورده و داره جلق میزنه مخصوصا یه قسمت فیلم یه زن حدودا 40 ساله با یه پسر 20 ساله بود که حمید اخ و جونی میکرد و جلق میزد پرسیدم چیکار میکنی گفت خیلی حال میده این پسره مامانشو میکنه گفتم مگه خوبه آدم مامانشو بکنه گفت مامان که بحال و تیکه باشه حال میده یه لحظه فکر شیطانی از سرم گذشت دست بردم و کیر حمید را گرفتم یکمی مالوندم و دست بردم توی پاهاش گفت توهم اهلشی مثل اینکه گفتم چرا که نه حمید لباسشو در آورد لخت لخت خوابید روی مبل ، سفید و تپل بدون مو و منو هم دعوت کرد که پیشش بخوابم ، گفتم حمید یه وقت مامانت اینا میان بریم توی اتاق . حمید روی تخت خوابید منم لخت شدم و رفتم پیشش مثل دخترها بود ناز و ادا در می آورد گفت بخواب روی من بوسم کن منم که حسابی حشری شده بود خوابیدم روش و شروع کردیم به حال کردن پرسیدم مگه مامانت تیکس که میخوای بکونیش گفت نمیدونی چه هیکلی داره تو خونه راحت لباس میپوشه گاهی موقع لباس عوض کردنش میرم از لای در نگا میکنم . ظاهرا بعلت غیبتهای طولانی پدرش یکی از آقایون فامیلشون میاد گاهی به آنها سر میزنه و گاهی هم دستی به سرگوش مامان حمید میکشه البته در حد لاس و لیس و حمید یکی دوبار اونارو توی آشپزخونه دیده . به پهلو خوابیدیم حمید پشتشو کرد به من که ظاهرا بکنمش گفتم قبلا کون دادی گفت چند دفعه است که یکی از دوستام میاد پیشم با هم فیلم میبینیم بعد با هم میکنیم و منو میکنه . در حال توصیف مامانش و حال دادن به اون آقا و اینکه اگر حمید جای اون بود چیکار میکرد حمید را کردم خیلی حال داد و منو وسوسه کرد که بیشتر به مامانش توجه کنم . اقا حمید از حول دادن یادش رفته بود که فیلم را از ویدئو در بیاره منکه داشتم میرفتم مامانش امد و پرسید به نتیجه ای رسیدین نگاهی خریدارانه بهش کردم و گفتم بله اما نمیدونم چطوری مطرحش کنم خداحافظی کردم و برگشتم شرکت .فردای آنروز مامان حمید زنگ زد بعد از احوال پرسی گفت دیروز یه فیلم ناجور توی ویدئو بوده و میخواست بدونه که من در جریانم یا نه ، گفتم بله فیلم را هم دیدم و متاسفانه آقا حمید شدیدا در خط مسائل سکس قرار گرفته و حتی توی اتاقش هم چندتا مجله داره . گفت وای اگر پدرش بفهمه هردو مونو میکشه ، گفتم شما هم فیلم را دیدین ، مکثی کرد و گفت خوب بله کامل دیدم گفتم چطور بود هیچی نگفت فقط خنده ای کرد گفتم به روی خودتون نیارین ظاهرا مسئله از جای دیگه آب میخوره و بایستی مفصل صحبت کنیم . قرار شد فردا که برای کلاس میرم اونجا بعدش صحبت کنیم .نمیدونستم چیکار کنم ، از طرفی حمید از مامانش گفته بود ، مامانش فیلم را دیده بود و میدونست که منم دیدم و اینکه من از ماجرای لاس زدن مامانش خبر داشتم . خلاصه رفتم توی خانه خواهر حمید رفته بود پیش دوستش و فقط ما 3 نفر بودیم خیلی جدی کلاس شروع شد سعی میکردم خیلی به مامانش نگاه نکنم ولی خوب نمیشد همش نگاهمون می افتاد بهم و من گاهی بدنشو دید میزدم . بعد از 1:30 کلاس مامانش رفت یه چیزی بیاره برای خوردن به حمید گفتم از اتاقت تکون نمیخوری تا صدات کنم . بعنوان آب خوردن رفتم سمت آشپزخانه و مامانشو صدا کردم خانم &#8230;&#8230; میشه یکم آب بخورم و رفتم توی آشپزخانه مامان حمید مانتوشو در آورده بود چون فکر نمیکرد من برم . همیشه یه مانتو خیلی بلند میپوشید . به به یه تاپ قرمز که و شلوارک چسب کوتاه عجب هیکلی داشت ، چاق نبود ولی درشت بود بازوهای خیلی قشنگ سینه های برجسته نگاهی کردم هردو خندیدیم گفتم میبخشید گفت اشکال نداره حمید کجاست گفتم تو اتاق سرگرمه خب میتونیم صحبت کنیم ؟ لیوان آب را که بهم دا<br />
د دستمو کشیدم روی دستش و نشستیم توی آشپزخانه در مورد حمید صحبت کنیم . قند توی دلم آب میشد که ممکنه حالا که منم این هیکل را دیدم لاس و لیس داشته باشم – حق داشت حمید بیچاره – گفتم رک برم سر اصل مطلب حمید توسط یکی دوستانش به این راه افتاده و فیلم ها را دوستش بهش میده و یمرتبه پرسیدم راستی فیلم چطور بود و با خنده شیطنت آمیز گفتم خوشتون آمد میخواستم ببینم چه عکس العملی نشون میده . اونم خنده شیطنت آمیزی کرد و گفت خب جالب بود بدن نیومد و در عین ناباوری من گفت خیلی طولش میدن خوبیش به اینه که طبعی باشه نگاهی بهش کردم خنده ای کرد و نگاهشو دزدید گفت راستی مسئله اصلی چی بود که گفتین از جای دیگه آب میخوره ، مکثی کردم و گفتم میتونیم راحت باشیم . اخمی کرد و گفت فعلا که انگار خیلی راحتیم . گفتم شرمنده هستم اما رک بگم این اندامی که شما دارین همه را وسوسه میکنه و حتی اقا حمید هم وسوسه شده . گفت منکه مادرشم به من نظر داره ؟ گفتم خب حالا که شده خصوصا اینکه ، مکثی کردم گفت چی گفتم شماها را هم دیده . یکمرتبه سرخ شد . گفتم خب شاید شما هم حق داشته باشین منم الان دارم خدمتون ارادت پیدا میکنم نگاهی اخم آلود همراه با خنده کرد گفتم مثل اون فیلما داره میشه . خیلی اندامتون تحریک کنندست . گفت ای بابا ما که دیگه سنی ازمون گذشته – ( از اینکه منم ماجراشو میدونستم کمی نرم تر شد ) گفتم تازه رو فرم هستین شکسته نفسی نکنین . بلند شد که یه چائی بیاره منم بلند شدم رفتم پیشش گفتم مجله ها را دیدین گفت پیدا نکردم گفتم میرم میارم – رفتم تو اتاق حمید ، خیلی هیجان زده بود گفت چی شد گفتم فعلا هیچی مامانت فیلم را دیده مجله ها را بده گفت نه گفتم ناراحت نباش – مجله ها را برم توی اشپزخونه و جلوی کابینت ایستادیم با خانم &#8230;.. نگاه کردیم کمی خودمو بهش نزدیک کردم گفتم اما فیلم باحال تره اونم تائید کرد عکس مورد علاقه حمید را بهش نشون دادم و دستمو گذاشتم پشت کمرش و گوشت های پهلوشو یه فشار دادم نگاهی بهم کرد ، دیگه نتونستم مقاومت کنم بغلش کردم و بوسیدمش منو پس زد گفت دیگه همین مونده حمید من و ترا ببینه گفتم بذار ببینه داره از عشق شما دیونه میشه و دوباره بغلش کردم اینبار آرومتر شد ولی منو بغل نکرد بعد از کمی لب گرفتن شروع کردم به بوسیدن و لیس زدن گردنش گفت مردشور اینکارای اداری آدم همش بدون شوهر میمونه سرمو بردم وسط سینه هاش و حالا دیگه بغلم کرد عجب سینه هائی داشت با دستمم داشتم باسنشو چنگ میزدم گفت بسه دیگه ، خواهش کردم اگه میشه یکم دیگه بعد پیشنهاد دادم اصلا 3 نفری فیلم ببینیم ، راضیش کردم که حمید را درک کنه و بلاخره با زور و اجبار اوردمش توی اتاق . حمید اینقدر هول شده بود که نمیدونست چیکار کنه من نشستم بین مادر و پسر و فیلم نگاه کردیم . دستم را انداختم دور گردن مامانش و باهاش ور میرفتم ، حمید هم یه بالشت گذاشته بود روی پاش و از زیر با کیرش ور میرفت . بلاخره فیلم هر 3 را حشری کرد شروع کردم به لب گرفتن از مامانش تاپ و شلوارشو در آوردم خودم هم لخت شدم و شروع کردم به عشقبازی با مامانش حمید هیجان زده نگاه میکرد و بی اختیار کیرش را در آورده بود و میمالید بهش اشاره کردم بیاد جلو ، از هیجان میلرزید لخت شد و شروع کرد با پاهای مامانش ور رفتن و یواش یواش افتاد روی مامانش همدیگرو بغل کردن و حال کردن ولی هیچ حرفی نمیزدن منم با هردوشون ور میرفتم ، دیگه داشتم کلافه میشدم حمید را زدم کنار و شرت مامانشو در آوردم شروع کردم به خوردن کسش حمید هم سینه هاشو میخورد منم رفتم واسه سینه هاش ، یکیشو حمید میخورد و یکیشو من و هردو کسشو میمالیدیم . افتادم رو مامانش کیرمو خواستم بکنم تو کسش گفت این یکی دیگه نه فقط حال میکنیم . عجب حالی هم میداد دیگه روی همه به هم باز شده بود مامانش برای حمید جلق میزد و منم کیرمو میمالیدم در کون هردوشون حمید آبش امد منم افتادم روی مامانش کیرمو گذاشتم بین پاهاش اونم پاهاشو بهم میمالید و لب حسابی تا منم آبم امد .فردای آنروز حمید امد دفتر پیش من از بابت کمکی که بهش کرده بودم تشکر کرد و گفت که شب قبل هم به بهانه لوس بازی که خواهرش متوجه نشه پیش مامانش خوابیده و مامانش یبار دیگه براش جلق زده . طرفای ظهر بود زنگ زدم خونشون از مامانش بابت ماجرای دیروز عذر خواهی کردم و گفتم بادیدن بدنش بی اختیار شدم گفت عیب نداره و گفت که کلاسها را مرتب ادامه بدیم و بیشتر بهشون سر بزنم ، از آنروز به بعد چند بار دیگه 3 نفری حال کردیم اما مامانش نمیدونست که در این بین حمید گاهی منو میکشه روی خودش و میکنمش .babre_aram_u@yahoo.com</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/xcuHHnmA4SN-mPJ0-5vrmA/024/005/291/v2/1280x720.233.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177214</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانم شوهر خوب رو وادار به خیانت میکنه تا خوب  بکنتش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Nov 2019 06:04:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابن‬]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمت]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پروانه]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[تمایلی]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درسمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رودرواسی]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتره]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالله]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمونن]]></category>
		<category><![CDATA[میهمان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نکشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نیافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانش]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وجدانم]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یکراست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خیلی عاشق فیلم سکسی و فیلم سکسی مجله بودم همیشه من چندتا مجله و فیلم سکسی داشتم که به دوستام میدادم تا اوقات فراغت خودشونو با اون سکسی سر کنن. اونموقع ها مثل حالا نه شاه کس اینترنت بود نه اینکه دخترا و پسرا میتونستن به راهتی با هم رابطه داشته باشن کونی . خوب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خیلی عاشق فیلم سکسی و فیلم سکسی مجله بودم همیشه من چندتا مجله</h2>
<p>و فیلم سکسی داشتم که به دوستام میدادم تا اوقات فراغت خودشونو با اون سکسی سر کنن. اونموقع ها مثل حالا</p>
<h3>نه شاه کس اینترنت بود نه اینکه دخترا و پسرا میتونستن به</h3>
<p>راهتی با هم رابطه داشته باشن کونی . خوب بهتر بریم سر اصل مطلب یه شب من وقتی بلند شدم برم</p>
<h4>آب جنده بخورم یکه دفعه دیدم از اطاق خواب مامان و</h4>
<p>بابا صدای مشکوکی میاد که بابام پستون هی اصرار میکنه و مادرم میگه نه دستو در بیار بریون کوسم خارش میگیره</p>
<h5>منکه تا کوس اون موقع اسم کوسو از مامانم نشنیده بودم</h5>
<p>کنجکاو شدم و خودم به در اتاق نزدیک کردم و دیدم که در اطاق نبمه باز دراز کشیدم زمین و گوشم بردم سکس داستان جلو و تازه</p>
<h6>فهمیدم که موضوع از چه قراره بله بابام ایران سکس دستشو برده</h6>
<p>بود تو شورت مامان و با کوسش بازی میکرد تا اونه راضی کنه خلاصه بعد از کمی ناز و ادا مامانم راضی شد و من یکدفعه دیدم که مامان داره زیر نور چراغ خواب لخت میشه و بابام داره از وجنات سرکار علیه تعریف و تمجید میکنه خلاصه اون شب من حسابی گیج و کلافه شده بودم نمی دونستم چکار باید کنم اون شب تا نزدیکی های صبح من دم در اطاق خواب شاهد سکس مامان وبابا بودم که الحق و اصناف خوب از خجالت همدیگه در آومدن اونشب اونا تا صبح 3 دفعه با هم سکس داشتن و منم سه دفعه خودم حسابی خراب کردم صبح که از خواب بیدار شدم حالت بدی داشتم و از همه اطرافیانم بدم می اومد و حسابی از بابام و مامانم احساس تنفر میکردم ولی شب که شد و. موقع خواب دیگه خواب به چشمم نمی رفت و منتظر لحظه موعد بودم که برم شروع کنم به دید زدن و گوش کردن به حرفای سکسی اونا چند ماهی به همین روال گذشت و من حسابی ضعیف شده بودم و اصلا دیگه تمایلی به درس خوندن نداشتم زیر چشم حسابی گود رفته بود وس یاه شده بود یه روز مامانم از م پرسید چی شده چرا اینقدر زرد و ضعیف شدی گفتم هیچی گفت بابات خیلی نگرانت کواظب باش امتحانتات آخر سالتو خراب نکنی گفتم باشه بعد گفت برو یه کمی خرید کن بیا امشب میهمان داریم عموت و زن عموت میخوان بیان کرج چند روز میمونن گفتم آخه حالا چرا ما دو هفته دیگه امتحان داریم گفت پروانه میخواد باتو درس بخونه داشت یادم میرفت پروانه دختر عموی منه که یکسال از من کوچیکتره گفتم حالا نمیشه پروانه بیاد ولی اونا نه مامان گفتم چه میدونم گفتن میخوایم بیام خلاصه من رفتم و از روی لیستی که مامان به هم داده بود خرید کردم و حدود ساعت 10 برگشتم دیدم مامانم داره حاضر میشه که بره حمام گقت سینا من میرم حمام تو نیم ساعته دیگه بیا پشت منو لیف بکش گفتم باشه گفت راستی برو از اکبر آقا 2 بسته واجبی بگیر نگی برای مامانم میخوام گفتم باشه و رفتم از اکبر آقا حمومی سر کوچهمون دو تا بسته واجبی گرفتم و اومدم خونه مامانم عادت داشت وقتی میرفت حموم من یا خواهرم میرفتیم و پشتشو لیف میکشیدیم از موقعی که خواهرم شوهر کرده بود عموما من این کار و می کردم وقتی از بریون برگشتم گفتم مامان بیام کیسه بکشم گفت بیا تو من با ممان اصلا رودرواسی نداشتیم هر وقت میرفت حموم کاملا لخت میشد وقتی میرفتم پشتشو بکشم راحت پشتشو میکرد به من و میگفت لیف بزن منم تا اون روز هر وقت میرفتم حمام هیچ احساس خواصی نداشتم ولی اون روز یه جور دیگه شده بودم نفسم تند تند میزد و حرارت بدنم بالا رفته بود و حسابی کر گرفته بودم وقتی رفتم تو رخکن گفتم من میام حموم خیلی وقته که کسی پشتمو نکشیده و حسابی چرک شده گفت باشه من داره کارم تموم میشه توام بیا تو تا بشورمت منم از خدا خواسته رفتم تو ولی شرتم تنم بود رفت تو حمام که دیدم مامانم داره پاشو تیغ میزنه گفتم میخوای برات تیغ بزنم تا پاتونبری گفت باشه اونم دراز کشید روی سکو جلوی من منم تا چشم افتاد به کوسش شروع کرد به خندیدن که پرو کجارو نگاه میکنی با لکنت گفتم هی هیچی بعد شروع کردم به زدن موهای پاش گفتم راستی واجبی گرفتم گفت اکبرآق چیزی نگفت گفتم نه ولی خندید وگفت ای شیطون مواظب ابش نسوزی اگه زیاد بمونه پوستو میسوزنه خلاصه دوتایی شروع کردیم به خندیدن و منم حسابی تمام بدنشو دید زدم ولی جرات نکردم دست از پا خطا کنم البته هرز گاهی یه ناخنک به کوسش میزدو و اونم لمس میکردم تا حسابی پاهاشو سفید کردم بعد گفت پاهمو که سفید کردی حالا نازم سفید کن گفتم نازت یعنی چی گفت بابا کوسم میگم حتما باید مثل بچه بی تربیتا باهات صحبت کنم این دفعه دفعه دوم بود که اسم کوسو از زبانون مامانم میشنیدم حسابی سرخ شدم اونم با رندی گفت حتما شب عروسیت اینجوری میخوای رنگ به رنگ بشی منم گفتم چشم و شروع کردم به خمیر کردن واجبی و قرار دادن روی کوس مبارک و تودلم گفتم خوشا بحال بابام خلاصه بعد از شستشو کوس سرکار علیه منم پشتشو شسم و اونم پشت منو شست و دوسه دفعی به شوخی از روی شرت زد به گیرم و گفت ماشالله بزرگ شدی و دیگه نوبت زن گرفتنته و دیگه صلاح نیست با من بیای حموم منم گفتم حالا کو تا زن گرفتنو بزرک شدن ما اون روز همه چی به خوبی و خوشی تموم شد و اتفاق خواصی نیافتاد ولی از اون روز به بعد مامان دیگه با من حمام نرفت شب اون روز عموم به اتفاق زن عمو و پسر عموها و دختر عموها و داماشون اومدن خونه ما دو سه روزی خونه ما همون بودن و منم تو درس به پروانه کمک می کردم آخه تو فامیل من اولین نفری بودم که به دبریستان رسیده بودم و پروانه نفر بعدب بود از اونجایی تو فامیل اکثر بچه ها دختر بودن بعد از گرفتن سیکل ازدواج میکردن و میرفتن خونه بخت من بزرگتر ین و اولین پسر خانواده پدرم اینا بودم وچون پسر بزرگ بودم از احترام و توجه خاصی برخوردار بودم درسم که خوب بود و به همه بچه های فامیل کمک درسی میدادم خلاصه بعد از یکی دو روز مهمیمانی خانواده عموم عزم رفتن کردند فقط پروانه موند تا موقع امتحانتش تا با من درس بخونه قرار بود یه چندد روزی هم من برم تهران خونه عمومینا اونشب و قتی همه رفتند منوپروانه شروع کردیم به درس خواندن مامان و بام که دوسه شبی از کردن همدیگه حروم بودند سریع شام خوردند و گفتن خسته هستن و میخوان برن بخوابن و ما هروقت درسمون تمام شد بخوابیم مامانم به پروانه گفت کجا میخوابی اونم گفت فعلا که داریم درس میخوانیم بعدش منم پیش سینا میخوابم مامانم به شوخی گفتی به شرطی که شیطونی نکنی پسر من چشم و گوش بسته است و پروانه که تا بنا گوش سرخ شده بود سرشو اند<br />
اخت پایین دیگه چیزی نگفت مامان با شرور هیچان زیاد میرفت تا خودشو آماده کنه برای یه سکس تمام عیار منم از این فرصت استفاده کردم و سر صحبتو با پروانه باز کردم قبلا یکی دو دفعه به پروانه مجله سکس داده بودم اونم یه جورای روش به من باز بود ولی زیاد پیش نرفته بودیم و بیشتر در حد کشتی گرفتن و لمس کردن بدن همدیگه بود اون شب وقتی مامان و بابا رفتن تا بخوابن من به پروانه پرسید راستی سینا چرا امشب انقدر زود رفتن بخوابن عمو که عادت نداشت زود بخوابه گفتم آخه گفت آخه هیچی منگه دیدم هیجانش برای شنیدن زیاده شروع کردم به عذرو بهانه آوردن و تفره رفتن از گفتن موضوع اونم حسابی کنجکاو شده بود که دبدونه نم با شیطنت گفتم صبر کن تا نیم ساعته دیگه همه چیزرو میفهمی خلاصه ساعت 12 بود که گفتم اگه میخوای بدونی چرا زود خوابیدن بیا بریم تو حال تا بهت نشان بدم اونم با عجله اومد دنبال من پا ورچین پاورچین رفتیم کنار در اتطاق خواب گفتم گوش کن خودت میفهمی ما تاز ه اول کار رسیده بودیم که بابام میگفت امشب میخوام حساب داغت کنم مامانم میگفت میخوام حسابی جرش بدی بد جوری هوس کیر کرده بابام گفت با اسپری یا بدون اسپری مامانم گفت خشک خشک میخواهم حسابی جیغ بزنم تا همه بفهمن من دارم کیر میخورم من که حسابی حالم بد شده بود اصلا متوجه پروانه نشده بودم یکدفعه برگشتم دیدم پروانه نفسش بند اومده و سرجاش خشکش زده گفت سینا گفتم چیه گفت بسه دیگه من دارم بالا یمارم بریم گفتم صبر کن حالا به جاهای خوبش میرسم اونم تحدید کرد که اگر نیایی داد میزنم تنا اونا بفهمن که آق پسرشون گوش وایستاده خلاصه منکه اصلا راضی نبودم اون صحنه رو از دست برم به اجبار مجبور شدم دنبال پروانه برم تو اطلقم وقتی رفتیم تو اطاق دیدم که پروانه مثل وحشی ها حمله کرد طرف من گفتم زود باش میخوام جرم بدی گفتم یعنی چی گفت یعنی همین چی چطور اون پیرسگا با هم حال کنن ولی من من جای بچه کوچیک اونام من کیر میخوام خلاصه منکه به مرادم رسیده بودم هی طاقچه بالا میزاشتم تا حسابی حشری بشه اونم که حسابی حشری شده بود سریعی به یه چشم به زدن لخت شد و پرید روی من و شرو کرد به لیس زدن من منم سریع لخت شدم وشروع کردم به لب گرفتن و بعدش با سینه های سفت مثل سنگش ور رفتم بعد حسابی کوسشو لیس زدم و شروع کردم به در مالی که باز وحشی مو هامو کشید و گفت بکن توش گفتن نه که پاهاشو قلاب کرد پشت کمرم و با فشار خودشو به هم نزدیک میکرد چند باری وسوسه شدم که پدشو بزنم ولی بازم وجدانم قبول نکرد و شروع به آب سرد ریختن روش اونم که ناکام شده بود هرچی بدو بیراه بلد بود نثارم کرد اون شب تا صبح چند بار با هم سکس داشتیم و لی هر دفعه من یه جوری از زیر پاره کردن پردش در رفتم خلاصه دوسه شب بعد هم اول میرفتیم پشت در اتطاق خواب وقتی حشری مشیدیم و ومیرفیتم رو تخت و با هم سکس میکردیم بعد از چند روز عموم اومد پروانه رو برد و منم سرگم امتحناتم شدم ولی هیچو وقت با پروانه تنها نشدم راستشو بگم حسابی از رفتار اون میترسیدم کمنم بعد از امتحانات سال چهارم رفتم خدمت تو خدمت دانشگاه قبول شدم و یکراست رفتم شیراز و شروع به تحصیل کردم و بعد از اتمام درسم مجددا رفتم ادامه خدمت سربازی و کردستان خدمت کردم پروانه هم تو این فاصله چندتا خواسگار براش اومد و با یکی از اونا ازدواج کرد و منم از شش هفت سال درگیر درس و خدمت اومد و در یک شرکت شروع به کار کردم و ازدواج کردم اما دفعه دیگه ماجرایی که باعث شد منو پروانه مجدداٌ با هم یکس سکس جانانه بعد از ازدواج هر دو با هم داشته باشیم براتون تعریف میکنم منتظر نظرات شما هستم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177220</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف کلفت لاتین و کس دادن پر ماجرا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%be%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%be%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Nov 2019 08:22:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ایروبیک]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگردونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوووونم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهاین]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زیاده . یه سری ها فیلم سکسی که دیگه ته خالی بندیه ولی بی خیال حشری کردن یه مرد توسط یه زن اصلا کار سختی نیست . سکسی فقط یه اشاره لازم داره! همسر من شاه کس ادم خیلی حشری هستش. هیکل من کاملا رو فرمه(نمی خوام از خودم تعریف کنم ! کونی ولی واقعا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زیاده . یه سری ها فیلم سکسی که دیگه ته خالی بندیه ولی</h2>
<p>بی خیال حشری کردن یه مرد توسط یه زن اصلا کار سختی نیست . سکسی فقط یه اشاره لازم داره! همسر</p>
<h3>من شاه کس ادم خیلی حشری هستش. هیکل من کاملا رو فرمه(نمی</h3>
<p>خوام از خودم تعریف کنم ! کونی ولی واقعا این طوره) 4ساله که ایروبیک و بدنسازی رو با هم کار می</p>
<h4>کنم جنده . چیز اضافه ای توی هیکلم نیست . خودم</h4>
<p>ادم کاملا سکسی هستم و همینه پستون که به همسرم حال می ده.یه شب خیلی عادی داشت تی وی نگاه می</p>
<h5>کرد. نمی کوس دونم چرا ! ولی حالم واقعا بد بود.</h5>
<p>هوس یه سکس جانانه کرده بودم. دستشو گرفتم و بردمش روی تخت . دراز کشیدیم و خودم توی بقلش جا کردم . سکس داستان یه لباس خواب</p>
<h6>توری و تنگ پوشیده بودم که تن خورش ایران سکس حرف نداره.</h6>
<p>شروع کردم ازش لب گرفتن. خودم رو تکون می دادم و همش به خودم می لولیدم و خودم رو بهش می مالیدم. شروع کردم به خوردن گردنش و دوباره هجوم می اورم روی لباش. شوهرم گفت:&#8221; حالت بده هاااااااااا! &#8220;من: اره! تو حالت بد نیست؟همسرم: چرا گلم !دستاش رو دور کمرم حلقه کرده بود اروم اروم داشت می اومد بالا . به سینه ها که رسید طاقت نیاورد و دستش رو کرد زیر لباسم . کیرش و گرفته بودم توی دستم می مالیدم. تا می خواست لباسم و در بیاره نمی ذاشتم . می خواستم خیلی حشریش کنم . تی شرتش رو در اوردم و از گردنش شروع کردم به خوردن . زبونم رو از گردنش تا کیرش روی بدنش کشیدم. کیرش عین استخوون سفت شده بود. گرفتم توی دستام و شروع کردم به ساک زدن.پاهاش می لرزید و بعضی موقعا با اون صدای مردونه اش می گفت: اووووووفچشاش مست شده بود و تعادل مردمک چشمش دست خودش نبود. زورش خیلی زیاد شده بود . بازم می خواستم مقاومت کنم و نذارم لباسم و در اره اما نتونستم . به طرز وحشیانه و خیلی سکسی لباسم و در اورد و پرتم کرد روی تخت . لبام رو داشت می بلعید. وقتی رفت روی گردنم بیشتر گازم می گرفت . سینه هام توی دستش بود و نوک سینه هام رو با دستاش تحریک می کرد. صدام خیلی در اومده بود. اه وناله م بالا گرفت. تا یه اه می کشیدم با چشمای خمارش نگاهم می کرد و می گفت : جووووووووون!نوک سینه هام و با زبونش بازی می داد و با دستش با کوسم بازی می کرد! کل بدنم بالا می رفت و پایین می اومد . بعدش رفت لای پاهام و شروع کردن به بازی کردن با کیلیتوریسم اونم با زبونش. دیگه جیغ می کشیدم از شدت لذت. زبونش و می کرد توی کوسم و داد من و در می اورد.بعدش کیرش رو اورد جلوی چشای من و گفت خیسش کن جیگرم. منم که از خدا خواسته یه چند تا ساک هم براش زدم و کیرش رو کشید بیرون. دستاش رو کرد توی موهام و ازم خواست دهنمو باز نگه دارم . کیرش و می کرد توی حلقم و در می اورد. اشکم داشت در می اومد. تا ته حلقه م می کرد تووووبعدش من و برگردوند به شکم و پاهام بست و به زور من و خودش کیرش و کرد توی کوسم . یه اه بلند کشیدم و اون شروع کرد به زدن. با هر اه و ناله ی من داد می زد جوووووووووووون. جیگرتووووووووووووو. همین بود که باعث می شد صدای من بالاتر بره. بعدش کیرش رو در اورد و منو برگردوند. خودش دراز کشید و بر عکس نشستم روی کیرش . یعنی پشتم بهش بود. من بالا پایین می شدم و اون با سوراخ کونم بازی می کرد.خیلی حالم بد بود. با سینه هام بازی می کردم و بالا و پایین می کردم خودمو. اون هم می گفت: بی شرففففففففف! این جوری نکن الان ابم می اددددد!تا می خواست ابش بیاد کیرش رو می کشیدم بیرون و یه کم ازش لب می گرفتم و یه پوزیشن دیگه.این سری من رو خوابوند و پاهام و تا کرد و قفل کرد توی دستاش. من کاملا دو لا شده بودم . همون جوری گذاشت توی کوسم . جیغی بود که می کشیدم. اون هم که طبق معمول می گفت: جوووونم! عزیزمممممممم! جووووون!یه چند تا این جوری زد و خواست که چهار دست و پا بشم. چهار دست و پا که شدم دستاش و دور کمر حلقه کرد و کیرش و کرد توو. از کمرم گرفته بودم و تکونم می داد و خودش تلمبه میزد. کم کم خم شد روم و سرش رو رسوند به سر من . سرم و برگردونم و با هم لب بازی کردیم . اون قدر بهم حال می داد که نمی تونستم صدام در نیاد! همین جوری که لب بازی می کردیم و کیرش توی کوسم بود صدای اه و ناله هم می اومد.دیگه کم کم داشت اشکم در می اومد. جیگرم داشت ابش می اومد . تند تر و تند تر شروع کرد به تلمبه زدن و یه داد مردونه کشید و کیرش و کشید بیرون . سریع برگشتم و گفتم بریز روی شکمم . اون هم ریخت. اون قدر جهشش زیاد بود که تا چونم ریخت! همون لحظه شروع کردن با ور رفتن با کوس من و خوردن سینه هام. من هم که حشرییییییییییییی در کسری از ثانیه ارضا شدم و ول شدم روی تخت. جفتمونم خیس عرق شده بودیم .لبام و بوسید گفت: همیشه کاری می کنی که بگم! بهترین سکسم بود&#8230;! دوستت دارم گلم!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%be%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2572</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کیر خوار  میلف گونه و کس دادن به دو شاه کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 Nov 2019 07:11:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هزارتا]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود همه شما میدونید که فیلم سکسی اولین دوستی علاقه شدیدی توش هس.اینم بگم شماره مینا رو از دوس دختر رفیقم به هزار مکافات گرفتم.1سال تلفنی با سکسی هم رابطه داشتیم هنوز ندیده بودمش ولی شاه کس دوس داشتم و میخواسم بگیرمش (ناشی بودم)سره همین جریان 1سال باهم قهر بودیم که یه کونی روز زنگ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود همه شما میدونید که فیلم سکسی اولین دوستی علاقه شدیدی توش هس.اینم</h2>
<p>بگم شماره مینا رو از دوس دختر رفیقم به هزار مکافات گرفتم.1سال تلفنی با سکسی هم رابطه داشتیم هنوز ندیده بودمش</p>
<h3>ولی شاه کس دوس داشتم و میخواسم بگیرمش (ناشی بودم)سره همین جریان</h3>
<p>1سال باهم قهر بودیم که یه کونی روز زنگ زد گفت میخوام ببینمت منم اینقدر خوشحال بودم که نگو.خلاصه ما رفتیم</p>
<h4>دیدیمش جنده بد نبود ولی خوبم نبود راستشو بخواین وقتی دیدمش</h4>
<p>به خودم کلی فحش دادم که پستون عاشق کی شده بودم و واسه کی خودکشی کرده بودم!!!بعد از اون دیدار ازش</p>
<h5>زده شدم کوس ولی میخواسم بکنمش اخه خیلی خرج رو دستم</h5>
<p>گذاشته بود.کم کم بحث سکس وباز کردم 1ماه طول کشید تا اومد تو راه قرار شد بریم باهم باغ پدربزرگم رفتم دنبالش سکس داستان یه تاکسی گرفتیمو</p>
<h6>رفتیم کسی تو باغ نبود نه داییم نه ایران سکس کارگرای باغ</h6>
<p>در خونه باغی قفل بود تو این فکر بودم که چیکار کنم که در باغ باز شدو ماشین داییم که داره میاد به مینا گفتم بره لای درختا که نبیننش بعد سلام لیک با دایی و هزارتا تیه به من دیگه زدم به سیم اخر من که ابروم رفته بود ازتو خونه یه زیر انداز با یه پتو ورداشتم رفتم تو درختا مینا میترسید باراولش بود کنارش نشستم اومدم ازش لب بگیرم بهم گف من یاد ندارم منم گفتم کاری نداره لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردم به لب خوری مینا یه دختره خاوری(سوسانو)بود هیکل گوشتی سفید .کمکم لباساشو در اوردم سینه هاش اندازه هلو بود سفید نررررم منم مثل مث وحشیا میخوردم کیرم مث سنگ شده بود داشتم از لذت میمردم لباسامو سه سوته در اوردم باز افتادم به جونش لباش سینه هاش گردنش ایقدر لیس زدم که داش از حال میرفت شلوارشو در اوردم یه شورت توری سفید پاش بودیه کس باد کرده هنگ کرده بودم دوس داشتم از کس بکنم ولی چه فایده که ورود ممنوع بودساک که هر کاری کردم نزد منم بیخیال شدمم رفتم سوراغ کونش سفید مث برف نرم تپل هر چی بگم ار این کون کم گفتم بایه تف جانانه سر کیرم اروم گذاشتم دم سوراخ با فشار داشتم میدادم تو مینا هم که فقط درد داشت میکشید صورتش قرمز با یه دستش دست منو سفت گرفته بود با اون دستشم جلو دهنشو که صداش در نیاد رو خودم کنترل نداشتم دیگه مث وحشیاهمه کیرمو کردم تو ایییییی مث مرد تلمبه میزدم کم کم داشتم ارضا میشدم میخواسم کیرمو در یارم که وقت نشد همشو خالی کردم تو کونش 5دقیقه روش دراز کشیدم.بعد سکس حالم از خودم بهم میخورد شاید من حال کرده بودم ولی مینا فقط عذاب کشید (سکس خوبه ولی باید بدونی معنی سکس چیه که اونوقت من نمیدونسم فکر میکردم فقط خودم باید ارضا شم)البته بعدا جبران کردم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2563</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس خیس دو شاه کس , حتما ببینید</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Nov 2019 08:07:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[باکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تعمیرگاه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جامونو]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیرانداز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاشون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[80 و با دختر عموم فیلم سکسی 1سالی میشه که ازدواج کردم پسر عموم که اسمش امینه 1 سال زود تر از من ازدواج کرده و اسم سکسی خانومش لیلی است از همون اولی که شاه کس من این لیلی خوشگله رو دیدم بدجور ازش خوشم اومده بود البته به نظر میومد کونی که اونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>80 و با دختر عموم فیلم سکسی 1سالی میشه که ازدواج کردم پسر</h2>
<p>عموم که اسمش امینه 1 سال زود تر از من ازدواج کرده و اسم سکسی خانومش لیلی است از همون اولی</p>
<h3>که شاه کس من این لیلی خوشگله رو دیدم بدجور ازش خوشم</h3>
<p>اومده بود البته به نظر میومد کونی که اونم همین احساسو نسبت به من داره اخه زیاد با من صمیمی شده</p>
<h4>بود جنده و جلوی من خیلی راحت میپوشید ولی من چون</h4>
<p>تازه نامزد کرده بودم و از پستون طرفی لیلی زن پسر عموم بود سعی میکردم زیاد بهش فکر نکنم در مورده</p>
<h5>لیلی هم کوس بگم که قدش حدود 165 و وزنش 60</h5>
<p>سینه های رو فرم و اندامی کاملا سکسی داره خلاصه 1 مدت گذشت 1 روز که سر کار بودم لیلی جونم اس سکس داستان داد یادم نیست</p>
<h6>دقیقا چی بود ولی یادمه 1 اس عاشقونه ایران سکس بود منم</h6>
<p>1 اس براش فرستادم باز اون فرستاد و خلاصه اون روز شاید 15تا اس برام فرستاد که من احساس کردم که اونم بدش نمیاد اینجوری بود که رفتم تو نخش روز بعدشو مرخصی گرفتم یه خورده کار داشتم میبایست برم نظام مهندسی که به محل کار لیلی هم نزدیک بود و همینطور تعمیرگاه شوهرش کارم تموم شد زنگ زدم بهش و گفتم میرم پیش امین اونم گفت منم میام اونجا بعد میرم خونه بابا(منظورش عموم بود)خونه من نزدیک عمومه که گفتم بیا اگه شد با هم میریم خلاصه ما رفتیم پیشه امینو بعد از نیم ساعت لیلی جونم امد من که خواستم برم امین گفت اگه خونه میری لیلی رو هم ببر که من هم قبول کردم و این اولین باری شد که منو لیلی تنها شدیم انداختم تو یه مسیر خلوت و سر صحبتو باز کردم ولی اونروز فقط تونستم یه لب ازش بگیرم چند روز بعد با لیلی جونم هماهنگ کردیم و با هم قرار گذاشتیم من همیشه تا ساعت 6 سر کارم اونروز ساعت 1 مرخصی گرفتم و رفتم دنبال لیلی و با هم رفتیو بیرون 1 جای دنج دور از دسترس زیر سایه درخت پیدا کردیمو نشستیم من همیشه 1 زیرانداز تو ماشینم هست خلاصه چند دقیقه ای همینطور الکی کس شعر گفتیمو کم کم شروع به بوسیدن لیلی جون کردم از دستش شرو کردم که تئ دستم بود بعد یه بوس کوچولو از لپش کردم و همینطور به لباش نزدیک شدم اول که لبشو بوسیدم یه بوس کوچولو بود بعد همینجور طولانیتر شد تا لبامون تو هم گره خورد وشروع به خوردن لبای هم کردیم که واقعا تو کارش وارد بود الان که دارم مینویسم ارش کوچولو داره نبض میزنه البته منم تو خوردنو حشری کردن دخترا مهارت دارم بعد از یه کم خوردن شالشو دراوردم و شرو کردم به خوردن گردن و لاله گوشش لیلی هم خیلی زن حشری و هاتیه و انتچنان اه ناله میکرد که پیش خودم میگفتم خدا رو شکر که جای خلوتی هستیم کم کم لیلی دکمه های پیراهنمو باز کرد و شرو کرد به خوردن سینه و شکم من منو دست انداخته بودم تو مانتوش و سینه هاشو میمالیدم که یواش یواش دکمه هاشو باز کردم و تاپشو دادم بالا و از رو سوتین یه گاز کوچولو از نوک سینش گرفته یه اه باحا کشید که نزدیک بود ابم بیادبعد سوتینشو زدم بالا وای عجب سینه ای داشت سایز 75 سفید با نوک قهوه ای یه چند لحظه فقط نگاشون میکردم بعد شرو کردم به خوردن یکیشونو میخوردم و اون یکیرو با دست میمالیدم لیلی هم که دیگه تو این دنیا نبود چشاشو بسته بود و اه و نالش رو هوا بود بعد حدود 10 دقیقه خوردن باز رفتم بالا تر و گردن و گوششو شروع به خوردن کردم و بعد لب زبونمو کرده بودم تو دهنش واونم الحق که اینگاره بود باز دوباره اومدم سمت سینه کم کم پایینتر رفتم و دکمه شلوارشو باز کردم وهمینجور که شکمو سینشو میخوردم دستمو کردم تو شلوارش و شرروع کردم با بازی کردن با کسش از روشرت بعد دستمو کردم تو شرتش وای کس داغشو که لمس کردم باورم نمیشد که کس خوشگل لیلی جون تو دستمه خیس خیس بود البته اونم بیکار نبود و دستش تو شرت من بود و داشت باکیرم ور میرفت دیگه لیلی تو این عالم نبود شلوارو شرتشو دراوردم پاهاشو دادم بالا یه کم کسشو با انگشت مالیدم بعد شرو به خوردن کردم از رونش شروع کردم و کم کم زبونمو به کسش رسوندم عجب کسی بود صورتی موهاشم که تازه زده بود واقعا دیوونه کننده بود یکی دو بار زبونمو روی درز کسش از پایین تا بالا کشیدم و بعد شروع به خوردن چوچولش کردم چه مزه باحالی داشت هنوز مزش تو دهنمه الان که یادش میفتم دهنم اب میشه وچند باری هم زبونمو میکردم توی سوراخ کسش و میچرخوندم حدود 10دقیقه تو همین حال بودم که دیدم لیلی دیگه اه و نالش تبدیل به جیغ شده و سر منو محکم به کسش فشار میده یه لحظه یه جیغ زدو اروم گرفت و دهنو صورت منو پر اب کرد منم بلند شدم کنارش دراز کشیدم یه کم ماسازش دادم تا سر حال اومد حالا دیگه نوبت لیلی جون بود شرو کرد به خوردن من از ابم گرفت رفت سمت گوش وگردن سینه وتارسید به شکمم همینجور که شکمو سینمو میخورد از رو شلوارم که هنوز درش نیورده بودم کیرمو میمالید بعد شلوارو شرتمو با هم دراورد و کیرم که حالا راست راست ونزدیک بود دیگه زیر اون فشار بشکنه مثل یک فنر پرید بیرون گفت وای چه کیر باحالی داری ارش جون گفتم چطور گفت خیلی خوش فرمه از ماله امین بزرگترو کلفت تره مال امین خیلی گوچیکه ،کیر من حدوده 20سانت و حدود 3سانت قطر داره گفتم همش ماله خودته لیلی جونم تا اینو گفتم عین این کیر ندیده ها افتاد به جون کیرم خیلی باحال میخورد همه کیرمو میکرد تو دهنش ودر میاورد و بیضه هامو میخورد که خیلی حال میداد سر کیرمو مک میزد بع د چند دقیقه من چرخوندمش روی خودم به حالت 69 و همزمان که لیلی کیرمو میخورد منم کسشو میخوردم و انگشتمو خیس مسکردم و میکرد توی سوراخ کونش که این خیلی بهش حال میداد چون هر وقت این کارو میکردم یه اه جانانه میکشید 10 دقیقه ای که کیرمو خورد احساس کردم دارم میام گفتم لیلی دارم میام و اون همینطور ادامه داد تا ابم اومد و همشو ریختم تو دهنش و انم همشو خورد دیگه هر دوتامون بی حال شده بودیم کنار هم 5 دقیقه ای دراز کشیدیم تا یه کم حالمون سر جاش اومد یه نگاه بهش کردمو دستمو گذاشتم روی کسش دیدم یه لبخند ناز زد منم خندیدمو باز شروع کردیم اینبار زیاد نخوردمش پاهاشو دادم بالا و کیرمو با کسش تنظیم کردم یه کم کیرمو روی کسش مالیدم تا خودش بگه بعد دو سه بار مالیدن گفت ارش دارم دیوونه میشم بکن تو کسم منم نامردی نکردم کش که هنوز خیس بود تا دسته کردم تو کسش انگار راست میگفت که کیر امین خیای کوچیکه چون کسش خیلی تنگ بو داغ وشروع کردم به تلمبه زدن چون ابم یه بار اومده بود خ<br />
یالم راحت بود که حالا حالاها نمیاد من تلمبه میزدم و اونم قربون صدقه خودمو کیرم میرفت بعد چند دقیقه جامونو عوض کردیم و لیلی اومد روی من کیرمو با کسش تنظیم کرد وشروع به بالا و پایین شدن کرد منم سینه های خوشگلشو میمالیدم و گاهی خم میشد و همزمان لب میگرفتیم اما انگار اب من اومدنی نبود ایندفه به حالت سگی کردمش وای که کردن کس از پشت چه حالی میده بعد کلی تلمبه زدن همزمان با انگشتمم با سوراخ کونش ور میرفتم اونم با چوچولش بازی میکرد بعد کیرمو دراوردم وگفتم لیلی از عقب اجازه میدی یه کمی ناز کرد ولی قبول کرد منم که طی گایش کسش حسابی کونشو با انگشت اماده کرده بودم کیرمو اول گذاشتم دهنش که بخوره تا ببینه کسش چه مزه ایه بعد یه تف انداختم دم سوراخ کونشو کیرمو اروم حول دادم تو و صی سه مرحله کیرم تا دسته تو کون لیلی جونم بود که عجب کونی بود انگار گذاشته بودم لای گیره چند لحظه نگه داشتم بعد تلمبه زدن شروع شد اول یه خورده اخ و ناله کرد و میگفت ارش سوختم جون لیلی در بیار من گفتم چند لحظه صبر کن خوب میشه و همینطورم شد بعد چندتا تلمبه زدن دیدم که داره اه اه میکنه و میگه تند تند بکن منم که دیگه تو اوج بودم نزدیک بود ابم بیاد گفتم لیلی دارم میام گفت همونجا خالی کن منم چنتا تلمبه زدم همه ابمو با فشار تو کونش خالی کردم و همونجا روش افتادم بعد 2،3 دقیقه بلند شدم کیرم که از تو کونش در اومد دیدم کلی گشاد شده یه بوس کوچولو از لپش کردم ازش تشکر کردم و کنارش چند دقیقه دراز کشیدم و ماسازش دادم تا سر حال شد لبلسامونو پوشیدیم برگشتیم طرف خونه بهش گفتم این بهترین سکسم بود که تا حالا داشتم اونم گفت که به اونم خیلی حال داده و دو سه بار ارضا شده رسوندمش جلوی خونشون یه لب جانانه گرفتیم و پیاده شدبعد از اونم چند بار با هم سکس کردیم که بعدا می نویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176998</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.016 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 04:23:39 by W3 Total Cache
-->